Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
A_Off_Originall :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
!ولی، نمیتونید ازش فرار کنید
!چون شما نور رو دیدین
.چه در دوستانتون
!وای
!از این به بعد دخترا کشته مردشن
.چه در معلم هاتون
.و همه چیزی که در مدرسه تجربه و کسب کردید
!هی، بسه دیگه
.مشکلی پیش نمیاد
،اگه این برات کلی طرفدار جمع کنه
میخوای چیکار کنی؟
.دست از امتحان کردن چیزهای جدید برندارید
!صد سال سیاه
.کسی چه میدونه
فک میکنی وقتش که برسه واسش آماده ای؟
".که بگی "شرمنده، یکی هست که دوستش دارم
راجع به چی داری حرف میزنی؟
اونجا که نبوده؟
!یکی هست که دوستش دارم
!بیا تمرین کنیم
"!دوستت دارم، ایچیکاوا"
!یالا دیگه
سال 2 کلاس 3
...یامادا
منو دوست داره؟...
.حتی اگه داشته باشه، به این معنی نیس که چیزی عوض شده باشه
.بلکه باید بیشتر از این حواسم جمع باشه
،برعکس وقتی که کسی اصلا دوستت نداره
.گند زدن وقتی یکی ازت خوشش بیاد، همه چیو خراب میکنه
مرگ
--مواظب باش
...اع! بسه دیگه! چندش نباش
-هی
.راستی
.باشگاه بسکتبال با فارغ التحصیلیا میخوان برن کارائوکه
میای؟
!چی؟ البته که میام
.موقعیت مناسب واسه صحبت کردن هم گیر نمیاد
...کاریش نمیشه کرد
کارائوکه، ها؟
.چیزیه که عمرا انجامش بدم
!یامادا هم میاد
جدی؟
!آره
!باشگاه بسکتباله
!پسراشونم میرن؟
!هرکی داره مستقیم میره اونجا، دنبالم بیاد
...نه
!نمیتونی بری
!نباید
کارائوکه مامهتانوکی
!نباید
!نباید اینطوری چندش باشی
آخه چیکار دارم میکنم؟
!خب یامادا، بعدی تویی
هنوزم دارم میخوری؟
.خیلی خب، یه بار دیگه !همه لیوانا رو بیارید بالا
!اینم بخاطر سه-امتیازی کوبایاشی
!به سلامتی
-خیلی خب، یامادا
!هیچوقت دست از خوردن برنمیداره
.ایناهاشن
.نزدیکتر از چیزی که فکرشو میکردم
.بهتره مراقب باشم
کی آب هندونه میخواست؟
ها؟
همم؟ این همون...؟
!اونی که سخنرانی رو انجام داد
!راست میگی
!حرفت سر زبون همست
همشو از خودت گفتی؟
!هی، بیا و با ما بخون
!زودباش برو تو
...ایچیکاوا
اینجا چیکار میکنی؟
ها...؟
.منو بکشید
.من یه آدم چندشم که اومدم واسه یه جشن کوچولو، تعقیبش کردم
...من
چرا اینجایی؟ مگه تو جشن خوش نمیگذروندی؟
...آره، ولی
.من زود از باشگاه استعفا دادم
.یجورایی با جمعشون نمیسازم دیگه
ولی تو چرا اینجایی؟
تظاهر کنم که همش تصادفی بوده؟
...نه، تنهایی کارائوکه اومدنم هم عجیبه
...دنبال
من اومدی؟...
ها؟
...چی؟ ام... نه، من نگران و اینا نبودم اصلا
...ایچیکاوا
شنیدی که گفتم یکیو دوست دارم؟
...خب
!الآن؟
...خب، وقتی بلند گفتمش
.قلبم شروع به تپیدن کرد، طوری که انگار تازه فمیدم
.واسه همین استرس داشتم و کل امروزو عجیب غریب رفتار میکردم
ببخشید. با عقل جور در نمیاد، مگه نه؟
.ولی همش همینه، پس لازم نیس نگرانم باشی
...من
!نه، من نگران اون نبودم
!با خودت روبرو شو! و ببین چه آدم چندشی هستی
.دوست نداشتم با پسرای بسکتبال بری بیرون ...و واسه همین نگران شدم، پس
.معذرت میخوام
چطور اینطوری شد...؟
دنیایی که بهم نشون دادی
خیلی قشنگ بود
...دیروز چه دردسری بود
.از بچه های بسکتبال همینو توقعو باید داشت
.برونگراها همینن. رحم ندارن
!خیلی خب، به سلامتی سخنرانی عالی و خوندن محشر ایچیکاوا
!به سلامتی
...حالا بچه های بدیم نبودن
!اوه، ایچیکاوا
.خوب شد پیدات کردم
ها؟ هارا؟
...میخوام یه چیزی رو بهت بگم
ها؟! چی شده؟
اینجا بودی؟
!اوه، یامادا هم اینجاست
!چی، اسویت پارادایس؟ میام میام
!خداروشکر
مشکلی نداره اگه کانزاکی هم باهامون بیاد؟
-چی، منظورت اینه ک
...هماهنگی رو
ولی مزاحمتون نیستیم؟
...چون بحث قرار و این حرفاست
،خب، نمیدونم چرا .ولی اصرار داشت تو رو هم دعوت کنم
چرا؟
.نمیدونم
.اما ما دوتا الآنشم زیاد باهم بیرون میریم
اون از کی...؟
...خیلی خب، محض اطمینان میپرسم
باهم تو رابطه هستین؟
.نه، اصلا
باهم میرید بیرون ولی هنوزم تو رابطه نیستین؟
چی؟
!اگه تو مشکل نداشته باشی، منم ندارم
.میتونی قالش بذاری اگه دیدی مزاحمه
.اه، فک میکردم تو هم میای
!ها؟
...منظورم اینه که این شنبه
.14 ام مارچه
!روز سفید
.اگه بتونم میام
!این یعنی میاد
که اینطور؟
...ولی
.گفت که میام
!عالی شد
.و تو هم همینطور
ها؟
...یعنی یه
قرار چهارتاییه؟...
!قراره خوش بگذره
.امروز روزشه
.مثل همیشه زود اومدم
.ایچیکاوا
..بدون لباس فرم
بعدی هاراجوکو
یه قطار رو سوار شدیم، ها؟
.هنوز زوده، فک کردم تنهام
.اه، گفتم یکم وقت باشه خرید کنم
واسه روز سفید؟
...نه، واسه اون نیست
.راستشو بخوای، هنوز نمیدونم چی بگیرم
.راست میگی. به هرحال یاماداست دیگه
.دقیقا
!میدونستم
چطوری میدونست؟
.اگه فقط اون باشه، گمونم اشکالی نداره
.هرچی بیشتر بهش فکر میکنم، بیشتر گیج میشم
.آنلاین هم فقط میشه فهمید، چی نخری
.میفهممت
قول نمیدم که بتونم کمک کنم، ولی میخوای باهم بریم خرید؟
...ها؟ ولی
.هاراجوکو
!رسیدیم
هاراجوکو
کل این وضعیت یه جوری نیس؟
.اگه غذا باشه، فک نکنم بشه اشتباه کرد
.آخه اون همیشه غذاهای خوب میخوره
.راست میگی
.و خیلی عجیبه اگه واسش یه چیزی درست کنم
.احتمالا فکر میکنه، مسمومش کردم
.چی؟ فکر نکنم اینطور بشه
چی ازش گرفتی؟
.یه مافین شکلاتی یا همچین چیزی
دستساز خودش؟
.آره
نظرت چی بود؟
.ها؟ البته که خیلی خوشحال بودم
.ولی بین چیزی که من درست کنم و اون درست کنه فرق هست
اینطور فکر میکنی؟
خریدن بدلیجات خیلی یجوریه، نه؟
.هرکسی یه سلیقهای داره
.شاید یه لیست بهش دادم، از اون انتخاب کنه
فکر نمیکنی زیادی رسمیه؟
...اع
همم؟
.شرمنده که خیلی منفی بافم
.میفهمم، منم همینطورم
شبیه همیم، ها؟
!منظورش چیه؟ داره منو میترسونه
یه کلاه چطور؟
کلاه واسه یامادا؟
-ایچیکا
.رو سر اون خیلی خوشگله
چی؟
ها؟
!چی؟
!اوه، آره! خیلی خوشگلی
مگه نه؟
...این
حسودیه؟...
.میکشمت. میکشمت. میکشمت
!اونطوری نیست
چرا اونم زود رسیده اینجا؟
!یامادا تو هم خیلی خوشگل شدی
نه؟
ها؟
!خوشگله! مگه نه؟
...آره
!هارا
.خب، کم کم وقتشه پس بیاید بریم
.میکشمت. میکشمت. میکشمت
!چه خر تو خری شد
!پس منم یکی از اینا برمیدارم
.نمیتونم تصمیم بگیرم
هارا خیلی خوشگله، نه؟
...آره
!نگو آره
چی؟
".اینطور وقتا باید بگی "منو تحریک میکنه
.حالا بگو
هارا واقعا آدمو تحریک میکنه، نه؟
.اونطوری نگاهش نکن
چی...؟
.خوبه
میتونم الآن برم؟
!نگفتم که هارا خوشگله
.شرمنده معطل شدین
!هارا، من حساب میکنم، پس هرچقدر دلت خواست بخور
واقعا؟
.بیخیال. الآنشم سیر شدم
!انگار که از ته دل زمین زلزله اومد
.همیشه اینطوریه .واسه همین یامادا رو دعوت کردم
.گفتم اگه یامادا اینجا باشه، اونوقت اونم راحت غذا میخوره
...اوهوم
!همینطوری به انداره کافی خوشگلی
!واو! رک و راست همینطوری گفتیش
آخه خوشگله دیگه؟
.از دهنش نمیفته که هی میگه
!چی؟! عالیه
.خوش به حالت
!بیا، یکم سیب سرخ کرده، بخور
...نه
-چرا؟ جدی میگم، همینطوریم
.بسه دیگه
داری مجبورش میکنی، اونطور که میخوای باشه .شاید اون نخواد "همینطوری که هست" بمونه
.حق نداری جلوی ارادش واسه تغییر کردن رو بگیری
.منم اینجام چون میخوام خودمو تغییر بدم
.حق با توئه
.ولی واقعا واسم فرقی نداره که چاق یا لاغر باشه
!تو و خوشحال بودنت موقع غذا خوردن رو دوست دارم
.بیا. این واسه تو
این چیه؟
!اوه، چه قشنگه! یه ست کارد و چنگال
.باشه، اگه انقدر اصرار داری، امروزو میخورم
!خیلی خوشمزس
چی؟ یامادا انتخابش کرد؟
.آره، واقعا میدونست داره چیکار میکنه
.زودتر اومدم و نمیدونستم چی انتخاب کنم
.و اون داشت رد میشد که بهم برخوردیم و کمکم کرد، انتخاب کنم
.حرف زدن باهاش راحتتر از چیزیه که به نظر میرسه
.باهاش حرف نزن
.اشتهای زیادشم خوبه
.بهش نگاه نکن
ها؟
!باهاش تنهایی خرید نرو
...اون مهارتایی رو داره که من ندارم
.اوه، راس میگی! به هرحال معروفه و این چیزا
.نه! بخاطر اون نیست
!یامادا مال منه
...نه، منظورم این بود که
!یامادا زیاد کاری خورد حتی مال منم خورد
...آره
ها؟
.این راجع به چیزایی که کانزاکی داره نیست .بلکه به چیزایی که کم دارم، ربط داره
.به عنوان یه مرد
که اینطور؟ پس دوستش داری؟
.خنده داره، نه؟ من و یامادا
.من بهش نمیخورم
اینطور فکر میکنی؟
.همه میگن که پسر خوبی هستی
.سخنرانیت هم که عالی بود
.مثل این بود که خودتو پیدا کرده باشی
.خیلی خفن بود
.تو شاید واسش پارتنر مناسبی باشی
خب پس تو چی؟
.ازش یخواه باهات قرار بذاره
!خواستم
چی؟ داره راجع به یکم پیش صحبت میکنه؟
.اون هیچوقت منو جدی نمیگیره
اینطور پیش بره، بین تو رابطه بودن یا نبودن میمونیم
.تا آخرش به یه دوستی ناجور* برسیم *کسایی که سکس دارن ولی عشق بینشون نیست*
!گمونم اونطور بشه هم باز اشکالی نداره
...این یارو واقعا یه تختش کمه
!عه
.مثل اینکه یامادا گم شد
این چه نقش بازی کردن ضایعیه؟
.بیاید جدا شیم و دنبالش بگردیم
.ما از این طرف میریم، پس تو از اونور برو
...اما
!فقط کاریو که میگم بکن
...باشه
زیادی ضایع نبود؟
چیو میگی؟
...آخه
،چون زیادی با کسی تنهایی وقت میگذرونی !معنیش این نیست که نمیخوای بازم باشی
چی...؟
!نه، منظورم هارا و کانزاکین
الآن میخوای چیکار کنیم؟
.بیا بریم خونه
که اینطور...؟
.این کار درسته. فراموشش کن
.نمیتونم دست از مقایسه کردن خودم با بقیه بردارم
.کوچیکترین چیزا باعث حسودیم میشه، و سر اونا از خودم بدم میاد
.ببخشید که آدم رو مخیم
!خفه شو
فراموش کردی؟
کی بیشتر از همه بهت اعتماد داره؟
چیز مهمی اون تو داری؟
...آره
...ما داریم
.یامادا
چی؟
...وقتی به ایستگاه رسیدیم
یکم وقت داری؟...
!لبریز میشیم...
!هارا و کانزاکی یه اتاقک تو نت کافه اجاره کردن
اون دوتا خیلی بالغن، نه؟
...آره
.ولی من از این بیشتر خوشم میاد
...الآن میفهمم
.یامادا روز ولنتاین خیلی شجاعت به خرج داد
مقایسه کردن خودم و حسادت کردن .فقط واسه حفاظت از خودمه
.احمق نباش
.به چیز دیگه ای فکر نکن
...کیوتارو ایچیکاوا
!کل فکر و ذکرت باید اون باشه
.بگیر
!یه مافین! درست مثل من
.حتما ناامید شدی
!نه بابا! اصلا
تو درستش کردی؟
منم وقتی داشتین یاد میگرفتید، اونجا بودم، یادت میاد؟
.میشه اسمشو جزئیات داستان گذاشت
...حتما امروز کلی خوردی و سیری، پس
!کم کم بخور
!ببوخشید، فقط خیلی خوشحالم
خریدن بدلیجات خیلی یجوریه، نه؟
.همونطور که هارا گفت، هرکسی یه سلیقهای داره
...هی
.دستم کن
چطور شدم؟
...انقدر
ها؟
!انقدر خوشگل که نفسم داره بند میاد
!دوستش دارم
!دوستش دارم! خیلی دوستش دارم
صبرکن ببینم، چرا دارم گریه میکنم؟
.این اشکا با اشکای اون موقع فرق دارن
.این کوچیکترین و مهم ترین قدم رو به جلوئه
A_Off_Originall :مترجم
ارائهای از رسانهی آیوفیلم
@AioSub | @AioFilmcom
.این راه ماست
!ما داریم لبریز میشیم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.