Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
A_Off_Originall :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
...خدایا
چرا منو با همچین چیزایی امتحان میکنی؟
.خب پس، بیاین راجع به داستانای عاشقانه پر ملاتتون بشنویم
.چرا طوری میگی که انگار داری تو بار نوشیدنی سفارش میدی
!خب، خب، اول من
.باش، یوکا پس
یامادا کسی رو دوست داری؟
.ندونستن خیلی قویه، انگاری
.آره
ها؟ صبرکن، این یعنی چی؟
.خب، پس بذار اینطوری بپرسم چه تایپ پسری رو دوست داری؟
ها؟
...خدایا... خدایا
بگو، بگو، چه تایپ پسری؟
ام... کسی که جالب باشه؟
.میدونستم .همیشه همینو میگه
...و خب
کسی که شبیه گربه باشه؟
.یعنی چی
خب؟ دیگه چی؟
،دیگه منو ول کنین بقیتون چی؟
تا حالا کسی بهتون اعتراف کرده؟
.آره
.منم
.خب، پس منم
.من نه
.یکی از این دخترا دروغ میگه
.من که میگم دوتا
!آزمون روانشناسیه مگه، بسه دیگه
.ولی خب اگه ازت بخوان باهاشون قرار بذاری، به نظرم بچگونس
چی؟ صبرکن، چرا؟ منظورت چیه؟
آدم بزرگای واقعی میذارن کم کم چیزا بینشون پیش بره
.تا خودشونو تو یه رابطه پیدا کنن
.یا همچین چیزی
میذارن پیش بره؟
.چه دردسریه
...خب من
!ترجیح میدم که مستقیم ازم بخوان
جریان چیه؟
.نه، چیزی نیست
.من فقط نمیتونم بفهمم، چجور بذاری همه چیز خود به خود پیش بره
...خب بذار بهت بگم
قبل از اینکه حتی تو رابطه رفته باشن؟
.آره
!منظورش س*سه
.آدم بزرگا طوری رفتار میکنن که انگار یه ورزش واسه تفریحه
!اونا ازش استفاده میکنن تا تصمیم بگیرن میخوان برن تو رابطه یا نه
.چراغا رو خاموش میکنم تا نو دردسر نیفتیم
.باشه، باشه
...این بده. باید یه جوری از اینجا برم بیرون
.شاید بتونم تا وقتی خوابیدن صبر کنم
ولی اگه بفهمن ،تو اتاقم نیستم
.چه الم شنگه ای به پا میشه
ها؟
!س*س
باید چیکار کنیم؟
!این بده
!به اون چیزا فکر نکن
...ام
?2،3،5... 10
صبرکن، اعداد اول چی بودن؟
.هی
فکر میکنی من آدم بالغی هستم؟
باع؟ ها؟
!چی... الآن؟ اینجا؟
فردا میخوام باهات حرف بزنم
...میحوام درباره یه چیزی باهات حرف بزنم
هم؟ چی شده، یامادا؟
ها؟
.چیزی نشده
...همم؟ صبرکن ببینم
پتوت چرا انقدر گنده شده؟
!کارم تمومه
!ها؟
!چی؟
...کمکم کنید
!این دیگه چیه؟
!خانم موریا! خانم موریا
!حالا میتونی بری
!باشه
ها؟
میخواستی حرف بزنی؟
...میتونه
...واسه فردا بمونه
...باشه
و اینطور شد که به وقت آزاد گروه ها .تو روز دوم رسیدیم
!منظره رو
!روباهی-روباه
!روباهی-روباه-روباه
!روباهی-روباه-روباه
!حال و هوای عکسو خراب نکن
!اینجا جای مقدسیه، اگه نمیدونستی
میگن که اگه یه زوج ،دست تو دست هم از اینجا رد شن
!تا ابد با هم میمونن
چی؟ جدی؟
.میبینم که توجهت رو جلب کرده
!روباه
.سرچ کردم، چیزی دربارش نگفته
اعه! کی ازت خواست سرچ کنی؟
!روباه
-ولی جدی میگم، واقعا
-ولی جدی میگم، واقعا
...بهش گفتم که حرف بزنیم، ولی
...بهش گفتم که حرف بزنیم، ولی
چطوری بحث تست رو پیش بکشم؟
اصلا راجع به چی میخوام صحبت کنم؟
اینکه نمیخوام نگرانم باشه؟
یا اینکه رو کارش تمرکز کنه؟
...نمیدونم
...فقط
...اگه فقط بخاطر من اینجاست
.نمیتونم اینو تحمل کنم
!روباه
.زودباش، بیا بریم
.این اواخر نتونستیم زیاد باهم تنها باشیم
...آره
خب؟ بهت خوش میگذره؟
.آره... بیشتر از چیزی که فکرشو میکردم
اوه؟
.خوبه پس
...خب
.خوشحالم که اینو میشنوم
یعنی چی؟
چی؟
.همون چیزی که گفتم
.خوش میگذره و خوشحالم
...پس
چرا این قیافه رو به خودت گرفتی؟
...همینجوری
یه تست بازیگری رزرو کرده بودی؟
.آره
...معذرت میخوام
واسه چی داری معذرت خواهی میکنی؟
!نمیتونم انجامش بدم
...من فقط
!میخواستم که از اردومون لذت ببرم
!فکر میکردم اگه به تو خوش بگذره، واسه منم همینطوره
.ولی تنها چیزی که تو فکرمه، اون تسته
باورت میشه انقدر خودخواهم؟
...نمیدونم چرا ولی خیالم راحت شد
.ببخشید، فک کنم نمیدونی چطور واکنش نشون بدی بعد از همه چیزایی که گفتم
پشت کردن به کارش .اشکشو در میاره
.نمیتونه همینجوری کارشو نادیده بگیره
...چون اینطوری بود، واسه همین من
...من
...اعه، جلو خودتو بگیر
!آنا یامادا
!من قویتر از اونیم که فکرشو میکنی
...من تنها بودم
.ولی باهاش مشکلی نداشتم
.برای من دنیا انگار یه چیز در هم بر هم و فاسد بود
لیست قبول شدگان
.من یه پوسته ی خالی بودم، رقت انگیز و ضعیف
دانشنامه قتل
فکر میکردم همه تو دلشون بهم میخندن .و مسخرم میکنن
.فکر نمیکردم کسی بخواد باهام حرف بزنه
.فکر میکردم که این یه چیز طبیعیه
...ولی
.من دوست پیدا کردم
.دوستایی مثل آداچی، اوتا و کانزاکی
.بعضی وقتا با کوگنوما و رفقاش هم صحبت میکنم
.با دخترا هم تقزیبا میتونم عادی حرف بزنم
،معلمامون هنوزم رو مخم میرن .ولی ازشون بدم نمیاد
،جایی که هیچی نمیدیدم، تو مدرسه
.کم کم، متوجه یه چیزایی شدم
.چیزهایی که شاد، ناراحت، خجالت زده یا سوپرایزم کنن
دنیایی که یه زمانی خالی بود .با چیزای رنگارنگی پر میشد
!اعتراف میکنم، که مدرسه رو دوست دارم
!حتی وقتی که تو اونجا نباشی
چی-؟ چطور میتونی؟
.ولی فقط بخاطر اینکه تو بودی
ها؟
.تو بهم این دنیا رو نشون دادی
.تو بهم کمک کردی که ببینم چقدر این دنیا قشنگه
.چون تو اونجا بودی
!دوستت دارم، یامادا
من
.درسته
...منی که حتی روزهای معمولی رو نمیتونستم ببینم
!پیداشون کردم
!جشنو آماده کنید
!جشنو آماده کنید
-صبرکن، کان
-صبرکن، کان
!چی؟! دست همو گرفته بودن؟
اینطور فکر میکنی؟
،از وقتی که یامادا رو دیدم .حتی چیزای معمولی هم برام خاصن
...و شاید دارم خیلی بزرگش میکنم
...ولی انگار یامادا
.منو تبدیل به کسی که هستم کرد...
...من فقط
...میخوام که
...کوچیکترین
.ریزترین بخشی از زندگیش باشم
.برو براش. اون تسته رو
فرداست، درسته؟ .هنوزم میتونی خودتو برسونی
-آره، ولی
.قطار بعدی رو سوار شو .من به معلما میگم
.بگیر
.این باید تا رسیدنت کافی باشه
پس واسه اینه که کیفت اونقدر پر بود؟
.فعلا
!چیزی که تازه گفتی
...من فقط خیالم راحت شد
.که دیدم هنوز خودتی
...منم
.منم میخوام با صدای واضح و رسا بهت بگم
...باشه
-پس
!یامادا
چی؟
.همه بخاطر اینکه یهو غیب شدی، نگران شدن
تصمیم گرفتی که برگردی و تست بدی، آره؟
کیمی-ایرو اکتیو
.بگیر
بعدا میخوای تمرین کنی، مگه نه؟
...آره
.برات اینجا میذارمش
.این خوراکیا رو هم برات تو کیف جا میکنم
.عه، چقدرم زیادن
.اینجا رو به من بسپار
...باشه
.اشکات رو واسه بعدا نگه دار
!برو زودباش
.میرم. ممنونم
.یامادا
.مشکلی پیش نمیاد
!آره
...تف توش، از حرفایی بود که نباید جلوی کوبایاشی میزدم
اعه، چطور میشه خودمو سرگروه خوبی بدونم وقتی اینجوری گروهمو ول کردم؟
.من که اینطور فکر نمیکنم
.ای وای، باید برگردم
مدرسه کنکوری دایچی وارد مدرسه نخبه ها شوید
.واقعا باید دنبال یه بهونه باشم
.شاید بهتره بگم یامادا رو به ایستگاه رسوندم، چون کار ضروری واسش پیش اومد
.نه، اونجوری همه چیو گردن یامادا انداختم
!مبارکتون
!یه بوس نشونمون بدید
!تبریک
!نه، نه، این درست نیست
.چی نیست؟ مگه زوج نیستن
!ولی اونا حتی تو یه کلاس نیستن
میشه لطفا بس کنین؟
!نه! نه
میشه لطفا بس کنین؟
!کار درستی نیست
!کار درستی نیست
.شوخیم ندارم
...باشه
...شرمنده
!هارا، قویه
امیدوارم قبول بشم امتحان ورودی رو
.اینم از این
کیوتارو ایچیکاوا
...همم
یه چیز اینطوری؟
...اوه
الو؟
حتما یه چیز خوب واسم بگیری، باشه؟
یه جاکلیدی مزخرف که یه ربات کیومیزو-درا
ازش آویزونه نمیخواما؟
یه چیز خوب مثل اون پد کنترل چربی گیونیدو بیار، باشه؟
!و از اون شیرنی مانجو های جارو و آویز خوش بو کننده رانران
.و یه کدو قلیونی
...خیلی خب، بذار ببینم
این چیه؟
.یه هدیه. واسه خواهرم
!اوه، خواهرت
چرا اسمش اومد بیشتر برات جالب شد؟
!آروم بگیرید، با دوتاتونم
!هی! وسایل مغازه بازی نکنید
!و شما دخترا بس کنید
سوغاتی توکیو
،یامادا زودی به والدینش خبر داد
.که بعد از اون به معلما زنگ زدن
.و اینطور شد که صحیح و سالم به تستش رسید
.و اینطور شد که صحیح و سالم به تستش رسید
!آنا
.و اینطور شد که صحیح و سالم به تستش رسید
.و اینطور شد که صحیح و سالم به تستش رسید
!بابا! مامان
خوش میگذره به انداره کافی .حتی بدون بودن یامادا
...ولی
من بیرونم
باش
جای همیشگیمون میبینمت
...بازم
.گوش کنید، اردو تا وقتی که به خونه هاتون نرسیدید، تموم نشده
...با اینحال
!فقط میخوام کنارش باشم
...ولی
جای همیشگیمون کجاست؟
جای همیشگی؟
کجاست؟
...نکنه منظورش
کتابخانه
.واقعا جرعت داری که بدون لباس فرم اومدی اینجا
زودی فهمیدی؟
.نه بابا
...کلی جا به ذهنم رسید
...ولی
جای همیشگیمون میبینمت
،اینجا، همیشه هله هوله خوردنت یادم افتاد
.و فهمیدم کتابخونست
.به لطف توئه که هیچ وقت کتابی رو میز نیست
همم؟
.نه، از عمد بهت تیکه ننداختم
...خب تستت
چی؟
...هنوز نمیدونم. تمام تلاشمو کردم، ولی
که اینطور؟
چیه؟
.این دفعه فهمیدم که چقدر آدم ضعیفیم
...اشتباه میکنی
.همیشه بلاتکلیفم و حسودی مردمو میکنم
افکار منفی میکنم .که باعث میشن اضطراب داشته باشم
...خیلی داغونم
!ولی کسی که هستم رو دوست دارم
.فک کنم بلاخره اینو فهمیدم
...و خب
...واسه همینه که
.همه چیز و همه کس دور و برم، برام خیلی مهم و خیلی خاص و برام خیلی عزیزن
.کیوتارو ایچیکاوا
.تو کاری کردی که خودمو بشناسم
.کیوتارو ایچیکاوا
تو مهم تر از همه چیزی
.و خاص تر از هر کسی
.تو همه چیزمی
ما
عاشق هم شدیم
!دوستت دارم
...با من
قرار میذاری؟
...چی
...من
...آره
!اوخ
!آخ جون
.واقعا که یه تختم کمه
.امکان نداره حتی یه لحظه ی این واقعی باشه
...ولی بازم
...این
...طور بود که من
ما
...ما
عاشق هم شدیم
.عاشق هم شدیم...
من، ما، عاشق هم شدیم
ممنونم که مارو تا قسمت آخر همراهی کردین اگه مشکلی هم تو ساب بود به بزرگی خودتون ببخشید A_Off
A_Off_Originall :مترجم
امیدواریم از تماشای این انیمه همراه با تیم آیوفیلم لذت برده باشید
@AioSub | @AioFilmcom
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.