All language subtitles for The Librarians.S04E10.WEBRip.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

!جنکینز

مصنوع کجا پیدا شده؟

.توی دریاچه‌های قیر طبیعی

یه داوطلب توی اداره‌ی دیرین شناسی

.به طور اتفاقی پیداش کرده

از توصیفات، به نظر میرسه ،سنگ اوزیریس باشه [خدای عالم مُردگان]

.که قدرت جان بخشیدن دوباره رو داره

که دلیل دویدن ببرهای دندان شمشیری

.توی خیابون‌های نیویورک رو توضیح میده

!جنکینز، به در نیاز داریم

از اتاق اسلحه چندتا .نیزه برداشتم

من چندتا تور پیدا کردم، خدایا، امیدوارم .به اندازه‌ی ببرهای دندون شمشیری باشن

.اون ماموت پشمالو رو ببین یکی همین الان توی اینستاگرام

پست کرده که یکیشون با اتوبوس .گردشگری برخورد کرده

.به تورهای بزرگتری نیاز داریم

جنکینز؟ - !اومدم -

.جنکینز، ایناهاشش

،یه در به دریاچه‌های قیر میخوایم .رفیق، همین الان

.بله، حتماً، همین الان

.موفق باشید، کتابداران

"کتابداران" و یه یارویی به نام جف

::. مترجـم: شقایـق، غـزل.:: « Violet، Dark.AngeL»

« اولین سایت پیش‌بینیِ ورزشی با آپشن‌های بی‌نظیر » ::. BPersia.Win | بی‌پرشیا .::

::. ساب دی‌ال | مرجع دانلود زیرنویس فارسی .:: « SubDL.TV »

«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »» WwW.TakMovie.Co

.فکر میکنم یه مشکلی هست

.آهای

کسی اینجاست؟

.جف پِپِرز

...اوه، خدای

.اوه، خدای من

!جف

،چیکار داری میکنی، بِرَد پیت

خیره شدی به خودت؟

...نه، خانم، اممــ، شما

.بازم خواب موندی، جف

.باید به بچه‌ها غذا بدی

.من اون نیستم، اون من نیست

،و، بعد از اینکه کارِت تموم شد .یه لیست از کارای روزمره داری

،ازت میخوام آنتن رو درست کنی .خیلی حرکت‌های ترسناکی میزنه

به فکرم رسید بعدش هم فیلم .چرخ شانس" رو ببینیم"

وایسید، خانم، استدعا دارم .به حرفم گوش کنید

...خب، یه اتفاق وحشتناک افتاده

یه اتفاق وحشتناک میوفته

اگه از اون پله‌ها بالا نری و .به بچه‌ها غذا ندی

...من همچین کارایی بلد نیستم

!به بچه‌ها غذا بده! به بچه‌ها غذا بده

...به بچه‌های تو غذا نمیدم - .برو اون بالا -

.خودت میدونی مسئولیتت چیه

...گوش کن، میدونم... نمیتونم - .برو تو -

خیلی‌خوب، یادت نره تمام جعبه‌های دستشوییشون رو تمیز کنی .و کاسه‌هاشونو دوباره پر کنی

قطره چکان چشم تسی کوچولوی .بیچاره روی پیشخوان‌ـه

اوتو دوباره عفونت قارچی پوست گرفته پس یادت نره از اون شیاف‌ها .براش استفاده کنی

منتظر چی هستی؟

...من

...اممــ

!صابون، صابون، صابون

صبحانه میخوری؟

.نه، باید برم کتابخونه

کتابخونه؟

،ولی تو از کتاب خوندن متنفری - این ماشین اون‌ـه؟ -

جف، پس "چرخ"‌ـه من چی میشه؟ .قول دادی آنتن رو درست میکنی

اوه، خدا، این بوی چیه؟

!بجنب

.لعنتی

.هی، رفیق! جف! فقط بیخیالش شو

!جف - !جف -

...من جف

.بیخیالش، فقط ... برید .گمشید، لطفاً

.بپر بالا. دیر میرسیم سرکار

.من سرکارِ شما نمیام

!اوه، هوکی باری میکنی در این بازی بچه چند روز بدون اجازه] [.به محل مورد نظر نمیره

.تو دردسر بزرگی میوفتی

.فقط زنگ بزن بگو مریضی

.کی میفهمه

،خب، درواقع، من معاون مدیرم .و باید اینو گزارش بدم

.دنیس، لطفاً، داشتم حرف میزدم

کجا میخوای بری، جف؟ - .آره، میرسونیمت -

.آره، باشه، ببریدم به خیابون پل جان

.خیابون جان - چرا، میخوای بپری پایین؟ -

.الان به نظر فکر بدی نمیاد

رینگ پاپ میخوای؟ [یه نوع آبنبات]

.اوه، خدای من، اوه، خدای من

!وایسا! وایسا! بذار برم بیرون

باشه، خب، هنوز برناممون ردیفه؟

.نه - .خوبه، پس میبینمت -

.خدافظ، جف - .زود خوب شو -

!اون که مریض نیست، دنیس! ای خدا

!گاز بده

.شما، قربان، چه جیگر جذابی هستید

.اوه، وای

.ممنون، کتاب

.ممنون

.اوه، سلام، خیلی‌خوب

.کتابداران ماجراجوییتون چطور پیش رفت؟

.عالی. خوب پیش رفت !بدون لطف تو

در رو داخل دستشویی‌های بین راهی تنظیم کردی

دو فیت دورتر از دریاچه‌ی قیر .ما هم افتادیم درست داخلش

.اه، اینا واقعاً شبیه شن هستن

،همه جا پخش میشن !منظورم هرجایی‌ـه

چت شده جنکینز؟ تا حالا هیچوقت .از اینجور اشتباهات نکرده بودی

.احتمالاً از اون لحظات کهنسالی بوده

ولی، هی، حداقل عملیات به خوبی انجام شد، درسته؟

اممــ، این مصنوعه؟

...سنگ اوزیریس

.میتونه مُرده‌هارو زنده کنه

خیلی نایابه. میتونم بهش دست بزنم؟

.البته

.فوق‌العاده‌ست. وای

حالت خوبه، جنکینز؟

.چی؟ اممــ، آره

.آره، نه، بهتر از این نبودم

،آره، خودم همینجورم

.میدونی، جنکینز

.جنکینز خودِ جنکینزه

وای! این دیگه چیه؟

.هشدار اطراف

.یکی میخواد بیاد توی کتابخونه

اون کیه؟

.اثر انگشت شناسایی نشد

.لعنتی - .صدا شناسایی نشد -

.اوه، فقط... خفه شو

.سرهنگ؟ سرهنگ، منم !جنکینز هستم

چیکار داره میکنه؟

.میگم که، مشخصه دیوونه‌ست

براش احساس تأسف میکنید، نه؟

.شبیه یه گونی ناراحته

نمیدونم. حس میکنم یه جور .خوش‌تیپی نامتقارن داره

...چطور

.ببخشید بهش نیاز دارم - !هی -

.جنکینز

.اوه، ببینید، داره یه چیزی مینویسه

!هی، واو - چیکار میکنی؟ -

خدایا! دست و پا چلفتی‌ام، نه؟

.خب، به هرحال کاری با این یارو نداریم

ببینید، شماها یه بی‌خانمان توی حمام نمک .دیدید، همه‌ی این چیزارو دیدید

.حالا، بهم درمورد مأموریت بگید

می‌بینید؟

!من جنکینزم

...من

.نمیدونن من منم

جف، کجا بودی؟

.از خیابون پل جان اومدم

.ای وای، تقریباً 5مایل راه‌ـه

.درواقع، 11مایل‌ـه

،خب، حالا که برگشتی

،دستشویی دوباره مسخره بازیش گرفته

و هم "چرخ" رو از دست دادم هم ."استیو هاروی"

اوه، و حدس بزن چی شده؟ .شیرینی آلمانی‌هامون تموم شده

یه لحظه وایسا، کجا میری؟

،دارم میرم اتاقشو بگردم

...ببینم میفهمم چرا .چطور این اتفاق افتاده

اتاق کی؟ - ...اممــ، فقط -

وایسا، پس شیرینی آلمانی‌های من چی میشه، جف؟

ای وای من، زن، تو یه شوهر بدبختی نداری

که بتونی بهش دستور بدی؟

چطور میتونی چنین حرفی بزنی؟

فکر میکنی برای من آسون بوده

که بدون پدرت زندگی کنم؟

.سرطانش تقریباً من رو هم نابود کرد

.متأسفم

.خیلی دلم براش تنگ شده

.درسته

.ببخشید

.بخونش .مردم همینجوری خودشون رو لو میدن

.خیلی آشغالی - .درواقع، آشغال توئی -

!سلام، جف - .سلام، جف -

!جف، جف، جف

.آماده‌ای بازی کنیم؟ گفته بودیم بعد از کار

.من رینگ پاپ دارم

.ولم کنید، لطفاً

بازی چی میشه؟ - .آره -

،خب، آخرین باری که بازی کردیم

میخواستیم وارد دخمه شیطان شاه بشیم

.که گنجینه‌ی طلائی رو پیدا کنیم

.جف، دخمه و اژدها، منتظریما [دخمه و اژدها: اسم بازی]

،ببخشید، برای بار آخر میگم .ولم کنید

.نمیخوام این بازی مسخرتون رو انجام بدم

.خب، جنکینز که خارج شد

،فکر میکنم فقط من و تو موندیم .جیکوب استون

.درسته، کاساندرا کیلین

،وایسا، وایسا، وایسا، وایسا شما کتابدارا رو میشناسید؟

خدایا، تو چت شده؟ .امروز رسماً دیوونه شده

.اونا شخصیت‌هامون توی بازی‌ان

،کاساندرا جادوگرمونه

.استون پلیس‌ـه

.برد شاهدخت جنگجو

.فلین مُرشد دانا

و آقای جونز؟

.ازیکیل دزد مکارـه

متأسفانه، چند هفته‌ی پیش در مرحله‌ی دهم

.توسط هیولای دریا خورده شد

از کجا اونارو میشناسید؟

.رفیق، خودت بهمون گفتی

.تو، یه‌جورایی، دیوونشون شده بودی

مکان مقدست رو فراموش کردی؟

چی؟

میدونی، من هنوزم مطمئن نیستم

.که اونا واقعی‌ان یا نه

.کتابداران؟ معلومه که هستن

پس اون پرونده‌های دوسا که ویکی لیکس انداخت چی؟

،اوه، یا اون مقاله‌ها که گزارشگره

.اسمش چی بود نوشته بود

.سرینا بانزل - .آره -

.اون تکذیبشون کرد - چی؟ -

.همه حرفاش رو پس گرفت

.یا مجبورش کردن

.دسیسـه

.در زمینه دسیسه من رو داری - .اوه، خدای من -

...من، اممــ

خیلی دیوونه‌ی جنکیزم، هومـ؟

.خیلی وقته

.میگفتی جنکینز یه شوالیه جاودان کاملوت

.فکرکنم، پورکوال - .نه، لنسِلات -

.گالاهِد - !گالاهد -

کیه که بخواد گالاهد باشه؟ .آرتور باحال‌تره

.پس از عَمد بدن‌هامون رو جابجا کرد

.دشمن پشت دروازه‌های قصرـه

!برای جنگ

،توانایی‌هات تحسین‌برانگیزه .شوالیه‌ی سیاه

میتونی از پس این بربیای؟

.خودم میخواستم اینکار رو کنم

آره، میدونی، خودم میخواستم .اینکار رو کنم

.سلام، کاساندرا

.کَسی گستاخ

چطوری؟

.خوبم

...اممــ، فکرکنم فقط ...جنکینز، میخوام

.هی، هی، هی، هی

.یه لحظه صبرکن

...آب

.به شراب

هه! چقدر باحاله، نه؟

یه قلپ میخوای؟

.نه، ممنون - .خوبه .بیشتر به من میرسه -

اوه، خب... چه خبرا؟

منظورم اینه که، چی باعث شده چنین افتخار پرشکوهی نصیبم بشه، خانم کیلین؟

اممــ، من... اینو توی ساختمون فرعی ،پیدا کردم

،و تا حالا ندیده بودمش

.و سابقه‌ش روش نبود

...اوه، آره، نه، این، اممــ

.چون تازه به دست اومده

...آره، از طرف یه دوست درگ

.اداره

.اوه - ،میخواستم سابقه‌ش رو بنویسم -

پس شما خوشگل خانم مو قرمز .نگران این نباش

.باشه. عالیه

...هی، اممــ

،داشتم فکر میکردم

،اگه بعداً بیکاری

من و تو میتونیم بریم بیرون

.میتونیم یه مارگاریتا با دو تا نِی بگیریم مارگاریتا: نوشیدنی الکلی] [دارای تکیلا و آب‌لیمو

،شاید درمورد جادو حرف بزنیم

.شاید... یکمی جادو کنیم

ببخشید؟

.چی؟ نه، هیچی

.نه - ...نه، من، فقط -

.آره - .شوخی کردم -

.درسته

...آره - اممــ، من میرم این توله سگ رو برگردونم -

.و، آره، خوش‌گذشت

.عالیه. خیلی‌خوب

.آره، استونِر، مَردِ من

فکر نمیکنی... تو... فکر نمیکنی

جنکینز یه چیزیش هست؟

...به‌خاطر - .شاید -

.آره - .آره -

.اوهومـ - چند ساعت پیش ازم پرسید -

.برد با کسی‌ـه یا نه

.اوه - ...فکر میکردم -

یکی از مشکلات جانبی کنار اومدن با فانی بودنشه

.یا به تأخیر افتادن بحران میان‌سالیش

.درسته

.جای مخفی کردن، جای مخفی کردن

.اوه، اوه

.ایی

.چندش

.موش‌ها، حرکت، حرکت

.خفاش‌ها... پرواز، پرواز، پرواز

راه‌ت رو به پایین به سمت دخمه قلعه ،باز میکنی

.پایین دیوارها لجن‌زاره

.یهویی میای اون طرف در چوبی

چیکار میکنی؟

.در رو باز میکنیم - .مسخره‌ست -

...با صدای غژ غژ باز میشه... غــژ

.درخشش تپه‌ای از گنج آشکار میشه

ولی توسط یه غول غار ده فوتی

.ازش محافظت میشه

اخیراً رفتارم غیرعادی نبوده؟

با چیزی در تماس نبودم؟ - غول غار -

،دهان گنده‌ش رو باز میکنه

.از نیش‌هاش خون میچکه

چیکار میکنی؟

!حمله

.یه دور برای مقدمه - .اوه، آره -

.یه دور برای مقدمه

آها! اول کاساندرای جادوگر .شروع میکنه

.توپ آتشین میریزم روی غول

.اوه، کاملاً بی‌اثرـه .اصلاً جواب نمیده

چی؟ - .چی؟ همین الان 19 رو بازی کرد -

غول یه حلقه‌ی مقاومت در برابر آتش ،داره

.پس دربرابر توپ‌های آتشین در امانه

.رفیق، همیشه حلقه‌های آتش ...این سومین مبارزه‌ایه که

.کی اینارو از خودش درآورده... گوش کنید

اول از همه، اصلاً متوجه هستید این بازی چقدر مسخره‌ست

فقط درمورد خطاها و نداشتن اطلاعات؟

اممــ، چاپ پنجم کتاب راهنمای هیولای من .با این نظر مخالفه

...آره، اون

اولاً، هیچ قلعه‌ای

گنجش رو پشت یه در چوبی

.قفل نشده نگه نمیداره

.فقط یه جور حرکت ناشیانه‌ست

و هرکسی که هرکسی باشه

.میدونه غول‌ها دندون نیش ندارن

.اونا عاج دارن اوه، و طلسم توپ آتشین؟

میدونی چقدر طول میکشه تا یکی از اونا درست کنی؟

روزها. یه طلسم فلج کننده تو نصف اون زمان .درست میشه و همون‌قدر هم تأثیر میذاره

،مردم، اگه قرارِ اینکارو کنیم .حداقل درست انجامش بدید

.فکر میکنم اون باید رئیس اژدها باشه

.نه! دوباره نه !من رئیس اژدها هستم

.رفیق، عالی بود ...اون طلسم فلج کننده رو داشت

.گوش کن، وایسا، وایسا

،روزهاتون رو اینطوری می‌گذرونید

فقط میشینـید توی این زیرزمین و بازی می‌کنید؟

تو چت شده؟

.رفیق، درست مثل یه روانی رفتار میکنی

.آره، از وقتی که اون کتاب رو پیدا کردی - ...من -

کتاب؟ کدوم کتاب؟

جداً؟ حتی یه چیز هم یادت نمیاد؟

سرت به جایی خورده؟

آره، خیلی هم بد خورده، کدوم کتاب؟

همونی که از کتاب فروشی کمیاب آنلاین گرفتی

.که نابود شده بود

.بیخیال حرف زدن درموردش نمیشدی

همش میگفتی دهن راهنمای هیولا .رو سرویس میکنه

اگه از من بپرسی میگم، برای راهنمای هیولا .بودن یکمی عجیب بود

وایسید، وایسید، چه شکلی بود؟

.الان نگاه میکنم - چی؟ -

!یه لحظه

.این راهنمای هیولا نیست

.این ازمدئوس گریمورـه

.خطرناک‌ترین کتاب توی دنیاست

ازمئوس گریمور؟

جف، چی داری میگی؟

.اون خریدش. ولی نمیدونست چیه

،بعدش فهمید چیه

،بعدش تصمیم گرفت جاش رو با من عوض کنه

.متوجه عواقبش نبود

.جف، داری من رو میترسونی

،باید بریم توی کتابخونه

...اگه هنوز دارتش باید کتاب رو پیدا کنیم

چطور برم توی کتابخونه؟

.اوه، ورودی‌های مخفی

.بدون کمک نمیتونم اینکار رو کنم

...باید

.بلند شید، بریم

چی؟ - .بریم -

.بلندشید، بیرون، سفر

کجا میریم؟ - .فقط بریم -

بازی چی میشه؟ - .نگران اونش نباش -

،به همسرم قول دارم برای خوب، و حموم .بعد از اون برم خونه

آره، آره، نمیدونم اون چیه، ولی .فعلاً باید بیخیالش شی

.زودباشید، برید، برید، برید توی ماشین

.جف، لطفاً

تا وقتی نگفتی کجا میریم

.یه قدم دیگه هم برنمیدارم

آره! و بازی چی میشه؟

خیلی‌خوب، ممکنه به نظرتون ...خنده‌دار باشه، ولی

.من دوستتون جف نیستم

،من واقعاً جنکینز هستم

،همچنین به نام گالاهد شناخته شدم ،شوالیه‌ی کاملوت

،و محافظ کتابخونه

.که واقعیه

کتابی که دوستتون خریده

.اسباب‌بازی یا ساختگی نبوده

.یه کتاب طلسم معتبره

که ازش برای جابجا کردن جسم‌هامون ،استفاده کرده

،ضاهراً به این خاطر که دیوونه‌ی من بوده

،ولی وقتی اینکارو کرده همچنین نادانسته

یه نیروی شیطانی خیلی قدرتمند رو آزاد کرده

.ویرانی‌های بزرگی به وجود بیاره

و قبل از اینکه خیلی دیر بشه باید .جلوش رو بگیریم

.خیلی‌خوب - .با عقل جور درمیاد -

.کاملاً - همین؟ -

نه... این احمقانه‌ترین چیزی بود که "تا حالا شنیدم، "رفیق؟

آره، نه، فهمیده بودیم یه چنین جریانی .هست

،آره، درست مثل همون خطر و اژدهاست

"جسم شرور رباینده‌های تنه‌ی درخت"

کِی شروع کنیم؟

.اممــ، الان. همین الان شروع کنیم

،ورودی جلویی کتابخونه غیرقابل نفوذه

توسط یه سیستم امنیتی پیشرفته .محافظت میشه

،هرچند، یه در پشتی هست

،ولی برای گذشتن ازش

اول باید از تله‌های اتاق

.بگذریم

.هرکدوم مرگبارتر از دیگری

،اگه اینقدر درموردشون میدونی

چرا نمیتونی با رقص والس وارد شی؟

آره، براچی به ما نیاز داری؟

چون اتاق‌ها جوری طراحی شدن که

تا از نزدیک شدن یه نفر هم

.جلوگیری کنن

.نیاز به کار تیمی داره

ولی درمورد تله‌های بوبی میدونی دیگه، درسته؟

.میتونی از تله‌های بوبی ردمون کنی

،نه، اتاق‌ها خودشون تصمیم میگیرن

چالش‌های داخل، توسط خود کتابخونه .انتخاب شدن

.روحم هم خبر نداره با چی قرارِ روبرو شیم

.وای - همتون، باید کمکم کنید -

.از در پشتی وارد بشم

،برای این کار

باید مثل یه کتابدار

.آموزش ببینید

.باید بهتر از چیزی که هستید بشید

میخوای مارو تحویل کتابدارا بدی؟

.نه، اون نیاز به معجزه داره

.بیاید شروع کنیم

،یه کتابدار با خطر باید دوست پیدا کنه

،باید یاد بگیره باهاش بجنگه

.جسمی یا ذهنی

.یه کتابدار بیشتر از یه شخص معمولی‌ـه

،یه کتابدار یه راهنمای درخشان‌ـه

بهمون یادآور میشه بهترین انسانیت .باید پیشکش بشه

.همه‌چیز درد داره

چرا مجبورمون کردی چنین کارهایی .بکنیم

.اون‌کار مجازات بود

اونجا داری چیکار میکنی؟

.آره، زوباش، بیا پیش ما

.یکم از مشروب خونگی من بنوش

یه شراب ارزون‌قیمت قاطی شده .با نوشابه‌ی شاستاست

.بهش توجه نکن - .خیی خوبه -

.عاشقش میشی

زمان زیادی گذشته

.از آخرین باری که از روح بهره گرفته بودم

چیز خوبیه‌ هومـ؟

.نه، اصلاً

پس همینجوری میخوای بشینی اونجا و چیزی درمورد کاملوت بهمون نگی؟

.ما طرفدارای پرو پا قرص خطر و اژدهاییم .حرف بزن

بجنب، آرتور چه شکلی بود؟

.ارباب‌منش

.یکمی مغرور، ولی شاه خوبی بود

مارلین همونقدری که فکر میکنیم آدم باحالی بود؟

.باحال‌تر از چیزی که بتونی تصور کنی - !آه -

.برای من شوالیه‌ی میز گرد آرتور بود

شرط میبندم که خیلی به این شباهت داشت، درسته؟

،فقط می‌نشست، مشروب میخورد

.از داستان‌های افتخارات میگفت

.خب، من چیز زیادی در اون مورد نمیدونم

.خیلی تو خودم بودم

،ولی تو گالاهد هستی

،یابنده‌ی جام مقدس جامی که حضرت مسیح در] [شام آخر از آن نوشید

."با اسم مستعار "شوالیه‌ی بی‌نقص

.همینطور پسرـه حرومزاده‌ی لنس‌لات

.تولد شرافتمندانه‌ای نداشتم

،همیشه حس میکردم با بقیه متفاوتم

.حتی بعد از پیوستن به کتابخونه

.من نه کتابدارم نه محافظ

...این

.یه جورایی به نظر میاد کاره‌ای نیستم

.میفهمم چی میگی

،تو یه گروه از بچه‌های لوس بزرگ شدم

.پس توی سن12سالگی 8بار جابجا شدم

هیچوقت اونقدر جایی نموندم .که بتونم بهش بگم خونه

شانس داشتی. من حاضر بودم .خودم رو بکشم که جابجا شم

همینطوری اطراف میچرخیدم، توسط

.تمام مردم خوشگل برداشته میشدم

سعی میکردم با خانواده‌ی بهتر .معامله کنم

میدونی روزهای شکرگذاری چطوری بود؟

.من نامرئی بودم

.به سلامتی دور افتاده‌ها

.طولانی مدت بلکه به سلطنت برسن

.به سلامتی

،دیگه هیچوقت مشروب و شاستا نمیخورم

.از این بابت مطمئنم

فکر نمیکنید یکم زیادیه؟

...شاید باید برم خونه و عوضش کنم

.نه، بس کن .تا همین الان هم دو بار عوض کردی

.نه، نه، نه، نه، عزیزم .نباید دیر کنیم

...فقط وارد قلعه‌ی جادوئی میشیم و

!قطع کن

.باید تمرکز کنیم

بیاید. باید از اینجا وارد شیم که به .اتاق زیرزمین دسترسی پیدا کنیم

کجا؟ درخت؟

.بدو مسقیم وسطش

.میفرستت اونجا

،یه در مخفی‌ـه

.مثل ایستگاه قطار توی هری پاتر

.عاشقشم

...حالا که - !آه -

آرورا حالت خوبه؟

.لطفاً بگید یکیتون یه عکس ازش داره

!فوق‌العاده بود

.ورودی اینجاست

.بیاید پشت سرم

.دنبالم بیاید

.حالا این فوق‌العاده بود

!وای! آره - !اوه، خدای من -

.در اون پایین میبرتمون به اتاق دوم

.بگو که الان از تو زمین در نیومدی

.جفت کردن قطعه‌ها .مثل یه قطعه از پازل نازک‌کاری

پس اگه حلش کنیم، بعدش میتونیم .ازش عبور کنیم. ایول

اوه، خب، من بلدم پازل حل کنم چون اینکارو همیشه با بچه‌هام

.انجام میدم - ...وایسا! نه -

اون چی بود؟ اون چی بود؟ اون چی بود؟

.یکی از تله‌های بوبی رو فعال کردی

.ببخشید - هر حرکت اشتباه -

.باعث میشه اتاق یه مقدار فرو بریزه

الان باید چیکار کنیم؟

.ایول - .سلام، جنکینز -

اوه، خب، مخ ریاضی، هم‌رنج، نجات یافته از تومور مورد علاقه‌ی من چطوره؟

چی شده، قرمزی؟

تازه این طومار رو پیدا کردم ازت میخوام .برای مأموریتمون ترجمه‌ش کنی

نتونستم استون رو پیدا کنم، برای همین .گفتم شاید تو بتونی کمکم کنی

تو... میخوای من ترجمه‌ش کنم؟

آره. فقط یه ترکیب از زبان سومری

.زبان لاتین کهن قرن هفدهم‌ـه

.برات باید مثل آب خوردن باشه

.بالاخره، تو جنکینزی

.آره، اوهومـ، آره

اوهومـ، تو... شنیدی... شنیدی؟

...فکرکم شنیدم که !بله، الان میام

.طومار رو ترجمه کن، جنکینز

.اوه، البته، بله. مشکلی نیست .مشکلی نیست

...پسر، اون‌ها

مطمئناً برای این چیزا از اندازه‌ی کوچیک استفاده کردن، هومـ؟

،خیلی‌خب، اممــ

...راه ورودی... هورا است... جزیره‌ی آمینگ

.زبان زرگری - .میدونستم -

.میدونستم تقلبی‌ای - با جنکینز چیکار کردی؟ -

.اوه، خواهش میکنم، بهم آسیب نزنید

.بگو یا نسلراد به خوردت میدیم

نه، لطفاً، وایسید، هیولای‌ دریاچه‌ی لاخ نس اینجاست؟ [دریاچه‌ای مرتفع در اسکاتلند]

.حرف بزن - .خیلی‌خوب، باشه -

...اممــ، اممــ، اممــ

.خیلی‌خوب، اسمم جف پِپِرز‌ـه

.یه تکنیسین 28ساله از یه شهر مرزی هستم

،یه کتاب که جادو داشت رو پیدا کردم

و ازش استفاده کردم که جام رو .با جنکینز عوض کنم

.همون کتابی‌ـه که درموردش بهت گفتم

.نمیخواستم به کسی آسیب بزنم

...فقط میخواستم

.یه مدت جنکینز رو کرایه کنم

،میدونید، حقیقتش .من آدم خیلی خوبی‌ام

،اگه گذرتون به شهر مرزی خورد

.بیاید. بهتون تخفیف میدم

خب، تخفیف برای همه‌چیز غیر از محصولات اپل

چون میدونید، اونا چنین امتیازی ...بهم نمیدن که

این کتاب‌ـه کجاست؟

.همینجاست

.گذاشتمش زیر یکی از میزهاتون

.که به هرحال، خیلی زیبا هستن

.فقط کتاب رو نشونمون بده

.آره، نه، ایناهاشش .دیدی؟ بدون آسیب دیدگی، بدون گول زدن

اون چیه؟ - اونا رد پا هستن؟ -

.یه عمر طول میکشه

.باید یه راه برای حل کردنش باشه

...خب - .اینو بلدم -

...اممــ - اسمیدت، چیکار میکنی؟ -

.آره، پسر، بازی نکن

.دوازده‌ها قطعه، به شکل مثلث

.12قطعه، 12مثلث

آقای اسمیدت، نمیتونیم هیچ اشتباهی .رو قبول کنیم

.بهم اعتماد کنید، بچه‌ها، این با من

.یه بیست وجهی‌ـه از کجا میدونی؟

یه شکلیه که تمام بازیکنای خطر و اژدها .در جهان میدونن

جهت20 میمیره .وقت مقدمه‌ست، عوضیا

!عالی بود - !آتش اژدها، داداش -

!رئیس اژدها، داداش

.آقای اسمیدت

حالا، باید این گردونه‌هارو دقیقاً در یک زمان

.بچرخونیم

.یک، دو، سه

.این یکی به نظر باحال میاد

اوه، خدا! اون چیه؟

.وایسید، وایسید، وایسید، فقط بس کنید

.مزاحم‌های قبلی کتابخونه

.خیلیا تلاش کردن، ولی کسی موفق نشده

.بیاید زود از این اتاق بریم بیرون

میشه لطف کنی اینقدر تله‌های بوبی رو به کار نندازی؟

چتون شده؟ "ایندی3: آخرین جنگ صلیبی" رو ندیدید؟

اوه، این همونه که "شیعه لابوف" توش بود؟

!نه، دنیس

.صدا رو بده من - ببخشید؟ -

کاشی‌ها، درست شبیه بازی‌ـه ."برقص برقص اتقلاب‌ـه"

چی؟ - یه بازی رقص مسخره‌ست -

که پات رو روی کاشی‌هایی که چراغ دارن میذاری

.یه الگو داره

این کاشی‌ها با یه الگو تکراری ،روشن میشن

."درست مثل آهنگ "صدا رو بده من

.ببینید

.یا خِپِل مقدس، داره جواب میده

.بجنبید

.زودباش جنکینز، برقص

.نه - !ولی می‌میری -

.اینو ترجیح میدم، ممنون

جنکینز، هیچوقت نمیتونی بدنت رو .پس بگیری

!برو، جنکینز، فکر کن تولدته

!برو، جنکینز - !بجنب، جنکینز -

.راه رفتن، آقای جنکینز

.کارتون خوب بود، کارتون خوب بود

،ولی اگه یکی از شماها بهش اشاره‌ای کنه

.میکشمش

.باشه - .مفهوم‌ـه -

.آرورا. حالا، مثل دفعه‌ی قبل

.وای - ما کجاییم؟ -

،اگه این اتاق نهایی باشه پس در کجاست؟

.شاید یه حرکت اشتباه زدیم

،شاید توی خواب هستیم

مثلاً داخل خواب یه موجود غول‌پیکر ،دارای احساس

.و وقتی که اون بیدار شه ما هم بیدار میشیم

،یا توی برزخ هستیم

و توی راه اینجا یه تصادف رانندگی

.خیلی بزرگ داشتیم، و هممون مُردیم

...یا - .لطفاً، لطفاً، ساکت باشید -

.دارم تلاش میکنم تمرکز کنم

نگران نباش، آقای جنکینز .راه خروج از اینجا رو پیدا میکنیم

.اوه، خدا، اینطور فکر نمیکنم

.فکر نمیکنم با رقص بتونیم از این یکی بیرون بریم

.شاید فقط داره تلاش میکنه مثبت باشه

احمق بودم که فکر میکردم میتونم مثل .یه کتابدار آموزشتون بدم

!غیرممکنه

.و الان اینجاییم. گیر افتادیم

.تو این اتاق گیر افتادیم

.من تو این اتاق گیر افتادم

.فایده‌ای نداره

.اوه، خدا

...این

.ناامیدانه‌ست. ناامیدانه‌ست

.آقای جنکینز

یه داستان قبل از خواب هست که معمولاً .برای بچه‌هام تعریف میکنم

.اوه، خدا

درمورد یه خرگوش‌ـه

که توی راه برگشت از جنگل تاریک ،به خونه گم میشه

،و خیلی میترسه، اونقدر وحشت میکنه

که تصمیم میگیره مثل یه توپ کوچیک .جمع بشه و تسلیم بشه

ولی بعدش حرف مادرش یادش میاد .که همیشه بهش میگفت

،مهم نیست چیزهای تاریک چطور به نظر میان

فقط امیدوار باش .راه خونه رو پیدا میکنی

.فقط امیدوار باش

...فقط

.امیدوار باش...

.فقط... امیدوار باش

.آره - .خیلی‌خوب -

!فقط امیدوار باش

!امیدوار

!و امیدوار

!راه‌ت به خونه رو پیدا کن

.موفق شدیم

.اتاق آخر آزمایش پشتکار بود

.ممنون، دنیس

.و از همتون ممنونم که من رو تا اینجا آوردید

.ولی اینجا راهمون از هم جدا میشه

منظورت اینه که، نمیتونیم بیایم داخل؟

نه. کتابخونه باید یه مکان جادوئی مخفی .باقی بمونه

،نمیشه برای بازدید عموم آزاد باشه

.علی‌رغم طرز فکری که دوستتون جف داره

،برید خونه‌ش

،و اگه شرایط خوب پیش رفت

.به زودی دوستتون به حالت عادی برمیگرده

میتونم شمشیرت رو قرض بگیرم؟

امکانش هست زانو بزنید، لطفاً؟

،به نام خدایان کهن

،و پادشاهان کهن

با تماس شمشیرم به شما افتخار .شوالیه‌های کاملوت میدم

.برخیزید، شوالیه‌ها

،کنار شجاع‌ترین جنگجوها جنگیدم

.ولی هیچکدوم به دلیری شما نبودن

.حالا، برید

.یه کتاب شیطانی هست که باید پیداش کنم

.آقای استون، آقای استون

...ازیکیل، کاسا

سرهنگ؟

.سرهنگ. سرهنگ

!خودت رو نشون بده

.اوه، خداروشکر

.فکر کردم اون موجود برگشته

!ای دزد

.اوه، لعنتی، وایسا، وایسا، وایسا

!بدن من رو دزدیدی

.آره، آره، دزدیدم، ولی فقط برای یه مدت

.باور کن میخواستم پسش بدم

!دروغگو - .نه، دارم حقیقت رو میگم -

،درمورد کتاب به کتابدارا گفتم

و بردمشون که پیداش کنیم

اینجا بود که اون هیولا، پیداش شد و .بهمون حمله کرد، و من مخفی شدم

فکر میکنی اون اتفاق بدی بود؟ .فقط وایسا دست من بهت برسه

.لطفاً، لطفاً، لطفاً - !چطور جرئت کردی -

.بسه! فقط بسه، لطفاً، فقط بسه

،گند زدم، از کتاب استفاده کردم

.و قضیه فراتر از فهم من شد

.من نمیخواستم هیچکدوم از این اتفاقات بیوفته

.خیلی متأسفم

اون موجود. چی بود؟

.ازمدئوس، یکی از هفت شاهزاده‌ی جهنم

چندین قرن پیش، مارلین توی اون .کتاب طلسم گیرش انداخت

ولی وقتی ازش استفاه کردی، ندونسته

.برش گردوندی تو این دنیا

...دوستات، اونا - ...اونا -

.حالشون خوب میشه

.فقط یه جور بیهوشی‌ـه

،فعلاً قدرت ازمدئوس محدودـه .ولی باید پیداش کنم

،باید دوباره گیرش بندازم ،و برای اون کار

.باید توی بدن خودم باشم

.پس اون کتاب رو بهم پس بده - الان میخوی جابجامون کنی؟ -

اگه قرار باشه با یه شاهزاده‌ی جهنم ،مبارزه کنم

...نمیتونی توی این بدن

.کوتاه، کمی اضافه وزن‌دار انجامش بدم

.باید توانایی‌های خودم رو داشته باشم

.ولی من دوست دارم جای تو باشم - !جف -

خودت زندگی منو دیدی. دیدی .چقدر مضخرفه

منظورم اینه که، من توی زیرزمین خونه‌ی .مامانم زندگی میکنم، محض رضای خدا

.زندگی من ماله تو نیست که بگیریش

.میدونم. میدونم

...این... این

...فقط

.فقط چند روز مجبور بودی جای من باشی

.من تا ابد مجبورم خودم باشم

خیلی وقت پیش نبود که، تصمیم گرفتم

.فانی باشم

،با انتخاب خودم. من... با میل خودم

ولی اعتراف میکنم که برای واقعاً آدم بودن

.آماده نبودم

،و داشتم با خودم کلنجار میرفتم ،واقعاً کلنجار میرفتم

،با فکر پیر شدن، محدودیت‌ها

و وارد دنیا شدن

کنار اومدن با مردم؟

.کلی آدم مضخرف تو این دنیا هست

میدونستی؟ ولی فکر میکنم دارم میفهمم

که خیلی روی جنبه‌ی منفی‌ش ،تمرکز کرده بود

چون از طرف دیگه، کلی چیزهای ،شگفت‌انگیز

،فوق‌العاده توی این زندگی هست .توی زندگیت هست

،تو دوست‌های خیلی وفاداری داری

،و یه مادر دوست‌داشنتی .و غذا

.آره، غذا خوبه

.غذا خوشمزه‌ست

.آره

،و خب چیزهای زیبایی توی زندگی هست

،توی زندگی تو .و باید همشون رو با آغوش باز بپذیری

چون، واقعاً، اگه کامل زندگی نکنی

هدف از زندگی کردن چیه؟

،اگه درست متوجه این طرز تهیه شده باشم

.این باید ترفندش باشه

.ایی، بوی گند میده - ،آره؟ این... خب -

بدتر از گوشت خونگی دوستت .اسمدت نیست

.به سلامتی

.الان یه نوشیدنی ملایم به دردم میخوره

.اوه

هی، جریان چیه؟ چرا هنوز شبیه توئم؟

.شاید معجون با تأخیر عمل میکنه

اوه، خیلی‌خوب، حالا چی؟ همینجوری بشینیم و منتظر باشیم؟

.نه، نه، نه، برای اینکار وقت نداریم

،هر دقیقه‌ای که ازمدئوس اون بیرون‌ـه

.نیرو جمع میکنه

.خوشبختانه، چیزی که میخواد رو ما داریم

،وقتی اولین بار مارلین اون رو به تله انداخت

یه مقدار از قدرتش رو برای احتیاط

و محصور کردن داخل سنگ جواهر گذاشت

که بعدش مارلین اون رو توی کتاب .مخفی کرد

.یه جورایی جلوی چشم‌ـه

،پس تا وقتی که سنگ جواهر رو دارم

ازمدئوس قدرت کاملش رو پیدا نمیکنه

.و میتونم شکستش بدم

...جواهر نیست... جواهر کجاست

.سنگ جواهری نیست

...سنگ جواهر، اون، اممــ

یه‌جورایی کوچپیک بود، یه رنگ قرمز داشت؟

.اوه، جف، نه - .ببین، نمیدونستم -

.همونجا کنار کتاب بود

باهاش چیکار کردی؟

...میدونی، من

...من - ببخشید، تو چیکار کردی؟ -

.یه‌جورایی دادمش به مامانم - .دادیش به مامانت -

ببین، تولدش بود، و یه‌جورایی دیدم که

،شبیه مکعب زیرکونیاست پس با خودم فکر کردم، چرا که نه؟

...پس همینجوری دادمش بهش و بعدش

.فقط نمیخوام عصبانیش کنم .منظورم اینه که، تو که مامانمو میشناسی

میتونه یه مقدار اعتماد به نفس ...تخریب‌کن باشه، پس

گوش کن، جف. ازمدئوس دنبال اون ،سنگ جواهر میگرده

...پس اگه پیش مامانت‌ـه

.پس ازمدئوس هم همونجاست

و مامانت و دوستات درمعرض .خطر بزرگی هستن

باید چیکار کنیم؟

.خودمون مبارزه رو به سمتش شروع میکنیم

حالا، وقتی رفتیم داخل، نزدیکم بمون

.و منتظر هرچیزی باش

.من ترسیدم - .بایدم بترسی -

مامان؟ اسمیدت؟

ازمدئوس؟ - ...چیکار -

.نباید شاهزاده‌ی جهنم رو صدا کنی - .درسته -

!برگرد، هیولای احمق .سنگ حواهر رو بگیر

.بدون سنگ جواهر درامانه

!زودباش! زودباش

مامان، حالت خوبه؟ - اینجا چه خبره؟ -

صورت اون مَردـه چرا اینطوریه؟

.مامان سنگ جواهر رو لازم دارم

.نه، بهش بگو یکی برای خودش بگیره

.مامان، متأسفم، متأسفم

!گرفتمش

!وقت رفتنه

!خدافظ، مامان

.بیا. بیا. بیا

،باید به سمت کتابخونه برش گردونیم

.اونجا گیرش بندازیم

.لعنتی

.اوه، زیرزمین

!برو! برو! برو

.اوه، خدای من، دوستام

.خدای من، همه‌ش تقصیر منه

.اینا کار کنه

.خدایا، عجب آدم رذلی‌ام

.وقت این چیزا رو نداریم .اون پیدامون میکنه

،اگه سنگ جواهر رو بهش بدیم ،معذرت‌خواهی کنیم، مثلاً بگیم

ازمدئوس، خیلی متأسفیم که" ".سنگ جواهرت رو برداشتیم

،میخواستی شوالیه‌ی کاملوت باشی .الان شانسشو داری

.بجنگ

.ترسیدم - ...خب -

!خدا، نه، نه، نه، نه

::. مترجـم: شقایـق، غـزل.:: « Violet، Dark.AngeL»

« اولین سایت پیش‌بینیِ ورزشی با آپشن‌های بی‌نظیر » ::. BPersia.Win | بی‌پرشیا .::

::. ساب دی‌ال | مرجع دانلود زیرنویس فارسی .:: « SubDL.TV »

«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »» WwW.TakMovie.Co

!جف! از اونجا بیا بیرون و بجنگ

!هی، صورت زامبی‌ای

اینو میخوای؟

.نمیتونی بهش برسی

.خیلی‌خوب، نه، شوخی کردم .میتونی داشته باشیش

.میتونی داشته باشیش .من نمیخوامش

.بگیرش، لطفاً، فقط بگیرش

.بگیرش. نمیخوامش

.کارت خوب بود

.خوب جنگیدی

آره، خب، وقی گالاهد شوالیه‌ی شجاع .باشی کار آسونیه

.یه نگاه به آینه بنداز

من اینکار رو کردم؟

خودم تنهایی؟

.مثل یه شوالیه‌ی واقعی

وقتی از در جادوئی اومدیم بیرون .جابجا شدیم

.اوه، فکرکنم میخوام بالا بیارم

.اوه

جف، واقعاً خودتی؟

!رفیق - سلام، چطورید بچه‌ها؟ -

!رفیق

اوه، خدای من، کلی داستان دارم .که تعریف کنم

.فوق‌العاده بود .شوالیه شدیم

.اصلاً نترسیده بودم

.نیزه پروسایدن رو پیدا کردم [خدای دریا]

.جف داشت باهاش مارشملو کباب میکرد

.بازم بهتر از کاری‌ـه که با کفن تورین کرد

خدای من، یه آئم چقدر میتونه آسیب وارد کنه؟

.فقط خوشحالیم که برگشتی

تو چطور، رفیق؟ هنوز بهمون نگفتی شرایط چطوری بود؟

،آره، افتضاح بود

وقت گذروندن با یه مشت آدم معمولی؟

راستش، میدونید، اگه یکمی به مردم .شانس بدی اونقدرها هم بد نیستن

.میتونن لذت‌بخش باشن

.یه قرار دارم که باید بهش برسم

.فکر کنم رانندگی کنم

الان گفت مردم میتونن لذت‌یخش باشن؟

.هیچوقت عجایب تموم نمیشن

خب، اون سلاخ ذهن؟ .اون، انگار، مغزش رو ذوب کرده بود

.آره، من دوسش دارم - .خیلی خوب بود -

.همینطور تکرارش میکردم

!سلام، جنکینز - !جنکینز -

چه خبر، رفیق؟ درست .به موقع رسیدی

همین الان میخواستیم با اژدهای سیاهی .که اسید پس میده مبارزه کنیم

،اولاً، اژدهاهای سیاه نفسشون از آتش‌ـه .اونا اسید پس نمیدن

.خیلی کارش خوبه - و برای مامانت -

.یه کیف بزرگ از اون اصل‌ها آوردم

.اوه، ممنون - و میدونید چیه؟ -

،اگه قرار باشه بازم باهاتون بازی کنم

.باید زئیس اژدها باشم

.موافقم - .چی؟ نه -

.رفیق، بیخیال - .پاشدم، پاشدم -

رفیق، رفیق، نمیتونم بذارم

.با این همه اشتباه بازی کنی

باشه. ولی شخصیت من حلقه‌ی .مقاومت در برابر آتش رو میگیره

.آره، داره اتفاق میوفته - یه حلقه‌ی دیگه؟ -

.هر دفعه... حلقه‌ی آتش .نه، این واقعی نیست -

.هیس. خیل‌خوب، خطر

.بیشتر از همه؟ تاریکیه

ولی باید ازش بگذرید، چیکار میکنید؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.