Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
هنوز هم میتونی بکشی کنار
نه
نمیتونم
هر شغلی تو دنیا راه و رسم خاص خودش رو داره
مطمئنی این چیزیه که میخوای سم؟
دل با محبت و دست آلوده به خون
اصلا ترکیب خوبی نیست
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
خوبین رفقا؟ امشب تعطیلیم. کسی رو راه نمیدیم
چی؟ - امشب نمیشه -
کریسمسه آخه - ...گفتم که تعطیل -
بیاین
...وایسین! کجا دارین
برگهام. دیدین چه کردم؟
آره بابا - خیلی خفن بود -
میشه دست بجنبونین؟
قرار شد هوای همدیگه رو داشته باشیم دیگه، درسته؟
نگران نباش. قبل از اینکه دستمزدمون رو بدی نمیکشیمت. مغز خر نخوردیم که
ده ثانیه
خیلیخب خانمها، آماده باشید که وقت بوم بومه
لعنتی! چی بود؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
چند تا از این لاشیها این توئن؟ - خیال میکردم حول و حوش ده نفر باشن -
نه، بیشتر از ده نفرن
چه کسشرها؟
گندش بزنن
هی. هیچی از یه آدمکش پیر غمانگیزتر نیست
اما عمرا نمیذارم امشب بمیری عوضی
بیا بریم
هی، هی
میرم هکتور رو پیدا کنم
پوف
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
...برگشتی
آره
که من رو بکشی؟
اوضاع با زمانی که رفتی فرق کرده
شهر در آستانه فروپاشیه
دنبال دختره میگردم
خیلیها دنبالشن
خیلیها هم دارن میمیرن
دیگه کی دنبالشه؟
اصلا نمیدونی با چی طرفی، نه؟
یه حسی بهم میگه اگه میخواستی من رو بکشی تا الان کار رو تموم کرده بودی
نباید برمیگشتی
«کبوترهای سیاه»
.سلام. با استیون یاریک تماس گرفتید لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیام خودتون رو بذارید
دوباره منم استیون. میشه لطفا به محض اینکه تونستی باهام تماس بگیری؟
راستی میخواستم ازت بپرسم
خبری از تمهیدات امنیتی برای خونه نشد؟
چرا
بسپارش به من. دارن ترتیبش رو میدن - باشه -
خیلیخب. تو خونه میبینمت
شب بخیر جان - قربان -
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
به زودی میان خدمتتون
متشکرم
جناب نخست وزیر
والاس، ایشون جیم پریمن هستن از سازمان اطلاعات
میخواستن تو این جلسه حضور داشته باشن - جناب وزیر دفاع. خوب هستید؟ -
چینیها فکر میکنن سیا سفیرشون رو کشته
و مقامات ارشد پلیس متروپولیتن روش سرپوش گذاشتن
با کیها صحبت کردین؟
...دو نفر توی آشپزخونه در جشن کریسمس وزارت کار و بازنشستگی
گفتن فرستاده رسمی چین و بازپرسهایی از پکن هستن
با یاریک صحبت کردی؟ - نه. تلفنش رو جواب نمیده -
که اینطور
میچ پورتر تشریف آوردن - باشه. بفرستش تو -
با رئیس دفتر محلی سیا تماس گرفتم
مطمئنا میتونه وضعیت رو برامون روشن کنه
آقایون - لطف کردی اومدی میچ -
چه کمکی از دستم ساختهست جناب نخست وزیر؟
والاس امشب با دوستان مشترکمون، چینیها صحبت میکرده
که شایعاتی بیاساس درمورد سازمان شما به گوشش رسیده
ما هم اینجا نشسته بودیم و همینطور که داشتیم گپ میزدیم برامون سوال شد
که امکان داره شما دستور قتل سفیر چین رو صادر کرده باشین؟
واقعا دارین میپرسین؟
بله
فکر میکنم این مسئله رو باید با رئیسجمهور مطرح کنید
قطعا با ایشون هم در این باره گفتگو خواهم کرد اما میچ قبل از اون
دارم از تو میپرسم
قربان، با احترام باید بگم اگر جای شما بودم ابتدا اعتبار منبع خبریم رو بررسی میکردم
که در این مورد خاص فکر میکنم دولت چین بوده باشه، درسته؟
درمورد کول اتوود چه اطلاعاتی میتونی بهمون بدی؟
نمیشناسمشون - دست بردار -
دوست پسر آمریکایی دختر سفیر چنه
و آخرین بار در حال فرار از صحنه قتل
و در راه پناه آوردن به سفارتتون دیده شده
از اون روز به بعد هم اونجا رو ترک نکرده
میچ، کول اتوود مامور سیاست؟
درمورد ماموران سیا ازم اطلاعات میخواید؟
میخواین در رو باز کنم که مطمئن شیم همه بتونن بشنون؟
منظورت چیه؟
که توی این دولت اطلاعات به راحتی درز پیدا میکنه آقای نخست وزیر
و همه هم این رو میدونن
.اسرار اینجا پنهان نمیمونن همیشه به نحوی برملا میشن
بله؟
بله
پریمن هستم
خدای من - باورم نمیشه. خدایا. متوجه شدم -
خیلیخب - برگرد -
پنج دقیقه بهم فرصت بدین
بهشون اطلاع میدم - خدای من -
ظاهرا امشب جسدی رو در سطل زبالهای نزدیک خونه کمیسر یاریک پیدا کردن
همین الان هویتش رو تایید کردن
متاسفم
استیون... استیون مُرده؟
ظاهرا شکنجه شده بودن
خدای من
فکر میکنم الان زمان مناسبی باشه که با جناب رئیس جمهور تماس بگیرید
[ تماس با تعمیرگاه ]
شما؟
یه منشی
نمایندهی نهادی بزرگتر
تو کی هستی، هلن وب؟
نیازی نبود اون بلا رو سر استیون بیاری
بلایی که سر کمیسر یاریک اومد کاملا تقصیر تو بود
هرگونه اعمال خشونتی در آینده
ناشی از دخالتت در امور ما خواهد بود
خانوادهم در امانن؟
جون خانوادهم در امنه؟
واقعا فکر میکنی استیون توی این ماجراها دست داشته؟
چه ماجرایی؟
قتلی که در واقع قتل نبوده که توسط جاسوسی که ادعا میکنه جاسوس نیست صورت گرفته؟
چشمت به جایگاه منه، مگه نه والاس؟
فکر میکنم یه روز بهش میرسی
و وقتی به صندلیم تکیه زدی
متوجه میشی دنیا اونطوری که خیال میکردی اداره نمیشه
روالش به اون صورتی که فکر میکردی نیست
و خیلی زود
متوجه میشی
که تقریبا همه چیز
با باورهای اولیهت متفاوته
یه توصیهای بهت میکنم که البته میدونم نادیدهش میگیری
برو سراغ یه کار دیگه
اوه. اینجایی
نیومن رو پیدا نکردی؟
نه
اون دختره بود که دنبالش میگشتیم
بیست و خردهای سالشه، چینیه و احتمال داره چیزخور شده روی مبلی جایی انداخته باشنش؟
آره - اینجاست -
چی؟
.خیلی خوشاندامه میتونستی این هم بهمون بگی ها
همون دخترهست که من و کنت دنبالش میگشتیم
یه شماره داده بودن که اگه پیداش کردیم باهاش تماس بگیریم
.حالا میگفتی چیزی ازت کم نمیشد ها ناسلامتی شریکم سر پیدا کردن همین دختره کشته شد
تو کُشتیش، پس خوب میشد یه ندایی بهم بدی
باید یه جایی برای نگهداریش پیدا کنم - ما میتونیم مراقبش باشیم -
شبیه... شبیه یه عروسک ناز کوچولوئه
عین یه باربی مفنگی
آخه ما میتونیم از باربی مفنگی مراقبت کنیم؟
نمیتونم با خودم ببرمش هتل - من نیستم -
درمورد کنت متاسفم
حالا که فکر میکنم شاید بهتر بود به جایی غیر از سرش شلیک میکردم
پایی چیزیش مثلا
بخش جداییناپذیر کارمونه دیگه
حقیقت اینه که دیر یا زود یکیمون کشته میشد
سرنوشت ماها هم همینه، مگه نه؟
هیچکدوم از ماهایی که تو این ماشین نشستیم قرار نیست زیاد عمر کنیم
من سومین شریکش بودم. دو نفر قبلی کشته شده بودن، این سری هم که خودش نفله شد
برای همین بهش میگفتم افسارت رو نده دست احساساتت تا بیشتر زنده بمونی
وگرنه سرت رو به باد میدی
یا میشه شبیه تو
منظورت از شبیه من چیه؟
یکی که زیر سنگینی بار ارواح گذشتهش کمرش خم شده
ازش مراقبت میکنیم ولی باید بابتش پول بیشتری بهمون بدی
لـله بچه که نیستیم
...فقط
والاس؟
...چی
.چی شده؟ بیا اینجا ببینم بیا
چیزی نیست
حتی نمیتونم تصورش رو هم بکنم که چی کشیده
قاتلش رو پیدا میکنم
و مجبورش میکنم تاوان کارش رو پس بده
من... اونی نیستم که فکر میکنی
و میخوام هویت واقعیم رو بدونی چون دوستت دارم
و میخوام تو هم دوستم داشته باشی
دوستت دارم
نه، نداری
تو هلن وب رو دوست داری که وجود خارجی نداره
هرگز نداشته
خدای من
چه خونه دوستداشتنیای - اینجا چه غلظی میکنی؟ -
انتظار نداشتم این موقع صبح بیدار باشی
آخه سحرخیز نبودی
...یه بچه چهارساله دارم پس
گمونم چارهای جز سحرخیز شدن ندارم
اسمش چیه؟
روبی - روبی -
چرا اومدی اینجا؟ من که هرکاری ازم خواستی انجام دادم
به هیچکس چیزی نگفتم - میدونم -
پس برای چی اومدی؟
آهنرباها
و ارواح
...چیزه
...میدونم که
میدونم درست نیست که یهویی سروکلهم اینجا پیدا شه... ببخشید
شده هیچوقت یاد من بیفتی؟
چون فکر میکردم بعد از یه مدت دیگه من رو از یاد ببری
روالش همینطوریه دیگه، مگه نه؟
...میدونی
یاد یکی میفتی اما پیش خودت میگی بعیده اون هم هنوز بهم فکر کنه
و احتمالا مدتهاست از یاد و خاطرش محو شدم
با اینکه هرجا و هرچیزی رو که نگاه میندازی یادش میفتی
مثل صدایی که مدام تو گوشت وزوز میکنه همیشه همراهمی
مثل صدای وزوز؟
...نه مثل وزوز که نه. نمیدونم مثل
آهنگی که از ذهنت بیرون نمیره
یه آهنگ قشنگ
و غمانگیز
یادت افتادم
هربار که از یه سایه گذرا ترسیدم
یا صدایی تو تاریکی از خواب پروندم
هر بار که ترسیدم یاد تو افتادم
ببین، اتفاقی که اون موقع افتاد هیچ ارتباطی به تو نداشت
...اون مردها - خدایا -
من از اون مردها نمیترسم
مشکلم تو بودی سم
تو همخونهم بودی
قصد داشتم زندگیم رو باهات سهیم شم
درحالی که داشتی بهم دروغ میگفتی
غریبهای بودی که اعتمادم رو جلب کردی و وارد زندگیم شدی
اجازه دادی عاشق کسی بشم که وجود خارجی نداشت
میدونی این چقدر ترسناکه؟
و از اون روز به بعد همهش واهمه دارم که دوباره تکرار بشه
یکی دیگه از کسایی که بهشون اعتماد دارم
نقاب خوبی و مهربونیش از چهرهش بیفته و بفهمم که پشتش یه هیولا مخفی شده بوده
متاسفم
جونم در خطره؟ جون من یا دخترم؟
نه
نه
پس دیگه حرفی باهم نداریم
تا حالا اسم کبوتر سیاه به گوشت خورده؟
راه افتاد
.رفتش کار تو بود. تو ساختیش
.وای نه. افتاد با دیدنش چپه شد اصلا
جریان چیه؟
سلام - اوه، هلن -
سلام
پیشنهاد کردم برای تزئین خونه زنجبیلی کمک کنم
ولی یه خرده از اصل موضوع دور شدیم مگه نه اُلی؟
الان دیگه آدمبرفیها دارن به خونه حمله میکنن - آره گمونم اومدیم درستش کنیم و بدتر شد -
اما دنی خیلی لطف داشت
.ماجرای استیون رو شنیدیم والاس گفت خیلی صمیمی بودن
واقعا لطف کردی
.دیگه زحمت رو کم کنم صرفا اومده بودم همدردیم رو ابزار کنم
مرسی
ایول - چه قشنگه. بچهها درستش کردن؟ -
نه، خودم ساختمشون
چه جالب
سرکار میبینمت - آره -
تا دم در همراهیت میکنم
از اون یارو گندهبکه که دم دره نترسی ها
اسمش جفه. مامور حفاظت شخصی جدیدمونه
ممنون - هی -
والاس گفته جدیدا تو دفتر مشغول به کار شدی - آره یه ماه و خردهای میشه -
.اوه. ماشالله خوشبنیهست کجا میتونم یه جف واسه خودم پیدا کنم؟
به زودی میبینمت
امیدوارم
بچه که بودم همیشه از کاج پلاستیکی برای کریسمس استفاده میکردیم
هر سال همون درخت تکراری
پدرم همیشه یه هفته قبل از کریسمس میرفت تو زیرشیروونی
و درحالی که به زمین و زمان فحش میداد سعی میکرد بیارتش بیرون
کریسمس، بدون دیدن پاهای آویزونش
،و داد زدنش سر مادرم که زن این نردبون تخمی رو محکم نگه دار
دیگه اون حال و هوای سابق رو نداره
چرا خواستی بیام اینجا؟
چینیها فیلمی دارن
که نشون میده یه جاسوس آمریکایی داره از صحنه قتل سفیر چن فرار میکنه
کی؟ - اسمش کول اتووده -
دوست پسر دختر سفیره
دوست پسر کایمینگ یه جاسوس آمریکاییه؟
و حالا نگرانی فزایندهای وجود داره
که ممکنه چینیها با بیپروایی دست به اقدامی تلافیجویانه بزنن
چرا آمریکاییها باید بخوان سفیر چین رو بکشن؟
.همه همین رو میگن دیگه که اصلا امکان نداره چنین کاری کرده باشن
چون اقدامی کاملا غیرمنطقی به شمار میاد حتی برای آمریکاییها
این چیه؟
یادداشتی از طرف یکی از ذینفعان که ازمون خواسته میانجیگری کنیم
گفتن اگر اتوود این قضیه رو فیصله بده و جو رو آروم کنه
حاضرن پول زیادی بابتش پرداخت کنن
این ذینفع کیه؟
به نفعته زیاد از جزئیاتش ندونی هلن
پس ازش میخوان موقعیت چین رو تضعیف
به آمریکا پشت و یه شبکه جاسوسی رو افشا کنه
و در ازاش...؟
اونقدری بهش پول میدن که تا آخر عمرش هم نتونه خرجش کنه
و تو ازم میخوای که این امر رو تسهیل ببخشم؟
راستش اصلا دوست ندارم
تسهیل این موضوع رو به دست تو بسپارم
خصوصا بعد از اتفاقی که برای کمیسر یاریک افتاد
اما مسئله بسیار فوریه و تو بهترین موقعیت رو برای انجامش داری
چطور؟
فکر میکنم دوستانی در سفارتخونه داشته باشی
ونسا؟
بله، منظورم خودش بود
به دستیارش ایمیل زدم و قراری ترتیب دادم تا باهم قهوه بخورید
.بیصبرانه منتظرته. کلی حرف دارین که باهم بزنین شوهرش هم واقعا داره اذیتش میکنه
اما در حین ملاقاتتون
حواسش رو پرت کن و به طبقه بالا برو
اتوود توی اتاق جی4ئه
یه آدرس برات میفرستم که بیاریش اونجا تحویلش بدی
پس برو سراغ کارت
کول اتوود رو پیدا کن خبرهای خوش رو بهش بده
بگو که قراره حسابی پولدار شه و از وقوع یه جنگ جلوگیری کنه
و تنها کاری که نیازه در این راستا انجام بده خیانت به کشورشه
گر خدا ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
درسته
از این زندگی سراسر دروغ و فریب خسته نشدی؟
انتخاب خودته. خودت میخواستی طعم خون رو بچشی، مگه یادت رفته؟
سم اطلاعات جدیدی کسب کرده
به زودی میفهمیم کی پشت این جریانها بوده و خیالمون آسوده میشه
و همه چیز تا قبل از کریسمس به روال عادیش برمیگرده
واقعا امیدوارم اینطور بشه هلن
یک پیام جدید دارید
.منم عزیزم. کایمینگ رو پیدا کردیم الان آدرس رو برات میفرستم
کیه؟ - منم -
یه سری چیز میز براش گرفتم
آب پرتقال، انگور
یه بطری شامپاین و یه کیک شکلاتی
.دختره یه هروئینیه که بهش آرامبخش زدن دورهمی زنونه خونه مادرت نیست که تنقلات خریدی
نمیدونستم چی باید براش بگیرم خب - صبح بخیر سم -
تو خبرش کردی؟
تو یه کلاب شبانه به 17 نفر شلیک کردی
خیال میکردی قراره مسکوت بمونه آخه؟
هکتور اونجا نبود؟ - نه -
ولی ترتیبش رو میدم. نگران نباش
اینکه نیازه من نگران باشم یا نه رو هنوز نمیدونم
ولی بهنظرم تو قطعا باید نگران باشی
خدایا! مگه اینجا نذری میدن که امروز اینقدر شلوغ شده؟
بیا تو. همه اینجان
هلن وب
لنی لاینز. فکر نکنم تا حالا افتخار ملاقاتتون نصیبم شده باشه
هلن، ایشون ویلیامزه
.قبلا دیدیش وقتی سعی داشت بکشتش
آره. یادمه - یادت هم هست که داشتم موفق میشدم دیگه؟ -
تا جایی که یادمه دونفر بودین - آره. اون اولش -
النور هستم، آدمکش حرفهای
بههوش نیومده؟
نه. مواد افیونی سنگینی زده
خوشا به حالش. پس گفتین یه سریها دنبالش میگردن؟
آره - کیها؟ -
هر کی هستن، حاضرن پول خوبی بابتش بدن
...خب
سم
هکتور هنوز اون بیرونه و فراری
باید پیداش کنی
وگرنه مجبور میشیم درمورد مایکلت از فعل گذشته استفاده کنیم
که صادقانه میگم اصلا دوست ندارم چنین اتفاقی بیفته
پس دست بجنبون
پای مایکل رو به این قضایا باز کردی؟ گندت بزنن - نه. مسئلهای نیست. حالش خوبه -
میتونه باشه یا نباشه بستگی داره از چه زاویهای به قضیه نگاه کنی
یا خدا
خدای من - چه کسشرها؟ شما دیگه کی هستین؟ -
آروم باش کایمینگ - جنده! جمجمهت رو خرد میکنم -
...خیلیخب. گوش کن. نیازی نیست
یا خدا - هوی! آباژور مامانبزرگم بود وحشی -
کایمینگ، ما دوستتیم
میخوایم بهت کمک کنیم - من نمیشناسمتون -
تو رو از دست اونهایی که گروگانت گرفته بودن نجات دادیم
البته در این مورد خبرهای بدی برات داریم
.باید ساقی جدید پیدا کنی چون همهشون رو نفله کردیم
چی؟ - کایمینگ -
درجریانی که پدرت فوت کرده؟ - معلومه -
این هم میدونی که سه نفر دیگه هم کشته شدن؟
دوستت مگی و دو تا مرد دیگه
آره
ما سعی داریم باعث و بانی این اتفاق رو پیدا کنیم
و برای همین نیازه بدونیم بعد از کشته شدن پدرت چه اتفاقی افتاد
متاسفم
میتونی بهمون اعتماد کنی. قول میدم
میخوای بشینی؟ آره؟
خیلیخب
با دوستهام رفته بودم بیرون و وقتی برگشتم خونه
جسد پدرم رو پیدا کردیم
و... وحشت کردیم
...دوست پسرم، کول فرار کرد و
من هم خب ذهنم درست کار نمیکرد
...کلی چیز همراهم بود که نباید و
گمونم از روی ترس و شوک ناشی از حادثه بود
...برای همین فرار کردم و رفتم به
یه جایی هست که بلد بودم - یه انبار تو جنوب لندن، درسته؟ -
آره. گاهی میرم اونجا - الان دیگه سردخونه شده -
دقیقا از چه زمانی به جای مهمون حکم گروگانشون رو پیدا کردی؟
.وقتی هویتم رو کشف کردن سعی کردم بزنم بیرون ولی بهم اجازه ندادن
مدام ازم سوال میپرسیدن - چه جور سوالاتی؟ -
میخواستن درباره ترنت بیشتر بدونن
ترنت کیه؟ - یکیه که میشناسمش -
شاسکوله ولی همیشه کمکمون میکنه ...که چیز جور کنیم
هروئین؟
آره
گمونم خانوادهش تو این کار دست دارن ولی مطمئن نیستم
بگذریم. کلی درمورد ترنت سوالپیچم کردن
درمورد جیسون دیویس چی میدونی؟ میشناسیش؟
اون... نه. یه پیام برام گذاشته بود
گفت شریک مگیه و ازم خواست باهاش تماس بگیرم
شریک؟ - آره -
...چی
خب، منظورش از این حرف چی بوده؟
نمیدونم
بهش زنگ نزدم
نمیخواستم هیچکدوم از این اتفاقها بیفته
ناراحت نباش
میخوای... یه گیلاس شامپاین برات بیارم؟
با کیک شکلاتی؟
آره؟ مثل اینکه میخواد
بهنظرت دوست پسرش هنوز زندهست؟
اسمش کول اتووده. طرف جاسوسه
دروغ - به خدا -
مامور سیاست. چینیها فکر میکنن اون سفیرشون رو کشته
رید ازم خواسته برم تو سفارت آمریکا و بیارمش بیرون
.بهنظرم به نفعمون هم هست میتونیم ازش سوال بپرسیم
ببینیم این یارو ترنت کیه و جیسون چطور پاش به این ماجراها باز شده
بهنظرم ریسکش بالاست - آره -
دوست داری همراهم بیای؟
فـ ـیــلـ.ـمـ.ـکـیــو رو تو گوگل سرچ کن
شرکا میتونن انواع مختلفی داشته باشن
درسته
مثلا من و تو هم شریک محسوب میشیم
به این معنی نیست که کسی که گفته بود نباشه
چیزی نمونده بود باهاش فرار کنم
اگه همه چی دروغ باشه چی؟
بهش چیزی گفته بودی؟
منظورم درباره خودته
نه. هیچی
دلت میخواست با اون بری یا صرفا دلت میخواست بری؟
...نمیدونم. فقط
...گمونم
وقتی تازه وارد این کار شدم یه دفترچه داشتم که دروغهام رو توش مینوشتم
و بعد وقتی حفظشون میکردم صفحه مربوط بهش رو میسوزوندم و تمام
به واقعیت تبدیل میشدن
از تو هم چیزهایی رو پنهون کردم
از والاس، از بچهها، از رید
.گاهی با حس خفقان از خواب پا میشم ...نفسم بالا نمیاد سم، چون
دیگه خودم هم نمیدونم کیام
کس دیگهای هم درست نمیشناستم
نمیدونم چرا میخواستم باهاش فرار کنم
...شاید صرفا
برام حکم یه صفحه جدید رو داشت که میتونستم یه دروغ جدید توش بنویسم
اما حس و حال عشق داشت
مایکل؟
رفتم دیدنش
کار احمقانهای کردی
آره واقعا
چه حسی داشت؟
خب، خوشحالم
که دیگه مطمئن شدم ازم متنفره
گمونم بهتر از ندونستنه
همیشه پیش خودم فکر میکردم ...شاید با گذشت زمان
...میدونی
متاسفم
امان از عشق
درست میشه، مگه نه؟
احتمالا
اگه بنا داشتم لیستی
از ساختمونهای واقع در اروپا که ورود بهشون خیلی دشواره تهیه کنم
اینجا و برگهاین به صورت مشترک تو صدر جدول قرار میگرفتن [ کلابی شبانه در آلمان ]
البته موفق شدم برم تو برگهاین با این حال فکر کنم منظورم رو گرفتی
اوهوم
مجوز نیاز داریم و یه جور لباس مبدل
یه سری آسانسور خدماتی هم تو ساختمون دارن
نیازی نیست. صرفا میرم دیدن ونسا دوستم
ونسا؟
آره. منشی 45 ساله سفارت که اهل دلاوره
و احتمالا حوصلهسربرترین زنی باشه که به عمرم دیدم
با ذکر این نکته که کل حلقه دوستانم
از مقامات رده بالای حزب محافظهکار تشکیل شده
پس تا تو میری من باید چی کار کنم؟
.به این شماره زنگ بزن بگو با ونسا رابینسون کار داری
بگو خیلی فوریه دیگه نمیدونم
سعی کن اونقدری پشت خظ نگهش داری که بتونم خودم رو برسونم طبقه بالا
و کول اتوود رو پیدا کنم
اولین باری که باهم آشنا شدیم و من بیرون تو ماشین منتظرت نشسته بودم رو یادته؟
زندگی واقعا یه حلقه تکرار شوندهست، نه؟
موفق باشی
.از این سمت خانم وسایلتون رو بذارین توی سبد
[ هلن وب - مجوز مهمان ]
اونجاست. مرسی
سلام - سلام -
.وای خدا جون چقدر خوشحال شدم تماس گرفتی
چند ماهه ازت خبر نداشتم - میدونم -
جدی دارم اینجا دیوونه میشم
ماجرای ابی رو شنیدی؟ - آره -
مرخصی زایمان گرفته، که خب خوش به حالش
اما حدس بزن به کی گفتن که نمیتونه کارمند جایگزین داشته باشه؟
درنتیجه من بدبخت با یه نفر کمتر مجبورم کل کارهای بهار رو پوشش بدم و همینطوریش هم وقت سرخاروندن نداشتم
وای نه
[ ونسا رابینسون ]
[ تماس از مایکل ]
سلام
تو... چی هستی سم؟
کی هستی؟
...من
اگه کمکی بهت میکنه باید بگم که هرچی بگی نمیتونه اوضاع رو از اینی که هست بدتر کنه
بهم میگن ماشهکش
در ازای دریافت پول، آدم میکشم
اوه
...تا حالا چند نفر رو
دوست ندارم بگم
صرفا... تقریبی بگو
بیشتر از 20 نفر
زیر پنجاه تا
بدترش کردم، نه؟
نمیدونم
مایکل؟
واقعا متاسفم
میشه... میتونم چند دقیقه دیگه باهات تماس بگیرم؟
آخه... واقعا دوست دارم مکالمهمون رو ادامه بدیم
سرکاری؟
نه
یعنی... نه
یعنی الان نمیخوای بری کسی رو خفه کنی؟
نه، نه
اصلا و ابدا. یعنی هیچوقت... نه
بگذریم
.چند دقیقه دیگه باهات تماس میگیرم باز هم ببخشید
سلام. میتونم با ونسا رابینسون صحبت کنم؟
یه کار فوری باهاشون داشتم
مثل مادرم تا آخر عمر تو فلاکت و بدبختی بمونم... تا صرفا حرفم رو ثابت کنم
پرواضحه که برای جشن شکرگزاری به خونه برگشتم
برای همین فکر کنم من و تیم، کریسمس رو همینجا سپری کنیم
صحیح - ...راستش رو بخوای خودم هم اینطور میخواستم -
پشت خط کارت دارن. بهنظر مسئله فوری بود
خیلیخب. دو دقیقهای برمیگردم - باشه -
همینجا منتظرت میمونم
میتونی آبمیوه رو بذاری یخ ببنده
.جدی؟ باید برم اونجا میبینمت
خدای من. واقعا متاسفم - ببخشید -
ونسا هستم - سلام خانم رابینسون -
از واحد فرماندهی حفاظت پلیس متروپولیتن تماس میگیرم
باید درخصوص محافظینتون ازتون سوالاتی بپرسم
من محافظ شخصی ندارم
درسته. و ما به شدت از این بابت نگرانیم
چطور؟ اتفاقی افتاده؟ - متاسفانه باید بگم که جونتون رو تهدید کردن -
کی؟
...توسط
القاعده
القاعده؟ - آره. یه مدت نیست و نابود شده بودن -
...الان دوباره برگشتن و
...بسیار... افسار گسیختهن و ما خیلی
راجع به نقشهای که در سر دارن نگرانیم
شبتون بخیر
شبتون بخیر
.احتمالا مجوز دسترسی به طبقات بالایی رو ندارین بذارین یه نگاه بندازم
.نگران نباشید تو طبقات پایینتر پیاده میشم. ممنون
با اجازهتون یه نگاه میندازم
[ دیوید میلر - سطح سه ]
نمیتونم جزئیات دقیقش رو بهتون ارائه بدم
...چون خیلی
یعنی نیاز نیست از شدت استرس خواب و خوراکتون بهم بریزه ولی بهتره حواستون جمع باشه
متوجه منظورم میشین؟
شرمنده. میگین نیازی نیست دلم زیاد شور بزنه؟
نه. یعنی سعی کنید زیاد خودتون رو اذیت نکنید
بالاخره آدم باید 7 ساعت خواب شبانهش رو داشته باشه
فکر کنم بهتره سرپرستم رو در جریان قرار بدم
چون اینجا خیلی روی مسائل امنیتی سختگیری میشه
گفتین اسمتون چی بود؟
اسمم کنته
براکمن. کنت براکمن هستم - خیلیخب. گوش کنید آقای براکمن -
مایکل: ازم پرسیدی این مدت بهت فکر کردم یا نه
اگر لطف کنید چند دقیقه دیگه پشت خط بمونید
...چون هنوز جزئیات دیگهای هست که باید
مایکل: آره کردم
مایکل: خیلی زیاد
آقای براکمن؟
خیلی چیزها هست که باید باهات درموردشون صحبت کنم
.اما فکر نمیکنم ایده خوبی باشه شاید بهتر بود اصلا بهت زنگ نمیزدم
بله. خیلی متاسفم
لطف میکنید دو دقیقه پشت خط بمونید؟
[ تماس با مایکل ]
[ کنت براکمن ]
[ شخصیتی در انیمیشن سیمپسونها ]
[ اتاق جی1 تا جی4 ]
بله؟
هک کردن سیستم دوربینهای امنیتی سفارت آمریکا چقدر شدنیه؟
به نظر خودت چقدر محتمله؟
انتظار خاصی نداشتم تیری زدم در تاریکی
صحیح. ماموریت داره خوب پیش میره؟
...خب
به یه سری موانع کوچیک برخوردم
با بچههای بخش فناوری اطلاعاتمون صحبت میکنم
ببینم میتونن سیستم رو مختل کنن یا نه
عالیه. بهشون بگو اول فیلم آسانسور شماره دو رو به کل پاک کنن
و بعد دیگه خودشون کار رو ادامه بدن
متاسفم. نباید این کار رو میکردم
چی کار؟
نمیدونم. همینکه بهت زنگ زدم، پیام دادم و الان هم که گوشی رو برداشتم
ولی همه این کارها رو کردی
دلم برات تنگ شده
این رو نگو
دلم برات تنگ شده
شاید خوب بشه اگه برگردی اینجا
دوست داری بیام؟
نمیدونم
میخوام که با خواست تو باشه
سم... مطمئن نیستم
خب چرا بهش فکر نمیکنی؟
ببین چی میخوای و تا چه حد میتونی باهاش کنار بیای
بعد یه آره یا نه ساده برام بفرست
اگر دوست داشتی بیام، آره بفرست
و اگر به این نتیجه رسیدی که دیگه هرگز نمیخوای ببینیم، نه
جوابت هرچی که باشه درک میکنم
ببخشید ونسا، کجا بودیم؟
تو دیگه کدوم خری هستی؟ - کول اتوود؟ -
آره - بگیر -
این چیه؟
پیشنهادی که فقط یه بار در خونهت رو میزنه تا سی دقیقه دیگه هم منقضی میشه
،ببینید آقای براکمن باید شماره پرسنلیتون رو بهم اعلام کنید
نیازه یه سری چیزها رو با فرد دیگهای چک کنم
...خدای من. اینطوری خیلی طول
همیشه جایی پیدا میشه که اصلا فکرش هم نمیکردی اونجا باشه
ببین، باید چند تا سوال ازت بپرسم
گندش بزنن - صدای چیه؟ -
آژیر خطر ساختمون
لعنتی. باید برم
.داره میادش. باید دست بجنبونی زود باش
.یه ماشین بیرون ساختمون پارکه. یه بیامو قهوهای خیلی تو چشمه. راحت پیداش میکنی
تا پنج دقیقه دیگه خودت رو برسون
گندش بزنن
گمونم باید ادامه صحبتهامون رو به وقت دیگهای موکول کنیم
شرمنده
خیلی خوشحال شدم. خداحافظ - همچنین -
خب؟ - ...خب -
.پاکت رو بهش دادم. مطمئن نیستم ببینیم چطور میشه
این آژیر خطر کار تو بود؟ - آره -
چیز دیگهای نیست که بخوای بگی؟ - راستش رو بخوای فاجعهبار بود. گهکاری شد -
جدی؟ - آره تا حدی -
خوبی؟ - هی -
واسه مهمونی نمیای؟ - نه. نمیخواستم قبل از تو برم -
...خب
...خب من دارم
ببین، نمیخوام سوءتفاهمی پیش بیاد
ولی حس میکنم مشروب لازمی
اوه. باشه
بریز
یه لیوان بیار
لیوان؟
....خب این
حس کریسمس به آدم میده، نه؟
ودکا تو کشوی میز؟ - باقیمونده مهمونی خداحافظی تیم بود -
جدی؟ - آره -
چی کار کنیم؟ یه دفعه بدیمش بالا؟ یا...؟
یه دفعه
خوبه. خوبه
من... استیون رو نمیشناختم ولی شنیدم آدم خوبی بوده
اوهوم
آره
من هم قبلا همین فکر رو میکردم
ولی الان دیگه خیلی مطمئن نیستم
همه رازهایی دارن
هیچکس رو نمیشه کاملا شناخت، درسته؟
خب، تو تجربه هروئین داشتی دیگه، خوبه؟
بهترین حس تو کل دنیا رو بهت میده
و بعد کم کم تیشه به ریشه زندگیت میزنه
همه چیزت رو ازت میگیره
تک تک چیزهایی که تو و هویتت رو شکل میدن
مثل یه خونآشام، شیره وجودت رو میمکه
خب پس از ده بهش هفت میدی؟
آره
پدرم فروشنده هروئین بود
نه راستش
کار و کاسبیش رو داشت یه جور کار و کاسبی خانوادگی، یه جور خانواده تبهکار بودیم
...برای همینه که - آدمکش شدم؟ -
آره - آره -
آره گمونم دلیلش همینه
همیشه تمایل عجیبی به خشونت داشتم
چون از طفولیت در معرضش قرار داشتم
مثلا بچه که بودم یه بار مادرم رو تماشا کردم
که با کیسه ساندویچ یه مرد رو جوری خفه کرد تا از حال رفت
میگفت یه جور انحراف جنسیه ولی میدونستم داره دروغ میگه
خدایا. انگار مهدکودک جنایتکاران روانیه
چه کسشرها؟
خودشه
لعنتی. چطوری آژیر خطر رو به صدا درآوردی؟
خدایا
زنم؟ - آره -
نه. تو یه کنفرانس باهم آشنا شدیم
چه کلاسیک
کلاسیک؟ آره خب
...آره گمونم خیلی
کنفرانسطور بود
جالب بهنظر میرسه - آره -
چیه؟
نه
هیچی. بهتره نگم
چی رو؟
یه شایعهای شنیدم
درمورد هلن
خیلیخب. چه شایعهای؟
درست نیست بگم
...در جایگاهی نیستم که چیزی در این مورد بگم پس
.نمیشه که اینطوری نصفهش بذاری چه شایعهای دربارهش شنیدی؟
.این... دیوونگیه کل این ماجرا، دیوانهواره
.آروم باش. همه چیز درست میشه صرفا باید چند تا سوال ازت بپرسم
تا وقتی مطمئن نشدم
سر قول و قرارت میمونی کوفتم بهت نمیگم
نگران نباش. نمیزنن زیر قولشون
فقط میخوام بدونم چی سر سفیر اومده
کی داره لاپوشونیش میکنه؟
.ببخشید. ولی من اصلا تو رو نمیشناسم چطور میتونم بهت اعتماد کنم؟
گوش کن. میدونیم تو نکشتیش
اما دوستم مُرده. شریکم
با کایمینگ در ارتباط بوده
.پس چیزی میدونسته که باعث شده خودش و دو نفر دیگه سرش کشته بشن
.خیلیخب. آره مگی رو میشناختم دوست کای بود
فیلیپ صرفا یه خبرنگار آشغال عوضی بود
،و اون یکی، جیسون اون رو اصلا نمیشناختم
خب یکی کشتتشون و ممکنه دنبال خانوادهم باشن باید بفهمم کار کی بوده
،اگر آدمهایی که فکر میکنم سفیر رو کشتن دنبالت باشن
فاتحهت خوندهست
صرفا خودت هنوز خبر نداری
برادرم قبل از حادثه داشت تعلیم میدید که قائم مقام مطران بشه
یه اتوبوس راهبه زیرش گرفتن و این رو نشونهای برای ترک مسیحیت درنظر گرفت
النور، میشه یه دقیقه بیای اینجا؟
بگو ببینم، چی تو سر سفیر بود؟ چرا تحت نظرش داشتی؟
.خدایا. بابا من تحت نظر نگرفته بودمش اصلا جاسوسی چینیها رو نمیکردیم که
،اونها رو تحت نظر داشتم کسایی که کشتنشون
هدفمون اونها بودن
کیها؟ کیها رو رصد میکردین؟
کلارکها
کدوم گوریان؟
تشکیلات خانوادگی کلارکها
براتون هیچ معنایی نداره؟ جهنمالضرر
ترکیبی از دوقلوهای کری و فراماسونها رو تصور کنید
بدون اینکه کسی بفهمه کنترل رو لندن رو به دست گرفتن
و حالا دارن قلمروشون رو به آمریکا گسترش میدن
.نیویورک، میامی، لسآنجلس کوهی از اجساد روی هم تلنبار کردن
.خانوادههای تبهکار رو از صفحه روزگار محو کردن شبکههای توزیعشون رو جمع کردن
و همه چیز به اینجا برمیگرده. به لندن
هنوز اون موشکپرتابکنت رو داری؟ - آره -
برو بیارش
کایمینگ چی؟
صرفا یه دختر پولدار مفنگی بود که روابط سیاسی بهدردبخوری داشت
چی؟ یعنی صرفا یه مدخل ورودی بود؟
هروئین میخرید، ولی نه از دلالهای خیابونی
ما هم رد ساقیش رو زدیم
ترنت؟ - یه بچهننه خرپول از همهجا بیخبره -
کسخلی بیش نیست. پاشنهآشیلشونه
برای کلارکها کار میکنه؟
نه، براشون کار نمیکنه
خودش یه کلارکه
مادرش، الکس کلارک
رئیس بخش لندنه
تازه متوجه این قضیه شده بودیم که قتل چن تحقیقاتمون رو مختل کرد
بر اساس اطلاعاتم حدس میزنم
کلارکها میدونن چی سر سفیر چین اومده
چون سعی دارن تمام شواهد و مدارک
اتفاقی که اون شب توی آپارتمان کایمینگ افتاد رو از بین ببرن
اما چینیها فکر میکنن قتل کار تو بوده
امیدوارن کار من بوده باشه
یه مامور عملیات مخفی سیا سفیرشون تو بریتانیا رو به قتل رسونده
فکر کنین با همچین برگ برندهای چه کارهایی که نمیتونن بکنن
آره راست میگی - سازمان کلارکها، همه رو تو مشتشون دارن -
جدی میگم
بنابراین اگر دنبالت باشن، قطعا میگیرنت دیر و زود داره ولی سوخت و سوز به هیچ وجه
رسیدیم
هرچیزی رو که میتونستم بهتون گفتم
حالا شما باید به قولی که دادین عمل کنین
نگران نباش. به پولت میرسی
پول؟ پول چیه؟
صرفا میخوام مطمئن شم که خانوادهم در امن و امانن
چرا یکی باید به خانوادهت آسیب برسونه؟
این مسخرهبازیها چیه؟
نگاه. میبینی؟
اونها والدینمن، خواهرم و بچههاش
بدون کوچیکترین مخالفتی باهاتون اومدم پس ولشون کنین برن
.ولی... وایسا... رید همچین چیزی بهم نگفت ...قرارمون این
دنی؟
چه شایعهای شنیدی؟
که بهت خیانت کرده
با یه کارمند دولت رابطه عاشقانه داشته
کول اتوود
خدای من
یا خدا! مامورهای چینیان؟
من همسرم رو خیلی خوب میشناسم مطمئنم چنین کاری نمیکنه
هیچکس رو نمیشه به صورت کامل شناخت والاس
نه کاملا
از ماشین پیاده شو - واسه این یارو کار میکنین؟ -
هلن؟ - میتونی من رو به الکس کلارک برسونی؟ -
هلن؟
گوش بده. هرکاری در توانم باشه برای محافظت از خانوادهت میکنم
میتونی من رو به خانواده کلارک برسونی؟ - آره. میتونم سعیم رو بکنم -
گور باباش. سم؟
[ مایکل: آره. میخوام ببینمت ]
اوه. آره. گور باباش
برو
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.