All language subtitles for [SubtitleTools.com] [AnimWorld][AnimeKhor] 3D Kanojo - Real Girl - 08

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

!خیلی حال می‌ده

!آره

...اینترنت ندارم، انیمه هم نمی‌تونم ببینم

دقیقا برای چی ما رو کشوندن اینجا؟

:اهداف اصلی اردوی مدرسه پرورش عشق و علاقه به طبیعت- استقلال، کار گروهی- پرورش روحیه اجتماعی بودم-

.می‌خوام زودتر برم خونه

!برم خونه و بشینم پشت بازی

،هر چقدر هم بهش فکر می‌کنم ...یه چیز خوبم توی ذهنم نمیاد

!چی‌کار می‌کنی؟

!برای چی گرفتی نشستی؟! تمیزکاری هنوز تموم نشده

!یکم استراحتم نمی‌تونم داشته باشم؟

.زود کار رو تموم می‌کنیم و خوش می‌گذرونیم

.ایشینو سان، کار این اتاق تمومه

!این اتاقم تموم شد

.شرمنده، مال من هنوز مونده

تاکاناشی کون کجاست؟

من... چرا اینجام؟

.چون بهم مدیونی

.ولی واقعا این کلبه خیلی زیباست !خیلی خوش‌حالم که دعوتم کردین

وقتی با اون کاسپلی عجیب اومدی ...نمی‌دونستم چی باید بگم

...مطمئن بودم قراره یه‌جور فعالیت بقا در طبیعت انجام بدیم

.اه، داره می‌خنده. خوب شد که آیادو سان هم دعوت کردیم

!خب، بچه‌ها، بیاین زودتر تموم کنیم و بریم سراغ غذا

مهم‌ترین چیز

Animworld.net Anime Khor :مترجم

:زیرنویس تمامی انیمه‌های فصلی در کانال @AWsub

چیزیه که کسی ازش خبر نداره

دوست دختر سه بعدی - دختر واقعی

چیز هایی که به نظر مهم می‌رسن

ممکنه در طول زمان ناپدید بشن

رنگ عشق، صورتیه

درست مثل رنگ کف دست‌های یک نوزاد

سوار بر باد بهاری

شبیه خاطراتی که به سمت آسمون پر می‌کشن

فصل جدید از راه می‌رسه

از زمان گذر می‌کنه

و کمی متفاوت از رویامه

ولی چیز هایی که بیاد میارم خیلی مهمن

مهم‌ترین کلمات

شاید هیچوقت به کسی گفته نشن

شاید هیچوقت به کسی گفته نشن

ممکنه زمان بگذره، ولی من یادم می‌مونه

تو رو یادم می‌مونه

!خب، وقت غذاست

قسمت⭐8

ماجرای اردویی که برام اتفاق مهمی بود

قراره بریم شکار، درسته؟

باید یکی دو تا حیوون شکار کنیم، مگه نه؟

چی؟

...قبلا غذا خریدم پس نیازی نیست

!مرده شور مغز گیمریتون رو ببره

ها؟

،قراره باربیکیو راه بندازیم خب، کیا آشپزی بلدن؟

.من فقط بلدم شیرینی بپزم

تاکاناشی کون، می‌تونی آشپزی کنی؟! و تو، ایگاراشی سان؟

.من می‌رم یکم گیاه خوراکی جمع کنم

!نه، لازم نیست

!شست و شو! من توی شست و شو کمک می‌کنم

.استخدامی

!پس ایگاراشی سان و سوتسوی میز رو بچینن

!بقیه توی پختن غذا کمک کنن

.خیلی سریع هستیا

!و-واقعا؟

،چون توی خونه‌مون هم همیشه سبزی خرد می‌کنم .پس بهش عادت کردم

اوه؟ حتی توی خونه هم؟

،تازه، اینجا همه‌چیز خیلی هیجان انگیزه .دارم توی طبیعت غذا درست می‌کنم

.می‌فهمم. منم فقط دارم اینا رو پوست می‌کنم ولی خوش می‌گذره

ما دو تا یه‌جورایی شبیه زن و شوهرا نیستیم؟

چی؟

تاکاناشی کون، واقعا دوست‌دختر نداری؟ از کسی خوشت میاد؟

.نه

پس، من چی؟

.شرمنده، ایشینو سان، اصلا به سلیقه من نمی‌خوری

.لازم نیست انقدر زود جواب بدی

-شـ-شرمنده، فقط

.می‌شه بگی دقیقا از چی من خوشت نمیاد

.هیچ جذابیتی حس نمی‌کنم

.یه جورایی رو اعصابی

.دو رو به نظر میای

!شرمنده

.فایده نداره، اصلا جذاب نیستم

.انقدر زود خود واقعیت رو نشون نده

!اینم از غذا، تا گرمه بزنین به بدن

...پس، تعارف نمی‌کنم

!بسم‌الله

!خوش‌مزه است

!آیادو سان، کارت عالی بود

!خـ-خوش‌حالم خوشت اومده

ها؟ چی شده؟

!ببخشید... امروز خیلی خوش گذشت

!می‌فهمم! منم می‌خوام بزنم زیر گریه

.به منم خوش گذشت

می‌دونی، وقتی با شمام .بعضی وقتا حس کارا می‌ره

...می‌فهمم

مـ-می‌خوای کمکت کنم؟

.لطفا بذارشون اونجا

ا-از من بدت میاد، نه؟

.معلومه که بدم میاد

.همچین کار وحشتناکی با سوتسون کردی

.خیلی بزدلانه و ناجوانمردانه بود. .و من با تمام وجود ازت متنفرم

.من که عذر خواهی کردم

.راستش، فکر نمی‌کردم تا این حد پیش بره

.اولش اهمیت نمی‌دادم چه بلایی سرش بیاد

.ولی الآن... فکر می‌کنم زیادم بد نباشه

،ولی چون خوب از غرورم خبر دارم ،این رو به خودش نمی‌گم

ولی این روزا فکر می‌کنم عیبی نداشته باشه .شما با هم قرار بذارین

.گفتم که به موافقت تو نیازی ندارم

،تو تا آخر می‌خوای خودت رو توجیح کنی .این چیزیه که نمی‌تونم ببخشم

،ولی چون این همه راه تا اینجا اومدیم .حتی اگه عصبانی باشم، چاره‌ای جز تحمل ندارم

...ها؟ من هنوز هیچی نگرفتم

.همه خیلی رفتن توی فاز ماهیگیری !حتما یه چیز می‌تونی بگیری

.همه خیلی رفتن توی فاز ماهیگیری

!گرفتم

!کارت درسته ها! سومیشه

آیادو سان، چطوری این همه کار بلدی؟

...ها!؟ زیادم نیست

.فقط برای اینه که پدرم ماهیگیری دوست داره

.همونطور که می‌بینی، من همه چیزم زیر خط فقره

.اصلا هم اینطور به نظر نمیای

،فکر می‌کردم فقط کاشتن گل و گیاه رو دوست داره

،ولی اون یه پیشخدمت هم هست ...آشپزیش خوبه، ماهیم می‌تونه بگیره

.تا حالا همچین دختر اسرار آمیزی ندیده بودم

!یه چیز عجیب گرفتم

!نزدیک من نشو

-هی، انقدر اینطرفی نیا، خطرناکه

.خیلی گرمه

.از دست تو

!گفتم که ببخشید

ایشینو سان، خوشت میاد ملت رو بندازی توی رودخونه؟

!گفتم که عمدی نبود

.البته تو رو عمدا انداختم

!بیخیال، ماهی‌ها آماده شدن

!گوش‌گربه‌ای سنپای، بفرما

ممنون، امم، آیادو سان؟

بله؟

می‌شه "گوش‌گربه‌ای سنپای" صدام نکنی؟

!اه، ببخشید

.ایتو سنپای" خوبه؟ ببخشید"

...نـ-نه

.می‌رم یکم آب بیارم

...بعد این همه وقت، بالاخره فهمیدم

فکر می‌کنی عیبی نداشته باشه کسی مثل من عاشق بشه؟

...سوتسوی اون موقع چه حسی داشت

...احساس دوست داشتن یه نفر

...انگار یکی از اندام‌هام داره منفجر می‌شه

.امشب، شاید با سوتسوی صحبت کردم

!هـ-هی

!چطوره کارت‌بازی کنیم؟! کارت‌بازی

!فکر خوبیه! هنوز وقت خواب نشده، نه؟ !با اینکه حموم کردیم

...چون تاه ساعت 8 شده

.ولی من کارت‌بازی نمی‌کنم

!پس جنگ بالشتی چی؟

می‌شه عقده‌های جوونیت رو اینجا خالی نکنی؟

!دیگه از دست ایشینو سان بدجنس خسته شدم

!می‌رم شیرینی‌ها رو بیارم !دیروز درستشون کردم و آوردم

!منم می‌رم چای بیارم

!خیلی دارن حال می‌کنن فکر نمی‌کنی اومدن به اینجا ارزشش رو داشت؟

.واقعا داره به سوتسون خوش می‌گذره... خوش‌حالم

خودت چی، ایگاراشی سان؟ بهت خوش می‌گذره؟

ها؟

.خب، شرمنده

،بخاطر من کلی به دردسر افتادی .ولی من نتونستم کاری برات بکنم

!بـ-ببخشید! لازم نیست خودت رو به زحمت بندازی

...نه، واقعا فکر می‌کنم کاری نکردم

!واقعا مشکلی نیست

،آیادو سان آدم خوبیه .و امروز واقعا داشت خوش می‌گذروند

.ممنون ایشینو سان

.قابلی نداشت

...اه، خوابم میاد

!چی شده؟

...بـ-ببخشید

!آیادو سان

!ایتو! یکم یخ از یخچال بیار

!ها؟ اه، باشه

درد داره؟

.نـ-نه

مـ-ممنون

.یخ... آوردم

.دستت هنوز قرمزه

!دیگه مشکلی نیست

...فقط یکم آب جوش ریخت روش

.ببخشید انقدر سر و صدا کردم

دارو آوردم، چی‌کارش کنم؟

.بیا یخ

!ها؟

!سوتسوی، یخ

.باشه

نمی‌خوای روش پمادی چیزی بمالی؟

چی‌کار می‌کنی، ایتو کون؟

...خودت چی، ایگاراشی سان

ایگاراشی سان، نگران چیزی هستی؟

نه، منظورت چیه؟

...واو، عجب پوکر فیسی

.تازه نفس عمیق کشیدی، نه؟! عجیب بود

می‌شه تظاهر کنی چیزی ندیدی؟ خودت چی، ایتو کون؟

.آره، شاید... چیزیه که نمی‌تونم به بقیه بگم

یکم عجیبه نه؟ ...که ما همچین گفت و گویی داشته باشیم

.بهتره بیاین داخل، سرما می‌خورینا

درسته. بریم؟

.من یکم دیگه هوا می‌خورم و میام

.باشه

اتفاقی افتاده؟

.نه

.که اینطور

.ایشینو سان

...می‌دونی

،تو معمولا برای کنترل خودت ادای باحالا رو در میاری

.ولی اینجوری کار رو برای دخالت بقیه سخت می‌کنی

ولی تو که خیلی دخالت می‌کنی، نه؟

!آره

!چون من جرئت دخالت رو دارم

به این نتیجه رسیدم که فقط منم که .می‌تونم تقییر رفتار های تو رو بفهمم

.پس زبون باز کن

می‌خوای حدس بزنم؟ ،تو نسبت به سوتسوی احساس تردید می‌کنی

.ولی به هیچ وجه نمی‌تونی بیانش کنی .چون هیچکس مقصر نیست

.اگه از دست یه بی‌گناه عصبانی بشی، بدبخت دیده می‌شی

!هی! چون زدم تو خال فرار نکن

!اگه خوشت نمیاد، باید بهش بگی !مثلا دوست‌دخترشی ها

...ولی

،دفعه قبل که بهش گفتم با اون دختر حرف نزنه .اوضاع قمر در عقرب شد

برای این نیست که همه چیز رو می‌ریزی توی خودت، یه دفعه منفجر شدی؟

،اگه همه چیز رو همون موقع بیان نکنی .بازم اوضاع بیریخت می‌شه

هی، میاین کارت‌بازی؟

پس آخرشم اومدی بازی؟

!هی، داشتی می‌دیدی

.نمی‌دیدم

.خب، من بردم

!اعتراض دارم

.فقط سوتسوی و تاکاناشی دارن حال می‌کنن !وقتی داشتم می‌چرخوندمش دیدی

.فقط سوتسوی و تاکاناشی دارن حال می‌کنن .اگه دیده باشمم، تقصیر خودته

...تازه همه‌مونم اینجاییم

!دیگه بسه! مرده شور این بازی رو ببره

...چه کنترل خشمی

.فکر کنم چون جوکر بهش افتاد اینجوری کرد

...امم، بچه‌ها

حس می‌کنم یکم تب دارم، پس عیبی نداره من زودتر برم بخوابم؟

!چی؟

!راست می‌گه! داغه

.لطفا نگران نباشید

بخاطر اینه که ایشینو سان انداختت توی آب؟

!خودمم توی همین فکر بودم، ولی نتونستم بگم

!ببخشید، آیادو سان

.نه... من همیشه زود سرما می‌خوردم

.فکر کنم یکم بخوابم بهتر بشم

.هنوز یکم تب داره

...تازه، وقتی سوتسون دست آیادو سان رو گرفت

،اگه بگم اذیت نشدم دروغ گفتم .ولی مشکل این نیست

...احساس گناهی که توی چهره‌اش بود

...ایگاراشی سنپای

...ببخشید

اه، خواب نبودی؟

...نه

،همیشه فکر می‌کردم باید برش گردونم .ولی بازم دوست داشتم نگهش دارم

چون، اون موقع که اومدی پیشم و باهام .با مهربونی رفتار کردی... خیلی، خیلی خوش‌حال شدم

.عیبی نداره. گفته بودم که لازم نیست برش گردونی

-ولی نمی‌تونم! من

!گفتم که عیبی نداره

.ببخشید

...من

.آیادو سان خوبه؟ شرمنده بهت زحمت دادم

شرمنده؟ برای چی؟

ها؟

چرا داری معذرت می‌خوای، سوتسون؟

...اه... نه

،اگه می‌خوای معذرت بخوای پس بهتر نیست خودت بری بهش سر بزنی؟

...ولی... اون

.رفتارت خیلی عجیب شده

...اه... هی

.چیزی نیست

!آدم برای هیچی گریه نمی‌کنه

!گفتم که چیزی نیست

!هی

!همه‌اش تقصیر توئه که اینجوری شد، احمق

!و-وایسا

!دنبالم نیا

...اه، ایشینو سان! اون

!بالاخره اشکش رو درآوردی؟! خنگ خدا

-هی... چی دار

آخه کی می‌خوای عاقل بشی؟

-ایشینو سان... نمی‌شه این روزا چیزی رو با زدن درسـ

!دهنت رو ببند و زود برو دنبالش

،اگه همه چیز رو همون موقع بیان نکنی .بازم اوضاع بیریخت می‌شه

...سرده

.خیلی سخته. دیگه بسمه

...ولی تقصیر سوتسون نیست. هرچی نباشه

.من بخاطر همون مهربونی عاشقش شدم

!دیگه هیچی نمی‌فهمم! همه‌چی بهم ریخته

کجا رفته؟

.اینجا نیست

.یا اینجا

...چی‌کار کنیم؟ شب خیلی سرد می‌شه

چی‌کار می‌کنی؟

...نمی‌دونم. بازم چیزی که ازش می‌ترسیدم اتفاق افتاد

.بازم بدون اینکه متوجه بشم بهش صدمه زدم

.اه، آره، آره، همه‌اش تقصیر توئه

!چی؟

،محض اطلاع می‌گم

اونایی که ندونسته انجامش می‌دن خیلی .خیلی بدتر از اونایی هستن که دونسته کار بد می‌کنن

!چی؟! ولی اون هیچوقت، هیچی بهم نمی‌گه

.ایگاراشی سان هم حتما خسته شده

بیچاره مجبوره هرچیز کوچیکی رو برات ...توضیح بده تا بفهمی

!الآن وقتش نیست به من بپرین !من می‌رم دنبالش بگردم

!خنگ خدا! تو که اینجا رو بلد نیستی

!چراغ قوه رو بده من

!چی؟! ایگاراشی سنپای... گم شده؟

.تقصیر منه

چی؟ اتفاقی افتاد؟

...خب، من بهش گفتم

.گفتم که... سوتسوی سنپای رو دوست دارم

.این رو به ایگاراشی سنپای گفتم

هی، مجبور بودی همچین موقعی بگی؟

.اومده بودی اینجا با بقیه خوش بگذرونی

!متاسفم! فکر کردم حتما باید بدونه

.نمی‌تونستم چیزی نگم

.واقعا که خیلی جرئت داری

می‌خوای بینشون رو شکراب کنی؟

!به هیچ وجه

!فکر نکنم تو یکی حق حرف زدن داشته باشی، تاکاناشی کون

...خب، چون رابطه‌شون خیلی شکننده به نظر میاد

.خیلی بد موقع بود

!هی

!ایگاراشی سان

!کجایی

...اینجا نیست

!هی! قیافه‌ات رو جوری نکن انگار می‌خوای زار بزنی

!اخیرا خیلی خشن شدی، ایشینو سان

!شرمنده .هروقت قیافه‌ات رو می‌بینم، اعصابم خرد می‌شه

ها؟ انقدر بد بودم؟ امروز انقدر بد بودم؟

،منظورم این نبود ولی واقعا هیچی نفهمیدی؟

...نمی‌دونم

می‌شه برات درد دل کنم، ایشینو سان؟

.ها؟ یه دفعه ترسناک شد

وقتی راهنمایی بودم، تمام مدت ...اردوی مدرسه رو تنهایی سپری کردم

!این داستان ترسناکه

،پس هیچ خاطره خوبی ازش نداشتم .و برای همین حس خوبی برای اومدن نداشتم

.ولی امروز خیلی خوش گذشت

.فکر کردم که می‌خوام تمام نزدیکانم رو عزیز بشمارم

،نه تنها ایگاراشی و ایتو ،بلکه ایشینو سان و آیادو سان و حتی تاکاناشی هم

،این بار، حتما تمام کسانی که باهامن ،با اینکه این جوریم

.می‌خوام قدر همه‌شون رو بدونم

.با اینکه همچین فکری داشتم، این اتفاق افتاد چی‌کار کنم؟

چطور می‌خواستی این رو به ایگاراشی سان نشون بدی؟

!فعلا بیا بیشتر بگردیم

...زود بیخیال شد

!امکان نداره تو بتونی احساس بقیه رو درک کنی

چون همیشه از ملت دوری می‌کردی توی این کار حرفه‌ای نشدی؟

،من هنوزم کاملا درکش نکردم .ولی می‌دونم که نشونه‌هاش رو نادیده گرفتم

قراره همین‌جوری ندونسته بهش صدمه بزنم؟

Animworld.net Anime Khor :مترجم

:زیرنویس تمامی انیمه‌های فصلی در کانال @AWsub

از خواب بیدار شدم و به آسمون نگاه کردم

و به اون کلمات زیبایی که توی قلبم بود فکر کردم

اگه فقط می‌تونستم بدون نگرانی باهات حرف بزنم

این همه ترس و نگرانی دارن روی هم جمع می‌شن

واقعا اینجوری عیبی نداره؟

چند میلیون سال نوری باید درد بکشم؟؟

زودباش در رو باز کن

و خودت رو نشون بده

خودت می‌دونی، بیشترش بی معنیه

ترسی که به خوبی از چشمام می‌خونی

مطمئنا با افسوس همراهه

آسمونی که هردومون تماشاش می‌کردیم

حتما فردامون رو روشن می‌کنه

می‌خوام ببینمت

اصلا کار آسونی نیست، نه؟

هی، بی تجربه‌ها

به جوانی ایمان دارن

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.