Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
رسانه بزرگ نایت مووی تقدیم میکند NightMovie.Co
ترجمه از: عرفان و کیانوش جهانگیری
اصلاً...
آره، فقط یه لحظه بهم وقت بده.
خیلیخب. خیلیخب.
- خوبه؟ میخوای... - آره. فقط یه لحظه بهم وقت بده.
فقط یه لحظه بهم وقت بده. خیلیخب.
خیلیخب.
- اوه. - آه. حالا شد.
دوست دارم.
تو خیلی خوشگلی. دوست دارم.
فقط همینجوری بمون. فقط...
تا ابد همینجوری بمون.
باشه.
دوست دارم.
اوه. مراقب باش. مراقب باش.
- دیدی، بهت که گفتم. - سریع بود.
تبریک میگم.
ممنون. رکورد رو زدم؟
نمیخوام چیزی رو ملافهها بریزه.
میشه یه چیزی بهم بدی؟
اوف. بیا، حوله.
مرسی.
- حالا شد. - اوف.
آه.
اممم.
- کنترل کجاس؟ - همم؟
کنترل پیش توئه؟
نه. فکر کردم پیش توئه.
اوه، آره.
- آره. - آره.
دوست دارم.
دوست دارم.
- شب بخیر. - شب بخیر.
تولدت مبارک
رأس ساعت 8 توی خیابون کاوو بیا به دیدنم لباس مهمونی بپوش... شب بزرگیه...قراره کلی خوش بگذره تولدت مبارک، دوست دارم
خیلیخب کلاس، من منتظر پیشنویس پایان نامهی شما میمونم.
اما اول، آنا... 30عدد بزرگیه.
با جوونیت خداحافظی کن.
عالیه شد.
- سوپرایز، آنا! - سوپرایز!
- تولدت مبارک، آنا. - ممنون.
- تولدت مبارک! - ممنون.
آنا، تو زیباترین آدمی هستی که...
که تا حالا توی زندگیم دیدیم... نه.
آنا، من...
میخوام بقیهی عمرم رو با تو بگذرونم
و امیدوارم توئم همین رو بخوای؟!
نه. نه.
نه، نه، نه، نه.
- هی. - سلام.
تولدت مبارک!
امم!
- وحشت نکن. - چیه؟
- اوه. - 30سالگی تازه شروع...
پایان زندگیته.
اوه! اوه، خیلی بزرگه.
نمیتونم منتظر بمونم تا اینو ببینی.
آره.
اوه، چه ترسناکه.
- موهاشو ببین! - خودتو ببین.
- خیلی خوشتیپ بودی. - اون بازوها مال کیه؟
فکر کردم بخوای واسه خونهی جدیدت از چندتا آثار هنری استفاده کنی.
خونهی جدید؟ کسی گفت خونهی جدید؟
- هان؟ هان؟ - ما داریم طبق برنامه پیش میریم.
باشه. باشه.
خیلیخب، از روی برنامه پیش نمیریم...
- ممنون. - ببینید، من گند زدم...
و چندتا تصمیم اشتباه گرفتم، میدونی؟
ولی این یکی رو نه.
آه.
- عالی بود. - ممنون.
- خوب بود. - خوب بود، درسته؟
- حرف خوبی بود. - خوب بود، درسته؟
- ممنون. - اوه خدای من.
میدونین واسه اینکه امشب بیام اینجا به چی فکر میکردم؟
تابستون کنار دریاچه.
- واقعاً؟ - اوهوم.
اینکه پدر و مادرمون چطوری ما رو اونجا رها کردن، میدونی؟
منظورم اینه که، اونام باید امشب اینجا میبودن، بابا و مامان.
هی، اونا همون کسایی هستن که بودن و ما اونا رو دوست داریم.
فقط یادم اومد که تو جای اونا رو واسم پر کردی. پس ممنون.
- اوه خدای من، و ما در مورد پسرا حرف میزدیم... - آره.
و تو به تدی علاقه داشتی.
- به ویل علاقه داشتم. - نه تدی.
تد نه... ویل.
ببخشید. تدی فردریکز؟
تدی فردریکز.
- اونو یادت میاد. - همونی که گردن بزرگی داشت؟
- نه، اون یه گردن بزرگ نداشت. - اون یارو یه گردن بزرگ داشت.
- خیلی بزرگ بود، ریس. - اون فقط خیلی قوی بود.
شبیه اورکها بود.
تو میدونستی من به تدی علاقه داشتم.
نه، نمیدونستم.
منظورم اینه که ما جدا نشدنی بودیم.
خدای من، شما وقتی باهم آشنا شدین که ما بچه بودین.
ما بچه بودیم!
عشق اول... و هنوز باهمن.
در طول عمرت با کس دیگهای نباشی...
خیلی دیووانه کنندهاس.
- و همیشه منو غذاب میداد... - بیخیال.
- چون فکر میکردم تا آخر عمرم تنها میمونم. - خیلیخب.
ولی بعد منو به اون معرفی کردی.
و اگه بتونین راضیش کنین که منو بچهدار کنه
...عالی میشه.
- بچههامون باید امشب اینجا میبودن. - ویلیام.
- اوهوم. - نمیخوام...
تو رو جلوی کسی که میخواد یه روزی زنت بشه، ضایع کنم.
اما وقتیکه سال اول توی خوابگاه بودیم
تو بهم گفتی...
که تا حالا با چندتا زن رابطی داشتی.
واقعاً؟ راست میگه؟ اینو گفتی؟
دروغ گفتم.
وای.
- دروغ عجیبیه. - ریس.
- من 18 سالم بود. - ما باهم همخونه بودیم.
- بیخیال. - اونقدری نبود که بخوای...
نه، فقط من یه پسر ساکت دهاتی بودم
و تو خیلی باحال و تحسین برانگیز بودی.
- من براش کافی نبودم. - نه، بخاطر این نیست. نه.
نه فقط تو تتو داشتی و بهترین موادها رو داشتی
و قبلاً با کلی آدم...
تو حتی با دوتا از روئسای دولت هم رابطه داشتی.
باهمدیگه و جدا از هم.
- من طرفدار کار گروهی هستم. - اوه، باشه.
میخواستم ازم خوشت بیاد، پس دروغ گفتم.
خب، مایه ناامیدیه.
ما از اون موقع باهم رابطه داشتیم.
- فقط با اون؟ - چی؟
میدونی چیه، ریس؟
زندگی جنسی ما... ما به... چون زندگی جنسی ما...
واقعاً فوقالعادهاس.
در قیاس با چی؟
ریس.
منظورم اینه که، آنا تو تا حالا با کس دیگهای به جز ویل نبودی
میگم که بدون یه آلت دیگه چه حسی داره.
- چی؟ - ریس.
نمیخوای بدونی؟ کنجکاو نیستی؟
بایدم باشی. منظورم اینه که، واقعاً باید باشی. بیخیال!
شما دوتا...
خیلی ثابت، قابل پیشبینی و حوصله سر بُرید.
احتمالاً تا الآن هم برای بچهتون برنامه چیده باشین.
- یه خورده زندگی کنین! - خیلیخب، بیخیال.
نمیخوای مثل اون یارویی باشی که توی کالج تظاهر میکردی هستی؟
یه خورده پشیمون نمیشی
اگه بمیری و هیچوقت مثل اون نشی؟
بگذریم، ببینین، هیچ ریسکی وجود نداره.
شما دوتا... شما دوتا عاشق همدیگن.
عاشق همدیگن.
یادبود عشق شما تا ابد باقی میمونه
و من بسلامتی شما میخورم و دوستتون دارم.
- اوه بسلامتی، ریس. - خیلی ممنون.
خیلی ممنون.
خب...
ام...
به دنبال اون حرفا، میخواستم..
میخواستم...
امشب بهت کلید خونه رو بدم.
ولی خونه هنوز تموم نشده
پس کلیدی وجود نداره، متأسفم.
ولی میگم...
آنا...
میتونم تا آخر عمرم به صورتت نگاه کنم
و ام...
عاشقتم.
عاشقتم.
تولدت مبارک.
تو از تدی فردریکز خوشت میومد.
آره، قبل از اینکه سر و کلهی تو پیدا بشه.
در مورد اون و گردن نازکش چیزی نوشتی؟
آره، ترسیده بودم اما اون منو میخواست.
اوه، چقدر عاشقانه.
صبرکن ببینم، این داستان رو بعد از اینکه باهم دوست شدیم نوشتی؟
آره، یه پیشنهادی بود که میخواستم تا آخر کالج بهش فکر کنم.
- واقعاً؟ - آره.
و؟
آه، ما به نپال رفتیم و ازدواج کردیم.
من تو رو انتخاب کردم.
اما تو توی کف تدی بودی. این...
چیه؟ من کنجکاو بودم. منظورم اینه که،...
توئم به یه زن دیگه علاقهمند شدی.
منظورم اینه که... آره،...
- خب... - خب، نه بیشتر از تو.
نه.
باشه. یه امتیاز واسه اون حرفت.
امم. ممنون.
گمون کنم، میدونی...
تجربه میخواستم.
و من سد راهت شدم.
مشخصه اینطور نیست.
بعضیوقتا واقعاً بدجنس میشی، میدونی؟
حالا هر چی. نباید زیادی شامپاین میخوردم.
آره، فکر کنم تو فکر میکنی...
بیشتر از اون چیزی که هستی بامزهتری.
- مضخرفه. - نه.
- من خیلی بامزهام. - اوه، جدی؟ هستی؟
- امم. - فکر کنم بتونیم سر این قضیه کوتاه بیایم.
تو بدون من گمراه میشی.
هی.
- همم. - هی.
- چیه؟ - امم.
حرفی که قبلاً زدم رو جدی گفتم.
در مورد چی؟
در مورد بچهدار شدن. من یه بچه میخوام.
- نظرت در مورد یه توله سگ چیه؟ - بیخیال.
اوه.
میشه صورتحسابمون رو بیاری؟
ریس، اون پیشخدمت نیست.
اوه لعنت.
اوه! مراقب باش!
من که حسودی نمیکنم. تو چی؟
پس نظرت در مورد کل این مدت چیه؟
- نه. - در مورد...
- نه، فقط... - علاقهداشتم به تدی فردریکز؟
نه. فقط کنجکاوم. فقط کنجکاوم.
- منظورت چیه؟ - همم؟
منظورت چیه کنجکاوی؟
- آره. - داری ازم اجازه میخوای؟
همم؟
نمیدونم. نه، من...
من فقط... شاید.
فقط... نمیدونم.
چرا دیشب اون حرفو زدی؟
نمیدونم. متأسفم.
احمق بودم. خیلی مست بودم. شرمنده.
بابت حرفای دیشب ریس متأسفم. اون...
- اوه، بیخیالش. - آره.
قبل از اینکه بریم کلی مشورب خورد.
- نه. جدی؟ - آره، اینکارو کرد.
قبل از هل با چند نفر دیگه بودی؟
نمیدونم.
خب، یه شماره بگو.
بیشتر از تو، فرض کنم کمتر از هزار نفر بوده.
- و هیل بهترینشون بوده؟ - نه.
اندرسون کوپر... بالاترین درجه رو داره.
اذیتم نمیکنه. میدونم شوخی میکرد.
فکر نکردی با کس دیگهای باشی؟
نه راستش. نه واقعاً. نه.
منظورم اینه که، با هیل راحتم.
نظراتمون یکیه. همین هم کافیه.
مثل این نیست که احساس کنم چیزی رو از دست دادم.
یه تنفگ میذارن توی دهنت و میگم مجبوری تا 90 سالگی...
فقط با هیل رابطه داشته باشی.
آره.
اگه یه تفنگ بذارن تو دهنم. حتماً جواب بله میدم.
آه. اووف.
- آره، آره. - اوه.
یکم دیگه مونده.
حالا شد. آفرین.
فکر میکنی سرنوشتمون اینه که باهم باشیم؟
همم؟ چی؟
هیچی.
سوشی چطور بود؟
من دارم مانعت میشم؟
چی؟
من...
تو با من خوشحالی؟
ببخشید. نمیفهمم.
ببین، تو فقط یه زندگی داری
و من هیچوقت نمیخوام...
جلوی تو رو از کاری که شاید بخوای بکنی بگیرم.
اساساً، مشکلی نداره. فکر کنم.
فکر کنم من باهاش مشکلی نداشته باشم.
میشه بگی منظورت چیه؟
فکر میکنم تو باید با زنای دیگه رابطه داشته باشی.
منظروم اینه که، اگه قراره...
تا ابد باهمدیگه باشیم.
فکر میکنی من اینو میخوام؟
ببین.
میدونم که تو چقدر منو دوست داری و خواهی داشت
پس، چرا نباید اینکارو بکنی. درسته؟
منظروم اینه که، اگه همونقدری که میگم دوست دارم...
پس نباید از زدن این حرف بترسم.
- نمیتونم باشم. فقط... - توئم اینو میخوای؟
نمیدونم.
- تک پری احمقانهاس. باشه؟ - اها.
این قسمتی از حرفاته که...
- با عقل جور در میاد. - درسته.
نه اینکه بخوام... منظورم اینه که، نه، ولی...
حق با توئه.
- کار بدیه. - حتماً.
حداقل، برخلاف منطقـه.
فقط عجیبه که...
- تا حالا در موردش حرف نزدیم. همین، میدونی؟ - درسته.
منظورم اینه که، کاری رو کردیم که باید میکردیم.
- آره، چون خیلی جوون بودیم. - درسته. از کجا میدونستیم؟
نمیخوام منو از روی اجبار بخوای. میدونی؟
میخوام منو واقعاً بخوای.
نه فقط بخاطر اینکه بدنت مال منه.
خب، میتونی یکم ازش رو داشته باشی.
فکر میکنی میخوام یکمش رو داشته باشم؟
خیلیخب، ببین حرفای دیشبمون خیلی عجیب بود.
آره. میخوایم امتحانش کنیم؟
خیلیخب، اگه بخوایم اینکارو بکنیم...
اسمش رو چی میذاری؟
یه رابطهی باز؟
نه. رابطهها نمیتونن باز باشه.
- نه. نه. - این رابطه فقط مال من و توئه.
درسته. منظورم همین بود.
میتونی فقط با بقیه آدما رو بکنی.
آه.
همینطور تو، مشخصاً.
فکر نکنم جواب بده.
خب، چرا نه؟
آه، ذات انسان
و هزاران افسانهی هشدار آمیزی که قبل از تو اتفاق افتادن.
ما اینطوری نیستیم.
چرا تا حالا این بحثو باهم نکردیم؟
کلی ساله باهمدیگه بودین...
و تا حالا به فکر رابطه با یه نفر دیگه نبودین؟
خب، البته که بهش فکر کردم.
به آدمای دیگهی هم جذب شدم.
خدای من، تو در طول عمرت...
فقط با یه نفر بودی.
اوه! شبیه داستانهای مقدس میمونه.
وفاداری خیلی باارزشه.
واسه همین تو هر رابطهی...
یک مقیاس رایجـه.
میدونم که میخوای حسادت رو احساس کنی
ولی فکر نکنم امکانش باشه.
تو میخوای تا ابد با ریس باشی.
این یه سواله؟
میخوای؟
نه.
میخوام من و ریس تا زمانی پیش هم باشیم...
که بتونیم همدیگه رو خوشحال کنیم.
اما آره، با وجود اون میتونم تا ابد باهاش باشم.
تو شانون و جرمی رو یادت میاد. درسته؟
اونا یه رابطهی باز داشتن.
آره، توی کالج.
آره، و هنوزم باهمن.
الآن بچه هم دارن.
حساب نمیشه.
- تو هنوزم به ویل علاقه داری، درسته؟ - آره، البته که دارم.
- آنا؟ - آره.
و سکستون هنوزم خوبه؟
آره.
منظورم اینه که... فکر کنم.
فکر میکنی؟!
یعنی داری میگی
با وجود گذراندن اون همه سال با هیل
و تمام چیزایی که باهم ساختین
عشق، اعتمادی که بینتون هست
صمیمیت، پولایی که باهم تقسیم کردین
زندگی، همهچی... اونقدر شکننده هست...
که اگه اون فقط یه بار با یه نفر بخوابه
همچی رو که باهم ساختین رو پاک میکنه؟
- آره. - این مسخرهاس.
چرا باید اینکارو بکنی؟
چون اون مال منه.
شبیه بچهها میمونی. این جواب یه بچهاس.
ویلیام، من خیلی دوست دارم.
ولی این خیلی احمقانهاس. فردا میبینمت.
برو بیارش.
- اسمش چیه؟ - اوه، باوزر.
یه خورده بیادبه ولی پسر خوبیه.
نه منظورم...
اوه، آره. آدرین.
- خیلی خوشگله. - ممنون.
راستش اینجا جاییه که اون میخوابه
اما باوزر هم اینجا رو دوست داره.
امم.
بچه داری؟
اوه، نه. نه.
آه، سرم خیلی شلوغه. من مدیر یه گلخونه هستم.
- اوه. - گیاه.
- آره. - آره.
انگار چندتا بچه داری، درسته؟
آره، آره.
آره، خب، سگت مثل بچهات میمونه.
اکسل، آره، اون مال خواهرمه.
اوه.
من هیل هستم.
- سلام. گلن هستم. - سلام.
لعنتی. بازم؟
سه بار در سال. از این دستگاه متنفرم.
سلام. اگه سوالی داشتین منو صدا کنین.
فوقالعادهاس... بوش.
اوه اون؟ اون درخت سروـه که داره برشش میده.
خب، بوش رو میتونستم از ته خیابون حس کنم.
اوه، جدی؟
البته من یه دماغ خاص دارم.
اوه. بنظر میاد همینطور باشه.
دماغ خوشگلی دارین.
تو این میز رو ساختی؟
آره، دوتاییمون...
هر چی که تو فروشگاه هست رو ساختیم.
خیلی تحسین برانگیزه.
ممنون.
اون دوست پسرته؟
اون؟ نه اون شریکمه.
همکارم... بهترین دوستمه.
خیلی خوبه.
خیلی خیلی زیباست.
صبر کن. ام...
یه تیکه ازش نمیخواین؟
میدونی، اگه لازم داشتی ردیف بشی...
اونو بسوزونی.
خیلی لطف میکنی.
ممنون.
- خیلیخب. - اینکارو میکنم.
بعداً میبینمت.
لذت ببرین.
ممنون. توئم همینطور.
خداحافظ.
خوشم اومد.
البته.
چیه؟ عالی بود.
خیلی حرف میزدن.
دو بار گریه کردم.
میدونم. تو خیلی احساساتی هستی.
حالا هر چی. تو منو دوست داری.
آره، خب...
- میخوای بریم بیرون؟ - همم؟
- بریم بیرون. یالا. یالا. - دیر وقته.
بیا بریم بیرون. بیا بریم برقصیم. - دیر وقته
بیا بریم برقصیم. زیادم دیر وقت نیست.
- بیا بریم برقصیم. - من واسه فردا...
- من پیر نیستیم. - سفارش زیادی گرفتم.
من جووون و زیبا هستیم. بیا بریم برقصیم.
من کار دارم! بذار چهارشنبه بریم برقصیم.
لعنت به چهارشنبه.
- خیلیخب. - باشه؟
- چهارشنبه. - باشه، خوبه.
باورم نمیشه از فیلم خوشت نیومد.
خب، سلیقه من سوال برانگیزه.
هی، برگرد اینجا.
داری چیکار... فکر کردم داریم میریم.
واسه چی عجله کنیم؟
همم؟
نمیدونم.
مطمئنی واسه این حاضری؟
آره. تو چی؟
چیه؟ کسی رو میبینی؟
نه. اینقدر ضایع بازی در نیار. باشه؟
باشه. متأسفم.
- در ضمن، خیلی خوشگل شدی. - جدی؟
- فوقالعاده شدی. - آره، توئم همینطور.
ممنون.
میخوای بری یه جای دیگه و بگردی؟
- البته. - آره.
من از این طرف میرم توئم از اون طرف.
- باشه. - خیلیخب.
مراقب باش.
خیلی متأسفم. بذار برش دارم.
لعنتی. متآسفم.
ممنون. ام، میخوام یکم استراحت کنم.
هی.
سلام.
از لباست خوشم میاد.
- اوه. - چیکار میکنی؟
من چیکار... میدونی...
- این نزدیکیها زندگی میکنی یا... - سلام، عزیزم.
- خب، نه. - مشروب استلا رو تموم کرده بودن.
سلام. من نامزدش هستم.
پس تو ...؟
ایان.
از صحبت با تو خوشحال شدم.
آره.
- متأسفم که... - ممنون.
قسمت باحالش رو قطع کردم.
نه، نه، نه، ممنون. اون...
اون... - آره.
- ضایع بود. - آره، اینو از توی صورتت فهمیدم. و...
نامزدم؟
چیه؟ زیاده روی کردم؟
خب، شاید... حرکت بزرگی بود.
آره، اعتراف میکنم
که رابطهی تقلبیمون رو بیش از حد جلو بردم.
خب آره، همینطوره. حتی تا حالا تو رو ندیده بودم. پس...
حرکت وحشتناکی بوده.
صبر کن. تو از تعهد تقلبی میترسی؟
آره، ازش وحشت دارم.
تمام این مدت، فکر میکنی یه نفر رو میشناسی، و...
آره.
آبجو؟
آره، آبجو رو قبول میکنم.
در مورد تاریخچهی زنان آهنگسازه.
خب، بسلامتی تموم کردن پایان نامهات.
و بسلامتی تموم کردن...
نمیدونم، شستن لباسام؟
من دین هستم.
اوه، آره. سلام. منم آنا هستم.
اوه. عوضی.
- چیه؟ تو عاشق این آهنگی. - آره.
- سلام. - سلام.
اوه، شرمنده، من خیلی احمق.
متأسفم. این...
این دوستم ویلـه.
سلام. دین هستم.
دین؟ دین؟
دین. اسم فوقالعادهیه.
ممنون.
دیوونهکنندهاس... اما من باکرگیم رو با این آهنگ از دست دادم.
- امکان نداره. منم همینطور. - جدی؟ این خیلی عجیبه.
همینطور مـ... همینطور اون.
عجیبه. شما بچهها چطور همدیگه رو میشناسین؟
ما باهم یه مدرسه میرفتیم.
- اوهوم. - از اون موقع تا حالا.
لعنت. عاشق این آهنگم.
میخوای برقصیم؟
- آره. - میتونیم برقصیم.
- ویل. - خیلیخب. یالا.
یالا. میتونیم برقصیم. بیا برقصیم.
ویل!
اوه لعنتی. کتم. الآن برمیگردم.
اوه، باشه.
حاضری؟
واسه چی؟
که بریم خونه.
تو که اینو نمیخوای.
تو از اون خوشت میاد، اون از تو خوشت میاد.
پس...
خب، تو چی؟
خب، میرم خونه. اون خیلی باحاله. درسته؟
و واضحه که تو کفش هستی، پس...
میدونی، اون رقصندهی خوبیه.
خب، شاید بهتر باشه فقط شمارهشو بگیرم یا...
کارمون اینجا تموم شد، بچهها. ما کل فضا رو عوض کردیم.
عوضیای بیحال دارن میرقصن.
شما بچهها هنوز وقت دارین؟
آره، صبح زود کاری ندارم.
عالیه.
میدونی، بهتره من برم.
میدونی، شما بچهها... شما بچهها برین، خوش بگذرونین.
باشه؟
باشه.
باشه. مطمئنی؟
آره.
بعداً میبینمت، آنا.
دین.
سالم میرسونمش خونه.
بریم؟
آره.
اوه.
وای.
این عالیه.
چی واست بیارم؟
من... هر چی که داری رو میخورم.
ها.
اینجاست.
این چیه؟
اون مال خیلی وقته پیشه.
- مال توئه؟ - گروه قدیمیم.
آهنگ "دراپ اف جویپتر" رو یادته؟
آه، آره. آره.
آره، اونا باهاش ما رو از چارت برترین آهنگها آوردن پایین. پس...
اوه.
پس تو الآن...
با کامپیوتر کار میکنی؟
واقعاً برات مهمه؟
نه. نه راستش.
- اوه، صبرکن. - چیه؟
فقط... فقط...
میشه یه لحظه برم دستشویی؟
آره،... همون کنار خودته.
باشه.
تخریب ساختمان تریس 87 لندن
یک برنامهی کاملاً دقیق بود
با وجود اعتراض افراد محلی
و مخالفان...
ببین، داره اتفاق میوفته بهم بگو از اینجا برم تا اینکارو بکنم
اگه تو مشکلی نداری منم مشکلی ندارم
مشکلی نداری؟
تجربهی جدیدی میشه، درسته؟
دوست دارم
منم دوست دارم
همچی مرتبه؟
اوهوم.
فقط...
قدم به قدم بیا جلو.
مجبور نیستی عجله کنی.
- ام... آره، من... - جدی میگم.
ام...
آره، من...
- فردا دانشگاه دارم. پس... - آه.
و چطوریه؟ فردات رو میگم.
اه...
من باید برم.
نمیخواستم...
نه، نه، نه، منظورم این نبود که... اون...
فقط... باید برم.
تا موقعی که زنگ بزنی به تلفنم زل میزنم
اما نمیخوام مجبورت کن.
باید برم.
باشه.
هی.
حالت خوبه؟
آره. آره.
تو چی؟
خوبم.
چطور بود؟
همم.
اون... جالب بود.
اون...
اشکال نداره اگه بگم؟
آره، آره.
واقعاً جالب بود.
خب، خوبه. خوبه.
این خیلی خوبه.
این...
آره، اون عالی بود.
فقط... عجیب بود.
متفاوت بود. شلتر بود.
فقط... متفاوت بود.
اما... تو حالت خوبه؟
آره.
آره، عالیم.
وای.
وای.
جواب داد.
شلتر؟
آره، فقط...
مثلاً اون...
نمیدونم...
در تمام بدنم حسش میکردم.
ام، اما معمولی بود.
مثلاً من سفتم یا همچین چیزی؟
نه. نه، تو حرف نداری.
تو طبیعی هستی.
تمام چیزا رو امتحان کردی؟
چیزای زیادی رو امتحان کردم.
عالیه.
آره.
آره، جواب داد. ولی فقط واسه سرگرمی بود.
آره.
- خوب پیش رفت؟ - بهتر از این حرفا بود.
خیلیخب، جزئیاتش رو بهم بگو.
- شما بچههای دیوونهاید. - نه، اون مهربون بود.
- باهاش مهربون بود. - خوشحالم.
- ویل؟ - مشکلی نداشت.
فکر کنم مشکلی نداشت.
تمامش فکر خودت بود.
اون یه آهنگسازه. یکی از آهنگهاش رو واسم زد.
- خیلیخب، نباید یه بار دیگه ببینیش. - چرا؟
ببین، سکس سکسه، و این عالیه.
ولی تو به همین بسنده کردی.
فقط... فقط مراقب باش.
میدونی که این خودکشی محظه، درسته؟
باید همینالآن سکس کنی. تو تعهد دادی.
وگرنه تا ابد بهت خیانت میکنه.
تو خیلی دراماتیک هستی.
میدونی این بدترین حرفیه که...
میونی به یه مرد همجنسگرا بزنی.
به چی زل زدی؟
هیچی.
سلام.
اوه. بازم سلام.
بازم سلام.
ام، خب مایلم این میزو بخرم.
واقعاً؟ این... وای.
- آره. - باشه.
خب، عالیه.
میدونم. راستش نتونستم از ذهنم خارجش کنم.
بذار فقط آدرستون رو یادداشت کنم
و زمان تحویلش رو تنظیم کنیم.
من الآن آزادم.
اوه. من... خب من...
من یه جورایی... فروشگاه بازه. و...
اوهوم.
خب، چرا در فروشگاه رو نمیبندی؟
من...
دارم شوخی میکنم. ممکنه امشب وقتم آزاد باشه.
اوه خب، منم ممکنه...
بتونم این میز رو امشب به آدرستون بیارم.
خب پس رسماً یه قرار میشه.
سلام.
اوه، سلام.
داری پورن میبینی؟
نه.
- داری چیزای کثیف میبینی؟ - نه.
حیوانی یا همچین چیزی؟ هشتپا، بادمجان؟
نه.
نه. باید برم. باید نوشیدنی بخورم.
خداحافظ.
...شما میتوانید.
وقتی سفر خانوادهی ما شروع شد
تصمیبم گرفتیم که یه بچه رو به فرزند خوندگی قبول کنیم
که جای خالی فرزندمون رو پر کنه.
زمانی که برای اولین بار اون رو دیدم...
آهای؟
لیدیا؟
نگهبان رام داد.
لیدیا؟
وای.
ویل هستم.
میخوای این میزو کجا بذارم؟
آه، آره. آره، عالیه.
- اوه، سلام. - سلام.
خونهی خوشگلیه.
ممنون.
بهتر شد، هان؟
دوست داری چیزی واست بیارم بخوری؟
آیس تی یا شراب سفید؟
راحتم.
من عاشق این چیزا هستم.
میخوای برقصیم؟
- البته. - اوهوم.
از این آهنگ خوشم میاد.
آره.
بوی پدرمو میدی.
داری چه غلطی میکنی؟
نصف شبه. ما اینجا بچه داریم!
ببخشید.
اینجا یه منطقهی مسکونیه، عوضی.
شرمندم.
لعنت.
- سلام. - سلام.
شام درست کردم.
اوه، آشپزی کردی. ها.
آه...
زنگ نزدی.
- آره، متأسفم. - نکن.
فقط اینکارو باهام نکن.
چرا؟ رفتم خونه.
تا نیمه شب، با گوشی خاموش؟
نه.
من... با یه نفر آشنا شدم.
و بعدش به خونه رفتم.
یه نفرو توی خونهی جدیدمون کردی؟
نه، بعدش رفتم اونجا که کار کنم.
درسته. اما من...
منظورم اینه که، قرار بود اگه با کسی آشنا بشی به من...
نگرانت بودم.
متأسفم.
اسمش چیه؟
لیدیا.
لیدیا.
عالیه. خوبه.
متأسفم. باید زنگ میزدم.
من کار اشتباهی نکردم.
چرا، کردی.
لیدیا... عالیه.
لیدیا، احتمالاً یه شخص فوقالعادهاس.
من از دست لیدیا عصبانی نیستم.
زلزله! زلزله!
زلزله! پاشو. ما باید بریم!
بریم توی پناهگاه! یالا!
زلزلهاس...
اوه، خدای من. چی؟
متأسفم. متأسفم.
متأسفم.
پس لرزه.
نگران نباش. همچی ردیف میشه.
سونامی!
نمیتونم نفس بکشم.
خب، لیدیا... کجا همدیگه رو دیدین؟
- توی فروشگاه. - ها.
یه میز خرید.
خدمات مشتریت فوقالعادهاس.
- راستش واسه من خوب نبود. - چرا؟
خب، یه جورایی ترسناک بود.
وقتی لخت بدم بهم نگاه میکرد.
یه دست بزرگ داشت. که عجیب بود.
ازش لذت بردی؟
فکر کنم، بعد یه مدت.
بعد یه مدت؟ چند دفعه...
اوه، فقط یه بار بود.
اوه.
اوه، یکم بیشتر دووم آوردی.
ما روی میز سکس کردیم، که البته عجیب بود.
نتونستم ارضا بشم
پس ترسیدم و تظاهر کردم.
تضاهر کردی؟ صبر کن... اصلاً چطور امکان پذیره؟
چیکار کردی؟ فقط به پشتش تف کردی؟
نه. نه، فقط...
- اوه، کاملاً متقاعد کننده بود. - ممنون.
توئم مجبور شدی با...
- دین؟ - امم.
- نه. نه. - نه؟
- پس... - نه.
حال نداشتی تضاهر کنی یا؟
نه، من... نمیدونم.
شاید بخاطر این بود که مضطرب بودم و...
درسته درسته. فقط یه خورده عجیبه، درسته؟
درسته. باید بازم ببینیش.
- همم؟ - لیدیا.
نمیدونم.
تو میخوای بازم اونو ببینی؟
آره.
باشه.
یالا، اکسل.
اکسل، نه! پسر بد. برو اونجا.
- اوه، بازم سلام. - سلام.
- سلام. - سلام.
ای بابا. فکر کنم خوابم برده بود.
با تو بهتر خوابش میبره؟
اوه، خدای من، نه. نه، نه، اصلاً.
الآن بهت میگم... حاضرم بابت 6 ساعت خواب بیوقفه...
آپارتمانم رو بهت بدم.
- وای. اینقدر بده؟ - آره. آره.
میدونی، من نویسنده هستم
ولی الآن دفترم به یه اتاق بچه تبدیل شده.
بابت وقت یکم اذیت میکنه
و چیزای شبیه به این که...
میخوای بغلش کنی؟
آره.
- آره؟ - مطمئنی؟
بفرما بشین.
هی، ایدن، مایلم هیل رو بهت معرفی کنم.
هیل، ایدن هستش.
سلام، ایدن.
سلام بچه کوچولو. باید خیلی بامزه باشی.
تو خیلی...
اون خوابیده.
فکر میکنی خواب چی رو مبینی؟
اوه، شرط میبندم خواب تو رو میبینه. شرط میبندم خواب تو رو میبینه.
صورتحسابشون کجاست؟
نمیدونم. اینجا خیلی مضخرفه.
دیگه هیچوقت به چلسی نمیام.
هی.
میخوایم در موردش حرف بزنیم؟
داری سبیل میذاری؟
آم... آره.
آره؟
آره، فکر کردم یه کار جدید بکنم.
یه خورده شبیه...
آدم منحرف توی کلاسمون میمونی.
نمیدونم داری چی میگی.
فقط... بالای لبت خیلی خوشگل شده.
اوه، ممنون.
فقط ازت تعریف کردم.
پیشخدمت کوفتی کجاس؟
توی نرم افزار آشپزی حسابی خرابشون میکنم.
ريس، آروم باش
... من، نمي
به نظرت اونا ديوونه نيستن؟
ويل و آنا رو ميگم
... چرا ريسک کنن و رابطهشون رو به خطر بندازن
... اگه خوشحال نيستن - آره، ولي مگه اونا خوشحال نيستن؟ -
مسئله اينجاست که خوشحال نيستن يا فقط از نظر سکسي از هم خسته شدن
حرف هميشگيت - اوهوم -
خيلي دوستت دارم
ريس، ميشه بچهدار بشيم؟
چيه؟ - چرا اين کار رو ميکني؟ -
چرا الان اين حرف رو ميزني؟
چرا نميتوني فقط به با من بودن قانع باشي؟
ريس
کيرش بزرگتر از منه؟
جدي ميگي؟
خيليخب
... يه چيزي بين
اينقدر و اينقدر
بيخيال
جدي داري درباره کير اون فکر ميکني؟
نه
راستش، مال تو خوشگلتره
ولي اون تو سکس بهتره، نه؟
بيخيال، داري مسخرهبازي در مياري
بهتر نبود؟ - متفاوت بود -
متفاوت بهتر؟ - فقط متفاوت -
... نميدونم، اون
... يه ذره وحشي بود، که
تا حالا شده تو و آنا درباره بچه صحبت کنين؟
چرا؟ مگه حرفي زده؟
نه
فقط ميخواستم بدونم اين که داريم ميسازيم اتاق مخصوص بچهست يا نه
اون کمده
ولي خب تو مشکلي باهاش نداري، نه؟
آره، خب - جدي؟ -
وقتي خونه تکميل بشه و آنا هم مدرکش رو بگيره
فکر ميکنم وقت مناسبي باشه
آره، منطقيه
رفيق، گوشههاش صاف نيست
از اينجا معلومه
مخکم وايستاده
چيزي روش مياد
خودم درستش ميکنم - اين يک کمده -
خيليخب، دوباره انجامش ميدم
چيزي نيست، خودم درستش ميکنم
بايد بينقص باشه
ميخواي بموني؟
مجبور نيستيم کاري بکنيم
ميتونيم فقط بدون هيچ حرفي بشينيم پيش هم؟
آره، اگه تو بخواي ... ميتونيم حرف هم بزنيم، يا
ميتوني درباره پاياننامهت واسم بگي
من هم وانمود ميکنم متوجه ميشم
... خوشحال ميشم، ولي
صبح واست صبحونه درست ميکنم
من واقعاً بايد برگردم خونه
نه
واقعاً نبايد بري
ببخشيد، دلم نميخواست تحت فشار بذارمت
... فقط
بگو تو هم حسش ميکني
قدم به قدم
متوجه نميشم آنا
تو پتانسيل اين رو داري خيلي بهتر از اين بنويسي
هنوز داري مثل يک متخصص کارايي مينويسي
نه يک دانشجوي تاريخ موسيقي
جريان چيه؟
آنا، آنا
رو به راهي؟
... آره، فقط
... من بايد
من بايد برم
از اون خوشت نمياد؟
ببخشيد، نديدمتون
خواهش ميکنم پيش مياد
باعث ايجاد يک واکنش ميشه - جدي؟ -
موافقم، در حال حاضر چيزهاي قشنگتري
از اين نقاشي توي گالري هستن
من بايد يه قهوه بخورم ميل داري؟
آره
زود برميگردم
راستش من قهوه نميخوام
چطوره شمارهت رو بدي؟
دوست دارم بعداً ببينمت
به همسرت ميگي؟
نه
پس باهم توافق دارين
وقتي چيزي رو نميدونه نيازي به توافق نيست
شايد از نظر اون ايرادي نداشته باشه
بيخيال، شمارهت رو بده
... نه، ببين، اگه بهش ميگي
بايد ازش اجازه بگيري
بهت که گفتم، رابطه ما اونطوري نيست
خب، من اينطوريم
اينجور که من ديدم، به نظر نميرسه
ببين، من به خاطر تو ازدواجم رو خراب نميکنم
ممنون بابت سکس، ولي واقعاً نميدونم چي بگم
مطمئنم راه خروج رو بلدي
يک نفر ديگه؟
آره خيلي اتفاقي پيش اومد
... ميشه لطفاً
خوبي؟ - اوهوم -
... بهتر نيست
... تو ميخواي بهتر نيست بس کنيم؟
ارزشش رو داره؟
نه
نه، خوبم جدي ميگم
مطمئن؟
آره
... خب، اگه تو مشکلي نداري
من هم ندارم
نوشيدني ميخوري؟ ... ميتونم برم
نه، راستش من يکم خستهام ميخوام برم خونه
جدي؟
... آره، نميخوام
... تو ميتوني بموني - شايد موندم -
اگه ميخواي - شايد بمونم -
باشه
خونه ميبينمت
آره، ميبينمت
هنوز درگير اون آب يخي؟
اون، اين مسکاله
ديگه نه، با يخ؟
آره
فردا بايد برم سر کار
جدي؟ شغلت چيه؟
معلم دبيرستانم
همم
بچههاي خوبيان ولي محله داغونيه
زنت کجاست؟
چي؟
اوه، اون دوست دخترمه خونهست
ولي تو اينجايي - اينطور که پيداست -
خب، اگه ميخواي کاري بکني
فقط بايد يه کم ديگه اينجا بموني
و استانداردهات رو تا حد زيادي بياري پايين
اوه، اوه خدا
تموم شد؟ - اوهوم -
خواب نيستم
خوش گذشت؟
نه
همم
دير وقته
ببخشيد
لعنتي، چهقدر گرونه
آره
همهشون همينن جراحي هزينه برداره
هزينه بردار براي يک دقيقشه واقعاً گرونه
ميشه حداقل دربارهش صحبت کنيم؟
وقتي سيبيلت در آوردي ميتونيم صحبت کنيم
ميشه جدي باشي؟ - من جديام -
ميشه سعي کنيم يه راه حل پيدا کنيم؟
تو خيلي خود راي هستي من حق ندارم نظر بدم؟
چرا، اگه بشيني حرف بزنيم
تا به حال به فکر کردي شايد يه دليلي داره
که چرا من مخالفم يا چرا براي انجام اين کار ترديد دارم
اگه بحث پولشه، ميتونيم سرپرست يک يتيم بشيم
اونجور بچهها وضع داغوني دارن
اگه به فرزندخوندگي بگيريم ننه باباش ميتونن بيان ببرنش
ما زندگي خوبي داريم
زندگياي که باهم ساختيم
يه نگاه بنداز
ميتوني يه بچه اين وسط تصور کني؟
آره، خب، داشتم سعي ميکردم
تو به هيچکدوم اين مسائل فکر نکردي، نه؟
فقط ... فقط واست يک فانتزي قشنگه
چرا، خيلي خوب هم فکر کردم
بيا بخواب هروقت خواستي
رسيد دريافت رو امضا کرد؟
آره - خوبه -
خانم گرتل وينتروپ؟
چه اسم خندهداري
ولي زن خوبي بود
جدي؟ چهقدر خوب؟
ديگه دارم نگران سلامت مشتريهاي خانممون ميشم
براي يه قفسه کتاب اومدي
ممکنه بيشتر از اون گيرت بياد
امروز حالش رو ندارم، خب؟ - ولي فکر نکنم سن بالايي مثل اون -
مشکلي با آماتور بودن تو داشته باشه
مجبور نيستي اينقدر آشغال باشي
من که نميخوام هرکي رو ميبينم بکنم - جدي؟ -
پس ميشه بگي
راه جهنم رو از چي ساختن؟
... چون اين کار جواب داده
تو احساس خطر ميکني؟ - نه رفيق -
توي خونه من هيچوقت همچين مسائلي پيش نمياد
من احساس خطر نميکنم فقط ناراحتم، همين
هنوز با اون يکي خانمه در ارتباطي؟
ليديا؟ - آره -
آره
اصلاً واست اهميتي داره؟
آره، معلومه
شغلش چيه؟ علايقش چيه؟
اهل کجاست؟
نميدوني؟
گور بابات
فکر کنم فهميديم آشغال کيه
چون به احساساتت لطمه زدم
ميخواي تنهام بذاري خودم برگردم؟
سلام
اوه، خداي من - سلام -
سلام
دوازده ساعت زود اومدي
اوه، منظورت نه شب بود ميتونم برگردم
نه، حالا که اومدي
اشکالي نداره - باشه -
آخه اينجا واقعاً به هم ريختهست
هنوز کارهامون تموم نشده
کارت رو تموم کن
خيليخب
مجبور نيست اينقدر ادا اصول دربياره
ديدي چه کار کرد؟
باعث ميشه حس کنم سوئديم خيلي بده
فکر نکنم اين سوئدي بوده باشه
خب، ممکنه يه ذره نروژي باشه
ولي خب مهم نيست
خب، تو سورپرايزم کردي
داشتم تمرينات جديدم رو ميکردم
ترکيبي از يوگا و تا کردن لباسهاي کثيف
"من بهش ميگم "يوتا
خب، من تا به حال هيچوقت اين موقع صبح با کسي قرار نداشتم
... آم
خب، آم، کتت رو بده من
اوه، ممنون
برنامه خاصي مد نظرته؟
... نه راستش، ولي
ميدوني، دفعه پيش نتونستيم درست باهم صحبت کنيم
خب، ميخواي همديگه رو بشناسيم؟
آره، دقيقاً
خيليخب
چرا قيافهت اينطوري شد؟
تا به حال شده دوست داشته باشي
بيفکر رفتار کني؟
آم، آره
نگران نباش
کسي که درستشون کرده رو ميشناسم
نه، نگران نيستم
جدي؟ چهرهت که داد ميزنه هستي
اينا چيه دقيقاً؟
احتمالاً کلي عشق و حال
جدي ميگي؟
باشه
پايهاي؟
تو چهقدر خوبي
واقعاً؟
آره
تو خيلي نرم و گندهاي
بده؟
نه، هيچي بد نيست
... ميدوني، ما بايد
بايد باهم دوست باشيم
... اگه تو
وايستا ببينم، چي؟
بهتره ساکت بشم، نه؟
نه، چيز بدي نميگي
تو خيلي عالياي
اولين بار که سکس کرديم من ارضا نشدم
واقعاً؟
مسئله تو نيستيا، تو معرکهاي
... واقعاً خوشگلي، منتها من
نتونستم
بايد حلش کنيم - جدي؟ -
چون ميدوني بعضي وقتها
با آنا هم همينطوري ميشه
آنا کيه؟
هميشه ميخوام اين حس رو داشته باشم
چرا هميشه اينطوري نيست؟
چون يک کير
توي کونته
من که مطمئنم انگشت تو بود
ساکت - اوه، خداي من -
نمدونم ميتونم يا نه
معلومه که ميتوني گوش بده
ميخواي باهام چه کار کني؟
هرچي که تو بخواي
نه - ببخشيد -
ساکت - اوه، ببخشيد -
تو چي ميخواي؟ هان؟
هرچي
هر کاري ميخواي بکن
ولي - بکن -
بکن
بکن
... ولي - بکن -
ميتوني بکن
بجنب
اوه
خيلي متاسفم
نه، نه - خيلي متاسفم -
نه
اشکالي نداره
خيلي متاسفم - نه، نه، نه -
چيزي نيست آروم
متاسفم - عيبي نداره -
فرق کردي
جدي؟
مطمئنم گذريه
نميدونستم بلدي ساز بزني
از دستم در رفته
... يه زمان فکر ميکردم ميخوام نوازنده بشم، ولي
ادامه بده
نه
داري چه کار ميکني؟
از اونجا که ميدونم شب نميموني
الان واست صبحونه درست ميکنم
جدي؟
مجاني، مهمون من
بخشي از خدماتمونه
تو خيلي خوبي و وقتي فکر ميکنم اين مدت
فقط از بدنت استفاده ميکردم، حسرت ميخورم
جدي اينطوري بوده؟
اوهوم
ميشه سرآشپز رو ببوسم؟
بيا ببينم
خيلي حس خوبي دارم تو چي؟
خيلي وقته همچين حسي نداشتم
نميدونم، از بعد طلاقم
دني، دني، دني
آم، اسم من ويله
منظورم شوهر سابقمه
آهان
خنگ - ببخشيد -
... با خودت فکر ميکني که نيمه گمشدهت رو پيدا کردي
ولي نميشه فقط يک نفر باشه
چطور ممکنه فقط همون باشه؟
نميدونم
قبل از آشنايي با اون من متخصص بهداشت دندان بودم
فکر کنم بتونم يک سگ بگيرم
... ميتونم
برم سفر
ميشه يه چيزي بپرسم؟
... ميزه
واقعاً دوستش داري؟
اوه، خداي من
اون ميز واقعاً قشنگه
جدي؟
واقعاً دوستش دارم خيلي رک و رو راسته
ميتونم هم اون رو دوست داشته باشم و هم تو رو
اينها همديگه رو نقض نميکنن
خوبه
به نظرم هميشه اين کار رو بکنيم
مثلاً هفتهاي يک بار
خيلي خوبه
يک کم از اين بخور
کاش نارگيل تازه داشتيم
ميدوني چي ميگم؟
خوشمزهست؟ - هوم -
خب، ميتوني باهام روراست باشي
بچهداري؟
هان؟
جاسوسي؟
هرچي که هست، اشکالي نداره
نه
بچه ندارم
مدام با خودم فکر مکينم ديگه نميبينمت
هميشه همينطوره
و بعدش، غيبت ميزنه
يه چيزي توي وجودت ميبينم
خب يه چيزي بگو
ساعت سه صبحه، نميخواي بخوابي؟
الان ميام
به حساب داري من رو تنبيه ميکني؟
خسته نيستم
نه، داري من رو پس ميزني
سرم درد ميکنه
يک هفتهست؟ - ول کن نيست -
واقعاً رفتار بزرگونهاي نشون ميدي تا کي قراره ادامه پيدا کنه؟
برو بخواب - جواب من رو بده -
جواب دادم برو بخواب
ويل، تو خوبي؟
چرا تلويزيون توي خيابونه؟
من جابهجاش کردم
چي؟
بايد اين رو ببيني
اينجا چه خبره؟
واقعاً قشنگه بايد بريم يک تلسکوپ بخريم
خيلي باحال ميشه نه؟ - باشه، تو مستي -
... نه، بيا اينجا فقط دراز بکش
ويل - پاهات رو بده به من -
بايد باهم صحبت کنيم - دراز بکش، ستارهها رو ببين -
پاهات رو بده من
... گوش بده، من - پاهات رو بده من -
هيس، پاهات رو بده
با دين بودي؟ بوي اون رو ميدي
آره، پيش دين بودم
خيلي جالبه، نه؟
اجازه هرکاري رو داريم
آره، ويل - هرکاري که بخواي، ميکني -
هرکاري بخواي
اوهوم - ميدوني -
هرکاري دوست داري
ميتوني با من بکني
حتماً کاري هست که هميشه ميخواستي
با من بکني
نه - و به من نگفتي -
نه - ... بس کن، فقط -
... چرا؟ تو، آم
چيزي رو ازم مخفي ميکني؟
چي؟
چون ما همه چيز رو درباره هم ميدونيم، ويل
... آره، منظورم - اوهوم -
خب، چي ميخواي بگي؟
ميدونستي تلسکوپ دوست دارم؟
همم؟
نه
خب
پس تو رازهايي داري که من نميدونم
خب، تو نداري؟
نه
... آنا، عيبي - ندارم خب -
ويل، بگو ببينم، رازت چيه؟ - چيز بدي نيست -
پس چرا تا به حال نگفتي؟
... فقط - ويل، بگو ديگه، چيه؟ -
هميشه دلم ميخواست تو دهنت تف کنم
چي؟
خارج از بحث، ميدونم به نظر عجيب مياد
چرا؟
نميدونم
دلت ... ميخواد توي دهن من تف کني؟
به نظرم خيلي سکسيه
خيلي حال به هم زنه
چرا بايد بخواي همچين کاري بکني؟
... نه، نه، نميخوام
نه، من ... متاسفم نميخوام اين کار رو با تو بکنم
... فقط - نميخواي؟ -
نه - چرا؟ مگه من چمه؟ -
هيچي - چرا نميخواي تو دهن من تف کني؟ -
... ميخوام، ميکنم، فقط
اگه تو بخواي
ويل، ميخوام توي دهنم تف کني
الان؟
نه
نه، نه، نه متاسفم
نه، خيلي متاسفم
منم متاسفم دوستت دارم
من هم دوستت دارم - دوستت دارم -
دوستت دارم - دوستت دارم -
دوستت دارم دوستت دارم
ديوونه خل
سلام، دارم ميرم
متوجه نشدم
ميشه راجع بهش حرف بزنيم؟
بايد برم
لعنتي
دلت واسه زندگي قبل از اون تنگ شده؟
نه
جواب درست اينه
ولي بعضي وقتا، آره
قبلاً خيلي آزادي داشتم
ولي الان ديگه همش رو اين فينگيل گرفته
آره
ولي بعد يه کار بامزه
با قاشق و سس سيب ميکنه
و ديگه هيچي مهم نيست - درسته -
سوء تفاهم نشه، بچهداري واقعاً سخته
ولي از پسش برمياي
داري بهش فکر ميکني؟
آره - جدي؟ -
يه مدتي هست
خوبه
پس چي جلوت رو گرفته؟
نميدونم
پدر خيلي خوبي ميشي
واقعاً؟
آره، اصلاً حرف من هيچي
اين رو ببين، خيلي دوستت داره
خب، ممنون و ممنون از تو
سلام، ميتونم کمکتون کنم؟
تو جديد اومدي
اوه، عزيزم، تو خيلي نازي
ممنون
کسي سفارشتون رو گرفته؟
آره، ويل کارهام رو انجام ميداد
خب، در حال حاضر بيرون تشريف دارن
... ولي اگه کاري از دست من برمياد
من قبلاً هم اومدم من ليديا هستم
آهان، بله
خب، پس باز هم سفارش دارين؟
آره
ميدوني، با خودم گفتم
کل وسايل زيرشيرووني رو سفارش بدم
اوهوم - ميز قهوه -
و شايد يک ميز غذاخوري
همه وسایل خیلی شیشهای و سرد و سفت
و نچسبه
تو نمیخواد اینا رو بدونی
... ولی، آره، من
به یک شروع تازه نیاز دارم
خیلی کار میبره - منظورت اینه که گرون درمیاد؟ -
به تخمم پول من که نیست
وضع شوهر سابقم معرکه بود
ولی خب، کون لقش
وکیلم بهتر بود
و با منشیم هم رابطه نداشتم
آخه کی همچین کاری میکنه
مگه قرن بوقه؟
واقعاً کار چندشیه
واقعاً باید صحبت از اون رو بس کنم
متاسفم - نه، هرچی دوست دارین بگین -
تو خیلی مهربونی
با خودت میگی "زنیکه دیوونهست
"یکی قرصهاش رو بیاره
آرودن و خوردم قرصهام رو خوردم
مشخص نیست؟ - ... اوه، نه، من -
... ولی میدونی، فکر میکنم کل این قضیه، آم
اومدم اینجا چون فکر میکنم اینجا خیلی باحاله
و کار ویل خیلی صادقانهست
و نشون میده میتونی هرکاری بخوای بکنی
میتونی دوباره از نو شروع کنی
... میتونی دوباره شروع کنی و این
میدونم، زندگی خیلی عجیبه
آره، درسته، واقعاً عجیبه
خب، به ویل میگم که شما اومدین
ممنون
تو خیلی مهربونی، اسمت چیه؟
آنا
آنا
آنا
ممنونم
دکتر بنت؟
... سلام، دکتر بنت، من
واقعاً متاسفم که دیر رسیدم
نمیدونم تو چت شده
چرا اینقدر بیبرنامه شدی
تو در شرف رسیدن به یک حرفه آکادمیک عالی هستی
ولی به نظر میرسه دیگه حتی نمیخوایش
تو چی میخوای آنا؟ خودت رو جمع و جور کن
سلام - سلام -
میخوای یه قدمی بزنیم قهوهای چیزی بخوریم؟
من یه فکر بهتر دارم، بیا
چی؟ چه کار میکنیم؟
دزدکی میایم اینجا
چی؟ شوخی میکنی؟
بیا؟ - اگه بگیرنمون چی؟ -
بیا
اینجا رو ببین
بدک نیست، نه؟
صبرکن ببینم، قضیه چیه؟
چی به نظر میرسه؟
نمیدونم، یه جور ژست؟
نه، فقط یک پیانوئه
چیه؟ - آخ، آی -
خیلی درد دارم، زود بیا - خوبی؟ چی شد؟ -
بذار ببینم، بلند شو
بزن - چی؟ -
بزن
... اوه، تو
قبل این که دستگیرمون کنن باید بزنی
نمیتونم، اینجا نه
خواهش میکنم بزن
قشنگ بود
آنا - دین -
... من، آم
... نمیتونم از فکر درباره - دین -
من آروم صحبت میکنم ... اجازه بده
تو فوقالعادهای
عاشق این رابطه ... و وقت گذروندن با توام، و
... میدونم خیلی کمه که باهمیم و
میترسونتت و نمیخوام عجله کنم
... نمیخوام - من هم همین رو میخوام -
باهام میای بیرون؟
مگه 16 سالمه
یه حرفی بزن لطفاً
دین، خیلی خواسته زیادیه
لعنتی
نه، خواهش میکنم، خواهش میکنم - نه، صبرکن -
حرفم رو پس میگیرم انگار نه انگار چیزی گفتم
ما همدیگه رو نمیشناسیم
میدونم چه حسی به من داری - نه -
... هر فکری درباره احساست میکنی
خب بگو اشتباه میکنم
هر حسی که داری، واقعی نیست
تو که این رو نمیدونی - چرا، میدونم -
واقعی نیست این رابطه هم واقعی نیست
برای من هست
فقط یک فرصت بهش بده
نه
چرا؟ چرا؟
چون من بهت همچین حسی ندارم
چرا داری، معلومه داری
... تو چطور - هنوز اینجا وایستادی -
و داری سعی میکنی قانعم کنی حسی بهم نداری
دین، من باهات سکس داشتم
فقط سکس
دروغ میگی
اومدی
سلام آره، کار همیشمه
خوبی؟
نمیدونم
... راستش، آم
... ممکنه حرفم احمقانه باشه، ولی
دیدن تو خیلی بهم کمک کرد
خوبه، دوست دارم کمک کنم
خوبه
خوبه
... هیل، تو آم ... میدونی که من
... آره، من برای این نیومدم
خدای من - باهات حرف بزنم -
ببخشید، حرفم مسخره بود
نه، میتونم درک کنم - نه، نه، حرف بدی زدم -
نمیدونم چرا همچین فکری کردم
نه، نه، جدی میگم تو به حرفام گوش میدی
خب، خوشحالم که تونستم کمک کنم
نمیدونم چه کار کنم
هیچکس نمیدونه
راز بزرگ
... آره، اخه
نه
سلام - سلام -
کجا بودی؟
گلن، این ریسه
سلام - سلام -
من دوست پسرشم
منم گلنم
خب تا بچه بیدار نشده من برم خونه
خوشحال شدم
... تو، آم
خوبی؟
آره - خب، خوبه -
کی بود؟ - دوستم -
جدی؟ دوستته؟ - آره، دوستمه
دوستی که من چیزی ازش نمیدونم؟
فقط یک دوسته
قضیه همینه؟ ... تو و گلن
واسه اینه؟ جریان همینه؟
از یک نظر، آره
از یک نظر این دیگه یعنی چی؟
من میخوام خوشحال باشم
هیل، ما سالهاست با همیم
و تنها حرفی که میزنی اینه که "میخوام خوشحال باشم"؟
گوش نمیدی - عوض شدی؟ -
من رو به خاطر اون ول میکنی؟ - نه -
نه، هرچی که هست
این بدترین حالت توئه
یه کار دیگه بکن
ببین، من متاسفم
امروز رفتم اونجا
برای پنجشنبه وقت گرفتم
میخوام اون کار رو بکنیم
میخوام بچهدار بشیم
نه
منظورت چیه؟
نمیخوای بچهدار بشیم؟
چرا، میخوام
ولی نه با تو
چرا؟ - چون تو نمیخوای -
چه فرقی میکنه؟
تو هیچوقت نمیخواستی - حالا میخوام -
درست نیست تو تصمیم گرفتی
تنهایی این تصمیم رو گرفتی
و من هیچ حقی برای نظر دادن ندارم
نمیدونم چه کار کنم
تو بدرد رابطهی طولانی نمیخوری، ریس
ممنون
سلام
چی؟
اینجا چه کار میکنی؟
... آم
اگه میخوای بازم واست کار کنیم
خیلی خوبه
عالیه، ممنونتم
ولی فقط در همین حد
باشه - اوهوم -
اشکالی نداره - باشه -
فقط میخواستم، رو در رو بگم
باشه، کار قشنگی کردی
... خیلی
خیلی ممنون
خیلی خوشگل شدی
ممنون
هی، آنا، خیلی قشنگه
آره
حرف نداره
کی بود؟
مگه من اجازه دادم بیای بیرون؟
برگرد اونجا
تنبیهم میکنی؟
آره، اشکت رو در میارم
مثل یک دونه انگور لهت میکنم
خیلیخب، باشه - هیس ! ساکت -
آنا، تو تمام زندگی منی همه چیزم
و میخوام تا ابد باهم باشیم
همون قبلی، ممنون
هیجان زدم که یک بطری کامل بخورم
اوهوم
چیه؟
هیچی
داشتم به اون سفر فکر میکردم
کدوم سفر؟
میدونی، سفر دیگه
تو گفتی دوست داری بریم سفر
هوم، آره
نمیخوای صبر کنی اول خونه تموم بشه؟
چرا، درسته، دقیقاً
باید همین کار رو بکنیم
.. میدونی، آم
آخ، اشتباه شد
واسه توئه - .. صبرکن ببینم، اون -
... تو
برای توئه - جدی؟ -
آره
ساخت خونه رو تموم کردی؟
حالا میتونیم بریم سفر؟
نه ! باورم نمیشه
بریم
بیا، میخوام ببینمش
این چیه؟
بازش کن بازش نمیکنی؟
خیلیخب من باز میکنم
یه حلقهست
آره
نمیخوام با کس دیگهای باشم
الان این رو میدونم
... من
نمیدونم بدون تو کی هستم
و تو تمام زندگیم هستی
با تو شروع میشه بدون تو نمیشه
... خب، آم
... من باید، میدونی
با من ازدواج میکنی؟
آره، آره - آره؟ -
آره - خوبه، خوبه، جواب خوبی دادی -
معلومه که باهات ازدواج میکنم
بلند شو
مطمئنم مادرت خوب ازش نگهداری کرده
حالا مال توئه
ایناهاش
صبرکن، بهتر هم میشه
عاشقش میشی
نظرت چیه؟ خوبه، نه؟
اینجا رو ببین
تا ابد خونه ماست
چی؟ - ... چرا -
... چرا
چرا این کار رو کردیم؟
که یه خونواده تشکیل بدیم
... این
... بیا، میخوای
میخوای یه نگاه بندازی؟
چی شده؟
من نمیتونم
دقیقاً چی نمیتونی؟
آنا، میشه لطفاً بیای داخل؟
خواهش میکنم
آنا من این خونه رو برای تو ساختم برای خودمون
با دستهای خودم
باید بیای یه نگاهی بندازی
میشه لطفاً نگاهش کنی؟
اگه برم داخل، میمونم
آره - تا ابد -
آره، خونه برای همینه
باید بیای داخل رو ببینی
میشه لطفاً بری توی اون خونه لعنتی؟
آنا، من همی الآن ازت خواستگاری کردم و تو جواب بله دادی
چیزی نیست، مشکلی پیش نمیاد
من عاشقتم
من هم عاشقتم
خیلیخب، بریم
بیا
ویل، ویل - چیه؟ -
... خونه واقعاً عالیه، ولی
من نمیخوامش
چون خونه تموم شده
به این معنی نیست که باید ازدواج کنیم
و به این معنی نیست که باهم خوشحال خواهیم بود
معلومه که باهم خوشحالیم
مگه نه؟
... ویل، میدونم، دارم گند میزنم
تو خیلی زحمت کشیدی
و خونه واقعاً قشنگه
ویل، ما داریم اداش رو درمیاریم
تو من رو نمیخوای
مگه من چمه؟
هوم؟
هیچی
آنا، خواهش میکنم
"نمیدونم بدون تو کی هستم"
این حرفی بود که زدی
نمیخوای بدونی؟
خدا
بزرگ شدیم
خیلی قشنگه
ترجمه از: عرفان و کیانوش جهانگیری
@erfanam7
مرجع دانلود فیلم سریال با لینک مستقیم NightMovie.Co
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.