All language subtitles for [SubtitleTools.com] Boku no Kokoro no Yabai Yatsu S2 - 01 .[AioFilm.com]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

A_Off_Originall :مترجم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

‫اسم من کیوتارو ایچیکاواست.

‫این سال دوم از دوران راهنمایی منه.

‫و از امروز ترم سوم شروع میشه.

‫اون هم یامادا آناست.

‫حرف دیگه‌ای واسه گفتن نیست.

‫اووه!

‫ایچیکاوا، واقعا زدی دستتو شکوندی!

‫یامادا بهم گفت.

‫چیی!

‫رفتی کوه‌های آ کیتا اونورا بعدش سر خوردی افتادی؟

‫چییی!

‫نمیدونم چرا ولی دورمو گرفتن.

‫بذار رو گچت نقاشی بکشم!

‫نمیدونم چرا ولی دورمو گرفتن.

‫باید امضاش کنی نه نقاشی.

‫چییی!

‫چون دستت شکسته دلیل نمیشه خودتو بگیریا!

‫مگه اتفاق خوبیه که اینطور میگی؟

‫همم؟

‫ها!

‫این دیگه چیه؟

‫یه سگ؟

‫نه...!

‫اوه، اون...

‫چندش.

‫فکر کرده با تو چشم بودن این میتونه بقیه رو بخندونه؟

‫بهتره تا گمش نکردم، قایمش کنم.

‫هی.

‫هر وقت کمک خواستی..

‫دایاما!

‫از اوساکا واست سوغاتی آوردم!

‫بهم بگو، باشه؟

سال 2 کلاس 3

‫شکستگی بدیه، نه؟ ‫‫از اونجایی که راست دستی باید برات سخت باشه.

‫نه. دیگه بهش عادت کردم.

‫بهتر نیست از کسی بخوای کمکت کنه؟

‫نه، م-من...

‫میدونم بحث داره به کجاها کشیده میشه و از این متنفرم...

‫بیشتر از همه با کی تو کلاس صمیمی هستی؟

‫میدونستم! با هیچکسی صمیمی نیستم...

‫یامادا چی؟

‫میزاتون هم نزدیک همه دیگه.

‫ی-یامادا...

‫دوستای زیادی داره و به اندازه‌ی کافی سرش شلوغه.

‫من و یامادا اونقدرم صمیمی یا چیز نیستیم فقط بعضی وقتا باهم صحبت میکنیم.

‫مطمئنی؟

‫نگران من نباشید.

‫کلاس و ناهار و همه چیو با همین یه دست یجوری میگذرونم.

‫این بده. خیلی بد!

‫چرا همیشه اینطوری میشه؟

‫اونم الآن!

‫درست وقتی تازه داشتیم به هم نزدیکتر میشدیم.

‫همش نقش بر آب شد.

‫اونم همش تقصیر خودمه.

‫معلوم بود نمیتونم با دست چپم به معلم برسم.

‫چی؟!

‫دیگه خیلی دیره.

‫باید از یکی دیگه بگیرم...

‫آها! میتونم از هارا بپرس-

‫نه، وایسا!

‫حس اینو دارم که بدترین کاریه که میشه تو این موقعیت انجام داد.

‫بگیر!

‫ها؟

‫گمونم روم حساب باز کرده.

‫یامادا، منظورمه!

‫یامادا...؟

‫یادداشتای منو میخوای؟

‫نه واسه ایچیکاوا...

‫دست‌خطم زیادی خرچنگ قورباغس.

‫و اینجوریاس!

‫بعدشم بهم گفت که فقط میتونم رو کسی حساب باز کنم ‫‫که مثل تو انقدر مهربون و خفن باشه.

‫یه کلمه از اینی که گفتی رو نگفته، مگه نه؟

‫شاید نگفته باشه...؟

‫اه...

‫م-میگم!

‫معذرت میخوام.

‫واسه چی؟

‫حرفایی که به آقای تاکدا زدم.

‫واسه کدوم حرفایی که بهش زدی، معذرت میخوای؟

‫بگو ببینم.

‫اممم...

‫چی میخواستم بگم؟

‫اینه که...

‫نمیخواستم مجبورت کنم بهم کنی.

‫ولی!

‫تو واسم اون کسی هستی که اگه کمک نیاز داشته باشم، میخوام بیشتر از همه به اون رو بندازم.

‫میدونم.

‫کسی نمیاد برسوندت؟

‫مامانم کار میکنه، باید پیاده برم خونه.

‫پس کیفتو واست نگه میدارم.

‫نه، خودم...

‫پس زحمتش با تو...

‫میشه دیگه زیاد با آداچی حرف نزنی؟

‫چرا؟ بهم بگو،چرا؟

‫و اینطوری شد که...

‫که یهویی یامادا شروع به مراقبت از من کرد.

‫وسایلت رو با خودم میبرم.

‫عه، صبرکن، هنوز سوپم مونده.

‫اوپس!

‫ک-کدومش مال منه؟

‫ش-ش-شرمنده!

‫واسه چی انقدر میلرزی؟

کتابخانه

‫سه هفتست که گچ رو دستمه.

‫دیگه دارم بهش عادت میکنم ولی...

‫ص-صفحه یعدی...

‫باش.

‫اینو واسم نگه دار!

‫شرمنده! یادم رفت.

‫چیزی که هیچ‌وقت واسم عادی نمیشه...

‫اینو نگاه!

‫چی، پورنه؟

‫بهش نزدیکه.

‫چی؟ فقط یه مجله واسه آیدولاس.

‫واقعا تو کف لمونزاکاییا!

‫بیخیال، فقط ببین.

‫اینارو باش سر یه مجله چه بساطی راه انداختن.

‫یکم خودتونو جمع کنین.

‫بخیال! یاماداس!

‫چی؟!

‫عه، اسم مستعارش آکینوئه.

آنا آکینو

‫ولی فکر میکردم یامادا مدله.

دختر فصل

‫هه، اینم نمیدونستید؟

‫اون فقط مدل نیس، تو تلویزیون برنامه میره، فیلم بازی میکنه و کلی چیزای دیگه.

‫حتما مدیر برنامه هاش مجبورش میکنه.

‫اعه! یه لحظه...

‫پس حالا که تو مجله آیدولاس...

‫پس حالا که تو مجله آیدولاس، شاید قصد داره اونو حرفه اصلیش کنه.

‫یعنی نو لباس شنا میبینمیش!

‫منم همین فکر کوفتی رو میکردم.

‫این یعنی...

‫منم همین فکر کوفتی رو میکردم.

‫این یعنی...

‫یامادا لباس شنای ناز-اع!

‫کاش یه صدام یکم نازک‌تر بود، باحالتر میشد.

‫هی!

‫با پسرا داشتین چی میگفتین؟

‫میدونستم که بحثش پیش میاد.

‫ه-هیچی...

‫صحبتای پسرونه، پس؟

‫تو همین مایه ها...

‫معذزت...

‫واسم سواله که از کارش بپرسم ناراحت میشه یا نه.

‫گمونم دوست نداره مردم بفهمن داره مشغول مدلینگه؟

‫هی، میشه به این مغازه یه سر بزنم؟

‫ببین! دارنش!

‫اون سایتو هونوکا از لمونزاکاس!

‫چه خوشگله!

‫و-و این کیه؟!

‫این دختره عوض بشو نیس.

‫اوه، راستی، بذار طالع‌بینی رو چک کنم.

‫ببین!

‫این یکی بیشتر از همیشه وقت برد.

‫دلهره گرفتم و بهم گفتن که مثل همیشه رفتار کن.

‫به نظر فرق خاصی نداره.

‫اما کارکنا خیلی بامزه بودن.

‫ببخشید، گمونم واست مهم نیست.

‫فقط مثل همیشست. ‫‫و منظورم از مثل همیشه، به خوبی همیشس.

‫مثل یامادایی که میشناسم...

‫چرا تعریف کردن انقدر سخته؟!

‫که اینطور؟

‫منی که تو میشناسی باید بهترینم باشه، درسته؟

‫چطور به این نتیجه رسیدی؟

‫منظورم اینه که...

‫بیخیال. اینو برات میخرم!

‫از اون بحث سر کلاس همینجوری گذشتم...

‫ولی الآن واقعا رو مخمه.

‫این دنیایی که هیچی ازش نمیدونم.

‫کدومو بیشتر دوست داری؟

‫فرقی نداره.

‫پس همشون؟

‫ولی باید بگم با مجله های مد معمولی فرق میکنن، نه؟

‫از اونا دیدی؟

‫ن-نه!

‫خواهرم یکی خریده بود و تصادفی چشمم بهش افتاد...

‫ر-راست میگی، حالا با عقل چور در میاد.

‫ولی این واقعا فرق داره.

‫آرایش، ژست و جو و همه چی کلا متفاوته.

‫ک-که اینطور.

‫اه، و این..!

‫کاری رو که انجام میدی دوست داری، مگه نه؟

‫هوم!

‫بذارید تقصیر اینکه چرا از صورت خندون یامادا نگاهمو برگردوندم رو ‫‫گردن نور تیز خورشید درحال غروب بندازم.

کلاس اقتصاد خانه

‫انقدر محکم نکوبشون!

‫بیا دوباره امتحان کنیم.

‫یامادا!

‫ای بابا...

‫تعطیلات زمستونی جایی رفتی، ایچیکاوا؟

‫ها؟ آره. یه چند روزی برگشتم آکیتا؟

‫اونچا بود که دستم شکست.

‫آکیتا، همم؟

‫بیرونم انداختن...

‫تو چی، یامادا؟

‫تعطیلات زمستونی جایی رفتی؟

‫ها؟ نتونستم سفر طولانی برم...

‫ولی با میکو رفتیم آئویاما

‫غروب کریسمس رو با ایچیکاوا.

‫و جشن غروب سال نو رو خونه نیان بودیم.

‫بعدش رفتیم معبد-

‫هم؟ هممم؟!

‫غروب کریسمس؟ یه لحظه وایسا ببینم...

‫ها؟

‫گمونم با توجه به شرایط، ‫‫واکنشش طبیعیه.

‫این به کنار خودت چی، هارا؟

‫من و کانزاکی فقط واسه سال نو باهم رفتیم معبد.

‫صبرکن ببینم! فقط راجع به تعطیلاتت پرسیدم، چرا کانزاکی رو آوردی وسط؟

‫گولم زدی!

‫برگشت این زوجی که بی صبرانه منتظرشون بودیم

‫خب، خب، بگو ببینم!

‫خب...

‫شرمنده که معطلت کردم!

‫عه؟ وایسا ببینم

‫گفتم تا باشگاه‌های مدرسه تعطیلن بذارم بلند شن.

‫ش-شقیقه هاش...

‫ام... اونا... چی بگم...

‫به نظرت باید چی میگفتم؟

‫اینطور نیست که قیافه فقط مهم باشه و این چیزا، ولی...!

‫کسی که دوست داری کاری رو میکنه که بهش نمیاد، همم؟

‫م-من هنوز کسیو دوست ندارم، پس چه بدونم!

‫هنوزم اینطوری رفتار میکنی، پس؟

‫شما سه‌تا.

‫موهاتون رو قشنگ بدین تو.

‫اه، باشه!

‫کمکت میکنم! روتو بکن اینور.

‫ی-یکم بذار بیرون بمونه.

‫بیا!

‫خیلی یجوری شدی!

‫گرفتم.

‫تموم!

‫جیه؟

‫چون بهمون کمک نکردیه، هارا!

‫شرمنم!

‫مطمئنم مزش دیگه خوبه.

‫ببینیم و تعریف کنیم...

‫اه، اونو من درست کردم!

‫آداچی واقعا بهترینشون رو درست کرده.

‫رفیق، زیادی منو دوست داریا!

‫بیا، این ازت افتاد.

‫چه جا کلید بامزه‌ای.

‫آره.

‫سگای آکیتا خیلی بانمکن.

‫چه خوب...

‫هارا، هنوز نخوردی؟

‫رژیمم.

‫همینطوری که هستی خوبی.

‫مگه نه، ایچیکاوا؟

‫ها؟ من،چی بگم...

‫باشه پس!

‫ولی تو هم دیگه شقیقه هات رو بلند نکن!

‫چی؟!

‫طوری که هارا رفتار میکرد...

‫قطعا فهمیده قضیه چیه، نه؟

‫راجع به سگامون...

‫آماده‌ای؟

‫اه، آره...

‫اگه از یامادا بپرسن، چه واکنشی نشون میده؟

‫گمونم اهمیت نمیده؟

‫دخترا همیشه راجع به این چیزا حرف میزنن.

‫به هرحال اون با همه دوسته،

‫برا همین احتمالا کلی هدیه میده و میگیره...

‫اه، ببخشید

‫ا-اشکال نداره...

‫ببخشید که کمک خوبی نیستم.

‫چه حرفیه...

‫یامادا این روزا همش عذرخواهی میکنه.

‫لازم نیس انقدر نگران باشه.

‫فقط کنارم بودنش واسم کافیه.

‫نه که بتونم اینو تو روش بگم.

‫ببین.

‫چند روز پیش مراسم سن بلوغ خواهرم بود.

‫چقدر خوشگله!

‫خنده داره، مگه نه؟

‫بامزس که تو هم عکسش رو ذخیره داری!

‫چی، فقط همینطوری...

‫اوه راستی!

‫عکسایی که از برف میخواستی رو دارم.

‫ها؟ اون چیه؟

‫اوه، این مال وقتی بود که از لبه افتادم.

‫خنده داره، نه؟

‫نه، صبرکن...!

‫وای! نمیخواستم بهش بگم.

‫پس تقصیر من بود که دستت شکست.

‫نه! تقصیر خودمه!

‫حواسم نبود...

‫راستی قراره هفته بعد برف بباره، میدونستی؟

‫نتونستم بگمش.

‫نتونستم بگم که وقتی تو فکرشم، ‫‫دیگه غیر از اون چیزی رو نمیبینم.

‫راستی قراره هفته بعد برف بباره، میدونستی؟

‫ها؟ تازه گفتم که.

کتابخانه

‫اه راست میگی!

‫ببخشید...

‫تا حالا ندیدم همچین قیافه‌ای بگیره...

‫یامادا دیروزم بهم پیام نداد.

‫ماجرای دستم هنوز اذیتش میکنه.

‫هی، یه لحضه بیا.

‫عجیب رفتار میکنه؟

‫آره. دیروز فقط یدونه سیب‌زمینی خورد.

‫فقط یه تک دونه؟

‫نه، فقط یه سفارش.

‫معمولا حداقل دوتا رو میخورد.

‫چیزی میدونی، ایچی؟

‫چه بدونم، چرا از من میپرسی؟

‫راست میگه، چرا داریم ازش میپرسیم؟

‫آخه...

‫صبح بخیر!

‫هم؟ چیزی شده؟

‫نادا!

‫پس اذیتش میکنه...

‫اینکه دستم به خاطر اون شکسته...

‫اون نیست...

‫آکیتا کنتارو نیست!

‫کی؟

‫ه-هیچکی.

‫ولش کن...

‫وقتی از خونه اومدی باهات بود؟

‫ش-شاید نه! ممکنه خونه باشه!

‫همگی سرجاهاشون.

‫اینطور مواقع باید چیکار کنم؟

‫فک نکنم دادن کنجیروم بهش کار درست باشه.

‫امروز قراره برف شدیدتر شه،

‫پس زودتر تعطیل میکنیم ‫‫و میتونید برید خونه‌هاتون.

‫امکان نداره!

‫اه

‫هارا میگه یه جا کلیدی که سگ بهش آویزونه رو گم کرده.

‫سگ بهش آویزونه...؟

‫آکیتا کنتارو اون سگ کوچولئست، درسته؟

‫انگاری یامادا از گم شدنش خیلی ناراحته.

‫ممنونم، دیگه بیشتز از این لازم نیس.

‫من پیداش میکنم.

‫تف! تف! تف! گندش بزنن!

‫جاهای زیادی هستن که میتونه افتاده باشه.

‫حتی نمیدونم معمولا از کجاها رد میشه.

‫دنبال چیزی میگردی؟

‫چیز خاصی نیست.

‫آنا معمولا از این طرف نمیاد.

‫خونشون اونوره.

‫راهی که بیشتر ازش میره و میاد، اونه.

‫ممنونم...

‫انقدر سردمه که میتونم شکستگی استخوونم رو حس کنم...

‫این کار فایده‌ای نداره.

‫فقط واسه عذاب وجدان نداشتن دارم اینکارو میکنم.

‫ولی...

ما داریم

میگردیم

آنا

سرت شلوغه؟

‫دنبال یه چیزی میگردم...

ایچیکاوا داره دنبال یه چیزی میگرده

چی؟

مرسی

‫نه تو خونه و نه جایی دیگه، نتونستم پیداش کنم...

‫گشتم و گشتم، اما...

‫پیداش میکنیم!

‫یه جایی اون بیرونه!

‫حتی اگه پیداش نکنیم، اون نرفته!

‫غیب که نمیشه!

‫پس، دیگه نگرانش نباش...

‫یامادا

‫اونجا...

‫اونجاست!

‫یکی پیداش کرده و رو درخت آویزون کرده!

‫ممنونم...

‫خیلی ممنونم.

‫اگه نمیومدی، متوجهش نمیشدم.

‫حالت خوبه؟

‫هیچ‌وقت درس عبرت نمیگیرم.

‫خونمون...

‫اونجاست...

‫میخوای بیای تو و خودتو گرم کنی؟

ما داریم میگردیم

A_Off_Originall :مترجم

ارائه‌ای از رسانه‌ی آیوفیلم

@AioSub | @AioFilmcom

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.