Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
فيلم ها را با زيرنويس فارسي دانلود کنيد .::WWW.KINGMOVIE.BIZ::.
دانلود رايگان فيلم در تلگرام telegram.me/DEL_KUK
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KING_MOVIE
ما به آسمان نگاه ميکنيم
تعداد بي نهايت ستارگان رو ميبينيم
و باور داريم که تنها هستيم
شروع کنيد
گرفتن زمين
غذاي بي نقص
هرچند .. يک استيک آبدار هم ميتونستم بيارم
لوبيا ! البته
بد نيست .. خوبه آره ؟
چي بهت گفتم
تلويزيون هيچي نشون نميده
همه چي تعطيل شده
اين هوشمندانه هست هيچ کس نميدونه چه خبر شده
منظورت چيه ؟
خوب ..
هيچ راهي نيست که بفهميم چي شده
همه در تاريکي هستن و مردم هيچ اطلاعاتي ندارن
اين احمقانه ست
اصلاً منطقي نيست
اين عجيب نيست ؟
همه دارن به يک سمت ميرن
جنوب اونا دارن ميرن جنوب
ولي چرا ؟
نميدونم
سارا به من گفت که مردم در جنوب امنيت دارن
منظورت چيه امنيت دارن ؟
نميدونم
حمله هاي کمتر
از اين ساختمان بريد بيرون
نگران نباش ما جامون امنه
از کجا ميدوني ؟
اونا خواستن داخل ساختمان ها بمونيم
اونا از دست مردمي که ميرن داخل ساختمان ها عصباني نميشن ؟
وارد شدن به هر چيزي اونا رو عصباني ميکنه
حتماً
ولي ترفند اصلي اينه که بدونيم اونا کي ميان
تو از کجا ميدوني اونا کي ميان ؟
صداي فرياد .. بلندتر ميشه
تو شنيدي در لندن چه اتفاقي افتاده ؟
اون حمله ؟ اون بيشتر از يک حمله هست
اونا ميگن اين يک جور شيوع هست
چي شد !
چيکار داري ميکني ؟
بريد بيرون ببخشيد !
برو بيرون
الو
ديويد عزيزم تو شنيدي ؟
شنيدم ؟ چه خبر شده عزيزم ؟
اون شيوع ؟
اون فقط در واشينگتن نيست حالا ميگن نيويورک هم هست
واشينگتن ؟!
من فکر کردم اون در لندن بود
ديويد اون داره همه جا اتفاق ميفته
خيلي خب .. ببين تو کجايي ؟
من در دفتر هستم يک انفجار اتفاق افتاد
دو بلوک از اينجا فاصله داره
چه اتفاقي داره ميفته ؟
نميدونم
فقط همونجا بمون دارم ميام پيشت
همين الان دارم راه ميفتم
عجله کن
چي شد !
بيا بيرون
خواهش ميکنم
سارا !
سارا ما بايد از شهر بريم بيرون همين الان
مامان !
نگاه کن
به چي ؟
من چيزي نميبينم
تمرکز کن
نگاه کن
اونا مخفي هستن
ولي خودشون هستن
هنوز نميتونم باور کنم جون سالم به در بردم
اونا درست از کنار ما رد شدن
اونا اينقدر نزديک بودن
ممکن بود طور ديگه اي تموم بشه
آره ما شانس آورديم
ديويد ..
تو ميخواي بعد از اين چيکار بکني يا کجا بري ؟
سارا رو پيدا کنم
و کمک کنم تو مادرت رو پيدا کني
بايد بريم
مراقب باش مخفي شو
همونجا بمون
چيکار داري ميکني ؟
ولش کن
مهم نيست
چيکار داري ميکني ؟
اونا منو پيدا ميکنن ديويد
خون من ..
نه اينطور نيست هيچ کس تو رو پيدا نميکنه
من ميدونم
اونا مزه خون منو چشيدن
اونا ميدونن من هستم
چي ؟
داري از چي حرف ميزني ؟ کي تو رو پيدا ميکنه ؟
آيو ها اونايي که مبتلا شدن
اونا خون رو آزمايش ميکنن
بعد دنبال من ميگردن
هيچ کس دنبال تو نميگرده حالا آروم باش
نه !
لعنت
پسر .. ما بايد بريم
ما ميتونيم امشب اينجا بمونيم
اينجا بايد امن باشه
دستت چطوره ؟
بد جوري خراش برداشته
هنوز خونريزي داره
کامرون ..
چيکار کردي ؟
چه اتفاقي افتاد ؟
چر اونجا خودتو گم کرده بودي ؟
اگر بهت نگم بهتره
فکر کنم اگر قراره پيش هم بمونيم من حق دارم بدونم
بايد قول بدي حرفم رو باور کني
حتماً حرفتو باور ميکنم
ولي ميخوام اينو بدونم
باشه
هر اتفاقي که افتاد ..
اونطوري نيست که تو فکر ميکني
هيچ وقت يک شيوع وجود نداشته
اونا هيچ وقت آلوده نشدن
اونا دارن کنترل ميشن
منظورت چيه کنترل ميشن ؟
توسط کي کنترل ميشن ؟
اونا توسط آدم هاي خيلي خطرناکي کنترل ميشن
اونا همه اين کارها رو کردن دارن تمام اين سياره رو ميگيرن
تا منو پيدا کنن
که تو رو پيدا کنن ؟! ... صبر کن
منظورت چيه تمام سياره رو ميگيرن ؟
خوب .. اونا اهل اينجا نيستن
اهل زمين
اونا الان اينجا هستن
پس .. اين آدم هاي کي هستن ؟ من نميدونم
بيگانه ها
خيلي خب .. بيگانه ها
اين قضيه با چيزي که فکر ميکردم فرق داره
و اين بيگانه ها .. اين همه راه اومدن
که تو رو پيدا کنن ؟!
بله
واي ! و اونا دارن دنبال تو ميگردن .. چونکه .. ؟
چون من هم اهل اينجا نيستم
پس .. تو هم يک بيگانه هستي
من هفت سال با ميل خودم روي زمين مخفي شده بودم
مادر من هم همينطور
به خاطر جنگي که مهاجمين به اينجا شروع کردن
منظورم جنوب نيست منظورم سفينه ماست
سفينه فضايي خودت ؟
البته که بايد اينطوري باشه کم
ميدوني پيدا کردن يک نفر از بين هفت ميليارد نفر کار سختيه
يک معماي غير ممکنه
فکر ميکني حرفمو باور کردي ؟
خوب .. من نميدونستم تو ميخواي اينو گي
و اون خون ؟
آيو ها مزه خون رو تشخيص ميدن
اونا ميتونن خون انسان رو تشخيص بدن .. از ..
باشه خوب ..
تو فکر ميکني اونا چطوري ديروز ما رو نديدن ؟
به خاطر شانس نبود که مستقيم از کنار ما رد شدن
من بودم که خودمون رو مخفي کردم خودمون رو از اونا مخفي کردم
تو ما رو مخفي کردي ؟ من اگر تمرکز کنم ميتونم از اونا مخفي بشم
به خاطر همين منو پيدا نکردن
يادت مياد که بازوي تو رو گرفتم و هردمون رو مخفي کردم ؟
من خودمون رو مخفي کردم ديويد
خيلي خب ببين
برو عقب
اوه لعنت
اونا کجا هستن ؟
تکون نخور
من ميدونم تو اينجا هستي
تو ما رو از اونا مخفي کردي
و امروز ...
وقتي از کنار ما رد شدن
اونجا هم ما رو مخفي کردي
بله
اين غير ممکنه
تو اهل اينجا نيستي
نه
اين جنون آميزه
و .. و يه جايي اون بالا
يک سفينه فضايي نامرئي وجود داره
3 تا
3 تا ! .. 3 سفينه فضايي نامرئي
خوب .. صبر کن
من اولين انساني هستم که ميدونه بيگانه ها وجود دارن ؟
به زمين خوش اومدي پسر
ممنون
پس تو هيچ وقت در نبراسکا نبودي ؟
نه .. هيچ وقت
اين خيلي باحاله
دليلي هست که شما خيلي دور از سفينه زندگي ميکنيد ؟
ما دو سال اينجا زندگي کرديم
ولي در وسط ناکجا آباد گير افتاده بوديم
الن از من ميخواستن تا دنياي شما رو ببينم
پس در سال سوم ما به شهر رفتيم
و شروع کرديم به سفر کردن
و بعد اونا رسيدن اين بايد براي شما جنون آميز بوده باشه
ميدوني .. ما نميدونستيم بايد چيکار کنيم
و الن اجزاه نميداد من تسليم بشم
تسليم بشي ؟
چرا تو بايد تسليم بشي ؟
خوب .. ببين چه بلايي سر سياره شما اومده
همش به خاطر منه
اگر من تسليم بشم .. بعدش شايد ..
حتماً ولي تو به ما حمله نکردي کامرون
تو اينکارو نکردي
اونا کردن
ميدونم
ولي هنوز داره به خاطر من اتفاق ميفته
اوضاع خيلي بده
گوش کن
من بايد در مورد قضيه تسليم شدن با تو صحبت کنم
نبايد به اونجا برسه
مساله اينه که .. اگر اوضاع اينجا خطرناک بشه
حتي الن ميگه من چاره اي جز تسليم شدن ندارم
ما تو رو مخفي ميکنيم تا وقتي اونا بيخيال بشن و برن
نه ديويد
اونا همينطوري نميرن
اونا منو به عنوان يک زنداني ميبرن
يا منو ميکشن
ولي اونا چطور ميخوان تو رو بکشن
اينجا جاي بزرگيه
مثل پيدا کردن يک سوزن در انبار کاه هست
اونا ميخوان چيکار کنن ؟
اونا انبار کاه رو ميسوزونن
نه .. منظورت چيه ؟
اگر اونا نتونن منو پيدا کنن تمام سياره رو نابود ميکنن
اين استرس زا ترين مکالمه اي بود که تابحال داشتم
و من با زن هاي زيادي قرار گذاشتم
ما بايد مسير بيشتري رو سريع تر طي کنيم
در واقع ميتونيم زمان زيادزي رو صرفه جويي کنيم ، اگر از اون کوهستان عبور کنيم
اين سخت تر خواهد بود
تو مشکلي نداري ؟
من طوريم نميشه
خيلي خب
نگران نباش
يه راهي پيدا ميکنيم
خونش رو تست کن
بايد چشمامون رو باز نگه داريم
آه .. اين انسان با من 1 ميليارد دلار شرط بندي کرد که من نميتونم اين وسيله رو هدايت کنم
انسان ؟
بله من روش اسم گذاشتم
اين هيولا منو ياد پگاياس ميندازه
اون پرواز نميکنه
تو اينو متوجه نميشي
تو يک ماشين هستي
ونروس گزارش خواسته
بايد بهشون چي بگم ؟
بهش بگو دارم خريد ميکنم
ايونرا تو منو احضار کردي
من کاملاً مطمئنم که دستوراتم رو به صورت روشن بهت گفتم گارابان
چرا تو داخل اون سياره هستي ؟
من دارم دنياهاي ديگه رو جستجو ميکنم
به علاوه من در حال يک کشف بزرگ هستم
يه چيزي که انسان ها بهش ميگن کافئين
الان وقت گشت و گذار نيست گالابون
ايريکل
تو نبايد مشکل خودت رو با من وارد مساله انتخاب کردن مامورها بکني
من جلوتر از برنامه هستم
در تمام مراحل عمليات
پس تو اون پسر رو پيدا کردي
نه ..
ولي فراموش نکن .. اين عمليات تو هست که ما دنبال ميکنيم
با وجود اين تو هنوز داري روي اون سياره ميگردي
ما رو در خطر مواجهه با انسان ها قرار ميدي
من اينو کاملاً روشن کردم
انسان .. کسي که صداش زندگي تو رو نابود ميکنه
چي شده ؟ ما بايد اين سياره رو نابود ميکرديم
و برميگشتيم به ديوار
اريکول .. تو يک حمال هستي
حمال چيه ؟
کافيه
ببين حمال يعني چي ؟
پيشرفت ما چقدره ؟
کنترل انسان ها دارن خون اون ها رو تست ميکنن
ما فکر ميکنيم اون پسر رو پيدا ميکنيم يا هر کسي که
داره باهاش مسافرت ميکنه .. فقط دير و زودش فرق ميکنه
با تمام خرابي هاي که کنترل انسان ها به وجود آوردن ..
اون پسر ممکنه تا حالا مرده باشه
ما به کنترل کننده ها اجازه داديم تا ترس هاي اونو جمع کنن
مخصوصاً براي محافظت و سردرگمي
کي ميدونست اونا ميخوان همه چيز رو منفجر کنن
شامل خودشون هم ميشه
40 روز از روزهاي اون ها گاروبان
اين تمام وقتي هست که من به تو ميدم
ما تا اون موقع پسره رو پيدا ميکنيم
من از راه رفتن خسته شدم
متاسفم
ولي من يک اسب نيستم
من براي فواصل کوتاه طراحي شدم
من فکر ميکنم ميتونيم اينجا استراحت کنيم
من حتي يکي از شما رو حمل ميکنم
ولي خانم ها ..
ما تقريباً کل کشور رو پياده طي کرديم
من از راه رفتن خسته شدم
من ميرم ببينم تو اون خونه غذا هست
منم باهات ميام
اونا بهتره زياد توي يک ساختمان نمونن
من ديشب خواب بدي در مورد کامرون ديدم
اوه الن
خيلي ميترسم که اتفاق وحشتناکي براي اون بيفته
اوه عزيزم
در موقعيت هايي مثل اين تو فقط بايد ايمان داشته باشي
ايمان چيز خوبيه
تو زن خوبي هستي ننس
خوشحالم که همديگه رو پيدا کرديم
اوه من هم همينطور
تو نفر بعدي هستي
و بعد دوستانت
ما يک سر نخ داريم
افراد بيشتري دارن ميان
موقعيت دقيقش رو پيدا کنيد
کنترل موقعيت رو براي اسکن موقعيت ميفرستم
عقب وايستا به من دست نزن !
بهتره بشيني سرجات پير زن داري منو عصباني ميکني
فرار کن ننسي
تو فکر ميکني اون منو متوقف ميکنه ؟ نه
ولي اين متوقفت ميکنه
زني که اونا پيدا کردن در اين قاره هست
اون انسان نيست
و اون پسر ؟
اون پيشش نبوده
ما کنترل هاي بيشتري فرستاديم تا اونو براي بازجويي نگه دارن
نه اون به پسره خدمت ميکنه
اگر پيشش نباشه اون قبل از تسليم کردنش خواهد مرد
کاري ميکنم ما رو ببره پيش اون
تو شخصاً ميري اونجا ؟
من ميتونستم يک انسان بفرستم
ولي ميترسم اون منفجرش کنه
روشنش کن
ما کنترل هاي بيشتري به اون موقعيت ميفرستيم
اين کاري نيست که ما بتونيم به کنترل هاي انساني بسپاريم
بزار اينو به روش خودم انجام بدم ديوينر
در اعماق وجودت تو ميدوني که من هميشه درست ميگم
فقط اون پسر رو برام پيدا کن
گارابون الان کجاست ؟
اون داره ميره به موقعيت اون زن
اون در معرض ديد هست
ما بايد اينو به عنوان يک فرصت ببينيم
موجودات خاصي که در يک عصر انتخاب شدن
قدرت نور آبي رو کنترل ميکنن
اين قدرت شريان حياتي سفينه هاي ما رو تامين ميکنه
اونا رو از انسان ها مخفي ميکنن
ولي اين برادر اون هاوير کاهون بود
که قادر بود قدرت نور آبي رو تسليحاتي کنه
که رهبري ما رو بر روي کنترل هاي انساني نگه داشته
ما قدرت رو از اون ها جذب ميکنيم تا سه سفينه خودمون رو راه اندازي کنيم
معنيش اين نيست که موجودات کوچک در کار نيستن
ما اين چيپ ها رو دستکاري کرديم تا بوي خون مردم رو بشنون
تا بدونيم اونا انسان هستن يا نه
آيا اونا رو به تمام سياره فرستاديد ؟
نه عزيزم .. اونا طراحي شدن تا قدرت جنگجوها رو در نبرد افزايش بدن
اونا همراه با جنگجوها حرکت ميکنن
به خاطر همين ما مردم رو به صورت گروهي نگه ميداريم
عزيزم چيکار داري ميکني ؟
اين براي وقتي هست که کنارت نيستم
و دلم برات تنگ ميشه
که اينو پوشيده باشي
بس کن دارم خجالت ميکشم
خجالت نکش تو خوشگلي
حالا يه حرف خوب بزن
مثل چي ؟
مثل .. نميدونم
دوستت دارم ديويد
دوستت دارم ديويد
سارا !
اين فوق العاده ست
اين فوق العاده ست
کامرون .. رفيق
بيا کاري نکنيم تمام دنيا بدونن ما کجا هستيم
بيا بريم
دارن ميان ! کمک !
لعنت
اين دفعه ديگه نميتونه ما رو مخفي کنه
کامرون
سوار شو
من اين همه نگرانم و اون فرار ميکنه !
تو بايد همين الان سوار بشي اون منفجر ميشه
لعنتي
لعنت
ما بايد از اونجا رد بشيم نه نه .. فقط سوار شو
چي ؟ ببين اگر ميخواي زنده بموني بايد بهم اعتماد کني .. سوار شو
بفرمائيد
خوب چي ؟ شما هردوتون قاطي کرديد ؟
دارم در مورد اونطور حرکت حرف ميزنم
شما هردوتون آروم حرکت ميکنيد
تو ميدوني اگر دور از جمعيت پيدات کنن با تو چيکار ميکنن ؟
دور از جمعيت ؟!
اوه و يه چيز ديگه
من ديدم و ميدونم که ما رو در هواپيما مخفي کردي
تو داري لبخند ميزني چرا لبخند ميزني کامرون ؟
لعنت
متاسفم تو خيلي مشتاق هستي
تو داري موضوع رو عوض ميکني تو چطور ما رو مخفي کردي ؟
نور خورشيد
در اون ساعت روز
ميتونه شامل ما بشه
ادامه بده بهش بگو
منظورت اينه که .. همه چي رو بهش بگم ؟
اون هم بايد بدونه چه خبره
باشه
تمام اتفاقاتي که افتاده ..
اونطور نيست که تو فکر ميکني
هيچ وقت شيوعي در کار نبوده
اونا هيچ وقت آلوده نشده بودن
مادرم .. اوني که در موردش برات گفتم
اون مادر واقعي من نيست
ولي براي اينکه اين داستان رو متوجه بشي
ما بايد از اينجا دور بشيم
ديويد ..
من عاشق زندگيمون هستم
من هم همينطور عزيزم
هيچ وقت منو ترک نکن
هيچ وقت
من پيش تو احساس امنيت ميکنم
هميشه
بيا بيرون
ميدونم اونجا هستي
ملاقات با غريبه ها خطرناکه
چون نميدوني اونا کي هستن
ما چهار زن هستيم
خوب ميشه اگر بتونيم به گروه شما ملحق بشيم
ببين من متوجه هستم
اگر پيش هم بمونيم قوي تر هستيم
باشه ما شما رو در لبه جنگل ملاقات ميکنيم
وقتي رسيديم من بهت علامت ميدم خوبه
مراقب باشيد
و الن ..
علامت چيه ؟
بسيار خب
الن سلام ريچارد
اينا خانم هاي من هستن
سلام دوست من از ديدنت خوشحالم
سلام الن
من گرن هستم
سلام گرن
از ديدنت خوشحالم
الن ؟
اين آدم ها که اومدن دنبال تو
شايد اونا تسليم بشن
و از اينجا برن
تو رو رها کنن
اونا همچين مردمي نيستن
نه فکر کنم نيستن
کمي آب بخوريد
ازت ممنونم
پس اينجا همه دنبال يک نفر ميگردن ؟
البته تو دنبال کسي نميگردي عزيزم ؟
بله .. البته
پدرم
ديوين
اون مرد ناخوشايندي هست
خيلي اعصاب خرد کنه ولي چيکار ميتونيم بکنيم ؟
و ما مجبوريم روز ها بعد از روزهاي رنج آور با اون زندگي کنيم
ما بايد عاشق اونا باشيم
مهم نيست اونا چقدر همشون وحشتناک هستن
براي نسل پيرتر اين سخت تر هست
اونا جنگ هايي انجام دادن تا دنيا رو در امنيت نگه دارن
و وقتي دنيا داره جلوي چشمشون تغيير ميکنه
اونا ديگه نميتونن کاري بکنن
مادربزرگ
من شما رو زياد خوب نميشناسم
ولي ميتونم بگم .. شما خيلي دلفروز هستيد
ممنونم گري و من فکر ميکنم تو خيلي خوشمزه هستي
فکر کنم خنده ما رو عاقل نگه ميداره
اون تمام نگراني ها رو از بين ميبره
تو و پسرت از هم جدا شديد
بله کامرون
فکر ميکني اون الان کجا باشه ؟
خوب من واقعاً نميدونم اون کجاست
ولي تو ميدوني اون کجا خواهد بود
اين تنها چيزي هست که الان منو آروم نگه داشته
ما يک نقشه داشتيم
در شرايطي که از هم جدا بشيم
جايي که باهم ملاقات کنيم
حدود دو روز با اينجا فاصله داره
خوب .. دو روز مشکل زيادي نيست
داريم خيلي بهش نزديک ميشيم
من فقط ميخوام ايمان داشته باشم
که اون حالش خوبه
تا وقتي که پيداش کنم
ما هممون بايد سعي کنيم کمي بخوابيم
فردا ميتونه روز طولاني باشه
بله
ما بايد استراحت کنيم
اون خوابيده
يک طوفان در راهه
وقتي بارون ميباره دوست دارم
کاش مجبور نبودم از اينجا برم
من هم همينطور
به نظر مياد باران خواهد باريد
من فکر ميکنم اون فردا در اون محل باشه
به خاطر تو من هم اينطور فکر ميکنم
ولي تو نبايد تنها بري
اوه بايد تنها برم
منظورم اينه که همه سعي دارن خانواده خودشون رو پيدا کنن
به زودي ما در مسيرهاي متفاوتي خواهيم بود
ببين من ميدونم که پدرم رو پيدا نخواهم کرد
اون قبلاً رفته اون بالا
نه گرم .. نبايد اين حرف رو بزني
مساله اينه که من با تو ميام
من کمک ميکنم تا پسرت رو پيدا کني
خوب تو دقيقاً کجا اونو ملاقات ميکني ؟
اونجا ..
اون سوله ها
بايد بتونيم غذا و آب پيدا کنيم
اميدوارم اونجا شکلات باشه
ما خوش شانس نيستيم که منابع رها شده رو پيدا کرديم ؟
بله
خيلي خوش شانسيم
چي شده ؟
ما تنها نيستيم
الن ... فرار کن !
از زن ها محافظت کن
فرار کنيد
ننس !
وضعيت خطرناکه
به اندازه کافي نيرو نداريم
فرار کن
اونا دارن به من حمله ميکنن !
آيوهايي که دارن اون زن ها رو تعقيب ميکنن فراخواني کنيد
الان اينکارو بکن
اون هنوز به من نگفته اون پسر کجاست
تو صدمه ديدي ؟
ميخواي بگي که تو دستور اينکارو ندادي ؟
احمق نباش
اين تصميم تو بود که به عنوان يک انسان بري اونجا
اين آدم هاي قرار بود تحت کنترل ما باشن
کنترلر ها رو فراخواني کرديد ؟
اونو رو کشيديم عقب
بهتره به اون زن صدمه نزده باشن
نزار اين اتفاق دوباره بيفته ديوينرا
پيدا کنيد اينکارو کرده
و نزاريد دوباره اتفاق بيفته
از پسر من مراقبت کنيد
گرن
ميتونم باهات حرف بزنم ؟
البته
گرن .. متاسفم که اينو الان ازت ميپرسم
من بايد پسرم رو پيدا کنم
آدم هاي زيادي دارن کشته ميشن
من فکر کردم ميتونم تنها اينکارو انجام بدم
ولي الان ..
تو گفتي که کمکم ميکني
خواهش ميکنم
من نميدونم ديگه بايد چيکار کنم
البته الن
من کمکت ميکنم کامرون رو پيدا کني
دو تا گروه هستن
يکيشون يک مرد آموزش ديده داره
ميخواي چيکار کني ؟
اول خون اون پسر رو تست ميکنيم
بياريدش پيش من
دوينرا گزارش عمليات تو رو دريافت کرده
ضرب العجل امروز تموم ميشه
دارن مقاومت ميکنن
اون مرد رو بکشيد پسره رو بياريد
شانر
کامرون
سر اون مبارزهاي قديمي چي اومد ؟
حالا اونا با مسلسل هاي ترسناک برگشتن
تکون نخور
بايد بهم ياد بدي چطور اينکارو بکنم
بيا از اينجا بريم بيرون
همونجا بمونيد فکر کنم يکي ديگه رو ديدم
زدمش اون مرده
بايد همين باشه
چي ؟
اين جنون آميزه اون ديگه کي بود ؟
بيا
ما به ديوينرا وصل شديم
ويوينرا وقتشه
ضرب العجل تو نزديکه
سهل انگاري گاروبان غير قابل قبوله
کاش اون موفق ميشد
من هنوز دارم دنبال کسي ميگردم که منتظر حمله گاروبان هست
يک عمل واقعاً شرم آور
چيزي که شرم آوره .. کاريه که من ميخوام با اونا بکنم
وقتي که پيداشون کنم
البته
ما منتظر دستور آتش شما هستيم
کامرون ؟
اينجا محل قرار ماست
کامرون ؟
اون کجاست ؟
من نميدونم
من فکر کردم قبل از من ميرسه اينجا
من نميفهمم
شايد ..
اون مخفي شده
ولي اگر صداي منو بشنوه مياد
کامرون ؟
تو گفتي .. اون مياد اينجا
نميدونم گرم
شايد اون ..
شايد ؟
من نميخوام شايد بشنوم الن
متاسفم اگر ناراحتت کردم
دنبال اين ميگردي ؟
تو گفتي اون مياد اينجا
تو کي هستي ؟
من کسي هستم که تو داري ازش فرار ميکني
تو نيرن هستي ؟
من گاروبان هستم
تو رواني هستي
بله
اين منطقه رو جستجو کنيد
دنبال نشانه هاي زندگي بگرديد
همه اينا به خاطر توئه
اينا همش ناچيز خواهد بود
چون کاميرا جايي نيست که تو گفتي خواهد بود
اينا همش به خاطر توئه
تو همه رو گول زدي
من ؟
چند نفر به خاطر اين مساله کشته شدن ؟
اين عقده روحي
تلفات اجتناب ناپذيره
تو اينو ميدوني
اين جنگ اون ها نيست
لحظه اي که تو سفينه خودت رو اينجا فرود آوردي
تبديل شد به جنگ اون ها
ظهر شد
برگرد به سفينه خودت گاروبان
من الان اينجا هستم
بهم وقت بده
اون پسر بايد نزديک باشه
برگرد به سفينه خودت
براي دستور آتش من آماده شو
به من گوش کن
ما 40 روزه که روي اين سياره هستيم
چند ساعت ديگه يهم وقت بده
همين الان برگرد به سفينه خودت
تو از من اطاعت خواهي کرد !
از دست من خارج شده
اين دنيا به پايان خواهد رسيد
اون چه کوفتيه ؟
کامرون !
لعنت
من قرار بود اونجا الن رو ملاقات کنم
تو فکر ميکني اون اونجاست ؟ طوفان چي شد ؟
اگر کشته شده باشه چي ؟ نه
ببين در مورد اين فکر نکن
لعنت داره اتفاق ميفته
اونا ميخوان سياره رو نابود کنم
ديويد ما ميتونيم با سفينه من بريم اونجا
چي ؟
زود باش
سفينه من بالاي اون کوهه .. ميتونيم بريم اونجا و ما ميتونيم خودمونو تسليم کنيم
چي ؟
منظورت چيه ما ؟
اگر اين جواب نده
اينجا ميميريم
شانر چي ميشه ؟
کامرون ؟
اگر اين جواب نده
مهم نيست
بيا
ميتونيد پيش بريد
گاروبان سلامت هست و سفينه رو آورده
شروع کنيد
تو حقت نبود که بميري
و پسر من ؟
کميرو پسر تو نيست .. الن
اون براي من همه چيزه
پس من واقعاً متاسفم
چون نميتونه از اين زنده بيرون بياد
باز کن
باز کن
اين خيلي باحاله
تو حالت خوبه ؟
اولين باره که در سفينه فضايي پرواز ميکنم
شروع شد
هسته داره تنظيم ميشه
براي اجراي هماهنگ سازي آماده بشيد
براي برنامه شليک آماده بشيد
چقدر طول ميکشه برسيم اونجا ؟
فقط چند دقيقه
اين جنون آميزه
از اين فرار کن
اون چطوري سوار شده ؟
ما خبردار نشديم
اين بايد تموم بشه
ولش کن !
من اونا رو حس کردم
الن چي شده ؟
اين غير ممکنه
نه !
هي ! ديگه کافيه
چه اتفاقي داره ميفته ؟
چرا منتخبين استرس دارن ؟
نميدونم اونا هيچ وقت قبلاً اينطوري عمل نکردن
من به کنترل اونا نياز دارم تا توپ رو شليک کنم
اونا هنوز اين مزاحمت رو پيش رو دارن ديوينرا
هر اتفاقي که داره براي اونا ميفته روي رهبري تو تاثير نخواهد داشت
ديويد ما هنوز داريم سقوط ميکنيم
اوه .. لعنت
کنترل ها رو فعال کن زود باش
من نميدونم چطوري اينو کنترل کنم
ما داريم سقوط ميکنيم تو بايد هر دو کنترلر رو به دست بگيري
من بايد چيکار کنم ؟
نميدونم
به آرامي گرفتمش
خيلي خب بکشش بالا
زود باش ... حالا !
داريم سقوط ميکنيم !
کارت عالي بود
تو خيلي باحالي
تو نميتوني مطمئن باشي که اون خودش بوده
اون کامرون بود
اون نور خالص رو تسخير کرده بود
و اون ازش اطاعت ميکرد
تو حتي ميدوني معني اين چيه ؟
من نميتونم جلوي اين شليک رو بگيرم الن
وقتي حلقه تنظيم بشه .. توپ شليک خواهد کرد
تمام اين مدت ..
و پاداش اين در دستان تو هست
پاداش کاميرو هست
بهتره اون به عنوان زنداني شما زنده بمونه
تا اينکه بميره
در اين قتل عام
اينو متوقف کن
يک دنياي کامل داره نابود ميشه
تو سر منو خيلي شلوغ کردي
ما هم براي زنده ماندن مبارزه ميکنيم الن
دنياي من در حال مرگ هست
چون پدر کاميرا قبول نميکنه که اونو نجات بده
اون کاملاً آماده هست تا بزاره مردم من بميرن
استفاده از کامرون براي اخاذي رو فراموش کن
دايمرون پير هست و تسليم شدن اونو متوقف نميکنه
گاروبان .. کامرون نور خالص رو به تسخير در آورد
اون داره به پدر خودش پيروز ميشه
حلقه تنظيم شده
براي برنامه شليک آماده بشيد
اون ميتونه دنياي تو رو نجات بده
به دوينرا اطلاع بديد بايد فرمان آتش رو کنسل کنه
من به سياره برميگردم
ديويد ! تو با سفينه پرواز کردي
من با سفينه سقوط کردم
تو چت شده ؟
نميدونم
من نور آبي رو کنترل کردم
بله اينکارو کردي
کامرون
من چه مشکلي دارم ؟
يه مشکلي هست
حالم خوب نيست
تو نور آبي رو لمس کردي
تو هم همينطور
من ميتونم کنترلش کنم
تو فوق العاده اي
ديويد .. من بهت افتخار ميکنم
ديويد
نور آبي وارد تو شده
فکر کنم داره تو رو ميکشه
ميدونم
نميدونم ... اينا همش تقصير منه .. نه اينطور نيست
اونا اينکارو کردن يادت باشه
اونا اينکارو کردن
کامرون
اون توپ
بايد جلوي شليک اونا رو بگيري
خيلي دير شده
نه براي تو نه
تو به ترس هاي خودت غلبه کردي
برو بيرون و اون پيرمردها رو شکست بده
اونا خيلي قدرت دارن
جلوشونو بگير
جلوشونو بگير کامرون
تو ميتوني همه رو نجات بدي
تو ميتوني ..
تو ميتوني سارا رو نجات بدي
به خاطر من نجاتش بده
ديويد !
من ميتونم تو رو حس کنم
ميدونم که تو منو حس ميکني
شما دنبال من ميگشتيد
من اينجا هستم
ورينارا کجاست ؟
چرا منو به دوينرا وصل نکردي ؟
ما نميتونيم با سفينه دوينرا تماس بگيريم ديگه به شبکه مرکزي وصل نيستيم
چي ؟
از فرکانس هاي پائين مثل نيرکل استفاده کن
و دوينرا رو به من وصل کن
اگر نتونم ارتباط رو برقرار کنم چي ؟
بعدش من خواهم مرد !
و تو سرزنش خواهي شد
برو کنار
اين يک پيغام با اولويت درجه اول هست
به دوينرا اطلاع بديد تا فرمان آتش رو کنسل کنه
با دستور گاروبان ارتباط رو قطع کنيد
اينکارو کردم همونطور که دستور داديد
ما در اين شبکه تنها هستيم
تو اون پسر رو پيدا کردي ؟
نميدونم
و دستور آتش ؟
اون هنوز فعاله
ميتونه باشه ؟
اون پيغام چي ميشه ؟
گاروبان داره برميگرده به سياره
پيغام رو نگه داريد
اون در انفجار خواهد مرد
ما منتظر چي هستيم ؟ شليک کنيد
شليک کنيد !
آتش
چرا اون کار نميکنه ؟
وقتي بزرگ تر بشي کار ميکنه
ممکنه يک پيرمرد باشي
کامي .. يادت باشه چي بهت گفتم
فرماندهي قدرت به اين نحو اونو به قدرت خود تو محدود ميکنه
ولي اگر اينطوري کنترلش کني
اون قدرت هيچ محدوديتي نداره
تو قدرتمند خواهي بود
کي داره اينکارو ميکنه ؟
هسته داره شکست ميخوره
ديويد !
تو حالت خوبه !
چطوري ؟
نميدونم کامرون
ولي .. وقتي تو کار خودت رو انجام دادي ..
سفينه هاي فضايي رو از آسمان کشيدي پائين
حس کردم که داري اينکارو ميکني
من انرژي نور آبي رو حس کردم
من حس خيلي خوبي دارم
ممنونم ممنونم .. براي چي ؟
که زنده موندي
خواهش ميکنم
حالا پسر .. تو بايد بري و شانر رو پيدا کني
تو مشکلي نداري ؟ من طوريم نميشه .. برو
الن خودت رو آماده کن
من کامرون رو با خودم برميگردونم
آيا من مادري هستم ..
که با زندگي پسرم معامله ميکنم تا اونو نجات بدم ؟
من نميدونم
فکر ميکنم يک مادر هر کاري ميکنه تا از بچه هاي خودش محافظت کنه
قطعاً من حاضرم به خاطر کامرون بميرم
پس اين نتيجه اين سال ها هست
که روي زمين مخفي شده بوديم
آدم هاي متفاوتي در اين دنيا هستن
من کدوم اونا هستم ؟
من ميدونم کامرون کيه
يک نفر براي کساني که خورشيد رو ميبينن
که در تاريک ترين سايه ها نور رو گسترش ميده
اون امروز دنيا رو نجات داد
اين فردا رو به ما ميده
يک فرصت ديگر
يک روز ديگر
قدرت منتخبين خالي شد
چطوري ؟
اين چطور ممکنه ؟
بايد کار اون پسر باشه
سفينه گاروبان از آسمان به پائين کشيده شده
ما شانس آورديم که خيلي دور هستيم
ژنرال گاروبان پسر گمشده رو پيدا کرده
براي تبديل مسير به ميرا آماده بشيد
پسرم !
کاميرا .. من گاروبان هستم
تو با من برميگردي به سفينه من
گاروبان .. مادرم !
من ميخوام اينجا روي زمين بمونم
تو يک زنداني هستي کاميرا
دستور دادن کافيه
اون نميتونه زنداني بشه پدر من هيچ ارزشي براي اون قائل نيست
شکي نيست که اون يک عشق ابدي بود
اين به اميد ديدار نبود
خداحافظي بود
اين لحظه ها در کنار هم .. احتمالاً آخرين لحظات ما بودن
دوستت دارم مامان
من هم دوستت دارم پسرم
خوب تو حالا ميخواي چيکار کني ؟
سارا رو پيدا کنم
از پسر من محافظت کن گاروبان
بهت قول ميدم
اون هيچ صدمه اي نميبينه
خوب تو در مورد زمين چي فکر ميکني ؟
تو حالت خوبه ! تو سالمي
هيچ وقت ديگه منو ترک نکن
هيچ وقت
فيلم ها را با زيرنويس فارسي دانلود کنيد .::WWW.KINGMOVIE.BIZ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.