Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(تازه کاری از کوچه پشتی) کاری از تیم ترجمه دینگو @DingoSub
(: به جمع صمیمی دینگویی ها بپیوند :) @DingoSub
چیکار میکنی؟ تو که نودل تو سوپ دوست نداشتی
... میخواستم آخرین غذامونو
اونطوری که تو دوست داری، بخوریم
تو باید با کسی باشی که بهت بیاد
فکر نکنم من اون آدم باشم
یونجو...نه...نه
لطفا اینکارو نکن
(خورش سوسیس و استیک)
ترجمه: موسوکا. رخشان. مونلایت. میجان
ویراستار : مونلایت
این که راه خونه نیست
الان اگه بری خونه، فقط فکرای ناراحت کننده میاد سراغت
میخوام این حالتو عوض کنم
(قسمت دهم)
! به سلامتی- ! به سلامتی-
یون جو که مدتی از دست داده بودیمش، پیشمون برگشته
حالا که خیلی وقته منتظرشیم، بهش خوشامد بگین
چطوری همه رو یه جا جمع کردی؟
منظورت چیه؟ اونا هميشه اینجا منتظرت بودن
مرسی
از یون جو ساعت تولدشو برای طالع بینی پرسیدی؟
بعدا ازش می پرسم
چی چی و بعدا؟
... مردای متولد سال میمون
و زنای متولد سال اسب حسابی با هم جورن
کجای پرسیدنش ازش سخت بود آخه؟
خسته نباشی مامان. دیگه برو خونه
چرا چرت میگی. آخه چرا پرسیدن زمان تولدش ازش سخته برات؟
بهش زنگ بزن خودمونی ازش بپرس کی دنیا اومده دیگه
فقط همین ازش بپرس، زمان تولدش
اونقدرا هم کار سختی نیست. زنگ بزن بهش
خداحافظ مامان- باشه. بهش زنگ بزنیا-
چند دفعه نگاهش میکنی؟
خیلی جالبه رقص اون بیولی که برای من بچه س رو ببینم
بسه دیگه نگاش نکن. بیا مشروب بخوریم و حرف بزنیم
بذار برات يه ماجرای جالب بگم
آقای چوی چون کلاهبرداره میخواسته ... بابت غذای تاریخ گذشته ازش باج بگیره
به وزارت بهداشت گفته بیان مغازه رو بازرسی کنن
... خودش و مغازه ش رو فدا کرده
تا با گزارش دادن کلاهبرداره، بتونه دستگیرش کنه
آقای چوی خیلی باحال نیست؟
مگه تو از کار توی فروشگاهه استعفا ندادی؟
،چرا
ولی آقای چوی همیشه میگه صداقت بهترین کاره
گفت برم فروشگاه که کارشو ببینم و ازش یاد بگیرم
باورم نمیشه اون بهت زنگ زده، تو هم یه کاره پا شدی رفتی
خب معلومه هرجا که آقای چوی بگه، من میرم
من باید برم دستشویی زود برمیگردم
! ممنون- ! ممنون-
بریم
آقا؟- ! ست بیول-
(تحولی نو در داروی رفع خماری)
شما همون ملکه تبلیغاتی مگه نه؟ چرا این روزا دیگه کار نمیکنی؟
من این چندوقته به لطف شما کلی شیفت کاری دارم
،با ایشون خیلی خوب جور میشم ها
ولی این ماه نهم شدیم- بسه دیگه-
شرمنده. والا حرفی ندارم بزنم
،رئیس چو مجبورم کرد این کارو بکنم منم چاره دیگه ای نداشتم
باید شکم زن و بچه م رو سیر کنم کاری ازم ساخته نبود
من واقعا مشکلی ندارم
... راستش خودمم چون می خواستم تو سوپری کار کنم
می خواستم استعفا بدم
خوشحالم که رئیس چو خودش اوضاع رو اینطور چیده
... ست بیول
جدی میگم
امیدوارم فروشتون خوب باشه
امکان نداره شما رتبه نهم بیارین حتی بدون منم نمیشه
باید بهترین فروشنده بشین و پول جایزه رو بگیرین، باشه؟
موفق باشین
مرسی
دیگه برین- مراقب خودت باش-
خداحافظ
(بهترین داروی رفع خماری)
احتمالا کاری از دستش برنمی اومده
حتما دیگه چاره ای نداشته
،از این کار نیمه وقتم که انداختنم بیرون
و رئیس سابقم تو فروشگاه هنوز داره بهم درس زندگی میده
از دست آقای چوی
دلم براش تنگ شده
داره چیکار میکنه؟
چون دیگه من سر شیفتای شب نیستم، خسته شده؟
چرا قایم شدم؟ وای چه مسخره
یون جو، بیداری؟
آره
بیا امروز اینو بپوش برو سرکار
چطور؟ مگه روز خاصیه مثلا؟
مدیر کلا باید همچین لباسایی بپوشن خب
مدیر کلا؟
مگه از سونگ جون نشنیدی؟
با مديرعامل چو هم حرفشو زدیم
! مامان- توی دفتر کار میبینمت-
.. کیم هه جا، دومین سهامدار بزرگ شرکتمون
از قضا مادر خانم یو از آب دراومده
... حتی میگن رییس چو
و خانم یو آمریکا با همدیگه زندگی می کردن
میگن ازدواجشون از پيش تعیین شده ست
و اینکه ازدواجشون رو ثبت رسمی هم کردن
(مدیر جدید روابط عمومی فروشگاه های زنجیره ای) (یو یون جو)
باورتون میشه حالا دیگه مدیر روابط عمومیه؟
وای دخل من اومده
یعنی بنظرتون شایعات درستن؟
پس این هنه وقت ده هیون براش چه کاره بود؟
ده هیونو ولش کن. من بدبخت شدم
نه
شاید باید منم مثل ده هیون دنبال باز کردن سوپری باشم
آخ سرم درد گرفته
کسی داروی سردرد داره؟
باید با کسی باشی که بهت بیاد
فکر نکنم من اون آدم باشم
آقای چویی؟ - هی سونگ ته -
سلام جونگ ها- سلام-
تو فکر چی ای؟- هیچی-
چی شده اومدین اینجا؟
کنجکاو بودم که خبر داشتی یا نه
از چی؟- تو اداره همه دارن از خانم یو حرف میزنن-
چرا؟- ... خانم یو، دختر دومین-
سهامدار بزرگ شرکته
امروز به درجه مدیر کل ترفیع گرفت
چطور تموم این مدت فریبمون داد؟
چی گفتی؟
جدا خبر نداشتی؟
،وقتی سه سال بوده قرار میذاشتین آخه چطور ازت قایم کرده؟
دیگه باید بریم
ما دیگه میریم ده هیون
بعدا بازم میایم
یادته به هم قول دادیم هیچ رازیو از هم مخفی نکنیم؟
رئیس چو سونگ جون رو میشناسی، مگه نه؟
راستش ما حتی قبل از به دنیا اومدن تو همدیگه رو میشناختیم
،چون باباهامون خیلی با هم رفیق بودن ما بعد از تولدمون با هم دوست شدیم
ولی برات سوءتفاهم نشه ها
من کارمو چون لیاقتشو داشتم، پیدا کردم
(تقدیر ما ملاقات یکدیگر و رابطه با هم بود)
،درست مثل بیمه مستمریتون که تا آخر عمر همراهتونه
... من تاابد همراه شما
و مسئول بیمه شما خواهم بود
(بیمه زندگی ارزشمند)
(دوستتون دارم)
برنامه ریز بیمه شما، گونگ بونگ هی
از طرف گونگ بونگ هی از بیمه زندگی ارزشمند
(تاکسی ویژه)
اگه این کارو بکنی، خاطرات خوبمون هم تلخ به یادمون می مونن
پس نباید همچین کاری می کردی
چی؟
"بیا با همدیگه رک و راست باشیم"
"بیا همه چیمونو به همدیگه بگیم"
"نباید هیچ رازی مخفی از هم داشته باشیم تا به هم نزدیک بشیم"
همه این حرفا رو تو به من زدی
ولی فقط من بودم که به این قولا عمل کردم؟
... چرا بهم نگفتی که دختر
دومین سهامدار بزرگ شرکتی؟
... فکر کردی اگه بهم بگی
ازت میخوام برام ترفیع جور کنی؟
یا فمر مردی به سرم بزنه ازت پول قرض کنم؟
... فکر می کردی اگه بدونم کی هستی
تو رابطه مون تغییری ایجاد میشه؟
یا به من اعتماد نداشتی، یا خودت اعتماد به نفسشو نداشتی
حتما به خاطر یکی از این دوتا دلیله
شایدم هردوش
الان دیگه این حرفا چه فایده ای داره؟
تو فریبم دادی- چی؟-
،همیشه ردش می کردی، ولی یه جورایی
همیشه با اون دختر پاره وقته بودی
تو بودی که منو گول زدی. اشتباه میکنم؟
... نباید حداقل بهم فرصتشو می دادی
که قبل از اینکه بری و همه چیزو تنهایی تصور کنی، بهت توضیح بدم؟
یون جو؟
وای خدا چقدر هوا گرمه
بابا؟
! ده هیون
بابا شما اینجا چه کار میکنی؟
وای خدا، فکرشم نمی کردم اینجا اینطور ببینمت
چه تصادفی
من روحم هم خبر نداشت که شما دوست دختر پسرمی
عجب دنیای کوچیکیه
ای خدا
من زودتر میرم. شما به ادامه حرفتون برسین
بابا، کجا داری میری؟
،یون جو
هرچقدر بخوای میتونی بهم ،توهین کنی و خوار و خفیفم کنی
... ولی به نظرت
حداقل نباید خانوادمو به حال خودشون میذاشتی؟
آره متوجهم. ما داریم به هم می زنیم
ولی میخوای با این کارا چیو ثابت کنی؟
،منم الان به اندازه تو خجالت زده و گیجم
ولی راستش ناامید شدم
،همیشه می گفتی که همه ماجراها سوءتفاهمه
و حالا جای من و تو عوض شده
این بهانه نیست. حقیقتو میگم
... انگار
واقعا تموم این مدت درست نمیشناختمت
نرو که همه چیزو تنهایی تصور کنی
اگه دیگه حرفی باهام نداری، من میرم داخل
! مامان
وای شانسمون، وقتش خیلی جالب بود نه؟
چطور ممکنه هممون همدیگه رو اینجا ببینیم؟
مضحکه
چرا باید اونکار رو میکردی ؟ واقعا هیچ نیازی بهش نبود
دیگه همه چیز تموم شده
دیگه چرا روی زخمش نمک بریزیم ؟
من اینکارو بخاطر تو نمیکنم ، برای اونا میکنم
چی ؟
این راهشه که ده هیون تو رو کاملا رها کنه
چرا ؟ فکر میکنی پامو از حد فراتر گذاشتم ؟
معلومه که این کارو کردم
ولی حد و مرز ها اصولا وجود دارن تا ازشون رد بشی
این موقع ها احساس ناامیدی میکنم
کار خوبی انجام دادم اما درموردم سوء تفاهم شده
< دستگاه مشترک مورد نظر در دسترس نیست >
< دستگاه مشترک مورد نظر در دسترس نیست >
خدایا ، بابا لطفا تلفنت رو جواب بده
(پسرم)
(پسرم)
(GS25 فروشگاه زنجیره ای)
تحویل درب منزل هم دارین ؟
،حتی اگه کارش فقط رانندگی بخواد نمیتونم سریع یکی رو پیدا کنم
من اینجام
این تصادفی نیست ، کار سرنوشته نه ؟
درست نمیدونم چیه
(بیمه ی مستمری)
بله خانم ، شما باید اینجا و اینجا رو مهر بزنین
کجا ؟
اینجا و اینجا
(بیمه مستمری، اسم : کیم هه جا)
(بیمه مستمری، اسم : کیم هه جا)
میدونی چیه؟
،اگه من این قرارداد رو امضا کنم به کار و درآمد تو کمکی میشه ؟
بیشتر از این ها حتی
به لطف شما، من ممکنه بتونم ملکه ی بیمه بشم
برای اولین بار توی زندگیم شاید بتونم اون تاج رو رو سر بذارم
جدا؟ که اینطور
خب ، پس باید اینو امضا کنم
(بیمه مستمری، اسم : کیم هه جا)
خوشحالم که دارم یه ملکه رو تاج گذاری میکنم
مرسی خانم
خب
،وقتی که کپی برگه های بیمه رو میارم
براتون یه کادو میارم ، ولی این کادو جداست
وای، ولی حتی دادن این کادو هم خجالت زده ام میکنه
اما بازم فکر کردم که نباید دست خالی بیام اینجا
این گوشت ران خوکه
میتونی بذاریش اونجا
باشه
(دوستتون دارم)
خب
آخرین باری که اینجا بودم، راجع به دخترتون به من گفتین
،وقتی که بهش فکر کردم
... باعث شد فکر کنم که
دوست پسرش هم به اندازه ی دختر شما ارزشمنده
من مطمئنم که اون پسر، عزیز دل خانوادشه
،اگه همدیگرو دوست ندارن خب نباید همدیگه رو ملاقات کنن
... فکر نمیکنم مشکل این باشه
که کی سرتره و کی نیست
ما نمیتونیم چون اونا با هم متفاوتن، اونطور قضاوت کنیم
چی ؟
این یه قرارداد بیمه به ارزش ۱۰۰۰۰ دلاره
... و
و اینم یه قرارداد بیمه به ارزش ۱۰۰ دلاره
... در یک نگاه
این یکی قرارداد ارزشش ۱۰۰ برابر اون یکیه
،ولی اگه بهش فکر کنین
هردو فقط یه سری کاغذن ، مگه نه ؟
خداحافظ
خانم گونگ بون هی، شما جادوگر بیمه سالین
تبریک میگم ملکه ی جدید بیمه
تبریک میگم - تبریک میگم -
مبارکه
آره ، یون جو الان مدیر اجراییه
بیشتر از چیزی که فکر میکردم زمان برد ولی اون از پایه یادگیری رو شروع کرد
معلومه ، من مطمئنم اون فوق العاده کار میکنه
آره، بیاین یه میان وعده بخوریم
باشه ، خوب بنظر میرسه
...ولی ما میتونیم
خدایا چی شده ؟
هی ! هی آب ، هی
آب رو قطع کن ، یا خدا
اوه ، خدای من
(خیابان هشتم پیونگ چانگ ،پلاک 10-1)
(یک پرس، پنج دلار) (دو پرس، ده دلار)
خانم ، به من یکم پای مرغ بدید - باشه -
خیلی تنده مگه نه ؟
"هیِ عزیز من"
"کجایی بون هی من ؟"
"هیِ عزیز من "
"یه روز مثل امروز "
خدایا
هیی ، من اینو خریدم چون تو ملکه ی بیمه شدی
من ملکه ام
ولی تو واسه من فقط پای مرغ خریدی ؟
خدای من
این خوشمزه ترین غذای دنیاست
آره، درسته ، خوب کردی خریدی
بیا بخوریم
رفتم به یه رستوران خیلی معروف تا اینو بخرم
رستوران خوبی رو انتخاب کردی ، این خیلی خوشمزس
بیا نوشیدنی بخوریم - حتما -
کراوات به من نمیاد
پس کارمو ول کردم
خوبه
اصلا پوشیدن کراوات به چه دردی میخوره؟
لعنت بهش
باید با یه مرد بهتر ازدواج میکردی
... من حتما
تو زندگی قبلیم به کشورم خیانت کردم
پس چطور میتونستم با یه مرد خوب ازدواج کنم یونگپیل ؟
یعنی بخاطر چقدر پول به کشورت خیانت کردی ؟
طرف های ۱۰۰۰۰ دلار
چی ؟
میدونی چیه ؟
گریه نکن ، بسه گریه نکن
گریه نکن ، درست میشه
چرا آخه داری گریه میکنی؟ درست میشه گریه نکن
من خوبم ، میدونی چیه ؟
اونا گفتن ۱۰۰۰۰ دلار کافیه ؟
برای چی؟ - میدونی -
سفر کردن به ژانگ جیاجیه یا همچین جایی
فراموشش کن من نمیرم
باید بری ، با دوستات برو
گفتی این رویای زندگیت بوده
باید بری
اهمیتی نداره - فقط به این سفر برو -
شوهر ملکه که نمیتونه همچین سفری رو نادیده بگیره
عزیزم ، چرا میخوای منو بفرستی خارج ؟
بخور ، فقط پای مرغ ها رو بخور - باشه -
میخورمشون
خوبه
خیلی خوبه تو بهترینشو خریدی - خوبه -
تو خوباشو خریدی
خوبه
همین یه پرس واسه دونفر کافیه
خیلی خوشمزه اس - آره چون تو بهترینشو خریدی -
مرسی - ممنون ، خداحافظ -
سلام
میشه۷.۹ دلار
بفرمایید ، مرسی
سلام
باید این خونه باشه
< ببین ، منطقی بهش فکر کن ، من سرپرست اونم >
< خیلی بده که نمیدونم اون کجا میمونه >
... اون قرارداد رو با یه مامان جعلی امضا کرده
برای اینکه اونجا کارآموز باشه
نمیتونم برم شرکتشون و بگم که من خواهر بزرگترشم
و اون مادری نداره
نمیتونم اینکارو کنم ، میدونی نمیتونم هیچ کاری کنم
میتونی ازشون آدرس رو بپرسی ؟ لطفا پاپی
...ست بیول ، تو - من نمیرم -
اگه من برم میتونی منو پاپی صدا کن ، خب ؟
صبر کن
باشه
خوب خوندیم
نه زیاد - خدایا -
زود بخواب ، ساعت ۶ میام دنبالت
نباید چیزی بنوشی - باشه اینکارو نمیکنم -
خدای من
هی میتونم بعد از اینکه یه تماس گرفتم، بیام ؟
بجنب - باشه -
هیون جی ، منم ست بیول
خوب پیش میرم ، به زودی دبیو میکنم
به پدرت جناب کشیش بگو برام دعا کنه
هی ، هیچکس نمیدونه مگه نه؟
حواست باشه مخصوصا به گوم بی
همین که اون بفهمه ، خواهرمم میفهمه
و باید با دبیوم خداحافظی کنم
چی ؟ تو ؟
معلومه ، دلم برات تنگ شده
هی ، اون تنها خانواده ی منه
اون کلا بحثش فرق داره
به هر حال ، بعد از دبیو فورا به خواهرم زنگ میزنم
"ست بیول ، بالاخره من دبیو کردم "
"بیا و منو بکش ، اینم آدرس"
خدای من
منو ترسوندی- منو ترسوندی-
ست بیول
هی
چطوریه ؟ میشه از پسش بربیای ؟
وقتی با اعضا زندگی میکنی ، باهاشون دعوا نکن خب ؟
ست بیول ، من جانگ اون بیول از دبیرستان بالگوانگ ام
نگران نباش
چطوری ناراحت نباشم؟
تو حتی یکی رو استخدام کردی مامانت باشه
هی ، یادت نمیاد بهت چی گفتم ؟
آدمایی مثل تو و من باید بهتر رفتار کنیم و مراقب باشیم
از وقتی اینجوری شده نمیدونم باید چیکار کنم
ست بیول
نمیدونم جی ووک راست میگه و باید بهش یه فرصت بدم
یا آقای چوی راست میگه و صادق بودن بهترین راهه
،وقتی دبیو کنم و معروف بشم
با تیم منیجرها حرف میزنم و خودم همه چی رو حل میکنم
ولی الان نه، آبجی
بازم میخوای؟ - بریز -
باشه - نمیخوای بخوریش؟ -
اگه نودل بخورم فردا صورتم پف میکنه
نودل که چاق نمیکنه
چرت نگو
اگه پف کنم چیکار میکنی؟
من چرا باید کاری بکنم؟
میخورم پس. تو پولشو میدی
تو همه پولای منو دزدیدی
امروز یکشنبه ست. میتونم بسته بفرستم؟
البته
این از یه فروشگاه به فروشگاه دیگه میره. شما هر زمانی میتونین بسته بفرستین
که اینطور. واقعا؟ - آره -
(خدمات تحویل پیک موتوری فروشگاه جی اس۲۵)
واقعا راحت و کارآمده
(تایید)
سلام
سلام - سلام -
میشه ۱۴ و نهصد
آقای چویی، حقیقت داره که ست بیول استعفا داده؟
چه بد شد
بفرمایید - ممنون -
خدافظ - خدانگهدار. ممنون -
حتما توی صندوق ثبت کنید
بفرمایید - ممنون -
بفرمایید. ممنون خدانگهدار - ممنون خدافظ -
توله، خونه ای؟
وای خدای من
سلام
انتظار نداشتم اینجا ببینمت
آخه چیزه، یه دفعه ای ازم کلاهبرداری شد و خونه مو از دست دادم
واسه همین جاییو نداشتم که برم
آسانسور اینجا خیلی سریع نیست؟ به یک چشم بهم زدن رسیدی بالا نه؟
چی؟
جی ووک سخت تلاش کرده تا به این مقام و موقعیت رسیده
دو برابر بقیه تلاش کرده تا بشه کسی که الان شده
خانم جونگ، سلبریتی ها میتونن یه شبه شهرتشونو از دست بدن
شما دوست صمیمی جی ووکی
امیدوارم شرایطشو درک کنی
حالا باید کجا برم؟
چقدر جالب. هربار بهش فکر میکنم، بهم زنگ میزنه
سلام آقای چوی
ست بیول، چرا هی مامانمو ناراحت میکنی؟
چی؟ من چیکار کردم مگه؟
اون نگرانه که تو چرا نیومدی خونه، پس همین الان برگرد خونه، باشه؟
عه واقعا؟
پس فک کنم باید راه بیفتم باشه، زود خودمو میرسونم
چرا مامان منو نگران میکنه؟ ای بابا
ده هیون، غذا خوردی؟
سلام بابا. آره خوردم
شما چیزی خوردین بابا؟
نه، الان میخوام بخورم
پس میخواین براتون میزو بچینم؟
نه مرسی
یادت نره همیشه برای مشتری ها لبخند بزنی باشه؟
چشم
بابا، من دارم میرم سرکار
نگران من نباش پدرسوخته
من پهلوان بوسانم. من چویی یونگ پیلم میفهمی؟
بابا
شما قوی ترین پهلوون ته جونگده ای. خدا قوت
باشه. توام همینطور
بعدا می بینمتون بابا - باشه باشه -
باشه - خیله خب -
دال شیک - بله؟ -
یه لطفی بهم بکن امشبو جای من وایسا
امروز خوراکیای منقضی شده رو نخور
پول زیادی نیس، ولی با خودم گفتم بدمش بهت
با این هرچی دوس داری بگیر بخور
باشه. منم همین الان کارم تموم شد، واسه همین تا فردا بیکارم
باشه، خوب شد. من برم یکم ذهنمو خالی کنم
آره، حتما بخاطر زندگی عاطفیت فکرت خیلی مشغوله
دال شیک
نه، فقط دارم میگم بعنوان یه نقاش وبتون این حس منه
تو برو. منم با اون مردی که مثل زنا حرف میزنه صحبت میکنم
ای بابا، شوخی کردم اونو
میدونم، ولی یه جورایی جدی بودی
من یه جورایی در این موارد باهوشم واسه همین سریع منظورتو گرفتم
دال شیک
فروشگاهو بسپار به من. برو
باشه، میرم. فعلا خدافظ
ده هیون، بهش فک نکن و با آخرین اتوبوس برگرد
!حالا که بهش فک میکنم، منم کلی کار دارم که انجام بدم
فک کردم بهم ۵۰ تومن داده. همش ۱۵ تومن داده بهم
خانوم
آقا؟
چته تو؟ فک کردی اینجا مهمان سراست؟
خانوم
هروقت دلت میخواد میای و میری
و برات مهم نیست که کسی منتظرته
اگه میخواستی شبو بیرون بمونی، باید خبر میدادی که نگرانت نشیم
فک کردم اگه نیام خونه شما فقط میخوابین
چطور میتونم بگیرم بخوابم وقتی یه عضو خانوادم خونه نیست؟ تو بودی میتونستی؟
!من کل شبو بیدار بودم
خانواده؟
!تا وقتی اینجا زندگی میکنی، خانواده مایی
من سرپرست توام نه صاحب هتل
ای وای، گریه شو ببین
بسه دیگه. گریه نکن
هنوز نتونستی با خواهرت تماس بگیری؟
جاشو پیدا کردم
خدا رو شکر
....پس چطوره برگردی سرکار
ولش کن. من دیگه میرم
روز خوبی داشته باشین
باشه. بعدا می بینمت
(بسته برای خانم جونگ ست بیول)
تو فکرم چوی ده هیون هم به من فکر میکنه یا نه؟
پشیمون نیستی که استعفا دادی؟
آخه، همه چی خیلی یهویی شد
،تو عاشق فروشگاهایی
و بخاطر همین توی شرکت ما یه شغل گرفتی
ولی الان میخوای استعفا بدی و فروشگاه تاسیس کنی؟
چطور باید اینو درک کنم؟
...خب
... آخه میدونی، من فکر نمیکنم
یه فروشگاه فقط جایی برای خرید باشه
فروشگاه یه جاییه که ۲۴ ساعت هرروز روشن میمونه و از محله محافظت میکنه
،برای کسایی که گرسنه ان
تنهان یا چیزی لازم دارن مثل یه دوسته
و همچنین جاییه که میتونم توش تاثیر مثبت روی مردم بذارم
،یون جو، میدونی
من میخوام مدل خودم از فروشگاها رو بسازم
پس چرا به جای اینکه از اول همینکارو بکنی اومدی تو شرکت ما؟
ای خدا، واقعا نمیدونی چرا؟
بخاطر اینکه بتونم تو رو ببینم
عجب دروغگوی ماهری شدی تو
تاجر موفقی میشی
البته
کارم خوب میگیره و صاحب ده تا فروشگاه میشم
فقط صبر کن و ببین. من موفق میشم
چیه؟ بذار ببینم
نه - نه؟ -
باید پول بدی تا بتونی اینو ببینی
اگه صبر کنم مجانی نمیشه؟
پس میدونی که وبتون چجوریه
آقای چوی کجاست؟ - انگار خبر نداری -
ده هیون رفت افکارشو مرتب کنه
دوست دخترش باهاش بهم زده - چی؟ -
آقای چوی بهم زده؟
آره
وای حتما خیلی دلش شکسته
(فال روزانه)
فال روزانه
طالع بینی امروز برای ست بیول
آرزوت برآورده میشه
آرزوت برآورده میشه
خیلی تابلویی
...کجا
قشنگ از قیافت مشخصه
نه، میگم کجاست؟
آها، ده هیون؟
نمیتونم بهت بگم
امروز واقعا گرمه
این تشک خنک کننده ست
موقع کار لازمت نمیشه؟
میخوای مجانی بدیش به من؟
به خودت بستگی داره
ده هیون بهم گفت راز نگهش دارم
واسه همین نمیتونم به کسی بگم
فهمیدم! مرغ دریایی؟
!گرفتم! ساحل
بینگو - کدوم ساحل؟ -
یه آزمون سرعتی ازم بگیر
ساحلی که با ای شروع میشه
ساحلی که با ای شروع میشه جایی که روح های تنها و غمگین میرن
جایی که روح های تنها و غمگین میرن
فهمیدم. ساحل ایوروانگی؟
جواب: ساحل ایوروانگی
درسته - بفرما -
حواست بهش باشه وقتی آقای چوی برگشت بدش به اون
!نه، ممنون
بذار حداقل یکم ازش استفاده کنم
باورم نمیشه دروغ گفت
دختره ی بلاگرفته
(آفرودیت)
سلام خانم
آفرودیت
،الان
کنار پنجره وایسادم و دارم درمورد کار بعدیم فک میکنم
الان دراز کشیدم
امروز آسمون خیلی قشنگه
خیلی روشنه
این روزا سعی دارم برای وبتونم ایده پیدا کنم
من معمولا روی چیزایی که مُده تمرکز میکنم
طعم تند پنیر
احساسی که آدما دارن
...روی جزییات و قسمت های مشخصی تمرکز میکنم که
♫ خدای من ♫
انقد سرگرم حرف زدن باهات شدم
که باورم نمیشه نیم ساعته داریم حرف میزنیم
آفرودیت، الان
کجایی؟
خب، دارم میرم دوستمو ببینم، تقریبا رسیدم
نه تو اول قطع کن
نه
ترجیح میدم بمیرم
و اول رو تو قطع نکنم
آقای آتشفشان
زندگی تو از مال من ارزشمندتره
از این حرفا نزن
...هی تو چطور تونستی روش قطع کنی؟
کافی بود
انگار سختت بود قطع کنی من برات انجامش دادم
حسودیت شد؟
حسود نشد خجالت کشیدم، احمق
رو مغز آدمی. آقای آتشفشان
گوشیم هنوز داغه
انگار هنوز انرژی آفرودیت رو تو خودم حس میکنم (الهه عشق و شهوت در یونان)
خدایا اون چشه؟
بذار تو حال خودش باشه
شاید عاشق یه ربات هوش مصنوعی شده
شایدم تو راست میگی
اون عمرا نمیتونه به یه آدم نرمال نزدیک شه
اما اون اینجا چیکار میکنه؟ ما اومدیم ست بیول رو ببینیم
هی برو ازش بپرس
!سنگ کاغذ قیچی
لعنت- ایول-
خدایا چه معنی میده- برو بینم-
♫ خانوم من ♫
هی ست بیول اینجا اومده؟
اینجا بود ولی رفت
کجا؟
نمیتونم بگم رازه
چرت و پرتا چیه
ینی میگی تو یه چیزی ازش میدونی که من نمیدونم؟
راز ده هیونه نه اون
و اونم یهویی فهمیدش
اجازه ندارم چیز بیشتری بهت بگم
سوال نپرس دیگه
حالام اگه حالیت شد برو گم شو
پس داری میگی نمیتونی بهم بگی؟
تو که دوست ست بیولی خو زنگش بزن بپرس
و زمان من خیلی برام باارزشه
وقتمو هدر نده پاشو برو گمشو
گوش کن
احیانا وقت داری؟
چرا؟ گیرم داشته باشم
واقعیت اینه که منم با یه هوش مصنوعی قرار میذارم
جدی میگم. اگه میخوای دو زوجی بریم سرقرار؟
اسم دوست پسر من جانسونه
اسم دوست دختر تو چیه؟ سامانتا؟
هی- چیه؟-
دیوونه شدی؟- اونی که دیوونه ست خب تویی-
برا چی گوشیتو بوس میکنی؟
پاوربانکی مگه؟
بیمار روحی هستی تو. پاشو برو بیمارستان
متاسفم اما شمایی که باید بری بیمارستان
خیلی پیرتر از 22 سال به نظر میای
سرعت افزایش سنت درحد جی 5 ئه
شبیه ماهی- شبیه ماه؟-
آره ماه. قیافه ت شبیه سطح ماهه
میدونی چیه؟ اصن زحمت نده بری بیمارستان
من به جاش یه کاری میکنم سر عقل بیای. یالا
برو
...فقط شاید- ...توی عوضی-
!بذار برم ولم کن
جدی میگی؟ کوچولوی احمق
هی بریم
متاسفم
آفرودیت
باورم نمیشه آدمی مثل اون اصلا وجود داره
اون چیه؟
خدایا لابد مست شدم
دیگه توهم هم دارم میزنم
...این
...چیه
خدایا این واقعیه؟
خیلی واقعی به نظر میاد
این واقعا واقعیه؟
...هی تو- نزدیک بود پاره م کنی-
تو... تو اینجا چیکار میکنی؟ واقعا تویی؟
فکر کردم بیام بات ساشیمی بزنم
چرا اینو میخوری؟ شبیه یه بچه شدی که از خونه فرار کرده
هی چرا هی مثل روح نازل میشی؟
خب آخه یه نفر تا بهش فکر میکنم بهم پیام میده
کی؟
فکر میکنی کی؟
انقد منو نترسون اه
نگو که منو میگی
بیخیال
نوشیدنی بده- نه خودت بگیر-
اونجا یه سوپری هست
و اطرافت رو نگاه. ساحل وسیعه
خیلی خسیسی
ای مدیر خسیس یه قلپ بده خو
بده خو- هوی-
الان جدی هستی؟
!هی نخور دیگه
!من فقط یه بطری گرفتم !همینه
!مال منه
جی ووک نمیخوای شام بخوری؟
نه طوری نیست خونه میخورم
هی وایسا
ست بیول خونه نیست
چی؟
امروز صبح رفتم خونه ت یه فایلی بردارم
و یهو دیدم اونجا خوابیده. جا خوردم
یکم منطقی باهاش صحبت کردم و اونم با کمال میل رفت
تو بدون اینکه به من بگی مهمون منو بیرون کردی؟
تو بودی که باید قبل دعوت کردن مهمون با من مشورت میکردی
اما این خونه منه
شرکت اینجا رو بهت داده
چرا نمیذاری با ست بیول بگردم؟
چون به هیچ دردت نمیخوره
پس سلبریتی ها به درد میخورن؟
بستگی داره کی باشه- !آقا-
جی ووک تو یه سلبریتی هستی و به خاطر طرفدارات پول درمیاری
و اینا فقط درباره تو نیست. کل کمپانی و دم و دستگاه بسته به شهرت توئه
باید قبل انجام هرکاری خوب فکر کنی
توله، مرسی گذاشتی اینجا بخوابم ست بیول
فکر کنم واقعا نمیخوای ساشیمی بخوری
هی خودت بخر
بیخیال
ده هیون چرا اینجایی؟
اومدی که از من دل بکَنی؟
آره
آره اومدم همه چیو روشن کنم و تکلیف مشخص شه
یون جو
ببین
برام مهم نیست چرا میخواستی باهام بهم بزنی
... اما این مدلی که بهم زدیم
واقعا قلبمو میشکنه
من تنها کسی بودم که باید صدمه می دید
...اما...اما خانواده من
تو حتی به خانواده منم آسیب زدی
خدایا نخور دیگه
...هی تو
چه خبره؟ اینجا چیکار میکنی؟
فکر میکنی من کیم؟
این دیگه چه سوالیه؟ تو همون دختره ای
که خواستی برات سیگار بخرم
بعد مثل اسب دویدی
...و بوس
بوس؟- ...تو-
چیکار کردم؟
میدونی الان تو چه وضعیتی ام؟
پدرم به خاطر من غرورشو زیر پا گذاشت
خدای من
چه خبره؟ چند شخصیتی ای چیزی هستی؟
وقتی مستی افتضاحی !مدیر خسیس
نه من خسیس نیستم تو حساسی
همش دعوا راه میندازی دختر حساس کوچولو
تو یه دختر حساسی
حاما دیوونه ام من باورم نمیشه ده سال دوستت داشتم
ده سال برای جا به جا کردن کوه ها و رودخونه ها هم کافیه
ینی تاریخ انقضای کوه و رودخونه ده ساله
اگه میدونستم اینطوری هستی تو قلبم نگهت نمیداشتم
چرا منو جایی باید نگه داری؟ پفک که نیستم
یا نکنه تخم مرغ جوجه ای چیزی ام
یه تخم مرغ جوجه. اون منم
خدایا دلم میخواد برگردم عقب خسارت زمانی که هدر دادم رو بده
اگر خسارت میخواید برید مرکز خدمات، خانم
هیچوقت انقد بدجور دلم نمیخواست کسیو بکشم
چی؟ بدجور؟ منم دلم انقد بدجور دلم نمیخواست بنوشم
هی بیا الکل بخوریم اما فکر کنم من زیادی خوردم
خدایا دارم میمیرم
ببخشید کسی اینجا هست بدونه جزر و مد کی اتفاق میفته؟
کی میتونم بندازمش تو آب که بره دیگه برنگرده؟
ترجمه: موسوکا. رخشان. مونلایت. میجان
ویراستار : مونلایت
وای چه سنگینه آی کمرم
خدایا
خب بفرما. تونستم
وای چه گرمه
اگه انقد خوشگل نبود عمرا میاوردمش تا اینجا
خدا چه خسته شدم
آقای چوی
میدونی از کی بهت حس پیدا کردم؟
از اون موقعی که نجاتم دادی
نمیدونی کی اینکارو کردی نه؟
ده سال پیش بود
1 2 3- تکواندو-
توله میدونی چطوری اینکارو کنی؟- چیو؟-
1 2 3- تکواندو-
آره
1 2 3- تکواندو-
اینو چی؟- 3 4-
چی؟
حقت بود. باید بیشتر تمرین کنی
هی بچه خوبی؟
نه. حالم خوب نبود
از اون روز هیچوقت فراموشت نکردم
اما تو یادت نمیاد نه؟
طوری نیست. به زودی یه کاری میکنم یادت بیاد
کاری میکنم اون روز رو برای همه عمرت یادت بمونه
خوب بخواب آقای چوی
(تازه کاری از کوچه پشتی) کاری از تیم ترجمه دینگو @DingoSub
(: به جمع صمیمی دینگویی ها بپیوند :) @DingoSub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.