All language subtitles for Backstreet.Rookie.E04.DingoSub

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

(تازه کاری از کوچه پشتی) کاری از تیم ترجمه دینگو @DingoSub

(: به جمع صمیمی دینگویی ها بپیوند :) @DingoSub

گوشیتو نمیخوام. پولتو میخوام. پول بده من

هی، هر کاری دارین می کنین، برین بیرون انجام بدین

نمیشه اینطوری دستشویی رو قُرُق کنین که

فکر کردی کجا داری میری؟

تو... تو این بلا رو سر رفیقام آوردی؟

چیه؟ توئم دلت کتک میخواد؟

اگه میتونی، بیا بزن

کجا میری؟ تو همین‌جا باش

همون جا وایسین. همه چی درست میشه

بیرون آسیب می بینین. همون جا بمونین

فکر کنم عضو باند بزرگی باشی

نمیبینی تنها اومدم؟ حتما حسابی ترسیدی

نه خیرم

عه، سلام

ای دختر... چی شد؟

دیگه در امانین. میتونین بیاین بیرون

دیگه بیاین بیرون. اینجا امنه

چرا این کارو باهام میکنی؟

به نظر خودتون چرا؟ میخوام برم دستشویی

ای بابا. بیا بیرون دیگه

! وای، من جدی باید برم تو

! چرا اینقدر گیری خواهر من.، بیا بیرون خب

بیا بیرون- من مشکلی ندارم-

جان من بیاین بیرون- ! یون جو-

! بس کن یون جو حالت خوبه؟ چی شده؟

چی شده؟- نمیدونم-

ای بابا، چیه جریان؟- چی چی بود؟-

آقای چوی؟

جونگ ست بیول؟

کی؟

اون پاره وقت ماست

اون کارمند پاره وقتته؟

یون جو"؟"

چی شده؟ شما دوتا اینجا چه کار میکنین؟

خود شما اینجا چه کار میکنی؟ اینجا دستشویی زنونه ست

یون جو، حالت خوبه؟

به نظرت خوب میام جدا؟

ست بیول، تو اینجا چه کار میکنی؟

بله؟- چرا بقیه رو می زنی؟-

نه، جریان اینطوری نیست

پس جریان چیه؟ چی شده؟ یون جو این کارو کرده؟

نه

ببخشید

بهش بگو که نجاتت دادم. من که اذیتت نمی کردم

من از کجا بدونم؟

! من نجاتت دادم که نزننت

جونگ ست بیول! داری تهدیدش میکنی؟

... آقای چوی، چرا حرف منو گوش- اصلا هرچی-

بهم گفتی یه مسأله خانوادگی داری و الان داری تو بار بزن بزن میکنی؟

کلا همچین آدمی هستی؟

خیلی ازت ناامید شدم. یون جو، بیا از اینجا بریم

بعدا در مورد این قضیه صحبت می کنیم

حالت خوبه؟

لعنتی

اون رئیس ست بیول نیست؟

راست میگی، همون رئیس خسیسه س دختره هم حتما دوست دخترشه

... چجور سوپرمارکتیه که نه صاحبش و نه پاره وقتش

پشت دخل مغازه نیستن؟

به نظرت ست بیول دیدتشون؟

حالا حالم خیلی بهتره

این بار خیلی متوسط نیست سطحش؟

چرا خیلی- من یه جای بهتر میشناسم. بریم-

! باشه؟ مرسی. بریم

کیفمو برام بیار

بریم- لعنتی-

ترجمه: موسوکا. میمز. رخشان. مونلایت. میجان

(این دیگه چی بود؟)

(مطمئنم یکی دیگه ست)

جونگ ست بیول؟

خود شما اینجا چه کار میکنی؟ اینجا دستشویی زنونه ست

ویراستار : مونلایت

(از نگاهشم خوشم نمیاد)

اون پاره وقته جریانش چیه؟- چی؟-

از طرز نگاهش بهت خوشم نمیاد

چیزی نيست بابا. از دیدن من اونجا تعجب کرده بود

خب حالا میخوای چه کار کنی؟

چی رو؟- چی رو؟-

نمیدونی چقدر ترسیده بودم؟

! دختره از مردا هم بهتر دعوا می کرد

خب دختر قوی ایه

چطور همچین آدم سطح پایینی رو استخدام می کنی؟

خودت گفتی باهاش مهربون باشم

! اون موقع خبر نداشتم چجور آدمیه

میخوای همینطور نگهش داری؟

اون موقع که برام درباره اون سوءتفاهم شده بود، یادته؟

بهش قول دادم که بذارم بازم توی سوپرمارکت کار کنه

نگه داشتن اون قول اینقدر مهمه؟

حتی بعد اینکه دیدی چه بلایی سر من اومد؟

فکر میکنی اگه نمی اومدی سراغم، من چی می شدم؟

حتما باید طوریم می شد؟ اون موقع به این جریان اهميت می دادی؟

اصلا چرا باید منو همچین جایی بیاری که این اتفاق برام بیفته؟

یون جو متاسفم. من اشتباه کردم

می خواستم اونجا یاد روزای قدیممون رو تازه کنیم

... ببخشید که از اونجا برات خاطره بدی درست کردم

اونم وقتی می خواستم یاد روزای خوب بیفتی

دقیقا. میتونستیم همینطور از اونجا رد بشیم

چرا حتما باید اونجا نوشیدنی می خوردیم؟

... من به عنوان صاحب مغازه، خوب میدونم چه حس بدیه

که یه مشتری بیاد تو و بعد همینجوری بره

عجب. همش به بقیه فکر میکنی

این دفعه رو مثل دفعه قبل گذشت نکن

جدی میگم

یون جو

ای خدا

،یه سری دختر می خواستن از زنه پول بدزدن

منم زدمشون

پس داشتن دوست دختر آقای چوی ... رو می زدن و غارت می کردن

بعد تو نجاتش دادی، ولی بازم مثل خنگا بد قضاوتت کردن؟

ببینم تو مگه فالگیری چیزی ای؟

تو فال روزانه ای، مگه نه؟

ای خنگه، چرا هیچی نگفتی؟

این خنگ بدبخت چی می تونست بگه؟

من حالم خوبه

بیاین بازم بخوریم- بنوشیم-

خوش اومدین

بابا تو اینجا مشتری ای

جدا؟

! داره ما رو نگاه می کنه

! به صورت خوشگل تو نگاه میکنه- ! آره-

قیافه خوشگلت حتی تو تاریکی هم برق می زنه

تو ست بیولی مگه نه؟ جونگ ست بیول؟

بله خودم هستم

شما؟

منم، کانگ جی ووک

! یا برگام- نه بابا-

کی هست؟

! بابا همون کانگ جی ووک معروف

گفتی یکی رو به همین اسم میشناسی

کانگ جی ووک؟

آره. پدرت بهم آموزش می داد. یادت نیست؟

وایسا ببینم، تو همون سگ کوچولویی؟

خیلی وقت بود نشنیده بودمش تو همیشه سگ کوچولو صدام می زدی

! هی! سگ کوچولوی ما

! هی- سگ کوچولو؟ کی سگ کوچولوئه؟-

ببین سگ کوچولومون چه بزرگ شده

! داره به صورتش دست میزنه- ! بهش دست زد-

! وای خدا، بهش دست زد

! امکان نداره. وای خدای من

ببین چقدر قد کشیدی

ای دختر... الان چی شد؟

(اون کیه؟)

همین زودیاس که یکیو درب و داغون کنم، حاضر باشین

هروقت گفتم آماده دعوا بشین، باشه؟

باشه- باشه-

هرطور بشه، پیداش میکنم

بریم

هی، بچه ها

باید آشغالای خودتونو جمع کنین

ما بچه نیستیم

به چه جراتی باهام خودمونی حرف می زنی؟ بریم

ادبتون کجا رفته؟

باید بزنمتون یه کم عقلتون بیاد سر جاش

دخترای گیس بریده

(این یعنی آدما عوض نمیشن؟)

بله ادیتور؟- بله نویسنده آتشین-

دیشب طراحی صحنه آخر تموم شد. به زودی پستش میکنم

باشه، ممنون

خیلی خب

[مرد رگه او" قسمت 44"]

[مرد رگه او" قسمت 44، در حال بارگذاری"]

[مرد رگه او" قسمت 44، با موفقیت بارگذاری شد"]

آخ کمرم

دال شیک- سلام ده هیون-

چرا اینقدر خسته بنظر میای؟ این روزا اوضاع چطوره؟

خوبه

وقتی ست بیول نمیاد، فروشمون افت میکنه

معلومه خب

شیفت خوبی داشته باشی. من میرم. صبح برمیگردم

غذاهای تاریخ گذشته هم میتونی بخوری

مرسی

وایسا ببینم، ده هیون

چیه؟

... چند شب پیش، اون دختر پاره وقته

ست بیولو میگی؟ خب اون چی؟

هیچی

نه، ولی باید بدونیا

ولی نمیتونم بهت بگم

بهش بگم یا نگم؟

نمیتونم تصمیم بگیرم

دال شیک؟

... اون دختر پاره وقته رو دیدم که- که؟-

ملتو می زد

جونگ ست بیول؟

،سه تا مردو حسابی لت و پار کرد

فکر کردم مبارز بوکس قهرمانیه مثلا

انگار کانر مک‌گرگوری، چیزی باشه (بوکسور و رزمی کار معروف)

همین الان هم یه سری بچه عجیب و غریب اومدن فروشگاه

این روزا جوونا خیلی ترسناک شدن

مطمئنی اونی که دیدی، ست بیول بود؟

تو که منو میشناسی

من دیدم کامل کامله، چشمام عین عقاب می مونه

نگاه کن

(هی-) خودشه، مگه نه؟-

(چطور میتونی؟)

چرا داشته می زدتشون؟

نمیدونم والا. ببین

تازه فقط آپ دولیو چاگی و سیلی روشون پیاده نکرد که

مجبورشون کرد زانو بزنن و حسابی باهاشون صحبت کرد

حتی منو تهدید کرد که اصلا بهت چیزی نگم

... ده هیون، لطفا هرازچندگاهی بیا خونه من

چک کن هنوز زنده ام یا نه

خیلی می ترسم

من دیگه میرم. خداحافظ

! ده هیون ، پشت اون چهره خندون، یه هیولا خوابیده

اون زن ترسناکیه

دوربین‌های امنیتی؟

امیدوارم صدام ضبط نشده باشه

آخ چه سنگینی. خسته شدم

... راننده

چطور میتونی راننده صدام کنی؟ از جونت سیر شدی؟

واقعا ازت بدم میاد- رسیدم خونه؟-

! موهامو نکش

شب بخیر بانوی من

لطفا مراقب وقارتون باشین بانوی من

جدا؟

اون دختر پاره وقته رو دیدم که ملتو می زد

حتی تهدیدم کرد که بهت چیزی نگم

چطور میتونی همچین آدم سطح پایینی رو استخدام کنی؟

[... چوی ده هیون]

[حتما باید به خاطر همچین دختری گند بزنم به اول صبحم؟]

یون جو؟- بله؟-

به چی فکر میکنی؟- منظورت چیه؟-

چیزی شده؟- نه هیچی-

فقط امروز گرسنه م نیست. من دیگه میرم

حتما دیشب فروشمون پایین بوده

چرا؟- ، ست بیول باید می رفت خونه-

این شد که دال شیک اومد جاش

خانواده ش حالشون خوبه؟

نمیدونم، برام هم مهم نیست

چی داری میگی؟

! رئیس جماعت نباید با کارمندش اینطور برخورد کنه

این‌طوری نباش

معلومه. تصور کن اگه اون نبود الان سوپری چه وضعی داشت

مگه نمیدونی از وقتی اون اومده، چقدر فروشمون رفته بالا؟

هرکی تو مغازه‌مون کار کنه، برای ما مثل خانواده میمونه

... چطور میتونی به اتفاقی که

براش تو خانوادش میفته، اهمیت ندی؟

اون فقط یه پاره وقت موقته بابا. این کارا نیاز نیست

بدون اون هم میتونیم فروشمونو بالا ببریم

فکر کردی بخاطر فروشمون این حرفو می زنم؟

واقعا نباید اینطوری رفتار کنی

خودت همش حرف از پول میزنی

و کی منو اینطوری کرده؟

با ست بیول خوب رفتار کن، بیشعور

اینطوری نباشین دیگه. ما که خبر نداریم اون چجور آدمیه

من میرم سرکار

این پسره چشه؟

خیلی جالب نیست؟

چطور با اون همه غرغر تونست غذاشو تموم کنه؟

شاید به اندازه کافی سرش غر نزدیم

صبح بخیر خانم یو- تقریبا آماده فیلمبرداری هستیم-

که اینطور

اتفاق بدی براش افتاده؟- بریم-

یون جو. امروز اون دختر پاره وقته رو اخراج میکنم

برای کارمند پاره وقت جدید هم یه سری مصاحبه میکنم

باشه

پس لطفا دیگه اینقدر ازم عصبانی نباش

کاری میکنم دیگه نگران هیچی نباشی

باشه

سونگ ته و جونگ ها، خسته نباشین

،از فیلمبرداری اول صبح تا آموزش عصر

روز خیلی طولانی ای داریم ! بیاین قوی باشیم. فایتینگ

پنج دقیقه ای چی شد یهو؟

اصلا یه آدم دیگه شد

! وای خدا

معلوم نیست؟

چی شده؟- چی شده؟-

چوی ده هیون- خب اون چی؟-

وای شماها چقدر دیر میگیرین

آخ سرم

آب لازم دارم

بهم گفتی مسأله خانوادگی داری و الان تو بار بزن بزن میکنی؟

واقعا همچین آدمی هستی؟

خیلی ازت ناامید شدم

خیلی خب، عوضی

! منم ازت ناامید شدم، چوی ده هیون

به خاطر همین باید قبل از قضاوت کردن کسی خوب بشناسیش

آخه من بدبخت چرا باید تو یه نگاه عاشقش می شدم؟

! عجب خنگی ام من

آره خب، ملت رو زدم. که چی؟

(این دختره چشه؟)

... و تازگیا دانشمند جونگ یاک یونگ گفته

که آدما رو باید طبق دو معیار قضاوت کرد

(تپش قلب)

... یکی اینکه حرفش درسته یا غلط

و دیگه اینکه حرفش نفع می رسونه یا ضرر

با اینکه قبلا هم گفتم، دوباره دارم بهتون میگم

(! نه)

(! وای خدا)

به نظرتون این یعنی چی؟

توی امتحان میاد- توی امتحان میاد-

(تپش قلب)

(هی، دیروز چی شد؟)

...دقیقا! این سوال حتما

(هی، دیروز چی شد؟)

تو امتحان میاد- (دخترا، چرا من هیچی یادم نیست؟-)

فهمیدین؟- بله-

ببخشید

نودل بهترین غذا برای خماریه

[لطفا اجازه بده سگ کوچولوت مال من باشه] [پول خوبی براش میدم]

[... دقیقا. سگ کوچولوت کاملا ]

[دل منو برده]

این دیگه چه چرتیه میگین؟

[ببین ادای بی خبرا رو درمیاره]

[چقدر گستاخی آخه]

چرا اینقد حرف سگ کوچولو رو میزنن؟

دخترای دیوونه

[منم، کانگ جی ووک]

هی، کلتو بیار پایین گردنم درد گرفت از بس بالا رو نگاه کردم

خدای من، حتی روزی که اومدی حموم هم دیدمت، درسته؟!

من؟ کِی؟

روزی که با مامانت اومدی حموم زنونه همه چیزو دیدم

حموم زنونه؟- تو اونو دیدی؟-

چی دیدی؟

منم خوشحال بودم

چون بابام اونموقع زنده بود

سگ کوچولو

[دیروز سالم خونه رسیدی؟] [خیلی خوب شد که دیدمت]

[باید بیشتر باهم بگردیم] [از طرف سگ‌ کوچولو کانگ جی ووک]

از کجا شمارمو داره؟

[خونده شده]

جی ووک، چه خبره؟

بله؟ منظورت چیه؟

من دوساله مدیر برنامه هاتم

اما هیچوقت ندیده بودم اینجوری بخندی

دوست دختر پیدا کردی؟

ای بابا، نه

بیا بریم به اونایی که از طرف شرکت تبلیغاتی اومدن یه سلامی بکنیم

بریم

سلام قربان، ایشون کانگ جی ووک هستن

سلام، من کانگ جی ووکم ممنون بابت این فرصت فوق العاده که بهمون دادین

خوشبختم.چو سونگ جون هستم

و ایشون هم لیدر تیم روابط‌ عمومی هستن که شما رو به ما معرفی کردن

خوشبختم. من یو یون جو هستم حواستون به ما باشه لطفا

شما هم هوامونو داشته باشین

خوبه، عالیه

یه دونه دیگه- اوکی-

خوبه. حالا دست راستتون رو بذارین تو جیبتون

...برای این، اون یکی تیم

خوبه. به دوربین نگاه کنین. اوکی عالیه

[دیروز سالم خونه رسیدی؟] [خیلی خوب شد که دیدمت]

[باید بیشتر باهم بریم بگردیم]

باید ببینم نظر فال روزانه راجب این چیه

[فال روزانه]

[!فال روزانه]

خب بذار ببینم فال امروزم چیه

[طالع بینی ست بیول در حال بررسیه]

[طالع بینی امروز برای ست بیول]

"بیرون خونه فقط روابط نحس و شوم منتظرت هستن"

میدونستم. فال روزانه می‌دونه چقدر امروز خسته‌ام

[طالع بینی امروز برای ست بیول]

خب پس امروز رو استراحت میکنم

[چیزایی که برات شانس میارن]

[مدیر تبلیغات]

معذرت میخوام قربان

[مدیر تبلیغات]

اما فال روزانه گفته امروز نباید بیرون برم و چیزی رو تبلیغ کنم

چاره ای ندارم. شرمنده

ای بابا، بذارین غذا بخورم دیگه

[ دوبرابر بهت میدم ]

[مدیر تبلیغات]

[کارت درخت رویایی]

خیلی خب. کارتتون رو گرفتم

یه تیکه شکلات مجانی برنده شدی

و تازه، یه دونه اضافه هم بهتون میدیم

حالا کارت میکشم

بفرمایین

خدانگهدار آقا- یونگ سو فردا هم دوباره بیا-

چشم- عالیه-

سلام

سلام، برای مصاحبه کار نیمه وقت اومدم

،آهان آره، کار نیمه وقت

این رزومه امه- اوکی-

... تاحالا هیچ بچه ای رو اینقدر خوشحال

موقع استفاده از کارت درخت رویایی ندیده بودم

اون کارت رو میشناسین مگه؟- معلومه-

اون تو همسایگی ما زندگی میکنه باید بهش کمک کنم

کار آسونی نیست باریکلا دارین

ای بابا چیزی نیس که. مرسی

قبلا توی فروشگاهی کار کردین؟

معلومه البته خیلی زیاد اونجا کار نکردم

پیک یه رستوران چینی بودم

معذرت میخوام، یه لحظه- عیب نداره، جواب بدین-

سلام- ببخشید-

سه بار بگو قوری گل قرمزی، قوری گل قرمزی، قوری گل قرمزی

...قوری گل- دقیقا-

آیی، چقد درد داشت

به چه جرئتی منو کتک میزنی؟

بهت اجازه میدم تو هم منو بزنی

معذرت میخوام- ببخشید-

لطفاً منو ببخش- تو هم منو لطفا ببخش-

شرمنده. عرق سرد کردم یهو

[ببری که از سلطان خودش محافظت میکنه]

[ببری که از سلطان خودش محافظت میکنه]

من چم شده؟

ببری که از سلطان محافظت میکنه

[ببری که از سلطان خودش محافظت میکنه]

سونگ ساک؟

حالت خوبه؟ هی

هی، ببخشید، هی

بیدار شو آقا. چه کار کنم؟

هی، چه کار داری میکنی؟- هی-

چش شده این بشر؟

نمیدونم. یهو غش کرد

دال شیک- باید بره یه بیمارستان بزرگ-

ای وای. راستی، شما چه شیفتایی میتونی کار کنی؟

هر شیفتی باشه مشکل ندارم

خب در این صورت، ما یه نفر برای شیفت شبمون لازم داریم

شیفت شب؟ - بله -

...سونگ ساک- شیفت شب شروع میشه -

و صبح هم تموم میشه - ... واسه من -

...سونگ ساک

خب توی سخنرانی امروز میخوام براتون ... راجب هفت قانون ارائه

و روش های برقراری ارتباط عمومی بگم تا واسه تبلیغ برندتون استفاده کنید

امیدوارم بتونید از چیزایی که بهتون گفتم، استفاده کنید

ما برای یه فروش خوب باید نمونه های خوب رو معرفی کنیم، درسته؟

بله ، ولی اون هنوز نرسیده، میتونید باهاش تماس بگیرید ؟

اون گفت داره میاد ، پس میرسه

،چون هنوز یه مقدار باید صبر کنیم

[ مراسم اعلام بهترین خرده فروشی ]

بذارید اینو بگم به هر حال قراره بفهمید

بازیگر کانگ جی ووک مدل برند ما شده

[ مراسم اعلام بهترین خرده فروشی ]

ما یه پیام بازرگانی رو امروز باهاش فیلمبرداری کردیم

رئیس من رسیدم - ملکه ی فروش اینجاست -

ست بیول لطفا بیا اینجا

سلام

[ یون جو؟ ]

[ کارمند پاره وقته؟ ]

من یو یون جو هستم

لیدر تیم روابط عمومی و مسئول این مراسم

جونگ ست بیول هستم

خیلی خب شروع کنید

خانم جونگ لطفا چندتا ترفند برای تبلیغات و فروش خوب رو بگید

[ مراسم اعلام بهترین خرده فروشی ]

سلام ، من‌ جونگ ست بیول هستم

برای اولین باره که روبه روی جمعیت وایمیستم

چیز زیادی راجب استراتژی های تبلیغاتی نمیدونم

[ مراسم اعلام بهترین خرده فروشی ]

من فقط سعی میکردم که تو نوشیدنی باهاشون همراهی کنم

خب ، من باهاشون صحبت میکنم ، اگه واسشون صحبت کردن سخت باشه

به داستان هاشون بددهنی هاشون راجب کسایی که دوست ندارن، گوش میدم

[ مراسم اعلام بهترین خرده فروشی ]

... و اگه کسی با الکل میونه ی خوبی نداشته باشه

[ مراسم اعلام بهترین خرده فروشی ]

من سعی میکنم خودم باهاش شریک شم

همش همین بود

بهش بگو نجاتت دادم. من که اذیتت نمی کردم

من از کجا بدونم؟

اوه راستی، یه قانون برای خودم دارم

اگه کسی رو بزنم، میگم اگه نزنم‌ هم میگم

اگه کتک نخوردم، میگم

اگر کمک گرفته باشم، میگم

[ مراسم اعلام بهترین خرده فروشی ]

من معمولا آدم روراستی ام

و امیدوارم که شما هم با خودتون صادق باشید

[ مراسم اعلام بهترین خرده فروشی ]

انجامش بدیم - بیا بریم‌-

[ اهمیت دادن به محل کار ، احترام و شور و انرژی ]

هی ست بیول ، تو تماس های منو نادیده گرفتی

[ راه حل زندگی ]

ولی پیام‌هامو خوندی؟

[ شور و انرژی ]

خدایا ، اومدم اینجا که بهت انرژی روحی بدم

[ شور و انرژی ]

نه، شک‌دارم که اینجوری باشه

رئیس چو ، میتونم به دورهمی تیم نیام ؟

حالم خوب نیست

ولی این پروژه ی شماست

منم با اینکه خسته بودم اومدم اینجا

بی ادبانه نیست که از زیر دورهمی در بری وقتی خودت همشونو آوردی اینجا؟

هی چطور میتونی اینجوری باهاش حرف بزنی ؟

چی ؟ میخواستم یه چیزی بگم

بله رئیس چوی

منم، ست بیول

الان؟

نمیتونم الان بیام

بله، چی میخواستی بهم بگی؟

باشه بعدا میبینمت

خداحافظ

اون ازم خواست زود برم چون باهام حرف داشت

ما که هر روز همو میبینیم

امروز کارمند پاره وقته رو اخراج میکنم

درست میگید خانم جونگ

خیلی بی ادبانه اس بعد دعوت کردن همه از زیرش در برم

بهتر رفتار میکنم

گوشت بیشتر بیارید لطفا

من رئیس چو سونگ جون هستم

میتونم براتون نوشیدنی بریزم ؟

خودم هم دوست دارم

ولی باید توی مغازه شیفت شب کار کنم

ای بابا، لطفا برای من نوشیدنی بریزید رئیس

حتما

... ولی اگه تبلیغات بیشتری انجام بدی

بیشتر پول درنمیاری تا کار توی یه سوپرمارکت؟

فکر میکنم شما فقط کار میکنی تا پول دربیاری

شما که برای یه برند فروشگاه کار میکنی، نباید اینو بگی

بله ؟- من شغلمو دوست دارم -

کارک تو مغازه رو دوست دارم و آقای چوی رو هم دوست دارم

البته

من بهتر از همه میدونم که آقای چوی چه رئیس خوبیه

ولی فکر نکنم خوب بتونه قضاوت کنه

واسه همین من همیشه کمکش میکنم

معلومه

شما باید موقع کمک بهش روراست باشی

اینجوری خیلی زود متوجه میشه

[ که چقدر آدم دورویی هستی ]

ولی شما باید قبل اینکه آقای چوی بهت بگه، بفهمی

[ که قراره اخراج بشی ]

چیو ؟

می فهمی

این دیگه زیادی بود

قاطی کردیش؟ انگار خیلی سوجو ریختی توش

فهمیدم، اینجوری تو خیلی دوست داری آقای هین هین

چی؟ چرا اونجوری صدام میکنی؟

"من به صاحب اینجا نزدیکم"

"امروز اینجا نیست؟"

اون روز تو مغازه اینو گفتی

بذارین تبلیغات فروشم رو انجام بدم

من یه کارمند نیمه وقت یه مغازه تو شینسونگ دونگ، محله جونگنو هستم

میدونم که اقای چوی قبلا تو این شرکت کار می‌کرده

چطوره بیاین مغازه رو ببینین ؟

گاهی سر بزنین و کمک کنین فروش رو ببریم بالا

اگه لیوانتون خالی شده، بدین واستون پرش کنم

من شروع میکنم ، لطفا بیاین به مغازه ی ما

تمام تلاشمو توی فروش انجام میدم

و توی مغازه هم سخت کار میکنم

شمام همینطور، بیاین براتون لیوانتون رو پر کنم

[ نامه ی معذرت خواهی ]

صبر کن ، بذارین رک بهتون بگم

... خب شماها میگین

این چیزای توی لیست رو دزدیدید

[ نامه ی معذرت خواهی ]

و یهو متحول شدین دیدین درست نیست واسه همین اومدین تا پولشون رو بدین ؟

و واسم نامه ی معذرت خواهی هم نوشتین ؟

آره - آره -

خب دقیقا همیتشو نمیتونم بفهمم

چرا ؟ چرا یهویی اینطوری میکنین ؟

تو بهش بگو - چی؟ -

هی. اون دختره بهمون گفت که بهش نگیم

اون دختره؟ کی ؟

از پاره وقتم حرف میزنین ؟

شما همونایی هستین که دو روز پیش توی پارک کتک خوردین؟

بهش بگو که ما اومدیم

و بهش بگو شماره های ما رو پاک کنه

هر وقت یه پیام میاد، سکته میکنم فکر میکنم‌اون بهم پیام‌ داده

بعد خوردن نودل هم اینجارو تمیز میکنیم

و مودب هم هستیم

لطفا پیام مارو به دست بانو کیم بو سونگ برسون

کیم بو سونگ ؟

اسم مستعارش کیم بو سونگه

اون واسه وفادار بودنش معروفه

ولی اون فقط یه دردسرساز خیلی خشنه

اون دردسرساز نیست تو مدرسه دردسرساز بوده

مطمئنی؟- آره. پرس و جو کردم -

واسه همین به جای دررفتن اومدیم اینجا

هی ولی یه دختر سه تا پسرو لت و پار کرده ؟

اون خیلی قویه، باید یه بار شما رو هم بزنه که بفهمی

به این آسونیا نمیتونه منو بزنه، من ورزشکارم

به هر حال پول و همه چیزو بهت دادیم دیگه میریم

باشه ، هی رفقا دست از دزدی بردارید. باشه ؟

باشه- باشه-

بای ، بریم - خدافظ -

خب

دیگه دزدی نکنید

اگه دوباره موقع دزدی گیرتون بیارم دیگه نمیتونید راه برید

فهمیدید ؟

اون بچه ها

چرا اینجا آویزونش کرده جاش خوب نیست

[ جونگ ست بیول ]

[ اگه اینو بخونی، میکشمت ]

چطوری میخوای منو بکشی ؟ مگه این دفتر مرگه ؟

[ یه مغازه پر از عشق ]

درمورد من فحش نوشته؟

[ لیست چک روزانه ]

[چوی ده هیون]

"افزایش فروش، سرویس خوب به مشتری ، رفتار خوب"

[افزایش فروش، سرویس خوب به مشتری ، رفتار خوب]

" تمیز کردن و انضباط داشتن "

چینش محصولات ، مرتب کردن انبار... "این چیه؟"

چیکار باید بکنم تا یه کارمند عادی باشم ؟

برای تبدیل شدن به یه کارمند عادی باید توی چندتا مورد ارزیابی بشی

... و خب کاری نداره، افزایش فروش و رفتار خوب با مشتری

رفتارت، تمیزی و منظم بودنت و کار با محصولات

سازماندهی انبار، نه به زباله، و دور انداختن غذاهای تاریخ گذشته

[ منظم بودن ، کار با محصولات ، سازماندهی انبار ]

[ ۱۴ آوریل ]

[ ۱۴ آوریل ]

[!به همه گفتم که زباله هاشونو بریزن دور ، آره اینه]

[ چوی ده هیون ]

[صبر کن تا من یه کارمند رسمی بشم ]

[ ۲۳ آوریل ]

[ ۲۳ آوریل ]

[، اگه به خاطر اون جعبه نبود ]

[ همه شو قبل فاسد شدن میفروختیم ]

[ ۲۸ آوریل ]

[ ۲۸ آوریل ]

[ باورم نمیشه که ۲۰۰ تا مشتری رو رد کردم ]

[ فروش داره بالا میره ]

[ ولی آقای چوی حتی چک نکرد ]

[ ولی تا وقتی که اینقدر جذابه عیب نداره ]

سلام

هنوز شیفت ست بیول نشده

میدونیم - واسه همین اینجاییم -

فکر میکردی یه روز مرخصی گرفته تا بره بیرون و نوشیدنی بخوره ؟

چی ؟ پس چی ؟

دیروز سالگرد فوت پدر ست بیول بود

... بعد از رفتن به سر مزار، میخواست خونه بمونه

ولی مجبورش کردیم بیاد تو حالش بهتر بشه

سالگرد فوت پدرش بود ؟

و دوست دخترت از کتک خوردن جون سالم به در برد، اونم به لطف ست بیول

ولی به جای تشکر کردن ازش ... بهش شک کردی

دروغگو ا ی ن وسط دوس دختر جنابعالیه نه ست بیول

اون سخت کار میکنه تا مغازه ی تو رو نجات بده

پس لطفا راجبش فکرای اشتباه نکن

اون الکی راه نمیفته مردم رو بزنه

اون فقط کسایی که حقشون باشه رو میزنه

خدایا آمپر چسبوندم

بیا بریم مشروب بزنیم

بریم - بریم -

به چی نگاه میکنی؟

به تو نگاه نمیکنم. تو فقط تو مسیر دیدمی

پس میخوای همینجوری بهم زل بزنی؟

تو این وضعیت جای دیگه رو نگاه کنم، عجیب تره

،باشه. پس ادامه بده همینجوری نگام کن

دوست نسبتا پیرمرد آقای چویی

خدای من، شماها خوب دارین به هم وابسته میشین

شرط میبندم تا الانم شدین

میدونم داری تو دهنت تف جمع میکنی

ادب داشته باش و قورتش بده

من خودمم خیلی جمع کردم

با شماره سه، بیا جفتمون تفمونو قورت بدیم باشه؟

یک

دو

!هی

میدونستم، بچه پررو

!مرتیکه گه

!اوف، بهتره فقط بزنم بکشمش

اینجا - آقا، اینجا -

تاکسی. اینجا

...میشه لطفا

لطفا وایسین

[تاکسی]

کجا میرین؟

سلام. پیونگ چانگ دونگ لطفا

این تاکسی مال منطقه گیونگیه، نمیتونم اونجا برم

نمیتونین؟

[تاکسی]

ای خدا، نباید توی همچین وضعیتی تاکسی بیشتر باشه؟

خدای من، عجب آدمیه

لباسای گرون میپوشه، خب که چی؟

چرا اون باید به آقای چویی راهنمایی بده؟

امیدوارم درمورد من چیز عجیبی بهش نگفته باشه

بیا فقط امروز نریم سرکار. بیا بریم. امروز نریم سرکار

نه، صبر کن

آقای چوی گفت یه چیزی میخواد بهم بگه

نباید همینجوری فرار کنم

خانوم

ست بیول، اومدی. بالاخره اومدی

ولی آقای چوی کجان؟

ده هیون رفت جایی

چی؟ بهم گفت میخواد یه چیزی بهم بگه

عه واقعا؟ وای امروز کلی کار داری

راستش اینطوری بهتره. زمان زودتر میگذره و فروش میره بالا

وای، قدمت خیلی بابرکته

من دیگه میرم. اونا حتما دارن می میرن که باهات حرف بزنن

باشه. آها، یه نفرم منتظر شماست

چی؟ منظورت چیه؟

اونجا

خدای من، اون اینجا چیکار میکنه؟

اینجوری نباشین دیگه. اون خوش قیافست

اگه باهاش زندگی میکردی این حرفو نمی زدی. می بینمت

خدافظ - باشه خدانگهدار -

موفق باشی

ای بابا کجا رفت؟ فک کردم میخواد باهام حرف بزنه

یون جو، چرا انقد فکرت مشغوله؟

فکرم مشغول نیست

اینطور نیست. نمیتونی به من دروغ بگی

بخاطر اون ملکه فروشه؟

چون اون توی فروشگاه اون پسره کار میکنه؟

چوی ده هیون. آقای چوی. مدیر چوی

درست صداش کن

چرا داری انرژیتو سر پاره وقت آقای چوی هدر میدی؟

من هیچوقت انرژیمو سر اون هدر ندادم

یون جو - وای.‌ ده هیون -

اینجا چیکار میکنی؟

میخواستم برسونمت خونه

آقا، ندیدمتون

خیلی وقت بود همو ندیده بودیم آقای چوی

آره همینطوره

یون جو، بیا بریم

باشه

کنجکاوم چی میخواستی بهم بگی

...اون روز توی بار

بقیه همه افتاده بودن زمین

و تو تنها کسی بودی که حالت خوب بود. چرا؟

اینطوری اومدی دیدنم که اینو بپرسی؟

من اصلا نمیخوام بهش فک کنم پس تو هرجور دلت میخواد قضاوت کن

یون جو

این ممکنه برای تو ارزش زیادی نداشته باشه

ولی برای اون بچه، ممکنه زندگیش بهش وابسته باشه

به نظرم داری گندش میکنی

همه مشاغل با ارزشن، چه یه کار ... پشت میزی توی یه شرکت بزرگ باشه

چه یه کارمند پاره وقت توی یه فروشگاه

... هیچکس حقش این نیست

که برای یه دلیل الکی شغلشو از دست بده

میدونم من فقط یه مدیر فروشگاه کوچیکم

ولی اون اولین کارمندیه که استخدامش کردم و نمیخوام اینجوری اخراجش کنم

میخوام بعد از بررسی حقایق یه تصمیم بگیرم

حقیقت اینه که اون دست به خشونت زد

ولی اون روی تو خشونت به کار نبرد ...روی اون دخترایی به کار برد

که تو رو اذیت کردن. اینم درست نیست؟

چیزی که عوض نمیشه اینه که اون آدم خشنیه

یون جو

یادته بهم گفتی قایم از من هیچکاری نمیکنی؟

منم همینطورم

لطفا فکر نکن که دارم طرف کسیو می گیرم

میدونی، من فقط دارم تلاش میکنم

به اصول اخلاقیمون پایبند باشم و کاریو که درسته انجام بدم

... ولی هیچ اصلی برای من مهمتر

از تو نیست، یون جو

تو مهمترین اصل اخلاقی هستی

،پس یون جو

من هرکاری تو بگی میکنم

،خوب بهش فک کن

و وقتی تصمیمتو گرفتی بهم بگو

من دیگه باید برم

ده هیون - بله؟ -

همینطوری میخوای بری؟

اه، خیلی برام سختش میکنی که ازت متنفر باشم

دیگه برو - یون جو -

سلام مامان

دیگه بهتره بری - مادر... مادرت؟ -

وای، چیکار کنم؟

باید برم سلام کنم ولی لباسام خوب نیستن

بیا بریم

مادر

الو؟

[سلام، شما مدیر فروشگاه هستین؟]

[از کلانتری تماس میگیرم]

کلا...کلانتری؟

انقد از من نپرس

اون چه جور آدمیه؟

خدای من - بگو دیگه -

،آدم فهمیده و با وجدانیه

همینطور آدم قابل اعتمادیه

نه اون نه. شغلش چیه؟

چه اهمیتی داره؟

تازگی باهاش قرار میذاری؟

نه، بیشتر از دو ساله که باهم قرار میذاریم

چی؟ دو سال؟

پس چرا به من نگفتی؟

چون الان بالاخره اعتماد به نفسشو دارم

میخوام هرچی هم که بگی، من پای حرفم وایسم

ست بیول، چی شده؟

حالت خوبه؟

چرا اومدی؟ فقط دوباره ناامید میشی

صدمه دیدی؟

نه چیزیم نیست

فروشگاه چی؟ - دال شیک هست -

وای، فک کنم یه رباط پاره کردم

راحت از این نمیگذرم

بازم همو دیدیم - آره -

وای، شما خیلی سرت شلوغه

چی شده؟

،انگار سعی کرده یکم تشویقش کنه

ولی اون دستشو پیچونده

اون تشویقم نکرد. همش دستمو داشت می مالید

!دیدی؟ نگاش کن

!حالا انگار کار خوبی کرده

حقته بیفتی زندان

سلام آقا. بذارین من از طرف اون عذرخواهی کنم

عذر میخوام - شما کی هستی؟ -

من مدیر این فروشگاهم

... شما مدیری؟ کارمنداتو چجوری تربیت کردی

که انقد بی ادب با من برخورد میکنه؟

ببینید، من دستشو گرفتم

چون برام مثل دختر خودم بود

پس کمترین کاری که میتونست بکنه این بود که ازم تشکر کنه

گوش کنین

شما بهش تعرض جنسی کردین، ولی من بازم عذرخواهی کردم

باید به همین راضی باشین

چی؟ تعرض جنسی؟ چی میگی مرتیکه

میخواستم از این مسئله بگذرم چون نمیخواستم مثل شما بشم

ولی میدونین چیه؟

میخوام از کارمندم عذرخواهی کنین

که بهش تعرض جنسی کردین

هی مرتیکه نفهم. داری تهمت میزنی

توام حقته که بری زندان

جناب سروان، میخوام از ایشون به جرم تهمت و افترا شکایت کنم

بیاید ببینیم شما واقعا بهش تعرض کردی یا نه

چی؟ - یه نگاه بندازین -

[سلام به همگی. از الف تا ی فروشگاه ها]

[این برنامه همه چیز درمورد فروشگاه هاست -] نه صب کن -

فک کنم این تفریح ایشونه - [!سلام، چوی ده هیون هستم -]

این ویدیوی اشتباهیه. این نیست

بفرما. اینه

خدای من

این مدرک کافی ایه

شکایت بنویسم؟

نه صبر کن. ببخشید

عذر میخوام. لطفا منو ببخشین

دیگه نری به دخترا بگی مثل دخترت دوسشون داری

بعضیا دلشون میشکنه اگه اینو بگی، باشه؟

باشه، ببخشید. عذرمیخوام

!از من عذرخواهی نکن

خانوم

خیلی عذرمیخوام. لطفا منو ببخشین

ست بیول، بیا بریم

هی صبر کنین. گوشیتون

آها، یادم رفت - بیا ببرش -

اون مردک روانی

ست بیول

چرا کمکم کردی؟ من دوست دخترتو اذیت کردم

چرا این حرفو میزنی؟ من که میدونم تو با اون کاری نداشتی

باید بهم میگفتی که بی گناهی

من همه چیزو خیلی زود یاد میگیرم

یاد گرفتم که اگه آدم یکم احساس کنه بهش ظلم شده

بهتره تا اینکه انتظار داشته باشه و ناامید بشه

منظورت چیه؟

... من پدرومادر ندارم و از مدرسه اخراج شدم

همه فکر میکنن من دروغ میگم

هیچکس هیچوقت حرف منو باور نمیکنه

چی میگی؟ تو منو داری

من باورت میکنم

... بابت اتفاق اون روز

ببخشید

فک میکنم یون جو بخاطر شرایطش اشتباه کرده

اون معمولا اینطوری نیس

بهش حسودیم میشه حتی یکی رو داره که به جاش عذرخواهی کنه

کاری که امروز کردی اشتباه بود

چی؟ چیکار کردم اشتباه بوده؟

ممکن بود آسیب ببینی

ارزش دعوا نداشت

فقط باید گزارششو میدادی پلیس

و چرا اون یاروهایی که از فروشگاهمون دزدی کردن رو زدی؟

میدونستی میتونستن شکایتتو به پلیسا بکنن؟

چرا انقد ازم عصبانی؟- عصبانی نیستم-

دارم سرزنشت میکنم

سرزنشم میکنی؟

آره سرزنشت میکنم چون الان حقته سرزنش بشی

... مادامی که تو فروشگاه من کار میکنی، من سرپرستتم

پس اگر کار اشتباهی کنی همینطوری وانمیستم

و سرزنشت میکنم، مفهومه؟

باید بهتر بلد باشی که چطوری با همچین آدمایی دعوا کنی

حالا مگه خوب بلدی مبارزه کنی؟

پس منو بزن. بذار ببینم چطوریایی

بزن

جدی میگی؟- آره شوخی ندارم-

منو بزن؟- مطمئنی پشیمون نمیشی؟-

نه نمیشم. فقط قلقلکم نده

کجا میری؟

ترجمه: موسوکا. میمز. رخشان. مونلایت. میجان

ویراستار : مونلایت

،اون بی دلیل بقیه رو نمیزنه

فقط کسایی که حقشونه رو میزنه

بله پس حتما کاری کردم که حقم بوده

به خاطر اینه که ماه کامل الان جلو چشممه

هی کجا داری میری؟

...برگرد

سرزنشت میکنم چون دوستت دارم

اگر دوست نداشتم فقط نادیده ت میگرفتم

!من دوستت دارم و خیلی برام ارزشمندی

به خاطر اینه که سرزنشت میکنم

اون بار آخری بود که سرزنشم کرد

دیگه هیچوقت سرزنشم نکرد

نه اون نمیتونه

از اون روز دیگه هیچکس سرزنشم نکرد

اما امروز

یکی شروع کرد دوباره سرزنشم کنه

بابا

من امروز سرزنش شدم

سوار اتوبوس نمیشی؟ آخرین اتوبوسه

طوری نیست

... من فقط میخوام

امشب خیلی طول بکشه

[زمان کار در سوپرمارکت]

خدایا سوپرمارکت لعنتی

خدایا باید اتوبوس سوار می شدم چقد خرم

خدای من

میشه لطفا عجله کنی خیلی منتظر موندم

متاسفم، فکر کنم صبحانه یه چیز فاسدی خوردم

باید برم دسشویی- چته؟-

کجا میری؟ هنوز تموم نشده

واسه چی انقد طولش میدی؟

میشه لطفا عجله کنی؟- عجله کن-

عجله کن من وقت ندارم

خدای من یالا- من الان باید برم-

داره چیکار میکنه؟- چرا انقد طولش میده؟-

اینهمه آدم چرا هستن؟- من باید برم-

!سلام

سلام- سلوم-

مرسی. حالا میتونید برید

ست بیول من دیگه تقریبا مردم اینجا

مرسی میبینمت

اینا رو براتون حساب می کنم

اون 13 دلاره

خداحافظ.- میبینمت-

حسابتون 2.8دلار شد. خدانگهدار

خداحافظ

میبینمتون- باشه-

ما تخفیفای زیادی برای این ماه داریم

تخفیفای این ماه رو چک کنید چنساش خیلی خوبن

[شعبه شین سونگ ناحیه جونگنو GS25 فروش فروشگاه]

هی. راستشو بگو. این واقعیه؟- آره والا-

این یه جورایی مدل پیش پرداخت نیست نه؟

احمق پیش پرداخت برای کارمندهاست

کارمون خوب نبود؟- فروش سه برابر شده-

!سه برابر! سه برابر

هی... نکن... بذار برم- کارت خوب بود توله سگ-

!هی کار اون نبود

همه اینا به خاطر ست بیول بود

عه اون کارگر پاره وقتی که شیفت شب میاد؟

خدایا باید برم اونجا یکم تشویقش کنم؟

نه بیخیال. نرو اونجا

آره بهتره که درباره ت ندونه

نباید بیای

چرا؟ باعث خجالتتم؟

آره خیلی- آره ما به خاطر تو خجالت زده ایم-

خدایا بیخیال

سه برابر؟

...چی

[... جونگ ست بیول، کارمند شعبه شین سونگ در جونگنو]

[بهترین کارمند ماه شده]

بابا... بابا- چی شده؟-

این... ببین- این چیه؟-

این چیه؟- نمیتونم ببینم-

این چیه؟- یه لحظه وایسا-

بهترین کارمند! خدای من- بهترین کارمند؟-

!ست بیول کارمند برتر شده

!کارمند برتر- کارمند برتر؟-

!کارمند برتر- !کارمند برتر-

!عالیه- فوق العاده ست-

باورم نمیشه- مواظب باش-

خدایا باورم نمیشه- بلاخره از پسش براومدیم-

♫ به خاطر ست بیول ♫

♫ شعبه جونگنو میخواد جشن بگیره♫

....آقای چو چرا علامت

چی؟ منظورت این تابلوئه؟

نیازمند کارگر پاره وقت

...چرا

چون ما دیگه به این نیازی نداریم

تو بهترین کارمند ماه شدی ست بیول

چه حرفیه

!ست بیول تو کارمند برتر ماه شدی

♫ تبریک تبریک ♫

♫ تبریک برای کارمند برتر ماه ♫

♫ تبریک ♫

چرا خوشحال نیستی؟

یه سایت کاریابی هم میخواد بیاد باهات مصاحبه کنه

چیش انقد خوبه؟

فقط مشتری هامون بیشتر میشه و بیشتر خسته میشیم

چطوری همچین حرفی میزنی؟ تو کارمند ماه شدی

به چپم کارمند ماه

تمام کاری که من میکنم اینه که باعث میشم بری ایستگاه پلیس

آره واقعا میشه لطفا انقد باعث نشی من برم پاسگاه؟

ها راستی

دیروز گفتی زود بیام چون میخوای یه چیز مهمی بگی

درباره چی بود؟- چی؟-

آها خب... دو روز قبلی دیر کردی درباره اون میخواستم حرف بزنم

...به خاطر این بود که یکی بیرون ازم آدرس پرسید

بهرحال بهتره که خوب کار کنی وگرنه میذارمت آبدارچی

خدایا چقد فکرت بسته ست

تعجبی نداره دوستام بهت میگن روشعنفکر

من فکرم بسته نیست فقط به هرکسی لطف و محبت نمیکنم

،کسایی که میشناسنم

میدونن که چقد بامحبتم

تشنج کردی؟

چرا کار یه سوپرمارکت رو شروع کردی؟

چی؟

بیشتر صاحب های سوپری ها میانسالن

بینشون هیچوقت کسی به جوونی تو ندیدم

یادمه بهم گفتی

که سوپرمارکت زندگی و آیندته

و این همش تو ذهنمه

میخوای بدونی چرا این کارو راه انداختم؟

فکر کنم چون کارمند ماه شدی باید بهت بگم

اما ولی به کسی نگو رازه

مطمئنم دیگه میدونی که من تو شعبه اصلی کار میکردم

من سخت کار میکردم

،اما یه روز

یه روح اومد تو خوابم و این رو گفت

"ده هیون از کار استعفا بده"

"و یه سوپرمارکت راه بنداز" این بود پیامش

این ماجرا تقریبا دیگه داشت میرفت برنامه ماه عسل

خدایا چقد دروغگویی

انقد فضولی نکن خب. رازه

این باعث میشه خیلی جذاب بشم

اعتماد به سقف کاذب

چی میگی؟ نخیرم به دلیل خاصی اعتماد به نفس دارم

چرت نگو

تو نمیدونی. ولی من یه دلیلی دارم

اما اینجوریاست؟ میخوای با پاره کردن تابلو بهم تبریک بگی؟

آره اینجوریاست حالا تمیز کن

یالا بندازم هوا- تنهایی نمیتونم که-

پس کولم کن

هیچکس تا حالا اینکارو برام نکرده میتونی اولین کسی باشی که اینکارو برام میکنه

بهت گفته بودم که دیسک کمر دارم؟

گردنم اینطوری اومده جلو

چه ضایع. اقلا یه سواری بده

برو بابا. چرا باید اینکارو کنم؟

ناموسا؟ اینطوری واسه کارمند ماه شدن بهم تبریک میگی؟

دیگه چه انتظاری داری؟ فکر کنم همه کاری کردم

خدایا، به درک اصن

عجبا چه انتظاری داشتی؟

این چیزیه که میخوای؟

این برای منه؟- آره برای توئه-

بگیرش

این گل مورد علاقمه

،میخواستم رز قرمز بخرم

اما گلفروش معنی این گل رو بهم گفت

این یعنی ستایش، تشکر و ایمان داشتن

اینو انتخاب کردم چون معنیش بهت میومد

یه معنی دیگه هم داره

چی؟

(رز صورتی نماد ابراز عشقه)

نمیخواد بدونی- یعنیا-

خیلی خوشحالم

حالا دیگه فقط یه سواری بدی عالی میشه

هنوز بیخیال اون نشدی؟

آره خب به این سادگی بیخیال نمیشم همینطوری شدم بهترین کارمند ماه

اونم بین میلیون ها کارگر پاره وقت تو کشور

،از اونجایی که قبلا تو شعبه اصلی کار میکردی

مطمئنم میدونی که چقد سخته

باشه ولی فقط برای یه ثانیه بهت سواری میدم

نمیخواد- خیلی خب باشه-

سه ثانیه. بحث نکن سه ثانیه قبول؟

بیا

خدایا تو باورنکردنی هستی

وایسا صبر کن زانوهامو آماده کنم

باشه بیا

آماده ای؟- 1 2 3-

خب. حالا 1 2 3 بیا پایین

یالا بیا پایین- اگه میتونی بیارم پایین-

شوخی میکنی؟ بیا پایین بینم

اگه بخوام از زور استفاده کنم صدمه میبینی

بیا پایین- نخیرم-

خدایا. میشه لطفا بیای پایین؟

...یون

(تازه کاری از کوچه پشتی) کاری از تیم ترجمه دینگو @DingoSub

(: به جمع صمیمی دینگویی ها بپیوند :) @DingoSub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.