All language subtitles for [SubtitleTools.com] [AnimWorld][AnimeKhor] 3D Kanojo - Real Girl - 10

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

چیکار کنم؟

بقیه آدما توی همچین مواقعی چیکار می‌کنن؟

رک و پوست کنده جواب رد می‌دن، درسته؟

توقع داری اگه ردش کنی چه اتفاقی بیافته؟

نکنه می‌خوای بگی رد کردنش کار بدیه؟

!نه نمی‌خوام

!اون عاشق من شده

!بین این همه آدم، عاشق یکی مثل من شده !احساس گناه می‌کنم

فقط منم که همچین حسی داره؟

این چیزیه که بقیه مردم راحت ازش می‌گذرن؟

-انقدر چیز

!هی

...چیزی که کم داری

!توانایی تصور کردنه

"توانایی تصور کردن؟"

این رفتار خودخواهانه‌ای که نسبت به دختر عینکی داری مهربونیه؟

و فکر می‌کنی ایروها باهاش مشکلی نداره؟

.عشق خیلی سخته

.اصلا جواب درستی براش نیست

هردفعه فقط می‌تونیم همدیگه رو دلداری بدیم؟

مطمئنم که دفعه بعد هم همینطوری می‌شه

.مطمئنم که دفعه بعد هم همینطوری می‌شه

مهم‌ترین چیز

Animworld.net Anime Khor :مترجم

:زیرنویس تمامی انیمه‌های فصلی در کانال @AWsub

چیزیه که کسی ازش خبر نداره

دوست دختر سه بعدی - دختر واقعی

چیز هایی که به نظر مهم می‌رسن

ممکنه در طول زمان ناپدید بشن

رنگ عشق، صورتیه

درست مثل رنگ کف دست‌های یک نوزاد

سوار بر باد بهاری

شبیه خاطراتی که به سمت آسمون پر می‌کشن

فصل جدید از راه می‌رسه

از زمان گذر می‌کنه

و کمی متفاوت از رویامه

ولی چیز هایی که بیاد میارم خیلی مهمن

مهم‌ترین کلمات

شاید هیچوقت به کسی گفته نشن

همه چیز درست می‌شه

ممکنه زمان بگذره، ولی من یادم می‌مونه

تو رو یادم می‌مونه

قسمت⭐10

"ماجرای اعترافم"

!جـ-جو یه جورایی سنگینه، نه؟

!توی این وضعیت بهتره زود بریم سر اصل مطلب

.آیادو سان

قبلا هم توی پیام گفتم، ولی این اولین ...بار بود که کسی بهم ابراز علاقه کرد

.ممنون

وقتی فکر می‌کنم چطور تونستی توی من نکته .خوب پیدا کنی، فقط می‌تونم متشکر باشم

.من... از سنپای چیزی جز خوبی ندیدم

.می‌دونستم. رد کردن آیادو سان... سخته

.لطفا بعد مدرسه بیا پشت باغ گل ها

...من

.اولش ازش بدم میومد

ها؟

...بعد، قبل اینکه بفهمم... خب

.انگار داشتم باهاش بیسبال بازی می‌کردم

چی؟

.اون همیشه توپ رو می‌گرفت، و همیشه برش می‌گردوند

.اولین بارم بود که همچین دختری می‌بینم

،و وقتی از ته قلبم مایه گذاشتم ،دیدم وسط استادیوم ایستادم

!با اینکه تا چند وقت پیش فقط توی خونه بازی می‌کردم

شرمنده... نمی‌فهمی چی دارم می‌گم، درسته؟

!نه، لطفا ادامه بدین

اون من رو از دنیای مجازی بیرون آورد و .وارد دنیای واقعی آدما کرد

!اه، ولی من هنوز نیمکت گرمکنی بیش نیستم

!اونجوری منم فقط توپ جمع کنم

!نه، نه

،احساس لذت بودن با بقیه ...احساس شاد شدن از دوست داشته شدن

.همه‌شون رو اون بهم داد

فکر کنم ده برابر بدتر از چیزی باشم ...که تصور می‌کنی، ولی با این حال

،من فکر می‌کردم اون آدم کاملیه ...ولی اونم نقص های خودش رو داره

...وقتی متوجه این شدم... این دفعه... من

می‌خوام رابطه‌مون رو قوی‌تر کنم و ...ازش حفاظت کنم

...و چون اینجوری فکر می‌کنم، پس

...پس من.... امم

...این شخص

.کسیه که عاشقشم

جوابت رو گرفتی، آیادو سان؟

...بله

.این اولین بار بود که به کسی اعتراف کردم

.خوش حالم که اون شخص تو بودی

...ببخشید. وقتی این رو گفتم، ضعف رفتم

...هی

...منم

چی؟

سنپای... یه‌جورایی انگار الآن واقعا .توی دنیای سه بعدی زندگی می‌کنی

...آره

این دیگه چه‌جورشه؟

.سوتسون، یه بار دیگه بگو

....ها، چی؟ نه

.بگو

.عاشقتم

.هی، من باید خجالت بکشم

چی شده؟

.اه، فقط... یه مدت گذشته، ببخشید

عشق انرژیه

.عشق، انرژیه

.قبل اینکه بتونی فکر کنی، بدنت رو حرکت میده

قدرتیه که تا امروز نداشتمش

.قدرتیه که تا امروز نداشتمش

.ایتو سنپای، به خیر و خوشی تموم شد

.که اینطور

.الآن... احساس سبکی می‌کنم

.سبکی، ها؟ فوق‌العاده ات، خیلی قوی هستی

.فکر کنم اینطور نیست، ها؟ شرمنده

.بیا

!متاسفم

...اون قبلی رو هم هنوز پس ندادم

...گفتم که نمی‌خواد

...ایتو سنپای همیشه من رو توی همچین حالت هایی می‌بینه

.آره. برای همین همیشه یه دستمال توی جیبم دارم

نگرانش نباش، باشه؟

.چشم

!اونُ ببین

آیادو و... اون گوشای گربه‌ای دیگه چیه؟

...یعنی دارن توی بازی با هم قرار می‌ذارن

چی؟ تو کی هستی؟

!خودت همچین عشق درست و حسابی‌ای داری که این حرفُ می‌زنی؟

!و برای یه سال اولی آرایشتون خیلی داغونه

هی، چیکار می‌کنی؟

!تاکاناشی سنپای

چرا داری برای سال اولی ها قلدری می‌کنی؟

...ولی

!داشتن چرت و پرت می‌گفتن اعصابم بهم ریخت

خوب پیش رفت؟

خودت چی فکر می‌کنی؟

.منم دلم عشق می‌خواد

-تاکاناشی کون، باهام

.نه

.خوش برگشتی

ها؟ منتظرم بودی؟

.آره

.سوتسوی، برای اون دفعه شرمنده

.خیلی حرفای بدی بهت زدم

ایتو... چرا همیشه اینجوری هستی؟ .منم که باید معذرت بخوام

.فکر کردم دیگه ولم کردی

.البته که نه

.من دوستت دارم، سوتسوی

.همه خیلی شگفت انگیزن .وقتی یکی رو دوست دارن، راحت به زبون میارنش

...من که اصلا نمی‌تونم، قلب تحمل نداره !یه‌جوری میشه... چی بهش می‌گن؟

.منم نمی‌تونم به دختری که دوست دارم، ابراز علاقه کنم

ها؟

...دارم می‌گم

.من از یکی خوشم میاد

!چی؟! از کی؟

کسی که من نمی‌شناسم؟

چرا می‌خندی؟

.با اون دختر به جایی نمی‌رسم .همین الآنشم جوابم رو می‌دونم

.ولی منم بالاخره به یکی علاقه‌مند شدم

.تمام این مدت می‌خواستم این رو برات تعریف کنم

ایتو... می‌خوای امشب بیای خونه ما؟

ها؟

...خب... داشتم فکر می‌کردم

.باشه

ایتو! کدومه، کدومه؟ کدومشه؟

فکر کنم چپ باشه؟

.اه، چپ؟ گرفتم

!بپر

بپرم؟

خوب نشد که دوستت رو آوری، کائورو؟ .آره، بلندتر بپر

خوب نشد که دوستت رو آوری، کائورو؟ بلندتر؟

خوب نشد که دوستت رو آوری، کائورو؟ ...فقط یکم دیگه، شاید

...نه، نه، نه. می‌خواستم با ایتو گپ بزنم ها؟ واقعا درسته؟

...نه، نه، نه. می‌خواستم با ایتو گپ بزنم .آره، اوه... و زیر این

...نه، نه، نه. می‌خواستم با ایتو گپ بزنم !باشه، اه... یادم اومد

!کنار دروازه بایست و راست رو بزن، راست

!ایتو، زیادی داره بهت خوش می‌گذره ها

،ایتو کون، برای شام کوفته برنجی میگو و مرغ سخاری خوبه؟

.خیلی ممنون

.شرمنده، برادرم اذیتت کرد

.نه، خوش گذشت

خوابت میاد؟

.آره... یکم

.برقا رو خاموش می‌کنم

.باشه

.سوتسوی

بله؟

عشق دردناکه، نه؟

.ولی خوش می‌گذره... منظورم عاشق بقیه شدنه

.آره

.من منتظر این بودم می‌تونم یا ایتو گپ بزنم؟

خوابیده؟

.خب... گمونم بذارمش برای یه روز دیگه

.شب بخیر، ایتو

.سلام. امروز می‌خوام یکم باهاتون حرف بزنم

من زیاد توی حرف زدن و جوک گفتن خوب نیستم .و... تنها چیز خوبم صورتمه

!ایگاراشی ایروها سان

!دوستت دارم

."از قدیم خیلی ها بهم گفتن "!دوستت دارم

!دوستت دارم

.خب، دوستت دارم

.دوستت دارم

.من عاشقت شدم

،از سال پایینی گرفته تا پیرمرد همسایه .همه جورش بود

از چی من خوشت میاد؟

ها؟

صورتمه؟

...اه، نه... امم

،اه، تازه دیدم داری با لاکپشت توی کلاس حرف می‌زنی .و فکر کردم چه آدم خوب و مهربونیه

.با اون لاکپشت حرف می‌زدم چون دوستمه جز اون، از چی من خوشت میاد؟

...اه، امم، خب

،خیلی مسخره است. به جز ظاهرم .هیچ جنبه مثبت دیگه‌ای ندارم

حرف زدن با یه لاکپشت باعث میشه ناز و مرموز به نظر بیام، ها...؟

این عشقی که می‌گن چیز باشکوهیه، نه؟

همچین فکری می‌کردم، ولی در بهار سال اولم

دونه ناامنی که از زمان تولد همراهم بود .سر از خاک بیرون آورد

،هرروز، درون من بیشتر رشد می‌کرد .و انقدر بزرگ شد که حتی توی خواب هم می‌دیدمش

تصمیم گرفتم به وسیله بودن با آدمای زیاد .حواس خودم رو پرت کنم

هی، ایروها، چیزی فکرت رو مشغول کرده؟

چطور؟

.همم، همیشه اینطور به نظر میای

واقعا اینجوریم؟

کسی بهت نگفته بود؟

.نه. همیشه می‌گفتن خیلی آروم و خونسردم

هیچکس تو رو درک نمی‌کنه، نه، ایروها؟

.هرچی خواستی بهم بگو

...مـ-من... خب، من

ها؟

چی؟

الآن درباره چیزی که اذیتم می‌کنه حرف نمی‌زدم؟

چی... چیه؟

...که اینطور

-من همیشه گوشم با توئه، پس

اه، چیزی نیست. می‌خوای بریم بگردیم؟

،پس آدمایی مثل من که فقط ظاهرشون خوبه فقط می‌تونن همچین آدمایی رو جذب کنن، ها؟

.نمی‌دونم چه انتظاری داشتم ...هیچکس واقعا به خود واقعیم اهمیت نمی‌داد

...با اینکه منم که باید به فکر خودم باشم

با اینکه منم که باید به فکر خودم باشم

.هی

...چی شده؟ توی هپروت سیر می‌کردی

یه‌جوری، درگیر مدلی شدم که .تا حالا ندیده بودم

.چیزی نشده، خوبم

.که اینطور

.آره

...اومدیم توی پارک ولی هنوز هوا یکم سرده

امم... تا کی اجازه ندارم بیام توی اتاقت؟

...چی؟! اه

...اون دفعه هم مامانم گفت

اخیرا ایروها چان بهمون سر نزده... چیزی شده؟

.و وقتی می‌پرسید یکم نگران به نظر میومد

.دیدی؟ فکر می‌کنه بهم زدیم

آره. و-ولی هنوز به خودم اعتماد ندارم ...که باهات کاری نکنم، پس

!اگه اتفاقی افتاد، اون موقع بهش فکر می‌کنیم

!چی؟! بهش فکر نکن

!محکم ردش کن و من رو بزن

...چی؟ نمی‌تونم

!چرا؟

...چـ-چون دوستت دارم و ...به خودم اعتماد ندارم که بتونم پس بزنمت

!همچین چیزایی نگو !بگو به هیچ وجه انجامش نمیدی

!هی؟ از ن دور نشو

!باشه بابا! می‌زنمت، خیلیم محکم می‌زنم

...مثل همیشه خیلی سخت می‌گیری .اولین باریم که دیدمت همینطور بودی

...ولی

...ولی

حالا که بهش فکر می‌کنم، همون موقع بود .که بهت علاقه‌مند شدم، سوتسون

.لعنتی

منظورت چیه "لعنتی"؟

من داداشتم. و شما چتونه؟

!چیکار می‌کنین؟

.هیچی... فقط قدم می‌زنیم

!بچه های دبستانی دست تو دست راه می‌رن؟

.خب که چی؟ می‌تونیم دست هم رو بگیریم. انقدر تعجب نکن

واقعا با خواهر تاکاناشی قرار می‌ذاری؟

!میشه انقدر داد و بیداد نکنی .این مسئله حساسیه! اصلا مراعات نمی‌کنی

!امم... خیلی وقته ندیدمتون .ممنون که همیشه هوای برادرم رو دارید

...ولی اینطور نیست، پس راحت باش

.حالا هرچی. آنزو چان، بیا بریم

...باشه

بچه دبستانی ها این روزا اینجورین؟

...حس می‌کنم عمرم پنج برابر کند تر از بقیه می‌گذره

سوتسون، چه کارایی رو هنوز انجام ندادی؟

کاری که هنوز انجام ندادم؟

مثلا کارائوکه یا بولینگ؟

...هیچ کدومشون رو انجام ندادم

!خب پس، بریم انجامشون بدیم

!چی؟

.خیلی غیرمنتظره بود

...داره از ته قلبش برای خوندن مایه می‌ذاره

...همین الآنش هم یکم باحال‌تر به نظر میاد

...شاید برای اینه که تاحالا سوتسون رو انقدر مشتاق ندیدم

.درسته

...اون همیشه دمدمی مزاج، خجالتی و صادقه

،چون تا حالا همچین آدمی ندیده بودم ...اولش فقط یه کنجکاوی ساده بود، ولی

،خیلی زود عاشقش شدم... با هم دعوا افتادیم ،یا دچار سوءتفاهم شدیم

...و خیلی چیزا درباره خودم فهمیدم

قبل اینکه بفهمم، اون کنجکاوی ساده .تبدیل به یه احساس خیلی جدی‌تر شد

...اینجوری شاید

!برو

!دو تاش رو زدم

...انداختیشون؟ ایول داری

.بعدی نوبت توئه

!یه لحظه صبر کن

کدوم انگشت کجا باید بره...؟

ها؟ چی شده؟

.هواسم به ناخنام نبود... لعنتی

!وایسا، الآن میرم ناخنگیر میارم

.ها؟ نمی‌خواد

!نه

اگه همینجوری ولشون کنی، چون خیلی -بلندن، همینجوری اذیتت می‌کنن حتی ممکنه

.ببخشید. لطفا برو بیارش

کدوم یکیه؟

چی؟ عیبی نداره من کوتاهشون کنم؟

.لطفا همه‌شون رو کوتاه کن

همه‌شون؟

.زشت میشه اگه فقط یکی کوتاه‌تر از بقیه باشه

.عجب... پس همین کار رو می‌کنم

.یه‌جورایی... شبیه شاهزاده هاست

،قبل اینکه با سوتسون قرار بذارم ...نمی‌دونستم چه حسی نسبت به خودم دارم، ولی

می‌خوام رابطه‌مون رو قوی‌تر کنم و ...ازش حفاظت کنم

.اولین باره که یه پسر همچین چیزی درباره‌ام میگه

...سوتسون

.خب، تموم شد

...اگه بشه، واقعا بیشتر می‌خوام... تا ابد

.فکر کنم دیگه مشکلی نباشه

چی؟

.فکر کنم دیگه مشکلی با کنار تو بودن ندارم

...باشه

...ولی اگه اینجوری بگیش، دخترا ناراحت می‌شن

.نه، منظورم این نبود. عیبی نداره

.ولی... اگه معنیش اینه که بازم می‌تونم بیام توی اتاقت، پس خوش‌حالم

.آره، فقط با دیدن لبخندت خیلی خوش‌حالم

.شاید شادی هم پنج برابر کندتر از بقیه حس ها می‌رسه

بعد ...سه ماه

...بعد سه ماه

...بعد سه ماه، اون دیگه اینجا نیست، ولی

.هیچوقت فراموشش نمی‌کنم

...می‌خوام حس الآنم رو تا ابد پیش خودم نگه دارم

Animworld.net Anime Khor :مترجم

:زیرنویس تمامی انیمه‌های فصلی در کانال @AWsub

از خواب بیدار شدم و به آسمون نگاه کردم

و به اون کلمات زیبایی که توی قلبم بود فکر کردم

اگه فقط می‌تونستم بدون نگرانی باهات حرف بزنم

این همه ترس و نگرانی دارن روی هم جمع می‌شن

واقعا اینجوری عیبی نداره؟

چند میلیون سال نوری باید درد بکشم؟؟

زودباش در رو باز کن

و خودت رو نشون بده

خودت می‌دونی، بیشترش بی معنیه

ترسی که به خوبی از چشمام می‌خونی

مطمئنا با افسوس همراهه

آسمونی که هردومون تماشاش می‌کردیم

حتما فردامون رو روشن می‌کنه

می‌خوام ببینمت

اصلا کار آسونی نیست، نه؟

هی، بی تجربه‌ها

به جوانی ایمان دارن

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.