Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقریباً رسیدیم؟
،اینهمه راهرفتن و راهرفتن و راهرفتن، گییرمو
هیچوقت ازش خسته نمیشی؟
گور پدرش. من پرواز میکنم
!کی با منه؟ خفاش
...اون آدرس رو نداره، پس، میدونید
من آدرس رو ندارم
خونآشامها عاشق باکرههان
غذای مورد علاقهشونه - « گییرمو، مستخدم انسانی نندور » -
و... من تونستم یه گروه با یه نسبت بشدت بالا از باکرهها پیدا کنم
،پس، «نآلاَ»، همونجور که احتمالاً میدونید مخفف نقشآفرینی لایو اَکشنـه
یا طومار رو میدی من، یا طعم غضب بیغال من رو میچشی - « باشگاه «نآلاَ» کالج منطقهای استیتن آیلند » -
بعضیها فکر میکنن که ما یه جورایی واقعیت رو قاتی میکنیم
نگران نباشید، خبر داریم. میدونیم واقعی - « نیست - « جنلف، نقشآفرین لایو اَکشن
نه، واقعیه
آره
برای ترسوندن تاس بریز
ترسوندن نتیجۀ منفی داشت
دوباره تاس بریز
خب، مشخصه که همهشون باکرهان، پس آفرین
ممنون، ارباب
!هیس! گییرمو! باکرهها رو میترسونی
!لهجهت
من ملحق میشم - یک -
من ملحق میشم - دو -
!آره
جنلف داوطلب شده، اعلیحضرت
نه. جنلف بیشتر از 23% جون نداره اشاره به جان یا خون در بازیها که با ضربهخوردن ] [ یا آسیبدیدن شخصیت، خون وی کم میشود
تو هنوز امتیاز کافی داری - تمام افرادی که موافقـن - «جنلف برای اومدن به کاوش امتیاز کافی نداره، بگن «آری
آری
آری
چرا مؤنث کوچولوئه رو نادیده میگیرن؟
احتمالاً جزئی از بازیشونه. وانمود کنن که نامرئیه؟
اسم این رو میذاری میخونۀ سر راهی؟ شهدآبـت مزۀ شاش شیردال میده
من این باکرهها رو نمیخوام
قراره مزۀ خیلی سوزناکی داشته باشن
اوه، بیخیال - بیاید فقط بدجنسه رو بخوریم -
نه، من تو رو میشناسم
اگه بدجنسه رو بخوری، کُل عصر رو بدجنس میشی
!نه، ممنون. این یه کاسه میوۀ گندیدهست
بسیارخب، به نظرم باید آروم بگیری، لعبت من
میای؟ - الان -
ببخشید، جن - ببخشید -
قوی باش، کوچولوی مهربون
یه روزی همهشون میمیرن، و تو سر قبر همهشون میرینی
♪ Norma Tanega - You're Dead ♪
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens
اخیراً، یه خونآشام خیلی قدرتمند و ،باستانی به خونهمون نقل مکان کرده
و اوضاع رو یه خرده... چالشبرانگیز کرده
بارون» وظیفۀ بهدستگرفتن قدرت» در «دنیای جدید» رو بهمون محول کرده
،اون ازمون توقع داشت که «دنیای جدید» رو فتح کرده باشیم ولی من یادم نمیاد هیچوقت بهش اشارهای کرده باشه
،تازه یادم اومد
بار آخری که من و «بارون» داشتیم عشقبازی میکردیم، اون یه چیزی بهم گفت
،اگه یه وقت به «دنیای جدید» رسیدی، عزیزم»
کنترل سرزمین رو به دست بگیر و کُل جمعیت «رو زیر یوغـت دربیار، وگرنه کلّهت رو میخورم
ولی نمیتونستم توجه کنم، چون اون داشت اون کاری که به اندامـت کُلی توجه میکنه رو انجام میداد
کار مورد علاقهش اینه که، این عادت آزاردهنده رو داره که درست در لحظۀ انزال بهت دستور میده
...پس جفتتون در اون لحظه اونجائید، و بعد
با صدای بلند یه دستور میده «و تو میگی: «هان؟ چی؟
«آ... چی؟»
هیچی
«عذر میخوام؟»
«چی داری میگی؟»
و اون هرگز چیزی که گفت رو تکرار نمیکنه
ازت انتظار داره که گوش کرده باشی، در حین انزال
پس به گمونم حالا «دنیای جدید» رو فتح میکنیم
دستـت رو دراز کن... و گردگیری کن
مواظب خونۀ عنکبوت باش
تو خوشـت نمیاد که یه عنکبوت بیاد و خونۀ تو رو - گردگیری کنه، خوشـت میاد، گییرمو؟ - نه به گمونم
بدترین بخشِ
موندن «بارون» پیشمون، مستخدم «بارون»ـه
اون خیلی... چندشآوره
!اوه
،همه رو مضطرب کرده، پشت درها ظاهر میشه
پشت بوتهها
میتونه هرچی که میگیم رو بشنوه
هرچی
از گییرمو بدتره
همیشه هست
...چرا توی چیز داریم دیدار می - !هیس -
چرا توی اتاق مجلل داریم دیدار میکنیم و نه توی کتابخونه؟
چون این یه دیدار محرمانهست
تمام دیدارهای محرمانه توی اتاق مجلل صورت میگیرن
میخوای با سروصدای بیشتری پردهها رو بکشی؟
گیر کرده بود
ببخشید؟ - گیر کرده بود -
حالا، برنامۀ دقیق «بارون» این بود که ما آمریکای شمالی رو فتح کنیم
«راستـش اون گفت: «دنیای جدید - «نه، اون بهطور دقیق گفت «استیتن آیلند -
نه، کُل آمریکای شمالی
پس اونجوری شامل کانادا هم میشه
آخه کسی چی باید از کانادا بخواد؟
ظاهراً، یه تجارت خیلی فعال پوست - سگ آبی وجود داره - اوه
این قضیه مال صدها سال پیشه، ارباب
گییرمو، حرف نزن
کجا بودم؟ بله
ما یه نقشه واسه سلطۀ محض احتیاج داریم
میتونیم شیرهای انسانها رو با شاش جادوگر مسموم کنیم
اون چه نتیجهای داره؟ - میتونیم پادشاه رو ترور کنیم -
ما توی آمریکا پادشاه نداریم - دیگه راحتتر -
این خواستۀ زیادیه
چه ناکس گندۀ فلانفلانشدۀ دهندریدهای، میاد اینجا، بهمون میگه خودمون تکی کنترل کُل «استیتن آیلند» رو به دست بگیریم
درحالیکه شرط میبندم اون بالا داره یه چرت !لذتبخش کوفتی میزنه! امیدوارم خوب بخوابه
!میخوای من بیام یه لالایی برات بخونم؟
ناجا، نه - پسرک لوس - ....ناجا، صدات رو -
صدات رو نبر بالا - ریسکـش خیلی بالاست -
!واق - هیس! ما توی این خونه تنها نیستیم -
گییرمو، پرده رو بررسی کن
خاطرجمع شو برامون گوش وانستاده باشه
سلام
من الان پشت اون پرده گوش واستاده بودم
دیدار محرمانهست، هان؟
نه - نخیر -
راجع به چی داشتید حرف میزدید؟ منم - میتونم ملحق بشم؟ - نه. شرمنده
...داریم
سورپرایز پارتیـت رو برنامهریزی میکنیم - آره -
اوه. یه سورپرایز پارتی، هان؟ - اوهوم -
خب، الان دیگه زیاد سورپرایز حساب نمیشه، میشه؟
میدونید، اگه بخش جالب ،پارتی اینه که یه سورپرایزه
،و تمام... عناصر سورپرایز رو از بین ببری - « کالین رابینسون، خونآشام انرژی » -
اونجوری میشه یه پارتی ساده، درسته؟
...اه - ...پس، بهم بگید واقعاً چه خبره، چون، صادقانه -
بیاید روراست باشیم... شما اصلاً حتی به فکر برگزاری یه جشن برای من نیوفتادید، افتادید؟
بارون» از ما میخواد کنترل» ،سرزمین رو به دست بگیریم
دست کم کنترل «استیتن آیلند» رو - خب، به نظر میاد باید با رهبرهای بومی صحبت کنید -
آره - بله -
باشه، خب، من میتونم در اون خصوص کمک کنم
میتونی؟ - من دقیقاً میدونم با کی باید صحبت کنید و کجا باید برید -
راه رو نشونمون بده، کالین رابینسون
بیاید سفرمون به سلطۀ !محض رو از همین عصر آغاز کنیم
شاید فقط بتونی مقصد رو بهمون بدی، و ما میتونیم زودتر پرواز کنیم و اونجا ببینیمت، کالین رابینسون
پیداکردن یه جورایی سخته
میدونید، راستـش واسه من موردی نداره با اتوبوس بیام
«همه یه جورایی روی بخش «روز ،از «روزرو» تمرکز میکنن
ولی در واقع، هیچکس روی بخش «رو» تمرکز نمیکنه
...میدونید، کُلی راهرفتن
خفاش
اونا هرگز نمیتونن مکان رو پیدا کنن
،البته، همیشه میتونی از اتوبوسهایی که یکطبقه دوطبقهان استفاده کنی، ولی هیچوقت اتوبوس سهطبقه نمیبینی
اونجوری وقتی برن زیر پُلها ضربه میخورن
...من سپاسگزار دیدتون هستم، آقای چپمن، ولی قانون منطقهبندی - « شورای بخش استیتن آیلند، جلسۀ ماهانۀ مقررات منطقهبندی » -
اینا کساییان که بر رعیتهای محلی حکمرانی میکنن؟
بله. شگفتانگیز نیست؟ - نه -
گود کُشتیه؟ - نه. نه. فقط، فقط تماشا کن -
ولی کُشتی کِی شروع میشه؟ - هیچوقت -
اجازۀ صحبت دارید، آقای پیترسون - « باربارا لازارو، رئیس شورا » -
طبق قانون، اگه مسکن آقای چپمن در ابتدا بهعنوان یه - ...کاربری مختلط یا بنای چندخانوار منطقهبندی شده بود « داگ پیترسون، عضو تازهکار شورا » -
من هر هفته میام اینجا
گسترهایه از... ابتذال و یأس
آقای رابینسون؟ بعدش نوبت شماست
آقای رابینسون هست؟ - من میرم یه اَبَرتغذیه کنم، و بعد سریع برمیگردم -
آقای رابینسون، هستید؟
من یه انگشت رو به نشانۀ این که یه ثانیه صبر کنید بالا میگیرم
الان برمیگردم - آره، آره، آره -
شورا. خانم رئیس
وقتی به مقررات منطقهبندی میرسه، من چندتایی نظر دارم
مقررات». یعنی چی؟»
فرهنگ لغات کامل وبستر مقررات» رو یه «... معتبر» معنا میکنه»
ما در اینجا قدرتمون رو مطالبه میکنیم
ما یه لیست از تمام چیزهایی که دوست داریم به محض اینکه خونآشامها به قدرت رسیدن تغییر بدیم درست کردیم
من دوست دارم سازۀ یه گنبد مات ،عظیم به اندازۀ شهر رو ببینم
که شهر رو در بر میگیره، و تماماً آفتاب رو سد میکنه
هیچ صدایی در طول ساعات روشنایی روز نباشه
که صلیبهای تمام کلیساهای محلی از بین بره
ممنوعیت کامل یقهاسکی
یه شبکۀ تلویزیونی مخصوص خونآشامها
من شخصاً برای خودم، کمدی مورد علاقهام «رو میخوام: «نقش بر زمینشدن کشیشها
کنسرتهای هارپسیکورد رایگان ولی اجباری در هر روز هفته
مناطق عاری از راهبه با یه تابلو که روـش زده باشه: «راهبه ممنوع. راهبه ممنوع. ابداً» داریم
پس، بهعنوان حرف پایانی، به امید اینکه هفتۀ ،آینده، من بتونم... یه خرده شفافیت بیشتر
در خصوص جهتی که من احساس میکنم قوانین منطقهبندیمون باید بره ارائه کنم
خیلی ممنون
ممنون، آقای رابینسون
آقای... نندور؟
آقای نندور؟
بله
این با من
سلام و درود، فانیها
مختصرش میکنم
،من، نندور بیرحم
،فاتح هزاران
جنگجوی فناناپذیری که خود رود ،فرات رو دو بار با خون قرمز کرده
بدینوسیله خواستار التماس تماموکمال و !محض این هیئت حاکمه به فرمانـم هستم
تسلیم بشید، عفو میخورید
...مقاومت کنید
تنها مرگ در انتظارتونه
...ممنون از نظراتـت... آقای نندور
خرابـش کرده
حتی به یقیاسکی اشاره هم نکرده
برای مقررات منطقهبندی، ولی... ...اگه دوست دارید برگردید
بله - زمانی که ما یه ... داشته باشیم -
آره، در اونصورت خیلی دوست دارم برگردم
زمانی که یه نشست آزاد داریم، قدمتون - کاملاً روی چشمه که ملحق بشید - عالیه
چه خوب. عالی. کِی میشه؟
حدود دو ماه دیگه
...ولی اگه به تارنمای ما دسترسی پیدا کنید
رایانه دارید؟
اون بهترین زمان برای صحبتکردنتون خواهد بود - عالی. چه خوب -
من در «تنگلوود» زندگی میکنم، و ...میخونۀ همکف زیر آپارتمانـم
بهترین نحو توصیف نندور چجوریه؟ به نظر من
اون متبرکانه تحت فشار پیچیدگیهای تحصیلات دانشگاهی نیست
ولی یه تیشه بهش بدی، دومی نداره
گرچه اون رو به عنوان وکیلمدافعـت نمیخوای
!هه
نذارید چشمـش به این بیوفته
پس، رهبرشون لازارؤ سلیطهست؟ - درسته -
ضعیفترین نقطۀ باربارا لازارو کجا قرار داره؟ - اوه، پاشنۀ آشیلـش؟ -
پس پاشه؟ خب، اون که سادهست
دقیقاً میدونم چیکار کنم - ،منظورم در اسطورگان یونان بود -
یه انسان بود که از ...ـش نگه داشته شده بود - دست از حرفزدن بکش. به نظرت قویترین عضو اون گروه کیه؟ -
خب، خانم لازارو. ولی داگ پیترسون دنبال اینه که در انتخابات آتی عزلـش کنه
یه سری فکر میکنن شانسی داره
اون بیخاصیته که کیف دستـشه؟ - آره -
باید بهعنوان یه هشدار بکُشیمـش؟
،نه. بیاید بهعنوان یه گروگان ازش استفاده کنیم
ولی بعدش من در زیر پوشش شب با - باربارا لازارو ملاقات میکنم - آره
ناجا کو؟
سلام، کوچولوی دهندریده
بیرون داریم یه خرده خوش میگذرونیم، آره؟
نه راستـش - اوه، نه -
یادمه چه حسی داره که ناتوان باشی و بهت بیاحترامی بشه
در وطن توی دهکدهام، من سه هیچ عقب بودم
من یه زن بودم، و خون کولیها توی رگهام بود، و ما به قدری ،فقیر بودیم که از پشگل الاغ بهعنوان سوخت استفاده میکردیم
،و زمانی که پشگل الاغ ته میکشید مجبور میشدیم الاغه رو بسوزونیم
پس آره، من میدونم چه حسی داره که مسخره بشی و اذیتـت کنن
و شبها با نور الاغِ در حال سوختن با گریه خودم رو بخوابونم
اون عنهای سگ احترام شدیدی که لایقـشی رو بهت نمیذارن؟
آره
بیا. بیا قدم بزنیم و راجع به اینکه آینده برای جنای جدید چطور میتونه باشه صحبت کنیم
حالا، برنامۀ من اینه که اعتماد باربارا لازارو رو جلب کنم. من فریبکارم؟
آره، به نظرم هستم
:ولی همونجور که ضربالمثل قدیمی میگه
من نیومدم اینجا که دوست پیدا کنم
اون زر مفته
من دقیقاً واسه همین کار اومدم اینجا
آ... بله؟ - عصربخیر، بانو لازارو -
اسم من لازلو کریونسورثـه
و کی رو اینجا داریم؟
اوه، من شب رو مواظب نوۀ کوچکـمم
چه لقمۀ کوچولوموچولوی دلپذیری میشه
ببخشید، میشناسمتون؟
خب، الان دیگه میشناسید
و اجازه هست بگم که شما اعتباری برای جنبش طرفدار حق رأی زنانـید
و نگاهکردن بهتون هم خیلی خوشاینده
و خوشحالم که میبینم آسیبدیدگی پاتون - سرعتتون رو کم نمیکنه - چیـم؟
پاتون
حالا، من با یه هشدار اومدم سراغتون
به اونایی که اعتماد دارید نمیشه اعتماد کرد
ولی من اینجام که در اون خصوص کمکتون کنم - حالا، اگه - این مربوط به شورای بخش میشه، من ساعات اداری ثابتی دارم
اگه سنگی، به اصطلاح، توی کفشتونه ...که لازمه درآورده بشه [ اصطلاحی به معنای خلاصشدن از شرّ چیزی ناخوشایند ]
منظورم اینه، جمعیت راکون داره از کنترل خارج میشه
امروز سه تا توی سطل زبالهام دیدم. سه تا
یه کابوسه - واقعاً؟ من از یه زن رُک خوشم میاد -
...میدونید، من
...من واقعاً باید این اِمیلی رو
ببرم حمام و بشورمش
،چرا صبح با دفترم تماس نمیگیرید
و من... من سعی میکنم ببینم میتونم یه نفر رو یپدا کنم که بتونه با هر چیزی که باهاش به کمک نیاز دارید کمکتون کنه
من کسی نیستم که به کمک نیاز داره، شمائی
پس منم که به این گفتگو پایان میدم
نه شما
...و
هیچی ازش یادتون نمیمونه
و، شما، عزیزم، هیچی راجع به هیچ کوفتی یادت نمیمونه
سعی برای متحدشدن با باربارا لازارو
نقشۀ مزخرفیه
الان حرکت قدرتی اینه که داگ پیترسون رو عامل شخصی هرجومرجـم کنم
،پیترسون، لازارو رو نابود میکنه
نندور، پیترسون رو نابود میکنه
و شورا... مال منه
ماده کوچولوی قشنگی داری
عذر میخوام؟
یه ماده کوچولوی قشنگ تحت کنترل یه آقا کوچولوی وحشتزدهست
یادم میندازه که تو چطور تحت کنترل مادهانسان، باربارا لازاروئی
ببین، من دنبال دردسر نیستم، باشه؟ پس فقط کیفپولـم رو بگیر
من نیومدم که ازت دزدی کنم، آقا کوچولو
بسیارخب، بیا به روش سریع انجامش بدیم
،امشب قبل از اینکه در خواب فرو بری
صدایی میشنوی که اعمالـت رو تحت کنترل درمیاره
باشه
اوه
باشه. عالیه
این عین «بیدارکردن غول درون»ِ
تونی رابینزـه؟
بیدارکردن غول. آره، دقیقاً. آره
داری میگی اون کار کمکـم میکنه مردها رو اغوا کنم؟
و نابودشون کنی
زنها رو هم - اوه -
آره، باید صادق باشم
من یه... من یه دوستپسر دارم، و ما کارهایی میکنیم
منظورم اینه جلوی دوربین یه کارهایی میکنیم
،چون اون... اون چیزیه که دوست داره
و اون چیزیه که بهم میگه من دوست دارم
میدونی چیه؟ دانشگاه دورۀ خیلی پیچیدهایه
این دانشگاهه، درسته؟
من اینجام، و این خانم زیبای مسنتر میخواد من رو به یه سفر جنسی ببره
...و، مثلاً، من
سال سومیای؟ سال آخریای؟
سال آخریام
اوه. باشه
و تو فقط یه نوزاد تروتازهای که از رحم مادرش شوت شده بیرون، با نور برق میزنه
ممنون
مطمئنی میخوای اینکارو بکنی؟
...آم
باید باهات روراست باشم
من یه باکرهام
شاید بهتر باشه با کارهای لب و دهنی شروع - کنیم، اگه موردی نداشته باشه - اوهوم. آره
فقط کارهای لب و دهنی
...آخ. آه
اوه
...وایوای، اون
هیس، عزیزم. نیازی نیست حرف بزنی
اوه، ببخشید. من همیشه زیاد حرف میزنم
!اوه، اه
زنه لازارو خواستار مدرک از شایستگی ،من بهعنوان یه متحد شده
پس، آ... برو که رفتیم
سلام، داداش کوچولوی شبانگاهی من
دهنـم سرویس
وامونده الان گازم گرفت
ولی اون آناً خوب میشه
بفرما
مثل اینکه خویشاوندیمون رو دست بالا گرفتم
باید سطح کار رو یه خرده ببرم بالاتر
،از طریق هوا... صدایت میکنم
...داگ
پیترز...
پیترز؟
پیترسون. داگ پیترسون
،از طریق هوا... صدایت میکنم
داگ پیترسون
...من - من رو صدا کردید؟ -
چی؟
الان شنیدم... من رو صدا کردید؟ - نه -
داشتم از طریق هوا داگ پیترسون رو صدا میکردم
صدا نمیکنید - نه -
اگه چیزی لازم داشتم، صدات میکنم
ولی نه از طریق هوا
با همون دادزدن عادی
بسیارخب، ببخشید - عیب نداره -
پیترسون
داگ پیترسون
داگ پیترسون
میشنوی صدایت میکنم؟
میشنوم
عالیه
سلام، داگ
...حالا، بچهبوقلمون کوچولوی شیرین من
ازت میخوام یه چیزی از این شیشه بنوشی...
هان؟ - اوه -
ودکایی چیزیه؟
مثل یه الکل خیلی قویه با یه خرده تندی
آم... خون منه
خب، خونـت لذیذه
چرا بهش میگن خون؟
،خب، خون... خون بدن منه پس بهش میگم خون من
منظورم اینه، ما نمیدونیم کی پشت این بود
این یه فعالیت مربوط به گنگـه؟
گنگ «اِماِس-13» داره یه پیغامی میفرسته؟ [ «اشاره به گنگ «مارا سالواتروچا ]
من اون راکونها رو بهعنوان یه هدیۀ کوفتی بهت دادم
این یه تهدید واضح و صریح ...نسبت به سلامتی من بود
اونا بهم خندیدن
حالا که میخوام سگ جهنمیـم داگ ...پیترز رو رها کنم دیگه نخواهند خندید
پسرم
و برای امنیت تمام اعضای این شورا...
نشانهای ناخوشایند از چیزهاییه که اگه تسلیم نشیم در راهه، زنیکۀ جاهل
بله، داگ پیترسون - چی؟ -
سرت رو از تنـت جدا میکنم
و دل و رودهت رو از چراغ راهنمایی بولوار هایلن آویزون میکنم
تا ارباب جدیدمون ببینه که تنها افرادی که !تسلیم میشن جون سالم به در میبرن
آقای پیترسون، رفتار شما بسیار غیر قابل قبوله
قبل از اینکه کار از کار بگذره !به دوراندیشی من توجه کنید
من پیغامی از دیوی گوژپشت !در شب دریافت کردم
کاملاً مشخصه که طرف دیوانهست - !اون از طریق هوا با من صحبت کرد -
یا اینکه یه نفر دیوانهش کرده
!چیز وحشتناکی در راهه
این مایۀ خجالته - !ولـم کن، غارنشین -
خب، موقعی که داشتیم یه نقشۀ جدید میکشیدیم، نشنیدم جیکـت دربیاد
داشتم یه خونآشام دیگه به وجود میاوردم
وایسا، ببخشید، چی؟ - هیچی -
پس احتمالاً بهتر باشه که یه نقشۀ جدید بکشیم
زمانی که کابوسها به واقعیت !بپیوندند انتقام از آنِ من خواهد بود
با ما میای؟ - نه. الان نمیتونم پاشم، اگه بدونی منظورم چیه -
!پردۀ واموندۀ وهم رو از چشمهاتون بزنید کنار
!و شاهد جهنمدرّهای که تقدیرمونه باشید
اون قضیۀ خونآشام چی بود؟
!تخمهات رو میکّنم و به خورد بچههات میدمشون
...من
...به نظرم در حال پسزدن این
...سرماخوردگی خیلی شدیدم. من... آم
چون اون شب یهلّا لباس بیشتر تنـم نبود
فکر کنم «مونو»ـه [ مونونوکلئوز: نوعی بیماری عفونی ]
...آ... نه، فکر
...نمیکنم
♪ King Luan - No Vampires Remain in Romania ♪
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.