Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::. اشعهی سبز .::
دوشنبه، 2 جولای
فکر نمیکنی خیلی گرمه؟
منظورت در آگوسته؟
نه، قابل تحمله مثل قاهرهست
منظورم اینه که دو یا سه هفته...
لطفا یه لحظه صبر کنید
دلفین با تو کار دارن
سلام، خوبی؟
ترافیکه اینجوری راضی هستی؟
پس سهتایی میتونیم بریم
میخوای چی بگی؟
شوخی میکنی، مگه نه؟
دو هفته قبل از تعطیلاتمون خیلی سخته
فکر میکنی چکار کنم؟
واقعا فکر میکنم سخته، ببخشید
خداحافظ
سهشنبه، 3 جولای
مانوئلا
سلام. دلفین، چطوری؟
چشمم اذیت میشه
میشه بریم جای دیگه؟ چشمم اذیت میشه
ببخشید، اما بذار بریم توی سایه
چی شده؟
اتفاقی افتاده؟
نه
چی شده؟
کارولین دیشب بهم گفت، تعطیلات با من نمیاد
- چکار میکنی؟ - نمیدونم
با یکی دیگه برو
کسی نیست لااقل الان کسی نیست
یکی رو پیدا میکنی
توی 2 هفته؟ شک دارم
مطمئن باش توی 2 هفته یکی رو پیدا میکنی
کی؟
نمیدونم
تو با کی میری؟
با آنتون
یه مردی هست که دوست داره با تو بیاد
کی؟
اون یه خونهی بزرگ برای تعطیلات گرفته
کی؟
رائول
عقلتو از دست دادی؟ رائول
گوش کن، اون خیلی جذابه
باشه، پس تنها برو
سخته تنها رفتن
مطمئنا اونجا با یکی آشنا میشی
کجا؟ تو متوجه نمیشی...
نمیدونم
برو پیش مادربزرگ من در اسپانیا
- آره، حتما - شوخی نمیکنم
یه خونهی بزرگ ویلایی داره یه اتاق به تو اجاره میده
توی شهر؟
توی یه روستای کوچیک
باید بهش فکر کنم تنها در اسپانیا
توریستها رو میبینی
من زیاد ماجراجو نیستم
خب امسال مجبوری تلاش کنی
ممکنه اونجا عاشق یه مرد بشی
نظرت در مورد این چیه؟
التماسم میکنه خوشتیپ هم هست
شاید کمی کثیفه اما عظیم و بزرگه
ماهیچهی پاهاشو
چهارشنبه، 4 جولای
آب پرتقال، پدربزرگ؟
- عجیبه، نه؟ - چی؟
- این هوا برای جولای - مطمئنا گرم نیست
تعطیلات چکار میکنید؟
هیچی. من یه بازنشستهام با مستمری
بنابراین میمونم خونه این تنها کاریه که میتونم بکنم
شما هرگز از پاریس بیرون نرفتید؟
هرگز
فقط برای 2 ماه رفتم کوهستان
درست نزدیک مرز سوئیس
پس شما بیشتر در پاریس بودید؟
تعطیلات خیلی دیر اومد سراغ من
چون به سختی کار میکردم
وقتی اولین بار دریا رو دیدم حدود 60 سال داشتم
وقتی تنها کاری میکنی تعطیلات زیادی نداری
من راننده تاکسی بودم، کسی به من مرخصی 2 ماهه نمیداد
بعدا تعطیلاتم طولانیتر شد
مثل بعضیها در این کشور
از حیوانات اهلی نگهداری کردم
و باغداری کردم، و 2 ماه رو جایی نمیرفتم
آلپ رو دوست نداری؟
- نه، ندارم - چرا؟
من فقط توی پاریس رانندگی کردم
اون درهها منو میترسونه
- یک پاریسی - یک پاریسی واقعی
- پاریس خوبه - آره خوبه
هر چی بخوای در پاریس هست: پارک بزرگ...
طبیعت نداره یا دریا
دریا نداره اما تور ماهیگیری داره، و چیزهای مشابه
نه، کافی نیست
کافیه
کی به دریا احتیاج داره؟
من پامو تا زانو توی آب میکنم، میترسم من نمیتونم شنا کنم
پنجشنبه، 5 جولای
تابستون چی؟
بعضی موقعها بارون میاد اما اکثرا هوا خوبه
ما اکثرا میریم اونجا چون آلاریک از گرما متنفره
ما ترجیح میدم جای گرم نریم
چطوری میرید؟
ما اردو میزنیم
اگر بارون بباره چی؟
باید بری جایی که بتونی بخوابی و صبحونه بخوری
البته اگر تمام مدت بارون بیاد
ما جولای و آگوست میریم. ایزابل...
بهتر از من میدونه...
بارون میاد یا نه ما که جولای میریم
جولای هم هوا خوبه
اگر خوششانس باشیم شاید زمانهای دیگه هم هوا خوب باشه
پس شما با چادر، و مجهز میرید اونجا؟
البته
اجازه داری همه جا چادر بزنی مثل فرانسه نیست
زمین برای چادر زدن کمیابه
ساحل غربی دست نخوردهست برای چادر زدن خوبه
آدماش خوب هستن؟
در زمین کسی چادر میزنید؟
خب زمینِ هرکی باشه ازش اجازه میگیریم
آدماش خوب هستن؟
خیلی خوب. مشکلی نیست
اون خیلی هاشون رو میشناسه
ما آدرس همهچیز رو داریم
اون خیلی هاشون رو میشناسه که میتونیم بریم
همیشه یکی هست...
همه رو میشناسیم بعلاوه، ایزابل هم هست
دوبلین بهترین نیست، ها؟
تو خوشحالی که میتونی بری، عزیزم؟
قبلا ایرلند رفتی؟
نه، هنوز نه
جاهای خارجی رو دوست داری؟
نه، دوست ندارم
اما ایرلند یه کشور خارجیه
من نمیخوام برم به کشور خارجی
پس چرا میخوای بری به ایرلند؟
چون کشور زیباییه
چی میدونی در موردش؟
ایزابل در موردش بهم گفته
اوه، اگر ایزابل گفته که خوبه
اونجا بارونیه، نمیترسی؟
دلفین، با ما بیا ببین
دوبلین رو در تابستون
مادر میاد کلود و دومینیک هم میان
تمام خانواده، بجز تو
نمیدونم
تابستون ترجیح میدم برم یه کشور گرم
و آفتاب بگیرم
ناراحت نشو یه وقت دیگه باهاتون میام
اما آگوست میخوام برم دریا و شنا کنم
و برنزه بشم
درسته؟
تو هم دوست داری. خوبه منظورم اینه که...
من ایرلند رو دوست دارم
میخوای بری؟
یه روزی میام اما الان نه
باید به ژانپیر زنگ بزنم
جمعه، 6 جولای
سلام، ژانپیر
ممنون زنگ زدی
میخواستم ازت درخواست کنم با هم به آنتیبس بریم
فکر کردم کوهستانی
پس نمیای، ها؟
آره خوبم
خیلی ممنون! تنهایی در آلپ تو منو میبری؟
قرار بود برم یونان اما کنسل شد
نمیدونم شاید با بچهها برم به ایرلند
پس داری میری ریویرا؟
یکشنبه، 8 جولای
بازیابی ارتباط با خود و دیگران
جلسات گروهی و خصوصی
من تنهایی رفتم فلورانس
چرا تنهایی به تعطیلات نمیری؟
خیلی سخته
نمیخوام یه بار تنهایی رفتم. دوست نداشتم
تنهایی رفتن که عالیه
شوخی میکنی؟ یه بار اینکارو کردم تنهایی رفتم به "نیس
خیلی بد بود
میتونی با آدمها آشنا بشی
من نتونستم با کسی آشنا بشم
موندم با آنتون چطور آشنا شدی؟
در پاریس هم با کسی آشنا میشی؟
نه زیاد
پس نمیخوای
البته که میخوام
چرا با یه گروه به تعطیلات نمیری؟
- دیوونهای؟ - چرا؟
واقعا، بئاتریس
ضرر میکنی؟
چه مشکلی با یه گروه داری؟
چرا منو مورد حمله قرار دادی؟ لعنت
این یه حمله نیست اما تو باید از تنهاییت فرار کنی
اینجوری نمیتونی ادامه بدی
هیچ کسی نمیتونه برای همیشه تنها زندگی کنه
ببین چقدر غمگینی
- من غمگین نیستم. این چه حرفیه - چرا هستی
من خوبم. روبراهم. غمگین نیستم
اما تنهایی، درسته؟
خب که چی؟ چرا میخندی؟ چه مسخره
فکر میکنی تنها بودن خوبه؟
خوب نیست! اما راه حلش رفتن با یه گروه نیست
تو با اینکار تلاش میکنی تا حلش کنی
کافیه دیگه
گرفتی؟ این یه حقیقته
یه زمانی من مثل تو بودم
غمگین بودم. خیلی وحشتناک بود
وحشتناک! میدونم چی میکشی اما باید بر اون غلبه کنی
ما دوستات هستیم. میخواهیم بهت کمک کنیم
الکی بزرگش نکن! من غمگین نیستم
تو باید این محدودیت رو از بین ببری
تو منو نمیشناسی
اما میتونم ببینمت
تو گاهی اوقات برای 5 دقیقه منو میبینی
منظورت چیه؟
قبلا در موردش بحث کرده بودیم
خیلی کم و حالا داری هی در موردش حرف میزنی
یه چیزهایی برای گفتن داشتم و اونو گفتم
منم خیلی چیزها برای گفتن دارم اما اونا رو نمیگم
خب بگو ما میخواهیم که تو خودت اونا رو بگی
همه گوش میدیم
ببخشید چی میخوای بگی؟
من بدجنس نیستم. میخوام بهت کمک کنم اما بعضی وقتها مجبوری بدجنس باشی
تا احساسات آدمها رو تحریک کنی
نمیدونم و اگر اونا رو پرورش بدی
در مسیر قرار میگیری
تو دیوونهای! بدجنسی چرا این حرفا رو میزنی؟
باشه، من دیوونه، من بدجنس...
چطور باید پرورشش بدم؟
احتیاج داری بدجنس نباشی
تمومش کن، من خوبم ممکنه الان کمی تنها باشم
اما کاملا تنها نیستم
آدمهایی در زندگی من هست حتی اگر نخوام اونا رو ببینم
و این برام مهمه پس حالا خفه شو
باشه
نمیدونستم کسی رو داری
من تو رو همینطوری دیدم و سعی کردم کمکت کنم
متأسفم
نمیدونستم
من فکر کردم کسی رو نداری خب سعی کردم بهت کمک کنم
من در کمک به دوستانم زیاد خشن نیستم
قبلا خیلی خشنتر بودم
حتی یکبار به دوستم سیلی زدم بخاطر خندیدن
تا دست از کارش برداره
اما تو فرق میکنی
خب تو هم فرق میکنی این چاشنی زندگیه
اما تو حرفات رو با داد و فریاد میگی...
من نمیدونم چطوری میخوای استدلال کنی
نباید بدون حرکت باشی
گوش، دلفین، تو میدونی همه چیز با ژان پیر تموم شده
باید با یکی دیگه آشنا بشی یا با یه خاطره زندگی کنی
- یه مرد جدید میخوای؟ - امیدوارم پیدا کنم
تو منتظر شاهزاده میمونی یا خودت میری دنبالش؟
چکار میتونم بکنم؟
ما میتونیم بهت کمک کنیم
میتونم امشب با ارواح صحبت کنم میتونم ردیفش کنم
من هیچ وقت از ارواح نمیخوام برای من یه مرد پیدا کنن. خودم تلاش میکنم
تو باید باور داشته باشی
من معتقد به چیزهایی هستم که در زندگی اتفاق میافته
چیزهایی که خودشان اتفاق میافتن
چیزهایی در مورد عشق
تو هیچ اعتقاد خرافی نداری؟
به شانس اعتقاد نداری
ستارگان، هیچی؟
من به خرافات شخصی معتقدم
در بعضی چیزها بهش باور دارم مثل ورق
که در خیابان پیدا میکنی و من پیدا کردم
همیشه؟
بعضی وقتها، که انتظارشو دارم
وقتی تنهایی قدم میزنم و یه ورق پیدا میکنم
و همیشه یه معنی داره
آخرین بار که رفته بودم خواهرمو ببینم یه ورق پیک پیدا کردم
یه فال بد
تو میتونی فال رو بخونی؟
بعضی هاشون رو
در مسیر خونهی خواهرم
یکیشو پیدا کردم سبز رنگ بود
عجیب اینه که یکی از دوستام بهم گفت
رنگ سبز ممکنه رنگ سال من باشه
واقعا عجیبه، اما از اون زمان بیشتر بهش توجه کردم
که با رنگ سبز احاطه شدم
در مسیر خونهی خواهرم چی دیدم؟
یه ورق که پشتش سبز بود
و من سبز پوشیده بود
شاید با یه مرد سبز آشنا بشی
رنگ امید
یه سال خوب
بده ببینمش
برج جدی هستی
فقط منتظر رسیدن شاهزاده هستی
تو تنهایی و به نظر میرسه که افسرده شدی
یک دور باطل
''اما اصرار داری که عوضش کنی'
من اصراری ندارم زندگی اصرار داره
درسته
در واقع گفت که تو عقب افتادهای
و هنوزم روش اصرار داره؟
دلفین کجاست؟
بیرون، من نمیرم بیارمش
اون همیشه تنهاست. چه اتفاقی افتاده؟
چون دلفین غمگینه
یه غم طبیعی یا چیزه دیگه؟
بخاطر ژان پیره
ژان پیر کیه؟
- نامزدش - خیلی وقته؟
من میرم پیشش
اون حرف نمیزنه. من دوست دارم در مورد مشکلات آدمها حرف بزنم
البته، اما اون 2 ساله که تنهاست
بنابراین کمی بهم ریختهست
چی شده؟
هیچی
چرا گریه میکنی؟
تنهام بذار
بخاطر مردها؟
نه! ولم کن
بخاطر تعطیلات؟
گور باباش
- پس چرا گریه میکنی؟ - برای هیچی
تو نباید اینجوری گریه کنی
حرف ما رو گوش نکرد
ما بیعاطفه نیستیم
بیا قوم و خویش منو ببین خونهی بزرگ، یه باغ
خواهرم اونجاست برادرهام، بچهها
دریا رو میبینی و آفتاب میگیری
آره، اما... بچهها میخوان من با مادرم به ایرلند برم
این که تعطیلات نمیشه
من یه تعطیلات واقعی میخوام
به خانوادهام علاقه دارم اما نمیتونم...
پس بیا شربورگ
خوش میگذره، با آدمها آشنا میشیم
چهارشنبه، 18 جولای
چه جای زیبایی برای شنا کردن
اون کوهها اسمش اوهوله
اون مکان هم لاهوژ
اونم یه دکل نفتیه
اونم لنگرگاه قایقهای ساحلی
لاهوژ اونجاست
بقیهی ساحلم دست نخوردهست
دیدیش؟
اون مرد رو میبینی؟
هی، نگاهش کن
اونجوری خیره نشو
بد نیست
سیاهست
- خوبه - داره تو رو نگاه میکنه
چشمچرونی نکن
داره به ما نگاه میکنه
برای تو بیتابه
دست بردار
بهت میاد
نه، به تو میاد
تو بهش میای
عصبانیم نکن! دست بردار
- اهل اینجایید؟ - بله
اسمتون چیه؟
ادوارد
این دلفینه و من فرانسواز
چکار میکنید؟
ما در تعطیلات هستیم
با خانوادهتون؟
من تصمیم دارم فردا برم ایرلند
چه جالب من نزدیک بود برم ایرلند
نزدیک بودم برم اما آخرش...
ترجیح دادم بیام شربورگ
- دریانوردی؟ - بله، قایقم اونجاست
- تنهایی؟ - آره، همیشه تنها
- امشب کار داری؟ - شما چطور؟
شام با خانواده
میتونیم بعدش همدیگه رو ملاقات کنیم؟
حدود ده، یازده؟
نمیتونیم خانواده رو بپیچونیم
میتونیم
نه، نمیتونیم
چرا؟
چون ما به خانواده قول دادیم
میشه مدیریتش کرد
میتونیم بعد از شام همدیگه رو ببینیم، ها؟
برای بستنی و بازی بولینگ؟
البته
ما باید بریم، خداحافظ
شاید فردا
فردا وقتم آزاده
خب، به امید دیدار
چرا گذاشتی رفتی؟
نمیدونم. مشکوکم
- خوشت نیومد؟ - شبیهی اغواگراست
- اینجوری نمیتونی با کسی آشنا بشی - البته، اما...
مردی که قرار فردا بره... عجیب به نظر میرسید
نمیدونم من مایل بودم قبول کنیم
- اما ما فرق داریم، فرانسواز - تو اینو گفتی
بفرمایید اینم گوشت خوک
نیم پزه
خیلی نیم پز. خوشت میاد خودتون بردارید
من گوشت نمیخورم؟
که اینطور؟
- دوست نداری؟ - نه، ندارم
مهم نیست. مشکلی نیست
- مهم نیست - یه چیز دیگه میخوای؟
نه، سالاد میخورم
یه تخم مرغ براش درست کن
یه گوجه به چیزی که دارم اضافه میکنم
خودت بردار
یه گوجه؟ باید به ما میگفتی
یه چیزه دیگه درست میکردیم
اون سبزیجات دوست داره
تخم مرغ که میخوری، مگه نه؟
نه زیاد
- هیچ وقت گوشت نمیخوری؟ - هیچ وقت
ماهی چی؟
ماهی زیاد نه
وقتی چیزی برای خوردن نباشه، میخورم
یه کمی پروتئین کافیه وقتی که با دیگران غذا میخورم
تو سلامتی؟ مشکلی نداری؟ همه چیز خوبه؟
بله خوبم
در خونه غلات میخورم
این چیزا رو میپزم
- لبنیات چی؟ - لبنیات، بله
شیر، بادام و چیزهایی مثل این
ما به گوشت نیازی نداریم
اما به مشکل میخوری وقتی با دیگران هستی
مثل اینجا
میتونیم چیزهایی که دوست داری بخریم
نه نمیخواد چیزی برای من بخرید همه چی روبراهست
صدف؟
حرفشو نزنید
خرچنگ؟
اونا حیوون هستن
پس هیچ حیوونی...
نمیدونم اونا حیوون هستن، و...
فکر میکنم ما نباید...
بخصوص حیواناتی که خون قرمز دارن
پس وقتی گوشت خوک رو گذاشتم جلوت
چیزی که دیدی یه حیوون بود، مگه نه؟
اما تو سبزیجات رو دوست داری
وقتی یه کاهو از باغ میچینی
اون زندهست اما بعدش مرده به حساب میاد
من اینجوری نمیبینم
برای من، یه کاهو
فرق داره خیلی دوره...
از گوشت، از یک حیوون
کاهو یک دوسته
یه روشن کنندهست
سبزیجات پاک هستن نمیدونم. اونا...
خون ندارن
ضربان قلب ندارن
شاید به این چیزها توجه نداشتم
اما موقعیتی که در آن هستم راهیه که انتخاب کردم
شاید اشتباه کنم
یه چیزه غریزیه
اینکه چطور تغذیه میکنم
وقتی جوون بودم
احساس میکردم کارم مثل قصابها ست
حالا گوشت رو از سوپرمارکت میخرم و چنین احساسی ندارم
این ثابت میکنه این یه سئوال معرفتیه
فکر میکنم این اشتباهست
تو گوشت رو میخوری چون اهمیت نمیدی چکار میکنی
یا اینکه یه حیوون چطور کشته شده
این اشتباهست
تو متوجه قصاب ها شدی
بخاطر خون و خشونت
قطعا
و بعدش دیگه توجه نمیکنی
ببین، وقتی دو یا سه تا چیز میخرم...
تو توجهات قطع میشه اما نباید اینطور باشه
بله، من چیزهای دیگهای هم میخرم چیزهایی که مردم دیگه هم میخرن
کسانی که زندگی متفاوتی با من دارن
و این اصلا منو اذیت نمیکنه
اگر برای خرید میرم سوپرمارکت
هیچ عذاب وجدانی برای خرید چیزی ندارم
اما من همیشه به گوشت فکر میکنم
ما بدون اون هم میتونیم سر کنیم
در فرانسه خیلی چیزهای دیگه واسه خوردن هست
این مشکل عذاب وجدان خیلی راحت حل میشه
اونو نمیخوری یه چیزه دیگه میخوری
و خیلی هم ارزونتره
گوشت گرونه اما غلات ارزونه
و برای اقتصاد ملی
قطعا پرورش گاو در مزرعه پرهزینه ست
اما پرورش غلات اینطور نیست
اما من بخاطر طمعش ترجیح میدم
گوشت بیمزه ست بهش عطر و طعم میدن
حتی از سبزیجات بیمزه تره
میتونم مزهش کنم اما نمیتونم بخورم متنفرم
پس در یک کلام فقط سبزیجات
بخاطر مزهش عقیدهی منه
خیلی هم سنگینه
اما یه چیزایی رو از دست میدی
نه اینطور نیست دوست دارم خودمو تازه کنم
با اینجور غذاها نمیدونم...
مثل هوا تازه ست
خب اینطوری هم میتونه باشه که
یه تکه گوشت در هوای آزاد پخته بشه
روی باربکیو
منظورم محیط نیست
دارم در مورد یه جور کنش بدنی صحبت میکنم
بدنت...
تو همون چیزی هستی که میخوری
اول تازگی بعد تغذیه
تغذیه کمک به زنده بودن میکنه فکر میکنم....
قضیه خیلی عرفانیه میخواهید منو اذیت کنید
نه قصد اذیت نداریم
من گلها رو نمیتونم بخورم
این غریزیه چون...
چی شد پس؟
میتونی مثل چینیها برنج بخوری
برنج میخورم
اما فکر میکنم
گل رو نمیتونم بخورم برای من گل شاعرانه ست
پنجشنبه، 19 جولای
میخوای بهت کمک کنم توت فرنگی بچینی؟
میای؟
میخوای تاب بخوری؟
واقعا نه حالت تهوع بهم دست میده
وقتی بچه بودی هرگز تاب بازی نکردی؟
گفتم بهت، حالمو بد میکنه
- پس بازیهای خشن رو دوست نداری - تاب بازی خشن نیست
تو رو آرومت میکنه
قایق سواری دوست داری؟
اونم حالمو بد میکنه، عزیزم
کشمش بیدانه های خوبی هستن
قبلا خوردی؟
البته، قبلا خوردم
دوست پسر داری؟
آره، یه دوست پسر دارم
پس چرا با تو نیومده؟
نتونست. کار داشت
خجالت میکشی، نه؟
مهم نیست، اما...
اسمش چیه؟
ژان پیر
چقدر میبینیش؟
در پاریس کار میکنه بنابراین زیاد نمیبینمش
هنوز دوست پسرمه
تصمیم داری بعدا باهاش زندگی کنی؟
آره، یه روزی
چرا اینارو میپرسی؟
میترسی؟
نه، همینجوری پرسیدم
آره من یک دوست پسر دارم
زیاد اینجا میمونی؟
تا وقتی منو بندازید بیرون
میخوای بهش زنگ بزنی، نه؟
دوست پسرت
شاید
بهرحال، بقیه رو هم دارم
اونارو مثل لباس عوض میکنی
خوب هستن اما تو رو خسته میکنن
چرا اینارو ازم میپرسی؟ کی ازت پرسیده؟
هیچ کس
کنجکاوم
- همینجوری؟ - آره، همینجوری
با اون برنامهای هم داشتی؟
تو واقعا کنجکاوی
نه برنامهای نداشتم تا ببینم چی میشه
میتونیم تا بعدازظهر اینجا بمونیم
اکسل. باید چک کنی. مطمئن نیستم
- اکسل چیه؟ - میله ای که چرخها رو بهم وصل میکنه
- کجا؟ - توی اسکیت
- کلمهی تخصصیه؟ - تا حالا نشنیده بودی؟
بازم بیار
یه بار دیگه، بعدش تمومه
نه، عزیزم، آرومتر
جمعه، 20 جولای
میخوای فردا بریم ساحل قایق سواری کنیم؟
قایق سواری؟
ساحل میام اما قایق سواری حالمو بد میکنه
دریا زده میشی؟
برج حوت نیستی
نه، برج جدی هستم
- برج خوبیه؟ - یه جورایی. من کمی طالع بینی بلدم
جرارد هم برج جدی ست مثل من
معنیش چیه؟
این برجی که بزها از کوه بالا میرن
از تمام راهها
اما همیشه تنهاست
کمی مثل تو
اینطور فکر نمیکنی؟
میتونه اینجوری باشه
درسته، خیلی وقت نیست همدیگه رو میشناسیم اما احساس خوبی بین ما هست
تقریبا همیشه مثل هم جواب میدیم
"نه، ترجیح نمیدم. نه، نه واقعا"
من سخت گیر نیستم
چی دوست داری؟
منظورت چیه؟ من سخت گیر نیستم خیلی هم شیرین هستم
- اوه، خیلی شیرین - من سخت گیر نیستم
ماموریت میرم، قدم میزنم
من خوبم
- ظرف میشوری - ظرف میشورم
- اما همیشه بهم میگی... - چرا میخواهید منو سرزنش کنید؟
هیچی
ما میخواهیم تا وقتی اینجا هستی بهت خوش بگذره
من روبراهم. احساس خوبی دارم
حالا واقعا به چی علاقمندی؟
واقعا عاشق چه کاری هستی
منظورم اینجاست؟
فقط پیادهروی
تو یه گیاه هستی یه گیاه
من گیاه هستم؟
شنبه، 21 جولای
دلفین اومد
رفته بودی پیادهروی؟
کجا بودی؟
پیادهروی، توی علفزار
طبیعت رو داغون کردید
- یه شاخه به این بزرگی - قشنگه؟
برای من؟ نه ممنون
نمیتونم قبول کنم من گلها رو نمیچینم
خسته نشدی؟
نه، دریا رو دیدم، بعدش...
بهتر عجله کنیم
یکشنبه، 22 جولای
اون شغلش رو دوست داره بهرحال انتخاب کرده
همش کار، کار، کار
- فرانسواز - چیه؟
نمیتونم اینجا بمونم. منو با خودت ببر
چی شده؟ از اینجا خوشت نمیاد؟
نه، خوبه
- اونا خوب نیستن؟ - اونا خیلی خوبن
اما نمیتونم تنها اینجا بمونم
من باهاشون صحبت میکنم
اونا باهوشن. متوجه میشن
- خجالت میکشم - نگران نباش
داری میری؟
آره، اما یه چیزی میخوام بگم
- دلفین هم میره - ناراحته؟
نه. اما ترجیح میده که 3 تایی با هم برگردیم
- سورپرایز نشدم - اون خیلی خوبه
خب، بهرحال اون با ما فرق داره
پس اونو میبریم پاریس
باشه
- دلفین داره میره؟ - آره
اما چرا؟
خب، ما داریم میریم اینجوری بهتره
خب در پاریس هم تنهاست
من نمیدونم
دوشنبه، 23 جولای
عکسمو میخوای؟
چرا که نه؟ تو خوشکلی
سیگار؟
ژان پیر؟
دلفینم. خوبی؟
من پاریسم
شربورگ خوب بود.اما...
برگشتم
میدونی چطورم
می خواستم بپرس: می تونم ازجایی که در کوهستان داری استفاده کنم
چهارشنبه، 25 جولای
پائولو اینجاست؟
سلام، دلفین
سلام میشل. اوضاع روبراهست؟
اومدی تعطیلات؟
همین الان از پاریس رسیدم پائولو کلیدهای ژان پیر رو داره
پائولو رفته کوه ساعت 6 برمیگرده
فکر کنم کلیدها رو هم برده
- میخوای یه دوری بزن؟ - اینارو چکار کنم؟
من کیفتو نگه میدارم
بذار کلاهم رو بردارم
میبینمت، میشل
- خوبی پائولو؟ - خوبی. تازه رسیدی؟
کلید آپارتمان دست منه
- دیگه نمیخوام - چرا؟
- میرم خونه - برای چی؟
خستهام
اومدی وسایلتو برداری؟
بهم ریختم
فقط کیفها رو بده میخوام برم
همهشو میبری
فقط اونارو بهم بده
ممنون پائولو. ببخشید
اینم وسایلت. سالم سالم
واقعا متأسفم. تو خوبی؟
هر وقت خواستی کلیدها اینجاست
پنجشنبه، 26 جولای
برگشتی؟
فقط یک روز موندم
همون شب برگشتم
تو کمی دیوونه هستی
نمیتونستم...میدونم با این همه رفت و آمد
کمی سخته میشه برام
اما نمیتونستم تحمل کنم
حالا میخوای چکارکنی؟
پول داری دوباره برو یه جایی
از تنهایی رفتن متنفرم
اما نمیتونی فقط توی پاریس بمونی
تو همیشه کسی رو میبینی که کمترین انتظارشو داری
من که انتظاری چیزی رو ندارم
حالا میبینی
دارم مزخرف میگم
نمیدونم میخوام چکار کنم
واقعا احساس بدی دارم
- البته که میتونی بمونی - ولم کن
یه جایی؟ در پاریس؟
نمی دونم
جمعه، 27 جولای
سلام ایرن
حالت چطوره؟
خیلی وقته میگذره جالبه اینجا میبینمت
چی تو رو کشونده اینجا؟
خرید. این اطراف بودم گفتم یه توقف اینجا داشته باشم
تو چطور؟
من در راه خونه بودم من همون جای قبلی زندگی میکنم
در مرخصی هستم داشتم قدم میزدم...
دنبال جایی بودم
متوجه چیزی نبودم
تو کجاها بودی؟
منم به تله افتادم. ازدواج کردم
دوباره
این دفعه جدیه یه پسر کوچیکم دارم
کی بدنیا اومد؟
هفده ماه پیش
خوشکله، نه؟
خیلی خوشکله
خوشحالی؟
آره و نه بعضی وقتها...
خیلی مشکل میشه خیلی سخت
داستانش خیلی مفصله الان وقتش نیست
در تعطیلات هستم
کار نمیکنی؟
کار میکنم اما الان در تعطیلات هستم
دو هفته از تعطیلاتم میگذره اما...
جایی نرفتی؟
یه مشکلی هستم: رفتم
برگشتم، دوباره رفتم و دوباره برگشتم
حالا احساس حماقت میکنم و مثل یه احمق در پاریسم
هوا هم بده و دوست دارم سریعتر برم
هوا عوض میشه
تشک من توی ساحله
وقتی هم خورشید هست، خیلی گرمه
یه فکری دارم
چیه؟
آپارتمان بردارشوهرمو در بیاریتز بهت قرض میدم
هرسال بهم قرض میده اما الان مناسب من نیست
من و شوهرم میریم دوویل
- تو خیلی خوبی - یه ایدهی فوقالعاده ست
یه جای قشنگه
مردمش هم خیلی خوب هستن
چهارشنبه، 1 آگوست
پنجشنبه، 2 آگوست
هنوز ژول ورن میخونی؟
واقعا خوشت میاد؟
من " بیست هزار فرسنگ زیر دریا" رو دوباره خوندم
بدجوری حوصلهمو سر برد
تا این کتاب رو شروع کردم
''اشعهی سبز''
اولش خوشم نیومد
اما حالا فکر میکنم "اشعهی سبز
جالب و شگفت آوره
من "اشعهی سبز" رو خوندم فکر میکنم خیلی خوبه
به نظرم یه داستان تخیلیه
زنی که قهرمان یک داستان تخلیه
اون شبیهی سیندرلا یا سفید برفیه
- داستان عاشقانه؟ - و در اسکاتلند اتفاق میفته
تو اونجا عاشق شدی
بله، کشوری که خیلی دوستش دارم
شما خوندید؟
وقتی بچه بودم اما چیز زیادی یادم نیست
الان دارید اونو میخونید؟
تمومش کردم. من زیاد ژول ورن دوست ندارم
اشعهی سبز خیلی عجیب بدستم رسید
و چون یه داستان عاشقانه بود
با شخصیتهایی که ...
در حال جستجو بودن
بله، جستجو
اشعهی سبز. شما دیدید؟
سه بار
اولین بار وقتی هشت نه سالم بود در لابول، اونجا رو بلدید؟
یه ساحل دوست داشتنی پنج مایلی اینجا
با پدرم بودم. داشت در مورد کتابهای ژول ورن صحبت میکرد
آسمون صاف بود و ابری در کار نبود
پدرم گفت ''شاید امروز ما خوش شانسی بیاریم''
و من اونو دیدم
کمتر از یک ثانیه
وقتی که خورشید هنوز در آسمان بود
نزدیک غروب بود
سبز رنگ پریده بود
مثل یه تیغ یک پرتو افقی
خیلی زیبا، اما خیلی کوتاه بود
امروز نمیتونیم ببینیمش آسمون رو نگاه کنید
مهآلود و...
مهآلود و گرد و غبار
امیدی نیست
میدونید ژول ورن چی گفته؟
هرکی اشعهی سبز رو ببینه
میتونه احساسات خودش و دیگران رو بخونه
واقعا؟ فوقالعاده ست اگر درست باشه
ما یه حس اضافه هم داریم چون اشعهی سبز رو دیدیم
همون چیزی که برای قهرمان داستان اتفاق افتاد
کسی که هرگز اشعهی سبز رو ندید
اما سرانجام تونست احساس خودش رو درک کنه
اونم نسبت به مرد جوانی که ملاقات کرد
و شما آقا، اشعهی سبز رو دیدید؟
خیلی زیاد من چندین بار اونو دیدم
شاید 5 بار دیده باشم خیلی عجیبه
بعضی از تابستانها شما هرگز نمیتونید اشعهی سبز رو ببینید
بخاطر شرایط جوی نامطلوب
بطور مثال امروز، خیلی مهآلوده
و پر از اَبر
همونطور که همسرم گفت هوا باید خیلی صاف باشه
و دلیل بوجود اومدنش همینه
یه جور شکست نور
شکست نور
شکست نور در اتمسفر
باید جزئیاتش هم توضیح بدم؟
شما خورشید رو اونجا میبینید
اون دقیقا جایی که شما میبینید قرار نداره
یه کمی پائینتره
چون اشعهی خورشید در اتمسفر کج میشه
و نزدیکتر به افق میشه
و این شکست نور بیشتر میشه...
وقتی به نظر میرسه خورشید به افق رسیده
در حالیکه قبلش در زیر افق قرار داشته
و اشعهی خورشید کمی بلندتر بنظر میرسه
شاید نیم درجه
و این اولین دلیل برای اشعهی سبزه
دومین دلیلش پراکندگی رنگهاست
مثل منشور
وقتی نور از منشور رد میشه تجزیه میشه
و رنگها دیده میشه
آبی
فکر کنم سبزه
نه، سبز نزدیک به آبی
قرمز، زرد، سبز
آبی و بنفش
آبی و بنفش خیلی ضعیف هستن
چیزهایی که بوضوح میشه دید رنگهای زرد و سبزه
پس وقتی خورشید پایین میره
و اشعههای اون بلندتر میشه
رنگهای آبی
سبز از قرمز بلندتر هستن
بنابراین وقتی که دیگه در حال ناپدید شدنه
آخرین اشعهای که میبینی سبزه
- سبزه - یه سبز دوست داشتنی
مثل اون دانشمندی
در کتابِ ''Aristobulus Ursicloss''
- چه اسمی - نخوندمش
جمعه، 3 آگوست
خیلی عالیه
تا حالا اینجا نبودی؟
نه اما میرم یه تنی به آب میزنم
کمی برنزه شدی
البته
تو هم برنزه شدی
فکر نکنم من هنوز برنزه نشدم
چند وقته اینجایی؟
فقط از دیروز
تو این ساحل رو قبلا میشناختی؟
من چند روزه اینجا هستم
- در تعطیلات هستی؟ - آره
منم
- آلمانی هستی؟ - نه. حدس بزن
ببخشید فرانسویم خیلی بده
خیلی اشتباه دارم
نه من بخوبی میفهمم
نمیدونم...هلندی هستی؟
یه کم بالاتر
- نروژ؟ سوئد؟ - درسته. سوئدی
تو فرانسوی هستی؟
خیلی خوب فرانسه یه کشور زیباست
نمیدونم وقت میشه همه جا رو ببینم
چون فقط یک سفر در سال دارم
با تور اومدی فرانسه؟
نه من خودم اومد
بعدشم میرم اسپانیا
پس تنها سفر میکنی؟
عاشقشم
من عاشق تنهایی سفر کردنم چون خیلی چیزها میبینی
و آشنا میشی با آدمهای جدید
تو هم تنها سفر میکنی؟
اینجا واقعا خوبه
سردته؟
خودتو خشک میکنی؟ مگه از حموم برگشتی؟
چرا که نه؟
چرا اینو در نمیاری؟ اینجوری خیلی بد شدی
نه، خوبه
اینطور فکر میکنی؟
با اون حموم آفتاب میگیری؟
ردش روی بدنت میمونه
من ترجیح میدم در ساحل لخت باشم
چون... نمیدونم اینجوری بهتره
در اسکاندیناوی ما همیشه نیمه لختیم
اینجا همه چی میبینی خیلی خوبه
زیباست
اون مرد رو میبینی؟
کجا؟
اون یکی. اون که خوب شنا میکنه
بدن خوبی هم داره اینطور فکر نمیکنی؟
به مردها نگاه میکنی؟
البته که به مردها نگاه میکنم من در تعطیلات تنها هستم
مجبورم بهترینشو انتخاب کنم بهترین
تو نامزد داری؟
نامزد
تو هم نامزد نداری؟
- خوش شانسی - چرا؟
چون اونا درد هستن خیلی حسودن
نمیتونی نگاه کنی
چپ و راست. همیشه مراقبتن دنبالت میکنن
هیچ چیزی به خوبیه تنها بودن نیست
و با یه نفر بودن برای مدت طولانی خیلی بده
تو همیشه تنها بودی؟
نامزد کردی؟
خیلی وقته
و نباید وضعیت اینطور باشه
پس چه اتفاقی افتاد؟
حالا اینطوریه دیگه تنها هستم
ولت کرد؟
پس تو اونو ول کردی؟
نه، زندگی همینه
آره، خیلی پیچیدهست
باید از تعطیلات استفاده کرد
البته، نمیشه که تمام روز رو در خونه موند
بعضی بعدازظهرها باید بریم بیرون
کجا؟
میخوای بریم برقصیم؟
دوست نداری؟ بریم سفر دریایی...
سفر دریایی؟
سفر دریایی
من دوست دارم
اونجا رو نگاه! ترافیک مردها
من در پیدا کردن یک مرد ایدهآل مشکل دارم
ایدهآلِ تو چیه؟
چیو ترجیح میدی؟
ایدهآل من رمانتیک بودنه
پس پول مهم نیست؟
پول مهم نیست
همیشه فکر میکنم... نه، ایدهآل من رمانتیک بودنه
میخوای سر میز شام شمع باشه...
نه، شمع نه نه اینجور چیزا...
من همیشه آرزو دارم که
در میان موجها باشیم...
چی بهش میگی، وقتی ببینیش
نمیدونم وقتی یه نفرو ببینی
یه مرد خوشتیپ
از کجا میفهمی اون برای تو مناسبه؟
به اون مرد چی میگی وقتی سر برسه؟
در مورد چی حرف میزنی؟
چیزی رو میگی که دوست داره یا نه؟
چطور میفهمی که دوستش داری؟
اگر اطراف رو نگاه نکنی...
فکر میکنی نگاه نمیکنم؟ من خیلی به آدمها نگاه میکنم
اما برای من مبهم هستن
- همه شون؟ - همه شون
چرا مبهم؟
نمیدونم. چون من در زندگی خیلی عملگرا نبودم
من وظیفه گرا نیستم فقط نگاه میکنم
هرگز کار خاصی برای پیدا کردن کسی یا چیزی انجام ندادم
شاید اشتباه کنم
تو منتظری کسی بیاد سراغت؟
گفتم...
یه مرد هیچ وقت نمیاد سراغت تو باید یه کاری بکنی
من فقط حرفشو میزنم قبلا هم این حرفا رو شنیدم
دوستام در پاریس بهم گفتن یه کاری بکن، بگرد! فقط حرف نزن
تو گشتی؟
من باور نمیکنم تو در حال جستجو باشی
باید احساسش کنی احساسش میکنی؟ با مردم حرف میزنی؟
چطوری احساسش میکنی؟ اینجا فقط...
دخترها بیشتر از پسرها هستن
البته که احساسش میکنم...
من ذهن بازی دارم احساسش میکنم
شنوا هستم، گوش میدم ذهن بازی دارم
ناامید شدی؟
نمیدونم...هم آره هم نه وقتی اتفاق خاصی نمیافته
من...
به مردم گوش میدم زندگیشون رو نگاه میکنم، اما...
نمیتونی بهشون اعتماد کنی
نه میتونم
اینطور فکر نمیکنم
تو به مردم اعتماد نمیکنی؟
من باهاشون بازی میکنم
منظورت چیه؟
وقتی که یه آدم خوب رو پیدا کردی
نباید احساسات رو آشکار کنی
پس چی رو باید آشکار کنی؟
من زندگی میکنم خوش میگذرونم
واکنش دیگران رو میبینم
بعدش تصمیم میگیرم
خوبه یا بد؟
مثل ورق بازیه
کارتی که در دست داری نباید نشون بدی
دستم خالیه
باید یه چیزی داشته باشی
هیچی ندارم
انقدر هم غمانگیز نیست
چی شد؟
چرا گریه میکنی؟
ببین، مشکلاتت رو فراموش کن
فراموش کردم بهش فکر نمیکنم
در مورد نشون دادن صحبت کردی نمیدونم، من هیچی ندارم
اگر چیزی داشتم شاید آدمها به سراغم میومدن
مردم چکار میکنن؟
فراموشش کن
اینجوری نباش
من مثل تو نیستم نیستم...
چیزها برای من مفهوم نیست من مثل تو نرمال نیستم
اگر چیزی داشتم مردم به سراغم میومدن
اگر دستم خالیه تقصیر خودمه
من تلاش میکنم سعی میکنم گوش بدم، حرف بزنم
ذهن بازی دارم
گوش میدم، به اتفاقات نگاه میکنم
اگر کسی به سراغم نمیاد بخاطر اینه که من بیارزشم
مشکلاتت رو فراموش کن همه چیزو فراموش کن
بیا امشب خوش بگذرونیم
شکارمون هم اونجاست
چطورید؟ امشب چکاره اید؟
میتونیم بیام اونجا بشینیم؟
سردته؟
- کجایی هستی؟ - من
اسپانیایی
اسپانیایی حرف میزنی؟
به هر زبونی حرف میزنم تو هم اسپانیایی بلدی؟
فرانسوی
فکر میکنی من اسپانیایی هستم؟
نه، فکر میکنم سوئدی هستی
سوئدی هستی
- البته که نه - تموم شد
- پس کجایی هستی؟ - آلمانی هستم
- دوست داری... - من آلمانی هم بلدم
- گلها رو دوست داری؟ - من عاشق گلم
این برای توئه
- اما...کش رفتم اونو - بفرما
اینجا چکار میکنید؟ با دوستت در تعطیلات هستید؟
- تنها هستید؟ - ما هردو تنها هستیم
- اسمت چیه؟ - لنا
- اسم تو چیه؟ - جوئل
- اسم تو چیه؟ - من؟ پیرو
پیرو اسم یه سیرکه
البته، یه دلقک
درسته! یه دلقک سفید
امشب چه کار دلقک مأبانه انجام میدید؟
اون نمیدونه
بستگی به شما داره شما از ما چی میخوای
ما هم نمیدونیم
اما میتونیم با همدیگه تصمیم بگیریم
شاید
البته
تو چی فکر میکنی دلفین؟
من؟ هیچی
هیچی
سیگارتو میذاری اونجا
کجا بود؟
اینجا
زنها باید سیگارشونو بذارن اونجا
الان گلمو میذارم اینجا
Ja? آلمانیه
Ya انگلیسیه
در اصل آلمانیه
تو آلمانی بلدی؟
من بلد نیستم
اونا عیاش هستن، دلفین
تو فرانسوی هستی. من انگلیسی
دلفین غمگینه
امروز روزش نیست
- چی شده؟ - خدا میدونه
اما میخواهیم خوش بگذرونیم
تو؟
عالیه! دلفین چی؟
البته
- اون چی فکر میکنه؟ - شما چکار میکنید؟
- ما میتونیم بریم... - کجا؟
یه بار کوچیک اینجا هست با یه ارکستر کوچیک
چه خوب
هی، دلفین، ارکستر
من موسیقی دان هستم و یه ترانهسرا
''فرانسه سرزمین موعود امید''
میدونی من چی هستم؟
انگلیسی، قبلا گفتی
نه، چکارهام؟ منم موسیقی دان هستم
- ساز تخصصی؟ - پیانو
معمولا چکار میکنی؟ دوستهای زیادی داری؟
من کسی رو نمیشناسم
تو هم در تعطیلات هستی؟
نه اینجا زندگی میکنم ما در نمایشگاه بایون با هم آشنا شدیم
- دوست شدیم - بایون چیه؟
- یه شهر بزرگ - فکر کردم یه نوع سوسیسه
نه. ژامبونه
"بهترین ژامبون"
"که تا حالا خوردی"
''بهترین ژامبون''
مثل همبرگر
- اهل هامبورگ هستی؟ - هامبورگر
دلفین، تو چکار میکنی؟
- صبرکن - چی میخوای؟
هیچی
با هم بودیم
میتونستیم خوش بگذرونیم
چرا؟ من نمیخوام با شما باشم
موسیقی رو گوش کن
چرا منو مجبور به کاری میکنید که نمیخوام؟
نمیدونم
من اینجا تنها هستم
من بدرد تو نمیخورم
میتونستیم با هم قدم بزنیم من که بهت آسیب نمیرسونم
نمیخوام
نه! خداحافظ
سلام
شمارهی ایستگاه بیاریتز رو میخواستم
25...
...52 03 ممنون خانم
شنبه، 4 آگوست
به این کتاب علاقمند شدی؟
آره...نه... میدونم چیه ''The Idiot''
داستایوسکی
- میتونم بشینم؟ - البته
- تقریبا تموم شده؟ - تقریبا
خوب بود؟
هرگز در ایستگاهها نمیتونم مطالعه کنم
- ایستگاهها رو دوست نداری؟ - ترک کردن رو دوست ندارم
دارم برمیگردم پاریس زیاد دلم نمیخواد
- پاریسی هستی؟ - آره
چن روزی از تعطیلاتمو در بیاریتز گذروندم
تو چی؟
برای آخر هفته میرم به ژان دلوژ
برای دو روز
تا دوشنبه
- بعدش چی؟ - تمرین کردن
برای چی؟
من یه کابینت ساز هستم شغلیه که احتیاج به تمرین داره
من منشی هستم. زیاد هیجان انگیز نیست
چرا؟
بهرحال...
ایستگاه پر از آدمه
- ژان دلوژ دوره؟ - نه، 5 دقیقه
خیلی زیباست... عالی برای ماهیگیری
بلدی کجاست؟
- اینجا چکار میکردی؟ - کار خاصی نکردم
رفتم ساحل شمالی بلدی کجاست؟
زیاد نموندم
در واقع، تعطیلاتم خراب شد
چرا؟ هوای بد؟
- خوب نبود - نه خوب بود
قراره برم به پاریس
اما...من...
چی؟
- من نمیدونم ژان دلوژ کجاست - یه جای خیلی زیبا
ممکنه امشب قطار گیرم بیاد
البته
منظورم اینه که...
میتونم با تو بیام؟
البته
من در برابر محتاط هستم
دیوانهام با کسی آشنا نشدم
مردهایی بودن که اومدن سراغم که نوشیدنی بخورن
یا برای چیزهای احمقانه
شاید سکس
منم اونا رو از خودم دور کردم
تا حالا تو سراغ مردی نرفتی؟
نه، فقط تو نمیدونم چرا اینکارو کردم
متأسف نیستم. اما اینکار یه ریسکه نمیدونم چه اتفاقی خواهد افتاد
تا حالا عاشق مردی نبودی؟
چون گفتی همهی مردها در عشق هستن...
من هرگز اینو نگفتم
قطعا اونا عاشق من نیستن
یه مدتی با من هستن اما میدونم عاشقم نیستن
چون... میدونم اونا از من چی میخوان
و میدونم این دلیل خوبی نیست
میدونم وقتی یه مرد به من نگاه میکنه
بخاطر دلایل ظاهریه
و میدونی چی میخواد
و فکر میکنم این خیلی بیهوده ست
مردهای زیادی نیستن که به تو خوب نگاه کنن
وقتی یکی خوب نگاه میکنه، تو میخوای...
باهاش بری بیرون
بله، من عاشق بودم
سه بار در زندگیم
سه بار
تو الان عاشق هستی؟
اما امیدوارم بشم
میتونست اتفاق بیفته
- چی شد؟ - هیچی
من یه احمقم
- اینطور فکر نمیکنم - چرا
هرگز مدت طولانی با یه مرد نبودم
این درسته که...
من تنهایی رو انتخاب میکنم تا یکی دیگه رو پیدا کنم
تا زمانی که برم با یکی دیگه
مثل الان
و باعث احساسِ تنهایی بیشتر میشه
شب میری خونه
با یه مرد میخوابی
و میدونی اون کسی نیست که به تو اهمیت بده
بعدشم هیچکس خوشنود نیست
هیچی بدتر از مبارزه با تنهایی نیست
بعد جزئی از زندگیت میشه
برای مدت طولانی تنها زندگی میکنی
و مردهای زیادی نمیبینی
دچار پوچی میشی
در درون
پاک میمونی
انرژی کمی که داری، نگه میداری
در رویا فرو میری، و منتظر
انتظار، بهتر از خراب کردن همه چیزه
خراب کردن آرزوها
خیلی حرف میزنم اما انتظاری ندارم
اشعهی سبز
یه چیز شگفت انگیز
- چی؟ - تو نمیتونی بفهمی
تو نمیدونی
با من تا اونجا میای؟
غروب آفتاب رو ببینیم؟ میای؟
دوشنبه میری سرکار؟
نه هنوز از تعطیلاتم مونده
چند روز دیگه رو با من میگذرونی؟
داری منو مسخره میکنی شوخی میکنی؟
- نه، شوخی نمیکنم - چرا
چرا باید شوخی کنم؟
چرا باید از من بخوای چند روز با تو بگذرونم؟
دوست دارم
همین
خیلی ساده ست
یالا
دختر خوبی باش
نمیخوای؟
- بگو میخوای - نه صبرکن
خوش میگذره
- باید منتظر یه چیزی باشیم - چی؟
باید صبرکنیم صبور باش
انتظار برای چی؟
- تا حالا اشعهی سبز رو دیدی؟ - نه. چی هست؟
آخرین اشعهی غروب آفتاب
ژول ورن یه کتاب به این اسم داره
نخوندمش
- شانس میاره؟ - نه دقیقا
بهت کمک میکنه بفهمی...
- چی؟ - بعدا بهت میگم
چی میخوای بفهمی؟ دوست دارم بدونم
میفهمی
فکر کنم فهمیدم
داری گریه میکنی؟
نباید گریه کنم
گریه نکن
نگاه کن
منتظر باش
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.