All language subtitles for The.Penguin.S01E07.Top.Hat.1080p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NTb [Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫سی‌نما تقدیم میکند ‫WwW.30NaMa.CoM

‫مامان

‫مامان، کارت تمومه؟

‫هنوز کار دارم، عزیزم

‫آخه آخرهفته‌ست

‫نظرت چیه یه فیلم نگاه کنیم؟ ‫یکی از اون قدیمیا که دوست داری؟

‫شاید بعداً نگاه کردیم

‫خب پس قرارمونو گذاشتیم

‫عه، واقعاً؟

‫کی قراره پولشو حساب کنه؟

‫اوه، قیافشو ببین

‫پسر گنده و قوی خودم

‫داری اونقدر خوشتیپ میشی ‫که تحملشو ندارم

‫پسرها، داخل بازی نکنین! ‫اینطوری که دارین مثل دیوونه‌ها می‌دوین

‫می‌زنین یه چیزی رو می‌شکنین

‫جک، بس کن!

‫بنی، چه غلطی داری می‌کنی؟

‫شنیدی چی گفتم؟ بیا بیرون ببینم!

‫خدا لعنتت نکنه!

‫شرمنده، مامان

‫دیگه تکه بزرگه‌ت گوشته

‫آخه ما...

‫یه خانواده‌ی زامبی هستیم

‫نه! نه!

‫اون مغز خوشمزه‌تو می‌خورم

‫- نه! ‫- بیا دلی از عزا دربیاریم

‫نه!

‫چه مغز خوشمزه‌ای!

‫خیلی دوسش دارم. چه خوشمزه‌ست!

‫جک، بیا اینجا عزیزدلم

‫حالا من یه زامبیم

‫- باید مغز آزی رو بخورم ‫- بنی!

‫میشه بچه‌ها رو ببری بیرون؟

‫چشم مامان. حتماً

‫ممنون. پسر خوبم

‫برو ببرشون

‫خیلی‌خب، بنی، آز

‫کاپشن‌هاتون رو بردارین ‫یکم میریم بیرون

‫نه. می‌مونم به مامان کمک کنم

‫آزوالد، باید به پات نرمش بدی

‫تا جون بگیره

‫بنی

‫تکون نخور

‫امان از دست این زیپ مسخره

‫شرمنده، عزیزدلم

‫بزودی یه کاپشن جدید برات می‌گیریم

‫راستی، جک، وقتی رفتی ‫رکس رو پیدا کن

‫و دفترشو بهش بده، باشه؟

‫آزوالد، دفترو بده من

‫- خودم بهش میدم ‫- گفتم جک بده

‫- باشه ‫- برید

‫بزن بریم

‫راستی بچه‌ها، تا چراغ‌های خیابون روشن شدن

‫برگردین خونه، فهمیدین؟

‫چشم، مامان

‫- نمی‌خوام بیسبال بازی کنم ‫- نمی‌خوای بیسبال بازی کنی

‫- می‌خوای چی بازی کنی؟ ‫- نمی‌دونم. فوتبال

‫عجب

‫رینگ‌هاشو نگاه

‫حتماً رکس پولدارترین آدم گاتهامه

‫از جنس طلای واقعیه؟

‫نه، بنی، فقط رنگه

‫ولی حتماً حسابی قیمت داره، ها؟

معذرت می‌خوام

‫بلندش کنین. بلندش کنین ببینم

‫- کل هفته منتظر بودم... ‫- هی، بهتره بعداً برگردیم

‫- رکس! ‫- هی

‫جکی خان، تویی؟

‫عجب!

‫عین ملوان زبل شدی

‫بیا اینجا

‫همینجا پیش بنی بمون

‫مامان دلش نمی‌خواد ‫قاطی این قضایا بشی

‫هی، بچه‌ها، پسر فرانسیس کاب رو یادتونه؟

‫قراره بره دانشکده‌ی افسری ‫مثل قهرمانا. مگه نه؟

‫آره

‫چی برام آوردی؟

‫- مامانت چطوره؟ ‫- خوبه

‫سلاممو بهش برسون

‫هی، رکس. از دیدنت خوشحال شدم

‫آز، حواست باشه چی میگی

‫- چقدر بهت داد؟ ‫- پنجاه دلار. بجنب

‫یا خدا! میشه ببینمش؟

‫می‌تونیم بریم سالن بازی ‫و تا ابد "دبل دراگون" بازی کنیم

‫نه. میدمش به مامان

‫داره بارون میاد. باید یه سرپناه پیدا کنیم

‫بنی، می‌خوای گرگم به هوای ‫چراغ‌قوه‌ای بازی کنی؟

‫- آره. گرگم به هوای چراغ‌قوه‌ای ‫- آره؟

‫آقای کالابریزی بقدر کافی به مامان پول نمیده

‫نه اونقدری که لایقشه

‫منظورت چیه؟

‫همین الان 50 دلار بهمون داد

‫ببین، دارم بهت میگم ‫آدم خوبی نیست

‫برات سوال نشده ‫این همه پولو از کجا میاره؟

‫لازم نیست برام سوال بشه

‫طرف گانگستره

‫عجب بارونی گرفت

‫بیاین. بیاین

‫بنی، اول تو برو

‫برو. آز

‫پیداشون کردم

‫قرمزه مال من

‫آزی، اول تو گرگی

‫باشه

‫تا 10 بشمار... آروم

‫و زیرچشمی هم نگاه نکنیا

‫بیا. بجنب بریم

‫یک، دو، سه، چهار...

‫ده

‫آماده باشین یا نباشین...

‫می‌دونم یه جایی همین اطرافین

‫آز

‫بچه‌ها، اذیت نکنین ‫اینطوری نامردیه

‫باید توی ایستگاه بمونین

‫حتماً شوخیتون گرفته

‫هی! صداتونو می‌شنوم

‫پس بیا ما رو بگیر

‫پیداتون کردم

‫لازم نیست نور این چراغ قوه‌ی مسخره رو

‫بتابونم توی صورتتون تا حساب باشه

‫خودت قوانین رو می‌دونی، آز

‫باشه

‫زود باش دیگه!

‫بجنب، آزی

‫- هی، آز، حالت خوبه؟ ‫- اصلاً به جهنم!

‫- آز ‫- برین به جهنم!

‫آز، چی شده؟

‫خودتون می‌دونین پایین اومدن برام سخته!

‫شرمنده، آز

‫از اول شروع می‌کنیم، باشه؟

‫این‌دفعه من گرگ میشم ‫تو و بنی قایم بشین

‫حالا ببینم چطوری درمیاین

‫هی

‫آز؟

‫- آز، درو باز کن ‫- آز، نرو...

‫برگرد درو باز کن

‫- آز؟ ‫- لطفاً!

‫آزوالد، یا خدا! خیس آب شدی ‫چی شد؟

‫بیا اینجا ببینم

‫برادرهات کجان؟

‫رفتن سینما

‫با کدوم پول؟

‫رکس یکم پول به جک داد

‫تو چرا نرفتی؟

‫می‌خواستم پیش تو باشم

‫جک نباید اجازه می‌داد ‫تنهایی پیاده برگردی خونه

‫نیازی به کمک جک ندارم

‫معلومه که نداری

‫چون آزوالد من سرسخته...

‫و هر روز داره قوی‌تر میشه

‫نظرت چیه خودمون دوتایی فیلم نگاه کنیم؟

‫بریم سر قرارمون؟

‫میشه من فیلمشو انتخاب کنم؟

‫خب، همیشه همون فیلمو ‫ انتخاب می‌کنی، ولی باشه

‫آزوالد، گفتی رفتن دیدن کدوم فیلم؟

‫نگرانم که با این اوضاع بارون ‫مجبور بشم برم دنبالشون

‫خب...

‫بیتل‌جوس، فکر کنم

‫بیا، نوشیدنی موردعلاقتو درست کردم

‫ویسکی و نوشابه

‫ممنون

‫ای خدا. حاضرم هرکاری بکنم ‫که از این خراب‌شده برم

‫توی یکی از اون پنت‌هاوس‌هایی ‫که آدمای مشهور می‌خرن زندگی کنم

‫خوب میشه، ها؟

‫طبقه‌ی آخر

‫که هیچکس بالای سرت ‫یا کنارت نباشه

‫یه روزی میشه، مامان

‫آماده‌ای فیلمو ببینیم؟

‫آره

‫- بقدر کافی گرم هستی؟ ‫- آره

‫- تو چی؟ ‫- آره، راحتم

‫بذار بیایم بیرون!

‫بذار بیام بیرون!

‫لطفاً بذار بیایم بیرون! لطفاً!

‫درو باز کن!

‫- کمک! ‫- کمک!

‫لطفاً، بذار بیایم بیرون!

‫کمک!

‫« پـــنـــگـــوئـــن »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫حرف نداره

‫ممنون، جناب نماینده

‫مامان؟

‫مامان؟

‫ویک؟

‫گندش بزنن

‫هی، ویک

‫ویک. ویکتور

‫ویک، بلند شو

‫ویکتور! هی!

‫ویک

‫مامان کدوم گوریه؟

‫کجاست؟

‫- نمی‌دونم... ‫- بگو دیگه

‫سوفیا... سوفیا بردش

‫- کجا بردش؟ چطوری؟ ‫- نمی‌دونم...

‫داشتیم می‌رقصیدیم و...

‫و برق اومد

‫خفه شو

‫گندش بزنن! "سال"ـه

‫بجنب، ویک. باید بزنی به چاک. بجنب

‫باید بری

‫- بزن به چاک ‫- پس تو چی؟

‫مامانمو بردن ‫باید باهاشون روبرو بشم

‫خیلی‌خب، به ژاو و دانی کوچولو ‫و بقیه زنگ بزن

‫بهشون بگو چی شده

‫آز، شرمنده‌م

‫گور بابای عذاب وجدانت

‫فقط یه ارتش برام جور کن، بچه‌جون. برو

‫تکون نخور لعنتی

‫باشه، باشه

‫آروم باش بابا!

‫مقاومت نمی‌کنم

‫سلام، سال

‫اینو توی خونه‌ت پیدا کردم

‫شخصاً هیچوقت به گلف علاقه‌ای نداشتم

‫بیش از حد دست روی دست گذاشتن ‫و انتظار کشیدن داره

‫اینجوری یکم متفاوته، مگه نه آز؟

‫نه پلیسی هست، نه نگهبانی ‫دیگه چیزی نیست که جلومو بگیره

‫اونا خانواده‌م بودن. زنم بود!

‫قربان، با خانم جیانته

‫- یه قراری دارین ‫- پسرم بود! جگرگوشه‌م بود!

‫- کثافت آشغال! ‫- قربان!

‫افسارت محکم دست سوفیاست ‫آره، سال؟

‫نه. نه، نه

‫من و اون، درکل اهداف مشترکی داریم

‫آره

‫این ذره‌ای از بلاهاییه که قراره سرت بیاریم

‫مادرت دست ماست

‫آره

‫حالا دیگه خانواده‌ی تو دست ماست

‫« سالواتور »

‫صبح بخیر

‫سوفیا، پیداش کردم

‫پیرزنه چطوره؟

‫سوفیا! خدایا، بهش... بهش صدمه نزن!

‫اون ربطی به این قضایا نداره

‫بیخیال! هرکاری بخوای می‌کنم

‫- صداشو می‌شنوی؟ ‫- حالا دلت خنک‌تر شد؟

‫این کافی نیست، سوفیا

‫می‌دونم. صبور باش

‫بزودی می‌کشیمش

‫باشه، باشه

‫وقتی راه افتادیم خبرت می‌کنم

‫ما رو می‌بری سراغ تشکیلاتت

‫تا نفهمم مامانم حالش خوبه ‫هیچ غلطی نمی‌کنم

‫فقط بذار باهاش صحبت کنم

‫داری سعی می‌کنی معامله کنی، آز؟

‫با من؟

‫خصومت شخصی نداریم، یادته؟

‫ها؟ همه‌ش بخشی از بازیه

‫من سر حرفم می‌مونم ‫توام سر حرفت بمون

‫یادته؟ خودت اینو بهم گفتی، درسته؟

‫زل زدی تو چشمام

‫مثل یه مرد

‫و بهم اطمینان دادی ‫به خانواده‌م صدمه نمی‌زنی

‫می‌دونی چیه؟ منم مَردم

‫و دقیقاً همون قرار رو با تو می‌ذارم

‫راه بیفت

‫برات صبحونه آوردم

‫اضطراب داری؟

‫نه

‫فرانسیس کاب...

‫اسمت اینه، درسته؟

‫می‌دونی، آز بهم گفت چند سال پیش مُردی

‫خیلی هم بابتش داغون شده بود

‫واقعاً دلم براش سوخت

‫آره، خب...

‫بعضیا زود گول می‌خورن

‫همم

‫خب، منو تا اینجا آوردی

‫که بهم نون تست بدی ‫یا می‌خوای منو بکشی؟

‫به پسرت بستگی داره

‫الان پیش "سالواتور مارونی"ـه

‫و اگر آز ما رو برسونه ‫به موادی که ازم دزدیده بود

‫اون‌موقع گزینه‌هایی ‫جلوی پامون گذاشته میشه

‫هیچی در مورد پسرم نمی‌دونی، مگه نه؟

‫سال رو هم کباب می‌کنه

‫همونطوری که زنش ‫و پسر حرومزاده‌شون رو کباب کرد

‫و بعدش میاد سراغ تو

‫خیلی به پسرت اعتماد داری

‫آره، دارم

‫پس چطوری سر از اینجا درآوردی؟

‫می‌دونی، آزوالد قدیما ‫حسابی از این خونه تعریف می‌کرد

‫که چقدر قشنگه

‫ولی... چندان چشممو نگرفته

‫اینجا اصلاً شخصیت نداره

‫مگه از رنگ می‌ترسین؟

‫تقصیر بابامه

‫فالکون‌ها... یکم سنتی بودن

‫آها آره، راست میگی ‫تو... حالا چی هستی؟ جیگانته‌ای

‫آره، آره. آزوالد بهم گفت

‫بعدش می‌خوای چیکار کنی؟

‫موهاتو صورتی کنی؟ ‫یه خالکوبی بزنی روی کونت؟

‫اینطوری بابات ادب میشه

‫آز خیلی چیزا بهت میگه، ها؟

‫آره، میگه

‫باهات روراست حرف می‌زنم

‫تمام اون سال‌هایی که ‫برای خانواده‌مون کار می‌کرد

‫هیچوقت چندان به دوران کودکی آزوالد فکر نکردم

‫البته از اتفاق‌های مهمش باخبرم

‫عاشق ننه من غریبم بازی درآوردن با اوناست

‫"بچه‌ی ناف ایست‌سایدم"

‫"پام چلاقه"

‫"بابا ندارم"

‫ولی این چیزا آدمو تبدیل ‫به یه هیولا نمی‌کنن، مگه نه؟

‫یکی اینطوری تربیتش کرده

‫خیلی‌خب، می‌خوای در مورد پسرم آزوالد بدونی؟

‫بفرما

‫همیشه دو قدم از بقیه جلوتره

‫تمام اون سال‌هایی که راننده‌ت بود

‫و گندکاری‌های تو و خانواده‌ت رو تمیز می‌کرد

‫شما رو زیر نظر داشت و یاد می‌گرفت

‫این بازی رو بهتر از تو بلده

‫اسمتو عوض کردی. خب که چی؟

‫خیلی‌خب، فکر می‌کنی ‫حالا دیگه همه‌چی عوض شده

‫این ‌کارت بازی رو عوض نمی‌کنه، عزیزدلم

‫مواد مواده

‫کرک، سعادت، هروئین، قطره... ‫هیچ فرقی با هم ندارن

‫نه برنده‌هاش فرقی می‌کنن نه بازنده‌هاش

‫پس هر اسم لامصبی می‌خوای روی خودت بذار

‫ولی وقتی آزوالد من یه گلوله

‫توی اون صورت خوشگلت خالی کرد

‫مثل جینجر راجرز کوفتی

‫روی قبرت می‌رقصم

‫خوب شد بقیه‌ی پسرهات مردن

‫و نتونستی اونا رو هم مثل آز ‫تبدیل به هیولا کنی، ها؟

‫دهن کثیفتو ببند

‫چه بلایی سرشون اومد؟

‫اصلاً مرده‌ن؟

‫یا آز اونا رو هم

‫توی یه خرابه‌ای توی ایست‌ساید حبس کرده؟

‫منظورت...

‫چرا باید... چرا...

‫توام صداشو می‌شنوی، مگه نه؟

‫همم؟

‫صدای با... بارون

‫باید تا الان میومدن خونه

‫تمام شب داشتم دنبالشون می‌گشتم

‫الان باید مشغول ‫ زیر و رو کردن خیابونا باشی لامصب

‫ناسلامتی وظیفته، مگه نه؟

‫یه گزارشی چیزی پخش کن!

‫بهت گفتم. جک 15 سالشه، بنی 10 سالشه

‫- پسرهات؟ ‫- آره

‫جک و بنی؟

‫هیچکس توی سینما ندیدتشون ‫سالن بازی بسته‌ست

‫احتمالاً الان خیس آبن و یخ زدن

‫چترهاشون رو نبردن

‫و تمام شب بارون زده

‫تو رو خدا، باید پیداشون کنی ‫خیلی وقته نیومدن

‫فرانسیس، فکر می‌کنی الان کجایی؟

‫فرانسیس؟

‫دست بهم نزن لعنتی

‫سوفیا؟

‫چرا اومدی اینجا؟

‫ممکنه یه مشکلی داشته باشیم

‫یه دوستی دارم که توی ‫یتیم‌خانه‌ی بروکساید کار می‌کنه

‫روان‌شناسه

‫بروکساید همون اقامتگاهیه

‫که توش از جیا ‫بچه‌ی دخترعموت مراقبت می‌کنن

‫باشه

‫ظاهراً گفته می‌خواد با پلیس صحبت کنه

‫اون تنها شاهدیه که از گازگرفتگی مونده

‫ولی جیا اون شب یه چیزی دیده

‫می‌دونی چی ممکنه دیده باشه؟

‫نه

‫نمی‌دونم

‫نمی‌خوام این قضیه برات مشکل‌ساز بشه

‫و خوشحال میشم...

‫برم باهاش صحبت کنم

‫سوفیا، اگر به حرف بیاد...

‫خودم ساکت نگهش می‌دارم

‫ولی برای یه کار دیگه‌ای...

‫به کمکت احتیاج دارم

‫فرانسیس

‫من دکتر راش هستم

‫می‌خوام چند تا سوال ازت بپرسم

‫برید عقب! همه برید عقب!

‫یا خدا

‫اینجا چقدر کثیفه

‫باید می‌دونستم رفتی توی فاضلاب مخفی شدی

‫همه گوش کنین

‫دیگه آزوالد کاب رئیس‌تون نیست

‫از این لحظه به بعد

‫همه‌تون برای خانواده‌های ‫جیگانته و مارونی کار می‌کنین

‫پس ازتون می‌خوام آروم و سریع

‫این جنس‌ها رو بسته‌بندی کنین. باشه؟

‫- به چی زل زدی لعنتی؟ ‫- هی، آروم باش

‫- به چی زل زدی؟ ‫- هی. هی، هی، هی

‫خیلی‌خب، درکتون می‌کنم

‫یه دقیقه زمان می‌خواین ‫که این اتفاقات رو هضم کنین

‫راحت باشین

‫خوبه. حالا برگردین سر کار!

‫ببین، سال، یکم خودتو خالی کردی. خوبه

‫چیزی که می‌خواستی رو بهت دادم

‫حالا دیگه تمام اینا مال توئه

‫می‌تونی یه امپراتوری جدید راه بندازی

‫ولی چرا باید با دختر کارماین تقسیمش کنی، ها؟

‫خدایا!

‫بعد از تمام چیزایی که فالکون‌ها ازت گرفتن...

‫اینجا رو باش

‫به تمام شهر دسترسی داری

‫درست مثل یه موش فاضلاب

‫بعد از اینکه جنس‌های سوفیا رو جمع کردیم

‫می‌برمت خونه‌ش

‫همونجا می‌میری، آز

‫تنها چیزی که باید ‫من و اون در موردش تصمیم بگیریم

‫اینه که قراره چطوری بکشیمت

‫می‌دونی چی هیچوقت یادم نمیره، سال؟

‫بوش

‫بوی گوشت درحال سوختن

‫می‌دونی، ماهیچه‌، چربی‌‌، گُه

‫ولی بوی مو

‫انتظار اونو نداشتم

‫خیلی بوی خاصی داشت

‫یه سوال، زن خوشگلت، نادیا

‫اسپری موی خاصی می‌زد؟

‫آخه عین چوب کبریت آتیش گرفت

‫یه فندک بهم بده

‫آقای مارونی، بهش دست...

‫حرومزاده

‫چیکار داری می‌کنی؟

‫بجنب دیگه، حرومزاده. بیا جلو

‫چیکار داری می‌کنی؟

‫بیا جلو دیگه

‫بیا دیگه. بیا دیگه!

‫اوه

‫اوه، نه نمیر. نه، نه، نه، نه

‫سال، سال، منو نگاه کن. منو نگاه کن!

‫من شکستت دادم، سال

‫شنیدی چی گفتم؟ ‫من شکستت دادم. من برنده شدم

‫چه مرگت شد؟!

‫بیخیال بابا. عجبا!

‫خیر سرت قرار بود نابودم کنی، سال!

‫که نشونم بدی چقدر گردنت کلفته ‫که چقدر گردن کلفتی لامصب!

‫ها؟ خب، من دخل تو رو آوردم

‫من دخل تو رو آوردم لعنتی!

‫عوضی احمق کثافت!

‫کون لقت!

‫می‌خواستی جنس‌های منو بدزدی؟

‫می‌خواستی چیزای منو بدزدی؟ ‫چیزایی که خودم ساختم؟

‫چی گفتی؟

‫نشنیدم

‫دوباره بگو

‫آره. می‌دونستم حرفی نداری

‫من شکستت دادم، سالواتور مارونی!

‫من برنده شدم

‫همه جمع بشین

‫این یارو...

‫افرادش...

‫بخاطر این مردن ‫چون کار درست رو انجام دادین

‫از خونه‌تون و سرمایه‌تون محافظت کردین

‫بهتون افتخار می‌کنم، ازتون ممنونم

‫ولی قضیه تموم نشده

‫طوفانی در راهه

‫به کمکتون احتیاج دارم

‫« یتیم‌خانه‌ی بروکساید »

‫از این طرف، خانم جیگانته

‫- تمومش کن! ‫- جیا، ملاقاتی داری

‫سلام

‫ممنونم

‫می‌دونم دکترت یه سوالاتی ازت پرسیده

‫بهش گفتی چیزی دیدی؟

‫اومدم بهت کمک کنم

‫اشکالی نداره. می‌تونی بهم بگی

‫چی دیدی؟

‫یه... ماسک دیدم

‫توی کیفت

‫تو کشتیشون؟

‫مامان و بابامو؟

‫همچین فکری می‌کنی؟

‫که...

‫من می‌تونم همچین...

‫کار وحشتناکی بکنم؟

‫جیا

‫من عاشق مامان و بابات بودم

‫می‌دونم می‌خوای کسی رو سرزنش کنی

‫ولی تقصیر هیچکس نبود

‫یه حادثه‌ی وحشتناک بود

‫متوجه میشی؟

‫خوبه

‫تو این بلا رو سر خودت آوردی؟

‫بیا بغلم

‫بیا بغلم

‫شاید گیج‌کننده بنظر بیاد...

‫و می‌دونم دردناکه...

‫ولی مامان و بابات، تمام اعضای خانواده‌مون

‫آدمای بدی بودن

‫که حقشون بود

‫و خوشحالم که مُردن

‫بخاطر اونا به خودت صدمه نزن

‫این یه موهبته

‫از اینجا میای بیرون

‫و یه خونه‌ی جدید پیدا می‌کنی

‫و...

‫در آینده هرجور زنی که شدی...

‫لیاقتت خیلی بیشتر از چیزیه...

‫که این خانواده‌ می‌تونست بهت بده

‫سالواتور

‫نه. سال مرده، عزیزدلم

‫هضمش کن

‫انتظار نداشتی اینطور پیش بره

‫می‌خوای منو بکشی

‫درکت می‌کنم

‫ولی یه چیزی رو بیشتر از مرگ من می‌خوای

‫از همون اوایلی که شناختمت تا الان ‫چشمت دنبال تاج و تخت بوده

‫حالا فرصتشو داری که بدستش بیاری

‫فقط کافیه مادرمو بیاری پیش من

‫بیارش پیش من

‫بدون اینکه یه مو از سرش کم شده باشه

‫تا بهت بدمش، همه‌شو بهت میدم

‫سعادت، تشکیلاتم، آشناهام

‫راه تصاحب همه‌چی اینجاست، سوفیا

‫نظرت چیه؟

‫و بعدش فقط تو و آز موندین

‫بهم بگو چه حسی داشت

‫راحت باش

‫جولین

‫باید باهات صحبت کنم

‫سالواتور مارونی مرده

‫آز... کشتش

‫حالت خوبه؟

‫آز ازم می‌خواد در ازای جنس‌ها

‫ مادرشو براش ببرم

‫و...

‫منم موافقت کردم

‫نه. سوفیا، معلومه تله‌ست

‫می‌دونم

‫ولی مهم نیست

‫هیچکدوم اینا مهم نیست

‫جیا چی بهت گفت؟

‫قراره مشکل‌ساز بشه؟

‫قبل از اینکه بابام ‫ منو توی تیمارستان حبس کنه

‫می‌خواست ریاست خانواده رو بدست بگیرم

‫منو فرستاد تیمارستان

‫و به محض اینکه دراومدم، مستقیم...

‫وارد یه تیمارستان دیگه شدم

‫حق با اونه

‫حق با فرانسیسه ‫فکر کردم دارم کار متفاوتی انجام میدم

‫و... و فکر کردم...

‫فکر کردم من فرق می‌کنم

‫ولی هنوزم دارم ‫بازی پدرمو ادامه میدم

‫دارم... دارم از قوانین اون پیروی می‌کنم

‫دارم...

‫یا خدا، نفسم...

‫بالا نمیاد

‫نفسم بالا نمیاد، نفسم بالا نمیاد

‫سوفیا، منو نگاه کن

‫دیگه دست بابات دور گلوت نیست

‫مهم نیست اون یا هرکس دیگه‌ای ‫می‌خواستن چه آینده‌ای داشته باشی

‫خودت چی می‌خوای؟

‫می‌خوام آزاد باشم

‫می‌خوام آزاد باشم

‫و می‌خوام آز درد بکشه...

‫درد واقعی

‫همون دردی که من تجربه کردم

‫می‌خوام زجر بکشه...

‫بابت کارایی که کرده

‫ریچی، خبری از ویک نشد؟

‫نه. مستقیم میره روی صندوق صوتی

‫باشه

‫خیلی‌خب!

‫می‌دونم بابت همچین کاری ‫نیومدین توی جمع ما

‫ولی شما تنها ارتشی هستین که دارم

‫با هیچ ارتشی هم عوضتون نمی‌کنم

‫باشه؟

‫یالا

‫آز؟

‫زیک، خبری شد؟

‫یه جی‌واگن مشکی داره میاد سمتت

‫خودشه

‫خیلی‌خب، همه برین قایم بشین

‫تا خبرتون نکردم شلیک نکنین

‫ماشین اومد توی تونل ‫در رو پشتش قفل کردیم

‫خوبه

‫بجنب، عروسک

‫پس منتظر چی هستی؟

‫سلام

‫عزیزدلم، دیگه راه برگشتی نداری

‫درها چفت و بست شدن

‫جنس‌های تو دست منه ‫مامان من دست تو

‫اگر حالش خوب باشه...

‫معامله‌مون میشه

‫قراره تمام شب به هم خیره بشیم؟

‫یا می‌خوای تمومش کنیم بره؟ بجنب دیگه

‫مادرت زن خیلی جالبیه، آز

‫آره، خودم می‌دونم مامانم چطوریه

‫بهم کمک کرد متوجه یه سری چیزا بشم

‫مدام دارم هویت‌های متفاوتی رو امتحان می‌کنم

‫ولی...

‫هیچکدومشون کاملاً بهم نمیان

‫هی! هی!

‫هی

‫قضیه چیه؟

‫فکر می‌کنی می‌دونی من چی می‌خوام

‫که جفتمون یه چیزو می‌خوایم

‫معلومه که همچین فکری می‌کنی

‫چون این بازی برای مردهایی ‫مثل تو ساخته شده...

‫مردهایی مثل بابام

‫نه برنده‌های این بازی عوض میشن

‫نه بازنده‌هاش

‫برای همین همه انتظار داشتن ‫توی آرکهام بمیرم

‫هیچکس حتی به فکرشم نرسید

‫که ممکنه اونجا چیزی یاد بگیرم...

‫بازی‌های جدیدی یاد بگیرم

‫یه هدیه برات گذاشتم

‫هنوز پیداش نکردی؟

‫هی، آز، قضیه چیه؟

‫آز، چی توی ماشینه؟

‫اوه، گندش بزنن!

‫بقدر کافی زمان داری که فرار کنی

‫البته فکر کنم

‫اگر زنده در رفتی، یه سری بهمون بزن

‫« کافه مونرو »

‫یا خدا! بمبه!

‫مامان؟

‫برات شام آوردم

‫بلند شدی

‫لباس بپوش

‫میریم بیرون

‫بجنب. برو کت و شلوارتو بپوش

‫دیگه نمی‌تونم تنهایی ادامه بدم

‫باید بهم قول بدی

‫که واسه خودت کسی میشی

‫که هر چیزی که لایقشم رو بهم میدی

‫وگرنه زنده نمی‌مونم

‫دیگه نمی‌دونم چطوری می‌تونم ‫با این قضیه کنار بیام، آزوالد

‫ولی تو منو خوشبخت می‌کنی

‫چون حقمه خوشبخت بشم

‫مگه نه؟

‫مگه نه، آزوالد؟ بهم بگو

‫معلومه که حقته، مامان

‫حقته بهترین زندگی رو داشته باشی

‫و من اون زندگی رو برات می‌سازم

‫بهت قول میدم

‫و تا این‌کارو نکردم تسلیم نمیشم

‫ویک؟

‫ببین کی رو پیدا کردم، جناب آقای پنگوئن

‫- زنده دراومدی ‫- به چه اسمی صدام زدی لعنتی؟

‫سوفیا می‌خواد ببینتت

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ] ‫[ @BDSubs ]

‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫WwW.30NaMa.CoM

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.