Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
[خرده های چیلین]
[قسمت بیست و سوم]
[عمارت شیائوشوان]
دخترجون
سعی کن قسمت پایین بدنت رو سفت نکنی
تو همسر پسرمی؟
واقعا زیبایی
عرض ادب پری فانگ فی
پسرم ازم خواست برگردم
تا کمکش کنم تو رو نجات بده
به نظر میرسه واقعا عاشقته
درباره ی موضوع من خبردارین؟
من چندین ساله که دارم تو دنیای انسان ها و قلمرو اهریمن سفرمیکنم
موضوع تو
انقدر موضوع بزرگیه که
غیرممکنه درباره اش خبرنداشته باشم
متاسفم
ولی انتظار نداشتم که
بانوی جوان قبیله اهریمن
همچین بانوی زیبا و مودبی باشه
پسرم
واقعا خوش شانسه
پری فانگ فی ممنونم که به خاطر هویتم تحقیرم نکردین
من تحقیرت نمیکنم
اهریمن ها میتونن پرواز کنن و در دنیای زیر زمینی سفرکنن
انسان ها
فقط میتونن روی زمین زندگی کنن
و قوانین زیادی برای انسان ها وجود داره
فکرمیکنم
این که تو
مویان رو تحقیر نمیکنی واقعا خوبه
چرا میخندی؟
یان ار درباره ی من بددهنی کرده؟
نه پری فانگ فی
...راستش مو یان
کی درباره ات بددهنی کرده؟
مادرمه
مادر- مادر-
عمه ی اول
منو اینطوری صدا نکن
چندبار باید بهت بگم؟
منو بانو فانگ صدا کن
دفعه بعد اینطوری صداتون میکنم
مو لان
ایشون پری فانگ فی هستن؟
اره
چی شده؟
پری فانگ فی
میشه ازتون امضا بگیرم؟
بریم
پری فانگ فی
بریم
واقعا ستایشتون میکنم
چرا منو اوردی اینجا؟
چی کار میکنی؟
پری فانگ فی تازه پسر و عروسش رو دیده
یکم بهشون زمان بده
ولی اون کسیه که من ستایشش میکنم
بریم
مادر
راه حلی
درباره ی مشکل شی سی به ذهنتون میرسه؟
مشکلش قابل حله
اول از همه باید بذاریم همه خرده ها رو جذب کنه
الان چندتا خرده تو بدنشه؟
هشت تا
یکی هم روی وان وو سو هستش
چند وقت پیش
اتفاقی منم یکی پیدا کردم
حالا که همشون اینجان
بیا بریم همسرتو نجات بدیم
باشه
شی سی
خوبی؟
حس میکنم که
همه ی خرده ها تو بدنم جمع شدن
ولی هنوزم نمیتونن برای تشکیل شاخ چیلین باهم ترکیب بشن
من نهمین خرده رو بهت دادم
مادرمم دهمی رو بهت داد
مگه بی زو نگفت که در کل ده تا خرده هست؟
احتمالا
هنوز یک خرده باقی مونده که توسط پادشاه اهریمن پنهان شده
اون ادم سرسختیه
اون حتما
خرده تعیین کننده رو کنار خودش نگه داشته
و خبر دروغی پخش کرده
که در کل فقط ده خرده وجود داره
پس
چی کار کنیم؟
اون وزغ
بهت دارویی نداد؟
اره
چند سال قبل این قرص سمی رو درست کردم
این قرص سمی شامل چندین سم مهلکه
و حتی از خرده های تو بدن ارباب جوان اول هم سمی تره
وقتی ارباب جوان اول اخرین خرده رو جذب کرد
بذارین که هم زمان این قرص رو مصرف کنه
اگه پادشاه اهریمن ازشون به عنوان منبعی برای جذب نیرو استفاده کنه
و قدرت تمام خرده های تو بدنشون رو جذب کنه
بدنش منفجر میشه و کشته میشه
چه اتفاقی برای شی سی میافته؟
اونم جونش رو ازدست میده
گفت که این قرص خیلی سمیه
دقیقا
ولی الان
میخوام که شی سی اون قرصو بخوره
اگه خرده های تو بدنش به خاطر هاله های اهریمنی سمی شدن
فقط باید سم رو از بدنش خارج کنیم
ولی هنوز همه خرده ها رو پیدا نکردیم
سمی که تو خرده هاهست
شاید به اندازه کافی قوی نباشه که بتونه شخصی که قدرتشون رو جذب میکنه بکشه
و برای همینم به یه نیروی کمکی نیاز داریم
ولی طبیب وزغ گفت
که شی سی بعد خوردن این قرص میمیره
من اینجام
و نمیذارم که این اتفاق بیافته
شی سی از رهبرای قبیله اهریمنه
و یه چیلینه
درسته که خودش هم یه اهریمنه
ولی هاله اهریمنی خودش
با هاله های سمی خرده ها ترکیب نشده
این بهمون فرصتی برای نجات دادنش میده
مادر
...منظورتون اینه
این روش
زمان زیادی میبره
باید هردومون باهم از این ترکیب محافظت کنیم
و ممکنه که نیروی زیادی رو ازدست بدیم
در طول این زمان
ممکنه که پادشاه اهریمن حمله کنه
اگه حمله کنه
ممکنه که هردومون به دستش کشته شیم
نه
اجازه نمیدم این کارو بکنین
نمیتونی این کارو بکنی
مو یان
ولی این تنها راهیه که داریم
باید یه راه دیگه هم باشه
نمیتونم بذارم مادرت و تو نیروتون رو به خاطر من ازدست بدین
نمیتونم اجازه بدم به خاطر من بمیرین
عروس
تو منو مادر صدا کردی
پس مثل یه غریبه با من رفتار نکن
ولی
نمیتونم اجازه بدم این خطرو بکنین
به نظر میرسه
نمیدونی من
چقدر قدرتمندم
میتونیم انجامش بدیم
مردم منو پری فانگ فی صدا میکنن
پس حتما یه چیزی در من هست که منو با ادمای عادی متفاوت کرده
من همیشه میتونم
بدون زحمت به موفقیت های زیادی دست پیدا کنم
و بلاها رو تبدیل به نعمت بکنم
ولی این خیلی خطرناکه
میدونم
فکرکنم
تو ازاون دسته از ادمایی که
برای بقیه فداکاری میکنن
ولی نمیذارن که کسی برای خودشون فداکاری کنه
پس این بار
بذار یان ار و من تلاشمون رو برای نجات دادنت بکنیم
شی سی
میدونی
مهم ترین موضوع الان برای ما چیه؟
زمانه
اگه زمان بهمون اجازه بده
امیدوارم که
هیچ کدوممون مجبور به خطر کردن نشیم
من حاضرم که برای پیدا کردن
یه راه حل همه جا برم
ولی
نمیخوام
زندگی های خودتون رو به خاطر من فدا کنین
این حرفو نزن
میخوام که باهم زندگی کنیم و در کنار هم بمیریم
بار قبل منو مقصر دونستی
که خودسرانه عمل کردم
و به تله پادشاه اهریمن افتادم
این بار قراره هردومون باهم این کارو کنیم ولی چرا باز بهم اجازه نمیدی؟
انقدر شوخی نکن
باشه
شی سی
منو نگاه کن
برام مهم نیست که پادشاه اهریمن چقدر بهمون زمان میده
چیزی که برام مهمه
اینه که چقدر زمان برای تو مونده
میخوام باقی عمرم رو درکنار تو بگذرونم
و اگه این کارو نکنیم زمان زیادی برای باهم موندن برامون باقی نمیمونه
تو بزرگترین پسر خاندان مو یی
ولی عشقت برای از همه چیز مهم تره
اگه پدرت متوجه این موضوع بشه
خیلی عصبانی میشه
گریه نکن
شی سی
یه فرصت بهم بده
یه فرصت تا بتونم نجاتت بدم
یه فرصت که بتونم درکنارت پیر بشم
انتظار نداشتم پسرم انقدر ادم عاشقی باشه
چی شد؟
بهش فکر کردی؟
انقدر استرس نداشته باش
انجام این کار
به راحتی تمرینات روزانه منه
یه نامه از طبیب وزغ گرفتم
ظاهرا پادشاه اهریمن به زودی یه جنگی رو علیه انسان ها اغاز میکنه
چی؟
یان ار
هنوزم روشی که باهاش پادشاه اهریمن رو زخمی کردی یادته؟
بله
چهارسال قبل
من پادشاه اهریمن رو با شمشیرمویه زخمی کردم
ولی نتونستم اونو بکشم
به خاطر این که روح لینگ چوئه
به دو قسمت تقسیم شده بود و قدرتش محدودتر شده بود
ولی این بار
باید شمشیر گان جیانگ رو برگردونم
هردو شمشیر رو باهم ترکیب میکنم
و اونو میکشم
پس باید هرچه سریع تر
این سم رو از خرده ها جدا کنیم
که بتونیم برعلیه پادشاه اهریمن مبارزه کنیم
مادر
شی سی
شی سی
تنها راه
برای پاک کردن سم خرده هایی که داخل بدنته
اینه که یان ار و من
همه ی خرده های بدنت رو جمع کنیم
ولی نگران نباش
مطمئن میشیم که صدمه ای نبینی
بعد ازاین که خرده ها رو پاکسازی کردیم
خرده ها رو
به بدنت برمیگردونیم
یان ار
بیا شروع کنیم
در نزن
مزاحمشون نشو
پس چطور غذا رو بهشون بدیم؟
بیا
یک لحظه نگه دار
بیا
باشه
بریم
اگه اهریمن ها بهمون حمله کنن
میترسی؟
نه
قبلا
هیچ وقت فکرش رو نمی کردم که
یک روز
اهریمن ها رو بکشم و برای برقراری عدالت تلاش کنم
در گذشته فقط میخواستم از مسئولیت پذیری فرار کنم
برای همینم خونه رو ترک کردم
هرچند
بعدش
متوجه شدم که
یه کاری هست که میتونم تو این دنیا انجامش بدم
...انتظار نداشتم
چی؟
انتظار نداشتم که بفهمم
دوست داشتن کسی چه حسی داره
الان باید خجالت بکشم؟
ما خیلی خوب همدیگه رو میشناسیم
نیازی نیست خجالت بکشی
...تو
در نگاه تو من چطور ادمیم ؟
در نگاه من تو یه بانوی غرغرو و غیر منطقی از یه خاندان ثروتمندی
به شدت لجبازم هستی
و اصلا کارهای خونه بلد نیستی
ولم کن
ولی من عاشقتم
دشمنامون به زودی میان
چرا الان یک دفعه ای انقدر تغییر کردی؟
به خاطر این که دشمنامون دارن میان
بلاخره میدونم که قلبم دقیقا چی میخواد
پیش بینی این که
جنگ رو میبریم یا نه خیلی سخته
نمیخوام پشیمونی برام بافی بمونه
برنده میشیم
اره
لان جیا
من از اهالی عمارت مراقبت میکنم
تو به کوهستان برگرد
و ببین اثری از اهریمن ها هست یا نه
باشه برادر مولان
من میرم
چی شده؟
بلاخره فهمیدم چطور حصار ایینه رو گسترش بدم
انقدر نپر
این بار چقدر میتونی گسترشش بدی؟
بار قبل
حصار فقط میتونست از تو ومن محافظت کنه
قول میدم
این بار
کل عمارت شیائو شوان تحت حفاظتش قرار میگیرن
اگه باور نداری بذار نشونت بدم
باورت دارم
ولی
اگه حصار رو به اندازه کل عمارت درست کنی
قدرت زیادی ازت میگیره
میترسم که حصار اونقدر دووم نیاره
من فکر
اینجاشو نکرده بودم
دختر احمق
بیا
خب
مهم ترین موضوع الان
اینه که مطمئن بشیم اون سه نفر
زمانی که دارن کارشون رو انجام میدن چیزی مزاحمشون نشه
اگه از حصار فقط برای حفاظت ازاون سه تا استفاده کنیم
مدت زمان
بیشتری دووم میاره
درسته
پس
بذار یه امتحان کنم
باشه
برادر یان
میتونم بیام داخل؟
اره
برادر یان
مویان
من از حصار ایینه برای محافظت ازتون استفاده میکنم
اینطوری
کسی نمیتونه مزاحمتون بشه
ممنونم
خودتم تو حصار بمون
و بیرون نرو
مو لان
من میخوام کنارت بمونم
تمام این مدت طلسم های حمله رو تمرین کردم
میتونم از خودم مراقبت کنم
نه
این یه لحظه حساس برای هرسه نفرشونه
اگه حصار
نتونه ازشون محافظت کنه
هرکاری که کردیم
بی فایده میشه
مو لان
تو ازشون محافظت کن
و من از تو محافظت میکنم
ما چیزیمون نمیشه
درست میگم؟
نگران نباش
چیزی نمیشه
منظورت چیه
ناپدید شدن؟
من وو تان بالو رو برای تحقیق به عمارت شیائو شوان فرستادم
همه اونجان
ولی شی سی و مویان نیستن
پس اینجا چی کار میکنی؟
منتظری من پیداشون کنم؟
همچین جراتی ندارم
سه روز زمان برات باقی مونده
...اگه نتونی پیداشون کنی
قطعا پیداشون میکنم
میتونی بری
بله
بریم
پیرمرد خرفت
چطور میتونه به محض برگشت برام رئیس بازی دربیاره؟
فکر کرده من کی ام؟
وقتی نبود ازم خواست که به قلمرو اهریمن رسیدگی کنم
به محض این که برگشت منو برده خودش کرده
و حتی ازم خواسته که تو قصر لی چان زندگی کنم
احمقانه ست
احمقانه ست
تو چطوری
بهترین قاتل قلمرو اهریمنی؟
حتی نتونستی اونا رو پیدا کنی
و تو شوان یوان شنگ
واقعا که یه بازنده بی مصرفی
ارباب جوان دوم اروم باشین
یه چیزی یادم اومد
بذارین بگم
ارباب جوان دوم
قبل از حرف زدن خوب فکر کن
ارباب جوان دوم
فهمیدم چرا
وو تان بالو نتونسته پیداشون کنه
خاندان شوان یوان
یه ایینه دارن
که میشه ازش
برای ساخت یه حصار
بابت پنهان کردن رد اشخصاص استفاده کرد
ولی یو ار از زمان بچگیش هیچ وقت سمت جادو نرفته
غیر ممکنه که
تونسته باشه تو این زمان کم طرز استفاده اش رو یاد بگیره
این توضیح میده
که چرا ارباب جوان اول
و مویان
یک دفعه ای ناپدید شدن
یو ار
موفق شده که یه حصار درست کنه
امکانش هست که
از خیلی وقت پیش تمریناتش رو شروع کرده باشه؟
دست ازاین مزخرفات بردار
فقط بهم بگو
که چطور میشه این حصار رو شکست
این ایینه
نسل هاست که تو خاندان شوان یوان دست به دست چرخیده
یه ایینه جادوییه
و خیلی سخته که بخوایم حصار رو از بیرون بشکنیم
...مگر این که
مگر این که بتونیم
موقعیت دقیق ایینه رو پیدا کنیم
که هسته این سازه ست
فکرمیکنم که
هسته این سازه باید نزدیک یو ار
تو عمارت شیائوشوان باشه
بیاین
اول به عمارت حمله کنیم
و بعدش ببینیم که چی کار باید بکنیم
امیدوارم روشت کار کنه
اگه دوباره شکست بخوریم
هر سه تامون نابود میشیم
فهمیدین؟
بله
بله
گم شین
ارشد بی زو
وضعیت تو شرق چطوره؟
چیز غیر عادی نیست
از الان به بعد
گشت زنی تو کوهستان
به دو ساعت کاهش پیدا میکنه
باشه
شی سی
امروز غذا نخوردن
کی کارشون تموم میشه؟
...اهریمن ها یک دفعه ای
نه
همچین حرفایی نزن
غذاها رو چی کار کنیم؟
بذارهمین جا
شاید بعدا خوردن
ازاینجا برو
یان ار
طاقت بیار
فقط یه خرده باقی مونده
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.