Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
در بهار سال 1337نزدیک شهر اهواز
برای رسیدن به نفت چاه می زدند
مته چاه زنی از لایه آکنده از گاز
گذشته بود و سنگهای نفتگیر را سوراخ میکرد
که ناگهان جرقه ای جست و آتشی برخاست
دیر نگذشت که آتش در چشم انداز دشت نشست
گوسفندان به آتش خو گرفتند
ادمیان به چاره اندیشیدند
آتش گازهایی بود که از چاه به هوا
تنوره می کشید و شعله می شد
خواستند جهش گاز را در همان زیر خاک بخوابانند
پس آغاز کردند به کندن راهی کج به
کمرکش چاه تا آن را با سنگ و سیمان بگیرند
همچنین خندق هایی برای انبار کردن آب
بر دیوار های خندق سیمان پاشیدند
برسیمان آب افشاندند تا دیوارها سخت شود
آب را از کارون گرفتند
لوله ای کشیدند از آب انبارها به آستان آتش
کار را مردی رهبری میکرد آتش ازموده -نام او
مایرون کینلی
برای پیش رفتن تا آستان آتش گرد یک گردونه سنگری ساختند از آهن تا سدی باشد پیش هرم گرما
شب که شد و گزش گرمای روز رفت
و خنکای شب لرزان به کنار بیابان خزید نبرد رو در روی در گرفت
بر گرمای گرد شعله از آب پرده ای پراندند تا تف خشک دم داغ دوزخ را بپوشد
کار اول ستردن دامنه پاه بود از ویرانه دستگاه های از هم گسسته
وچندان کاری از پیش نرفت
وچندین شب گذشت و بامدادها برآمد
و در کشتزار همسایه موسم درو رسید
وآتش همچنان بود
طرحی تازه تعبیه کردند -برای ستردن چاه
و بریدن راه پنجه ای پهن تر پر زورتر ساختند
اکنون کوچاندن مردم از دهکده نزدیک
چون هر گاه آتش خاموش می شد گاز زهر آلود آتش در هوا می پیچید
چاره آتش را ترکاندن دینامت دانستند تا از پف پرتوان اش آتش خاموش شود
دینامت را در جمعه ای نهاوند
و عایق پیچ کردند
تا در رسیدن به دل آتش از گرما نترکد
وبازوی فلزی هدیه مرگ را به پیش آتش برد
وچندین بار برد
هر بر که دینامت میترکید شعله می پرید
تا دوباره در گیرد -از گرمایی یا جرقه ای
و این بار دیگر آتش نماند و در نگرفت
واکنون ستردن صحن چاه از انبوه بازمانده
از آتش های سرکش
آهنهای درهم .تیرهای خم
چنگ های له . دودهای داغ . خاک های شور
چشم های باز روز
وشب های نگاه و نفس و امید و عرق
واگر باز از دم آهن و سر سنگ جرقه ای بجهد
اگر جرقه ای بپرد افسار تازه ای به فواره زد
اکنون بریدن لوله کهنه و صاف سر آن
تا بشود شیر تازه سر چاه گذاشت
تکه های شیرهای را آوردند
شیرکه روی لوله جا گرفت
گاز به اطراف پرید
مهره های آخر را سفت بستند
واکنون بستن شیر
هفتاد روز گذشته بود
وتمام شد
آتش مهار گشت و چاه نفت نیر مسدود شد. و [همچنان] کوشش ها
برای حفر چاهِ دیگری ادامه داشت
اما این داستانی دیگریست
ما این تصاویر را یک آتش می خولنیم
تهیه کننده ابراهیم گلستان
فیلمبردار شاهرخ گلستان
تدوین فروغ فرخزاد
صدابرداران محمود هنگوال ، صمد پور کمالی
هرند میناسیان ،نعمت اله رئوفی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.