Afrikaans
Akan
Amharic
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
! چراغارو خاموش کنید
!اونا دارن یکی رو سرخ میکنن پدر
. شما به جهنم خواهید رفت , آقا
. ساکت باش
.مرگ هیچ چیزی برای جشن گرفتن نداره
. مهم نیست کی مرده باشه
! اون فقط مرد
. اسمش " وین فیشر " بود
, اون سی و دو سالش بود و . یه خانم رو با چکش به قتل رسونده بود
. آخرین وعده ی غذاییش گوشت دنده بوده
!اون از سه سال پیش تو صف مرگ "دووبند" بوده
... و آخرین حرفی که که زد این بود " !!!برو به جهنم "
اینارو از کجا میدونی؟
. فقط توی ذهنم هستن
! خیلی خب , از وقت خوابتون گذشته بچه ها
. مسواکتون رو بزنید و برید تو رخت خوابتون لطفا
الیس , مگه من بهت نگفتم که . همه این اسباب بازیارو جمع کنی
. به حرفم گوش نمیکنی
.من نبودم که این ریخت و پاشو درست کردم
پس کی بوده؟
, کریستین . در رو ببند لطفا
. میتونی بهم بگی
. کار یه پسر کوچیک بود
, اون مدت ها پیش اینجا زندگی میکرده
. و عاشق بازی کردن با اسباب بازی های ماست
. قسم میخورم - . من باورت میکنم -
. باور میکنم
میدونی , به تو یه موهبت الهی بخشیده شده
. تو خاصی
. بعضی از آدم ها از آدم های خاص میترسن
! پدرت , یک از اون آدماس
. اون , این نعمت تورو درک نمیکنه
از الان به بعد بین خودمون میمونه , باشه؟
. باشه
. وقت خوابه
. شب بخیر
. برقارو خاموش نکن مامان
. من همین بیرونم , عزیزم
, هر وقت که ترسیدی میدونی که باید چیکار کنی؟
. درسته
, من اینو بهت دادم که ... هر موقع که ترسیدی
...میتونی
, هر وقت که باشم . زود میدوئم پیشت
اما باید وقتی ازش استفاده کنی که واقعا بهم نیاز داری . باشه؟
. باشه
. جفتتون رو خیلی دوست دارم
. منم دوست دارم , مامان - . دوست دارم , مامان -
.هی
چیه؟
هنوز نخوابیدی؟
.نه
...تا حالا شده راجع به کسایی که
با صندلی الکتریکی اعدام میشن , فکر کنی؟
. گاهی اوقات
تا حالا شده فکر کنی بعد اینکه تموم میشه اونا کجا میرن؟
. نه , میدونم کجا میرن
واقعا؟
کجا؟
.میرن داخل تاریکی ها
کریستین؟
داری چیکار میکنی؟
.الیس
همه ی اون ریخت و پاش ها کار تو بود , نه؟
. آره
سوتم کجاس؟
. پسره توی کمده
. مشکلی نیست
. ما بهت آسیب نمیرسونیم
. بیا بیرون
. تمومش کن , الیس
. بیا بیرون
. من توی کمد نیستم
. جرالد ... جرالد ... نه
چیکار کردی الیس؟
ها؟ . دستات رو بزار روی دیوار
... جرالد , ولش کن - ! ساکت باش آدری -
روح دیدی؟
. جرالد بس کن
. آره
.نمیخوام بهت آسیب برسونم دختر
. فقط بگو نه . تنها کاری که باید بکنی همینه
. میخوام یبار دیگه ازت بپرسم
روح دیدی؟
. آره , دیدم
. اونا تو خونه دور و بر ما هستن
.همه جا هستن
. لازم نیست اینکارو بکنی !!! لطفا
, اون فقط یه دختر بچس ! جرالد , لطفا
. نه نه , پدر
. نه , نه
! نه نه نه , منو ببر ! لطفا منو ببر
. کمکم کن
. لطفا , لطفا , لطفا ! جرالد , بس کن
, لطفا عزیزم . دیگه بسشه
. نکن ! وایسا
. لطفا اینکارو نکن , نه
. به من نگو چجوری تنبیهش کنم آدری
. من مردم رو تنبیه میکنم که به زندگیشون ادامه بدن
! لطفا
. لطفا , اونجا نه
. نه نه نه
! نه , پدر
, نه پدر , لطفا . نمیخوام برم اونجا
...نه پدر , لطفا ! اونجا نه
! پدر , بزار بیام بیرون ! لطفا پدر
, میتونی از قوانین من پیروی کنی و
, یا میتونی قوانین رو زیر پا بزاری و . زیر سقف خونه ی من زندگی کنی
. منو اینجا نزار , پدر . لطفا پدر
. پدر برگرد . نمیخوام اینجا تنها بمونم
! پدر , لطفا
از تاریکی میترسی؟
کیه؟ کی اونجاس؟
. نترس
. میتونم اینجارو برات روشن کنم
تو کی هستی؟
چرا این پایینی؟
. پدرم منو انداخته این پایین
! پدرت باهات خوب رفتار نمیکنه
. در رو باز کن
. اونجا پر از روشناییه
. زود باش , بازش کن
, یه کلید هست . از اونجا آویزونه
. عجله نکن , من منتظرت میمونم
! تو تنها کسی هستی که میتونه این در رو باز کنه
.تو از چیزی که فکر میکنی قدرتمند تری
.میخوام کمکم کنی که تمام در هارو باز کنیم
الیس؟
الیس؟
آدری؟
! آدری
! آدری
. نه نه , آدری !!! آدری , نه
! نه نه نه
! نه ,آدری
. شرمندم
! نه
! نه
. صبح بخیر
.رویا ها دارن برمیگردن وارن
, قرار هم نیست برن مگه نه؟
دوس داری تو رخت خواب صبحونه بخوری؟
. آره فکر کنم
,داری پیر میشی وارن کوچولو . جفتمون داریم پیر میشیم
من هفته ی پیش رو داشتم رو تصاویر . گرفته شده از زیرزمین کلیسا مطالعه میکردم
. ما یه چیزیو بهش دقت نکردیم . تو این فریم یه حرکت دیده میشه
. نگاه کن اینجارو - . این یه تیکه پارچه اس -
. پارچه نمیتونه از وسط اتاق رد بشه
, اینا به کنار . دلیلی که بخاطرش کل دیشب رو بیدار بودم
. چراغ ها
. درسته , دوستای من . با صدا فعال میشه
, دیگه لازم نیست با کلیدای مسخره دست و پنجه نرم کنیم
, لازم نیست تو تاریکی دنبالشون بگردی
. مجبور باشی با انگشتت روشنشون کنی
. آره , قبلا این که مشکل اساسی بود , میدونی
...با تقلا کردن تو تاریکی خدافظی کنید دوستای من
. من ترجیح میدم تو روشنایی کار کنم
...نور
! نور
. بازتاب صدا خوب نیست
. نور طبیعی واسه محیط زیست بهتره
من واقعا خوشحالم که شما پسرا . اینجا تو این خچنه میمونین
ولی لطفا سعی نکنید چیز دیگه ای رو تعمیر کنید
. تا وقتی که خراب نشدن
. رویت ارواح
. بله , هستن
! الیس
. الیس هستم - . سلام -
. اسم من " تد گارزا " ئه
, خوشحالم از آشناییتون آقای گارزا
... بله , من یه سری مشکلاتی دارم
, اتفاقاتی داره تو خونه ی من میوفته
.و من شنیدم شما از این چیزا سر در میارین
. آره همینطوره
! آره , میخواستم بدونم امکان داره بیایین یه نگاهی بندازین
...چیزایی که میبینم . به کمک نیاز دارم
میشه بپرسم کجا زندگی میکنید؟
"پلاک 414 خیابان "اپل رود
فایو کیز , نیو مکریکو
...آقای گارزا
, ایکاش میتونستم کمکتون کنم ولی واقعا نمیتونم
. واقعا شرمندم
. خیلی ممنون که به فکر من هستید
. ببخشید که از خواب بیدارتون کردم
...مردی که امروز برای کار تماس گرفت
بهم گفت همون جایی زندگی میکنه . که من تو کودکی اونجا بزرگ شدم
من اونو یه ساختمون صدا میکنم . چون هیچوقت بهم حس یه خونه رو نداد
. از اونجا خاطره ندارم . فقط زخم برام مونده ازش
...این موهبتی که من دارم و شما پسرا ازش با خبرین
. پدرم سعی کرد از من بگیرتش
... و
, مادرم
. تو اون ساختمون کشته شد
اون با چیزی به قتل رسید .که من به این جهان آوردمش
,این هیولا میخواد از قابلیت های من استفاده کنه
.بخاطر همین دیگه نتونستم برای کسی کاری بکنم
.اونجوری که برای "کویین" کردم
. کل زندگیم داشتم با این چیزا میجنگیدم
چون هیچوقت نمیتونم چهره ی مادرم رو وقتیکه
. داشت میمرد فراموش کنم
... پس
. باید به این مرد کمک کنم
. چون میدونم داره با چه چیزی مقابله میکنه
. امشب ماشین رو بار میزنیم
. فردا صبح زود هم میریم
... این دفعه نه
... این یکی , فقط خودم انجام میدم
.تنهایی
. باید باهات بیاییم . هفتصد دلار برامون خرج در اومده
. دویست دلارم برای رنگ ماشین
, قبل اینکه بریم داخل پسرا
. چند تا لباس براتون اوردم
, چند تاشون واسه جک بوده . برام خیلی با ارزشن
. شرط میبندم بدونم تو کی هستی
.لازم نیست . من الیس هستم
. سلام - . این " اسپکس " و اینم " تاکر " ئه -
. همکارای من
. اون یه روانیه
. ما هم نوچه هاشیم
چیشد؟
. اون یه روانیه . ما هم نوچه هاشیم
!!!ببخشید , متوجه منظورتون نمیشم
. آره , مهم نیست
. میخوایین بیایین داخل؟
. بفرمایید , باید دعوتتون کنم داخل , بفرمایید
. سلام
. شما هنوزم کلی از وسایل قدیمی رو دارید
.همشون اینجا بودن
خیلی خوشگل و نازن , میدونی؟
. دلیلی پیدا نکردم که بریزمشون بیرون
.خیلی داستان ها بود
. راجع به خانوادت
. وقتی برام تعریف میکردن بهشون گوش نمیکردم
. اینجا جای خوبی برای زندگی نیست
, یه نگاه بهش انداختم و . یه خونه ی کوچیک رو دیدم
.پیش خودم گفتم " گور بابای داستان ها " و خریدمش
. حالا داستان هارو باور میکنم
چیزی دستگیرت شده؟
. ارواح زیادی توی این خونه هستن
... خیلی سخته از شیطان بخواییم تعریف کنیم ولی
. آدم های زیادی تو این زندان مردند
از چه زمانی این فعالیت ها شروع شدن؟
. از وقتی نقل مکان کردم اینجا
...اولش فقط
... چیزای کوچیک بود , میدونی
... چیزایی که
. به تو یک موهبت الهی داده شده
. تو خاصی
از این به بعد بین خودمون میمونه , باشه؟
! نه , نه
خوبی؟
. آره , من ... من خوبم
... این اتفاقات که رخ میدن
معمولا کجا بیشتر دیده میشن؟
.اکثرشون تو یه اتاقه
. اون اتاق رو قفل کردم
. اینو میارم با خودم
میشه یه کمکی بهم بکنی؟
.خوبه
. یکم دیگه
.عذر میخوام
. نمیتونم بیام داخل
, اولش که شروع شد
. میتونستم صدای راه رفتن یه نفرو بشنوم
. یکی که با خودش صحبت میکرد
...اولش فک میکنی دیوونه شدی ولی بعدش
. واقعا اون صدارو میشنوی
.و خودتم میدونی که دیوونه نشدی
...آخرش یه روز رفتم تو
...و سرش داد زدم
بسه
تمومش کن
.خواهش میکنم تمومش کن
.نتیجهی تموم پساندازای عمرم شده این خونه
.کمکم کنین
.خواهش میکنم کمکم کنین
کارمون همینه
این از دوربین ...حالا ما هم میتونیم
چیزی که اون از بیرون کامیون میبینه .رو ببینیم
."ما بهش میگیم "دستگاه شکار روح
.بنظرم الان وقتشه که برم اونجا
جدا میخوای اینجا تنها وایسی؟
حضور من موجب بیرون کشوندن ...ارواح
.از لونههای کوچک و تاریکشون میشه
.باید اینو پیش خودت نگهداری
ممنون
شب خوش
صدامونو میشنوی الیز؟
.آره، سعی کن صدای دیگهای درنیاری
.حواسمون بهت هست، تمام
بفرما
این چیه؟ - چراغ -
ممنون
.فک کردم دیگه تا ابد گمـت کردم
.مادرم اینو برای برادرم گرفت
.و وقتی 6 سالش بود گمش کرد
.الان دیگه جات امنه
...وای
- ترجمه نشده -
- ترجمه نشده -
وایسا
چیه؟ - برگرد عقب، سمت چپ -
چیه؟
.هیچی نبود
.فک کردم پا بود
پا؟
.الیز، یکی درست جلوی توئه
.انگار یه زنه
.من چیزی نمیبینم
.مواظب باش الیز
.چیزی که شما میبینید رو نمیبینم
.الانه که دستت بهش بخوره
مواظب باش
.کمکش کنین
الیز؟ الیز؟ چی شد؟
...سوت
.سوتـو برد
اونجا چیکار میکردین؟
.فک کردم قراره تو اتاقخواب بمونین
.یه چیزی منو به این پایین کشونده
روح یه زن
:نمیدونم چرا گفت ."کمکش کنین"
...اما من این روحـو
...توی همین خونه
.وقتی 16 سالم بود دیدم
شنیدی؟
چیو؟
.یه نفر تو رختشوی خونهاس
.نه، کسی اونجا نیست
.خودم شنیدم
.میرم نگاهی بندازم
.نه، نرو الیز
سلام
.من با برادرم کریستین اینجا زندگی میکنم
اسمت چیه؟
بس کن
.از خودت درمیاری
.بیا بیرون و برادرمـو ببین
.فک میکنه که شما اینجا نیستین
!کریستین
چیکار میکنی دختر جون؟
.یه نفر تو رختشوی خونهاس
.کسی اینجا نیست
.بازم شروع کردی
.نباید منو بخاطرش تنبیه کنی
از قصد نبوده که .از خدام نبوده که
ساکت
اگه تموم عمرت
...یه کار انجام داده باشی الیز
.اونم تقاضای همینه
.نمیزارم دیگه بهم صدمهای بزنی
!خواهش میکنم
الیز
!الیز
!نرو الیز
ولش کن .بزار بره
باید یاد بگیره که هیچکسی
.عمرا عاشق یه آدمی مثل اون نمیشه
.از اون موقع به بعد پامو اینجا نذاشتم
.بنظرم برای امشب کافیه
.فردا دوباره دست به کار میشیم
من و کریستین وقتی بچه بودیم .زیاد اینجا میومدیم
خوشتیپ شدم؟
.آره معلومه
خیلی خب
- ترجمه نشده -
...اوه، متاسفم
فقط خیلی شبیه یکی .از آشناهام هستین
جدی میگی؟
.من الیزـم
ملیسا
ایمِجن
خواهر هم هستین؟
.بله، همینطوره
تاکر
اسپکس
،من اسپکسـم .یا استیون
.هرکدوم که راحتین
ایشون روانیـه .ما هم نوچهـشیم
بله؟
هیچی
حالا، دارین از اینجا بازدید میکنین؟
گفتنش سخته، در واقع یجورایی .محرمانهاس
یه مسئلهی ماوراطبیعهاس که مربوط به .تد گارزا میشه
میشناسیناش؟ اون تقریبا ...پایین جاده یا
ارواح و غولها
.میخواد بگه که ما شکارچی روحـیم
هر سه تای ما - یجورایی عین پلیسا -
.ولی ما انسانها رو دستگیر نمیکنیم
.منم اکثر اوقات بامزهام
منم میتونم بامزه باشم...چیه؟ - خیلی خب، خیلی خب -
.بنظرم دیگه کافیه پسرا
واقعا؟
.خیلی وقت پیش تو این شهر زندگی میکردم
خب، خوش به حالت .که از اینجا رفتی
.درواقع، دارم خودمو احمق جلوه میدم ...ما
.نه اینطور نیست
.واقعا از دیدنت خوشحال شدم
گشت و گذار خوش میگذره ارنی؟
.بابا، بیا اینجا
حالتون چطوره؟ - به اندازه کافی داغه براتون؟ -
.سلام کریستین
به اندازه کافی بزرگ شدم؟
خب، نمیخوای حرفی بزنی؟
.من با تو حرفی ندارم
.یالا دخترا .بیاین بریم
یالا - .ما تازه اومدیم -
.گوش کن چی میگم
.من... من هنوزم خواهرت هستم
...این در صورتی معنی پیدا میکنه
.که من بخوام، ولی من تمایلی ندارم
.خواهش میکنم کریستین
.فقط میخوام صحبتامو گوش کنی
.خبر نداشتم اینطوری میشه
فک میکردم تو میتونی .آینده رو ببینی
این واقعا خواهتره؟ - !نه خیر. بیاین -
.بله، بله، من خواهرشم
...گوش کن چی میگم
،وقتی بچه بودیم .تو زهره ترکم کردی
...تموم عمرم منو با تعریف کردن
.قصهی یه هیولا پشت یه در قرمز رسوندی
.و بعدشم درو باز کردی و گذاشتی رفتی
.منو ول کردی
.منو با یه هیولای واقعی، یعنی پدرمون رها کردی
ببین، دلم نمیخاد صدمهای ببینی، اما .از ما دوری کن الیز
.نزدیکمون نشو
کریستین
!کریستین
!کریستین
.برگشتن به اینجا حماقت بود
.نه، نبود .تو به مردم کمک میکنی
کارت همینه، یادته که؟
الیز
عذر میخوام
.اون بعضی مواقع غیرمنطقی میشه
،دونستن اینکه با وجود چه چیزایی بزرگ شده .کاملا این کارشو منطقی میکنه
.تابحال در مورد بچگیاش چیزی به ما نگفته بود
.حتی تا حالا یه عکس هم ازش ندیدم
.هیچوقت حرفی راجع به شما نزده بود
.من تنهاش گذاشتم، و نباید اینکارو میکردم
،اون بابای محشریه میدونین؟
.خیلی دوستـش دارم
.نمیدونی این چقدر منو خوشحال میکنه
تاکر؟ - بهم بگو. بله؟ ...-
اون عکسی که چاپ کردیم هنوز پیشـته؟
بله - بیارشون اینجا -
.توسط ماده خورده میشن ...به همین دلیل
تاکر؟
.تاکر، کارت دارم
چشم - بیا -
بفرمایین
...بیا. اینو به بابات بده
...و بهش بگو که دیروز توی اتاقخواب قدیمی
.عکسـشو گرفتن
.اوه، فک کنم از دیدنش خیلی غافلگیر بشه
.از دیدنت خیلی خوشبختم
خب
آزمایش میکنیم ...یک، دو
صدامو میشنوین بچهها؟ .نه
دیشب اینو دیدم اما .خوب نتونستم جاشو پیدا کنم
بعد کریستین به یادم انداخت که وقتی بچه بودم
.یه در قرمز رنگ دیدم
موجودی که مادرمو کشت، از اینجا .منشا میگیره
.نمیفهمم. یه در قرمز، یه دره قرمزه دیگه .هرکسی میتونه ببینش
نه، یه در عادی نیست .یه در غیرطبیعیه
یادته برای پیدا کردن کوئین برنر
به یه بعد دیگه رفتم؟
...من به یه در قرمز رنگ رسیدم
.و...از درونش رد شدم
و اون در، منو به اعماق و به .یه بعد دیگه برد
اگه بتونم بفهمم معنیش چیه
...ممکنه بتونم اون موجودی که
.این خونه رو تسخیر کرده، متوقف کنم
.خب، این ممکنه کمک کنه
.من دیشب باهات صحبت کردم
اینجایی؟ صدامو میشنوی؟
.تو یه چیزی رو ازم دزدیدی
چرا؟
:چرا گفتی کمکش کنین"؟"
به کی کمک کنیم؟
از این طرف
خودتی؟
.یک سوت به معنای بله .و دو سوت به معنای نه
تو همون زنی که دیشب دیدم هستی؟
...تو این خونه موجودی هست که
بخواد به تد گارزا صدمهای بزنه؟
تو همون موجود هستی؟
میخوای بهم چیزی نشون بدی؟
...پشت این دیوار، همون چیزیه که
میخوای نشونم بدی؟
کلیدا
.ایست، رفیق .ایست
روشن
.وایسا، روشن
صبر کن
ممنون
چی میخوای نشونم بدی؟
!کمکش کنین
.کمکم کنین
.این که روح نیست
وای خدای من
وای خدای من
.زنجیرو پاره میکنم
.نه، اینکارو نمیکنی
تکون بخور
ازش فاصله بگیر
ازت خواستم کمکم کنی که از .شر روح خلاص بشم
.کمکم کن از شرـش راحت بشم
!کمک کن
چرا مجبور شدین بیاین این پایین؟
چرا؟ - .روحی که میگی مارو به اینجا کشوند -
.اون تو مخمه
.اون تو مخمه
این دوستته؟
.این دوستته
تویی، اسپکس؟
!اسپکس
چی؟
لعنتی
.اسمش مارا جنینگزه
آه، اون یه پرستار از یه شهر .به فاصلهی تقریبا 10 مایلی اینجاست
.اون حدودا 4 ماهه که گم شده
.مواظب پله باش
میتونین چند روزی اینجا بمونین؟
.آره، همینجا میمونیم
.میرم براتون اظهارنامه بگیرم
...اهریمنهای متعددی تو این جهان هستند
.که خیلیاشون زندهان .و تو یکی از اونارو متوقف کردی
.ممنون الیز
.بابا، این دیوونگیه
.باید این کارو بکنم
.باید پیداش کنم
.یه سوت کوچیکه .یه سوت نقرهای کوچیک
.ببین، من با دنیای ارواح سر و کار دارم
و ارواح میتونن مردم رو مجبور .به انجام کارای بد، در دنیای واقعی بکنن
بعضی از این افراد، برای کمک .میان سراغم
.برای تو چیز عجیب غریبیه
.ولی برای من، کار روزانهاس
.گرچه این یکی فرق داشت
.خونهی تسخیر شده، خونهی خود من بود
.اینجا نیست
.هی، من میرم یه سری بهش بزنم
اوهوم
چرا گارزا از تو درخواست کرد؟
با وجود اینکه از ریسک پیدا شدن مارا .توسط تو، خبر داشت
.این تسخیرها میتونن هولناک باشن
...شاید براش ترسناکتر از
.دستیگر شدن بوده
.یا شاید اون خودش میخواسته که دستگیر بشه
چیه؟ چی شده؟
متاسفم
.من...یه چیزایی میبینم
.فک کنم بخاطر کل قضیه شوکه شدم
با من کار دیگهای دارین؟
نه
ممنون
ملیسا؟
بابا؟
.این پایینم، عزیزم .سوتـه رو پیدا کردم
بابا؟
ساکت
اینجا چیکار میکنین؟ - نمیتونین پیداش کنین، درسته؟ -
چه اتفاقی براش افتاده؟ اون کجاست؟
.همه جارو گشتیم - .نه همه جا -
.اوه خدا، نه
.ایموگن، آمبولانس خبر کن
!حالا
چطور میدونستی اینجاست؟
چه اتفاقی براش افتاده؟
.یه چیز شیطانی توی اون خونه هست
.و اجازه دادم بیاد به این دنیا
.فکر کنم این "تد گارزا" رو مجور کرد اون کارو بکنه
.حالا هم روح خواهرت رو با خودش برده
،من پیداش میکنم .و امشب اینو تمومش میکنم
.منم میتونم یه چیزایی ببینم
.وقتی یه دختر بچه بودم
وقتی خوابیدم رو هوا معلق بودم و
.سر از خونه ی همسایه پیر ـمون در آوردم
.بعدش اون بهم گفت داشت این دنیا رو ترک میکرد
.و به دنیای بعدی میره
.پدرم بهم گفت اون شب قبلش مرده بود
.بهش گفتم قبلا اینو میدونستم
.از شنیدن این زیاد خوشحال نشد
.ایموگن، بیا بریم
.عجله کن، عزیزم
.نه، من... من می مونم
فقط بهم اعتماد کن، باشه؟
عجله کنید پسرا، بیاید وسایل ـمون رو جمع کنیم
.و بریم تو خونه و شروع کنیم
...مادر جــ
من توجه کل روح ها توی
.این خونه رو جلب میکنم
.به چیزایی که برای گارزا مهم بودن نیاز دارم
.اسپکس , برو طبقه بالا
یه کتاب مقدس اونجا هست
.نسخه قرمز "شاه جیمز" بود میخوام پیداش کنی
.ایموگن رو با خودت ببر - .باشه -
.و نزار از دید ـت خارج شه
.نمیزارم - .تاکر" و من میریم پایین" -
.به پناهگاه رادیواکتیو
.منم میرم به اون اتاق مرگ .که اون کردتش اتاق انجیل ها
با زیبا ترین دختر روی زمین؟
.اینجا دموکراسی نداریم - .تو تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم -
.برای اینکه باهام بیای اون پایین
. منو تحریک نکن خانوم
شما چرا اینطوری لباس پوشیدین؟
.این ایده ی "الیس" بود .اینارو داد بپوشیم
.استایل خودم با این زمین تا اسمون فرق داره
...یکم
چی؟
.رقیق
. این عتیقس نه , این کلی پولشه
.بی شوخی .باید این چیز رو پیدا کنیم
.همینطوری گفتم
.باید تفریح داشته باشیم - .همینطوری گفتم -
.نمیشه همش کار کرد
،باید از خودت لذت ببری ...برو با یکی قرار بزار
.باید همچین کارایی بکنی
.یه چیزی اینجاست
/میتونم حس ـش کنم
.اون میخواد اینو داشته باشم
.این کارشو راه میندازه
.برو کنار - .چشم، قربان -
.وقت خوابه
. من این زیر پیرهن رو میشناسم
.این کمک میکنه بخوابی - .مجبورم نکن بیشتر بنوشم -
.لطفا، بزار برم .التماس ـت میکنم
.همینه
.لطفا، بزار برم
.قسم میخورم به کسی نمیگم
...لطفا، بزار
شنیدی؟
چی رو؟
.برادرم باور نمیکنی تو اینجایی
.کریستین
.یکی توی رخت شوی خونه هست
.هیچکس اینجا نیست
.تو نمیتونی منو بخاطر این مجازات کنی .من هیچوقت اینو نمیخواستم
.خداحافظ، آنا
.اون نمرده بود
.پدر من دقیقا همونکاری که گارزا کرده بود رو کرد
...زن ـی که اون همه سال پیش تو این خونه دیدم
.زنده بود
.میتونستم کمک ـش کنم
.اجازه دادم بکشتش
.اینو ازم جدا کن
.باشه
.مرگ اون تقصیر من ـه
تا وقتی که اونو آزادش کنم ...از هر چیزی که
.اون توی تاریکی حبس شده
.گمشده
.من میرم اون تو
.عقب وایسا
.برو
.من خوبم
.من متاسفم، آنا
. من نا امیدت کردم
.اوه، خدای من
...صبر کن، صبر کن، صبر
کجا میری؟
الیس
الیس
الیس
.این فقط درباره تو نبود، آنا
!آدری - الیس؟ -
.آدری
.آدری
.الیس
من کجام؟
.تو جای خاصی هستی
.جایی که ارواح میرن
تو کی هستی؟
.من... یه دوست
.من نمیخوام اینجا باشم
.نمیخوام برم جایی که ارواح میرن
...الیس
.مهم نیست بابایی ـت چی میگه
.باید اینکارو ادامه بدی
.هیچوقت از توانایی هات نترس
.بابایی منظوری نداری وقتی سرم داد میزنه
...اون ترسیده
.از مرد ـه که کلید داره
.اون کسی ـه که همه اینارو کنترل میکنه
.اون کسی ـه که همه در هارو باز میکنه
همه در های قرمز رو باز میکنه؟ - .آره -
.مرد کلید دار گفت من قوی تر از چیزی ـم که فکر میکنم
.اون میگه میخواد کمکش کنم همه در هارو باز کنه
.میگه هر کاری میکنه تا منو بدست بیاره
.اون دقیقا پشتت ایستاده
!نه
!از اینجا برو
.الیس، بیدار شو
!الیس
! اسپکس
.کمک نیاز دارم
.اینجا. مراقب سر ـش باشید - .برو، برو، برو -
.هنوز اون طرف ـه
.یکی باید بره داخل و کمک ـش کنه - ،آره -
کی قراره اینکارو بکنه؟ من نمیتونم، تو میتونی؟
...من نگفتم - .من میتونم -
.من میتونم کمکش کنم
.تا حالا کسی رو هیپنوتیزم نکردم
.تا حالا هیپنوتیزم نشدم
خب، پس نمیفهمی چی رو اشتباه انجام میدم، آره؟
...باشه، اومم
،تمرین ...یکم
...قراره .من انگشتم رو میزارم اینجا
.ای.تی
.ایموگن
.خیلی باحال ـه
.فقط اینجا رو نگاه کن
.و، روش تمرکز کن و آروم باش
.تصور کن بدن ـت از آب ساخته شده
.و داخل اقیانوس ـی
.این منطقی نیست
چی؟ - ...اون از آب ساخته شده -
.و اون داخل اقیانو ـه .پس اون خود اقیانوس ـه
دوست داری اینکارو بکنی؟
.ممنون - .من قراره همینجا بمونم -
.بهش دست نزن - .نمیزنم -
.برو کنار
.چشما ـتو ببند
.به تیک تاک ساعت گوش کن
.روش تمرکز کن
.من از پنج معکوس میشمرم
.وقتی به یک رسیدم، تو هیپنوتیزم میشی
...پنج، چهار
.سه، دو، یک
.سرتو تکون بده اگه صدامو میشنوی
،وقتی گفتم "حالا" چشماتو باز میکنی
.و در طرف دیگه خواهی بود
.حالا
.میخوام برم اونجا
.کمک ـت میکنم
.در قرمز
.در قرمز
.اون در قرمز ـیه که الیس دربارش میگفت
.این همونجاست
.نمیتونم برم اونجا
...اگه پیدام کنه، منو
.دوباره باخودش میبره
.بهم اعتماد کن .چیزی رو که دنبالش ـی اون تو پیدا میکنی
.لطفا
. من قبول دارم
!خفه شو
!درسته
الیس؟
.کلید گم شده
. شما همتون دوباره این رو خواهید فهمید
اصلا درباره آدمایی که
به صندلی الکتریکی بسته میشن فکر میکنید؟
.بعضی وقتا
میخوای بدونی کجا میرن؟
.حالا نوبت تو ـه
!مواظب باش
اگه فقط یه کار تو زندگیت کرده باشی
اونکار , خواستن اینه که مجازات بشی
!نه! نه، بابایی
.اونا دور تا دور مارو گرفتن تو این خونه
.همه جا هستن
اون باید یاد بگیره که هیچکس
.نمیتونه کسی مثل اون رو دوست داشته باشه
.بس کن، بابابی، بسه
.نه بابایی، لطفا - .لطفا تمومش کن، نه -
تمومش کن - .نه، نه -
.نه، بابایی
.بعضیا از آدمای خاص میترسن
.بابایی ـت یکی از اوناست
.دیگه نمیزارم بهم آسیب بزنی
یه شبح دیدی؟
.فقط بگو نه. این تنها کاریه که باید بکنی
.تو نمیتونی منو بخاطر این مجازات کنی .من هیچوقت اینو نمیخواستم
.من اینو درخواست نکردم
.تو مادرت رو کشتی
.الیس
.الیس
.الیس
.اون تو سرم ـه .اون تو سرم ـه
.پدر من دقیقا همون کاری که گارزا کرد رو انجام داد
.پدر من عروسک خیمه شب بازی تو بود
من دیگه قرار نیست تو با کینه
.تغذیه کنم، اهریمن
.میتونی از گرسنگی بمیری
.الیس
!نه
.تنها ـش بزار
.تو میخوای یکی رو با خودت ببری .منو ببر
.بزار اونا برن
حالا میبینی؟
عزیزم؟ عزیزم؟
.پرستار! پرستار، بیا اینجا
!ملیسا
...یک، دو، سه، چهار
.متاسفم
!نه! نه
!نه
!نه
!الیس
.دستت رو از دختر کوچولوی من بکش
.نه، نه، نه
!الیس
.اون آسیب دیده
.برگرد به بدن ـت
.عزیزم
.پدر
.الیس، اون نجاتم داد
نمیدونم چی بگم
... ولی من میدونم عشقم
.همچنان به مردم کمک کن
.برو خونه
!ایموگن، بیدار شو
حالت خوبه؟
.آره، فکر کنم
.به این راحتیا نمیتونی از شر من خلاص شی
نیاز به پرستار در بخش آی سی یو
نیاز به پرستار در بخش آی سی یو
.هی، خوشگلم
.سلام - .سلام -
.من خوبم
.اوه، خدای من
.سلام
.فکر کنم این برای تو ـه
.حق با تو بود، کریستین
.من نفرین شدم
.شیاطین من همه جا دنبال میکنن
ولی بیشتر از این چیزی رو که
.میخوان بهشون نمیدم
.ترس و درد چیزیه که ازش تغذیه میکنن
.من کسی بودم که ازش تغذیه میکردن
.اینهمه سال سرکوب ـت کردم
منو میبخشی؟
.من هیچوقت نباید ترک ـت میکردم
.ممنون
.آره
.ملیسا
اونو میخوری؟
.اینکارو بکن
...میدونی، همیشه فکر میکردم از مرگ میترسیدم
.ولی حالا فهمیدم که نمیترسیدم
من ازینکه قبل از
.داشتن یه خانواده واقعی بمیرم میترسیدم
.حالا یکی دارم
...مادر جــ
.بهت گفتم اونجا پارک نکنی
. همش میگی گفتم - . یکمم به رفیقت گوش کن -
تو دخترارو اوکی میکنی من بلیطارو؟
.من رو صندلی شاگرد میشینم
.باید بازم بخاطر بلیطا برگردم اینجا
.دالتون
.امروز وحشتناک بود
.من میترسم هیچ چیز تغییر نکنه
.تغییر میکنه
.بهت قول میدم
.فقط یکم بهش مهلت بده
.اوه، دالتون
.سلام
.ببخشید اینقدر دیر زنگ زدم .اسم من لورین ـه
.شما خیلی وقت پیش به خانواده من کمک کردید
.وقتی پسر ـم یه بچه بود
.و حالا همون اتفاق داره برای نوه ـم میفته
.دالتون
اسمش رو از کجا میدونستی؟
.این کار من ـه
.به "جاش" بگو صبح میرسم اونجا
.ممنون
.شب بخیر - .شب بخیر -
by LiviuBoss
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.