All language subtitles for Brocade.Odyssey.S01E01

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian Download
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Raha

[یی ژو] یی ژو

در روز نهم ماه دهم

مسابقه بافت ابریشم برگزار میکند

[جی یینگ یینگ جوان] مسابقات بافت ابریشم شو در دوران بهار و پاییز

و در سلسله های هان و تانگ شکوفا شد

نامش رو از زادگاهش سرزمین شو گرفته بودن

در زمان سلسله تانگ

اشراف و تاجران ثروتمند به طور یکسان مورد توجه و قدردانی قرار گرفتن

حتی به عنوان الگویی

در ارتش هم تحسین شدن

و برای مدتی ارزشش به ارتفاعات خارق العاده ای رسید

[تابلوی الهه لی ژو] یک اینچ از ابریشم شو ارزش طلای خالص رو داره

پدر من

[مخلوط کردن رنگ] به عنوان بهترین بافنده ابریشم در تمام یی ژو مشهوره

[آسیاب کردن و مخلوط کردن] چون اون نفیس ترین ابریشم سایه قرمز رو

[فرایند رنگرزی] که تاکنون در شو دیده شده بود ساخت

و خودش رو وقف هنر رنگرزی کرد

[آویزان تا خشک] بدون خستگی تلاش میکنه تا رنگ هاش رو کامل کنه

و اصرار داشت به هر مرحله از فرآیند خودش نظارت کنه

[جی گوی نان، پدر جی یینگ یینگ] اون اغلب میگفت که

برای دستیابی به غنی ترین و زنده ترین رنگ ها

[الگوی بافی] ابریشم رو باید در آبهای خالص دریاچه هوان هوا شست

[انتقال الگو]

[طراحی نقوش]

[انتخاب الگو و گره زدن پایه]

[قرار گیری پود]

اون نفس گیرترین ابریشم قرمزی بود که تا به حال دیده بودم

جسور، درخشان

و می درخشید

...پدر اسمش رو

[جی]

ابریشم قرمز شو گذاشت

[ابریشم قرمز شو، جی گوی نان]

...اما ابریشم

خیلی زیبا بود

!اون پدر منه

!پدرم استاد ابریشم شد

!پدرم استاد ابریشم شد

[جی] و با زیبایی اون دردسر هم پیش اومد

جی گوی نان

چطور جرات میکنی

همچین پارچه ابریشمی بی کیفیتی رو

!به عنوان ادای احترام امپراتوری تقدیم کنی؟

جناب لیو

اون روز هر دومون باهم جعبه ها رو بررسی کردیم

هر کدوم از پارچه ها رو خودم بررسی کردم

[جناب لیو] و مطمئن بودم هیچ مشکلی ندارن

ولی حالا

بعد سپردن اینا مامورا

و بعد یک شب موندن توی مسافرخونه تبدیل به کالای بی کیفیت شدن

مطمئنم این بین یه قضیه مشکوکی هست

!گستاخ

یعنی ادعا میکنی افسرها ابریشم هات رو دزدیدن؟

!نگهبانان

!چشم

!اونو ببرین

صبر کن

موقعیتتون

بهتون اجازه نمیده کسی رو زندانی کنین

میخوام فرماندار رو ببینم

!و بیگناهیم رو ثابت کنم

نترس

...نه

!پدر

جی گوی نان

به علت ارائه کالا های کم ارزش به عنوان خراج

و فریب دادن امپراتور

همینطور مقاومت در برابر دستگیری

!به اعدام فوری محکوم میشه

[مسئول تدارکات]

!چشم

جی گوی نان

به علت تقدیم کالاهای بی کیفیت

برای خراج امپراتوری و فریب امپراتور

و همینطور به علت

مقاومت در برابر دستگیری توسط

!مسئول تدارکات به اعدام محکوم شد

همه دارایی های خانواده جی رو

!کاملا تصرف کنین

!همه جا رو بگردین

!چشم

خرگوش نمیتونه یه ببر رو با یه گاز بکشه

اما تا وقتی که مخفی بمونه

[یانگ جین لان جوان] میتونه به جویدن ادامه بده

و یک روز

میتونه ببر رو پایین بکشه

[جی یائو تینگ جوان]

[جی گوی]

!گزارش

ما یه ردای ابریشم قرمز پیدا کردیم

به احتمال زیاد هدیه ای از قصره

!اون مال منه

!پدرم اونو برای من درست کرده

!ولش کن

!یینگ یینگ

!ولش کن، یینگ یینگ

!ولش کن

!ولش کن

!ولش کن

پدرت گفت که

ابریشم رو همیشه میتونی دوباره ببافی- ولش کن-

اما اگه توام از بین بری واقعا دیگه همچی تموم میشه

!گفتم ولش کن

یینگ یینگ

!یینگ یینگ، نمیتونی بری

!یینگ یینگ

!نه

[ژائو شیو یوان جوان] شیو یوان

!نمیتونی بری

پدر

لطفا خانواده جی رو نجات بده

تو چی میدونی بچه؟

!لطفا

بیا بریم خونه

بیا بریم

[سان دائو یان]

[پنج ماه بعد]

اینجا ممکنه یکم قدیمی باشه

اما این بهترین خونه اییه که میتونم پیدا کنم

ارباب جوان ژائو، شما خیلی مهربونین

خانواده جی

[خانم جی، مادر جی یینگ یینگ] در اولین فرصت پولش رو بهتون پس میده

برای برگردوندن پول

نمیخواد عجله کنین

شما، یینگ یینگ و برادر یائو

الان عفو شدین

این نشونه یه شروع جدیده

از حالا به بعد همه چیز بهتر میشه

ممنونم ارباب جوان ژائو

[لوح یادبود جی گوی نان]

شوهرم

ما برگشتیم خونه

نگران نباش پدر

از این به بعد، من و برادر حتما به حرفای مادر گوش میدیم

بانو جی

حالا که برگشتین

لطفا بیاین بیرون

[امضا شده توسط مغازه ابریشم جی و لیو] بانو جی

حالا تسویه

این بدهی ها چطور پیش میره؟

همگی

خانواده جی حتما پولتون رو پس میده

اما حالا

با توقیف دارایی هامون

هیچی برای ما نمونده

لطفا یکم بیشتر بهمون وقت بدین

من براتون یه راه حلی دارم

قبلا با بقیه افراد درباره اش صحبت کردم

اگه بهمون

فرمول ابریشم قرمز شو رو بدین

ما تمام

بدهی هاتون رو پاک میکنیم

و حتی بدهیتون به بقیه رو

هم تسویه میکنم

پدرم محکوم شد

و هر چی داشتیم از بین رفت

هیچ فرمولی وجود نداره

!تینگ آر

وقتی پدرم زنده بود

با همتون مهربون رفتار میکرد

اما الان اینجوری بهمون فشار میارین

اگه این موضوع پخش بشه

از رفتن آبروتون نمیترسین؟

شهرت میتونه شکممون رو سیر کنه؟

یا بدهیتون رو تسویه کنین

یا فرمول رو بهمون بدین

من، ژائو شیو یوان، حاضرم اونا رو ضمانت کنم

ممکنه بهمون زمان بیشتری بدین؟

ما اومدیم بدهی خانواده جی رو بگیریم

چرا یه غریبه دخالت میکنه؟

!ارباب جوان ژائو

اگه نمیتونی بدهیت رو پرداخت کنی

پس باید برای تسویه اش

!خودت رو بفروشی

!ببرشون

چیکار میکنی؟

چیکار میکنی؟

!نه

چیکار میکنی؟ بس کن- !ولم کن-

!ولم کن

!ولم کن

!ولم کن

بس کن

!مادر

بس کن

حالا که هیچکدوم راهی بهمون نمیدین

بهتره همه امون اینجا

!زندگیمون رو تموم کنیم

مادر

بذارین مردم شاهد باشن

که چطوری به یه بیوه و بچه هاش زور میگین

میخوام ببینم بعد از این کی جرات داره با شماها تجارت کنه؟

!درسته

خیلی خوب

امروز رو عقب میکشم

فرض میکنیم این پولو

بهتون قرض دادیم

سودش باید پنج درصد باشه

از این به بعد

باید سالانه پولش رو بدین

اگه حتی یه بارم عقب بیوفته

سرزنشمون نکن که به مسئولا گزارش میدیم

و باید شما خانواده جی

برای پول خودتونو بفروشین (م: آشغال)

بریم

مادر؟

!مادر

مادر

!مادر

مادر، حالت خوبه؟

مادر؟

!مادر

من خوبم

واقعا خوبم

شماها زخمی نشدین؟

نه

ما خوبیم مادر

نه

خوبه

خوبه

خدا رو شکر

مادر

بذار کمکت کنم برگردی استراحت کنی

باشه

با رفتن زمستان سرد

اولین جوانه های زرد بهار شکوفه دادن

یینگ یینگ

امیدوارم همه بدبختی ها پشت سر بذاری

و بتونی از نو شروع کنی

[حماسه ابریشم]

[هشت سال بعد، دریاچه هوان هوا]

[در منتهی الیه غربی دریاچه هوان هوا در میان فضای سبز سرسبز آروم میشه]

[قسمت اول]

[جی یینگ یینگ]

[جناب چن، رنگرزی یانگ شی]

[جناب شنگ، رنگرزی سای لوان]

!وقت شستن ابریشمه

[بانو ژو، معروف به پین، دختر خانواده رنگرزی لو شیا]

!خانواده هوا اینجا هستن! فرار کنین

عجله کن، وسایلت رو جمع کن

!زود باشین

وقتی خانواده هوا میان ابریشمشون رو بشورن

هیچکس دیگه ای اجازه نداره اینجا باشه

!خیلی سلطه گر شدن

اونا یه رنگرزی بزرگ دارن از پسشون برنمیای

ژو

!کمکم کن سریع اینا رو جمع کنم

من حواسشون رو پرت میکنم

میسپارمش به تو، یینگ یینگ

!ممنونم

عجله کن بریم

جناب هوا

چیشده اومدین اینجا؟

اگه آفتاب بهتون بخوره

و پوستتون تیره بشه دیگه جذاب نیستین ها

[هوا شیانگ رونگ، داماد خانواده هوا] اومدم ببینم کدوم

آدم بی چشم و رویی توی زمین خانواده ام ابریشم میشوره

اینقدر گرمتونه؟

آخه چرا توی این گرمای طاقت فرسا

اومدی اینجا؟

!برو کنار

خانواده جی امروز توی دردسر افتاده

جناب هوا، نمیری بهشون سر بزنی؟

چی برای دیدن هست؟

روی کلیه امور تجاری

همسر توانا

و فوق العاده ام نظارت میکنه

قطعا همینطوره

توی خانواده شما همسرت حرف اول رو میزنه

جی یینگ یینگ، عمدا جلوی راهمو گرفتی؟

چرا اینکارو کنم؟

فقط برات چتر رو نگه داشتم

پس طبیعیه هر طرفی که میری منم بیام

اوه؟ پس حالا هرجا برم دنبالم میای

واقعا؟

بدش به من

!برو کنار

!خوش شانس بودین که امروز راحت فرار کردین

اگه کسی جرات کنه دوباره

توی روز برای شستن ابریشم بیاد

!پاهاش رو میشکنم

!درسته

جی یینگ یینگ

تو اینجا چیکار میکنی؟

فقط دارم رد میشم

میخوام رد بشم

ببخشید

!اسب سواری توی دریاچه هوان هوا ممنوعه

یک اسب خوب و یک خانم زیبا

توی همچین روز زیبایی

[سانگ شی سی، پسر رئیس سانگ] بانوی جوان حاضری منو همراهی کنی؟

!منو ترسوندی

خدای من

خیلی نزدیک بود بخورم زمین

بانوی جوان

تو خیلی زیبایی

بذار تو رو ببرم شهر

تا یکم خوش بگذرونیم

رذل

!اراذل و اوباش، زود باش فرار کن

!یینگ یینگ

عجله کن

اون داره اذیتمون میکنه

چطور جرات میکنی بیای سان دائو یان بانوهای جوان رو اذیت کنی؟

به نظر میرسه

خیلی پوست کلفتی

!و از مردن نمیترسی

درسته

الان تهدیدم کردی؟

میدونی با کی حرف میزنی؟

!چطور جرات میکنی با من اینطوری حرف بزنی

...بذار بهت بگم

هرکی رو بخوام میزنم

چرا باید برام مهم باشه که کی هستی؟

!بزنش

[یانگ جینگ لان]

جناب یانگ

از روی مهربونی دعوتت کردم همراهم بانو های جوان رو ببینی

چرا با لگد جوابمو میدی؟

یکبار دیگه دستت به اسبم بخوره

مطمئن میشم کل زندگیت رو آب ببره

فقط یه اسب سواری بود

...تو... درسته

اونا اسبت رو زدن

اون یکی

اونی که صورتی پوشیده، رئیسشونه

بازم میزنی؟

مال شماست؟

ممنونم که گلم رو برداشتی

اگه به موقع نرسیده بودم

اون اینجا میمرد

!درسته

اول اون ما رو اذیت کرد

اگه دخالت نمیکردم

پایانش به زندان میرسید

اگه اینطوره

!پس حقش بود بزنیش

نه، جناب یانگ

چرا طرف غریبه ها رو میگیری؟

ولی

شماها اسب منو زدین

درسته

متاسفم

وقتی بهش ضربه زدیم

نگفت که اسب توئه

بالاخره اسب ها نمیتونن حرف بزنن

اگه بهمون گفته بود اسب شماست

ما هم نمیزدیمش

درسته

یینگ یینگ

چیکار میکنی؟

بانوی جوان توی راه بهم بگو

چطور میتونم به اسبم یاد بدم

که صحبت کنه

!بذارش زمین

!بذارش زمین

!بذارش زمین

نمیتونم به اسب حرف زدن یاد بدم

اما مطمئنا میتونم به آدما یاد بدم

آدما میتونن خودشونو کنترل کنن

اما اسب ها

نمیتونن خودشون کنترل کنن

اگه میخوای کسی رو بزنی، از اسب ها دوری کن

من همیشه به موقع نمیرسم

دفعه بعد؟

خوب بستگی داره که کی سوار اسبه

!درسته

ابریشمم

[کارگاه رنگرزی هوان هوا]

زندگی چیزیه که من دنبالش هستم

و عدالت هم آرزوی منه

با این حال، این دو نمیتونن با هم وجود داشته باشن

[جی یائو تینگ، برادر جی ییینگ] برای عدالت باید زندگی رو رها کرد

این همه چیزیه که توی خونه مونده

فعلا باهاش سر کن

یه شخص نجیب زیاده خواه نیست

گوی گوی، حتی اگه سگ باشی

هم قوانینی برای پیروی داری (م: روانیییی)

بهش میگن اصول سگ ها

نباید خیلی زیاده خواه باشی

!اگه بخوای لوس بازی دربیاری میزنمت، بخور

یینگ یینگ، چرا اینقدر بد اخلاقی؟

با کی دعوا کردی؟

هیچ کس

فقط با یکی دعوا کردم

با کی؟

نمیدونم

اما لباس های خوبی پوشیده بودن

اما اونا نمیدونن کی هستم

برادر قبلا درباره اش صحبت کردیم طبق قانون قدیمی پیش برو

اگه کسی دنبالمون نیاد، جوری رفتار کنیم که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده

اگه کسی هم اومد، مادر رو ببر پیاده روی

ارباب جوان

بانوی جوان

بانو هوا اینجاست

برادر نگران نباش، میرم دیدنش

من معطلش میکنم

بدش به من

بانو هوا

[مغازه برنج هه شنگ] ابریشم هایی که خواستین همه اینجاست

لطفا بررسیش کنین

[هوا رونگ، صاحب خانه رنگرزی هوا]

رنگش ماته، شادابی

و درخشندگی لازم رو نداره

احساس صافی هم نداره

بانو هوا، از نزدیک نگاه کنین

این بهترین ابریشم توت جیانان دائوئه

بافتش ثابته

و درخشندگی نرمی داره

از هر رنگ دیگه ای توی بازار شاداب تره

ارباب جوان جی

بذارین باهاتون صادق باشم

تجارت اخیراً سخت تر شده

چند نفر از تاجرای ابریشم بزرگ یی ژو

قیمت ها رو کمتر کردن

اگه همینطوری ادامه پیدا کنه

دیگه نمیتونم ابریشمت رو بخرم

اعتماد اساس همه چیزه

حالا که توافق کردیم

باید بهش احترام بذاریم

این ممکنه روند کاری شما باشه

اما روند من اینکه

اگه میخوام بخرمش

نصف اون قیمت میخرمش

اگه نمیخواین بفروشین هم مهم نیست

برای این سفارش میتونم قیمت اصلی رو بهتون برگردونم

اما از این به بعد

شما خانواده جی

از من هیچ سفارشی نمیگیرین

بانو هوا، شما وضعیت خانواده ما رو میدونین

ما باید بهتون سود سالیانه بدیم

بعلاوه مادرمم بیماره

داروش هم پول زیادی میخواد

این چطوره؟

اگه واقعا پول لازم دارین

میتونم بهتون 20 گوان دیگه هم قرض بدم

ما قبلا بهتون بدهکاریم

...اگه بیشتر قرض بگیریم

...چطور

چطور میتونیم بدهیمون رو پس بدیم؟

برادر

بانو هوا باهات شوخی میکنه

اون دیگه بهمون پول قرض نمیده

بانو هوا

چرا نمیده؟

برادر، در موردش فکر کن

ما قبلا بهش 50 گوان بدهکاریم

اگه 20 گوان دیگه هم قرض بگیریم

حتی با سود سه درصد

به تنهایی بیشتر از

سود سالانه خانواده ما میشه

اگه نتونم پول رو برگردونیم

خانواده ما

در نهایت خدمتکاران خانواده هوا میشن

اما بانو هوا

سخاوتمند

زیبا و مهربونه

ما رو مجبور نمیکنه خودمونو بفروشیم

پس مطمئنم بهمون پول قرض نمیده

درسته، بانو هوا؟

پس باشه

حالا که خانواده اتون پول نمیخواد

پس این سفارش رو

به چهار دهم قیمت میخرم

بانو هوا

باشه

پس سفارش رو طبق درخواست شما تنظیم میکنیم

اینطرف لطفا

بانو هوا، کاغذ و قلم آماده است

میتونین بنویسین

جی یینگ یینگ

!میدونستم نیت خوبی نداری

افراد بیاین اینجا

!ساکت

سگ ما

نمیتونه صدای بلند رو تحمل کنه

هرچقدر صدات بلند تر باشه

سریعتر گازت میگیره

بهت هشدار میدم

اگه عمدا بهم صدمه بزنی

!کارت به زندان میکشه

بهت هشدار میدم

اگه عمدا بهش صدمه بزنی

!کارت به زندان میکشه

میگه غذای زندان از مال خونه بهتره

!سگ دیونه

حاضره بره زندان

بگو چیکار کنم

که این سگ رو بفرستی بره؟

خودت میدونی

نصف قیمت

تائو یوان مینگ خوب گفت

تسلیم یک قیمت پنج دهمی ساده نشین

!یعنی پنج بسته برنج

اصلا معنیش رو میدونی؟

شصت درصد، حداکثرش اینقدره

گفت این قیمت حتی برای خرید گوشتش هم کافی نیست

هنوزم میخواد بره زندان

!هفتاد! حداکثر هفتاد درصده

باید زودتر میگفتی

[طرفهای قرارداد: رنگرزی هوان هوا، رنگرزی هوا] !پس قبوله

لطفا اینجا رو امضا کن

از حمایتتون ممنونم

!گو کوی، مهمان رو بدرقه کن

یینگ یینگ

میدونم بانو هوا اینکارو میکنه

تا مجبورمون کنه

تا ابد خدمتکارشون بشیم

اما امروز اینطوری باهاش رفتار کردی

اگه حاضر نشه ابریشممون رو بخره

باید چیکار کنیم؟

ابریشم هامون رو خوب رنگ کردیم

سی درصد تخفیف

براش ضرری نمیشه

میتونه عصبانی باشه

اما بالاخره یه تاجره

سود همیشه حرف اول رو میزنه

پدر همیشه میگفت

یک تجارت پایدار زمانی ساخته میشه

که مردم رو با فضیلت جمع کنیم

پدر اینم میگفت که

با افراد منطقی، درست صحبت کنیم

برادر، مگه توافق نکردیم؟

تو کارای انجام شده رو مدیریت میکنی

قرارداد های آینده هم با منه

...باشه

بانو جی

شنیدم دخترت امروز توی

دریاچه هوان هوا دعوا کرده

تینگ آر

عصام رو بیار

نرو

مادر

!زود باش برو

فقط خودت موندی

امکان نداره

جی یینگ یینگ، همونجا وایسا

بیا با هم بمیریم

مادر

اون لال نیست

نیازی نیست ازش دفاع کنی

مادر اشتباه کردم

چرا منو تنبیه نمیکنی؟

طبیب گفته که

...وضعیتت

چند بار بهت گفتم

بی پروا عمل کردن

و تهاجمی بودن

فقط شهرتت رو خراب میکنه

بهم بگو

کجات شبیه یه بانوی جوانه؟

جی یینگ یینگ

مادر

...مادر

گرسنمه، صدای شکمم دراومده

خیلی گرسنه امه

میدونم اشتباه کردم

لطفا منو ببخش

باشه

بشین غذا بخور

میدونم تو از همه بیشتر دوستم داری

درباره روش

جمع آوری بدهی بانو هوا

یه فکرایی کردم

از هشت سال پیش تا امروز

اون تنها طلبکار کاست

فکر میکنم اون

انگیزه های دیگه ای داره

نمیخوای تمومش کنی آره؟

بذار برادرت نگران این قضیه باشه

الان جفتتون بزرگ شدین

نمیتونی مثل گذشته رفتار کنی

بعلاوه تو هنوز

با جناب ژائو نامزدی

این سال ها، جناب ژائو خیلی با خانواده امون خوب بوده

نباید شرایط رو براش سخت کنی

برادر هنوز ازدواج نکرده، من عجله ندارم

نمیتونی خواسته بزرگترها رو رد کنی

تینگ آر

تا وقتی بدهی هامون تسویه نشده

و آبرومون رو برنگردوندیم

!به هیچ عنوان ازدواج نمیکنم

!چقدر مصممی

من جوان ترم، ردش نکن

وقتی بهشت ​​مسئولیت بزرگی به کسی میه

اول ذهن و بدنشون رو

از طریق سختی ها معتدل میکنه

و باعث تقویت

شخصیتشون میشه

باشه بسه

جی یینگ یینگ، بهم بگو

امروز با کی دعوا کردی؟

مادر امروز با کسی دعوا نکردم

راستش این بین رنگرزی هوان هوا

رنگرزی یینگ شیا

و چندتا رنگرزی دیگه است

فقط چندتا

...چدتا

بهرحال منم مطمئن نیستم

گوی گوی هنوز شام نخورده

باید شامش رو بهش بدم

!جی یینگ یینگ

!گوی گوی

!تو

!وقت شامه، گوی گوی

این بچه

تینگ آر

میدونی امروز با کی دعوا کرده؟

نمیدونم

پس فردا برو بپرس

و مطمئن شو ازش خوب معذرت خواهی میکنی

مادر

درسته یینگ یینگ آروم یا ظریف نیست

اما بی دلیل مشکل درست نمیکنه

...فکر میکنم این موضوع

اصلا مهمه حق با کیه؟

اون نمیفهمه، توام نمیفهی؟

میفهمم

خیلی وقته آرزوی

چیزهای مجلل رو ندارم

تمام چیزی که میخوام اینکه

شما دوتا در آرامش باشین

میدونم مادر

لطفا ناراحت نشو

غذاتو بخور

فردا میرم

جناب یانگ

میدونم که

ناامیدت کردم

تو بهم اعتماد کردی

که از استادت مراقبت کنم

اما اون الان رفته

سه تا مامور ابریشم

توی یی ژو

از دنیا رفتن

اون میتونست هرکاری رو انتخاب کنه

چرا حتما میخواست یه مامور ابریشم بشه؟

...من اصلا

چیزی نبود که بخواد بهم بگی؟

اون بهم گفت

وقتی دوباره دیدمت

حتما اینو بهت بگم

این بهترین دوستت توی یی ژوئه؟

نکته خوبش چیه؟

حداقل بهم اعتماد داره

[ژو گه هونگ]

پس جناب شن

پیامی برات داشت؟

باید بهت گزارش بدم؟

جایگاهم رو فراموش کردم

برای فردا چه برنامه ای دارین؟

میرین خونه یا...؟

میرم دیدن یه دوست

توی یی ژو دوستای دیگه ای هم داری؟

پیام رسان فقط گفت

سربازان خونه اتون رو محاصره کردن

شاید سوء تفاهمی باشه

چرا دوباره تویی؟

!تویی

!یه اتفاق فوری توی خونه ام پیش اومده

لطفا تا اونجا ببرم

اگه خانواده ام از این بحران عبور کنه

حتما در آینده به یادت میمونم

!در آینده دوستم میشه

[رنگرزی هوان هوا] !به جی یینگ یینگ بگو بیاد بیرون

!جی یینگ یینگ، بیا بیرون

!بانوی جوان

!جی یینگ یینگ، میدونم اونجایی

بانوی جوان

حالا باید چیکار کنیم؟

!باز کن

حالا میفهمم چرا

بانو ازم پرسید با کی دعوا کردی؟

ولی هیچکس نمیدونست

معلوم شد اهل سان دائو یان نبوده

!اون جناب سانگ از یی ژوئه

باید چیکار کنیم؟

!بانو و ارباب جوان الان خونه نیستن

رفتن وسایل رو بخرن

نگران نباش عمو گوی

!من اینجام

صبر کن... بانوی جوان دنبال چی میگردی؟

دنبال یه وسیله مفیدم

!باز کن

!دارم میمیرم

اول صبحی این همه سر و صدا برای چیه؟

!پس معلوم شد جناب سانگ تشریف آوردن

الان ترسیدی؟

خوب گوش کن

!زانو بزن و ازم عذرخواهی کن

و اینبار از روی سخاوت

ازت میگذرم

از سخاوتتون ممنونم

واقعا مهربونی

...اما

از سر تا پا، یا از چپ به راست

هیچ زخمی روی بدنت نمیبینم

!به پام نگاه کن! سرمو ببین

!اینجا

!این بازو! اینجا! همه اش شکسته

درد داره؟

!بانوی جوان

زور زیادی استفاده کردم؟

نمیدونم

عمو گوی

...خونریزی دارم

!داری خونریزی میکنی

خونریزی؟

!من خونریزی دارم

جناب سانگ

بانوی جوانم ازت عذرخواهی میکرد

یکم زیاده روی نمیکنی؟

!الکی بهم تهمت نزن

خودش سرشو زخمی کرد

من یه دختر جوان مجردم

برای ظاهرم ارزش زیادی قائلم و به خودم صدمه نمیزنم

چرا خودمو زخمی کنم؟

!الکی تهمت نزن

...گوش کن، تو

جناب سانگ حالش خوبه؟

چطور میتونی حتی از منم بی شرم تر باشی؟

میخوای همین الان

بگیرم ببرمت؟

...تو

من یک زخم واضح روی سرم دارم

همه دیدن، درسته؟

!بله! همه ما دیدیمش

میشه به مسئولین اجازه بدی

زخم هات رو بررسی کنه؟

...من

اگه بخوای بری دادگاه

!ماهم میتونیم بریم دادگاه

شنیدم رئیس سانگ مرد با انصافیه

مطمئنم وقتی برگرده

!عدالت رو اجرا میکنه

[کیک برنجی]

اشکالی نداره، بذار ببینم

واقعا خودشه

اون دوستیه که گفتی؟

جی یینگ یینگ، دختر استاد ابریشم قرمز

واقعا اونو میشناسی؟

یا برای پرونده است؟

مهم نیست دلیلش چیه

نمیخوای کمکش کنی این قضیه رو درست کنه؟

نیازی نیست

نگاه کن

زخمش ساختگیه

اما واکنشش قانع کننده است

یادت نره

بهتون دستور دادن ابریشم قرمز شو رو پیدا کنین

!این طعمیه که دنبالش میگشتم

سعی کردم خودم درستش کنم

اما نتونستم درستش کنم، امتحان کن

برات یه فرصت درست کردم

جناب یانگ؟

!بهترین لحظه رسیدی، بیا اینجا

!قاضی ما باشین

مگه الان اون عمدا به خودش صدمه نزد؟

هر اتفاقی که الان افتاد

رو کاملا شاهدش بودم

...فکر میکنم

رئیس سانگ دو روز دیگه برمیگرده

اگه جای تو بودم

دردسری درست نمیکردم

کتک میخوری

چرا باید کتک بخورم؟

اینجا رو نگاه کن، بین شما دو نفر

پدرت حرف کی رو باور میکنه؟

...اما من اینجوری شدم

میتونی بقیه رو گول بزنی

اما نمیتونی من یا پدرت رو گول بزنی

باشه! فقط صبر کن

!این قضیه تموم نشده

بریم

!مواظب باش جناب سانگ

...همگی

اونا قبلا رفتن

به اندازه کافی ندیدین؟

چطوره بگم جناب سانگ بیاد

خونه شماها دردسر درست کنه؟

بیا بریم خونه

عمو گوی

!عمو

عمو

الان تصادفا یه کاسه رو شکستم

و پول کافی نیاوردم

میشه لطف کنین و بجای من پولشو پرداخت کنین؟

اگه براتون سخته

میتونم از جناب سانگ بخوام

برگرده و پولشو برام بده

ممنونم

بانوی جی

هر عملی علت خودش رو داره

اگه جناب هوا به منظره زیبای

دریاچه هوان هوا اشاره نمیکرد

و شی سی اصرار نداشت ازم استقبال کنه

هیچکدوم این سوء تفاهما رخ نمیداد

خانواده هوا؟

اصلا متعجب نشدم

در این صورت

باید بهتون زحمت بدم که

با جناب سانگ صحبت کنین

بهرحال اون هیچی علیه ما افراد سان دائو یان نداره

چه سودی برای من داره؟

کارهای خوب

!برای افراد پاداش خوبی میاره

...اون رنگ

واقعا چه زود خشک شد

اونی که روی پیشونیته

رنگه، درسته؟

جناب سانگ رو فریب دادی

واقعا خیلی جرات داری

دقیقا چی میخوای؟

من بهت کمک کردم

حداقل کاری که میتونی بکنی اینکه برای یه نوشیدنی دعوتم کنی داخل

قبوله، بفرمایید

صبر کن

جناب، این آب شماست

میخوای اینجا بخورم؟

این قوانین خانواده ماست

وقتی میاین داخل باید نوشیدنی بخورین

باشه

خیلی خوب

برابر شدیم، لطفا برو

هنوز داخل نیومدم

میخواستی بیای داخل

بهت اجازه دادم

نوشیدنی میخواستی

یکی برات ریختم

ممنونم کمکم کردی

تا بیرون بدرقه ات نمیکنم

!صبر کن، من بهت کمک کردم

ممنونم

از کمکت ممنونم

بانوی جوان

!بانوی جوان

بانوی جوان

!من هنوز بیرون

!بانوی جوان

یواش تر، مادر

!همونجا وایسا

!مادر

من دعوا نکردم، واقعا نکردم

...تو- یینگ یینگ-

زخمی شدی؟

!اوه، نه. نه

!ساختگیه

اصلا صدمه ای ندارم

ساختگیه؟

ببین، دیدی؟

خب که چی؟

چون ساختگیه، نمیتونم سرزنشت کنم؟

اما فقط اینجوری میتونستم گولشون بزنم

همشون باور کردن این واقعیه

مادر

سانگ شی سی اومد اینجا

چون بانو هوا تحریکش کرده بود

حتی اگه سانگ شی سی بیخیالش بشه

بانو هوا بیخیالمون نمیشه

برادر

باید یه نقشه برای مقابله باهاش بکشیم

!جی یینگ یینگ

نمیتونی فقط تحملش کنی؟

باید با این خشن بودنت

با همه بجنگی؟

بانو هوا

بدون هیچ شرمی روی بازار مسلطه

ولی چرا مخصوصا

خانواده ما رو هدف قرار داده؟

فکر میکنی همه اینا تقصیر منه؟

چون تسلیم نمیشم

پس اونا دست از سرمون برنمیدارن؟

فکر میکنی من اشتباه میکنم؟

چند بار بهت گفتم

فقط میخوام خانواده امون

یه زندگی آروم و با ثبات داشته باشه

حتی اگه با قلدری و ضرر مواجه بشیم

تا وقتی مشکل دیگه ای نداشته باشیم، یه نعمته

یعنی میگم اشتباه میکنم؟

[مقبره افسر ابریشم، شن هه فنگ]

[جناب جیانگ، خانه رنگرزی لیو یوئه]

!گوش کنین

از امروز به بعد

مهم نیست روز باشه یا شب

اجازه ندین اون مزاحم

توی دریاچه هوان هوا

!ابریشم هاش رو بشوره

جناب هوا

همه میدونن که

فقط وقتی ابریشم شو رو اینجا بشوریم

به رنگ شاداب و خوبش میرسه

این تنها راه برای درست کردن پارچه ‌های ابریشمی شو واقعیه

دریاچه هوان هوا ستون فقرات هر رنگرزیه

نمیدونم چطوری بهتون توهین کردم

که اینجوری کارمو خراب میکنین؟

به من توهین نکردی

!به جناب سانگ توهین کردی

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Raha

♪گلبرگ های افتاده، پراکنده روی زمین♪

♪عشق بیدار میشه، اما قبل از رشد محو میشه♪

♪مثل غبار در نهر، می لغزد♪

♪زمان فقط می چرخد، درزها رو پاره میکنه♪

♪ از میان درد میگذرم، اما همچنان رویا رو تعقیب میکنم♪

♪ جاده در پیشه، اما به نظر خیلی ناشناخته است♪

♪چطور میتونیم وقتی ضعیفیم، با این جزر و مد مبارزه کنیم؟♪

♪ محکم نگهش میدارم، همونطور که طناب ها منو به داخل می کشند♪

♪ برای نشان دادن اینکه زرشکی سر به فلک کشیده متعلق به من است♪

♪قرمز مثل نذر، آهسته می سوزد♪

♪قرمز بی ‌صدا، جایی که تمام خاطراتم می‌رود♪

♪ نخ رو بنداز، و بذار درد دل نمایان شود♪

♪ غرق شدن در این، نمیتونم رهاش کنم♪

♪قرمز مثل شعله های آتش، که جانم رو میسوزونه♪

♪ این مایل ها رو تنها طی میکنم، در شب های بی خوابی.♪

♪عشق در باد، هرجایی که بوده ایم هست♪

♪قرمز درخشان است، اما به تنهایی می میرد♪

♪قرمز مثل نذر، آهسته می سوزد♪

♪قرمز بی‌صدا، جایی که تمام خاطراتم می‌رود♪

♪ نخ رو بنداز، و بذار درد دل نمایان شود♪

♪ غرق شدن در این، نمیتونم رهاش کنم♪

♪قرمز مثل شعله های آتش، که جانم رو میسوزونه♪

♪ من این مایل ها رو تنها طی میکنم، در شب های بی خوابی♪

♪عشق در باد، هرجایی که بوده ایم هست♪

♪قرمز درخشان است، اما به تنهایی می میرد♪

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Raha

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.