Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
♪ ماشینهای بزرگی دارن ♪ ♪ رودهای طلا دارن ♪
♪ ولی باد درست از کنارت رد میشه ♪ ♪ و جایی برای پیرها نیست ♪
♪ وقتی اولین بار دستمو توی ♪ ♪ شب سرد کریسمس گرفتی ♪
♪ بهم قول دادی... ♪
فعلا مشکوکیم
♪ خوشتیپ بودی، خوشگل بودی، ♪ ♪ ملکه نیویورک بودی ♪
بفرما، عشقم
ممنونم!
پسرهای گروه کُر پلیس نیویورک آواز خلیج گالوی رو میخوندن
♪ و زنگها برای روز کریسمس ♪ ♪ به صدا دراومده بود ♪
آره!
- یوهو! - ببخشید
کریسمس مبارک!
یوهو!
کریسمس مبارک!
یوهو!
سلام، آقا!
- مگی؟ - باهام تماس گرفت نتونستم جواب بدم
توی دستشویی بودم. وقتی برگشتم، بهم زنگ زده بود
سعی کردم باهاش تماس بگیرم. ولی جواب نمیده
فکر کنم تعقیب میشم
- کی تعقیبت میکنه؟ - نمیدونم
خب، مطمئنی؟
صبر کن. فیلیپ داره زنگ میزنه
- فیلیپ، تلفنی دارم با جیسون حرف میزنم - مگی، تونستی گیرش بیاری؟
- نتونستم به تماسش جواب بدم - فیلیپ، مهمه، با کسی حرف زدی؟
- نه، حرف نزدم. - باید بدونم اگه با کسی حرف زدی
خب، راستش، با کی حرف زدم یا نزدم...
به تو هیچ ربطی نداره، پس...
صبر کن، خودشه. داره بهم زنگ میزنه. الان قطع میکنم و جوابشو میدم
- گوشی دستتون. - وایستا، مگی. وایستا، مطمئن شو...
- مگی؟ - قطع کرد
باشه، فیلیپ، بهم گوش کن
باید بدونم با کسی حرف زدی یا نه، چون فکر کنم دارم تعقیبم میکنن
چی، منظورت از تعقیب شدن چیه؟
فکر میکنی منظورم چیه، لعنتی؟
خب، الان کجایی؟ الان میتونی اونا رو ببینی؟ در امانی؟
من...
مگی ـه
خب، جوابشو بده
مگی؟ باهاش حرف زدی؟ حالش خوبه؟ کجاست؟
مگی؟
مگی؟ مگی؟
مگی، باهاش حرف زدی؟
مگ...
فیلیپ؟
مگی؟ بچهها؟
بچهها، اونجایین؟
مخاطبی که با او در تماس هستید قادر به پاسخگویی نیست
لطفا بعد از شنیدن صدای بوق پیام بگذارید
سلام، منم
میدونم نباید این کار رو بکنم، ولی...
خب، من...
فکر کنم شاید...
توی دردسر افتاده باشم
و تو تنها کسی هستی که خواستم بهش زنگ بزنم
میخواستم بهت بگم...
که من...
«کبوترهای سیاه»
[رُم]
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
بله؟
باشه. متوجهم
- صبحبخیر - صبحبخیر
- بچهها! لطفا دستها، دندونها و صورت رو بشورین - هر کی آخر برسه تخممرغ گندیده مال اون میشه!
اُلی؟
- اُلی! - چیه؟
اسپری تنفسیت کنار دره
♪ خوش میگذره ♪
نمیدونم. هر چی که فکر میکنه یه شاهزاده سعودی میخواد
یه موشک بالستیک قارهپیما؟
شاید باشگاه من یونایتد؟ اینطوری بدستش میاره، نه؟
آره، باید برم. بسیار خب آره، فقط سعی کن شاد نگهش داری
- همه چی مرتبه؟ - سعودیها همینجورین دیگه. اینو دیدی؟
هر تیتر خبری که با این کلمات شروع بشه، چین میخواهد...
روزم رو چندان بهتر نمیکنه
واقعا چی میخوان؟
سفیرشون اوردز کرده و مرده
بیشتر از یه راهبه با خطکش کتک خورده، بازم...
- چه بلایی سر دخترش اومده؟ - احتمالا یه جایی قایم شده
سعی داره مجبورش نکنن به وطنش برگرده، میدونی؟
تا 20 دقیقه دیگه کاری از دستت برمیاد؟
- احتمالا نه - باشه. پس اونو بخور و آماده شو
روی تخت برات یه پیرهن گذاشتم
- چقدر تو فرشتهای - میدونم
باشه، بیاین بریم
صبر کن ببینم. تقویم روزشماری برای کریسمس رو باز کردین؟
- بله. - باز کردین، آره
چی گیرت اومد؟
- چوپان! - ستاره
چقدر عالی شد! باشه، خوبه. بریم زودتر. سوار تاکسی بشین
دکمه کناری صدای بلندی داره...
انگار که یه چیز بزرگ منفجر شده
بچهها، میشه ساکت باشین؟
هر بار کلمه تایوان رو به زبون میاره...
باشه، باشه. بچهها
باید اینو بنویسین وگرنه پدر کریسمس یادش میره
از سفیر کوفتی چین برام نگو
چن وقتی زنده بود به اندازه کافی دردسر داشت. حالا بدتر هم شده، نه؟
اه...
سلام، به همه. سلام. قول میدم سریع تمومش کنم
ام...
خیلی قشنگه که همه شما رو اینجا میبینم
این مراسم به یکی از سنتهای مورد علاقهمون تبدیل شده...
که بعضی از بهترین افرادمونو دور هم جمع میکنیم...
و برای خیریههای معرکه پول جمع میکنیم
و فقط خواستم بگم که امسال برای خیلیهامون سخت بوده...
و میدونم، من یکی...
وقتی دنیا خیلی نامطمئن به نظر میاد، به دنبال نور میگردم
و بیشتر مواقع در چنین جاهایی پیداش میکنم
پس ممنونم که نور من در تاریکی هستین
و ممنونم از تو والاس، که بیشتر از همیشه میدرخشی
چقدر تهوعآور! خیلی ببخشید. یه لیوان مشروب خوردم، و کریسمس شده
ولی به افتخار همه شما. کریسمس مبارک
کریسمس مبارک
- خوب بود؟ - زیبا بود
- خیلی خوب. - میشه...
- این قاشق دستم موند - بدش به من
- سلام! مرسی که اومدی! - شوخی میکنی؟
- استیون. - بهترین مراسم تعطیلات کریسمسمونه
- چه سخنرانی قشنگی، هلز - میدونستی احساساتیه
نیستم. یه آدم بدبین سنگدلم. نذار کسی خلافشو بهت بگه
یه آدم بدبین اینقدر توی مهمونیش پولکهای براق آویزون نمیکرد
بگذریم، ببخشید. اصلا دوست ندارم زودتر از همه برم
پنج دقیقه وقت دارم دلربایی کنم و بعدش باید برگردم دفتر
این جریان سفیر چین رو باید حل و فصل کنم. ولی ام میمونه
نگران نباشین. میرم کنار دری وایمیستم که مشروب ایتالیایی ازش میاد بیرون
به زودی میایم پیشت
کریسمس مبارک
به مهمونی نوشیدنی روز بعد از کریسمس هم دعوتشون کردی، نه؟
- آره، البته. - ببخشید، وزیر دفاع
والاس صدام کنین، لطفا
البته، فقط خواستم به خاطر مهمونی تشکر کنم
از همسرم تشکر کنین. اونه که هماهنگیهاشو انجام داده
خانم وب. خب، مهمونی خیلی خوبیه
واقعا مهمونیهای کریسمس صدراعظم در برابر این هیچه
- کریسمس مبارک - کریسمس مبارک
- میشناسیش؟ - نه
- نه، منم نمیشناسمش. - احتمالا از مشاوران خیلی قدیمیه
گوش کن. برای خبرنامهت باید جلوی درخت یه عکس بگیریم
باشه
تا من میرم دستشویی با بچههامون مذاکره کن...
تا پیتزاهای کوچولو رو بذارن زمین و از زیر میز بیان بیرون؟
تمام تلاشمو میکنم
اینجا چی کار میکنی؟ نمیتونی همینطوری بیای اینجا...
بامداد امروز ساعت 12:30...
مردی به اسم جیسون دیویس در سوث بنک کشته شد
میشناسیش؟
من...
بله. اون...
یه کارمند دولته
کارمند وزارت دادگستری بود. فکر کنم یه بار...
یه بار دیدمش...
- توی یه مهمونی بود - هلن
باید بدونی که به تازگی از نزدیک مراقبت بودم
پس میدونم دیروز باهاش ناهار خوردی
میدونم هفته پیش باهاش...
بین ساعتهای 6:30 و 8 شب توی هتل بودی
میدونم در بیستم نوامبر با هم دیدار داشتین
میدونم، خب، دقیقا نمیدونم این رابطه پنهانی کی شروع شد...
ولی فکر کنم یه رابطه عاشقانه و پنهانی بوده
یه رابطه پنهانی؟
بله
چند وقت؟
- سه ماه - چرا؟
- چی؟ - چرا؟
یه رابط توی وزارت دادگستری لازم داشتی؟
سعی داشتی روی چیزی کار کنی؟
سعی نداشتم کار کنم. واقعی بود. برای کار نبود. چیز...
چی بود؟
عشق
وای خدا
ممکنه اشتباه شده باشه؟
مگی جونز و فیلیپ بری هم دیشب کشته شدن
فیلیپ یه خبرنگار نشریه بوده
مگی در یه جواهرفروشی به عنوان دستیار کار میکرده
مرگهاشون به طور رسمی ارتباطی با هم نداره...
ولی هر سه تای اونا دیروز صبح همدیگه رو دیدن...
درست قبل از اینکه جیسون با تو ناهار بخوره...
و حالا هر سه تاشون مُردن
- عذاب کشیده؟ - چی؟
عذاب کشیده؟
اصلا به حرفم گوش میدی، هلن؟
سه نفر دیروز همدیگه رو دیدن و حالا مُردن
درست بعد از اون جلسه جیسون رو دیدی. اومد دیدنت و یه چیزی بهت داد
عذاب کشید؟
در کمتر از یه دقیقه مُرده
چی توی کیف بود؟
من دلیل به قتل رسیدنش بودم؟ هدف من بودم؟
- نمیدونیم. - کی اونو کشته؟
نمیدونیم
- کار تو بوده؟ - نه
ولی کار تو بود؟
نه. چی تو کیف بود؟
- یه کادوی کریسمس - چه جور کادوی کریسمسی؟
- نمیدونم. هنوز بازش نکردم - چرا نکردی؟
خب، چون هنوز روز کوفتی کریسمس نشده، مگه نه؟
حرفی بهت زد، اطلاعی داد که ممکنه به کشتن داده باشدش؟
- نه - میدونست تو کی هستی؟
ممکنه با قصد اینکه هویت واقعیتو بفهمه بهت نزدیک شده باشه؟
- نه. - هویت کبوترهای سیاه؟
- نه - میتونی با اطمینان بگی؟
اون بهم نزدیک نشد. من بهش نزدیک شدم
- میشه رد اونو گرفت و به تو رسید؟ - اصلا. مراقب بودیم
- من مراقب بودم - مراقب نبودی
بیاحتیاط و کودن بودی
این رابطه کاری نبود. خودمون دو نفر بودیم. همین...
عشق بود؟
بله
چیزی که روشنه اینه که رابطهت با اون...
حالا تو رو هم به خطر انداخته
ممکنه خودتو لو داده باشی...
و با این کار، تمام سازمان رو به خطر انداخته باشی
متوجه هستی که تمام اینا چقدر جدیه، هلن؟
اگه منو بکشی بیرون، بچهها رو میبرم
من بچهها رو میبرم...
و اگه سعی کنی جلومو بگیری، خودم میکشمت
همین الان مثل سگ خونتو میریزم
قرار نیست تو رو بکشیم بیرون. داری به سمت خیابون داونینگ میری
خودتو خوش شانس بدون که الان فقط تو رو داریم، وگرنه میاومدی بیرون
خونوادهم در خطرن؟
نگران نباش. همه چیزو مرتب میکنیم. فعلا کاری نکن
کاری نکن شکی برانگیخته بشه. طبق قوانین برو جلو
حداقل دیگه لازم نیست نگران روابطت در خارج ازدواجت باشم
کلی دردسر درست کردی...
و آدمهای زیادی ازت خیلی ناامید شدن
خانم وب
- عزیزم - هی. خوبی؟
بچهها هنوزم زیر میزن. یه ذره از من قویترن
تو خوبی؟
آره
مهمونی ماست...
پس باید برقصیم
- نه، بیا این کار رو نکنیم. - چرا، چرا باید این کار رو بکنیم
و یه بار بچرخیم
- ممنونم - باشه
باشه. باشه؟
خیلی خوب. آفرین. آفرین
هر سال. هر سال
متاسفم، ولی تو رو از یه جایی میشناسم، نه؟
نه، بهم نگو از کجا
نه، جدی میگم. باشه، نه...
پورتکالیس هاوس
- یه چیز بینالمللی بود. - بنیاد
آره، در مراسم افتتاحیه بود
بهم خوردی و نوشیدنیمو ریختی
آره
- یادته؟ - آره، یادمه. واقعا به اون نوشیدنی نیاز داشتم
شکی نیست
هلن هستم
جیسون
♪ سعی کن تصور کنی ♪
♪ خونهای که خونه نیست ♪
♪ سعی کن تصور کنی ♪
♪ کریسمسی که تنها باشی ♪
♪ وضعیت من اینه از وقتی رفتی ♪
♪ اشکهام برف رو آب میکنن ♪
♪ بدون تو چی کار کنم؟ ♪
♪ هیچ جایی ندارم ♪
♪ جایی ندارم که برم ♪
♪ این کریسمس خیلی تنهام ♪
♪ تنها و سرد ♪
♪ سرد میشه، خیلی سرد ♪
♪ بدون تو که بغلت کنم ♪
♪ این کریسمس ♪
♪ کریسمس مبارک، عزیزم. ♪ ♪ هر جا که هستی ♪
ماشینمو نگه داشتی
خب، ازش استفاده نمیکردی
مرسی که برگشتی. میدونم دلت نمیخواست برگردی
اگه کسی به غیر از اون بود...
خب، برای همین از تو خواستم. یادداشتها رو اوردی؟
بله
نمیخواستی دخالت کنی؟
وقتی فکر کردی اون...
چی؟ یه رابطه پنهانی رو شروع کرده؟
تازه به یه چیزی شک کرده بودم
کارش خوبه، ردهاشو میپوشونه، فقط نه به اندازه کافی خوب
- سر به هوا شده - بله. خب، پیش میاد
و زیادی عمیق شده که بشه بیرون کشیدش؟
زیادی عمیق شده
باید ببینیش. شوهر، خونه و دوقلو داره
ده ساله که داره رازهای دولتی بهمون میده
نیازی نیست بهت بگم که چقدر برامون پرسود بوده
گمونم برای همین بهشون میگین مهره
اگه شوهرش بفهمه که اون اول از همه یه جاسوسه، دوم بهش خیانت کرده...
یا سوم خدای نکرده هر دوست...
اونوقت دخلمون اومده، و میاد بیرون و حتی نمیدونم بعدش چی میشه
میخوام بفهمی کسی دنبالش افتاده یا نه
اگه کسی باشه، میخوام به عنوان یه تهدید از بین ببریشون
- میخوای از طرف تو آدمکش بکشم. - خب، بقیه رو که کشتی
این وضعیت حساسیه، سم. اون حساسه
پس به یکی نیاز دارم که بتونم بهش اعتماد کنم
و مهمتر از همه، به کسی نیاز دارم که اون بهش اعتماد داشته باشه
و مطمئنم که تو بهش مدیونی
پس باشه. خوبه
این مرد که باهاش رابطه داشتی، گفت چرا باهاش وارد رابطه شده؟
بله
گفتش از روی عشق بوده
خب...
پس به افتخار عشق
خب، تصویر پیچیدهای داره شکل میگیره
همونطور که میدونین، این اتفاق در چندین موقعیت دیگه روی داده
دو خونه شخصی...
و البته، قربانی سوم...
که اسمش جیسون دیویس بوده، مُرده...
هلز، باید برم، عزیزم
چی؟ الان؟ چی شده؟
همین الان فهمیدیم چینیها گزارش پزشک قانونی رو رد میکنن...
و میگن مرگ سفیر یه جور دسیسه بوده
یعنی چی؟
یعنی همه چی به طور رسمی قراره به گند کشیده بشه...
همین و بس
خوشبختانه هنوز به گوش رسانهها نرسیده
ولی یه جلسه اضطراری توجیهی با نخستوزیر داریم
باید با عجله برم دفتر. ببخشید
فکر میکنن این قتلها بهم ربط داشته
یکیشون کارمند دولت بوده
میشناختیش؟
نه. هیچی ازشون نمیدونستم
یا خدا، چه شهری شده. چه خبره؟
باید یه اسلحه بخریم
امشب درها رو دو قفله کن
- دوستت دارم - منم دوستت دارم
چه چیزی این سه شهروند رو...
در یه حمله هماهنگ شده بهم ربط میده؟
خب، فعلا نمیتونیم بگیم
انتظار داریم پلیس فردا اطلاعات بیشتری منتشر کنه...
تصور میشه رییس پلیس استیون یاریک...
جلسه مطبوعاتی برگزار کنه
باشه، یه نوشیدنی دیگه لازم دارم. شما برید، باشه؟
- سلام. سلام. - سلام
- میشه یه ودکا نوشابه دیگه بدید، لطفا؟ - الان میارم
تو چی رو جشن میگیری؟
جشن نمیگیرم
داری شامپاین میخوری
اگه قرار بود وقتی خوشحالم شامپاین بخورم...
به ندرت میتونستم بخورمش
خب، چقدر غمانگیز. ممنونم
- زود باش! - دارم میام! یه لحظه فرصت بده
پس توی هتل میمونی یا برای مهمونی اومدی؟
- اینجا اتاق گرفتم - خوبه
و خونه کجاست؟
گوش کن
اسمت چیه؟
دنیل
دنیل
این نوشیدنی رو تموم میکنم و میرم طبقه بالا توی اتاقم
اگه اون کلاه رو برداری، میتونی باهام بیای
ببخشید. شرمنده که دیروقت مزاحم میشم
فقط اینکه، مردی که آپارتمان طبقه بالا شما رو اجاره کرده بود...
میدونم، عزیزم
پلیس چند ساعت پیش اومد. تمام روز اخبار رو تماشا میکردم
اصلا باورم نمیشه. چقدر مرد دوستداشتنی و ناز بود
آره
تو...؟
من...
من دوستشم
خدایا. خیلی متاسفم
ممنونم
خودش اینو نگفته بود، ولی...
گمونم مدت زیادی اینجا نبود
پلیس اومد و چند تا از وسایلش رو بُرد
ولی، خب اگه چیزی دیدی که مال خودت بود...
خب، راحت باش
سلام، منم
میدونم نباید این کار رو بکنم، ولی...
من...
فکر کنم ممکنه...
توی دردسر افتاده باشم
و تنها کسی که خواستم بهش زنگ بزنم تویی
اه...
میخواستم بهت بگم...
پلیس. میشه لطفا در رو باز کنین؟
لعنتی!
نرو
- نه! - باید برم ببینمش
نرو، نرو، نرو
- باید برم... - نه
عصر بخیر، خانم. افسر ویلیامز هستم. ایشون افسر کنت ـه. اینجا زندگی میکنین؟
صاحب اینجام. صاحبخونهم
ببخشید که دیروقت مزاحم شما شدیم...
ولی دنبال یه سری وسایل شخصی متعلق به جیسون هستیم...
که در تحقیقاتمون کمکمون کنه...
مثل گوشی، لپتاپ، دستگاه ضبط و این جور چیزها؟
خب، میتونین یه نگاه بندازین...
ولی همکارهاتون زودتر از شما اومدن همه چیزو بردن، پس...
درسته
یه سوال عجیب
تازگی مهمونی داشت؟
یه زن جوان؟
خب، دوستدخترش الان اینجاست. میتونین باهاش حرف بزنین
- اینجاست؟ - طبقه بالاست
اوه
ای لعنتی
- مامانی؟ - مامانی اینجاست، عزیزم
- برگرد بخواب. الان میام - کجایی؟
برو بخواب، باشه؟
- ولی کجایی؟ - ژاکلین، همین الان برو بخواب!
الان میام. دوستت دارم
آه
سم
سلام، عزیزم
شاتگان کوفتی؟
بله، فقط همینو داشتم
باورم نمیشه اینجایی
من باورم میشه
ولی باید بریم
دو ثانیه وایستا
لعنتی
لعنتی
کثافت
فکر کردم اگه دوباره ببینمت، یعنی بازنشسته میشم
میدونی که هیچوقت این کار رو قبول نمیکنم
مگه اینکه پولش خیلی خوب باشه
- کی برگشتی؟ - امروز عصر
و کی...
رید. رید بهم زنگ زد
چی گفت؟
تنها چیزی که لازم بود بگه
که توی دردسری
اون دو تا کی بودن؟
کنت و ویلیامز
خب، الان فقط ویلیامز مونده
به نظرت اونا جیسون رو کشتن؟
شک دارم
جیسون با یه سلاح دوربرد کشته شده
اونا از دخترهایی بودن که میان گلوتو میبرن یا از پشت بهت شلیک میکنن
دوقلو داری؟
آره. واقعا بینظیرن. باید ببینیشون
و شوهر؟
میدونی، هنوز والاس ـه
راستش فکر کنم خیلی ازش خوشت بیاد
خب، به غیر از اینکه واقعا هیچ وجه اشتراکی ندارین
نمیدونم در مورد چی باید حرف بزنین
به زودی باید سالگرد ده سالگی ازدواجتون باشه؟
آره
خب...
همهش میخواستم برم، همه چیزو تموم کنم...
ولی بچهدار شدم و خب...
هیچوقت زمان مناسبش نرسید
میدونی، والاس اولین پست کابینهشو گرفت
حقوقم رو بالا بردن
در رایگیری و انتخابات خیلی خوب عمل میکنن
به خودم اومدم دیدم زن وزیر دفاع شدم
همه میدونن...
همه میدونن...
که در دور بعدی، به یه چیز بزرگتر میرسه و بعدش...
پلاک شماره ده
همسر نخستوزیر میشم
هلن وب...
جاسوسی در قلب دولت
بهم گفتن عاشق شدی
بله
احمقانه بوده
خیلی احمقانه نبود؟
عاشق یه شهروند که در سوث بنک توسط یه تک تیرانداز کشته شده...
یه هارد درایو هم توی دیوارش بوده
حتما خودشو درگیر یه چیزی کرده
دلتنگش شدی؟
دلتنگ چی؟
خونه
نمیدونم
دلتنگ تو شدم
منم دلتنگت شدم
هی، به خاطر جیسون متاسفم
و متاسفم که...
خب، من...
اینجا ولت کردم
سم، یه قولی بهم میدی؟
بهم قول میدی که خونوادهمو در امان نگه داری...
و زنده نگهم داری...
تا بتونم بفهمم کی اونو کشته و چرا...
و بتونم انتقامم رو بگیرم...
هر طور که صلاح بدونم؟
عزیزم...
قطعا تمام تلاشمو میکنم
دوستتون دارم
دوستتون دارم. دوستتون دارم. دوستتون دارم
نباید شمارهمو به اسم خودم ذخیره کنی...
و باید هر روز پیامهامونو پاک کنی
- متوهمی. - محتاطم
باشه، پس به چه اسمی ذخیرهت کنم؟
[سلام، خوب شد امروز دیدمت. جیسونم]
[تویی! خوبه بهم پیام دادی.] [چطوری ردمو گرفتی؟]
[- منم، همیشه بهت فکر میکنم.] [- برای آینده هیجان دارم...]
[منم. دوستت دارم. بوس بوس]
[فیلیپ بری]
[اگه واقعا سای توی فیلم باشه] [غوغا به پا میشه]
[سای]
سلام، خوشگله
خیلی وقته ندیدمت
سلام، بینگو
برای جستجو اومدی؟
انتظار نداشتم دوباره این اطراف ببینمت
شنیدم که از کشور خارج شدی
خب، میدونی، هیچ جا مثل خونه نمیشه
از وقتی رفتی خیلی چیزها اینجا عوض شده
چطور؟
خب، بدتر هم شدن، مگه نه؟
خب، کلی سازمان جدید درست شده...
تمام شبکههای قدیمی یا سعی دارن همدیگه رو بکشن...
یا همدیگه رو با پول بخرن، و همهشون یه مشت بچهن!
جوونهای 22 ساله یوزی به دست همه جا دارن ول میچرخن
خب، مثل روزگار تو نیست
حداقل تو عادت داشتی با کلاس آدم بکشی
و کلاس هزینه زیادی داره
خب، واقعا اینطور نیست؟
گمونم سوال اینه، چقدر میخوای آسیب وارد کنی؟
احتمالا خیلی زیاد
راحت باش، بچه
سم؟
سم!
سم!
چه وضعشه؟
چه وضعشه؟
سلام، آرنی
داشتم پیادهروی میکردم. این طرف رو نگاه کردم
از گوشه چشم یه مرد خیلی خوشتیپ با یه کت قشنگ رو دیدم...
و با خودم گفتم، سلام، آقا
و بعد که با دقت بیشتری نگاه کردم فهمیدم تویی. اینجا چی کار میکنی؟
- کِی اومدی اینجا؟ - دیروز. دیروز رسیدم
بدون اینکه بهم بگی نامرد؟
- نمیدونستم. میدونی... - چی؟
- نمیدونستم که تو... - خفه شو. همین الان خفه شو
البته که میخوام ببینمت، زک هم میخواد
خیلی مهمه
اون روز داشتم بهت فکر میکردم
باشه، برای شام باید بیای پیش ما
تا کی توی شهری؟ راستش، مهم نیست
امشب هر طور که شده باید بیای
امشب، ساموئل
آره
باشه؟ کلی برنامه دارم. همهشونو لغو میکنم
- اگه نمیخوای بیای مجبورم نکن لغوشون کنم - میام
باشه. پس قرارمون قطعی شد
- شمارهتو بزن - باشه
گیتار یاد گرفتی؟
یه جورایی
- مایکل میدونه اینجایی؟ - نه، و بهش نگو. جدی میگم، آرنی
هیچی نمیگم
لعنتی
از دیدنت خوشحال شدم
راستش، دیدنت عجیبه
ولی دلم برات تنگ شده بود
زنگ نزدی
- اصلا زنگ نزدی - ببخشید
خب مشغول چه کاری بودی؟ هنوزم توی کار بیمهای؟
آره، میدونی بیمه چطوریه
آره
خب، هفت سال برای دو تا دوست که هیچی نیست، نه؟
بعدا میبینمت
- باشه؟ - باشه
آره
هی، منم
خب، جیسون به یه شماره ذخیره نشده پنج بار...
در روزی که مُرده زنگ زده
مشکوکه، مگه نه؟
رید نمیخواد اینو به من بسپاری؟
آره، ولی، بهت برنخوره، تو برای پول دراوردن آدم میکشی...
و من جاسوس اصلیم
به حس جاسوسیم نیاز داری
به چیت؟
حسم؟ استعدادم، حیلهگریم
درسته
یه چیز دیگه. فیلیپ، همون خبرنگار
در مورد یکی به اسم سای به جیسون پیام داده
سای؟
س-ای، آره پس شاید اون شماره به اون ربط داشته باشه
آره. ارزش داره بررسی کنیم
درسته، خب، به رید میگم رد این شماره رو بگیره
خب، بهش بگو برای من بفرستش
باشه، سم، نمیخوام بخشی از این ماجرا باشم
میدونم که میخوای. همین همه رو نگران میکنه
برنامهت برای شب چیه؟
- میرم شام - میری شام؟
آره! هنوزم اجازه دارم شام بخورم، نه؟
[دنی، دستیار جدید.] [صبحبخیر، جوراب قشنگ]
[به نظرم بامزهن. شاید] [فردا جورابهای خودمو بپوشم]
اوهوم
[لطفا بپوش. یه ذره حال] [و هوای اینجا رو عوض کن]
الو؟
- دیدن کی میری؟ - چند تا دوست قدیمی
به نظر نمیاد در تلاش برای پیدا کردن قاتل جیسون باشی
خب، شاید شانس بیاریم و یکی از همینا باشن
- دوستانت قاتلن؟ - نه، معمارن
- داری میری دیدن اون، نه؟ - نه
- نمیرم دیدن مایکل. - باشه، چون فکر بدیه
میدونم چقدر ازشون متنفری
خودت چطوری؟
- [خب، قطعا امتحانش میکنم] - دارم یه جوری سر میکنم
گوش کن
اگه چیزی شنیدی بهم زنگ میزنی؟
سم؟
تو رو در جریان میذارم
[دنی، دستیار جدید]
جورج
سم
چطوری؟
عالی
چیزی برام داری؟
آره، یه پوکهس. باید برای اثرانگشت و دیانای بررسی بشه
دیگه پول نقد قبول نمیکنیم
میدونی یه مدت خارج بودم؟
حالا برگشتم
علاقه دارین بنیاد جدید ما رو امتحان کنین، خانم؟
پس میرم گورمو گم میکنم
باید سریع انجام بشه؟
- خیلی - هزینهش اضافه میشه
هفت سال، میدونی؟
جدی میگی؟
مدت زیادیه
خب، بازم از دیدنت خوشحال شدم
آها
[سه اثرانگشت قابل] [استفاده روی پوکه]
[به زودی شناسایی میشه]
خوش اومدی
- بیا تو - یه بطری اوردم
خب، یعنی، اگه نمیاوردی که بیادبی بود
- سلام، غریبه - سلام به خودت
- گندش بزنن. خوشتیپتر شدی - تو هم
شدم، نه؟ آفرین به ما. بیا بغلم
چی مینوشی؟ سفید، قرمز، گازدار؟
- گازدار اگه داری. عالی میشه - قرمز میخورم، پس برای من نریز
بوی خوبی میاد. چی میپزی؟
میدونی همون غذای مشهورم
به فرانسوی میشه آلت وینی توی سونا باهاش آشنا شدی، نه، عشقم؟
- بهش یه دستور عالی پخت مرغ داده - میشه امشب ادا بازی درنیاریم؟
ممکنه سم عصبانی بشه و دوباره هفت سال بذاره بره
نه، دوست دارم آلت خوشمزهتو بخورم
گندش بزنن. یادم رفته بود به بدی اونی
- اینجا چقدر قشنگه. - مرسی. بعد از ازدواجمون اومدیم اینجا
دعوتت میکردیم، ولی میدونی، جیم شده بودی
حس بدی نداشته باش. به ازدواج بعدیم دعوتت میکنم
اینطور که شما پیش میرین، اون داماد میشه
هر چی بیشتر در ایستگاه پیش میرفتیم، یادمه پیش خودم گفتم...
آخرین باریه که الک رو میبینم
دوباره اینو میبینم، ولی بدون الک
سعی کردم بهش فکر نکنم
نمیخواستم بذارم آخرین لحظاتمون در کنار هم خراب بشه
چینیها میگن گزارش پزشک قانونی...
در مورد مرگ سفیر رو رد میکنن
ممکنه اوضاع بد بشه. مشخصه والاس نگرانه
یه خبرهایی در مورد مذاکرات با سعودیها هست. داره جدی میشه
ولی همین دیگه
با سم حرف زدم
گفتش وقتی دیشب اومده سراغت...
وسط دعوا با چاقو با دو تا آدمکش بودی...
یکیشون رو با شاتگان زده طوری که جمجمهش ترکیده
گفتم هیچ کاری نکن. شک کسی رو برانگیخته نکن
مطمئنم همین حرفها رو بهت زدم
دنبال یه چیزی میگشتن
هیس!
هر کاری میکنن، بذار سم بهش رسیدگی کنه
برای همین اوردمش اینجا
یه شماره تلفن هست. جیسون در روزی که مُرد بهش زنگ زده
اگه نمیخوای مجبور نیستی بهم بگی. میتونی به سم بگی
ولی لطفا بررسیش کن و ببین مال کیه
روی صفحه اول نوشتمش
دیگه با چاقو دعوا نکن
حتی فکرشم نمیکنم
میخوام بمیرم
ای کاش میمردم
زود باش!
- نه - زود باش!
نه، نه، نه، لازم نیست
اریک بیچاره. آخه...
- نه، نه، نه. قطعا نه. - نگو اریک بیچاره
بس کن، وایستا، وایستا. پس، نه، نمیخوام در موردش حرف بزنم
باید دقیقا بهمون بگی کجا بودی...
چرا زنگ نزدی و الان چی کار میکنی
با چیزهای کوچیک شروع کن
میتونیم بعدا به چیزهای کوچیک برسیم. میخوام بدونم زندگیت چطوره
میخوام بدونم چرا رفتی
مجبور شدم بزنم بیرون
مجبور شدم برم، میدونی؟
همه چی داشت از هم میپاشید
رفتم فرانسه
یه جایی توی کوهستان، یه جای ساکت
و با خودم گفتم شاید اونجا بمونم
شاید تا ابد
و بعدش چی شد؟
وقتش رسید جابهجا بشم
اوهوم
میدونم نمیخوای از اون حرف بزنی...
ولی مایکل هیچوقت بهمون نگفت بین شما دو تا چی گذشت
هیچوقت چیزی نگفت؟
فقط گفت مجبور شدی یهو بری
که تو مشکلاتی داشتی...
یه جور فروپاشی عصبی مثلا
هیچوقت چیزی بیشتر از این بهتون نگفت؟
نه
بیشترین توضیحی که داد این بود که تو...
فکر کردی شما دو تا زیادی با هم فرق دارین
درسته
و شاید تو واقعا اون کسی که فکر میکرده نبودی
- اون... - آره
سر و سامون گرفته؟
آره، یه دختر داره
اون و شریکش از یه رحم اجارهای استفاده کردن
عزیزم
نه، اشکالی نداره
سوال رو پرسیدی
مدتهاست که بهش فکر نکردم
اوهوم
مایکل مجرده
چی؟
ازدواج کردن و جدا شدن. الان مجرده
- جدی میگی؟ - نه
چون، گوش کن بعضی چیزها باید توی گذشته رها بشن...
و بعضی چیزها باید به زمان حال اورده بشن
موادتو بکش
- بهش نگو برگشتم - نمیگم
رفتی بهش گفتی، نه؟
نه. چرا
لعنتی. ببخشید، ولی میخواد بدونه
خب، اگه یهو توی خیابون بهش بربخوری چی؟
- لندن ـه. بهش برنمیخورم. - من که دیدمت
ولی احتمال اینکه دو بار این اتفاق بیافته چقدره؟
برای شما دو تا؟ زیاد
بعضی آدمها مثل آهنربان
به سمت همدیگه جذب میشن
نمیتونی هیچ کاری بکنی. باور کن
اگه بدونه بهتره
وقتی بهش گفتی چی گفت؟
خب، بهش پیام دادم، و یه ساعت جواب نداد
و بعدش نوشت، حالش خوبه؟
همینو گفت؟ حالش خوبه؟
و تو چی گفتی؟
گفتم، کدوم خری میدونه؟ چون واقعا کدوم خری میدونه؟
خب، باشه. ولی بهش زنگ نمیزنم
نه، نه، نه، نه. اصلا کار درستی نیست
لعنت بهت
[یه اثرانگشت مطابق پیدا کردم] [از یکی به اسم المور فیچ]
عزیزم، باید برم
در چند دقیقه آخر...
مقامات چینی یه بیانیه رسمی منتشر کردن...
و گزارش پزشک قانونی بریتانیا در خصوص مرگ سفیر جون چن رو رد کردن
- این برای کیه؟ - الو
پیداش کردم
قاتل جیسون رو
از پوکه گلوله اثرانگشت برداشتم. شناسایی شد
این یعنی تو...؟
یه آدرس ثبت شده؟ آره، دارم
نزدیکه؟
لندن
باهات میام
تحقیقات مستقل و بیسابقه پکن...
بدون جزییات بیشتر اعلام میکنه در مرگ چن دسیسه شده
دولت همچنان ادعا میکنه...
که حکم اداره پلیس لندن...
که چن به خاطر اوردز احتمالی مواد مخدر...
در اوایل صبح سهشنبه مُرده...
یک مدرک بسیار حیاتی رو درنظر نگرفته
بازرسان پکن همچنین در حال انجام جستجو...
برای دختر چن هستن، کایمینگ چن، که معلوم نیست کجاست
- گندش بزنن. - دولت هیچ...
- لعنتی! - بازم هست
رید رد شمارهای که جیسون بهش زنگ زده رو گرفته
به زنی به اسم کایمینگ چن ثبت شده
قبل از اینکه دوستپسرت به قتل برسه...
به دختر سفیر چین زنگ میزده
هلن، فکر کنم از اونی که فکر میکردیم خیلی بزرگتره
سم، میخوام باهات بیام. میخوام باهام انجامش بدیم
منم همینطور
برای همین الان بیرون خونهت وایستادم
- میدونی اینو برای کی میخوام؟ - کی؟
- یه رازه. - چی کار میکنی؟
دو دقیقه بهم وقت بده
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.