Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه و تنظیم توسط "."."." فری هانتر "."."." Telegram: @FeryHunter
اینجا دیگه چجور جهنمیه؟
فقط بیا این وسیله رو بگیریم و از اینجا بریم
سریعتر
یا عیسی
اره بابا, گور باباش
یه سهم کمتر درسته؟
تو فکر میکنی
این همون قلبی هستش که هاروی میخواد؟
آره
آره
خیله خب منتظر چی هستی؟ گرفتیمش دیگه
نکن, نکن, نه اینکارو نکن, نه
لطفا کمکم کنین یه نفر کمکم کنه لطفا
نه نه, خواهش میکنم, نکن
نه, خواهش میکنم
خواهش میکنم, نه نه
لطفا, کمکم کنین
تاد؟
تاد؟
من هر کاری که می تونستم کردم تا برات بیارمش
و اون دوتای دیگه؟
اونا مردن, هاروی
برای اینکه این قلب رو برات بیارم اون دوتا مردن
این هیچ معنی ای برات نداره؟
خب، به اين معني که دستم خالي مونده
این واسه هردوتامون مشکل درست میکنه
نه
اون نتونست تحویلش بده
هاروی, خواهش میکنم
لطفا, اینکارو نکن
من سعیم رو کردم
بس کن, خواهش میکنم
بهت التماس میکنم, بس کن, خواهش میکنم
مجبورم نکن تو رو هم بکشم
گرفتمت
...اون پول لعنتی, فقط
لطفا یه فرصت دیگه بهم بده تا بدهی اونو بدم
اون همه کسیه که دارم
یه نفر
بس کن, کافیه
فعلا
من برمیگردم همونجا
دوباره نا امیدت نمیکنم
نه، من دارم به يه چيز بزرگتر فکر مي کنم
و هیچ چیز توی دنیای ماوراطبیعه
بزرگتر از کالکشن "جاکستیمارا" نیست
جاکستیمارا؟
یه شیطان قدرتمنده
که باید قرنها پیش مهار میشد
این دفتر خاطرات، دفتر خاطرات مردیه که اینو گرفته
اینکه چجوری "جاکستیمارا" رو
برای همیشه توی این جعبه زندانی کرده
تو از من میخوای که برم و بدزدمش؟
اول از همه, ریون میخوام که پیداش کنی
این کتاب همونجایی پیدا شده
که من فکر میکنم جعبه هم همونجا باشه
چجوری اینقدر مطمئنی؟
وقتي که 6 نفر چند سال پيش از قصر "روز وود" مفقود شدن
تمام راهروهای اون ساختمون
پر از خون بود
بانوي اون قصر ميدونست که
چشمهای کل دنیا به زودی به دنبال اون کشیده میشن
به عنوان یه دوست قدیمی خانوادگی اون واسه کمک اومد پیش من
یه هویت جدید گرفت و شروع تازه داشت
اون پیر زن چه ربطی به جعبه داره؟
وقتی اولگا از کشور فرار کرد
بهم گفت که جعبه رو توی یه اتاق مخفی
که پشت دیوارهای قصر دفن شده, گذاشته
پيدا کردنش سخت تر از اوني بود که انتظارش رو داشتم
یه امتحانی که من توش
شکست خوردم
قصر "رز وود" الان یه مدرسه ی شبانه روزیه دخترونه شده
يه کمک سخاوتمندانه از طرف پدرت
یجور پاکسازی سوابقت که
بدون هیچ سوالی چیزی ازت باقی نمونه
اون جعبه رو برام بیار تا بدهیت پاک بشه
هردوتاتون آزاد میشین
اوه, و ریون
هرکاری میکنی
درب جعبه رو باز نکن
چیزایی که اینجاست با اون چیزی که
شما توی آمریکا دارین یکم فرق میکنه, مطمئنم
یه مدرسه ی شبانه روزی با این استانداردها مطمئن میشه که
همه ی دانش آموزها مراقب ظاهر خودشون باشن
ترم هنوز شروع نشده
ما هیچوقت نمیتونیم اجازه بدیم استانداردها از بین برن میتونیم؟
و در مورد لباس هم همینطور
تلفن
توی زندادن اجازه داری تلفن بزنی
فکر نکن که اين يه زندان ـه، ريون.
تو اجازه ملاقات داری
ببين، پدرت و پدر و مادر همه دخترهاي اينجا
به من اعتماد دارن
نه فقط برای ارائه آموزش با بالاترین کیفیت،
بلکه خیلی نزدیک شما را زیر نظر داشته باشم
اگه بخواین هر زمانی از اینجا برین بیرون
باید به من گزارش بدی
البته با یه دلیل کاملا محکم
تا اون موقع، دروازه ها قفل ميشن
زودتر از اوني که انتظار داشتم اومدي.
با این حال چنتا دختر هستن که کل سال رو میمونن
که مطمئنم استقبالی گرمی توی " رز وود" از شما میکنن
سلام
سلام من کارا هستم
ریون
خوش اومدی ریون, من کلاغ هستم
اونی هم که اونجاست کبوتره
و اونی هم که اون گوشه هستش مرغ دریاییه
بهش اهمیت نده
اون اولیویا، اون ویکتوریا، ارین،
و اون "ویلوو" ـه.
چیکار کردی والدینت اینقدر عصبی شدن که
فرستادنت اینجا؟
داستانش طولانیه
اما فکر نکنم خیلی اینجا بمونم
ما هم همینو میگفتیم
و بعد چهار سال میگذره و تو متوجه میشی که
خانواده ات وقتی تو اصلاً خونه نیستی
خیلی خوشحال تره
مثل سرزمین دختران نورلند میمونه
بیشتر وقت ها
اون "دين" دوست پسر "اوليويا" ـه
اولش يه کم عجيبه
من فقط دو ماهه اینجام
و کاملا بهش عادت کردم
امروز ما هشدار قرمز آب و هوا برای
مه سنگین صادر می کنیم
این یکدفعه اتفاق میوفته
و احتمالا خیلی از شما رو توی خونه نگه میداره
و تا چند روز آینده نمیتونید سر کار برید
این تقریبا سومین بار توی سی سال گذشته ست
هشدار مه قرمز صادر شده
لطفاً بر اساس اون برنامه ریزی کنین.
شیطان داخل جعبه نمیتونه کسی رو که اون رو آزاد کزده بکشه
برای اینکه یه معامله ای با شیطان انجام شده
قبل اینکه دوباره توی دام بیوفته شش تا قربانی میگیره
باورها اینجوریه که روح قربانی ها اون رو زنده نگه میداره
هر روحی قدرتش رو افزایش میده
خدایا, هاروی, این مضخرفات چیه
کلید اون چیزی که دنبالشی همین دور و ور پنهان شده
اولگا مارسدیل
کلید اینجا هستش
می بینم که از قبل برای فرار خودت برنامه ریزی کردی
کریستال کریک
تا حالا اسمشو شنيدي؟
اینجا هیچ رودخانه ای پیدا نمیکنی
چرا؟
دریاچه, یجورایی , نمیدونم
آمریکاییه؟
دریاچه کریستال یا شاید رودخانه
نه
این نیست
چي هست به هر حال ؟
وقتي اومدم اينجا پدرم يه چيزي درباره پيدا کردن
کریستال کریک گفته
به نظرم اون فکر میکرد جایی هستش که باید ببینمش
اما فکر نکنم
خب, هر چی باشه مطمئنا یه چیزی هست
نمیتونی روی این نقشه پیداش کنی
این چیز میتونه آرزو رو برآورده کنه
قبل شروع ترم درس میخونین؟
میدونستم ازت خوشم میاد
بايد عجيب باشه که اينجا بموني
اونم وقتی که همه واسه تعطیلات رفتن خونه
این اولین سالیه که نرفتم خونه
واقعا؟ چطور؟
وقتی مامانم بخاطر سرطان مرد
پدر خوانده من کاملا منو روشن کرد که دیگه از من مراقبت نمیکنه
جدی؟ تو چی فکر...؟
سروکله شیطان پیدا شد
از رو صندلی من برو اونور
ببخشید
چیکار داری میکنی؟
ميدوني، فقط دارم از منظره لذت میبرم
تکون بخور
نه ردیفم, ممنون
میدونی, شاید نشنیدی چی گفتم
گفتم
تکون بخور
و منم گفتم نه
تو واقعا فکر کردی من ازت میترسم؟
هووم باشه
بیخیال اولیویا ولش کن
این دیگه چه کوفتیه؟
تو از اوني که فکر ميکردم هم عجيب تري
از این کارت پشیمون میشی
وای خدای من
اگه اون جعبه چیزیه که دنبالش هستی,
پس جست و جوی تو توی کریستال کریک تموم شده
ریون؟
ریون
...چیکار داری میکنی, ریو
اینجا دیگه کجاست؟
برگرد اینجا, همین حالا
هینچ امروز کجاست؟
من نظری ندارم
شاید رفته جای دیگه؟
مشکل خانوادگی؟
ماشینش نیست؟
کل وسیله ها اینجاست
اون بدون اینکه چیزی به ما بگه نمیره
و بیرون هم کلا مه گرفته
کی به وسیله های اون هینچ پیر اهمیت میده؟
کدومتون ديشب دنبالم اومدين؟
کی گرفتتش؟
آروم باش
نه, نمیخوام آروم باشم
چی شده؟
یکی از شما باید بوده باشین
آفرین, کاراگاه
تو بودی؟
یا عیسی, ریون
جعبه دست توئه؟
تو دیوونه ای کدوم جعبه؟
هر چیزی که هست, من ندارمش خیله خب؟
خب, دست کیه؟
کی گرفتتش؟
تو حالت خوبه؟
نه کارا
میدونم یکی از شماها از من دزدیدتش
تو بودی؟
من؟
من چرا باید از تو دزدی کنم؟
شاید جعبه رو واسه خودت میخواستی
شاید تو کسی بودی که اومدی داخل اتاقم
و فهمیدی که این واقعا چه کاری ازش برمیاد
حرفهات اصلا منطقی نیست
دست کیه؟
یه دیوونه دیگه؟ همون چیزی که اینجا بهش نیاز داشت
کم کم داشت حوصله ام سر میرفت
چیکار داری میکنی؟
اولیویا تو رو میکشه
اگه ببینه داری به وسیله هاش دست میزنی
موضوع چیه ریون؟
بزار کمکت کنم
دیشب یه اتفاقی افتاده
یه اتفاق بد
من واقعا میترسم
میتونی بهم بگی
نه, نمیتونم
اوه عالیه
بابا؟
بابا؟ بابا حالت خوبه؟
لطفا بگو که تو پول هاروی رو گرفتی
من نزدیکم بابا واقعا نزدیکم
من زمانی برام نمونده
میدونم
مطمئن نيستم دفعه بعد زنده باشم
دفعه دیگه ایی وجود نداره
من میخوام چیزی رو که هاروی میخواد رو بهش بدم قول میدم
واقعا متاسفم
بابت همه چی متاسفم
دوستت دارم, عزیز دلم
متاسفم, هینچ
نميتونم بگم الان دلم برات تنگ شده
سلام؟
اصلا خنده دار نیست, اولیویا
مامان رو ندیدی؟
نه
از دیروز ندیدمش
مامان؟
اوه هینچ اون مامان دینه
ماشینش هنوز اینجاست
باید یه توضیح منطقی باشه همیشه توضیحی هست
آخرین باری که دیدین "هینچ" اینجا رو ترک میکنه کی بود؟
نشونه ای ازش نیست؟
اون اینجا نیست من همه جا رو گشتم
این اصلا درست نیست
اون برمیگرده من میدونم
تو از کجا میدونی؟
اگه يه مشکلي پيش اومده باشه چي؟ اگه
اون حالش خوبه, قول میدم
اوه, نمیتونم الان اینکارو بکنم
باشه. فقط ميخواستم ذهنت رو از اين موضوع دور کنم
شرمنده واقعا نگران ...اینم که
فهمیدم
چیو؟
درباره ی اونه؟
کی؟
فقط بس کن, باشه؟ من احمق نیستم
دوباره نه, اولیویا
شنيدم که با ويکي در مورد خودت و اون حرف زدي
ما نمیتونیم اینجوری پیش بریم
بين من و ويلو چيزي وجود نداره، باشه؟
تو تنها کسی هستی که من میخوام باهاش باشم
خودت میدونی که فقط تو هستی
واقعا؟
قول میدم
چرا وقتی تو رو دارم حتی به او نگاه کنم؟
یادته؟
فقط منو خودت
در مقابل دنیا
آره
ویلو
رز؟
یه چیزی اون پایینه
...نمیدونم, فقط
اون؟
مرده؟
واقعا متاسفم
اون سعی کرد منو هم بکشه
متاسفم، اما کسي که ميخواي باهاش تماس بگيري,
نمیتونه جواب بده
متاسفم، اما کسي که ميخواي باهاش تماس بگيري,
نمیتونه جواب بده
متاسفم، اما کسي که ميخواي باهاش تماس بگيري,
حتي به اين فکر هم نکن که بري بيرون!
زنده به دروازه نمیرسی
و چی؟ نقشه تو اینه که
همینجا بشینیم و منتظر بمونیم
تا اون موجود دوباره ما رو گیر بندازه؟
من نقشه ای ندارم
فعلا ندارم
چی اون پایینه؟
نميدونم چطوري توصيفش کنم
اون از داخل جعبه اومد
جعبه؟
بچه ها, گوش کنین ما باید کنار هم بمونیم
ما باید با همدیگه یه راهی ...پیدا کنیم واسه
جعبه ی کتاب طلسم ریون؟
تو اون موجود رو آرودی اینجا؟
نه, کار من نیست
دروغ گو
حقیقت رو بهمون بگو, ریون
...حقیقت اینه که
چی؟
نميخواستم اينجور بشه
اون موجود چیه, ریون؟
یه شیطان
تو دیوونه ای
فکر ميکني مامان رو هم گرفته؟
اون شش تا قربانی میخواد
چهارتا بیشتر
انتظار داري که ما اين مضخرفات رو باور کنيم؟
کشتن اون رو زنده نگه مي داره
اون با روح قرباني هاش زندگي ميکنه
من دانشجو نيستم و پدر پولدارم منو اينجا نفرستاده
من اينجا فرستاده شدم تا اون جعبه رو پيدا کنم و با خودم برگردونمش
ولی من اون کسی نبودم که بازش کردم
من اون موجود رو آزاد نکردم
و کی اینکارو کرد؟
خب, کی بازش کرده پس؟
باشه. ساکت
یه نفر اینکارو کرده ولی دست تو هم به خون آلوده ست
لعنت بهش من دیگه اینجا نمیمونم
تا منتظر بمونم بمیرم, خیله خب؟
لعنتی
هینچ فقط کلید دروازه رو داشت
دیوارها خیلی بلنده که بشه از روش رد شد
چجوری میتونیم از اینجا بریم بیرون؟
خب, دارم یه راهی پیدا میکنم
نه نه ,ارین نکن
ببین, نمیتونی کل شب رو فقط حرف بزنی
من، دارم کاري رو ميکنم که بايد خيلي وقت پيش انجامش ميدادم.
من میخوام از اینجا برم بیرون و برم خونه
ارین
با این مه ی که هست نمیتونی دروازه رو پیدا کنی
میخوای شرط ببندی؟
بسه
هرچند تو هم میتونی با من بیای
به همه ی ما نشون بده که واقعاً چقدر متاسف هستي
و یه راهی پیدا کن که از اینجا بریم بیرون
یا اینکه برگرد اونجا و قایم شو
مثل بقیه اونا
انتخاب با خودته
حتی شجاعتت هم الکیه
فکر میکنی اون حالش خوبه؟
نمیدونم
ویلو, نمیدونم
اوه خدا
یالا
یالا
نه
نمیتونیم بزاریم اون بمیره
اون خودش خواست بره اون بیرون
ما باید از همدیگه مراقبت کنیم
ویلو
جدی؟
من با اين چيزا نميمیرم، مگه نه؟
تو چی؟
نگران من نباش
ما باید یجوری به بیرون پیام بفرستیم
اما موبایل ها آنتن نمیده چجوری اینکارو بکنیم؟
کسی واسه کمک نمیاد
پس چی؟
من و تو باید یه راهی واسه خروج از اینجا پیدا کنیم
در حالی که اون شیطان داره دنبال بقیه میره
-بقیه رو قربانی کنیم؟ -تو ایده بهتری داری؟
خیلی خطرناکه
تو خودت گفتی ما نمیتونیم اینجا با ترس بمونیم
من و تو در مقابل دنيا
مثل زمانهایی که دربارش حرف میزدیم
من و تو
من که میگم جعبه رو بسوزونیم
بسوزونش, تیکه تیکه اش کن
هر کاري که لازم باشه بکن قبل از اينکه اون موجود دوباره ازش خارج بشه
فکر نمیکنم بتونیم
مگه خراب کردن یه جعبه چقدر سخته؟
این یکی غیر ممکنه
باید یه کاری کنیم
من عمرا سمت اون چیز نمیرم
چه سورپرایزی؟
یه ترسو, همیشه ترسوئه
بسه
ببین, اون موجود قراره بسوزه
چه بلایی سر اونا و مامان اومده!
من میخوام ازش مطمئن بشم
اون رفته, اینجا نیست
این دیگه چه کوفتیه؟
یالا
از این بابت مطمئن نیستم
ساکت
دنبالم بیاین
این ایده بدیه
خیلی دیر کردیم
وایسا
اولیویا
چیکار داری میکنی؟
این تنها فرصت ماست
با من میای؟
تو که نمیخوای تنهاش بزاری, میخوای؟
تو نمیخوای ویلو رو تنها بزاری
چی داری میگی؟
به من دروغ نگو
نمیتونم اینکارو بکنم
من دیگه منتظر نمیمونم
هی, برو برو برو, برو یالا
تو چت شده؟
اون دین رو گرفت
اون رفت؟
فعلا
چی شده؟
به نظر میاد که نور اونو میسوزونه
متسفم, اما شخصی که باهاش تماس گرفتین
باهوش
دهنت رو ببند
فکر ميکني بعد از کاري که کردي ميتوني
با من اينطوري حرف بزني؟
بعد از اينکه ما رو با اون تو تله انداختي و گذاشتي بميريم؟
تو به اتاقم وارد شدي، اوليويا؟
چی؟
تو گفتی که اون موجود میتونه آرزو رو برآورده کنه
اول گذاشتیش روی هینچ بعدشم ویکتوریا
بعدش هم رسید به ارین
بعدش هم ما تو تله افتادیم شد شش تا
تو و دین رو زنده میزاره و بعدش
آرزوتون هرچی باشه برآورده میشه
تو جعبه رو باز کردی, مگه نه؟
فکر کردی داری با کی حرف میزنی؟
اونا بخاطر تو مردن
تو عقلت رو از دست دادی؟
من بازش نکردم
حرفت رو باور نمیکنم
رز کیه؟
این اسم چه معنی ای برات داره؟
هیچی. چرا باید داشته باشه؟
هر چي ميخواي باور کن، ولي اگه داري منو متهم ميکني،
داری وقتت رو حروم میکنی
میتونه هرکدوم از شما باشه
تو چی, کارا؟
من چی؟
تو همیشه میگی که ایکاش زندگیت
متفاوت بود
و؟
و من فکر ميکنم شايد تو آرزو کردي که پدر و مادرت برگردن
من هیچوقت اونا رو نشناختم
و از چیزی که به من گفته شده بهتره که همون مرده بمونن
پس هرچی تو بخوای
تو فقط چند ماهه که با اونی
شاید این آرزو بیشتر از ما واسه تو ارزش داشته باشه
برای اولین بار توی زندگیم
واقعا احساس کردم که بخشی از چیزی هستم.
آره، میدونم، گفتم کاش زندگیم فرق میکرد
و حدس بزن چیه؟
به لطف شماها، در واقع فرق کرده بود.
قبل از همه ی اینا من خوشحال بودم
من کسي نيستم که اين کار رو با ما کرده
آره خب, ما کم کم داره از تعداد مظنونین مون کم میشه
من فکر میکنم میتونیم بکشیمش
و کتاب راهنمای دیوونه ها جوابش اینه؟
اگر چه کشتن جاکستیمارا غیر ممکنه
یه استثنایی وجود داره
وقتي زمين، خورشيد و ماه به گونه اي هم تراز ميشن
یه چیزی بوجود میاد
ماه خونین
اين نوع نادر نور براي شيطان کشنده است
ميخواي شيطان ما رو تا نور ماه دنبال کنه؟
نه, خیلی ریسکش بالاست
اما ميتونيم از تکه هاي آينه شکسته استفاده کنيم
تا نور رو به سمتش هدایت کنیم
مثل یه اسلحه؟
دقیقا
اول باید نور رو جمع کنیم
کاری کنیم که همه ی اشعه ها به صورت موازی
توی یه جهت حرکت کنن
شوک، وحشت، من يه چيزايي توی فيزيک ياد گرفتم
و چجوری باید اینکارو بکنیم, انیشتین؟
به چندتا لنز نیاز داریم
یه تلسکوپ توی کتابخانه هست.
بیاین کارش رو تموم کنیم
من میتونم دین رو برگردونم
میدونی چیه؟ این ممکنه جواب بده
دین
دین؟
- چیکار داری میکنی؟ - اون نیست
یالا
اولیویا, حالا
ریون
کمکم کنین لطفا کمکم کنین
کمکم کنین لطفا کمکم کنین
کارا
کمک کمک
کمک
میدونم که فکر کردی من مردم
اما من اونجا بودم
ریون
کمک
از زندگیم قایم شده بودم
درمانده نشسته بودم و
مردن دوستهام رو تماشا میکردم
میخوام بدونی گیر افتاده شدن چه حسی داره
اونم با حس ناامیدی
ارین خواهش میکنم التماست میکنم
اینجا رو ببین اولیویا براون داره واسه بخشش التماس میکنه
تو زندگيمون رو نابود کردي. روز به روز
من دوستت بودم
اونا دوستهای من بودن
تو هنوزم نمیبینیش , مگه نه؟
من تو رو نزدیک خودم نگه داشتم چون میترسیدم منو هم آزار بدی
من از تو میترسیدم
اما دیگه نه
تو به اونا اهمیتی ندادی
تو فقط حواست به خودته
و حالا فقط ما سه تا موندیم
و وقتي اون شيطان جونت رو ميگيره
میشه شش تا قربانی
و بعدش همه چی تموم میشه
منو ریون آزاد میشیم
تو بهاش رو پرداخت میکنی
من متاسفم, خواهش میکنم ارین
متاسفم
متاسفم
ارین, متاسفم
ریون, کمکم کن
کمکم کن
نه
خواهش میکنم
نه, این غیر ممکنه
اون شش نفر رو کشته
خواهش میکنم کمک
خواهش میکنم
نه
کارا؟
من مردنت رو دیدم
کاملا مطمئنی؟
کارا
ببین, چون من جعبه رو باز کردم و شیطان آزاد شد
اون نمیتونه منو بکشه
من مصونم
حالا, بزار حدس بزنم هاروی تو رو هم فرستاده؟
من داشتم تسلیم میشدم
شروع کردم به فکر کردن اینکه شايد اولگا دروغ گفته باشه
که اصلاً اينجا نبود
و بعدش تو رسيدي
و نه تنها تو منو به اينجا کشوندي
اما متوجه شدم که اين جعبه بيشتر از چيزي که
تصورش رو ميکردم رو ارائه ميده
این جعبه غیرممکن رو ممکن میکنه.
هاروی به من قول داد که در ازای اون جعبه
برای نجات خواهرم بهم پول بده
اما من خیلی طولش دادم
خیلی دیر کردم
اون درگذشت
اما وقتی متوجه قدرت واقعیه جعبه شدم
میدونستم اگه بتونم شجاع
مصمم
و بیرحم باشم
میتونستم چیزی رو که پول نمیتونه بهم بده رو به دست بیارم
هیچ چیز نمیتونست جلوی راهم رو بگیره
و هيچ چيز جلوي من رو نمي گيره که
از اين فرصت استفاده کنم تا
خواهرم رو برگردونم
رز
نه
امیدوارم از دیدن فیلم لذت برده باشید مترجم: فری هانتر Telegram: @FeryHunter
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.