Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(تازه کاری از کوچه پشتی) کاری از تیم ترجمه دینگو @DingoSub
(: به جمع صمیمی دینگویی ها بپیوند :) @DingoSub
! ست بیول! وایسا، نرو
! ست بیول
مردی که عاشقشم، اینه
چی؟
سلام. خوش اومدین
چوی ده هیون هستم، صاحب فروشگاه شعبه شین سونگ دونگ
این دیگه کیه؟
،ست بیول
اون ده هیون نیست! قلابیه
! چوی ده هیون واقعی منم
اونه که واقعیه
شما فقط یه مشاوری
چی؟
بیا برگردیم فروشگاهمون، آقای چوی
ست بیول، نه. نرو
آقای مشاور، شما باید تشریف ببری به کار خودت برسی
ست بیول؟ این حرکت منه
! گفتم این حرکته مال منه
هی! چرا پاهام چسبیده زمین؟
ست بیول، تنهام نذار
! نه
نرو
وای خدا
آخ گرفت
هر دو تا پاهام گرفته
این دیگه چه جور خوابی بود؟
! آخ پام
! ست بیول
ست بیول؟
خانوم دستیار مدیر، باید بری سر کار
دارم میام تو
ست بیول؟
Pam.ترجمه: موژان. رخشان. مونلایت
ویراستار : مونلایت
،آقای چوی
فکر کنم اینجا نقطه پایان شما و منه
،درست همونطور که شغل رویاهاتو به دست آوردی
منم مسخوام برم شغل رویاهای خودمو پیدا کنم
پولمو از جریان کلاهبرداری املاک مانبوک پس گرفتم
نمیخوام اوضاع بینمون ناجور بشه به خاطر همین بی سروصدا میرم
لطفا به خانم گونگ و آقای چوی بگو که من رفتم
لطفا این کادوی کوچیکو از طرف من قبول کن
بابت همه چی ممنونم
! موفق باشی
چه سنگینه- ممنون-
ست بیول، از اونی که به نظر میاد خیلی قوی تری ها
کارت هم خیلی خوب بلدی- ممنونم-
حالا چی شده به همچین شهر روستایی ای اومدی؟
چرا توی سئول کاری پیدا نکردی؟
من گل دوست دارم
،خیلی خوشحالم که پیشمونی
... ولی جوونا معمولا همش از خسته کنندگی و ناراحتی
توی روستا غر میزنن
من عاشق شهرای کوچیکم
چشم و فکر آدم حسابی سرحال میاد
و اینکه هیچ فروشگاهی اطراف اینجا نیست رو دوست دارم
! بابا
یونگ کیون. بیا سلام کن
ایشون از امروز همراه ما کار میکنه
اسمش جونگ ست بیوله. اینم پسرمه
سلام، خوشبختم
سلام- چی شده اومدی؟-
،بابا- بله؟-
باید برای درسام دوتا کتاب بخرم
تو که همین هفته پیش کتاب خریدی
اون کتابا برای ریاضی بود این دفعه مال انگلیسی و کره ایه
جدا؟
باشه
اینقدر بسه؟- ! آره. مرسی-
خواهش میکنم. ای خدا
(اظهاریه نابودی اموال)
من درمورد پرونده کلاهبرداری املاکی ،یه سوال خیلی مهم دارم
که به خاطرش اومدم اینجا
باشه بفرمایین
جونگ ست بیول رو میشناسین درسته؟
بله، یکی از قربانیای کلاهبرداری املاک مانبوک بود
چند روز پیش اومد اینجا
نکته عجیبی تو رفتارش نبود؟
بله؟- ... مثلا اینکه برنامه داشته وقتی که-
پولشو پس گرفت، بره جایی
یا نکته مهمی شبیه این
! جناب کارآگاه
این مسئله خیلی مهمه
همین الان جوابمو بدین
شما کی باشی؟
الان داری ازم بازجویی میکنی؟
من صاحب سوپری محله شین سونگ توی جونگنو هستم
و ست بیول ناپدید شده
یه جوری گفتین مسئله حیاتیه فکر کردم حتما جریان خیلی مهمه
! کارآگاه
من باید ست بیول رو پیدا کنم
این مسئله خیلی برام حیاتیه خیلی مهمه
نمیشه حداقل 4 رقم آخر شماره یه قربانی دیگه رو بدین بهم؟
،حالا که اینقدر ناامیدین اینو قبول میکنم
ولی اون نمیشه. دیگه برین
فقط همین یه بار
کارآگاه؟
من منتظر تماستون می مونم
! باید ست بیول رو پیدا کنم
خیلی خب ده هیون، خدافظ
ست بیول رفته
جدا؟- آره-
یه لحظه وایسا
،ست بیول هرچند وقت یه بار اینطوری میشه
ولی همیشه برمیگرده
نگرانش نباش
خب خدا رو شکر
چرا گفتی بیام اینجا؟
... دلیل اینکه می خواستم ببینمت
اینه که بابام بهم زنگ زده
میخواد برم سر قرار از پیش تعيين شده
قرار تعيين شده؟ مگه چقدر پیری که بخوای ازدواج برنامه ریزی شده بکنی؟
اینقدر سنت بالاس یعنی؟
نه. ما که هم سنیم
آره خب هم سنیم
ولی بابام میگه ازدواجه که مردو محکم میکنه
بخاطر همین بهش گفتم دوست دختر دارم
خب بعدش؟
... بعدش بابام گفت
که دخلمو میاره- چی؟-
فکر میکنه بعد اینکه اومدم سئول، چاخان حرفه ای شدم
شاید اگه خودش منو ببینه، حرفتو باور کنه
! گوم بی
بیا فردا بریم دیدنش
فردا؟ - ! آره -
،اگه توی قلبم عشق لونه کرده باشه
دوست دارم تاریخ انقضاش مال ده هزار سال بعد باشه
! دال شیک
پس منو ده هزار سالی صدا کن
هوانگ ده هزار سال
نه نه اینطوری شبیه فحش میشه
نمیخوام اونطوری صدات کنم
! دو سه
بدش من
... ای پسره ی
! یونگ کیون
بعدا می بینیمت
بریم بیلیارد بزنیم؟- آره بریم-
این دیگه چی بود؟
نمیشه که همینطور راهتو بکشی و بری
هر کی این دور و بر روی اعصاب من بره، دخلش اومده
از همه جا بی خبری، مگه نه؟
معلومه. تازه اومدم اینجا
البته کنجکاو هم نیستم خبردار شم
خیلی خب. دعوا بلدی؟
باشه. بیا ببینم
! هی
! آخ دستم- پول-
فاتحه تو یکی خونده س
حالت خوبه؟
بیا. حالا دیگه برو کتابتو بخر
لعنتی. فکر کردی کی هستی؟
! دیگه بدبخت شدم
اصلا میدونی داداش بزرگای اینا کی ان؟
! هیچکس از پسشون برنمیاد
حالا چه خاکی به سرم بریزم؟
! جین ته جان
... ولی
فقط می خواستم کمک کنم
شاید بهتر بود سرم به کار خودم باشه
انگار دارم عین خودش میشم
(آقای چوی)
از کجا خبر داشت به فکر اون بودم؟
(آقای چوی)
(آقای چوی)
(تماس رد شد)
ای خدا
خیلی خب
غذامونو بخوریم
خوشمزه س مگه نه؟
! بهت که گفتم خوب بلدم نودل درست کنم
منم تایید میکنم
نودل آقای چوی خوشمزه بود
(زمین آقای هانِ پولدار)
(زمین های آقای هانِ پولدار) (اراضی مان پیونگ)
رسیدیم
پدرت کجاست؟
احتمالا الان سر زمین داره کار میکنه
سلام- سلام-
! دال شیک، اومدی- آره-
سلام
چه کار داری میکنی؟
بابام قبلنا این رقصو انجام می داد
جدا؟- اینجوری-
! ایناهاش
! سلام قربان
من. هوانگ گوم بی هستم
من دستیار جناب رییسم
برگشتین جناب
سلام. حالتون. چطور بود؟- عالی بودم قربان-
بابا کجاست؟- از این طرف-
رئیس هان، پسرتون تشریف آوردن
چی؟- ! بابا-
به به، گدای سئول اومده
ببین. دروغ نگفتم
سلام پدر جان. من هوانگ گوم بی هستم
! از دیدنتون خوشحالم
من هان مان پیونگ هستم، پدر دال شیک
برین اونجا یه چیزی بخورین
بفرمایین هندونه
نوش جان- ! ممنون-
ممنون- ! ممنون-
بابا، کشاورزی این روزا چطوریاس؟
من که کشاورزی نمیکنم
طبیعت خودش همه کاراشو میکنه
حال و اوضاع گاوا چطوره؟
اونا رو که من بزرگ نمیکنم
طبیعت خودشون بزرگش میکنه
خب باغای میوه در چه حالن؟
من که میوه پرورش نمیدم
زمین اونارو پرورش میده
پدر من زیاد توی حرف زدن خوب نیست
بسه
حداقل دیگه آفت کش ها رو خودت باید بزنی
آخه من که آفت کش نمیزنم
هلیکوپتر آفت کش رو پخش میکنه
چی ؟ حتی هلیکوپتر هم داره ؟
خب حالا که گفتی کجاست ؟
هلیکوپتر رو کجا پارک کردی ؟
یه فرودگاه جدید واسه هلیکوپتر اونجا ساختیم
اونم هلیکوپتر ما
چطوری به اونجا میری ؟
ماشین های برقی هم به زودی میسازیم
چی؟ ماشین برقی؟
یعنی چقدر میتونه خرپول باشه ؟
گوم بی ، اینجا زمین ماست
کجا ؟
...از بعد از رد شدن از عوارضی
تا همین زمین هایی که میبینی
اینا همش زمین های ماست
اون مهمونه. با اینطوری صحبت کردن معذبش نکن
وسعت زمینامون اندازه یه مورچه س
درسته ، اندازه یه مورچه س
گوم بی ، پدر جان چیکار میکنه ؟
،خب
اون یه تجارت کوچیک آموزشی برای خودش داره
خیلی کوچیک
پس یه مربیه
عجب شغل خوبی دارن
پدر جان، اومدم اینجا تا بهتون بگم
که نیازی نیست دال شیک سر قرار تعیین شده بره
خدای من
چطوری زنی به زیبایی تو پسر احمق منو ملاقات کرده ؟
دال شیک لازم نیست بره سر قرار تعیین شده
ولی گوم بی ، تو انجامش بده
اینجا توی اونیانگ
من بهترین کشاورز اینجا رو میشناسم
پدر ، اینقدر یه کله صحبت نکن
دقیقا بخاطر همینه که کسی رو نمیارم اینجا
فکر میکنی میتونی ازدواج کنی ؟
خب از اونجایی که الان ساعت شلوغیه بیاین با هلیکوپتر بریم
اینم هلیکوپتر
ممنون ، اولین باره که سوار هلیکوپتر میشم
دال شیک دیگه وقتشه اون کارو ول کنی و یه کاری بکنی
(معنی : دال شیک بهتره از وبتون کشیدن دست برداری)
و بیای خونه و یکم کار کردن یاد بگیری
نه ، منم مثل توام باید راه خودمو برم
اگه همینطوری ادامه بدی، دیگه بهت سوپ هم نمیرسه
من همیشه سبزیجات توی سوپ رو بیشتر از خود سوپ دوست داشتم
شما خودت همه ی سوپ رو بخور بابا
گوم بی جان، به نظرم تو همه چیز و هیچ چیزی
(معنی : گوم بی تو خیلی خوشگل و مهربونی)
بخاطر همین خیلی دوستت دارم
ببخشید ؟
داره میگه که دوستت داره چون تو خوشگل و مهربونی
بلدی چطوری انجامش بدی ؟
ببخشید ؟
...اون ست بیول نیست
دال شیک، پدرت داره صحبت میکنه
میگن اگه هنوز اتفاق خوبی نیفتاده یعنی هنوز آخرش نیست
گوم بی ، تو خیلی فوق العاده ای
! وایسین
خدای من - منم باهات میام -
پدر ، منتظرمون بمون باشه ؟
اونجا
! خم شو- خم بریم-
تو واقعا ست بیول رو دیدی ؟- آره دیدم -
من چشمهام مثل شاهین میمونه ، دیدم کامل کامله
کجا ؟
کجا باید برم ؟
گوم بی ، کجایی ؟
اینجام
خدای من
با این چشم های مثل شاهینم ، تو رو نمیتونم از بین گلا تشخیص بدم
... خدای من ، تو - منو اینطوری نترسون -
زود باش
گوم بی
خدای من
چرا ؟- ، به عنوان یه طراح وبتون -
... به نظرم اگه وه هیون به جای ما بیاد
خیلی عشقولانه تره
آها
واسه چی این همه راه اومده اینجا ؟
خانواده ی من صاحب این باغ هم هستن - جدی ؟ -
... کار ما اینجا
فهمیدم ، به ده هیون زنگ بزن
واسه چی این همه راه رو اومده اونیانگ ؟
نمیتونم درکش کنم
ده هیون شوکه نشو و به حرفم گوش بده
ست بیول توی مزرعه ی خانواده من کار میکنه
برام آدرس رو بفرست ، ممنون
برای پارک کردن باید پول پرداخت کنین
پرداخت
حدس بزن کی اینجاست ! ما برگشتیم
همه کجا رفتن ؟
تو کی هستی ؟
کی هستی ؟ - دزدی ؟ -
حالا که من چند وقت نبودم، توی شین سونگ دونگ دزد اومده ؟
بگیرش - سفرتون خوش گذشت؟ -
بیاین اینجا ، ما یه دزد گرفتیم
حالت خوبه ؟
اون صاحب جدید مغازه اس
صاحب جدید ؟- آره -
بیدارش کن - نمیدونم چطوری خب -
زود باش - فهمیدم -
اون خوبه
خدای من - تو مغازه رو فروختی ؟-
نه ، ده هیون توی دفتر مرکزی کار میکنه
این مغازه الان از طرف اونجا اداره میشه
بیاین بریم بیرون حرف بزنیم
فعلا خداحافظ
معذرت میخوام - معلومه -
خدای من
بهتون خوش گذشت ؟
ژانگجیاجه فوق العاده بود
به جانگ می خبرت رو رسوندیم
جان من ؟
از دست شماها
اوه ، راستی ما یه کادو برات آوردیم
این چیه ؟
عالیه
باعث میشه این مدلی بشی
آقای چوی ؟
چطوری اومدی اینجا ؟
منظورت چیه چطوری ؟
تو پیدام کردی ، فکر کردی من نمیتونم پیدات کنم ؟
هی جونگ ست بیول چرا بهم دروغ گفتی ؟
این نباید آخر ماجرای من و تو باشه
این تازه شروعشه
همه چیز دیگه تموم شده رفته پی کارش
من سرم شلوغه
...ست بیول
چرا الان بارون میاد ؟
تو همونی هستی که دست داداش منو شکونده ؟
نه ، اون خانمه که اونجاست اینکارو کرده
چی ؟از یه دختر کتک خوردی ؟
شرم آوره، خیلی احمقی
خدای من
ست بیول چی شده ، اتفاقی افتاده ؟
نه
فقط داشتم به یکی کمک میکردم
معذرت میخوام
ما الان سر یه بحث خیلی جدی هستیم
فکر نمیکنم این طرز درست صحبت کردن با ما باشه
میشه تشریف ببرین؟
ببینم صدای واق واق یه سگ سئولی میاد ؟
... شما دوتا هر چقدر میخواین حرفتونو بزنین
بعد اینکه دخلتون اومد
ست بیول انتخاب کن
چی ؟ - ،اگه عدد یک رو انتخاب کنی -
یه وجهه ی کاملا جدید از من رو میبینی
،اگه دو رو انتخاب کنی
همون مردی که میشناسی رو میبینی
انتخاب با توئه
...خب
زیاد فکر نکن ، انتخاب کن
آقای چوی
میخوام شماره ی یک رو انتخاب کنم
انتخاب خوبیه
پاشنه های کفشش زمین رو لمس میکنن این یعنی آروم راه نمیره
این یه عادت معمولی برای افراد راست دسته
از اوناست که بیشتر از مشت زدن، میاد تو دل حریف
این یعنی اون فقط یه مبارز خیابونیه که آموزش هم ندیده
...اگه بعد از یک و دو، ضربه بزنه
منم بهش یه لگد میزنم
آقای چوی ، اون خیلی باحاله
اینجاست که ۱ ،۲ ، ضربه همونطور که تمرین کردم
...پس ، من میرم
آقای چوی ؟- اون چی بود ؟-
آقای چوی ؟
حالت خوبه
آقای چوی ؟- این بود ؟-
تا حالا همچین آدم له و وارفته ای ندیده بودم
توام دیدی ؟ باورم نمیشه که ترسیدم
چطور جرأت کردی به آقای چوی صدمه بزنی ؟
آقای چوی ، صبر کن باشه ؟
نفس بکش
اینجا رئیس منم ، این با شما
بیا منو بگیر
اون چی بود دیگه ؟
چطور جرأت میکنی ؟
فکرشم نکن باز مزاحم من بشی
باشه ، ولم کن
آقای چوی - خدا -
چیکار دارین میکنین، زود بزنین بیرون
بریم
آقای چوی ، حالت خوبه ؟
همه چی تموم شد ، بیدار شو
آقای چوی ؟
! هی
کجا رفتن همشون؟
کجان؟
انقد ازت ترسیدن که همشون در رفتن
چی؟ من ترسوندمشون؟
اون بچه ها
خیلی باهوشن
بچه های این دوره زمونه خیلی باهوشن
من خوب خوبم
صورتت چیزی نشده؟ - اصلا صدمه ای ندیدم -
فکر کنم فکِت کج شده
چیزیم نیست
نزدیک بودا. برای اونا یعنی
اینجا جای خوبیه
،تو راه اینجا
... نزدیک ۱۰۰ تا، نه ۵۰۰ تا
سوال به ذهنم رسید که ازت بپرسم
ولی هیچکدومشونو نمیپرسم
،دیدم اینجایی
و حال و روزت خوبه
الان دیگه دلم آروم گرفته
حالا میتونم در آرامش منتظر بمونم
منتظر کی؟ - تو، ست بیول -
منتظرت میمونم تا برگردی
و منتظر میمونم تا سوالمو جواب بدی
...آقای چوی - ست بیول -
آدرس رسمیتو عوض نکن
تو برای ما مثل خانواده مونی
،همه نامه هاتو میگیرم و برات نگهشون میدارم
پس نگران نباش
از حالا به بعد دیگه بهت زنگ نمیزنم و پیام نمیدم
،البته
،خب
اگه تو اول پیام بدی، جوابشو میدم
ای خدا
چی شده امروز منو بو نمیکنی؟
بوی خوبی نمیدم؟
اون عطری که برام خریدی، زدم
من دیگه میرم
جونگ ست بیول، اون کیسه بوکس تو باشگاه تکواندو، ده سال پیش
اون موقع ازم تشکر کردی، نه؟
شنیدنشو خیلی دوست داشتم
بعد از شنیدن اون بود که شروع کردم به کمک به دیگران
پس، ازت ممنونم، ست بیول
منتظرت میمونم
...و اینکه
میخواستم یه چیزی بهت بگم
،ست بیول
!تو هم عجب زنی هستیا
اون از کجا میدونست؟
اگه یهو پیداش بشه و خفن بازی دربیاره، من چیکار کنم؟
!عالی بود
،اگه میخواد نه پیام بده و نه زنگ بزنه
من چیکار کنم پس؟
میگه منتظرم میمونه یا نمیمونه؟
حالا که دیدمش، بیشتر دلم براش تنگ شده
یک پیام جدید دارید
چی؟
پس میخواد برام عکس بفرسته؟
(فروشگاه شینسونگ دونگ) (حالا مستقیما توسط دفتر مرکزی اداره میشود)
!آقای چوی
ست بیول؟
بله آقا
دوست داری بعنوان یه کارمند رسمی توی مزرعه کار کنی؟
ببخشید؟ - گفتی گل و گیاه دوست داری دیگه نه؟ -
خوب بهت کار یاد میدم
خدمات غذایی و حمل و نقل هم میدیم، و حقوقت هم خوبه
تازه بیمه هم میگیری
فعلا درموردش فکر کن - باشه -
،تو حالا بیمه بازنشستگی، بیمه سلامت، بیمه کارمندی
و بیمه خسارت صدمات جانی داری
از امروز به بعد این چهار بیمه رو داری
،ست بیول
تو عمرم تو اولین نفری هستی که براش بیمه گرفتم
تعجب کردی که به شام دعوتت کردم؟
راستش خیلی جا خوردم
اگه بخاطر تو نبود، من نمیتونستم مشاور بشم
خیلی ازت ممنونم
اصلا حرفشم نزن. همش تلاش خودت بوده
... من معتقدم
که دفتر مرکزی به شما نیاز داره، رئیس یو
وقتی تازه شروع کردی هم بهت نیاز داشتن، و هنوزم دارن
شنیدن همچین تعریفی از شما خوشحالم میکنه
،خانم رئیس
میخوام از شغل مشاورم استعفا بدم
ولی... چرا انقد یهویی؟
من بعد از استعفا از دفتر مرکزی موقع اداره کردن فروشگاه خیلی چیزا یاد گرفتم
،بخاطر همین میخوام برگردم به جایی که بهش تعلق دارم
بعنوان یه صاحب مغازه
... لطفا انتقال مالکیت فروشگاه به دفتر مرکزی رو
لغو کنین
(نامه استعفا)
،ده هیون
واقعا باید اینکارو بکنی؟
نمیشه یه فرصت دیگه بهم بدی؟
!مامان
اینجا
مامان اومدی - آره -
این همه جا، چرا میخواستی اینجا همو ببینیم؟
همینطوری
،من زیاد اینجور جاها نمیام
،ولی موقعی که آمریکا بودم یه جور عجیبی دلم هواشونو کرد
به خودم قول دادم وقتی برگشتم با تو بیام
که اینطور
احساس کردم اگه نیام پشیمون میشم، واسه همینم اومدیم
یه جوری میگی انگار دوباره میخوای بری آمریکا
آره، میخوام برم
چی؟
،یه شرکت تازه کار توی دره سیلیکون هست
و بنظرم آینده خوبی داره
اونا دنبال یه بازاریاب حرفه ای هستن
یون جو
میدونی که دخترت چالش دوس داره
میخوام خودمو توی یه دنیای بزرگتر به چالش بکشم
...بخاطر این اینکارو میکنی که
به سلامتی؟ - نه -
بیا دیگه - ای خدا -
،برای قهوه، ترکیب اتیوپیایی رو داریم
و آب گریپ فروت هم این روزا پرطرفداره
دوتا آب گریپ فروت لطفا
چشم، زود حاضر میشه
فکر میکردم زن باهوشی هستی
،فکر کنم واضح حرفامو گفتم
چطور تونستی فرصتتو به همین راحتی هدر بدی؟
پسرم عجله کرد، میدونم
باهاش یه صحبتی میکنم
پسر شما بخاطر لیاقتش مشاور نشد
اون مشاور شد چون ما شجاعتشو تحسین کردیم
...شجاعتش برای استعفا دادن
به خاطر یون جو
ببخشید؟
،موقعی که نمیدونست اون دختر منه
استعفا داد، چون نمیخواست دوست دخترش اخراج بشه
بخاطر همین فروشگاه باز کرد
که اینطور
واقعا پسر من اینکارو کرد؟
واقعا نمیدونستین؟
،اگر اون دوتا باهم قرار میذاشتن
پس چطور نمیدونسته که یون جو دختر شماست؟
چون بهش نگفته بوده
عجب احمقی
اون بچه دست عجب مادر بی توجهی تربیت شده
انقدر به خودتون سخت نگیرین
خودمو که نمیگم. شما رو میگم
چی؟ - ،آدم اگه میخواد با کسی قرار بذاره -
باید مثل پسر من باشه
... باید در قلبشو باز کنه
و برای عشقش هرکاری ازش برمیاد بکنه
باید بتونی برای عشقت از کارت استعفا بدی
همیشه بخشنده باشی، چه داشته باشی چه نداشته باشی
این یعنی عشق
اون زنیه که به همچین مردی اعتماد نکرده
اون اینو پنهون میکرده و می پوشونده
...و حالا
شما اومدین به من میگین به حرفتون گوش کنم
درست میگم؟
ببینید خانم گونگ
... میدونی الان چی بیشتر از همه
منو ناراحت و خجالت زده میکنه؟
می خواستم ده هیون با یون جو خوب باشه
و عضوی از خانواده پولدارش بشه
... از خودم خجالت میکشم
که همچین فکری میکردم
ببین منو
،فقط چون یکم پول داری
دلیل نمیشه سعی کنی بقیه رو طبق میل خودت تغییر بدی
،من ممکنه پول نداشته باشم
ولی غرور که دارم
!اینجوری زندگی نکن
میدونی چیه؟ آب گریپ فروتم مهمون من
بفرما. بقیه پولم مال خودت
...چی
(کارگر پاره وقت نیازمندیم)
(کارگر پاره وقت نیازمندیم)
!عالی شد
♫ دیوونه، دیوونه ♫
♫ پس گرفتن شغلتو تبریک میگم ♫
♫ دیوونه، دیوونه ♫
عجب آدمی هستی
چقدر ابراز احساساتت زیادیه
... خیلی خوشحالم تو لباسی که دقیقا بهت میاد
می بینمت. بخاطر اینه
مطمئنی بخاطر کیمباپ مثلثی نیست؟
نه نیست بخدا
دال شیک، تا حالا با دوربین زیردریایی کتک خوردی؟
از ست بیول خبری شنیدی؟
شنیدم ست بیول مچتو گرفته
لعنتی
لعنت بهش
کیم باپ مثلثی نداریم برات
ده هیون
انقد پرت و پلا نگو اینو بگیر
چرا؟ ست بیول که امتحان دیپلم داد
حالا که اونو پاس کرده، باید واسه بعدی آماده شه
یالا بگیرش
ده هیون یه چیزی هست که من هنوز بهت نگفتم
من دیروز هیچی نخوردم
و جوری لوله گوارشم خالیه که انگار آندوسکوپی کرده باشم
...کل بدنم ضعف داره و وای سرم گیج میره
... ای بابا حیف شد. من داشتم میرفتم که
برنج و دنبه و گوشت دنده گاو بزنم بر بدن بعد این
فکر کنم تنها کار کنم و بعدم تنها بخورم- گوشت دنده؟ هی-
گاهی واقعا عجیب میشی
وقتی در اینجا انقد کوچیکه چطوری دو تا آدم اینو ببرن تو؟
خودم میبرم
میخوای درو باز کنم؟- آره بی زحمت-
بیا داخل
خدایا
واسه مامان ناراحت بودم
و به یه سری دلایل دیگه نتونستم هنوز بهتون بگم
اما ست بیول رفته
چرا؟ چرا رفته؟
چرا؟
چرا؟
صاحب جدید اذیتش کرده؟
نه قضیه این نیست
پس چیه؟
... احتمالا یا جسمی یا روحی
اذیت بوده
بین تو و ست بیول اتفاقی افتاده؟
...خب
... اون گفت
که نمیخواسته جلو راه منو بگیره
چرا باید جلو راهتو بگیره؟
ده هیون من دیروز متوجه شدم
که یون جو خیلی باملاحظه و خوش قلبه
انگار یون جو دیگه حالا متفاوت به تو نگاه میکنه
دیگه مثل قدیماش نیست
من میرم بالا
خدایا
باورم نمیشه چقد احمق بودم
وای خدا
فکر نمیکردم اینطوری برداشت کنه
احساساتشو جریحه دار کردم
چیکار کنم حالا؟
ای خدا
خدایا ده هیون
به خاطر همون از موقعیت مشاور استعفا دادی؟
عجب خری هستیا
تو که میدونی مامان بابات دارن مثل بیچاره ها زندگی میکنن
به نظرت راحت میاد؟
زندگی کردن مثل شما مگه چشه؟
... تو همیشه بهم میگی
مثل شما زندگی نکنم
اما من میخوام مثل شما باشم
باشه؟
همیشه با هم سر و کله میزنید
و بالا پایین های خودتونو دارید
اما به هم اهمیت میدین
و بدون هم نمیتونید زندگی کنید
من باور دارم که این ینی خوشبختی
و چیزیه که خیلی ارزشمنده. جدی میگم
واقعا خری
تو یه فروشگاه داری که بگردونی نفهم
یالا برو مغازه ت
میرم
خدایا
پسرمون اونقدرام بد نیستا
به نظر تو زندگیمون موفق شدیم
پسرمون الان بهمون گفت میخواد مثل ما زندگی کنه
این موفقیت زندگیه. نه عشقم؟
آره واقعا
یونگ پیل- بلی؟-
بیا یه بچه دیگه بیاریم
پ چته؟
بیا بچه سومم بسازیم
امشب وقتت آزاده؟
!چته میلرزی؟ جوابمو بده
بیا سخت کار کنیم
(ساعت پنج صبح)
بیا سخت کار کنیم
...بیا تمیز
آره اتاق مطالعه
خیلی خب
جامدادی
(آزمون توانایی های دانشجویی کالج)
از الو پیک اومدم- بفرمایید-
(یازده صبح)
اومدم بسته های پیک رو ببرم
این باید درست باشه
یه لحظه وایسا لطفا- حتما-
اینم مرغ
ولی خسته نیستی؟ هوا گرمه- تمرین خوبیه-
پس خداحافظ- خداحافظ-
باورم نمیشه. چطور میتونه حتی بهم زنگ نزنه؟
"...چقد نامردی. چطوری میتونی حتی بهم زنگ"
نه این آویزون طوره
خب پس، انگور میفرستم
نه بیا انجامش ندیم مرده شورشو ببرن، اینکارو نمیکنم
(ساعت ده شب)
(هفده ساعت کار بدون وقفه)
دستمال دارین؟- بله یه لحظه وایسین-
(ساعت یک ظهر)
(سی و دو ساعت کار تنهایی و بی وقفه)
خوابم میاد
خیلی خوابم میاد
ده هیون
هی چیه؟ هی تو
یا خدا هلاکی
برو خونه بخواب. من حواسم به دخل هست
مرسی دال شیک
میرم تو انباری بخوابم
باو برو خونه بخواب. چرا بری تو اون اتاق کوچیک؟
برای اینکه نکنه ست بیول بیاد نه؟
خدایا، مجنون عشقه
خیلی خسته م
یا خدا ترسوندیم
اومدم پول خرد کنم
انقد از دیدنم خوشحال شدی؟
من براتون انجامش میدم- وای مرسی-
(شادی سرحال کننده، انگور)
(مدرک دیپلم شما به آدرس منزل شما ارسال شد)
!عالیه
!قبول شدم
خدای من
یه لحظه وایسا
آدرس منزل شما؟
یا خدا. میره خونه آقای چوی
چیکار کنم؟
ای به درک
مدرکش مهم نیست مهم اینه که قبول شدم
یا شایدم نیازش دارم؟
نه نه نیازش ندارم
وای حالا من فارغ التحصیل دبیرستانم فارغ التحصیلم
ای بابا مدرکو نیاز دارم
به این میگن فشن. اوکی؟
فشن به چپم
با اون عینک مشکی پرکلاغی اصن جایی هم میبینی؟
خیلیم خوب میبینم- نه بابا؟-
همچین که به سر خوردی تو تیر چراغ برق، متوجه میشی
...اونموقع میفهمی
این چیه؟
مال ما نیست
جدی؟ پس نامه کیه؟
مال ست بیوله مدرک دیپلمشه
بذار ببینم
تو اخلاق نمره عالی گرفته
شصت شده
و 64
خدایا. فکر کنم تو همه چیز عالی نیست
هی اون قبول شده- جدی؟-
ای خدا. اگه اینجا بود، اینو بهش می دادم
اگه اینجا بود، براش جشن میگرفتیم
می تونستیم یکم غذاش بدیم بخوره
ولی الان حتی نمیدونیم کجاست
نترس مطمئنم اوضاعش خوبه
بریم داخل
لازم نکرده- چرا؟ چرا نیام؟-
برو مغازه جاتو با ده هیون عوض کن
میترسم دوباره غش کنه
خدایا اون الاغ
...بعد استعفا از مشاوری
چی؟ استعفا داده؟
!ست بیول
اونجا چیکار میکنی؟
بیا بیرون
وای
ست بیول
اوضاعت خوبه؟
... آره از ده هیون
... شنیدم که مشاور املاکیه، مان بوک
دستگیر شده و توام رفتی ایستگاه پلیس منطقه
خب
پس
سفرت چطور بود؟
پول پیشت رو پس گرفتی؟
متاسفم خانم گونگ
نباید اونطوری میرفتم
متاسفم
نه این چه حرفیه؟ تو که اشتباهی نکردی
فدای سرت
ست بیول ای خدا
میگم فدای سرت دختر
ای خدا
متاسفم، قبول میکنی؟
ست بیول. متاسفم
احمق بودم که حتی نفهمیدم ممکنه چه حسی داشته باشی
.نه
.گریه نکن. بسه
.خیلی خوب
.گریه نکن
،خدای من،ست بیول .حتما خیلی دلت شکسته
.ببخشید.ببخشید
(ساعت 9 شب)
(چهل ساعت تنهایی کارکردن بدون کارمند نیمه وقت)
.خدای من
...هی،تو
(درخواست وام)
(کارمند نیمه وقت نیازمندیم)
(کارمند نیمه وقت نیازمندیم)
(شرایط: جونگ ست بیول)
.(شرایط: جونگ ست بیول).
شما؟
من برای مصاحبه کار نیمه وقت اومدم
...خدای من، من
من
.40 ساعته نخوابیدم
توهم زدم؟
.نه توهم نزدین
.اوه این خیلی واقعی بنظر میاد
چی؟
واقعی هستی؟ واقعا جونگ ست بیولی؟
اونش الان مهم نیست
چی؟
چرا از اون کار مشاوره استعفا دادی؟
برای چرخوندن مغازه- خب چرا؟-
.چون دوستش دارم
اگه اینجوری تابلو بذارین، کی میاد درخواست بده؟
.تو اومدی
.ست بیول
.آقای چوی
کجا بودی؟ چرا انقدر طول کشید؟
میدونی چقدر دلم برات تنگ شده؟
!من بیشتر دلم تنگ شده
.من هرروز بهت فکر می کردم
قیافه تو رو روی تمام 2000 تا جنسِ فروشگاه می دیدم
تمام گلای باغ مثل تو بودن
ست بیول، خیلی ممنونم
.برای اینکه برگشتی. ممنونم
.مرسی که منتظرم موندی
.دیگه جایی نرو کنار من بمون باشه؟
میشه بغلت کنم؟
نخیر
.من اول بغلت میکنم
.دوست دارم- .دوست دارم-
.نیشگون- .نیشگون-
ممنون که پسر رگه ای او رو خوندین
آپلود آخرین قسمت پسر رگه ای او
.آپلود کامل شد
اگه جایزه نوبل وبتون وجود داشت، .واقعا حق تو بود
دوستت دارم، آتشفشان آتشین
مثل همیشه، تو اولین نفری که برای وبتونم کامنت میذاری
.آفرودیت
.دوستت دارم، آتشفشان آتشین
! پام گیر کرده
...آزار داریا! تو کوچولو فقط باید بهت مشت بزنم
.خدای من- .ببخشید-
خوبی؟- .من خوبم-
.فکرکنم یه مشکلی هست- .من خوبم-
تو خوبی؟- .پاتو روش نذار-
.باشه
.آتشفشان آتشین وبتون بعدیت راجب چیه؟
.یچیزی تو ذهنم هست
راجع به چیه؟
.بهت نشونش میدم. با من بیا
!این خیلی باحاله
.همینه
فروشگاه سوپرمارکت؟- .آره-
.جایی که چراغش همیشه روشنه
... یه کارمند نیمه وقت عجیب غریب
و یه مدیر دست و پاچلفتی و خوش تیپ ... بهمون یه عاشقانه غیرقابل پیش بینی
و در عین حال خنده دار که تو یه فروشگاه اتفاق میفته رو نشون میدن
...اسمش هست- .خب-
.ستاره کوچه پشتی
نظرت چیه؟
،فکر کنم تازه کار کوچه پشتی بهتره
.آتشفشان آتشین
اینجوریه؟- .آره-
پس،اسمش
.تازه کار کوچه پشتیه- .تازه کار کوچه پشتی-
این چیه؟
.کمبود عشق دارم- .من شارژت میکنم-
.شارژ کامل شد
باید داستان رو بگیم؟
.خیلی خب- .باشه-
... داستان اینجوری شروع میشه که
وقتی کارمند نیمه وقت عجیب غریب کارش رو تو مغازه شروع میکنه
زنگ با صدای بلند صدا میکنه
(وحشت زده و باعجله)
.من اومدم برای مصاحبه کار نیمه وقت
همون موقع باید این بمب رو اخراج می کردم
من رو مچ دستم و گردنم اسپری زدم
.آقای چوی
شما دوست دختر دارین؟
.معلومه که دوست دختر دارم
ولی چرا انقدر عصبی شدی تو؟
.همه فکر میکنن دروغ میگم
.هیچکس حرف منو باور نمیکنه
.راجب چی حرف میزنی؟ تو منو داری
.من حرفتو باور میکنم
،آقای چوی
....فکر میکنم وقتشه که
تردید کردن
از کار تو مغازه شما استعفا بدم
چرا انقدر با من خوبی؟ داری گیجم میکنی
فکر میکنی باهات خیلی خوب بودم؟- .آره-
آخه اصلا خبر نداری که
(خدای من، اینکه چیزی نیست)
اگه من با کسی خوب باشم ،قلبش آب میشه
(! من کوره ذوب قلب هام)
مردم عادت دارن به من بگن کوره ذوب
رویام تغییر کرده میخوام مدیر یه فروشگاه باشم
.من مدیر یه فروشگاه میشم
... من دوست دارم
.یه فرد خاص برات بشم
لاله های قرمز منو قبول میکنی؟
(تپش قلب)
،آقای چوی
جوابتونو بعدا میدم
(آزرده شده)
!اوه خدای من خیلی سرگرم کنندس
(تازه کار کوچه پشتی)
نوشته شده توسط آتشفشان آتشین و آفرودیت تصویر از آتشفشان آتشین
آتشفشان آتشین، آخرش چی میشه؟
...آخرش- .خب-
... آخرش
.بعد از 30 ثانیه استراحت میگم- عجبا-
.این چیزیه که اتفاق میفته
.آقای چوی
اون سوالی که اون روز ازم پرسیدین
...جواب من
بله است
.منم جوابم بله است
(طولانی ترین سالهای خدمت شد)
(بیمه عمر با ارزش) (جایزه بزرگ)
.خدای من- .تبریک میگم-
!وایسین
.تبریک میگم- ،اوه-
.خدای من
!من بردم- .مبارکه-
.مبارکه- تبریک میگم-
سلام من آرایشگر مو هستم
.سلام
امروز میخواین موهاتون چه مدلی باشه؟
.این مدل رو میخوام
این تخصص منه
واقعا؟
موهاتون رو دوست دارین؟
!فوق العادست
!این خیلی بهم میاد
امروز کارت عالی بود- عالیه-
امروز موهاتون چطورن؟
دوستش دارین؟
.فوق العاده س- .فوق العاده س-
شما آرایشگر خوبی هستین- .شما آرایشگر خوبی هستین-
.خب یه عکس بگیریم
.الان میگیرم
یک دو سه
نه بابا- بیاین تو دخترا-
عالیه- یک دو سه-
.میتونیم انجامش بدیم- .ما میتونیم انجامش بدیم-
.فنسی گرلز بیاین انجامش بدیم
.خیلی خب- .باشه.بزن بریم-
اون بیول- اون بیول-
سلام
خون دماغ- خون دماغ شدی-
خون. از بینیت خون میاد
!من تو زندگیم فقط رو به جلو میرم
!بریم- .بریم-
خب
برای همراهی در پروژه های بعدی، به کانالمون سر بزنین @DingoSub
ویراستار : مونلایت
برای همراهی در پروژه های بعدی، به کانالمون سر بزنین @DingoSub
.خسته نباشین. عالیه
!کات. همگی خسته نباشین
(ممنون که تازه کاری از کوچه پشتی رو) (با دینگو تماشا کردین)
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.