Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
.بهم احتیاج دارید. خودتون هنوز ازش خبر ندارید - چی چرت و پرت داری میگی؟ -
.ولی دیگه کامیونی نمیاد
.دیر یا زود غذا تموم میشه بعدش چی میشه؟
...من نمیخواستم - .تو کشتیش -
چه شکلی بود؟
.یک و هشتاد قد با یه میمون روی شونهاش
.یوریک براون - .تو باعث شدی فکر کنم دیوونهام -
.باورم نمیشه رئیس جمهور شدی
.بث
.سرویس مخفی داره با ظرفیت یک چهارم کار میکنه
...مجبور شدیم ورودی مترو رو ببندیم
کسی وارد شد؟ - .نه -
.میخوام به زندگیم برسم .تو هم بهتره همین کار رو بکنی
.دکتر لازم داری - .به هیچکس اعتماد ندارم -
.ممنون که گذاشتید بمونیم
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
« دانلود اپلیکیشن با قابلیت پخش آنلاین » :.: WwW.Bia2Movies.App :.:
»» تــرجــمــه: تورج پاکاری و مــیــلاد «« :.:.: Milad eMJey & Stef@n :.:.:
از اینجا خوشت میاد؟
هنوز فکر میکنی دلیل انتخابت این بوده که خاصی؟
...راز ما
هر شنبه؟ - .خب، مردم میان و میرن -
.ولی بازم خسته کنندهست
خب، داریم جبران تموم مهمونی هایی .که از دست دادیم رو میکنیم
.عروسی، جشن تولد
.اولین هفته ای که داخل بودم 22 سالم شد .به کسی نگو
.دکتر گفت سخت نگیر
.دکتر اندازه بیست سال فنتانیل داره
معنیش این نیست که نمیتونه .یه زخم سر رو درمان کنه
.بهت گفتم جایی نرو
.بیخیال. اینجا از تموم جاهایی که بودیم امن تره
.ببین آدمای اینجا خلافکار بودن، میدونی؟
.اکثرشون احتمالاً بی گناهن
.دلیلش پیگرد قانونی و نژادپرستی سیستماتیکه
چرا داری زمزمه میکنی؟ - .چون نمیخوام بی ملاحظگی کنم -
.زمزمه کرد نژادپرست
نه. ببین. منظورم این بود که زن ها .معمولاً اونهایی که بهشون دست درازی میکنن رو میکشن یا هرچی
خب؟ .نه. خیلی خب. آره، میدونم
،زن ها هم آدمن و آدما افتضاحن ...ولی دارم طبق آمار میگم
...اوه
نه، از نظر آماری احتمالش کمه که ...یه زن گندکاری رو شروع کنه، پس
.چی؟ چیزی نیست .اینجا جای خوبیه. منظورم اینه
.باور کن منم گندکاری رو شروع کردم .اکثرمون کردیم
تو اولین کسی نیستی .که سعی کرده درباره زندان بهم درس بده
میخوای برقصی؟ - .نه -
.یالا .به چالش میطلبمت
.واسم مهم نیست - .چرا مهمه -
فقط یه کم؟ .یالا. داره اتفاق میفته
.یوریک - .زیاد فکر نکن. فقط... بیا وسط -
.نه - فهمیدم. بلد نیستی برقصی؟ -
تو بلدی؟
.بلدم - .خب، به نظر میاد بلد نیستی -
اون چی بود؟ - .خیلی خب، خودت رو اذیت نکن -
.وای خدای من
وای خدای من. آهنگمون اینه؟ - .ما آهنگی نداریم -
.بیخیال، بذار آهنگمون همین باشه
!یوهو
.دارن به در و دیوار میزنن که با هم بخوابن .شاید بقیه هم همینطوری باشن
.یه مقدار ازش پول دربیار
.شوخی کردم
!یوهو
داستانت چیه؟ - داستانم؟ -
تو هم دوستش داری یا نه؟
.یه بار دیگه بگو، جنده
.میتونی همون سلام احوالپرسی کنی .آلیسون بودی دیگه، نه؟ دومینیک
.من اهل سلام دادن نیستم - .معلومه -
.خفه خون بگیر
این چیه؟
ویبراتور؟
.دیگه استفاده نمیکنم
.توی ون بین وسایلت پیداش کردم - .هم، واسه من نیست -
،پس یعنی اگه به یوریک نشونش بدم واست مهم نیست؟
آلیسون چی؟
میشه بری کنار؟
اون منم؟ ساندویچه منم؟
.تو من رو نمیترسونی .ما جفتمون مثل همیم
.منم کارهای وحشتناکی کردم
بیخیال. این چیه؟ چاشنی؟ یه جور دستگاه ردیاب؟
.خیلی خب .هرچی که هست، بهش بگو
.به دلایلی بهت اعتماد داره .گند نزن توش
،میدونی، هرچی میخوای درباره من بگو .ولی حداقل من میتونم اعتراف کنم که ازش خوشم میاد
...اه
.جنیس گفت خونه ای یه دونه .همینه. تا شنبه دیگه
.آره - آره؟ -
،خیلی خب، ولی فقط به آلیسون نگید
.چون سر داستان تعداد اسپرم هام خیلی بهم گیر میده باشه؟
.شاید خیلی واست پیشرفته باشه
.نیست - .ثابت کن -
.منم، دم دروازه ام
.سلام، دو، منم .دارم به تو فکر میکنم، عزیزم
امیدوارم کارت دعوت تولد .رو به آدرس درستی فرستاده باشم
...مطمئن نیستم، ولی
.هی
.ده نفر داخلن. همه غیر مسلح .الان وقتشه
.هی
.سه زن مسلح .دو نفر جلو و یکی کنار غذا
.حق با نورا بود .میتونیم کارشون رو بسازیم
.به دخترها بگو اول غذا .هرچی دستشون میرسه، بردارن
.انگار رفتیم سوپرمارکت، نورا .قضیه اینطوریه
وسایل جو زدهات کردن؟
.امشب غذا میخوریم .همین به اندازه کافی خوبه
.خیلی خب، دخترها .واسه همین تمرین میکردیم
.این زن ها واسه مردها زیارتگاه ساختن .عزای دنیایی رو گرفتن که به ما آسیب زد
.این کارشون عواقب داره .و عواقبش هم ماییم
.هرچی دارن رو میبریم .چادرهاشون، غذاشون
.فقط اینطوری درس میگیرن
نورا، اسلحهات کجاست؟ - .من مراقب بچه ها میمونم -
.مک مراقب بچه ها میمونه
.یالا
.تو با نیکی بیا .خیلی خب، بریم یه کم خوش بگذرونیم
.مثل روز روشن بود. من دیدمش .ما مدرک داریم. بیاید ببینید
،دختران آمازون .چیزی که واسه خودتونه رو بردارید
.نه، نه، نه، خواهش میکنم .بس کنید. وایسید. تمومش کنید
.تو رو خدا. بس کنید .نه، نه، نه. تمومش کنید
.بس کنید
.نکن... لورا
.به پاپ کرن های لعنتی دست نزن
.اسم من آتناست
!یوهو
.قبلاً وردست بازیکنای گلف بودم. یه شغل تابستونی .یه چندباری هم بازی کردم
.تاب خیلی خوبی داره
.انتخاب خوبیه. ده از ده .دخترها زدن تو خال
آب داری؟
.تشنهامه، نورا .آدم اینطوری گرمازده میشه ها
.میتونستیم بفروشیمش .همهش قیمتی بود
.رفتی رو مخ دخترها .الان دیگه هیچی نداریم
.یه هفته پیش، داشتیم از گشنگی میمردیم .حالا نگاهمون کن
من یه دوری این اطراف میزنم .و کلی دختر شاد میبینم
.گور بابای این چیزها .هیچکس نگران نیست
.معلومه که نیست .یه مشت بچه دورم کرده ان
.چادرت آماده ست
!وای
به این زودی؟ .سوپراستار
.آفرین، مک
.من رو به پناهگام ببر
.بیا اینجا
.آفرین .تو دختر خوبی هستی
.سرویس مخفی داره یه تمرین آموزشی انجام میده
.جزئیاتش تا فردا تو محل میمونه .فرصتمون همینه
.نزدیک ترین مامورهاش رو فرستادم ماموریت .الان نیروهای جدید پست میدن
.نمیشناسنش .از دستور ارشدشون اطاعت میکنن
تجدید نظر، ژنرال؟ .الان وقتشه
.نه، خانم - .میدونم من انتخاب متعارفی نیستم -
به نظر آدمی میای که واسه سنت .و پیوستگی ارزش قائله
.دوتا از خلبان هام مُردن
.سر ماموریت سفارشی رئیس جمهور فعلی کشته شدن
.اون حق رهبری رو از دست داده
تو چی؟ نظر دیگه ای نداری؟
.خانم وزیر - .اوه. خانم رئیس جمهور -
.حداقل نیمساعت دیگه مشخص میشه
چی میخوای؟ والیوم؟
.این زن ها بهم اعتماد ندارن .باید خاطر جمعشون کنی
.تو من رو انتخاب کردی .اونها هم میتونن
.از دست تو، کیم .خودت رو جمع و جور کن
.من بهت نیاز دارم
.اون هنوز اونجا بود .تنها
.دکترها خیلی وقت بود رفته بودن .نه غذایی بود، نه آبی
،میدونی وقتی به جنیفر گفتم چی جوابمو داد؟
.ایکاش میتونستم تماس بگیرم .فقط یه تماس
.اون آدم بدی نیست
اینها فقط قوانینی هستن که یاد گرفته .باهاشون زندگی کنه
،سیستم همیشه فاسد بوده
.ولی تا جایی که بتونن دست ازش برنمیدارن
.فقط همین رو میدونن .پس باید اونجا رو نابود کنیم
.بذاریم جاش علف دربیاد
،تو خیلی بیشتر از اینکه ما رو بشناسی .جنیفر براون رو میشناختی
.آره ،و اگه من رو ندیده بودید
.هنوز داشتید اون دروازه لعنتی رو تماشا میکردید
.آمادست
.حاضرم واسه یه چیز تازه آدم بکشم .اون گوجه های غم انگیز، اون خاکستری ها
تازه نیست، ولی به ابی گفتم .بره واست از آشپزخونه بیاردشون
.میدونم ازشون خوشت میاد
...خانم - .فقط پرتقالن دیگه -
چیه؟ - ...ام -
چیه؟ چی شده؟ - .یه اشتباهی کردم -
...اه
.دارو خورده بودم
،نمیتونستم بیشتر از یه روز رو از دست بدم .نهایت دوتا
.و بعدش کلی زن سقط جنین کرد ...واسه همین من
تو بارداری؟ - .واقعاً متاسفم -
.خودخواهی کردم - .نه -
.و بی ملاحظگی .یه خطای بد تصمیم گیری بود
.شرمنده نباش .شرمنده نباش
چطوری؟
.خب، من همیشه دلم میخواست بچه دار بشم .یه روزی
...ولی اینطوری نیست که
.من عاشق نبودم .ولی این میتونست تنها شانسم باشه
...و چه دنیایی - کسی نمیدونه داره چیکار میکنه، خب؟ -
وقتی هیرو رو حامله بودم بدجوری .وحشت کرده بودم. میترسیدم گند بزنم
،منظورم اینه، حتی توی بدترین وضعیت هامون .بازم بهترین تصمیمی بود که تو عمرم گرفتم
.یه لحظه .گفتم یه لحظه
.خانم، توی اتاق جنگ بهتون نیاز دارن
ابی کجاست؟ و تو کی هستی؟
.توی جنگل بودی .اون سه متر باهات فاصله داشت
خودشه؟ - .یوریک براون. صددرصد -
.یادش دادن اینارو بگه
،اگه ما داشتیم از خودمون درمیاوردیم .خیلی باور پذیرتر میشد
جنیفر داستان کاپیتان رو شنید .و فرستادش سر یه ماموریت دیگه
.این کار یه سو استفاده تکان دهنده از قدرته
داستان چیه؟
.دارن میگن پسرت زنده ست .برگین توی نیویورک پیداش کرد
.بهشون بگو بشینن
.واقعاً کارهات باور نکردنیه .مادر من داغون بود. عزادار بود
...کیم، میدونم داری عذاب میکشی
.تو مادرم رو کشتی .باعث شدی احساس دیوونگی کنه
.یه دفعه از بالای پشت بوم پرتش میکردی پایین دیگه
.داشته به همهتون دروغ میگفته .هنوز داره دروغ میگه
،این ارتباط خواهری که به خیالت داری میسازی .مزخرف محضه
حقیقت داره؟
.لیزا، این زنیه که نگران فلوریده
.نباید جدی بگیریدش - این حرفت قراره احساساتم رو خدشه دار کنه؟ -
.همهتون رو بی خبر نگه میداشته .همهتون رو
.همه به جز تو، کریستین
چی؟
این رو بعنوان آدمی میگم .که بهت اهمیت میده
.باید حقیقت رو بگی - .نمیدونم چی داری میگی -
.دوتا شاهد عینی وجود داره .از تو واسه مخفی کردن کارهاش استفاده میکرد
.دستور ماموریت فرستادن کاپیتان رو تو صادر کردی
.بسه - .بذار حرفش رو تموم کنه -
.گوش کن چی میگم .جنیفر براون زیاد عذاب نمیکشه
.ولی تو هیچکس نیستی .کسی ازت محافظت نمیکنه
،اون آدمایی که بیرون دم دروازه وایسادن
،وقتی بفهمن تو از قضیه باخبر بودی
.گردنت رو بیخ تا بیخ میبرن
...من نمـ - کی دیگه هوات رو داره؟ -
.یکی باید داشته باشه - .کاری بهش نداشته باش. اون خبر نداشت -
...نه، خانم - .ایرادی نداره -
.فکر میکردم مُرده
.موقع تخلیه نیویورک پیداش کردن
.نمیدونم چطور زنده مونده - .داری شوخی میکنی -
.توی این ساختمون بود - .یه ژنتیک شناسی توی هاروارد هست -
مامور برگین داره میاردش پیش یوریک ...که بتونیم بفهمیم اون چطور و چرا
هاروارد؟ .اونها توی پنسیلوانیای مرکزی بودن
داشتن کجا میرفتن؟ - .این جزو اطلاعات سریه -
سری؟ .یا اینکه خبر نداری
.من کاری رو کردم که فکر میکردم به نفع همهمونه ...اگه کسی میفهمید
این جمله شروع خوبی واسه یه رئیس جمهور .حساب نمیشه
.رئیس جمهورها تصمیمات دشوار میگیرن
.بهترین کار این بود که دایره رو بسته نگه داریم
.اگه فقط تویی که دیگه دایره ای در کار نیست
تنها شانسمون واسه سر پا کردن دنیا رو برداشتی و ازمون مخفیش کردی؟
.انتخاب دیگه ای نداشتم - .ممکن بود کشته بشه -
.ما همین الانشم یه هدفیم - .چقدر خودخواهی -
.من کاری که واسه محافظت ازت لازم بود رو کردم .محافظت از همهتون
،آینده نسل بشر به بقای اون بستگی داره
و بعد تو با یه نفر فرستادیش اون بیرون؟
.به فکر هیچکدوممون نبودی .اون رو فقط واسه خودت میخواستی
.اون پسرمه - .پسرهای من مرده ان -
دوتا خلبان آمریکایی هلیکوپر .سر دستور تو کشته شدن
.اینطوری نیست - .میخواستی کسی ندونه -
.تو گفتی دایره رو بسته نگه دار
.من هرگز همچین دستوری ندادم .تصادف وحشتناکی بود
یا برگین داره از تو دستور میگیره .یا داره سر خود کار میکنه
.در هر صورت، تو کنترل رو از دست دای
،تو میری بازداشت حمایتی .و یه فکری به حال جا به جاییت میکنیم
این تصمیم عجولانه نیست؟ - .جای بحث نداره -
.اون باید بره
.حق با اونه، جنیفر
.هیچی نشده فریاد توطئه سر دادن فکرش رو کردی اگه این قضیه رو بفهمن چی میشه؟
باید فراموشش کنیم .وگرنه که همه گناهکار به نظر میایم
.هیس میشنوی؟
.بدو
.وزیر اولیور بقیه کارهای جنیفر رو انجام میده
.نه. یه رئیس جمهور جانشین انتخاب میکنیم .یکی از ما
.تا انتخابات برگذار کنیم رئیس جمهور میمونه
.یه انتخابات برگزار شد .تد کمپل هم برنده شد. من رو انتخاب کرد
.کمپل حق انتخاب نداره - .رای دهنده ها دارن -
انفجاری رخ داده
جریان چیه؟
از همهتون میخوام همراهم بیاین
انفجاری زیر زمین رخ داده
- چی؟ کجا؟ - دقیقا...
قضیه چیه؟ حادثهست؟ حملهست؟
- باید بریم یه جای امن - یالا. یالا
- از این طرف. بریم - مرکز فرماندهی اضطراری،
سیرینگ. ایمنه، ضد انفجاره
تهتوی قضیه رو در میاریم و بعدش اقدام میکنیم
تا بتونی اونجا زندانیمون کنی؟ مجبورمون کنی هرکاری بگی انجام بدیم؟
خودم اولین نفرم میرم داخل و آخرین نفر خارج میشم
نمیتونیم اینجا بمونیم. لطفا راه بیوفتین. سریع. بریم!
بجنبین، بجنبین، بجنبین!
- یالا! - دم دروازه درگیرن!
مردم صدای بمب رو شنیدن. دارن یه تیکه حصار رو خراب میکنن
- واقعا داره اتفاق میوفته - ما پشتیبانی نیاز داریم
دارن نیرو میفرستن...
تا محوطه رو ایمن کنن، سقف رو پاکسازی کنن
- دارن دست میجنبونن - بمب دوم...
کنارِ ژنراتورها، آمادهست
- گشتها؟ - فقط یکی هست
حق با تو بود، کامل پخش شدن
آدما رو بفرستین از اینجا بیان. هرچقدر که...
ممکن بود آدم بیارین اینجا. ما پوشش لازم داریم
افراد ویژه دارن میرن سمت سیرینگ
یالا. بجنبین، بجنبین
سرت رو بالا بگیر
فقط تو قبلا داخل اینجا بودی
خوبی؟
خوبه. بیا
اعتراض کنندهها از دروازه رد شدن
- الان کجان؟ - تو اونا رو فرستادی؟
معلومه که نه. این کار ما نبود
خیلیخب. کنترل ازدحام نقشه چیه؟
ماشین آب پاش، گاز اشکآور
فقط در صورتی که مجبور بشیم از مهمات جنگی استفاده میکنیم
اگه از قبل داخل باشن چی؟ باید اینجا رو تخلیه کنیم
ما بهش رسیدگی میکنیم، جنیفر
مسئله چهجور نفوذی هستش؟
چند نفر اومدن داخل؟ 50 نفر؟
- 500 نفر؟ - اگه ساختمون رو خالی نکنیم چی؟
- یعنی، حداقل فعلا نه - این آدما عصبانیان
- ازمون متنفرن! - اونا از جنیفر براون متنفرن
یعنی، یه فرصت بهم بده تا باهاشون حرف بزنم
رجینا! پگی، ساختمون رو خالی کن
اوه با کمال احترام، عزیز تو اصلا سِمتی نداری
هی، من دارم سعی میکنم این آدما رو قانع کنم...
که تو آدم با تسلطی هستی
آروم بمونین!
دنبالم بیاین
وایسین! اسلحههاتون رو بندازین!
اسلحهها... بندازینشون!
اسلحههاتون رو بندازین
اسلحههاتون رو بندازین روی زمین!
تسلیم بشین
تسلیم بشین
دستهاتون رو جلوتون بگیرین!
دستها جلو!
برو
نکن
هرکی که یونیفرم تنشه، همراه من بیاد
- نه، نه، نه، نمیتونین. نمیتونین! - بریم. بجنب
- طوریمون نمیشه - بجنب!
- بجنب! بجنب! - آره. برو
بریم! راه بیوفت!
- عجله کنین! - برو
- بجنب! یالا! - طوریت نیست. ردیفی
بجنب، راه بیوفت، راه بیوفت
- راه بیوفت! بجنب! - بجنب!
به محض اینکه روکسان رو دیدم، ترسیدن یادم رفت
خب، این واسه تو حال میده چون من که خیلی استرس داشتم
هیرو نداشت
- نه، داشتم - هوم؟
دیدمت: بیباک بودی
منطقیه
دوست پسرت. هوم؟
تو کشتیش، درسته؟
- آره - آره
مجبورت کرد که این کارو بکنی
تو رو تحریک به اینکار کرد. تقصیر خودش بود، نه تو
- آره - آره
یالا، بریم
ممنون
باورم نمیشه که این کارو کردی
همش تو فکرشم
- واقعا؟ - آره. بس کن
آره، ریدمانه. دیدم چیکار کردی
من قبلا سر هیچ و پوچ خیلی عصبانی میشدم
رابی...
رابی زنگ میزد تا لیست خرید رو چک کنه
میگفت "فلفلها، قرمز یا سبز"؟ برام اهمتی نداره
خودت انتخاب کن، همونطوری که از اول...
من فلفل نوشتم!
من دقیقا کاری که باید میکردم رو انجام دادم
شوهر داشتم، بچه
خونه، شغل
کافی نبود
میخواستم بهتر بشم
فرق داشته باشم
ولی همینم که هستم
عصبانیام
همین منو زنده نگه داشت
بدونش میمُردم
من و مک عمراً زنده میموندیم
دفعه بعد،
اسرارت رو به روکسان نگو
اونا ارزش رازهات رو نداره
اگه آبپاشها رو بکِشیم،
- اونوقت میتونیم... - نه، چند هفته پیش اونا رو جریانشون رو عوض کردیم
نمیتونستم آب هدر بدیم
این حتما چندین ماه طول کشیده. نظارت، برنامهریزی
- داخل آدم داشتن؟ - شاید
- اون...؟ - آره. هیس، هیس
اصلا چطوری اومدم داخل؟
ژنرال رید طرف رجیناست
یعنی، ارتش آمریکا؟
اونا ما رو آسیب پذیر کردن
نباید راجعبه یوریک بهشون بگین
اگه رجینا...؟
حرف اون علیه حرف ماست
باید بهمون میگفتی
- تو بودی میگفتی؟ - هی،
- اسناد رو نابود کن، فهمیدی؟ - این مسئله بزرگیه
اسناد رو نابود کن، فهمیدی؟ برو، همین حالا!
ارتش مدرک از زنده بودن میخواد، وگرنه از گلولههای جنگی استفاده میکنن
- اون اونجاست. گوشی رو بده بهش - اونا...
سراغ رجینا الیور رو گرفتن. میگن که اون رئیس جمهوره
- چی؟ باهاشون تماس بگیر - میدونم، دیوونهواره
بفهمم قضیه چیه. با هیچی موافقت نکن
رجینا الیور؟
سربازها کدوم گوری هستن؟
نمیتونن که همینطوری شلیککنون بیان داخل
اونطوری کل دولت رو از دست میدیم
اوه، خدایا
حرف بزن
کیمبرلی کمبل هستم؟
خانوم، رئیس جمهور پیشتونه؟ جاشون امنه؟
ما تو اتاق جنگیم. اونا اسلحه دارن. ما تو اتاق جنگیم
جنیفر براون یا رجینا الیور
کیه؟ رئیس جمهور کیه؟
جوابش رو بده. مسئول کیه؟
من، من. من
غذا، دارو، انبارهای سلاح
مکانها و دسترسی میخوایم
باشه، میتونیم حرف بزنیم، بعد از اینکه اونا رو آزاد کنی
نیازی به همهمون نداری. من کافیام
انباشتگاه، اونا کجان؟
اون صدای چی بود؟
هزار پرسنل ارتشی تو ساختمون هست،
الان دارن خیلی احتیاط میکنن،
ولی وارد این اتاق میشن
هرطور که شده
من میتونم کمکتون کنم
هر پیشنهادی که اون بهت بده ارزشی نداره
جنیفر براون از طرف کسی حرف نمیزنه
دیگه اینطور نیست
من رئیس جمهورم
- رجینا، بگیر بشین! - من مذاکره میکنم
- من بهترین و تنها شانس شمام - چی؟
- انباشتگاه کجان؟ - سولههای سلاح کجان؟
اصلا میتونی چیزی بهش بگی؟
بذار آدم بزرگا کارشون رو انجام بدن!
تو همیشه یه مارِ لیبرال بودی
برو به جهنم!
ساکت!
یه ثانیه ساکت باشین!
باید دست بجنبونیم
اون بهشون گفت ما کجاییم
هر لحظه ممکنه برسن اینجا
خیلیخب، نمیتونیم 20 نفر رو جابهجا کنیم
یه اتوبوس مدرسه لازم داریم
پس بصورت گروههای کوچیک جابهجاشون میکنیم
میتونیم تو بیرینگ قایم بشیم. نمیتونیم اینجا بمونیم
باشه. همه رو بردار و راه بیوفت. برو
- تو. شما سه نفر، پاشین - تو، بلند شو. راه بیوفت!
خب، میتونم راجعبه این حرف بزنم
- خفه شو. راه بیوفت! - بیا اینجا!
- خیلیخب، میریم. داریم میریم - بریم
- آروم بمونین - یالا. یالا
- اونا رو کجا میبرین؟ - یالا. برو. بجنب
فوراً پراکنده بشید
ساختمون رو تخلیه کنید، وگرنه بهتون شلیک میشه
فوراً ساختمون رو ترک کنید
- بذارید وارد بشیم! - ما رو کجا میبرین؟
بیا حرف بزنیم. من میتونم کمکت کنم
من طرف شمام. چیه، ترجیح میدی با اون معامله کنی؟
کارهایی که اون کرده... نصفش رو هم باورت نمیشه
- رجینا! - شب قبل از مرگ تد کمبل،
باهاش ملاقات داشت. شاید میدونست چی قراره بشه
شاید همهشون میدونستن
- آژانس واشینگتن الیت - خفه شو!
- چیکار میکنی؟ - همه این آدما گناهکارن
باید با من معامله کنی
بس کن! خفه شو! چرت و پرت بسه!
پسر جنیفر زندهست!
دوتا سرباز رو کشت تا صداش در نیاد
اوه، خدا...
چی...
خدایا!
چیکار...
جسد رو ببرین بیرون
بهشون بگو اگه عقب نکشن نفر بعدی اونه!
هر دقیقهست که برسن. منتظر چی هستین؟ برین!
- مالیکا... - خیلیخب، باید زمان بخریم
تو الان... یعنی، تو...
فکر میکردی چی میشه؟
ما وارد اینجا بشیم و هیچکس صدمه نبینه؟
اینجا مثلا پنتاگونه!
- تو گفتی که هیچکس... - بدون این آدما...
دولتی درکار نیست
به همین سادگی
میخوای از اول شروع کنی؟
تغییر واقعی میخوای؟
همینه
اون نفر بعدیه. بهشون بگو!
یوریک؟
ببخشید. چی؟
دستهات حال بهمزنن
آره، بخاطر آخر الزمانه
اوه، نه. چیه؟ این چیه؟
تو در دستان...
یه آرایشگر مجوز داری
آه خب، چه اطمینان بخش
همش سعی میکردن منو بذارن رو پلاکهای ماشین کار کنم،
ولی گند میزدم تا منو برگردونن به آرایشگاه
یه نوع لوسیون داشتیم. اسمش "بوی طراوت بخش" بود
- بوی واکس کف اتاق میداد - آها
این...
نارگیله
این... این...
بوی کرم ضد آفتاب میده
خب بالا گیاه اسطوخودوس دارم، یا...
- بهار نارنج - آم...
آره
پس همه اینا مال یکی بوده، درسته؟
یعنی یکی اینجا زندگی میکرده؟
هی، مطمئنم که شما کاری که مجبور بودین رو انجام دادین...
مطمئنی؟ از کجا؟
آه، نمیتونی همچین سوالهایی رو از آدما بکنی
خیلیخب،
نگهبانها بیشتر مَرد بودن
وقتی اون اتفاق افتاد تو حیاط بودیم
اولش، زنها فکر کردن کار ما بوده
ولی بعد، تعدادشون ازمون کمتر بود
ترسیده بودن، پس ما رو داخل زندانی کردن
ولمون کردن
روزها طول کشید
خدایا
پس، وقتی تونستیم از اونجا خارج بشیم، اونا با اسلحه...
منتظرمون بودن
اونقدر ترسیده بودن که فراموش کرده بودن که ما آدم بودیم
ما یا اونا
متاسفم
- شاید موندگار نباشه - یعنی،
- اتفاقهای دیوونهوارتری هم افتاده، درسته؟ - هوم
یعنی، نصف دنیا مُرد
اون خیلی عجیب بود
شاید حق با توئه. خدا میدونه
شاید شانس بیاریم
تو قد بلندی
اون یکی. "تابستون کارلا"
اون زخم بخاطر تصادفه؟
نه
بعضی از تحقیقاتم بحث برانگیزن
و بعضی وقتها، من تنها کسیام که حاضره توش شرکت داشته باشه
خودت این کارو با خودت کردی؟
آها
لباسهای خودت مگه چشونه؟
اوه، اونا بوی عرق تو جادهای میدن
- بوش با شستن هم نمیره - هوم
من برمیگردم تا به دومینیک سر بزنم
خدایی؟
قد بلند؟ بد اخلاق؟
به بد اخلاقی تو نمیرسه
اون به نظر عالی میاد
- هوم. ازمون متنفره - هوم
با خودم گفتم یکم پیشش وقت بگذرونم...
سطح تهدید رو ارزیابی کنم
خب، پشتیبانی لازم داری؟
تو فراریش میدی
بعلاوه، احتمال کمی وجود داره که سکس گیرم بیاد
نه، نه، نه، نه، اینطوری نکن
من با هرکی دلم بخواد رو هم میریزم، خب؟
- خب، من که چیزی... - نه، معلوم بود
فکر میکنی که دروغگوی خوبی هستی، ولی نیستی
نمیمیری اگه یکم کمتر آدما رو قضاوت کنی
اون یه راننده فرار بوده
کسی رو که نکشته
تو چته؟
اون یکی
هوم
- خوشت میاد؟ - هوم
- عالیه - ها؟ آه
به خودت بیا
اونا دارن نگاهمون میکنن
لعنتی
تو...
هرکاری که قرار بود بکنی رو انجام دادی
تو...
فوقالعاده بودی!
بیشتر آدما از سنجش رد نمیشن، چه برسه آموزش
اونایی که اینا رو پشت سر میذارن استثنایی هستن
هیچ کدوم از اونا هم در حد تو نیستن
تو بهتر از اینایی!
اونا بهت میگن،
"سخت کار کن، قوانین رو دنبال کن
میتونی به جایی برسی"
اینطوریا نیست
تو هیچوقت فرصت واقعیای نداشتی
مهمه که...
دنیا رو اونطوری که هست، ببینی
این برتری تو در دنیاییه،
که واسه تو ساخته نشده
جایگاهت رو اینجا به دست آوردی
فوراً پراکنده بشید
ساختمون رو تخلیه کنید، وگرنه بهتون شلیک میشه
اونو آزاد کن. از رو حسن نیت
اگه باید فرار کنیم، نمیتونیم همهشون رو با خودمون ببریم
- مالیکا! نیروی پشتیبانی لازم داریم -
- لعنتی! - گاز اشکآور!
- گاز اشکآور! - اوه، نه!
برین عقب! برین عقب!
باید بجنبیم. دارن میان
- کیا؟ - ارتش، همه. چه میدونم
بجنبین!
برین! راه بیوفتین! راه بیوفتین! بجنبین! بریم! بجنبین!
شلیک نکنید! شلیک نکنید!
شلیک نکنید. دست نگه دارید
شلیک نکنید. دست نگه دارید!
خیلیخب
شلیک نکنید! شلیک نکنید!
- فوراً بخواب روی زمین! - ما همراه رئیس جمهوریم!
شلیک نکنید!
زانو بزنین! اسلحههاتون رو بندازین!
بخوابین روی زمین!
دستهاتون رو بذارین پشت سرتون! اسلحههاتون رو بندازین!
کسی حرکت ناگهانیای نکنه. بخوابین روی زمین!
این یکی از ماهاست
آتش به خودی. دست نگه دارین! دست نگه دارین!
شلیک نکنید. چیزی دیده نمیشه!
میخوای چیکار کنم؟ دستور بده!
شلیک نکنید!
- کریستین! - اینجام
- از این طرف - کیم،
- کجا داریم میریم؟ - یالا
فقط راه بیا
کیمبرلی
هی، کیم
- یا خدا! - هی
تویی
- بس کن! نکن! - میخوای با من در بیوفتی؟
بهش دست نزن
کیم؟
کیم
- هی، هی، هی - کیم. کیم
پیشتم. درست میشه
طوریمون نمیشه
خیلیخب. طوریمون نمیشه
من پیشتم. بریم
پیرمرده عوض بدلش کرده
اسمش اونجا هست، آدرسش هم هست
- خوبه. این یه شروعه - شروع واسه چی؟
میخوایم رد مَردهایی که زنده موندن رو بزنیم
کلکشون رو بکنیم. صدها نفر هستن
همهجا دیده شدن. این مدرکشه
این وقت تلف کردنه
ما یه مکان واسه زندگی کردن و آذوقه لازم داریم
چه کسل کنندهای، نورا. طرز فکرت کوچیکه
هیچ کدوم از اینا واقعی نیست. یعنی، یعنی چی؟
میدونی مشکل تو چیه، نورا؟
بینش. بینشی نداری
این برام بازی نیست. مَردها زندگیم رو نابود کردن
تک تکشون حقشونه که بمیرن
تا زمانی که اونا وجود دارن، دنیا نمیتونه عوض بشه
- من میخوام کمکت کنم - نه
تو غمگین و ترسیدی،
و فقط دنبال جایی واسه قایم شدن میگردی
برو کارت رو بکن
ما باهات نمیایم
مراقب باش!
احمقی چیزی هستی؟
چهرهاش این داخل بود. لعنتی!
بهت که گفتم، نزدیک بوستون تو مَرد رو توی یه مرکز خرید دیدم
میدونم چی دیدم
محافظ اون به پای خواهرم شلیک کرد، خب؟
اون نمیتونه راه بره. هی، آدمهای دیگه هم اونو دیدن
فقط من نیستم! اون همین نزدیکیهاست
یه شهر که برق داره
برق؟ چطوری؟
اونجا بودی؟
داستانهایی شنیدم. خیلی دور نیست
چیزی نمونده به یارو برسم
حق با توئه
باید انجامش بدیم
مَردها. اول این یکی
اینقدر عذرخواهی نکن، نورا
نه، حق با توئه
درمورد من
من ترسیدم
داره جلوم رو میگیره
چرا اون؟
اون همین نزدیکیهاست
تو شهری که غذا، برق و هرچی که نیاز داریم رو داره
حداقل اینطوری میگن. اگه حقیقت داشته باشه...
اون یه ماسک ضد گاز میزنه
با یه محافظ سفر میکنه
آدما اونو به خاطر میارن
نمیتونه مخفی بشه
از دست ما نمیتونه
- عجله کنین - برو، برو، برو، برو
دنبال من
بیا
اینو بپوش
یوریک
بهم بگو
آره
»» تــرجــمــه: تورج پاکاری و مــیــلاد «« :.:.: Milad eMJey & Stef@n :.:.:
« ارائهای از وبسایت بیاتوموویز » :.: Bia2Movies.bid :.:
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.