All language subtitles for FA - y.the.last.man.s01e10.480p.web.x264.rmteam

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه گذشت

!بدو - .من رئیس جمهورم -

!مزخرف بسه - .پسر جنیفر زنده‌ست -

.دو تا سرباز رو کشت که خبرش درز نکنه

کی تو رو به خدمت گرفت؟

.نمیخواد کسی پیداش کنه

.حتی ما

این چیه؟ - ویبراتور؟ -

.نصف دنیا مُردن .خیلی عجیب بود

هیرو؟ .آدم عجیب غریبیه

،دنیا به پایان رسیده .و بازم مثل چی کله شقه

چی گفت؟ - که خودخواهم -

.و خود آزار و سنگدل

.مردها زندگیم رو نابود کردن

.حق تک تکشون مرگه

.اتلاف وقت بود

.ما یه جا واسه زندگی می خوایم .منابع می خوایم

.نزدیک بازار تو بوستون یه مرده رو دیدم .همین اطرافه

.یه شهر برق دار - .برق؟ حق با توئه -

.باید انجامش بدیم .اول این یکی

چرا اون؟ - .همین نزدیکی هاست -

.یه شهر با غذا و برق .هرچی که لازم داریم

.نمیتونه قایم بشه .نه از ما

شما چیزی لازم ندارید، خانم؟ - .نه، ممنون -

رو لبه‌ش نشستم که با مخاطبین .چشم تو چشم باشم

.یه جورایی اونجا باهاشون آشنا شدم

میدونستید الویس یه برادر دوقلو داشته؟ - آره -

.میدونستم. فکر کنم بهت گفتما - .میدونم -

.سوال و جواب نیست که

.فکر میکردم ول کردی رفتی

چی باعث شد همچین فکری بکنی؟ - ،خب -

...اسمش جسی بود - .گارون پریسلی -

جدی؟ - .بذار حرفش رو تموم کنه -

.شرمنده. باورم نمیشه یادم مونده باشه - .باشه -

،اسمش جسی گارون پریسلی بود

و چند دقیقه قبل از اینکه

،گلادیس شاه رو به دنیا بیاره .موقع به دنیا اومدن مُرده بود

.توی یه جعبه کفش دفنش کردن ...و همون موقعست که من

.همون موقعست که جعبه کفش رو میاریم بیرون - به نظرت -

بیننده های یه شعبده بازی میخوان

به بچه های سر زا مرده فکر کنن؟ - .نه، نه، نه -

یه سوالیه که

.از بیننده ها میپرسم

درسته؟ چرا سرنوشت یکی رو به دیگری ترجیح میده؟

اگه جسی زنده مونده بود و الویس مرده بود چی؟

اگه جفتشون زنده موندن بودن چی؟ - اگه جسی -

از الویس هم بهتر بود چی؟ - .دقیقاً -

این الان هنر نمایشیه؟ - ...نه، هنوز همون شعبده -

.دارم بهتون میگم دیگه - ،پس توی جعبه -

،زنجیر هست و طناب

.و یه جفت دستبند - .اوه، خدا رو شکر. داشتم نگران میشدم -

.یکی یکی میارمشون بیرون

،اه، اولی نشونه اینه که ،مادرم عضو کنگره‌ست"

"...ریاست کمیته خانه اطلاعات

من رو چطور قاطی این قضیه کردی؟

چیز بدی نیست، خب؟

،بعدش هم بابام ،این نشونه اینه

"...بابام پروفسوره. استخدام"

،عضو هیئت رئیسه کمیته اطلاعات نیست ...ولی با اینحال

.خب، یه بار تو بخت آزمایی برنده شدی، عزیزم

.یه دی وی دی پلیر توی بخت آزمایی پیشاهنگی

.صددرصد باید این رو بگی

.حتماً میگم ،پس

.یکی یکی درشون میارم بیرون اینطوری ادامه پیدا می کنه، خب؟

،ازدواج پدر مادرم

...دکترای دوست دخترم - من چی؟ -

.آره، تو هم هستی .نه، خواهرم یه بهیاره

.میدونی، توی اسب سواری مدال داره

شوخی کردم. نمیخوام زنجیر بشم

.و دست و پات رو بگیرم - .زنجیری نیست که دست و پام رو بگیره -

یه استعاره درب و داغونه؟ .نه، میفهمم

...هم، خب - .در حال پیشرفته دیگه -

منظورت چیه؟ به نظرت چیزی کم داره؟

.فقط میگم هنوز داری روش کار میکنی - ...نه، من نباید -

.نباید به چیزی اشاره می کردم. خیلی زوده - .نه -

.اوه - .به نظرم خیلی جالبه -

.جدی میگم

.چرا یه چیزی نمیخوری

تو فکر اینی طبق انتظارات خانوادگی

وزن کم کنی؟ - .نه، نه، نه -

نه، بار یه سفیدپوست همسو جنسیتیه

.که مامانش عضو کنگره لعنتیه

.بیخیال

.بیخیال. هیرو - .شوخی کردم -

چیه؟

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

« دانلود اپلیکیشن با قابلیت پخش آنلاین » :.: WwW.Bia2Movies.App :.:

»» تــرجــمــه: تورج پاکاری و مــیــلاد «« :.:.: Milad eMJey & Stef@n :.:.:

.بلند شو - خوبی؟ -

.آره

.ممنون .مرسی

به نظرت این یارو واقعیت داره؟

یه بازمانده توی اوهایو؟

.مهم نیست .ببین چقدر زود رسیدیم اینجا

.دخترها بدجوری هیجان زده ان

آره، اگه بفهمن کسشعر بوده چی؟

،خب، یه جایی داریم که منابع داره

.و اون موضوع واسشون مهم نیست .خیلی درگیر کاری، نورا

تا حالا خوش گذروندی؟

حداقل الان مادر بودن

.باید یه جورایی جالب باشه - ".جالب" -

.دنیا قراره تموم بشه

نیازی نیست بچه‌ت رو بزرگ کنی که زن

.یا مادر کسی باشه

.هیچوقت لازم نیست سر کارش کارت بزنه

.رئیس داشته باشه اگه این محدودیت ها رو برداری

.یه حس آزادی به آدم دست میده

این چیه؟

.میخوام همچین کاری باهات بکنم

!هی

.هی یوریک رو ندیدی؟

.داخله .صبحونه میخوره

به نظرت داستان موش ساندا رو میدونه؟ - کی؟ -

.موش ساندای گنده مولر .الان دیگه منقرض شده

.طول عمرش شش ماهه

،هنوز واسه نجات وال ها یه مقدار وقت داریم

.ولی موش ها رو به زودی از دست میدیم .و خرگوش ها رو

به نظرت میدونه چقدر به گا رفتیم؟

اوه، فقط چوب شور و خوش گذرونی های .خودش واسش مهمه

بریم دنبالش؟ - .همین نزدیکا میمونه -

.من رو بیشتر از یوریک دوست داره - .اوه -

دوباره اتفاق افتاد؟

کمکی از من برمیاد؟

.میتونم به تخت ببندمت - ...اوه، حرفم -

...منظورم این بود که - .آره، امتحانش کردم -

معلوم شد توی خواب میتونم .از قید و بند آزاد بشم

چیزی هم فایده داشته؟ - .یه کیسه شنی -

یه بار یه کیسه شنی چهار کیلویی رو .به دستم بستم

.مثل خرس گرفتم خوابیدم

.هم

.زیاد به درد سفر نمیخوره

،بگذریم جنیس میگه میتونه دو سه تا ماشین

،ای‌تی‌وی داشته باشیم .پس راحت میتونیم دور بشیم

.الان داشتیم به یه جایی میرسیدیما

.داشتیم مثل آدما حرف میزدیم

،ببین، هرچی بیشتر اینجا بمونیم ...جونش بیشتر در خطر میفته. من

.حالم بهتره، خب؟ دیگه وقتشه - .ناامید میشه -

.اینجا رو دوست داره

.خب، باهاش کنار میاد

.اونها یه گلخونه دارن

گلخونه؟ - .برق دارن -

خب، داستان چیه؟ ،تو بشی عمو جانی

اهدا کننده جهانی؟

تا حالا سعی کردی کسی رو به صورت سنتی حامله کنی؟

.نه، نه بث محکم گفت

،که تا وقتی استاد تمام نشه ،خبری از بچه نخواهد بود

...پس - .ولی تو بچه میخواستی -

.آره - همیشه؟ -

بدون حق شرط؟ - .آره -

...از اون داستان به بعد با کسی خوابیدی

.وایسا

تو از اونهایی هستی که فکر میکنن سکس چیز خیلی مهمیه؟

الان چه اتفاقی داره میفته؟

تا حالا با چندتا زن خوابیدی؟

...ها. خب، من ،تا الان نشمرده بودم

.ولی، ام... یک - .داری سر به سرم میذاری -

.نه. من و بث تو جوونی به هم رسیدیم ...پس

.صبح بخیر قهوه میخوری؟

.فردا میریم

.مین استریت .رودخونه

.فرهنگ سرا .کتابخونه، گلخونه

.بهشته لامصب

.باید واسه خودمون بکنیمش - قسمت شرقی چند نفرن؟ -

.هفت نفر - .و سیزده نفر هم توی خیابون اصلی -

.ده نفر دیگه هم تو خونه هان .شاید یه چند نفر دیگه

.فقط همین رو تونستیم ببینیم .نمیخواستیم زیادی نزدیک بشیم

.شهر تقریباً خالیه

.معنیش این نیست که از خودشون دفاع نمیکنن

.میتونیم چندتا زن خونه دار بدزدیم

.اونجا برق، آب تمیز و غذا دارن

اونقدری باهوش هستن که یه فکری .به حالش بکنن

.با تو حرف نمیزدم، نورا

.هی، مکنزی - چیه؟ فوتبال بازی میکنی؟ -

.به سه گروه تقسیم میشیم

،اسب ها رو بردارید .اگه لازم شد میتونیم سریع خارج بشیم

،سریع برونیدشون و بیاین توی خیابون

.اونجا میتونیم محاصره نگهشون داریم

.یه کاری کنیم فکر کنن تعدادمون از اونها بیشتره

این چطوره؟ .شروع کنیم به تیراندازی

.مثل سگ بترسونیمشون

.بعدش میذارن میرن - !هی -

!از استخر گمشید بیرون - .ما اینجا رو پیدا کردیم! واسه ماست -

.فقط یه ساعت نبودیم ها

.نظرت چیه اسلحه رو بذاری کنار

اسماتون چیه؟

چی؟ - .اسماتون -

.دایانا. روث - ،خب، دایانا، روث -

.ما از اینجا خوشمون میاد .داریم خوش میگذروندیم

.شاید بهتر باشه برید یکی از کمپ های بازمانده ها

.بذارید دولت ازتون مراقبت کنه

.دولتی در کار نیست

کمپ؟ .کمپ ها دارن از هم میپاچن

.ما از همون کمپ داریم میایم

.شورشی ها ریختن توی پنتاگون و رئیس جمهور رو کشتن - .چرت نگو -

.به سرش شلیک کردن

.مردم دارن روی سقف آتیش درست میکنن

،مجبور نیستید برید خونه .ولی نمیتونید هم اینجا بمونید

.یالا، بزنید به چاک

ولی... خیلی خب، ما اکثراً این عقیده

،رو پذیرفتیم که دموکراسی

.تنها مدل حکمرانی متمدنه ،آزادی های فردی، سرمایه داری

.خود مختاری - .او-اوه، داره میاد سراغ تو، جن -

...اوه، نه، منظورم این - امکان نداره روزی -

.من رو حامی سرمایه داری ببینی .ولی این جمله رو ازش نقل قول نکن -

.خیلی خب، اون رو ول کن .ادامه بده

.خیلی خب، این جامعه زن سالاره، جمع گراست

بر این اساسه که اعمال آدم

...روی بقیه آدما تاثیر میذاره و

توی گوشیت چه خبره؟ - .شرمنده، کاریه -

فلوشیپ کی شروع میشه؟ - اوه، هنوز مطمئن نیستم -

...که بخوام .تازه فهمیدم

.وای خدای من، میخوای قبولش کنی .داره قبولش میکنه

.هزاران نفر اپلای کردن - .صدها نفر، نه هزارن نفر -

.مامانت حتماً بدجوری هیجان زدست - ،اه -

،فکر نکنم به ذهنش برسه که ممکنه برم

...پس - .اوه، بیخیال. خیلی هیجان زدست -

.درباره کریسمس توی سیدنی صحبت میکرد

.به نظرم همه باید بریم

،بیاید قبل از اینکه برنامه سفر بریزیم

.بذاریم جاگیر بشه - من حتی مطمئن نیستم -

...که بخوام - .اوه، بیخیال -

.هیجان انگیزه، عزیزم .عزیزم، ایرادی نداره هیجان زده باشی

.تبریک میگم، بث .به سلامتی

.نتونستم رنگ مو پیدا کنم

.باید کوتاهش کنیم

.یا شاید از ته بزنیمش ام، اینجاها تیغ داری؟

...به نظرت میخوام

.من موهام رو از ته نمیزنم

.نمیتونی اینطوری راه بیفتی بیرون که

چه بلایی سرت اومده؟ زن های توی پنتاگون

داشتن بیست و چهاری کون خودشون رو پاره میکردن

تا مشکلاتی که تو حتی از وجودشون !باخبر نیستی رو حل کنن

.آره، نمیشه درستشون کرد ولی .سیستم فاسده

خب، برنامه تو چیه؟

تو این وضعیت داغون؟ هرج و مرج چاره کاره؟

یوریک کجاست؟

فکر کردی من خبر دارم؟ - خب، چطوری پیداش کنیم؟ -

.پیداش نمیکنی - .تو اون بیرون بدون من دووم نمیاری -

از وقتی خودت رو توی اون قلعه لعنتیت

حبس کردی، اتفاقات زیادی افتاده، خب؟ .دنیا عوض شده

.اینجا بمونی پیدات میکنن

.و احتمالاً میکشنت .هرچی میتونی حمل کنی، بردار

.هوا که تاریک شد میریم

،منظورم اینه ادای کله خراب ها رو درمیاره

.و میخواد همه فکر کنن که آدم خفن و سنگدلیه

.میدونی، مدافع دموکراسی

،ولی تو واقعیت ...اون یه جورایی

یه جورایی چی؟ - ،خب، میخواستم بگم تنها -

...ولی تازه دارم میفهمم که تو

.تو شبیه نسخه ابر جاسوس مامانمی

.نه، نیستم

.نه، تعریف کردم ازت - .نه، من مثل مادرت نیستم -

.میدونم. شوخی کردم - .و تنها هم نیستم -

اه، نیستی؟ چطور همچین چیزی ممکنه؟

.نمیدونم به اندازه تو دنبال جلب توجه نیستم؟

خب، رفقای جاسوست چی؟ .حلقه کالپر

جدی اسمش اینه؟ - .مربیم یه مرد بود -

خب که چی؟ تو تنها زن کل سازمانی؟

.نه، ما رو جدا از هم نگه میدارن

.متمایز و جدا .من کسی رو نمیشناسم

...خب

.اینجا جامون امنه .منظورم اینه، هرچی لازمه رو داریم

شاید... شاید همینجا بمونیم؟ حداقل تا وقتی بتونیم

با مامانم ارتباط برقرار کنیم؟

نمیشه حالا چون یه دختر خوشگل توی شهره .اینجا موند

...ببین، منظورم این نبـ

،گوش کن ...به نظرم بهتره به این فکر کنیم که

.نه، آزمایشگاه توی سن فرانسیسکوئه

.آره - ،و هر روزی که اینجا بمونیم -

.یه گونه دیگه میمیره

.از آلیسون داستان موش ساندا رو بپرس

واقعاً فکر کردی اون میتونه این وضع رو درست کنه؟

،منظورم اینه نگاه کن ...میدونم باهوشه، ولی

.بیخیال

...میتونیم بمونیم - .دارن واسمون مهمونی میگیرن -

،قرار بود سوپرایز باشه

،ولی نمیخواستم بزنی کسی رو بکشی .پس... بدون دیگه

،تا حالا شده به

ادامه دادن دانشگاه فکر کنی؟ ...میدونم که تو

.من رفتم دانشگاه که بهیار بشم

.میدونی که منظورم چیه - تو فکر کردی -

یه روز همینطوری بیدار شدم و شروع کردم

به آمبولانس سواری؟

،هرچی مدرک کارشناسی گرفتنت بیشتر طول بکشه

...واست سخت تر میشه که - ...من نمیـ -

.اه، هیرو داره با کسی آشنا میشه

شوخیت گرفته؟ - چی؟ -

،یالا، هروقت که میخوایم باهات وقت بگذرونیم

.سرت شلوغه - تا حالا به ذهنت رسیده -

که کنارت بودن اصلاً حال نمیده؟

.اوه .تو نه

.نه، درسته، راست میگه خوش گذرونی از نظر تو

شامل زیر پا گذاشتن محدودیت های انسانی

.و مصرف الکل نیست

.یوریک - .خیلی خب -

راست میگه، هیرو؟

با کسی داری قرار میذاری؟ - ...اه -

.آره ،آره

،دارم با کسی قرار میذارم .حالا هر معنایی که داره

.دارم با یه مرد قرار میذارم - ،خب -

.عالیه. هیجان انگیزه کیه؟ -

میتونیم ببینیمش؟ - .اسمش مایکه -

.مایک

.به نظر آدم خوبی میاد - .خیلی داری خودت رو اذیت میکنی، عزیزم -

.اون متاهله - ...ولی -

...اونها دارن از هم .نه، ازدواجشون هنوز داره عالی پیش میره -

هیرو؟ - .چیه؟ واسه همینه که هیچوقت ندیدینش -

.اکثر شبا کار داره .زنش بارداره

این دیگه چیه؟ چیکار میکنی؟

.خب، دارم با یه مرد قرار میذارم .اسمش مایکه

.خودتون پرسیدید .جوابش هم اینه

.تو نمیتونی این کار رو بکنی .باید تمومش کنی

.باشه

،بابا میشه پشتم دربیای؟

.نه .حق با مامانته

به کی پیام میدی؟

،هی، شاید .اه، بهتر باشه یه لیوان آب بخوری

.کل شب داشته پیام میداده - .نه، اینطور نیست -

.زیادی مشروب خوردی - ،بابا با منشیش ریخته رو هم -

بعد من عوضیم؟

.لطفاً صدات رو بیار پایین - .گوشیت رو نشونشون بده، بابا -

.عجب آدم ریاکاری هستی - ...به نظرم بهتره که من -

چرا باید رازهات رو نگه دارم؟

.هیچوقت پشتم در نیومدی .هیچوقت ازم دفاع نکردی

...هیرو، این - یوریک، چرا یه بار هم که تو زندگیت شده -

پشت من درنمیای؟ - میدونید چیه؟ -

.اینجا من رو میشناسن. نیازی نیست منتظر صورت حساب بمونیم - ...مامان -

،نه .ببخشید اینطوری میکنم

.اوضاع سر کار داره به هم میریزه .واقعاً باید برم

،و بث، عزیزم .بازم تبریک میگم

.ممنون - .جن، بذار همراهت بیام -

.به گمونم تقصیر منه

...من، اه

.مطمئن شو که خواهرت سالم میرسه خونه - .باشه -

!گه توش .لعنتی

.بس کن لطفاً

سم؟ .سم

یعنی چی؟ - .وای خدای من -

.واقعاً متاسفم - حالت خوبه؟ -

هیرو با توئه؟ اینجا چیکار میکنی؟

.من داشتم دنبالت میگشتم ،من همراهش بودم

.ولی... به کمکمون نیاز داره - کجاست؟ -

...ما باید - .اون زندست -

‫- من نمیتونستم پیشش بمونم ولی... ‫- اون کجاست؟

‫سر نبش یه وَن هست. ‫مال شماست؟

‫یکی خونه رو زیر نظر داره

‫خیلی‏خب، باید فوراً راه بیوفتیم

‫- یالا ‫- باشه

‫برو

‫محاصره شدین

‫باید همراهمون بیاین

‫میدونی، من به مامانت رأی دادم

‫- وقتی کمبل اونو واسه معاون رئیس جمهور در نظر گرفته بود ‫- واقعا؟

‫ازش پرسیدیم رازی از گذشته داره، ‫مسئولیتی داره

‫- چیزهایی هست که باید ازشون خبر داشته باشیم ‫- و چی، اون اسم منو برد؟

‫یه یارو نُه ساعت ازم بازجویی کرد

‫برادرم یه تماس تلفنی 30 دقیقه‏ای داشت

‫آره، راستش ما خیلی هم با هم فرق نداریم

‫هر دومون کل عمرمون رو سعی کردیم ‫که بی‎نقص باشیم

‫تو فقط زودتر از پا در اومدی. ‫کی اسم یه بچه رو هیرو میذاره؟ ‫[به معنی قهرمان]

‫یعنی بیخیال، ‫کی میتونه با این زندگی کنه؟

‫واسه شکسپیره

‫- اجرای "هیاهوی بسیار برای هیچ" ‫- آه درسته. آره، راست میگی

‫هیرو کسی بود که داشت ازدواج میکرد. ‫دختر معصوم

‫نامزدش رو گول میزنن که فکر کنه ‫اون یه هرزه‏ست

‫و دم محراب ولش میکنه. ‫طنزیه برا خودش

‫من اسمم رو عوض کردم

‫- وقتی خونه رو ترک کردم ‫- واقعا؟

‫مامانم یه اسم دره‏پیت پیرزنی روم گذاشته بود

‫فکر کنم باعث میشد اون احساس ثروتمندی کنه ‫یا همچین چیزی

‫هر موقع که یکی اسمم رو صدا میزد، ‫عصبانیم میکرد

‫اون اصلا منو نمی‏شناخت. ‫ما بین‌مون عزادار داریم

‫- یه دقیقه بهمون امون بده، باشه؟ ‫- بخاطر پنتاگون گریه میکنی، واقعا؟

‫تقصیر نورا نیست

‫اون کل عمرش رو با قوانین اونا گذرونده

‫و خوبم این کارو میکرد

‫فردا به خونه جدیدمون میریم

‫آمازون‏ها دارن جشن میگیرن

‫من که به گمونم مَست کنم

‫اینطوری باهام حرف نزن

‫هی، فکر میکردم داریم جشن میگیریم!

‫♪ اون نمیدونه ♪

‫♪ که چه حسی دارم... ♪

‫تو هم قایم شدی؟

‫نه، خسته‏ام. ‫میخوام بخوابم

‫چی؟

‫نه، من چیزی نگفتم. ‫اگه به سن‌‌فرانسیسکو برسیم...

‫- و من نتونم اینو درستش کنم چی؟ ‫- یعنی، احتمالا نمیتونی

‫خواسته زیادی از یه نفره

‫حتی اگه طرف باهوش‌ترین آدم توی دنیا باشه

‫هیچوقت نگفتم که ‫من باهوش‏ترین آدمم

‫ولی اسمت جزء باهوش‏ترین‏ها هست

‫که بد نیست. ‫باید سعی‏مون رو بکنیم، درسته؟

‫- این اشکالی نداره؟ سپر بلا نیست، ولی... ‫- نه

‫خوبه

‫تو کجا میری؟ ‫آه...

‫- سن‌‍‏فرانسیسکو. آره، یه آزمایشگاه اونجا هست ‫- هوم

‫- اوهوم. دلم برات تنگ میشه ‫- پس...

‫♪ عزیزم، عزیزم، ♪ ‫♪ ترکم نکن دیگه ♪

‫آره

‫آه، آره

‫آره نه، دل منم براتون تنگ میشه

‫میدونم که احساس گناه میکنی. ‫واسه اینکه از اینجا خوشت میاد

‫نه. نه

‫زمان اونطوری که تصور میکنی ‫بصورت خطی نیست

‫جدی میگم... جدی میگم. ‫خیلی‏خب

‫فکر میکنی تمام لحظات زندگیت ‫نقطه‏هایی روی یه خطن

‫و خط داره رو به ‏جلو حرکت میکنه

‫یه چیز به دیگری منجر میشه، درسته؟

‫این دقیقاً درک من از زمان رو توصیف میکنه، آره

‫خب، به گمونم وقتی...

‫کارهای بدی کردی، امیدواری که ‫اصلا اینطور نباشه

‫چون اگه اینطور باشه، ‫در اون صورت...

‫مسئله لحظات قبل و بعد از...

‫بدترین کاری میشه که کردم

‫که یه نفر رو کشتم

‫ یکی موزیک رو عوض کنه! - ‫- اوه

‫کاش شیوه‏ای بود که میتونستم ‫اینو بهت بگم...

‫که باعث میشد درک کنی ‫یا...

‫- دلت برام بسوزه ‫- هی... به اندازه کافی میدونم

‫الان دیگه میشناسمت

‫به گمونم اگه زمان بیشتر شبیه اقیانوس بود،

‫اونوقت نمیتونستی یه لحظه رو سوا کنی

‫همش باهم قاطی میشه. ‫خوب و بدها

‫تو میتونی... ‫میتونی دلت واسه دوست دخترت تنگ بشه...

‫و میتونی دوست‏های جدید پیدا کنی

‫باعث نمیشه که کمتر دلت براش تنگ بشه. ‫تو...

‫♪ من صبور بودم ♪

‫♪ وقتی تنهایی ♪

‫♪ روند زندگی سخت میشه ♪

‫♪ برگرد، برگرد، برگرد ♪

‫♪ دیگه بسمه ♪

‫پریود شدی

‫هیجان‎انگیزه

‫چرا؟

‫نمیدونم

‫مادرم همینو به من گفت

‫- میدونی که دوستت دارم، درسته؟ ‫- آره

‫متاسفم

‫بخاطر چی؟

‫یه زنجیر پیدا میکنیم

‫میتونی دور گردنت بندازیش

‫- نه، بهتره نگهش داری ‫- من بابات و کانر رو دوست دارم

‫و دلم براشون تنگ شده

‫و هیچوقت هم دل‌تنگی اونا ‫از دلمون نمیره

‫ولی تو دیگه یه زن شدی

‫و ازت میخوام که شجاع و قوی باشی

‫- عین روکسان حرف میزنی ‫- نه. روکسان عین من حرف میزنه

‫کیم

‫چی...؟

‫اوه. کریستین؟

‫- کسی اینجاست؟ ‫- نه، نه. در امانی

‫- ساعت چنده؟ ‫- میدونم چطور اینو درستش کنم

‫میدونم باید چیکار کنیم

‫- می‏بینمش. یه آینده. آینده من ‫- چی؟

‫آینده تو، آینده ما، ‫آینده همه‏مون

‫فقط اونو نیاز داریم

‫‏

‫خانوم‏های ماریسویل! ‫بیدار شین بابا!

‫این چه وضعشه؟

‫شنیدیم یه مَرد تو شهر دارین

‫خب، ببینینش... انگار درسته. ‫تا حدی فکر میکردم چرت و پرته

‫خب، حرومزاده رو بیارین

‫هی!

‫- میخوای به کسی صدمه بزنی؟ به من صدمه بزن ‫- اوه، آره؟ تو همه‏کاره‎‏ای؟

‫رئیس انجمن اولیا و مربیانی؟ ‫یارو کجاست؟

‫میخوای بخاطر محافظت از یه مَرد بمیری؟

‫پس به عنوان یه خائن می‎‏میری. ‫یا راه دیگه‌ات اینه که...

‫میتونی فرار کنی. ‫دعا کنی که گیرت نندازیم

‫درواقع، بهت وقت فرار میدم

‫خیلی‏خب، فرار کن جنده. ‫وقت داره تلف میشه

‫ده، نه...

‫روحتم خبر نداره با کی در افتادی

‫اون صدای چی بود؟

‫لباست رو بپوش

‫- هی، اونا صدای شلیک بودن؟ ‫- باید راه بیوفتیم. اسلحه داری؟

‫هرکی اون بیرونه، ‫نباید اونو پیداش کنن، فهمیدی؟

‫آره

‫جنیس تا جایی که میتونه ‫معطل‏شون میکنه

‫- تا به اونجا برسیم. ‫- میدونستیم که دیر یا زود...

‫سر و کله یکی پیدا میشد. ‫براش آماده‏ایم

‫- باید اونو از اینجا ببری ‫- نه، نه، نه، نه!

‫باید همه‏مون از اینجا بریم

‫اونا اسب دارن، شات‎‏گان دارن

‫یک کیلومتر و نیمی اینجا یه سیلو هست. ‫بیرون شهر میوفته

‫- برو، برو، برو، برو، برو ‫- میام اونجا پیش‌تون

‫نه، نه، هی، هی! ‫من اینجا ولت نمیکنم

‫چرا، ول میکنی. ‫برو. همین الان. برو

‫یارو داخله؟ ‫بیا بیرون

‫تا ده ثانیه دیگه، ‫شروع به تیراندازی میکنیم

‫ولش کن. ‫بهم اعتماد کن

‫بیا بیرون یا ما میایم داخل

‫ما مسلح نیستیم

‫دنبال دردسر نیستیم! ‫لطفا بهمون صدمه نزنین!

‫یا خدا

‫راه برو. ‫یکی میخواد تو رو ببینه

‫ما خوشمون نمیاد کسی رو بکشیم. ‫ولی از چیزی که مال ماست دفاع میکنیم

‫شماها باید آزاد بشین. ‫بخاطر محافظت از یه مَرد نمیرین

‫ما رو زنگ بیدار باش‌تون بدونین

‫- روکسان! ‫- بلاک سی! یالا!

‫برو، برو!

‫آخ! آخ! ‫لطفا، لطفا...

‫فرار کن. فرار کن!

‫- بریم! ‫- منو پوشش بدین!

‫مک! مک!

‫- برو، هوات رو دارم! برو! برو! ‫- باشه. مک!

‫مک!

‫- مک! ‫- مامان، مراقب باش! جودی!

‫- عقب وایسا! نه! ‫- میتونم کمک کنم

‫مامان، میتونم کمک کنم. ‫من قوی‏ام. من قوی‏ام

‫حالا! حالا!

‫بیا اینجا، بیا اینجا، بیا اینجا

‫هی، حالت خوبه جودی. ‫طوریت نشده

‫طوریت نیست، پیش مایی. ‫ما پیشتیم

‫دستم رو بگیر، عزیزم. ‫دستم رو بگیر، عزیزم

‫بیا، ما رو ببین. ‫آره، چیزیت نمیشه

‫سونیا!

‫- نه! ‫- نه! نه، سونیا، نه!

‫دست نگه دار، سونیا، ‫دست نگه دار!

‫نه، نه، نه، نه!

‫- تو کجا بودی؟ ‫- یوریک؟ تو زنده‏ای!

‫- تو چطور زنده‏ای؟ ‫- من دنبالت گشتم!

‫- نمیتونم... باورم نمیشه که تو اینجایی ‫- مامان مُرده

‫- چی؟ چی؟ ‫- اون...

‫به پنتاگون هجوم آوردن، ‫اونو کشتن

‫چی، چی، صبر کن، صبر کن، صبر کن

‫- صبر کن، چی؟ ‫- گوش کن چی میگم،

‫- تو باید از اینجا بری! ‫- جریان چیه؟

‫- این کیه؟ ‫- این خواهرمه

‫بچه‌ها! ‫هیرو، هیرو!

‫اینو از کجا شنیدی؟ ‫اینو از کجا شنیدی؟

‫- تو باید فرار کنی ‫- چی؟

‫- اونا دارن میان دنبالت. آمازون‏ها ‫- کیا؟

‫اون دیگه چیه، هیرو؟ ‫منظورت چیه؟

‫اونا می‏کُشنت

‫- چی داری میگی؟ ‫- کیا؟

‫اونا پیدات میکنن ‫و می‏کُشنت

‫چرا؟

‫تا دنیای جدید بتونه متولد بشه

‫چی...

‫اوه، خدای من. اوه، خدای من! ‫نه، نه، نه، نه، گندش بزنن!

‫هیرو، بخواب روی زمین!

‫- اون مُرده، یوریک ‫- یوریک

‫هیرو!

‫- فرار کن ‫- هیرو! همین الان

‫وگرنه بهت شلیک میکنم!

‫فرار کن!

‫یوریک!

‫از این طرف! از این طرف! ‫از این طرف! از این طرف!

‫یعنی الان دقیقا وقت اینکاره، مگه نه؟

‫یعنی، اصلا نمیتونم نگاهش کنم

‫- اون ناراحته ‫- نه، نه، نه. نه

‫نه، اون خودخواهه. ‫متاسفم، ولی اون همیشه خودخواه بوده

‫میشه لطفا بهم قول بدی...

‫که وقتی بچه‏دار شدیم، ‫اینطوری ریدمان تربیت‏شون نکنیم؟

‫هی. هی

‫هی، راستش فکر کنم ‫ما دیگه بریم

‫اون خسته‏ست

‫- چی؟ فکر میکردم قراره نوشیدنی بخوریم ‫- آه، ماشین رسید

‫یوریک

‫- چی شد آخه؟ ‫- فقط ببرش خونه. متاسفم

‫- بث ‫- آره. دارم میام

‫- هیرو ‫- بدجور گند زدم

‫بیا

‫‏

‫اوه، بیخیال بابا

‫لعنتی!

‫شلیک نکن!

‫شلیک نکن! ‫ما تسلیم میشیم!

‫چه غلطی میکنی؟

‫- اسلحه رو بده من ‫- ما تسلیم میشیم!

‫بعد از اینکه تسلیم شدن ‫نمیتونیم بهشون شلیک کنیم

‫شلیک نکنین!

‫شلیک نکنین. دست نگه دارین. ‫دست نگه دارین

‫برو

‫چرت و پرته

‫تسلیم. ‫گوه بخور! گوه خوردی!

‫گمشو! ‫زنیکه ترسو!

‫کون لقت! کون لق همه‏تون! ‫کون لق‏تون!

‫از سر راهم برین کنار! ‫ریدم بهش!

‫کسشعره! ‫ریدم بهش!

‫‏

‫- تیر خوردی؟ ‫- چیزیم نمیشه

‫برادرم زنده‏ست

‫نمیدونم چطوری. ‫کس دیگه‌ای نمیدونه

‫شما مثلا باید جنگجو باشین

‫اون چه کاری بود؟

‫ولی یه مشت ترسوئین. ‫تک تک‏تون

‫- بسه دیگه ‫- اوه. ایناهاشش

‫ترسو ترین‏شون. ‫"من تسلیم میشم"

‫- یه مأموریت انتحاری بود. تو گوش نمیدی ‫- خب،

‫- این دموکراسی نیست، نورا ‫- بی‏برنامه. بدون اینکه استراتژی خروج داشته باشی

‫فقط شعر و ور ‫و دروغ میگی

‫- اونا دوست‏هاشون رو از دست دادن ‫- دوست‏هاشون به عنوان قهرمان مُردن

‫بهشون بگو واقعا کی هستی

‫اوه، اونا میدونن من کی‏ام

‫من یه میلیون دختر عین نورا رو شناختم

‫اونا وارد اتاق میشن، ‫در رو پشت سرشون می‏بندن

‫"من خیلی خاصم

‫منم مثل اونام" ‫خب، ریدم به این

‫کون لق اون دخترها ‫و کون لق تو

‫و منم یه میلیون مَرد ‫عین تو شناختم

‫- دوباره شروع شد ‫- کل عمرم رو...

‫- صرف منطقی جلوه دادن عوضیا کردم ‫- برو کونتو بده

‫کاری کردی که همه‌شون ‫در ترس زندگی کنن

‫شما دخترها از من میترسین؟

‫شرم و تحقیر

‫و بعد ازشون تعریف میکنی. ‫آره، یادم میاد

‫هر مَردی که تا به حال براش کار کردم

‫دیگه از دستت خسته شدم، نورا

‫این اسمم نیست. ‫بینشی نداری، درسته؟

‫- آره ‫- من میترسم؟

‫من چرت و پرت‏های تو رو ‫20 سال پیش امتحان کردم

‫مامانم اسم منو ویکتوریا کجاست

‫ازش بدم میومد. ‫از اون متنفر بودم

‫اسمم رو عوض کردم. ‫ازدواج کردم. بچه‏دار شدم

‫واسه رئیس جمهور کار کردم

‫جواب نمیده. ‫خود واقعیت یه سایه‏ست،

‫- و همیشه پیشته ‫- آتنا، هیرو، لطفا...

‫این جنده رو از جلوم گم کنین

‫اون میخواد شما رو عوض کنه

‫میخواد شما رو مال خودش کنه. ‫محدودتون کنه...

‫تا دقیقا چیزی بشین که اون میخواد

‫این چیزها به نظرتون آشنا نمیاد؟

‫اوه، ریدم به این کسشعرها

‫جرئتش رو نداری

‫‏

‫نیازی نیست خودمون رو عوض کنیم

‫ما به روکسان خدمت نمیکنیم. ‫مال کسی نیستیم

‫این دنیا یاد میگیره که ‫ازمون بترسه...

‫چون بهشون نشون میدیم ‫که دقیقا کی هستیم

‫هی. آه! ‫اوه. اوه

‫- خوبی؟ ‫- آره

‫- اون داخله؟ ‫- صبر کن، صبر کن، صبر کن. چی؟

‫اون بهت گفت؟ ‫متاسفم

‫مغز خواهرم رو شستشو دادن

‫و مادرم مُرده

‫آم...

‫پنتاگون

‫هرجا که میرم. ‫به هرچی که دست میزنم. سونیا

‫من بایدی می‏مُردم. ‫اونوقت این اتفاقات نمیوفتادن

‫میخوای یه چیزی رو راجع‏به من بدونی؟

‫تو دوران بچگیم، ‫مادربزرگم با ما زندگی میکرد

‫اون یه موسیقی‎دان بود. ‫یه خواننده

‫یه شب، وقتی 12 سالم بود، ‫منو به یه کلاب برد

‫پس، والدین‏ام که اومدن خونه ‫دیدن که ما نیستیم

‫وقتی که بالاخره ما رو پیدا کردن، ‫بابام...

‫سرش داد زد، میدونی؟ ‫"چته تو؟

‫پیش خودت چه فکری میکردی؟"

‫پس، همه سوار مینی‎وَن شدیم، ‫و همه عصبانی بودن

‫مخصوصا من، چون اون بهترین شب زندگیم بود

‫و بعد،

‫وقتی نیم کیلومتر از خونه فاصله داشتیم،

‫یه راننده مَست از مسیر خارج شد،

‫بابام منحرف شد و با سرعت ‫صد کیلومتر بر ساعت زد به یه درخت

‫یهویی، من تنها شدم. ‫انگار همه عصبانی بودن،

‫و بعد دیگه تو این دنیا نبودن

‫من باید می‏‎مردم، ولی نمردم. ‫زنده موندم

‫تو هم زنده می‏مونی

‫بخاطر مادرت متاسفم

‫- اگه میخوای آزادی که بری ‫- چی؟

‫من دستوراتم رو از رئیس جمهور میگیرم

‫اگه اون مُرده... ‫میتونی بیخیال اینکار بشی

‫- بری زندگیت رو بکنی. بث رو پیدا کنی ‫- صبر کن. اون...

‫دیگه نمیخوام بار دوش کسی باشم. ‫یا بازیچه کسی

‫یا یه "کروموزوم Y" که پا داره

‫اگه این کارو بکنیم، ‫نباید درمونده باشم

‫باشه؟ ‫باید یادم بدی

‫حالا، من زود چیز یاد میگیرم

‫- و فکر کنم که... باشه؟ ‫- باشه. ثابتش کن

‫تو چیزی دیدی؟ ‫چقدر تو راه بودیم؟

‫فقط یه دو ساعتی

‫- این آدما کی‏ان؟ ‫- هیس

‫زیر نظرمون دارن

‫میخوای برم داخل؟

‫- باهاشون حرف بزنم؟ ‫- هنوز نه

‫وقتی اون راه افتاد ‫بیا خبرم کن

‫اون ماشین کیه؟

‫فکر کنم ماشین ماست

‫چطوری ما رو پیدا کردن؟

‫باکش پر از بنزنیه

‫کلمن

‫شیشه‎ لوله‎ای واسه نمونه خون. ‫تجهیزات استریل کردن

‫- سوزن ‫- از کجا میدونستن؟

‫ما رو زیر نظر دارن

‫مختصات و یه نقشه. ‫میخوان بریم پیش‌شون

‫حلقه کالپر. ‫اونا عین خانواده‎ات می‏مونن، درسته؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.