Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Ariana قسمت اول
♪تو شهر ووشیا ماه کامله♪
♪فانوس ها میدرخشن♪
♪مهمون های زیادی تو غذاخوری تیان شیانگ هستن♪
♪وقتی چاقو به دست میگیرم♪
♪برش هام بی نقصن♪
♪دنیا رو کف دستم میگیرم و آشپزی میکنم♪
♪با سس و سرکه♪
♪و مهارت آشپزیم♪
♪بیا مبارزه کنیم♪
♪با مهارت آشپزیم♪
♪و روحیه مبارزه ام♪
♪فقط همه چیز رو با خنده قبول میکنم♪
♪شادی ها و غم ها♪
♪تو زندگی همه چیز رو چشیدم♪
♪هنوز طعم غذاهای لذیذ گذشته رو احساس میکنم♪
♪غذای خوشمزه لازمۀ عشقه♪
♪در کنار بهترین همراهم♪
♪باهم قدم میزنیم♪
♪مصائب زندگی♪
♪بذار همه رو احساس کنم♪
♪تا وقتی شاد باشم♪
♪هر روز♪
♪یه روز بی نقص با عشقه♪
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Ariana قسمت اول
[افسانه تائوتی]
[قسمت 1]
جونور تائوتی به خاطر شکمو بودن
وارد دنیای فانی شد
[دروازه سونگ یانگ] و همه جا دنبال لذت بود
بعد از اینکه راهب نیلوفر آبی متقاعدش کرد تصمیم کرد تغییر کنه
اما اتفاقی دروازه ای به دنیای اهریمن ها باز کرد
و باعث شد اهریمن های بیشماری وارد دنیای فانی بشن
پادشاه چیلین سیاه با استفاده از این فرصت
ارتش بزرگی جمع کرد
تا سعی کنه به دنیای فانی تسلط پیدا کنه
راهب نیلوفر آبی و تائوتی
بیرون دروازه سونگ یانگ باهاش مبارزه کردن
[دروازه سونگ یانگ]
پادشاه چیلین سیاه گفتن
هر کسی تائوتی رو بکشه
ده هزار انسان پاداش میگیره
وقتی از دروازه سونگ یانگ عبور کنین
گوشت و خون انسان های زیادی گیرتون میاد
اما
باید اول من رو شکست بدین
انسان ها، جاودان ها و جانوران
قبلا با هماهنگی راه خودشون رو میرفتن
اما به خاطر مداخله عمیقت توی دنیای فانی
دروازه دنیای ما باز شد
اهریمن های بیشماری وارد دنیای فانی شدن
و هر سه دنیا به هرج و مرج کشیده شد
تویی که باید سرزنش بشی
تا به حال بهش فکر کردی؟
الان ششمین شبه
فکر کردی صد هزار سرباز ناحیه یانگ چنگ
واقعا میان کمکت؟
بانو
نیروهای کمکی کجان؟
حاکم یانگ چنگ
خواست بهتون بگم
اونها نمیان
بانو
بانو
بانو
بانو
بانو
بانو بلند بشین
بانو
آتش
بانو
بانو
بانو
بانو
بانو
تائوتی
تو هم قبلا اهریمن بودی
چطور به خاطر انسان ها علیهمون مبارزه میکنی؟
قاصد
لطفا بررسی کن بین شهر کوچیکی
نزدیک دروازه سونگ یانگ هست یا نه
اسم اون شهر ووشیا ست
کسی که عاشقشم هنوز اونجاست
نمیتونم وقتی هنوز تو خطره بمیرم
راهب نیلوفر آبی
خودش رو به یه برج تبدیل کرد
دروازه بین دنیاها بسته شده
برج بودایی ساخته شده
دروازه بین دنیاها بسته شده
برج بودایی ساخته شده
دروازه بین دنیاها بسته شده
برج بودایی ساخته شده
پادشاه چیلین سیاه شکست خورد
نمیتونیم برگردیم
فرار کنین
تائوتی
بیا از این به بعد باهم مبارزه کنیم
از اونجایی که پنجمین فرزند اژدها هستی
بذار
از این به ارباب صدات کنم
نیلوفر آبی
کاری که میخواستی کردی
اما من الان تنهام
[پانصد سال بعد]
درخت های افرای نزدیک دروازه سونگ یانگ
حتما الان دوباره قرمز شدن
منظورت درخت های افراییه
که فقط هر صد سال یه بار قرمز میشن؟
میگن اونجا یه جنگ بزرگ اتفاق افتاده
و اهریمن های زیادی مردن
[دروازه سونگ یانگ] درخت های افرای نزدیک دروازه
چون تو خون اهریمن ها غوطه خوردن
اینطوری شدن
حالا یادم اومد
این مال قبل از کامل شدن برج نیلوفره
چی میکشی؟
هیچی
نشونم بده
نمیشه
یالا بده من
زود باش
صبر کن
تکون نخور
سوی یان، یینگ تائو
چی شده بانو ژو؟
میخواین کاغذ خوردن جناب چانگ رو ببینین؟
آره
بخور
بخور
بخور
بخور جناب چانگ
زود باش
یالا بخور
بخورش
بخور
برین پی کارتون
تنتون میخاره؟
امروز بهتون رحم نمیکنم
مراقب باش- سوی یان، بدو-
بدو
وایسین
نباید گیر بیفتیم
اگه بگیردمون تو دردسر میفتیم
وایستین
همونجا وایستین
زرنگین؟
نباید شما
بلاهای جون رو نقاشی میکردم
حقشه بسوزونمشون
برج نیلوفر خراب شده و پادشاه چیلین سیاه بیرون اومده
برج نیلوفر خراب شده و پادشاه چیلین سیاه بیرون اومده
برج نیلوفر خراب شده و پادشاه چیلین سیاه بیرون اومده
[برج نیلوفر آبی]
زود باشین
بیاین دیگه
[ژو]
همه نقاشی هاتون واقعی به نظر میرسن
جناب، واقعا فوق العاده هستین
غذاخوری تیان شیانگ امروز بسته ست
بانو ژو برای خرید مواد اولیه رفتن بیرون
شرمنده تونیم
اما فانوسی که اسمشون روشه هنوز بیرون آویزونه
فکر کردم وقتی فانوس اونجاست
حتما اینجا هستن
فراموشش کرده بودم
میتونین پرده های آبی روشن
که طبقه دوم آویزونه رو هم ببینین
اونها نشون میدن بانو ژو حال و حوصله نداره
و مهمانی نمیپذیره
متأسفانه اون پرده های آبی روشن
خیلی وقته اونجا آویزون هستن
فکر میکنم
ده روزه که اونجا آویزونن
شنیدم
بانو ژو از غذاخوری تیان شیانگ
به خاطر کمبود مواد اولیه تازه و کمیاب
نتونستن آشپزی کنن
از قضا
ماده اولیه کمیابی دارم
که میخوام به بانو ژو بدم
اگه من رو به ایشون معرفی کنین
خیلی ازتون ممنون میشم
خیلی خب
بانو ژو تازگی مواد اولیه کم داشتن
و ازم خواستن مقداری براشون پیدا کنم
فراموش کردم خودم رو معرفی کنم
از این بابت متأسفم
هفدهمین نواده خاندان چانگ از یانگ ژو
که پیراشکی سوپ درست میکنن، چانگ چینگ هستم
الان حسابدار و پیشخدمت غذاخوری تیان شیانگ هستم
از ملاقاتتون خوشوقتم جناب
خیلی گرسنمه
پس یه چیزی بخور
هیچ چیز خوبی ندارم، دارم از گرسنگی میمیرم (*م: چقدر تفاهم داریم عزیزم*)
گوش کن
نمیشه انقدر لجباز باشی
غذاخوری تیان شیانگ
دو هفته ست بسته ست
چندین و چند بار بهت گفتم
هیچ ماده اولیه ای نیست که بخوام بخورم
غذا
چیز مهمیه
که باید با زمان هماهنگ باشه
باید هر غذایی رو جدی گرفت
هر چیزی که میخوریم
باید چیز مخصوصی باشه که هوس کردیم
تو میتونی صبر کنی
اما من باید پول جمع کنم
تا سیصد تیل نقره ت رو پس بدم
چینگ
فقط نمیفهمی، مگه نه؟
اگه غذای خوبی نباشه
ترجیح میدم از گرسنگی بمیرم
جنابعالی
از گرسنگی نمیمیری
حداقل امروز نه
وای
باورم نمیشه
عجب پری دریایی قشنگی
انتظار نداشتم
همچین گنجینه ای ببینم
چه چیز خاصی در مورد این پری دریایی هست؟
توی کتاب موجودات خارق العاده بای زه گفته
این پری دریایی سری به شکل مار و بدنی به شکل ماهی داره
دو تا پا هم داره
و تو اعماق آب های سرد زندگی میکنه
از خارماهی ارزشمندتره
و خوراک لذیذ نایابیه
[ژو]
خیلی بد شد
گوشتش نرم و لطیفه
اما طعم مهمی
کمه
چطور؟ چطور ممکنه؟
خیلی تازه ست
چطوره
دوباره بچشین؟
منم نگفتم تازه نیست
اما
توی این خمره گیر افتاده بوده
معلومه که ناراحته
حتما توی راه اینجا هم
ناراحت و ترسیده بوده
معلومه که وقتی گوشت تلخ باشه
خوشمزه نیست
چیزی که لازم داره
یه احساس بخصوصه
با این احساس حتی حاضر میشه
به میل خودش تیکه تیکه بشه
چه احساسی؟
بهش میگن احساس
عشق
کمک
کمک
(یه بار)
(بعد از اینکه اتفاقی افتادم توی آب) (توی ساحل به هوش اومدم)
(و اولین کسی که دیدم اون بود)
(با چشم های درخشانش)
(بهم زل زده بود)
بانو
میشه اسمتون رو بدونم؟
اسم من گائو سونگه
عنوانم زی یو ئه
بعد از اون
برای دیدنش
هر روز
میرفتم ساحلی که آخرین بار همدیگه رو دیدیم
دنبالش
بانو
بانو
بانو کجایین؟
بانو
بانو
میدونم اینجایین
چرا نمیخواین من رو ببینین؟
فقط میخوام لطفتون رو جبران کنم
اما حتی اسمتون رو نمیدونم
خواهش میکنم بیاین و بهم بگین
بانو
کجایین؟
بانو
بانو
یه خونه اینجا خریدم
این در آینده خونه مون میشه
گل های نیلوفر رو ببین
(اما دوران خوشیمون کوتاه بود)
(درآمدی نداشتم)
(برای همین معمولا مجبور میشدم وسایلم رو گرو بذارم)
(تا امرار معاش کنم)
[گروفروشی جی یوان]
جناب دو
(دوستان قدیمیم)
میشه به خاطر یه کار ضروری یکم پول بهم قرض بدی؟
(هیچکدوم حاضر نمیشدن کمکم کنن)
(حتی مسخره م میکردن)
(شروع به کندن ریشه نیلوفرهای آبی)
(و فروش خطاطی و نقاشی کردم)
(به خاطر آجیائو)
(همه تلاشم رو کردم)
جناب، خطاطی یا نقاشی دوست دارین؟
نه
(اما)
خطاطی و نقاشی دارم
(هیچکس علاقه ای نداشت)
بارون خیلی شدیدیه
فعلا برو خونه
بذار بگیرمشون
عزیزم
خسته شدی
یکم چای بخور
به خاطر تو خاندانم طردم کرد
اما به هیچ دردی نمیخوری
حتما کور شده بودم که تو رو انتخاب کردم
آجیائو؟
تو آجیائو هستی؟
(هیچوقت فکرش رو نمیکردم)
(که زنم یه پری دریایی باشه)
(روز بعد)
(دوست خوبی که مدت ها ندیده بودم به اسم شیه یان)
(برای شام دعوتم کرد)
(بعد از اینکه مست شدم)
(باهاش در این مورد حرف زدم)
قبلا با همدیگه سفر میکردیم و درس میخوندیم
و با سوارکاری و آواز خوندن خوش میگذروندیم
ببخشید که این رو میگم
اما الان انگار خیلی شکسته شدی
زن عزیزم
در واقع یه پری دریاییه
دروغگو، همه دروغگو هستن
برادر
بهت تبریک میگم
تبریک؟
تبریک
برای چی؟
تا به حال در مورد
حاکم نظامی جنوب، جناب جیا شنیدی؟
از مقامات محبوب امپراتوره
از خیلی ها پرسیدم
فهمیدم ماهی غذای مورد علاقه جناب جیا ست
مخصوصا ماهی خام دوست داره
حالا که حرف ماهی های کمیاب شد
همین الان هم
یکی توی خونه داری، مگه نه؟
شیه یان بهم گفت آجیائو رو
در ازای پول به جناب جیا بدم
در واقع نمیخواستم
اما وقتی در موردش با آجیائو حرف زدم
گفت
چی گفت؟
گفت حاضره این کار رو بکنه
تعجبی نداره که بانو ژو گفت گوشت تلخه
هر کسی که انقدر عمیق
توسط کسی که عاشقش بوده صدمه دیده باشه
احساس ناراحتی میکنه
حالا که حاضره این کار رو بکنه
فعلا توی غذاخوری تیان شیانگ نگهش میدارم
در مورد خوردن یا نخوردنش
صبر میکنم تا تصمیمت رو بگیری
در این صورت
ازتون ممنونم بانو ژو
دیگه مرخص میشم
هنوز نخوابیدی؟
گرسنمه
از گرسنگی خوابم نمیبره
گرسنه نیستی فقط شکمویی
اگه واقعا گرسنه بودی
چرا رشته هایی که امشب برات درست کردم
نخوردی؟
خودت دلیلش رو میدونی
میخوام پری دریایی رو بخورم
گوشتش تلخه
نگرانم نتونی قورتش بدی
بانو ژو
برو بخواب
وقتی بخوابی دیگه احساس گرسنگی نمیکنی
میدونستم
تا دیروقت بیدار موندی و اینجا قایم شدی
چون میترسیدی بخورمش
بانو
این پری دریایی
هم زشته هم تلخه
توصیه میکنم
بیخیالش بشی
این وسواست رو بذار کنار
وسواست رو بذار کنار تا دنیا به کامت بشه
الان واقعا
شبیه کسی شدی که میشناسم
اونم دوست داره متون مقدس رو بخونه
و پرحرفی کنه
اما اون یه راهبه
و تو حتی از اونم پرحرف تری
اون کیه؟
راهبی که چند روز پیش
توی معبد بهش برخوردم
شبیه راهب ها نیستم
فقط میخوام زود بخوابی
اگه پرخوری کنی مریض میشی
موجودات خارق العاده زیادی رو خوردم
چی اون خاصه؟
چون اونم زمانی آدم بوده
احساساتی داره
و درد رو احساس میکنه
بعلاوه
مردی که عاشقش بوده به عنوان ماده غذایی آوردش اینجا
این درد
از هر چیزی دردناک تره
ممنونم جناب چانگ
خیلی ممنونم بانو ژو
چرا ازم تشکر میکنی؟
اگه به گائو سونگ کمک کنم چی؟
اگه با مهارت شما پخته بشم
و به جناب جیا پیشکش بشم
اونوقت همسرم میفهمه
با اینکه یه پری دریایی هستم
از صمیم قلب عاشقشم
و ناامیدش نمیکنم
شنیدی؟
خودش حاضره این کار رو بکنه
تقصیر من نیست
به خاطر همسرم
حاضرم هر کاری کنم
اون روز بعد از اینکه با شیه یان شام خورد و برگشت
به شدت بیمار شد
خوراک معمولش
گیاه های وحشی و غلات درشت بود
اون ضیافت براش زیاده روی بود
چند پیاله شراب هم خورده بود
از درون درد میکشید
سرما هم خورد
برای همین تب شدیدی کرد
آجیائو
آجیائو
عزیزم، من اینجام
آجیائو
آجیائو
آجیائو
توی خوابم
داشتی
تیکه تیکه میشدی
و من
دوباره یه زندگی
تجملاتی داشتم
خیلی احساس بدبختی میکنم
آجیائو
خیلی بی مصرفم
وقتی شیه یان بهم گفت
تو رو به جناب جیا بدم
باید با قاطعیت رد میکردم
خیلی نفرت انگیزم
چطور حتی بهش فکر کردم؟
هر کاری میخوای بکن
چی گفتی؟
کاری که میخوای بکن
هر کاری میخواد بکنه؟
آخرش
بازم فکر گائو سونگ بوده
فرصت قبول نکردنش رو داشتی
حدس میزنم شما پری های دریایی
دروغ گفتن بلد نیستین
بیا
ممنونم جناب چانگ
این گائو سونگ
چیش انقدر خوبه
که حاضری به خاطرش بمیری؟
چه چیزی
چیش انقدر خوبه؟
فقط یادمه دیدم اون شب طوفانی
خارماهی رو
دوباره توی آب دریا انداخت
تنهام بذار
باشه
دفعه دیگه باهوش تر باش
تا گیر نیفتی
خیلی بی رحمانه ست
که خام خام خورده بشی
برگرد خونه ت تو اعماق دریا
انسان ها خیلی شکمو هستن
زود باشین برین
برین داخل
کمک
کمک
کمک
کمک
با یه نگاه بهش
عاشقش شدم
آجیائو
اینطور که میگی
گائو سونگ قبلا آدم خوبی بوده
چرا اینطوری شده؟
قبلا آدم خوبی بود
چون پولدار بود
فکر میکرد باید نجیب باشه
حالا که فقیر شده
داره
شخصیت واقعیش رو نشون میده
آجیائو
دوباره بهش فکر کن
واقعا چی میخوای؟
میخوای گائو سونگ عاشقت باشه
یا میخوای ثروتمند باشه؟
هر کاری بخواد میکنم
عجب نادونی
هنوزم جونش براش در میره
[ژو]
بیاین ببینین
بیاین اونجا رو ببینین
عجب کجاوه بزرگی
تا به حال سوار همچین چیزی نشدم
تا به حال همچین چیزی ندیدم
چه برسه سوارش بشم
اینجا
غذاخوری تیان شیانگه؟
عالیجناب
همینجا ست
اون کیه؟
هر جا میره فرش قرمز پهن میکنه
چشمگیر نیست؟
باورم نمیشه
خیلی خوش قیافه ست
خیلی خوش قیافه ست
ببینش، خوش قیافه نیست؟
خیلی خب بابا خوش قیافه ست
[ژو]
فانوسی با کلمه ژو از طبقه اول آویزونه
این یعنی بانو ژو مهمون قبول میکنه
پرده های آبی روشن
توی طبقه دوم آویزون شدن
این یعنی نمیخواد مهمونی رو ببینه
غذاخوری تیان شیانگ
عجب جای جالبیه
شاهزاده لانگ یا اومدن
شاهزاده لانگ یا، ژائو هنگ؟
عرض ادب عالیجناب
بانو ژو دارن استراحت میکنن
متأسفم که از اومدنتون بی خبر بودیم
تشریفات لازم نیست
تازه به اینجا
رسیدم
تموم صبح تو راه بودم
هنوز ناهار نخوردم
شنیدم بانو ژو از غذاخوری تیان شیانگ
بهترین آشپز کشوره
نمیدونم میتونم افتخار چشیدن دستپختشون رو داشته باشم یا نه
عالیجناب خجالتمون میدین
بانو ژو نمیخوان امروز مهمونی رو ببینن
ووشیا جای بزرگی نیست
اما آشپزهای عالی زیادی داره
عالیجناب، تازه رسیدین
چطوره اول دستپخت بقیه رو امتحان کنین؟
اما مهارت آشپزی بقیه آشپزهای ماهر
قابل مقایسه با بانو ژو نیست
فقط میخوام بانو ژو رو ببینم
و اون تنها کسیه که بهش اعتماد دارم
نمیدونم کِی مهمون میپذیرن
میتونم اینجا منتظر بمونم
عالیجناب از سفر اخیرشون خسته هستن
پس قطعا اولین غذایی که توی ووشیا میخورن
خیلی مهمه
درست میفرمایین
این چیه؟
چیه که انقدر بوی خوبی داره؟
عجب بوی خوبی
بوی خیلی خوبی داره
خیلی خوش بوئه
چرا انقدر خوش بوئه؟
الان گرسنمه
میخواین بفروشینش؟
قیمتش چقدره؟
گستاخ
ایشون شهردار جدید ووشیا، شاهزاده لانگ یا هستن
مراقب رفتارت باش
دختر جوون
چرا اون حرف رو زدی؟
بوی مخصوصی میدم؟
چون یه جونور هستی
بعلاوه یکی از خوشبوهاشونی
حتما از جونت سیر شدی
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Ariana
♪این شکوفه هلو رو برای تو میچینم♪
♪نمیدونم وقتی نگاهمون بهم گره میخوره چی بگم♪
♪زمان مثل برق و باد میگذره♪
♪دلبستگیم من رو به سمت سرنوشتم هدایت میکنه♪
♪سرنوشت در طی سالها گیج کننده ست♪
♪حتی با وجود روشنایی چراغ تاریکه♪
♪وقتی تقریبا فراموش کرده بودمت سایه ای رو میبینم♪
♪پرتوی نوری در سفرم♪
♪انگار اینجایی تا احساسات قلبیت رو بروز بدی♪
♪با اینکه خاطرات عشقمون♪
♪برامون دردناکن♪
♪تنها چیزی که میخوام گرفتن دستت♪
♪تا آخر دنیا ست♪
♪خودخواهانه♪
♪غم ها و شادی ها رو میچشیم♪
♪هرگز تا وقتی مرگ از همدیگه جدامون نکنه رهات نمیکنم♪
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Ariana
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.