Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آنچه در ویسکی کولیر گذشت
بخاطر تو
مجبورم همه رو بکشم
پاول مامور اینترپول که مخفی کار میکنه
از ام.آی.6 فرستاده شده
اینجا عالیه
اینا واسم تازگی داره ولی یه کاریش میکنم
قول میدم
خیلی خوبه که همه چیز رو به هم میگیم
ممنون
داشتم خفه میشدم
تیم به اروپا میره برای انتقال یه زندانی
این آدم ممکنه اطلاعاتی از گروهه اعتماد داشته باشه
الرمن؟ راه نداره
میدونم تو اما رو کشتی
من حتی بهش نگفته بودم که دوست دخترت رو بکشه
خودش این کارو کرد
خوش گذشت،تا بعد
نیویورک
یه دقیقه طول کشید وسایلمو جمع کنم
تو نیم ساعته که گیری
حالا که حرفش شد،هوا سرده
لباس زیر ... پنبه یا پشم گوسفند؟
چرا نمیشه؟
چون دانشگاه نرفتی
پنبه یا پشم گوسفند؟
من با خودم نمیارم
باشه پس هر دو رو میارم،بعدا ازم تشکر میکنی
من لباس زیر تو رو نمیپوشم
الان اینطوری میگی
این بار میتونم
این بار
!غیر ممکنه
...راز این بازی
اعتماد به نفسه
میدونم فکر میکنی این حرکت جذاب بود
ولی نبود
!آره،بود
شاید یه کوچولو
!تو رانندگی میکنی
اینم از بلیط واسه بر و بچ
دوباره صندلی میانی؟ری، واقعا؟
میدونی پنج ثانیه میخواد
که هویتت رو بدزدم و زندگیت رو به گند بکشم
...آره اشتباه شد وقتی که اینطوری
بفرما
جدی؟
واسه تو با کلاسشو گرفتم
چون میدونم چطور دوست داری سفر کنی
ری
اول باید اعتراف کنی
که چند هفته ی پیش رو که با من گذروندی خوش گذشته
شاید از من خوشت اومده
.نه
ممنون
خب...ما با هم خوابیدیم
نمیشه از من خوشت نیاد
این دو مورد هیچ ربطی به هم ندارن
تو با اون لباس داری چوب اسکی واکس میزنی
سفید ترین آدمی هستی که تا حالا دیدم
بحثی توش نیست
...نمیتونم پیدا کنم خ خشاب؟
گذاشتمش جیبه کناری
مبینی برنامه ریزی خوبه
اینجا قشنگه
تا وقتی آبجو سرد باشه اهمیتی نداره
متاسفم ما هنوز باز نکردیم
دره اینجا که باز بود
هنوز داریم اینجا رو درست میکنیم
آره تا یکی دو ماهه دیگه باز میکنیم
آره،میخوایم بریم اسکی
البته مشخصه که من نمیرم ولی اونا میرن اسکی
رشته کوه های آلپ اتریش
ممنون که اومدین
میدونم اومدن این بالا آسون نیست
بیخیال
آدم هایی مثل تو کم پیدا میشن
هیچوقت واسه کسی که دنیا رو مثل من میبینه مشغول نیستم
به ویژه وقتی که
صد میلیون پول غیر قابل رد گیری پیشنهاد بده
اجازه هست؟
بفرمائید
کارت خوب بود،پاول
به حرف بگیرش
خیلی خب من رسیدم
میام سمتت
اسکی میکنی؟ همه باحالا الان اسنوبرد دارن
واسه همین اسنومبیل سوار شدی؟
هی، وضعیت چطوره؟
پهباد ها آماده
یه ماه روش کار کردیم
تو درخت گیر نکنی
حالا چشمش نزن
...اصلا از این خبر ها نیست چون
کارم درسته
دید داریم
مراقب باشین بچه ها
خیلی خب من تو موقعیت هستم
تعدادشون زیاده
پاول،ببین قبل از ورود ما میتونی الرمن رو خارج کنی یا نه
نود و نه درصد مردم روی کره ی زمین
تو رویا زندگی میکنن
معتقدن نهادها پایدار هستند
,دموکراسی همیشگیه
و رهبرانشون میتونن امنیت اونا رو تضمین کنن
...حقیقت اینه که
قطعه ی درست رو برداری همه چیز سقوط میکنه
و تنها چیزی که میمونه زیبایه هرج و مرجه
پس فرصت چی میشه؟
خب،باحالیه خراب کردن دنیا چیه وقتی
نتونی ازش یه پولی به دست بیاری
سلام
چه خبرا؟
دو هفته رفتم ماموریت
فقط یه چه خبر ساده؟
!شرمنده،عزیزم
خیلی دلم واست تنگ شده بود
لطفا منو تنها نزار خیلی ازم سر تری
تیم رفته اتریش
شاید بالاخره الرمن رو بگیرم
درک میکنم
کارت تموم شد خبرم کن
باشه
گروهه اعتماد قراره حسابی سر و صدا کنه
نقشه ی بعدی که داریم رو نمیشه ندید گرفت
دوست دارم دربارش بدونم
تیم اونجاست،پول جعلیه
یه تله
متوجه ام
ممنون که تماس گرفتین
همه چیز خوبه؟
اون فهمیده
!بی پدر دندونمو شکست
چیس اینجاست،کارشو تموم کنین
الرمن در حرکته
میرم دنبالش
دریافت شد،من از پایین میام
دارم میبینمش
دوتا از اونا پشت سرم هستن
فرانکی،دارم الرمن رو میبینم
سمت شرق
دریافت شد
سلام،بچه ها
!لعنتی
از کجا میدونستن ما اینجا هستیم؟
میگیریمش فرانکی
سردت نیست؟
نه نیست
زیرپوش منو پوشیدی؟
نمیخوام دربارش حرف بزنم
ترجمه از Soheil_HAIZ
وای
اصلا معلوم نیست کاشتی
آره میدونم
خوب شد اومدی آمریکا دندونتو درست کردی
اگه بریتانیا برده بودی بد درستش میکردن
وای،خوبی؟
فکر کنم بخاطر بیهوشی اینطوری شدم
چرا نمیری بالا تو دفتر دراز بکشی؟
اگه خواستی فیلم ببینی
GH165948RTS7.رمز ویل
...حدس زدم
سلام بر و بچ بترکون،گوش کنین
منم از فرار الرمن عصبانی هستم
ری اگه میخوای اتریش رو مثبت نشون بدی
این کارو نکن
باشه
ولی سخته چون کلی چیز های مثبت هست
میدونیم اعتماد نقشه ی حمله داره
و الرمن به پول نرسید پس
مطمئنم پول ندارن که عملیش کنن
اعتماد داره درجا میزنه
الرمن سر ماره
قطعش میکنیم و تمومش میکنیم
موافقم
جی، استندیش ازتون میخوام
کامپیوتر هواپیمایی تجاری و سیستم راه آهن رو هک کنین
دنبال هماهنگیه سفر باشین از اتریش
تا شهرهای بزرگ اروپایی
روش کار میکنیم ممنون
فرانکی میخوای بیای خونه ی من
واسه ارزیابی هدف
...شاید یه غذایی سفارش دادیم
هر چی جز چینی
من غذای چینی میخوام
کلوچه ی شانس دوست دارم آره
باشه بیست دقیقه دیگه میبینمت
باشه
چیه؟
...هیچی فقط
شما به هم میاین
دیوونگی اون با دیوونگی تو فرق داره
انگار با دیونه بازی هات مشکلی نداره
...که خیلی خوبه چون دختر
دیوونگیت مثل چی ترسناکه
میشه دوباره این بحث رو شروع نکنی؟
ویل و من خیلی وقت پیش تصمیم گرفتیم
که کارمون رو به خطر نندازیم
فرانکی تو نمیتونی حسی که داری کنترل کنی
بعضی وقت ها دست خودت نیست
دست...سرنوشته
خیلی رو مخی
درست میگه
رو مخی
"فرانکی تو نمیتونی حسی که داری کنترل کنی"
داشتی با خودت حرف میزدی
حتی نمیتونی بگی از من خوشت میاد
اگه میخوای وانمود کنی از دستم ناراحتی نباید
واسم آبجو میاوردی
جفتش واس خودمه
...مشکل تو،ری
...اینه که من میتونم کاری کنم منو ببخشی
هر وقت که بخوام
یا خدا
میخوام چشمامو بکشم بیرون
سلام بچه ها
! سلام،تینا
اون پشته
باشه
سلام
!منو ترسوندی
که چیزه جدیدی نیست
رو چی کار میکنی؟
رو الگوریتم تشخیص چهره
دوربین های امنیتی فرودگاه کار میکنم
سعی میکنم الرمن رو پیدا کنم
به جایی رسیدی؟
نه
کارش خیلی خوبه
مطمئنم به زودی پیداش میکنی
فکر کنم یه چیزی پیدا کردم
برامون کلوچه ی شانس نزاشتن
ارزیابی شخصیتی سوزان از الرمن
میگه تشنه ی قدرت و روانی،درسته؟
پس حرکت بعدی اون میتونه پیامدهای سیاسی داشته باشه
و از اونجایی که تو اتریش دیدیمش
شرط می بندم نزدیک اونجا، برنامه ریزی میکنه واسه حرکت بعدی
میدونی؟
فکر میکنم شاید اروپا
شاید
این همه فکر کردی آخرش شد شاید؟
نمیدونم
فکر کردم شاید اگه همینطور حرف بزنم
یه فکری به ذهنم برسه
نشد البته که نه
به سرنوشت باور داری؟
منظورت من و الرمن هستیم؟
که ما تو تصادفات پیش بینی شده هستیم؟
نمیدونم
منظورم سرنوشت در معنی عمومی تر
به نظرم باور دارم که
هر اتفاقی قراره بیوفته،میوفته
چه خوشمون بیاد چه نه
حرف از سرنوشت شد،کلوچه شانس من کو؟
نزاشته بودن
چی؟
میدونم
خب این که خوب نیست
خوبی،رفیق؟
.نه،نه
...هنوز سعی دارم هضمش کنم
اینو
منم همینطور.مرد،منم همینطور
باید به ویل بگی
باید؟
مگه اینکه بخواین تمومش کنین
میخواین تموم کنین؟
...آر
...آ
میخواد بگه آره
ولی نمیتونه چون ما تمومش نمیکنیم
پس باید به ویل بگین
!میدونم
میدونم
تق،تق
ما رو یادتونه؟
اسکی چطور بود؟
خوب نبود
متاسفم ما هنوز تعطیل هستیم
میدونیم
...اون آره
...باید آره
باشه
من اسلحه ندارم منم
من خبرای بد دارم
من حواسم به در هست دریافت شد
فکر کنم یه نقشه دارم
یه شاتگان اون پشته
واسه وقتی که اینجا دست سی.آی.ای بوده
یه تفنگ تو بار بوده و تو به کسی نگفتی؟
الان واقعا داری درباره ی نگفته ها با من حرف میزنی؟
آماده؟
.و...حالا
هنوز سالمه
همه جا امنه
مشتریا ناراضی هستن؟
عالی بود
نابودش کردی
!!!برو
!زود باشین بیاین داخل
خیلی خب...نمیتونن بیان داخل
میگم اینجا بمونیم و پشتیبانی خبر کنیم
من بودم نمیکردم
تینا چیکار میکنی؟ بیار پایین اونو
نمیتونن بیان تو
تقاص پس میدی
شک دارم
اسلحه رو بنداز و در رو باز کن
...مال من اتوماتیکه و مال تو یه تیر بیشتر نداره
.سلام
چیه؟
مامور ها،خوشحالم تونستین بیاین
نه تفنگی نه پشتیبانی،همونطور که خواستی
.عالیه،بیاین داخل
نوشیدنی میخواین خودم آوردم؟
نه...نیازی نیست
آره وقتی مردی شامپاین میزنم
آره،فکرشو میکردم
دوستانت هم مایل یه همکاری نیستن
شرمنده کثیف کاری شد
استندیش،دوست دختره مزخرفی داری
آره،الان فهمیدم
این لحظه رو مزه کن،الکس
چون بقیه ی عمرت تو زندان میگذره
!چه عصبانی
این اشتیاق رو دوست دارم
واسه همین خواستم دوباره تیم باشیم با هم
تو و دوستانت قراره یه کاری واسم بکنین
همچین اتفاقی نمیوفته
فکر کردم اینو بگی
واسه همین یه چیزی آوردم
...حالا
کی رو انتخاب کنم
هر چی که هست بزن به من
ای کاش میتونستم ویل،واقعا میگم
ولی تو از اون قهرمان ها هستی
ترجیح میدی بمیری تا واسه من کار کنی
ولی اگه پایه یکی دیگه وسط باشه
...کسی که واست مهمه
حتی بهترین دوست غریبی که
...دوست دخترت رو ازت دزدید
!نه
.اینطوری هر کاری بخوام واسم میکنی
چی تزریق کردی بهش؟
پنجاه میکرون از نانوذرات مغناطیسی
فناوری پزشکی پیشرفته کشور
طراحی شده که به آرامی
در جریان خون بگرده
...مگر اینکه
فعالشون کنم
سپس ذرات در مغز انعکاس پیدا میکنه
پارگی رگ ها،همچنین باعث خونریزی مغزی میشه
مرگ حتمی
دروغ چرا،خیلی درد ناک خواهد بود
ولی چرا فقط حرف من رو قبول نمیکنین؟
ولی اگه یه مثال بزنم قانع میشین
اینطور نیست؟
...همتون گوش به فرمان شین
نه...نه، لطفا این کارو نکن
پاول
نباید میرفتی دندون پزشک غریب
اینطوری نمیفهمی وقتی بیهوشی چه بلایی سرت میارن
...لطفا به همسرم بگو
یه نوشیدنی دیگه میخوام
خیلی خب
حالا که این اتفاق ناگوار رو پشت سر گذاشتیم
میگم الان وقت اطلاعات ماموریته
ری اگه من بگم که مشکلی نداری نه؟
برو به درک عالیه
شرمنده یکم طولانی شد
تیم به پراگ خواهد رفت
نفوذ به اجلاس اقتصادی جهانی
هدف شما رومن کریلاو وزیر اقتصاد روسیه
دست راست رئیس جمهور
نه تنها
تمام دارایی های قانونی کشورش رو کنترل میکنه
همچنین
به میلیاردها دلار ارز خارجی به سرقت رفته دسترسی داره
این وجوه در حسابهای سیاه ذخیره میشه
که فقط قابل دسترسی از طریق یک لپ تاپ رمزگذاری شده هست
که کریلاو با دست بند به مچش بسته
شما میدزدینش و جایگزینش میکنین
با یکی مثل اون
لپ تاپ جعلی روس ها رو به اندازه کافی گول میزنه که
که ما این پول رو واسه اعتماد انتقال بدیم
عبارت "جرم بی نقص "بیشتر استفاده میشه
ولی میگم اینم خوبه
همچین اجلاسی پره از مامور های امنیتی
چطور وارد بشیم؟
شما یه کاریش میکنین
سوال دیگه ای نبود؟
نه؟ خوبه
بعد از اون همه حرف،اعتماد فقط دنبال پوله؟
راستش نا امید شدم
امیدوار بودم تو هم مثل بقیه ی خلاف کار ها نباشی
ای کاش اینطور بود ویل
واقعا میگم
ولی زمین با پول میچرخه
سپیده دم راهی میشین
کار احمقانه ای نکنین
...اگر کاری کنین
مراقب باش
همیشه هستم
شوخی میکنی؟
چندش
...به کارتون برسین
ببین،درک میکنم دوست دخترت تروریسته
یه داستانه قدیمی نه اینطور نیست
فقط وقتی میتونیم انجامش بدیم
که تو هم همراهمون باشی
میتونی؟ البته که میتونه
شنیدم داشت گریه میکرد
میشه بس کنی
نه،نه درست میگه
صدا اکو میشه
بعضی ها میگن مثل ویتنی هیوستن گریه میکنم
ببین به کسی قلبت رو دادی
و اونم زد و شکستش
درک میکنم
گریه کردن طبیعیه
ویل با فیلم زمین رویا ها گریه میکنه
تو درک نمیکنی
...اون صحنه ی آخر که با پدرش بازی میکنه
میدونی دیگه؟
آره فیلم های روحی بیسبالی کار سازه
درست میگی
مرد وقتی ساخته میشه که
با مشت هایی که زندگی میندازه چطور کنار بیاد
یا تسلیم میشی یا مقابلش وایمیستی
تو کدوم راه رو میری؟
نمیدونم
احمق لپ تاپی؟
شما دوتا برین آماده شین،پنج دقیقه دیگه میریم
تو نه،عزیز
تو میمونی و از اینجا پوشش میدی
تو زمین به درد نمیخوری
حالا که دستم به جایی بند نیست توهین میکنی؟
عیب نداره
به خودت نگیر کار اینه
!تو با مادرم آشنا شدی
فکر کنم باید تشکر کنم که نکشتیش
آره یه لحظه تو فکرش بودم
نمیفهمم،چرا من؟
چون تو حتی جاسوس هم نیستی
تو وجودت نیست
واسه همین شدی ساده ترین هدف
باور نمیکنم
تو هم حس منو داشتی
اونو نمیتونی نقش بازی کنی
واضحه که میتونی
چون من انجامش دادم
نه
میشناسمت
فکر کردی منو میشناسی؟
من کسی هستم که اما رو کشت
دیدم رو زمین افتاده بود و جون میداد
وقتی نور از چشماش محو شد
...این کار رو با تو هم میکنم
تو یه چشم به هم زدن
شما نباید جونتون رو به خاطر من به خطر بندازین
دیگه از این حرف ها نزن،باشه؟
هیچکدوم لحظه ای درنگ نکردیم
هنوز سعی دارم هضمش کنم
شوخی کردم
نوشیدنی میخوام
این کار سازه
آمورتو هست
زنده میمونم
خواهیم دید
تکون نخور
چیکار میکنی؟
لیاقتش رو داری با کت و شلوار خوب دفن شی
سعی دارم کمک کنم،ری
خوشحالم با هم دوستیم
...من هیچوقت نگفتم
آره
منم همینطور
ممنون از همگی
قلعهٔ پراگ جمهوی چک
مورد اطمینان ترین منبع اروپا آماده ی خدمت
.باید بگم،گزارشگر خوبی میشدی
منو بکش
مرد
چیه؟ هیچی
همیشه به جاهایی مثل این میایم
ولی نمیتونیم ازش لذت ببریم
قبلا هم پراگ اومدم
ولی نتونستم از منظره لذت ببرم
آره
زیباست
ای کاش بدون اسلحه میتونستم ببینمش
قشنگه
اعتبارنامه
با این وارد میشین
و دوتا نوشیدنی مجانی تو بار میزنین
...من تو ون رو
اون یکی مشکل کار میکنم
خیلی خب،بزن بریم بریم
مراقب میکروفون باش
باشه
خیلی خب،بچه ها وارد میشیم
کاری کنین سوزان به عنوان دیپلمات خارجی قابل باور باشه
کارتون در داخل شدن عالی بود
تیم به این با استعدادی
راحت به اون لپ تاپ میرسه
پس بهترین باشین
چون نمیخوام تو همچین ساختمان تاریخی گند کاری شه
مگه نه،ری؟
وقتی اینقدر حال میده نمیشه اسمش رو کار گذاشت
هی
کاملا باورشون شده که
که تو معاون وزیر دارایی اسپانیا هستی
بالاخره از زبون مادریم
و دانش عمیق من از پروتکل تجارت بین المللی استفاده شد
مشکلی هست؟
بجز دزدی از دولت روسیه
و اینکه نزاریم الرمن ری رو بکشه؟
...آره بجز اون
راستشو بخوای یه چیزی هست
که بخاطرش خیلی وقته خودخوری کردم
میخواستم بهت بگم
.با ری خوابیدی
میدونستی؟
.من جاسوسم
...متاسفم،یهویی شد
عیب نداره
میدونستم اگه ازش خوشت میاد
یه روز بهم میگی
من ازش خوشم نمیاد
که اینطور
آره
باشه
عصبانی نیستی؟
نه نیستم
به علاوه خوابیدن با ری خودش مجازاته
خیلی خب کریلاو اینجاست
اون اینجاست
...و
...سه
دو و یک...برو
من در نشست اقتصادی جهانی هستم
در قلعه تاریخی پراگ
...امرو قدرتمند ترین رهبران جهان
اون نگهبان
زوم کن رو نشانش
...مشکل ساز شده...
دارمش
چقدر طول میکشه؟ دارم یخ میزنم
میدونی بخاطر اون چیزای مغناطیسی کشنده
که تو بدنم در جریانه
لطفا عجله کنین
...نشان فعال خواهد شد
الان
همه نمایندگان، کنفرانس شروع می شود
لطفا به سمت اتاق نشست امن
لپ تاپ جدا شد فرانکی، سوزان،بریم
بزن بریم
عذر میخوام، خانم وزیر آیا شما میتونین پاسخ بدین
به اتهامات مربوط به فساد شما؟
چطور جرئت کردی
مردم اسپانیا این دروغ ها را تحمل نمیکنن
واقعا؟ ما ایمیل ها رو دیدیم
.جت شخصی، جراحی پلاستیک
! دروغگو
من جراحی پلاستیک نکردم
واقعا؟ چهره شما به سختی تکون خورد وقتی اینو گفتی
روانشناسی، پدیکور هر هفته ...
!دستتو بکش
!ببین چیکارت میکنم
!میکشمش
!ولم کن
نمیدونی من کی هستم!؟
کارتون عالی بود
تینا به دیدنتون میاد
تا لپ تاپ رو بگیره و پول رو انتقال بده
فرانکی و سوزان رو دنبال میکنم
مکان دقیق رو واست میفرستم
استندیش،آماده ای؟
من چن تا از دوربین های نظارتی رو از کار انداختم
واسم سوال شده بود کِی میخوای وارد عمل شی
خوبه که صداتو میشنوم
ای کاش منم میتونستم همینو بگم
اگه واقعی دعوا میکردیم
مساوی میشد
بیخیال من میزدم لهت میکردم
سوزان،فرانکی...داریم میایم سمتتون
نمیشه دورشون زد باید از وسطشون رد شیم
مثل قدیما
درسته،آماده ای؟
روبات تو خونم در جریانه
بزن بریم
میبخشید
نظری درباره ی
زندانی کردن غیر قانونی روزنامه نگاران دارین
!بخواب،بخواب دیگه
نجاتت دادم
آره ری،دادی...ممنون
جذاب ترین خفه کردنی بود که تا حالا دیدم
الان نه،ری
ولی ممنون
حرکت بعدی چیه؟
حرکت بعدی اینه که کلید و جعبه رو میدین به من
و من اینجا زندانیتون میکنم
...کلید من نمیدو
...فکر کنم جا گذا ری
.ممنون،سوزان
الان وقت شروعه ماموریت واقعیه
باید میدونستم موضوع پول نیست
پول؟ فقط یه پاداشه خوبه
هی
کار تیمی خوبی بود
همیشه به من چی میگفتی،الکس؟
بلند پرواز باش یا بیخیال شو
من مطمئنم که این ماموریت سیاسیه
آفرین،ویسکی
ما اومدیم وزیر امور مالی روسیه رو بکشیم
چه راهه بهتری برای شروع جنگ هست
وقتی میشه دست راست رئیس جمهور رو بکشی
بعد از اینکه تینا وارد اون اتاق بشه
و یه تیر تو سرش خالی کنه
اونا فیلم هایی از ورود غیرقانونی شما دارن
اونا میفهمن که تینا با تیم تو کار میکرد
حتی با یکی از افراد تیم رابطه داشته
همین الان تیتر خبر رو میبینم
" جاسوسان آمریکایی وزیر را کشتن"
مطمئنا شما محاکمه خواهید شد توسط جلاد های روسیه
.چه غم انگیز
جنگ هرج و مرج به پا میکنه
هرج و مرج هم سود میاره
زودباش
و تو واسه جمع کردن تیکه ها اونجایی
برای تنظیم مجدد نظم
ویل خودت گفتی میخوای بزرگ تر از یه خلافکار ساده باشم
نمیتونی از این اتفاق متعجب باشی
راستشو بخوای،الکس اصلا متعجب نشدم
هیچ کدوم نشدیم
چه نفعی داره براتون
ممنون بابت همه چیز،تیم
ماموریت انجام شد
از طرف من کات
آره،پخشش کن
.من دوباره مجرد شدم
میدونستم میتونی انجامش بدی
من نمیدونستم،ولی خوشحالم
چطوری وارد اون اتاق شدی؟
...بهتره بگیم
ما به خیلی از کشور ها خیلی چیز ها بدهکاریم
دارم میام
تحویل ویژه
دارمش
این از طرف جی
...جی
با این قلاده چیکار کنم؟
اون قلاده یه آهنربای بسیار قدرتمنده
باهاش نانو ذرات رو متوقف میکنم
که به مغز نرسه
یه بار دیگه میگم،خوشحالم با هم دوستیم
منم
ری از اون قلاده استفاده میکنم
که وقتی الرمن فعالش کرد ردش رو بزنم
,اما وقتی نانو ذرات گیر بیوفتن
...سیگنال از بین میره
...پس اگر میخوایم الرمن رو پیدا کنیم
باید چن تا از نانو ذرات تو مغز ری بمونه
خب، این خطرش چیه؟
احتمال خوب...درد زیاد
...بدش هم میشه
مرگ
نه،ما این کارو انجام نمیدیم
.ویل
مجبوریم انجامش بدیم
...ری من اجازه نمیدم !ویل
من انجامش میدم
خیلی خب،ببین
خیلی اتفاق تو گذشته افتاده
...و من
...میخوام بدونی که من
...خوشحال شدم که میخواستی
هی
مشکلی نداریم؟
مشکلی نداریم
.ممنونم
شما قفل ساز خواسته بودین؟
سوزان از حالت اسپیکر خارج شو
چیه؟
شاید بهتر باشه تو هم مثل ویل
به ری بگی چه حسی داری
...من
گوش کن
نمیدونم جواب میده یا نه،سوزان
متاسفم
...حقیقت اینه که من
ری دوست منه
...و الان دارم
برای شما دوتا حرص میخورم
باشه
...ری
من واقعا ازت خوشم میاد
و اگر بمیری واقعا ناراحت میشم
خوشحال شدی؟
آره
بهترین حرفی که تا حالا به من زدی
زیادی گندش نکن،
ببخشید
...فقط
منو ببوس
یه جورایی ناز بود
بسه برگردین سر کار،آماده؟
منم
بد موقع مزاحم شدم؟
چه اتفاقی افتاد،تینا کجاست؟
مشکل ارتباط داشتی؟
از این اتفاق ها زیاد میوفته
میخواستم بخاطر نقشه ای که کشیدی تبریک بگم
و اون سخنرانی عالی بود
آره تینا میخواست به اون شلیک کنه
درست بعد از سخرانیت؟
چون اینطوری خیلی باحال میشد باحال میشد
متاسفانه ما تینا رو کشتیم
آره تقاص
که اون هرزه باید میپرداخت
باید انجام شه
موفق باشی
!ری
!ری،ری،ری،ری
ری
زودباش
ازم یه دروغگو نساز
ری،ری،ری،ری
من همینجام،ری
ری صدامو میشنوی؟
نرو،نرو،نرو
نه،نه،نه،نه
بمون،بمون
!ری
.خواهش میکنم ترکم نکن
!ری
!پیداش کردم
الرمن رو پیدا کردم
جایی برای فرار نیست،الکس
چه خوب،هر دو اومدین
آره اگه فقط من اومده بودم باتیر زده بودمت
نه،فکر نکنم میزدی
اون تغییرت داده
آره؟
اونم منو تغییر داد
چه خوب
دیگه تمومه الکس،بیا بریم
من با شما نمیام
بعدی میخوره تو سرت
هنوز فکر میکنی تغییر کردم؟
...یه نصیحت کوچولو از یه دوست قدیمی
اگر کسی تلاش کرد پایان داستان تو رو بنویسه
.بهش اجازه نده
الکس؟
...پایانش رو خودت بنویس
!نه
هی
من کجا هستم؟
بیمارستان
من خیلی نگران بودم
ولی خوب میشی
از درجه کمی از آسیب مغزی رنج میبری
عیبی نداره
خبر خوب اینه که اصلا مشخص نمیشه
آره خوبه
اون ژله ی منه؟
نه از خونه آوردم
الرمن چی شد؟
مرده،جسدش پیدا شد
یا چیزی که ازش مونده ویل بعدا میره واسه شناسایی
فکر کنم میخواد ما بریم
چرا؟
آها،فهمیدم
خجالت بکشین
ری،یه صندلی کنار پنجره بهم بدهکاری
حتما
میخوام بدونم چقدر یادته
میدونی قبل از این که بیهوش شی
زیاد یادم نیست
همه چیز تاره
بجز وقتی که گفتی ازم خوشت میاد
ولی من نمیتونستم درست فکر کنم
استرس داشتم نه،نه،نه
نمیزارم خرابش کنی
خودت گفتی
باهاش کنار بیا حتی اگه سخت باشه
سخته
جدی؟
تو اینجایی
میخواستم اینجا رو
بدون تفنگ ببینم
تو چی؟
فقط میخواستم یه بار دیگه ببینمش
ولی با تفنگ
.البته
چیه؟
بیخیال
درباره ی سرنوشت حرف میزدی حالا هم که اینجا هستیم
باید یه معنی داشته باشه
شاید به این معنیه که جفتمون کاری جز
.گشتن تو پراگ نداریم
...باشه قبول
این تصادف فوقالعاده رو ندید میگیرم
منظره رو نگاه میکنم و شیرینی میزنم
...یه شیرینیه محلیه
اهمیت نمیدم
...خب
خیلی خب،بوش که خیلی خوبه
اینطور نیست؟ آره
سر کوچه میپختشون
اون باری که دیشب رفته بودم
...خیلی
خیلی خوبه
فکر میکردم خوشت بیاد
یعنی میدونستی میام؟
نه
امیدوار بودم
نیویورک
ویل،من رسیدم خونه
خوشحالم برنداشتی
بیین یه چیزی هست
که یه مدتی ذهنم رو مشغول کرده
...مطمئن نیستم بهت بگم یا نه ولی
درمورد اما
...کسی که کشتش
کار تینا بود
...من فقط
.نباید به دوست دخترم شلیک میکردی
ترجمه از Soheil_HAIZ
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.