Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.یالا، دارم گوش میدم ...داری میگی یهودها
از خون بچههای مسیحی استفاده میکنن
برای چی؟
،خب، برای خدماتشون
،مراسمهاشون، شامهاشون
.تا بتونن بر دنیا چیره بشن
برای شام؟
خیلهخب، متوجه شدم
این خون مسیحی رو توی لیوان میریزن؟
،نوشیدنیه
،یا به عنوان ادویهست
مثل سس گریوی
که بتونیم بریزیم روی غذا؟
،من تا حالا به این مراسمات نرفتم
واسه همین نمیدونم
،داری منو مسخره میکنی
حرومزاده؟ - نه جناب -
به هیچ وجه
واسه این کار به کمک من نیازی نیست
من فقط میخوام بدونم من چطوری میتونم بر دنیا چیره بشم. من
دیدی؟ ،تو میخوای سر به سر من بذاری
اما من فقط سعی دارم ،جواب سوالت رو بدم
!یهودیِ احمق
،خیلهخب، بسه
کافیه
امروز اینجا یهود ستیزیِ زیادی در جریانه
،ممنون شرکتکننده « استودیو کوآ، دنوِر، سال 1983 »
.واسه این حجم از آشغال پاکدینانه که تحویل دادی
...میدونین مشکل من با
،هر بنیادگرای متعصب چیه
از کاتولیکها
،تا ارتودوکس
تا کو کلاکس کلن؟ (.سازمانهای پشتیبان برتری نژاد سفید، یهودستیزی، نژادگرایی، ضدیت با آئین کاتولیک، بومیگرایی و نفرت نژادی هستند)
،چیزی که همهی شما درش وجه اشتراک دارید
،و اینقدر نادون هستین که متوجهش نیستید
اینه که اینقدری بیعرضه هستید
،که نمیتونین توی این دنیا دوام بیارید
...واسه همین تنها کاری که بلدید
.اینه که سعی کنید خوشی بقیه رو خراب کنید
.خب، اینم از این « بر اساس اتفاقات واقعی »
،اینجا کشور خوبیه
اما همه ما هنوز توی ذهنمون گیر کردیم
♪ ک-و-آ ♪
هی اون بطری رو بده من
من اتفاقا باور دارم
.اکثر آدما افراد خوبی هستن
واقعا به این باور دارم - این کصشر رو میشنوی؟ -
آره، آره، آره
از دست این یهودیِ کوفتی
آره
کون لقش
باید چندتا گلوله توی دهنش خالی بشه
چرا اومدیم اینجا توی تاریکی؟
باب چی میخوادش؟
توی این تاریکی دنبال چیه؟
نمیدونم
اومده شکار خفاش؟ - ...فکر میکنین یهودها... -
شاید میخواد توئم ملحق بشی؟ - اینقد سازماندهی شدهاند؟... -
عجب، ای کاش همینقدر سازماندهی شده بودیم
رسیدیم - ...تا فردا اینجا در کوآ -
اون بالاست
ضامن اسلحه رو بزن
ممنون که گوش دادید
،الن برگ هستم .مراقب باشید
!میگه، "برو گمشو
"!از اینجا گورتو گم گن
"!منم گفتم "باشه، باشه
دارم راه میرم، بارون هم میزد
در حالی که داشتم از بار میاومدم بیرون
توی شاش خودم دست و پا میزدم
،دختره به نظرش خنده دار نبود
.اما به نظر خودم خیلی باحال بود
کدوم گوری داریم میریم؟
.متوجه نمیشم مرد ،اگه باب میخواست صحبت کنه
چرا توی بار کوفتی این کارو نکردیم؟
خب مشکل همینه، والت
تو زیادی حرف میزنی
خب، این خفهش کرد
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
« فرمـــان »
کانال رسمی تیم ترجمهی 30نما @CinamaSub
Pink Panther ترجمه از « امـین احمـدی »
سلام
منم
حالتون چطوره؟
،من رسیدم
...و
دارم جا میافتم
...اما
میدونی، یه جورایی احساس پوچی میکنم
،پس
...عجلهای نیست اما
شماها کی میاین؟
،با خودم گفتم شاید
...یه هفته، دو هفته
...اما شما باید...
...منظره اینجا
،خب، به قول گفتنی
.واقعا چیز خاصیه
،دخترا
میتونن برن پیادهروی در طبیعت
یا نه
خب، فقط بهم زنگ بزن
آره، برنامهها رو خبر بده
خیله خب، دوست دارم
وضعیت 81، مشخص شد « 18 دسامبر سال 1983، اسپوکن، واشنگتن »
گزارش برای 88-14 تمام شد
بمب کجاست گری؟
چرا نترکید؟
نمیدونم
کد 10-13، خیابان هیلی...
...دوم و سوم
شرمنده باب
میخوای چیکار کنی؟
مراقب باشید - ...همچنین، افسر -
شما گوش بدید
بخوابید روی زمین
،همین الان مدیرت رو صدا کن !وگرنه دخلت اومده
!منو نگا نکن - !بخوابید روی زمین -
اسمش چیه؟ - رالف -
!بلندتر بگو - !رالف -
!رالف، بیا بیرون کجاست؟
.رو زمین !جلو نیا
جریان چیه؟
گاو صندوق رو باز کن
.دستات بالا باشه منو نگاه کن
!به اون نگاه نکنی که میکشمت
.تکون نخوری ،رالف، صندوق رو باز کن
،وگرنه میمیره متوجه هستی؟
کری مگه مادرجنده؟ - !رالف، میکشمش -
!هی
به رالف بگو که میخوای زنده بمونی
رالف من میخوام زنده بمونم - بلندتر بگو -
!رالف، میخوام زنده بمونم
!بازش کن! حالا، حالا
!خیله خب، پول رو بذار توی کیف - باشه -
.پول رو بذار توی کیف صندوق رو سریع باز کن
کار کی بود؟
تکون نخور
رمز رو وارد کن
!آشغال، بجنب
!بانک خودته عوضی !بزن دیگه
!دارم سعیم رو میکنم - !یالا، بازش کن -
همین الان بهت شلیک میکنم
،اول صدیها رو بذار !پول درشتها رو
مرتیکه در کوفتی رو باز کن
!سریع
یالا، یالا
گزارش یک زنگ خطر آتشسوزی شده
و هیچ تماس داخلی برقرار نشده
.4-7-1-1 در راه است الان میریم اونجا
ممنون، 4-7-1-1
کمکش کن
!برو توی گاو صندوق
!کیف رو بده، کیف رو بده بهم! یالا
!بخواب روی زمین
خانم، پول رو بذار توی کیف
!سریعتر
!یالا! بجنب
بندازش زمین
حالا
برو گمشو اونور
!سریعتر! یالا
!بجنب - !یالا -
!سریع! یالا - کیف رو بده -
!بخواب روی زمین
!یالا - !کافیه -
!وقتشه، بریم
!سرها پائین باشه !سرها پائین باشه
لعنت بهش
!یالا، یالا !به لاستیکش شلیک کن
!تکون نخوری
!یالا
!یالا بجنب بریم !سوار شو
!لعنتی
!تونستیم !پشمام! پشمام
!آره
زیلا؟
سلام - سلام -
خدای من، حالت خوبه؟
آره، فقط یه پک رنگ ترکیدش
.هی، نمیتونم زیاد بمونم باید برم خونه
اون چیه؟
نگاه کن
اون یکی رو هم ببین
خدای من
چقده؟
اون میخواد بمونی
آره؟
میخوای بمونم؟
آره
صداش اینطوریه
صبح بخیر
مامور هاسک
ممنون
واستون چندتا دونات آوردم
کلانتر هست؟
...کلانتر لافتلین
تری هاسک هستم
وقتی تماس گرفتی تعجب کردم
...خیلی وقته اداره توی اون دفتر
...آدمی نداشت
منم اینطوری شنیدم
چه برسه آدمی با سابقه شما
کو کلاکس کلن، کوزا نوسترا؟ (سازمان مافیای ایتالیا)
میترسم اینجا برات حوصلهسر بر باشه
،آره
امیدوارم همینطور باشه
...تنها جرم واقعی اینجا
گرفتن ماهی قزلآلا بدون مجوزه
میدونی، تو باید یه روزی واسه شام بیای
ما یه باربیکیوی حسابی درست میکنیم
خوشحال میشیم میزبان تو باشیم
،وقتی خانوادهم بیان عالی میشه
عالی میشه
ممنون از این بابت - محشره -
میبینمت
من یه سوال دارم در مورد چند تا بروشوری
.که دارم میبینم که در سطح شهر چسبونده شده
درباره برتری سفیدپوستان واین حرفا
به ملت آریایی اشاره داره؟
ریچارد باتلر داره درست رفتار میکنه؟ (از رهبران برجسته گروهان نژادپرست، به ویژه ملت آریایی)
مقر اون چقدر از اینجا فاصله داره؟
راه درازیه
کنار دریاچه هیدن هستش
از اینجا خیلی فاصله نداره
آره؟ چقد راهه؟
با ماشین یه ربع بیست دقیقه
نزدیکه پس
خب ممنون جیمی
ممنون از کمکت
برگرد سر کارت
بله قربان
،ببین، قبول میکنم
،کلیسای باتلر عامل مزاحمت هستش
اما بیشتر اوقات به کار خودشون مشغولن
هیچ فایدهای نداره که با خرس ور بری، درست میگم؟
.تو رودخانه ماهیهای بزرگتری میگیری
روز بخیر
هی، اشکالی نداره یکی از اونا بگیرم؟
مال من تو ماشین جا مونده
مرتیکههای عوضی
روز بخیر
ببخشید، قربان
این رو جا گذاشتین
بابام عضو تفنگداران دریایی بود
راستی من جیمی هستم
یعنی معاون بوئن
...خب - چیه؟ -
شما داشتی درباره دریاچه هیدن سوال میپرسیدی، درسته؟
اون بروشورهایی که دیدی؟
فقط همین رو چاپ نمیکنن
سلام، رفیق
امروز حالت چطوره؟
مدرسه چطور بود؟
میتونی به این آقا سلام کنی؟
میتونی بگی خوشوقتم"؟"
خوشوقتم - خوشوقتم -
ایشون مامور هاسک هستن
سلام، تری هستم - کیمی -
همسرمه - کیمی، سلام -
دارن از چاپخونهشون برای .چاپ اسکناسهای تقلبی استفاده میکنن
اینو از کجا آوردی؟
از دوستم
اسمش والتر وست هستش
.باهاش بزرگ شدم اینه
اون عضو ملت آریایی هستش؟
،آره، دبیرستان همکلاسی بودیم
،و چند هفته پیش
،توی یه بار دیدمش
،و حسابی مست بود
،داشت وراجی میکرد
و اینو نشونم داد
:و گفت "این فقط شروعه"
شروع چی؟
،این قضیه مال ماه جوئن بود
،یک بمب در یک کنیسه در بویز منفجر شد
،و بعدش در اسپوکن در ماه اکتبر
،این فروشگاههای پورن مورد سرقت قرار گرفتند
بعدش شنیدی بانکی که کمی بالاتر از جاده بود
مورد سرقت قرار گرفت؟
والتر میگه ملت آریایی دست داره؟
،میگه زدن توی کار مواد منفجره
.و اینکه دارن برای چیزی منابع مالی جمعآوری میکنن
والتر الان کجاست؟
دو هفتهس گمشده
از خانوادهش خبر گرفتی؟
به زنش زنگ زدم، بانی سو
،اونم ندیدتش
اما نمیخواد گزارش بده
فکر میکنی اداره به این موضوع رسیدگی میکنه؟
،طبق تجربه من گروههای نفرتپراکنی بانک نمیزنن
اگه این بار متفاوت باشه چی؟
خب، یه سری از بچهها هیجان زده شدن
یه جشن کوچک گرفتن
خاموشش کن
.این یه مسابقه زیبایی نیست
،باشه باب خاموشش میکنم
،هی، هی
دیگه خبری از صلیبسوزی نباشه
نباید مورد توجه قرار بگیریم، باشه؟
باشه
تقریبا حداقل 50 هزار دلار اینجا هست
آره؟ - آره -
به تمام افراد پنج هزارتا به عنوان دستمزد بده
با بقیهش میخوای چیکار کنی؟
.کمک مالی برای هدف
تو سم هستی؟
خودمم
ممنون که اومدی
من باب متیوز هستم
دیوید گفته بود شما اینجا عملیات دارید
انتظار این رو نداشتم
این شروعشه
لین دیگه چیا بهت گفت؟
،اینکه دارین یه گروه شبه نظامی تشکیل میدین
و یکی رو میخواستین که بهشون تعلیم بده
اوهوم
گفته بود تو بهترینی
درسته
دسترسی به سلاح داری؟
،هرچی بخوای میتونم جور کنم
اما چرا؟
شما واقعا قراره کاری بکنید؟
همین الانش دست به کار شدیم
ماهی هزار دلار چطوره؟
.برای یک آدم درستکار سخته که تو کشور ما اینو به دست بیاره
بله
چون اینجا دیگه کشور ما نیست
اینو حق گفتی
،میدونی، در هر انقلاب
یکی باید تیر اول رو بزنه
میخوای به ما کمک کنی این کارو بکنیم؟
آره میخوام
بازم از این پولا هست
خوش اومدی
کجا بودی؟
کلینتون کجاست؟
تازه خوابوندمش
سراغ تو رو میگرفت
آره؟
اینا چیه؟
یه سوپرایز برای تو
...باب
بازش کن
...باب
این چیه؟
...چی
مال توئه، برای آیندهمون
از کجا گرفتیش؟
سلام بابایی
!سلام
ببخشید، رفیق
بیدارت کردم؟
سلام
سلام، بیا اینجا. سلام
بیا بریم روی تخت
به بچهها گفتم واسه غذا خوردن بیان
"خاطرات ترنر" (این کتاب به ایدئولوژیهای افراطی، نژادپرستی، و نفرتپراکنی پرداخته است)
عکس رو میبینی؟
آره
...این ارل ترنر هستش
خیله خب
و داره بین کوهها پیادهروی میکنه...
سعی داره از شهر دوری کنه
کجا داره میره؟
کجا داره میره؟
،دنبال جایی مثل اینجاست
مثل جایی که ما درش زندگی میکنیم
،اسم من اوان هستش "
،و اگه داری این صفحات رو میخونی
.پس یعنی من مردم
،ماجراجویی من خیلی سخت و پرمخاطره بوده
...اما امیدوارم داستانم به شما الهام بده
...که متوجه بشید تغییر فقط زمانی اتفاق میافته
.که مردم آماده مبارزه براش باشن
فصل یک. آغاز
"...جنگلهای دره از آب شدن یخها خیس بودن
یه مشروب بهش بده دان
چه حسی داره که مجبور شدی برای کمک با من تماس بگیری؟
اینقد ذوق زده نباش
اوه، خیلی خوشحالم
.در مورد اون ماجرای ترسناکت تو نیویورک شنیدم
حالت چطوره؟
.پیر شدم. دارم سعی میکنم آرامتر بشم
خیلهخب، آروم شدی، بعدش چی؟
،میخوام یه جای خوب پیدا کنم
،مالی و دخترا رو بیارم اونجا
دوباره شروع کنم به درست کردن اوضاع
تری... یادت رفته با کی داری صحبت میکنی؟
چیه؟
اوضاع رو درست کنی؟
میخوای این کارو بکنی؟
دلم برات تنگ شده بود تری
چرا سر این پرونده به من زنگ زدی؟
چی دستت داری؟
.هچی ندارم، تری میخوای چی بهت بگم؟
.یه کم با من مدارا کن
،سه مرد مسلح، راننده
.همه سفیدپوست و بیویژگی
داخل هیچ دوربین امنیتی نبوده؟
نه
ماشین رو کنار یه مطب دندانپزشکی در نزدیکی رها کرده بودن
،هیچ اثر انگشتی نبود، هیچ چیزی داخلش نبود
یک ماشین از آگهیهای روزنامه به قیمت 500 دلار خریده بودن
،پس صبورن منتظر بودن
آره، نقشه ریخته بودن
نزدیک 45 هزار دلار بردن
کسی رو برای این کار مشکوک میدونی؟
نه، تو چی؟
خب، یه پسره توی کلانتری هست
که فکر میکنه کار ملت آریایی باشه
این برات منطقیه؟
نه، زیاد نه
نه
پس اینطوری آروم پیش میری؟
مواد منفجره چی؟
،چند روز بعد از سرقت بانک
،یک بمب توی یه فروشگاه پورن پیدا کردیم
اما هیچوقت منفجر نشد
.دستگاه فعالسازی اشتباه سیمکشی شده بود
چرا داری درباره مواد منفجره میپرسی، تری؟
خوشحال شدم دیدمت
کون لقت
بانی سو رو چقد میشناسی؟
دختر خوبیه
دبیرستان با هم بودیم
،اگه نمیخواد حرفی بزنه
یادآوری کن که دوستشی
عمو رندی؟
بله
منو یادته؟ جیمی بوئن
اوه، آره
بانی سو هست؟
هی، میشه صحبت کنیم؟
مرده؟
چرا همچین حرفی میزنی؟
...معاون بوئن گفت
،تو زنگ زدی تا گزارش گم شدن والتر رو بدی
.اما هیچوقت نرفتی کلانتری
چرا نظرت عوض شد؟
ها؟
اون الکلیه
و؟
فرار میکنه
این اولین بار نیست که اینطوری شده
آخرین بار کی دیدیش؟
گمونم سه هفتهای شده
با یه سری از بچهها رفتش ...و دیگه پیداش نشد
کدوم بچهها؟
با کی بود؟
اسم بگو. کی رو داری قایم میکنی؟
از کی محافظت میکنی؟
یعنی چی؟
متاسفم، بانی
بانی، صبر کن
.وایسا! یه لحظه وایسا
هی، یه لحظه صبر کن
چی میخوای؟
اون یارو رو نمیشناسم، باشه؟ متاسفم
.فکر کردم جالب بود که به پلیس پیوستی
چرا؟
چون فرق داشتی
مهربون بودی
لعنتی
با گری و بروس بود
بروس؟ بروس پیرس؟
آره، بهش گفتم که نباید بره
فکر نمیکردم در امان باشه
فکر میکنی به حرفای من مگه گوش میداد؟
چرا فکر میکردی در خطر باشه؟
دهن والت گشاد بود
چی میگفتش؟
اینکه چطور بروس و اون گروهش
.سعی داشتن برای گروهشون عضو جذب کنن
گروه؟
منظورت ملت آریایی هستش؟
این فرق داشت
یه اسمی داشت
میدونی کجا میخواستن برن؟
گفت قراره برن شکار
والتر اسلحهش رو برد
کجا؟
خونه بروس؟
متاسفم
...میدونی دیگه تمام افراد اینجا
از بدو تولد عضو گروههای افراطی نبودن؟
...میدونم سعی داشتی
یه تاکتیک مزخرف پلیس خوب ،و پلیس بد پیاده کنی
اما لازم نبود عوضی بازی در بیاری
جواب دادش
اینجا
مراقب باش
...اوه، لعنتی
اون والت هستش؟
خودشه؟
آره
گمونم از اینجا به بعد به عهده ماست
هرچی لازم داشتی بگو
میخوای دریاچه هیدن رو نشونم بدی؟
کشیش باتلر باهاتون ملاقات میکنه
من نشون میدم که کجا باید بریم
ممنون که اومدی مامور هاسک
...هر کسی توی حرفهی شما
.حاضر نیست در بحثهای متمدنانه شرکت کنه
...ببینید، کلیسای عیسی مسیحِ مسیحی
جاییه که تمام مردان سفیدپوست مثل شما
میان تا گذشته خودشون رو به دست بیارن
.و بخشی از آیندهشون رو بسازن
ما معتقدیم مسیحیان سفیدپوست ،لیاقت یک سرزمین سفیدپوست رو دارن
...ولی ما از اعضامون نمیخوایم
.که برای رسیدن به این هدف قانونی رو نقض کنن
اما برخی این کارو میکنن
،خب، حتما این رو درک میکنید
...از اونجایی که در فرقهای
مثل دولت فدرال فعالیت میکنید
...میدونین
این افراد کجان؟
نه، نمیدونم
گری و بروس جوانهای طمعکاری هستن
،که کنترل خودشون رو از دست دادن
و دیگه عضو این گروه نیستن
.آقای بنتلی شخصا رسیدگی کرد
و به چه دلیل؟
شنیدم که از چاپخونهمون
،برای چاپ پول تقلبی استفاده میکردن
واسه همین خواستیم که برن
چرا دنبال اونا هستید؟
میشناختیش، ها؟
والتر
...ما شنیدیم عدهای از کلیسای شما
،جدا شدن
،درحال تشکیل گروههای خودشون هستن
.و دارن قدرتمند میشن
و شما نگران هستی که گری و بروس مسئول این باشن
،خب، اگه جای تو بودم ،منم نگران میشدم
چون طعم قدرت رو چشیدن
اونایی که جدا شدن رو تحت کنترل بگیر
.وگرنه این گروه دیگه متعلق به تو نخواهد بود
،من خبر ندارم کجان
،اما اگه چیزی بشنوم خبر میدم
ممنون بابت زمانی که گذاشتی
اون چه کتابیه؟
...یه کتاب تخیلی
برای بچههاست
باید بخونیش، پسرم
ممنون
!هی، کانی، کانی
کریستا رو بده من
باب واسه مراسم میخوادش - نه -
هی کریستا، میخوای توی مراسم باشی، عزیزم؟
.نه باعث افتخاره باب گفت باعث افتخاره
بیدارش میکنی - میای کریستا؟ -
!بیدارش نکن
باب، تونی تورس اومده
تونی. خوشوقتم
سلام، خوشوقتم
من باب هستم
."تورس" مکزیکی هستش؟
...نه، این
نه، نه، نه، اسپانیاییه
،در واقع تاورس هستش
مثل یک گاو نر
آره، اسپانیایی هستیم
سفید هستیم، اروپایی خالص
مکزیکی نیستم
از خودت برام بگو
شنیدم توی سیاتل به مشکل خوردی
خب، یه سری رنگینپوست کارش رو گرفتن
متاسفم از این بابت
...دیوید گفته بود
.که وقتی بچه بودی چه اتفاقی افتاده
اشکال نداره به بچهها هم بگی؟
،یه سیاهپوست بهترین دوستم رو کشت
،بعد مدرسه رفته سراغش
...و همینطوری
بهش شلیک کرده؟
اوهوم
چه حسی بهت دست داد؟
نمیدونم چی بگم
گمگشته بودم
دیگه مدرسه نرفتم
هیچوقت دیپلم نگرفتم
مدرک نداشتن پیدا کردن ،کار درست و حسابی رو سخت میکنه
و بعدش افت میکنی، درسته؟
،متاسفم، منصفانه نیست
،و تقصیر تو هم نیست
...اما
درست میشه
اینجا بهت حقوق میدیم
،و رفیق داری
خانواده هست، باشه؟
میخوای به ما ملحق بشی؟
آره
خوش اومدی
ممنونم
ممنون باب - راحت باش -
مچکرم - سم هستم -
.سلام سم خوشوقتم. تونیم
تونی. سلام - گری هستم -
گری هستم - ...سلام، تونی، خوش اومدی -
،من، به عنوان یک مرد آزاد آریایی
بدینوسیله سوگند میخورم که عهدی تسلیم نشدنی
بر کودکان در شکم همسرانمون ببندم
...تا با برادران
،حاضر در این دایره متحد شویم
،زیرا ما اکنون در وضعیت کامل جنگی قرار داریم
و تا زمانی که دشمن را به دریا نراندهایم
.سلاحهایمان را زمین نخواهیم گذاشت
وقت آن رسیده سرزمینی را که
،به پدرانمان وعده داده شده بود بازپس بگیریم
و از طریق خون ما
،و اراده خداوند
.اجازه دهیم که این سرزمین به سرزمین فرزندان ما تبدیل شود
.خداوند ما را حفظ کند
آمین
اینا رو آویزون میکنید تا خشک بشن
.همیشه باید اینجا گذاشته بشن، تونی
یه مقدار بردار
باید تمام پولها رو جدا کنی، باشه؟
ده دلاری، بیست دلاری، پنجی
،باید در دستههای پنجایی قرار بگیرن
و بعد کش دورش ببندی
یه چیز دیگه
باب میخواست اینو داشته باشی
یالا
جدی؟
خواست اینو داشته باشم؟
آره
تو دیگه یکی از مائی
باشه
کارت درسته
پسرم، قبلا بهت هشدار دادم
داری با آتش بازی میکنی
،رابرت، تو یک استعداد داری
...یک توانمندی درونی
ممنون قربان
اما این مسیر رو پیش نگیر...
ما دزد نیستیم
داری زیادی جلب توجه میکنی
از طرف کی؟
افبیآی
جسد والتر رو پیدا کردن
ما دنبال یک هدف هستیم
تا ده سال دیگه، اعضای ما به مجلس نمایندگان و سنا پاشون باز میشه
،اینطوری میشه تغییر ایجاد کرد
اما پیشرفت زمان میبره
مشکلت همینه
،زمانت داره تموم میشه
و چیزی برای ارائه نداری
هیچی
شما اقتصاد نژادی رو ترویج میکنی
ما زندگیش میکنیم
من تبدیل به تو نمیشم
بکش کنار رابرت
وگرنه چی؟
ببین چه برنامهای دارن
ما باید بالهای اون پسر رو کوتاه کنیم
سلام
سلام رفیق
چطوری؟ - خوبم -
سلام جیمی
یه یارویی بیرون بود و اینو برات آورده
این چیه؟
کِی؟
همین الان
...جیمی
!هی! هی
این سرنخ مطمئنه؟
آره، هست
اون کیه؟
،سلام خانم من معاون بوئن هستم
همونی که گفتم ما رو به این آدما رسوند
ما رو رسوند؟
واسه چی آوردیش اینجا؟
الان دیگه همراه با خودت میاری؟
.پشتم باشین من جلو میرم
کیه؟
!افبیآی - !برو عقب -
!برو عقب - !دستات رو نشون بده -
!تکون بخور، یالا
!دستات رو جایی بذار که بتونم ببینم
،این مرد رو دیدی گری یاربورو؟
خانم؟
همین الان رفت
دیگه کی تو خونه هست؟
فقط منم
برگرد، خانم
...اون دو هفته
اتاق دخترم رو اجاره کرد
،یه سری دوستاش بودن ...پسرای خوبی بودن
!کارنی
لعنتی
خیله خب، کارلوس
تمومه
همهچی برای رفتن آمادهست
باشه، دریافت شد
این فرصت ماست
الانهاست که دیگه بیان بیرون
،تمام واحدهای تیم خنثیسازی بمب
،واحدهای تیم خنثیسازی بمب ،باید فورا جواب بدید
خیابان سوم، شماره 1409، تئاتر امبسی
هنوز گزارشی از آمار نشده
ما در راه هستیم
دریافت شد. ممنون
.اونجا نیستن این یک حواس پرتیه
!در لعنتی رو باز کن
...چی
شنیدی مادرجنده؟
!سریع بازش کن - !باز کن -
!در لعنتی رو باز کن
!بیا بیرون
!برید عقب! حالا
!بمیر، حرومزاده
!گفتم برید عقب
...مجبورم کن، تو
...اسلحه
!لعنتی
!سریع بیا بیرون! یالا - !باشه، باشه -
!کاری نکن بکشمت - !باشه، باشه -
!اومدم! دارم میام - !بیا بیرون! یالا، یالا -
!شلیک نکن
!بخواب رو زمین
!یالا
!بخوابید رو زمین
!منو نگاه نکن - !تکون نخوری -
،تمام واحدهای در دسترس
ما یک وضعیت اضطراری داریم
لطفا به سمت ضلع جنوبی مرکز خرید نورثگیت مراجعه کنید
آره، خودشه
!لعنتی
!تری، برو سمت امبسی
نه
.یه نفر توی لابی با مسلسل هستش
،اگه قبل اومدن پلیس تکون بخورین
!اون به سرتون شلیک میکنه
!جم نخور، لاشی
!کیفها !پول، پول! یالا
!سریع! یالا
!بذارش توی صندوق
!یالا، یالا! بجنب
!تکون نخور
!تکون بخوری تو سرت یکی خالی میکنم
اونجا. اونجان
لعنتی
آخری
منو پوشش بده. یالا
!یالا، یالا
!یالا
.لعنتی... برو
توی تیر رس منه، باب
نشنیدی چی گفتم؟
نشنیدی چی گفتم عوضی؟
!مرتیکه
شنیدی؟
متاسفم
ها؟ حرفم رو شنیدی؟
متاسفم - لعنتی -
ببخشید
!لعنتی، لعنتی، لعنتی
!کصکش
کیر توش
خیله خب
ویسکی
برای اونم بیار
...تری، نمیدونم چی شد، فقط
فقط یه بار فرصت داری
و همین بود
دفعه بعد حرفی زدم، انجام میدی
.عجب نمایش مزخرفی بود
ماشینها رو پیدا کردی؟
.دیگه هیچوقت همچین حرکتی رو من نزن
تو دیگه رئیس نیستی تری
دیگه نمیتونی بدون اینکه به من بگی
!واسه خودت بذاری بری
وقت نبود - وقت نبود؟ -
مزخرفه - با جیمی بودم -
با جیمی بودی؟
خب، آخرش چی شد، ها؟
از اونجایی که شما دیوثا .گذاشتین هدف فرار کنه
ماشینها رو پیدا کردین؟ - ...ماشینها رو توی یک -
محوطه ول کردن، اثر انگشتی هم نیست
،پاکشون کردن
.چون کلی وقت برای این کار داشتن
میتونستن منو بزنن ولی نزدن
اسلحه مک-10 داشتن - من در تیر رس بودم -
واقعا؟ خب، تو کجا بودی؟
شلیک نکردن. چرا؟
نمیخوان یک مامور فدرال رو بکشن
نقشه دارن
ماشینها رو دوباره
از آگهیهای روزنامه خریدن
آره - نقدی دادن -
البته که اثر انگشتی نیست
اونا نقشه دارن
،اونا فروشگاه پورن رو بمبگذاری میکنن ...اونا
تری - در یک کنیسه بمبگذاری کردن -
.تری، خون دماغ شدی ببخشید
خدا لعنتت کنه، تری - میشه یه دستمال بدی؟ -
چقد پول بردن، 250 هزارتا؟
.این یک منبع عظیم جنگیه برای چی؟
دماغت رو تمیز کن
باید سرت رو بدی عقب، تری
میدونم. به خاطر قرصهای کوفتیه
خوبم
برو خونه تری
برگرد آیداهو
گفتی میخوای آروم پیش بری
خب پس آروم بگیر
الانم دارم آروم پیش میرم
نه اینطور نیست
این یک دستوره؟
بله
متاسفیم
شما با شمارهای تماس گرفتهاید که قطع شده
.یا دیگر در دسترس نیست
اگر فکر میکنید که این پیام ،ضبط شده را به اشتباه دریافت کردهاید
لطفا شماره رو بررسی کرده
.و دوباره تلاش کنید
سیگار میخوای؟
نه، ممنون جناب
شانسی نداشتی، ها؟
امروز نه
حتما قایم شدن
آره
شاید به خاطر دود سیگاره
برای چی؟
اونا هوای تازه رو دوست دارن
از چندین مایلی بو رو حس میکنن
اینطوریه؟
اوهوم
تو همین نزدیکی زندگی میکنی؟
آره، نزدیکم
تو اهل اینجا نیستی، ها؟
تازه اومدم
داری منو تعقیب میکنی؟
آره، به نظر میاومد به کمک نیاز داری
شب خوبی داشته باشی
همچنین
افتخار بزرگی است که به شما رهبری را معرفی کنم
که تلاشهای بیوقفهای
،برای نجات ما انجام داده است
کشیش ریچارد باتلر
این کتاب
...حق تولد ما را در خود دارد
،اما این حق در مدارس ما
یا توسط مسئولان منتخبمان .آموزش داده نمیشود
سرزمین موعود
...برای یهودیان نیست
،بلکه از آن بنیاسرائیل واقعی است
...قفقازیها
!آره
و شما مستحق هستید... .که این خانه رو الان بسازید
!آره - !درسته -
...اجازه بدید از کتاب زکریا
.فصل دهم براتون بخونم
بله، رابرت؟
حرفی برای گفتن داری؟
...صبح بخیر برادران من
صبح بخیر
.خواهرانم...
صبح بخیر
کنار شما بودن باعث افتخاره
.من افتخار میکنم
،اگه مثل من باشید
،مطمئن نیستم که چقد دیگه میتونم این حرفا رو بشنوم
چون همهش همینه، مگه نه؟
حرف، حرف، حرف
.خب، من یکی که از فقط حرف زدن خسته شدم
حالا، میدونم چه احساسی دارید
واقعا
...شغلتونو از دست دادین
عزت نفستونم همینطور
من دیدم که پدرم زمین خورد
،بارها و بارها
...و هیچوقت مقابله نکرد
و بهتون میگن که اوضاع اینطوریه
،فقط باید همونجا بایستی و تحمل کنی
،هر بار یک قدم
...هر بار یک آزادی
.اما من این کارو نمیکنم
وقتشه ما مبارزه کنیم
!آره
،دوستان و خانواده من
امروز اینجا همراه شما هستیم
،چون میخوایم در یک ماموریت به ما ملحق بشید
حرفها رو عملی کنیم
!آره! آره
برادری ما زنجیرهای تفکر یهودی
...و رباخواری انگلگونه را
.شکسته است
...ما در برابر رنگینپوستانی که
سرزمین ما رو فاسد کردن ایستادگی کردیم
،ما، اینها، این کشاورزان فداکار
،با هم میخوریم، نفس میکشیم
.میخوابیم و رشد میکنیم
،اونا تبدیل به یک ذهن واحد شدن
...یک بدن
،یک نژاد
!یک ارتش
!آره
،ما با نابودی تاریخمان
!با نابودی شیوه زندگیمان روبهرو هستیم
!آره
میخواین دست روی دست بذارین
...و بذارید ملتی که
،پدران ما کشف کردند
فتح کردهاند و براش جان دادند
،از بین بره
یا مثل مرد ایستادگی میکنید
و برای بقا مبارزه میکنید؟
!آره
خویشاوندان، وظیفه فرا میخواند
...وقتشه آیندهای که تمام خانوادههای شما
!لایقش هستن رو به دست بیاریم
!آره! آمین
در متالین فالز، یک ضربالمثل داریم
...شکست"
".هرگز
...هرگز
...پیروزی"
"تا ابد
!تا ابد
...شکست
!هرگز
...پیروزی
!تا ابد
...شکست - !هرگز -
...پیروزی - !تا ابد -
...شکست - !هرگز -
...پیروزی - !تا ابد -
...شکست - !هرگز -
...پیروزی - !تا ابد -
...شکست - !هرگز -
...پیروزی - !تا ابد -
...شکست - !هرگز -
...پیروزی - !تا ابد -
...شکست - !هرگز -
!هرگز! هرگز
!قدرت سفیدپوستان !قدرت سفیدپوستان
!قدرت سفیدپوستان !قدرت سفیدپوستان
!قدرت سفیدپوستان! قدرت سفیدپوستان !قدرت سفیدپوستان! قدرت سفیدپوستان
!قدرت سفیدپوستان !قدرت سفیدپوستان! قدرت سفیدپوستان
!قدرت سفیدپوستان! قدرت سفیدپوستان ...قدرت
،صندلی موسیقی !صندلی موسیقی (نوعی بازی)
میخواین صندلی موسیقی بازی کنین؟
!صندلی موسیقی! آره
،همه یه صندلی بردارن صندلی بردارین
من به این آدما داشتم فکر میکردم
میدونی، مشخصا فقط یه دزدی پول ساده نیست
یه روشی پشت کاراشون هست
...میدونی، مثلا
شاید داره به چیز بزرگتری منتهی میشه، میفهمی؟
،بمبگذاری در فروشگاه پورن و کنیسه
،سازماندهی شدهست، میدونی
...و یکی داره دستورات رو میده، مثل یک ژنرال
،هی، نمیخواستم مزاحم بشم
.اما فکر کنم بچهها گشنشون شده
منقل رو روشن کنیم؟
،آره، آره .من یه سری از این هاتداگها رو کباب میکنم
باشه
دوری از خانوادهت حتما سخته، ها؟
جیمی گفت تو دختر داری
دو تا دارم
کی میان؟
...ببخشید، قصد فضولی نداشتم، فقط
نه، نه
شما دو تا خوبین
آره
چطور آشنا شدین؟
تو دبیرستان آشنا شدیم
سال آخر
ازدواج کردیم، بچه دار شدیم
من کل زندگیم رو در این خونه زندگی کردم
والدین و بابابزرگ و مامان بزرگم هم همینطور
آره؟
این یک خانه نسل به نسل هستش
کلی عشق اینجا در جریانه
آره
،یه چیزی هست توی وارد شدنت به اینجا
این صحبتها
...دور بچهها
.خوشم نمیاد
تو منو میترسونی
خیلهخب، کی گرسنهست؟
!من، من، من
در اون کتاب شش گام هست
،جذب نیرو، جمعآوری پول
،انقلاب مسلحانه
،تروریسم داخلی
ترور
شماره شش روز طناب" هستش"
قرار بود این رو بهم بگی؟
نه
چرا؟
چون فکر نمیکردم منو جدی بگیری
خب، الان میگیرم
...من فقط میخوام بدونم که
،وقتی رسیدم جهنم چیکار کنم
،چون ظاهرا همونطور که گفتی
!تمام دوستام اونجان
پس فقط میخوام بدونم که دارم درگیر چه کاری میشم
،دیدی، اینم از این .تو فقط یه یهودی آشغالی
،درک نمیکنی چون فقط یه یهودی ساده هستی
داری چیزی رو که برای مسیحیان ،مقدس هستش رو مسخره میکنی
و متوجهش نیستی - ،اوه، خیله خب -
باشه، ربطش بده به یهودیها
به یهودیها ربط بده
چی از یهودها میدونی؟
...یهودها برای شما
،یه نوع موجود افسانهای هستن
یه نوع هیولا
تو چیزی از یهودها نمیدونی
،یک هدفِ آسونه
،چون از دیدن چیزی که درونتون هست خیلی میترسین
...چون باید یکی رو برای زندگی خودتون
،مقصر بدونین
...چون واقعا نمیتونین افرادی رو که
،شما رو در موقعیتی که هستین قرار دادن، سرزنش کنین
حالا چه دولتی که به شما اهمیت نمیده
،و بهتون آموخته که خلاف این رو باور کنین
...یا چیزیه که درون خودتون هست
اینم از گام پنجم
،نمیتونین با خودتون روبهرو بشید... ...پس یهودها هستن
بذار من برم سراغش
...اما یه چیزی که باور دارید...
بذار من برم تو کارش باب
،اینه که یهود خوب یک یهود مردهست...
،و بنا به دلایلی .فکر میکنین به شما اهمیت میده
من این رو همیشه میشنوم
،مردم میگن فلان چیز کثیفه
،فلان چیز زشته
اوضاع داره عوض میشه
از همسایه جدید خوششون نمیاد
،از کنیسهی جدید در شهر خوششون نمیاد
،و وقتی کل روز این رو میشنوی
،شاید فکر کنین که اینقدری پر از نفرت شدیم
،که دیگه تقریبا غیرقابل جبران شده
اما گفتن این حرف از طرف من ،شاید غافلگیرتون کنه
اما به نظرم مردم واقعا شریف هستن
به همین خاطر تماس میگیرن
واسه همین میخوان صحبت کنن
اونا میخوان با یکی ارتباط بگیرن
به نظرم مردم میخوان عشق ورزی کنن
،میخوان بگن .تو خوبی"
".بیا بشینیم آبجو بزنیم
،اما میترسن این جواب رو نشنون
،اما فکر میکنم که غرایز بهترمون پیروز میشن
اما باید از یک جایی شروع بشه
پس شما رو تشویق میکنم که امشب این کار رو انجام بدید
،یه کار خوب انجام بدید
،چون کلمات ما، ایدههای ما
.اینهاست که ادامه پیدا میکنه
،در نهایت، اینه که اهمیت داره
و اینم حرفای من، دوستان
،الن برگ هستم، کوآ دنور
.پایان صحبت
.خدانگهدار
تری، باز کن
...لعنتی
...لعنتی، واقعا
خونه رو داری برای خانواده آماده میکنی، ها؟
چیه؟
اوه، تو نشنیدی
الن برگ رو کشتن
،تا خونه تعقیبش کردن ،دوازده بار بهش شلیک کردن
مجموعا 34 جراحت
اسلحه چی بوده؟
یک مک-10
مثل یه حیوون سلاخیش کردن
هی، دوستان
...فقط خواستم بگم
ممنون از همه که اینجا هستین
میدونین، این خیلی برام ارزشمنده
...وقتی اولین بار اومدیم اینجا، این
این تصویر الان رویا بود، میدونی؟
،بچهها در حال بازی، خوش گذرانی ،یه خانواده بزرگ
.در طبیعت
اصل موضوع همینه
پس ممنون که اینجائید
خدا رو شکر
بیاید خوش بگذرونیم
خدا خیرت بده باب
اون بطری آبجو رو میبینی؟
آره
...خیلهخب، از طریق این نشانه
هدفش بگیر، باشه؟
نفس عمیق بکش
،اینو بذار روی شونهت
،بعدش وقتی حاضر بودی
به آرامی ماشه رو میکشی، باشه؟
از نشانه نگاه کن
،مطمئن باش رو هدفه .هر دو چشمت باز باشه
خیلهخب، وقتی آماده بودی بزن
من هواتو دارم
بفرما
نزدیک بود. شلیک خوبی بود
یکم وزنت رو بده جلو
یالا کلینتون - روش لم نده -
به تیراندازی ادامه بده رفیق
نزدیک بود
به نشونه گیری ادامه بده، همینه
!آره
!باریکلا
آره! آفرین
!آره
بهت افتخار میکنم
آره! عالی بود
حرف نداشت
حس خوبی داری؟ باحال بود؟
ترکوندی بچه - آره؟ -
...شلیک خوبی بود، رفیق
شلیک خوبی بود
...کارنی
کارنی
بله؟ خیلهخب، یالا
!همه گوش بدید
یه نظریه داریم درباره اینکه مسئول این کی میتونه باشه
مامور هاسک قراره براتون توضیح بده
مردانی که لن برگ رو کشتند
از ملت آریایی جدا شدن
و یک گروه جدید تشکیل دادن
...اونا مسئول
،مجموعهای از سرقت و قتل هستن
و از آموزههای موجود
در این کتاب الهام گرفتن
از این کتاب به عنوان نقشه راه استفاده میکنن
جیمی
،داستانی رو روایت میکنه
،یک داستان تخیلی
از گروهی از جدایی طلبهای سفیدپوست
...که جنگی نژادی بر علیه
.دولت ایالات متحده راه انداختن
در این کتاب شش گام وجود داره
جذب نیرو، جمعآوری کمکهای مالی، آموزش
گام پنجم ترور هستش
گام ششم چیه؟
انقلاب مسلحانه
حملات تروریستی داخلی به مقیاس وسیع
مسموم کردن منبع آب شهری
بمبگذاری ساختمانهای فدرال - تصرف کنگره -
جوری حرف میزنین انگار تروریست هستن
اسم بهتری دارین؟
برنامههایی برای ترور رئیسجمهور وجود داره
این گروه تروریستی اسمی هم داره؟
در کتاب، اسمشون "فرمان" هستش
بله؟
من قبلا اون کتاب رو دیدم
اسمیت و وسون مدل 59
مشخصه
در هر دو حالت دوگانه و تکعملی کار میکند
سنگینه، مگه نه؟
برش میدارم
خوبه
چیز دیگه نمیخوای؟
آره، همهش رو میگیرم
فقط کارت شناسائی لازم دارم
اینجا رو امضا کن جناب
!امتیاز برای هاسکیها
،دو سال پیش یارو دستت بوده
!اونوقت ولش کردی بره
،من چندتا از اعضای ملیت آریایی رو متوقف کردم
...و اونا - !پرونده رو بده -
صندوق عقبشون پر از مزخرفات برتریجویی سفیدپوستان
.که سعی داشتم کنترلشون کنم، بود
مرتیکه احمق - !یه صندوق پر -
،یکیشون اون کتاب رو آورد
"خاطرات ترنر"
:و گفت
".هیچ راه فراری از روز طناب وجود نداره"
میدونی این یعنی چی؟
روزیه که تمام خائنهای نژادی در خیابان حلق آویز میشن
میشناسیش؟ - "روز طناب" -
،لین، آره مال همین اطرافه
یه متعصبه
کجاست؟
فکر کنم خونه مامان باباش زندگی میکنه
...یا یه چیزی تو همین مایهها - آدرس رو بنویس -
...و باباش - !کوفتی رو بنویس -
نمیدونیم کجاست
،آخرین باری که شنیدیم ،دیوید توی واشنگتن بود
در جایی به اسم متالین فالز
،یه یارویی اونجا یه مقداری زمین داشت
.که به دیوید کار داده بود
این یارو اسمی هم داره؟
نمیدونیم
،بیردی
هنوز اون عکس رو داریم؟
یه جایی هست
صبر کنین
تو بچه داری، کارآگاه؟
آره، دو تا دختر
دوسشون داری؟
...شما
اونا برات مهم هستن؟
هواشون رو داشتی؟
...شما
...فکر میکنی که
روی شخصیتی که قراره ،بهش تبدیل بشن کنترل داری
اما حقیقت اینه که اینطور نیست
سعی میکنی ازشون مراقبت کنی
،این بهترین کاریه که میتونی بکنی
اما نمیتونی به جاشون زندگی کنی
،چیز عجیبی بود
،انگار دو تا اسم اول داشت
،بیل استیونز
...یا متیو
.خودشه
اسم پسره باب متیوز بود
حرومزاده
...از یک انبار شبانه نزدیک
سن لیاندرو، کالیفرنیا، تحویل میگیرن
...بعد بار رو میزنن برای یه سفر دو روزه
از سانفرانسیسکو
تا یورکا، از جاده 101
.به سمت سواحل
این، مسیر پولسازی برای تمام شمالغربیه
سودش چقده؟
،معمولا
،دو
.دو و نیم میلیون
این کار ممکنه چهار میلیون سودش باشه
...سلام
سلام
من دبی هستم
خیله خب
خوش به حالت
ممنون
...وظیفه من اینه که شیشه جلو رو بزنم اگه نیان بیرون
برگرد، برگرد عقب
،بگو سوار کدوم ماشینی
کجا نشستی؟
ببخشید باب، میشه صحبت کنیم؟
الان؟
آره
باشه
.شما ادامه بدید بار بزنید، باشه؟
باشه - خیله خب -
جلسه درباره چیه؟
همم؟
...ببین، میدونی
میدونی که نمیتونم بگم
اون چی، اون میدونه؟
چون مردم صحبت میکنن
بچهی تو توی شکمش هستش؟
تو نیازی نیست نگران چیزی باشی
اینو میدونی دیگه؟
من دوست دارم
،فقط تو و کلینتون برام مهم هستید
باشه؟
باشه؟ هی، فهمیدی؟
حالت خوبه؟ - آره -
دوست دارم
بیا اینجا. چیزی نیست
بیا اینجا
پدرش فروشنده لوازم خانگی بوده
،کارش رو از دست میده ،توی یک تریلر بزرگ شدن
همه تقصیرها رو گردن مهاجران انداختن
عضو جنبش جان برچ است (یک گروه سیاسی محافظهکار و ضدکمونیست در ایالات متحده)
سال 73 به خاطر دروغ گفتن در فورم مالیاتی دستگیر شده
.این دقیقا از کتابچه ضدمالیاتیهاست
،به ائتلاف ملی پیوسته
...که موسسش - ویلیام لوتر پیرس بوده -
نویسنده کتاب خاطرات ترنر...
بعد اون گروه رو هم ول میکنه
این یه الگوئه. اون یک رادیکاله
اون یه رادیکاله، اما نمیتونه با قدرت کنار بیاد
،پدرش رو ببین باتلر رو ببین
مرتیکهی باهوش
من دیدمش
جدی؟
کِی؟
چند هفته پیش
من رو زیر نظر گرفته بود
ما پیداش کردیم
متالین فالز، جاده براگ کریک
.خیلهخب، آدرس رو گرفتیم بزن بریم
!یالا، یالا! برید
!اینجا - از پشت برید -
!بجنبید
!امنه
!امنه! امنه! امنه
!امنه! امنه !امنه! امنه
« نوزدهم جولای سال 1984، یوکیا، کالیفرنیا »
شکننده، شکننده، الان از کنار من میگذره
« هدف متحرک کاکا سیاهِ رسمی »
بریم تو کارشون
کجاست؟ - ...نمی -
نمیدونی؟
نمیدونم - واقعا؟ -
لعنتی، چیکار داری میکنی؟ نمیتونیم اون رو بازداشت کنیم
میدونی توی دنور چیکار کرده؟
!حرفی ندارم
...جو، جو - !کلینتون -
.نمیتونیم بازداشتش کنیم !جو، هی، هی
!ولم کن !بچهم رو کجا میبری
!جو، هی - !بگیر بشین -
.اینجا لازمش داریم تحت نظر میگیریمش
من جات بودم حواسم بود ،که از کی محافظت میکردم
هرزهی احمق نازی - کلینتون؟ -
خیلهخب، وارد عمل بشید
برو، برو، برو
!بجنبید! یالا
!یالا، بریم
!یا بیا بیرون یا میکشمت
!رو زمین
!یالا، یالا
!کسی پشت هست؟ یالا
!در رو باز کن
،اسلحهت رو بنداز بیرون
!و در حالی که دستات بالاست بیا بیرون
!سریع بیا بیرون
!یالا
!بخواب زمین - !شلیک نکنید -
!تکون بخور
!بگیرید! یالا، یالا
!جم نخور
!یالا
!بیا! برو
!سریعتر
!یالا، یالا
!چهار دقیقه شد !بزن بریم
!بزنیدش
!چهار دقیقه شد بچهها، بزن بریم
!برو بریم - !پلیس -
!از اینجا بریم
!خوکهای کثیف
!جمع کنید - !یالا، یالا -
!بجنبید، یالا
سالمیم، رفقا
چقد بردن؟
سه میلیون و ششصد هزارتا
چیا میشه باهاش خرید؟
یه ارتش
سر اسلحه به کجا رسیدیم؟
ردی روی اسلحه بود؟
هنوز منتظریم
منتظر چی؟
،اثر انگشتی استخراج نکردن
اما اداره مشروبات و تفنگهای آمریکا شماره سریال رو به یک فروشگاه در مزولا ردیابی کرده
دنبال یه اسم هستیم - کجا؟ -
مزولا
مزولا؟ - بله -
میدونی مزولا چقد با اینجا فاصله داره؟
دو و نیم ساعت
پس لعنتی منتظر چی هستیم؟
تماس گرفتم
چرا کسی نرفته سمت مزولا؟
بگید
بگو دیگه آقای افبیآی
هی - ...خدایا -
!ناسلامتی شما افبیآی هستین
حق داره
خوبی؟
اون مزخرف بود
آره، آره، آره
سوار ماشین شو
...افبیآی
...میدونی، قبلا هر روز
میرفتم خونه تا ببینمشون
...و حالا
این
.فقط به این فکر میکنم
من در بخش جرائم سازمانیافته کار میکردم
چیزی از خانواده لوکیزی شنیدی؟ (از پنج خانواده بزرگ مافیای نیویورک)
آدمای دیوثی بودن
سال آخرم، در نیویورک کار کردم
،چندین مورد قتل صورت گرفت
و من باید نفوذ میکردم
،شاهدی نداشتم
،واسه همین یه دختری رو به کار گرفتم
پرستار بچهی یکی از رئیسها
از تو جوانتر بود
باهوش بود
راضیش کردم که میکروفن مخفی بذاره
،اما نمیدونم
...از کجا فهمیدن اما فهمیدن
...و ما سرش رو در
.رودخانه ایست پیدا کردیم
،دستاش رو پیدا کردیم
پاهاش رو
...بدنش رو هرگز پیدا نکردیم
.و واسه این هیچوقت کسی دستگیر نشد
چرا داری اینو بهم میگی؟
از اسلحه به یک اسم رسیدیم
زیلا؟
کجا بودی؟
هرجا که میشد زنگ زدیم
اوه سلام
اون پدرته
خدای من
این دخترته
خیلی متاسفم که پسر نیست
...اون تو زیبایی
میخوای دستت بگیریش؟
واقعا آسونه
خوابیده، ها؟ سلام
خیلی نازه
خیلی کوچیکه - میدونم -
گرفتیش؟
چیزی نیست. سلام
باید خیلی چیزا یاد بگیریم
...خدای من
چیزی نیست، اشکالی نداره
،چیزی نیست
...چیزی نیست
آره
.خدای من زیباست
باب این رو بهت داد؟
بامزهست
همه این رو میاندازین؟
کیر توت
اونا رو بده به من
الن برگ
اینجا رو باش
دوازده بار بهش شلیک کردن
،دو تا به صورت
،دو تا گردن
،شش تا به دست چپ
،یکی به شکم
،کبدش رو رده کرده ،از معدهش بیرون اومده
.و یکی به پشت
این راه سختی برای مردنه
،تو ماشه رو نکشیدی
اما میدونی کجان، درسته؟
،حالا قراره بهم بگی که کجان
،وگرنه جوری بهت فشار میارم
...که با خاک انداز هم نتونن جمعت کنن
...تری - شیرفهمی؟ -
چیه؟
عن توش
دماغ لعنتیت
اینجا چیکار میکنی؟
من 26 ساله مشغول به این کار هستم
بیست و شش سال
،هر آدم مافیا
،هر عضو کلن
یه وجه اشتراک دارن
همه سعی دارن تقصیر رو بندازن گردن یکی دیگه
خیال میکنی باب بهت وفاداره؟
فکر میکنی دوستته؟
تو براش یک ابزاری
داره ازت سو استفاده میکنه. تو فقط یه مهرهای
...فکر میکنی وقتی دوستت بفهمه
،تو مکزیکی هستی چه واکنشی نشون میده؟
اون کجاست؟
یه شماره هست که باید تماس بگیری
.اگه یه روز بهت ضربهای زدند
،روی خط تلفن باید پیغام بذاری
...و باهات تماس میگیرن
.و میگن که چطور از موقعیت خارج بشی
شماره یادته؟
تونی
باب پشت فرمونه؟
نه، خودش نیست
تا وقتی متیوز رو ندیدیم کسی وارد عمل نمیشه
دارن میرن
به فاصله سه ماشین تعقیب کنید
من دنبالشم
خوشحالم میبینمت رفیق
کسی خبر داره اینجایی؟
ها؟
نه
خوبه
واقعا خوبه
گزارش کنم؟
نه تا وقتی که ندیدیمش
بیا داخل
بفرمائین بشینید
واقعا معذرت میخوام بخاطر دردسرهایی که توش افتادی
...کمک میکنم ازشون خلاص بشی اما
خب، اول به کمکت نیاز دارم
.پسر، اونا نمیدونن من اینجام
چیزی بهشون گفتی؟
نه، هیچی
کاری که گفتی رو کردم
...خب، این
درباره اسلحه سوال کردن؟
نه
حرف اسلحه نشد
درباره برگ سوال پرسیدن؟
...من میخوام
دلم میخواد باور کنم
واقعا
چرا باید تو رو لو بدم؟
...شماها
شماها دوست من هستید، نه؟
دوستیم؟
هستیم؟
آره؟
آره
،چون دوستای واقعی
وقتی اشتباه میکنن راستش رو میگن
،اگه حرفی بهشون زدی
اشکالی نداره، باشه؟
اما باید حقیقت رو بدونم
فقط بگو چی بهشون گفتی
یالا
ما میتونیم به هم اعتماد کنیم
فقط بهم بگو
،هرچی که بشه
من پشتت هستم
،اگه الان صادق باشی همهچی درست میشه
ممنون باب
اشکالی نداره
ما برادر هستیم
حرفی نزدم باب
هیچ حرفی؟
بابت اسلحه متاسفم
تقصیر منه
منو میبخشی؟
آره
آره؟ - حتما -
خیله خب
درست میشه
خودشه
هاسک، توی دیدت هستش؟
متیوز توی دیدته؟
گزارش بده
وایسا، چیکار داری میکنی؟
متیوز در متل کاپری دیده شد
همین الان نیروی پشتیبانی لازم داریم
!جم نخور
!دستات رو نشونم بده
!دستای کوفتیت رو نشونم بده، باب
...دستای لعنتیت
!پشمام
خیله خب
!جیمی
!برو به اتاق
!جیمی، برگرد
!از در فاصله بگیر
!شلیک نکن! شلیک نکن
!ایست! تکون نخور
!هی
!برید
!بخواب رو زمین
تونی، حالت خوبه؟
آره خوبم
!تکون نخور
!تکون نخور حروم لقمه
کون لقتون
!جیمی
کجاست؟
!جیمی
!آروم پیش برو
اوه، نه، نه، نه
نه، نه، نه، نه
نه، نه. خیله خب
،سرت رو بذار زمین سرت رو بذار زمین
جیمی، نه، نه، نه
سرت رو بذار زمین
اوه لعنتی
جیمی، منو ببین، منو نگاه کن
یالا
جیمی، منو نگاه کن
منو ببین، منو ببین
جیمی
...لعنتی
جیمی
جیمی
منو نگاه کن
...هی
ویلی، بیا داخل
سریع، لطفا
بیا داخل
اینو توی اتاق هتل باب پیدا کردیم
میدونی چطوری آشنا شدیم؟
اون توی روزنامه یه تبلیغ گذاشته بود
به دنبال یک زن باهوش و بالغ هستم"
".تا زندگی و زمینم رو با هم شریک بشیم
،حدود صد تا زن جواب دادن
،اما بین همه اونا منو انتخاب کرد
اما من نمیتونستم بچه دار بشم
باب گفت براش اهمیتی نداره
،اون هیجان زده بود که فرزندخوانده بگیره
اما میدونم بازم براش مهم بود
میخواست نسلش ادامه پیدا کنه
دبی، هیچکدوم از اینها تقصیر تو نیست
یا کلینتون
تو نمیدونی
میدونم
،تمام فداکاریها
...زحمت
زنها
...میتونه همه رو
.با دلیلی که براش مبارزه میکنه توجیه کنه
،آخر داستان همهچی مربوط به اونه
باور کن
خودت اینو میدونی
،در حال حاضر
داره نقشهی حملهای رو میچینه
که صدها نفر رو به کشتن میده
برای پیدا کردنش به کمک تو نیاز دارم
دبی، از این مرد محافظت نکن
.فقط چون خیال میکنی اون یک قدیسه
میدونم که قدیس نیست
،من هیچوقت اونجا نرفتم
،اما همیشه یه نقشهای بود
.اگه روزی مجبور به فرار باشن
یه خونهای هست
ممنون
نمیفهمه که تو گفتی
مهم نیست
شما زنده دستگیرش نمیکنید
خب، ارزشش رو داشت؟
چی؟
،زحمات
،زنها
فداکاریها؟
نظر خودت چیه؟
اما ما همیشه با هم خیلی خوب کار کردیم
باب کجاست؟
صبحونهی کوفتیت رو تموم کن
باید از اینجا بریم
« اعلام جنگ »
هی باب
هی باب، آماده رفتنی؟
هی
،هی باب ماشین بیرون منتظره
این چیه؟
اعلام جنگ
به کی بفرستم؟
،کنگره، مجلس نمایندگان
،کاخ سفید
،مجله نیویورک تایمز دنور، روزنامه دنور نیوز
واسه همه
چرا؟
داره اتفاق میفته
جنگ شروع شده
لعنتی. ما که ارتش نداریم
همه رفتن
،گاوها میمیرند
،خویشاوندان میمیرند
،من هم خواهم مرد
،اما یک چیز که میدونم هرگز نمیمیرد
.شهرت اعمال یک مرد مُرده است (نقل قولی از ادبیات آلمان)
« هفتم دسامبر سال 1984، جزیرهی ویدبی، واشنگتن »
.باب، بیا بریم !باید الان بریم
بزن بریم، یالا، یالا بریم
همهجا هستن
اونجا تنهاست؟
کون لقت
بفرستشون داخل
زنده بیارینش
زنده
برو بریم، بریم
!یالا، یالا، یالا
!درشون بیار
!یالا، یالا - !دارن میان بیرون -
!زخمی داریم
!برگردید !تکون بخورید
!پناه بگیرید
این یک اشتباه بود
.اشتباهه اون بیرون نمیاد
یالا، بریم - بیرون نمیاد -
زنده بسوزونیدش
لعنتی
!تری
بریم
تمومه. یالا
!باب
Pink Panther ترجمه از « امـین احمـدی »
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com
باب متیوز در عملیات جزیرهی ویدبی در هشت دسامبر » سال 1984 مُرد. تقریبا دو سال دیگر زمان برد « .تا اعضای باقی مانده گروه "فرمان" دستگیر بشن
بروس پیرس و دیوید لین مجموعا به سیصد سال » « زندان محکوم شدند به دلیل نقششان در قتل الن برگ
گری یارابرو مجموعا 85 سال محکوم شد » « به دلیل حمله، اسلحهداری، و اتهامات اخاذی
کتاب خاطرات ترنر بیش از 45 سال به عنوان » « یک نقشه راه برای تروریسم داخلی استفاده شد
از جمله در وقایع بمبگذاری شهر اوکلاهوما » « .و شورش در کنگره ایالات متحده در ششم ژانویه سال 2020
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.