Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
لطفا صبرکن
بخشش داشته باش
لطفا
تقصیر خودته
این زمین تو نیست
تو نباید اینجا باشی
..اما نگران نباش
مهمات.باروت ها.تفنگ ها و اسلحه ها و پوست هارو بردارین
چیزی باقی نمونه
وقتی قایم شده بود پیداش کردم
میدونی من کی هستم پسر؟
دکلان هارپ
میخوام یه لطفی در حقم بکنی
..میخوام فرار کنی و بری خونه
و بهش بگی
بهش میگی که من اینجام
میزاری اون زنده بمونه و خبر پخش میشه
اونا متوجه میشن تویی
روش حساب کردم
ترجمه:سجاد IMOVIE-DL تيم ترجمه ي WWW.IMOVIE-DL.CO
Telegram.me/sajadm98 sajadm98@yahoo.com
دکلان هارپر سه سرباز و گیرانداخت
و شروع کرد به شکنجه اونها
بیشتر پوستشون و برید
انگشتاشون و قطع کرد
شکمشون و پاره کرد
و زمانی که هنوز زنده بودن
آلتشون و قطع کرد
وقتی کارش تموم شد کشتشون
و تمام پوست هارو از پایگاه دزدید
همینطور 12 بسته باروت
16عدد تفنگ
و علف 12 هفته رو هم دزدید
قابل تحسین ه
.واقعا که !شما دارین تحسینش میکنین
..منظورم
این قدردانی شما
انگار اون یجورایی قهرمان ه
هرکسی میتونه یک عضو بدن و قطع کنه کاپیتان چسترفیلد
..نکته اینجاست که انجامش بدی
وقتی زندانی هنوز زنده است
همینطور که از اطلاعاتی که دادی معلومه
زبون یکی و قطع کرده
هدفشو تغیر داده مگه نه؟
الت هارو بریده
بعد هم زبون هارو
میتونم هارپ و افرادشو
توی دو روز دستگیرکنم
از دکلان هارپر چی میدونی؟
میدونم که
نصفش ایرلندی ه
نصفش هم بومی ه
خودت تعلیمش دادی
و اعتبار زیادی هم بهش دادی
قبل از اینکه اون به شرکت خیانت کنه
منو بفرست
هرقسمتی از دکلان هارپر و که بخوای برات میارم
چیزی نصیبمون نمیشه چستر
فقط چند میلیون پول از دست میدیم
تشخیصش وظیفه ی منه
قربان.هارپ چیزی بیشتر از یک حیوون وحشی ه
زندگی در جنگل- زندگی با بومی ها-
خط داد و ستد و گسترش دادن
به دست اوردن اعتمادشون
وحش گریش چیزی ه که اونو خطرناک میکنه
همینطور
..دکلان پتانسیل اینو داره که
خطربزرگتری باشه
باعث میشه پیش رقبا ضعیف به نظر بیایم
کشتنش کافی نیست
باید برای بقیه از اون سرمشق بسازیم
باید زجرش بدیم
وایستین دزدا- عجله کن کلنا-
فکر کردم میتونی به پای پسرا برسی
دهنتو ببند مایکل اسمیت
!!اسمامونو بلند و کامل میگی
توی بازار گمش کن و برگرد
تعجبی نداری که کندی
از زیراین چیزی نمی بینی
با یک چشم میتونم دهن زشت تورو ببینم
اینجا چه خبره؟
فقط دارم جون خواهرتو نجات میدم
قابلی نداشت- خوابشو ببینی-
فروشنده دیگه رفته
ببینیم برای شام چی داریم
پوسیده
همش- کیسه ی آشغالا و برداشتی-
دیگه نمیتونیم اینطور ادامه بدیم
یه چیز بزرگ میخوایم
وگرنه یه زمستونه دیگه زنده نمیمونیم
یجوری میگی انگار کار آسونیه
کسی نگفت قراره آسون باشه
کشتی
کجا میتونیم قایمش کنیم؟
کشتی و که نمی دزدیم احمق
ازش می زنیم- حماقته-
ببین چه مراقبت سنگینی داره
عالیه
اصلا هم عالی نیست
راهی نیست که نزدیک طلا بشیم
حتی اگه ظرف عسل هم باشه خوب ازش مواظبت میکنن
برای طلا نمیریم
پس برای چی میریم؟
باروت
باروت؟
میشه یه چیزی برداری که تو رو به کشتن نده؟
میدونی در ازای یک بسته باروت سیاه چی میتونیم بگیریم کلنا؟
دیگه تحمل ندارم
بدتر از گیرافتادن و اعدام شدن که نمیشه
من یه چیز بیشتر لازم دارم ما یه چیز بیشتری لازم داریم
من یک زندگی بدون بدبختی برای خودمون میخوام
..اگه جرات اینو نداریم که
یه بسته باروت از یک مشت عوضی چاق انگلیسی بدزدیم
پس لیاقتمون مردن در جهنمه
سلام ریوارد
درست به موقع هارپ
کیفیتشون فوقالعادس
چندتا دیگه از اینا میتونی گیر بیاری؟
برای تو؟هیچی
گیج شدم
شاید لهجه ی فرانسوی منو خوب نمیفهمی
میفهمم
پس چرا یک مشتری دست به نقد و رد میکنی؟
یک گفتگو بود که باید با خدمتکارم میکردم
من برای هیچکس کار نمیکنم
من برای فلور د لیس * کار میکنیم [سلطنت بزرگ فرانسه]
تو برای خریدار بزرگتر کار میکنی
ساموئل گرنت
پولدار آمریکایی مونترال
گرنت یکی از کسانی ه که من باهاش کارمیکنم
میخوام ببینمش
نه
چرا همچین چیزی میخوای؟
نمیواد جایگاه خودتو خیلی بزرگ تصورکنی
تو فقط یک واسطه ای
من اینطوری معامله نمیکنم
خب پس منم فک کنم با یکی از رقبات معامله کنم
نه.باشه
با گرنت صحبت میکنم
سعی میکنم یک ملاقات جور کنم
ولی اون میپرسه پیشنهاد تو چیه؟
این تعداد کافی نیست
قبیله ی لیک واکر
کری؟ [ اسم دیگه ی قبیله]
از اونا اجازه ی معامله داری؟
میگیرم
خب
..اما اگه منو از معامله بندازی بیرون
بدجور به احساساتم صدمه میزنی
جورش کن ریوارد
این همه هیاهو امشب برای چیه؟
لرد بنتون عجله داره
منم نمیخوام اونی باشم که باهاش مخالفت میکنه
اونجام خیلی درد میکنه
میرم بشاشم
دیدی او یکی چقدر گنده بود- این چیزی و عوض نمیکنه-
اگه باعث نمیشه گیر بیافتیم
تام
اگه خطری بود
یک صدا بلند بده ما هم یواشکی میایم بیرون
مراقب باش کلنا
وانمو نکن برات مهمه مایکل اسمیت
همینوری بچه بوجود میاد
باروت
اروم
وگرنه آخرین چیزی که از ذهنت میگذره کونت ه
یه کم کمک کن لطفا کلنا
..نهار و کجا لعنتی
گفت اگه داد بزنم میکشتت- دهنتو ببند-
حالا با این موشهای کثیف چیکار کنیم؟
فرارکن
گرفتمش
تامی
کلنا فرارکن
کجاست؟- فکرکنم پرید
باید گزارش بدیم؟
لعنت به گزارش کشتی و بگرد
مطمئن شو بیشتر نباشن
درباره ی دیشب شنیدی؟- نه-
سه تا عوضی سعی کردن یواشکی بیان تو کشتی
دوتاپسر یک دختر
اون حرومزاده ها چه بلایی سرشون اومد؟
مول یکی از اونا و کشت
بهش چاقو زد و انداختش پایین
دختره هم چاقو خورد؟- نه-
زندانی شد
کوچولو و خوشگل بود
زنده زنده اونجا میخورنش
صبرکن
هیچوقت نمیتونی کاملا مطمئن باشی
برادرم تازه مرده
میتونم راحت کنمت
بندازش اون تو
نه
نه
برگرد اینجا لطفا
لطفا
لطفا..
ظهربخیر
!!سفرطولانی ها
باید تشنه باشی پدر
تک تک استخوان هام تشنه هستن خانم امبرلی
می بینم که شهردار تردویل هم امشب مهمان شما هستن
هرشب هست
میترسم شغلم اگرچه حاصل معنوی داره
ولی کیفمو خالی میزاره
پس زندانی میشی پدر
یک نوع پول دیگه هم هست که تو خوب می دونی
یک خبر از شمال دریای لابرادور
یک کشتی در راه اینجاست
دو هفته پیش از خلیج هادسون راه افتاده
رئیسش کیه؟
یه مرد از کمپانی اچ بی سی
خیلی مهمه
فردا میفهمم بهت قول میدم
میخوام
خیلی چیزا میخوام
شراب میخوام
تورو میخوام عزیزم روی زانوهات
دامنت بالا باشه دورسرت پیچیده شده باشه
فراموش کردی که شلوار پوشیدم
شهردار تردویل
شاید شهردار بدونه رئیس اون کشتی کیه؟
اون کشتی ه که از خلیج میاد اینجا
لرد بنتون با قوای من میاد
زمان کمه
بنتون مرد ترسناکی ه
ما کنار هم توی جنگ بودیم
یک بار توی یک هفته دوبار جون منو نجات داد
تقویت- تقویت-
منطقیه
پایگاه لرد بنتون نابود شد و مردانش کشته شدن
میخواد شخصا رسیدگی کنه
..با خودش قدرت و شاید
کل انگلیس و برای پشتیبانی بیاره
خداکمکون کنه
نه پدر
اون فرصت میاره
بیا پایین
زودباش عجله کن
اون بشقاب هارو آوردی
بله اونای توی اتاق لرد بنتون
اون چیز دیگه رو هم که خواستم آوردی؟ آوردیش؟
بله
پس بده
خیلی خوب ه
نمیتونی مجبورم کنی هنوز دزدی کنم
میفهمن- دهنتو ببند-
کسی نمیفهمه اگه دهنتو باز کنی
گلوتو پاره میکنم
این دیگه چیه؟
اینجا چی داریم؟
تو پست کثیف
همه ی این مدت اینجا بودی مگه نه؟
!بیسکوییتا ی منو میخوردی
همه روی عرشه
همه روی عرشه
بیا بریم
یکی از شماها یه چیزی داره که مال منه
فرصت داره که خودشو نشون بده
اگه میخواد که بخشش منو داشته باشه
هیچکس؟
میخوام همه توی کشتی گشته بشن
من دارمش سرورم
پیش این مسافرقاچاقی پیداش کردم
باید یواشکی وارد کابین شما شده و دزدیده باشه
متعجبم اون کیه
بندازینش توی آب
دروغ میگه خودش و اون پسره بودن
آشپز مجبورش کرده توی انبارشنیدم
صبرکن
اهل کجایی؟
ایرلند
لهجت جنوبی میزنه
دارم حقیقت و میگم سرورم
آشپز مجبورش کرده
بگردش چیز بیشتری داره
دروغگو حرومزاده
کابینش و بگرد
این یک مرده که با چاقو قدردانی میکنه
پسربچه شجاعی هستی مگه نه؟
اسمت چیه؟
مایکل اسمیت
بچه آشپزخونه و ببرین زیرعرشه
بعدا به حسابش میرسیم
و به مایکل جوان غذا و کابین بدین
شنیدین
بیا
..میتونیم بعدا که
حواس پرتی کمتر بود حرف بزنیم
به نظرت حواس من پرته؟
نه قربان
در آخرین سرشماری حدود دوازده کمپانی وجود داشت
:مداخلان تجارت در اینجا برای ما
دکلان هارپر و
برادران اسکاتیش براون و
چندتا انگل بیرون از مونترال هستن
این ها همه ی کسانی هستن که تجارت ما رو مسدود کردن
این ها همه منطقه ی ماست
فقط اگه بتونیم کنترلش کنیم
اول باید دم و دستگاه هارپ و نابود کنیم
این کار یک پیام برای بقیه میفرسته
ما هیچ نوع رقابتی و تحمل نمیکنیم
اگه برای این کار تلاش کنی
خشم کمپانی و خواهی دید
مشکل اینه که قربان
تا زمانی که ندونیم کجاست نمتونیم نابودش کنیم
اون همه جا جاسوس داره
چجوری میخوایم بهش نزدیک بشیم؟
یک اسب تروجان [منظور یک داستان معروف درباره نفوذ کردن است]
که همین الان رسید بیا داخل
میخواستین منو ببینید لرد بنتون؟
این یکی جوون تر و خوش بنیه تر به نظر میرسه
یکم احترام قائل بشید
این مرد جون منو نجات داده
بیا داخل مایکل
بهت غذا دادن؟
بله.ممنون
فرصت استراحت داشتی؟
بله
خوبه
توجه منو جلب کردین ..تو و دوستت سعی کردین از کشتی من باروت
بدزدین؟
بله ما سعی کردیم
یکم سوء تفاهم شده سرورم
منو قانع کردی ..امروز سلامتی خودتو به خطر انداختی
که یک مرد مسلح خطرناک و خلع سلاح کنی
میخوام برات جبران کنم
..لازم نیست.ولی اگه اصرار دارین خب
آسون ترین راه طلاست
پسر تو تاحالا یک تیکه طلا توی زندگی بی ارزشت ندیدی
به کاپیتان چستر توجه نکن
اون توی دریا قانون خوبی داره
یک مرد باید راه خودشو بسازه
صدقه نمیخواد
..اما دوست داری برای
قدرتمندترین کمپانی جهان کارکنی؟
منظورتون چیه؟
میخوام یکی و پیدا کنی
یک تله گذار
دکلان هارپر
پدرش اصالتا اهل منطقه ی خودته
بهش میگی مسافرقاچاقی این کشتی بودی
و میخوای شانستو توی تجارت پوست امتحان کنی
هموطن ها به هم کمک میکنن
راهت اینه
اعتمادشو بدست میاری
بعدش مکانش و به من اطلاع میدی
و تعداد زیردست هاش و
که در ازاش سخاوتمندانه نقره میگیری
ما هم تمام گناهان دزدی تو رو فراموش میکنیم
یک دختر با من بود
کلنا دولان
برادرش توی دزدی کشته شد
و خودش توی لندن زندانی شده
بدهیش و با مرگ برادرش پرداخته
کلنا دولان
با اولین کشتی راه برگشت پیام و میفرستم
اون آزاد میشه
پسر آشپزخونه هم باید ازاد بشه
نه- انجام شد-
این دکلان هارپر
چطوری پیداش کنم؟
ما یک راهنما توی فورت جیمز داریم
که تو رو به منطقه میبره
بزار مشخص باشه ایرلندی هستی
و دنبال هموطنانت میگردی
خبر و پخش کن و شانسش وجود داره که هارپر پیدات کنه
نا امیدوتون نمیکنم قربان
امیدوارم
به خاطر کلنا عزیز و جوان
این موش آبی کیه؟
ژین مارک ریوارد برای دیدن آقای گرنت اومدم
آقای گرنت
ممنون که منو قبول کردین
کت قشنگیه
فکرنمیکنم تا حالا همچین سرچشمه ای دیده باشم
پوست خوک دریای ه
!اوه.از اقیانوس
اونجا تله گذاشتن سخته
میخوام با من به شمال سفرکنید
به خلیج جیمز باید یک نفر و ببینید
تو میخواستی منو ببینی که
از من بخوای یکی دیگه و ببینم؟
خب از اون نظر
یه کم احمقانس
این مرد تامین کننده ی خاصیه
دنبال یک خریدار مشخصه
خب چرا نیاوردیش اینجا؟
ما باید بریم
من بهت پول میدم تو این تامین کننده هارو ببینی
که خودم مجبور به این کار نباشم
شاید باید یک نفر دیگه و پیدا کنم
که بفهمه من چی نیاز دارم
مثل یک همسر؟
اون فقط با شما حرف میزنه
..من متنفرم که شمافرصت
بدست آوردن کلی پول و از دست بدین آقای گرنت
و این تامین کننده کیه؟
دکلان هارپ
مردی که برای .. کمپانی خلیج هادسون کار میکرد والان
ازشون دزدی میکنه؟
میخوای اونو ببینم؟
وقتی اینطوری میگین به نظر بد میاد
واقعا؟
من قصد سفر
به منطقه برای
دیدن یک قاتل بد نام و ندارم
میتونی بری
نه.نه.شما دوتا خیلی نقاط مشترک دارین
هردو در حال پیشرفت هستین
هردو محتاط.باهوش و
مرد آینده هستین
قدرت هارپ در حال افزایشه
میتونه قبیله لیک واکر و
با تام پوستاشون و تحویل بده
کارکردن با اون و من
ما میتونیم رقابت و از بین ببریم
و کمپانی خلیج جیمز
از نقشه پاک میشن
خب آقای ریوارد
من دکلان هارپر و می بینم
ولی اون میاد اینجا
خب
خشکی.خشکی
این دنیای جدیده مایکل
تا حالا مثل اینو ندیدم
ارائه ای از سجاد مروی telegram.me/sajadgallagher
ارائه ای از سجاد مروی telegram.me/sajadgallagher
ارائه ای از سجاد مروی telegram.me/sajadgallagher
تو دوست منو کشتی عوضی دیوث
خوشحالم اون موش کثیف چیزی که لایقش بود و دریافت کرد
اسم داشت.تام تو باید بهش احترام بذاری
باید چاقومو بکنم توی سینت
و بزارم مثل یک خوک خون بریزی
اونوقت لرد بنتون دارت میزنه
من فقط باید برسونمت به راهنما
میتونی خودت بری اون بیرون بمیری
!ببین کجا داری میری
ما دنبال دردسر نیستیم
دخالت نکن تو هم از سر راهم گمشو مرتیکه کوچولو
وگرنه دو شقت میکنم
هی.صبرکن
بیا.یه مشکی وجود داره
عجله کن- من نبودم-
مهم نیست دیگه کار از کار گذشته
صبرکن- !مرده-
دیدی؟ درست چاقو زد توی گردنش
یهو الکی افتاد روی من و مرد
به فورت جیمز خوش اومدی جلو تو نگاه کن
کجا میریم؟
آخرین چیزی که میخوای سوال پرسیدن اون سربازا است
اینجا باید نرم رفتارکنی پسر
سربازا فقط یک چیزی توی سرشون ه
از صلا محافظت کن و پوست طلاست
صبرکن.تو کی هستی؟
پدرجیمز کافین در خدمت شماست
و تو کی هستی؟
مایکل اسمیت
یه کشیش اینجا چیکار میکنه؟
بخشش مسیح خودمون و
برای این گنهکاران میارم
تو الان با کشتی لرد بنتون رسیدی اینجا
کارمند کمپانی هستی؟
میخوام برم منطقه
باید یک راهنما و می دیدم
نقره دارم که بهش بدم- راهنما منم -
راهنمای تو منم
تو کشیشی- همینطور یک راهنما-
فکرکن کار فرعیه
من خیلی از جاهای اینجا و دیدم
میتونم به هر قسمت از مطقه که دنبالشی ببرمت
دنبال یک هموطنم هستم
به اسم دکلان هارپر
خیلی بی خردانه است
هارپ دیوونس
شاید باید دنبال یک راهنما دیگه باشم
یک لحظه صبرکن پسرم
مطمئنی به اندازه کافی نقره برای یک راهنمایی خوب داری؟
آره بهت که گفتم
خب
میبرمت پیش دکلان هارپر
حداقل بیا قبل از سفر طولانی یکم استراحت کنیم
یک جای کوچیک و ساکت میشناسم
یک نوشیدنی دیگه مایک؟
تا الان من برای آبجو پول دادم
دیگه تا موقعی که منو پیش دکلان هارپر نبری پول نمیدم
این باید قضیه و حل کنه
پس دزدی؟- بهاری رستگاریه-
میدونی همه یکم داریم
از منم میخوای دزدی کنی؟
البته که نه تو خیلی کم داری
که این خوبه
یعنی تو هنوز مریضی نداری
!مریضی
وقتی مقدار زیادی نقره دست
یک نوع از ادمایی که میان اینجا میدی
اون یه چیزی از درونت و بیدار میکنه
مستی و دزدی؟- بله-
از بین بقیه ی چیزا و یک چیز بیشتری نیازه
بعضی ها خودنگهداری ندارن
کشیش و پسره
میخوام بدونم چی میگن
بله خانم امبرلی
بیشتر مریضی ها درباره ی پوله
و واقعا درباره ی قدرته مایکل
بعضی ها قدرت بیشتر میخوان
بعضی ها هم نمیخوان قدرتشون و از دست بدن
وقتی یه نفری یه کم بدست میاره
یه نفر دیگه باید یه کم قدرت از دست بده
باید اینجا مراقب باشی
ورنه تو هم درگیر بیماری میشی
و باید بدونی
رفتن به منطق و دیدن هارپر
ممکنه به قیمت جونت تموم بشه
مجانیه
رستگاری میخوای عزیزم؟
چون من تنها کسی هستم که
میتونم اونو اینجا به تو بدم
میترسم یه کم برای من دیر باشه پدر
امشب توی رویای منی
پس بهتره رویا پردازی و شروع کنی
واقعا کشیشی؟
پسره فرار کرد
و توی جمعیت گم شد
و تو شاهد کل ماجرا بودی؟
اون ادم مارو نکشت؟- نه یک محلی بود-
صورتشو ندیدم
پسره کاملا از جرم مبرا بود
حداقل از این یکی
خب.ممنون که اومدی
وظیفه ی منه سرورم
معلومه پسره براتون ارزشمنده؟
دیدی کجا رفت؟
نه
به نظر ترسیده بود
نمیتونم بگم سرزنشش میکنم
شاهد همچین قتل وحشیانه ای بودن
اونم وقتی که تازه از راه رسیدی- نیاز بود-
من مرتب دنبالش میگردم
مطمئنم همینطوره
..سرورم اگه
اگه درخواست کنم
اینجا اتفاقات زیادی نیست
که من ازش خبر نداشته باشم
شاید ما بتونیم به هم کمک کنیم
دوس دارم الان بهتون کمک کنم خانم امبرلی
ایموجن یکی از وسایل خونه ی منه
شاید بتونه توی کارت بهت کمک کنه
واقعا لطف شماست
ولی نمیتونم- اصرار دارم-
میتونه از فردا صبح شروع کنه
عالیه
بهش اعتماد ندارم
برای همین ما چشم و گوش هایی توی میخونه اش داریم
حالا تو برو و مایکل اسمیت و پیدا کن
اون بیرون یه جایی بدون راهنماست
حلش کن
داستان دوستت چیه؟
نمیتونه
مشروبشو نگهداره
بیشتربگو
چه وضعی
اسمت ماری بود دیگه؟
..بله.اگه دنبال خانم امبرلی میگردین
به زودی میرسه
..تو
تشویق این حیوونا و قمار و اینطور چیزا رو دوست نداری
مگه نه؟
کاپیتان چسترفیلد
ممنون ماری- میتونه اینجا بمونه-
یه چیزیو به من بگو ماری
دیشب یک پسر اینجا بود؟
یه ایرلندی تازه از راه رسیده
بله قریان
تنها بود؟
با پدر بود
یک کشیش؟راهنما نبود؟
نه قربان
دیگه چی؟
همین
کلی مست کردن و رفتن
دیگه چی؟
وایستا- عقب وایستا وگرنه میکشمت-
کجارفتن؟
چند نفر تا رودخونه دنبالشون کردن
بزار بره
منو تو نیاز نیست که با هم دشمن باشیم کاپیتان چسترفیلد
به دوستانی مثل تو نیاز ندارم
گفتی بهم کمک میکنی اما منو بیهوش رها کردی
چجور کشیشی هستی؟
چجوی کشیشی میخوای؟
دارم توی نیت خیرت شک میکنم
چشمات و باز کن مایکل
اینجا جای پسری مثل تو نیست
بگیر
برگرد شهر
بده به کشتی که برمیگرده انگلیس بروخونه
نمیتونم
باید به لرد بنتون جواب پس بدی
اما اینجا جایی برای تو نیست
نمیتونم برم خونه
دختری که دوسش دارم توی لندنه
و زندگیش توی دستان منه
نقره شاید منو برسونه خونه
اما اونو از زندان آزاد نمیکنه
یا از چوبه ی دار
با لرد بنتون قرار گذاشتم
انتخابی ندارم
گفتی میتونی منو ببری پیش دکلان هارپ
حالا ببر دیگه
..مایکل حقیقت اینه که
آروم پسرم
ما خطرناک نیستیم
دستا بالا اون گفت شاید اینو بگی
کاپیتان چسترفیلد
این دیگه واسه چی بود؟
برای اینکه منو مجبور کردی بیام این بیرون دنبالت
به نظر یه کم مشکل پیش اومده
کاپیتان چسترفیلد دیگه؟
پدر جیمز کافین- میدونم کی هستی-
با این پسر ایرلندی چیکارمیکنی؟
راهنماست دیگه
راهنمای تو؟
!این راهنمای لعنتی تو ه
..خب یه کم شلوغ پلوغ شد
یه روده ی راست تو شکمت نیست کشیش
درسته که خدای از روش های پنهان کمک میکنه
این مار هیچوقت
نمیخواست تو رو نزدیک هارپ ببره
خب الان داری بد قضاوت میکنی
قبل از این که دهنتو خرد کنم ببندش
دیر شده کنار دریاچه کمپ بزنین
نزار این دوتا از جلوی چشمات دور بشن
بیا
خوش شانسی که پیدات کردم
اگه هارپ و پیدا نکنی
..احساسم میگه
یه اتفاق بد برای اون دختر خوشگل تو میافته
یا مریم مقدس بدبخت شدیم
دنبالم بیاین .الان
نه نه لطفا- دنبالم بیا-
تو متوجه نیستی
اونا خیلی ظالم هستن
چرا گفتی راهنمای منی
اگه جراءتشو نداری که منو بیاری اینجا؟
وقتشه که دیگه زر نزنی
اینجا خیلی بدتر از اونجاهایی ه که من تاحالا دیدم
من کارمو انجام دادم اوردمت به مطقه
کارم اینجا تموم میشه
اگه جون سالم به در بردیم باید بدونی همه ی پولمو میخوام
یه کم بیشتر هم برای مشکلاتش میخوام
توی بوته ها پیداشون کردم با سه تا سرباز
چرا با سربازای انگلیسی بودین؟
من با اون خوک های عوضی ارتباطی نداشتم
میخواستن منو بکشن
به محض این که حقوقمو از مایکل جوان
دریافت کنم از اینجا میرم
تو جایی نمیری پدر
سربازا وقتی توی منطقه گم شده بودیم مارو گرفتن
میخواست مارو برگردونن به فورت جیمز
توی منطقه چیکار داشتین؟
دنبال تو میگشتم
میخوام شانسمو توی تجارت پوست امتحان کم
شنیدم تو میتونی کمکم کنی
باید بهتر از این باشی
با این کشیش
چیکار میکنی؟
به عنوان راهنما ..استخدامش کردم اما
فهمیدم دروغ میگفت
نمیخواست به من کمک کنه- نه مایکل -
کاملا درسته اقای هارپ من کلی ارتباط دارم
خیلی از اونا تامین کننده های بزگ پوست هستن
میتونم راحت به اونا وصلت کنم
البته اگه منو برگردونی
میشناسم این یکیو فقط یک مست دهن گشاده
نمیشه بهش اعتماد کرد
آره درسته.اون منم اما میتونم تغیرکنم
میتونم بهتر از اون باشم خواهی دید
!چه جایی بهتر از اینجا برای تغیر
باید بمیره
من مرد خدا هستم
منو توی کمپانیت نگهدار خدا رو میارم طرف تو
هیچ ارزشی برام نداری
نمیتونی همینجوری بکشیش
نمیزارم بکشیش
!ببین پسر
هر دو رو ببرین
از لرد بنتون اطلاعاتی دارم
از لرد بنتون اطلاعاتی دارم
خیلی خب پسر
توجهم جلب شد
درباره ی بنتون بگو یا برو پیش کشیش
ارائه ای از سجاد مروی telegram.me/sajadm98
ارائه ای از سجاد مروی telegram.me/sajadm98
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.