All language subtitles for Backstreet.Rookie.E15.DingoSub

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

(تازه کاری از کوچه پشتی) کاری از تیم ترجمه دینگو @DingoSub

(: به جمع صمیمی دینگویی ها بپیوند :) @DingoSub

،ست بیول

منم میخوام که

برای تو فرد خاصی بشم

لاله های قرمز منو قبول میکنی؟

Pam.ترجمه: موژان. رخشان. مونلایت. ژاکارد

ویراستار : مونلایت

،آقای چوی

... جوابتونو

بعدا میدم

،رویام این نیست که یکی به معرکه ایِ شما بشم ها

ولی منم منم میخوام تو زندگیم به یه هدفایی برسم

جوابتونو وقتی آزمون دیپلم رو قبول شدم، میدم

،باشه. تو این همه وقت منتظرم بودی

این دفعه هم من منتظرت می مونم

ولی ست بیول، یه وقت حس نکنی به هیچ جا نرسیدی ها

... تو مسئولیت پذیری، وفاداری، خوب بلدی دعوا

یعنی خیلی کار درستی

... به خاطر همین دفتر مرکزی

داره تو رو دستیار مدیر فروشگاه میکنه

ست بیول، تو الانشم برای من کافی ای

تو آدم محشری هستی

مرسی آقای چوی

نه بابا چه حرفیه

شما چجوری همه اینا رو حاضر کردی؟

چه خوشگل شده

شرابی، چیزی آماده نکردی؟

شرابِ چی چی؟

،خب ملت وقتی همچین جاهایی میان معمولا شراب میخورن

آخه شراب واسه چی؟- نمیدونم شاید من زیادی سریال دیدم-

مثلا همچين چیزی؟

اینو می خواستی؟

تو بخور. من میرم این لاله ها رو بکارم

باختی

اه. بازم باختم- ! دوباره شروع کن-

بده من

خوش اومدین

یونگ پیل

جانگ می، تو چطور اومدی اینجا؟

یاد این افتادم که گفتی یه مغازه تو شین سونگ دونگ داری

قبل اینکه برم چین، یه خواهشی ازت دارم

چه خواهشی؟

... به نظرت اگه تو انجمن فارغ التحصیلای بوسان بگردی

نمیشه بون هی رو پیدا کنی؟

بازم حرف بون هیه؟ دیگه باید اونو فراموش کنی

آخه چجوری؟

... از وقتی از کره رفتم، بیشتر از همه

دلم برای بون هی تنگ شده

جانگ می، به جان خودم من خبر ندارم بون هی در چه حاله

! اصلا چهل ساله گونگ بون هی رو ندیدم

! بابا

... آخه چرا میگی نمیشناسی ماما

عه اومدی

یونگ پیل، پسرته؟

چه خوشتیپه

سلام

شما از کجا بابامو میشناسین؟

ما تو دبیرستان دوست هم بودیم هونگ جانگ می هستم

سلام

♫ تنها توی جمعیت ♫

جانگمی، دوستت دارم

وای ساعتو ببین

جانگ می، بیا پیشم

من باید راجع به یه مسئله مهمی با پسرم حرف بزنم

جدا؟

آره. به محض اینکه خبری از بون هی گرفتم، بهت زنگ میزنم

تو دیگه برگ تو چین منتظر بمون باشه؟

... ولی میخوام تا وقتی بون هی رو ببینم- برو دیگه-

برو! دیگه برو. خداحافظ

برو- باشه-

وای خدا

، بابا! حالا عشق اولته درست

ولی آخه چطوری میتونی بگی مامانو نمی‌شناسی؟

همش سوء تفاهمه بابا ماجراش طولانیه

! بابا هر ماجرایی هم باشه قبول نیست. اصلا

،جانگمی و بون هی قبلا بهترین رفیق هم بودن

! ولی بون هی دیگه نمیخواد ببینتش

چرا؟ آخه چرا مامان نمیخواد ببینتش؟

ببین

،من عشق اول بون هی ام

(بون هی)

(اولین عشقش، من)

،وقتی جانگ می با من بود

(اولین عشقم، جانگ می)

بون هی و جانگمی با هم دوست بودن

(بهترین رفیق هم)

،اگه تو جای مامانت بودی میخواستی دوباره ببینیش؟

(جانگمی، بون هی)

ای خدا

... بهترین رفیقم بدون اینکه یه دونه نامه بذاره

همینجوری گذاشت و رفت

حتما دلتون براش تنگ شده

نه بابا. گیس بریده رو من دیگه از ذهنم پاکش کردم

... همون بهترین دوست خانم گونگه که بی گذاشتن

حتی یه یادداشت براش، گذاشته رفته؟

تو از کجا خبر داری، ست بیول؟

خانم گونگ راجع بهش بهم گفت

و گفت که دیگه نمیخواد ببینتش

! دیدی؟ گفتم که

به مامانت نگی جانگمی اومده کره ها باشه؟

! بابا

بیا جاتو باهام عوض کن. کمرم درد گرفته

نخیر، شما کل شب پشت دخل مغازه وایمیستی

بریم ست بیول

... آقای چوی، آخه

... فکر کنم بهتره بگین بهش

چرا همه طرف بون هی رو میگیرن؟

من چه گناهی کردم مگه؟

مامان- ما اومدیم-

هی

چرا شما دوتا با هم اومدین؟ پس مغازه چی میشه؟

بابا شب مراقب مغازه هست

این چندوقته همش از من درمیره بنظرتون باز یه کاری کرده؟

نه بابا. شما داری چه میکنی؟

... شنیدم پاشویه

واسه ورم پا حرف نداره

خب یه دستگاه پاشویه بگیر

دستگاه پاشویه؟ هنوز سر قسطای !صندلی ماساژ بابات مصیبت داریم

دستگاه پاشویه ها کمِ کمش 200 هزار وون آب میخورن. نمیشه بخریم

راستش فکر کنم خودت یکیشو داری تازه ماساژتم میده

ماساژ؟ نه بابا

معلومه که ماساژ میده مامان جونم

دیدی؟ خب پاتو بده من. اینجوری

منم شونه هاتونو ماساژ میدم

چی؟- اینجاتون خیلی درد دارین-

امروز برام عجب روز لاکچری ای شده

روز شانسمه یا چی؟

... نمیدونستم یا اولین حقوق مشاور شدنم برات چی بخرم

ولی الان دیگه میدونم. برات دستگاه پاشویه میخرم

جدا؟- آره. کفش هم میخرم برات-

نه. کفش نباید بخری برام

میگن برای کسی کفش بخری ازت فرار میکنه

،پس من هروقت حقوق دستیاری مدیرمو گرفتم براتون کفش میخرم

چی؟ قراره دستیار مدیر بشی؟

من مالکیت فروشگاه رو به شرکت سپردم

پیشنهاد دادن ست بیول رو به دستیار مدیری ارتقا بدن

جدا؟ اینطوری شد؟

وای عالیه! چه خبر خوبی

مبارکه ست بیول جان

ممنون- محشره-

ای خدا

آقای چوی عجب مرد بی نظیریه

هم پسر دسته گلیه

هم مرد فوق‌العاده ایه

... میخوام منم

برات آدم خاصی بشم، ست بیول

لاله های قرمزمو قبول میکنی؟

تموم عمرم رویای همچین لحظه ایو داشتم

چرا نتونستم همون موقع جوابشو بدم؟

... من با قدمای آروم

،و قدم به قدم به آقای چوی نزدیک شدم

و حالا به هدفم رسیدم

پس چرا؟

چرا همون قدر که خوشحالم، همون قدر هم ترسیدم؟

گشنه ت نیست؟ من میخوام برم نودل بخورم

آخ ترسوندیم- ست بیول-

برای یه نودل خوشمزه درست میکنم

شما دوتا چرا همزمان اومدین پایین؟

من اومدم آب بخورم- منم اومدم دستشویی-

آها که اینطور

(،وقتی مامان برگشت اتاقش)

(برات یه نودل خوشمزه با یه نیمرو روش درست میکنم)

(عالیه. حتما زرده ش هم همزده باشه)

(زرده ش همزده باشه؟) (ولی درسته ش خوشمزه تره ها)

(شما دوتا چه کار میکنین؟)

نودلشو ترد درست کن

دارین می رقصین؟- آره-

داریم می رقصیم- آره-

ببینش تو رو خدا معلومه استعداد حرکات موزونت به من رفته

ست بیول، من جوونیام خیلی خوب می رقصیدم

♫ ،وقتی من و تو همو ببینیم ♫

! ست بیول بیا وسط

♫ و تاریخو می سازیم ♫

من خودمم خیلی قر تو کمر دارم

نگاه نگاه

خانم گونگ، نمی خواین برین بخوابین؟

... حالا که شونه مو ماساژ دادی

! انگار بیست سال جوون شدم

ولی فردا صبح زود باید بری سر کار

باید بخوابیا

چطور؟ میخواین بعد اینکه من خوابیدم، کاری کنین؟

می خوایم بخوابیم- ما هم میریم بخوابیم-

آره دیگه باید بخوابین- آره درسته-

شما برین بخوابین من میخوام یه کم تلویزیون ببینم

چی؟ باشه. من میرم بخوابم

! شب بخیر- شب بخیر-

شب بخیر! اگه حوصلتون سر رفت، بیاین پایین

باشه ♫ عشق آسون به دست نمیاد ♫-

♫ همه که عاشق نمیشن ♫

وایسا ببینم

باید یه سری علامت درست کنیم

علامت؟

چه جور علامتی؟

فقط محض لو نرفتن

میوه مورد علاقه ت چیه؟

! انگور

(انگور)

خیلی خب. از این به بعد، انگور یعنی بیا همو ببینیم

چی؟

"و توت فرنگی یعنی "نه باشه؟

(توت فرنگی)

وای که چقدر بچه ای

پس اینا شد علامتامون، باشه؟

! توت فرنگی

من دیگه میرم بخوابم

شب بخیر. فردا انگور

انگور

! وای چقدر بامزه س. انگور

انگور! شب بخیر

انگور؟ انگور

! خیلی تو دل بروئه

(GS قرارداد حق امتیاز، دفتر مرکزی)

این قرارداد حق امتیازه. یه نگاه بهش بندازین

(GS قرارداد حق امتیاز، دفتر مرکزی)

مامان. اینجاش درمورد تاریخ افتتاح مغازه س

ساعتای فعالیتش هم اینجا مشخص شده

اینجا

یه لحظه- باشه-

الو سونگ ته

چی؟ شعبه جانگ چونگ دونگ؟

... من

سرم شلوغه

خیلی خب پس

مامان من باید زود برم یه کار اورژانسی پیش اومده

داری میری؟- آره-

من یه نگاهی به قرارداد انداختم

و رئیس یو بقیه اش رو برات توضیح میده

نگران نباش ، میتونی بری

من و خانم گونگ حواسمون به بقیه ی چیزا هست

معذرت میخوام

خیلی خب

دستیار جونگ، شیفت خوبی داشته باشی

بعدا میبینمت مشاور چوی

زود برمیگردم - زود برگرد -

! انگور

انگور ؟ چی میگه ؟

... کنجکاو بودم بدونم

اوضاع ده هیون سر کار چطوره

شنیدم خیلی کار و مسئولیت سرش ریخته

دفتر مرکزی خیلی پشیمونه

خیلی پشیمونیم که همچین نیروی عالی ای رو زودتر پیدا نکردیم

وای ترسوندیم

خدای من

نمیدونستم از این شوخیا هم بلدی

یه لحظه ترسوندیم

و این واسه شماست

بفرمایین

نگاه کن

خدای من

میبینیش ؟

این چرم تمساح نیست ؟

دوستش دارین ؟

معلومه که دارم

این دیگه حداقل ۴۰۰ هزار وون پولشه ، نه ؟

خیلی پول خرج کردی

یا اینکه ۵۰۰ هزار وون پولشه ؟

...نه این - چی ۳۰۰ هزار وون ؟ بگو -

خیلی پول خرج کردی

این کیف باید خیلی گرون باشه

دقیقا به کت امروز من میاد

دوسش دارین ؟- شوخی میکنی ؟-

انگار چندتایی تمساح برای درست کردن این کیف حیف و میل کردن

ست بیول

میخواستم ازت تشکر کنم

یادم رفته بود که ده هیون چه مرد با ارزشیه

ولی تو یادم انداختی

به نظرت یکم دیر نفهمیدی ؟

اونو بعدا میفهمیم

چی چیو بعدا میفهمیم ؟

الو؟

بله من جونگ ست بیول هستم

ببخشید ، الان چی گفتید ؟

(عالی، محشره)

! آره

برو اون ور - کین اونا ؟-

چی بود ؟

۵،۶،۷،۸

(عالی، محشره)

خیلی خوبن

خیلی خوبن

نگاشون کن

ببخشید که خجالتت دادم

ببخشید همش تقصیر من بود

... بیا بیشتر تمرین کنیم و

اونارو خرد و خاکشیر کنیم

! آره ، بیا همین کارو کنیم

اوه ، خدای من

خوبی ؟- یه حشره بود -

ببخشید واکنش غیر ارادیمه

فکر کنم فکم جا به جا شد - آتشفشان -

یه جایی هست که همیشه دلم میخواست با تو برم اونجا

کجاست ؟- دستت رو بده به من -

چی فکر میکنی ؟ باحاله ، مگه نه ؟

اینجا همونجایی که میخواستی منو بیاری ؟- اره -

خیلی باحاله

خوش اومدید ، ناماسته (سلام به زبان هندی)

ناماسته - ناماسته -

شماها با هم دوستید ؟

ناماسته - ناماسته -

تو باید بزرگتر باشی - ناماسته -

ناماسته ، چرا حالا از دستم عصبانی میشه ؟

... اینجا مهم نیست که

چقدر این کارو بلدین مهم اینه که چقدر تلاشتونو می کنین

با هم خودمونی بشین و بذارین قلباتون با هم ارتباط برقرار کنن

ناماسته - ناماسته -

خیلی خب ، شروع کنید

حالا که فکرشو میکنم، ما اسم همدیگه رو هم درست حسابی نمی دونیم

من هان دال شیک‌ هستم

من هوانگ گوم بی هستم

خب ببینم از کی رابطمونو رسمی میکنیم ؟

امروز

گوم بی

لطفا اینجا روی یوگا تمرکز کنین، ناماسته

ناماسته- ناماسته-

خیلی خب بچرخید - برو -

بچرخید. آره بچرخین و باز بچرخید

سلام- سلام-

واقعا اونو دستگیر کردند؟- آره ، الان همه چی خوب میشه-

همه اینجان؟ - آره -

اول از همه تبریک میگم

ما کیم مانبوک از بنگاه مانبوک رو دستگیر کردیم

ما قراره پول هامونو پس بگیریم ؟

اون پول های ما رو خرج کرده ؟

نه اینکارو نکرده

یه سرمایه گذاری با مقداری از پولهای شما روی یه کلاهبردار انجام داده

اما اون کلاهبردار می‌خواسته کار بزرگتری بکنه

پس اون تمام پول سرمایه گذاری رو به مانبوک برگردوند

و ما همون موقع بازداشتش کردیم

به هر حال بعد از انجام مراحل اداری ، شما پول هاتون رو پس میگیرید

لطفا منتظر بمونید - ممنون -

بالاخره، دیگه لازم نیست خونه دوستم بمونم

منم باید از خونه ی پدر و مادرم اسباب کشی کنم

شما کجا زندگی می کردی، پلاک ۱۰۰۶ ؟

من ؟ من توی خونه ی صاحب مغازه ای که توش کار میکنم، میمونم

با خانواده اش زندگی میکردم

خدای من ، حتما برای همه خیلی وضعیت سختی بوده

نه ، نه اصلا همشون با من خیلی خوب بودن انگار که منم جزوی از خانواده ام

ولی به هر حال تو غریبه به حساب میای

چیزی رو نشون ندادن ولی خب مطمئنم که یکم معذب هستن

،من حتی وقتی خونه ی پدرومادرم بودم حواسم رو جمع می کردم

اونا حتما خیلی باهات خوب تا کردن

(فال روزانه)

! فال روزانه

فال امروز برای ست بیول

اگه مطمئن به انجام کاری نیستی، من بهت میگم انجامش بده

اگه حتی شک‌ داری، این شک باعث میشه بعدا بیشتر پشیمون بشی

بیشتر پشیمون بشم؟

فال امروز برای ست بیول

خدای من ، یعنی بهتره که برم ؟

یا اینکه نه ؟ بهتره برم ؟

کجا بری ؟

چرا اینقدر ترسیدی؟- آقای چوی-

کجا میخوای بری ؟

این چیه ؟ داری چیکار میکنی ؟

...خب ، راستش میدونی

...من

...من - ...تو-

...من

...تو؟ خب تو

! من کوفته میخوام

پیراشکی - من پیراشکی میخوام -

اینقدر طول کشید تا اینو بهم بگی ؟

حتما دلت یه پیراشکی گوشت حسابی میخواد

اره ، یه پیراشکی گوشت بزرگ میخوام - یه پیراشکی گوشت گنده -

... خب باشه ، به جای پیراشکی گوشت

بهت یه غذای خوشمزه میدم

یه غذای خوشمزه ؟- آره -

چی هست ؟

(پنیر پاکتی فوری)

بخور - خیلی زحمت کشیدین -

آقای به گون شیک قراره رئیس شعبه ما بشه

همون مرده که تف می کرد رو میگی؟- آره همون -

... اگه چیزی اذیتت کرد یا اینکه بهت زور می گفت

بهم بگو. میام حسابش رو میذارم کف دستش ، خب ؟

وقتی طرف منی، واقعا خیالم راحته

معلومه که طرف توام

واقعا؟- آره-

واسه همین واست این پیتزای خوشمزه رو خریدم

شاید، گرفتن رضایت اون از رضایت پدرم سخت تر باشه

انگار که الان درست توی اردوگاه نونسان قبل تمرین شیمیایی وایسادم

خدای من ، نه بابا هی ببینم تو سربازیت رو تموم کردی ؟

چند هفته ، فقط واسه یه ماه

باحاله

! پس حس و حال سربازیت رو برگردون و قدم رو به جلو

به چپ ، چپ

نمیتونم برم

سرباز من ، بهم اعتماد کن و باهام بیا

ست بیول

چی شده ؟- ست بیول -

هی چی شده - چه خبر شده ؟-

ست بیول

هی چرا داری اذیتش میکنی ؟ ولش کن بره

چرا میزنیش ؟

هی چت شده تو ؟

...هی - ده هیون -

این چیه ؟

چی ؟ اونجا چسب ریخته ؟- چرا ؟-

یه چیز قوی تر ما رو به هم چسبونده

چی ؟ اوه، چسب دوقلو ؟

خدای من ، اینطوری زخمی میشین خب - نباید باهاش بازی میکردی -

واسم یه شیشه استون بیار

کی اینکارو کرده؟- هی-

هی - ...این -

این سرنوشته - سرنوشت کی ؟-

سرنوشت ما - سرنوشت ما -

،اون طرفداری که همیشه اول از همه کامنت میذاشت

مردی نبود که صدای زن دربیاره اون گوم بی بود

ست بیول ، چسب دوقلو مارو به هم نچسبونده ، عشق ماست که اینکارو کرده

اینطوری

دال شیک من نقاش وبتون " پسر رگه ای او " بود

،درست لحظه ای که ما همدیگه رو پیدا کردیم اون انسان اولیه یه آدم رمانتیک شد

و اون اسب ترسناک شد شیرین ترین دختر دنیا

...هی ، صبر کن ، خب

دال شیک ، کی دوست دختر پیدا کردی ؟

ده هیون، سرنوشت واقعا عجب چیز فوق العاده ایه

فکر کنم همه مون به دست سرنوشت نیمه گمشده هامونو پیدا میکنیم

خدای من درسته

مطمئنم درسته ، این سرنوشته

هی بین تو و ست بیول چه خبره ؟

....خب ، میدونی

تو ، تو مخفیانه باهاش قرار میذاری ؟

اینطوری نیست

گوش کن ، ست بیول تو رو دوست داره و تو هم اون رو دوست داری ، پس مشکل چیه ؟

درسته، راست میگی

یه حسی بهم میگه همه چیز بین شما دوتا خوب پیش میره

پس ما چهارتا باید مهمونی بگیریم حاضر کردن مهمونیش با تو

هی ، این درست نیست

اگه شرکت میخواد فروشگاه رو بگیره، خب ما چرا باید تمیزش کنیم؟

میدونی که قبل از شرکت بیمه، تو یه شرکت اسباب کشی کار میکردم، درسته ؟

بعضی ها خونه هاشون رو تمیز میکنن چون اونجا زندگی می کردن

ولی یه سریا کلی آت و آشغال میذارن و میرن چون قرار نیست دیگه اونجا بمونن

کدومش بهتر بنظر میرسه ؟

رئیس جدید خودش میاد و تمیز میکنه

ما متوجه نمیشیم مغازه کثیفه یا نه چون همش خودمون توی مغازه ایم

ولی برای رئیس جدید بعضی جاها ممکنه کثیف بنظر برسه

داریم مغازه رو تحویل میدیم چون ده هیون مدیر اجرایی شده

اگه یکم بیشتر کار کنیم میتونیم اونو خوب تحت تاثیر قرار بدیم

ده هیون، داری میری سرکار؟ ای بابا یه چیزی بگو

خب، من هرکاری مامان بگه میکنم

چون این یه مسئله خانوادگیه، زنگ میزنم به شرکت و یه نصف روز مرخصی میگیرم

عجب پسر خوبیه بخدا - ای بچه پررو -

ولی باید یه چیزیو بهم قول بدی

چه قولی؟

باید تا وقتی تموم میکنیم بمونی

نمیشه به مشتریت بگی که زود خودتو میرسونی

اگه اینکارو بکنی، میکشمت

یا علی، میخواد منو بکشه. ننه من میترسم

خیلی خب. باشه. نگران نباش

،حتی اگه‌ مشتریم التماسمم بکنه که برم پیشش

اینجوری لگد میزنم بهش. خوبه؟

وای، یونگ پیل خیلی ترسناکه

خیلی خب. بیا انجامش بدیم

باید بهش بگم که پلیس مانبوک رو دستگیر کرده

ولی من هنوز پولمو پس نگرفتم

موقعی که پولمو گرفتم بهش میگم. خوبه اینجوری. عالی

آره، این ‌کار درستیه

سلام

ست بیول. ست بیولِ من - ست بیول -

سلام

چرا همتون باهم اینجایین؟ میخواین جایی برین؟

نه جایی نمیریم. میخوایم قبل اینکه شرکت مغازه رو بگیره

همه جاشو باهم تر تمیز کنیم

که اینطور. اینجا رو؟

خدایا، هیچکس قدر تلاش ما رو نمیدونه

چرت نگو

ولی گرد و غبار ‌که تلاش مارو حس میکنه دیگه نه؟

ست بیول، تو دیگه میتونی بری خونه

امروز ما همینجور که مغازه رو میگردونیم تمیزش هم میکنیم

وای، نه بابا. منم باید کمک کنم. من اینجا کارمندم مثلا

آره. درسته. پس شما سه تا تمیز کنین

من دیگه میرم - چوی یونگ پیل -

!بده ش من. امروز میخوام سخت کار‌ کنم

بیاین همه باهم فروشگاهو تمیز کنیم - بریم -

یکی بهم زنگ میزنه. جریان چیه؟ - خیلی خب -

بله، خانم کیم از فروشگاه کاغذ دیواری

بله. عروستون بارداره؟

تبریک میگم. آها بله

البته. برای بچه هام داریم

واقعا؟

پس چطوره من الان بیام دیدنتون؟

باشه. بچه ها، من میرم پول دربیارم. شما اینجا بمونین

خدافظ مادر - مامان خانوم -

دیدی چیکار کرد؟ دفعه های پیشم همین حُقه رو سوار کرد

!همیشه همینکارو میکنه

من کمک میکنم - واقعا؟ باشه موفق باشی -

خانم گونگ. یه لحظه صب کنین

بله؟ - عروسم پیشمه -

میگه بیمه های اینترنتی ارزون ترن

ببخشید؟

شرمنده پشت خطی دارم

بعدا باهاتون تماس میگیرم

فک کنم این زنیکه عقلشو از دست داده

سلام

سلام - سلام -

فک کردم دیگه رفتی

داشتم فک میکردم که راهی هست بتونم بون هی رو پیدا کنم

واسه همین یه روز دیگه موندم

من تو راه فرودگاهم. ازت میخوام اینو برام نگه داری

این چیه؟

این نامه ایه که برای بون هی نوشتم به محض اینکه از بوسان رفتم

(برای گونگ بون هی)

ولی برگشت خورد

اگه پیداش کردی، میشه اینو بهش بدی؟

فک نکنم دیگه برگردم

بابا - جان؟ -

مامان - مامانت؟ -

چیکار کنیم؟ - ! انبار -

تو اونو برگردونش خونه. تو، با من بیا

بیا اینجا. اشکال نداره، بیا

کجا میریم؟ - تو بیا -

چرا میریم داخل؟ - برو تو شما -

چی شده؟ اتفاقی افتاده؟

...خب

چیه؟ - زنم اینجاست -

پس بذار بهش سلام کنم

نه بهتره که نکنی

دیگه داره میره

ولی چرا انقد مضطربی؟

نمیدونم والا. نمیدونم چمه

اه، زنیکه مزخرف

مادر - سلام مامان -

چیه؟ چرا انقد زود برگشتین؟

یونگ پیل به این زودی از زیرکار در رفته؟

آره بابا رفتن - آره -

رفت؟

مرتیکه تنبل. اشکال نداره. باشه

من که چه اون باشه چه نباشه میخواستم اینجا رو تمیز کنم

بیاین از انبار شروع کنیم

!نه - !نه -

قلبم وایساد. چتونه شماها؟

هیچی همینجوری. انبارو بعدا هم میشه تمیز کرد

ما تمیزش میکنیم. شما خسته میشین - آره -

مامان. آها راستی، شما برین مشتریتونو ببینین

ای بچه پررو

کدوم مشتری؟ اون که پرید

--از سررام برو کنار ببینم. خودم

نه مامان - دیوانه شدی؟ -

چرا هی جلومو میگیری الکی؟

چیه؟ چته تو؟ - ای خدا -

میخوای بغلت کنم؟ کولِت کنم؟

چه مرگته تو بچه؟ - !مادرجان -

چی شده؟ تو دیگه چته دخترم؟

مامان - از سرراه من برین کنار -

...نه، من - مادر -

لازم نیست بیای اینجا. اینجارو من تمیز کردم

فک کردم رفتی. تعجب کردم دیدم هنوز اینجایی

شما برو خونه استراحت کن. من بقیه شو تموم میکنم

چی؟ - دستت طلا. باشه -

که اینطور. تمیزکاری اینجارو تموم کردین ها؟

اگه اونجارو تموم کردین، بیاین پنجره های اون طرفو تمیز کنیم

بریم - منم که هیچی -

چی؟ برو پنجره هارو تمیز کن ببینم

بیا بریم پنجره ها رو تمیز کنیم

باشه - بیاین تمیز کنیم -

پنجره ها - شما پنجره هارو تمیز کنین -

جریان چیه؟ اون تو بچه ای چیزی قایم کردین؟

بدون من چی میخواین بلمبونین؟

اگه غذای خوشمزه ای باشه، پوستتون کَنده ست

بذار ببینم. اینجا چی قایم کردین؟

..پوستتونو می کَنَم. چی

شما؟

ای وای من. توروخدا نه. بدبخت شدیم

سلام

من دوست چوی یونگ پیل، هونگ جانگ می هستم

جانگ می؟

عزیز دلم، بذار توضیح بدم

لطفا گوش بده

شما گونگ بون هی نیستی؟

بون هی نیستی؟

وای

لعنتی

شما دوتا با هم ازدواج کردین؟

...چرا گفتی نمیدونی

بهت گفته نمیدونه که با من ازدواج کرده؟

،چند روز پیش - خب -

از چین برگشتم کره

وقتی درموردت ازش پرسیدم، گفت نمیدونه تو کجایی و درچه حالی

که اینطور. چندروز پیش اومدی و همو دیدین؟

... احیانا توی

کافه هتل همو دیدین؟

آره

شنیدم نقل مکان کردی به چین

کجا زندگی میکنی؟

بهش نگو

ژانگ جیاجه

که اینطور. ژانگ جیاجه زندگی میکنی

من نمیدونستم جانگمی اونجا زندگی میکنه

بون هی - چیه؟ -

خیلی گذشته

جانگ می

بله؟

... من تو رو

امروز اصلا ندیدم

بیا بگیم اصلا همو ندیدیم

عزیزم

ببخشید. میشه از سررام برین کنار؟

عزیزم

عشقم

بون هی جان

وای

لعنتی. ای خدا

چیکار کنم حالا؟ بدبخت شدم

لعنتی. گه توش

بار چادری

اینجور وقتا، باید گوشیمو خاموش کنم

ولی نگرانم یه موقع مشتری زنگ بزنه

چقد بدبختم که حتی نمیتونم هروقت دلم خواست گوشیمو خاموش کنم

الو؟

مادرجان، منم. یون جو

سلام. چرا این موقع شب به من زنگ زدی؟

تماس گرفتم بهتون خبر بدم که قرارداد تکمیل شده

هفته آینده مبلغ رو براتون واریز میکنیم

که اینطور. میتونستی با ده هیون تماس بگیری

باشه. ممنون

خدانگهدار

یه بطری سوجوی دیگه میخوام

مادر

الو؟

منم میخوام باهاتون سوجو بخورم

چی؟

از کارم تعطیل شدم. دارم از اون محله رد میشم

فقط یه پیک، لطفا؟

فک نکنم دلت بخواد همچین جایی نوشیدنی بخوری

شما کجایین؟

بعد از اینکه اومدم دیدم، نظرمو بهتون میگم

باشه - خانم گونگ حالش خوبه؟ -

تماسامونو جواب نمیده

بابام قبلا دلشو بارها شکونده

ولی این دفعه دیگه زیاده روی کرد، نه؟

ست بیول، نگران نباش. زود برمیگرده خونه

انگار خوشمزه س - امتحانش کن -

خوشمزه ست نه؟

دیدی؟ گفتم که نودلای من خوشمزه میشن

تایید منو گرفتی

فردا، برات یه خوراکی خوشمزه تر میخرم

،ست بیول، حالا که دارم مغازمو تحویل میدم

احساس عجیبی دارم

اگه من این مغازه رو نداشتم، ما همو نمی دیدیم

و بدون تو، این مغازه کارش انقد خوب نمیگرفت

... پس‌ اگه بخوام خلاصه ش کنم، من و تو

به لطف این فروشگاه تونستیم اون کارو بکنیم

انگور

!ایش، چقد لوسی تو. توت فرنگی

نه اینو نگو! بیا همون انگورو بریم

بیا تو - باید کفشاتو دراری -

باشه - مراقب باش -

خانم گونگ

اینجا خونه ماست یون جو

بیا تو. یکم دیگه بخوریم با هم - چه خبره؟ سلام مامان -

...چی - سلام ده هیون -

برای کاری باهاشون تماس گرفتم، و تهش با هم نوشیدنی خوردیم

میشه اینو بگیری؟ - آها باشه -

آیگو. بیا اینجا پسرم

ده هیون، تو خیلی پسر مهربونی هستی

تو بهترینی مادر

مامان، چرا این همه مشروب خوردی آخه؟

امروز حال خوبی داشتم، چنتا لیوان آب شنگولی زدم

پسرم آرزومو برآورده کرده

حقوقت بیشتر از 100,000 وونه و یه مدیر اجرایی تو یه شرکت بزرگ هستی

♫ هیچ تصوری نداری که چقدر خوشحالم ♫

♫ هیچ تصوری نداری که چقدر خوشحالم ♫

ده هیون، گوشت به من باشه

... من نه شوهر میخوام

نه هیچ رفیقی

تنها چیزی که نیاز دارم تویی

تمام چیزی که نیاز دارم پسرمه، باشه؟

مامان،خوبی؟- چرا خوب نباشم؟-

ده هیون،با یه ماشین خیلی درست حسابی اومدم خونه

یون جو منو رسوند. هی، یون جو

بله، من همینجام

.خدای مهربونم یون جو،خیلی ازت ممنونم

یون جو ، خیلی ازت ممنونم که امروز باهام نوشیدی

.نه منم که باید ازتون ممنون باشم ازین به بعد بیشتر باهام تماس بگیرین

باشه، حتما

.ده هیون،من خیلی بهش مدیونم امروز برام خیلی کارا کرد

حالا باید ببریش خونه

تا خونش اسکورتش کن. یالا

خانم، الان میرم

یون جو. خداحافظ، یون جو

دوباره میبینمت- باشه-

بای

باشه، خدافظ

خانم، باید دراز بکشین

بفرمایین- باشه-

خانم ، وقتشه که من برم تو فروشگاه کار کنم

وقتی آقای چوی اومد خونه، یه درس حسابی بهش بدین

باشه. یون جو

یون جو، خیلی ازت ممنونم

امیدوارم تمام تلاشتو برای کمک به ده هیون انجام بدی

من هیچوقت نشد طوری که میخوام زندگی کنم

ولی میخوام ده هیون متفاوت زندگی کنه

این رویای منه

باشه ، یون جو؟ لطفا یه لطفی بهم بکن

ممنون. ممنونم، یون جو

ده هیون- بله؟-

...درباره دیروز

...خب

یون جو بهم گفت

که می خواد عذرخواهی کنه ولی ظاهرا تو بهش اجازه نمیدی

... مطمئنم که یون جو حسابی زحمت کشیده

تا شرکتو راضی کنه فروشگاه ما رو بدست بگیره

تازه دیروز هم ازم خیلی خوب مراقبت کرد

باید باهاش ملاقات کنی

و بذاری عذرخواهی کنه

و ازش بخاطر کاری که کرده، تشکر کنی

مامان- ... بهتره که همچین چیزایی هر چه زودتر-

حل و فصل بشه بره

اگه امروز وقت داری، باید ببینیش

امروز برنامه شام دارم

.من مشکلی ندارم باید حرف مادرتو گوش بدی

... بهم قول داد چون یکمی برای ول کردن فروشگاه ناراحته

برای تشویق کردنم یه غذای خوب مهمونم کنه

ست بیول

مشکلی نیست

آره، همون کاری که بهت گفتم انجام بده

امروز باید ببینیش ، ده هیون

آقای چوی- هی-

بفرمایین- این چیه؟-

باید اینو به خانم گونگ بدین

اینا لاله های سفیدن و نماد "بخشش" ان

ست بیول، ممنون- قابلی نداره-

ولی نمیدونم گلا کافیه یا نه

نگران نباش

یه چیز حتی بهتر از اون تو آستینم دارم

چیز بهتر"؟ اون چیه؟"

(چک پول)

من با جانگ می ملاقات کردم تا بتونم این پولو بگیرم

هیچ انگیزه درونی نداشتم

بهش گفتم یه فروشگاه دارم، اینطور شد که اون روز اومد

بهم گفتی نمی خوای ببینیش

بخاطر همین بهش گفتم که نمیشناسمت. کل ماجرا همینه

جدی میگم. لطفا حرفمو باور کن

... این لاله ها نماد "بخششه". ست بیول

!ازم دورشون کن

چرا میخواستی بری ژانگ جیاجه؟

بهم بگو چرا؟

چرا فقط منو نمیزنی؟

تا وقتی که حالت بهتر شه، منو بزن

،ولش کن. اینو بگیر

برو ژانگجیاجه، و باهاش ازدواج کن

فقط برو

بون هی، لیاقتم مردنه

... تو

حتی لیاقت کتک خوردنم نداری

اینارو بردار و گمشو

نه ، نمیرم

میخوام همینجا زندگی کنم و همینجا بمیرم

اینطوره؟- آره-

پس من میرم

!بون هی

ولم کن- نه ،نمیتونم-

بون هی

یه فنجون قهوه دیگه میل دارین؟

نه ، به زودی میرم

پس اینو بریزم دور؟- آره-

باشه. ممنون

بون هی

بون هی، واقعا دوست داشتم قبل رفتن ببینمت

خیلی خوشحالم که اینطوری دیدمت

حتما زندگی برات خیلی آسونه هروقت عشقت بکشه میری

هروقت عشقت بکشه میای

هروقت که بخوای. عجب زندگی ایه

اون موقع، من یه دلیل داشتم

...راستش- نمیخوام بشنومش-

بهم گفتی که می خوای قبل رفتن منو ببینی

خوب ، منو دیدی ، پس برو

بیا. لطفا بخونش

من میرم دیگه

بون هی، امیدوارم خوب بمونی

(به گونگ بون هی)

بخور

مرسی که ازم خواستی باهات شام بخورم امروز

نه من واسه کاری که دیروز واسه مامانم کردی ممنونم

... از ته قلبم به خاطر رفتار گذشته مامانم باهات

معذرت میخوام

همیشه میخواستم به خاطرش معذرت خواهی کنم

قبلا مگه نگفتی اینا سوتفاهم بوده؟

،دیشب که با مامانت حرف زدم

متوجه شدم خیلی آدم خوبیه

نمیخوام بگم چیزی نمیدونم و ازش فرار کنم

حالا که صادق هستی، باشه. عذرخواهیتو قبول میکنم

ما قول دادیم درباره همه چی با هم صادق باشیم

اما من نتونستم بهش عمل کنم

... از حالا به بعد

میخوام با صداقت تمام باهات رفتار کنم

نخیر

من فقط میخوام دو تا همکار خوب بمونیم

،بون هی عزیز

من امشب میرم به چین

(هونگ جانگ می)

ببخشید که زودتر بهت نگفتم

من عاشق کسی شدم

میدونم که نباید اینکارو با پدر مادرم بکنم

... اما باور دارم که بعدا که ببینن

شاد و خرم ازدواج کردم، منو می‌بخشن

بونذهی، میدونم که به خاطر اینکه بی هیچ حرفی ،غیبم میزنه، ازم متنفر میشی

اما باور دارم که تو درکم میکنی

از هونگ جانگمی

امیدوارم وقتی که دیگه عصبانی نبودی، جوابمو بدی (امر دیگه ای نداری؟)

بخش بین الملل

من همیشه منتظر میمونم

از طرف دوست ابدیت، جانگمی

،پی نوشت: عکس توی پاکت

عکسیه که بار آخر تو اردوی مدرسه گرفتیم

خدایا

باورم نمیشه انقد جوون بودم

بون هی

متاسفم که همچین زندگی خفت باری دارم

داره میاد داره میاد

خوش اومدی

ست بیول- آقای چوی-

نه وایسا. چند قدم برو عقب. ادامه بده

یکم بیشتر

خب حالا بذار خودمو ضدعفونی کنم

اوکی حله. عالیست

خودمو ضدعفونی کردم الان دیگه تمیزم

ویروس دوست دختر قبلی رفت دیگه اثری ازش نیست

آقای چوی یه چیزی رو یادتون رفت

دستتو بده

خدایا چقد ایده آل گرایی

باشه- بهتره که کارها رو به بهترین نحو انجام داد-

تامام

واقعا زود اومدی

بدو بدو اومدم از بس دلتنگ بودم

باریکلا

بابام به زودی میادش

پس بیا وقتی رسید با هم بریم خونه

!آقا- !بابا-

ما خونه ایم- ما خونه ایم-

چی خوردی؟- منظورت چیه؟-

با یون جو چیز خوشمزه ای خوردی؟

چی باهاش خوردی؟

گوشت خوردیم

براش گوشت گاو خریدی ها؟

یون جو خیلی باکلاسه پس بهتره براش گوشت گاو بگیری

از حالا به بعد اینو یادت باشه- ای خدا بیخیال-

... ده هیون من دیروز متوجه شدم

که یون جو خیلی باملاحظه و خوش قلبه

همونکاری که خواستی کردم معذرت خواهیشو قبول کردم

خب پس کافیه

به نظر یون جو دیگه خیلی متفاوت از گذشته بهت فکر میکنه

دیگه مثل قدیماش نیست

مامان بسه دیگه

چیه؟

من میرم بالا

مامان میشه صحبت کردنت درباره یون جو رو بس کنی؟

چرا؟

چرا نباید درباره ش حرف بزنم؟

چیو چرا؟ خب باهاش بهم زدم. تموم شده جریان

و شما اتفاقی که افتاد رو فراموش کردی؟

چطور میتونم فراموش کنم؟

اصلا مگه میشه فراموش کرد؟

چطوری میتونم اتفاقی که باعث شد ملکه ی بیمه بشم رو فراموش کنم؟

چرا اینطوری یادت مونده؟

خب میخوای چطوری یادم بمونه؟

فکر میکنی اون اولین کسی بود که با من اینطوری رفتار کرد؟

این چیزا گاهی میتونه باعث روابط خوبی بشه

زندگیه دیگه

چی میخوای؟ میخوای برگردم پیشش؟

این چیزیه که میخوای؟

آره اگه بشه دیگه چیزی از خدا نمیخوام

از خوشی عربی میرقصم

چته شما؟

فکر کردی اینکارو برای خودم میکنم؟

به خاطر خودته

بی حساب نمیگم که پیشش برگرد

دیروز حس کردم که واقعا میخواد پیشت برگرده

فکر نمیکنم مثل گذشته پس زده بشی دیگه

و فکر کنم خانواده‌شم دیگه بیشتر احترامتو نگه می‌دارن

،خدایا. اگه انقد ازش خوشت میاد

چرا نمیری با اون زندگی کنی؟

بابا من میرم دیگه

نمیخوری؟

نه گشنه م نیس

خو یکم سوپ بخور- نه ممنون-

میرم

میبینمت- خدافظ-

.میبینمت- .خداحافظ-

.خانم،یکم صبحانه بخورین- .بهت گفتم گم شو-

.شوخی نمیکنم.در روببند

خدای من،فازش چیه؟

فرصت را از دست ندهید از طرف مدیر فروشگاه به گون شیک

.بذاریمش اینجا- .باشه-

چرا اینو آوردی بیرون؟

این تو انبار چه کار میکنه؟

.آقای چوی اونو برای من اونجا گذاشته

. الان من مدیرم

.راستی، من دستگاه کارتخوان رو چک کردم

و متوجه شدم که شما ها اینجارو مثل یه فروشگاه تبلیغاتی اداره میکنین

ازت میخوام هر چیزی که یاد گرفتی رو فراموش کنی

چی؟- .شراب جدید،بطری جدید میخواد-

.من قبلا تو واحد نیروهای ویژه خدمت میکردم

.این خیلی بزرگه

.خب باید به دفتر مرکزی بگیم که بندازتش بیرون؟

.سلام کن. ایشون کیونگ هیه، یه متخصص تجارت

.سلام من جونگ ست بیول هستم- .من پارک کیونگ هی هستم-

.شما خیلی از چیزی که فکر میکردم جوون تری

چه سالی رفتی دانشگاه؟

.شما مثل یه مشتری بی ادب رفتار میکنی

چی؟

.شما قطعا میدونی که من کالج نرفتم

.من حتی از دبیرستان فارغ التحصیل نشدم

.کیونگ هی خیلی وقته که ورزش میکنه

شما موآی تای و چه چیز دیگه ای انجام دادی؟

.کندو. دان دو کمربند مشکی

.اوه، متوجه ام

.امیدوارم با هم کنار بیایم

.بهتون توصیه میکنم از این قدرت برای کار استفاده کنین

ما خیلی خیلی کار داریم که انجام بدیم

طرف به این سادگیا نیست

.جالبه

دو هزار وون قیمتشه

دستیار مدیر

، وقتی یه فروشگاه رو می گردونی نحوه چیدن جنسا خیلی مهمه

،اما اینطوری که جنسا اینجا چیده شدن

.کاملا درب و داغونه

خب نظر شما چیه؟

خودت چی فکر میکنین؟ ازت میخوام که دوباره بچینیشون

.آقا، ما برمیگردیم دفتر مرکزی- .خدانگهدار-

.امروز خوب کار کردین- خسته نباشین-

.روز خوبی داشته باشین

.مدیر فروشگاه

بله؟- جنس جدیدمون چیه؟-

.یه چیز جالب تو یخچالمون داریم

.واقعا؟ بریم ببینیم. بدو

. بذار توی درسات کمکت کنم

آقای چوی داره نگاهت میکنه از پسش برمیای

.آقای چوی وقتش رسیده که از کار کردن دست بکشم

.باشه ست بیول ، کارت عالی بود

.من رسیدم خونه

.خانم جونگ

.من خونه ام

.سلام

چیزی خوردین؟

.خدای من

.من هیچی نخوردم

.اصلا گشنه نیستم

.ست بیول

من چه کار اشتباهی انجام دادم؟

ده هیون هیچوقت اینطوری سرم فریاد نکشیده بود

.ست بیول،گوش کن

...میدونی من از چی

بیشتر از همه می ترسم؟

... اینکه نکنه بچه ام آخر سر زندگی سخت و

فقیرانه ای مثل من داشته باشه

.این منو از همه بیشتر میترسونه

.بخاطر همین همه اون چیزا رو گفتم

.هنوز هم باورم نمیشه اونطوری سرم داد کشیده

... منظورم اینه که آخه

من که نه شوهر پولداری دارم

...و

و اینطور نیست که خیلی پول پس انداز کرده باشم

... تنها کسی که میتونم بهش تکیه کنم

پسرم، ده هیونه

.خانم، خیلی نگران نباشین

. من مطمئنم که اون همین الانش هم پشیمونه

ست بیول مطمئنی که این خوراک سوسیس کافیه؟

چرا یه چیز بهتر انتخاب نکردی؟ .من میخوام بهت یه غذای بهتر بدم

راجب چی صحبت میکنین؟ .من خوراک سوسیس دوست دارم

. ظاهرش که خیلی خوشمزس

.خدای من ، باورم نمیشه- چه مشکلی پیش اومده؟-

تو فقط...خدای من تو واقعا بلدی چجوری خوراک سوسیس رو بخوری

چی؟- نودل فوری رو میگم-

وقتی میخوای خوراک سوسیس بخوری نودل فوری حتما لازمه

کی نودل فوری اضافه نمیکنه؟

.بعضیا این کار رو نمیکنن- مطمئنی؟-

.آره .این باعث میشه مور مور بشم

عجب اشتباه بزرگیه- میدونم، درسته؟-

مثل درست کردن خوراک کیمچی بدون کیمچه

.مثل خوراک دونگ جانگ بدون دونگ جانگ میمونه

.و خوراک گوچوجانگ بدون گوچوجانگ

.آره، دقیقا .مثل سوپ سونده بدون سوندست

کار چطور بود امروز؟

هنوز هم همون مغازست خب تقریبا خیلی شبیه همون مغازست

خیالم راحت شد

ست بیول نودل های فوری دارن قل میزنن

.و یجورایی منو هیجانزده میکنه فکر میکنی باید چیکار کنم؟

.وقتشه که بیارمشون بیرون- .دقیقا-

.آقای چوی- بله؟-

باید از مادرت عذرخواهی کنی

دیروز نباید اونطوری سرشون داد میزدی

ست بیول من همیشه به حرفای مادرم گوش میدم

.اما دیشب فرق داشت

.اینجوری نباش .معمولا اینجوری نیستی

... ست بیول راجب چیزی که مادرم دیروز گفت

به دل نگیر باشه؟

.بیا بخوریم

.آقای چوی من ازت نمیخوام که تغییر کنی

من میخوام یه پسر خوب بمونی

و ازت میخوام که همه تلاشتو توی کارت بکنی

اگه شما خود خودت بودی، هرگز با مادرت دعوا نمیکردی

شما فقط میگفتی باشه مامان و قضیه رو تموم میکردی

.غذاتو بخور ست بیول

...اگه بخاطر من نبود

...اگه من نبودم

چون شما معمولا همچین آدمی هستی

.زودباش بخور .وگرنه من همشو میخورم

من هرکز اتاق دنج و گرمی مثل این رو

هیچ جا پیدا نمیکنم

ممنونم خانم گونگ

شما خیلی آدم خوبی هستین

و من نمیخوام اونی باشم که شمارو میترسونه

و آقا، از شما هم بابت همه چی ممنونم.

Pam.ترجمه: موژان. رخشان. مونلایت. ژاکارد

ویراستار : مونلایت

آقای چوی وقتی بهم گفتین که دوسم دارین,

همزمان هم خوشحال بودم و هم استرس داشتم

چون درون خودم

میدونستم که همه چیز ممکنه اینجوری تموم بشه

با اینکه خیلی طول نکشید اما من هرگز فراموش نمیکنم

که چقدر منو خوشحال کردین.

.ممنونم آقای چوی

(تازه کاری از کوچه پشتی) کاری از تیم ترجمه دینگو @DingoSub

(: به جمع صمیمی دینگویی ها بپیوند :) @DingoSub

هماهنگی از ParkMinYoung℠

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.