Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
همه برهنه ها باید مجازات شوند
فیلمی از:Arnaldo Jabor برنده خرس نقره ای برلیانه 1973
!جنی
!جنی
کجا هستی؟
!جنی
!هرکولانو A یه زن مرده با تو حرف می زنه.
من مردم..خودکشی کردم
فکر کردی از همه چی خبر داری؟
!تو هیچی نمیدونی
چیزهایی اتفاق افتاده که حتی نمیتونی حدس بزنی
حالا میگم که بشنوی.
این از طرف من برای تو
به من گوش کن..شوهر عزیز اونروز عصر یادت میاد پیش خاله هایت بودی.
.... تو هنوز منو نشناختی
!این چه حرفایی تو تلویزیون میزنن؟
!تو شفاف نیستی ها...میدونستی؟ (یعنی بکش کنار نمیشه دید)
!تلویزیون رو خاموش کنید
!من میخوام بمیرم ....بمیرم
پاتریسیو...یه زنگ به دکتر بزن
!حداقل به مرده ها احترام بذارید
.... پاتریسیو..به فکر برادرت باش
همیشه من؟ چرا ننکا رو نمیگید بره؟
همیشه من میرم
برادرش نا امید و بیماره !اون اهمیتی نمیده
!درسته !درسته
میخوای برادرت رو مرده ببینی؟
!درسته
.... این بیماری نیست
!غم و اندوهه
ولی...خاله جون فکر نمیکنی حالا که زنش مرده بخواد خودشو بکشه؟
بیوه های وفادار واقعی همه خودکشی میکنن
!هرکولانو رئیس خانواده ست اون باید زنده بمونه
از برادرش متنفره از برادرش متنفره
!من یه فکر بکری دارم
من زنی رو میشناسم که میتونه هرکولانو رو نجات بده
-اون روانشناسه؟ -نظری ندارم
اما جواب ما همین زنه
اون شغلش چیه؟
مشکل چیه؟ چته؟
-کرایه تاکسی ندارم -اوه..فهمیدم
جنی..تو باید یه لطفی بهم بکنی
من دیگه هرگز با سه تا پسر .... همزمان نمیخوابم
کی خواست اینکار و بکنی؟
موضوع جدیه
-میدونی چقدر بهم بدهکاری؟ -بهت میدم...نگران نباش
-حتماً بکن..من وضعم خرابه -... گوش کن جنی برادر من
-همون معروفه؟ -.... !درسته هرکولانو
...اون بیوه مرده
زنش فوت کرد...
سرطان داشت
میترسم از سرطان سینه بمیرم
زن داداشت سینه های خوشکلی داشت؟
...از کجا بدونم
پس تعداد زنهای سینه قشنگ خیلی کمه
!حالا گوش کن
اون تنها زنی بود که هرکولانو میشناخت..جنی
-فقط یکی؟ -!فقط همون یکی
!حالا اون سفت و سخت عزادار زنشه
فقط برزیلی ها میفهمن بیوه شدن چیکار با آدم میکنه
اون باکره ترین مرده !چه چیزهایی میتونی یادش بدی
داری کس کشی برادرت رو میکنی؟
من میخوام اون بره خونه لائورا
اون باید به یه فاحشه خونه درست حسابی بره
...من نمیخوام بمیره
اون خرج و هزینه زندگی منو میده
از من متنفره اما خمیره ما یکیه
-!تو باید زندگیشو نجات بدی -ولی..چطوری؟
-!سکس تنها راه نجاته
کمکم کن جنی میتونم این عکسو بردارم؟
-!نه اون یکی نه
-پس میدم بابا نگران نباش -درسته
-!گستاخ احمق -تو چه مرگته؟
-!ای گستاخ -حالا چی؟ میری یا نه؟
!اگه برادرم نبودی جرت میدادم
بابا مزخرف نگو .... گوش کن حالا
!از جلو چشمام دور شو
... چطور جرات میکنی !ازم بخوای برم فاحشه خونه
فاحشه خونه نیست ! بوردالو یه جای کلاس بالاست
و جنی از اون دخترا نیست که تو فکر میکنی
-!اون یه فاحشه اس
-.... ولی تو کاباره آواز میخونه -!یه فاحشه همیشه یه فاحشه اس
ولی اون دبیرستان رفته اون هم مثل مردمیه که میشناسی
-... پس چرا اینکاره اس -تقدیر الهی بوده دیگه
!عجب وقاحتی
... خواب دیدم که پاتریسیو هرکولانو رو با چاقو زده
!خفه شو
تو واقعاً متوجه نیستی داری خودت و خوار و ذلیل میکنی؟
خوار و ذلیل؟
رنج کشیدنت حماقته
!نه من باید خیلی عذاب بکشم !خیلی بیشتر از این
تنها چیزی که منو زنده نگه داشته پسرم سرجیو ست
!من باید با زنم دفن میشدم
اون کوص خانم که مرده !کوص زنده را عشق است
!احترام حالیت نیست
! ازت خواهش میکنم احترام زن منو !داشته باش...به زنم احترام بذار
و تو از رنج کشیدن چی می دونی؟
!برو تنهام بذار
پاتریسیو باید مواظب بشه وگرنه هرکولانو میزنتش
من این ویسکی رو خریدم و این هم عکس جنی
!دیگه حرفی ندارم یه کم ویسکی بخور و عکسو ببین
-!فقط نگاهش کن -!گمشو
فکر کردید من کی هستم..خزو خیل ها؟ چرا مکیدن منو تمومش نمیکنید؟
!حالم از این پله ها بهم میخوره
راستی این پائولو دیوونه رو که میشناسیدش نه؟
اون گفت میخواد منو کتک بزنه
منم گفتم..سعیتو بکن
''حتی بابام هم نتونسته منو بزنه''
!من دیگه برات ساندویچ نمی خرم
-خفه شو دیگه..ابنه ای -!بیا کونمو ببوس..حرومی
-کجا میتونم خانم جنی رو پیدا کنم؟ - !اوه خدای من کجا میتونه باشه؟
کجا میتونه باشه؟
! معلومه تو اتاقشه دیگه
داره کار میکنه دیگه آقا جون
کارگران دعای خدا پشتشونه اون برگشته تو اتاقش
.... خانم جنی!خانم جنی
''چشمانت ای بانوی زیبا ... که در زیبایی با خورشید رقابت دارد
با نجابتی زیاد به من نزدیک و با اشک از من دور میشوند
!زیبا بود
!عذر میخوام !متشکرم
-.... خانم جنی...من -هرکولانو
''!بدرود خورشید من'' ''!تو همیشه در حال طلوع کردنی''
...بیا..عزیزجون..بیا
!اوه..چقدر صبر کردم
! زنم نفرت انگیز بود ! زنم نفرت انگیز بود
-!صبح بخیر آفتاب -!صبح بخیر پری قشنگ
-شما کی هستید؟ -حالت بهتره؟
-من کجا هستم؟ -تو خونه لائورا هستی
... یعنی ..من؟ چطوری اومدم اینجا؟
-یادت نمیاد؟ -شما خانم...؟
این برادر از سگ کمتر من
من قبلاً هرگز تو فاحشه خونه نبودم
.... من فقط اینجا هستم چون
شلوارم کجاست؟
!یه ذره مهربون تر باش
-... تو چی فکر می کنی؟ -!شلوارمو بده.. همین الان
-!احمق -!گستاخ
-اینو دیگه باید یادت بیاد -چی؟
-... وقتی اومدی تو گریه میکردی -کی؟ من؟ گریه؟
!من تا حالا به یه فاحشه دست نزدم
!من جماعت شما متعصب ها ! رو خوب میشناسم
-... تو نفرت انگیزی -کی نفرت انگیزه؟
-!تو..تو هستی -... به من نپر وگرنه...من
!تو حال بهم زنی !منزجرکننده ای
!تو هرکسی رو میتونی داشته باشی
اما تو به من گفتی من از همسرت بهتر بودم
فریاد میزدی میگفتی ''! زن من نفرت انگیز بود''
!داری دروغ میگی !زن من فرشته بود
اگه دوباره اینو !بگی کشتمت
من یه پسر 18ساله دارم ....اون هیچوقت...هیچوقت
وقتی مادرش مرد میخواست خودشو بکشه
پسرم اهل رابطه جنسی نیست حتی وقتی ازدواج کنه
وقتی زنم مرد ...اون منو برد تو اتاقش
و من باید قول می دادم هرگز به زن دیگه ای دست نزنم
!هرگز
-و تو قول دادی؟ -البته
! و من به قولم پایبندم
به چی میخندی؟
عزیزم تو از دیروز اینجایی
! و تو هفت بار اومدی ! هفت بار
من تو رو منع میکنم درباره اش به کسی حرف بزنی..فهمیدی؟
!اگر کسی خبردار بشه !من تو رو کشتم
!بیا..عزیزم..بغلم کن بیا رو تخت..لطفاً..بیا
-تو به هیچ چیز فکر نمیکنی جز سکس؟
من تو رو دوست دارم واقعاً میگم نه کس دیگه ای رو
!چه مردی هستی
.... گوش کن..جنی
من باید به قولم عمل کنم زن مرده من بین ما ایستاده
...خوب گوش کن فراموشم کن
.... من فقط یه آدم مستم امروز اینجام و فردا میرم
-آروم باش..اون برمیگرده -!خفه شو
من آدمایی مثل اونو میشناسم
ببینم چرا بدهیت رو نمیدی؟
اینطوری بهتر ازت خوشم میاد
-برید به جهنم..تو..هرکولانو ! و همینطور همه
-الو؟ جنی؟ -!یه لحظه
!خودشه !اونه
... جنی..میخوام ازت سوالی بکنم
!فقط یه سوال دارم
-!نمیشنوم -چطور میتونی اینطوری زندگی کنی؟
-چطور میتونی اینطوری زندگی کنی؟ - داستانش طولانیه
و جنی .... چیزهای دیگه هم هست
.... یه لحظه صبرکن ! دیگه طاقت ندارم
!سخت نگیر..حرف بزن
... وقتی با تو بودم پیش خودم گفتم هرکسی میتونه تو رو داشته باشه..
... ولی نمیتونم تو رو با کسی شریک بشم ! تو یه انسانی جنی
... تو یه چیز...نیستی تو انسان هستی
-!دیگه طاقت ندارم -! سخت نگیر
هرکولانو...بیا پیشم عزیزم! !خواهش میکنم
من فقط چون مست بودم اومدم اونجا
من هرگز دیگه به اونجانمیام هرگز..میفهمی؟
... من باید چیزی بهت بگم روی پستانم ..یه زخم هست
درست مثل خاله ام
به نظرم خالکوبیه
عزیزم..بیا ببینش..لطفاً
-! جنی..فراموشش کن -..!من زخم دارم..هرکولانو
!غیرممکنه جنی...خداحافظ
-!من بهش حس دارم -اونم به تو حس داره
!گوش بده...بذار من حرف بزنم آدمایی رو میشناسم مثل اون هستن
اون دوباره پیداش میشه
وقتی اومد !اونو تحویل نگیر..نبینش
-!ولی من دیوونه اونم -! اون هم دیوونته
!جنی !جنی
وقتی اومد بهش اینو میگی..
''اگر با من ازدواج کنی منو خواهی داشت فقط ازدواج''
-! بگو بهش -! خفه شو
:به اون احمق بگو ''!فقط باید باهام ازدواج کنی''
!تنهام بذار
!فقط با تو ازدواج کنه .... تو به اون حرومزاده میگی
اون فقط باید با تو ازدواج کنه
تو اومدی.هرکولانو. و من تو رو نادیده گرفتم
گذاشتم منتظر بمونی نادیدت گرفتم
ولی خیلی دلم میخواست ... گازت بگیرم
.! تو رو بخارونم و همه جای تو رو ببوسم
من تو اتاق با یک مشتری بودم
و تو بیرون ایستاده بودی. .تقریباً دیوانه شده بودی
!جنی
! من مشغولم..برو جهنم
!جنی
چه خبرها؟ خوبی؟
من پای تلفن باهات حرف زدم.. ... الان هم اومدم اینجا
!عزیزم..من گرسنمه
..من یه ساندویچ ژامبون میخوام
!من دیوانه ژامبونم
لطفاً.یه ساندویچ ژامبون ! و یه نوشابه انگور
من نباید میومدم
من اینجا منتظرم !در حالی که تو داری مشتری تو راضی میکنی
تو فکر میکنی یه فاحشه باید همیشه در حال انجام وظیفه باشه؟
!تو اشتباه میکنی عزیزم !فاحشه ها هم محض رضای خدا حقی دارن
!جنی...لطفاً فرار نکن !بیا اینجا
... نشونم بده
چی رو نشون بدم؟
... زخمت رو...پای تلفن گفتی
!تو دکتر نیستی
میخوای چیکار کنی.جنی؟
-تو از سینه هام خوشت میاد؟ -تو چه فکری میکنی؟
... فکر کردی اومدم اینجا تا
اگه من چیز زیبایی دارم..اون سینه های منن
....تو که گفتی .... نشونم بده
...پای تلفن گفتی یه زخم داری
دروغ گفتم !من خوبم..ببین
!دروغ گفتی!من دارم میرم !من احمق نیستم
منو نمیخوای؟
داری میپرسی؟ برو تو اتاق...کثافت
!چه فکری میکنی ... نمیبینی که بدنت رو
!تو باید از اینجا دور بشی ! خیلی فوری
!من اون ولگردا رو از دست زدن !به بدنت منع میکنم
اجازه میدی کاری بکنم؟
-!عشق من -این چه کاریه؟ بلند شو
-!بیا روی تخت -!محاله بلندشو
-!عزیزم -حالا خوب گوش کن
من اومدم اینجا بهت بگم که دیگه رابطه جنسی بین ما وجود نداره
-میفهمی؟ -پس چرا میخوای شغلمو ول کنم؟
-!بخاطر انسانیت -!انسانیت به یه ورم
!من از خیلی های دیگه بهترم !من با هر کسی نمیخوابم
-با من بیا..جنی من برات شغل پیدا میکنم
!من شغل نمیخوام
لطفاً بیا رو تخت من نمیتونم تنها بخوابم
من می ترسم..میدونی؟ از عنکبوت میترسم
!من برات نگرانم..جنی
بیا عزیزم...بیا تو تخت
فقط همین یکبار بعدش میتونی بری
فقط همین یه دفعه برای آخرین بار....نه بیشتر
!اما هرگز به زنم اشاره نکن
خوبه..دیگه طاقت نداشتم ....مرد من
چرا لباستو درمیاری؟ !پیرهنت رو بپوش
!همه ممکنه منو داشته باشن ولی تو اگر منو میخوای باید با من ازدواج کنی
!ازدواج
اگر باهام ازدواج کنی !من مال تو میشم
ممکنه بخوای هر چند وقت یکبار بیایی اینجا
ولی باید با دخترای دیگه بخوابی !با من..باید ازدواج کنی
پسرم؟کی برگشتی؟
چرا تو لباس عزا نیستی؟
بذار ببوسمت
دیگه عزاداری نمیکنی؟
البته پسرم...اما هیچکس مدت زیاد لباس عزا نمیپوشه
-!تو مادر رو فراموش کردی -!نه هرگز..سرجیو
مادرت تنها عشق من بود
چند مدته اینجا نیومدی؟
من اغلب اوقات میام اینجا
-همیشه یک کروات سیاه میزنم -و این کافیه بنظرت؟
!مادرم مرده تو کروات سیاه میزنی
!کل خانواده باید سیاه بپوشن
!بیا مثل دوتا مرد حرف بزنیم
تو هنوز مادر رو دوست داری؟
جوری حرف میزنی !انگار اون هنوز زندس
اون با منه...صدامو میشنوه باهام حرف میزنه...به اتاقم میاد
-اما این جنونه تو دیوونه شدی سرجیو؟ -!بذار برم
.... !پسرم ...به من گوش کن
-!بذار برم !ولی گوش کن
پدرت رو درک کن..سرجیو
هنوز نگفتی مادر رو دوست داری یا نه
به یاد مادرت هستم ... من در حافظه ام
حافظه؟ من یه جواب میخوام
بخاطر مادر حاضری خودت رو بکشی؟
من یه کاتولیک هستم...پسرم
وانمود میکنی نمیفهمی
وقتی مادر مرد..تو میخواستی خودتو بکشی
ما حتی مجبور شدیم اسلحه ات رو پنهان کنیم
خیال میکردم خودت رو میکشی ....فکر میکردم
''بابا خودشو میکشه و من هم همینطور
من حاضر بودم یه بار در خانه شما ازت بخوام که با من بمیرید
هر دوی ما
- ولی تو نمردی!اینکار رو نکردی -!ولی من باور دارم دعا میکنم..پسرم
!قول بده !قول بده که هرگز دوباره ازدواج نکنی
-!تو قول ندادی -!پسرم..خواهش میکنم
!میخوام قول بدی
... من سکس داشتم..سرجیو وقتی عاشق میشی
-!تو عوض شدی -!مادر تو مرده
-!خفه شو -... سکس خوبه اگر احساست خالصانه باشه
جنی...منم
!جنی
!نگاهش کن تورو خدا !منو 40 دقیقه اس منتظر گذاشتی
-ببخش..فرشته من -ماشینت کجاست؟
گذاشتمش یه جای دور پیاده اومدم...ما نباید دیده بشیم
-!البته..من یه فاحشه ام -!اینطور نیست
-!دقیقاً همینطوره -!حتی تاکسی هم پیدا نمیشه
-چرا اینقدر دیر کردی؟ -پسرم برگشته
-!پسرت خیلی احمقه -!اینطوری حرف نزن
چرا نه؟
تو اونو نمیشناسی اون !پسر خوبیه
!و منم که خوب نیستم..البته
... دیروز یه دعوای بزرگ داشتیم
البته..البته !چون خیلی وقت بود ندیده بودمت
دیروز بهم گفتی که میخوای منو ببینی
خوب..من که اینجام مشکل چیه؟ چته؟
فقط یه سوال: منو واقعاً دوست داری؟
-منظورت چیه؟ -جواب منو بده...جنی
وقتی نگاهت میکنم همه جام خیس میشه میدونی منظورم چیه که؟ و تو چطور؟
اونطور که تو زندگی میکنی من نمیتونم تو رو دوست داشته باشم
زندگی تو تغییر بده..واقعاً میخوای همین حالا عوض بشی؟
-با من ازدواج میکنی؟ -جواب ندادی
من اول پرسیدم
من تغییر نمیکنم همه چیزها رو دوست دارم
واقعاً؟همه چیز؟
و ..خب..تو بامن ازدواج میکنی؟
اول باید مشکل با پسرم رو حل کنم
-!ولی اون یه بچه اس -!تو متوجه نیستی
... من از این پسر وحشت کردم
ما بیشتر از قبل داریم به جنون میرسیم
من میترسم اون واقعاً خودشو برای مرگ مادرش بکشه...ولی یه ایده دارم
من اونو به یه مسافرت طولانی می فرستم
-!این فکر خوبیه -چی؟
-میگم فکر خیلی خوبیه
حالا با من ازدواج میکنی؟
-با من ازدواج میکنی؟ -ازدواج؟
-!آره -!من میخوام
!من ازدواج میکنم
!من ازدواج میکنم
!فوق العاده ست ما الان کجاییم؟
من اینجا با زنم زندگی میکردیم
میتونی تا سرجیو میره بیای اینجا بمونی
تا وقتی که ازدواج کنیم..در اینجا هرچی نیاز داشتی فراهمه
-همه چیز؟ -!همه چیز
!همه چیز
!من خیلی داغم !خیلی هیجان زده ام
نه...جنی...من میدونم چی میخوای !حرف نزن
بیا عشق بازی کنیم؟ الان؟ درست اینجا؟
!نه...آروم باش ..جنی
بیا عشق بازی کنیم
همونطور که خودت گفتی: ''فقط بعد عروسی.''
چرا این خونه را تقدیس نکنیم؟ !تو دیوونه ای..جنی
-... اونجا رو ببین -کجا؟
-اون تو باغ ایستاده
!حالا بهتره گوش بدی به من
فقط همین یه بار نمیشه؟
تو اینجا میمونی و منتظر من میشی...فهمیدی؟
من با تو ازدواج میکنم ما با هم به ماه عسل میریم
!من الان پست میزنم تا بعداز عروسی مون
اینجا هرچی بخوای هست تلفن..لباس..خدمتکار
خدارو شکر پول هم به اندازه کافی هست
ولی ما بد از عروسی رابطه جنسی خواهیم داشت
!من الان پست میزنم منتظرم باش برمیگردم
-هرکولانو -!خداحافظ
... اونو خوب بشورش
بلند شو وایستا
-برگرد -!بسه دیگه خاله
خاله..داره میادش
زندگی چطوره؟خیلی سرت شلوغه؟
پسرم...چیکار داری میکنی؟
!من خاله جون؟ کاری نکردم
من میفهمم وقتی بهم دروغ میگی
-سرجیو کجاست؟ -برات متاسفم..هرکولانو
مگه چیکار کردم متاسفی؟
!من شنیدم میری فاحشه خونه بوردالوس
-!این حقیقت نداره
!سه روز و سه شب با یه فاحشه بودی
!ولی من هیچوقت فاحشه خونه نمیرم
-اوه..اینطوریه؟
معلومه...یه فاحشه هیچوقت یه زن واقعی نمیشه
!سرجیو
با سرجیو چیکار داری؟
-من پدرشم مثل اینکه -!ولی ما بزرگش کردیم
میفهمم...خاله جون اما من با یه دکتر صحبت کردم
اون گفت مسافرت اروپا برای سرجیو خیلی خوبه
!تو سعی میکنی این پسر رو از ما بگیری
!پسر...پسر چیه؟ اون دیگه مرد شده
!برای من که هنوز پسر بچه اس
تو خیلی بدی...هرکولانو ... اگه اتفاق بدی براش بیفته
-...تویی که مقصری -... ولی حرفمو قبول کن
سعی کن بفهمی پسرم این به نفع خودته
جدایی ما برای من هم به اندازه تو سخت هست
اما این فداکاری در حق توست
منظورت از فداکاری چیه؟ مشکل از ماست؟
!تو خوبی البته
!ماییم که ازدواج نکردیم
-سرجیو هم مثل ماست -!آروم بگیر!آروم بگیر
!خدای من!این دیوونگیه
سرجیو نمیتونه همه عمرش رو تو قبرستون بگذرونه
فراموشش کن پدر من نمیرم
!البته که نمیری !سرجیو هیچوقت مادرشو فراموش نمیکنه
!عجب خانواده ای
باز کن خواهر...اون رفت
حالت چطوره جنی؟ خوبی؟
من خوب بودم ..میفهمی؟
.... وسط یه ناکجا آباد تنها موندم
-!یه هفته س ندیدمت -ولی من زنگ زدم
من اینجا مشکل دارم..فراموش کردی !من جوونم ؟هنوز نمردم
من میتونم جدی ترین زن ....دنیا باشم
-!ولی بدون مرد نمیتونم زندگی کنم -.... جنی...خواهش میکنم
-!فریاد نکن -I!میزنم!میزنم!میزنم
من فقط دنبال این بودم پسرم رو بفرستم سفر
!اون کی قراره بره؟
-... اون نمیره -منظورت چیه؟
من بهش گفتم..نمیخواد بره
خاله هاش نمیذارن بره هیچکس نمیذاره
-.... میخوای بگی که -باید کمی صبر کنیم
.... بذار مدتی بگذره
اینطوری هیچ کی از گذشته تو باخبر نمیشه
اون مشکوکه
آنها احتمال داره بفهمن
اون یه بچه متعهد و متعصبه
همه هم مراقبش هستن .... و زندگیش
میفهمی..جنی؟
یعنی..نه سفر..نه عروسی !اینطوریه؟
اونقدرها هم بد نمیشه این فقط یه وقفه است
تو این مدت هم ....شابد بتونم
!آدم احمق فکر کردم بالاخره ازدواج میکنم
!من یه فاحشه ام !هرچی بدبختیه سر من میاد
کاش سرطان سینه داشتم .... از اون بزرگاش
-!باید سیلی بزنم تو صورتت -... جنی..من تو رو منع میکنم که
تو کی هستی که چیزی رو ممنوع کنی؟ !من احمق بودم
!من تنهام...مجبورم خودارضایی کنم
''!ماه عسل'' ''! تو قولش رو دادی''!
!تو باید همین الان !بیای با من عشق بازی کنی
-! نه...نه نمیشه
!من نمیکنم!دارم میرم
آره حتماً پس گمشو برو
من با اولین مردی که ببینم میخوابم
-!نه...بخاطر خدا نه -بیا اینجا
اینکارو با من نکن چرا آزارم میدی؟ چرا؟
!بیا
اینکارو نکن با من
!چرا اینکار رو میکنی؟
بیا پاهام رو ببوس همونجور که من مال تو رو بوسیدم
!بزن منو..جنی
بازیکنای فوتبال چه زندگی دارن !شدن خانواده ثروتمند
!انگار کلاً از خانواده های ثروتمند میان
!مو بلند میکنن
!همه شون همجنسگرا هستن !همه شون همجنسگرا هستن
اونا لباس های زیبا میپوشن .... زناشون خوشکلن
.... و من
20ساله کارگر راه آهن هستم
-!دست بردار -!میدونی به چی نیاز داری
-!مذهبی!مذهبی -!بذار برم
-!ولم کن -!پلیس ها اومدن
ازکجا میای؟ نترس
!جنی
-خسته ای؟ -یک کم
خوب میشی...برو بخواب آروم میشی
من دارم میرم شهر شب برمیگردم
-برای چی؟ -تو نمیخوای برگردم؟
اینجا خونه توست اما باید تنها بخوابی
-شوخی میکنی؟ -این دفعه آخر بود باهات خوابیدم
منظورت چیه؟ ... گفتی بریم ماه عسل و بعدش
آره..و بعدش تصمیم گرفتم تمومش کنم
-من دارم ترکت میکنم -ترک میکنی؟
-میخوای کجا بری؟ -جایی که بهش تعلق دارم..فاحشه خونه
این آخرین بار بود !ما دیگه کارمون تموم شد
-... گوش کن..جنی -!دستت و بکش
-گوش بده من -... یه چیزایی هست
هرکسی میتونه منو داشته باشه بجز تو
-!اینطور نیست -!بذار برم
!نه..جنی چرا با من اینکارو میکنی؟
!تو دیوونه ای
-!هرکولانو!بازکن -!خالم!شلوارم
-!باز کن بدبخت -!دارم میام
!هرکولانو!هرکولانو
-چی شده؟ -.... سرجیو
-چه اتفاقی برای سرجیو افتاده؟ -!سرجیو
-پسرم چی شده؟ -!اون دزدهای اهل بولیوی
خب...چی شده؟
پسرت تو رو با این فاحشه ....تو باغ دیده
... رفته مست کرده...دستگیرش کردن تو زندان بهش تجاوز کردن
!دزدهای بولیویایی !دزدهای بولیویایی
!همش تقصیر توست !فاحشه!گمشو
-!گمشو -من نمیخوام برم
بهت کمک میکنم پسرت رو نجات بدی
... خانم..این اتفاق ها زیاد میفته
اتفاق...اتفاق
اگر پدرم زمان هیتلر نمرده بود !الان این بچه باز رو کشته بود
اون همیشه میگفت ''!بچه باز ها رو باید کشت''
تو یه ولگردی...یه فاحشه ای
پسر من هیچوقت به زنی دست نزده
اون هیچ هوسی نداشته
پسرم مثل یه قدیسه
اوه..آره من همیشه یادم میره امروز سه شنبه اس
فکر میکردم شیفت شوهرت فرداست
البته که میام
آره امروز میام پیشت
یه لحظه گوشی
فکر کردی اینجا کجاست سرتو انداختی اومدی تو؟
-شما کمیسر هستی؟ -نه..من معاونم
!من میخوام کمیسر رو ببینم
!مراقب حرف زدنت باش وگرنه بد میبینی
!من نه
...بعد از اتفاقی که دیشب برای پسرم افتاده
من از 200 تا مثل تو هم نمیترسم
تو میدونی با کی حرف میزنی؟
من بعداً بهت زنگ میزنم
من اینجا مشکل دارم بهت زنگ میزنم
متوجه هستی کجایی؟ متوجه هستی کجایی؟
!اینجا کلانتریه
!آره...جایی که به پسرم تجاوز شده
!دیشب به پسر 18ساله من تو زندان..... ....!کثیفتون تجاوز شده
دیشب؟ آها..اون دزد اهل بولیوی
!همینه که تو میگی
-خب که چی؟ -!برو با کمیسر صحبت کن
-!تو مسئولشی -!بازداشتت میکنم
!تو داری یه افسر رو متهم میکنی
!من افسر پلیسم !اینجا یه کلانتریه
من برای دعوا نیومدم !ولی برای کشتن چرا
-کشتن؟ -!اون دزد کثافت بولیویایی رو بکشم
-اوه بکشی مجوز اسلحه داری؟
نه...آروم باش لطفاً بنشینید
!سخت نگیر
.... بخاطر اون دزد اهل بولیوی پسرم...الان تو بیمارستانه
خون زیادی ازش رفته...خیلی زیاد
انگار کسی نمیفهمه هیچکس کاری نمیکنه
پلیس هم داره فاسد میشه؟
!پلیس...همیشه حرفهای سیاسی
!دیگه کافیه !گوش کن
پلیس بودجه اش کمه
نیرو نداریم !باید اینا رو بگم حتماً
!نه نیرویی...نه اتاقی
تا حالا بازداشتگاه زندانی ها رو دیدی؟
نه؟ باید ببینی
تو روزنامه خوندی؟ به یه مرد کور تجاوز شده
.... البته اون معتاد بود !ولی کور بود
!پلیس بودجه نداره یه لحظه صبر کن
الو...هان..بله البته میخواستم زنگ بزنم بهت..عشقم
من اینجا مشکلی داشتم
یه لحظه !لطفاً بیرون منتظر باش
اما من همه حرفامو نزدم
!تو باید گورتو گم کنی از اینجا
نمیبینی دارم کار مهمی انجام میدم؟
!از جلو چشمام گمشو بیرون
آره..یه آدم خزوخیل بود
عزیزم...میخوام چیزی بگم
ازت یه خواهش دارم
وقتی اومدم میخوام لباس تنت باشه ولی بدون شورت
!پسرم!منم!پدرت
گوش کن...پسرم
من رفتم اداره پلیس میخواستم اون دزد کثیف رو بکشم
میخواستم شش بار بهش شلیک کنم
اما اونو آزاد کردن اجازه دادن اون بره
ولی من پیداش میکنم...سرجیو
-و بعدش اونو میکشم -... در موردش حرف نزن
در مورد معشوقه ات صحبت کن
منو ببخش پسرم
و این موضوع ازدواج من با اون حقیقت نداره
فاحشه ها قرار نیست ازدواج کنن
-باید پدرت رو ببخشی من دیگه پدر ندارم
-!سرجینیو -... پدر
بذار این برای آخر باشه با هم حرف میزنیم
!من حتی تشییع جنازه تو هم نمیام
!گورتو گم کن !یا زنگ میزنم به پلیس
...من باید با سرجیو حرف بزنم
!نه بهت اجازه نمیدم
!من هرگز مردی که محتاجه رو ترک نمیکنم
.... اگه با پسرم حرف بزنی
منو تا سرحد مرگ کتک بزن ولی من باید با اون حرف بزنم
!باید ببینمش
من براش تاسف میخورم !برای تو هم همینطور
... وقتی نگران کسی میشم !احساس پاکی میکنم
-!نکن -!بذار بیاد داخل میخوام حرف بزنم باهاش
-داری به من میخندی؟ -نه..گریه میکنم
-چرا؟ -..... از سر دلسوزی
اگه دلسوزی میکنی بخاطر اتفاقیه که برای من افتاده
!نه !نه
... همه اینجا همین کارو میکنن
.... دکترا..پرستارها
بقیه شاید من نه
اگر این موضوع رو به کسی بگی کشتمت
.... حالا که تنها شدیم اگه کشتمت چی؟
من از تو نمیترسم
فهمیدی اون آزاد شده؟
-کی؟ -اون مرد..!اون
فراموشش کن
من اون حیوون رو پیداش میکنم
میدونم که اون همینجاست
-گوش کن..اینجا کسی نیست -اون اینجاست..میدونم
سرجیو..من مراقبتم
!لباساتو دربیار
-چی میخوای؟ -کاملاً لخت بشو
-!میخوای تحقیرم کنی -!من تو رو برهنه میخوام
-!نه سرجیو نمیکنم -لباساتو دربیار
-تو خیلی جوونی ممکنه بهت ضربه بزنه -!بذار ببینم
!سینه هام اونها زیبا نیستن؟
مسخره س...میدونی خجالت میکشم و نمیدونم چرا
ازت حالا میخوام یه کاری بکنی
من میخوام بدونم با پدرم چه کارهایی کردی؟ همه چیز رو
تو مثل پدرت نیستی..تو متفاوتی
-!تو خیلی جوانی -!لخت شو
-میخوای چراغو خاموش کنم؟ -!نه
-چرا لباستو درآوردی؟ -مگه نمیخواستی؟
من به پدرم خیانت نمیکنم اونم با یه فاحشه
-تو چطور؟ -من؟
-فاحشه نیستی؟ -هستم
-چی؟چی هستی؟ -فاحشه
گوش کن فکری دارم تو با پدرم ازدواج میکنی
میخوام نامادری ام باشی
... ازت میخوام به پدرم خیانت کنی وقتی زنش شدی
با من ولی فقط وقتی زنش شدی !لباستو بپوش
این زن پاکه میدونم دوستش داری
-میخوام باهاش ازدواج کنی -.... !سرجیو...جنی
وقتی نگاهش میکنی انگار بنظر نمیاد فاحشه باشه
-!دیوونه شدی؟ -من؟
معلومه خیلی هم خلی..این زنک به فاحشه گری اعتیاد داره
چرا مزخرف میگی؟
!جنی هرگز تو فاحشه خونه نبوده
!جنی با یه باکره ازدواج کرده
! پدر یه کس کشه
!تو هردفعه منو گاز میگیری
پدر پیرمردت از من در مورد لکه رو بازوم پرسید
-و تو چی گفتی؟ -گفتم کار خودشه
-باورش شد؟ -!البته
-!ولی تو هم منو چنگ میزنی و گاز میگیری -!ولی خب تو که کسی نیست ازت سوال کنه
من نمیخوام اون مشکوک بشه
تو به منم خیانت میکنی..نه؟
-هیچکس از من وفادار تر نیست -تو به پدرم خیانت میکنی
این خیانت نیست بعلاوه مقصرش خودتی
...جنی
ازدواج ایده تو بود من فقط میخواستم کمکتون بکنم
ولی تو میخواستی من نامادریت باشم
با اون نمیخوابی؟ !پس منم میتونم بهت خیانت کنم
!اینو نگو !حتی شوخیشم خوب نیست
!میدونی چقدر حسودم
این نقطه روی شانه ات چیه؟
! از خود توست
این همون جوابیه که من به پدر پیرت میدم
-!خوشکلی -!تاحالا بهم خیانت کردی؟
!هرگز
خبری برات دارم
ترسیدم..چی شده؟
-دارم میرم سفر -!دروغ میگی
با پدر هماهنگ کردم
!باور نمیکنم
میخوای چیکار برات بکنم..جنی؟
!من نمیذارم بری
-منم باهات میام -نمیتونی...با پول اون دارم میرم
!تو میخوای از شر من خلاص بشی
.... گوش کن...جنی
!بهت نیاز دارم..سرجیو !تو همه چیز منی
من نمیذارم بری !تو زندگیم هرگز اینقدر عاشق نبودم
من رسوات میکنم همه چیز رو به پدرت میگم
اگر واقعاً مجبور به رفتنی صبرکن من بمیرم
من سرطان سینه میگیرم وقتی مردم تو میتونی بری
من باید برم سفر تو باید راضی بشی
!نه! نه
!من میخوام تو موافقت کنی
این سفر برای من مهمه
اگر واقعاً دوستم داری....دوستم داری جنی؟
!نمیتونم بدون تو زندگی کنم
پس باید رضایت بدی میخوای دیوونه بشم؟
!من طاقت ندارم خودمو میکشم
!من باید برم لطفاً درک کن
نمیتونم اینجا بمونم .... جایی که همه میدونن
چه اتفاقی برام تو زندان افتاد
باید برم مردمی رو ببینم که ازمن چیزی نمیدونن
میتونی بفهمی؟ من میخوام خودمو بسازم
تو تنها کسی نیستی گریه میکنی منم همینطورم
....اگه دوستم داری میذاری که برم
-!بگو که میتونم برم -!برو!برو
دیگه برو جنی..میخوام تنها برم
-نخواستم پدر یا بقیه هم بیان بدرقه ام -خواهش میکنم..بذار یه کم بیشتر بمونم
-!برو -!لطفاً
پس...خداحافظ
خداحافظ
!هرکولانو
!تو فکر کردی همه چی رو میدونی؟
!تو هیچی نمیدونی
....پسرت...با اون دزد اهل بولیوی فرار کرد
!هر دو با یه هواپیما
من تنهام....تو تنهایی دارم میمیرم
و تو...پیرمرد !لعنت به تو !لعنت به پسرت
!و اون خاله های احمقت
!با احترام.. لعنت به همشون !و همینطور لعنت به سینه های من
!جنی !جنی
!جنی
فکر میکنی همه چی رو میدونی؟
!تو هیچی نمیدونی
ترجمه و زیرنویس:کوروش عظیم زاده
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.