Afrikaans
Akan
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.بیا
گفتی میخوای ببینیش، نه؟
...خیلی نازه
...اگه بخواد زندگیمو بهم بریزه هم
.مشکلی باهاش ندارم
Artemis Fowl :مترجم کاری از تیم ترجمه اختصاصی انیمهلیست AnimeList.tv | @AnimeList_ir
!هی، بابابزرگ
این چه کوفتیه؟
اوه؟
«اتفاقی بزرگ در دنیای یاکوزا؟»
.هی، چقدر تو عکسه خوب افتادم
!ای احمق
!برای هیچکس مهم نیست
!دارم در مورد اون خط آخرش حرف میزنم
به نظر میرسد، نوههای آنها» ،بسیار با هم صمیمی هستند
،و طبق گفته منابعی نزدیک به خانوادهها
«.امکان دارد در آیندهای نزدیک نامزد شوند
!به نفعشه که در مورد من نباشه
به جز تو کی میتونه باشه؟
!ای تف به قبرت
اولاً، من نه میاما رو دیدم !و نه نوهش توی توکیو رو
!این «منابع نزدیک» کدوم خرین؟
!من بودم
ها؟
یوشینو، امسال داره 17 سالت میشه، نه؟
.ولی تا حالا هیچ دوستپسری نداشتی
...و چون دیدم اینقدر تنهایی
!خودم برات دوستپسر پیدا کردم
!ببین، نوه میاما خیلی خوش قیافهست
!شبیه جوونیای گاکوئه
.راستش حتی منم شوکه شده بودم
بابابزرگ، این یارو میاما رو خیلی وقته میشناسی؟
.اگه نمیشناختم که تو رو پیشنهاد نمیدادم
!من ازدواج مزدواج نمیکنما
!به جای سر منو خوردن برو اون پسره رو ببین
وگرنه تا آخر عمرت با هیچ پسری !به جز مردای خانواده حرف نمیزنی
!بـ-به تو چه ربطی داره ولم کن
به علاوه، ژنهای خوب من بهت رسیده
و اینقدر جذاب شدی، ولی .همیشه پاچه میگیری
،همیشه میگی من جذابم
ولی به خاطر همین قیافهست که همه میگن شبیه میزبانای کلاب اومِدا
!یا یه زن بچهدار هستم
.به یه ورت بگیر باباجان
چرا نمیری توکیو زندگی کنی؟
.میتونی انتقالی بگیری
تو الان دو زبانه حساب میشی چون هم !لهجه توکیو رو بلدی هم لهجه کانسای رو
!اینا هر دوتاش یه زبانن
من نه اسم یارو رو میدونم !نه میدونم چه شکلیه
!خب، اسمش میاما کیریشیماست
چی؟ اسم مستعارشه؟
.ای مونگول. اسم واقعیشه .اون جزو یاکوزا نیست
.فقط یه بچه دبیرستانی سادهست
.در هر صورت، برو توکیو و خودت ببین
.بعدش در موردش حرف میزنیم
.در آخر، من پاشدم اومدم
.چه بزرگه
.ممنونم که اینهمه راه رو اومدی
!چـ-چه خوش قیافهست
.تو واقعاً شبیه رِنجی هستی کسی تا حالا بهت گفته بود؟
.آره، همیشه میگن
،میگن اگه رِنجی دختر بود .جوونیاش این شکلی میشد
.دقیقاً
عـ-عام، راستی این میاما کیریشیما-سان کجاست...؟
ها؟ در مورد چی حرف میزنی؟
.پشت سرته
.خیلی بهتر از انتظارم جواب داد
.سلام. از دیدنت خوشحالم .من میاما کیریشیما هستم
...ها؟ عا
اوه، ببخشید. ترسوندمت؟
.وقت مناسبی برای معرفی خودم پیدا نکردم
...آ-آهان
پس بریم من بقیه خونه .رو بهت نشون بدم
!هـ-هی، صبر کن
نظرت چیه؟
در مورد چی؟
ما شنیدیم که قراره ،بیای توکیو زندگی کنی
پس اتاق چایخوری این .قسمت رو بازسازی کردیم
!ها؟
،از خونه اصلی فاصله داره .فکرکردیم اینطوری راحتتر باشی
ببخشید، میتونم یه چیزی بگم؟
...خیلی ازتون ممنونم که اینقدر زحمت کشیدین
ولی من هنوز تصمیم نگرفتم .که قراره بیام اینجا یا نه
...اگه در آخر درخواستتون رو رد کنم
.اوه، ببخشید. یادم رفت اشاره کنم
.ببخشید که سرِ خود تصمیم گرفتم
ها؟
.البته که ما با رد کردن پیشنهادمون هیچ مشکلی نداریم
.آخه راستش زورکی وارد این قضیه شدی
آخه دختر و پسری که قبلاً حتی همدیگه رو ندیده بودن بیان باهم ازدواج کنن؟
.دیگه زیادی سنتیه
...ر-راست میگی
.راستش حتی فکر نمیکردم که اینجا پیدات بشه
ها؟
وقتی بهم گفتن که حداقل واسه .دیدنم اومدی خیلی خوشحال شدم
.همین به تنهایی کافیه. ممنون
دبیرستان خصوصی اورن
فقط یه کلام گفتم که پسر بدی به نظر نمیاد و .تهش هرجوری بود منتقل شدم اینجا
...آخه بخوام رو راست باشم، زور زورکی منو تو این وضعیت گذاشتن
!همش حس میکنم که سرم شیره مالیدن
.ببخشید که منتظر موندی، یوشینو
.شرمنده، یهکم طول کشید بفهمم کلاسامون کجاست
چیزی شده؟
.نـ-نه، من خوبم
تو کلاس هنر داری، مگه نه؟
آره، کلاسهای تو هم ریاضی و علومه، مگه نه؟
.فوقالعاده است
،من آدم باهوشی نیستم
واسه همین نگران بودم که اصلاً میتونم .وارد همچین مدرسۀ سطح بالایی بشم یا نه
...خب، کیریشیما-کون
.میگی «کیریشیما-کون» یهکم خجالت میکشم
اگه اشکال نداره، میشه منو کیریشیمای خالی صدا کنی؟
...ها؟ اوه، چیزه، پس
رفت و آمدت به مدرسه همیشه با ماشینه، کیریشیما؟
نه بابا. امروز رو با ماشین اومدم ولی .معمولاً با قطار رفت و آمد میکنم
میخوای واسه رفت و آمدت به مدرسه ماشین بذاریم، یوشینو؟
...چی؟ نه بابا، من راحتم
.که اینطور
.کلاس تو اون پشته، یوشینو
.خب، بعد از مدرسه میبینمت
سخته تصور کنی که توی یه خانوادۀ ...یاکوزا به دنیا اومده
.خداروشکر که یه آدم مهربون و معمولیه
هی، یه لحظه وقت داری؟
ها؟ بـ-با منی؟
.آره
.ببخشید. آخه قبلاً کسی توی مدرسه باهام حرف نزده بود
ها؟
خـ-خب، کمکی از دستم برمیاد؟
امروز با میاما-کون اومدی مدرسه، درسته؟
...ها؟ اممم
شنیدیم که از اوساکا اومدی. از بستگان میاما-کون هستی؟
...ها؟ نه، از بستگانش که نیستم
...خونوادههامون باهم نزدیکن
دوستدخترش که نیستی؟
!د-دوستدختر؟
...نه، چیزه، من دوستدخترش نیستم ...ولی خب ممکنه که باهم زندگی کنیم
!صبرکن ببینم
.اینقدر دلقک بازی درنیار و عین بچۀ آدم جوابمونو بده
.کافیه دیگه. بیاین بریم
ها؟ چی؟
...وای خدا، دخترا حسابی زوم کردن رو من
.یوشینو
تو هم دیدیش؟
!میاما-کون خیلی جیگره
چیزی شده، یوشینو؟
.اممم، گمونم تو خیلی... محبوب هستی
اینجوری فکر میکنی؟
،تا حالا به جز سلام علیک کردن کسی باهام حرف نزده
.و همه خبر دارن که من نوۀ یه یاکوزا هستم
...عه واقعاً؟ فکر میکردم که خبر ندارن
ازت نمیترسن؟
تو این دوره زمونه اگه گزارش بدی که ،یه یاکوزا باهات کاری کرده
.پلیس سهسوته میادش
.حتی اگه یاکوزا هم باشم، ترس اینو ندارن که نتونن کاری کنن
...که اینطور
از این قضیه متنفر نیستی، کیریشیما؟
ها؟
مثلاً... اذیت نمیشی از اینکه بقیه یهجور عجیبی بهت نگاه میکنن؟
اذیت بشم؟
.نه بابا، حتی تا حالا بهش فکر هم نکردم .واقعاً به هیچجام نیست
چیزی شده؟
.نه، چیزی نیست
!اَه، گندش بزنن! خوابم نمیبره
!وااای، اگه کپۀ مرگم رو نذارم ریده میشه به فردام
.واقعاً به هیچجام نیست
.اون لحظه انگار به کل یه آدم دیگه شده بود
.برم یه آبی بنوشم
خون؟
.درست عین یه یاکوزا بود
ببخشید. با خودم گفتم وقتی بیام اینجا .میتونم وسایل مورد نیازم رو بخرم
دوست ندارم تو زحمت بندازمت، ولی میتونی همراهم بیای؟
حتماً. امشب خوبه؟
.آ-آره
.خیلی خب، پس شب میبینمت
.رفتارش خشک بود
.شایدم من خیالاتی شدم
...نه، ولی آخه
یعنی داشته چکار میکرده؟
نه، نه. اصلاً دارم راجعبه چی حرف میزنم؟
یعنی به خاطر کمخوابی اینقدر خسته شدم؟
.بالاخره اون دانشآموز انتقالی رو دیدم
.دختره خیلی تو چشمه
.بعید میدونم از این تایپ دخترا خوشش بیاد
میدونید که خونوادۀ میاما-کون چجورین، مگه نه؟
شنیدم به عنوان فاحشه داره واسشون .کار میکنه تا بدهیاش رو صاف کنه
!امکان نداره
.اتفاقاً من با یه نگاه به صورتش فهمیدم
!چقدر اینا رو مخن
.گمونم از این نظر توکیو و اوساکا عین همن
.کون لقشون
!بـ-ببخشید، یه لحظه صبرکن
اشکال نداره برم مغازه پول نقد بگیرم؟
!زودی برمیگردم
!تو همینجا بمون
.هی خانمی! دامنت رفته بالا
ها؟
.ای بابا شرمنده. گمونم اشتباه دیدم
.ببخشید
جایی تشریف میبری؟
.بوی گند الکل میدین
الان داری میری سر کار؟ کارت همین جاهاست؟
...ها؟ نه، من همچین دختری نیستم
میخوای ما ببریمت؟
...صـ-صبرکن ببینم، اونا دارن
،تا حالا تو مرکزشهر کسی باهام اینجوری حرف نزده بود
!به جز اون ایمایِ پیر از منطقۀ مرکز خرید .مثل همیشه خیلی خوشگلی
نگران نباش قناری. حتماً میرسونیمت .همونجایی که میخوای بری
.ها؟ نه، صبرکنین. یکی منتظرمه
!چی؟
!دهن گهت رو ببند و باهامون بیا
...نـ-نه، جدی میگم
.الکی تنگبازی درنیار. خیلی رو مخی
تو دیگه کدوم خری هستی؟
.آره، راستش اون دختره با منه
.بیا بریم
!تا زخم و زیلی نشدی گمشو برو
!آی، آی، آی، آی، آی
!هان؟
چی؟
!حـ-حرومزاده
جدید ترین اخبار فیلم و سریال در پیج اینستاگرامی @Film2Show
...کـ-کیریشیما! فکر کنم دیگه بسشه
.اوه ببخشید. هنوز یهکم دیگه مونده
.هوی، میشنوی چی میگم؟ هوی، قیافۀ من خوب یادت بمونه
،اون دختره مال منه
.پس دیگه نبینم که داری باهاش حرف میزنیا
.در ضمن، راجعبه من حسابی واسه بقیۀ دوستاتم تعریف کن
،میتونین بیاید انتقام بگیرین
ولی اگه اومدین، بدونین که میزنم .شما و هرکی بهتون نزدیکه رو میکشم
شیرفهم شدی؟
...بله
.خب، بیا بریم یوشینو
ها؟ نباید زنگ بزنیم به آمبولانس؟
.نه بابا، اینا که قرار نیست بمیرن
تا حالا همچین پسرایی باهات لاس نزده بودن، نه؟
ها؟
به خاطر این بود که آدمای اطرافت میدونستن .که تو نوۀ رئیس سومِی هستی
.و مطمئنم که همیشۀ خدا یکی کنارت بوده
.یکی که اصلاً شبیه شهروندای سر به راه نبوده
.باید بیشتر احتیاط کنی. اینجا که اوساکا نیست
...ببخشید، من
.طوری نیست. بیا بریم
...یه لحظه وایسا. اینجوری ممکنه کسی به پلیس زنگ بزنه
.اوه، مشکلی نیست
دستمالم کوش...؟
...هی، اون
ها؟
اوه، بهت نگفته بودم؟
.ببخشید که ترسوندمت. دفعۀ بعدی بیشتر حواسمو جمع میکنم
دفعۀ بعدی؟
چیزی شده؟
...اوه، غلط کردم! مـ-من
.آره، دیگه نمیتونم. این وضعیت خیلی رو مخه
ها؟
.راستش انتظار زیادی ازت داشتم، یوشینو
آخه نه تنها نوۀ رهبر گروه سومی-گومی هستی که
،با گروه کیریگایا-گومی متحده .بلکه خیلی هم جذابی
،گمونم تو حسابی لوس، ننر و به شدت خودخواه بار اومدی
و احتمالاً یه دختر کوچولویی که فکر میکنی .دنیا به دور تو میچرخه
.عاشق دختراییم که بقیه دخترا ازش متنفرن
عاشق اینم که دختری رو داشته باشم که حتی یه دوستِ دختر هم نداره
.و منو بدون هیچ رحم و انسانیتی هدایت کنه
تو چی هستی...؟
متوجه یه کلام از حرفامم نمیشی؟
اصولاً تو خیلی معمولیتر از اون چیزی هستی که .میتونستم تصور کنم، واسه همینم حوصلهم سر رفته
،فکر میکردم حداقل یهسالی منو سرگرم کنی
.ولی همین الانم از سر و کله زدن باهات خسته شدم
.البته همش تقصیر خودمه که زیادی ازت توقع داشتم
میخوای چکار کنی؟ برمیگردی به اوساکا؟
،اگه بخوای میتونی همینجا بمونی
ولی درحال حاضر، یه دختر کوچولویی که .واسم حتی اندازۀ یه پشکل ارزش نداره
اگه قراره بمونی، میشه حداقل یه فایدهای هم واسم داشته باشی؟
چی؟
تنها چیزای به دردبخورت همین صورت و بدنته، نه؟
چطوره تنفروشی کنی و یهکمی پول دربیاری؟
.اتفاقاً ما با سرویسهای اسکورت هم همکاری داریم
،اگه خوب تلاش کنی
.راحت تو دو ماه میتونی یه میلیون پول به جیب بزنی
.اینجور شرکتا رو کیفیت و بهداشت خیلی حساسن
البته میتونی کارای ملایمتری مثل .ساک زدن و کار با ویبراتور هم انجام بدی
اگه فکر میکنی که از پس همینا هم .برنمیای، پس یالا برگرد خونهتون
اگه برگشتی اوساکا، مو به موی حرفایی .که بهت زدم رو بهشون بگو
عالی میشه اگه این قضیه به شروع .یه گندکاری دیگه منجر بشه
.اتفاقاً ممکنه زندگیم به آخر برسه. حسابی منتظرشم
تصورش رو هم نمیکردم که همچین آدمی .تو این دنیا وجود داشته باشه
.شاید بهتره برگردم اوساکا
.ولی هنوز اونقدرا زمان نگذشته
ها؟ لجن؟
آخه لجن اینجا چی میخواد؟
...وایسا ببینم... نکنه دارن واسم
زورگویی میکنن؟
شوخیشون گرفته؟
.تا حالا تو زندگیم همچین حرکت کلیشهای ندیده بودم
.گمونم باید عکس بگیرم
!بیخیال دیگه زیادهروی کردی
!خودت گفتی اینکارو کنیم
توی توکیو چکار میکنی؟
ای بابا، چکار دارم میکنم؟
.میخوام برگردم به اوساکا
نه، صبرکن ببین. چی دارم میگم؟
سومی رنجی
!هی یوشینو! منم بابابزرگت
حال و احوالت خوبه؟
آره، ولی... چی شده؟ اتفاقی افتاده؟
نه بابا، داشتیم راجعبه اینکه ممکنه تا الان .دلت واسه خونه لک زده باشه حرف میزدیم
چیه؟ چیزی شده؟
...نه، من فقط
داری گریه میکنی؟
نمیشه اینقدر مستقیم تو روم نگی؟
اوضاع با نوۀ میاما خوب پیش میره؟
.یک سال
،هرچقدر هم که اذیتت کردن ،هرچقدر هم که دور انداختنت
،هرچقدر هم که اوضاع خوب پیش نرفت .تا یهسال برنمیگردی اینجا
.جوری اونجا بمون که انگار زندگیت بهش بسته است
متوجه شدی، یوشینو؟
تو این یه سال یهکاری کن که نوۀ میاما
.دیوونهوار عاشقت بشه
.و بعد از یه سال پسره رو قال بذار و برگرد خونه
.این بهترین انتقامیه که میتونی از یه پسر بگیری
!آخه زنهای زیادی خودمو هم قال گذاشتن
،وقتی جوونتر بودم فهمیدن که همزمان با سهنفر هستم
و وقتی اون سهنفر منو انداختن داخل دریاچه !فکر کردم که دیگه کارم تمومه
.بعداً باهات حرف میزنم، یوشینو !بازم بهت زنگ میزنم، خدافظ
.تموم مردهای توی زندگیم یه مشت آشغالن
خب گمونم باید جوری زندگی کنم که .انتظارتش برآورده بشه
...الو؟ منم یوشینو
.جدیداً اون دختر کوچولو رو ندیدم
.آره... یهو اومد و الانم دو هفته است که غیبش زده
هی، تو که کاری باهاش نکردی؟
.رئیس میزنه دخلت رو میارهها
.هیجان تو خطر قرار گرفتن باعث میشه بخوام کرم بریزم
.خیلی چندشی، مرتیکۀ مازوخیست
.صبح بخیر
خیلی وقته ندیدمت. ردیفی؟
.البته
خودت چطوری، یوشینو؟
.منم حال و بارم ردیفه
خیال کرده بودی که برگشتم اوساکا؟
.راستشو بخوای آره
یادت میاد بهم گفتی تنها چیزای به دردبخورم همین صورت و بدنمه؟
و باید واسه پول درآوردن تنفروشی کنم؟
.آره، یادمه
.راستش، اونموقع خیلی گرخیدم
.و خب بعدش رفتم اعضای بدنم رو فروختم
.یکی از کلیههامو به قیمت 4 میل فروختم
کلیهت؟ کجا فروختی؟
.شیکوکو: طرف آشنایِ آشنایِ یکی از آشناهام بود
.ازشون خواستم با اندسکوپی انجامش بدن
واسه باقیِ عمرم باید حواسم باشه .زیادی نمک مصرف نکنم
.خب دیگه، من برمیگردم سر کلاسم
.در ضمن، قرار نیست که برگردم به اوساکا
،یه تیکه آشغال مازوخیستی مثل تو .اندازۀ پشکل هم واسم اهمیت نداره
ولی، در جریان هستی که اگه زیادی پاتو از گلیمت درازتر کنی چی میشه؟
!هوی
!با شما سهتا چهل پدر هم هستما
،هرچقدر سعی میکنم یه زندگی آرومی داشته باشم .آخرش قراره یه مرگ تخمی گیرم بیاد
...حالا که اینجوریه
،حتی اگه بیفتم کف زمین و خون بالا بیارم
شما نفلهها رو هم با خودم میکشونم !به جهنم و زندگیتونو به باد میدم
.به هرحال، فکر کردم لازمه اینا رو بدونی
هان؟ چیه؟
!عاشقتم
!تا حالا تو زندگیم همچین هیجانی رو حس نکرده بودم
!هنوزم هیجانزدهم
این یعنی که من عاشقت شدم، درسته یوشینو؟
ها؟ چی؟
!عاشقتم! بیا حتماً ازدواج کنیم
!میخوام که زندگیم رو بهم بریزی
!چـــی؟
!فعلاً اون عقلته که بهم ریخته
!نکنه فراموش کردی اون روز چیا بهم گفتی؟
!درسته، به خاطرشون معذرت میخوام
!ولی الان دیگه فهمیدم! اونموقع اشتباه کردم
!نه جدی میگم! من عاشقت هستم !همین الان واست شق کردم
!خیلی چندشی
.خیلی خب، باشه
.به پسرامم میگم
.بعداً باهات حرف میزنم
موضوعی پیش اومده؟
...همین الان یه موضوع به شدت رو مخی اتفاق افتاد
Artemis Fowl :مترجم کاری از تیم ترجمه اختصاصی انیمهلیست AnimeList.tv | @AnimeList_ir
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.