All language subtitles for A.Love.Story.of.Oiled.Paper.Umbrella.EP01

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت اول =

[داستان عاشقانه چتر کاغذی]

[قسمت اول]

در دوران یونگ چانگ

اهریمن ها به دنیای انسان ها حمله کردن

مردم داجو رنج زیادی کشیدن

خوشبختانه لی شی یی، بزرگترین شکارچی اهریمنان دنیا

و بای زه گونگ با هم کار کردن

هزاران اهریمن رو اسیر

و اونا رو در طومار کوهها و دریاها مهر و موم کردن

این یه سلاح جادویی که توسط خاندان بای زه برای نسل ها محافظت میشه

ولی اونا نمیدونستن کسی که از طومار استفاده میکنه

به طور اجتناب ناپذیری متحمل عواقب جدی میشه

بلافاصله بعد از استفاده از اون تمام خاندان بای زه اعدام شدن

لی شی یی به طرز غم انگیزی تو خونش مرد

از اون موقع طومار ناپدید شد

[پونزده سال بعد]

ارباب

نزدیک‌نشو

نزدیک‌نشو

من

منگ شی جو‌

متخصص فروش خونه هایی که توش قتل اتفاق افتاده هستم

بقیه شیائو جیو صدام میکنن

برترین مامور فروش زن تو شهر چانگ له

[نماینده: منگ شی جو]

خونه ای نیست که نتونم بفروشم

این خونه بدنام ترین خونه تو شهر چانگ له ست

امروز میفروشمش

[غرفه ووشو بهتون کمک میکنیم تا رویای خودتون رو برای زندگی تو شهر چانگ له محقق کنین]

بیاین بفروشیمش

چیدمانش خیلی زیباست

ولی یه خونه بدنامه

دوستان توجه کنین

دوستان توجه کنین

این خونه

نقشه ی خیلی فشرده ای داره

سه اتاق و یه حیاط کوچیک

رو به جنوب و پشتش رو به شماله

خیلی خوبه

به خصوص مناسب برای

زوج های جوونی که سال ها تو

شهر چانگ له زحمت کشیدن

رو به جنوب و پشتش رو به شماله

اتاق اصلی خیلی کوچیکه

جناب

بهش فکر کن نباید اینجوری بگی

نیازی نیست قیمت خونه های

بازار شرقی

شهر چانگ له رو‌بهت بگم

کنارش

عمارت وزیره راسته

مکتب پینگ یینگ

درست پایین خیابونه

یه مکتب تعیین شده توسط حکومته

که با هر مقدار پولی نمیشه واردش شد

عالیه نگران نباش

از اونجایی که یه خونه ای که توش قتل اتفاق افتاده

چرا بهمون

نمیگی که

افراد خونه چه جوری مردن؟

اره دربارش بهمون بگو

اره تا بتونیم دیگه نگران نباشیم

البته که

افراد این خونه مردن

ولی خونه ای

که ارزون باشه

خیلی مناسبه درسته

دارم

درست میگم نه؟

ارزونه

صاحب و همسرش

تو جایی که وایستادی مردن

اینجا صحنه جنایت

معروف

پرونده قتل عام خیابان جوچوئه ست

از کجا میدونه؟

...اون

چیزی نیست

چیزی نیست

نگران نباشین

میرم بررسیش کنم

نترسین

فقط یه جارو قدیمیه

چتر کوچولو

بیشتر از بیست ساله که با منی

چرا امروز یهویی واکنش نشون میدی؟

عجیبه

چیزی نیست

فقط یه جارو قدیمیه

فقط یه جارو قدیمیه

منتظرم بمونین

منتظرم بمونین

[چتر فروشی نان]

♫بارون میباره♫

♫بدون چتر، بارون جوهر رو روشن میکنه♫

♫کلماتت منو زنده میکنن♫

باید خسته باشی شیائو یی

بیا یکم شیرینی بخور

[ نان فنگ یی، دیوان قضائی و تجدید نظر]

♫تو این دنیا♫

این دفعه دیگه چیه؟

بیا

بشین

[نان سی شو، صاحب غرفه چتر نان]

هیچ دختری بهت علاقه نداره درسته؟

نه

بیا

سوپ مرغ عالی

میتونه گردش خونت رو فعال کنه

ایمنی بدنت رو بهبود بده

اینارو ببین

قرص تیان وانگ

قرص جه بائو

قرص شان های

قرص بن سائو ئه

طلسم بن دائو

بالاترین سطح طلسم یه شکارچی اهریمن درجه پنجمه

نمیشه تو یه لحظه بهش رسید

اگه اینجوری انجامش بدی

از مسمومیت میمیرم

به علاوه این چهارتا قرص یه شکلن

نباید اینجوری بگی

اون موقع

من بودم که خرابکاریتو میشستمو

بهت غذا میدادم

به خاطر تو

هرگز ازدواج نکردم

و هرگز شکایت نکردم

اگه سوپ و تا اخر نخوری

قلبم میشکنه

میخورم

هیچ کسی متوجه نشده که داری این طلسم رو تمرین میکنی نه؟

نه

مطمئنی هیچ دختری بهت علاقه نداره؟

چه طور ممکنه؟

این که نباشه خوبه

دارم بهت میگم

حتی یه دختر

تو این محله هم

یه کوچولو نباید بهت علاقه داشته باشه

اونا

هرگز

هیچ فکری دربارت ندارن

پس خوبه

اینکه خوب باشه یا نه

ربطی نداره

دوباره میگم

فقط با حفظ باکرگیت

میتونی انرژی یانگ بیشتری جذب کنی

روی طلسم مسلط تر بشی

پدرت جوون پرشوری بود

قبل از اینکه به طلسم مسلط بشه

اینکه بتونه هوس رو کنترل کنه

خیلی براش سخت بود

وقتی یاد پدرت میفتم همیشه عصبانی میشی

به نظر میاد هنوز نبخشیدیش

تمام این سال‌ها مخفیانه زندگی می‌کردم و تمرین کردم

همه به لطف اونه

درسته دلیلی هست نمیشه بخشیدش

برادر نان

برادر نان

خونه خریدم

برادر نان

خونه خریدم

خونه ای که توش قتل اتفاق افتاده خریدی

خب یه طبیب کالبد شکافم

پر از عدالتم

به علاوه خونه خیلی خوبه

دیوان تو چند قدمیشه

حتی نزدیکش یه مکتب حکومتی هست

راستی

برادر نان

من و پی رونگ

پونصد هزار سکه ای رو که قرض کردی رو

با چونه زدن نگه داشتیم

ادمین یا اهریمن؟

[پی رونگ، همسر طبیب کالبد شکاف]

شوهرم از افراد دیوان قضایی و تجدیدنظره

کالبد شکافی این پرونده

با خودش بوده

کالبد شکافی؟

الان دیگه

کسی نمونده

[هوی فانگ، دیوان قضایی و تجدیدنظر]

با پونصد سکه

بهم بفروشش

منم با اکراه

میخرمش

پی رونگ چطور؟

پی رونگ بارداره

بگیرش

پونصد هزار سکه ارزون تر بوده

نمیگیرمش

نمیگیرمش

حالا که اصرار داره

باید براش مراسم انجام بدم

ولی نمیتونم بذارم هوی فانگ بفهمه که از طلسم استفاده میکنم

یا رازم رو کشف کنه

[ غرفه دان وو]

این خونه

موقعیت خیلی خوبی داره

ولی یه نفر اونجا مرده

صحبت از مرگ و میر شد

کدوم خونه قدیمی هست که اینجوری نباشه

اینجا

حیاط زیبایی داره

اگه واقعا نگرانی

برات

یه مراسم

جن گیری

ارزون انجام میدم

[وو شو، پدر خونده منگ شی جو]

تضمین میکنم که تو ارامش

و راحتی زندگی میکنین

یه دختر جوون

میتونه انجامش بده؟

فکر میکنی چرا این همه زحمت کشیدم تا بزرگش کنم؟

نمیخوام حقیقت مخفی کنم

پدرش

در واقع

بزرگترین شکارچی اهریمن دنیا

لی شی یی بوده

اون دختر لی شی یی ئه؟

پس ترتیب خونه رو بده

باشه

فردا برمیگردیم

به سلامت

خداحافظ

خدایا

حتی وقت غذا خوردن هم ندارم

چرا اینقدر زود برگشتی؟- ووشو-

اون خونه رو فروختی؟

پول کجاست؟

پول کجاست؟

پول کو

پونصد هزار سکه کمه

عمو نمیدونی که

یه طبیب کالبد شکاف پیدا شدو صحنه رو بازسازی کرد

یه گربه هم بود که خیلی عجیب بود

همه مشتری ها از ترس فرار کردن

خب

پونصد هزار سکه بود

میخواستم سریع بفروشمش

...تو

تلاشت خوبه

برای هیچی خوب نیستی

حتی ازمون عمارت اسمان هم

نمیتونی بدی

حتی برای فروش هم خوب نیستی

میدونم استعداد زیادی ندارم

دیگه امیدی به شکارچی اهریمن شدن ندارم

پس چرا هر روز اون چتر رو داری؟

پدرت لی شی یی معروفه

باشه

تا زمانی که اینا تموم نشده

نباید بری خونه

عمو

یکم استراحت بده باشه؟

برو

باشه

غرفه وو شو

بهتون کمک میکنیم تا رویاتون تو چانگ له رو پیدا کنین

نگاهی بنداز

برای هیچی خوب نیستی

حتی نتونستی تو ازمون عمارت اسمان قبول بشی

[عمارت اسمان]

میدونم استعداد زیادی ندارم

دیگه امیدی برای شکارچی اهریمن شدن ندارم

استاد

بذارم پایین

تو

واقعا دختر لی شی یی هستی؟

چه طور ممکنه دختر بازنده ای مثل تو داشته باشه؟

هیچ قدرت جادویی ای نداری

[دو یوئه لیان، استاد عمارت اسمان]

چه طور جرات میکنی شکارچی اهریمن بشی؟

معلوم نیست

چند بار ازمون ورودی رو رد شده

[گو جی، استاد عمارت اسمان]

ضعیف به دنیا اومدی

[دو فنگ لی، ارباب عمارت اسمان]

برای انجام طلسم مناسب نیستی

اگه بتونی یه اهریمن کوچیک رو بگیری

به هر روشی که شده

بهت اجازه میدم بدون ازمون وارد عمارت اسمان بشی

اون گربه واقعا عجیب بود

اگه اهریمن باشه

وقتی بگیرمش میتونم وارد اینجا بشم

[عمارت سی کونگ]

اون روز تو این خونه

چترم واکنش نشون داد

اینجا منتظرش می مونم

ببینم واقعا

اهریمنه یا نه

این قدرت عجیب چیه؟

احساس میکنم

نیروم پر شده

نیروی درونیم دو برابر شده

چه قدرت جادویی ای

یعنی اهریمن

گربه رومه؟

باید چیکار کنم؟

یه مرده

میو

میو

میو

یه اهریمنه

نر یا ماده

اول باید بگیرمش

بیا اینجا میومیو

چه میوای

اول میگیرمت

احضار رعد

ارزش اهریمن

شعله پنج رعد

این همون

سازند شعله پنج رعد از خاندان بای زه ست

خیلی وقته ناپدید شده بود

از کجا بلده؟

اهریمن

تو سازند شعله پنج رعدم

شکل واقعیت اشکارمیشه

میومیو

اشتباه گرفتی

همین شکل واقعیمه

بهم دست نزن

تو

از چه جادویی استفاده کردی

که اینجوری بکشیم؟

تو

خودت اومدی سمتم

کیو متهم میکنی

...تو

دوباره از بینیت خون میاد

دو تا انسان احمق

نباید حوصله میکردم تا بیام ببینمتون

اهریمن

اهریمن؟

کجاست؟

وایستا

هاله سیاه از خودش داره

به زبون ادما حرف میزنه

میتونه بفهمه که اهریمنم

اون قابلیت شناسایی اهریمن رو داره؟

برادر

طبیب کالبد شکاف

همدیگه رو میشناسین؟

درسته

این همون

منگ شی جوئه

خونه رو بهم فروخته

این کیه؟

اون

از افراد دیوان قضایی و تجدیدنظر

نان فنگ یی

دیوان قضایی و تجدید نظر؟

مخصوصا اومده که

برای جن گیری کمکم کنه

میتونی جن گیری کنی؟

جای تعجب نیست

میدونستی چه طور از طلسم استفاده کنی

اونجوری

طلسم؟- کدو-

گفتی باید تو خونه

کدو اویزون کنیم نه

برای صاحبش خوبه

کدو

اون گربه

گفتی اهریمنه؟

درسته

با چشم خودم دیدم

یه اهریمنه

...تو

خونه اهریمن هست؟

گوش کن طبیب کالبد شکاف

اهریمن باشه یا نه

کمکت میکنم ازش خلاص بشی

میخوای امتحان منی؟

هزار سکه

هزار سکه؟- ابزار جادو نداره-

میتونه با چشمش اهریمن رو تشخیص شده

چه نوع توانایی خاصه؟

برادر نان هم میتونه

نه

خونه رو مجانی تمیز میکنیم

وقتی همه چیز مرتب شد

میتونین بیاین

خیلی اطمینان بخشه

حرفه ای به نظر میاد

پونصد سکه

پونصد سکه کمتر نمیشه

پونصد سکه

پنجاه سکه

بیشتر نمیشه

...تو

بیا اینجا

بذار بهت بگم

من

قدرت

حرکت دادن ادماهارو دارم

اگه همکاری نکنین

میزارم جلوی دوستت

خجالت زده بشی

گرفتن اهریمن کار اسونی نیست

همش مال تو

هوی فانگ

بسپارش به اون بریم

باشه

چتر بیا

عجیبه

یکم پیش میتونستم قدرتمو کنترل کنم

یعنی الان

از بین رفته؟

این زن

چه طور میتونه کاری کنه به سمتش برم؟

ادعاکرد میتونه اهریمن هارو ببینه

مزخرفه

شیائو یی

امروز عجیبی

چیش عجیبه؟

کسی فهمیده

که میتونی از

طلسم استفاده کنی؟

دایی

روی بدنت

عطر زنانه هست

دایی زیاد بهش فکر میکنی

شیائو یی

تا زمانی چه مشکل خاندان بای زه حل نشده

نباید به مسائل شخصیت برسی

الان مهم ترین لحظه ست

حواستو

به خاطر این جور زنا

پرت نکن

فهمیدی؟

حرف بزن

[قصر سلطنتی]

[مینگ زونگ ، امپراتور داجو]

نان فنگ یی

تمام خاندان بای زه تو یه روز اعدام شدن

باوردارم که خیلی خوب میدونی

زنده نگهت داشتم

تا بعدا

بتونی هر زمانی بهم خدمت کنی

تا زمانی که عمر دارم

قدردان محبت اعلیحضرت هستم

جناب پی

[پی شون، رئیس دیوان قضایی و تجدیدنظر]

اعلیحضرت

بلند شو

امروز گفتم به اینجا بیاین

تا درباره سیتو هان شان حرف بزنیم

برای حفظ صلح داجو

باید از شرش خلاص بشیم

تمام مدت مخفیانه

در حال جمع اوری مدرک

از دسته و فساد وزیر راست بودم

ولی

وزیر راست خیلی حیله گره

هیچ اثری ازش باقی نمونده

و اینکه

عمارت سیتو همیشه به شدت محافظت میشه

رسیدن به حساب هاش

خیلی سخته

اگه صبر کنیم

فرصتی پیدا میشه

[شما به ضیافت تولد که وزیر راست دعوت شدین]

تمام غذاهایی که

تو داجو وجود داره

مورد علاقه گربه هاست

رو اوردم

متاسفم

یکم پودر بیهوشی بهش اضافه کردم

وزیر سیتو واقعا میدونه چه طور با ادما کنار بیاد

یه صحنه نمایش برای جلب توجه بیرون گذاشته

ضیافت مجلل داخله تا ارتباط راحت تر باشه

پی هستم

اومدم تا ضیافت چهل سالگی وزیر رو بهشون تبریک بگم

[هان چی، محافظ وزیر راست]

هدیه ست

بیاین داخل

نمیدونی چقدر گرونه؟

برو دنبالش

خودتو خیس نکن

باشه

خیلی عجیبه

گرفتنش

تویی میومیو؟

چرا نمی تونم هاله اهریمنیت رو حس کنم؟

و اینکه

نمیفهمم چی میگی

سال های باقیمونده من

تو اینو گذاشتی میو میو؟

پس این گربه

متعلق به پسر ارباب سی کونگ

سی کونگ شی بوده

جای تعجب نیست که نمیخواد این عمارت رو ترک کنه

در واقع یه گربه مهربونه

جناب پی از دیوان قضایی و تجدیدنظر رو دیدی؟

ندیدم

برو پیداش کن

بله

عجله کن

برادر پی

تو عمارت سی کونگ چیکار میکنی؟

واقعا گربه کوچولو حریصه

...انگار پودر

اثر

کرده

...تو

کی هستی؟

بد نیست چتر کوچولو

نه

تمومه

چتر کوچولو دوباره تو لحظه حساس از کار افتاد

چتر کوچولو

چتر کوچولو

چتر کوچولو

نجاتم بده

دوباره این حس عجیب

به نظر میاد که قدرت جادوییم یهویی زیاد شده

چه خبره؟

نجاتم بده

تو کشتیش

...من

اهریمن

کی فرستادتت؟

چرا کشتیش؟

من نبودم

چترم بود

خودمم نمیدونه چه خبره

جناب نان

من همونی هستم که خونه میفروشه

یادته؟

تو همین خونه همین دیگه رو دیدیم

گول ظاهرش رو نخور

بدنش

شبیه یه عروسک کنترل شده بود

مزخرفه

اون رئیس دیوان قضائی و تجدیدنظر بود

رئیس دیوان؟

تمومه

وقتی بریم دیوان

همه چیز رو توضیح میدی

ببرینش

[عمارت سیتو]

ارباب

پی شون مرده

[ سیتو هان شان، وزیر راست]

چه طور مرده؟

یه زن

تو عمارت بغلی

با چتر زدتش

انتظار نداشتم به عروسک

انقدر راحت کشته بشه

مهم نیست

مرده دیگه

ولی

اگه دیوان کالبد شکافی کنه

نقشمون خراب میشه

درسته باید بیشتر مراقب باشیم

هان چی

بدن پی شون رو

بهش رسیدگی کن

بله

امشب رو

باید ادامه بدیم؟

فراموشش کن

منتظر فرصتی دیگه باش

بله

[دیوان قضایی و تجدیدنظر]

برو

برو داخل

این زخم چیه؟

جناب پی با سلاح زخمیم کرد

می خواست منو‌بکشه

چاره ای جز این نداشتم که با تمام قدرتم مقابله کنم

جناب پی با سلاح بهت حمله کرد؟

درسته

ولی جناب پی قدرت جادویی نداره

نداره؟

نداره؟

جناب نان

کسیو نکشتم جناب نان

[منگ شی جو جوان]

چیزی که بالاست دائو ئه

چیزی که پایینه چی

این همون

[لی شی یی، پدر منگ شی جو]

راه شکار اهریمنه

پدر واقعا یه شکارچی اهریمن هستی؟

چرا هرگز ندیدم که اهریمن بگیری؟

همه اهریمن های دنیا

تو طومار کوه ها و دریاها اسیر شدن

هیچ اهریمنی باقی نمونده که بتونم بگیرمش

وقتی بزرگ شدم میخوام

بزرگترین شکارچی اهریمن دنیا باشم

پدر

کار من نیست

کار من نیست

پدر

اولین اهریمن رو گرفتم

ولی هرگز انتظارش رو نداشتم

اینطوری بشه

منگ شی جو

یه نماینده ثبت شده تو شهره

عمدتا به خرید خونه های بد نام با قیمت پایین و فروش مجدد مشغوله

هیچ ارتباطی بین اون

[هو تینگ، دیوان قضایی و تجدیدنظر]

و جناب پی و جناب سیتو نیست

دیدم که برادر پی

وارد عمارت سیتو شد

شاید دفتر حساب هارو پیدا کرده

ولی برای فرار ترسیده بوده

وارد عمارت بغلی شده

ولی بااین وجود

چرا منگ شی جو کشتتش؟

ممکنه

برادر پی واقعا

همون طور که اون گفت توسط چیزی تسخیر شده بوده؟

فرمانده

سلاحی نبوده

دفتری هم تو صحنه پیدا نشده

[هو شیائو، دیوان قضایی و تجدیدنظر]

تقریبا مطمئن هستم که جناب پی

به اون منگ اسیبی نزده

بهت گفتم پر از دروغه

در مورد عمارت سیتو چطور؟

امشب چیز غیرعادی وجود داشته؟

هیچ چیز غیرعادی نیست

درست نیست

نگهبانان عمارت سیتو

به وضوح به دنبالش بودن

راستی

تو وسایل

منگ شی جو

یه کتاب پیدا کردیم

متعلق به سی کونگ شی ست

[سال های باقیمونده من]

که مربوط به پرونده قتل عام خیابان جو چوئه ست

حتی غذایی با پودر بیهوشی پیدا کردیم

ولی هیچ نشونه ای از حرف زدن با گربه نیست

شاید منگ شی جو

و سی کونگ همدیگه رو میشناختن

برادر

میرم میارمش

ازش میپرسیم

منگ شی جو

باید بازجویی بشی

بریم

...خب

چیزی پیدا کردی؟

حرف بیخودی نزن

وقتی برسیم میفهمی

حتی سلاح های جادویی اهریمن ها

نمیتونه هاله اهریمنی رو تشخیص بده

واقعا یه چیز کنترل کننده وجود داشته؟

این چتر به وضوح قدرت جادویی زیادی داشته

ولی الان از بین رفته

ممکنه

واقعا رازی باشه

دوباره این حس اشنا

نه

بازم این جاذبه عجیب

هو تینگ

تو برو بیرون

تنهایی ازش سوال میپرسم

بله

چیه؟

هنوز بازجویی نکردم

ترسیدی؟

از چی بترسم

همیشه سندانه که چکش رو میشکنه

تو بودی که منو کشیدی؟

چیه؟

میترسی؟

دروغ گفتم

فقط برای گرفتن پول اضافی گفتم

در مورد کشیدن

منم نمیدونم چه اتفاقی میفته

اگه نمیخوای اذیت بشی

اعتراف کن

چه نسبتی با

سی کونگ شی داری؟

سی کونگ شی؟

بگو

نمیدونم سی کونگ شی کیه

نمیدونی سی کونگ شی کیه؟

دقیقا تو اتاق بغلیت نگهداری میشه

خونه ای که به هوی فانگ فروختی

مال اونه

[سی کونگ شی]

دفتر خاطراتش پیش تو بوده

بهم میگی نمیشناسیش؟

ربطی بهم نداریم

تو زندان حتی یه کلمه هم باهاش حرف نزدم

در مورد اون کتاب

پیداش کردم

...اون

...اون

اون اهریمن گربه داشتش

اهریمن گربه

همونی که

اولین باره تو

خونه دیدیمش

مال سی کونگ شی ست

حتما اونو برام اورده

تا یه چیزی بهم بگه

ولی

اون موقع نتونستم نیرومو فعال کنم

نمیتونستم باهاش ​​حرف بزنم

این توانایی که ازش حرف میزنی

دقیقا چیه؟

وقتی فعال میشه می تونم اشکال اهریمن رو ببینم

حتی می تونم با اهریمن ها صحبت کنم

وقتی جناب پی اومد

تونستی اهریمن رو تشخیص بدی؟

درسته

نه

اولش

نتونستم ببینمش

ولی یهویی

تونستم دوباره ببینمش

واضح دیدم

داخل بدنش یه حشره بود

ادامه بده

برای مدت طولانی که تو داجو ممنوع شده

برای همین تعجب کردم

وقتی اون شب دیدمش

فکر می کنی باورت کنم؟

اره

اگه طبیب کالبد شکاف بدنش رو باز کنه

اون حشره بیرون میاد

ثابت میکنه چیزی که گفتم

درسته

برادر

دیوان اتیش گرفته

کتابخونه، انبار و اتاق مطالعه

همه در حال سوختنن

تمام شواهد فیزیکی مهم اینجان

نمیتونیم اجازه بدیم اتفاق بدی بیفته

ببرش

بعدا ازش بازجویی میکنم

چیکار کنیم؟

اگه سرخونه هم بسوزه

...جسد جناب پی هم

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت اول =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.