All language subtitles for Little.England.Persian.Cinematek.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه و زیرنویس Cinematek.ir

پیشنهاد فیلم از letterboxd.com/rahmatizadeh

...بگذار تا عشق

... که نجات نمیدهد...

...مرا تنها دریابد...

...یک شب، یک طلوع

یک شب، یک طلوع

...عشق ما

...دریا

...طوفانی در روح

...عشق

...همچون هزاران موج دریا...

بر اساس رمانی از ΙΟΑΝΝΑ KARΥSΤΙΑΝΙ

فیلمی از ΡΑΝΤΕLΙS VΟULGΑRΙS

!اوناهاشن! اونا اینجان !میتونی ببینیشون

آندروس 1930

ماریستا کجاست؟ صدای آژیر رو نشنیده؟

! میتونی ببینیش

اونا هم احتمالا دارن با دوربینهاشون ما رو میبینن

!تا ملاقات بعدی، یانیس

اون آستریاست. داره میره به بندر پیرائوس

اودسا، دوم می 1930

...اورسای عزیز من

عموی من امیلیوس به هیچکس نمیگه که نامه های من رو به تو میرسونه

خوب متوجهش کردم، پس اصلا نگران نباش

ما اواسط ماه می در پیرائوس خواهیم بود

بارمون رو تخلیه میکنیم و سه یا چهار روز بعدش بسمت آندروس میاییم. واقعا منتظر اون روزم

امیدوارم که تو هم همین حس رو برای دیدن من داشته باشی

وقتی من رفتم، تو 17 سالت بود و حالا بیست سالته

اسپیروس مالتابس

برای تو

اورسا، کشتی آستریا دو ماه دیگه دوباره حرکت میکنه

اسپیروس، یعنی باز هم میتونیم همدیگرو ببینیم؟

تا وقتیکه تو بتونی بهانه های خوبی پیدا کنی

من به اونا میگم که پیش مادربزرگم، اورسا میرم

...برای حدود یک ربع پیش اون میمونم

...و بعدش

Las senales del alma...

...تو حتی میتونی سیگنال رادیویی روحمون رو متوجه بشی

حالا باید به کی در مورد درد عشقی که درونم شعله میکشه چیزی بگم؟

...اشتیاق مشابه

تو توی شیلی و من تو بوینس آیرس

...ساواس شاید الان داری توی آتلانتیک میپوسی

...اما من هم وقتم رو هدر نمیدم

کار خونه دو طبقه دیگه تمومه. جهیزیه دخترها

وقتشه که دخترها رو سروسامان بدم

...زمین خشک، نیکیفوروس

...خاک بیگانه

...اما بهرحال هنوز خاکه

!موسکا

...تمام رسیدها و هزینه ها رو یادداشت کن

...و بفرستشون برای پدرت

نهایتا تا فردا

...پدر خیلی نگران میشه

...اگه بفهمه چقدر برای فنجانهای چای پرداخت کردی

...و چقدر برای کفگیرها، صابونها

از نازکترین کاغذ استفاده کن. نباید کلی پول بابت تمبر بدیم

...یا اینکه نگران وزن زیاد احساساتش باشیم

...کارااولانیس

مبلمانهای طبقه بالا و مبلمان مربوط به طبقه پایین

...دو تا ظرف سوپ خوری

پرده های طبقه بالا و پرده های طبقه پایین

من با هر دوی شما به یک میزان منصف خواهم بود

...کارااولانیس

یکی برای خونه بالایی و یکی هم برای خونه پایینی

...فراموش نکن که دو جفت دوربین هم برامون بگذاری

تا بتونیم باهاشون دریا رو ببینیم

..همچنانکه داریم پیر و زنگ زده میشیم

درست مثل نرده های بالکن

گیرنده: ساواس سالتافروس، کاپیتان

کشتی: اس اس پنلوپه، آرژانتین

...آماده

دیروز ما مراسم یادبود مرگ اپراتور رادیو رو برگزار کردیم

...که با پدرم کار میکرد من اونجا بودم-

ولی ما نباید الان راجع به این چیزها صحبت کنیم

...من نمیتونم این فکر رو که مردها توی دریا گم میشن رو تحمل کنم

...تو جایی خیلی دور

و اینکه باقیمانده های اونها هرگز به آندروس بر نمیگرده

قبر اون اینجا خالیه

اونا توی آرژانتین دفنش کردن؟ توی اروگوئه؟

اون خوش شانس بود که نزدیک خشکی مرد

...مردهای خانواده مالتابس، پدربزرگ، پدر، عموها

...ما معمولا وسط اقیانس غرق میشیم

اونجا رو دوست داریم

اونطوری صحبت نکن

...در مورد شکسته های کشتی چی میگی

...در مورد بیماریهایی که بطور ناگهانی وسط دریا شیوع پیدا میکنن

من با مرگ معامله کردم

من نمیترسم- ولی من چرا-

..هر کسی که غرق بشه

پشیمون میشه

من تو دوازده سالگی عاشق شدم، تو سیزده سالگی نامزد کردم

تو چهارده سالگی ازدواج کردم و تو پانزده سالگی طلاق گرفتم

کشتی اس اس ماروسیو با تمام خدمه اش غرق شد

به این خاطره که من دیگه نمیتونم به دریا نگاه کنم

بهمین دلیل هرگز ماهی نمیخورم

نیمتونم این فکر رو از سرم بیرون کنم که اونا (ماهی ها) ممکنه ونجلیس رو خورده باشن

.فقط اون نیست

من هرچیزی که از کشتی ها باقی میمونه رو گلدوزی میکنم

چیجوری میتونی تحمل بکنی؟ دیگه نباید اینکار رو بکنی

نمیتونم ...نمیخام تحمل کنم

...رها کردن قلبهای سوزناک- خب، این کارو میکنم

... من میخام هرچیزی که میتونم رو داشته باشم هرچیزی که اونا اجازه نمیدن داشته باشم

...کاترینا

من اول اسمش رو میخام، میدونی موسکا!

میخام که اونا رو برای من روی یک دستمال گلدوزی کنی

نمیتونم این کارو انجام بدم- میتونی-

نه

...اون یه خارجیه، موسکا

.. و تازه مرد دریا (ملوان) نیست

بهمین علت دائم دنبالشم

...اسپیروس

ما یک مهمونی توی برج فانوس دریایی داریم

و شراب هم آوردی

کوبایی شو

بهترین راه مست شدنه

آره میدونم

بعد از سومین لیوان شراب

... من در ورا کروز خواهم بود

بعد از پنجمی چی؟

همون ورا کروز خوبه پسر

عمو امیلیوس، چرا با ما برای آخرین بار به سفر نمیای

بخاطر روزای گذشته

خوشت بیاد یا نه ولی دریا منو پس زده

منو دور انداخت- آره... به خلیج بیسکای

ما از خلیج بیسکای رد نمیشیم

من هر شب از خلیج بیسکای رد میشم

...توی خواب

بسته شده با طناب

همه ما به هم گره خوردیم

و موجها اونا رو باز میکنن و بچه 16 ساله رو غرق میکنه

مگه تا حالا به لیوان پنجم شراب رسیدی؟

هر بعداز ظهر...دیروقت

... به اونا میگم

عصر بخیر

...بگذار عشقی که نجات نمیدهد

...مرا تنها دریابد

یک شب، یک طلوع

شونه تا کمر 48

یک شب، یک طلوع

98

...عشق ما دریایی از

تا شنبه دیگه براتون آماده میکنم

...طوفانی در جان

...عشق، هزاران موج

...و دوباره آغاز میشود

ویویکا

سربع برو و به داهیلاس آب بده

خب چی داشتیم میگفتیم موریانا؟

...اوه آره... اینکه آلت مرد مثل دکل دریایی میمونه

قبل از اینکه بره

اگه احساس شهوت داره، شورتهای زنونه دیگه ای هست که کثیفشون کنه

درست مثل نیکیفوروس خدا روحش رو در آرامش قرار بده، دو تا زن داشت

اون یه زن دوم توی شیلی داشت و البته دو تا دختر شیلیایی

دقیقا هم اسم دختراش تو اینجا

منظورت تاسولا و ونجلیوست؟

یعنی تاسولا و ونجلیو...توی شیلی هم؟

ساواس راجع به اون برات نوشته، مینا؟

موریانا، اون هرگز راجع به اینجور چیزا به من نمینویسه

بیوه نیکیفوروس بود که توی روم ازش شکایت میکرد

بهترین باغ میوه رو برات نگهداشتم، شصت تا درخت

برای تو فقط بزرگترین معامله ها و برای بقیه، هر چیزی که باقی موند

ولی ما رو 18 پوند توافق کردیم

پانزده تا یا اینکه من میرم

سند معامله رو پس فردا امضا میکنم، روز سنت مارینا

خدا برکت بده به تجارت، آره؟

پس فردا روز سنت مارینا

آروم باش مینا، یه هدیه دیگه برات دارم

ماهی صخره ای، شاه ماهی قرمز، بوگ، بریم، قاشقک دریایی قرمز

نیکوس واتوکوزیس، مجرد یه کاپیتان 32 ساله

مالک نصف سهم توی دو تا قایق بخار

ریاضیات خونده

هرچند فارغ التحصیل نشده

ندیمه اش آنزیو مورد اعتمادترین و وفادارترین همراهشه

...در تمام آندروس

و البته ناشنوا ترین

در مورد خونه اش چی میگی؟

یکی از زیباترین خونه های شهر نیست؟

ما هم خونه داریم کورمولیس

مادر مرحومش برای این بهت پول قرض داد

من تمام یادداشتهای قدیمی مو نگه میدارم

اون همچنین تو موقعیتهای دیگه هم کنارم بود

همیشه سخاوتمند

حالا تو داری میگی

...شکوفه های هلو روی پهلوش

اون وحشت زده به من گفت که

علائم سیفلیسه از شوهرش

...بعد...اون (شوهرش) کور شد، دیوونه شد

و بعدش، یه لگد به سطل زد

پسره بیمار نیست

!پستچی

!نامه ها

!از برزیل

از کانادا از لهستان

آرژانتین، پاناما

استرالیا

این رنگ توست سبز سروی (مثل رنگ درخت سرو)

من فردا دارم میرم

وقتی برگردم، کاپیتان خواهم بود

و همون روز با هم ازدواج میکنیم

...و خوشگذرانی

با سنتور و حلقه های گل

...حفره تو صخره

...درختهای سرو

... پل کوچک

حلقه مالتابس

اسمشو این گذاشتم (حلقه مالتابس)

وقتی از من دوری، من تنها به اینجا میام و خاطراتمون رو بیاد میارم

امروز برام گل یاسمن نیاوردی؟

...روشنایی اونا بیشتر به هوای تاریک میاد

...شب

ده تا یاسمن توی باغچمون خواهم کاشت

تمام شب رو بیدار میمونیم و اونا رو تنفس میکنیم

منتظرم میمونی، آره؟

!منتظرم بمون

ریشه سنبل کوهی جواب نداد- برای تو هم خوب نبود-

پس عزیزم بیا یه چیز قویتر امتحان کنیم... ورونال

تا حالا داروی سالوارسان رو برای نیکوس واتوکوزیس تجویز کردی؟

نه

بیسموت، جیوه یا ید؟

نه

رسوانیس، بهم بگو که

این مربوط به حفظ راز بین بیمار و پزشک نیست

نه مینا، چون درک میکنم که موضوع راجع به چیه

من متخصص بیماریهای آمیزشی نیستم. پزشک عمومی ام

اما بر اساس زمانبندی و سوابق پزشکی... میتونم بگم که

... که نطفه پسر واتاکوزیس حدود

دو سال قبل از اینکه اون پیرمرد، خدا رحمتش کنه، به بیماری مبتلا بشه بسته شده بود

عاشقان موسیقی آندروس

امروز عصر خانم هگزاداکتیلو تکنوازی پیانو داره

جشن موسیقی با ملودیهای اروپایی رو از دست ندید

آه 165 تا کارت پستال شاگردهام منو فراموش نمیکنن

و شاگردای مایک هم اونو دوست داشتند

لطفا توجه کنید ... در ساعت 9 عصر

از لحاظ شغلی، من یه معلم ادبیاتم

ولی از نظر روحی، هنوز یه دختر مدرسه ای هستم

...ادامه بده، بهم بگو که اون کیه؟

مثل بهمن تو کوههای آلپ

آه، یه جواب غیر مرتبط بهت نمره D میدم

اون بهم A داد

اما من چی دارم میگم؟ اون باید ملوان باشه. دیگه چی؟

سفر کننده به اقیانوسها به هزاران مایل دورتر

غم می وزد و ما هم با اون حرکت میکنیم

خب پس، اون کیه؟ اسم و فامیلش رو بگو

ترجیح میدم نگم- ازدواج نکرده، کرده؟-

نه

تو هیچوقت رازت رو نمیگی خب

تو از اونا (رازها) تغذیه میکنی شیفته اونا هستی

احساس میکنم که قلبم مثل انار ترکیده و باز شده

...بدون هیچ صدایی

و یاقوتهای کوچیک یه حلقه تو آسمون تشکیل دادن

و اطراف شونه هام میریزن

و مثل کرمهای شبتاب روی سنگفرش خیابون می افتند

ادامه بده

وقتی بهم نگاه میکنه هیجان زده میشم انگار که رو آتیشم

مثل یه تیکه زغال توی محفظه سوختن عود

اون فقط بهت نگاه میکنه؟

...نانا

انگشتهای یه مرد سنگین هستن

کافیه بهت بخوره و یدفعه روی زمین پخش بشی

الان که داریم صحبت میکنیم اون باید در حال هدایت کشتی کیپ وارده باشه

و تو با قول اون برای خواستگاری اورسای من اومدی

که میشه گفت طبق نظر همه

حدود ده پونزده کیلویی از اینکه آفردویت (الهه عشق و زیبایی) باشه لاغرتره

امیلیوس، برادرزاده ات هنوز باید دنبال زندگیش بره

اون ناخدای دوم کشتیه

کاپیتانهای زیادی بودند که از من اورسا رو خواستگاری کردن

اسپیروس هم قبل از اینکه 30 سالش بشه کاپیتان خواهد بود

...خواهد بود

اون حتی یه خونه از خودش نداره

خواهد داشت- ...خواهد داشت-

اون سخت کار میکنه باهوشه و سریع یاد میگیره

...خوش برخورده

من بزرگش کردم

از وقتی پنج ساله بود

یه پیشکار که توی فضله کفترها زانو میزنه

کاپیتان ساواس به کسایی که از طریق دریا امرار معاش میکنن احترام میزاره

اون (شوهرت) برای ملوانهای خوب ارزش قائله

تو باید نظرش رو بپرسی

اون توی کشتی فرمانده هست من توی خونه

امیلیوس، تو هرگز نمیدونی که آینده یه ملوان چی میشه

من باید از امنیت دخترم مطمئن بشم

زندگی بدون پول مثل زندگی بدون خوشحالی است

... به من نگو

نگو که اونا به هم احساس دارن

به من نگو که برادرزاده جذابت دختر من رو با

با یک فاحشه بندر اشتباه گرفته

ما دیگه بزرگ شدیم

از غمهایی که هر خونه ای داره آگاهیم

مینا... یه کیف (پول) سنگین همه چیز نیست

کلی چیزهای مهم دیگه هم هست

من یه سپاسگذاری بدهکارم

!و

کاتینا، کیکی، موسکا و ماری

انجمن خواهرانه چهار عضوی ک.ک.م.م

کاتینا، کیکی، موسکا، ماری

ما برای همیشه با هم خواهیم بود

اوه صبر کنید این یه جدیدشه

اوه آندروس، جزیره کوچیک من تو دریا

زندان نمور و دلتنگ خودم

هرگز بزرگ و مشهور نخواهی شد

ادعای پوچ برای همیشه

یه جای به این کوچیکی، اسمشو "انگلیس کوچک" گذاشتن

"انگلیس کوچیک" مطمئنم هیچ ربطی به انگلیس واقعی که میشناسم نداره

البته کلی قایق اونجا هست- و کلی ادعای الکی-

...که مثل لردها کلی ادعا داره و رویای ثروت و امپراتوری دریایی

ولی تعمیرکارای کشتی خوش تیپ هم هستن

مگه قراره با تعمیرکار کشتی چیکار کنی؟ چارچوبشو درست کنی

نه کاپیتان، نه مهندس، نه افسر کشتی، هرگز

!اورسا- کجا میری-

اونجا- حتی یک کلمه درباره دیوید نمیگی فهمیدی-

فقط تو خیلی در موردش میدونی و کاترینا، همون گلدوزه

...که حتی یک کلمه هم حرف نمیزنه- خواهرت؟-

اون از رازهاش به من نمیگه پس منم رازهام رو به اون نمیگم

همیشه پشت توری ضد پشه اش قایم میشه

... یا اینکه داره با خودش کنار گل یاسمن حرف میزنه

حیوون خونگی بابایی چش شده؟

دوباره داری حسودی میکنی؟- من فقط عصبی میشم-

تو تموم نامه هاش که مینویسه

نزار اورسا مدل موهاش اینجوری باشه همیشه صحبت از اورساست، اورسا این، اورسا اون

...اسپیروس

...پسر عزیزم

جرات اینکه ناامیدت کنم رو ندارم

اما خبر خوبی برات ندارم

نتونستم موافقت مادر اورسا رو جلب کنم

خانم مینا دنبال شوهر پولدار برای دخترش میگرده

...اسپیروس پسرکم

جواب مادر اورسا یک نه قاطع بود

این فقرمونه که باید ملامت بشه

مراقب احساساتت باش و اجازه نده این تلخی چیزهای خوب وجودت رو ازت بگیره

!اورسا

تست واسرمن (تست پزشکی برای بیماری سیفلیس) رو ندیدی؟ مهر و موم شده بود

اون از یک فروشگاه مد پاریسی لباس عروسی ات رو سفارش داده

میتونه به یکی دیگه بده- پس بخشنده است، یه جنتلمن واقعی-

تو خوش شانسی و نباید چنین فرصت خوبی رو از دست بدی

کی همه چی رو برنامه ریزی کردی؟

اول بررسی کردم به همه چیز فکر کردم

بجز یه چیز- چی؟-

چرا بدون اینکه از من بپرسی بله گفتی

من میدونم چیکار دارم میکنم

اگه بگم به کس دیگه ای علاقه دارم چی؟

واقعا داری؟

من برای تو چی هستم؟

یه مزرعه یا باغ ... که باید توی روز سنت ساواس بفروشیش؟

همه چی برنامه ریزی شده نباید آبرومون بره

...تو خیلی سختی

به سختی سنگ

بیا، پسرم

من از دور می پائیدمش

اون مردد بود

فکر میکردم بخاطر ... رد میکنه- هیش-

اینجا! اینجا جایی است که باید زندگی کنی

بالاخره اتفاق می افته

فعلا هر چی اورسا بخواد همونه

تمام روز منتظر خانمت خواهم بود

اما شب برمیگردم اینجا

من دیوارهای خودم رو میخام

!تبریک

تا سن پختگی و پیری و با عشق و سلامتی زندگی کنید

و برای سلامتی موسکای کوچولومون

!چه داماد اشرافی ای

هگزاداکتیلو شروع کن به نواختن

دیوید بردلی، معلم انگلیسی

اگه پسرم اینجا بود بهت افتخار میکرد

ولی اینجا نیست

..مامان بزرگ

...اه، دریا

آندروس، 27 دسامبر 1930

خوب شد اینجا نبودی پدر

جزیره با پتویی از برف پوشیده شده

خیلی شبیه کارت پستالهایی که برامون میفرستی شده، عجیب و تجملی

از فرشته مقرب

!تبریک

نوبت شما هم بشه دخترا

برای زنها خیلی بهتره که

با مردی که عاشقش هستن ازدواج نکنن

چون وقتی شوهراشون شروع به منحرف شدن میکنن

درد و رنجش خیلی بزرگ نخواهد بود

امشب بهم دست نزن

امیدوارم نوبت ما هم زود برسه، هفت تا مرد مجرد اینجا تو کشتی

برای عروسی خواهرته؟- مادر خوندم آنزیو فرستاده-

برای عروسی اربابش نیکوس واتوکوزیس

با کی ازدواج کرده؟ اورسا سالتافروس-

غرق طلاش کرده بوده

...قرار بود اطراف حلقه مالتابس باشی

!دروغگو

...خونه بد یمنی

با خودش غم آورده

تو درستش میکنی اورسا

چطوری؟

سایه ها هنوز دارن سنگینی میکنن میتونم حسشون کنم

مادرم اون یکی خونه رو برای ما ساخته اگه الان اونجا رو ترک کنم عصبی میشه

شاید بعدا، وقتی موسکا هم عروسی کرد

تو نمیتونی بدون مادرت زندگی کنی

...کشتی سنت باسیل تو راهه

...از کاسارا

با خودش عود و شمع و

کاغذ و خودکار داره

...خودکار مینویسه و کاغذ

مینا

...توی چین، تو ژاپن تو مانچوریا (منطقه ای در چین)

انقلابهایی اتفاق افتاده

بندرهای اونجا خطرناکند

شوهرت ساواس خودش هم از من و هم از پسرم تو لندن خواسته که

میخاد فقط تو آتلانتیک کار کنه، میدونی خطرش کمتره

کوراچو، پاراماریبو، نکوچا، سوئرته و برگشت از همون مسیرها

شوهر مرحومم خوب بهم یاد داد

حتی اعتراف کرده بود که ازش باهوش ترم

پس، ساواس- من بخاطر موسکا اینجام-

موسکا؟

دیوید- دیوید-

این عکس رو توی جعبه ای که شونه هاشو نگه میداره پیدا کردم

من اونو برای کار خیریه برای بچه های ملوانها آوردم اینجا

برای اینکه انگلیسیشون خوب بشه

و اون هیچ پولی نداره

...گرسنه است

با دنده های مریض که میشه از روی پیراهنش تشخیص داد

...اون سروکارش با گاوها و قبرها و

خوک زخمی ایه که سعی داره

دختر بچه های مدرسه ای احمق رو فریب بده، مردک منحرف

که جرات میکنه به زنهای اینجا خیره بشه

دیوید؟- دیوید-

تو اختیارشو داری. بفرستش بره

یه معلم انگلیسی دیگه میارم- یه معلم انگلیسی زن بیار-

میبینم که داری براش دنبال شوهر میگردی

!تو فرستادیش بره! تو

کاری رو کردم که باید میکردم

فکر نکن که میگذاشتم با اون دچار گرسنگی و سختی بشی

اصلا تا حالا عاشق شدی؟

اینجوری فکر میکنی؟

خب منم صدمه دیدم منم آسیب دیدم و میدونم که

زندگی همین طوریه

عشق خیلی دوام نمیاره ... اما رنجی که با خودش میاره چرا

حداقل عکسش رو بهم پس بده

فکر میکنی من برش داشتم، من آخه چیکار با عکسش دارم، قیافه احمقانه شو ندیدی

فقیر، گرسنه هیچ امتیازی نداره

تو دزدیدیش

همش تقصیر توئه

...این لندنه که تو بدجوری میخوایش

مامان ازت متنفرم

من خونه ات رو نمیخوام یا خودت رو من از اینجا میرم

موسکای بیچاره

تو احساس نداری

سنگدل

عفریته

از اداره مون تو پیرائوسه

مربوط به اجاره کشتی؟

پسره

تبریک میگم کاپیتان نیکوس

تبریک کاپیتان نیکوس امروز آبجو میخوریم

تبریک

فقر آهن بخاطر بی اشتهایی ناشی از شیردادن، بی خوابی

این اتفاقا پیش میاد اما خوب کردی که آوردیش آتن

ما اینجا کارای زیادی از دستمون برمیاد

ظرف کمتر از یک ماه خانم خوشگل ما مثل بارون سلامت میشه

خامه و پودینگ برنج

استفانوس یک ماشین خریده

به محض اینکه گواهینامه اش رو گرفت ماشین خرید

...خیلی خوب بنظر میرسی، فیلیپ

هفته دیگه اون همه مون رو به فالیرون میبره

متاسفم

...برای پنج ماه کامل به بچه شیر داد

وقتی داشت سنگ پا میکشید از هوش رفت

لطفا دماسنج ها رو جمع کنید

بچه ما خوب ازش مراقبت میشه

موسکا دیوونه بچه جدیدمون ساواسه، اون هر روز بهمون نامه میده

چی بهش داده بخوره ...برای پیاده روی کجا بردتش

چی براش آواز میخونه ...عکساشو گرفته

متاسفم

من کسی ام که باید متاسف باشه

فقط برای امروز اومدم نمیتونم تا آندروس همراهیت کنم

بخاطر بعضی مشکلات، میدونی... آسیب به لوله های آب کشتی

اما نمیخام تو رو با این چیزها ناراحت کنم

بزار ببینیم کی میتونم بچمون رو سفت توی دستهام نگهدارم

دلتنگ آندروس شدم

دلتنگ بچه ام، و جزیره

!به آندروس خوش آمدید چمدوناتون رو بردارید و برای کسایی که

دارن آماده میشن جزیره رو ترک کنند جا باز کنید

مردم آندروس، بلیط هاتون رو بردارید و سفر بخیر

عشق من، ساواس من، بچه عزیزم !خوشگل من

...همه چی مرتب میشه

بابات کجاست، ساواس؟

بابات کجاست، عزیزم؟

...تو خوبی ، آره خوبی بالاخره رنگ خودتو پوشیدی

خانم واتوکوزی، امیدوارم همیشه سلامت باشید

موسکا کجاست؟- دارن میان-

کی داره میاد؟

موسکا و نامزدش

نامزدش؟ کی نامزد کرد؟

پریروز، وقت نداشتیم که راجع بهش برات بنویسیم

با کی نامزد کرده؟- با یه کاپیتان-

کشتی به مقصد تینوس، سایروس، پیرائوس یک ساعت دیگه حرکت میکنه عجله کنید

اورسا؟

...حلقه ام

اون ده روز پیش ازم خواستگاری کرد

به مامان گفت که "من حالا یه کاپیتانم و به اندازه کافی درآمد دارم

هادولیدس 15% سهم کشتی بخار جدید رو بهش داده

چون محموله خیلی گرونی رو برای اونا نجات داده

...از طوفان

اون تقریبا دو کیلو گوشواره و دستبند طلا

روی میز مقابل مادر گذاشت و بهش گفت: برای موسکا کوچولو

یعنی برای من- میدونم تو موسکا کوچولو هستی -

مادر چی گفت؟

بلافاصله جواب مثبت داد؟

البته

میدونی، اون میترسید من با یه خارجی دیگه فرار کنم

اورسا، حالا که با اسپیروس هستم، خیلی زود اون انگلیسی وحشتناک رو فراموش کردم

از حافظه ام پاکش کردم

اون بدون اینکه حتی بگه خداحافظ موسکا کوچولو رفت

اون امیلیوس رو برای خواستگاری فرستاده بود؟

نه، خود اسپیروس اومد

پس یعنی.... دوست داره؟

دیگه چی؟

تو هم دوستش داری؟- اون لایق اینه که دوست داشته بشه-

جذاب و پرجذبه نیست؟

تا حالا به چشمهاش توجه کردی؟ خیلی میدرخشن

همه دخترا بهم حسودی میکنن ...حتی برام شعر ساختن

...موسکا، موسکا کوچولو، هزار تا جای زیبا روی پشتت، خیلی سفید

برای مالتابس هست تا شبها بوسشون کنه

...و خدای من

...چطوری میبوسه

اورسا

تو نیکوس رو دوست داری، درسته؟

اون مرد خوبیه

این چیزی نبود که پرسیدم پرسیدم دوستش داری یا نه

اون همسرمه

!با سرگرم کننده ترین دستها در تمام دنیا

...اصلا نمیتونم بهشون نگاه نکنم

رگهای بزرگ و کوچیک ...درست مثل رودخونه ها و نهرها

مثل نقشه... ریو دل لا پلاتا

...میدونی، برادر شوهرم !موسکا-

دیرمون شده

باید مقدمات مراسممون رو آماده کنیم

من دارم عروسی میکنم

موسکا و بوی دارچین دختری مناسب یک پادشاه

موسکای کوچولو

برای سلامتی ات موسکا

زندگی طولانی برای عروس و داماد

ازدواجی پایدار

بیا، کاپیتان

!تبریک، تبریک

امیدوارم بچه های خوبی نصیبت بشه

رقص بعدی، بریم

زنهای کاپیتان، دخترهای من

و دسر- دوست داشتنی، امیدوارم تو نفر بعدی باشی

خیلی ممنونم

عزیزم

زودباش، عمو امیلیوس، بیا خوش بگذرون

بخاطر موسکا کوچولوت

یازده تا رقص باهاش داشتم با تو حتی یکی هم نداشتم

اونوقت چی فکر میکنه؟ یجوری رفتار میکنی که انگار نمیتونی تحملش کنی

من؟- نه پس، من-

موسکا کوچولوی من

آی آی، کاپیتان

مست شدی آره؟

بوسه های تو منو مست کرد

بیشتر و بیشتر میخام، تا صبح

نه، بزار پنجره ها باز بمونه

تا وقتیکه من اینجام میخام نسیم دریای اژه رو تنفس کنم

سقف بندی تک ردیفه با 24 عدد تخته درخت سرو

هیچ خشتی هم بینشون بکار نرفت تا صدای قدمها رو عایق بندی کنه

... و صداهای

...مادرت کلی پول بابت دستگیره های در تجملی، کاشی های اعلا

نرده های بالکن گرون... خرج کرد ولی در مورد سقف خست بکار برد

تعمیرش کن

حالا که استطاعتش رو داریم، تعمیرش کن آقای هالاس

اما چطوری؟ با خراب کردن کل خونه؟

موضوع این نیست که چقدر به من پول میدی

کف بندی تک ردیفه رو نمیشه دو ردیفه کرد

نجار احمق ...قاتل

تو آندروس...تشک ها از یه طرف دچار فرورفتگی میشن، طرف زنها

اونها (شوهرها) میان و میرن مثل مسافرها

وقتی شوهرم آرتمیس میاد، مثل اینه که کل برنامه زندگیم به هم میخوره

بچه ها خیلی ازش خجالت میکشن

اون توی خونه خودش غریبه است

مینا، بنظر میرسه که ساواس راه برگشت به آندروس رو گم کرده

یه اتفاقی، یه چیزی حتما رخ داده

چیزی که اتفاق افتاده چیزیه که برای هممون اتفاق می افته

تقریبا سی ساله که ازدواج کردم

... و هنوز حتی یه جفت کفش هم باهاش پاره نکردم

...دخترهات، نوه هات اونا همه خوبن؟

موسکا دیگه نزدیک زایمانشه

و دامادهات، اونا هم خوبن؟

یکیشون رفت، اون یکی داره میاد

سلام ساواس

...ببین

ساواس، این پدرته

این پدرته، باور کن

باهاش بازی کن

میدونی چطوریه؟ بزار بهت نشون بدم

برو اونور

ساواس- راحتش بزار-

میتونم یه بوس بهت بدم؟

تو هم یه بوس میدی بهم؟ نشونت بدم؟

با موجها اومده بود تو ساحل

تو هدیه زندگی من هستی

حالا چی میگی؟ میتونیم بریم خونه خودمون؟

باید تا حالا از ترسهای گذشته ات فرار کرده باشی

...چرا مادرت اینجا نباشه

... و ما بریم به خونه خودمون؟ اینطوری خودمون تنها هستیم

...نه خودمون تنها... من تنها میمونم

...توی اون اتاقها

تنها میمونم

... بین اون دیوارها که

منم که تنها میمونم

چون شما مردها همیشه تو دریا هستین

یوکوهاما، ژاپن، 12 مارس 1937

موسکای عزیزم

خونه مون همیشه تو ذهنم هست. اونجا همه خوبن؟

قبل از اینکه هر یک از نامه های تو رو باز کنم

برای اینکه جامون امن باشه، یه صلیب روی قلبم میکشم

امیدوارم تو و خواهرت از کیمونوهای عجیبی که براتون فرستادم خوشتون اومده باشه

...من فکر نمیکنم که اسپیروس

داره بهم خیانت میکنه، با زنهای ژاپنی

زنهای لهستانی، آرژانتینی مطمئنم که اینطوری نیست

وقتی میرسه خونه چنان اشتیاقی برای بدن زنانه داره... برای من

...لباسامو درمیاره و منو توی بازوهاش میگیره، میبوسه و فشار میده

...با چنان هیجانی...روی لبهام, پاهام، سینه هام

با هوس خیلی زیاد

طوریکه حتی نمیتونه خوب ازم استفاده کنه

خیلی سرده

داری تو تب میسوزی

اسپیروس و موسکا، میلتوس-ماری

لوئیس-کاتینا، جیانیس-کیکی

از درخت نارنگی من

عکسای ازدواجمونه

و اونها، عروسی ما زمان با عکسها پیش میره

سال 1932، یک خاطره از غسل تعمید ساواس جونیور (ساواس کوچیکه)

سال 1934، کریستینای ما وقتی توی کلیسای آجیوس جورجیس غسل تعمید داده شد

...سال 1934

اولین جشن تولد خواهر زاده ات مرسینا

تاریخ نامه برای یه روز قبله

اسپیروس عزیزم، کریستینای ما

عروسک کوچیکی با عروسکاش

اون عاشق آلو سیاه نرسیده و گوشت های گرد شده است

اما اون چطوری مطلع میشه؟

امروز تو با من خداحافظی میکنی و با آرژانتین

...همینه دیگه

مثل یه دزد داخل شدم

...برای دو ساعت

...اینجوریه

بچه اونا رو یادش میاد

اون با دوچرخه اش دور و بر بندر میچرخه

اون نخواست که برای آخرین بار بوسش کنی

زندگی همینه آنجلیتا

زندگی همینه- زندگی همینه. میفهمم-

باید برگردی خونه

باید برگردم

انگار قراره جنگ شروع بشه

پیراهن هات، وسایل هات

هرچیزی که تو خونه داشتی

حالا که اونها منو تو کشتی دیدن

کلی حرف درست خواهند کرد

میخام که اینجا بمونی

میخام تنها اینجا رو ترک کنم

و همینطور که دارم میرم پایین، پله ها رو بشمارم

آنجلیتا

کلیدها

تو بر نمیگردی

تو بر نمیگردی به خونمون

اونجا خونه توئه

اون خونه مال توست

سندش

دیروز برام آوردنش

تو هم با من پیر شدی عزیزم

خوب بود

صداشو بیشتر کن

تا مردم اونور هم بشنون

اورسا

زود بیا طبقه بالا اسپیروس اینجاست

کریستینای کوچولوی من

پولهام داره بیشتر میشه

برای یک قدم بزرگ

منظورت چه جور قدمیه؟

ترجمه و زیرنویس Cinematek.ir

دریای سخاوتمند

منظورت یک خونه توی آتن هست؟ تو پیرائوس؟

سلام، خواهر زن

ساعت دهه

وقت خوابه شنیدید چی گفتم

بس میکنید یا نه

برید به تختخوابتون

فورا

حالا بهتر شد

...یاسمن تو

با هیچ چیزی عوضش نمیکنم

آره ، ولی دوباره اینجا رو ترک میکنی تو دریاهای عمیق رو دوست داری کاپیتان

کلمات تو

...آتشی به رنگ سرخ

!آتشی به رنگ سرخ

آتشی به رنگ سرخ

برای تو دوختمش ...برای تو

اونو برای تو دوختمش

برای تو

تمام شب رو بیدار میمونم و نفس نمی کشم

تمام شب رو بیدار میمونم ... و نفس نمیکشم

دخترم! دخترم

پیشونی اش رو پاک کن، خیلی عرق کرده

فشار بده اورسا، عزیزم زودباش، تحمل کن

آب آماده است الان آب بیشتری می جوشونم

قابله، کمک کن- آنزیو، پارچه ها رو بجوشون

مرسینا، برو پیش مادر خونده ات کریستینا، برو باهاش بازی کن

چهار تا حوله لازم دارم

آب آماده است دوباره بیشتر آماده میکنم

یالا اورسا، تو قبلا هم دو بار زایمان کردی

پیشونی اش رو پاک کن، داره عرق میکنه

بجنب دختر قبل از این دو تا بچه دیگه بدنیا آوردی

فشار بده عزیزم، فشار بده

همه چی درست میشه

دستم رو فشار بده هرچقدر که دوست داری

مریم مقدس با ماست

...با درد، با درد

بچه چیه؟ بچه چیه؟ دختره؟

دختره، یه دختر دیگه

یه دختر کوچولو

بچه مامان خوبه یه دختره

آفرین، اورسا کوچولو

اسپیروس، یه تلگرام به نیکوس بفرست و این خبر خوب رو بهش بده

نیکوس، اورسای عزیز یه دختر بدنیا آورد

مادر و بچه هر دو سلامت هستند

از صمیم قلب بهت تبریک میگم

نیکوس، برای تولد دخترت تبریک میگم

مادر و بچه هر دو خوبند

برای سومین بار پدر شدی

بهت غبطه میخورم

نیکوس، اورسا کوچولوی زیبا سومین بچه اش رو بدنیا آورد

چشمهاش مثل مروارید سیاه میمونه

... و موهاش که از دوران مدرسه کوتاهش نکرده

مثل موج سرتاسر تختخواب پخش میشه

موندم که آیا جایزه وفادار بودن حتی اندازه یه پنی هم می ارزه؟

...تمام این سالها

تمام این سالها تنها ... و وفادار

جایزه اش چیه؟

چی؟

...آه، مینا مینا

کلی نوه دور و برت هستن

!زن

دوباره تو آندروس هستم

بالاخره رسیدن

چیز بیشتری نیست

بریتانیا و فرانسه علیه آلمان اعلان جنگ کردن

مینا، شوهرت درست بموقع رسید اینجا

اون خوش شانسه که تونست بموقع برسه

خانم هادولانیا چی گفت؟ انگلستان...دقیقا چی گفت؟

کاپیتان، این داماد دیگه تون اسپیروسه

از دیدنتون خوشحالم

... و هنوز، دیر میرسی

خیلی دیر

لیوان تو همیشه منتظرت بود

بالاخره رسیدی به زمین خشک پسر، مگه نه؟

و باید بخاطر خونه ای که مینا ساخته بهش افتخار کنی

رنج جدایی دیگه تموم شد

... دو تا اورسا تو زندگی من، مادرم و دخترم

بهترین قهوه ها رو درست میکنن

تنهایی است که باعث میشه آدم قهوه دلش بخاد

... تنهایی

میخام که اینجا زندگی کنیم

فکر کردم منو آوردی اینجا تا بعضی از وسایل رو برداریم

بخاطر خدا اورسا، من اصلا درکت نمیکنم

...تو نبودی که میگفتی

که اون دیوارها با دیوونگی پدرم و اشک های مادرم درست شده

و تو گفتی که

من زندگی جدیدی به این اتاقها میبخشم

من التماست کردم اورسا، ازت خواهش کردم ...التماس کردم ولی تو اصرار داشتی

که اعضای خونوادمون باید کنار هم باشن

خواستی کنار خواهرت باشی

من اینجا آنزیو رو خواهم داشت

اون بیشتر از هفتاد سالشه

چی شده؟

احساس میکنم که باید این کار رو بکنیم لازمه

دیگه زمانش رسیده که بیایم اینجا زندگی کنیم

خیلی دیر به این نتیجه رسیدی اورسا

حالا خونواده ها، زنها باید کنار هم باشن

به تلافی غرق کردن کشتی هود و تلفات بیشتر از هزار و سیصد سرباز

نیروی دریایی بریتانیا در اقیانوس آتلانتیک

به کشتی بیسمارک حمله و اونو غرق کرد

و هزاران سرباز آلمانی رو به قبرستان دریا فرستاد

اونها تانک های سوختی، اسکله ها و ادارات گمرک رو هدف قرار خواهند داد

اول به بندرها حمله خواهند کرد

کشتی اس اس کیموتو داره بسمت مارسی میره

و کشتی اس اس آرکیپلاگوس بسمت کنستانز

بیست سال بعد از جنگ کبیر و حالا ما دوباره تو جنگیم

... از وقتی 13 سالم بود پنجاه ساله که تو دریام

و حالا شما دارید میرید دریا و من اینجا تو خشکی میمونم

مثل یه خرچنگ پیر که چنگالهاش شکسته

مواظب زنها و بچه ها باش

امشب میبینمت

خداحافظ

مراقب خودتون باشید

بیست سال از غرق شدن کشتیمون، ناتیلوس گذشته

با تمام خدمه اش

و من هنوز اون شب رو بخاطر میارم ... که از روستا به روستا

... تنها با دمپایی میدویدم تا خونواده ها رو خبر کنم

اون شب همیشه تو خاطرم هست، نمیخام دوباره اون اتفاق بیفته

پنج تا رو دارم؟

از روستاهای کورتیان؟

اون پسرهای بیچاره؟

دفاتر ملوانها آماده است هر پنج تا امضا شده

پدرهاشون رو خوب میشناسم

و پسرها رو دیدم

ممنونم

اسپیروس

اورسا رو بردار و برید خونه

من باید سر راهم برم پیش دکتر ... برای شربت سرفه

... منم زود میام

عصر بخیر

خاندان مالتابس

"انگلیس کوچک"

توی والپارایزو مس بارگیری کرده بودم و داشتم میرفتم بوینس آیرس

...رسیدیم اونجا، بارمون رو تخلیه کردیم

و با کمک خدمه همه بار رو به یه کلاب بردیم، لا پالوما

در موردش شنیدم

ناراحت نشید، بخاطر زانوهام بود به این خاطر دیر کردیم

امیدوارم زودتر خوب شی نانا- ده روزه که ورم کرده-

دقیقا 1317 تا کارت پستال تو مجموعه ام هست

تنها کشوری که ازش کارت پستال نداشتم آلبانیه

اصلا نمیدونم چجوریه و حالا فردا صبح خیلی از مردها

که شاگردهام هستن دارن میرن اونجا بجنگن

چرا اسپیروس اینقدر دیر کرده؟ اون ساعت ها قبل دفتر رو ترک کرد

درست بعد از امضاها- کدوم امضاها-

خودش رسید

عصر بخیر

بالاخره رسیدی، کجا بودی؟

مجبور بودم با خیلی از مردم خداحافظی کنم

کاترینا چطوری؟- خوبم اسپیروس-

انگلیس کوچک ما

انگلیس کوچک؟ اسم عجیبی برای یه کشتیه

هیچ شکی نیست که این ایده موسکا بوده اون خیلی انگلیسیش خوبه

حتما همینطور بوده

میزان ظرفیت ثبت شده 4978 تن

...مقدار محموله 7500 تن

به ارزش 92 هزار پوند

!آفرین

!تبریک میگم

اسپیروس مالتابس ماموریت انجام شد

حالا صاحب یه کشتی هستی

...آمونیاک، نیرات، نفتالین

... روغن جلا و قیر

دارم کلی محموله خطرناک حمل میکنم

مثل یه ... سگ کار کردم

معدنها، انفجار... هر جایی

تو زمان درستی رو انتخاب کردی تا کل دارایی ات رو روی محموله کشتی سرمایه گذاری کنی

ده سال منتظرش بودم

رویاش رو داشتم

کلا دیوونه ای

تبریک میگم امیدوارم کشتی ات لایق دریا باشه

مرد دیوونه مون خیلی جرات داره

فقط مراقب باش وسط هرج و مرج جنگ گرفتار نشی

این شغل منه

بی عدالتی جنگ توی گوش من زنگ میزنه... توی گوش تو

بی عدالتی های دیگه ای هم بوده که روحم رو آزرده میکنه

خدا به همراهت

سالم برگردی

برای همه

آمین

بسلامتی

آمین

... این اولین باره که

که سه تا کاپیتان خانواده توی جزیره با هم هستن

و دور یک میز نشستن

اولین بار طی سالهای طولانی

برای سلامتیشون

...اورسا

من سپیده دم دارم میرم

تمام شب به چشمهای تو نگاه میکردم

و برای تو انگار طوریه که من اصلا وجود ندارم

مراقب باش

مراقب خودت باش

لطفا، التماست میکنم مراقب خودت باش

عشق من

اسپیروس، مراقب باش- امیدوارم وقت سپیده دم خوب باشیم-

شب بخیر

همگی دوران خوبی رو داشتیم- سلامت باشید-

خیلی ازت ممنونم مینا

شب بخیر و بسلامتی برگردید

خدا بهمراهتون خداحافظ

پدر ما که در بهشت هستی در این روز ما را مست و سلامت نگهدار

من سه ماهه که باردارم

اون نمیدونه

دو ماه و نیم میشه که بهم دست نزده

اون عوض شده اورسا... کاملا عوض شده

...نگرانیها، صورت حسابها

چطوری الان اینو بهش بگم؟

چطوری حالا بهش بگم ... حالا که داره میره

...صبح خیلی زود

زنانی که با خودشون مر (نوعی صمغ) حمل میکنن ...به پیشواز تو می آیند

... و ریزش مر

...روی مقبره ات

بهار شیرینم

...شیرین ترین فرزندم

آنهمه زیبایی ات چه شد؟

او که حالا و همیشه بادها را از وزیدن باز میدارد، موجها را آرام میکند

...موجب طوفانها میشود آرام میکند و بر می انگیزد

بادهای موافق ... و آب و هوای خوب

برای همیشه در کنار خدمتگذاران تو باشد

و آنها را به بندرگاه آرامش هدایت نماید آمین

...غم وزیدن میگیرد و ما با آن حرکت میکنیم

با آنها... روی موجها

شمعدانهای نقره

این شمعدونها برای اون خونه محقر بیشتر مایه شرمساریه

خب، اونا اونجا برق ندارن

بزار دوربینها رو داشته باشن- بهشون نیاز دارم-

چایخوری های نقره رو هم بیار

مگه قراره با اونا چیکار کنن اون بالا توی اون کوههای دور افتاده؟

اونا مردمان ساده ای هستن کشاورز با بیلچه هاشون

ترجمه و زیرنویس Cinematek.ir

نمیتونیم که اونا رو بخوریم و بچه ها به غذا نیاز دارن

اونا رو با مرغ، پنیر و آرد معامله کن

بهشون بگو که پرده و فرش هم برای معامله دایم

...برای دفعه بعدی

فقط یه لحظه، صبر کن

... برای تو راه

خب بهم بگو ببینم... زنهای ایتالیایی باسن دارن؟

باسنهای لرزون

زنهای انگلیسی؟

پهن ... و پژمرده

زنهای آلمانی؟

بزرگ ... به بزرگی تانک

پسر خوب، حالا بهم بگو زنهای آرژانتینی چی

اونها چجور باسنهایی دارن؟

مرطوب و داغ مثل بخار

این یکی رو زدی تو خال

پدر بزرگ تا حالا چند تا طوفان دریایی رو از سر گذروندی

اونقدر که تعدادشون رو نمیتونم بشمرم

بدترین دریا خلیج بیسکایه؟- اونجا نفرین شده است-

بستر اونجا پر از استخوانهای پراکنده است

بزرگترین قبرستان مردمان ما

پدربزرگ فکر میکنی که شجاعترین کاپیتان کیه

پدر یا عمو اسپیروس

این چه سوالیه، پسرک رذل

...کشتی ورماشت آلمانها

ده تا از کشتی های جنگی و قایقهای اژدر نیروی دریایی یونان رو هدف قرار دادن و غرق کردن

...کشتی های پاساراس، هیدرا، تیلا، دوریز

...کیدونه، آگلی، کیوس، کیزیکوس

پگراموس و آرتوسا

طی تهاجم به جزیره کرت

مقاومت ساکنان

منجر به بروز یک قتل عام شد

از گردان پاراشوت هفتم آلمانها

انگلیس کوچک

در آتلانتیک بزرگترین تهدیدها نه بعلت امواج عظیم و سرمای آب

بلکه از طرف زیردریایی های آلمانی است

که شبها مثل دسته های گرگ به قایق های متفقین حمله میکنند

جنگ برای برتری دریای برای نتیجه نهایی جنگ بسیار مهم خواهد بود

فقط طی ماه گذشته، تعداد 14 کشتی یونانی گم شدند

...برای عملیات نجات

عملیات نجات؟ چه عملیات نجاتی؟

آمریکایی ها عملیاتشون رو متوقف کردند

چند نفر توی اون آبهای سرد خواهند مرد؟

و چند نفرشون خوراک کوسه خواهند شد؟

من اینجا تو اقیانوس هند چه غلطی دارم میکنم؟

یانیس، به انگلیسی ها علامت بده که مسیرمون رو داریم تغییر میدیم

بجنبید رفقا

بریم

بچه ها ازم میپرسن که چرا بهش میگن هگزاداکتیلو

چون پنج تا انگشت داره

به من گوش کن

ما بچه داریم ... تعهداتی داریم

باید به اونا رسیدگی کنیم

به نواختن ادامه بده هگزاداکتیلو، من باز میکنم

رسیدین

فکر کردم گفتم ساعت دو- نیم ساعت دیر کردیم-

بالاخره اولین نوشیدنیمون رو خوردیم

کجا بودین؟- منتظرتون بودیم-

به امید اینکه همیشه با شادی برگردید

ممنون خیلی ممنون

تولدت مبارک- مرسی-

دیگران دارن تو کوهستان با اسلحه مقاومت میکنن

...در حالیکه من دل نازک دارم با پیانو ... و راکی

ترجمه و زیرنویس Cinematek.ir

صندلی پیانو رو با نصف بطری معاوضه کردم

هفته دیگه پیانو هم میره- نه اینکارو نکن-

کاتینا؟ ماری؟

اونا توی آتن هستن از زخمی ها پرستاری میکنن

این BBC هست

...جنگ هوایی و دریایی از میدوی تا دریای مرجانی

و از دریای شمال تا ماداگاسکار

همچنین نیروهای متفقین در حال انتقال مهمات از آمریکا به اروپا هستن

ترجمه و زیرنویس Cinematek.ir

...و

یک و نیم میلیون آلمانی در روسیه کشته شدن

یک و نیم میلیون آلمانی مرده

اینجوری مجبور میشیم تسلیم کمونیست ها بشیم

اونها قول دادند که پیروز میشن، کیکی

یه روزی برمیگردن پیشمون

و بجای اینکه با پول بیان، خاک آلود و شپشو میان

عشق نیروی مرموزی است دیگه روسری سیاه نمیپوشیم

روسری سیاه دیگه بسه

...مادام

جواب نه رو قبول نمیکنم

من مردی ام که اینهمه سال دلتنگش بودی

مایک با من اینجوری میرقصید

چقدر دوست داشتم که الان زنده بود و اصلا نگران گوز دادن دائمش نبود

در واقع دلم برای گوزهاش هم تنگ شده

باور کنین یا نه

من هنوز طعم بوسه ونجلیس روی لبهام رو حس میکنم

با وجودیکه 17 سال پیش توی دریا گم شد

...زمان چطوری پرواز میکنه

با جنگ... با صلح

با عشقبازی کردن و بچه آوردن

با اشتیاق... با شرافت

...با کار

... و بادهای سالیانه

کاترینا، آوازت

از اون نوار عاشقانه ای که ونجلیس برات فرستاد

زودباش، بخونش

اصلا نمیدونم معنیشون چیه

لازم نیست معنیش رو بدونیم

آهنگهای روسی خیلی مناسب غم هستن. بیشتر از هر آهنگ دیگه ای

... اونا خبری ندارن

...بافالوکاس، فالانگاس

پیانگوس، میکاس، تزیوتیس

بیست و دو نفر از کشتی تراسیوولوس و 26 نفر از کشتی پاناکرانتو

اولین مردان از آندروس که تو این جنگ از دست رفتند

اونا میخوان مراسم یادبودشون باشکوه باشه

کیسه های پارچه ای رو به خودتون ببندین

همراه با دفتر و مدرک ملوانی تون

تا اگه بدترین اتفاقا برامون افتاد، بتونن جسدامونو شناسایی کنن

برای آندروس

بجنبین رفقا

عصر بخیر

عصر بخیر موسکا

از دفترهامون توی لندن و صلیب سرخ بریتانیا

... متوجه شدیم که

یه زیردریایی سه تا از مردان ما رو از آب گرفته

زاناکیس، مایستروس و بوسولاس

اونا گفتن که اسپیروس اونا رو توی قایق نجات فرستاد... بهشون دستور این کار رو داد

اونا ندیدن که براش چه اتفاقی افتاد

... اگه تونسته باشه خودش رو نجات بده

انگلیس کوچک غرق شد

عشقم

اسپیروس

عشق من، اسپیروس

موسکا

!خواهرم با شوهرم کجایی؟

!پشت سر من

!بچه های تو

چند سال پشت سر من؟

چند بار؟

این چیه؟

تیکه تیکه ات میکنم

!نزدیک من نشو !نزدیک من نشو

از من دور بمون

اون سال 1933 اینجا بود

و مرسینا تو 1934 متولد شد

حرف بزن

پدرش کیه؟ شوهر تو یا شوهر من؟

پس اون اول برای اورسا خواستگاری کرد

و من الان دارم اینو میفهمم

... پانزده سال بعد

... و تو مادر... توی هیولا داشتی پیش خودت حساب میکردی

و هیچ مسئله ای برات نبود چی بهش جواب دادی؟

وقتی اون برگشت و دومین دخترت رو خواستگاری کرد؟

چی بهش گفتی؟ هیچی؟

تصمیم گرفتی گذشته رو ندید بگیری بهمین سادگی

تو مسئول همه این اتفاقها هستی

چطوری تونستی؟

تو دیگه چه جور زنی هستی؟ چه جور مادری هستی؟

چه جور زنی هستم؟

خب حرف بزن، بزار بشنوم

من چه جور زنی هستم؟

چه جور مادری هستم؟

...ببین کی داره اینو میگه، تو

تو که از اونور دنیا فقط نامه میفرستادی

...در حالیکه من داشتم می جنگیدم، می جنگیدم، تنهایی می جنگیدم

...خونه، دو تا دختر چموش

...نزدیک مردم موندم و به بیوه های ملوانها دلداری میدادم

... تو مراسمهای چهلمین روز، مراسمهای سالگرد حاضر بودم

...مراسم های شش ماهگی چه جور زنی هستم من؟

...هرگز نشد که پیامهای تسلیت تو رو به خانواده های ملوانها نرسونم

چه جور زنی ام من؟ چه جور زنی

مادر... تو ما رو نابود کردی

... ما نابود کردیم

ما بچه های خودمون رو نابود کردیم

اگه زنده باشه چی؟

اگه برگرده؟ چیکار میکنه؟

چی سر ما میاد؟

بچه هات بی پدر نمی مونن

...بالاخره، آزادی موسکا رادیو رو روشن کن

فقط میخام اون زنده و سالم باشه

مردم منتظرن، بیاین

لطفا صبور باشین... صبر کنین

لطفا سکوت کنین

خیلی از مردای ما توسط کاریوتاکیس، لوکیساس و سیبوراس دیده شدن. از اونا بپرسید

آتاناتیوس بولمتیس، آشپز بود اون رو جایی دیدی؟

اون رو 6 ماه پیش توی ژاپن دیدم توی اردوگاه اسرای جنگی، اون حالش خوبه

جورجاکیس کالوگیرو؟ اون افسر کشتی بود، توی کشتی سیکلادس

اون زنده است. با من توی فیلیپین بود

ژنرال مک آرتور 5000 تا زندانی رو آزاد کرده، اون داره میاد خونه

هیچ خبری از برادرم دارید؟ الکساندروس کیراتاکاس

اون هم افسر کشتی سیکلادس بود

پدرم، اپراتور رادیو تو کشتی تئومیتور، گراسیموس بالاس

اون کی میاد؟

...پسرم، توی فیلیپین بود

ممکنه بر حسب اتفاق دو تا پسر من رو دیده باشین؟

هالاس، اسم فامیلشون هالاس بود خیلی قد بلند بودن مثل درخت سرو

نمیدونم اونها رو ندیدم

...میخواستم بیام میخواستم شخصا بیام خونه تون

همه 22 نفرمون... اون ماها رو گذاشت توی قایق نجات... همه ما رو

همه ما رو

... ما نمیخواستیم بریم من نمیخواستم برم

اون بهم فحش داد، دستور داد ...حتی چند تا مشت بهم زد

و منو انداخت توی قایق نجات

من نمیخواستم ترکش کنم

مردان دلاور آندروس

استخوانهاشون در اعماق اقیانوس پراکنده شده

اورسا...میخای دوربین رو داشته باشی

برای دیدن اقیانوس

تنهام بزار

...در آغوش تاریخ

...داستان سوگواری و غم

ما فراموش نخواهیم کرد

سفری با بادبانهای برافراشته

... در غم و غرور

با حلقه های گل

زندگی های زیادی از دست رفت

سی و یک کشتی از آندروس غرق شد

کشتی باری انگلیس کوچک در آخرین سفرش

که حامل کتان و گندم از نیواورلئانز بود

در سواحل ایرلند مورد تهاجم قرار گرفت

روز 11 مارس 1943

اسپیروس مالتابس زندگی اش رو برای نجات جان مردان کشتی اش داد

اون روی سکوی عرشه ایستاد

... و با کشتی غرق شد

مدال برنز شجاعت به خانواده اون تعلق داره

ششمین مالتابس که جونش رو از دست داد

دخترش

... متاسفم

همه چیز رو راجع بهش میدونم

اون سیاه میپوشه

غذا نیمخوره هرگز خونه رو ترک نمیکنه

ما تقریبا 3 ساله که حرف نزدیم

با هم صحبت نمیکنیم

اما کل جزیره دارن درباره ما حرف میزنن

توی آندروس، دیگه جایی برای همه مون نیست

بدون من حالت بهتر خواهد بود

... اونجا

من دوستام رو توی کشتی از دست دادم

تعدادی رو هم توی خاورمیانه

کشتی ها رو هم از دست دادم

اما یه شغل خوب توی اداره باربری تو نیویورک پیدا کردم

چهار تایی میریم اونجا

بقیه هم دارن خونواده هاشون رو بر میدارن میرن آمریکا یا انگلیس

از اونجا خوشت خواهد اومد

مادر چی؟

اون اینجا میمونه

تنها؟ ...بعدا میاد

به محض اینکه به اندازه کافی قوی بشه

داری اونو مجازات میکنی؟

تو میتونی بری، خیلی هاتون.... به هر جایی که دوست دارید برید

... من میرم به دریا دارم مدارک ملوانی ام رو جور میکنم

این برای تو خوبه که بری

... مرسینا

زیبای من

... آندروس

همه گزینه های علمی رو امتحان کردیم و نتیجه نگرفتیم

... نمیدونم پروفسور تو چه زمینه ای مشارکت خواهند کرد ولی بهرحال

اگر مریض همکاری نکنه کار زیادی نمیمونه که بتونیم انجام بدیم

من کلی دارو گرفتم کلی شربت

... آمپولهای مکمل از آمریکا

اون قرصها رو از پنجره میندازه بیرون

پروفسور، از شما خواستم که بعنوان آخرین راه حل بیاین اینجا

میبریمش آتن ...لندن

اگه لازم باشه خونه رو میفروشم

...سستی عضلات، ضعف عمومی

ولی بیمار همکاری نمیکنه

... درون اون تنها چیزی که داره قویتر میشه

روحیه رد کردن درمانه

عمو امیلیوس

تموم این مدت کجا غیبت زد؟

عمو امیلیوس

از اسپیروس مالتابس به امیلیوس مالتابس

برای اورسا کوچولو

نامه ها رو بهم بده هر 17 تا شونو

دیگه خسته شدم

...باید بدونم

که چقدر تو رو دوست داشت

باید بدونم که اصلا من رو دوست داشت یا نه

... اورسا

چی به سر خودت آوردی؟

کالکوتا

27سپتامبر 1929

سورابایا

هفت اکتبر 1929

لورنزو مارکز

سیزده مارس 1930

اودسا

دوم می 1930

همشون سال 1929 و 30 نوشته شدن

قبل از ازدواج من

.. من یاد گرفتم که بهش فکر کنم

و عاشقش باشم

از وقتی دوازده سالم بود

توی نوامبر بود

...طوفان بدی اومده بود

... اونو دیدم

اونموقع 19 سالش بود

داشت پیراهن سفیدشو کنار مینداخت

و غواصی میکرد

... درون موجها

من خاستم که عشق بورزم

خیلی زیاد عاشقش بشم

برای همیشه

اون تو رو دوست داشت موسکا

تو رو دوست داشت

... تو زندگی

بنظر میرسه چیزهایی که از دست میدی

ارزشمند تر از چیزهایی است که

بدست میاری

چیزهایی که بدست میاری دوباره از دست میرن

ولی چیزایی که از دست میدی برای همیشه باقی می مونن

اورسا

... حلقه مالتابس

!سقف لعنتی

همش بخاطر این سقف لعنتی بود

نزاشت که فراموشش کنم

میتونستم روحیه جسور و خودسرش رو بشنوم

... کلماتشو، صدای قدم زدنش رو

... وقتی کفش هاش رو در می آورد

ادا بازیهای مسخره اش رو

... صدای بدن هاتون که تو تختخواب تقلا میکرد

تخته های سقف

... قبل از عروسیمون

داشت برای یه خونه تو کاستلا پیش پرداخت واریز میکرد

تو پیرائوس

ولی من بهش گفتم نمیخام آندروس رو ترک کنم

اون روزی که ما رو برای شام دعوت کرده بودی

و من رفته بودم دنبال نانا

داشت می لنگید، یادم میاد

قبل از اینکه برم خونه نانا

... اونو دیدم

برای اولین بار ...مخفیانه و تنها

... بعد از ده سال

... برای نیم ساعت

کنار ساحل

... روی سنگ ها

SΟS...

... با دستش روی سینه ام نوشت اس. او. اس (اصطلاحی بمعنی کمک)

SΟS.

اون درخواست کرد که توی مراسم باشه ...چون سنت نیکولاس

حامی ملوان هاست و تمام مردایی که توی زندگی اون بودن، همشون ملوان بودن

پدر بزرگ، پدر، عموها پسر و مردی که عاشقش بود

... اهمیتی نمیدم که بعضی ها چی میگن من هر دو شون (اورسا و موسکا) رو دوست دارم

هیچ عکسی از اونا داری؟

... تو ذهنم خیلی

از وقتی که اونو از تو خیابون برش داشتم

... بچه اش رو به فرزند خوندگی گرفتم ... پدرش ناشناس بود

دیشب فکر کردم که باید به اورسا بگم قبل از اینکه خیلی دیر بشه

و البته به موسکا

که اونها یه برادر دارن حتی اگر خیلی دور باشه

اما جرات نکردم

من تو زندگیم کلی خرابکاری کردم هم اینجا و هم اونجا

... اسپیروس

صبح زود تمومش کردم

تنها در موجها

اونم هست

هیچ کدوممون کشتی رو از نزدیک ندیدیم

موسکا

تو تنها کسی هستی که نباید ملامت بشه

اگه زنده بود

برای دو نفرمون چه اتفاقی می افتاد؟

... اگه فقط زنده بود

اگه درس خونده بودیم

...هر چیزی

اگه شغلی پیدا کرده بودیم

یا اگه از اینجا یه یه جای دور رفته بودیم

...خیلی دور

... اگه با هم صحبت کرده بودیم

... اگه صحبت کرده بودیم، موسکا

... همون موقع

!ماه می

ترجمه و زیرنویس Cinematek.ir

پیشنهاد فیلم از letterboxd.com/rahmatizadeh

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.