Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
°• Anime black •° ● مترجم : سفیروث ●
انگار حالت خوب نیست
راستش اون مسموم شده
به همین دلیل، من و برادرم امدیم تا
چهره واقعی این برنج فروش رو به بقیه نشون بدیم
اوه، واقعا؟
با اینکه مسموم شده، ولی هنوزم بدنش قویه
تحسینت میکنم
این یه داستان ساختگیه که داره خودشو قهرمان نشون میده
بازیگریت عالیه
مامان
بچه
بگو ببینم کی هستی؟
چطور جرئت میکنی بهمون بیاحترامی کنی
من سو مو، شاگرد معبد لینگشیائو هستم
معلوم شد که از معبد لینگشیائو هستی
پس ما دوبرادر از معبد لینگشیائو شکست خوردیم
ولی یادت باشه
بعدا تلافی میکنیم
ازینجا برید دیگه نبینمتون
خیلی خوب نقش بازی کردین
حالا چرا برای رفتن انقدر عجله دارید؟
تا وقتی درس درست حسابی بهشون ندم
اجازه نمیدم ازینجا برن
امروز به مغازه برنج فروشی امدن
کی میدونه، شاید فردا نوبت خیاطی باشه
بعدش نوبت بقالی
آقای لیو، فکر کنم حرف این جوونه درسته
اره، شاید بعدا هم از لباس فروشی تو یا میوه فروشی من اخاذی کنن
شاید ما به اندازه لاو هو خوش شانس نباشیم [که یکی بیاد نجاتش بده]
آره، آره، اصلا نباید بذاریم همینطوری برن
نمیتونیم بذاریم برن
نباید بذاریم برن
اصلا نباید بذاریم برن
نمیتونن برن، نمیتونن برن
باید یه درس حسابی بهشون بدیم
مواظب باشین، نکشینشون
چرا هیچ حرکتی نمیکنن
اونا واقعا مردن؟
آه
سو
چکار داری میکنی؟
میخوای منم کتکت بزنم؟
برادر
نمیدونم این دو نفر تابحال از چند نفر اخاذی کردن
هر دوتاشون مستحق مرگن
نظرت چیه که باهمدیگه بکشیمشون؟
اینطوری عدالت برقرار میشه
داری شوخی میکنی؟
دیگه نقش بازی کردن بسه
برادر، کشتنشون زیادی نیست؟
نه به هیچ وجه
برادر، اگه بزاریم اینا امروز برن
مغازه برنج فروشی آقای هه برای همیشه بسته میشه
و زندگیشون نابود میشه
پس باید هر دوتاشونو اعدام کنیم
برادر، به نظرت نباید اونارو بکشیم؟
میتونیم بکشیم ولی
بهتره یجور دیگه تنبیهشون کنیم
برادر ارشد. من هم مثل بقیه تو این دنیا زندگیمیکنم
و تا به حال جون کسی رو نگرفتم
برادر نکنه اونارو میشناسی که نمیخوای بمیرن
اره خودشه
چرا کیسه پول تو پیش اونا بود؟
حتما وقتی حواسم نبوده ازم دزدیدنش
درسته
اونا
دزدینش
میخوای چیو ثابت کنی؟
حرفمو باور نمیکنی؟
برادر اینجا چخبره، منظورت چیه؟
برادر
این دوتا نه تنها تو روستا دردسرهای زیادی درست کردن بلکه پول برادر هم دزدیدن
برای برقراری عدالت و همچنین بخاطر وجدان خودم
نمیتونم بذارم اینا همینجوری برن
نظر تو چیه؟
برادر از چی میترسی
چون تابه حال کسی رو نکشتم برای همین میترسم
برادر ارشد، انجامش بده
سومو تو یه خائن بیشرفی
باهم توافق کردیم تا ما دوتا به مغازه هو بیایم و نقش بازی کنیم
و تو بیای آقای هو رو نجات بدی و بین مردم محبوب بشی
ولی تو بهمون خیانت کردی
کصشر نگو
اعثراف نمیکنی؟
همسایه های عزیز
امدن ما به این مغازه برنج فروشی آقای هو
همش ایده اون بود
اون عاشق دختر آقای هو شده
ولی دخترش به اون اهمیتی نمیده
برای همین این ایده رو با ما مطرح کرد
یانگکای، منتظرم بمون
این کارت رو یادم میمونه
اعتراف کرد
همش کار اون بود
چه پسر باهوشی
ایولا پسر
بگیرش
نه لازم به این کارا نیست
این کارو نکردم که
چیزی ازتون بگیرم
برادر یانگکای، بابت اتفاق امروز ازتون ممنونم
کار خاصی نکردم
تو امروز سو مو تحقیر کردی
تو فرقه برات دردسر درست نکنه
فرقهها قانون های خودشونو دارن
اون نمیتونه مشگلی برام درست کنه
ولی ازت میخوام
بیشتر مراقب خودت باشی
اگه اتفاقات امروز بعدا باعث ایجاد دردسر برامون بشه
آرامش خانواده من از بین میره
اوم
حواسم بهش هست
آقای یانگکای الان دیگه دیر وقته
چرا شام پیش ما نمیمونی؟
ها
نه نه [ای کصخل پلشت]
الان یادم افتاد که
زمین تمرین فرقه رو جارو نکردم
بعدا باز سر میزنم
یوار
°• Anime black •° ● مترجم : سفیروث ●
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.