Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
A_Off_Originall :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
اسم من کیوتارو ایچیکاواست.
این سال دوم از دوران راهنمایی منه.
و از امروز ترم سوم شروع میشه.
اون هم یامادا آناست.
حرف دیگهای واسه گفتن نیست.
اووه!
ایچیکاوا، واقعا زدی دستتو شکوندی!
یامادا بهم گفت.
چیی!
رفتی کوههای آ کیتا اونورا بعدش سر خوردی افتادی؟
چییی!
نمیدونم چرا ولی دورمو گرفتن.
بذار رو گچت نقاشی بکشم!
نمیدونم چرا ولی دورمو گرفتن.
باید امضاش کنی نه نقاشی.
چییی!
چون دستت شکسته دلیل نمیشه خودتو بگیریا!
مگه اتفاق خوبیه که اینطور میگی؟
همم؟
ها!
این دیگه چیه؟
یه سگ؟
نه...!
اوه، اون...
چندش.
فکر کرده با تو چشم بودن این میتونه بقیه رو بخندونه؟
بهتره تا گمش نکردم، قایمش کنم.
هی.
هر وقت کمک خواستی..
دایاما!
از اوساکا واست سوغاتی آوردم!
بهم بگو، باشه؟
سال 2 کلاس 3
شکستگی بدیه، نه؟ از اونجایی که راست دستی باید برات سخت باشه.
نه. دیگه بهش عادت کردم.
بهتر نیست از کسی بخوای کمکت کنه؟
نه، م-من...
میدونم بحث داره به کجاها کشیده میشه و از این متنفرم...
بیشتر از همه با کی تو کلاس صمیمی هستی؟
میدونستم! با هیچکسی صمیمی نیستم...
یامادا چی؟
میزاتون هم نزدیک همه دیگه.
ی-یامادا...
دوستای زیادی داره و به اندازهی کافی سرش شلوغه.
من و یامادا اونقدرم صمیمی یا چیز نیستیم فقط بعضی وقتا باهم صحبت میکنیم.
مطمئنی؟
نگران من نباشید.
کلاس و ناهار و همه چیو با همین یه دست یجوری میگذرونم.
این بده. خیلی بد!
چرا همیشه اینطوری میشه؟
اونم الآن!
درست وقتی تازه داشتیم به هم نزدیکتر میشدیم.
همش نقش بر آب شد.
اونم همش تقصیر خودمه.
معلوم بود نمیتونم با دست چپم به معلم برسم.
چی؟!
دیگه خیلی دیره.
باید از یکی دیگه بگیرم...
آها! میتونم از هارا بپرس-
نه، وایسا!
حس اینو دارم که بدترین کاریه که میشه تو این موقعیت انجام داد.
بگیر!
ها؟
گمونم روم حساب باز کرده.
یامادا، منظورمه!
یامادا...؟
یادداشتای منو میخوای؟
نه واسه ایچیکاوا...
دستخطم زیادی خرچنگ قورباغس.
و اینجوریاس!
بعدشم بهم گفت که فقط میتونم رو کسی حساب باز کنم که مثل تو انقدر مهربون و خفن باشه.
یه کلمه از اینی که گفتی رو نگفته، مگه نه؟
شاید نگفته باشه...؟
اه...
م-میگم!
معذرت میخوام.
واسه چی؟
حرفایی که به آقای تاکدا زدم.
واسه کدوم حرفایی که بهش زدی، معذرت میخوای؟
بگو ببینم.
اممم...
چی میخواستم بگم؟
اینه که...
نمیخواستم مجبورت کنم بهم کنی.
ولی!
تو واسم اون کسی هستی که اگه کمک نیاز داشته باشم، میخوام بیشتر از همه به اون رو بندازم.
میدونم.
کسی نمیاد برسوندت؟
مامانم کار میکنه، باید پیاده برم خونه.
پس کیفتو واست نگه میدارم.
نه، خودم...
پس زحمتش با تو...
میشه دیگه زیاد با آداچی حرف نزنی؟
چرا؟ بهم بگو،چرا؟
و اینطوری شد که...
که یهویی یامادا شروع به مراقبت از من کرد.
وسایلت رو با خودم میبرم.
عه، صبرکن، هنوز سوپم مونده.
اوپس!
ک-کدومش مال منه؟
ش-ش-شرمنده!
واسه چی انقدر میلرزی؟
کتابخانه
سه هفتست که گچ رو دستمه.
دیگه دارم بهش عادت میکنم ولی...
ص-صفحه یعدی...
باش.
اینو واسم نگه دار!
شرمنده! یادم رفت.
چیزی که هیچوقت واسم عادی نمیشه...
اینو نگاه!
چی، پورنه؟
بهش نزدیکه.
چی؟ فقط یه مجله واسه آیدولاس.
واقعا تو کف لمونزاکاییا!
بیخیال، فقط ببین.
اینارو باش سر یه مجله چه بساطی راه انداختن.
یکم خودتونو جمع کنین.
بخیال! یاماداس!
چی؟!
عه، اسم مستعارش آکینوئه.
آنا آکینو
ولی فکر میکردم یامادا مدله.
دختر فصل
هه، اینم نمیدونستید؟
اون فقط مدل نیس، تو تلویزیون برنامه میره، فیلم بازی میکنه و کلی چیزای دیگه.
حتما مدیر برنامه هاش مجبورش میکنه.
اعه! یه لحظه...
پس حالا که تو مجله آیدولاس...
پس حالا که تو مجله آیدولاس، شاید قصد داره اونو حرفه اصلیش کنه.
یعنی نو لباس شنا میبینمیش!
منم همین فکر کوفتی رو میکردم.
این یعنی...
منم همین فکر کوفتی رو میکردم.
این یعنی...
یامادا لباس شنای ناز-اع!
کاش یه صدام یکم نازکتر بود، باحالتر میشد.
هی!
با پسرا داشتین چی میگفتین؟
میدونستم که بحثش پیش میاد.
ه-هیچی...
صحبتای پسرونه، پس؟
تو همین مایه ها...
معذزت...
واسم سواله که از کارش بپرسم ناراحت میشه یا نه.
گمونم دوست نداره مردم بفهمن داره مشغول مدلینگه؟
هی، میشه به این مغازه یه سر بزنم؟
ببین! دارنش!
اون سایتو هونوکا از لمونزاکاس!
چه خوشگله!
و-و این کیه؟!
این دختره عوض بشو نیس.
اوه، راستی، بذار طالعبینی رو چک کنم.
ببین!
این یکی بیشتر از همیشه وقت برد.
دلهره گرفتم و بهم گفتن که مثل همیشه رفتار کن.
به نظر فرق خاصی نداره.
اما کارکنا خیلی بامزه بودن.
ببخشید، گمونم واست مهم نیست.
فقط مثل همیشست. و منظورم از مثل همیشه، به خوبی همیشس.
مثل یامادایی که میشناسم...
چرا تعریف کردن انقدر سخته؟!
که اینطور؟
منی که تو میشناسی باید بهترینم باشه، درسته؟
چطور به این نتیجه رسیدی؟
منظورم اینه که...
بیخیال. اینو برات میخرم!
از اون بحث سر کلاس همینجوری گذشتم...
ولی الآن واقعا رو مخمه.
این دنیایی که هیچی ازش نمیدونم.
کدومو بیشتر دوست داری؟
فرقی نداره.
پس همشون؟
ولی باید بگم با مجله های مد معمولی فرق میکنن، نه؟
از اونا دیدی؟
ن-نه!
خواهرم یکی خریده بود و تصادفی چشمم بهش افتاد...
ر-راست میگی، حالا با عقل چور در میاد.
ولی این واقعا فرق داره.
آرایش، ژست و جو و همه چی کلا متفاوته.
ک-که اینطور.
اه، و این..!
کاری رو که انجام میدی دوست داری، مگه نه؟
هوم!
بذارید تقصیر اینکه چرا از صورت خندون یامادا نگاهمو برگردوندم رو گردن نور تیز خورشید درحال غروب بندازم.
کلاس اقتصاد خانه
انقدر محکم نکوبشون!
بیا دوباره امتحان کنیم.
یامادا!
ای بابا...
تعطیلات زمستونی جایی رفتی، ایچیکاوا؟
ها؟ آره. یه چند روزی برگشتم آکیتا؟
اونچا بود که دستم شکست.
آکیتا، همم؟
بیرونم انداختن...
تو چی، یامادا؟
تعطیلات زمستونی جایی رفتی؟
ها؟ نتونستم سفر طولانی برم...
ولی با میکو رفتیم آئویاما
غروب کریسمس رو با ایچیکاوا.
و جشن غروب سال نو رو خونه نیان بودیم.
بعدش رفتیم معبد-
هم؟ هممم؟!
غروب کریسمس؟ یه لحظه وایسا ببینم...
ها؟
گمونم با توجه به شرایط، واکنشش طبیعیه.
این به کنار خودت چی، هارا؟
من و کانزاکی فقط واسه سال نو باهم رفتیم معبد.
صبرکن ببینم! فقط راجع به تعطیلاتت پرسیدم، چرا کانزاکی رو آوردی وسط؟
گولم زدی!
برگشت این زوجی که بی صبرانه منتظرشون بودیم
خب، خب، بگو ببینم!
خب...
شرمنده که معطلت کردم!
عه؟ وایسا ببینم
گفتم تا باشگاههای مدرسه تعطیلن بذارم بلند شن.
ش-شقیقه هاش...
ام... اونا... چی بگم...
به نظرت باید چی میگفتم؟
اینطور نیست که قیافه فقط مهم باشه و این چیزا، ولی...!
کسی که دوست داری کاری رو میکنه که بهش نمیاد، همم؟
م-من هنوز کسیو دوست ندارم، پس چه بدونم!
هنوزم اینطوری رفتار میکنی، پس؟
شما سهتا.
موهاتون رو قشنگ بدین تو.
اه، باشه!
کمکت میکنم! روتو بکن اینور.
ی-یکم بذار بیرون بمونه.
بیا!
خیلی یجوری شدی!
گرفتم.
تموم!
جیه؟
چون بهمون کمک نکردیه، هارا!
شرمنم!
مطمئنم مزش دیگه خوبه.
ببینیم و تعریف کنیم...
اه، اونو من درست کردم!
آداچی واقعا بهترینشون رو درست کرده.
رفیق، زیادی منو دوست داریا!
بیا، این ازت افتاد.
چه جا کلید بامزهای.
آره.
سگای آکیتا خیلی بانمکن.
چه خوب...
هارا، هنوز نخوردی؟
رژیمم.
همینطوری که هستی خوبی.
مگه نه، ایچیکاوا؟
ها؟ من،چی بگم...
باشه پس!
ولی تو هم دیگه شقیقه هات رو بلند نکن!
چی؟!
طوری که هارا رفتار میکرد...
قطعا فهمیده قضیه چیه، نه؟
راجع به سگامون...
آمادهای؟
اه، آره...
اگه از یامادا بپرسن، چه واکنشی نشون میده؟
گمونم اهمیت نمیده؟
دخترا همیشه راجع به این چیزا حرف میزنن.
به هرحال اون با همه دوسته،
برا همین احتمالا کلی هدیه میده و میگیره...
اه، ببخشید
ا-اشکال نداره...
ببخشید که کمک خوبی نیستم.
چه حرفیه...
یامادا این روزا همش عذرخواهی میکنه.
لازم نیس انقدر نگران باشه.
فقط کنارم بودنش واسم کافیه.
نه که بتونم اینو تو روش بگم.
ببین.
چند روز پیش مراسم سن بلوغ خواهرم بود.
چقدر خوشگله!
خنده داره، مگه نه؟
بامزس که تو هم عکسش رو ذخیره داری!
چی، فقط همینطوری...
اوه راستی!
عکسایی که از برف میخواستی رو دارم.
ها؟ اون چیه؟
اوه، این مال وقتی بود که از لبه افتادم.
خنده داره، نه؟
نه، صبرکن...!
وای! نمیخواستم بهش بگم.
پس تقصیر من بود که دستت شکست.
نه! تقصیر خودمه!
حواسم نبود...
راستی قراره هفته بعد برف بباره، میدونستی؟
نتونستم بگمش.
نتونستم بگم که وقتی تو فکرشم، دیگه غیر از اون چیزی رو نمیبینم.
راستی قراره هفته بعد برف بباره، میدونستی؟
ها؟ تازه گفتم که.
کتابخانه
اه راست میگی!
ببخشید...
تا حالا ندیدم همچین قیافهای بگیره...
یامادا دیروزم بهم پیام نداد.
ماجرای دستم هنوز اذیتش میکنه.
هی، یه لحضه بیا.
عجیب رفتار میکنه؟
آره. دیروز فقط یدونه سیبزمینی خورد.
فقط یه تک دونه؟
نه، فقط یه سفارش.
معمولا حداقل دوتا رو میخورد.
چیزی میدونی، ایچی؟
چه بدونم، چرا از من میپرسی؟
راست میگه، چرا داریم ازش میپرسیم؟
آخه...
صبح بخیر!
هم؟ چیزی شده؟
نادا!
پس اذیتش میکنه...
اینکه دستم به خاطر اون شکسته...
اون نیست...
آکیتا کنتارو نیست!
کی؟
ه-هیچکی.
ولش کن...
وقتی از خونه اومدی باهات بود؟
ش-شاید نه! ممکنه خونه باشه!
همگی سرجاهاشون.
اینطور مواقع باید چیکار کنم؟
فک نکنم دادن کنجیروم بهش کار درست باشه.
امروز قراره برف شدیدتر شه،
پس زودتر تعطیل میکنیم و میتونید برید خونههاتون.
امکان نداره!
اه
هارا میگه یه جا کلیدی که سگ بهش آویزونه رو گم کرده.
سگ بهش آویزونه...؟
آکیتا کنتارو اون سگ کوچولئست، درسته؟
انگاری یامادا از گم شدنش خیلی ناراحته.
ممنونم، دیگه بیشتز از این لازم نیس.
من پیداش میکنم.
تف! تف! تف! گندش بزنن!
جاهای زیادی هستن که میتونه افتاده باشه.
حتی نمیدونم معمولا از کجاها رد میشه.
دنبال چیزی میگردی؟
چیز خاصی نیست.
آنا معمولا از این طرف نمیاد.
خونشون اونوره.
راهی که بیشتر ازش میره و میاد، اونه.
ممنونم...
انقدر سردمه که میتونم شکستگی استخوونم رو حس کنم...
این کار فایدهای نداره.
فقط واسه عذاب وجدان نداشتن دارم اینکارو میکنم.
ولی...
ما داریم
میگردیم
آنا
سرت شلوغه؟
دنبال یه چیزی میگردم...
ایچیکاوا داره دنبال یه چیزی میگرده
چی؟
مرسی
نه تو خونه و نه جایی دیگه، نتونستم پیداش کنم...
گشتم و گشتم، اما...
پیداش میکنیم!
یه جایی اون بیرونه!
حتی اگه پیداش نکنیم، اون نرفته!
غیب که نمیشه!
پس، دیگه نگرانش نباش...
یامادا
اونجا...
اونجاست!
یکی پیداش کرده و رو درخت آویزون کرده!
ممنونم...
خیلی ممنونم.
اگه نمیومدی، متوجهش نمیشدم.
حالت خوبه؟
هیچوقت درس عبرت نمیگیرم.
خونمون...
اونجاست...
میخوای بیای تو و خودتو گرم کنی؟
ما داریم میگردیم
A_Off_Originall :مترجم
ارائهای از رسانهی آیوفیلم
@AioSub | @AioFilmcom
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.