Afrikaans
Akan
Albanian
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه اي مشترک از تيم ترجمه « Show-Time, Opus-SuB, iMovie-DL »
WwW.Show-Time.iN @Showtime
WwW.iMovie-DL.Co @imovie_dl
ما را در تلگــــــــــرام دنبـــــال کنيد @OpusSub @imovie-dl
ترجمه از ميلاد طاهرخاني، فهيمه، وحيد، سحر «M.i.l.a.d, F@hime, VahidMax, S.VS.B»
حرف بزن. حرف بزن
براي آخرين بار ميگم
عبدسلمان آل-آرکان از زندان پاريس آزاد کنيد
من لوکاس گريوز هستم، از آيديپي نيوز امضاش کنيد
خواهاش میکنم. اونا ميخوان همه ما رو بکشن
اونو آزاد کنيد، وگرنه تا 45 دقيقه ديگه گروگانها رو اعدام ميکنيم
اونا ما رو ميکشن
قوي باش
مقصد تاييد شد
بايد بکشيشون
بقول معروف، يه غربي مردم خودش رو ميکشه
محاسبه مجدد مسير
تا الان دیگه باید زنگ میزدن
بايد تا الان زنگ ميزدن
نه، نه، نه، خواهاش ميکنم
لطفا منو نکشيد
بريد، بريد
يالا. تکون بخوريد. بريد
اونا دارن فرار ميکنن! يالا! بريم
بريد
من ميرم سمت شمال
باشه
جستجو رو سمت جنوب ادامه بدين
منطقه اطراف رو ببندين
لعنتي. اون اينجا نيست
فورا سوار کاميونشون کن
بريم! بريم
کيمبرال اينجا نيست. کليدها دست اونه
زودباشين
اون ديگه چه کوفتي بود؟
"بايد بريم، "شو
يالا، يالا، يالا
کيمبرال کدوم گوريه؟
چهل ثانيه دير کردي، کيمبرال
برو، برو
کدوم گوري بودي؟
اون تير خورده - بهم فضا بدين، بهم فضا بدين -
آليس، آليس
يالا
لعنتي
ابي
تکون بخور، تکون بخور، تکون بخور، تکون بخور، تکون بخور چي شده؟
تير به سينهاش خورده
چقدر ديگه ميخواين لفتش بدين؟
لعنتي. لعنتي
خيليخب
خدايا
اون مرده
لعنتي
تقصير توئه
چه اتفاقی افتاد؟
لعنت بهاش
چه اتفاقی افتاد؟
من فرصت منفجر کردن محموله سلاحهاشون رو داشتم و منفجرش کردم
اين بخشي از نقشه کوفتي نبود - من روش حساب کرده بودم -
روش حساب کرده بودي؟ - ...من مسير و سرعت رو انتخاب کردم -
کجا بودي؟ - از برنامه کامپیوتریت استفاده کردي؟ -
شو، کمتر از نقطه صفر -صفر بود
شو، الگوريتم عالي بود
گروگان رو از دست دادي؟
رئيس حسابي کفري ميشه
ما رو از اينجا ببر بيرون، هاش
ميخواستي منو ببيني؟ - آره. بيا داخل و بشين -
اجازه ميدم بري
چي؟ - اجازه ميدم بري -
من ديگه به خدماتت نيازي ندارم
ميدوني، مهمترين چيز توي اين کار
اينه که بدوني ميتوني به افرادي که درکنارت هستن اعتماد کني
قبلا هم بهت گفتم، اين برنامه توئه هنوز آماده نيست
و درمقابل تيم قرار گرفتي
برنامهام آماده نيست يا فقط ازش خوشت نمياد؟
يه زن مُرده
ميتونست بدون الگوريتم هم اتفاق بيوفته اين گردن من ننداز
تو ميخواي همه اين بهونهها ...رو تو سرت بسازي، الگوريتم
هرچي که هست، يه نفر مُرده
چونکه تو به کامپيوتر بيشتر از تيم خودت اعتماد کردي
بايد بري
بهت که گفتم خيلي سريع گسترش پيدا کرديم
ميخواي همونجا بشيني و اعصابم رو خرد کني يا برگردي سرکار؟
دفعه ديگه... به حرفت گوش ميکنم... البته شايد
چطور بگي، به قولي، "من احمقم"؟
من احمقم
چرا ميخواي چينگدائويي ياد بگيري؟
تقريبا براي يه گوش غربي رمزگشاييش غيرممکنه
من غيرممکنها رو دوست دارم
اين بازي، گو، جالبه (قديميترين بازي تختهاي تاريخ بشري)
چرا فکر ميکني هميشه برنده ميشي؟
چون من از موقعي که 4 سالم بود دارم "گو" بازي ميکنم
و تو 2 سال پيش شروع کردي
همهچي بايد همزمان به جريان بيفتن
اون منطقه رو به عنوان يک واحد درنظر بگير
مهرههام هم به عنوان يه واحد درنظر بگير همهچی باید همزمان به جریان بیوفته
وقتي که توي کارخونه بودي هيچکدوم از افرادت باهمديگه حرکت نکردن
شما همزمان با هم حرکت نکرديد
کيمبرل سعي داشت تو رو شکست بده
شايد من بايد به تنهايي کار کنم
هيچکس تنهايي اين کارو نميکنه
گمونم براي همين من صداتو وقتي که سر کارم توي سرم ميشنوم
ممکنه که شبيه صداي من باشه ولي من فکر ميکنم که صداي حس درونيته
از همه زماني که نياز داري استفاده کن
ولي وقتي که برگردي ازت ميخوام که بازيکن تيم باشي
مثل کيمبرل نباش
حس دروني رو با نفس اشتباه نگير
اين بار رو بهم اعتماد کن، شو هميشه به حس درونيت گوش کن
هميشه
ماهوارهي ارتباطي اصلي
براي حل يک مشکل طراحي شده
طوري که سيگنال را با موفقيت در اطراف منحني زمين ارسال کنه
تا سيگنال به گيرنده برسه
امروز، ما در تکنولوژي يوشنگ مفتخريم که به شما
آيندهي فناوري ماهواره را معرفي کنيم
ما با واحدهاي کوچيکتر سريعتر اين کار را انجام ميدهيم
حالا کي اين تصوير گرافيکي تغيير ميکنه؟
من تصوير گرافيکي نميخوام
اينجا که سيرک آفتاب نيست
شايد وقتي به ماهواره ميرسم يه ببر بپره بيرون
چين
لطفا، يه کمي اينجا کمک کن
چيه؟ من ببرها رو دوست دارم
خيليخب، همگي. بيايد دوباره راه اندازي کنيم و پنج دقيقه ديگه دوباره تکرارش کنيم
يوشنگ؟ - چيه؟ -
نگران نباش، داداش کوچولو عالی انجامش میدی
ممنون
انتظار نداشتم اينجا ببينمت
شغل تو پرمشغلهتر از شغل منه
کي ميدونست متخصص امنيتي بودن انقدر وقت گير بشه؟
هفته ديگه توي ماکائو کار ميکنم
پس توي محله بودي
عاليه که ميبينمت، چين
کاش ميتونستم همين حرف رو درمورد برادرت هم بزنم
چه کمکي ميتونم بهت بکنم؟
يوشنگ توي دردسر افتاده
نابغه باشه يا نه اون خيلي بيدقته
آدماي زيادي مُردهاش رو میخوان - کي؟ -
يه شرکت به اسم روسکو که بيشترين نگراني منه
اونا يه غول تکنولوژي هستن دفتر مرکزيشون تو ژنوـه
و تاحالا سه بار سعي کردن يوشنگ رو بخرن و اون رد کرده
اونا آدمايي نيستن که جواب نه رو قبول کنن
اون اين آخر هفته براي جشن مجردي به بانکوک ميره
و نميخواد باديگارد ببره
من بهت پول ميدم
ما خانوادهايم، لازم نيست
جشن تمومه، بريم. اينجا امن نيست
خوشحالم که اينجايي
خيليخب، پسرعمو
من ميبرمت خونه
من گاليلئو هستم، تو زنداني شماره 1764 هستي
تکرار ميکنم، تو زنداني شماره 1764 هستي
به هيديس خوش اومدي
توجه کن، زنداني 1764
گزارش شده که در باغوحش مبارزه کردي
شروع مبارزه
مبارزه تمومه
زنداني 1764، دو ساعت زمان خلوتگاه به شما تعلق گرفت
همه زندانيان باقي مانده به سلولهاتون برگردين
خوبي؟
همه زندانيان به سلولهاتون برگردين
بايد يکي باشه که بتونيم باهاش حرف بزنيم
تا ما رو از اينجا ببره بيرون من هيچ کار اشتباهي نکردم
من هيچ کار اشتباهي نکردم
زنداني 1764 خودتو به خلوتگاه معرفی کن
اين چيه؟
بايد جايي که برندهها ميرن باشه
شو ناپديد شده، اين قانونيه چيزي به دست آوردي؟
پسر عموش ميگه که اون 18 ساعت پيش سعي کرده که با هردوشون تماس بگيره، ولي شانسي نداشته
جشن شنبه شب گرفته شده - از جشن چيزي نفهمیدی؟ -
هيچ دوربين مدار بستهاي درکار نيست، هيچي
خيليخب، من بررسيش ميکنم
همه زندانيان به سلولهاتون برگردين
همه زندانيان به سلولهاتون برگردين
اولين چيزي که سعي ميکنن تو حبس انجام بدن اينه که روحتون رو از بين ببرن
اجازه ندين که اين اتفاق بيوفته بايد از نظر ذهني قوي بمونيد
براي يه فرار موفقيت آميز بايد روی سه عامل کليدي تمرکز کنيد
اونا چي هستن؟
يک، طرح رو بشناسي
برنامه روزانه رو بفهمي
سه، کمک گرفتن از داخل يا خارج
کار تيمي، دقيقا ميتونم بگم، يکي از کارهاي مورد علاقهاته
يادت باشه، شو. بايد باهمديگه حرکت کنيد همهچي بايد همزمان به جريان بيوفته
يک، هفت، شش، چهار
تو سرپرست هستي؟
پسر عموت مرد باهوشيه
اون بهم جزييات اختراعش رو داد 34ACJL شمارهي
36نيستBBBCKولي شمارهي
ازت ميخوام که متقاعدش کني تا اونو بهم بده
چرا بايد اين کارو کنم؟
شما باهم بزرگ شدين
مثل 2تا برادر
ولي برادر نبودين
يه مصيبت خانوادگي مجبورت کرد تا با اون زندگي کني
تو از يوشنگ متنفر بودي
اون هميشه از کساي ديگه باهوشتر بود
اون ميتونست به آدماي زيادي کمک کنه ولي درعوض روي خودش تمرکز کرد
و به ثروت رسيد
...و حالا، عشقش به پول
...اختراع گرانبهاش
تو رو به کشتن ميده
من همهچي رو درمورد حيوونام ميدونم
ميخواي بدوني من کيام؟
من نگهبان باغوحش هستم
تمام زندانيان به باغوحش اعلام حضور کنن
تمام زندانيان به باغوحش اعلام حضور کنن - به اون چي گفتي؟ -
چي؟
اختراع اولت رو به اون دادي
خب؟ اونا منو شکنجه دادن اين يکي چيزي نيست
اون همهچي رو درمورد گذشتهمون ميدونست - من بهاش نگفتم -
اختراع دومت، چيه؟
تکنولوژي ماهواره مکعبي پيشرفته يه متحول کننده بازيه
ميتونه هر کامپيوتري در دنيا رو دردسترس و تحت کنترل دربياره
مثل یه شاه کلید سایبری و چیزی که فکر میکنی نیست
بحث پول نیست خودم اختراعش کردم خودمم میتونم دفنش کنم
بیفته تو دستای آدم اشتباه، بازی تمومه
سیستم های دفاعی، کد بمب های هستهای هیچ کس دیگه در امان نیست
کیمبرل
نه، نه هر روز که روز مبارزه نیست
تو اینجا چیکار میکنی؟
من پسر عموشم
فکر نکنم بودن همزمانمون تو اینجا اتفاقی باشه
فکر میکنم اونا دنبال برسلین هستن
میدونی، بعد از گذروندن ،مدت زیادی تو اینجا با این شرایط
،چشم و گوشم رو باز کردم
،فقط چیزی که میدیدم رو انجام نمیدادم چیزی که میشنیدم رو تکرار نمیکردم
چند وقته که اینجایی؟
گفتنش سخته
اگر خیلی خوب تخمین بزنم... چند ماهی میشه
اینجا چجور جاییه؟
شایعات زیادی هست، مثل اسطوره شناسی
بهاش میگن سازمان بازداشت زندانیان با ارزش
.هیدیس
اسطوره شناسی یونان؟
.سرزمینِ مرگ
.هر کسی بره داخل بیرون نمیاد .به همین راحتی
.به نظر آشناست - .آره -
حرف از اینه که آدمایی پشت این مقبره ،قرار گرفتن و تغییر یافتن
و بعدش قوی شدن - این لاشیها کی هستن؟ -
جاسوسها، جنایت کارها دلالها،مقامات رسمی
.سود، سود زیاد
از کجا میدونی اون اونجاست؟
پسرعموش یوشنگ توسط رقباش ،تو لیست ترور قرار گرفته
یه شرکت فناوری ماهوارهای به اسم راشکو
روز های مبارزه و روز های صلحی هست
.اگه یه مبارزه رو ببری، یه سری امتیاز میگیری
...اگر سر باز بزنی یا ببازی
.اوقاتت اینجا تلخ و تلخ تر میشه
"برای همین بهاش میگن "باغ وحش .همهی ما اینجا حیوون هستیم
افراد شایسته زنده میمونن
،اگه در این حد دلت میخواد یه نفرو ناپدیدش کنی چرا فقط نمیکشیشون؟
چون در اون صورت دنیا میفهمه که مُردن
اینجا، فقط اونا نیستند
پس باید وارد بشیم، نجاتشون بدیم
.نمیتونیم همینجوری سرمون بندازیم بریم نقشهای نداریم
هیچی نداریم - تو از مقبره همینجوری بدون نقشه فرار کردی -
.آره، خب، شانس آوردم
ما حتی مطمئن نیستیم که شو اونجا باشه
و اگر باشه چی؟ - ببین، اگر اونجا باشه، میریم سراغش -
اما بدون نقشه بریم .تو دردسر میفتیم
فکر میکنی نمیتونم انجامش بدم
خیلی کلهگندهتر از مان
.خیله خب
.قربان، یه نفوذ اطلاعاتی داریم .یه نفر وارد سیستممون شده
.چی؟ خاموشش کن. خاموشش کن همین حالا
ترجمه از ميلاد طاهرخاني، فهيمه، وحيد، سحر
.فقط داشتم برنامه امشبو جمع و جور میکردم
تنها رابطیه که تو راشکو دارم
مطمئن نیستم باهات حرف بزنه اما برای شروعه جای خوبیه
یه یادداشت؟
خب چی دستگیرت شده؟ - خب -
دوتا چیز. یک حساب بانکی سیاه ،به اسم مستعار اسپرو
راشکو براشون پول می فرستاده
و همچنین 10 میلیون برای لئان گراسی فرستادن
یه دلال سیاسی برای صعنت زندانهای خصوصی
این لئان گراسی رو می شناسم
حدود 13 سال برای هیئت زندان کار می کرد
و بعد هربار که من از یکی از زنداناش فرار می کردم
خیلی برانگیخته میشد
پس تصمیم گرفت بره بخش خصوصی
از اون موقع چیزی ازش نشنیدم
امروز خیلی خوب به نظر میای اما خودت می دونستی
یه مشروب برات بیارم؟
مشروبی که تو داری رو نمیخوام
،می دونم سر به راه نشدی و کارت واقعا ریختن مشروب نیست
پس بهم بگو، دی روسا، اینجا چیکار می کنی؟
راحت می تونم همین سوالو از خودت بپرسم
آره، خب، سوال شخصیه
یه تماس از ابیگل داشتم اولین باره
بعد از مدتها که پشت میزنشین بودی برگشتی به میدون
فکر می کنه یکم فرسوده شدی
بهم برخورد
اون اینجاست
اون یارو رو خوب می شناسی؟ - منظورت اون یارو که ادا گانگسترارو درمیاره؟ نه -
می شناسیش؟
می خوای معرفیت کنم؟
از کی تا حالا انقدر رابطه ات با ابیگل صمیمی شده؟
به قول خودت، شخصیه
چطوری، لئان؟
لئان
می دونی، یکی از آدمام گم شده
و فکر می کنم تو یه زندان مخفی به اسم هیدیس ـه
برات آشنا نیست؟
و یه کمپانی به اسم راشکو هست شرکت فناوری ماهواره ای اروپا
حدود 10 میلیون دلار بهت پول دادن اون چی؟
10میلیون دلار
یه عالم پوله اما من فکر می کنم همه اینا کسشره
چون تو واسه فناوری ماهواره ای کاری نمی کنی
...ببین، ری
واسه منفعت زندان مخفی کار می کنی، درست میگم؟
...ببین، ری - قراره هرچی می دونی بهم بگی -
!تکون بخور
برسلین
برگشتن حال داد؟
نه، حال نداد
لئان، واسه کی کار می کنی؟ - ...متاسفم، ری، نمی تونم -
بیخیال، یه کار می خوای، دی روسا؟
لعنت، آره
یه حساب خصوصی بانک هست و لازمه شناساییش کنم
با مردن اونا، تنها سرنخ ماست
خیله خب یه روز بهم وقت بده، ته توشو درمیارم
Milad Taherkhani, F@hime, VahidMax, S.VS.B
از کجا میای؟
واسه زندان کار می کنم، آشپزم
درباره آشپزخونه بهم بگو
منظورت چیه؟
از سلولت چجوری برم اونجا؟
باید برم
آره
سمت اشتباهی از باغ وحش اومدی، دوستم
می خوام پدرمو دربیاری؟ - چی؟ امروز روز بدون مبارزه است -
زودباش
داری چه غلطی می کنی؟
فکر کردم می تونم روی دکتر کار کنم یکم منفعت جمع کنم
معلوم شد دکتر یه چراغ روشنه
اسم من آکالاست
شو
چی؟ - با اونا تماس گرفته -
آدمت توی راشکو منو فرستاده تو تله
اما به نظر یکی رو پیدا کردم که می تونه مارو به شو برسونه
این یارو کجاست؟
الان؟ تو ماشینیه که دنبالشم
امیدوارم بدونی داری چیکار می کنی
بهت زنگ می زنم
کجا قایم شدی؟
!لعنت
بگا رفتم
زندانی 1764 و 1765 ، به باغ وحش حضورتونو اعلام کنید
تکرار می کنم، به باغ وحش حضورتونو اعلام کنید
دیشب دوباره شکنجم دادن
وقتی بچه بودیم همیشه از نظر روانی از من قویتر بودی
یادته؟
الانم باید همینطوری باشی
مبارزه رو شروع کنین
مبارزه تمومه
زندانی 1764، 1765 دو ساعت در جایگاه به دست آوردین
تئوری ساختار منفی
از چیزی که می بینی برای کشیدن نقشه ی چیزی که نمی تونی ببینی استفاده کن
اینجوری طرح بندی خودشو بهت نشون میده
مغزتو آموزش بده فراتر از دیوارهای مادی که محدودت کردن ببینه
اون طرف سلول ها یه دنیای کاملا جداگانه است
،راهروهای ورودی، اتاق بازجویی، درمانگاه، آشپزخانه مرکز فرماندهی
درحال حاضر، همش فضای منفیه
اما نه برای مدت طولانی
خودمونو از اینجا بیرون می برم
لعنت
زودباش لوک، کجایی؟
این آخرین شماره ایه که لوک از تلفنش زنگ زده
راشکو جنیوا؟
به هاش خبر بدم؟
نه
...می دونی، یکی یه بار بهم گفت
...تنها چیز مهمی که برای حل کردن سخت ترین معماها
... باید به یاد داشته باشی
اینه که طوری طراحی شدن گولت بزنن
فرضیاتت رو رد میکنن
و فرضیات من داره میگه هیچ راهی نداره
که بذاری لوک مستقیما برخلاف قانون شرکت عمل کنه
ببین، اون فقط می خواست یکم کارعملی بکنه
فکر کردم فرصت خوبیه براش تا رد چیزی رو بگیره
و حالا لوک و شو گم شدن
تو زندانی 1924 هستی تکرار می کنم، زندانی 1924 هستی
به هیدیس خوش اومدی
قربان، حس کردم یه خبرایی هست ،سیستم رو هک کردم
و اساسا، لوک سعی کرده راسکو جنیوارو ملاقات کنه
جدی میگی؟
بهاش گفتم از اینا دور بمونه چطور درگیرشون شده؟
تقصیر منه، یکی از رابطامو بهش دادم
بیاین
بعد از اینکه گم شدی برسلین شروع به گشتن کرد
فکر می کنه همون آدمایی که "تومب" رو ساختن پشت اینجان
...پس من
گند زدم، کارم به اینجا کشید
مهم نیست به درآوردن طرح بندی اینجا نزدیکم
می خوای چیکار کنی؟ - فعلا هیچی -
هرچی ارتباط کمتر داشته باشیم، بهتره
شو، زندانی شدن هر سه تا متخصص برسلین
تو اینجا نمی تونه تصادفی باشه
نه، نمی تونه
فرض میگیرم که تحت نظرمون دارن
لطفا
به تسلیم کردنش نزدیکه
نزدیک؟
دووم نمیاره
پس لازمه چیزی که می خوام رو بهم بده
یا غذای باقی حیوونا می کنمش
از زمانی که بچه بودم سعی می کردم سوپ پودینگ درست کنم
اما هربار، خمیرش خیلی سفت میشد
ببین، نمی دونم فازت چیه
اما، من نمی خوام بمیرم
بلایی که دارن سرت میارن اشتباهه
پس بذار کمکت کنم بری خونه
وقتی از سلولم میرم به آشپزخونه چشمامو می بندن
این تنها راه دیدن نیست
16،17،18،19،20...
چندتا قدم؟
24
تنها هدیه ای که هر زندان بهت میده زمانه
هدرش نده
هر فرصتی که گیرآوردی طرح بندی رو تجسم کن
امروز صبح 45 قدم بود
چی؟
قدم ها به آشپزخونه
مسافت دو برابر شده؟
!زودباش
باید برم داخل جایگاه
آره منم نوشابه میخوام
خوب بخوابی
همه ی زندانی ها به بخش خودتون برگردین
،تکرار می کنم همه ی زندانی ها به بخش خودتون برگردین
حتی اغلب پیچیده ترین داستان ها هم براساس یک ایدهی کلیه
اکثر مواقع جواب درست جلوی چشمته
زندان درحال حرکته
ستون های سلولی نقطه ورود رو به باغ وحش تغییر میدن
مثل مکعب روبیک؟
هیچ جریان روزمره ای نداریم. طرح بندی هم نداریم
و کمکی هم نداریم
شاید داریم
نئونازیست؟
نابغه های کامپیوتر یه مدت قبل آوردنشون
تو یه زیرزمین شانسی تو ایسلند گیرشون آوردن
"اسم خودشونو گذاشتن "لیجن
رهبرشون "کاونت زیرو"ـه
به ثروت 500تا شرکت گند زده
که من و تو حتی نمی تونیم حساب کنیم
اما مسئول باغ وحش ما یه مشکل داره
"چون نمی دونه کدومشون درواقع کاونت زیروـه"
شب و روز ازشون بازجویی می کنن
تا حالا جایگاه نرفتن
چرا براشون اهمیت داره؟
چون کاونت زیرو مشخصات زندان رو بدست آورده
باید بدونن کیه و سرورهاش کجان
مشخصات زندان؟ - آره -
اگه قبل از زندان بفهمی کدوم یکی "کاونت زیرو"ـه
شاید بتونه کمکمون کنه
می خوام باگ رو ببینم (باگ به معنی حشره)
می خوام باگ رو ببینم
اگه کتاب درمورد حشرات می خوای طبقه ی بالان
باشه. از این طرف
باگ
دی روسا؟
اسپرو
کیه؟ - بیخیال. نمی تونم تحویل تو بدم -
مشتری های انجمن حشرات
ناشناس باقی می مونن - ناشناس باقی می مونن -
...بالاتر از باقی چیزا - خفه شو، باگ -
خیلی وقته مثل داداشیم
عاشق کارتونم
...حالا، باگ
اما مجبورم پدرتو دربیارم
اگه دهنتو باز نکنی
یه اسم بهت میدم
ممنون
یه چیز دیگه هم ازت می خوام
یوشنگ نزدیکه
وقت تمومه
داری ازش می خوای زندگی کاریشو تسلیم کنه
هردو می دونیم قضیه این نیست
دقیقا می دونی اون تکنولوژی چه کارا می تونه بکنه
!وقت تمومه
!نه
مبارزه تمومه
زندانی های 1789، 3486، 6412
شما 2 ساعت زمان در جایگاه بدست آوردید
به کمکتون نیاز دارم
یکی از شما طرح اینجارو می دونه
صبرکنین، جایگاه
تا حالا اونجا بودین؟
اون طرح رو بهم بدین، می تونم ببرمتون داخل
ما لیجن هستیم
ما لیجن هستیم
کاونت زیرو
اگه بهم منطق طرح رو بندی، می تونم ازینجا ببرمت بیرون
از کجا فهمیدن؟
کیمبرل داشت تلاش می کرد توجه تورو به خودش جلب کنه
تو همه چیزو بهم گفتی
تو واسه زندان کار می کنی
من زندان رو می چرخونم
جسپر کیمبرل ما؟ متوجه نمیشم
باید ردپاشو از وقتی که اینجارو ترک کرده
تا هرجایی که الان هست بگیری
هیدیس باید یه قبرستونی باشه
آره، عالم اموات
ابیگل، میشه یه دقیقه تنهامون بذاری؟
باشه
می دونم اختلافات خاص خودمونو داریم، اما باید از خودت بشنوم
قسم بخور باهم مشکلی نداریم
از چی حرف می زنی، مرد؟ البته که مشکلی نداریم
خیله خب
و هنوزم بهم خوب پول میدی که چیزارو هک کنم، نه؟
چرا بخوام خرابش کنم؟
پس پشت درهای بسته داشتی چیکار می کردی؟
فقط بذار بگم دارم رو چیزی کار می کنم
که رابطه ی بین مارو بهتر میکنه
سلام، شو. با نگهبان من آشنا شدی
نتونستیم ازشون حرف بکشیم
فوق العاده است
سه تا مرد، که به همدیگه پشت نمی کنن
...اما تو
آوردیشون سمت خودت
کاری کردی بهت اعتماد کنن
خیلی صبر کردم که این قیافه رو تو صورتت ببینم
ببین کی اینجاست. لوکی
بیخیال، از دیدن هم خوشحال نیستین؟
وقتی سرمایه گذارای اینجا بفهمن شاگرد ری برسلین
از دست رفتن، می تونی تصور کنی
برسلین سر آخرین سرمایه گذاریشون یه عالم هزینه رو دستتشون گذاشته
این آدما از به باد رفتن پول خوششون نمیاد
...یه آدم بهتر می خواستن
،امروزی تر
...خیلی
به هیدیس خوش اومدید
پس تو بخاطر انتقامت اینجایی
آره
بی نظیر، کامل و قطعی
می بینی، همه ی آدمای تو این باغ وحش ارزش مادی واسم دارن
همه اطلاعاتی دارن که یه نفر اون بیرون
...فکر می کنه میلیون ها دلار می ارزه
مخصوصا پسرعموت یوشنگ
شما دوتا...واسه من هیچ ارزشی ندارین
پس چرا مارو نمیکشی و این قضیه رو تموم نمی کنی؟
روحیهی مبارزت کجا رفته لوک؟
اینجا برای دادن امید به شما طراحی شده
یه مبارزه می برین، ازش سود می برین
کتاب بخونین. کار هنری درست کنین
مبارزه رو ببازین، بعد غذا هم از دست دادین
شروع به شک کردن به خودتون می کنین
بعد هدف می ذارین، و دوباره سرپا میشین
همه ی نمایش ها از وضعیت انسانی درست اینجا خودشو نشون میده
تو باغ وحش من
می خوام مطمئن شم شما دوتا کارهای زیادی برای انجام دارین
وقتی بیدار شین، کسایی میشی که "کاونت زیرو" رو فروختن
حتما یه منظرهی بینظیر از شرایط انسانی بهتون میده
زندانی 1764، برای مبارزه در باغوحش حضورتو اعلام کن
زندانی 1764، برای مبارزه در باغوحش حضورتو اعلام کن
مبارزه رو شروع کنین
،وقتی اون توی باغ وحشه مطمئن شو هر روز مبارزه می کنه
دیگه روز بی جنگی برای شو در کار نیست
تا وقتی اشتیاقش خرد شه و تکنولوژی یوشنگ رو بدست بیاریم
پس هیچ طرحی نداری روزمرگی هم درکار نیست
و کمکی هم نداری
ولی همیشه یه نقشه دوم هست حتی برای این کونی ها
اونا دارن تلاش می کنن اینجارو کاملا خودکار جلوه بدن
اما اون نگهبان های آدم رو دیدی
این نقشه ی دوم اوناست
مال تو چیه، شو؟
اونا زنده ان
کیمبرل، گزارش بده
ما به شکستن یوشنگ نزدیک تر از همیشه ایم
نزدیک تر؟ خب، وقتی کارت انجام شد گزارش بده
روی گرفتن اون امتیاز بیشتر از انتقامت تمرکز کن
آوردنش اینجا یه ریسکه
آخرین فرصتشو از دست داد
می خوام نشونشون بدم فرصت منو نمیتونن ازم بگیرن
!دستاتو نشون بده
!حالا! ببینمشون
هدف تسلیم شده
آره، گرفتیمش - سریع بیارینش -
ببندینش
قبلا همه چیز تئوری بود
کدوم طراحی بهترینه
کدوم استراتژی در برابر کدوم دفاع عمل می کنه
اما الان واقعیه
تو در برابر من
خیله خب، تو بردی
هنوز نه
می خواستم الگوریتم های بیشتری به کار ببرم بذارم ماشین ها همه چیزو بگردونن
تو گفتی نه
تو از بینش انسانی حرف زدی ارزش کار تیمی
خب، الان شما سه تایین
بهم نشون بده
همه ی زندانی ها به باغ وحش اعلام حضور کنن
تکرار میکنم، همه ی زندانی ها به باغ وحش اعلام حضور کنن
زندانی 9051، برای مبارزه توی باغوحش اعلام حضور کن
تکرار می کنم، برای مبارزه در باغ وحش اعلام حضور کن
مبارزه رو شروع کنین
مبارزه تمام. تکرار می کنم، مبارزه تمام
شما یک پیام جدید دارید
دی روسا، "هاش"ـم، اونا برسلین رو گرفتن
همه ی آدمای ما توی هیدس ـن
تو تنها کسی هستی که می تونه کمک کنه بیاریمشون بیرون
بهم زنگ بزن
شو...نمی تونی تسلیم بشی
تو از تسلیم شدن چی می دونی؟
هرگز پای چیزی واینستادی
شو، متاسفم
فقط می خواستی ثروتمند شی
چه مشکلی داره؟
خانواده من هرگز پولی نداشتن
،و وقتی خانواده ات مردن مجبور شدیم خرج توروهم بدیم
باشه؟ هرگز فراموش نکن
!بفرما. بفرما
!مشت بزن! بزن
وقتی نمیتونی رو چیزی کنترل داشته باشی همیشه همینکارو میکنی
همیشه یه جوری
چی؟
حق با توئه
من قابل پیش بینی ام
کیمبرل میدونست میخوایم چیکار کنیم
با خودبینی من بازی کرد
می دونست هرکاری می کنم تا خودمون رو از اینجا ببرم بیرون
خوب مارو بازی داد
ما چطوری بازیش بدیم؟
نقشه ی دوم
دست از قابل پیشبینی بودن برمی داریم
آماده ام که حرف بزنم
جزئیات تکنولوژی پیچیده است
مرحله مرحله بهتون میدم
همه چیزو بهم بده یا قرار بی قرار
داخل شدیم - ری، صدامو می شنوی؟ -
واضح می شنوم - !آره -
کی می دونست مهارت های آماتور دندون پزشکیت جواب میده؟
حالا خوشحال نیستی اون همه ساعت اداری رو توی اتاق کارم گذروندم؟
چی گیرآوردین؟ - درست سه شبه بیدارم -
پسورد شکن سراغ رگه اصلی رفته
.من از طریق فایروال به سراغ سیستم اصلی گالیلئو میرم
تعبیرای خوبی از همه ی سیستم های هیدیس دریافت می کنم
بهترین جی پی اسـم داره تمام تلاششو میکنه ولی فقط 33 درصد از طرحو تونستیم بدست بیاریم
هیچ استراتژی خروج دقیقی وجود نداره
به یه نقطهی دسترسی از داخل نیاز داریم
باید از "یوشنگ" بخوای روش کار کنه
ما 24ساعته تحت نظریم
میتونی به دوربینا دسترسی پیدا کنی؟ - آره -
1دیقه دسترسی رو میتونم بهت قول بدم - هفتاد ثانیه -
شاید هفتاد ثانیه، ولی بعدش ممکنه خبردار بشن
اشکالی نداره
یه کار دیگه هم ازت میخوام
میتونی به پخش کنندهی صدای گالیلئو دسترسی پیدا کنی؟
پخش کنندهی صدا چش شده؟
بیاید با هم حرکت کنیم
چینگدائوا ست
دوربین 48 تا 58 در نقطهی بی پوشش داده شد
میتونیم 30 ثانیهای درستش کنیم
همین الان
شصت و هاشت
شصت و شش
بالاخره موفق شدی زبون منو یاد بگیری
فقط 70 ثانیه وقت داریم
هاش" داره سعی میکنه به" اطلاعات خیلی مهم دسترسی پیدا کنه
اما تا الان فقط تونسته به 33درصد از طرح دست پیدا کنه
هیچ مسیر مستقیمی به خروجی وجود نداره
داره گالیلئو رو هک میکنه؟
دقیقا، اون به کمک ما نیاز داره - کمتر از 40ثانیه -
این یه طراحیِ معکوسه که
از بیرون از مرکز محافظت میکنه و اتاقا رو کنترل میکنه
بخاطر همین خیلی مشکله
ما باید بهاش یه نقطهی دسترسی فیزیکی داخلی بدیم
با یوشنگ صحبت کن بهش بگو روش کار کنه
10ثانیه، حالا
فقط خونسرد باش
شنیدم یه خودروی تحت تعقیب داخل انبارخونه نزدیک ریلراهآهن تصادف کرده
لوک" تو یکی از اون ماشینا بود"
میخوام برم اونجا یه سروگوشی آب بدم
ته توشو درمیارم
باشه، برسلین و بچهها دارن از داخل
روی دستگاهی که بشه "هیدیس" رو ردیابی کرد کار میکنن
عالیه
تو پیداشون کن، من میرم داخل
باهات در تماسم
آدمایی که بیشتر از هرکسی تو سلول میتونیم بهاشون اعتماد کنیم آمادهان
آماده باش
نگهبان باغوحش مشخصات رو داره قبل از اینکه خودشون بفهمن
اون میتونه بهشون بگه که اونا کارکردی ندارن
هیچ وقت رفتن رو یاد نگیر بهت توصیه میکنم
صبوری مهمترین قسمت این بازیه
الان شنیدی چی گفتم؟ باید بریم
نیروی انسانی داریم، ولی راه خروج نداریم به تلاشمون ادامه میدیم
اما اول، به کمکت نیاز داریم
میدونم تو برای زندانیا خرت و پرت میگیری
میخوام یه لطفی بهم بکنی وگرنه به دستگاه میگم
همهی قطعات رو بذار کنار هم
همشون باید همزمان به جریان بیفتن
ارتباط با داخل، نقطهی دسترسی ایجاد شد
هیدیس موقعیتیابی شد در حال اسکن طرح هستیم
طرح رو داریم روال کاریشون رو میدونیم
کمک چی؟
ترتیبشو دادیم
برای متوقف کردن گالیلئو آمادهام - باشه -
استراتژی خروجیمون معتبره
اما بازم برای رد شدن از اون محافظای انسانی باید شانس بیاری
در هر دو طرف باغوحش دو درب نگهبانی وجود داره
وقتی چراغا خاموش شد ...قبل از شروع به کار دوبارهی سیستم
فقط 3دقیقه وقت داری
وقت نمایشه
سیستم تحت حملهست
سیستم تحت حملهست
سیستم از کار افتاد
سیستم از کار افتاد
تمام سیستم از کار افتاد
زمان داره میگذره، قبل از بسته شدن در وقتشه از اون عضلات استفاده کنی
خیلهخب، زود باش، هل بده - هل بده -
من گالیلئو هستم، تمام سیستم راهاندازی شد
!هالت
اخلالگران از طریق سالن 23 به سمت غرب در حرکتن
این طرف میره به درمانگاه
دی روسا، حدست درست بود موقعیت "هیدیس" تایید شد
همین الان مختصات رو برات میفرستم
ارتباط برقرار شد
ری برسلین داره سعی میکنه هیدیس رو نابود کنه
میخوام ببینی واکنش زندانیا چیه
رباتای پزشکی هنوز به کار نیفتادن
سیستم کاملا آنلاین نیست
میخوام شما دوتا توپ بیلیارد هوای ما رو داشته باشید
ما لیجن هستیم
هر چی!! بریم، زود باشید
هواشونو داشته باش
همهی ارتباطات مسدود شد سیستم-مداربسته فعال شد
کیمبرل ارتباط رو قطع کرد
مسدودمون کرد، لینک دسترسیمونو بست
رباتامون چی؟
هنوز کار میکنن ولی به حداقل رسیدن
عملکرد اولیهی گالیلئو رو مسدود کرد
بدون یه کانال واضح نمیتونم کنترلش کنم
اخلال گران در راهروی 37 هستن
در حال مسدود کردن دسترسی به طبقهی اصلی
راه اندازی مجدد ساختار هیدیس برای ایمن سازی موقعیت
لعنتی، چیکار کنیم؟
ساختار مجدد هیدیس کامل شد
گالیلئو
مسمومشون کن
برسلین، دی-کلرک
دو طبقه به صورت دایره مثل کیک تولد روی هم قرار گرفتن
سیستم تهویه
دو سیستم تهویهی مطبوع دریچههای جریان هوا و سقف
!اون بالا
یوشنگ، زود باش
بفرمایید
از ایستگاه درمانگاه یه اختلال داریم
تقریبا داریم شرکتو دست میگیریم
کسی سکه داره؟
چطوری از هزارتو بگذریم؟
برید سمت راست
ایست!! ایست، وگرنه شلیک میکنیم
!!درو قفل کن
نمیدونم تا کی میتونیم دووم بیاریم
شما برید
میرم سراغ لوک
باشه، من میرم اتاق کنترل
یوشنگ، باهام بیا
ایست - دستاتونو بذارید روی سرتون -
دستاتونو بذارید روی سرتون - نگهش دار!! تکون نخور -
ما لیجنیم - ما لیجنیم -
باید هماهنگ باشیم یک، دو، سه
خیلهخب، میدونی چیکار کنی - آره، برو -
درمانگاه پاکسازی شد
کیمبرل گزارش بده
اون خوبه، ولی دستگاه من همیشه برندهست
زیاد مطمئن نیستم
باشه
تسلیم شدم، تو بردی
اما هنوزم تو هیدیسی
و وقتی گالیلئو به قدرت کامل خودش برگشت من فقط دستورات اتوماتیکش رو راهاندازی کردم
همهی سیستمایی که "هاش" بهشون حمله کرده الان بسته شدن
هرگز نمیتونی از اینجا خارج بشی
میدونی بچه، میخوام بهت اعتبار بدم
کارت اینجا عالی بود
...تو یه زندان ساختی، به نظر میرسه
هیچ نقطه ضعفی نداره
اما میدونی چیه؟
همیشه یه نقطه ضعف وجود داره
آره
حالا من نگهبان باغ وحشم
من این اطلاعاتمو از یکی از دوستام گرفتم
مرد بزرگیه، و بهم یه لطفی کرد
من این شماره حساب خاص رو بهاش دادم
نتونستم رمزشو بشکنم، ولی اون تونست
و جای پول و جای حساب رو ردیابی کرد
اسپارو
و تو پشت همهی این قضایایی
پس یه نقشه کشیدیم
سیستم خورشیدی از کارافتاد دمای سیستم خورشیدی بالا رفت
همین الان بهت گفتم گالیلئو قدرت کاملشو بدست آورد
نیازی به نیروی خورشیدی نداره
بزار منفجر شه
دی روسا، همونطور که قول دادم یه ورودی برات باز کردم
یوشنگ
ایست - بخوابید زمین -
!ایست
خیلی وقت بود که دنبال اینجا میگشتم
نمیتونستم پیداش کنم
اما اگه بخوای از بیرون نفوذ کنی خیلی سختتره
اما میدونستم همچین چیزی ممکن نیست چون تو رو میشناختم
...میدونستم چطوری فکر میکنی
و میدونستم سراغم میای، و اومدی
خوشحالم؛ چون همونطور که میبینی
عاشق اینم که از داخل کار کنم
هیدیس یه نقطه ضعف خیلی خیلی خیلی بد داره
تو
نقض امنیتی در ورودی اصلی
هیدیس در معرض خطره
وقتشه، بیا درست تمومش کنیم
!!ایست! ایست! بخواب روی زمین
!همین الان بخواب روی زمین! بریم
!بخواب روی زمین
دی-روسا، مشتاق دیدار
پیژامهی قشنگیه خرس عروسکی لعنتیت کجاست؟
زندانی 9051 برای نبرد در باغ وحش اعلام حضور کن
بزار ببینیم بدون ابزارت میخوای چیکار کنی
بعد از اینکه اولین مشتمو خوردی خودم دارت میزنم بچه
چی رو از دست دادم؟
فکر کنم اینجوری برابر شدیم
ممنون، لوک
آره
!هی
آروم باش - خودشه -
خوبه که بهمون ملحق شدی
یه کم وقت آزاد گیر آوردم
سوار شید، سوار شید، سوار شید
هاش، صدامو میشنوی؟
خوبه که صداتو میشنوم فکر کردم از دست دادیمت
شو و یوشنگ صحیح و سلامتن
چطوره؟
درواقع نقشهی دوم جواب داد
یادت باشه "شو" ، با مغز و صبوری هیچی غیرممکن نیست
یکی میتونه به بگه ما کدوم جهنمی هستیم؟
تو میخوای بهاش بگی، مرد بزرگ؟
نه واقعا
آتلانتا
داری باهام شوخی میکنی؟
هیدیس تو آتلانتاست؟ چطور ممکنه؟
کیمبرل، بیا گزارش بده
تو کیمبرل نیستی
نه، نیستم
اما باید یه چیزی بهت بگم واقعا از این گهکاری خسته شدم
...پس هر جا که هستی
...هر جایی که هستی
پیدات میکنیم
مطمئن باش
ترجمه از ميلاد طاهرخاني، فهيمه، وحيد، سحر «M.i.l.a.d, F@hime, VahidMax, S.VS.B»
WwW.Show-Time.iN @Showtime
WwW.iMovie-DL.Co @imovie_dl
ما را در تلگــــــــــرام دنبـــــال کنيد @OpusSub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.