All language subtitles for The.Fragments.Of.Kylin.EP04

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:skye =قسمت چهارم=

[خرده های چیلین]

[قسمت چهارم]

بانوی ارشد

اینجاست

جیا چون اونجایی؟

درو باز کن

جیا چون درو باز کن

درو باز کن

کسی اونجا هست؟

بانوی جوان

چرا هنوزم دارین تمرین میکنین؟

حالا که ما رو زندانی کردن

پس به این راحتی ازادمون نمیکنن

فردا صبح حتما یه نفر میاد

فردا صبح؟

مجبوریم که

امشب اینجا بمونیم؟

اگه میترسی بیا بشین کنار من

بانوی جوان

بانوی دوم خیلی ادم حیله گریه

شیائو هه

فقط یک شبه

به زودی تموم میشه

الان باید تمرین کنم

بانوی جوان

چرا بعد شنیدن این که بانو یه

چیزی براتون گذاشتن سریع اومدین؟

بانوی یه

شخص افسانه ایه

بیشتر از ده ساله که داره اهریمن ها رو شکار میکنه و عدالت رو برقرار میکنه

اما اصلا طمعی برای شهرت و یا ثروت نداشته

همه

ازش تعریف میکنن و با عنوان

پری فانگ فی صداش میکنن

...اون

الگوی منه

گرسنته شیائو هه؟

اره

بانوی جوان

چطور شده که باخودتون غذا اوردین؟

شیرینه؟

خوش مزه ست

بازم هست

بانوی جوان

سریع بذارینش پایین

اینم

از اینجا برداشتین؟

اجداد عزیز

واقعا متاسفیم

بانوی جوان انقدر اطراف رو نگاه نکنین

با من عذرخواهی کنین

متاسفیم

متاسفیم

منظوری نداشتیم

لطفا عصبانی نشین

منظوری نداشتیم

[لوح یادبود ارباب مو ژونگ دا]

[تالار صداقت]

درو باز کنین

بلاخره پیدات کردم

تو کی هستی؟

منم

[تالار صداقت]

منو نشناختی؟

[تالار صداقت]

نگو که

حافظه ات رو ازدست دادی

[تالار صداقت]

[تالار صداقت]

امشب

شب فوق العاده ایه

انتظار نداشتم که

[تالار صداقت]

اینطوری شده باشی

حتی شبیه

ماهی درحال مرگم نیستی

مگه من چطور شدم؟

[تالار صداقت]

میخوای ازم اطلاعات بگیری؟

بانوی جوان

این غیر ممکنه

بانوی جوان؟

تو خدمتکار من بودی؟

دقیقا

بانوی جوان

من واقعا میخواستم سگ وفادار شما باشم

میخواستم از صمیم قلبم

بهت خدمت کنم

...ولی

...ولی

اون موقع

...من

رو رها کردی

...پس

امشب به اینجا اومدم تا

تو رو

بکشم

بانوی جوان

نترسیدی؟

صبرکن

نمیفهمم

تو پر داری

اما گفتی یه سگ بودی

ببخشید ولی

تو دقیقا چی هستی؟

ولش کن

شیائو هه

از قصد این کارو کردی نه؟

اصلا تغییر نکردی

هنوزم تظاهر به بیگناهی میکنی و به بقیه توهین میکنی

هنوزم خود پسند

و بد اخلاقی

الان کسی اینجا نیست

هنوزم میخوای تظاهر کنی؟

چی میخوای بگی؟

بانوی جوان

ما دوستای قدیمی هستیم

پس سریع انجامش میدم

الان دارم

به سختی جلوی خودمو میگیرم

واقعا اهمیتی نمیدم که

بقیه خرده ها کجان

...من فقط

من فقط یه سوالی ازت پرسیدم

هر طور که مایلی جواب بده

...چون

در قبال بقیه

خرده ها

چیزی که من بیشتر از هرچیز دیگه ای میخوام

زندگیته

بهم بگو

درباره چی حرف میزنی؟

تا سه میشمرم

یک

دو

سه

یو ار

یو ار

کجا میری؟

میرم دنبال طبیب

عجیب نیست؟

توانایی برای شکار اهریمن ها ندارم

اما میتونم اینطوری خودمو درمان کنم

شاید خدا فکر کرده که من خیلی ضعیفم

برای همین توانایی بهم داده تا زود بهبود پیدا کنم

درد میکنه؟

مو یان

ظاهرا

اون اهریمن

درست مثل کلاغ سری قبل من رو میشناخت

بهت چی گفت؟

گفت میخواد منو بکشه

سه سال قبل

من حافظه ام رو ازدست دادم

و اصلا اونو به یاد نمیارم

چیزی که بهم گفت

رو درک نمیکنم

اما

اون منو بانوی جوان صدا کرد

درباره ی

خرده هایی صحبت کرده

درست مثل حرف اون کلاغ

این موضوع

از چیزی که فکرش میکردم پیچیده تره؟

چرا داری اینارو بهم میگی؟

چرا نمیتونم بگم؟

تو حافظه ات رو ازدست دادی

نمیتونی مطمئن باشی

که کلماتت

بهت ضرر میرسونن یا نه

شاید

توطئه بزرگی در جریانه که

ما همه مهره ها شیم

و شاید

در اینده باهم دشمن شدیم

مو یان

فکرمیکنم که تو ادم قابل اعتمادی هستی

حالا که حالت خوبه

من دیگه میرم

چراغ مشکلی داره؟

من میرم

احمقی؟

بیا بریم

♫کسی که تو رویاهامه♫

♫مثل یک گل سقوط میکنه♫

♫قلب مثل یه بیابون پژمرده میشه♫

♫باد و باران هوس های سرنوشت رو دیدن♫

♫داری کجا میری؟♫

♫نمیتونم♫

♫عاقبت این سرنوشت رو ببینم♫

دانشی از طلسم ها نداری

♫کی این موسیقی رو تو قلبم میخونه؟♫

ولی مهارت خوددرمانی داری

توسط اهریمن ها شکار شدی

و حتی حافظه ات رو ازدست دادی

...تو

واقعا پر از معمایی

♫گذشته مثل یه رویا میمونه♫

ولی حالا که تو به من اعتماد کردی

فکر میکنم

منم باید بهت اعتماد کنم

خیلی خوب باهات رفتار میکنم

مو یان

طلسم ها رو

بهم یاد بده

صبح بخیر

ارباب جوان

چایی بخورین

برادر یان

شنیدم که دیشب اهریمن ها حمله کرده بودن

...من

چرا صبح به این زودی راجبه کار صحبت میکنین؟

ارباب جوان

چرا به نظر

کمی رنگ پریده میاین؟

بیا تو اتاق مطالعه صحبت کنیم

واقعا که اخلاق نداری

بانوی جوان هنوز زخمیه

برادر یان

متاسفم

اگه دیشب تو عمارت مو بودم

مشکلی نیست- ...این-

به تو ربطی نداره

راستی

صورت اون اهریمن رو دیدی؟

مثل یه پرنده پر و پنجه داشت

عقاب سمی

مادرم همیشه میگفت

عقاب های سمی دو شکل پرنده و عقاب دارن

و تو شیرجه زدن مهارت بالایی دارن

شدیدا خشن و تشنه به خون

و بداخلاقن

و همیشه

صدای گریه بچه رو درمیارن

و ادم خوارن

یوار گفت

که عقاب سمی میخواسته بکشتش

عقاب های سمی اهریمن های نادری هستن

به خاطر توانایی پروازشون

معمولا

به عنوان قاتل تربیت میشن

اهریمن های سطح بالایی هستن

ولی تاجایی که میدونم

عجولانه رفتار نمیکنن

فکرمیکنم که

به خاطر دستور مافوقش به اینجا اومده بوده

عجیبه

بااین که بانوی جوان از خاندان شوان یوانن

اما

توانایی های ضعیفی دارن

تو دنیای هنرهای رزمی

هیچ کس تاحالا چیزی درباره ی شکار کردن ایشون چیزی نشنیده

قبیله اهریمن هیچ کینه ای علیهشون نداره

چرا باید ایشونو بکشن؟

منو بانوی جوان صدا کرد

شاید کینه ای علیه خاندان مو داره

و تصادفا

یو ار دیشب تنها بود

امکانش هست موضوع درباره ی خودشون باشه؟

خیله خوب ا لان

بیا برای رفتن به حومه شهر اماده شیم

بانوی جوان

بیا داخل

بانوی جوان دیشب خوب خوابیدین؟

اره

از وقتی به عمارت مو اومدم

هیچ وقت انقدر خوب نخوابیده بودم

به خاطر ارباب جوان؟

جایی که

دیشب خوابیده بود

خیلی گرم بود

بانوی جوان همیشه به خاطر این اخلاقتون تحسینتون کردم

چی؟

همیشه نظرتون رو میگین

هیچ وقت خجالت نمیکشین

قراره که ارباب جوان به اتاق برگردن؟

مگه قبلا از اتاق رفته بود؟

اگه نرفتن پس به نظرتون

چرا تمام این مدت رو تو اتاق مطالعه خوابیدن؟

مویان هیچ وقت به من چیزی نگفت

حتما کار مهمی داره که باید بهش رسیدگی کنه

...درضمن اون

همه ی این کارها رو کرده که از من دوری کنه؟

خیلی بهتون حسودیم میشه

به ندرت نگران میشین و زندگی راحتی دارین

چیزای زیادی هست که نمیتونم به یاد بیارم

...بانوی جوان لطفا

بانوی جوان

چرا هنوز زخمی هستین؟

درد میکنه؟

چیزی حس نمیکنم

ولی یادمه که شما

اصلا زخمی نمیشدین

درست میگی

زخم های دیشبمم

همه خوب شدن

...نکنه این

جای شمشیر مویانه؟

کیه؟

منم

جیا چون الان تو حیاط پشتی داره مجازات میشه

امروز به همتون نشون میدم

چه اتفاقی میافته وقتی کارتون رو به درستی انجام ندین

بانو لطفا بهم رحم کنین

بانو بانو

بانو لطفا بهم رحم کنین

لطفا بهم رحم کنین

بانو

دیشب

تو تالار اجدادی به بانوی جوان حمله شد

و تقریبا جونش رو ازدست داد

بانوی جوان تو تالار اجدادی چی کار میکرد؟

میخواستم از بانوی جوان انتقام بگیرم

...پس

به خاطر همینم گولش زدم تا به تالار اجدادی بیاد

چطور جرات کردی

چرا میخواستی از بانوی جوان انتقام بگیری؟

ادامه بدین

بانوی من

بهتون میگم

بهتون میگم

یک روز بانوی جوان میخواستن شیرینی بادومی بخورن

برای همین اشپز منو فرستاد تا شیرینی ها رو بهشون تحویل بدم

شبش

اشپز بهم گفت

بانوی جوان بعد خوردن

اون شیرینی ها بیرون روی گرفتن

و میخوان منو مجازات کنن

میخواستم از بانوی جوان خواهش کنم منو ببخشن

ولی قبل ازاین که بتونم برم

به اشپز گفته بودن

که منو مجازات کنه

در نتیجه

شش ماه جریمه شدم

من تنها پسر

مادرمم

مادرم مریضی بدی داشت

و من نتونستم هزینه های درمانش رو پرداخت کنم

...درنتیجه مادرم

مادرم چند روز پیش

به خاطر مریضی جونش روازدست داد

ازش متنفرم

یعنی چی؟

این درست نیست

چرا داره داستان درست میکنه؟

اروم باش

واقعا؟

بانوی من لطفا عدالت رو در حق من اجرا کنین

میدونم که کینه داری

هرکسی بود ناراحت میشد

ولی باید از قوانین خاندان پیروی کنیم

تو به بانوی جوان صدمه زدی

امروز تصمیم گرفتم که

حقوق شش ماه رو بهت بدم

و اخراجت کنم

مادرت رو بااحترام دفن کن

ممنونم بانوی من

صبرکن

تو به همسرم صدمه زدی

نمیتونی به این راحتی پرونده رو ببندی

یان ار

تو تازه رسیدی

و کل داستان رو نمیدونی

عمه گفت که باید از قوانین خاندان پیروی کنیم

اگر همچین انتقام گیری رو

بشه به این راحتی بخشید

پس قوانین خاندان مو

اصلا ارزشی ندارن

ا لان

ارباب جوان بانوی من

یان ار

داری چی کار میکنی؟

این تو اتاق عمو شو پیدا شده

اون کسی بوده که شش ماه حقوقت رو کمتر پرداخت کرده

حقوق کارکنان اشپزخانه

هیچ وقت کم نشده بود

شو هو فو مادرمو برگردون

شو هو فو

بانوی من کمکم کنین

بانوی من قول دادین کمکم کنین

بانوی من

کمکم کنین بانوی من

زانو بزن

یان ار

عمو شو حقوق کسی دیگه رو برای خودش برداشته

و باید مجازات بشه

ولی جرمش اونقدرم جدی نیست

هرچی باشه زمان زیادیه که تو عمارت مو عه

بستگی به این داره

که کی از جیا چون خواسته اون پیغام رو برسونه

حالا که اعتراف کردی

تو هم باید دردی که

همسرم کشید رو بکشی

درباره ی بقیه اش هم

بعدا صحبت میکنیم

صبرکنین

همسر

بانوی من

چرا اومدی؟

فکر کردم که اینجا اتفاق مهمی درجریانه

نمایش خیلی بزرگیه

بانوی دوم

دارین عدالت رو در حق من اجرا میکنین؟

بعد همچین اتفاقی

...البته که باید

جیا چون دیشب اون پیام رو به من داد

فکر کردم که میخواین از این بهانه

برای مجازات کردن من تو تالار اجدادی استفاده کنین

و این که

من نه اون شیرینی ها رو خوردم

و نه بیرون روی گرفتم

جیا چون بذار ازت بپرسم

ما هیچ کینه ای ازهمدیگه نداریم

چرا میخواستی از من انتفام بگیری؟

فکر میکنم که

یکی از قصد از اون استفاده کرده

یو ار حتما شوخیت گرفته

دیروز درباره ی

هنرهای یک زن من ناراحتتون کردم

و با شناختی که از صبرشما دارم

مطمئن بودم که

بعد اون جریان درس بزرگی بهم میدین

ولی

شما حتی این مرد بیگناه رو

درگیر نمایش خودتون کردین

چطور کسی میتونه

همچین کار زشتی رو انجام بده؟

شوان یوان یو انقدر مغرور نباش

بانوی دوم

لطفا ما رو درگیر حقه های خودتون نکنین

در اینده

اگه زمان اضافی داشتین

با ارباب دونگ لینگ به تالار نمایش برین

همسر

من خسته ام

واقعا خسته ای؟

اره

♫با مو یه تو دستم♫ (مویه:یه شمشیر افسانه ایه)

♫تشخیص درست و غلط خیلی سخته♫

...تو واقعا

انقدر خسته ای؟

اره

چرا جلوی عمه انقدر بلبل زبونی میکنی

اما به من میرسه هیچی نمیگی؟

وقتی با یه احمق صحبت میکنی

باید حسابی صحبت کنی

وقتی باادم بدا صحبت میکنی

باید سرسخت و جدی باشی

اون نه تنها احمقه بلکه ذات بدی هم داره

منطقی بود

♫نفرینیه که نمیشه جلوشو گرفت♫

♫عشق مثل هرچیز دیگه ای زنده میشه♫

چرا بهم خیره شدی؟

دارم بهت نگاه میکنم چون خیلی خوش قیافه ایه

♫گفتن عشق سخته و فهمیدن نفرت سخت تر♫

♫هیچ کس به غم و شادی اهمیت نمیده♫

♫هیچ وقت ازعشقم به تو دست نمیکشم♫

راستش امروز نیازی نبود ازم دفاع کنی

تو همسرمنی

و باید ازت دفاع کنم

منظورم اینه که

نیازی نیست خودتو درگیر همچین موضوعی کنی

پس کی باید خودمو درگیر کنم؟

نظری ندارم

وقتی فهمیدم بهت میگم

دیشب نجاتت دادم

اما امروز میگی به من نیازی نداری؟

همونطور که میبینی

من توانایی خود درمانی قوی دارم

کسی نمیتونه به من صدمه بزنه

ولی حتی تو هم ممکنه بمیری

درسته

اگه نیومده بودی

قطعا مرده بودم

اینو نگو

عصبانی شدی؟

توافق دو ساله امون هنوز تموم نشده

نمیتونی بمیری

مگه توافق نکردیم سه سال باشه؟

کی اینو بهت گفته؟

...تو

چرا بهم خیره شدی؟

بهت نگاه میکنم چون خیلی خوشگلی

مو یان

چقدر ادمای سرکشی هستن

بله مادر

باید یه درس خوب به شوان یوان یو بدیم

بهش درس بدیم؟

چطوری؟

تنها چیزی که تو خوب بلدی خوش گذرونیه

چه انتظاری میتونم ازت داشته باشم؟

مادر

یکم چایی بخور

عصبانی نباش

بیا

بیا بشین

مادر

من تازه برگشتم

هنوز نمیدونم چی شده

و شوان یوان یو به طور غیر مستقیم بهم توهین کرد

...من

غیر مستقیم بود؟

حتی اسمتم اورد

پسره ی احمق

مادر عصبانی نباش

...شوان یوان یو

به نظر یه رسوایی داره

مادر

یه نظری دارم

چه نظری؟

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:skye

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.