Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« همدیگه رو خیلی دوست داشتیم »
« HR_A - ترجمه و تنظیم : حمید رضا »
..."ویا کامپو وردی"
.پلاکش همینه .همین جا باید باشه
اینجا زندگی میکنه؟ امکان نداره...؟
تو گواهینامهش که .اینجوری نوشته
..."ویا کامپو وردی"
.همین پلاکه .به هم میخوره
گفتی اینجا زندگی میکنه؟
توی گواهینامهش که .اینجوری نوشته
...ممکنه نگهبان باشه
...یا باغبون ...راننده...نمیدونم
!...ولی
.جیانیهِ...
توجه : جیانی که در انتهای ...داستان در آب شیرجه میزنه
،در آغاز این داستان 30 سالشه
♪ ...ما با روح و جونمون ♪
♪ ...در تاریکی شمال ♪
♪ پیشروی کردیم ♪ ♪ ...اما مبارزه برای ♪
"...ایتالیا آزاد شد. جنگ به پایان رسید" ".و دوران پس از جنگ آغاز شد"
".صلح ما رو از هم جدا کرد"
"...سال 1946، جیانی، آنتونیو، و من" "...هر کدوم رفتیم شهر خودمون"
در روزهای پر تب و تاب" " :رفراندوم هم سهمی داشتیم
"سلطنت یا جمهوری...؟"
...نیکولا" "رفت نوچرا اینفریوره
"همون جا ازدواج کرد و در دبیرستان" ".محلی تحصیل کرد: جیامباتیستا ویکو"
"منم رفتم پاویا...جایی که بالاخره" ".تونستم مدرک وکالتم رو بگیرم"
"و آنتونیو رفت رُم...سر همون شغلی" ".که قبل از شروع جنگ داشت"
خدمتکار بیمارستان ."سن کامیلو"
برای این که در جریان داستان قرار بگیرید" "...باید یادآوری کنم که در سال 1947
دِگاسپاری...از ایالات متحده وامی دریافت" ".کرد به مبلغ یکصد میلیون دلار
"کاملاً اتفاقی...ایشون کمونیستها و" ".سوسیالیستها رو از دولت بیرون انداخت"
"...پس از این حرکت"
"...خدمتکاران دمکرات مسیحی که" "...مورد حمایت خواهران روحانی بودند"
"...به پرستارها معرفی شدند"
"...از اونجایی که من...اصولاً
...عقاید سیاسی متفاوتی داشتم .به صورت...نیروی کمکی باقی موندم
....حالا اینجا هستم به نظرت شما منصفانهس؟
.نمیدونم...فقط سوال کردم
...با این حال سال عجیبی بود
چون که بزرگترین اتفاق .زندگی من رقم خورد
راستشو بخوایید همیشه با مریضهای .خوشگل و مامانی لاس میزدیم
...ولی این دفعه
این جنس لطیف و ...پریچهره پوزمو زد و...و
...فوراً پرسیدم
خانوم...؟
مشکل قلبی دارین یا روده؟
.نمیدونم - .نمیدونه -
یه دفعه سرم گیج رفت و ...احساس ضعف کردم
...انگار :انگار کمبود ویتامین دارین
با دل پیچه شروع میشه ...بعد یواش یواش ضعف میگیرین
.و زیاد گرسنهتون میشه .کانولیچی" بده خدمتشون"
باز داری نسخه میپیچی؟
.منم "کانولیچی" میخوام
.نه...شما یرقان داری - .فضولی موقوف -
...غذای شما باید سبک باشه
:منم "کانولیچی" میخوام ."یالّآ..."کانولیچی
...خیلی خب
.کانولیچی میخواد چی کار کنیم خواهر؟
...یه دونه، فقط یه دونه بده
.سلام میکله
.سلام
.میکله رماتیسم مفصلی داره
.این بابا دچار ضعف عضلانیه
.یه بیماری کوتاه مدت
.شما چقدر خوبی .قیافهت شبیه دکتراست
.خیلی ممنون
.سلام کوتیکه - ...ااااوه -
اهل کجایی؟ - .اهل تراجاویس -
جای قشنگیه...کجاست؟
تراجاویس...نه؟ .نزدیک پئونیسهِ
ساردنیا؟
.هودینه - .آهان -
.مکالمه رو تو دبیرستان یاد گرفتم .برای همین متوجه لهجه من نمیشین
همیشه با حروف تشدید دار ..."مشکل داشتم مثل "مامان
.رُمیها رو باید بفرستن مدرسه ".میگن "لنگ"..."جنگ
.دلم میخواست هنرپیشه بشم
هنرپیشه...؟
این مامانی کیه؟ - .یکی از دوستامه -
.لامصب خیلی لونده
.بخواب تورکوآتو...بخواب
ضعف عضلانیش باعث شده .قوهی ادراکش هم ضعیف بشه
آره جون خودت ما رو با هم تنها بذار تا بهت .نشون بدم...ضعف قوه ادراک یعنی چی
تو انظار عمومی هم بازی کردی؟
توی هودینه با انجمن دراماتیک .مدرن...نقش کتی رو بازی کردم
.تو شهر خودمون
جدّی...؟ - .با تورنتون وایلدر -
.آه...که اینطور
با اومدن آلمانیها مجبور شدیم ...همه چی رو متوقف کنیم
راستی گفتی آلمانیها ...یادم افتاد بگم
...با جیانی و نیکولا تو کوهستان بودیم - همیشه تئاتر میرفتی؟ -
...همیشه که .در واقع...هیچوقت
آه ببین...من ترجیح میدم .برم تئاتر تا این که غذا بخورم
...اِه...این جوری پیش بری .تو بیمارستان بستری میشی
داری مخ میزنی؟ - ...آی -
.ولی من پول نمیدم .به عنوان مهمان میرم
با کی؟
.بریم - یعنی چی؟ -
تموم نشده؟ - .تازه پرده چهارم بود -
ده پردهست؟ - .فکر کنم -
ببین...همهش ده پرده؟
.شوهر...پدر...معشوق
...تد، چارلز، ایوانز
...صدا نکنید .بچهمون خوابیده
.زنم امروز عصبیه...عجیبه
باید کاملاً مراقب باشم .تا زنم هیجان زده نشه
!خوابیده...صدا نکنید
.بچهی ما
منظورش از "ما" چی بود؟
ده پرده رو امشب اجرا میکنن؟ - .خیلی قشنگه -
"...این اُنیل یه استایل بیرونی داره"
"...ممکنه اینطور باشه ولی"
"منظورم مونولوگ درونی..." "...نالههای جویسهِ"
".من واقعاً خوابم میاد" - ...آآآه" -
"...تو یه صحنه خاص" "...مطمئن نیستم ولی"
.نه...قشنگ بود .قشنگ بود
.این دفعهی دوم بود که دیدم .دوست دارم یه بار دیگه هم ببینم
...آه...فوقالعاده بود
بازیگرا هم با احساس بازی میکردن. اینطوری نبود؟
.چرا
...ولی چرا اینجوری در جا...یخ - !...ایست -
چی؟
.الآن برات توضیح میدم - .باشه -
.نه...تکون نخور - ...نه -
.میخوام افکارمو بهت بگم .بیحرکت وایسا
من گرسنمه...و میخوام ...یه پیتزا به آنتونیو تقدیم کنم
که...اولین رُمی دوستداشتنیه .که باهاش آشنا شدم
ممنونم ولی .من مهمون میکنم
.نشد...نباید صدامو بشنوی .اینا فقط افکار منه
چه کار میکنی؟ - اجازه هست؟ -
وقتی فکر میکنی ...کسی صداتو نمیشنوه
انگار داری کمدی بازی میکنی، درسته؟
آخه چرا نمیتونن بشنون؟
ما که تو ردیفهای .آخر بودیم میشنیدیم
میشنیدن ولی وانمود میکردن .که نمیشنون. این کار عُرفهِ
.من که سر در نمیارم
آخه چرا...؟ .خیلی آسونه
.خُب...اونقدرا هم آسون نیست - ...امتحان کن...یه بار بگو -
باشه، چی باید بگم؟ - ...چیزی که من نباید بشنوم -
.یه فکر محرمانه رو
.آآآه...محرمانه
...خُب...به نظرم منم .یه همچین فکری دارم
.جدی؟...بگو ببینم
میشنوی؟
.نه
من یه دختری رو دوست .دارم به اسم لوشیانا
"سال 1948 بود که برای شرکت" ".در کمپین انتخاباتی اومدم رُم"
" ...یکی از پسرعموهای مادرم"
که یک مشاور حقوقی" "...سوسیالیست تو پاویاست
"خطاب به یک وکیل مشهور" "...که برای انتخابات پارلمان"
"...خودشو کاندید کرده بود" ".توصیه نامهای نوشته بود"
"...من استخدام شده بودم"
ولی حقوق دریافتی من" "...خیلی سمبولیک بود
"طوری که استطاعت خوردن غذا" "...حتی توی ارزون ترین رستوران رو"
"...بدون این که هزینهشو" ".از قبل دقیق برآورد کنم...نداشتم"
!...جیانی
!...آنتونیو
.جیانی پرگو
اینجا توی رُم چی کار میکنی؟
.خوشحالم میبینمت
.منم همینطور - .آآآه -
...سلطان نیم پُرسی .این جیانی پرگوئه
دربارهش نگفته بودم؟ - .چرا یادمه گفته بودی -
.این مردِ فکر و عملهِ - .سلام -
...بیا سر میز ما...بیا .بیا پیش ما بشین
...معرفی میکنم .خانوم زانون لوشیانا
.ایشون...جیانی پرگو
.خوشبختم - .منم خوشبختم -
برای هردوتون .مایه افتخاره
ازش خوشت میاد جیانی؟
.آره...خیلی نازه
پاستا با لوبیا...؟
...سلطان
...یه نیم پرس دیگه بیار !...پر ملات و حسابی باشه
.هیچوقت کامل سفارش نمیدی
.بفرما بشین
حالت چطوره؟ - .عالی -
میدونستی نیکولا بابا شده؟ .یه کارت تبریک باید براش بفرستیم
راستی...میخوایی تو رُم بمونی؟ حال مادرت بهتره؟
به کدومش باید جواب بدم؟ پیشنهاد میدی یا انتخاب کنم؟
.سلام آنتونیو
.سلام مارگریت
جداً برای چی اومدی رُم؟ اینجا تمرین میکنی؟
.ای کاش اینطور بود
در حال حاضر دستیار .دست هشتم یه وکیلم
.سلسله مراتب داره
چی میشد اگه اون .هفتای دیگه میمردن
ببینم...چی بهت گفته؟
خیلی درباره شما و نیکولا صحبت .میکنه...ولی بیشتر راجع به شما
هان، تا حالا داستان اون یارو آلمانیه که با مسلسل جلوی ما رو گرفتو بهت گفته بودم؟
".فکر کردم..."دیگه تموم شده
جیانی بیشتر از یه ساعت .باهاشون آلمانی صحبت کرد
.دست آخر اجازه دادن بریم
کاش میدیدی .چقدر خوب حرف میزد
.چند کلمه بگو جیانی
واقعاً میخوایی آلمانی بگم؟ - .نکنه خجالت میکشی؟ یالّا بگو -
...باشه...پس ساکت باش
(آلمانی)
حالا راضی شدی؟ - آره. چی گفتی؟ -
...گفتم "!بسه دیگه تمومش کن "
محض خاطر جیانیهِ که ما اینجا .دور هم نشستیم، میگیم و میخندیم
...خودت که میبینی لوشیانا - .آخه آسمون به زمین میومد -
.صلح و دوستی - بله پدر؟ -
.صلح و آرامش
صلح و آرامش خوبه ولی .این دفعه رو بیخیال شو
چطور...مگه کیه؟ - .یه راهب -
میدونم ولی چی کار داره میکنه؟ - .آه داره سه قدّیس رو بازی میکنه -
...بیا - .میخوام 10 لیره شرط بندی کنم -
...منم بازی میکنم...نصف، نصف .ولی بازی رو نفهمیدم چیه
.سن آنتونیو میبازه .سن جوآنی...جان میبره
کدوم یکی سن جوآنیهِ؟ - .خُب این که معلومه -
.اینه - .اونه -
.الآنه که دهنت سرویس بشه - .نه...! اشتباه کردی -
.سن فرانسیسکو
.سن جوآنی شما رو گول نمیزنه - .این جوری بهم میمالونه -
.فردا میبینمتون - .نه...وقتتو تلف میکنی -
.خدا نگهدار
.آره فقط بخاطر تو .با قدیسهای پولدار بازی میکنه
داشتم راجع به اون موقع که جیانی ما رو ...از دست آلمانیها نجات داد حرف میزدم
...آهان
.کافیه دیگه
...نه
...ببین لوشیانا
وقتی وارد ریسک زندگی ...با کسی میشی
دیگه به اون آدم ...سنجاق شدی
انگار زمان ثابت ...وایساده و نمیگذره
و اون شخص زمان رو ...برای تو نگه میداره
چون که خطر بالقوه .هنوز وجود داره
واقعاً گند زدم...ولی فکر کنم .میفهمین منظورم چیه
...میخواستم بگم که
آدمهایی مثل جیانی پرگو هستن ...که جامعه رو تغییر میدن
.و روز به روز بهترش میکنن
...عجب
!...امروز روز بزرگیه. بنوش جیانی !...بنوش لوشیانا...! همه بنوشن
.واقعاً دوستت دارم جیانی
چند دقیقه بیشتر نیست ...که با تو آشنا شدم
توی همین مدت کوتاه .عاشقت شدم
.انگار توی تئاتر نشستهم
...مثل یه نمایش رمانتیک
همچین چیزی توی واقعیت هم اتفاق میفته؟
بله...میتونه ...اتفاق بیفته لوشیانا
میبینم که همین اتفاق .برای منم داره میفته
...ولی نباید بیفته چون که .آنتونیو بهترین دوست منه
به نظرت دوستی ...برنده میشه
یا عشق...؟...
ما معمولاً صداقت رو ...انتخاب میکنیم
یا خوشبختی رو...؟
!...همه بنوشن
سلطان نیم پرسی همه رو .شراب مهمون میکنه
آووو...مهمون؟ برای روز تولدم...؟
.مشروب نمیخورم .تو که میدونی آنتونیو
...با این حال بنوش ...به سلامتی دوستی
!...به سلامتی دنیای جدید
فردا به کسی که ...میخواهید رای بدین
...ولی یادتون باشه به .جبهه دمکراتیک ملی" رای بدین"
...این یه تبلیغات کوچیکه ...درسته
چون که هرکسی آزاده .به انتخاب خودش رای بده
...ولی فردا ...به گاریبالدی رای بدین
بیایید همه با هم به جبههی .دمکراتیک ملی رای بدیم
شما نمینوشی دکتر؟
...راستشو بخوایی من .آزادیخواه"مَ"
...چه اهمیتی داره ...شما هم بنوش
بذارید نصفه بشقاب .همه پر بشه
.به سلامتی - .به سلامتی -
.به سلامتی - .به امید خوشبختی -
.بهش گفتم .گفت الآن میام پایین
کی دنبال من میگرده؟
.داره میاد
.منم باهات میام - ...نه، نه، نه، نه
خودم باهاش .حرف میزنم
کیه؟
.آه...سلام جیانی - .سلام -
.میخواستم بهت تلفن کنم هوا خوبه...هان؟
بهار امیدوار کنندهای نیست...هان؟
...اونا 48% آرا رو به دست آوردن ...مادر قحبهها
بریم تو اتاق بشینیم .کسی مزاحم نباشه
.باشه
...تقریباً 306 کرسی آخه کی فکرشو میکرد؟
.یه چیزی رو باید بهت بگم - چه چیزی...؟
...مگه حرفی هم برا گفتن مونده؟
دست روی دست گذاشتیم و .اونا رو دست کم گرفتیم
.بشین جیانی
...پول آمریکایی...ترس از استالین ...کشیشها...راهبهها
...من و لوشیانا .همدیگه رو دوست داریم
فهمیدی...؟ - ...ترس از جهنم... -
این چیزی بود که .میخواستم بگم
"...همدیگه رو دوست داریم" خُب یعنی چی؟
...خُب
.عاشق همیم
اوه...چی شد؟
!...آنتونیو
.قلبم
.دکتر رو خبر میکنم - .نه زیاد طول نمیکشه -
.انگار جدّیه
.یواش...
.دراز بکش...
!...یا موسی -
.اکسیژن...اکسیژن بده وصل کنم...؟ -
...فشار
.فشارسنجو بذار روی 3 - .باشه -
خیلی زیاده. چی کار میکنی؟ .منو میفرستی هوا
.کمش کن - .باشه -
.خوبه، همین کافیه .به چیز دیگه دست نزن
خوبه...؟ - .خوبه ببندش -
.بفرما - چی کار میکنی؟ -
بهتر شدی؟
...آره
.بهترم...
...خُب
...این آخرین کاری بود که .میخواستم برات انجام بدم
متوجه هستی؟
...تو فقط
تو فقط اونو از دست ...میدی ولی من
من دوستمو .از دست میدم
تو فقط یه چیزو .از دست میدی
.من دو تا
.آنتونیو
...لوشیانا...عزیزم تو هم اینجا بودی؟
.آروم باش...دراز بکش
چه کارش کردی؟
.من؟ هیچی - .نه...نه...خوبم...خوبم -
از اون روزی که تو اتاق عمومی ...بیمارستان تو رو دیدم
همش تو این فکر بودم که ...چقدر دلم میخواد
تو رو به دوستم جیانی ...معرفی کنم
تا بدونی راجع به تو .چی فکر میکنه
.خُب...حالا میدونم
به چی میخندین؟
کی...من؟ - تو اول خندیدی...درسته؟ -
.تو بودی که خندیدی
شاید اینطوری .بهتر باشه
...لوشیانا
.تو با جیانی خوشبختتری .اون آینده داره
...من
...من
اگه دختر داشتم میدادمش به .جیانی...نه به یکی مثل خودم
واقعاً...؟
...اشتباه میکنی .تو بهتر از منی
.با این حال میدادمش به تو .تو از من بهتری
...خُب
شماها چی میگین؟ .مثل احمقا حرف میزنین
...تو بهتری .نه تو از من بهتری
.همهش تقصیر منه
.خودتونو سرزنش نکنید
دلم میخواد شما .دوست باقی بمونین
امکان نداره...؟
.آنتونیو...دوستت دارم
تو رو بیشتر از .جیانی دوست دارم
!خُب...پیش میاد دیگه
...ولی...بودن .با اون...فرق داره
.باید همون موقع بهت میگفتم
.خُب...کاش گفته بودی
.تقصیر من بود
.خیلی...متاسفم
نمیخوایی چیزی بگی؟
جیانی تو نمیخوایی چیزی بگی؟
تو چیزی نمیخوایی بگی، آنتونیو...؟
چی باید بگم؟
.حالم خوبه .فقط بذارین برین
.احساس بدی ندارم. خداحافظ جیانی .خداحافظ لوشیانا. خداحافظ آنتونیو
.خداحافظ
.متاسفم
.متاسفم
.خداحافظ
.خداحافظ آنتونیو
.خداحافظ
.متاسفم
.متاسفم...متاسفم
...منم
.اینجا افتادهم
ولی اونها احساس .تاسف میکردن
متاسف بودن...؟
یا متاسف هستن...؟
.شرمندهن
.جیانی میدونه .جیانی همه چی رو میدونه
.اون با همه فرق داره
!...آنتونیو
!...آنتونیو !...بس کن...! جیانی
زده به سرت...؟ چی شده...؟
!...نه...! آنتونیو
!...جیانی
!...بفرما
مگه چی شده؟ !...آه...آه
راضی شدی؟
تو از خودت خجالت نمیکشی؟
فکر میکردم آدم .با گذشتی هستی
به ما یاد دادهن خوب و .با گذشت باشیم
ولی برعکس آدم .بدجنس و کینهای هستی
!بیا...بیا بریم
تو از من بهتری ...فقط به این خاطر که
آدمهایی مثل تو .از ما بهرهکشی میکنن
!...خوکها
# خوب کاری به # #.پسرت یاد میدی #
#.خجالت هم نمیکشی #
#...اگه من جای اون بودم# #...میبردمت #
اون زمان دوران طلایی" "...سینمای ایتالیا بود
زمانی که فیلم، تنها نیروی" "...فرهنگی خلاق جامعه بود
...با تشکر از روسلینی...زاواتینی" ".ویسکونتی...آمیدی...و دسیکا
'همایش فیلم 'نوچرا اینفریوره" "...هم از فصل رونق خودش
همراه با پخش فیلم" ".و مناظره خبر داشت
آخرین فیلمی که من در اون همکاری" ".داشتم به یادموندنیترینشون بود
امروز به جرئت میتونم بگم که" "...اون فیلم، دزد دوچرخه بود
...به طوری که برای همیشه" ".مسیر زندگی منو تغییر داد
...آقایون
تحت تاثیر قرار گرفتی؟
آقایون خواهش میکنم" "!...جلسه رو ترک نفرمایید
بحث و بررسی فیلم" ".هم اکنون آغاز میشه
.پروفسور کاپرینیو
...فیلمهایی از این دست
...به ذوق و سلیقه .شاعری و زیبایی...لطمه میزنن
...چنین زبالهها و چنین چرندیاتی ...باعث میشن که
در سراسر دنیا ما رو .آماج تهمت قرار بدن
...تماشای اینگونه فیلمها
...یک کاتولیک جوان...متعلق به نسل فردا :و شاگرد دو گاسپری اظهار میکند
"...رختهای کثیف" ".باید در خانه شسته بشن"
!...درسته !...حرف حسابه
!...حرف حسابه
...پروفسور پالومبو
...با اجازهی آقای رییس
فیلمی که امشب ...شاهد نمایشش بودیم
!...بهتآور بود
!...نیکو
!بذار حرفمو بزنم ...!بذار حرفمو بزنم
...از طریق این زبالهها ...و این آشغالا...آقا
ما دشمنان حقیقی :طبقه کارگر رو میشناسیم
مدافعین جعلی رو ...تشخیص میدیم
...مثل خوشبختی ...مثل شعر...مثل زیبایی
و دیگر ارزشهای ریاکارانهی .فرهنگ بورژوآزی شما
پروفسور پالومبو ...خطابههای آنارشیزم رو
برای هنرجویان مدرسهی .من موعظه میکنه
شما ترجیح میدین اون هنرجوها .تو جهل "بوربونی" شما خفقان بگیرن (حکومت پادشاهی بوربونها در فرانسه)
نیکو...همهش به خاطر یه فیلم؟ !...نیکولا
درخواست برکناری شما برای .مدیر "سالرنو" ارسال شده
!آروم باشید! آروم باشید ...پروفسور کاپرینیو
اجازه بدین به فیلم .بپردازیم لطفاً
اجازه بدین اظهارات جناب .دکتر داروساز رو بشنویم
...دوستان عزیزم !...گل گفتین
...پروفسور پالومبو .جلسه رو به تشنج میکشونه
:دقیقاً همینه "!...آشوبگره"
علاوه بر این به سنتهای اخلاقی .نوچرا اینفریوره" هم لطمه میزنه"
نوچرا اینفریوره" اون روزی که فردیتهای" ...ارتجاعی و جهلآمیز رو متولد کرد زمین خورد
!...آروم باشید لطفاً !...نیکولا...! نیکولا
!...کافیه
.کاسه صبرم لبریز شده
ما حتی راجع به .فیلم هم صحبت نکردیم
پالومبو...! شما از ...آموزش تعلیق هستید
میخوایی مقابل این جماعت خودتو تحقیر کنی؟
!...نیکو
!عجب همایش مفتضحی بود
!باید ازش عذرخواهی کنی
!نه
!باید ازش عذرخواهی کنی
!نه...! به هیچ وجه
مطمئن باش...با این کار غرورت .حفظ میشه...در مقابل دیگران
ولی زنت چی؟
پسرت چی؟
چطوری زندگی کنیم؟
کی از ما مراقبت میکنه؟
!...طبیعتاً پدرم
...من به کنار نیکو ولی تو چی؟
!گریه نکن مامان
...باید انتخاب کنی نیکو !یا ایدهآلهات یا خانوادهت
آخه چراااا؟
.چون که...دنیا اینطوریه
حالا که دنیا اینطوره باید تغییر کنه...؟
یا نه...؟
یا نه...؟
اینی که هست درسته؟
اینطوری درسته؟
از این وضع خوشت میاد؟
مشکلی باهاش نداری...نه؟ ...مشکلی باهاش نداری
...روزگار سختی بود
ما چیزی نداشتیم .ولی خوشبخت بودیم
.درست مثل پولدارا
:نقشههای زیادی داشتیم
...ازدواج
...خرید موتور وسپا
...بچهدار شدن
اما...لزوماً .نه به ترتیبی که گفتم
این باتلاقیه که هر روز" " .کم کم توش فرو میری
".بهش میگن مملکت"
تو "نوچرا" سرمای ...حاصل از مرگ فرهنگی ایتالیا
...همه چی رو منجمد کرده
منم همه چیزو .همه کسو رها کردم
حتی زن و بچهت؟
!...بله
...این تو چیه قلوه سنگ؟
!...کتابهِ...کتاب
مگه تو و گابریلا عاشق هم نبودین؟
...چرا
.ولی کافی نیست
!...حق با توئه
منم یه زنی رو ...دوست داشتم
.ولی بهم زدیم
!...نیکو
نمیتونی حدس بزنی .کی از چنگم درش آورد
.جیانی
..وای..وای
این شهر خیلی !...بدتر از باتلاقه
اینجا...توی جوّ تحریک ...کنندهی این شهره
که انگیزههای فرهنگی .روز به روز توسعه پیدا میکنه
!...سلام بر تو ای الهه رُم .عاقل کسیست که به تو اعتنا نکرد
متواضعانه از شما .عذر میخوام
.منم از شما عذر میخوام
.شهر بدخُلقیه...آره
ولی چون که از ...نقش خودش آگاهِ
نه، حقیقت اینه که ما .در واقع نادیده گرفته شدیم
نه این که شما .خارجیها از ما بهترین
...ما پارس میکنیم .شما گاز میگیرین
.مثلاً همین جیانی
کار درستی کرد؟
نباید دوستی ورای چیزای دیگه باشه؟
...هیچ چیز !ورای چیزای دیگه نیست
...از این گذشته .من مخالف دوستیَم
.دوستی یعنی توطئه
دوستی یعنی همدستی .در جرم ضد اجتماعی
...خُب...در این صورت
...به نظرم میتونم ...تا حدودی
.با تو...موافق باشم
.نه، نمیتونی با من موافق باشی .جزء طبقه کارگر بودن کافی نیست
.عقلانیت خیلی بالا یا پایینه .غیر قابل دسترسه
!هوی...آقای بالای هر چیز
اومدی رُم دعوا کنی؟
میخوایی بحث کنی؟ !...چمدونم
.اونجاست
بیچاره کسی که موافق من باشه...میفهمی؟
آخه کی با تو موافقهِ؟ !...من که میگم احمق باید باشه
!...رُم...رُم...رُم
...به نظرم این شهر رُم
از این رو ...به اون روت کرده
!این ماشینو ببین
ظرفیت 6000 سی.سی .با دو تا کاربراتور
...این 160 تا میره ...مال ما 20 تا
!...اونم تو سرازیری
!...نگاه کن
چی رو...؟ - !...نوزاد پسر دارن -
!...احساستو کنترل کن .در آینده کله گنده میشه
!من اون پسر بچهم
هر سال روز تولدم ...یه روبان آبی
تو بلندترین نقطه .بالای در آویزون میکنم
یه جور رسمه که باعث میشه !زنده باشم و سالم بمونم...همین
...بگو ببینم...! شما همون ...نوکر جوان
...بانوی محترم مادام رُزا نیستی؟
...من، وکیل مدافع !جیانی پرگو هستم
درست روز تولدم اومدی که !...از پشت به من خنجر بزنی
بزگترین وکیل مدافع در دیوانعالی .قضایی...نماینده منتخب مجلس بود
برای این که مورد انتقاد قرار نگیره .منو مثل آشغال انداخت بیرون
با بهانههای واهی که من :مرتکب این جرائم شدهم
...توهین به مقامات رسمی ...اقدام مکرر به فریب و نیرگ
ساختمان سازی بدون استعلام ...و اخذ مجوز از مراجع ذیصلاح
...اختلاس...رشوهخواری ...جعل مجوز و چیزهای دیگه
زمینخواری...که اصلاً نمیدونم .این مورد چی چی هست
...اعلان ورشکستگی دروغین
...هفت مورد اختلاس و...دیگه چی؟...
...یازده مورد باج گیری دولتی
...بعلاوهی 5 مورد نقض عهد
از جا در آوردن 15 مورد ...تابلوی خطر عمومی
مرگ دو نفر کارگر ...در کارگاه ساختمانی
بر اثر بی احتیاطی !..و عدم رعایت ایمنی
خُب...؟
!...درسته
ممکنه برای شخصی مثل شما ...باورش سخت باشه که کسی
دفاع از این پرونده رو ...قبول نکنه
و یه تعداد وکیل فقیر .بیچاره اجرت شما رو رد کنن
...خُب
!...یه نفر هست
حالا چه کار میخوایی بکنی؟
...هی پرگو میگم دموکراتی تو؟
هوی...میگم دموکراتی تو؟
میگم دموکراتی تو؟
...پسر جون !صبر کن حرفمو بزنم
وکیل جوان...تو میتونی ...دفاع از منو رد کنی
ولی نمیتونی ...از خودت دفاع کنی
یه سوال: به قول خودت تنها ترین جانداران تو دنیا کیا هستن : فقرا...؟
.بله
.اشتباه میکنی
...ثروتمندها هستن میفهمی؟
...آدم ثروتمند تنهاتره .چون که بیشتر داره
هزاران آدم فقیر تو گوشه و ...کنار این دنیا وجود داره که
...با هم دوستن و .هوای همو دارن
درست مثل این ...کلام قدسی خداوند
: که فرموده "...رحمت من بر فقیر باد"
زیرا در سمت راست من" ".جلوس خواهد کرد
حالا...اگر آدم فقیر فریب ...آدم ثروتمند رو نمیخورد که
...فقیر نمیشد
...به عبارت دیگه ...مسیح کسی بود که
...میرفت سمت راست خداوند و
.تک و تنها مینشست
.درست مثل...یه برّه گمشده تونستم برسونم؟
!...بابا - هان...؟ -
!...هی بابا - چیه...؟ -
.مامان گفت وقت رفتنهِ .تو "بونفرمیتو" منتظر ما هستن
باشه...ولی اول یه چیزی بده .این وکیل جوان بخوره یه کم جون بگیره
جون بگیره...؟ - .آره -
نون خونگی چطوره؟
...نون خونگی چیه عزیز دلم !غذای خونگی به دردش نمیخوره
یه گیلاس شامپاین .بیار جیگرمون حال بیاد
!آه...شامپاین
!...بله
!...همین الآن - .ممنونم -
...این اِلیدهس
.بچه دوم منه
...خیلی دختر نازیه - !...باز هم -
یه کم گیج و سر به ...هواست...بگذریم
!...لعنتی
بفهمم کدوم آرشیتکت مبلها رو ساخته .اخراجش میکنم. حتماً عملی بوده
...داشتم میگفتم خودشو فدای من کرده !...میبینی...هنوز هم مجرّده
...خلاصه بگم .اون دختر خجالتیهِ
تا چشمش به یه غریبه میفته که مثل تو ...خوش تیپ و قد بلند و هیکلیهِ به تته پته میفته
شما...؟
!...اخراجش کن
!به من چه ربطی داره .منم خانواده دارم
بدهیمو حساب کن و !...نصفشو بهش بده همین
خُب اگه اشکالی .نداره میرم خونه
.ضمناً...آمادئو بچه دوم منه .ولی نمیتونم جلوش وایسم
...یه کم اُسکولهِ
یه تختهش کمه...میفهمی؟
...خُب...هیچکس نمیتونه
فایده نداره بهش بگی ...خودشو مشغول کنه
:برای همین مردم میگن ".کاش منم مثل اون بودم"
نمیشه همینطوری .قضاوت کرد
ولی ببینیش...میفهمی .کاری از دست ما برنمیاد
.مثل رشته فرنگی بهم پیچیدهس .این جوریهاس
اگه خنک نیست بفرمایید تا .از یخچال براتون یخ بردارم بیارم
!...نه، نه، نه، نه
...گاز داره و حال آدمو جا میاره !...مثل خودتون
!حباب میده بیرون
...خُب
.هیچوقت بدون تسبیح بیرون نمیرم !...آدمو بیمه میکنه
!به سلامتی
!...به سلامتی بابا بزرگت
:وقتی ما رُمیها میگیم ...به سلامتی" بابا بزرگ ظاهر میشه"
...با همه این حرفا ...از تو خوشم میاد
...چون که
.قبل از هر چیز تحصیلکردهای
...اینم بگم که .شجاع و فساد ناپذیری
آدمهای روراست رو ...دوست دارم
...چون که با روراستی ...و صداقتشون
فرصتهای خوبی ...در اختیار آدم میذارن
انقدر متقلبن که دست هر چی .رُمی متقلبو از پشت بستن
فهمیدی آمادئو؟
!...فهمیدم !...فهمیدم
چی چی رو فهمیدی؟
...این خانوم...آسونتا
.زن آمادئوئه
.خوشوقتم
.احمق تر از آمادئوس
.خوشوقتم - ،خُب -
...راستی
...داشتم میگفتم که
مطمئنم نیم ساعت !وقت زن منو میگیره
حالا هم همونطور که !"میگن "بیزینس
این چطور بود؟
چی چطور بود؟ من که !نمیفهمم منظورت چیه
بفرما بریم همه چی رو .خصوصی برات توضیح میدم
!...نه نمیتونم .خیلی سرم شلوغه
این روزها کی گرفتار نیست؟ !...منم گرفتارم پسرم
.یه کار مهمی باهات دارم
به یکی میگم تو رو !...برسونه خونه...بجنب
!...جیانی
خُب بارون، موضوع مهمی که باید به من میگفتین چیه؟
...اول از همه این که !من بارون نیستم
.با اجازهت مارکیزم
بنا به فرمان اعلیحضرت .موسولینی محافظ ایشون بودم
بارون...مارکیز یا هر چی که هستین...مشکل چیه؟
.دستتو بده به من
چطور...؟ - .دستتو بده به من -
.حس کن
.نه، نه. لازم نیست - یالاّ، حس میکنی داره میزنه؟ -
.آره...حس میکنم - ...فقط اجاره میدم تو حس کنی -
!...ممنونم !خیلی لطف دارین
ببینم به نظر تو میشه ...این قلب رُمی رو
از دست اون اتهامات جعلی نجات بدیم؟
خودت بگو...این کارو بجای رییست که .تف هم کف دستت نمیندازه به تو واگذار میکنم
تو دفاع میکنی .منم بیشتر بهت میدم
من؟ - پس کی...؟ -
...آه بیخیال
.برای همین آوردمت اینجا
...تو روی صحنه کار میکنی ...منم از پشت هوا تو دارم
با هم اونا رو میفرستیم ....گوشه زندون
تا زمانی که عدالت !...دوباره برقرار بشه
از شروعش میدونستم که .چه درخواستی از من داری
...حالا گوش کن ...ببین من چی میگم
نه، نه. چی رو باید گوش کنم؟ ...تو که راستشو نمیگی
تو با وجدانت درگیری ولی .نمیخوایی به روی خودت بیاری
...درگیر بشو .ولی تسلیم نشو
یادت باشه مردی که در مبارزه ...با وجدانش پیروز میشه
.برنده مبارزه زندگیه
...تمومش کنیم .دیگه رسیدیم
"!...سلام مارکیز"
".خداحافظ عزیزم" ".سلام...سلام به همگی"
چی کار میکنی؟ .کلاهتو بذار سرت
".پس با هم توافق کردیم" ".تا فردا بهش فکر کن"
!...همگی ساکت .دارم با وکیلم مشورت میکنم
.دربارهش فکر کن
!...فردا بیا تا جیب خالیتو پر کنم .اینطوری بهتر میتونی فکر کنی
!...آآآه .ایستگاه اتوبوس اون طرفه
شرمنده ولی .ماشینو لازم دارم
.ممنونم
ببینم داری میایی؟ - !...بله -
شما نمیایی؟ - .نه -
!...پس با اجازه
!...خداحافظ
!...آه، ممنونم
!...مواظب باش
..پام پیچ خورد
.چقدر حواس پرتم
!...ببُرینش
.شنبه 12اُم "...امروز وکیلم رو ملاقات"
...گابریل عزیز
مجله هفتگی من "به اسم "فرهنگ سینما
.امروز یک واقعیت مسلّمهِ
...من اینجا از دفتر سردبیر ...برای تو نامه مینویسم
...از میان انبوه پیشنهادات
ایدههای آتشین و...صدای .کلیدهای...دستگاه تایپ
راستش در نظر دارم ...که هرچه زودتر
تو و توماسینوی ...محبوبم رو...بیارم اینجا
.پیش خودم
به دفتری که...رو به .پشت بامهای قرمز رنگ رُمهِ
...خیلی دوستت دارم
نیکولای عزیز...نامهت .روز 24اُم به دستم رسید
منم تو رو ...خیلی دوست دارم
ولی واقعاً هرچی رو که تو میگی باید باور کنم؟
!...شب به خیر
!...به به...ببینید...کی اینجاست !بشین پشت اون میز بزرگهِ
آقای عزیز...شرمندهایم که ...به اطلاعتون برسونیم
ما هیچ برنامهای برای انتشار ...مطبوعات نقد سینمایی نداریم
!...اونا نمیفهمن - !...صبر کن -
در حال حاضر ما هیچ برنامهای برای ...انتشار مطبوعات نقد سینمایی نداریم
...ارادتمند .آنتونیو دی روما
"اقلاً در حال حاضر" .یه کم نویدبخشهِ
!...آره...یه کم
...هیچ چیز...تو این دنیا" ".ابدی نیست
!...سلام آنتونیو
..اوه...سلام لوشیانا
مارگریتا خبری شده؟ ...امروز خوشگل شدی
.خُب...همونیَم که بودم
میکِله...؟
.چند وقته ندیدمش .شاید یه زنگی بهش بزنم
ببینم اون "لوشیانا"س؟ - .آره...خودشهِ -
!خدای من! واوووو میشه منو معرفی کنی؟
!...نه، بیخیال شو ...فکر نمیکنم که...حس نمیکنم که
!...لوشیانا ببخشید
!...ایشون پروفسور نیکولا !...ایشون خانوم زانون
!...سلام...خوشبختم
حالتون چطوره؟ رُم هستید؟ - .بله -
!آه ببخشید .به خاطر شغلم منتقل شدم
!...اینم راگوی شما
...راگو...راگو این دیگه چیه؟
!...گوشتهِ...با رُب و پیاز
...رُب و پیازو که میبینم !...ولی گوشتی نمیبینم
ببین داداش...! تقریباً 5830 تا .رستوران تو رُم هست
.حق انتخاب داری
عزیزم...شما چی میخوری؟
...نصفهِ بوته کلم بروکلی
.باشه تو فکرت هستم .الآن سرم شلوغهِ
!...پول منو حساب کن لطفاً !...بعداً توضیح میدم چرا
.احتیاج به توضیح نداره !...گرفتم چی میگی
...این همون لوشیاناس که رابطهش با تو خیلی نزدیکه؟
!...آره
جیانی چطوره؟
...نمیدونم
شما ندیدیش؟
کی...؟
"به این شی علاقه دارین؟"
نه...؟ - !...نه -
!...منم نه...خیلی وقته
"این یکی مدل چی؟"
...خُب...پس
اگه همه چیز بین ...تو و جیانی تموم شده
بین من و تو میتونه... !...از نو شروع بشه
....فقط یک کلمه به من بگو
.آره یا نه
هان...لوشیانا...؟
نظر شما رو جلب نکرد...؟
!...نپسندیدیم...نه
!...تو هم نمیخوری - !...آه چرا -
واقعاً...؟ - .بله -
...بدون کرس و باکوس" .حتی اگر ونوس منجمد بشه!" از ترنس
!دلمون برای حرفات تنگ شده
جمعیت در حالی که صفی از سربازان اونا رو ...تعقیب میکنن از پلههای اودسا پایین میان
گلولههایی که با زاویه پایین از دهانهی تفنگ !...سربازان شلیک میشن، رت، تَت، تَت
ناو جنگی پوتِمکین .با شلیک توپ پاسخ میده
انفجار باعث شد شیر سنگی .از جاش کنده بشه و به هوا پرتاب بشه
!شیره میخوابه! شیره بلند میشه !شیره میخوابه! شیره نعره میکشه
ممنون از نصب سریع سه تا شیری .که روی هم یه شیر ازش در اومد
در میان جمعیت مادری ...با یک کالسکه دیده میشه
که سعی داره .از بچهش محافظت کنه
یه گروه از قزاقها .وارد صحنه میشن
زنی با عینک یک چشم .مورد اصایت گلوله قرار میگیره
و عینکش از روی چشمش .میفته روی زمین
مادری که همراه کالسکه .بود تیر خورد و روی زمین افتاد
کالسکه با بچه .از دستش رها میشه
!میفته...نه نمیفته. میفته .کالسکه...مواظب باش
چی شده؟ مستین؟
!شاید باشیم
!ولی...من نیستم
آخه مشکلت چیه؟ !...منظورتو نمیفهمم
میدونم که منظورمو ...درک نمیکنی
چون که با اون دلقک !...بازی میکنی
دلقک...؟ ...راجع به سینما حرف میزدیم
داشتم برای روزی که شغل بازیگری رو .انتخاب میکنه آمادهش میکردم
میدونم چه شغلی رو !میخواد عهدهدار بشه
...به قول معروف !...اَلعاقلُ...فیالاشاره
گوش کن ببین چی میگم .من هر کاری دلم بخواد میکنم
هیچ قید و بندی ندارم و .نمیخوام داشته باشم
...من حتی شانس
...شانس کمتری با تو دارم .اگه فکری تو کلّهته
...خُب آنتونیو .حق با این رن جوونه
بعد از این گوشه کنایه سنگین .که زدی باید عذرخواهی کنی
.نه، نه، نه...مهم نیست نیکولا .هیچ تاثیری روی من نداره .اصلاً بهش اهمیت نمیدم
آه...چهار تا عکس !...در چهار دقیقه
!...ببخشید نیکولا
!...برو
چقدر خوب شد. کارگردان فیلم زامپا .چند تا عکس ازم خواست
آخه چرا انقدر تند بهش بی احترامی کردی؟
داشتیم جوک میگفتیم و ...میخندیدیم
!...دقیقاً خیلی خنده دار بود؟
...تو با این سنّ و سالت ...بدون سرپناه بدون پول و خانواده
میخندی؟ - !...میخندم -
!اشتباه میکنی !جای تو بودم میزدم زیر گریه
.در عوض من میخندم
.لابد برات مهمهِ
"!...او میخندد و چه کسی میداند چرا" .از مارشال
".خنده باعث شد مامان کوفته بپزه" .از دانته آلیجیری
آنتونیو، هر وقت میخوای ...خوشمزگی کنی
!...این گفته...! اون گفته فکر میکنی خیلی حالیته؟
یه دقیقه وایسا...کجا داری میری؟ !...وایسیم تا بیاد
چرا من؟ نشنیدی چی گفت؟ "!...ببخشید نیکولا"
.خودت منتظرش بمون
...آنتونیو
حسودیت میشه؟
من...؟ به کی...؟
حالا یه موضوعی هست !...که بهش بخندیم
کجا داری میری؟ خداحافظی هم نمیکنی؟
.صبح زود باید بیدار شم !...شب به خیر
...خانوم لوشیانا ...ببخشیدش...این آنتونیو
!...بفرمایید مادام
!...اسپاگتی
.درمان هر دردیهِ
.از عشق هم بهتره
مخصوصاً اگه عشقی !...هم وجود نداشته باشه
...خُب
به نظرم باید تلاش کنیم یه ...عشق دیگه رو هم فراموش کنیم
.هر دو مون
!...حق با توئه
.هر کی برا خودش
:بهت میگم چیه بجای این که دنبال خوشبختی ...دست نیافتنی باشی
شاید بهتر باشه دنبال ایجاد ...خاطرات خوش باشی
...برای آینده
.درست مثل امشب...
...درسته...نیکولا
!...حق با توئه
خوشت اومد؟
.مخصوصاً کردم که بخندی
.میدون کاپریرا .مهمانخانه فریولی
لوشیانا از روی نا امیدی کار بدی .انجام داده. فوراً بیا. نیکولا
چه ربطی به نیکولا داره؟
...برای خانوم متاسفم .ولی باید بره
...برای خانوم متاسفم
گوش کن...برای خانوم .متاسفم ولی واقعاً باید بره
!...بازم قهوه بیار لطفاً
تو نمیگی ممکنه مجوز منو لغو کنن؟
به محض این که .حالش بهتر بشه میره
به نظر من که .حالش بهتر شده
!...عجله کن مامان
چی میگی؟ - .اینجا پانسیون هنرمنداست -
خانوم به من گفت که تو تئاتر کار .میکرده. ضمناً بازیگر تئاتر هم بوده
چطور؟ بازیگرهای زن نمیتونن خودکشی کنن؟
!...اووه...بله
!...آره
!...قطعاً میتونن آقای جیانی
.من آنتونیوَم
...چرا تا قبل از این خانوم باهات تماس نمیگرفت؟
.ترزا...قهوه آمادهس
...نه؟...آه
!...خُب ...حقیقت تلخیست
...تو دنیای ما ...آدم گرسنه درد میکشه
ولی درد عشق .از گرسنگی هم بدتره
...اِه
...فکرشو کن .من با برادرن دِویکو بودم
...خانوم - .من فقط یه دختر کوچولو بودم -
!...دختر کوچولو !...دِویکوها رو فراموش کن
!...باید پیش لوشیانا بمونی - .آخه چطور میتونم فراموش کنم -
.من عاشق یکی از برادرها بودم - .کاری که دختره نباید بکنه -
!...نباید بخوابه
!...بقیه که باید بخوابن
فنجون کجاست؟
.روی صندلیهِ .خانوم گذاشت اون جا
!...لوشیانا
!...لوشیانلا
!لوشیانا...بیدار شو
!...میدونستم .کار خودتو کردی
!...بیدار شو...بلند شو لوشیانا !بلند شو کوچولو! بیدار شو! بیدار شو
...لعنت به تو و اون !روزی که...با هم آشنا شدیم
.بلند شو...لوشیانا. لوشیانا...بلند شو بیدار شو!...من کیَم؟...من کیَم؟
!...جیانی
!اِی...همینو میخواستم بگم
...یه لحظه وایسا
.برات قهوه آوردم
!...وایسا، کجا میری...وایسا
من کیَم؟
.خوبه...خوبه...خیلی خوبه -
.آنتونیو - چیه...؟ -
!ازم نپرس چرا این کارو کردم - ...نمیپرسم. نمیپرسم -
.اصلاً هر چی تو بگی
!به هرحال باید بلند شی .بیدار شو! یه کم قهوه بخور
...بیدار شو
.بیدار شو...کمکت میکنم !به من تکیه بده
!...دهنتو وا کن...بیدار شو .سرتو...که نمیخوام شامپو کنم
!...بیا دختر خوب
!...بیا کوچولو...قهوهتو بخور .ببین چه بوی خوبی میده
ببین، اگه نخوری ...خودم میخورمها
...دهنتو وا کن...یالّا !...لوشیانا...! لوشیانا
...لوشیانا...لوشیانا ...قهوه...!...لوشیانا
...آقای جیانی
تختخواب خانومو .امروز لازم دارم
.اسم من نیکولاست
!...نه نه...نباید بخوابی !...لوشیانا...! لوشیانا
!...آنتو...! آنتو حالش چطوره؟
!اِه...فنجون چهارمه که میخوره
!...لوشیانا !...ببین کی اینجاست
!...ببین کی اومده...ببین
من که نمیفهمم !چی داری میگی
!...لوشیانا !...بیدار شو! یالاّ
جیانی دیگه اینجا ...زندگی نمیکنه
ولی هر روز برای ...نامههاش سر میزنه
واسه همین براش .پیغام گذاشتم
...نیکولا
...میبینی !...تو رو میشناسه
به آنتونیو نگفتی...؟
چی رو؟ بگو کوچولو...چی رو؟
راجع به خودمون؟...
چی گفت نیکولا؟
!...نمیدونم
هان...نمیدونی...؟
!لطفاً از این طرف تا نشونتون بدم - .لوشیانا...! حالا باید حرف بزنی -
!...این اتاق شماست
.اینجا فضای خصوصی دارین - ...باید بیدار بمونی و -
اینجا هم میتونیید !...وسایلتونو بذارین
...ایشون خانوم زانون و دوستش هستن - .بله...بله -
!...که حالشون بهم خورده !...مریضن
خُب...چی رو آنتونیو نمیدونه؟
چی رو باید نیکولا به آنتونیو بگه؟ !بگو ببینم
چی داشتی میگفتی؟
چی میخواستی بگی؟
.بگو راحت باش !...بگو...! بگو...عزیزم
...آنتونیو - ...آنتونیو -
موضوع صحنهایه که از نو ...با هم تمرین کردیم
...منو !...منو...تو...و اون یکی
.فقط اون یکی تغییر کرده
.اجرا زیاد موفق نبود
در حقیقت فقط ...دو شب رو صحنه بود
درسته نیکولا...؟
...دردناکه...ناراحت کنندهس
رنج و عذاب منجر به .به فانتزی و عریان گرایی میشه
کی اینو گفته؟ سیچرو؟ گارببالدی؟ دکتر کاوانا؟ کی اینو گفته؟
...چی میگی طعنه میزنی؟
هر چند که از این دختره خوشم !...نمیاد...ولی تو یه خوک کثیفی
دیدی درمونده و مستاصله .ازش استفاده کردی
!منم مستاصل بودم خُب
!...تند نرو...تند نرو .هر چی به نفعت باشه برات مهمّه
تازه زن و بچهتو .نباید ول میکردی
.مجبور بودم ترکشون کنم .دلیل داشت که این کارو کردم
...دایم عذر و بهانه میاری .چون که خیلی آسونهِ
!...نیکولا - !...ببخشید -
...خواهش میکنم ...خواهش میکنم
!...آنتونیو
!...رفیق خوبی هستی
.مجبور بودم رفیق باشم چرا شما دو تا نیستین؟
!...اوه...غش کرد
!...بازم
!...لوشیانا...لوشیانا عزیزم چی کار میکنی؟
بازم که شروع کردی؟ !...بیدار شو...یالاّ
به نظرم حالش .خیلی بهتر شده
!...قهوه بیار
سالهای آسودگی و رفاه .پیش روی ما بود
.پیش روی همهمون
.مخصوصاً برای من
تو زندگی جدیدم ...بی هیچ دغدعهای
...احساس
.خوشبختی میکردم...
...من با الیده ازدواج کردم
دختر رومرو کاتناچی ...مارکیزه دی کاتزولو
:دو تا هم بچه داریم .فابریزیو...و دوناتلا
!..ببُر
!...تبریک - !...تبریک -
!...ساکت...! ساکت لطفاً !...الیده...! الیده...بیا اینجا
دخترم میخواد براتون .یه شعر زیبا و قشنگ بخونه
.شعرشو خودش گفته .تقدیم کرده به پدرش...یعنی شوهرم
!...اِلیده - چیه...؟ -
...روی صندوق وایسا .مثل اون وقتا که کوچیک بودی
...در این روز از ...دوران خوشبختی
با شادی وصف ناپذیر ...اینجا دور هم جمع شدیم
...که در 69مین سال زندگیتون ...به شما...به شما تبریک عرض کنیم
...و آرزوی سعادت و ...خوشبختی کنیم
...برای شما که نام بلند و .پر افتخاری دارید...بابا
!...آفرین...آفرین
.ارادتمندم مارکیز
!...خیلی نازه - .پدیدهایه -
.دخترم دست به قلمه
.ببخشید خانوم
.الیده
خیلی بد بود؟
...راستش...نه - نه...؟ -
...من حواسم جمعه .میدونم چی کار دارم میکنم
...نه مثل این کودن و ...دست و پا چلفتی
که یه دسته صورتحسابو بدون این که .صفرهاشو بشمره امضا کرده
آخه بابا...طلبکارا دهن منو سرویس .کرده بودن...دست از سرم بر نمیداشتن
اگه به خاطر هوش و ...ذکاوت دامادم نبود
...که...با تحکم موفق شد ...بهتره بگم
با چند تا کلمه جادویی ...کارها رو راست و ریست کرد
و بهش ثابت کرد که یه تختهی ...این پسره کمه وِ یه جورایی
.نیمه مقصر جلوه داد
اینطوری دیگه مجبور نبودیم .چیزی به طلبکارا بپردازیم
بهتره من برم. وگرنه ممکنه چاک دهنمو .وا کنم و حرفی بزنم که بعداً پشیمون بشم
.خوش آمدید جناب مارکیز
فاضلابو چی کار کنیم؟
فاضلاب...؟ پس رودخونه تیبر برای چیه؟
داشتم راجع به پول دولت برای ساخت .خونههای ارزون قیمت صحبت مبکردم
کدوم خونههای ارزون؟ .ما خونههای لوکس میسازیم
میتونیم این کارو بکنیم؟
منظورت چیه..."میتونیم"؟ پس شهرداری چه کارهس؟
زمانی که موفق بشیم ...موافقت شهردار رُم رو بگیریم
.همه چی ردیفهِ آقای وکبل...درست میگم؟
خُب نـِ...نـِ...نمیدونم. درست .نشنیدم چی گفتین. ببخشید
.یه دیپلمات واقعیه .چپگراست ولی پسر نازیه
.ممنونم عالیجناب
.ممنونم عالیجناب
.من "عالیجناب" نیستم - "دلم میخوام یه اُردنگی بهش بزنم" -
"...رومولو...بچهها اینجان"
"...برام اهمیتی نداره" ".اتحادیه ترتیبشو میده"
!...آه، نه، نه، نه، نه، نه
!...شیرینیه دیگه
چرا ازم میگیری؟
به نظرت خیلی چاقم؟
نه اونقدر ولی این چیزا رو .نباید بخوری
.فقط چربی و کربوهیدراتهِ
.چیز دیگه بخور...تو سن رشدی - .تو خیلی چیزها میدونی جیانی -
میشه به منم یاد بدی؟
.کتابی رو که بهم دادی خوندم !...خیلی سنگین بود
کتابهای دوما سنگینهِ؟ (الکساندر دوما نویسنده فرانسوی)
.بله
سه تفنگدار...؟
الیده، چیزی نمیخوری؟
.نه ممنونم .نمیتونم هیدروکربن بخورم
!...چه اشتباهی میکنی
...جیانی
اغلب این فکر :به سرم میزنه که
...اگه جیانی با زن دیگهای ازدواج میکرد" "من الآن چه وضعیتی داشتم؟
...وقتی به این ...وقتی به این زن فکر میکنم
حتی اگه وجود ...نداشته باشه
...به نظرم میاد .یه دشمن بین ماست
!...سلام عزیزم
!...منتظرم بودی
!...بله
تو...تو دیونه شدی؟ مگه چی کارت کردهم؟ چرا؟
!...ولم کن
خودم دیدم با اون دختره توی .فاحشه خونهی "والاچی" بودی
لااقل دخترهایی رو بلند کن !...که انقدر چاق نباشن
کدوم دختر چاق؟ .دختر یکی از مشتریهاس
چشمم روشن...حالا دیگه جاسوسی منو میکنی؟
!گوش کن چی میگم
!...ببین ببین چی کار کردی؟
!...قُلدُر
!...عقب افتاده
!...جیانی
!...جیانی
هان...؟
...گوش کن اُرگاسم" یعنی چی؟"
...خُب
یعنی رسیدن به .اوج لذت جنسی
...خُب...منو به "ارگاسم" برسون ."فکر میکردم یعنی "آری
که "هاری" تلفظ میشه، درسته؟
.درسته
...عزیزم میخوای "آتِل"مو در بیارم؟
.اذیت میکنه
...نه
.همین جوری خوبه
"...خانومها و آقایان "
شب به خیر و به برنامهی " ".دو برابر یا هیچ" خوش آمدید
مثل همیشه از تئاتر میلان" ".به خانههای شما میاییم
امشب با یک شرکت کنندهی" ".جدید برنامه رو آغاز میکنیم
...شرکت کننده جدید" "...آقای نیکولا پالومبو از نوچرا
".نوچرا اینفِریوره" - ...دقیقاً -
و اکنون برای آزمون تاریخچه .سینمای ایتالیا در اینجا حضور دارند
".کل سینمای ایتالیا"
...و میتونم بگم که آقای پروفسور" "...که با این ریش و قیافه
...شما دورهی خاصی..." "...از سینما رو ترجیح میدین
...بله،بله،بله،بله" "...سینمای نئورالیسم ایتالیا
"...که سینمای خوب و پرباریه"
به نظر بنده باید جزء برنامه درسی" ".دانشآموزان قرار بگیره آقای مایک
راستش در مورد تدریس فرهنگ سینما در" "...مدارس کتابی رو به رشته تحریر درآوردهم
...و هیچ ابایی ندارم از این که بگم ...در حقیقت در انظار عموم بگم که
...بیش از 8 ناشر اونو برگردوندن ...و اگر الآن اینجا هستم
...اگر در مقابل دوربین تلویزیون ایستادهم ...در حقیقت لازمه اینو بگم که .منو ببخش آقای مایک
من اینجا اومدم که یک جایگزین ...برای...فوتبال پیشنهاد بدم و
...آواز مردمی رو اشاعه بدم
...یک سخنرانی فرهنگی ...نه حرافی خسته کننده
...همونطور که همه میدونیم" "...محتوای یک برنامه تلویزیونی
روی فکر و عقیده عموم" "...مردم تاثیر میذاره
!...تورکوآ - .هاااان -
این بابا نیکولاست...میبینی؟ - .دارم لذت میبرم -
"...فقط اطلاعات مذهبی"
و همیشه در مورد کنترل قدرت" ".و حواشی اون صحبت میشه
!...عالیه...عالیه پروفسور. کافیه" ".و حالا اولین پرسش
"...او دستیار ژان رنوآر بود"
ایشون طراح لباس فیلم" "...یک روز در روستا" بودهن"
...بله، بله، بله، بله" ".لوکینو ویسکونتی سال 1936
".پاسخ شما صحیحهِ"
.درست گفت
.یه چیزهایی میدونه .ولی حیف که احمقه
...روبرتو روسلینی
...در سال...1948 .فیلمی رو جلوی دوربین برد
عنوان فیلم و نام هنرپیشه زنی که در آن .بازی کرد چه بود؟ ساعتو استارت کنید
«.بدها ماشین را میکُشند»" ...هنرپیشه زن مریلین بوفرد بود ".دختر شایسته آمریکا
".عالی بود پروفسور"
سوال بعدی در مورد یکی از محبوبترین" ".کارگردانان مورد علاقه شماست
".ویتوریو دسیکا"
".دقیقاً"
. یک بار باهاش بحتم شد - "...ویتوریو دسیکا" -
در سال 1946" "...فیلمی رو ساخت
"میخواهیم به ما بگید که عنوان فیلم چه بود و از چه سالی" ".فیلمبرداری اون آغاز شد. توجه کنید که این آخرین سوالهِ"
اگر پاسخ صحیح رو بفرمایید میتونید" ".هفته آینده هم مهمان این برنامه باشید
".بله، بله، بله، بله"
خیلی خُب، عنوان این فیلم که در سال 1946" ".ساخته شد و سال شروع فیلمبرداری رو بفرمایید
.شما 10 ثانیه فرصت دارید" ".ساعتو استارت کنید
باشه، میتونم الآن" "جواب بدم، آقای مایک؟
عنوان فیلمی که در" "...سال 1946 ساخته شد
".درسته"
".نام فیلم «دروازه بهشت» بود"
...فیلمی که دسیکا در اون ظاهر شد" "...فیلمی سابجکتیو بود که بعد از اون
.ادامه بدین پروفسور. بیراهه نرید" ".پاسخ شما کامل نیست
# در ضمن لازمه اشاره کنید در چه # # .سالی ساخت این فیلم کلید خورد #
.سال 1943
...پاسخ شما .کاملاً صحیح بود
دروازه بهشت"، و دروازه بهشت مجوز" .عبور پروفسور به مرحله بعدیست
...مبلغ 320،000 لیره قابل توجه
تقدیم به یک معلم .فروتن و متواضع
.از بابا بپرس کی برمیگرده
بابا...کی برمیگردی؟
.همه منتظریم
!...زود میام...توماسینو !...زود میام
حالت چطوره...؟ چطوری بابا...؟
...راست میگی زود میایی نیکولا؟
.دلم برات تنگ شده
...منم دلم تنگ شده
.ولی پنجشنبه برنامه چهارمه
ماه قبل تو شهر .سر زبونا بودی
همه راجع به تو .حرف میزدن
سر زبون مامان و بابای تو هم بودهم...آره؟
نظر اونا نسبت به تو !...عوض شده نیکولا
...مدیر...شهردار ...نظر همه عوض شده
!...برو جلو پالومبو
برای نوچرای سُفلی .مبارزه کن
!...زندهباد نیکولای قهرمان
به هیچکدومشون .اعتماد نکن گابریل
!...هیچکدوم...هیچکدوم
پنجشنبه قراره دو برابر بشه؟
...با اون 1،280،000 لیره که بردی ...میتونی خانوادهمونو از نو بسازی
ما رو که از اینجا میبری...آره؟
آره...ولی فقط به خاطر دلایل اقتصادی !تو این مسابقه تلویزیونی شرکت نکردهم
.یه ناشر با من تماس گرفت
من اگه قهرمان بشم کتابمو :با این عنوان منتشر میکنیم
"سینما در مقام مدرسه"
!...اصلاً نترس گابریل
بر میگردم پیش توماسینو !...و تو...با جیب پر از پول
"دو برابر؟"
"...خیلی خُب پروفسور پالومبو"
تا این لحظه شما .برنده 1،280،000 لیره هستید
...اگر امشب جایزه رو دوبرابر کنید
مبلغ 2،560،000 .لیره خواهید برد
...اگر ببازید .فیات 600 برنده میشید
همه ما مشتاقیم بدونیم که .شما چه تصمیمی میگیرین
انصراف...یا دوبرابر؟
.نه - نه؟ -
.نه
.نه نمیتونم - یعنی چی نمیتونم؟ -
...واضحه .نمیتونم انصراف بدم
منظور؟
.جایزه رو دو برابر میکنم
پروفسور پالومبو ترجیح میده .دو برابر کنه. بذارید کمکش کنیم
".کابین رو بیارید"
"...خیلی خُب پروفسور" ".بهترینها رو برات آرزو میکنیم"
میدونید که حضار برای" " .شما شادی میکنن
جناب پروفسور امشب" ".یه کم عصبی هستن
بهتر نیست آروم و" "خونسرد باشید...هان؟
امیدواریم که" ".شما برنده بشین
".با اعصاب آروم و پولادین"
"...خیلی خُب داوران مسابقه"
میشه لطفاً اسلایدهایی که برای ...بخش مسابقه آماده شده رو
برای پروفسور پالومبو نشون بدین؟
اجازه بدین چراغها رو !...خاموش کنیم لطفاً
صدامو میشنوید پروفسور؟
.بله، بله، بله، بله - .اسلاید شماره 1 -
.آآه..."دزد دوچرخه" آقای مایک - .آروم...آروم پروفسور -
اجازه بدین اسلاید" "!...شماره 2 رو ببینیم
فندک لازم نداری؟
"صدامو میشنوید پروفسور؟" - .پدر جون بذار ببینیم چی کار میکنه -
.هیچوقت امیدتو از دست نده
...اِنزو اِستایولا" ".فرزند آلبرتو ماجورانی
...پروفسور" "!...جوابها رو جلو جلو نگید
آقای مایک این فیلمیه که افقهای ...جدیدی رو پیش روی ما باز کرده
...خواهش میکنم پروفسور !...اجازه بدین سوآلو بخونم
...بگذریم
اسم کوچک شخصیتی که نقش آن را استایولای جوان بازی کرد؟
"اسم فامیلش چی بود؟" - .ساکت...! نمیفهمیم چی میگه -
"اون بچه چند سالش بود؟"
"...بعد از کدام اپیزود بود"
که اون بچه آنچنان واقعی "و طبیعی گریه کرد؟
.یک دقیقه وقت دارید" ".کرونومترو استارت کنید
...اسم اون بچه .برونوست
".دقیقاً"
.دقیقاً
.اسم فامیلش...ریچیهِ
".دقیقاً"
".اون پسر بچه...9 سالش بود"
"...خوبه...و حالا"
"...بعد از کدام اپیزود بود که" - از این چیزها سر در میاری؟ -
آنچنان طبیعی گریه کرد؟... - .نه -
آنچنان طبیعی گریه کرد؟... - پس واسه چی نگاه میکنی؟ -
...در انتهای فیلم بود
استایولا فریب حربهی .مبتکرانهی دسیکا رو خورد
...نمیتونستن پسر بچه رو ...وادار به گریه کنن
دسیکا چندتا ته سیگار" "...توی جیب پسربچه قایم کرد
بعد بهش گفت" ".ولگرد لااُبالی
.پروفسور...انقدر پر حرفی نکنید .لطفاً پاسخ بدین. وقت داره میگذره
...پروفسور...پاسخ بدین" ".وقت داره میگذره
"!دقت کنید! دقت کنید پروفسور" - ...من گفتم که -
چون ته سیگار توی" "...جیب پسربچه گذاشتن
در اون لحظه" "...پسربچه... ناراحت شد
!...پروفسور پالومبو .قبلاً به شما گفتهم
!شما خیلی پر حرفی میکنید .خیلی حاشیه میرید
".پاسخ شما صحیح نبود"
": اینجا نوشته که"
چون پسره شاهد بود" "...که پدرش رو
بخاطر دزدیدن یک" ".دوچرخه کتک زدن
همه موضوع" ".دوچرخه رو میدونن
..چیزی که شما گفتین...پا...پا .پاسخ سوال نبود. ببخشید
.خب...این پاسخ دقیق سوال نبود - ...نه، نه، نه، من -
"...من داشتم رابطه مرید و مراد رو" - ...رابطه مرید و مراد -
که توسط بازیگر فیلم به وجود میاد رو ...برجسته میکردم تا همه متوجه بشن
...ببخشید آقای مایک .سوال رو دوباره بخونید لطفاً
...سوال میپرسه که ...بعد از کدام اپیزود
اِنزو اِستایولای جوان در مواجهه با این رئالیسم ملموس به گریه میافتد؟
آه...نه. شما گفتی .اِنزو اِستایولا نه برونو ریچی
...این یعنی انسان بودن ..نه شخصیت جعلی و ساختگی
که چیزهای با معنی بهش اضافه شدن .برای رسیدن به هَـ...هَـ...هدف برنامه. همینطوره
.همینطوره آقای مایک - ...نه...نه -
برای من اینطور ...نیست پروفسور
...نه...نه...ببینید
...میتونیم سوال کنیم - .همینطور بود که من میگم -
:جناب داور...شما بگید من چه کار باید بکنم؟
!...پاسخ داور رو میشنویم
پاسخ مهمان مسابقه .غیر صحیح...و غلطه
.شرمندهم. صحیح نیست .داور هم که اشاره کرد
.تقصیر خودتونه ...شما میخواستید
!...نیکو...تو واقعاً یه احمقی
.مَرده کلهش باد داره !اصلاً به فکر زن و بچهش نیست
...حالا فقط یه فیات 1600 .اونم برای دلداری بهش میدن
کی قراره پول بنزینشو بده؟
...حالا میبینیم آقای مایک
!تقاضای تجدید نظر میکنم
براتون یه بغل مدرک ...میارم!...براتون خود
.دسیکا رو میارم...
بعداً خواهیم دید !...حق با کیه
مجبور میشید دوباره به !...حرفهای من گوش کنید
:این اسمو یادتون باشه !...نیکولا پالومبو
در خروج کدوم طرفه؟
بابایی باخت؟
!...هی گوش کنید
!داریم فیلم میگیریم .نمیتونید رد بشین
هی...میشه لطفاً حرکت کنی؟
!...اون آژیرو خاموش کن !...داریم فیلم میگیریم
آخه باید رد بشیم !...برسیم جاده هومیلتا
چی شده؟ حالش خیلی بده؟
خُب، معمولاً وقتی با صلیب سرخ تماس" "!میگیرن یعنی حالشون خوب نیست
!...آرومتر برین...آرومتر !...دسینی آرومتر برو
...خیلی خب !...حالا دستشو بگیر
اون مو بوره لخت" "تو چشمه کیه؟
" !اون اسمش اِکرپهس"
!فقط دو دقیقه وقت میگیره ...کار فیلمبردار داره تموم میشه
کیه...دسیکا...؟ - !...نه...فلینی -
"آه...فلینی"
اون یکی کیه اونجا؟
اون کیه؟ - ماسترویانیه...مگه نمیبینی؟ -
...ببخشید آقای مارچلو
...آقای مارچلو
.عینکتونو بردارین .میخوام چشمهاتونو ببینم
!...لوشیانا !...لوشیانا
!...آنتونیو
چند وقته ندیدمت؟
اکتبر که بیاد !میشه پنج سال
...هی دُرک تموم شد بریم؟
!...آه بله...شما برین
!...بعد بیایین دنبالم - !انگار ما تاکسی هستیم -
...آقایون !همگی برین تنفس
...میتونم آدرسمو بهتون بدم ...آخه شما به من قول داده بودین که
!پییر لوئیجی...بس کن
دکتر...خانوم برای صحنه کلوب شبانه مناسبه...؟
!...چی کار میکنی؟ شنلشو برندار !...بپوشونش...! خیلی خوبه
قبلاً فیلم سینمایی بازی کردی؟
با محیط سینما آشنایی داری...هان؟
!...یه کمی
یه کم...؟ اهل کجایی؟
.صداشو دوبله میکنیم
...اهل ترازایی .نزدیکیهای پئونی
پئونی کجاست؟
نمیتونستی بگی اهل جای دیگه هستی؟
...خوبه !...به نظرم خوبه...! عالیه
!خیلی خُب...خداحافظی کن - !...شب به خیر دکتر -
!خداحافظ آقای ماسترویانی - ...باهاتون تماس میگیرم خانوم -
!...خداحافظ - !...شب به خیر -
.دوست داشتنیه - ...ببخشید فدریکو -
یه افسر پلیس اومدن .از هواداران شما
!یکی از دوستان شهرداره !برای گرفتن مجوز بهش احتیاج داریم
شب به خیر سرهنگ عزیز حالتون چطوره؟
باعث افتخاره که با !روسلینی بزرگ دست بدم
...تمام...فیلمهای .شما رو دیدهم
.هوادار پرو پا قرص شمام - ...خوبه -
!ببخشید...من دارم میرم !شب به خیر
!بریم اون جا پیش مورو
...تنفس بگیرین
!همه برن تنفس
!برین تو صف...هُل ندین
.وقت تنفّس یک ساعته .زیاد از محل دور نشین
شما به "شستینو" چی میگین؟ - .پَک نهار -
شما به "دِ موننچا" چی میگین؟ - چی...؟ -
!...عجب شانسی
چند تا پیرزن همین نزدیکیها .استخون رونشون شکست
پس هنرپیشه شدی؟ آفرین...معروفم شدی؟
!آه...هنرپیشه
.سیاهی لشکرم میشه اون جا بشینیم؟
.بله
کدوم قسمتو بازی کردی؟
.درست نمیدونم
رینالدو برای یه قسمت .منو به فلینی معرفی کرد
.آه
میخوری...؟
...نه...من تازه خوردهم .تو بخور
نه...زیاد .گرسنهم نیست
.ممنونم
این رینالدو کیه...؟
...یه دلاّل
...یکی که کمکت میکنه ...موقعیت میده
.کارم میده
گرسنه که نیستی !ولی حتماً تشنهای
نه...از صبح تا حالا به جز .دو تا برندی...چیزی نخوردهم
دو تا برندی؟ مگه میخوایی بری آلپ شکار؟
...گوشتش خوبه
از غذای مجانیهِ ...بیمارستان بهتره
...سیب زمینی
تو چطور؟ - هوم؟ -
دیگه چه خبر؟ - .چیز زیادی نیست -
از بین ذخیرهها منو .B تنزل دادن به کلاس
.حمل برانکارد
چرا؟
...یه راهبه رو با مشت زدم .انگیزه سیاسی بود
!...یه راهبه
اول اون بود .که شروع کرد
نمیدونستم چطوری ...جلوشو بگیرم
.منم زدم تو صورتش
.حالا هم اینجام
...حمل کننده برانکارد
با حقوق کمتر .از 22000 لیره
...از دست تو
همیشه دردسر .درست میکنی
.هیچوقت عوض نمیشی
"رستوران "سلطان نیم پُرسی .مدلش عوض شده
میخوایی فردا شب بریم؟
.لوشیانا
کجایی دنبالت میگردم؟
.اینجا بودم
...فردا شب ساعت 9
با تیبریو و اون ...سیسیلیهِ
میریم بیرون بعدشم .میریم خونهی من
...آخه .فردا شب نمیتونم
یعنی چی؟ من بهشون .قول دادم...تو هم باید بیایی
این بابا کیه؟
.رینالدو
دنبال کی میگرده؟
.رینالدو
...این کیه آرایشگره؟
شرمنده...دیروز .موهامو کوتاه کردم
بجنب...با ماشین شرکت ...میرسونمت در خونه
فردا شبم .ساعت 9 میبینیمت
...نه...این خانوم گفتن که .فردا شب نمیتونن بیان
.آنتونیو...فراموش کن
اون کیه؟ - !...آرومتر -
آنتونیو...پیرزنه .باهامون نیومد
این همه راهو .بیخودی اومدیم
کی بهتون گفت؟ !...صبر کنید
خانوم میگن که .نمیتونن فردا شب بیان
...آنتونیو...ببخشید .به خودم مربوطه
نه...میخوام .براش توضیح بدم
نکنه گوشهات خوب نمیشنوه؟
کسی که گوشهاش .نمیشنوه...خودتی
!...هی بس کنید
چی کار میکنی احمق؟
!...بس کن رینالدو
کی رو میزنی؟
دیوونه شدی؟ به چه حقی میزنیش؟
میشه یه روز بگذره که آخرش گند نزنی؟
مگه پشت آمبولانسم؟
.آره
...لوشیانا دیوونه شده بود
...تا یه جاهایی رو یادم میاد بعدش چی گفت؟
: گفتش
دیگه پاتو" ".این طرفها نمیذاری
.آهان
آخه چطور این حرفو زد؟
".چهارم مارس 1964"
فیلم کسوف رو" ".با آنتونیو دیدم
...مثل مرده ها" ".خشکم زد
در طول تاریخ سینما تاکنون چندین" "....هنرمند عمق روح زنان را کاویده
و بدون هیچگونه حجابی" "...بر تنهایی او تور تاباندهاند
چیزی که با زبان" ".نمیتوان بازگو کرد
"...مثل ساگان...ولپینی"
...حتی خود من" "...با وجود ثروتی که داشتم
مشکل بزرگ" ".برقراری ارتباط داشتم
پس من با خودم" "...حرف میزنم
"...و فقط به خودم"
"!...اعتماد میکنم"
شاید دچار از خود" "...بیگانگی باشم
ولی در بین اشیا بی روح بیشتر از !...مردم احساس گرما میکنم
احساس میکنم اشیاء ...بی جان با من حرف میزنن
...ولی
هنوز زبون اونا رو .نمیفهمم
باید یه راهی برای ...ارتباط با مردهها پیدا کنم
.که همه جا حضور دارن
...حتی !...تو فضای این اتاق
:نمیدونم که ...آیا در آینده میتونم
به نوبهی خودم با زندهها حرف بزنم؟
آیا میتونم با اونا ارتباط برقرار کنم؟
ما باید کنترل طرحهای برنامهریزی .شهری رو در دست بگیریم نه کشور رو
ما هنوزم به رییس دفتر .مجلس رشوه میدیم
...چونکه صنایع بزرگ ...صنایع واقعی
توسط قدرتهای سیاسی .حمایت میشن
نمیبینی مجبوریم روشهامونو تغییر بدیم؟
.باید توسعه بدیم !باید تو بازار بورس فعال باشیم
تو بلدی چطوری !...باهاشون تا کنی
.من بلد نیستم
!...به
بگو که دلت میخواد ...رییس باشی
بگو که دلت میخواد مالکیت .انحصاری داشته باشی
که میخوایی واسه !...خودت غولی باشی
بیست سال آزگار منو !...سر کیسه کردی
با اون زبون چرب و نرمت ...دختر بیچارهی منو
...گرفتار این خانواده کردی
!برای این که تو یه سارقی
برای این که تو یه آدم حقه باز و ...حیلهگر و پشت هم اندازی
که با دروغای کوچک و بزرگ روی .دزدیهات سرپوش میذاشتی
باعث تعجبه که چرا .تا حالا تو زندان نیفتادی
البته که برای پیرمردهای !...احمق و خرفت جا ندارن
!منو زدی
!بلند شو...فیلم بازی نکن - !...منو زدی -
!...بلند شو - !...صبر کن -
تا حالا هیچکس ...منو نزده بود
!...حتی پدر عزیزم
!...اما تو - !...خفه شو -
...توئه رذل نامرد .روی من دست بلند کردی
!...بدتر از این هم میکنم - تو...؟ -
...یادت بیار .بلایی که سر پسرت آوردم
همون بلا رو سر ...تو هم میتونم بیارم
زمانی که !...انتظارشو نداری
!...هر وقت که دلم بخواد
فهمیدی...؟
چه خبر شده؟ !دارم ضبط میکنم
جیانی چی شده...؟
بابا...چرا همیشه باعث ناراحتی جیانی میشی؟
چی شده؟ حالت خوب نیست؟
!...بیا منو ببر
کجا...؟
!...مستراح
!تصمیمم رو گرفتم
کاری رو که !...بگی میکنی
جیانی پرگو...کسیه که ...جامعه رو تغییر میده
!...و عادلانه-ترش میکنه
"...خُب"
"...بین مشکلات حوزه سیاست"
و مشکلاتی که در حوزه" "...بهداشت وجود داره
حتی در دهه 60 هم" ".دوره خوبی برای من نبود
خوشبختانه با یه دختر خوشگل" "...آشنا شدم به اسم والریا
معاشرت با کسی" "...که هیجانمو
هم در مورد" "...سیاستهای نظامی
...و هم یه کم...خودمونی" ".باهاش تقسیم کردم
تو "برنکاچیو" چی اجرا مشه؟
".پارسال در مارینباد "
!...آنتونیو
چی گفتی...؟ - من که تو رو صدا نکردم؟ -
."به نظرم شنیدم یکی گفت "آنتونیو - !...درست شنیدی -
.اون خانوم صدات زد
!...لوشیانا
ببخشید والریا یکی از .دوستان قدیمیه
...خداحافظ والریا .میبینمت
فردا میبینمت باشه؟ - .باشه -
چی کار میکنی؟ باهاشون میری؟
دیگه با کی برم؟
.خُب...دنبالشون برو
.خداحافظ
...اجازه بده ...معرفیت کنم
.وانیساد...
...میخواستی با دوستات بری؟
...آره...ولی اونا .باهم میرن
حالت چطوره؟
.خوبم
تو چطور...؟
...خُب میدونی
...من تازه از بحران روحی که .گرفتارش بودم بیرون اومدم
خیلی بد شد که مجبور ...شدم بیمارستانو ترک کنم
ولی حالا بهترم و دوباره .برمیگردم بیمارستان
یعنی چی؟ - چی...؟ -
میخوایی بری بیمارستان بگی حالم خوبه؟
این آقا تو بیمارستان .کار میکنه...پرستاره
آره...دوباره .استخدامم کردن
دوستای قدیمی؟
...جیانی رو ندیدهم
نیکولا...بعد از... دوبرابر یا هیچی" رو یادت میاد؟"
تا حالا پنج بار از .تلویزیون...شکایت کرده
.هر دفعه هم باخته
...منم هروقت بزرگ بشم .میخوام از همه شکایت کنم
ولی...ببخشید...اِه...اِه؟
.که اینطور
.اسم من آنتونیوئه اسم شما چیه؟
.لوئیجی
اسمشو هم اسم .دایی مادرم انتخاب کردی
!دستتو باز کن
...هی میلدرد امشب چه کارهای؟
!...خواهش میکنم - !داری وقت تلف میکنی -
"...ببخشید لطفاً"
بله...؟" - "توی لیست هست؟ -
"...چیزی باقی نمونده آقا"
کار صحیحی نیست برای" "...من نامه بنویسید و
بگید دوستتون..." ".میخواد منو ببینه
وقتی کسی میخواد یه خانومو" "...دعوت کنه باهاش حرف میزنه
...نگران نباش" "!..چاییتو بخور
"...گوش کن میلدرد"
!...خنده داره میلدرد" ".یک بار بهت سرویس میدم
".انعام من یادت نره"
!...تو
...اینجا درس میخونی و زندگی میکنی فیلیپ...؟
".بله"
".و به تو فکر میکنم میلدرد"
اگه میدونستی تا حالا" "چند بار تو رو اینجا دیدهم
میبینم که یک دل نه صد دل" ".عاشق من شدی فیلیپ
"...لوشیانا"
"...آنتونیو"
...من هنوزم" "...هنوزم متوجه نمیشم
به هر حال تو هیچوقت" "...نگفتی که
...این وسط تکلیف ".احساساتمون چی میشه
".ازم نخواستی که بگم"
رینالدو چطوره؟" "هان...؟
"رینالدو...؟"
نمیدونم. خیلی وقته که" "...ندیدهمش. از اون روزی که
"از کدوم روز...لوشیانا...؟"
".از اون روز که کتکش زدی"
...در واقع" ".اون منو کتک زد
...خُب" ".از خودت بگو
چی بگم آنتونیو...؟" "...من یه زن تنهام
منم همینطور" "...لوشیانا
!...آنتونیو"- "جانم...؟ -
.تو تنها مرد زندگی من هستی" - ".بهتره...حرفمونو عوض کنیم -
گِیتانو مامانو ندیدی؟ - .نه -
!...مامان
گیتانو، فابریزیو رو ندیدی؟ - .نه -
!...جیانی
گیتانو...جیانی رو ندیدی؟
!...گیتانو
!...آمادئو
فابریزیو رو ندیدی؟
!...جیانی...! جیانی
جیانی رو ندیدی؟
!...آمادئو
...اِلیده کجاست این اِلیده؟
!جیانی
!جیانی
پاپا...؟
مامانو ندیدی؟
نه...تو دیدیش؟
.نه
!...عجب
!جیانی
.جیانی باهات کار دارم
...جیانی
ما هیچوقت ...با هم حرف نزدیم
...ملودی .هر روز همینو میگی
...باشه...سوار شو .حرف بزن
...میدونی
.برام...خیلی...سخته
...شهامتشو ندارم
...که حرف دلمو .رو در رو بهت بگم
...واسه همین .صدامو ضبط کردم
...جیانی عزیزم" "...تو همه چیز منی
".اما از من دوری میکنی"
بیست سال" "...کنار تو زندگی کردم
تو این مدت بی جهت" "...دنبال تصاحب قلبت بودم
...از روی ناچاری" ".با مرد دیگهای آشنا شدم
!ادامه بده
".آشنا شدم..."
میدونم که باعث" "...رنجشت میشم
ولی باید همه چی رو بگم" ".تا با خودم روراست باشم
...من"
.خواست خودم نبود..." ".انتخاب شده بودم
...من - .انتخاب بهتره -
.بله انتخاب شدم
زمانی که تسلیم" "...آغوشش شدم
".به تو فکر میکردم جیانی
.آه
شاید چیزی در باره اون" "...خیال شهوانی خونده باشی
که به زنها تلقین میکنه دیگران رو" "...به شکل مردی که دوستش دارن
"...تجسّم کنن
...مثلاً خوانندهها..." "...هنرپیشههای سرشناس
...یا" ".مثل رهبران معروف، جیانی
منم تو رو" ".مجسم میکردم
.خودت متوجه منظورم هستی" "میخوایی بدونی رقیبت کیه؟
.یه مرد جوون و قابل اعتماد" "...اسمش هم
نمیخوایی بدونی؟
نمیخوام باور کنم...چون که .خیلی برات احترام قائلم
.خیلی خُب
...پس من این حرفا رو از خودم در آوردم تا خودمو برات مهم جلوه بدم؟
تو بیش از حد برای خودت .احترام قائلی جیانی
با این حساب...من به هردومون احترام میذارم، هان؟
.شرمنده دیگه باید برم .هزار تا کار دارم که باید انجام بدم
وقتی برگشتم با خیال راحت در بارهش حرف میزنیم...باشه؟ هان؟
...الیده
...الیده
...ببینم اگه باور کنم از این بدتر نمیشه؟
برای من و تو بدتر نمیشه؟
!...هی
...گریه نکن .خواهش میکنم
!...الیده کوچولو
!...اینجا رو امضا کنید
!...بفرمایید
.تسلیت میگم - .ممنونم -
.تسلیت میگم - .ممنونم -
!...الیده
پیغامم به دستت رسید؟
کدوم پیغام؟
پس برای چی اومدی اینجا؟
.برای بیمه ماشین .تشریفات بعد از اون تصادف
...آهان پس بخاطر من نبود؟
خودت میدونی که .به این چیزا اعتقادی ندارم
.هیچوقت اعتقادی نداشتم
.میدونم
با کی داری حرف میزنی؟
با خودم...! مثل احمقا .با خودم حرف میزنم
.راستش داشتم میرفتم - !...نه صبر کن -
یه چیزی رو میخوام .ازت بپرسم
!...باشه
.خیلی خُب بگو
!...بفرما
من الآن برای تو مهمّم؟
مهم...به چه معنی؟
چون که مُردی برام مهمّی؟
.خُب...نمیدونم !...فکر نمیکنم. نه...نه
!...لعنت به اون ذاتت آخه چرا نه...؟
الیده، برای این که اگر کسی ...تو زندگیش برای کسی مهم باشه
.نمیتونه بمیره .به این دلیل
!...عجب احمقی - .آه -
!...مرگ مقام رفیعیه - ...آره...همینطوره -
خُب معلومه که ...سیدارتا" رو نخوندی"
...نه...نه...نه .سیدراتا" رو نخوندهم"
...همیشه مجبورم میکردی بخونم .ولی خودت هیچوقت نخوندیش
...الیده !عجب آشغالی هستی
!لطفاً درست حرف بزن
...این تویی که مهم نیستی جیانی .برای هیچکس...حتی برای خودت
...فقط برای من مهم بودی
.چون که احمق بودم...
راستی بچهها چطورن؟
.خُب...نمیدونم .خوبن...فکر میکنم
...فابریزیو اسبابکشی کرد
پشت سرش ...دوناتلا هم رفت
.رفتن انگلستان
.خوشحالم که دیدمت
.خداحافظ...محبوبم
!...خداحافظ
.با تمام پشیمونیهات
نه...اصلاً پشیمونی .در کار نیست
.بله...بله
!آره...بله...بله
.و امروز اینجا هستیم
دومین رفراندوم ...جدایی رو بردیم
افق سیاست هنوز .ابری و مه آلوده
و این با وجود ...اتحاد ملی ما در مقابل
...خفقان سیاسی ...حملات فاشیستی
...اختلاسها...بحرانهای اقتصادی ...وجود منافع زیاد شراکتهاست
...اگر در مورد خودم بگم تقریباً .هیچ منفعتی...کسب نکردم
...یکی از هوادارانم ...کارگریست
که دوچرخهشو .از دست میده
...آخر سر
...وقتی که پدر
...اون دوچرخه رو میدزده
.پسربچه میزنه زیر گریه
داره داستانی رو که توی .تلویزون گفتی تعریف میکنه
خب...یکی از عوامل فیلم ...به من گفت: "آقای دسیکا
چهار پنج تا ته سیگار ...بذار تو جیب پسره
...بعد که گذاشتی
شروع کن به .دعوا کردن
خودت میبینی .پسره گریه میکنه
پس ته سیگارها رو ...بدون این که
...اِنزو استایولای کوچولو
متوجه بشه توی ...جیبهاش قایم کرد
...و من رفتم پیشش و گفتم چی تو جیباته؟ ته سیگار؟"
پس تو یه ولگرد !...سیگاری هستی
!همنطور بود که تو گفتی
شنیدی...؟ !...حق با تو بود
دهن اون تلویزونیها رو .باید سرویس میکردی
:چهارمین جایزه
در حوزه ادبیات برای "دروغهای کتابهای ادبی"
.تقدیم به آندره مارچی
چرا نمیری بالا باهاش حرف بزنی؟
هان؟
!برو بالا باهاش حرف بزن
.من که نمیشناسمش برم چی بگم؟
.فقط باهاش حرف بزن
.نه - چرا که نه؟ -
نه آخه برای چی؟ :بلند شم برم بگم
.ببخشید...پالومبو هستم
...براتون مقاله...دستنویس ...و موضوع...فرستادم
مثل صدها هزار... .پالومبوی دیگه...نه
...باید راجع به :چیزای دیگه حرف بزنم
...حقههای بزرگ...امیدها .نا امیدیها
فکر میکردیم میتونیم" "...دنیا رو تغییر بدیم
ولی برعکس" ".دنیا ما رو تغییر داد
...قصههای غم انگیز" "...و حزنآور
...برای من" ".و شایدم برای خودش
خانوم...این ماشین شماست؟ - .بله -
!خب پس جابجاش کنین .نیم ساعته راه منو بند آوردین
!...باشه !الآن حرکت میکنم
!...عجله کنید .اینو هلش میدم
.ممنونم
!...بیا بیا خانوم !...بیا
.بیا سمت من .مستقیم بیا بهت میگم
!...سمت من ...سریع...سریع
.بیا، بیا، وایسا. خوبه .بچرخ، بچرخ، بیا
.برگرد. خوبه .خوبه دیگه برو
!...جیانی
!...جیانی پرگو
.منم آنتونیو بجا نمیاری؟
!...آنتونیو
!...جیانی
!...جیانی
میدونی چند سال گذشته؟
از اون موقع که زیر بارون با هم دعوا کردیم...یادته؟
.معلومه که یادمه
میگن دنیا کوچیکه؟ به نظرت کوچیکه جیانی؟
بیست و پنج سال گذشت و .دوباره همدیگه رو دیدیم
!...واقعاً این دنیا کوچیکه
.نه...یعنی...بزرگه
...آره
...چی کارا
کردی...؟...
منظورت چیه چی کارا کردم؟
جیانی...اینجا چی کار میکنی؟ .بگو که اشتباه میکنم
نگهبان پارکینگی...؟
اووه، نگهبان محوطه پارکینگی؟
.آره
!...نه
.عجب جامعه گندی تو چی کار کردی؟
...خُب میدونی
نه...میدونم با خودت .چی کار کردی
میدونی تو چی هستی؟
!یه ایدهآلیستی
...نه...ببین - !...چونکه زیادی روراستی -
.اشتباه میکنی
میگم آخه چطور میشه یه .وکیل نگهبان پارکینگ بشه
!خوکهای کثیف
.نه مهم نیست ...خُب
من مشکلاتی داشتم .روزگار سختی رو گذروندم
برای هرکسی .ممکنه اتفاق بیفته
...اینم شرایطیه ...موقتیه
امیدوارم بزودی ...تغییر کنه، برای
.آه...دل خوشکنک
...یه نیمچه قولی بهم دادهن .حداقل امیدوارم
...ولی ازت میخوام...چیزی .چیزی نگی...باشه؟ ببخشید
.نه ببخشید ببخشید تشکیل خانواده دادی، آره؟
.خب...تعریف کن - .با یه بیوه -
!...بیوه
.دو تام بچه
.منم دو تا بچه دارم
راستی میدونی؟
.نیکولا هم اینجا تو رُمه
نیکولا...؟
حالش چطوره؟ چی کار میکنه؟
.تو مطبوعاته...کم کاره - .آهان شخصی کار میکنه -
راستی...! میخوایی دوباره ببینیمش؟
.آره...حتماً
.پیداش میکنم
ولی تو...همیشه دندونای قشنگی داشتی...هان؟
ببین...یواش یواش .دارم کچل میشم
!...جیانی
.لعنتی ظهر شد .وقت شیفتمه. باید بدوم
.برو برو. دیرت میشه - ...ولی چرا من ندیدمت -
افتتاحیه 12 تا برانکاردبر برای !بخش جدید بود. فکرشو بکن
.حیف شد
"به "خواهر وینچنزا ...سفارشتو میکنم
کاری از دستش بر بیاد .مضایقه نمیکنه
.حامی قشر کارگره
حالا دیگه حتی راهبهها هم .از ما چپی تر شدن
میخوای امشب شامو با هم بخوریم؟
.نه امشب نمیتونم ...امشب یه
...خُب پس باشه فردا...فردا اوه...فردا شب قبوله؟
.قبوله
.به نیکولا هم خبر میدم - .باشه -
.خداحافظ
.بیا...بیا جلو
!...جیانی
هان؟
.بیا
...جیانی
چی توافق کردیم؟ .نگفتیم کجا بریم
آره خُب...کجا...؟
".سلطان نیم پُرسی"
جای دیگه هم مگه هست...؟
.تا فردا. ساعت 9 - .خداحافظ -
...بیا...ببا
.بیا سمت من
.ممنونم
.خداحافظ جیانی
.خداحافظ آنتونیو
تو 25 سال بعدی ...همدیگه رو میبینیم
.دیگه هرگز...
...هوووی
...تا حدودی
احساس تنهایی میکنی...هان؟
.بهت که گفتم
تنها ترین جاندار روی .زمین...آدم پولداره
من نمیدونم توی اون مخت چی میگذره؟
...آدم پولدار که .احتیاج نداره فکر کنه
!...ثروت داره....همین کافیه !...همه از این خونه رفتهن
...بعضیا زدن به چاک
.بعضیا مردن
ولی من و تو .هنوز اینجاییم
کی میتونه ما رو از هم جدا کنه؟
!...هیچکس
!...خوش باش جیانی
...الآن .تنهای تنهاییم
.همیشه...کنار همیم
...چون که تو
.هیچ جا نمیری...
...من نمیمیرم
میفهمی...؟
!...نمیمیرم
.من...نمیمیرم
.نمیمیرم
!...جنگ تموم شد !...جنگ تموم شد
.همه دور همیم
چی شده؟ رشد کردی؟
.آره...وزنم - .تو همونی که بودی -
.زمان عین برق میگذره - .گروه سه نفره باحال خودمون -
...همه برای یکی .یکی برای همه
!...آآآه...شراب
!...آآآه...سلطان نیم پُرسی !...به سلامتی روزهای گذشته
فقر و فلاکت...ما رو .برادرانه دور هم جمع میکنه
درسته جیانی؟ - !...درسته -
...از نو متولد شدم
.سال 1950...گوتسانو
.درسته - ایکاش -
!سلطان نیم پُرسی .فکر نکنم امشب حسابتو بدیم
خبر جدید چی داری؟
تو از بغل ما .وضعت خوب شده
آره یه دستی به سر و .گوش اینجا کشیده
اگه قرار بود منتظر ...پول تو باشم
!...سلطان نیم پُرسی ...میدونستی که تو یه جامعه مدرن
غذا برای همه باید مجانی باشه؟
.مارگریتا هم اینجاست .اون جا نشسته
!...مارگریت - .هنوزم منتظر تلفن میکِلهس -
آآآه...بیشتر رفقای .قدیمی دیگه نیستن
شیپورزن کجاست؟
.کبریت فروش سمج کجاست - .موکولتو -
وسوسه کنندهس؟ - .نقاش خیابونی حضرت مریمو میکشه -
.یارو خربوزه میفروشه
اون خانوم خوشگله یک پا تو کافه لارگو رو یادتون میاد؟
...اون راهب که کارتهای مقدس داشت؟
هنوزم 5 لیره .بهت بدهکارم
!...همگی به رحت خدا رفتهن - سیگار...؟ -
.بیا دختر خوب .چهار کارتن به من بده
چی؟
چهار کارتن...؟
.قسطیه
.هر چی شما بگی
...هی لاغرو .یه کارتن مارلبورو میخوام
.بذار همینجا
چی کار میکنی؟
.سه نفریم
.قسمت میکنیم
.قسمتهای مساوی
.بفرما...اینم مال من - .آه آنتونیو -
...گوش کنید
.نیکولا...آنتونیو ...میخوام
یه موضوعی رو .براتون اعتراف کنم
چیزی که میخوای بگی شب ما رو خراب میکنه؟
.به نظرم همینطوره
.خب پس...بیخیال شو - .بجاش یه سورپرایز جالب براتون دارم -
آه واقعاً...؟
بعداً راجع بهش .صحبت میکنیم
!...سلطان نیم پرسی
...برای دور دوم - .سه تا تاس کباب -
.زدی تو خال
من اینجا رو فقط بخاطر تنوع .غذایی زیادی که داره دوست دارم
هی ما 25 ساله که .داریم تاس کباب میخوریم
.بیست و شیش سال
.تو خوش شانس بودی
من که هفتهای یه بار !...میخوردم...تاس کباب
...تاس کباب...تاس کباب - ...یادت میاد؟...تاس کباب -
!...جیانی
!...جیانی
!...جیانی
".اون از همه ماها بهتر بود"
کاش همه چیز .اون طور پیش میرفت
هی یادت میاد؟ "تو حساب کن بعداً میگم چرا"
...ولی .هیچوقت نگفتی چرا
.نسل ما واقعاً تهوع آوره
چرا...؟
چی...؟
...خب
...نیکولا رو ببین
.مثلاً...
نیکولا چشه...؟
خب...نیکولا چشه؟
...از خانوادهش بریده ...کارشو ول کرده
...از همه اینا گذشته
دست آخر هم افتاده تو کار ...نقد فیلمهای سینمایی
."با اسم مستعار "ویچه
آه..."ویچه" اونه؟
پس برای خیلی از .روزنامهها مطلب مینویسی
همه اینا برای چیه؟
.برای آینده روشنتر
بعدش...؟
آینده...ما رو .پشت سر گذاشت
بدون این که حتی .حالیمون بشه
چی میگی...؟ کی گفته...؟
دور انداختن زندگی به این معنیه که .بهترین استفاده رو ازش بکنی
نکنه فکر میکنی اینطوری بهتره هان؟
زندگی اونطور که تو ...خوشت میاد ارزشی نداره
چون که هزینهشو با چیزی .میپردازی که وجود نداره
!...خوشبختی
!به سلامتی مریم باکره
.قبول دارم - واقعاً...؟ -
من تعریف بهتری .از شما دو تا دارم
به نظرم برای .هر دوی شما مناسبه
...شما هر دوتون فردگرا و ...انتلکتوآل هستید
...به عبارت دیگه
.گندیده
ترجیح میدم یه انتلکتوآل ...گندیده باشم
تا این که ...کارگر بورژوآ باشم
.مثل تو
.حالا توضیح بده ببینم
!...همین الآن - چی...؟ -
سیاستهای شما .مثل شتر مرغ میمونه
...سرتون تو زمینه ...کونتون تو هواست
منتظرین یکی بهتون !...اردنگی بزنه
مفهومه؟ - .نه مفهوم نیست -
من که هنوز درست .نفهمیدم منظورت چیه
!عقاید سیاسی من ترسناکه آنتونیو - یعنی چی وحشتناکه؟ -
دنیا بدون تو هم !راه خودشو میره
!...کافیه برین خونه - ...آره ادامه بده -
تو به چیزای کوچیک و .بی اهمیت راضی هستی
.خدا خدمتکارا رو حفظ کنه !...بردهها
آآآه...مستی؟
...کافیه دیگه چی داری بلغور میکنی؟
.تو همیشه دو رو بودی !...قبول کن
.قبول نمیکنم .بهش فکر میکنم
!گوش کن چی بهت میگم
...شاید بالاتر باشی شاید پایینتر باشی ...شایدم از همه ما بالاتر باشی
واقعاً شرمم میاد که توی این همه سال تو رو دوست خودم بدونم...! میفهمی؟
آدمایی مثل تو هرگز .چیزی به کسی نمیدن
.یه چیزی رو باید بهت بگم .آه نه
.نذار، نذار، نذار دهنم وا شه .رفیق
ببین چقدر داری از این .کلمه استفاده میکنی
تو یه پسربچهی .شلوغ و بی انضباطی
.اگه میخواییدعوا کنید دعوا کنید !من گولتون زدم. من پولدارم، پولدار کثیف
.تمام انتظار شما نون شبهتونه - .این واقعیته. من پولدارم. خیلی پولدار -
نمیتونی بفهمی؟ ...من دشمنتم. من
انگار کور کردی به .جای این که شفا بدی
...بیا اینجا !...نیکولا پالومبو
.تو یه گوسفند اصلاح طلبی
برگرد برو تو گلهی .اصلاح طلبها
.من اصلاحت میکنم
!اگه منظورمو بفهمی .میگم برو وگرنه بد میبینی
!بس کنید
!خیلی بد
...فقط بلده بره بالا منبر
.مثل آدمای شکست خورده
.نه آنتونیو .ول کن...نه
.کت من کجاست
.این که نیست
...نیکولا
...آخه
...بچه نشو. بلند شو عینکتو .عینکتو بذار. بلند شو
مگه چی شده...؟ ...ای بابا
.اتفاقی نیفتاده
.بلند شو...بلند شو
.بیا...گواهینامهت
.گواهینامهتو بگیر
.بحث...احمقانهای...بود
.خیلی حرفا به هم زدیم ...منم همینطور
...سعی کردم .یه چیزی رو...بهت بگم
چه چیزی رو؟
.هیچی - .گابریل برام نامه نوشت -
...پسرمون توماسینو ...گفته ماه آینده
.ازدواج میکنه
اگه اون پشت جا نیست .میتونی پیاده بری
این همون ماشینهس که ..."تو برنامهی "دوبرابر یا هیچ
دلشون برام .سوخت و بهم دادن
انگار برف پاک کن به موتور .وصله انقدر تند میزنه
چهاراه بعدی .بپیچ راست
باشه...باشه ولی ...من به چپ میپیچم
.آخه چرخ دندهش شکسته
تو این ماشین همه چی .برعکس کار میکنه
اگه همه چیزش برعکسه پس .گاز بده باید وایسیم...دیگه رسیدیم
ما رو کجا آوردی...هان؟
...بذار ببینم .کجا اومدیم
شب زندهداریه؟
.آره یه همچین چیزی - !...آهای -
!...شما سه نفر
شمارهتون چنده...؟
.برین توی صف
نگران نباش آقای آرتور .همسرم جا گرفته
سعی نکن !...خوشمزگی کنی
.ببخشید
.سلام
.همراه داریم
واقعاً...؟ کی رو آوردی؟
...جیانی
.نیکولا
.همسرم
حالتون چطوره؟
.سلام لوشیانا
.سلام
خیلی جذاب .به نظر میایی جیانی
.تو هم همینطور
.خیلی جذابی
واقعاً...؟
.سلام نیکولا
چرا به ما نگفتی؟
اونوقت دیگه .سورپرایز نمیشد
...خب
اینجا چی کار میکنی؟
میخوام پسر کوچیکمو .سال چهارم ثبت نام کنم
پسر کوچیکه...؟
.آخه دو تا بچه داریم - .آره...از دیروز توی صف وایسادیم -
...آموزش بچهها اجباریه .ولی مدرسه رفتن حق شناخته نمیشه
.قرعهکشی میکنن .ببین چقدر آدم اومدن
تو که میدونی ...تو مدرسه چی یاد میدن
بهتره بیخیال .قرعهکشی بشی لوشیانا
اصلاً اینطور نیست. میخوام .هرطور شده اسمشو بنویسم
.طبیعیه
.تو اصلاً تغییر نکردی نیکولا .فقط بلدی انتقاد کنی
.ببخشید - ...اگه باهاش بحث کنی -
برای امشب .شوهرش کافی بود
.کراواتت کثیف شده چی کار کردی؟
...چی...نه .گِل...گِل پاشیدن به من
...حتماً...! نگاه کن .همیشه بی تقصیری
.نه...سسهِ کی به من پاشید؟...تو بودی؟
زیپو میکشم...پیرهنم دیده .نمیشه...شکمم همینطور
!...گِلی شده
اینو نیکولا...یادت میاد؟
از کجا بلدن؟
...شما دو تا کجا دارین میرین؟
!...ای بابا آقای کریو .ما همون قبلیا هستیم
!...چرند نگو آنتونیو
.گوش کن - .من که یادم رفته -
♪ میتونم بگم اسم جنگِ تو ♪ ♪ ...بنین بود و منم صادق خان ♪
یادت میاد چندین ...سال پیش بخاطر من
اون قرصها رو خوردی؟
...آآآه
.آره...
...خب ببین...یادداشت تو .به دستم رسید
کدوم یادداشت؟
...آقا نمیخوای بشینی؟
.بله...ممنونم خانوم
...تو یادداشت نیکولا
...نوشته بود که
تو مهمانحانه فریولی .چی کار کردی
.آآ...هان...مهمانخانه فریولی - .خب من...من نیومدم -
چرا باید میومدی؟ مگه دعوا نکرده بودیم؟
...خب...چرا
.ولی دوستت داشتم
واقعاً...؟
من برعکس .فکر میکردم
چی...؟
...برعکس ...توی این همه سال
...فکر و ذکرم تو بودی .فقط به تو فکر میکردم لوشیانا
.خب من نمیکردم
.آه
.متاسفم جیانی
ده سال پیش .با آنتونیو ازدواج کردم
...دو تا بچه داشتم
مشکل خونه...شغل...هیچوقت .به اندازه پول کافی نداشتم
تو هم این مشکلاتو داشتی نه؟
.آره...طبیعیه
...ولی من
...فکر میکردم که
...عشق حقیقی .عشق حقیقیه
....خب بله...مسلمهِ
.ولی گذشتهها گذشته
.آره
...از طرفی...هم
از اون زمان به بعد .آنتونیو رو دوست دارم
♪ ...راجع بع آینده حرف میزدیم... ♪ ♪ ...اگه سرنوشت ما رو از هم جدا میکرد ♪
♪ خاطرات اون روزها ما رو ♪ ♪ ...همیشه کنار هم نگه میداره ♪
!...عالیه
.درسته
سورپرایز واقعی .اینه که به من داد
!...هی نیکولا
".از اون آقا...بپرس"
".اونجاست"
.ببخشید
پسر شما از کدوم مدرسه اومده؟
...نه خانوم .برای تماشا اومدم
...هی لوشیانا پُک میزنی هان؟
.سیگار دوّمه
...سیگار دوم
.از بسته سوم - واقعاً...؟ -
تو چطور؟
.همین یکیه
.جیانی بهم داد
.کدوم جیانی...؟ من بهت دادم .آخرین سیگارم بود
آخرین سیگارت بود؟
.پس بندازمش تو آتیش
تعجبی نداره .به من دادی
.این گواهینامه جیانیه !...جیانی
مال جیانیهِ...؟ .چه اشتباهی کردم
!...جیانی...! جیانی .رفت
برای چی رفت؟ - رفت...؟ -
!...جیانی
شمارهش چنده این جیانی...؟
.گواهینامهش پیش منه .گواهینامهمون با هم جابجا شد
!...جیانی
!...جیانی
!...جیانی
!...جیانی
!...توجه...توجه
.خورشید داره طلوع میکنه
...آتیش خاموش شده
.قهوهمون هم تموم شده
.شماره من و زنم 139هِ
و شماره شما خانوم...؟
.307 - .بسیار عالی -
مدرسه فقط .دویست نفر جا داره
:حالا یه سوال میپرسم
چه کار میخواییم بکنیم؟
مدرسه که باز شد میخواییم همدیگه رو بکشیم؟
.بیایید با هم باشیم
با یاری همدیگه یک ...کمیته تشکیل بدیم
!...و مدرسه رو اشغال کنیم
.لنین گفته
مدرسه یک نهاد ملیست .و به همه ما تعلق داره
!...در چین
.همینطور برای شماره 307
برای شماره 407 !...و شماره 507
.مدرسه رو اشغال کنید !...این انقلاب شماست
.خب...خب - .خب که خب -
:نمیتونم بگم خب...؟
.نه نمیتونی
.خُب، دیگه نمیگم خُب خُب...؟
حالا برگردیم به موضوع ...گواهینامه...که فردا
.میبریم در خونه جیانی
و توی استخر خونه .چند میلیونیش پیداش میکنیم
معلومه که اون به ما ...دروغ گفت چون که
شاید از وضعیت خودش ...خجالت میکشید...بیچاره
...بیچاره...بیچاره
!خب این گفتگو رو خاتمه میدیم
!...بُف
منظورت چیه: بوف؟ - !...بوف یعنی بوف -
...داشت یادم میرفت
...بوف به این معنیهِ
...اینم یعنی بوف
با گفتن بوف...هدفمون !...اینه که فقط بگیم: بوف
.این یه پایان مبهمهِ - ...مبهم ولی باز -
باز به چی؟ - معنی بوف چیه؟ -
.بوف یه واژه کاملاً سادهس
میتونه هیچ معنایی ...نداشته باشه
و میتونه یه تهدید .واقعی باشه
...میتونه یه تهدید - آره بعدش...؟ -
وقتی میگی بوف یعنی تهدید میکنی؟
...به !...بذار منطقی باشیم
تو منطقی باشی...؟
همین الآن گفتم !...منطقی باشیم
...خیلی خب منطقی باشیم
تن صداتو عوض کن !...وگرنه عصبانی میشم
...پس بذار منطقی باشیم
.با تو نمیشه
ببین چه کار میکنین !...شما دو تا
..."شروع نکن "شما دو تا "...وگرنه میگم "ما
شما دو تا نمیخوایین ...منطقی باشین
!...صبر کن کجا دارین میرین؟
.بیا دوباره شروع کنیم معنی این چیه: "بوف"؟
!...بهت که گفتم
تا میخواییم منطقی باشیم .منصرف میشی
...تو حرف میزنی ولی ...تا میخواییم تصمیم بگیریم
....بذار از اینجا بریم !...بجنبید
این فیلم تقدیم میشه به ویتوریو دسیکا
« HR_A - ترجمه و تنظیم : حمید رضا »
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.