All language subtitles for Walking Dead In The West 2016.ALL.DVDRip

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

فیلم ها را با زیرنویس فارسی دانلود کنید .::WWW.KINGMOVIE.BIZ::.

ما را در اینستاگرام دنبال کنید instagram.com/kingmovie.co

.::WWW.KINGDVD.INFO::. تهيه و تنظيم : R.E.KIA

براي سفارش فيلم هاي جديد ايميل بدهيد KINGDVD2015@GMAIL.COM

جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KINGDVD telegram.me/KING_MOVIE

مردگان متحرک در غرب

اون زمان من تو منطقه اريزونا مارشال بودم

پاسه همين يواشکي رفتن سر و وقت آدماي بد و قانون شکن

کاري بود که اغلب انجام ميدادم

نه نه

هيچکس جمب نخوره

چيزي نيست، مارشال

نه نه، چيزي نيست

دستاتونو رو ببينم

هيچکس تکون نخوره

جمب بخورين ميکشمتون

يه گروه خلاف بودن

جورج ريور، ايک و باب ديويس

همه جور خلافي ميکردن

از قتل بگيرين تا اسب دزدي و من مدتها بود

دنبالشون بودم

اونروز قرار بود روز تسويه‌حسابشون باشه

تسويه تمام کاراي بدي که کردن تمام چيزايي که دزديدن

!تکون نخور

و تمام کسايي که کشتن

بايد تاوانش رو پس ميدادن خيلي وقت بود بايد حسابش رو پس ميدادن

نميتونم تکون بخورم، بهم شليک کردي

پاشو مجرم

پاشو

بلندشو

خداوندا، اميدوارم

به روح اين دو نفر که آماده ترک اين زمين سرسبز هستند

رحم کني

کالب جنينگ، تو به جرم دزديدن احشام

دزدي از اشخاص و قتل گناهکار شناخته شدي

ما امروز اينجا جمع شديم تا

حکم مرگ تو رو اجرا کنيم

حرف آخري نداري؟

نچ

مرده

من ميدونم آدم خوبي نبودم

ولي کارايي که شما گفتي نکردم

خدا شاهده من کسي رو نکشتم

واسه همين اعدام کردن من

بر خلاف خواسته خداست

..و اينکه

!واستا

نه، نميتوني

خدايا توروخدا براي اين مردم يه نشونه‌اي بفرست

که بفهمن من واقعا بي‌گناه هستم

!خدايا خواهش ميکنم

ديدين، بهتون که گفتم

اون نشونه‌اي از خداي متعال بود

خودتون که ديدين، مگه نه؟

همتون ديدين

آره، من ديدم

تو نميتوني منو اعدام کني، کلانتر

همه‌شون با چشم خودشون ديدن

يعني چي؟

چه خبر شده؟

نميدونم

نه

ميشه حداقل کلاهم رو بدي، مارشال؟

اون ديگه چه کوفتي بود؟

مارشال، تا حالا همچين چيزي ديده بودي؟

من تا حالا همچين چيزي نديده بودم

قطعا چيز خيلي عجيبي بود

پاشو

زودباش بيا دستاي منو باز کن

بلافاصله اسب‌ها از ترس

رم کردن و رفتن

مارشال، من ديگه تحمل ندارم

و اونا مرده بودن چون من

به قلب هر دو تا برادراي ديويس شليک کرده بودم

يه شليک خيلي تميز با يه رايفل 30-30

و هيچکسي نميتونه بعد از شليک شدن

يه رايفل 30-30 توي قلبش زنده بمونه

پس قطعا اتفاق عجيبي بود

اينجا چه خبر شده کشيش؟

ظاهرا از مرگ برگشته

همچين چيزي ممکن نيست

ولي مسلما اونم به اندازه همون يکي مرده

برو نبضش رو بگير

نبض نداره، کلانتر

برو ضربان قلبش رو گوش بده

من که چيزي نميشنونم، کلانتر

!کلانتر

واي نه کلانتر، شرمندم

خيلي شرمندم

اون دو نفر رو بيار ازش دفاع کنن

اونم مرده

نه

اينجا چه خبر شده، کلانتر؟

منم نميدونم روزان، منم نميدونم

من ميرم کيف پزشکيم رو بيارم

باشه

کلم، تو هم باهاش برو که اگه يه وقت

ازين موجودات بازم بودن

کمکش کني

کدوم موجودات؟

خلافکارهاي مرده

..بايد خودتون ميديدين که

برو ديگه کلم

چشم کلانتر

به کسي هم که احتياجي به شليک شدن نداره بيخودي شليک نکن

چشم کلانتر

چي دارين ميگين؟

اينهمه بدوبدوي مردم واسه چيه؟

بخاطر اعدامه؟

آره، ما دارشون زديم ولي اونا نميمردن

يعني مردن ولي بعدش يهو آسمون يه برقي زد

بعدش جفتشون چشمهاشون رو باز کردن و شروع کردن به جيغ زدن

جهنمي‌ترين چيزي بود که به عمرم ديده بودم

انگار مرده‌ها دوباره به زندگي برميگشتن

غير ممکنه

جني، لطفا برو بازم آب بيار

بايد صورت اين دختربچه رو تميز کنيم

اين بکيه، دختر ميلر بچه بيچاره

جفت پدر و مادرش مردن جفتشون جلوي چشماي ما

کشته شدن

جفتشون زير پاهاي اسب‌ها موندن

بن ميلر و زنش؟

!بله

گفتي اونا مردن؟

جنازه جفتشون بيرون دراز به دراز افتاده

خداي من

بفرماييد، خانوم رز

ممنون

آخه چه فکري ميکنم

جسپر

يه مشروب برام ميريزي؟

حتما، کلانتر

فکر کردم گفتي اين مرده که

فکر ميکردم مرده

مرده بود، از دستگيره در هم بي جون تر بود

بن؟ بن؟

به نظر حالش خوش نمياد

سر جات واستا، بن

بابا

فکر کنم همه چي رو برداشتم

همينکه به اوضاع کلانتر رسيدگي کرديم

به گردن تو هم يه نگاهي ميندازيم

مرسي

اون مرده

اينجا چه خبر شده، کشيش؟

اولش اون آسمون که اونطوري برق زد بعدشم يهو

مرده‌ها زنده شدن

بازوي کلانتر سوراخ شده

بخدا من قبلا به هيچکس شليک نکرده بودم

تو ميتوني درستش کني مگه نه، کشيش؟

ميتوني درستش کني

خانم ميلر

حالت خوبه خانم ميلر؟

حالتون خوبه؟

خانم ميلر؟

بهش شليک کن کلم

کلانتر گفته به کسي که شليک کردن نيازي نداره شليک نکنم

خانم ميلر

ديگه نه

بهش شليک کن

کلانتر گفت به کسي شليک نکنم

خداي من

اون داره مياد

کي؟

..خانم ميلر

بهش شليک کن کلم

اينجا چه خبر شده کشيش؟

ظاهرا مرده‌ها دوباره زنده ميشن

اين امکان نداره

..با اينحال بازم

همچين اتفاقي شدني نيست

همچين اتفاقي نميفته

به خودت بيا، کلم

نه، من شاهد اين حوادث نيستم

بهش شليک کن، کلم

!من نميتونم به يه دختربچه شليک کنم

اون ديگه يه دختربچه نيست

بهش شليک کن

!يه نفر يه کاري بکنه

!تو بهش شليک کردي، کلانتر

تو به بکي ميلر کوچولو شليک کردي

اين اسلحه رو بگير

بگيرش

ميري کنار در پشتي ميموني

و به هرکدوم ازون موجودات که

خواستن بازم بيان اين تو شليک ميکني

برو

هر کاري که ميگه بکن، کلم

باشه کلانتر

بدون اسب مجبور بوديم راه بريم

من با جورج ريورز خلافکار

اگه تابستون بود حتما از گرما ميمرديم

ولي من شانس آوردم که اين اتفاقا تو ماه آوريل افتاد

آوريل سال 1876

اونا مرده بودن مارشال

جفتمون خيلي خوب ميدونيم کسي نميتونه از شليک رايفل تو

وسط سينه‌ش جون سالم به در ببره

وسط قلبشون هم زدي نشونه‌گيريت خوبه

و اسبها، اسبها هم واسه همين

پا به فرار گذاشتن

اين اتفاقا اونا رو هم ترسوند

امروز يه چيزي درست نيست

اونا مرده بودن

آره، اونا مرده بودن

پاشو

گوش نميدي

حق با جورج ريورز خلافکار بود

اون روز يه چيزي درست نبود

و ايک و باب ديويس هم مرده بودن

قبل ازينکه براي بار دوم بکشمشون

وقتي ديدم يه سرخ‌پوست پير توسط اون موجودات محاصره شده

مطمئن شدم اين اتفاق همه‌جا افتاده

مرده‌ها شروع کرده بودن به راه رفتن

نگو که ميخواي بيخودي گلوله‌هات رو واسه اون هدر بدي

اون روز اولين روزي هم بود که

از اسلحه خودم براي نجات يه سرخ‌پوست استفاده کردم

معمولا ازش بعنوان جلوگيري سرخ‌پوستا

از کشتن خودم استفاده ميکردم

اونا گروه قوي بودن

باورکردني نيست

اگه اونا رو ميديدين

واسه اين بود که خودشون خواسته بودن شما ببينيدشون

و معمولا هم رفتارشون دوستانه نبود

نميتونم بگم بخاطر رفتارشون براي پس گرفتن قلمروهاشون اونا رو سرزنش ميکردم

ولي بايد خيلي با احتياط

بهشون نزديک ميشدم

چرا يک سفيدپوست، يک دشمن

يه يک سرخ‌پوست کمک کرد؟

چون سرخ‌پوست کمک لازم داشت

ممنان

قابلي نداشت

آيا مرده‌ها ميان افراد شما هم راه رفت؟

بله، ظاهرا که راه رفت

چرا اين سرخ‌پوست داره به زبون آدميزاد حرف ميزنه؟

دهنتو ببند مجرم

بيا

جني

!سر جات واستا

!ورگنه شليک ميکنم، بهتره سر جات واستي

..بهتره واستي

به چي داري شليک ميکني؟

..خودتون گفتين شليک کنم

گفتم به کسي که لازم نيست بهش شليک کني، شليک نکن

به وايت هم لازم نيست شليک کني

وايت؟

!جني

واسه چي داره به من شليک ميکنه؟

ديگه قول ميده شليک نکنه مگه نه کلم؟

نه

مطمئني ديگه شليک نميکنه؟

آره مطمئنم

حالت خوبه؟

کشيش، چه خبر شده؟

مرده‌ها که دارن واسه خودشون وسط خيابون قدم ميزنن

دو نفر هم از طناب دار آويزون موندن دارن همينطوري جيغ ميکشن

من بايد برم يه سر به خانوادم بزنم

همه اسب‌ها فرار کردن

ميدونم

ديدم اسب‌ها داشتن از شهر ميرفتن بيرون

همون موقع بود که اسب خودمم منو زد زمين و فرار کرد

نگران نباش، حال خانوادت خوبه

آقاي گول

کلانتر، آقاي گول مرده

يکي از مرده‌ها داشت ميخوردتش

ميخوردتش؟

اي حروم‌زاده

بايد درها رو ببنديم و به اين پنجره‌ها تخته بزنيم

معلوم نيست چندتا ديگه ازينا اون بيرون باشه

آره، من اون پشت ميخ و چکش دارم

اون پشت چوب هم هست

من ميتونم کمک کنم

جدي؟

بيا کلم

کجا داريم ميريم، کلانتر؟

بريم ببينيم تلگراف کار ميکنه يا نه

باشه کلانتر

با اون چي کار کنيم؟

از سر راه ميبريمش کنار

باشه

بيا

..شما که نمردين

همونطور که روز طولاني‌تر ميشد

سرباز بوفالو رو ديديم

اون زمان خبر نداشتم

ولي من و گروهبان بيل دوستاي خيلي خوبي براي هم شديم

اون مرد خوبي بود

گروهبان بيل هستم از ارتش امريکا

مارشال فرانک ويلکاکس

خوشبختم

به همچنين

ازين بهتر نميشه

خفه‌شو مجرم

همسفر شدن با يه مرد قانون و سرخپوست کم بود يه امريکايي شمالي هم بهش اضافه شد

با جورج ريورز خلافکار آشنا شو

قاتل نامرد زن‌ها و بچه‌ها

اسم اونر و نميدونم ولي فکر کنم

اصالا چيريکاها باشه

چي شده که با يه سرخ‌پوست همسفر شدي؟

راستش با يه سري ازون موجودات

به مشکل برخورده بود، منم نميتونستم

همينطوري واستم نگاه کنم که ميتونستم؟

گمون نکنم

نبايد اون کار رو ميکردي

زدي دندونم رو شکوندي حروم‌زاده

تو هم ديديشون، مگه نه؟

بله قربان

معلومه که ديدم

جماعت مرده دوباره زنده شدن؟

طوري اسب منو ترسوندن که پرتم کرد پايين

اونطوري که اون پا به فرار گذاشت

احتمالا تا الان از دويدن تلف شده

اين اتفاقا اصلا با عقل جور درنميان

حالا کجا ميرفتين؟

داشتم با يه سري زنداني ميرفتم توسان

ولي فعلا فقط داريم ازين جاده ميريم بالا

شهرک کرامپيت همين بالاست

تو همچين روزي، هرجا باشه بازم خوبه

خيلي از ديدن اون خوشحال نميشن

اون مزاحم کسي نميشه

تو مال کدوم گروهي؟

گروه دهم

حتما خط از يه جايي قطع شده

واقعا؟

احتمالا آره

فکر نميکنين که ممکنه همچين اتفاقي

توي توسان هم افتاده باشه؟

نميدونم کلم، اميدوارم اينطور نباشه

تلگراف قطعه

به نظر حالت خيلي خوش نمياد

بگير بشين

اون موجود گازم گرفت

مشخصه

تکون نخور، بايد تميزش کنم

ديگه تا الان آلوده شده

خيلي سريع آلوده ميشه

حالم خيلي خوب نيست

دستام ميلرزه

آروم بگير

به نظرت چه اتفاقي افتاده کشيش؟

نميدونم

ميخوام يه نگاهي به اون خلافکاراي دار زده شده بندازم

فقط به اونا ميتونم نزديک بشم

من بودم خيلي مطمئن نميشدم

ببينيشون که چي بشه؟

ببينم کارکرد بدنشون چه طوريه

ببينم چي باعث شده اينطوري بشن

بدم نمياد يه سري هم به قبرستون بزنم

قبرستون؟

ميخوام ببينم همه مرده‌ها زنده شدن

يا فقط اونايي که ديديم

اين کار ديوونگيه

رزان، مراقب کلم باش

هستم

وايت، جسپر شما هم با ما مياين

مراقب خودت باش

هستم

قلبش مثل اون‌يکي هيچ ضرباني نداره

پس مرده

کاملا، عين دستگيره در بي جونه

..پس چطوري

سوال همينجاست، مگه نه؟

بريم قبر بکنيم

بايد به سرشون شليک کني

من خيلي وقت بود به کرامپيت نرفته بودم

اونجا يکي ازون شهرک‌هايي بود

که کنار معدن نقره ساخته شده بود

وقتي ديگه نقره‌اي باقي نموند

خيلي‌ها ازون شهرک رفتن

هر کسي هم که موند زندگي خيلي سختي داشت

من ميميرم کلانتر

نذار منم تبديل به يکي ازونا بشم

زامبي؟

تو قرار نيست بميري کلم

من کلانترم، ميتونم اينو با همه وجودم حس کنم

حالا ديگه استراحت کن کلم

باشه کلانتر

پس تو ميدوني زامبي چيه

بله آقا

يه مشت قصه بود که مادربزرگم برام تعريف ميکردشون

درباره مرده‌هاي متحرک درباره زامبي‌ها

زامبي ها؟

زامبي يه اسمه که از جادوي افريقايي گرفته شده

منتها به جاي افريقا داره اينجا اتفاق ميفته

امروز کلي گزارش از وجود زامبي‌ها شنيده شده

عين همون داستان‌هاي جادويي

که از کنگوي آفريقا سرچشمه گرفتن

من تا امروز حتي زياد اونا رو جدي هم نميگرفتم

کي ميدونه

من که نميدونم شماها دارين چي ميگين

بله

به خودتون زحمت ندين

اين موجودات هر چي که هستن

در حال‌حاضر سالن دوهلو و تمام

کسايي که توش هستن رو محاصره کردن

نميدونم کشيش، راستش فکر اينکه بهشون شليک نکنيم

به نظرم فکر خيلي خوبي نمياد

حتما بخاطر اون برق توي آسمون بوده

چي؟

دارم در مورد علتش حرف ميزنم

چيزي که باعث تمام اينها شد

ديگه چه فرقي ميکنه؟

ما بايد با اين موجودات در بيفتيم

و دونستن همه‌ چيز درباره اونها بهمون کمک ميکنه راحت‌تر از پسشون بربيايم

من فکر نميکنم اونقدري گلوله داشته باشيم

که بتونيم از پس همشون بربيايم

بايد بريم اوبارتز براي خودمون

مهمات و تجهيزات بياريم

هنوزم ميتونيم

من خيلي ازينکه اينجا بدون مهمات نشستيم

احساس خوبي ندارم

منم باهات ميام

واستين ببينم، ما که نميتونيم همينطوري

در رو باز کنيم بريم بيرون، اونا ما رو تيکه پاره ميکنن

اگه يکي از در جلويي با رايفل ما رو پوشش بده نميتونن

من اين کار رو ميکنم

واستين، من تو وضعيتي نيستم که بيام بيرون

کسي از تو نخواست

من ميام

ميخواستم بهت پيشنهادش رو بدم

منم ميام

من اوبارتز رو عين کف دستم بلدم

گروهبان بيل يکي ازون مردهاي خوبي بود

که ميتونست توي بدترين شرايط بهترين شليک رو بکنه

ازون وقتايي که يه سري نامرد از پشت سر بهت شليک ميکنن

يا مثل اون روز

وقتي مرده‌ها به راه ميفتن

اوبارتز

ميتوني شليک کني؟

بله قربان

وايت جوان احتمالا تيراندازي بلد بود

ولي نه وقتي تحت فشار بود نه وقتي لحظه مهمي بود

شايدم بخاطر جووني و بي تجربگيش بود

فقط زمان مشخص ميکرد

در مورد سرخ‌پوسته قضيه اينطوري نبود

اون مثل گروهبان بيل، يه جنگجوي واقعي بود

خوشحال بودم ميديدم وقتي بايد به چيزي شليک کنه، اين کار رو ميکرد

اوبارتز

فشنگ ها

آره

خب بياين

چيزي که از جسپر مشروب‌فروش يادمه

اينه که خيلي دل و جرات داشت

اون يه پدرسوخته به تمام معنا بود

که هيچوقت جا نميزد

دست به اسلحه‌ش هم خوب بود

اون روزها همين موضوع

زنده موندن و مردن آدم رو رقم ميزد

جني، همه‌چي درست ميشه

از کجا ميدوني؟

حالا ميبينيم

دنيا تغيير کرده داره از هم ميپاشه

هيچي ديگه مثل قبل نميشه

ما با هميم، خب؟

ما با هميم

همين خوبه، مگه نه؟

معلومه که خوبه

ولي مرده‌ها دارن تو خيابون قدم ميزنن

من نميذارم هيچکس يا چيزي بهت صدمه بزنه، جني

هيچوقت

قبل ازينکه افاقي برات بيفته بايد مرده باشم

منم از همين ميترسم

نذار من به يکي ازونا تبديل بشم

من نميخوام يکي ازونا باشم، خب؟

ديگه استراحت کن، کلم

!بهم قول بده، کلانتر

قول ميدم

وقتشه بهم شليک کني، کلانتر

کلم

من جات بودم دستش رو ول ميکردم، کلانتر

خفه‌شو کشيش

!يا قمر بني هاشم

متاسفم، کلم

ما خيلي دوست نداشتيم بعد ازينکه معاون کلم چشماشو باز کرد

بهش شليک کنيم، ولي من واقعا شک داشتم

کلانتر بخواد يا بتونه

به زيردست خودش شليک کنه

با اون چيزي که من از کلانتر ديده بودم

به نظر يه کم دلرحم ميومد

و يه کم بي دل و جرات بود

ولي جريان سرخ‌پوسته فرق ميکرد

خيلي بيشتر ازون چيزي که به ما نشون ميداد دل و جرات داشت

اين موضوع قطعيه

اسلحه خوبيه

ممنون

خواهش ميکنم

تو اهل چيريکاها هستي چطوري ازينجاي غرب سر دراوردي؟

سکايي که تو کشت من رو آورد

اونها من رو تنها ديد و اسبم را از من گرفت

من را گرفتند ولي مراقب نبودند و من آنها را بکشت

ولي آنها نمرد

!بعد تو آمد و آنها مرد

مطمئنم تو هم بودي همين کار رو واسم ميکردي

از کجا دانست؟

چون اينطوري فکر ميکنم چون تو يه داتانتايي

جنگجوي بزرگ چيريکاها من که اينطوري فکر ميکنم

به ديگران نگو ممکن است مرا دار زد

چرا اين اتفاقا داره ميفته؟

نميدونم

آخرالزمانه؟

فکر نکنم هنوز وقتش شده باشه

چون هنوز کلي کار دارم که توي زندگيم بکنم

تو چطور؟

مردقانون بودن برام کفايت ميکنه

من ميخوام برم فرانسه

پاريس، فرانسه

بهش ميگن شهر نورها

منم بدم نمياد برم يه جايي واسه خودم

اسب پرورش بدم

اينطوري راضيم

حتما اين کار رو ميکني

اميدوارم

منم همينطور

خب ديگه، شب‌بخير مارشال

شبت بخير، خوب بخوابي

ممنون، تو هم همينطور

بهتره برم يه کم نگهباني بدم

خب

اون ديگه صداي چي بود؟

قطعا مرده‌هاي متحرک که نبودن

چي بود

نذارين کسي بهم صدمه بزنه

يه نفر داره اون بيرون شليک ميکنه

اگه صداي ما رو نشنون، نميفهمن اينجاييم مگه نه؟

بيخودي هم تير حروم نميکنيم

يه لحظه واستين

معلوم شد دو نفر بودن

که يه گله زامبي دنبالشون افتاده بود

اول بيشتر بوديم ولي بقيه نتونستن نجات پيدا کنن

آخرش فقط من موندم و اين دختر

کل شب داشتن دنبالمون ميکردن

چند تا بودن؟

اولش خيلي نبودن ولي هي بهشون اضافه ميشد

خيلي زيادن

انگار ميتونن بوي ما رو حس کنن

ازينطرف ميان؟

حالا بايد با کلي ازونا دربيفتيم

..گفته بودم

ما که نميتونستيم همينطوري ولشون کنيم

..نه، ولي

هکتور لوييز بخاطر نجات جونش ازتون تشکر ميکنه

تو هکتور لوييزي؟

بله مارشال

ميخواي تفنگم رو تحويل بدم؟

فعلا لازم نکرده

من هکتور لوييز رو ميشناختم

يه هفت‌تيرکش مکزيکي بود يه خلافکار، يه آدمکش

سلام

همه‌چي درست ميشه

چرا؟

واسه چي فکر ميکني درست ميشه؟

من هميشه همينطوري بودم مثبت‌نگرم

حاي وقتي آشناهام مردن بازم ميدونستم درست ميشه

يه نگاه به دور و برت بنداز همه دارن ازت محافظت ميکنن

ما فعلا اينجا جامون امنه

آره، فعلا

چه بلايي سرشون اومد؟

کيا؟

خانوادت

مريض شدن

من هيچوقت خانوادم رو نديدم

اشکالي نداره

درست ميشه

جسپر، اگه ميشه اونو از دهنش دربيار که بتونه غذا بخوره

کوتوله عوضي

زر نزن وگرنه دوباره دهنتو ميبندما

تو واقعا آدم بي انصافي هستي مگه نه؟

بله خانوم

يه راه ديگه هم هست که ميتونيم زنده بمونيم

جدي؟

راه‌آهن

راه‌آهن؟

هيچ قطاري تو اين اوضاع اينجا نمياد

ميدونم، منظورم ارابه دستيه

مثل همونا که چيني‌ها وقتي ميخوان ريل راه‌آهن بسازن ازش استفاده ميکنن

خب؟

اگه بتونيم يکي ازونا پيدا کنيم ميتونيم از طريق راه آهن فرار کنيم

من خيلي وقته اينطرفا ازونا نديدم

من ديشب توي راهمون به اينجا يکي ديدم

آره، منم ديدم

حدود يه مايلي اينجا به طرف شرق

همينطوري افتاده بود

ولي ما هر چيزي که لازم داشته باشيم همينجا داريم

براي چي بايد بريم؟

دير يا زود آذوقه ما ته ميکشه

بعدش چي؟

من با کشيش موافقم

مشکل اينجاس که همه ما تو ارابه جا نميشيم

نه، ولي يه عده ميتونن برن ببينن جاهاي ديگه چه خبره

و برامنون کمک بفرستن

من بهتون ميگم جاهاي ديگه چه خبره

همون خبري وامونده‌اي که اينجاست

احتمال داره، ولي حداقل ميتونيم

خبر ببريم که يه سري از ما جون سالم به در بردن

من با روزان موافقم، فعلا جامون اينجا امنه

ممکنه فکر خوبي باشه اون ارابه رو براي

مواقع اضطراري پيداش کنيم

سحر که شد راه ميفتيم من، تو، وايت، لوييز

من نميخوام تو بري

جني، بايد برم

کي ميگه؟

تو ديگه بچه نيستي، وايت

کسي نميتونه بهت بگه چي کار کني چي کار نکني

خودم ميدونم

پس نرو

مارشال به منم احتياج داره، خب؟

اين به نفع همه ماست

چرا؟

تا شايد بتونيم ازينجا خلاص بشيم

خب بعدش کجا بريم؟

نميدونم ولي ممکنه لازم بشه

باشه، ولي بهتره صحيح و سالم برگردي

و نذار هيچکدوم ازونا تو رو گاز بگيرن

نميذارم، نميذارم

بله

چي؟

گفتم بله

جني، معلومه چي داري ميگي؟

وايت اندريوس، ميدونم اين اواخر داشتي شهامتت رو جمع ميکردي

که ازم تقاضاي ازدواج کني

مگه نه؟

همينطوره

منم گفتم بله

همينکه اين قضايا رو پشت سر بذاريم واسه اين دارم امشب

اينو بهت ميگم، که همين انگيزه‌اي بشه

برات تا برگردي پيشم

و بعد از اين دفعه ديگه هيچوقت منو ترک نکني

باشه جني

باشه

مياي يا نه؟

آره، اومدم

من فکر ميکردم حق با کشيشه

بايد اون ارابه دستي رو محض احتياط پيداش کنيم

هکتور رويز هم با خودمون بردم که حواسم بهش باشه

آدمي مثل اون قابل اطمينان نبود

اونم به اندازه جورج ريورز آدم بدي بود

شونه‌م

فقط دراز بکش و استراحت کن کلانتر

شونه‌م داره امونم رو ميبره کشيش

ميتوني يه قلپ ازين بخوري؟

حالش داره هي بدتر ميشه

خودم دارم ميبينم

بهتره حواس همتون بهش باشه

چون وقتي تبديل بشه مياد همه ما رو گاز ميگيره

تو هم بهتره خفه شي

خودت خفه شو کوتوله واويلا

بازم کنين، زودباشين يکي دستاي منو باز کنه

بهتره بگيري بشيني

نشينم چي کار ميکني؟

ميخواين با من چي کار کنين؟

اصلا چي کار ميتونين بکنين؟

مارشال گندتون که ديگه اينجا نيست مگه نه؟

خودم بهت شليک ميکنم

فکر نکنم دلش رو داشته باشي جيگر

اگه اينقدر آدم بدي نبودي

..خيلي وقت پيش دستت رو باز کرده بوديم

تو خفه شو پيرسگ

جسپر، اينو ببر اون پشت همونجا هم ببندش

باشه

راه بيفت

عاليه

يه سرخ‌پوست و يه کوتوله

خيلي هم گردن کلفت نيستي مگه نه مجرم؟

خودت رو خوش‌شانس‌ترين پسر دنيا بدون

که اين سرخ‌پوسته پشتت واستاده

!خفه‌شو مجرم

عين يه عقرب کوچيک زير پاهام لهت ميکنم

قراره يه کم خوش بگذرونيم مگه نه مجرم؟

چطوره الان دهنت رو ببندم؟

ديگه بلبل‌زبوني نميکني

صدات ديگه شنيده نميشه مجرم

آره

همينطوري ميبندمت

اونم ببندم

شب خوبي داشته باشي

ما کلي پياده رفتيم

ولي آخر پيداش کرديم

خداي من

دکتر، برو عقب

بهتون گفته بودم که تبديل ميشه

ما که رفتيم

اون طنابش رو محکم بستي، جسپر؟

آره، دو بار هم گره زدم

هيچ‌جا نميتونه بره

چرا؟

اگه بتونيم دستاشو پشتش گره بزنيم

..خطري تهديدمون نيمکنه

خطري تهديد نميکنه؟

شوخيت گرفته؟

اگه وقتي اين قضايا تموم شد بتونن دوباره به زندگي برگردن چي؟

يعني مثل اولشون بشن

اگه بکشيمش، کلانتر خودمون رو کشتيم

اينطوري اون شانس رو ازش ميگيريم

تازه من ميتونم روش تحقيق کنم

نه، اون ديگه کلانتر نيست

فرار کنين

کشيش

!جني! جني

ساکت

چه خبر شده؟

از در پشتي اومدن، ما هم از پله‌ها اومديم بالا

حالمون خوبه

کل اون تو رو گرفتن

بريم از در پشتي بکشونيمشون بيرون

منم باهات ميام

تکون نخورين

همه‌چي درست ميشه

من خيلي زود توي زندگيم ياد گرفتم

تنها چيزي که ميتونه يه مرد مسلح بد رو متوقف کنه

يه مرد مسلح خوبه

واسه همين به اسلحه و هدفگيري خودم اعتماد کردم

همون موضوع در مورد اين زامبي‌ها هم صدق ميکرد اسلحه جلوشون رو ميگرفت

دارن ميرن

ساکت باش، دارن ميکشوننشون بيرون

من هميشه ميخواستم گاوباز باشم

ديدن اينکه اونطور اون دختربچه مرده رو بازيچه خودش کرده بود

حالم رو به هم ميزد

فقط يه آدم شيطان‌صفت

ميتونست همچين کاري بکنه

بايد اينطوري کار رو تموم کني پيرمرد

شايد بعضيا بگن من به هکتور رويز کمک نکردم چون

اون يه خلافکار بود

من بخاطر اين بهش کمک نکردم

بخاطر اين بود که وقتي ديدم توي دردسر افتاده

ديگه گازش گرفته بودن

وايت؟

ما داريم ميريم

خب، بايد بگم منم باهات موافقم مارشال

ترک کردن هرچه زودتر اين شهرک فکر خوبيه

اون ريل تا خود توسان ادامه داره

اونجا بايد آدماي نجات‌پيداکرده بيشتري مثل ما داشته باشه

مشکل اينجاست که همه ما

توي اون ارابه کوچيک جا نميگيريم

اون نميتونه 8 نفر رو توي خودش جا بده

من نميام

نمياي؟

آخه براي چي؟

متاسفانه بايد بگم يکي ازونا منو گاز گرفته

نه

والله

اتفاقا گاز خوبي هم گرفته پدرسگ

همينجا پشت بازوم رو گاز گرفته

از همين حالا هم شروع کرده به خارش

از شنيدنش متاسفم کشيش

منم همينطور

هيچ راهي نيست نذاريم اون بلا سر تو هم بياد؟

نميدونم جني، خودمم بهش فکر کردم

انتقال خون ممکنه يه تاثيراتي داشته باشه

حداقل سرعتش رو کم ميکنه

شرمنده ديگه نميتونم کنارتون باشم

که ببينم بالاخره اوضاع چي ميشه

اونا منم گاز گرفتن

تو رو هم؟

!جسپر، نه

قوزک پام رو

خب پس ظاهرا من و تو موندگار شديم جسپر

اينطوري براتون به اندازه کافي جا ميمونه؟

شش نفر توش جا ميشن؟

احتمالا 6 نفر جا ميشن

خوبه

خبر بدي بود چون توي اون لحظه

من خيلي از کشيش و جسپر خوشم اومده بود

ميخواي اونو فرو کني تو دستمون کشيش؟

بله، ميخواي اول فروش کنم تو خودم؟

نه، اول به من بزن

حاضري؟

آروم فرو کن

چطوري همچين چيزي رو ميشه آروم فرو کرد آخه؟

تا جايي که بتونم آروم فرو ميکنم جسپر

هميشه دلم ميخواست اين آزمايش رو امتحان کنم

فقط فکر نميکردم مجبور ميشم روي خودم امتحانش کنم

و روي من بدبخت

اوضاعت چطوره جسپر؟

هيچي حس نميکنم

ميخوام يه لطفي بهم بکني

بفرما

ميخوام وقتي من مردم، مراقب رزان باشي

اي به چشم

من ديدم چطوري بهت نگاه ميکنه

معلومه گلوش پيشت گير کرده

تعجب نکن، خودتم همون ريختي نگاش ميکني

خب، زن خوبيه

چرت نگو بابا

اون بهترين زن دنياست

هميشه فکر ميکردم به من پا ميده

ولي حالا که اينطوري شد تو بايد مراقبش باشي

خوب بهش برس

رو چشم

دست مردونه بده

خوب بهش برسي‌ها

باشه بابا قول ميدم

حالت چطوره؟

يه کم گيجم ولي در کل خوبم

کم‌کم دارم فکر ميکنم شايد واقعا اينطوري جواب بده

سرعت آلودگي به اندازه

معاون کلم و کلانتر سرعت نداره

خدا بيامرزتشون

ميخواي واستيم ببينيم چي ميشه؟

متاسفانه بايد بگم ما خيلي براي همچين راه دشواري

ضعيف هستيم

تازه من دلم نميخواد من رو بعنوان يکي ازونا به ياد بيارين

باشه کشيش

يه چيزي هست که دلم ميخواد بدوني

اگه موفق شديم، ميخوام بدوني که

با وجود تمام اين اتفاقاتي که افتاد

من به تو علاقه داشتم

تو مرد خوبي هستي

و واقعا خيلي دوست داشتم بيشتر ميشناختمت

حالا کي گفته موفق نميشيم؟

ما موفق ميشيم

واسه همين اميدوارم چيزي که گفتي واقعيت داشته باشه

چون منم به تو علاقه دارم

پس حتما موفق ميشيم، خب؟

خب

خب

ما موفق ميشيم

بهت قول ميدم، موفق ميشيم

خداحافظ جسپر

نميدونم چطوري اين کار رو بکنم

نميدونم چطوري خداحافظي کنم

من خيلي دوستت دارم

منم خيلي دوستت دارم رزان

..من

شايد آزمايش کشيش جواب بده

بعد همه چي درست ميشه

ما همينجا ميمونيم

شما برميگردين دنبالمون؟

توي اولين فرصت برميگرديم دنبالتون

اميدوارم وقتي برميگردين همينطوري مونده باشيم

منم همينطور کشيش

موفق باشي

موفق باشي

همينکه ميرفتيم ميديدم که اونا

چقدر راحت از پا درميومدن

فقط وقتي اوضاع مشکل ميشد

که گروهي بهتون حمله ميکردن

وقتي اينجا اينطوري بود، همش با خودم فکر ميکردم

اوضاع توي شهرهاي بزرگتر چطوري ميتونست باشه

ازينکه رسيديم به اون ارابه دستي حس خوبي داشتم

حس ميکردم به هدفم رسيدم

راه افتاديم، يه فاصله‌اي بين خودمون و کرامپيت انداختيم

و براي مدتي دنيا دوباره حالت طبيعي پيدا کرد

و بعد دوباره اونا رو جلوي خودمون ديديم

شليک خوبي بود

انگار داريم موفق ميشيم

آره، گمونم همينطوره

ميدوني، وسطاش ديگه داشتم شک ميکردم موفق بشيم

منم همينطور

اگه تو و هدف‌گيري خوبت نبود فکر نکنم الان حتي

داشتيم با همديگه حرف ميزديم

خوشحالم که در خدمتتون بودم قربان

چرخ‌دندش هرز شده

ميتونيم اينم با خودمون ببريم اون دنيا

ولي ديگه با اين نميتونيم جاي ديگه‌اي بريم

ميتوني درستش کني؟

نه قربان

پس پياده ميريم

واي نه

پياده ميريم

از دست دادن ارابه دستي اتفاق ناخوشايندي بود

چاره‌اي نداشتيم جز اينکه راه بريم

!پشت سر

!وايت، بلند شو

هيچوقت تو عمرم از ديدن

يه دسته سرخ‌پوست اونقدر خوشحال نشده بودم

داتانتا، چند روز بود دنبالت ميگشتيم

از ديدنت خوشحالم، برادر

منم از ديدنت خوشحال است صورت سفيد

داتانتا از تو متشکر بود

نه، اين آدمها جون من نجات داد

آنها دوستان چيريکاها است

تو فرمانده خوبي است دلم ميخواست در رکاب تو

عليه دشمنانم جنگيد

منم دوست داشتم در رکاب تو باشم داتانتا جان

اين اسلحه نگه داشت تا تو را به ياد آورد

باورم نميشه

نميدونستم سرنوشت چه خوابي برامون ديده

ولي مطمئن بودم روزاي تاريکي پيش رو داريم

اين دنياي جديد جاي راحتي براي زندگي نميشد

ولي تا جايي که ميشد بايد زنده ميمونديم

جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KINGDVD telegram.me/KING_MOVIE

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.