All language subtitles for Anora.2024.WEBRip.1080p.YIFY.Dream

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan Download
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫قوی‌تر از همیشه باشید ‫به امید ایرانی آزاد

‫ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ ‫ @CinemDreaming

‫سلام.

‫سلام. آنی هستم.

‫نه؟ ‫منتظر کس دیگه‌ای هستین؟

‫خیلی‌خب. مطمئنین؟

‫خیلی‌خب.

‫سلام. سلام.

‫- چطورین؟ ‫- سلام.

‫- سلام. آنی هستم. ‫- خیلی خوش‌وقتم.

‫- خیلی خوش‌وقتم. ‫- آره.

‫- حالتون چطوره؟ ‫- خیلی خوبم.

‫- واقعا؟ ‫- ممنون. وای، چه قشنگه.

‫می‌تونین همون‌جا بشینین، خب؟

‫خیلی‌خب.

‫هنوز با خانواده‌ات در ارتباطی؟

‫- می‌دونن کارت اینه؟ ‫- اوهوم.

‫- واقعا؟ مشکلی ندارن؟ ‫- نه.

‫من هم بودم مشکلی نداشتم.

‫خانواده خودت می‌دونن اینجایی؟

‫- امیدوارم ندونن. ‫- واقعا؟

‫- سلام. آنی هستم. ‫- خوش‌وقتم آنی.

‫- خوش‌وقتم. ‫- ریکی هستم.

‫- ریکی؟ ‫- آره.

‫سلام. خوش‌وقتم.

‫من همین‌جا کنارت می‌شینم.

‫- ایول بابا. ‫- خیلی گرم و نرمه، مگه نه؟

‫اصلا شوخی نداره.

‫- آها. ‫- کلی زحمت داره، ولی به هر حال...

‫- واسه همین اومدم اینجا. ‫- زیاد زحمت می‌کشی؟

‫میام اینجا استراحت کنم، متوجهی؟

‫آره، خب، می‌تونیم بریم ‫تو اتاق خصوصی استراحت کنیم.

‫خیلی‌خب، شماره شش شانس میاره.

‫شماره شانس خودمه.

‫ممنون. وای.

‫ایول.

‫- آنی؟ ‫- چیه؟

‫رابرت که چند شب پیش اینجا بود،

‫ازت خواست براش برقصی؟

‫آره.

‫تو هم براش رقصیدی؟

‫آره.

‫خیلی‌خب.

‫- خیلی‌خب. ‫- خیلی‌خب.

‫زنیکه عوضی.

‫- ایول! ‫- یوهو!

‫خیلی عجیب و غریب بود.

‫خیلی زیاد.

‫- عین قاتلان زنجیره‌ای بود؟ ‫- آره، همه‌اش پـ...

‫آره، عین جفری دامر هندی می‌موند...

‫و مدام...

‫- پام رو این‌جوری... ‫- وای نه.

‫حلقه‌ای می‌مالید.

‫اون چیه؟ ‫پروانه است؟

‫- آره، پروانه است. ‫- خیلی باکلاسی.

‫می‌دونم.

‫من عین جنده‌های واقعی ‫علامت دلار زدم

‫نه، ولی این‌جوری جذبش می‌کنی.

‫گفت شبیه دختر ۱۸ ساله‌اش می‌مونم.

‫بعدش هم پنج رقص ازم خرید.

‫حالم به هم خورد.

‫خب، حداقل رقص‌ها رو خرید.

‫آره.

‫- می‌تونی بهم دست بزنی. عیبی نداره. ‫- واقعا؟

‫برات کمربند درست می‌کنم.

‫ایول، برام کمربند درست کن.

‫از جنس پوله؟

‫پول نقد نداری؟ ‫بیا بریم خودپرداز.

‫می‌خوای الان بریم خودپرداز؟

‫- خب، نباید زیاد خرج کنم. ‫- باشه، خیلی‌خب.

‫- بیا بریم دم خودپرداز. ‫- عالیه.

‫بیا بریم پول نقدت رو بگیریم.

‫بی‌شوخی، یه بار از مستراح اومد بیرون...

‫و خیر سرش زیپ شلوارش رو بالا نکشید.

‫آخه اگه نمی‌تونی بعد از شاش...

‫زیپ شلوارت رو بالا بکشی،

‫سر آهنگ بهت اعتماد نمی‌کنم.

‫ای بابا، چهل سالشه‌ها.

‫واقعا پیر محسوب می‌شه.

‫- نه، خودم می‌دونم. آخه... ‫- آنی.

‫یه بچه‌ای اومده و دنبال کسی می‌گرده ‫که روسی بلد باشه.

‫ببین جیمی، من و دخترها کلی حرف زدیم...

‫و اگه فامیلت برامون یه‌کم احترام قائل نشه،

‫دیگه انعاممون رو نمی‌دیم.

‫- خیلی‌خب. باهاش حرف می‌زنم. ‫- آره.

‫کی رو می‌گی؟ ‫دی‌جیه رو می‌گی؟

‫- خیلی‌خب، بی‌شوخی؟ ‫- خیلی بی‌شعوره.

‫من فهرست آهنگ‌هام رو ‫نشونش دادم،

‫ولی خیلی بی‌ادب بود و پسم زد.

‫خیلی اذیتم می‌کنین.

‫بریم. بجنب.

‫نه. نه، دارم غذام رو می‌خورم.

‫واسه همین ظرف غذا داری...

‫- که تازه بمونه. ‫- داره غذا می‌خوره.

‫خیلی ولخرجه.

‫- بیا دیگه. بریم. ‫- ای بابا. چه وضعشه.

‫زمان ارزشمنده عزیزم. ‫برو تو کارش.

‫بدون شلوار و هیچی.

‫بعدش یه‌کم...

‫- سلام بچه‌ها. ‫- بعدش... یه لحظه داداش.

‫بچه‌ها. بچه‌ها. سلام.

‫- ایشون آنی زیبای ماست. ‫- وای.

‫- سلام. ‫- امشب کل نیازهاتون رو...

‫- برآورده می‌کنه. ‫- آنی.

‫آنی، روسفیدم کن.

‫ایول. من... ایول.

‫خیلی خوشگلی.

‫اِم... من... ایوانم و...

‫ولی تو می‌تونی وانیا صدام کنی.

‫- وانیا. خیلی‌خب. ‫- آره.

‫خوش‌وقتم وانیا.

‫این هم بهترین دوستمه...

‫تام، بهترین دوست کثافتمه.

‫- سلام. آنی هستم. ‫- چطوری؟

‫بدک نیستی. اِم... خب... اِم...

‫شنیدم روسی حرف می‌زنی، درسته؟

‫هوم. نه، روسی حرف نمی‌زنم، ‫ولی روسی بلدم.

‫منظورت چیه؟

‫زبان روسی بلدم.

‫فقط ترجیح می‌دم حرف نزنم،

‫ولی تو راحت باش رو روسی حرف بزن.

‫من می‌فهمم.

‫اِم، خودم نمی‌فهمم.

‫این دیگه چه وضعشه؟

‫اِم...

‫- خیلی‌خب. ‫- باشه.

‫سلام ایوان.

‫من آنی هستم.

‫روسی حرف زدنم این‌جوریه.

‫هنوز هم می‌خوای روسی حرف بزنم؟

‫آره بابا!

‫نه، روسیم افتضاحه.

‫حتی بلد نیستم «ر» رو ‫درست تلفظ کنم.

‫نه، نه، بد صحبت نمی‌کنی، ‫جدی می‌گم.

‫روسیت بد نیست. ‫روسیت حرف نداره، حرف نداره.

‫- واقعا؟ خیلی‌خب. ‫- آره.

‫خب، خودم مخالفم، ولی ممنون.

‫خواهش. خب، از کجا روسی یاد گرفتی؟

‫مادربزرگم اصلا انگلیسی ‫یاد نگرفته بود، خلاصه...

‫عجب. آها.

‫- آها. ‫- ولی نمی‌خواد از من بگیم.

‫شما از روسیه اومدین؟

‫آره، من از روسیه اومدم، ‫ولی اون ساکن همین‌جاست.

‫آره.

‫هوم.

‫آها، یعنی اومدی تعطیلات یا...

‫هوم، آره، تعطیلات.

‫گمون کنم می‌شه گفت. آره.

‫ولی من خودم... اِم...

‫روسی حرف بزنم؟

‫- باشه؟ باشه. ‫- آره بابا. راحت باش.

‫باشه، آخه انگلیسیم خیلی افتضاحه.

‫- داغونه، آره. ‫- نه، نه، نه.

‫- انگلیسیت خیلی خوبه. ‫- باشه.

‫گمون کنم بهتر باشه به افتخار...

‫لهجه بد جفتمون ‫یه بطری...

‫بریم بالا.

‫باشه. احیانا دلت نمی‌خواد ‫بریم بخش وی‌آی‌پی؟

‫ایول، چه عالی. می‌خوام.

‫وای.

‫محل کارت خیلی خفنه.

‫آره، جای باحالیه.

‫اتاقی هم دارم می‌برمت خیلی قشنگه.

‫اوهوم.

‫- وای. هوم. ‫- بفرمایین تو.

‫[خروجی]

‫- هوم. ‫- واقعا خیلی خوبی.

‫حالا یکی دیگه. ایول.

‫ممنون.

‫کجا می‌ری؟

‫نه، من جایی نمی‌رم.

‫می‌شه به‌خاطر من رو دستت بشینی؟

‫- چی؟ ‫- رو دستت بشین.

‫- دستت رو بذار زیر پات. ‫- یعنی...

‫اوهوم.

‫اجازه این کار رو نداریم؛

‫ولی از تو خوشم میاد.

‫خدا یار و همراه آمریکا باشه.

‫به سلامتی کیر راست ‫و ثروت زیاد.

‫اِم...

‫بیرون کلوپ هم کار می‌کنی؟

‫گوشیت رو بده.

‫اِم...

‫[خروجی] ‫[خیابان برایتون]

‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@ و Timelordsubs@

‫سلام.

‫سلام. سلام. شیر خریدی؟

‫تو یخچال شیر می‌بینی؟

‫نه.

‫پس خیر سرم شیر نخریدم.

‫چه عالی.

‫ممنون.

‫سلام. با آقای زاخاروف کار دارم.

‫- ایوان؟ ‫- آره. اوهوم.

‫سلام. سلام. چطوری؟

‫- اِم... ‫- سلام.

‫بفرما تو. بفرمایین تو.

‫خب، به منزل نقلی من خوش اومدی.

‫اِم...

‫- بغل. ‫- وای، آره.

‫بغل.

‫می‌تونم کمکت کنم.

‫- هوم. ‫- وای. ممنون.

‫وای، خیلی خوشگل شدی.

‫- عالی شدی. ‫- آخی. ممنون.

‫چیزی می‌خوری؟

‫آره، آب می‌خورم.

‫- آب؟ مطمئنی؟ ‫- اوهوم.

‫می‌تونی هرچی دلت خواست بخوری.

‫ودکا، تکیلا، ویسکی، ‫ویسکی کولا.

‫احیانا کوکا کولا نمی‌خوری؟

‫نه، آب خوبه.

‫- آره، ممنون. ‫- آها.

‫هرطور راحتی آنی.

‫آب گازدار یا ساده؟

‫فرقی نمی‌کنه.

‫وای...

‫عجب.

‫بدک نیست.

‫«بدک» یعنی چی؟

‫ای بابا، سربه‌سرت می‌ذارم.

‫یعنی خونه‌ات خیلی قشنگه.

‫خونه‌ام بد نیست دختر.

‫گازداره.

‫ممنون.

‫اتاق‌خوابم طبقه بالاست. بریم.

‫خیلی‌خب.

‫وای، ببخشید. ‫منتظرت می‌مونم.

‫آها.

‫زودتر میام.

‫هنوز تختم رو مرتب نکردن.

‫تف به این زندگی. ‫مگه چقدر کار سختیه؟

‫ببخشید.

‫وای.

‫چه چشم‌انداز قشنگی.

‫چشم‌انداز خودم بهتره.

‫خیلی‌خب. ‫خب، دنبال چی هستی؟

‫اِم، سکس.

‫آره، می‌دونم.

‫یعنی چیز خاصی مد نظرته؟

‫آره، سکس خاص.

‫- سکس خاص. ‫- اوهوم.

‫خیلی‌خب.

‫یعنی تقریبا همه‌چی توش دخیل باشه؟

‫تقریبا همه‌چی توش...

‫آره! به نظرم خیلی خوب می‌شه!

‫نمی‌خوای لباس‌هات رو در بیاری؟

‫چرا.

‫وای. خیلی‌خب.

‫- می‌خوای این رو بذاری؟ ‫- هوم؟

‫یا می‌خوای من خودم برات بذارمش؟

‫- تندتر. ‫- اوهوم.

‫تندتر، تندتر.

‫- تندتر. تندتر. تندتر. ‫- اوهوم.

‫- بسه. بسه. بسه. ‫- باشه.

‫- می‌خوای بس کنم؟ ‫- بسه، بسه، بسه!

‫- گفتم بسـ... ‫- باشه.

‫آها. می‌خوای؟

‫اِم، چرا که نه؟

‫چرا که نه؟

‫ولی زیاد ازش نکش، خب؟

‫مواظب باش. آها.

‫این هم مال توئه.

‫انعامه.

‫- ممنون. ‫- خواهش.

‫خیلی لطف داری.

‫می‌خوام یه چیز دیگه هم بگم.

‫چیه؟

‫واقعا حرف نداشت.

‫عه، عه، عه.

‫من عـ...

‫من عاشق این‌هام. ‫می‌شناسیشون؟

‫نه.

‫وای. حتما می‌شناسیشون.

‫خب، تو چند سالته؟

‫بیست و یک.

‫تو چند سالته؟

‫هوم، از تو بزرگ‌ترم.

‫چند سالته؟ بیست و پنج؟

‫نه، بیست و سه ساله‌ام.

‫وای.

‫رفتارت عین ۲۵ ساله‌هاست.

‫خیلی‌خب.

‫بامزه‌ای.

‫آره، می‌دونم.

‫خب، بامزه؟ چرا؟

‫چه بدونم.

‫صرفا... خودت...

‫بامزه‌ای دیگه. اِم...

‫بامزه باحاله، مگه نه؟

‫- آره، معلومه. ‫- آره.

‫بامزه خیلی باحاله.

‫اگه عیبی نداره، ‫می‌شه بپرسم...

‫کارت چیه که این همه ثروت داری؟

‫به نظر خودت کارم چیه؟

‫خب، به نظر خودت ‫به نظرم کارت چیه؟

‫وای، امان از دست انگلیسی.

‫هوم. خیلی‌خب. می‌تونم بگم،

‫ولی واقعا... ‫راز خیلی مهمیه.

‫خیلی‌خب.

‫من یه قاچاقچی مواد کله‌گنده‌ام.

‫عه، واقعا؟

‫چرا اعتماد می‌کنی...؟

‫نه.

‫ولی یه قاچاقچی سلاح کله‌گنده‌ام.

‫هوم. خیلی‌خب.

‫اذیت نکن دیگه.

‫وای خدایا.

‫وایستا ببینم، یعنی مثلا ‫برنامه‌ای چیزی ساختی؟

‫- یعنی... ‫- آره. آره. ساختم.

‫واقعا ایده‌های خفنی واسه برنامه دارم...

‫نه، ولی نه، نه. من... من.

‫خیلی‌خب.

‫پدرم...

‫آها؟

‫خلاصه بگم...

‫بابای من نیکولای زاخاروفه.

‫- عجب. ‫- ببخشید.

‫نمی‌شناسمش.

‫گوگلش کن.

‫- گوگل کنم؟ ‫- آره.

‫اِم... وایستا، گفتی اسمش چی بود؟

‫نیکولای زاخاروف.

‫می‌تونم برات هجیش کنم.

‫نون کاف واو لای...

‫نه، فهمیدم.

‫- آره؟ ‫- ممنون.

‫آره، بده ببینم.

‫«فرزندان.»

‫آره. وانیا زاخاروف.

‫منم.

‫پشم‌هام.

‫«پشم‌هام.»

‫نه. امکان نداره.

‫- بله که امکان داره. ‫- ای بابا.

‫امشب هم باز می‌بینمش، خلاصه...

‫باورم نمی‌شه.

‫لابد بهش خوش گذشته بود دیگه.

‫آره، همگی می‌دونیم ‫چقدر همه باهات خوشن عزیزم.

‫اِم، نمی‌خوای سرت تو کار خودت باشه؟

‫خودت داری تو چشممون فرو می‌کنی.

‫- آروم باش دایموند. ‫- زنیکه وراج.

‫چندش.

‫جنده قرمزی.

‫ایول.

‫وای!

‫وای.

‫حرف نداره.

‫بیا، بیا، بیا، بیا.

‫وای، خیلی خفن بود.

‫یه‌کم دیگه بهت می‌دم، ‫چون حرف نداری.

‫خیلی‌خب.

‫بزن بریم!

‫راستی،

‫دارم مهمونی می‌گیرم.

‫مهمونی سال نوئه.

‫تو هم باید بیای.

‫خیلی خفن می‌شه.

‫شاید مجبور بشم اون شب کار کنم.

‫نه بابا. ‫مجبور نمی‌شی اون شب کار کنی.

‫تف به این زندگی.

‫- می‌شه همراه بیارم؟ ‫- نه.

‫اگه پسر باشه نمی‌شه.

‫نمی‌خوام پسرها زیاد باشن.

‫تف به این زندگی.

‫نه، پسر نیست.

‫خیلی‌خب. اینجا می‌بینمت.

‫چرا شوت نمی‌کنی؟

‫چی؟

‫راستش، تو پول یه ساعت رو حساب کردی...

‫و اگه دلت یه دور دیگه بخواد،

‫هنوز ۴۵ دقیقه مونده.

‫باورم نمی‌شه.

‫باورت بشه.

‫- بهت که گفتم. ‫- دختر.

‫- دقیقا! می‌دونم. ‫- دختر!

‫مخت با دیدن توش سوت می‌کشه.

‫- آسانسور داره. ‫- وای خدایا.

‫- آسانسور داره. ‫- وایستا.

‫- به عمرت نظیرش رو ندیدی. ‫- ممه‌هام کج شدن؟

‫نه، ممه‌هات حرف ندارن.

‫- خیلی‌خب. ‫- بی‌نظیرن.

‫- وایستا ببینم، ممه‌های من کج شدن؟ ‫- نه.

‫- ببین. ‫- ببین.

‫می‌دونم. بهت که گفتم. ‫نگفته بودم؟

‫- دختر. ‫- خیلی خفنه،

‫تازه طبقه بالاش قشنگ‌تر هم هست.

‫سلام، سلام، سلام. چطورین؟ سلام.

‫- سلام. ‫- آره.

‫وای.

‫آها، لولو، ایشون ایوانه.

‫آره، ایشون لولوئه.

‫خیلی خوش‌وقتم.

‫خیلی خوش‌وقتم.

‫خیلی خوشحالم که اومدی،

‫بریم مست کنیم.

‫- باشه؟ ایول، بریم، بریم، بریم، بریم. ‫- باشه.

‫- می‌خوای مشروب بخوریم؟ ‫- معلومه.

‫آماده‌این؟

‫خب آنی، دهنت اینجا باشه.

‫از ممه.

‫اون همون همراه کرایه‌ایه است ‫که با ایوان سکس می‌کنه.

‫- نه بابا؟! ‫- آره بابا.

‫- خیلی خوشگله، مگه نه؟ ‫- خیلی!

‫آهای! آهای! آهای!

‫بیا پایین. ‫اینجا که پارک نیست.

‫هفده! شونزده! پونزده!

‫- ایول! ‫- چهارده! سیزده!

‫دوازده! یازده! ده!

‫نه! هشت! هفت! شش!

‫پنج! چهار! سه!

‫دو! یک!

‫آنی، آنی، آنی، بیا، بیا، بیا، بیا.

‫ایول، ایول.

‫بعدش آتش‌بازی داریم!

‫اگه اون ارمنی‌ها رو دیدی بهم بگو.

‫من که کسی رو نمی‌بینم.

‫راستی، چنین کوکائینی ‫اصلا تو روسیه گیر نمیاد.

‫این... خیلی قشنگه.

‫- آره. ‫- ممنون.

‫هوم.

‫راست می‌گفتی.

‫- ها؟ ‫- راست می‌گفتی.

‫خیلی خفنه.

‫- عه، واقعا؟ ‫- آره.

‫خوش می‌گذره؟

‫آره. به تو چی؟

‫آره، آره. دقیقا همین‌طوره.

‫می‌خواستم ازت بپرسم...

‫امشب بیکاری؟

‫اِم... شاید.

‫یعنی چی؟ شاید چیه؟

‫- خب، شب سال نوئه. ‫- آها.

‫خب که چی؟

‫اعیاد بیشتر می‌گیرم.

‫آها.

‫کیه؟

‫ایوان، ما داریم می‌ریم. تو ردیفی؟

‫ای بابا. چه مرگتونه؟ دستم بنده!

‫این کسکش‌ها مقام و منزلت سرشون نمی‌شه.

‫- مشکلی نیست؟ ‫- هیچ مشکلی نیست.

‫آها.

‫وای بر من.

‫صبح به خیر.

‫نه. نه پسر، صبح نیست.

‫ساعت پنج عصره.

‫خب، پس عصر به خیر.

‫وایستا ببینم، داری می‌ری؟

‫عه، نرو. هنوز نرو.

‫نه پسر، باید برم سر کار.

‫کلی کار دارم، خب؟

‫ولی اگه باز هم می‌خواستی ‫من رو ببینی، پیام بده. باشه؟

‫چی؟ نه.

‫اِم...

‫یه سوال دارم.

‫- یه سوال داری؟ ‫- آره بابا.

‫خیلی‌خب. یه دقیقه.

‫یه دقیقه، یه سوال.

‫- هوم... ‫- چیه؟

‫می‌خوام بهت پیشنهادی بدم.

‫احیانا مایلی انحصاری پیش خودم باشی؟

‫انحصاری یعنی چی؟

‫چه بدونم. ‫می‌تونیم با رفقام بگردیم.

‫صرفا این هفته دوست‌دخترم باشی.

‫این هفته دوست‌دختر حشریم باشی.

‫آها. ده هزار دلار...

‫چطوره؟

‫پونزده.

‫نقد، پیش می‌گیرم.

‫قبوله.

‫قبوله.

‫راستش، با ده هم قبول می‌کردم.

‫من اگه جات بودم، ‫به کمتر از سی راضی نمی‌شدم.

‫خداحافظ.

‫وای بر من.

‫خیلی جذابه پسر.

‫ایول خوشگله.

‫- تولد کیه؟ ‫- تولد همین باباست.

‫تولدت مبارک.

‫خوش تشریف آوردین. ‫باز هم تشریف بیارین.

‫- زود تشریف بیارین. ‫- خداحافظ!

‫باهام بیا.

‫زود باش. بهش بگو.

‫خیلی‌خب. ممنون.

‫خودت بگو، آخه من نمی‌خوام بگم.

‫- خودم بهش می‌گم دیگه. ‫- جریان چیه؟

‫- به نفعته ندونی. ‫- سلام جیمی.

‫به نفعته ندونی جیمی.

‫- چطوری؟ ‫- یه هفته مرخصی می‌خواد.

‫مگه نمی‌خواستی ‫خودم بهش بگم؟

‫می‌بینی چقدر بدبختی دارم؟

‫تازه برنامه‌ریزی کردم.

‫- حالا می‌خواد مسخره‌بازی در بیاره. ‫- آها.

‫برنامه‌ریزی.

‫ما که تازه شب سال نو ‫بهت مرخصی دادیم.

‫وای، امان از دستت جیمی،

‫هر وقت برام بیمه سلامت،

‫بیمه از کار افتادگی ‫و بازنشستگی گرفتی،

‫می‌تونی بهم بگی ‫کی کار کنم و نکنم.

‫خب، هیچ‌کدومشون عملی نمی‌شه، ‫در نتیجه...

‫- باورم نمی‌شه. ‫- خداحافظ.

‫سه‌شنبه برمی‌گردم.

‫سه‌شنبه که امروزه.

‫درسته.

‫- یعنی یه هفته نیستی. ‫- نه بابا؟

‫ممنون.

‫- خوشت میاد؟ ‫- نه.

‫ببین آنی، این جام شامپاین مادرمه.

‫مال مادرمه.

‫قراره جام شامپاین تو باشه.

‫خب، به سلامتی کی می‌خوریم؟

‫به سلامتی دوست‌دختر جدیدم.

‫- ایول. به سلامتی آنی. ‫- ایول.

‫به سلامتی شگفت‌انگیزترین دختر دنیا.

‫ایول.

‫- یکی دیگه. یکی دیگه. ‫- خیلی‌خب.

‫زود. زود.

‫تف به این زندگی.

‫کلارا، نمی‌خوای یه کام بگیری؟

‫شرمنده ایوان. امروز نمی‌شه.

‫اوهوم.

‫آخرین بار که کلارا کشیده بود ‫خیلی بامزه بود.

‫مامانم مچش رو ‫تو محفظه سرمادرمانی گرفته بود.

‫چی؟

‫هیچی، تو کارت رو بکن.

‫- محفظه سرمادرمانی دارین؟ ‫- آره.

‫پشم‌هام.

‫آره، ولی حق ندارم پشتشون بشینم،

‫آخه والدینم خیلی عوضی‌ان.

‫- چطورین؟ ‫- حالتون چطوره؟

‫- من خوبم. ‫- ایول، چطوری پسر؟

‫- چطوری ایوان؟ ‫- خوش اومدین.

‫هرچی دلتون خواست بخورین.

‫بستنی داریم.

‫از این‌ها که نمی‌دونم چیه داریم.

‫آب‌نبات «رینگ پاپ» داریم.

‫من همیشه اینجا شیطنت می‌کنم.

‫رئیسمون خیلی پیره ‫و کر و کور هم هست.

‫حتی همین الان هم صدامون رو نمی‌شنوه،

‫مردک عین هلن کلره...

‫- هر کاری دلتون خواست بکنین. ‫- باشه.

‫- آره، آره، آره. ‫- بده بالا.

‫می‌خوای؟ وای ایول پسر، ‫تمومش کن.

‫عوضی، سر کار نمیری.

‫خوبی؟

‫چند بار باید بهتون بگم ‫اینجا مصرف...

‫گل ممنوعه؟

‫ولی ما بهش اعتیاد داریم بیلی.

‫اذیت نکن دیگه.

‫الان وقت استراحتمونه. ‫ده دقیقه است.

‫♪ سلام آقا بیلی ♪

‫♪ باز هم داریم کوکائین می‌زنیم ♪

‫- ♪ کوکائین ♪ ‫- ♪ کوکائین ♪

‫♪ تو آب‌نبات‌فروشیت کوکائین می‌زنیم ♪ ‫♪ تو آب‌نبات‌فروشیت کوکائین می‌زنیم ♪

‫آنی!

‫- اون دیگه چیه؟ ‫- پشم‌هام.

‫چیکار می‌کنی؟ نرو!

‫- نه، برگرد. ‫- وای.

‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه. ‫- برگرد.

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- آب خیلی سرده.

‫- چه مرگته؟ ‫- چیکار می‌کنی؟

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- برگرد.

‫به اینستاگرامم سلام می‌کنی؟

‫آنی.

‫هوم؟

‫خوشحالی؟

‫آره. خیلی خوشحالم.

‫تو خوشحالی؟

‫آره، من همیشه خوشحالم.

‫نه، خیلی خوب به خطش کردی، ‫ولی خانم‌ها مقدم‌ترن.

‫خانم‌ها مقدم‌ترن.

‫آره، آره، آره، نوبت... ‫می‌شه...

‫بچه‌ها،

‫بهترین کتامینی که به عمرم مصرف کردم...

‫تو وگاس بود!

‫وگاس. فکر خیلی خوبیه.

‫همگی می‌ریم وگاس.

‫به وگاس خوش اومدین!

‫اومدیم وگاس بچه‌ها!

‫- وای. ‫- خوش برگشتین آقای زاخاروف.

‫صندلیتون داره آماده می‌شه.

‫نمی‌دونستیم تشریف میارین...

‫- و سوئیتتون پر بود... ‫- آها.

‫ولی بیرونشون کردیم...

‫و همین الان‌هاست که تمیز تحویلتون بدن.

‫چه مرگته پسر؟ ‫شوخیت گرفته مردک؟

‫یعنی من باید صبر کنم؟

‫یعنی ما الان باید صبر کنیم، ‫آره داداش؟

‫- آره؟ ‫- ادبش کن، ادبش کن ایوان.

‫- آره، ادبش کن وانیا. ‫- ایول. ایول.

‫سر به سرت می‌ذارم بابا.

‫همین‌جا می‌مونیم.

‫- خوشحالم برگشتم. ‫- خیلی خوبه.

‫بیاین تو این کازینو بترکونیم.

‫خوش بگذره.

‫تو دیگه منتظر چی هستی؟

‫ایول! وای!

‫می‌شه یکی آهنگ بذاره؟

‫- می... تام، تام. ‫- آهنگ بذار!

‫ردیفه. ردیفه.

‫این رو بخور، این رو بخور، این رو بخور.

‫وانیا! این یکی رو می‌خوام!

‫- نه، نه، نه. نه. نه، نه، نه. ‫- این یکی مال منه!

‫- وانیا! ‫- از اتاق من برو بیرون!

‫اگه این اتاق رو بخوای، ‫من هم خواهرت رو می‌خوام.

‫من مامانت رو می‌خوام.

‫اگه الان آماده‌ای، آره، می‌تونیم...

‫- تو الان آماده‌ای؟ ‫- خیلی‌خب، آره، الان آماده‌ام.

‫می‌خوای من...

‫بیاین بیست‌ویک بازی کنیم.

‫«پایه‌ایم، کل پولمون رو می‌ذاریم وسط.»

‫- واقعا؟ باشه. ‫- واقعا، بگو.

‫- کل پولمون رو می‌ذاریم وسط. ‫- مادرجنده.

‫بیست و دو، کل پولشون بود.

‫خب حالا. خب حالا بچه‌ها.

‫- چقدر پول شد؟ ‫- چی...

‫ولی دوزش رو دو برابر کن،

‫آخه امشب می‌خوایم بیشتر ‫مصرف کنیم.

‫خب؟

‫ممنون.

‫تام، یه سیگار بهم بده.

‫- عه. ‫- یه سیگار.

‫می‌فهمی؟ ریدم دهنت.

‫کثافت‌ها کار هر روزشونه.

‫خیلی خوشحالم که اینجاییم...

‫- و... نمی‌دونم. ‫- ممنون.

‫پشم‌هام. شما حرف ندارین بچه‌ها.

‫واقعا حرف ندارین.

‫وانیا. وانیا.

‫وانیا.

‫- وانیا، وایستا، وایستا، وایستا. ‫- چی شده؟

‫خب، راستش، ‫اگه یه‌کم آروم‌تر باشی...

‫بیشتر طول می‌کشه ‫و بهتر می‌شه.

‫مثلا چه‌جوری؟

‫بیا. بذار من نشونت بدم.

‫وای.

‫اوهوم.

‫وای، گمون کنم عاشقتم.

‫پشم‌هام.

‫امیدوارم این هفته بهت خوش گذشته باشه.

‫امیدوارم به این هفته ‫به تو هم خوش گذشته باشه.

‫گذشته بابا.

‫راستش، بهتره بعدا باز هم ‫از این کارها بکنیم.

‫آره.

‫قطعا.

‫هوم، ولی...

‫من باید برگردم روسیه ‫آخه به پدرم قول دادم...

‫تو شرکت مسخره‌اش کار می‌کنم.

‫آها.

‫خیلی‌خب، پس واسه همین ‫سنگ‌تموم گذاشته بودی، هوم؟

‫نه، من همیشه همین‌جوری می‌ترکونم.

‫هوم.

‫خیلی خوشم میاد.

‫خب، دلم برات تنگ می‌شه.

‫- چیه؟ ‫- چیه؟

‫حرف عجیبیه؟

‫نه، نه.

‫دلت واسه خودم تنگ می‌شه ‫یا واسه پولم؟

‫یا واسه پولت.

‫- معلومه. ‫- آره، خوشم میاد؛

‫ولی اگه با یه آمریکایی ازدواج کنم،

‫مجبور نیستم برگردم روسیه.

‫- عه، جدی؟ ‫- اوهوم.

‫خیلی‌خب.

‫خب، حاضری با کی ازدواج کنی؟

‫نمی‌دونم.

‫شاید با کریستال.

‫یا با دوستت لولو.

‫خیلی جذابه.

‫با تو.

‫«با تو.»

‫اینجا وگاسه.

‫خیر سرمون وگاسیم‌ها.

‫مگه خیلی‌ها وگاس عروسی نمی‌کنن؟

‫هوم... سر به سرم نذار.

‫سر به سرت نمی‌ذارم.

‫خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب، برو.

‫- برو عروسی کن. ‫- آره.

‫آره، بیا عروسی کنیم.

‫پشم‌هام. ای بی‌شعور.

‫- چرا؟ ‫- نکن.

‫من رو با این حرف‌ها اذیت نکن، خب؟

‫- وایستا. ‫- کار قشنگی نیست.

‫وایستا، وایستا، وایستا.

‫- آنی. ‫- چیه؟

‫با من ازدواج می‌کنی؟

‫- بی‌شوخی؟ ‫- بی‌شوخی.

‫اوهوم.

‫یعنی می‌خوای با من ازدواج کنی وانیا؟

‫می‌خوای من همسر کوچولوت باشم؟

‫آره؟

‫آره.

‫به نظرم خیلی کنار هم خوش بودیم و...

‫به روسی می‌گم.

‫به نظرم حتی اگه پول نداشتم...

‫هم خیلی کنار هم خوش می‌بودیم.

‫ضمنا، خودم آمریکایی می‌شم...

‫و والدینم کیرم رو می‌خورن.

‫جدی می‌گی؟

‫جدی می‌گم.

‫دو بار هم گفتم.

‫سه قیراط.

‫چهار با پنج قیراط چطوره؟

‫یا شش قیراط؟

‫[کلیسای سفید کوچک]

‫قول می‌دی تک‌تک روزهای عمرت...

‫عاشقش باشی، براش احترام قائل باشی ‫و برات عزیز باشه؟

‫قول می‌دم.

‫آنورا، تو قبول می‌کنی...

‫این آقای خوش‌تیپی که جلوت وایستاده...

‫بهترین دوست، محافظ و شوهرت باشه؟

‫قول می‌دی تک‌تک روزهای عمرت ‫عاشقش باشی، براش احترام قائل باشی...

‫و برات عزیز باشه؟

‫- بگو آره. ‫- معلومه که آره، قول می‌دم.

‫مایه افتخارمه...

‫که شما رو زن و شوهر اعلام کنم.

‫می‌تونین قولتون رو ‫با یه بوسه مهر و موم کنین!

‫زن منه!

‫- زن منه پسر. ‫- عروسی کردیم!

‫زن منه. از پسش بر میاد.

‫زن منه پسر.

‫آره، همین پنج دقیقه پیش ‫عروسی کردیم پسر.

‫آمریکایی شدی وانیا.

‫- آمریکایی شدم! ‫- عروسی کردیم!

‫من آمریکایی‌ام!

‫یعنی واقعیه؟

‫آره، واقعیه.

‫- منظورت چیه؟ ‫- آخه اگه واقعیه،

‫دیگه نباید پولدارها رو راه بدم.

‫دارن بهترین دخترهام رو می‌دزدن.

‫بیا بغلم.

‫خیلی خوش‌شانسی.

‫وای خدایا، می‌دونم. ممنون.

‫هورا!

‫نونت تو روغنه زنیکه.

‫آخی. وای خدایا.

‫می‌خوای گریه کنی؟

‫بس کن. تو که نمی...

‫شام میای پیشمون دیگه؟

‫راستش، چند وقته دارم ‫به ماه عسلمون فکر می‌کنم...

‫و به نظرم بهتره بریم دیزنی ورلد،

‫آخه از بچگی...

‫- آرزوم بوده. ‫- بس کن.

‫آره. دیدی یه سری سوئیت...

‫با طرح شاهزاده‌های دیزنی دارن؟

‫- سیندرلا. ‫- آره، سیندرلا خیلی خفنه.

‫من رو خیلی خوب می‌شناسی عزیزم.

‫خداحافظ آنی. ‫به نفعته بهمون سر بزنی زنیکه.

‫وای، معلومه که می‌زنم جنی.

‫- خداحافظ عزیزم. ‫- نهنگت رو شکار کردی؟

‫ظاهرا کردم، مگه نه؟

‫دو هفته‌ای تمومه زنیکه.

‫وای دایموند. وای عزیزم.

‫راستش، واقعا امیدوارم ‫یه روزی بتونی خوشحال باشی.

‫- واقعا امیدوارم... ‫- امیدوارم تو خیر سرت...

‫یه جراح پلاستیک پیدا کنی.

‫- این دیگه چه وضعشه؟ ‫- خیلی‌خب آنی. آنی، بیا دیگه.

‫جرئت داری یه بار دیگه بیا جلو زنیکه.

‫ببین چی می‌شه.

‫- خیلی جنده‌ای. ‫- خیلی‌خب، دست از حسادت نکش عزیزم.

‫دست از حسادت نکش عزیزم.

‫حسادت بیماریه.

‫یادت بمونه دایموند.

‫من می‌رم تو عمارت خودم استراحت کنم.

‫کار خاصی نمی‌کنم.

‫ایول.

‫امکان نداره!

‫من همین دو هفته پیش ‫پیشش بودم.

‫عروسی نکرده.

‫احترامتون خیلی واجبه گالینا استپانوفا؛

‫ولی این حرف‌ها شایعاتی بیش نیستن.

‫نه... ولی همین الان دارم می‌رم اونجا.

‫گارنیک. گارنیک.

‫الان؟

‫- آره. ‫- الان؟

‫این رو بگیر. با روسه برین اونجا.

‫این‌دفعه چیکار کرده؟

‫بمیر، بمیر، بمیر.

‫ایول.

‫اذیت نکن دیگه.

‫یا جواب بده یا خاموشش کن.

‫- وانیا. ‫- هوم؟

‫وقتی... وقتی بهشون گفتی ‫چی گفتن؟

‫اصلا نمی‌خوام راجع بهشون صحبت کنم.

‫خب، بهشون گفتی دیگه؟

‫هوم. معلومه.

‫یعنی...

‫خبر خوشیه دیگه، مگه نه؟

‫والدین معمولا می‌خوان بچه‌شون ازدواج کنه.

‫آره،

‫ولی والدین من بی‌شعورن دیگه.

‫مهم نیست هوم.

‫به هر حال،

‫امیدوارم از من خوششون بیاد...

‫بالاخره...

‫یه روزی می‌بینیمشون.

‫راستی،

‫کی والدین تو رو می‌بینیم؟

‫هوم...

‫خب، اگه بخوای بری میامی...

‫مامانم با شوهرش اونجا زندگی می‌کنه.

‫خواهرم رو هم می‌تونی هر وقت خواستی ببینی.

‫البته مطمئنم سعی می‌کنه ‫تو رو ازم بقاپه.

‫عاشق پسرهای روسه.

‫عاشق پسرهای روسه.

‫چی؟ ‫داری مسخره‌ام می‌کنی؟

‫دارم تلاشم رو می‌کنم بی‌شعور.

‫نه، روسیت حرف نداره! جدی می‌گم.

‫روز به روز داری بهتر و بهتر می‌شی.

‫تقریبا انگار زبان مادریته.

‫آها، خیلی‌خب.

‫- دروغ می‌گی. ‫- نه، نه، نه.

‫الان نه. آنی، الان نه.

‫دارم بازی می‌کنم. مأموریت دارم.

‫دسته رو بده من.

‫باختم دیگه!

‫- خیلی‌خب. ‫- خیلی‌خب.

‫هفته‌نامه «برهان و حقایق»...

‫عکسش رو کنار یه دختره ‫تو بازی بسکتبال...

‫منتشر کرده.

‫خنده‌دار نیست پسر.

‫حق نداری بخندی.

‫اگه حقیقت داشته باشه، ‫من و توروس به گا می‌ریم.

‫البته توروس بیشتر از من به گا می‌ره، ‫ولی خب...

‫انگار شایعه است.

‫احتمالا هست.

‫ولی ببین، اگه وضع خراب شد،

‫با ایوان خشن برخورد نکن.

‫اصلا تو به ایوان دست نزن، ‫بذار خودم باهاش حرف بزنم.

‫پس واسه چی من رو آوردی؟

‫آوردمت که اگه رفقاش بودن...

‫و می‌خواست بازی کنن، تو هم باشی.

‫سلام. ایوان تو خونه است؟

‫نمی‌دونم.

‫از وقتی من اینجام نرفته،

‫ولی شیفتم تازه شروع شده.

‫خبر داری ازدواج کرده یا نه؟

‫ازدواج؟

‫اصلا خبر ندارم. ‫من تازه اومدم.

‫خیلی‌خب، دروازه رو باز کن.

‫برو تو و سمت راست پارک کن.

‫همین‌جا پارک کن.

‫- مهمون دعوت کردی؟ ‫- اصلا.

‫وای.

‫سلام، چیکار داری؟

‫ایوان، منم، گارنیک.

‫می‌دونم. چیکار داری؟

‫ایوان، خواهش می‌کنم در رو باز کن.

‫دستم بنده. نه‌خیر.

‫باید صحبت کنیم.

‫چرا همیشه باید حرفم رو ‫تکرار کنم که تو گوشت بره؟

‫سرم شلوغه. مهمون دارم.

‫ایوان، مسئله مهمیه. ‫باید صحبت کنیم.

‫نه‌خیر، حرفی نداریم. ‫گورتون رو گم کنین.

‫کی بود؟

‫میمون‌های پدرمن.

‫پسرک حرومزاده.

‫این دیگه چه وضعشه؟

‫شوخیتون گرفته عوضی‌ها؟

‫چه غلطی می‌کنی؟

‫چه گهی می‌خورین؟

‫خیال کردین می‌تونین ‫این‌جوری بیاین تو خونه‌ام؟

‫وانیا، این دیگه چه وضعشه؟

‫فشار نده، پام رو می‌شکونی.

‫وانیا، زنگ بزنم ۹۱۱؟

‫- چیزی نیست. چیزی نیست. ‫- ایوان، پدرت ما رو فرستاده.

‫حتما، پدرم شما رو فرستاده. ‫شوخیتون گرفته؟

‫خب، خود ما رو که نفرستاده.

‫پدرت توروس رو فرستاده، ‫اون هم ما رو فرستاده.

‫خب، توروس کجاست؟

‫دستش بنده؛

‫ولی اگه حقیقت داشته باشه ‫خیلی از دستت ناراحت می‌شه.

‫اگه چی حقیقت داشته باشه؟

‫می‌گن با یه تن‌فروش ازدواج کردی.

‫چی؟

‫خودشه؟

‫- با اون ازدواج کردی؟ ‫- آره!

‫مگه یه تخته‌ات کج شده؟

‫آره، زن و شوهریم ‫و حالمون خیلی هم خوبه!

‫پای برگه‌ای رو هم امضا کردین؟

‫آره. حالا گورتون رو از خونه من گم کنین.

‫بدجوری تو دردسر افتادی داداش!

‫اگه پات رو کنار نکشی، ‫خودت تو دردسر می‌افتی.

‫وانیا، این دیگه چه وضعشه؟

‫صبر می‌کنیم، باید سند ازدواج رو ببینم.

‫پشم‌هام. جدی می‌گی؟

‫داداش، هرچه زودتر ببینیمش، ‫زودتر از اینجا می‌ریم.

‫والدینم واقعا روانی‌ان!

‫خیلی‌خب.

‫اگه والدینم مدرک می‌خوان، ‫مدرک نشونشون می‌دم.

‫اِم، مدرک ازدواج کجاست؟

‫- اِم، مدرک... ‫- سند ازدواج رو می‌گی؟

‫- سند ازدواج، آره. ‫- تو...

‫تو میز دفتره. چطور مگه؟

‫- باشه. اِم... ‫- من هم باهات بیام؟

‫اِم، نه، نه، نه. همین‌جا بمون.

‫همین‌جا بمون.

‫سلام.

‫بیا. کیر بخور پسر.

‫من ایگور هستم.

‫شما؟

‫آنی هستم.

‫زن وانیام.

‫مبارک باشه.

‫چیکار می‌کنی؟

‫بهم گفتن اگه سند ازدواجی وجود داره ‫ازش عکس ارسال کنم.

‫خیلی مسخره است.

‫والدینم گفتن عکس بفرستی؟

‫توروس گفت.

‫شوخیت گرفته عوضی؟

‫نه.

‫اینجا چه خبره؟

‫اصلا نمی‌دونم.

‫تموم شد، برو، برو، برو، برو...

‫وایستا.

‫برو.

‫وایستا.

‫- همه‌چی مرتبه؟ ‫- آره، مرتبه.

‫واقعا؟ جریان چیه؟

‫آره، فقط باید باهاشون ‫خداحافظی کنیم.

‫من و همسرم باید یه‌کم تنها باشیم.

‫انگار خسته‌ای گارنیک، برو خونه.

‫باید منتظر بمونیم ‫ببینیم توروس چی می‌گه.

‫من منتظرم گورت رو ‫از خونه من گم کنی بیرون...

‫ارمنی سگ.

‫ببخشید.

‫خیلی عذر می‌خوام.

‫خیلی عذر می‌خوام. ببخشید.

‫منتظرم بزنی به چاک. ‫عزت زیاد داداش!

‫به سلامت داداش!

‫ایوان...

‫توروسه.

‫«منتظر باشین.»

‫«منتظر باشین»؟

‫پیام داده «منتظر باشین»، ‫پس منتظر می‌مونیم.

‫خب دم عمارتم منتظر بمونین مادرجنده‌ها.

‫- آره. ‫- دردتون چیه؟

‫خب، ظاهرا حقیقت داره.

‫آره. خودم سند ازدواجش رو دیدم.

‫گالینا استپانوفا، لطفا نگران نباشین.

‫ایوان، احترامت خیلی واجبه...

‫ولی پدرت ما رو فرستاده.

‫توروس کثافت شما رو فرستاده!

‫توروس واسه من کار می‌کنه! ‫من پولش رو می‌دم!

‫اون‌وقت برداشتی یه گوپنیک سگ رو ‫آوردی تو خونه من.

‫قول می‌دم همه‌چی رو درست کنم.

‫گالینا استپانوفا.

‫آره، گالینا استپانوفا.

‫می‌دم بابت این کارت اخراجت کنن! ‫کارت تمومه!

‫عوضی!

‫خیلی‌خب، ببین، ببین. ‫تو واسه خانواده ایوان کار می‌کنی،

‫پس گمون کنم یعنی ‫واسه خودش کار می‌کنی، درسته؟

‫پس حالا که بهتون گفته برین بیرون،

‫خیر سرتون برین بیرون دیگه.

‫خیر سرتون برین بیرون! ‫به حرف زنم گوش بدین.

‫شوخی نداریم!

‫- شوخیش گرفته؟ ‫- از همگی عذر می‌خوام.

‫باید برم.

‫مسئله مهمی پیش اومده. ‫عذر می‌خوام.

‫می‌گه باید اینجا بمونیم.

‫تکون بخور. ممنون.

‫وایستا.

‫توروسه.

‫سلام توروس.

‫صدام رو بذار روی بلندگو...

‫که این فاحشه هم صدام رو بشنوه.

‫واقعا بهم گفت فاحشه؟

‫صدات رو بلندگوئه.

‫ایشون رقاص شهوانیه. ‫سلام توروس.

‫چیکار کردی ایوان؟

‫چیکار کردی؟

‫دو هفته خبرت رو نگرفتم...

‫و رفتی با یه تن‌فروش ازدواج کردی!

‫امان از دستت!

‫من تن‌فروش نیستم آشغال عوضی کسکش.

‫نیست ارمنی کثافت.

‫ارمنی کثافت!

‫اصلا می‌فهمی...

‫چقدر آبروریزی کردی؟

‫توروس.

‫مادرت داشت گریه می‌کردی، ‫می‌شنوی چی می‌گم؟

‫توروس!

‫مادرت به عمرش گریه نکرده.

‫پشت خط گریه می‌کرد.

‫- توروس! ‫- خاک بر سرت!

‫- کیرم دهنت! کسکش! ‫- ایوان.

‫کسکش کونی.

‫تازه، می‌دونی چیه؟

‫می‌دونی چیه پسرک عوضی؟!

‫چیه؟ بگو ببینم چیه!

‫این‌دفعه واقعا کار خودت رو کردی.

‫چی؟

‫والدینت دارن میان!

‫والدینت دارن میان.

‫- صدام رو می‌شنوی؟ ‫- کجا میان؟

‫میان اینجا. کجا برن؟ ‫میان همین‌جا!

‫میان عین بچه مدرسه‌ای‌های شیطون ‫جمعت کنن و ببرنت،

‫می‌شنوی چی می‌گم؟

‫فردا ظهر باهاشون قرار داریم.

‫وانیا، جریان چیه؟

‫برمی‌گردوننت روسیه، ‫پس وسایلت رو جمع کن.

‫ایوان، چه وضعشه؟ ‫منظورش چیه؟

‫می‌فهمی؟

‫دیگه بازیت تموم شد. ‫تمومه.

‫وانیا، ما زن و شوهریم.

‫باید قبول کنن.

‫- آره، می‌دونم! ‫- آره.

‫قبول کنن؟

‫چه بامزه. باشه، حتما.

‫ایوان، خوب گوش کن ببین چی می‌گم.

‫من ده دقیقه دیگه اونجام.

‫خودت و جنده‌ات باهام میاین.

‫جنده؟

‫مادرت جنده است مادرجنده.

‫- این دیگه کدوم خریه؟ ‫- آهای! من ده دقیقه...

‫اونجام، شنیدی چی گفتم؟

‫ده دقیقه دیگه ‫جفتتون رو با خودم...

‫می‌برم شهرداری.

‫این ازدواج رو لغو می‌کنیم.

‫شنیدین چی گفتم؟ ‫این ازدواج لغو می‌شه!

‫آها، من هیچ‌جایی نمیام.

‫ما به‌خاطر حرف شما ‫طلاق نمی‌گیریم!

‫برو کیر بخور!

‫خودت برو کیر بخور. ‫نظرت چیه؟

‫من برم کیر بخورم؟ ‫من کیر بخورم؟

‫خودت برو کیر بخور ‫و دهن مادرت هم بذار مادرجنده!

‫خفه‌خون مرگ بگیر! ‫خفه‌خون مرگ بگیر!

‫تو که اصلا نمی‌دونی من کی‌ام پدرسگ.

‫بسه، بسه، بسه، بسه، بسه. ‫توروس، توروس، اِم...

‫گفتی والدینم دارن میان آمریکا؟

‫آره، آره. مگه کری؟

‫یه ساعت دیگه از روسیه خارج می‌شن.

‫فردا ظهر باهاشون قرار داریم، ‫شنیدی چی گفتم؟

‫- جریان چیه؟ ‫- بجنب.

‫- بجنبم؟ ‫- بجنب، بجنب، بجنب.

‫چرا ما باید از خونه بریم؟

‫اون‌ها که نمی‌تونن این‌جوری بیان تو.

‫عذر می‌خوام. لطفا به من نزدیک نشو کسکش.

‫توروس ده دقیقه دیگه اینجاست.

‫گارنیک، لطفا دهن اون زنیکه رو ببند.

‫- کجا می‌ریم ایوان؟ ‫- ایوان، ایوان...

‫نمی‌دونم کجا می‌ریم، ‫ولی از اینجا می‌ریم.

‫کجا می‌ره؟

‫چرا ما باید بریم ‫و چرا این‌ها می‌مونن؟

‫- ایوان... ‫- اصلا منطقی نیست.

‫ایوان، داری کجا می‌ری؟

‫- باید پلیس خبر کنیم. ‫- توروس ده دقیقه دیگه می‌رسه.

‫- وانیا. ‫- گارنیک!

‫گفت داره می‌ره؟

‫- ایوان! ما... ‫- بریم، بریم، بریم!

‫خیلی‌خب! ‫ولی باید لباس بپوشم!

‫- کل لباس‌هام طبقه بالان. ‫- نه، نه، بیا بمونیم.

‫- تف به این زندگی! ‫- بیا منتظر توروس بمونیم.

‫گارنیک، بگیرش. ‫گارنیک، نذار بره.

‫- کدوم گوری... ‫- توروس ده دقیقه دیگه می‌رسه.

‫- وانیا، وایستا. یه دقیقه فرصت بده. ‫- وایستا، وایستا.

‫کجا می‌ری؟ ‫نه. وقت نداریم.

‫باید لباس بپوشم ایوان.

‫- شلوار پام نیست. ‫- وای خدا.

‫خیلی‌خب، خداحافظ.

‫- گفت خداحافظ؟ ‫- این دیگه چه کاریه؟

‫واقعا شوخیت گرفته؟

‫- گفت خداحافظ؟ ‫- نذار از اینجا بره.

‫- ایوان! ‫- وای خدای بزرگ!

‫- گارنیک! ‫- ایوان، این دیگه چه کاریه؟!

‫عه. اِم...

‫برو کنار ببینم کسکش.

‫ایوان!

‫برو کنار ببینم کسکش کثافت مادرجنده.

‫- ولی شما... ‫- دستت بهم نخوره کثافت!

‫نه. نه، نه، نه.

‫وایستا!

‫ایوان! ایوان!

‫- دستت بهم نخوره! ‫- آروم باش. آروم باش.

‫- چیزی نیست. ‫- خودت آروم باش کسکش.

‫جریان چیه؟

‫لطفا یکی با من حرف بزنه!

‫- دستت بهم نخوره مادرجنده! ‫- نه، فقط...

‫چه مرگته کسکش؟

‫- آروم باش. عه. ‫- مادرجنده!

‫همه‌چی مرتبه؟

‫چی؟

‫خیلی تحسین‌برانگیزه.

‫- خیلی‌خب... ‫- جلو نیا کسکش!

‫نه، نه. چی؟ ‫نه، نه، نه، نه، نه!

‫بذارش. خیلی بده.

‫- فقط بشین. ‫- جرئت داری بیا جلو کسکش.

‫جرئت داری یه قدم دیگه بیا جلو مادرجنده.

‫نه. فقط... من نمی... ‫بهت دست نمی‌زنم.

‫نه، نه، نه، نه، نه! ‫نرو.

‫چیزی نیست.

‫کافیه بذاریش... وای!

‫وایستا.

‫خواهش می‌کنم وایستا.

‫وایستا، خواهش می‌کنم.

‫نه، نه. وایستا.

‫وایستا. وایستا، خواهش می‌کنم.

‫گارنیک، چیکار می‌کنی؟

‫داری می‌کشیش؟

‫- بس کن! ‫- پشم‌هام!

‫ایوان باز داره قشقرق به پا می‌کنه، ها؟

‫وایستا. چیزی نیست.

‫اگه بس نکنی...

‫می‌بندمت!

‫من رو نمی‌بندی مادرجنده!

‫ولم کن کسکش!

‫واقعا روانی‌ای.

‫آهای. آهای!

‫کمکم کن! بهم حمله کرده.

‫چه بلایی سرش میاری داداش؟

‫ولم کن کسکش! ‫یکی کمکم کنه!

‫- منظورت چیه؟ ‫- ازم جداش کن!

‫منظورت چیه؟ خودت گفتی نذارم بره، ‫من هم دارم نمی‌ذارم بره.

‫باشه، ولی چرا داری می‌بندیش؟

‫ولی بدجوری روانی شد،

‫داشت بالا و پایین می‌پرید.

‫- دیگه می‌خواستم چیکار کنم؟ ‫- کمکم کن!

‫- چرا دست رو دست گذاشتی؟ ‫- ایگور، چه غلطی می‌کنی پسر؟

‫جاشمعی سمتم پرت کرد.

‫بیا پاش رو ببندیم.

‫نه، نه، نه، نه! خواهش می‌کنم، ‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم نبند.

‫پاش رو نمی‌بندیم، ولش کن!

‫ولم کن کسکش کثافت.

‫- کسکش حرومزاده کثافت. ‫- فرار می‌کنه داداش. قول می‌دم.

‫کجا فرار می‌کنه؟

‫ما دو تا مرد گنده اینجاییم. ‫یه تخته‌ات کج شده؟

‫خیلی‌خب.

‫- ای مادرجنده روانی! ‫- آهای.

‫به نفعته بهم نزدیک نشی کسکش!

‫وایستا، وایستا. گوش کن. ‫جایی نمی‌ری.

‫برگرد. لطفا برگـ...

‫فرار می‌کنه‌ها!

‫آهای، وایستا.

‫بگیرش!

‫ولم کن کسکش!

‫بذارم زمین مادرجنده!

‫پشم‌هام!

‫پشم‌هام!

‫پشم‌هام!

‫- چه گهی می‌خوری پسر؟ ‫- داره گاز می‌گیره پسر.

‫کسکش!

‫زود باش، پاش رو ببند.

‫چی؟ چه‌جوری؟

‫ای مادرجنده!

‫- پشم‌هام! ‫- یعنی چی چه‌جوری؟

‫مادرجنده کثافت.

‫- کسکش بی‌شعور ‫- یه‌جوری ببند دیگه.

‫با چی؟

‫یه چیزی بردار!

‫نه، نه. برندار، برندار.

‫نه، نه، نبند. من اصـ...

‫من اصلا نمی‌دونم جریان چیه.

‫من کاری نکردم. ‫من رو نبند.

‫فرار نمی‌کنم. قول می‌دم.

‫آروم شدم. ‫هیچ کاری نمی‌کنم.

‫فرار نمی‌کنم.

‫لازم نیست من رو ببندین.

‫نه‌خیر مادرجنده. ‫لازم نیست من رو ببندین.

‫- آروم باش. گوش کن، گوش کن. ‫- آرومم. آرومم.

‫پدر ایوان می‌خواد این ازدواج لغو بشه.

‫تو همین‌جا می‌مونی و لغوش می‌کنی.

‫شنیدی که رئیسم چی گفت.

‫کیرم دهن رئیست.

‫به خدای بزرگ قسم می‌خورم!

‫گارنیک، چقدر احمقی کسکش!

‫وای کیرم توش.

‫فقط می‌خوام بدونم جریان چیه.

‫یکی خیر سرش بگه چه خبره دیگه.

‫فرار نمی‌کنم. ولم کن.

‫ای بابا، شکسته.

‫گمون کنم دماغم رو شکوند.

‫آره. خوشحالم دماغت رو شکوندم کسکش!

‫زنیکه عوضی، دماغم رو شکوندی!

‫عه؟ دفعه بعدی با لگد ‫می‌زنم تو تخمت کسکش!

‫ای خدا، ولم کن!

‫گارنیک، خنگ خدا، با من حرف بزن!

‫بازم کن دیگه مادرجنده!

‫الو؟ گارنیک؟

‫- یه لحظه وایستا توروس. وایستا. ‫- آشغال گه.

‫وایستم؟

‫کسکش روانی.

‫- بازم کن کسکش. ‫- وایستا دیگه! پشم‌هام.

‫- من که تقلا نمی‌کنم. ‫- اگه ریده باشین توش...

‫اگه ریده باشین توش...

‫گارنیک! مادرجنده...

‫بازم کن.

‫تقلا نمی‌کنم.

‫فرار نمی‌کنم. ‫بازم کن دیگه کسکش.

‫نه.

‫ولش نکن.

‫قسم می‌خورم...

‫وای، بدجوری به گا رفتی.

‫زندانی می‌شی.

‫یختون کجاست؟

‫خیلی مشتاقم ایوان ببینه ‫چه بلایی سرم آوردی.

‫پولدارها یخ ندارن؟

‫ایوان که گذاشت از خونه رفت.

‫نرفته.

‫می‌ره کمک بیاره.

‫گمون نکنم.

‫گارنیک!

‫آشغال عوضی.

‫آره، شرط می‌بندم خوشت میاد، ها؟

‫آره، خوشت میاد مریض روانی؟

‫مطمئنم داری تحریک می‌شی.

‫کسکش روانی.

‫تور، کجایی؟

‫همین‌جام کیرخر خور.

‫دروازه رو باز کن.

‫باشه قربان، ولی ایوان همین الان...

‫دروازه رو باز کن کسکش!

‫تقلا نمی‌کنم. ولم کن.

‫نه.

‫هیچ‌جایی نمی‌ری.

‫تحت هیچ شرایطی جایی نمی‌ری.

‫جفتتون بابت این کارتون می‌میرین!

‫من خیر سرم زن ایوانم!

‫وانیا؟

‫عه، اون کسکش ارمنی ‫که پشت خط بود تویی؟

‫این دیگه چه وضعشه؟

‫رئیس کله‌گنده کسکشتون همینه؟

‫- اینجا چی شده؟ ‫- کار خودش بود.

‫آهای جناب.

‫می‌شه به این کسکش بگی ‫بازم کنه؟

‫- چی؟ ‫- آره، کار خودشه.

‫- آهای. ‫- ایوان کجاست؟

‫ایوان فرار کرد.

‫- چرا هیچ کسکشی جوابم رو نمی... ‫- فرار کرد؟

‫عذر می‌خوام آقا. آهای.

‫- جلوش رو نگرفتین؟ ‫- سعی کردم،

‫ولی بعدش زمین یخ زده بود.

‫- سعی کردم جلوش رو بگیرم. ‫- آهای!

‫- سعی کردی؟ ‫- آهای!

‫- یه کسکشی به من گوش بده. ‫- سعی کردی؟ نباید سعی کنی.

‫باید طرف رو بگیری. ‫«سعی کردم» یعنی چی؟

‫- یعنی چی؟ من که نمی... ‫- یعنی رفته؟

‫من که حق ندارم به اون مادرجنده دست بزنم.

‫- عذر می‌خوام! آهای! ‫- خفه‌خون مرگ بگیر!

‫نه‌خیر، ولم کنین کسکش‌ها.

‫به این بابا بگو ولم کنه کسکش.

‫چیکار می‌کردین؟

‫- تو رئیسشونی؟ ‫- چرا گذاشتین بره؟

‫- رئیس کسکششون تویی؟ ‫- چیه؟ خودش بهم گفت بهش دست نزنم...

‫- به این کسکش بگو ولم کنه. ‫- و با این دختره درگیر بودم.

‫کثافت... عذر می‌خوام.

‫کسکش‌های مادرجنده.

‫- لطفا پیغام بذارین... ‫- جواب نمی‌ده.

‫جواب نمی‌ده.

‫آهای کله کیری.

‫معلومه که جواب نمی‌ده.

‫می‌شه به این مادرجنده بگی ولم کنه؟

‫چرا روت افتاده پسر؟ ‫جریان چیه؟

‫نمی‌دونم جریان چیه.

‫می‌شه لطفا بهش بگی بازم کنه؟

‫- چرا روت نشسته؟ ‫- نگهش داشتم!

‫لطفا بذارش پایین.

‫- نه، نذارش پایین. ‫- آره، من رو بذار پایین کسکش.

‫نه، نذارش پایین.

‫لطفا به این کسکش بگو ‫من رو بذاره پایین.

‫بذارش پایین.

‫- چرا اون‌جوری گرفتیش؟ ‫- آخ.

‫- نه، نه، نه. مواظب باش داداش. ‫- پشم‌هام. پشم‌هام!

‫- مواظب باش. ‫- چرا...

‫حالا می‌شه به این کسکش بگی ‫بازم کنه؟

‫چرا این‌جـ... چرا... ‫چرا دستش رو بستین؟

‫- بازم کن. ‫- ببین.

‫چیه؟ از این دخترک می‌ترسین؟

‫می‌شه به این کسکش بگی بازم کنه؟

‫یه پا حیوانه.

‫این که یه دخترک عادیه! ‫یعنی...

‫- جفتتون رو زده؟ ‫- عین دخترها دعوا نمی‌کنه.

‫- می‌رم گوشیم رو بردارم. ‫- می‌شه بازش کنی؟

‫اگه بازش کنی، ‫من می‌رم داداش.

‫خیلی مسخره است پسر. ‫بازش کن.

‫- شرم‌آوره. ‫- باز هم حمله می‌کنه.

‫- بازش نکن. ‫- ولی به هدفت نمی‌رسی،

‫آخه افسار گسیخته است.

‫- کیرم دهنت. ‫- یه پا حیوانه داداش.

‫- از من بشنو. ‫- نه‌خیر، این‌ها عین سگ...

‫- دروغ می‌گن. ‫- خیلی‌خب، ببین چی می‌گم.

‫گوشیت کجاست؟ ‫می‌شه لطفا گوشیت رو بهم بدی؟

‫گوشیم تو اون یکی اتاقه.

‫اگه بازم کنین، ‫می‌رم گوشیم رو میارم.

‫- باید بازم کنین. ‫- کجاست؟

‫تو کدوم اتاقه؟ ‫اونجاست؟ می‌شه...

‫لطفا برو گوشیش رو بیار.

‫نه، خودم می‌رم گوشیم رو بیارم. ‫خودم گوشیم رو میارم...

‫- و به وانیا زنگ می‌زنم. ‫- من بازت می‌کنم.

‫- یه دقیقه وایستا. ‫- نه! نه، بازش نکن!

‫فقط گوشیت رو لازم دارم ‫که به ایوان زنگ بزنم.

‫- می‌دونم، ولی خودم گوشیم رو میارم. ‫- برو گوشیش رو بیار دیگه!

‫بیا یه لحظه آروم باشیم.

‫- مواظب باش. ‫- یه لحظه آروم باش.

‫- فقط آروم باش. ‫- من آرومم.

‫- من که تکون نمی‌خورم. ‫- گوش کن ببین چی می‌گم.

‫خیلی‌خب، ببین، ‫الان اتفاق خیلی مهمی افتاده.

‫خیلی مهمه.

‫خب؟ باید همکاری کنی. ‫به پات می‌افتم.

‫افرادت اومدن اینجا.

‫ایوان رو از خونه بیرون کردن.

‫من رو بستن. ‫بهم حمله کردن.

‫اون مادرجنده من رو ‫به زور روی پاش نشونده بود.

‫واقعا دیوانه‌این.

‫خیلی شرمنده‌ام که این‌جوری شد، خب؟

‫خیلی شرمنده‌ام؛

‫ولی الان حتما باید بهش زنگ بزنیم، خب؟

‫بیا. لطفا کمکم کن.

‫شماره‌اش تو گوشیت هست؟

‫آره، «شوهر» ذخیره شده.

‫خیلی‌خب. آره.

‫«شوهر.»

‫زنگ بزنیم.

‫لطفا پیغام بذارین...

‫رفت رو پیغام‌گیر.

‫واقعا چه شوهر خفنی داری.

‫اول قالت گذاشت، ‫الان هم جوابت رو نمی‌ده.

‫چقدر هم که ازدواجتون واقعی بوده.

‫فرار کرده و رفته.

‫پسرک آشغال عوضی.

‫من نمی‌دونم چه ماجرای...

‫خانوادگی کسشعری دارین،

‫ولی من و ایوان ازدواج کردیم، خب؟

‫ازدواجمون واقعیه ‫و من طلاق نمی‌گیرم.

‫این ازدواج واقعی نیست.

‫خیلی هم ازدواجمون واقعیه.

‫خب؟ داریم فسخش می‌کنیم،

‫تو هم این وسط حق نظردهی نداری.

‫غلط نکنم من زنشم،

‫پس قطعا حق نظر دهی دارم.

‫اصلا و به هیچ وجه.

‫گوش کن چی دارم بهت می‌گم.

‫شما غیرقانونی ازدواج کردین،

‫ازدواجتون هم جعلیه...

‫- که در اسرع وقت فسخ می‌شه. ‫- جعلیه؟

‫نه، ما دو تا آدم عاقل و بالغیم ‫که قانونا زن و شوهر شدیم،

‫جنابعالی هم هیچ گهی نمی‌تونی بخوری.

‫نه! ایوان داشت خودش و تو رو بازی می‌داد!

‫- تمومش کن دیگه. ‫- نه خیرم.

‫- تو که از زندگی ما خبر نداری. ‫- جدا؟

‫کجا آشنا شدین؟ ها؟

‫- کی آشنا شدین؟ ‫- تو کلوپ لختی بودن.

‫دارم بهت می‌گم این پسره رو نمی‌شناسی.

‫خوب هم می‌شناسم.

‫این پسره رو نمی‌شناسی. ‫گوش کن به حرفم.

‫- چرا. خوب هم شوهرم رو می‌شناسم. ‫- نه، نمی‌شناسی.

‫ایوان کارش همینه.

‫از وقتی شیش سالش بود من دارم...

‫- کثافت‌کاری‌هاش رو جمع می‌کنم. ‫- به خدا همینه.

‫حالا خانواده‌اش می‌زنن من رو می‌کشن و...

‫خانواده من دیگه باهام حرف نمی‌زنن.

‫پدرسگ بی‌شرف.

‫تازه مراسم تعمیدت رو ‫به خاطر این کسکش ول کردی.

‫- همون رو بگو. ‫- به خدا قسم.

‫من عاشق شوهرمم، ‫می‌خوام تا آخر عمرم کنارش باشم.

‫نه، از این زرت و پرت‌ها نکن.

‫زرت و پرت الکی نکن. ‫عاشقش نیستی.

‫نه تو عاشق اونی، ‫نه اون عاشق توئه.

‫فهمیدی؟ بکن تو کله‌ات.

‫کاش زودتر اون روز برسه ‫که از ایوان بچه‌دار می‌شم.

‫تازه گمونم همین الان هم حامله‌ام.

‫واقعا امیدوارم حرفت دروغ باشه،

‫وگرنه مجبور می‌شیم ‫به اون هم رسیدگی کنیم.

‫- به جان عزیزم قسم. ‫- تو خیلی گه می‌خوری!

‫- خوب هم می‌کنیم. ‫- همین الان بهتون می‌گم...

‫دستم رو باز کنین و از خونه‌ام برین،

‫- وگرنه ازتون شکایت می‌کنم. ‫- از خونه‌ی تو بریم؟

‫- آره، خونه‌ی منه. ‫- اینجا حتی خونه‌ی ایوان نیست.

‫خونه مال پدرشه.

‫دار و ندار ایوان مال پدرشه.

‫می‌فهمی چی می‌گم؟ ‫ایوان هیچی نداره.

‫اون تختی که روش سکس می‌کنین رو دیدی؟

‫اونجا اتاق مامان و باباشه.

‫می‌دونی اتاق ایوان کدومه؟

‫در ته راهرو می‌شه که روش ‫پوستر و برچسب سفینه فضایی داره.

‫می‌دونی چرا؟

‫- می‌خوای بگم چرا؟ ‫- بگو چرا دیگه.

‫تو که می‌خوای حرفت رو بزنی...

‫چون بچه‌ای بیش نیست! ‫دلیلش اینه

‫بچه‌ی اسکل.

‫نمی‌فهمی قضیه چیه. ‫ازدواج با یکی مثل تو...

‫آبروی خانواده‌اش رو برده.

‫اگه حتی لحظه‌ای خیال کردی ‫قراره با هم بمونین،

‫تو خواب و خیال سیر می‌کنی.

‫تازه اگه کمکم نکنی ‫این اوضاع رو درست کنم،

‫منم که ازت شکایت می‌کنم.

‫آره.

‫- می‌دم بازداشتت کنن. ‫- بازداشتم کنن؟

‫آره.

‫- خیلی خنده‌دار بود. ‫- تو بخند.

‫- به چه اتهامی؟ ‫- چه اتهامی؟

‫- آره. ‫- بذار بگم چه اتهامی.

‫- ورود بدون اجازه. ‫- «بدون اجازه»؟

‫شیادی، کلاهبرداری.

‫- سرقت. ‫- سرقت؟!

‫- آره، سرقت. ‫- تعرض.

‫اصلا این پرونده عین روز روشنه.

‫دختر تن‌فروش حیله‌گر با ایوان ‫ازدواج می‌کنه، یعنی...

‫فریبش می‌ده تا باهاش ازدواج کنه...

‫تا بتونه خانواده پولدارش رو تیغ بزنه.

‫- تموم شد. ‫- اوهوم. گل گفتی.

‫تازه مطمئنم سابقه‌دار هم هستی. ‫پس دیگه...

‫قطعا همین بوده.

‫آره. یک، دو، سه، میفتی زندان.

‫- راحت. ‫- آره.

‫ایوان ازم خواستگاری کرد.

‫می‌خواست ازدواج کنه.

‫خودش انگشتر تو دستم انداخت.

‫- این رو می‌بینی؟ ‫- انگشتر کجا بود؟

‫همون پسره برام انگشتر ‫چهار قیراطی خرید.

‫این هم به نظرت جعلیه مادرجنده؟

‫لابد تا حالا انگشتر به این گرونی ‫توی زندگیت ندیدی، نه؟

‫انگشتر رو از دستش در بیار.

‫- نه. نه. ‫- درش بیار.

‫انگشتر خودمه. ایوان بهم داده.

‫انگشتر وامونده رو بده!

‫- که چی بشه؟ ‫- مگه تو خوابت ببینی.

‫- انگشتر وامونده رو بگیر! ‫- دستت بهم بخوره جیغ می‌زنم مادرجنده.

‫دستت بهم نمی‌خوره.

‫می‌گم انگشتر رو از دختره بگیر.

‫- حواستون باشه‌ها. ‫- پاهاش رو بگیر.

‫بپا نزنه داداش.

‫این انگشتر از اموال زاخاروفه.

‫- کسکش‌ها! کسکش‌ها! ‫- خفه شو. خفه شو.

‫تجاوز!

‫عه، عه. جیغ نزن.

‫چـ... چی داره می‌گه؟

‫- تجاوز! تجاوز! ‫- خفه شو. خفه‌خون بگیر.

‫داره می‌گه تجاوز؟ داره...

‫چی؟ چی؟ می‌گم خفه شو!

‫نکن، گاز می‌گیره.

‫- آخ! ‫- اصلا نزدیکش نشو.

‫دهنش رو ببند تا یکی ‫به پلیس شکایت نکرده!

‫- با چی؟ ‫- فقط یه‌جوری خفه‌اش کن!

‫چطوری؟ پارچه لازمه!

‫مادرجنده!

‫خفه‌خون مرگ بگیر.

‫جیغ نزن.

‫تو رو خدا جیغ نزن.

‫تو رو خدا جیغ نزن!

‫صبح اول وقت از این قاضیه...

‫وقت می‌گیری بریم پیشش.

‫وگرنه رابطه‌ی شرکتت ‫با این خانواده قطع می‌شه.

‫تموم شد و رفت.

‫نه، نه... واسه من «تلاش» نکن.

‫همه‌چی درست می‌شه.

‫آره.

‫بیا بریم. باید از زیر زبون ‫این جنده حرف بکشیم.

‫حالا آروم شدی؟

‫عین آدم رفتار می‌کنی؟

‫مواظب باش.

‫باور کن درکت می‌کنم.

‫می‌دونم داری به چی فکر می‌کنی.

‫داری می‌گی این کثافت بهت خیانت کرده.

‫می‌دونی چیه؟ ‫این وسط به من هم خیانت کرده، خب؟

‫به من هم کرده.

‫می‌بینی؟

‫به همه‌مون خیانت کرده.

‫چون یه بچه‌ی لوسه که نمی‌خواد بزرگ شه.

‫دقیقا.

‫ما رو قاطی این کثافت‌کاری کرده...

‫که باید با هم درستش کنیم.

‫متوجهی؟

‫ولی می‌خوام کمکت کنم.

‫خب؟ می‌خوام کمکت کنم.

‫این‌طور که معلومه ازدواجتون ‫واسه گرین کارت بوده.

‫در این صورت ایوان باید بهت ‫هزینه‌ی ازدواج گرین کارت رو بده.

‫منصفانه‌اش همینه.

‫بعد از اینکه ازدواجتون فسخ شد،

‫حتما مبلغ ده هزار دلار رو ‫نقدا بهت پرداخت می‌کنم.

‫هوم؟

‫می‌خوام پارچه رو بدم پایین، ‫ولی جیغ نمی‌کشی‌ها، باشه؟

‫اگه جیغ بکشی دوباره می‌ذارم سر جاش.

‫فهمیدی؟

‫ده هزار دلار.

‫ته پولیه که این وسط گیرت میاد عزیز جان.

‫نظرت چیه؟

‫می‌خوام قبل از موافقتم ‫با ایوان صحبت کنم.

‫باشه. حتما.

‫همه‌مون می‌خوایم با ایوان حرف بزنیم.

‫خواسته‌ی همه‌مون یکیه.

‫خب دیگه. ‫خبر مرگمون بریم ایوان رو پیدا کنیم.

‫باشه، ولی من رو ببین.

‫من رو نگاه کن.

‫بعد از اینکه ایوان رو پیدا کردیم... ‫که حتما می‌کنیم...

‫ازدواجتون رو که فسخ کردیم... ‫که اون هم می‌کنیم...

‫با ده هزار دلار می‌ری پی کارت...

‫دیگه پشت گوشت رو دیدی، ایوان رو دیدی.

‫متوجه شدی؟

‫باشه.

‫بازش کن.

‫گواهی ازدواج و پاسپورتشون رو برداشتی؟

‫ببخشیدها، می‌خوام لباس بپوشم.

‫می‌شه وارد حریم خصوصیم نشی؟

‫آنورا میخیوا؟

‫آنی. اسمم آنیه.

‫اینجا نوشته آنورا.

‫می‌دونم، ولی همه آنی صدام می‌کنن.

‫- ممنون. ‫- خب، سوار شو.

‫کار من تموم شد؟

‫تا پیداش نکردیم پیشمون هستی. ‫سوار شو.

‫وایستا، این چرا... ‫این چرا داره عقب می‌شینه؟

‫من کنار این روانی کسخل نمی‌شینم.

‫- می‌شه من جلو بشینم؟ ‫- روانی کسخل خودتی.

‫آره، برو جلو بشین.

‫نمی‌خوام کنار تو بشینم.

‫من هم نمیام کنار تو بشینم.

‫اصلا باورم نمی‌شه.

‫کلارا، بیا اینجا.

‫امروز یه‌مقدار باید بیشتر کار کنی.

‫بگیر این هم اضافه مزدته. ‫صداش رو در نیار.

‫یعنی قراره اونجا باشه؟

‫خبر مرگم از کجا بدونم؟

‫بهتره باشه.

‫تکون بخور دیگه!

‫باید برم بیمارستان...

‫نه، چیزیت نیست. ‫الکی دلواپس نشو.

‫نه، حالم بده داداش.

‫حس می‌کنم... ‫ضربه‌مغزی خفیف شدم.

‫- ببخشید که... ‫- برو دیگه!

‫برو! برو!

‫تو خونه اون‌طوری گرفته بودمت.

‫- من که نمی‌دونستم... ‫- نمی‌خوام باهام حرف بزنی، خب؟

‫تو هم سر به سرش نذار دیگه!

‫سرم داره می‌ترکه داداش.

‫اصلا نمی...

‫خفه شو گارنیک!

‫- وای خدا... ‫- با این وضع رانندگیت...

‫حتما تا اونجا تصادف می‌کنیم.

‫- می‌خوای خودت رو بکشی؟ ‫- تو رو خدا خفه شو.

‫نزدیک بود بزنی به پیرزنه.

‫مگه تو از رانندگی چی سرت می‌شه؟

‫- چی سرت می‌شه؟ ‫- خودت خفه شو بابا.

‫- کل مسیر... ‫- دم خونه من نگه دار...

‫- یه‌بند داری غر می‌زنی... ‫- یه چیزی بدم انقدر نق نزنه...

‫- که رو صورتت خط افتاده. ‫- چی می‌خوای بهش بدی؟

‫- از تو سوسول‌تر توی زندگیم ندیدم. ‫- هر چی لازم بشه دارم.

‫فقط همه رو یه‌جا نخور.

‫این چه وضعشه؟

‫باشه، بریم. مهم نیست.

‫- پیاده شید. ‫- پیاده شو.

‫زود باشین دیگه.

‫سریع‌تر بیاین.

‫[ترن هوایی گردباد]

‫[غذاخوری دختر پال]

‫[بستنی نرم - بستنی کره پیکن]

‫- سلام کریستال. ‫- سلام آنی.

‫می‌گم، تو امروز وانیا رو ندیدی؟

‫- نه، چطور؟ چیزی شده؟ ‫- ندیدی؟

‫عه، نه. چیزی که نشده.

‫می‌شه بی‌زحمت یه زنگ بهش بزنی؟

‫می‌شه بگی قضیه چیه؟

‫فقط می‌خوام تو بهش زنگ بزنی.

‫می‌شه لطفا زنگ بزنی؟

‫- اِم... ‫- انقدر سین‌جیم نکن.

‫گوشیت رو بردار زنگ بزن.

‫باشه. تام؟

‫- تام، آنی اومده... ‫- خانم؟

‫- سلام تام. ‫- چطوری آنی؟

‫تو امروز وانیا رو ندیدی؟

‫نه، ندیدمش.

‫اِم، مثلا به تو زنگ زده یا پیام داده؟

‫نه، اصلا. هیچی نگفته.

‫خب، می‌شه بی‌زحمت تو بهش زنگ بزنی؟

‫- وایستا ببینم. این‌ها کی باشن؟ ‫- رفیق، می‌شه...

‫- چیزی نیست. فقط... ‫- می‌شه به ایوان زنگ بزنی؟

‫- همه‌چی روبه‌راهه؟ ‫- قضیه چیه؟

‫- هیچی نشده. ‫- چرا من به ایوان زنگ بزنم؟

‫گوشیت رو بردار بهش زنگ بزن.

‫نمی‌خوام زنگ بزنم. شما چیکاره‌ای؟

‫من چیکاره‌ام رو ول کن. ‫فقط بهش زنگ بزن.

‫چرا ول کنم؟ همین‌طوری که...

‫- گوشیم رو نمی‌دم به ایوان زنگ بزنی. ‫- گوش کن.

‫ایوان کلی دردسر درست کرده. ‫باید پیداش کنیم.

‫آهای، آهای. به نفعتونه یکیتون ‫ایوان رو بیاره روی خط.

‫«بیاریم روی خط»؟

‫- «روی خط»؟ ‫- تو به چی می‌خندی؟

‫- این‌ها کی هستن برداشتی آوردی؟ ‫- می‌گم به چی می‌خندی؟

‫دارم می‌گم زنگ بزن ایوان. ‫چیش خنده‌داره؟

‫واسه خودت داستان نساز. ‫وگرنه برمی‌گردم...

‫- چنان روزگارت رو... ‫- داستان می‌خوای...

‫بگو برات سر هم کنم مادرجنده.

‫- آخه چرا؟ ‫- به نفعته بی‌خیال بشی.

‫- زود بزنین به چاک. ‫- گفتم این کار رو نکن.

‫- بزنین به چاک. ‫- تام.

‫چیه داداشم؟ گردنت کلفته؟

‫می‌خوای با این چیکار کنی؟

‫واسه اینه اگه گم نشی بیرون ‫قلم پات رو بشکنم.

‫- گفتم به نفعته بی‌خیال بشی. ‫- تام.

‫پس گوشیت رو بردار بهش زنگ بزن.

‫- عه، عه، عه، عه. ‫- تام.

‫بزن به چاک بابا.

‫بزن همه‌چی رو خرد کن.

‫- چه مرگته کسکش؟ ‫- پشم‌هام، پشم‌هام، پشم‌هام...

‫بهش بگو نزنه! چه مرگتونه؟!

‫- بدبخت شدم. ‫- همین الان زنگ بزن ایوان!

‫- مگه شما آدم نیستین؟ ‫- باشه، باشه.

‫- تو رو خدا آروم باش. ‫- باورم نمی‌شه.

‫- کثافت. ‫- به گا رفتم.

‫بذار رو بلندگو.

‫به گای سگ رفتم.

‫لطفا پیغام بذارید تا...

‫- گوشی تو کجاست؟ ‫- وایستا داداش.

‫خواهشا دیگه چیزی رو نشکن، خب؟

‫- زنگ بزن. ‫- شما چتونه؟!

‫- بذار رو بلندگو. ‫- بفرما. بفرما.

‫فقط چیزی رو نشکنید.

‫نمی‌خواد جواب بده. ‫نمی‌خواد گوشی رو جواب بده.

‫- می‌دونم دیگه. می‌دونم. ‫- لطفا پیغام بذارید تا...

‫پدرسگ نمی‌خواد جواب بده.

‫بقیه رفیق‎هاش کجان؟

‫پیش الکسه؟

‫الکس الان سر کاره.

‫- پیش الکس که نرفته. ‫- کجا کار می‌کنه؟

‫تو رستوران تاتیانا.

‫- پشم‌هام. ‫- بریم.

‫نه. وای نه.

‫این چه وضعشه؟

‫- کله پدرتون سگ رید. ‫- تو کجا می‌ری؟!

‫- سمت ماشین. ‫- پنج دقیقه پیاده راهه.

‫نه، نه، نه. ‫تا اونجا پیاده نمیام.

‫- خب با ماشین می‌ریم. ‫- نمی‌بینی هوا سرده؟

‫حوصله ندارم دنبال جا پارک بگردم!

‫- بیاین بریم. ‫- چرا با ماشین نریم؟

‫می‌گم همین‌جاست. بیاین.

‫- تکون بخورین. زود باشین. ‫- بابا داریم می‌میریم از سرما. من رو ببین.

‫از عمد داری عذابمون می‌دی؟ ‫آخه این چه کاریه؟

‫[تاتیانا گریل]

‫این که خیلی بیشتر از پنج دقیقه بود.

‫سلام.

‫میز چهار نفره می‌خواین؟

‫الکس هست؟ الکس.

‫الکس؟

‫گفتن اینجا کار می‌کنه.

‫- کمک سرآشپز؟ ‫- آره.

‫- بریم. ‫- نه، وایستین. اجازه بدین.

‫- شما اجازه ندارین... ‫- کارت خوبه، آفرین.

‫می‌دونن دارن چیکار می‌کنن. ‫آروم باش.

‫- وای خدا. الکس. ‫- سلام آنی!

‫- وانیا رو ندیدی؟ ‫- نه. جریان چیه؟

‫دنبال وانیا می‌گردیم. ‫مشکل خانوادگی پیش اومده.

‫- ایوان رو دیدی؟ ‫- این‌ها کیه آوردی؟

‫- پرسیدم ایوان رو دیدی؟ ‫- نه.

‫- آخه اخراجم می‌کنن. ‫- نه، هیچی نمی‌شه.

‫هیچی نمی‌شه. نگران نباش. ‫اصلا نگران نباش.

‫- می‌شه بهش زنگ بزنی؟ ‫- ندیدمش.

‫- واقعا زنگ بزنم؟ ‫- آره، زنگ بزن.

‫آره، تو رو خدا زنگ بزن. ‫تو رو خدا.

‫شما بازیگری؟ جایی ندیدمت؟

‫- ها؟ ‫- نه، بازیگر نیستم.

‫جدی؟ آخه خیلی خوشگلی.

‫کجایی هستی؟

‫یه لحظه گوشیت رو بده. یه لحظه.

‫وانیا پیداش نیست.

‫امروز باهاش حرف زدی؟

‫نه، ندیدمش.

‫لابد خونه است.

‫نه، خونه که نیست. ‫تام و کریستال هم...

‫امروز ندیدنش.

‫می‌شه گوشیم رو بگیرم؟

‫ممنون.

‫- عکس ایوان رو می‌خوام. ‫- خب؟

‫از شوهرت توی گوشیت عکس که داری.

‫نه، گوشیم رو که بهت نمی‌دم.

‫یه لحظه گوشیت رو می‌خوام.

‫- فقط می‌خوام ببینم... ‫- نه، اصلا می‌دونی چیه؟

‫یه بار دیگه بهم دست بزنی ‫به خدا جیغ می‌کشم.

‫هیس، هیس. بسه، بسه.

‫برو تو اینستاگرام.

‫سن و سال من رو ببین. ‫اینستاگرامم کجا بود؟

‫حرف‌ها می‌زنی.

‫اگه نرین برای من دردسر می‌شه. ‫خواهش می‌کنم.

‫بیا، بیا. پیدا کردم.

‫- آقایون. ‫- خیلی‌خب.

‫- آنی، جـ... جریان چیه؟ ‫- داریم دنبال...

‫داریم دنبال وانیا می‌گردیم. ‫نمی‌دونیم کجاست.

‫این یارو کسخل ردیه بابا.

‫بسیارخب، ممنون. کجا...

‫کجا می‌رین؟

‫به نظرت ممکنه پیش داشا باشه؟

‫مگر اینکه رفته باشه باهاما...

‫با اون بکن جدیدش.

‫یه لحظه آهنگ رو قطع کن. ‫آهنگ رو قطع کن.

‫ببخشید، معذرت می‌خوام.

‫اگه می‌شه می‌خواستم ‫یه دقیقه وقتتون رو بگیرم.

‫دنبال بچه گم‌شده می‌گردیم. ‫طفلکی حالش هم بده.

‫الان عکسش رو بهتون نشون می‌دم.

‫هر اطلاعاتی داشته باشین ‫ممکنه بهمون کمک کنه.

‫پول رو ما می‌دیم، ‫توجهش رو این می‌خواد؟

‫کوچیک همه‌تونم، ‫ولی حال این پسر خیلی خرابه.

‫خواهشا اگه دیدینش بهمون بگین.

‫مطمئنی ندیدیش؟

‫یه نخ سیگار بده.

‫اینجا دارم از سرما یخ می‌زنم، ‫آقا سیگار هم می‌خواد.

‫توروس، آخه واقعا...

‫اگه گردنت رو نپوشونی سرما می‌خوری.

‫چرا این رو آوردی؟

‫واسه چی این رو برداشتی آوردی؟

‫که دوباره باهاش دهنم رو ببندی؟

‫مادرجنده.

‫به کیرم. شال‌گردن رو بده.

‫نه! نه! نه!

‫به خدا قسم!

‫آهای! آهای! این ماشین منه!

‫نه، نه، نه، نه، نه، نه.

‫- نه، نه، نه. ‫- داداش، دیگه بکسل کردم.

‫- خواهش می‌کنم. ‫- بکسل شده.

‫باید ببرم. باید تحویل بدم.

‫- ماشینم رو نبر. ‫- بی‌خیال شو.

‫ماشین منه.

‫ببین چی می‌گم. ‫تقصیر خودته، خب؟!

‫عین گاو وسط خیابون پارک کردی، خب؟

‫داداش یه گوشه پارک کردم دیگه!

‫اینجا که تابلو نبود.

‫- پول می‌دم. چقدر بدم؟ ‫- ببین چی می‌گم.

‫- صد دلار؟ دویست دلار؟ سیصد دلار؟ ‫- ببین، برو اداره...

‫- باهاشون صحبت کن. ‫- پول رو بگیر.

‫- برو صحبت کن ببین... ‫- پول رو بگیر.

‫پس برو گمشو کسکش. ‫بزن به چاک.

‫- کسکش با کی بودی؟ ‫- با توی کسکش.

‫چه وضعشه؟ من اعصاب ندارم‌ها.

‫- ببین. ‫- گمشو کنار می‌خوام رد شم.

‫از ماشین پیاده می‌شی یا نه؟!

‫خودت خواستی دیگه.

‫کلا دو هفته است تو این کارم داداش!

‫چه غلطی می‌کنی؟ ‫ناموسا شوخیت گرفته؟!

‫این چه کاریه می‌کنی؟!

‫- پشم‌هام بریزه. ‫- یا خدا!

‫دیوانه شدی؟

‫تقصیر خودته. تقصیر خودته.

‫- کسکش! ‫- سوار شید!

‫- زود! زود! ‫- کونت رو پاره می‌کنم.

‫شماره پلاکت رو برداشتم.

‫سوار ماشین بشین ‫کونتون رو پاره می‌کنم.

‫نه، نه، نه، نه، نه!

‫چه گهی دارین می‌خورین؟!

‫کسکشه هر چی روسه!

‫یا خدا.

‫شما جماعت دیگه کسخلتون در رفته.

‫تا صبح هم طول بکشه...

‫از زیر سنگ هم شده ‫این توله سگ رو پیدا می‌کنم.

‫به ارواح خاک مادرم قسم...

‫این چه کار کس‌شعری بود کردی؟

‫زود باش، یه چیزی بگو. ‫یه حرف مفید بزن.

‫- یه جا رو بگو... ‫- نمی‌دونم.

‫- نمی‌دونم. ‫- فکر کن. فکر کن. کجاست؟

‫بازی... بازی دوست داره.

‫نمی‌دونم. شاید تو گیم‌نتی ‫آرکیدی چیزی باشه.

‫زود باش دیگه. ‫خوابت نبره پسر.

‫رفقا، شما این پسره رو ندیدین؟

‫شما وانیا زاخاروف رو دیدین؟

‫بچه‌ها، شما این پسره رو دیدین؟

‫وای! سالن بیلیارد.

‫اونجا... اونجا سالن بیلیارده.

‫یادته پنج سال پیش...

‫داشتی بهش بیلیارد یاد می‌دادی؟

‫همین‌جا تو همین سالن بازی می‌کردیم.

‫- یادته؟ ‫- پنج سال پیش؟

‫یادمه.

‫بیا، بیا. ‫یه لحظه ببخشید رفیق.

‫بیا این عکس رو ببین. ‫این پسره رو دیدی؟

‫ایوانه، ایوانه.

‫- وانیاست؟ ‫- آره.

‫امروز دیدیش؟

‫- نه، امروز ندیدم. ‫- نه.

‫ولی مهمونی‌هاش خیلی توپن.

‫آره، بچه باحالیه.

‫انقدر حالم از این کثافت به هم می‌خوره ‫دلم می‌خواد تو قیافه‌اش بالا بیارم.

‫لطفا پیغام بذارید تا...

‫دوستان، شما این پسره رو دیدین؟

‫گم... گم شده.

‫مطمئنی؟

‫بذار از اون‌ها بپرسم.

‫- وایستا ببینم. ‫- اجازه بده، کارم تموم می‌شه.

‫دوستان، شما امروز این... ‫این پسره رو ندیدین؟

‫نه.

‫شاید گم نشده، یکی دزدیدش.

‫آره. درسته. دزدیدنش... آره.

‫فکر کن، فکر کن، فکر کن، فکر کن.

‫می‌شه پشت هم شماره‌اش رو بگیرین؟

‫چه مرگته؟

‫- یا خدا. ‫- این چه وضعشه؟

‫- شوخیت گرفته؟ ‫- حالمون رو به هم زدی.

‫می‌فهمی زنم باید فردا...

‫با همین ماشین بره؟

‫فهم داری؟!

‫حالا بوی گند استفراغت رو ‫با چی ببرم؟ ها؟!

‫کاش همون برگشته بودی ایروان.

‫الان از شرت خلاص شده بودیم.

‫مگه می‌خوای اینجا رو منفجر کنی؟!

‫برو گمشو!

‫گمشو اون‌ور سیگار بکش!

‫حالا فهمیدم ایوان برات ‫از من هم عزیزتره.

‫بگیر تمیز کن بابا!

‫کدوم مهم‌تره؟ اینکه ایوان گم شده، ‫یا اینکه داداشت داره می‌میره؟

‫من که دیگه سوار اون ماشین نمی‌شم.

‫تو ماشین هنوز بوی گند میاد.

‫خودم می‌دونم. ‫گه بگیرن شانس ما رو!

‫باهاش کدوم کلوپ‌ها می‌رفتین؟

‫- نمی‌دونم. کلی... ‫- ها؟

‫می‌گم نمی‌دونم، کلی کلوپ می‌رفتیم.

‫آدرس تک‌تکشون رو بده.

‫می‌گم، امروز این پسره رو دیدی؟

‫آره، ردش کردیم بره. ‫خیلی مست کرده بود.

‫کی؟

‫همین بیست دقیقه پیش.

‫تازه از اینجا رفته.

‫شما این پسره رو امروز ندیدین؟

‫ندیدین؟

‫آمار ایوان زاخاروف رو می‌خواستین؟

‫- برام هشتصد دلاری گذاشته بود. ‫- الان کجاست؟

‫من از کجا بدونم؟ ‫بالاخره که باید پولم رو بگیرم.

‫- باشه، خداحافظ. ‫- وایستین. آخه شما می‌شناسیدش.

‫من که ازش عذرخواهی کردم.

‫دوباره از طرفم عذرخواهی کن.

‫حتما برات جبران می‌کنم.

‫یا اصلا واسه اون‌ها، ‫واسه همه‌تون جبران می‌کنم.

‫آخه چیکار کنم؟

‫الان می‌گی من چیکار کنم؟

‫خوبه بابا.

‫به مامانش بگو هیچی نشده، ‫همین الان کنارم نشسته.

‫پوست مینک واقعیه؟

‫دارم می‌گم... نمی‌تونم صحبت کنم. ‫باید قطع کنم.

‫نه.

‫خواهش کردم. التماست می‌کنم.

‫- آها. ‫- لطفا بس کن.

‫شبیه پوست مینک واقعیه.

‫چرا نباشم؟ چرا...

‫- آره، معلومه که واقعیه. فقط مینک نیست. ‫- معلومه که سرم خمه.

‫- پوست سمور سیبریه، حالا فهمیدی؟ ‫- من پدرخونده بچه‌ام.

‫- ارزشش از مینک بیشتره. ‫- معلومه که خجالت می‌کشم.

‫نه، نگو... ‫بحث اون بچه رو وسط نکش.

‫رفقا، شما امروز این پسره رو ندیدین؟

‫ته صف، ته صف.

‫فقط یه سوال داشتم. ‫شما این پسره رو ندیدی؟

‫چرا، نیم‌ساعت پیش اینجا بود. ‫انقدر مست بود که راهش ندادم.

‫- بعدش کجا رفت؟ ‫- مگه من وکیل وصی مردمم؟

‫کارت شناساییتون رو بدین.

‫عجب پدرخونده‌ای هستی.

‫جای اینکه مواظب پسره باشی، ‫به امون خدا ولش کرده بودی.

‫واقعا شوخیت گرفته؟

‫شاید یه جا داره کلی مست می‌کنه.

‫اگه انقدر عقلت می‌رسید، ‫تو چرا گذاشتی فرار کنه؟

‫به زبون شما چی می‌شه؟

‫عه، «سگ‌مست»؟

‫آره. سگ‌مسته.

‫تور، مگه بحث اینه ‫کی بیشتر مسئولیت‌پذیره؟

‫کیر تو این وضع بابا. ‫من واسه این کار نیومده بودم.

‫ریدم به این زندگی. ‫می‌خوام برگردم همون ارمنستان.

‫به گا رفتم.

‫کونم پاره است!

‫جوری که این پسره به من کیر زد، ‫توی تخت به تو نزد.

‫- جدا؟ ‫- صد درصد.

‫شک نکن.

‫اگه تا الان نتونستیم پیداش کنیم، ‫یعنی قرار نیست پیدا بشه.

‫از تو نظر خواستم؟ ‫از تو پرسیدم؟

‫دارم نظرم رو می‌گم دیگه.

‫نظرت رو واسه خودت نگه دار.

‫من از الان به بعد ‫یک کلوم هم حرف نمی‌زنم.

‫شوهر میلیاردر آنی...

‫همین الان اومده. ‫سفارش پذیرایی داده.

‫من هم می‌رم ازش پذیرایی کنم.

‫وانیا؟

‫وانیا.

‫واقعا دل آدم می‌شکنه.

‫لابد زندگیشون هیچی نشده ‫تو چاه مستراح افتاده.

‫وانیا اومده؟

‫ببخشیدها!

‫- امروز این پسره رو ندیدین؟ ‫- نه.

‫شما چی آقا؟

‫ایگور، دمت گرم بهم قرص دادی.

‫من هم از اون قرص‌ها می‌خوام. ‫یکی بهم بده.

‫گوش‌هات سنگینه نمی‌شنوی؟ ‫گفتم از اون قرص‌هات می‌خوام.

‫نمی‌شه.

‫نمی‌شه؟

‫چته تو؟ چرا؟

‫چون من دلال مواد نیستم.

‫یه گوپنیک عین تو ‫که پول زندگی تو برایت‌واتر رو داره،

‫دلالی مواد نمی‌کنه؟

‫تو که راست می‌گی.

‫اونجا خونه مادربزرگمه. ‫این قرص‌ها هم مال اونه.

‫به خدا دیگه قرص ندارم. ‫تازه گوپنیک هم نیستم.

‫حواسم نبود.

‫اشتباه گفتم. ‫منظورم کونده‌ی دو عالم بود.

‫رفقا، شما این پسره رو امروز ندیدین؟

‫نه.

‫کونده‌ی دو عالم چیه؟

‫یعنی بهت گفت کونی.

‫آره، همین که رفیقت گفت.

‫بیا برو!

‫مگه چیکار کردم؟ ‫سوال پرسیدم دیگه.

‫به تخمم هم نیست.

‫اون‌وقت چرا کونده‌ی دو عالمم؟

‫نمی‌دونم.

‫می‌گن این چیزها تو ذات آدمه.

‫واقعا از دست بچه‌های ‫نسل شما عاصی شدم.

‫یه نگاه به خودتون بندازین.

‫سر سوزن واسه بزرگتر و...

‫مافوقتون احترام قائل نیستین. ‫هیچ هدفی ندارین.

‫یعنی تنها هدفتون اینه برین...

‫یه جفت کتونی خفن بخرین. ‫همین و بس.

‫انصافا جوابم رو بدین.

‫معلوم هست نسل شما چه مرگشه؟

‫مگه چیکارتون کردم ‫که حتی به سوالم گوش نمی‌دین؟

‫اخلاق کاری صفر.

‫تنبل، احمق.

‫واقعا نمی‌فهمم.

‫من از شونزده سالگی دارم کار می‌کنم.

‫شما مشکلتون چیه؟

‫همه‌اش تیک‌تاک، اینستاگرام، ‫تیک‌تاک، اینستاگرام.

‫همین!

‫تو مرکزه!

‫چی؟

‫مرکز کار وامونده رو می‌گم!

‫سلام. سلام به شما.

‫- آدرسش چیه؟ ‫- خیابون ۳۸ام غربی.

‫یوهو! عاشق اونجام.

‫یعنی خراب‌شده منهتنه؟

‫آره، معلومه که منهتنه.

‫بخت من رو گه بگیرن.

‫- زود باشین. ‫- پول نقد می‌خوام.

‫- توروس! ‫- چهل و پنج دقیقه راهه. زود باشین.

‫چه خوشگل.

‫اسمت وانیا بود، نه؟

‫آره، خودمم.

‫آنورا. آنورا!

‫گفتم اسمم آنورا نیست. آنیه.

‫به دوستت بگو هر جور شده نگهش داره.

‫حتی اگه مجبور شدن ‫فیزیکی نگهش دارن.

‫یعنی شده دست و پاش رو بگیرن.

‫- بیشتر؟ بیشتر؟ ‫- بیشتر. بیشتر.

‫پوستت بهترین پوستیه ‫که تا حالا لمس کردم.

‫- دوستت دارم. دوستت دارم. ‫- به روسی...

‫به روسی چی می‌شه؟

‫خواهشا سکته نکن،

‫ولی وانیا و دایموند طبقه بالا ‫تو اتاق خصوصی رفتن.

‫آنی، این‌ها کی‌ان آوردی؟

‫وانیا؟

‫کجا... ‫تو یکی از این اتاق‌هاست؟

‫آره.

‫پشم‌هام. ببخشید.

‫- ببخشید. ببخشید دیزی. ‫- سلام آنی.

‫وانیا؟ روم سیاه.

‫کارلا، دایموند رو ندیدی؟

‫گمونم تو اتاق رقص باشه. ‫می‌گم، قضیه چیه...

‫- اتاق رقص چیه؟ ‫- تو اتاق رقص خراب‌شده‌ان.

‫- وانیا؟ ‫- ای بابا، این چه وضعشه؟

‫تو یکی که خودت رو از روی شوهرم جمع کن.

‫عصبانی شدی؟

‫آره، الان روی سگم رو می‌بینی جنده.

‫- بزن به چاک بابا. ‫- بیا جلو!

‫- کون مونت می‌خاره؟ ‫- جنده خانم!

‫- بیا برات بخارونم جنده پاپتی. ‫- کل شب رو گشتیم.

‫کل شب دنبال آقا بودیم، ‫نشسته به کیرش حال می‌ده.

‫رسیدن به خیر رفقا.

‫- وانیا، همه‌جا رو دنبالت گشتیم. ‫- کل شب دنبالت بودیم پدرسگ!

‫بهت پیام دادم. ‫کلی بهت زنگ زدم.

‫واسه چی جواب هیچ‌کدوم ‫از تماس‌هام رو ندادی؟

‫پدرسگ حروم‌لقمه.

‫واسه چی ولم کردی رفتی وانیا؟

‫داشتم دنبالت می‌اومدم.

‫این‌ها برداشتن دست‌هام رو بستن.

‫- انگشترم رو گرفتن. ‫- که چی داداش؟

‫بهم تعرض کردن وانیا.

‫باشه، بلند شو بریم. ‫تو ماشین صحبت کنین.

‫- بلند شو. ‫- نه، خودم پیداش کردم.

‫حق دارم همین الان حرف بزنم.

‫خب؟ قرارمون همین بود.

‫وانیا، هنوز از وقتمون مونده‌ها.

‫یکی این رو از اینجا ببره!

‫خودت از اتاق خصوصیم ‫بزن به چاک جنده خانم!

‫- وانیا، من رو نگاه کن. ‫- دارم می‌بینمت.

‫تلافیش رو در میارم جنده.

‫کس نگو دایموند.

‫خیلی مهمه.

‫وانیا، من رو ببین.

‫عشقم، ببین. ‫گوش کن چی می‌گم.

‫این‌ها می‌خوان طلاق بگیریم، خب؟

‫طلاق نیست!

‫- صد بار بهت گفتم. ‫- برو عقب. ولم کن...

‫فسخ می‌شه. «فسخ».

‫- عه... ‫- وانیا، بهشون بگو...

‫که قرار نیست طلاق بگیریم، خب؟

‫بهشون بگو اشتباه شده.

‫- مامان و بابام نیومدن؟ ‫- عشقم، خیلی مهمه.

‫- گوش کن چی می‌گم. ‫- نه، نه، نه...

‫خانواده‌ات ساعت دوازده می‌رسن.

‫کمک کردم پیداش کنین، ‫حالا می‌خوام باهاش حرف بزنم.

‫- باید تا دادگاه هم بریم! ‫- وانیا. من رو ببین، خب؟

‫حرف این‌ها رو نشنیده بگیر.

‫نه قضیه این سلیطه مهمه،

‫نه هیچی. هیچی مهم نیست. ‫فقط...

‫ازت می‌خوام بهشون بگی...

‫وانیا، قضیه خنده‌دار نیست.

‫می‌دونم. واقعا نیست.

‫وانیا، من رو نگاه کن عشقم.

‫- ما زن و شوهر می‌مونیم، خب؟ ‫- خب.

‫این‌ها رو می‌شناسی؟ ‫دوستشون دارم. خیلی دوستشون دارم.

‫وانیا، تمومش کن.

‫باید در موردش صحبت کنیم، خب؟

‫قضیه خیلی، خیلی مهمه. خب؟

‫نمی‌خوام الان در موردش صحبت کنم.

‫باشه، فقط...

‫ببین...

‫نه، نه، نه. وانیا. ‫الان نباید مشروب بخوری.

‫باید بهشون بگی... ‫آقا، این الان مست پاره است.

‫این‌طوری نمی‌شه صحبت کرد... نکن.

‫هنوز حرفمون تموم نشده.

‫- می‌خواستم باهاش صحبت کنم. ‫- بلند شو.

‫بزن بریم!

‫وانیا. وانیا.

‫وانیا، وانیا... ‫تو رو خدا بذار صحبت کنیم.

‫وانیا!

‫دستت رو بکش بابا! ‫عجب گیری کردیم.

‫وانیا، حرفمون... ‫هنوز حرفمون تموم نشده.

‫می‌خوان مجبورمون کنن طلاق بگیریم. ‫نباید...

‫گفتم دست کیریت رو...

‫بزن به چاک جلو چشمم نباش.

‫جیمی، آنی با سه نفر اومده ‫دارن داستان درست می‌کنن.

‫آنی روسیه؟

‫دیدی گفته بودم؟

‫برو گمشو ریختت رو نبینم.

‫دیدی؟ دو هفته شد.

‫دقیقا دو هفته دووم آوردین!

‫پا روی دم بد کسی گذاشتی جنده!

‫بچه‌ها، بیاین دعوا شده!

‫- جدی می‌گی؟! ‫- پشم‌هام!

‫وای خدا، چقدر خوش بگذره.

‫پیشنهاد می‌کنم این کار رو نکنی.

‫عه، عه، عه، عه، عه.

‫گارنیک، یه کاری بکن!

‫عه، عه، عه. ‫بسه. جدا شین.

‫برین بیرون. ‫دعواتون رو ببرین بیرون.

‫تو مرکز دعوا موا موقوفه!

‫خب حالا! آروم باش.

‫- وای. ‫- بزن به چاک بابا.

‫- برو بذار باد بیاد! ‫- برو تو.

‫جلو نیا. بزنین به چاک.

‫تو که گفتی آنی از بچه‌های خودمونه.

‫- برو، برو. ‫- سوار شو.

‫بالاخره پیدات کردیم! ‫پیدات کردیم!

‫باورم نمی‌شه عین بچه‌ننه‌ها ‫گذاشتی در رفتی.

‫ولی اشکال نداره. ‫خانواده‌ات دارن میان.

‫رفتنی شدی. ‫بالاخره رفتنی شدی.

‫- بری دیگه برنگردی. ‫- وانیا. وانیا.

‫می‌فهمی چه اتفاقی داره میفته؟

‫می‌دونی الان قضیه چیه وانیا؟

‫دست از سرش بردار.

‫سیاه‌مست کرده. آخه...

‫باید وقتی هوشیار شد باهاش صحبت کنم.

‫- این‌طوری نمی‌تونیم حرف بزنیم. ‫- گفتنی‌ها رو گفتین.

‫ما هنوز هیچی نگفتیم!

‫معلومه تو این شرایط ‫حرفتون رو قبول می‌کنه.

‫- نمی‌تونه رو پاش وایسته. ‫- حرف‌ها رو زدیم.

‫ظرف سه ساعت آینده ‫این قضیه رو فیصله می‌دیم.

‫- نه، قرارمون این نبود. ‫- چرا، همین بود.

‫آروم برو. حالم داره بد می‌شه.

‫قضیه رو ختم به خیر می‌کنیم.

‫تو هم پولت رو می‌گیری،

‫می‌ری پشت سرت هم نگاه نمی‌کنی. ‫تموم شد و رفت.

‫قرارمون همین بود.

‫کسکش.

‫می‌دونی چیه؟ به نظرم...

‫واقعا حالت ازم به هم می‌خوره پسر.

‫جدا خودت نگاه کن.

‫بعد اون همه زحمتی که برات کشیدم...

‫هر کاری که کردم...

‫اصلا چند بار اومدم ‫از مخمصه نجاتت دادم؟

‫ها؟ چند بار نجاتت دادم؟

‫بعد جواب محبت‌هام اینه؟

‫راستش، واقعا دلخورم کردی.

‫اصلا ببین... ‫چطوری بگم...

‫می‌دونی چطور سکه یه پولم کردی؟

‫ها؟

‫اصلا می‌شنوی دارم چی می‌گم؟

‫دیگه رسما بیهوش شده.

‫حالا باید صبر کنیم.

‫خب، اومد. هوی.

‫بلند شو. بلند شو.

‫اومد. پیاده شین.

‫وانیا.

‫بلند شو داداش... ‫بی‌زحمت پیاده شو.

‫می‌خوام تو ماشین بمونم.

‫وانیا. وانیا، من رو نگاه کن.

‫- باید قبل از اینکه بری صحبت کنیم، خب؟ ‫- حواست باشه جریمه نشی و جرثقیل نبره.

‫وانیا؟

‫- وانیا. وانیا، اونجا رفتی... ‫- گوشیت در دسترس باشه.

‫هیچی نمی‌گی، خب؟

‫وانیا.

‫وانیا، خودم حلش می‌کنم، خب؟

‫- بسپارش به من. ‫- چی رو حل می‌کنی؟

‫- باهاش حرف نزن. ‫- به تو ربطی نداره.

‫- بریم. ‫- سلام به همه.

‫- چطوری جناب؟ ‫- سلام توروس.

‫بسه، بسه.

‫عه، عه. حالش خوبه؟

‫چشم‌های کورت نمی‌بینه حالش بده؟

‫- حالش خوبه. ‫- اصلا هم حالش خوب نیست.

‫- حتی نمی‌تونه وایسته. ‫- شما چطوری؟

‫خوبم. ممنون.

‫قاضی بهمون لطف کرد...

‫وقتمون رو جلو انداخت.

‫- خوبه. ‫- سلام ایوان.

‫ایوان، من مایکل شارنوفم. ‫وکیل باباتم.

‫من رو یادت میاد؟

‫عمو مایکل رو یادته؟

‫یه خرده خسته است.

‫- چیزیش نیست. ‫- که این‌طور.

‫خسته است؟

‫ایشون هم...

‫خانم خوش‌شانسم.

‫- بسیارخب. ایشون کیه؟ ‫- این لازمه باشه.

‫کارم نگه داشتنه.

‫خب، من که نفهمیدم کارت چیه،

‫دلم هم نمی‌خواد بدونم.

‫بیاین بریم. ‫کارت شناساییتون دم دست باشه.

‫باهاش صحبت کردم.

‫مشخصه می‌خواد قضیه ختم به خیر بشه.

‫ولی می‌دونه پسرش ‫تحت سوء مصرف الکله؟

‫الکل کجا بود بابا؟ ‫تازه بیدار شده.

‫توروس جان، تو رو خدا بی‌خیال.

‫من نمی‌خوام جواز خودم رو به خاطر...

‫دلت می‌خواد همچنان واسه ‫خانواده زاخاروف کار کنی یا نه؟

‫عه.

‫سلام آقای شارنوف.

‫- امیدوارم بدونید چقدر خوش‌شانسید. ‫- سلام جناب قاضی.

‫امروز برنامه سبک‌تری داشتیم، ‫از این جهت، اِم...

‫مورد فوریتون رو ذکر می‌کنید؟

‫جناب قاضی، خدمتتون عارضم ‫می‌خوایم شکایتی به ثبت برسونیم،

‫و در خواست فسخ ازدواجی رو داریم،

‫که به اجبار صورت گرفته.

‫ایوان زاخاروف و آنورا میخیوا...

‫اجبار رو بکن تو کونت.

‫- خب؟ ‫- این چه طرزشه؟

‫معذرت می‌خوام.

‫ببخشید جناب قاضی. ‫ولی دارن کس می‌گن.

‫- کس می‌گن. ‫- جناب قاضی...

‫- این آقایون می‌خوان... ‫- تمومش کن.

‫لحن حرف زدنت خیلی زشته.

‫باشه. ببخشید. ‫این‌ها می‌خوان...

‫دست کیریت رو بکش.

‫این آقا با کت شتری کیه؟

‫نگهبان، لطفا نذار ایشون نزدیکم بشه.

‫شما کی هستی آقا؟ ‫آقای شارنوف، با شماست؟

‫- نذارین نزدیکم بیاد. ‫- بیا، بیا.

‫- بیا، بیا. ‫- سرکار، ببرش...

‫جناب قاضی، معذرت می‌خوام.

‫ممنون جناب سرکار. ‫واقعا لطف کردین.

‫- باشه. بشین. بگیر بشین. ‫- ببخشید.

‫از شما هم ممنونم جناب قاضی.

‫- لطف بزرگی کردین. ‫- قابلی نداشت.

‫قابلی نداشت. ‫فقط لحنتون رو درست کنید.

‫- قابلی نداشت. ‫- چشم.

‫جناب قاضی، همون‌طور که مشخصه،

‫شوهرم الان تحت تاثیر الکله.

‫صلاحیت تصمیم‌گیری در هیچ موردی رو نداره.

‫جناب قاضی، اعتراض دارم. ‫ایشون نباید صحبت کنن.

‫لطفا به حرف‌های ایشون گوش ندین.

‫- کت شتری، بشین. بشین. ‫- دلم.

‫مشخصه ایشون تحت تاثیر الکله جناب قاضی.

‫- این چرا حرف می‌زنه؟ ‫- عذر می‌خوام جناب قاضی.

‫جناب قاضی، بنده سعی دارم...

‫براتون توضیح بدم ‫که ازدواج ما قانونی بود.

‫جناب قاضی، اعتراض دارم. ‫ازدواجشون قانونی نیست،

‫- ایشون هم نباید صحبت کنه. ‫- آقا. آقا.

‫- من نباید صحبت کنم؟ ‫- کت شتری، بشین.

‫- معذرت می‌خوام. ‫- ببخشید جناب قاضی.

‫موکلم متوجه حرف‌هاش نیست. ‫عذر می‌خوام.

‫می‌خوان به زور ازدواج ما رو فسخ کنن...

‫- من تحت تاثیر الکلم. ‫- تکرار بشه اخراج می‌شین.

‫ازدواج ما قانونی بوده...

‫- و توی یکی از دفاتر ازدواج... ‫- خواهش کردم.

‫- تو لاس‌وگاسِ نوادا بوده. ‫- خانم، لطفا آروم صحبت کنین.

‫- آروم صحبت کنین. ‫- کاملا واقعیه.

‫ما گواهی ازدواج داریم.

‫آقای شارنوف، پاسخ‌گو باشین.

‫اصلا هم حاضر به فسخ...

‫تو نوادا ازدواج کردن؟

‫مگه چیه؟

‫تو این شعبه که نمی‌شه فسخ کرد.

‫- آقای شارنوف. ‫- چی؟

‫ممنون که گوش دادین جناب قاضی.

‫- آقای شارنوف. ‫- اینجا نمی‌شه اقدام کرد.

‫- آخرین هشداره. ‫- باید از شعبه همون ایالت باشه.

‫- می‌بینید چه آدم‌هایی هستن؟ ‫- شوخیت گرفته؟

‫- کافیه آقایون. بیرون باشین. ‫- شکمم درد می‌کنه.

‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه. ‫- بگیر بشین.

‫- بشین. ‫- نه، نه، نه.

‫سرکار، تا بالا نیاورده ‫از پشت میز بلندش کن.

‫- باید... باید... ‫- کسکش‌ها!

‫- بلند شو. ‫- از پشت میز بلندش کنید.

‫- ببریدش بیرون. ‫- کسکش!

‫همه از دادگاه خارج بشن.

‫بلند شو.

‫دادگاه رو خالی کن سرکار.

‫- باید بریم. ‫- بیا. بیا بریم.

‫- بلند شو. ‫- سرکار، لطفا دادگاه رو خالی کن.

‫آخه چرا رفتی وگاس؟ ‫مشکل همین نیویورک چی بود؟

‫لازم نیست همه‌جا رو زمین بکشیدش.

‫چرا تو نیویورک ازدواج نکردین؟ ‫می‌شه توضیح بدی؟

‫رفتیم وگاس ازدواج کردیم...

‫چون اونجا ازم خواستگاری کرد.

‫حالا می‌ریم پیش خانواده‌ات.

‫- وانیا. ‫- براشون توضیح می‌دی...

‫که بدون اجازه من رفتی وگاس.

‫نه خیر، از این خبرها نیست.

‫- فهمیدی؟ چون تقصیر من نبود. ‫- وانیا.

‫- با تو هم بودم. ‫- من هیچ‌جا نمیام.

‫تو هم بهشون می‌گی ‫بدون اجازه‌ی من...

‫- پسره رو بردی وگاس. ‫- نمیام... نه، نه، نه.

‫- نه، نه، نه. ‫- تقصیر من نبود.

‫- نه، فکرش هم نکن... ‫- سوار شو.

‫- سوار شو. ‫- سوال ماشین کیریت نمی‌شم.

‫چون کارمون با هم تموم شده.

‫- همین الان انگشترم رو پس بده مادرجنده. ‫- کوپن نگرفتی؟

‫- وانیا، لازم نیست حتما... ‫- قضیه چیه؟

‫وانیا، از ماشین پیاده شو، خب؟

‫لازم نیست به حرف این‌ها گوش بدی.

‫- خب؟ تو آدم بالغ هستی و... ‫- همین یه کار رو ازت خواستم.

‫...لازم نیست به حرفشون گوش کنی وانیا.

‫- عاقل و بالغی، خب؟ ‫- گمونم خوابم برد.

‫خوابم برد چیه؟ ‫من گذاشتمت اینجا بخوابی؟!

‫می‌دونم. حالا کار تموم شد؟

‫عاقل و بالغی.

‫عاقل و بالغی.

‫بیا بریم.

‫فقط باید با مامان و بابام صحبت کنم.

‫باشه.

‫باشه. خیلی‌خب.

‫می‌ریم باهاشون حرف می‌زنیم، خب؟

‫باهاشون حرف می‌زنیم،

‫اون‌ها هم تصمیمت رو درک می‌کنن، ‫چون دوستت دارن.

‫سوار شو. سوار شو.

‫چی شد؟

‫هیچی نشده. ‫وگاس ازدواج کردن.

‫دوستت دارن و تصمیمت رو درک می‌کنن، خب؟

‫- حالا کجا بریم؟ ‫- باشه وانیا؟ باشه؟

‫- درکت می‌کنن، نه؟ ‫- سوار شو.

‫سوار ماشین شو.

‫چرا این کابوس تموم نمی‌شه؟

‫مگه نه وانیا؟

‫مگه نه؟

‫سوار ماشین شو.

‫می‌خوام ده دقیقه‌ای ظاهرش ‫تر و تمیز بشه.

‫تو هم مواظب رفتارت باش.

‫یه بار...

‫این بی‌مصرف و رفقاش هوس کردن ‫تو کول‌اید شنا کنن.

‫- وانیا. ‫- می‌دونی کول‌اید چیه؟ پودر آبمیوه است.

‫تا خرخره کشیده بودن،

‫برداشتن ۱.۸ کیلو کول‌اید رو...

‫تو استخر خونه ریختن.

‫کل لوله‌کشی رو به گا دادن.

‫خسارت ۸۷ هزار دلاری به بار آوردن.

‫سلام گالینا استپانوفا.

‫خودش کو؟

‫خیلی‌خب.

‫وقت نمایشه.

‫سلام نیکولای زاخاروف. ‫پرواز چطور بود؟

‫تمام مدت لنگ در هوا بودیم.

‫متاسفانه خبرهای بدی دارم.

‫می‌شنوم.

‫- از خبرم خوشحال نمی‌شی. ‫- همین الانش هم خوشحال نیستم.

‫چیه؟

‫وانیا. وانیا.

‫چی شده تو رو؟ من رو نگاه کن.

‫مست کردی؟

‫ای کله پدرت...

‫گارنیک، این مسته.

‫آره گالینا استپانوفا.

‫هوشیار نیست. ‫ولی به خدا تقصیر ما نبود.

‫بسه مامان، فهمیدم. ‫همین‌طوریش کلی آبروم رفته.

‫- آبروی تو رفته؟ ‫- آره.

‫خجالت هم سرت می‌شه؟

‫تو خودت خانواده‌ی ما رو ‫مسخره‌ی خاص و عام کردی.

‫گالینا زاخاروفا.

‫من آنورا هستم.

‫خوشحالم بالاخره باهاتون آشنا شدم.

‫برام مایه افتخاره که همسر ایوان...

‫و عضوی از خانواده‌ی شمام.

‫ایوان شوهرت نیست.

‫تو هم عضو این خانواده نیستی.

‫حتی روسی حرف زدنت ‫آبروی آدم رو می‌بره.

‫- این از مجموعه جدیده؟ ‫- آره، جدیده.

‫عه... خانم؟

‫خانم؟

‫بله؟

‫من و وانیا عاشق همدیگه‌ایم،

‫و دوست داریم شما ‫این حقیقت رو بپذیرید.

‫وانیا عاشق تو نیست.

‫فهمیدی؟

‫ما هم تو رو نمی‌پذیریم، خب؟

‫گالینا.

‫توروس می‌خواد یه چیزی بهت بگه.

‫کثافت‌ها.

‫همه‌تون مشتی احمقین!

‫وانیا، الان که نمی‌شه ‫سوار هواپیما بشیم و بریم.

‫توروس، در مورد آینده‌ی تو ‫توی شرکت صحبت می‌کنیم.

‫وانیا، دقیقا چرا به حرف ‫مامان و بابای احمقت گوش می‌دی؟

‫معلومه چه مرگته؟

‫وانیا، باید همین الان صحبت کنیم، خب؟

‫کولیا، گوشی رو قطع کن دیگه!

‫وانیا، می‌گم باید صحبت کنیم.

‫نه، نه، نه، نه. ‫برگرد تو هواپیما.

‫می‌خوام در عرض ده دقیقه ‫سوخت‌گیری بشه و تو آسمون باشیم.

‫وانیا، می‌گم من رو ببین. ‫وانیا.

‫وانیا، مرد باش و باهام صحبت کن!

‫حتما لازمه این دختره رو هم ‫با خودمون ببریم؟

‫بله، جفت طرفین باید حضور داشته باشن.

‫ازم می‌خوای چی بگم؟

‫می‌شه درک کنی که الان باید بریم...

‫سوار هواپیما بشیم ‫که تا وگاس خراب‌شده بریم؟

‫می‌فهمی؟

‫درک می‌کنی؟

‫یعنی قراره طلاق بگیریم؟ منظورت...

‫معلومه! مگه اسکلی؟

‫ایوان، زود بیا اینجا!

‫یه لحظه.

‫ازت ممنونم...

‫که آخرین سفرم به آمریکا رو ‫انقدر باحال کردی.

‫جدی؟ باحال بود؟

‫آره.

‫بریم دیگه.

‫دختره کو؟

‫چه بدونم. اونجا.

‫همین الان سوار هواپیما شو.

‫نمی‌شم.

‫نه، قبول نمی‌کنم.

‫همین الان سوار هواپیما می‌شی ‫میای طلاقت رو می‌گیری.

‫آره، طلاق رو که قطعا می‌گیریم،

‫ولی قبلش حتما وکیل می‌گیرم.

‫بعد از ایوان و خودت شکایت می‌کنم،

‫بعد با نصف اموالش می‌کشم کنار،

‫چون تعهدنامه قبل از ازدواج امضا نکردم.

‫با این کار... ‫دار و ندارت رو به باد می‌دی.

‫کل پولی که داری...

‫که شک دارم مبلغ چشم‌گیری باشه...

‫به باد فنا می‌ره.

‫خونه داری؟

‫ماشین داری؟

‫دود می‌شن.

‫زندگی خودت و دوست‌هات و خانواده‌ات،

‫همه‌شون نابود می‌شن.

‫- می‌خوای الان صحبت کنیم؟ ‫- آره.

‫آخه من نمی‌خوام.

‫خواهشا یه کم بهم احترام بذارین. ‫الان از مستی دیشبم خمارم.

‫اگه ما هم‌سن تو بودیم ‫و انقدر امکانات در اختیارمون بود...

‫گوش کن پسره‌ی تخس.

‫از هفته‌ی دیگه...

‫می‌ری سر کار.

‫ای بابا.

‫فهمیدی تخس چشم‌سفید؟

‫واسه چی می‌خواین بیام؟

‫گمونم بد موقع مزاحم شدم، ‫فقط می‌خواستم بگم...

‫خیلی خوشحالم بالاخره...

‫فرصت شد با شما و خانواده زیباتون ‫کمی وقت بگذرونم.

‫خیلی ممنون به من و توروس اعتماد کردین...

‫بسه، بیا برو. چیزی خوردی؟

‫می‌خوام دو سه تا تعریف ازشون بکنم.

‫کاش با پسر ازدواج کرده بودی.

‫الان با پسر ازدواج کرده بودم ‫مثلا این‌طوری نمی‌شد؟

‫اگه همه‌چی قراره طبق خواسته‌ی شما باشه، ‫پس من کی آزادی انتخاب دارم؟

‫مثلا همین که اجازه ندارم ‫اگه خواستم با پسر ازدواج کنم.

‫- گالینا استپانوفا، می‌خواستم... ‫- گوش کن چی می‌گم!

‫ببخشید، می‌خواستم از همین فرصت ‫استفاده کنم و...

‫ازتون تشکر کنم که...

‫مزاحم حرفمون نشو! ‫داریم به مسئله خانوادگی رسیدگی می‌کنیم.

‫پس به نظرت عادیه؟ ‫همه اتفاق‌هایی که افتاد عادی بودن؟

‫اصلا تو وگاس چه غلطی می‌کردی؟!

‫درکت می‌کنم و...

‫بابت کاری که کردی می‌بخشمت.

‫مثل آدم بلیت گرفتم رفتم! ‫چرا نباید اجازه داشته باشم؟

‫- کی بهت اجازه داد؟ ‫- کی می‌خواست جلوم رو بگیره؟

‫عالی.

‫خدا رو شکر که تو من رو بخشیدی.

‫واسه چی نباید با میل خودم برم وگاس؟

‫چون تو رو واسه تحصیل اینجا فرستادیم.

‫نه که بیای همه‌اش در حال ‫پارتی و مستی و نشئگی باشی!

‫چرا الکی قضیه رو تراژدی می‌کنی؟

‫الان حرف حسابت چیه؟ ‫می‌خوای عذرخواهی کنم؟!

‫مامان، بزن بکش من رو خلاصم کن!

‫مگه چیکار کردم؟ ‫یه شب با همراه کرایه‌ای بودم دیگه.

‫حالا فوقش یک هفته باهاش بودم. ‫مگه چی شده؟!

‫واسه چی کاسه داغ‌تر از آش می‌شین؟ ‫این کجاش مشکل خانوادگیه؟!

‫بشین!

‫چون نیست! ‫این مشکل خانوادگیمون نیست!

‫من تو رو بزرگت کردم!

‫خیلی خوشحالم قراره ‫از توی بدبخت طلاق بگیرم.

‫پسر، تو حال آدم رو به هم می‌زنی.

‫جدا داری می‌گی؟

‫مادرجنده‌ی حال به هم زنی.

‫حال به هم زنی.

‫حال به هم زن مادرجنده‌ای.

‫- عجب گیری کردیم. ‫- دیدی؟

‫مادرت رو زجرکش می‌کنی!

‫همه‌چیزم رو پای تو دادم.

‫کولیا، لطفا دستت رو بده.

‫[به لاس وگاس، نوادا خوش اومدید.]

‫الان فقط می‌مونه ‫چند تا امضا بزنید.

‫اگه می‌شه این رو از...

‫راستش اگه امکانش هست همه رو...

‫- می‌شه این رو... ممنون. ‫- خب، سوال دارم.

‫- بله، حتما. بفرمایید. ‫- این معنیش چیه؟

‫لازم نیست نگران این باشیم.

‫- این واسه قاضیه... ‫- مطمئنید؟

‫اِم... کاملا مطمئنم.

‫خب، فقط می‌مونه چند تا ‫امضا اینجا بزنید.

‫خدمت شما، این هم واسه‌ی...

‫ببخشید اگه فامیلیتون رو ‫درست تلفظ نمی‌کنم،

‫- امضا کن. ‫- آنورا میکیوا...

‫امضای شما هم لازمه.

‫لطف می‌کنین. عه، عه.

‫بفرمایید.

‫داخل جایگاه قرمز لطفا.

‫لطفا امضا کن.

‫بعد هم... عه، ببخشید. ‫یکی دیگه هم اینجا...

‫اِم...

‫عالی شد.

‫عه، اِم...

‫می‌شه کارت شناساییم رو بردارم؟

‫بله.

‫خیلی‌خب، بریم. بلند شو.

‫اگه به نظرتون بی‌ادبی نیست به نظرم ‫ایوان باید ازش معذرت‌خواهی کنه.

‫شما توجه نکنین. ‫طفلک خیلی خسته است.

‫با شکم خالی هم مشروب خورده.

‫کل شب داشت بهمون کمک می‌کرد.

‫گوش کن چی می‌گم...

‫پسر من از هیچ‌کس معذرت‌خواهی نمی‌کنه. ‫متوجه شدی؟

‫شما درست می‌گین.

‫چون پسرت سوسول تیتیش‌مامانیه.

‫چی؟

‫چی؟ می‌پرسی چی؟

‫گفتی چی؟ ‫یعنی نشنیدی چی گفتم؟

‫گفتم چون پسرت...

‫- سوسول تیتیش‌مامانیه. ‫- بسه دیگه.

‫بیا بریم.

‫تو هم فاحشه‌ی حال به هم زنی.

‫ببین دیگه پسرت چقدر ازت نفرت داره ‫که واسه درآوردن حرص تو باهام ازدواج کرد.

‫بسه دیگه.

‫آره.

‫خانواده‌تون به درد جرز دیوار می‌خوره.

‫اون شال‌گردن منه؟

‫آره، می‌خوای...

‫بفرما.

‫بیا شال‌گردنت رو بگیر خوشگله.

‫بسه دیگه. بریم.

‫من که دارم می‌رم.

‫دارم می‌رم. می‌دونی چیه؟ ‫- خب دیگه. بسه.

‫تو به چی می‌خندی؟

‫بیا تو هم کت کس‌شعرت رو بگیر.

‫تمومش کن. برو.

‫خیلی ممنون خانم.

‫قابل شما رو نداشت. اِم...

‫خداحافظ آمریکا.

‫بسیارخب.

‫این هم واسه شما.

‫- هدیه است. ‫- ببخشید. یا خدا.

‫نه، نمی‌تونم قبول کنم.

‫خیلی ممنـ... ‫عه، این خز واقعیه؟

‫ببرشون فرودگاه مک‌کارن. پرواز داخلی.

‫ایگور تا خونه می‌رسوندت.

‫می‌تونی امشب تو خونه بمونی،

‫ولی تا صبح باید اونجا رو تخلیه کنی.

‫بانک‌ها که باز شدن پولت رو می‌ده.

‫برو.

‫راستی ممنون.

‫...که ظاهرا به این زودی‌ها ‫قرار نیست قطع بشه.

‫کمی دیگه تصاویر زنده‌ای از ‫وضعیت جاده‌ها بهتون نشون می‌دیم،

‫ولی مقاماتی که امروز ‫باهاشون صحبت کردیم،

‫می‌گن برای هر مانعی که مادر طبیعت ‫بخواد سرمون بیاره، آمادگی داریم.

‫هزاران نفر...

‫از نیروهای نظافت دولتی...

‫امشب اضافه‌کاری می‌کنن.

‫اگه برف و یخ انباشته بشه،

‫از خیابون‌ها، بزرگراه‌ها...

‫و از تمام خطوط دوچرخه‌سواری، ‫برف‌روبی می‌شن.

‫از نیمه‌شب امشب شروع می‌کنیم.

‫کامیون‌های نمک در لانگ آیلند...

‫تولدم مبارک باشه.

‫هوم؟

‫امروز تولدت بود؟

‫به مناسبت ژانویه، ‫ماه اهداکنندگان خون،

‫نه.

‫...مردم رو تشویق به اهدای خون می‌کنن.

‫حامیان این طرح می‌گن ‫که زمستان یکی از حیاتی‌ترین...

‫تولدم دیروز بود.

‫کلاریسا هیوارد، معاون ارشد...

‫و رئیس کارکنان مرکز خون نیویورک...

‫کس می‌گی یا دیروز تولدت بود؟

‫سی سالم بود.

‫هوم...

‫پس لابد تولد کس‌شعرت مبارک.

‫ممنون.

‫آنورا قشنگه.

‫یعنی به نظرم آنورا از آنی قشنگ‌تره.

‫باشه.

‫کسی که اسمش ایگوره ‫مگه اسم قشنگ می‌شناسه؟

‫ایگور کسخل.

‫با اون اسم مسخره‌ات.

‫نه، اسم خوبیه.

‫معنیش «جنگ‌خو» می‌شه.

‫نه، «جنگ‌جو».

‫جدی؟

‫ایگور یعنی گوژپشت عجیب‌الخلقه، ‫کثافت بی‌همه‌چیز.

‫حالا می‌شه خفه‌خون بگیری؟

‫توش.

‫- توش؟ ‫- توش دیگه.

‫می‌خواستی بگی «توشه»؟

‫منظورت توشه بود مادرجنده؟

‫به نظرم قبل اینکه سراغ فرانسوی بری،

‫اول انگلیسیت رو یاد بگیر.

‫باشه. توشه.

‫آره.

‫حالا اسم خودت بهتره؟

‫نه.

‫ولی معنیش چیه؟

‫تو آمریکا معنی اسم برامون مهم نیست.

‫یعنی واسه اسم‌ها معنی نمی‌ذاریم.

‫کلا... تو فرهنگمون نیست.

‫این‌طور که نوشته یعنی...

‫«انار» می‌شه...

‫«نور» می‌شه...

‫ببین پسر، حوصله‌ی این حرف‌ها رو ندارم.

‫با «روشن».

‫خوب شد که عضو این خانواده نشدی.

‫کسی نظر تو یکی رو خواست؟

‫- نه. ‫- دقیقا. کسی نخواست.

‫فقط می‌خواستم پشتت باشم.

‫پـ... پشتم باشی؟

‫یارو، تو برگشتی بهم تعرض کردی.

‫تو... پشتم باشی؟!

‫- نه، ببین... ‫- چی؟

‫نه.

‫کجا بهت تعرض کردم؟

‫یعنی... ‫به نظرت اون کار تعرض نبود؟

‫- نه؟ ‫- نه.

‫نه، راست می‌گی.

‫باید بگیم ضرب و جرح، ‫در کنار آدم‌ربایی و...

‫هزار تا جنایت دیگه ‫که مطمئنم شاملشون می‌شه.

‫کس ننه‌ات بابا.

‫ولی تعرض رو قبول نمی‌کنم.

‫می‌خواستم آرومت کنم ‫که خودت رو زخم و زیلی نکنی.

‫من رو خوابوندی رو زمین،

‫دستم رو از پشت‌سر بستی.

‫با... با پارچه دهنم رو بستی.

‫اصلا دست و پام رو دیدی...

‫چقدر از اون درگیری کبود شده؟

‫تعرض کردی، خوب هم کردی ‫مرتیکه‌ی روانی.

‫اولا، اون علتش اینه ‫که پوست حساسی داری.

‫نه، به خاطراون نیست.

‫به خاطر اینه جنابعالی روانی‌ای.

‫دوما، به خاطر اینه که ‫هم خودت روانی‌ای.

‫اشتباه گفتم. ‫«خودت هم روانی‌ای».

‫آخه نمی‌شه بگم ‫«تو هم روانی هم هستی.»

‫می‌دونم، خنده‌دار نبود.

‫توشه.

‫توش.

‫حالا بگذریم، ‫ولی در معرض خطراتی مثل...

‫آسیب و صدمات جسمانی نبودی، مگه نه؟

‫خودت هم می‌دونی اگه گارنیک نبود،

‫بهم تجاوز می‌کردی. ‫صد درصد.

‫تجاوز؟

‫شک نکن.

‫واسه... واسه چی باید ‫بهت تجاوز می‌کردم؟

‫چشم‌های متجاوزی داری.

‫- چشم‌های تجاوزی؟ ‫- چشم‌های متجاوزی.

‫درست شنیدی.

‫یه روانی مادرجنده مثل تو ‫قطعا بهم تجاوز می‌کرد.

‫ببین، عه... ‫ولی نمی‌خواستم بهت تجاوز کنم.

‫جدا؟

‫چرا؟

‫چی؟

‫چرا؟

‫چی چرا؟

‫چرا نمی‌خواستی بهم تجاوز کنی؟

‫چون کلا...

‫متجاوز نیستم.

‫نچ. چون کونده‌ی دو عالمی بیش نیستی.

‫بگیر.

‫شب به خیر.

‫[بانک چیس پرایوت کلاینت]

‫می‌گم.

‫به توروس چیزی نگو.

‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@ و Timelordsubs@

‫این ماشین هم لنگه‌ی خودته.

‫خوشت اومد؟

‫نه.

‫مال مامان بزرگمه.

‫ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ ‫ @CinemDreaming

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.