Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(تازه کاری از کوچه پشتی) کاری از تیم ترجمه دینگو @DingoSub
(: به جمع صمیمی دینگویی ها بپیوند :) @DingoSub
شنیدم بخاطر من از کارت تو دفتر مرکزی استعفا دادی
دیگه گذشته ها گذشته
لازم نیست حس کنید باید جبرانش کنین
چیزی عوض نمیشه
آقای راننده. لطفا منو ببرین شین سونگ دونگ
... وقتی مال من بود، نمی دونستم
همچین آدم فوق العاده ایه
... به خاطر همین
برمیگردم پیشش
Pam.ترجمه: موسوکا. رخشان. مونلایت. ژاکارد
ویراستار : مونلایت
بیا
چه خوشگلن
عطرشونم خیلی خوبه
ولی چی شده یهویی بهم گل میدی؟
حدس بزن
،وقتی اینم نمیتونی حدس بزنی امتحانو چجوری میخوای قبول شی؟
! به مناسبت اینکه امیدوارم آزمون دیپلمتو عالی بدی
فقط سه روز دیگه مونده
می دونستی؟
چطور ندونم؟
،و ست بیول
،لطفا وقتی تو دفتر مرکزی ام خوب مراقب فروشگاهمون باش
ممنونم، خانوم کارمند جونگ ست بیول
! چشم قربان
آقای چوی- بله؟-
از قصد این گلا رو انتخاب کردی، نه؟
میدونی لاله قرمز نشونه چیه؟
نشونه چیه؟
خب معلومه که میدونم- خب چیه؟-
... لاله قرمز نشونه ی
هلنده
چی؟- کشور هلند-
آخه این گلا اصالتشون هلندیه
به خاطر همین نماد هلندن
... نشونه اینن که تو نمره قبولی آزمون دیپلم رو میگیری
و خوب مراقب فروشگاه هستی
مرسی
،ست بیول
... راستش دلیل اصلی اینکه
... این گلا رو بهت میدم، یه چیزی
غیر از این حرفاییه که زدم
... خب
،هی
ست بیول؟
... من
! رئیس بزرگ اومده
! سلام- چی شده اومدی؟-
،شنیدم میری دفتر مرکزی
اومدم کمک کنم
بیا با هم همه تلاشمونو بکنیم، ست بیول
بله؟
♫ بذار ببینم چه جنسای جدیدی آوردین ♫
مشکلی دارین؟
چه مشکلی؟
نه بابا. هیچ دشواری نداریم اصلا
پس ادامه بدین کارتونو
چه کارو؟
خب خودت باید بدونی، نه من
داشتم چه کار می کردم؟
بیا بریم
حتما چقدر تعجب کردی که اینجا منو دیدی
میخواستم برات یه ماجرای جالب تعریف کنم
چوی ده هیون رو میشناسی، مگه نه؟
شنیدم برگشته دفتر مرکزی یهو چی شده؟
رئیس کل گفته بیاد
خب پس چرا از همون اول استعفا داد؟
که از من محافظت کنه
چی؟
،ظاهرا چون من قرار بوده توبیخ شم
به جای من تقصیر گردن گرفته
این شوخی مسخره مال کی بوده؟
مال چو سونگ جون
انگار سونگ جون خیلی آینده نگر نیست
هنوز خیلی راه مونده تا کامل شه
میخوام ده هیون رو برگردونم
یون جو، دیوونه شدی؟
سرعقل بیا دختر فردا اخراجش میکنم
اینطوری منم از دست میدی
الان داری تهدیدم میکنی؟
گفتی دخترت میتونه هرکاری میخواد بکنه و بعدش پشیمون بشه
خب دخترم میخواد خودشو بندازه تو چاه
کدوم پدر و مادری میشینه همینطور تماشا میکنه؟
تو که حتی نذاشتی من یه قدم نزدیک چاه بشم
همش به خاطر خوشبختی خودت بود
درواقع منظورت خوشبختی خودته
یون جو
! یون جو
! ست بیول
! آقای چوی
دارم میرم سرکار
روز خوبی داشته باشین
چیه؟
میخوام بازرسی انجام بدم- چه جور بازرسی ای؟-
فکر کنم تب دارین
تب؟
نه بابا، دارم از شدت انرژی می سوزم
این تو داره از انرژی و اشتیاق می ترکه
مریضی. حتما سرما خوردی
،حالا مه دیشب هم نشده خوب بخوابین
چطوره امروزو مرخصی بگیرین؟
... احیانا جریان این نیست که سرکار خانوم جونگ ست بیول
میترسه من سرکار به دوست دختر سابقم بربخورم، نه؟
منظورتون چیه؟ معلومه که نه
چه تصوراتی دارینا- ! میرم و برمیگردم-
بریم
روزت بخیر
حتما اون تکلیفایی که برات مشخص کردم انجام بده
بعدا میام تصحیحشون میکنم
! سرکار خوش بگذره
... اون عطره
بوی دوست دختر قبلیشو می داد
شایدم نمی داد
نکنه دماغ من مشکل پیدا کرده
(GS دفتر مرکزی)
تبریک میگم
لطفا نماینده خوبی برامون باشین
لطفا برای صاحب شعبه ها کلی امتیازای جدید بگیرین
،میدونم شما الان کارمند دفتر مرکزی ای
ولی یادت نره طرفدار صاحب مغازه ها باشی
خودتو نباز و مدت طولانی نماینده مون باش
(عطر مردانه)
(عطر مردانه)
! خوش اومدین
سلام
آخ چه خوبه
چقدر اینطوری دراز کشیدن آرامش بخشه
اصلا زندگی یعنی این
آدم باید برای لحظه حالش زندگی کنه
صندلی ماساژه جدیده مگه نه؟
این؟ این پیشخدمت جدید خونه س
،ولی به هیچکس نگیا
خصوصا به زنم
چشم. نگران نباشین
سلام آبجی
چی؟
خانم یو؟
باشه. الان میام. خداحافظ
آقای چوی. من باید برم. فعلا
خداحافظ
آخ اصلا نمیشه جای دور برم آخیش. چه حس خوبی داره
چی شده اون بیول؟ چیزی جا گذاشتی؟
چه کار میکنی؟
هی
من چون قرارداد رو جا گذاشتم، برگشتم
ببین چی پیدا کردم آشنا میزنه
... کلا برش نگردوندی
یا رفتی یه دونه جدیدشو خریدی؟
کدومش کمتر آتیشیت میکنه؟
اصلا ولش کن. الان جمعش میکنم
آره خوبه. تو اونو جمع کن
منم ستون فقرات تو رو جمع میکنم
عجبا
همین یه بار ببخش منو
آخه رفیقام کلی داشتن پز سفر ژانگ جیاجه شون رو می دادن
ژانگ جیاجه؟ اونجا رو که وقتی من گفتم برو، نرفتی
دیگه الان چرا حرصشو می خوری؟
نکنه اونجا زن دوم داری؟
داری؟- بهم رحم کن-
تو رو خدا منو نکش
زده به سرت؟ ولم کن میگم ولم کن
! گفتم ول کن منو
شرمنده- گفتم ول کن-
دیگه حتما زده به سرت- نه-
ولم کن دیگه. خل شدی؟
خیلی خب. پس ولم نکنیا ولم کنی، دخلت اومده
یونگ پیل، افتادی تو دردسر ولم نکنی
ولم نکن
! هی. ولم کن
! مردک خنگ. چوی یونگ پیل! ولم کن میگم
! ولم کن! ولم کن! ولم کن- آخ خدا-
گازم گرفتی؟- ! ولم کن-
! هی! انقدر گاز نگیر منو
خانم یو
جونگ اون بیول. فکر میکنی گروه یعنی چی؟
گروه؟
تو هنوزک توی گروه ما و عضوی از فنسی گرلزی
... موقع مرخصیت برای عبرت گرفتن، خوب تمرین کن
تا وقتی دوباره آلبوم بدیم. فهمیدی؟
چشم
ممنونم
خیلی ممنونم
اون بیول
(قرارداد دریافت امتیاز)
(مالک)
این مغازه اولین شعبه ماست که سی ساله مشغول کاره
،قراردادش ماه دیگه تموم میشه
و صاحبش میخواد شعبه برند رقیبمون بشه
اونم وقتی داشتیم مراسم سی امین سالگرد کارشو آماده می کردیم
ولی حتی تیم فروش هم دیگه ازش قطع امید کرده ...چرا میخواین من
چون از شما انتظارات بالایی دارم
اگه اطمینان ندارین بتونین از پسش بربیاین، میتونین رد کنین
نه مشکلی نیست. تلاشمو میکنم
دیگه باید برم
بذار ببینم. کجاست؟ اینجا باید بپیچم به راست
بریم
(شما 220 متر تا مقصد فاصله دارید)
(سی امین سالگرد، از شما متشکریم)
وای. اینجا حتما قبلنا خیلی شلوغ تر بوده
شما چرا اومدین؟ قرار بود سونگ ته بیاد
یه مشکلی برای یکی از شعبه های جدید پیش اومد من به جاش اومدم
فکر کردم حتما تنهایی خیلی سختت میشه، اومدم کمک کنم
اینطوری هم به تو و هم به اولین شعبه مون کمک میکنم
به خاطر شرکته
ممنونم. خب دیگه بریم؟
بله
سلام- سلام-
خوش اومدین
سلام قربان. از دفتر مرکزی مزاحم میشم
من مشاور چوی ده هیون هستم
می خواسنم باهاتون صحبت کنم
من خیلی وقته حرفامو با شرکت زدم
قربان ،من به عنوانِ کارمند شرکت نیومدم
به عنوانِ صاحب مغازه اینجام من خودم هم یه شعبه رو اداره میکنم
برام مهم نیست به عنوانِ کی اومدی
،اگه نمیخواین چیزی بخرین، برین بیرون
آقا، میشه لطفا صحبت کنیم؟
! اینقدر مزاحمم نشین
... ولی- ... اینطور نیست-
دیگه نیاین اینجا
دیگه نیاین اینجا
ده هیون، حالت خوبه؟
برای همین اصلا نباید می اومدین
من حالم خوبه قربان
باورم نمیشه- آقا-
گفتم حالم خوبه
استخونم مشکل نداره فقط عضله م یه کم آسیب دیده
اصلا لازم نبود بیام بیمارستان
به خاطر من آسیب دیدی
اینطور نیست نمیخواد درموردش شرمنده باشین
تقصیر شما نيست. نگران نباشین
... ولی بازم
یه لحظه. کیفم
قبل خونه رفتن یه سر میرم به شعبه اول
... ای وای. رب فلفل تند. رب مخلوط. حلزون تازه
چقدر جنس خریدین
آقا امروز چه شیک شدین
میخوام سوار هواپیما بشم امروز بیشتر به خودم رسیدم
،اگه خیلی وقت پیشا این کارو می کردین
الان کلی زن سر شما با هم گیس کشی داشتن
خب. شده 57 هزار وون
57 هزار وون
ببخشید آقا، پول نقد ندارین؟
انگار اینترنتمون مشکل پیدا کرده
دستگاه کارتخوان کار نمیکنه
از کی تا حالا؟
چی؟ از همین چندوقت پیش
پول نقد زیاد دارم. بفرمایین. 57 هزار وون
مرسی- پول خردش هم پیش خودتون باشه-
وای ممنون
ژانگ جیاجه بهتون خوش بگذره
باشه- سفر به خیر-
بعدا می بینمتون
چیه؟ تمیزکاریتو بکن
خداحافظ- بعدا می بینمتون-
پاسپورتاتونو برداشتین؟- آره-
پول اونجا رو تبدیل کردین؟- آره-
جانگمی رو که دیدین، سلاممو بهش برسونین
باشه- بگین احوالم خوبه-
خب؟- باشه میگیم-
باید بجنبین
بجنبین برین فرودگاه
میدونین که اگه دیر برسین چی میشه
منم میخوام برم
وای خدا چه بزرگه. حتما به خاطر اینه که فرودگاه بینالمللیه
بچه ها. جمع شین اینجا
باید عکس بندازیم
بیاین- فیلم هم بگیر-
خب- چون فیلمه، بیاین تکون بخوریم-
بچرخیم- بچرخیم-
وایسا. بهت زنگ میزنن- خیلی خب-
الو. از آژانس سفر هستین؟
ما همین الان رسیدیم فرودگاه
طبقه سومیم- بخش دی-
بله. تو بخش دی هستیم
چی؟ فرودگاه بین المللی گیمپو؟
! بریم
! وای خدا
آخه چجوری فرودگاها رو با هم قاطی کردی؟
از قصد که نکردم- ! اونجا تاکسی هست-
! بدویین
ببخشید- ! بدویین-
آخه چرا باید اینجوری زندگی کنم؟
هعی خدا
الو؟
این شماره آقای چوی یونگ پیله؟
بله خودم هستم. شما؟
من هونگ جانگمی هستم
جانگمی ؟
جانگ می رنگین کمونی ؟
فردا وقت داری ؟
اونجا
معذرت میخوام من اشتباهی کیفم رو اینجا جا گذاشتم
اگه یکم دیگه دیر کرده بودی بهم نمیرسیدی
دیگه داشتم می بستم
داشتین کجا میرفتین ؟
بیمارستان
بیمارستان ؟ پس مغازه چی ؟
خب مغازه رو می بندم
میخواین من حواسم بهش باشه ؟
چطوری بهت اعتماد کنم و مغازه رو بسپرم دستت ؟
بهتون که گفتم من خودم مغازه دارم
بهم اعتماد کنین ، کارمو خوب بلدم
باشه پس
حالت خوبه ؟
بله ، خوبم
اگه مشتری نبود، در مغازه رو ببند و برو
پس به تو میسپارمش
مراقب باشین
بریم - اومدی -
ست بیول ، من میرم
شیفت خوبی داشته باشی
اون چیه ؟
جدید نیستن اینا ؟
داری میری ؟- آره -
خب دیگه میرم ، فعلا خداحافظ
خداحافظ - خوش مزه بنظر میاد -
داره چیکار میکنه ؟
چرا داره این همه جنس می بره ؟
پولش رو داده ؟ یه دقیقه وایسا ببینم
پولش رو نداده
خدای من
... اون اسکناس 50 هزار وونیه کو
۶۰۰۰۰ وون - باشه -
!اون کل ۵۰۰۰۰ وون رو برداشته
خدای من
چقدر رو اعصابه
من خیلی
عصبانی نیستم چون قراره امروز اینا رو بخوریم
فکرشم نکن که من دیگه از دستت عصبانی نباشم
اینا جواب نمیده، بهتره واسه پول این صندلی ماساژ کار کنی
کل روز کار کردم تا اینا رو واست بپزم
فقط ساکت شو
♫ یه روز ♫
♫ توی دستای تو ♫
چیه ؟ دلت واسه جانگمی تنگ شده ؟
چرا تلویزیون داره اینو نشون میده ؟
هی
دلت واسه اون روزایی که با جانگ می بودی تنگ شده ؟
نه ، چرا باید دلم واسش تنگ بشه ؟
" جانگ می ! کجایی ؟ "
"جانگ می"
"خانم شما یه دختر به اسم" "هونگ جانگ می ندیدید؟ اون خیلی خوشگله"
هی - "جانگ می ، من اینجام" -
" یونگ پیل اینجاست "- بسه دیگه -
اون دوست تو هم بود دلت واسش تنگ نشده ؟
چرت نگو
حتی دلم نمیخواد ببینمش
دلت واسش خیلی تنگ شده ، مگه نه ؟
قلبت از دلتنگیش داره پرپر میزنه، مگه نه؟
چی داری میگی؟چرا دلم باید براش تنگ بشه ؟
تو که راست میگی
سلامخانم
فردا ؟ بله وقت دارم
باشه ، فردا میبینمتون
چرا میخواد منو ببینه ؟
کیه ؟
اون خانمه توی پیونگچانگ دونگه
اون ؟ منظورت مامان یون جوئه ؟
برای چی؟
اگه خودم میدونستم که خوب بود
میخوای همراهت بیام ؟
فردا باهات میام
به چه کارم میای مگه؟
میرم بخوابم
(ریاضی)
خیلی سخته
چطوره از آقای چوی بپرسم ؟
حتی اینم نمیدونی ؟ این که خیلی آسونه
گوش کن واست توضیح بدم خب اینجا یه مثلث داریم
یه زاویه اش ۴۲ درجه اس و اون یکی ۷۵ خب زاویه سوم باید چند باشه ؟
...جمع زاویه ها توی مثلث باید با هم
چند درجه بشه ؟
آقای چوی - بله -
اگه جوابشو داشتم میتونستم حل کنم
نمیخوام جوابو ببینم
میخوام بدونم هنوزم از همون راه حل استفاده میکنن یا نه
فقط دارم چک میکنم ببینم روش های درسی فرق کردن یا نه
چی باید راجع به یه مثلث تغییر کنه آخه ؟
چرا نکنه ؟- این فقط یه مثلثه -
مثلث هم میتونه تغییر کنه
...مثلث ها
یادم اومد که کیمباپ های مثلثی رو بیرون نذاشتم
حتی کیمباپ های مثلثی هم هر سال عوض میشن
بیخیالش
باید جواب ها رو چک کنم الان
از اینجا شروع میکنم
پس از اینجا جوابا رو چک میکنم
! زنگ زدن
سلام خانوم دانش آموز
آقای چوی
تکلیفایی که بهت دادم رو حل کردی ؟
معلومه که کردم
جواب ها رو بهم بگو
باید جوابات رو واسم بخونی تا نمره بدم
بخون جواب ها رو
باورم نمیشه یعنی میخوای تقلب کنی ؟
تا حالا دیدی یه معلم جوابا رو به دانش آموز بده؟
من نمره میدم و تو جوابا رو بخون
بخون - تقلب؟ -
بهم اعتماد نداری؟
سر من بازی درنیار
زود باش
خب پس میگم - شروع کن -
سوال ۱ ، الف - درسته -
عالیه
سوال دو، د
اشتباهه - چی ؟-
امکان نداره
سوال ۳ تا ۵ میشه ج
درسته
ج - درسته -
و د - اشتباهه -
چطوری اینو اشتباه نوشتی ؟ خیلی آسونه که
اصلا هم آسون نیست
بعدی
درسته
خب این درسته
این سخت بود ولی درست حل کردی
خیلی باهوشم میدونی که
اشتباهه ، باورم نمیشه
حتی بچه دبستانی ها میتونن اینو حل کنن
چطوری اینو اشتباه نوشتی ؟
این یکی خیلی سخت بود
تو همه سختا رو درست نوشتی همه اونایی که آسون بود رو اشتباه
آخری، اشتباهه
بیشتر از نصفش رو درست نوشتم
خب قبول شدم
ست بیول مطمئنی با اینقدر درس خوندن میتونی امتحان رو قبول شی ؟
منظورتون چیه؟ معلومه
،به عنوان کسی که تو مغازه کار میکنه خوب درس میخونم
این نتایج چیزی نیست که ازش خجالت بکشم
کارم خوب بود
آقای چوی
امروز کی میای؟
فکر نکنم بتونم بیام
چی؟ چرا نمیای؟
من توی شعبه ی اول شرکتمونم
و صاحبش یه کار فوری واسش پیش اومد
واسه همینه که شیفت شب رو به جاش موندم
فهمیدم
خیلی باحالی
ست بیول
وقتی آزمونت رو دادی ، بیا دانشگاه ثبت نامت کنیم
چی ؟ میخوای برم دانشگاه ؟
من هزینه هاشو میدم
من همه ی شهریه شو میدم نظرت چیه ؟
خیلی باحالم مگه نه ؟
بدون من میخوای چیکار کنی آخه؟
راست میگی ، چیکار باید بکنم؟
ست بیول بسه دیگه
باید درس بخونی
بهت کیک برنجی میدم تا فردا موفق بشی
و بعد آزمونت میخوام یه غذای خوشمزه بهت بدم برنامه ی دیگه ای نریزیا
عالیه
درس بخون ، خیلی زیاد
خیلی خب ، میتونم از پسش بربیام
تو یونگ پیل نیستی؟ منم ، جانگ می
بله خانم
خانم ؟ بیخیال با هم دوستیم ما
خوشحالم دیدمت
چطوری شمارمو پیدا کردی؟
زنگ زدم انجمن فارغ التحصیلان مدرسه هونده
خب ؟ چه خبر ؟ چیکار میکنی ؟
من کاسبم
کاسب ؟ چه کاسبی ای؟
توی یه مغازه تو شینسونگ دونگ وقت کشی میکنم
انگار مردم اینجا منو رئیس صدا میکنن
میدونستم موفق میشی
خب ، ازدواج کردی ؟
آره
یه دختر و یه پسر و یه زن دارم
تمام چیزایی که یه مرد باید داشته باشه رو دارم
تو چطور جونگ می ؟
یه رستوران کره ای توی ژانگ جیاجه چین دارم
چند سال پیش طلاق گرفتم و با دخترم تنها زندگی میکنم
دخترم داره ازدواج میکنه
و میخواد عکسهای عروسیش رو توی کره بگیره
واسه همینه که بعد چهل سال برگشتم
... یونگپیل میخواستم امروز برای این
ببینمت
برای چی ؟
پولی که بهم قرض دادی
خیلی شرمنده که اینقدر دیر دارم بهت پسش میدم
عیبی نداره. نمیخواد
تو این پولو از گاوصندوق بابات دزدیدی و میدونستی که از خونه میندازتت بیرون
و حتما خیلی هول شدی وقتی به محض اینکه پولو ازت گرفتم، غیبم زد
اینا همش مال گذشته ست
ولش کن. من یه میلیون پول لازم ندارم. بیا
دقیق نگاه کن. ده میلیونه. دارم با سود بهت پسش میدم
این... این ده میلیونه؟ - آره -
پس لطفتو قبول میکنم
یونگ پیل
یکی هست که خیلی دلم میخواد ببینمش
کی؟
بون هیو یادته؟ گونگ بون هی
اون قبلا دوست صمیمیم بود
،راستشو بخوای
من دلم نمیخواد تا آخر عمرم دیگه جانگمی رو ببینم
یونگ پیل، میدونی بون هی الان در چه حاله؟
از دفتر دانشگاه پرسیدم، اونا فقط شماره قدیمیشو داشتن
نمیدونم. اصلا خبر ندارم اون چیکار میکنه
یه لحظه. تماس کاریه
اکهی، چرا همین الان باید زنگ میزد به من؟
بون هی، منم
سلام. خونه نیستی پس
برام پیام اومد که پیک برامون چیزی آورده. غذای منجمد شده ست
حواست باشه بذاریش تو فریزر باشه؟
،خب من که تازه برای کار اومدم از خونه بیرون
...به محض اینکه برگردم خونه
بون هی
تو اینجا چیکار میکنی؟
یه... یه دوست میخواست منو ببینه
تو که دوستی نداری که بخواد توی هتل ببیندت
تو که نمیدونی اون کیه. آها، سربازی ما توی سربازی باهم دوست بودیم
توی بخش هفتم با هم بودیم
اون خانوم پیونگ چانگ دونگی چی شد؟
اینجا اومدم ببینمش - که اینطور -
دیگه باید بری - باشه -
اینجا واینستا - باشه -
خانوم پیونگ چانگ دونگی نباید ببیندت. برو
میرم
میخوام بیمه سالانه ده میلیونیمو لغو کنم
!نمیشه
چی؟ منظورتون چیه که نمیتونم؟
چیزه، بله. درسته. هیچی
خب برای چی میخواستین منو ببینین؟
میخواستم ببینم درچه حالی
آها، خوبم خداروشکر
جانگمی
پسر خوبی داری. تبریک میگم
یه مشاور که از شعبه های زیرمجموعه مستقیما به مدیر شرکت گزارش میده
میدونین که یون جو برای اینکه این جریان عملی بشه خیلی تلاش کرده آره؟
بله
اوه، انگار شما بودایی هستی
آها بله هستم
،توی سوترای الماس میگه
"از رودخونه که رد شدی، پل چوبی رو ول کن و برو"
دیگه وقتش بود که پسرت اینکارو بکنه
میشه یکم آسون ترش کنی؟ من انقدام باهوش نیستم
اون مثل یکی از مدیرای داخلی، مسئول همه شعبه هاست
اداره فروشگاه موادغذایی بهش نمیاد
و من اینو فقط بخاطر پسرت نمیگم
"جدا از"
"مجزا از"
از امروز ورود شما به این فروشگاه ممنوعه
وای، چی داری میگی؟
چرت و پرت نگو. برو کنار
ای خدا
هو! تو فک کردی کی هستی؟
من اینجا کارمندم. این فروشگاه محل کار منه
کارمند؟ برو بابا
!هوی! دختره! من اینجا سهامدار اصلی ام
!این فروشگاه به لطف من بازه
پس میخوای خودت هم ببندیش؟ - چی؟ -
،این مغازه تموم زندگی آقای چویه
... و من شب و روز کار کردم
تا بتونم مغازه رو گسترش بدم و یه شعبه جدید باز کنم
ولی انگار برای شما مثل زمین بازی میمونه
اینجا وقت میگذرونی، غذا میخوری و ازش دزدی میکنی
اگه هرماه حقوق میگیری که دیگه نباید اینجوری رفتار کنی
...چی؟ من... من نمیتونم
خانوادش ممکنه ازت گذشت کنن ولی من نمیکنم
اگه نمیخوای مثل آدم کار کنی، پس انقد سرتو نکن تو کار مردم
...صب کن، اون... اون دختره
وای، باورم نمیشه
،یه مسئله اورژانسی پیش اومده
واسه همین باید برم
دوباره که ببینمت یه درس حسابی بهت میدم تو رو
خداوندا، دختره....زنیکه
خدایا صبری بده
اه، هیچی به ذهنم نمیاد الان
هان دال شیک، به خودت بیا
اوضاع داره عن مرغی میشه
دیگه همه چی تمومه
اون زنیکه
قلبم درد میکنه. این چه احساسیه؟
دال شیک؟
باید برم یکم هوا بخورم
دیگه دارم توهم میزنم
فراموشش کن
اون میخواد طوری به زندگیش ادامه بده انگار هیچی نشده
چرا همش توهم میزنم؟
از کجا میدونستی من اینجام؟
من نیومدم دنبال تو
تو همین الان از یه سولاخی دراومدی ! انگار دست سرنوشت بوده
سرنوشت؟
چه سرنوشت اسفناکی
آقای هان - بعله؟ -
چی شده؟
خیلی دمغ به نظر میای
،موعد تحویلم فرداست
ولی هیچ داستانی به ذهنم نمیرسه
میخوام پسر رگه ای او رو تموم کنم
،نمیتونم چیزی بکشم
و پول اجارمو باید بدم
وایسا ببینم! یعنی چی که داستانی به ذهنم نمیرسه؟
... دفترچه من بیشتر از اینکه نوشته درسی داشته باشه
ایده هایی که از وبتون تو گرفتم توشه
بگو کجاش گیر کردی
من یه داستان مَشتی برات میسازم
داستان مشتی؟
راه بیفت سمت خونه
داری ماهی کولی حاضر میکنی؟ - آره -
جلسه ت خوب بود؟
خانومه چی گفت؟
،اولش ازم تعریف و تمجید کرد
گفت که همه چیو از یون جو شنیده
،و بعد
پیشنهاد کرد که ده هیون مغازه رو ببنده
اگه میخواد بره کارای بزرگ تری بکنه
چی؟
چه منظوری داره از این حرفا؟
،اولش شنیدنش منم ناراحت کرد
ولی بی راه هم نمیگه
ده هیون بعد از استعفا از کارش تو دفتر اصلی ...مغازه رو باز کرد
،ولی حالا که دوباره برگشته اونجا
مغازه دیگه براش کار اضافه ست
راست میگی
تو چرا با اون دوستت تو هتل قرار داشتی؟
چرا؟ میخواد ازت پول قرض بگیره؟
نه. زنه پولمو کامل پس داد
زنه؟
گفتم زنه؟
آره گفتی
منظورم یارو بود
اشتباه شنیدی
!همین الان گفتی زنه
چوی یونگ پیل! تو به یه زن پول قرض دادی؟
بخدا شنیدم گفت زنه
!ست بیول
!آقای چوی
وایسا - چرا؟ -
هی! چیکار میکنی؟
دارم ضدعفونیت میکنم - چرا؟ -
از ویروس سرماخوردگی و ویروس دوس دختر سابق
نگاش کن
بیا. کارتو بکن
مچ دستت چی شده؟ آسیب دیدی؟
نه چیزی نیست. فقط یکم پیچ خورد
چیزیش نیست. ببین - ...ولی -
بیا یکم کیک برنجی بخور کمکت کنه امتحانتو قبول شی
ممنون
ست بیول، دیگه راه بیفت
امتحان فرداست
به نظرم شما باید بری خونه یکم استراحت کنی
مرسی لازم نیس. کار هم زیاد دارم آخه
حالا که اومدم میتونم انجامشون بدم. تو برو خونه
واقعا میشه برم خونه؟
البته که میشه
باشه. ولی شما هم حتما یه کم دارو بخور
!باشه. برای امتحان فردات موفق باشی
موفق باشم
من یه ایده دارم
راه پله های اضطراری یه کلاب شبونه
توی راه پله های یه کلاب شبونه باهم روبرو میشن
،جا تنگ تر از اونه که بتونن از کنار هم رد شن
چاره ای ندارن جز اینکه باهم تماس پیدا کنن
گوش کن
اون داره میاد پایین
اون یکی هم داره میاد بالا
لحظه ای که بدن هاشون باهم تماس پیدا... میکنه
!فهمیدم - فهمیدی؟ -
!فهمیدم
آفرودیت، تو بهم الهام دادی
!عالیه
چراغا چرا اینجورین؟ - اینا چراغای کلابن دیگه -
چراغای کلاب؟
میتونم صدای موسیقیو بشنوم
!دی جی، آهنگو عوض کن
!بپر، بپر
!آقای چوی
!آقای چوی
بیدار شین! حالتون خوبه؟
!آقای چوی
چیکار کنم؟
آقای چوی؟
(اورژانس)
آره از کار زیاد از حال رفته
خانوم پیونگ چانگ دونگیه اشتباه نمیگفت
باید مغازه رو ببندیم
آره باهات موافقم
تو برو استراحت کن
من اینجا میمونم. شما دوتا برین
اشکال نداره. تو برو
،امتحان تو فرداست
اگه بشنوه که اجازه دادم اینجا بمونی خیلی عصبانی میشه. برو
آره، دکترم گفت حالش خوب میشه
باشه ، پس
دیگه میرم- باشه-
(اورژانس)
بذار ببینم
امیدوارم آقای چوی حالش خوب باشه
شاید باید تو بیمارستان می موندم
آقای چوی؟- ست بیول-
حالت چطوره؟ بهتری؟
بله،من خوبم
شنیدم به لطف تو زود منو رسوندن اینجا
چی شد که برگشتی فروشگاه؟
...خب
همینجوری. فقط میخواستم ببینمت
کیوتی
الان مزاحم خوابت شدم؟
نه
به هر حال، خوابم نمی برد
چون برای امتحان فردا نگرانی؟
،بهت قول دادم که باهات بیام
ولی فقط مزاحمت شدم
من که دیگه بچه نیستم
.بله که بچه ای حالا حالا هم بزرگ نمیشی
آقای چوی ، باید مراقب خودت باشی
نمیشه کارتو آسون بگیری و خیلی سخت کار نکنی؟
میخوام. راستی ست بیول
،راستش یه حرفی باهات داشتم برای همین بهت زنگ زدم
چیه؟
ست بیول
،اگه فردا جوابی رو بلد نبودی فقط گزینه سه رو انتخاب کن
سه؟
خوبه. گزینه سه، خودشه
،وقتی از بیمارستان برگردی
هر چند بار که گزینه سه رو انتخاب کردم ،نیشگونت میگیرم
باشه. شب بخیر ، ست بیول
فردا موفق باشی
من از پسش برمیام
لطفا
(دومین آزمون دیپلم در سال 2020)
(این دو نفر در کدام یک از موارد زیر با هم توافق دارند؟)
هی،ست بیول. درس میخونی؟
آره. اخلاق میخونم
ست بیول، این یکی
محقق جونگ یاک یونگ حتما تو امتحان میاد
زیرش خط بکش. و یه خط کج و سه تا ستاره کنارش بکش
اگه تو امتحان نیومد، برادر کوچیک ترت میشم
جدی میگم. واقعا هرسال تو امتحان میاد
شوخی نمی کنم
.زیرش خط میکشم ده هیون برادر کوچیک ترم میشه
هنر به پیشرفت اخلاق کمک می کند
شرکت هزینه بیمارستان رو پرداخت میکنه
این یه مزیت برای اعضای هیئت مدیره ست
خدای من. لازم نبود حالا
،اون در حال اداره فروشگاهه و همزمان به عنوان مشاور کار می کنه
و فکر کنم احتمالا بخاطر همینه که خودشو مریض کرده
درسته
،حالا که حرفش شد، الان که به عنوان مشاور کار می کنه
چطوره اداره فروشگاه رو به شرکت بسپریم؟
،وقتی مدت کارش تموم شد می تونین دوباره قرارداد امتیاز رو امضا کنین
چی؟
شما به شرکت اجازه میدین شعبه شینسونگ رو اداره کنه
... کل سرمایه تون رو پس میگیرین
و تمام سود حاصل از فروش و میگیرین
می تونیم سرمایه مون رو پس بگیریم؟
،بله. به عبارت دیگه
بدون نگرانی در مورد چیزای دیگه سود به دست میارین
وای. به نظر عالیه
مادرتم همچین چیزی گفت
مامانمو دیدین؟
خب ، اون بهم زنگ زد
ناراحتتون کرده؟
به هیچ وجه
،چون هر دومون والدین بچه هایی هستیم که همکارن
می تونیم با هم ارتباط داشته باشیم
مادر- هی، ست بیول-
امتحان و خوب دادی؟- آره-
آفرین. راستش خوشحالم اومدی
.باید برم دیدن مشتری میتونی مراقب ده هیون باشی؟
البته که میتونم. میتونین برین
عالیه. ممنون
درمورد اون قضیه فکر میکنم
خیلی خب. میرم- می بینمتون-
فکر کنم آزمون دیپلم دادی
برات آرزو میکنم نتایج خوبی بگیری
ممنونم
ای کاش بودی و حرفامو با خانم گونگ میشنیدی
چون کارمند اونجایی
بهش چی گفتی؟
داریم درباره تغییر مدیریت شعبه شینسونگ ...به اداره تحت نظر شرکت
فکر می کنیم
جانم؟
ده هیون خیلی از خودش کار میکشه اینطوری ممکنه مشکل بزرگتری پیش بیاد
فروشگاه برای اون همه چیزه
مطمئنم فروشگاهش رو عاشقانه دوست داره
،هر زمان که بخوای میتونی یه فروشگاه داشته باشی
ولی مشاور بودن متفاوته
این شانس ده هیون برای تحقق پیدا کردن رویاشه
با دقت فکر کن چی برای ده هیون بهتره
(اطلاعیه)
فقط می خواستم ببینم مچ دستش خوبه یا نه
.حدس می زنم بهت نگفته اون به خاطر من افتاد
آقای چوی
هی، ست بیول- حالت بهتره؟-
...آره.خوبه ، امتحانت
مدیر یو چی شما رو کشونده اینجا؟
حالا که می دونم حالت خوبه، دیگه میرم
خدافظ
هی،ست بیول.امتحان چطور بود؟ فکر میکنی خوب دادی؟
عالی بود
امروز عصر وقت داری، درسته؟ یه شام خوب مهمونت می کنم
امروز وقت ندارم- چرا؟-
یکم خورشت دونجانگ خونه مونده
که اینطور. آخ گشنمه
مطمئنی الان حالت خوبه؟- مطمئنم-
داری میگی تاحالا با کسی قرار نذاشتی؟
منتظر یه عشق خاص بودم
میدونی، عشق افلاطونی
مثل منی
اولین بار که دیدمت، فکر کردم یه مرد خرابی
اتفاقا حسابی خرابم
،وقتی استخون مچ پامو میخارونم پوستم مثل برنج بو داده ور میاد
میتونم همه پوستای مرده م رو بخارونم
اما روحم مثل یک نوزاد تازه به دنیا اومده پاکه
خدای من
، همچین روح نابی داری
ولی فقط برای پول در آوردن نقاشیای بزرگسال کشیدی
مطمئنم برات سخت بوده
ممنون
که روحمو آروم می کنی
نگران نباش
بیا اینجا. بذار واقعا آرومت کنم
واقعا؟ وایسا
اگه الان بغلت کنم ، فکر کنم از دستش میدم
ازدستم نمیدی
...این احساس ، این سرما
نمی خوام الهاممو از خلاقیت از دست بدم
راستش می خوام همین حالا حسابی محکم بغلت کنم
ولی سعی می کنم انگشتای پامو فشار بدم و با خواسته م بجنگم
تا کی باید صبر کنم؟
وقتی "پسر رگی او" تموم شد
وقتی زمانش رسید ، لطفا پسر رگی من شو
میشم
!دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم
نه،نه،نه
برگرد- آفرین-
واقعا نمی تونم تحمل کنم
آخ، درد می کنه. خب. تو بردی
گوشام از جاش دراومد
لطفا یه کمی بیشتر صبر کن- میکنم-
خودمم نمیتونم کنترل کنم
!ول کن
الان میتونی برگردی سر کارت- باشه-
منظورت از تغییر فروشگاه به یه فروشگاه شرکتی چیه؟
من هیچوقت اين کار رو نمیکنم
!خب اینطوری بازم غش میکنی
... بهتر نیست که فروشگاه رو تحویل بدی
و تو دفتر مرکزی کار کنی؟
!مامان
ده هیون
من از اولم این فکرت که یه فروشگاه و بگردونی، دوست نداشتم
و از اینکه کارتو تو دفتر مرکزی ول کنی، متنفرم
... من بهت گفتم که یه فروشگاه و اداره کنی
چون نمی خواستم مثل بابات شی
وقتی یون جو بهمون گفت
،که دفتر مرکزی می تونه فروشگاهو به جای ما اداره کنه
تقریبا اشک شوق ریختم
این نظر صادقانمه
درسته
فکر می کنی فروشگاه بدون تو اوضاعش خوبه؟
من کاملا با مادرت موافقم
خوب گفتم، آره؟- !بابا-
هیچ دلیلی نداره که حتی درباره ش فکر کنی
،هروقت که بخوای میتونی یه فروشگاه داشته باشی
ولی مشاور بودن متفاوته
این شانس ده هیون برای تحقق پیدا کردن رویاشه
... با دقت فکر کن
چی برای ده هیون بهتره
،مدیر یو
وقتی به مادرم اون پیشنهاد رو کردین، چه فکری داشتین؟
،اگه مجبور بشم بین این دوتا انتخاب کنم
،فروشگاهو انتخاب میکنم
نه شغل مشاوره
،صاحب شعبه اول دیروز تماس گرفت
... گفت که خیلی ممنونه
که همه چی بخاطر تو درست شده
فروشگاهای بیشتری به مشاوری مثل تو نیاز دارن
،کمک کردن مهمه
... ولی من اعتقاد دارم
اهمیت دادن به فروشگاهم به عنوان صاحبش تو اولویته
... میفهمم که به فروشگاهت
به عنوان مالک اونجا اهمیت میدی
، مطمئنم که بیشتر از همه نگران کارمندتی
بخاطر همین می خوام یه پیشنهاد بدم
چرا برام ساشیمی خریدی؟
گفتی میخوای یکم بخوری
،خیلی برای امتحان تلاش کردی
و همینطور برای جشن گرفتن برگشت اون بیوله
!این ماهی دریای قرمز وحشیه
واقعا؟- .آره -
.مرسی
،من میخوام یکم از اینا بردارم
. و یکم از اون
چی؟ چرا اونطوری به من نگاه میکنی؟
خیلی با شوق میخوری، حس میکنم دارم یه برنامه غذاخوری نگاه میکنم
. من باید کلی غذا بخورم
ممکنه برای مدتی سرت خیلی شلوغ بشه و وقت نکنی که با من غذا بخوری
.نه، اونطوری نمیشه
چرا؟
دفتر مرکزی متوجه شده که چقدر تو کارت داغونی؟
چی میگی؟ من تو کارم خیلی هم واردم
هیچکس دفتر مرکزی و مغازه ها رو بهتر از من نمیشناسه
اینطور نیست
. بخاطر همین خیلی با ارزشم
اونوقت چرا؟
اما
دفتر مرکزی
.اما دفتر مرکزی از من خواست که استعفا بدم
از دفتر مرکزی؟- .نه، از فروشگاه-
ازم میخوان که فروشگاه رو ول کنم و روی کار اونجا تمرکز کنم
این دلیل استعفامه
از صاحب فروشگاه بودن؟
.نه، از مشاور بودن
گذشته از همه اینا، مغازه داری شغل اصلی منه
.کارای شرکت واقعا مسخرست
چجوری میتونن مجبورت کنن که یه انتخاب اینجوری داشته باشی؟
.اینجوریا هم نبود
،پیشنهاد دادن که حق مالکیت فروشگاه رو داشته باشم
،بعد از اینکه کارم به عنوان مشاور تموم شد
اونا مغازه رو به من برمیگردونن
حتی گفتن تو رو به سمت مدیر فروشگاه ارتقا میدن
با دقت بهش فکر کن
کدوم برای ده هیون بهتره؟
،آقای چوی
من بهت گفتم رویام چیه؟
که مدیر فروشگاه بشی
شما میخواین من رو به چه سمتی ارتقا بدین؟
. دستیار مدیر
چه اتفاقی میفته وقتی یه دستیار مدیر اتقا بگیره؟
خب اون مدیر میشه
دیدی؟ خوبه اینو می دونی
شما میخواین منو از رویام دور کنین؟
برای کسی مثل من که از دبیرستان ...فارغ التحصیل شده اصلا آسون نیست
که مدیر یه فروشگاه بشه
،آقای چوی، هروقت که از سمت مشاور استعفا دادین میتونین به فروشگاه برگردین
اینطور فکر نمیکنین؟
!زود بهشون زنگ بزن
. قبل از اینکه نظرشون عوض بشه ،بهشون زنگ بزن
،ست بیول
تو که نمیدونی اونا کیو به عنوان مدیر میفرستن
خب که چی؟
تو منو نمیشناسی؟
آ،من باید دستیار مدیر بشم
.دستیار مدیر جونگ ست بیول
مدیر یه فروشگاه؟
به این به عنوان یه فرصت خوب برای نزدیک شدن به من استفاده کن
من باید چیکار کنم؟
کاری که بهتر از همه بلدی رو انجام بده
از شر جونگ ست بیول خلاص شو
به محض اینکه اونکار رو بکنی، میذارم برگردی
چشم، من متخصص این کارم
!عصر خوبی داشته باشی
. بابت شام ممنونم- خواهش میکنم-
نگفته بودی میخوای چیزی به من بدی؟
اون؟- .آره-
. بدش بهم
.چشماتو ببند
چرا باید چشمامو ببندم؟ اون چیه؟
. خیلی هیجان زدم نکن
بجنب
اون چیه؟
درد داشت؟
داری چیکار میکنی؟- داری چیکار میکنی؟-
.اگه خوب باشی اینو بهت میدم- اگه خوب باشم؟-
این طور نمیشه. دنبالم بیا
بدو
اینا چیه؟
چجوری اینجا رو پیدا کردی؟
میدونم چقدر اینجا برات مهمه
به خاطر همین هم آوردمت اینجا
میخوام اینجا بهت یه چیزی بگم
چی؟
،ست بیول
راستش من میدونم که لاله قرمز نشونه چیه
... لاله قرمز نشونه ی
اعتراف عشقه
من فکر میکردم برای عاشق بودن باید در نگاه اول عاشق بشم
فکر میکردم وقتی اینطوری میشه که آدما سرنوشت همدیگه باشن
،اما وقتی سه سال پیش برای اولین بار تو رو دیدم
،و بعد به عنوان کارمند نیمه وقت تو فروشگاه
.تو نظرم رو عوض کردی
،به این فکر کردم که سرنوشت چیزیه که تدریجا پیش میره
چیزی که با خاطرات میسازیش
و امروز رو که باهات گذروندم، یه بار دیگه اون حس رو تجربه کردم
. تو خیلی برای من خاصی
،ست بیول
من میخوام که
برای تو یک فرد خاص باشم
لاله های قرمز من رو قبول میکنی؟
Pam.ترجمه: موسوکا. رخشان. مونلایت. ژاکارد
ویراستار : مونلایت
(: به جمع صمیمی دینگویی ها بپیوند :) @DingoSub
(تازه کاری از کوچه پشتی) کاری از تیم ترجمه دینگو @DingoSub
هماهنگ سازی توسط ParkMinYoung℠
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.