Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه مشترک رسا مديا و رسا فيلم کانال تلگرام ساب : @rasasub کانال تلگرام : @rasamagazin
چرا دنبال ما بودی؟
ترجمه مشترک رسا مديا و رسا فيلم کانال تلگرام ساب : @rasasub کانال تلگرام : @rasamagazin
ترجمه مشترک رسا مديا و رسا فيلم کانال تلگرام ساب : @rasasub کانال تلگرام : @rasamagazin
بسه!
یه ۵۰۰۰۰ولت دیگه کافیه
تا پوستش سرخ شه
و دیگه استفاده ای برامون نداشته باشه.
سی ثانیه بهش وقت بده بهتر شه
تا حالا راجب مقیاس درد شنیدی؟
دکترا ازش استفاده میکنن،میدونی:
از ۱تا۱۰چقدر درد داره؟
مفهوم جالب و منظمیه
اینو از کسی قبول کن
که ۱۰ رو تجربه کرده
مرگ رو ترجیح میدی
دوباره
متنفرم
-دیگه نمیتونم ادامه بدم -مشکلت چیه آخه؟
زیادی شیرینه
برای همشون همینو گفتی
راجب کیک موز همچین چیزی نگفتم
که انداختینش تو آشغالا.
جایی که حقیقتا بهش تعلق داره
هی، قضیه اینهمه کیک صبحونه دیگه چیه؟
مگ برای عروسی بهم حق انتخاب داده
خیلی خب،میخوای کمکت کنم؟ هرچی باشه
دیگه تو این بحثا حرفه ایم.
اوه اینجارو ببین،چه خوبه
یجورایی منو یاد زمانی انداخت
که خانواده ی توی زندانم برای عروسی
وینی کیک میپخت.
پترسون،یه چیزی برات دارم
هویج چطوره؟
دقیقا منظورت چیه؟
باید کار دیگه ایم باشه که بتونم انجام بدیم
هیچی تغییرناپذیر نیست
ببین باید برم،بهت زنگ میزنم
همه چیز مرتبه؟
آره،آره فقط داشتم با دکترم حرف میزدم
بخاطر این سردردا و،هیچی...
چیزی برای نگرانی وجود نداره.
امیدوارم
یه ماموریت جدید برات دارم.
فردا پرواز داریم.
مراسم خیریه بلیک.. خیلی خوشحال میشه.
بخاطر دلیلی که دارم میرم خوشحال میشه.
برویر...بالاخره داره یه کارایی میکنه.
میخواد قرارداد زمینی رو انجام بده
-فردا؟ -اوهوم
خبر خیلی خوبیه
نمینونم توی نادرست بودن این قدم اغراقی کنم
ترجمه مشترک رسا مديا و رسا فيلم کانال تلگرام ساب : @rasasub کانال تلگرام : @rasamagazin
خانوم بیکر
یه لحظه اجازه بدید همشونو پیدا میکنم.
الان برمیگردم
خب،این یکیو یادت میاد،
تتوی سنجاقک که چندهفته پیش حلش کردیم؟
که مارو به یه سری پیغام وصل کرد،اما پوچ بود
تا یک ساعت پیش
دوتا کاربر یه گفتگو رو شروع کردن،
سنجاقک۱۶۴ و اطلس ۱۷
اسمای باحالیه بچه ها
بعد از جواب دادن اطلس،پیغام هم ناپدید شد پس...
فکرکنم یکم قایم موشک بازی داشتن
که نشون میده ممکنه پیغام های قدیمی این شکلیم بوده باشه
بیا ببینیم چیزی پیدا میکنیم یا نه
بخاطر همین آوردمت اینجا
هی،ببخشید که،مزاحم شدم
اما باید باهات حرف بزنم پترسون
اوه حتما،آره
دخالتی تو بحثای زنونه نمیکنم...
نه دخالت تو بحثای زنونه وقتی بود که...
ببخشید الان دیگه دارم خرابکاری میکنم.
تو گوگل سرچش میکنم
همین الان اومد. باید رومان باشه
یه سرنخ دیگه از تتوها؟
نمیدونم،نمیتونم بازش کنم.
هوو،ایندفعه مخفی سازیشون خیلی قوی تره.
چرا داره مخفی سازیشو قوی تر میکنه؟
تنها دلیل اینکار اینه که اگه این پیغام
به دست کسی اشتباهی افتاد
نتونه بخونتش.
چرا فکرمیکنه گوشی من ممکنه
به دست کسِ اشتباهی بیفته؟
شاید نگرانیش برای گوشی خودشه.
♪ سلام ♪
هی،همین الان میخواستم بیام پیشت
بالاخره درخواستم برای لاما درمانی رو تایید کردن? (لاما:نوعی از شتر)
موقعیتت توی اف بی آی داره بازبینی میشه.
هیرست قراردادتو تنظیم کرد و حالا که دفتر مرکزی
میدونه اون شخص کثیفیه،دارن دوباره راجبش فکرمیکنن.
بنظر خوب نمیاد.
آره. یه مامور از
دفتر حرفه ای جوابگوئی
همین الان توی اتاق کنفرانس منتظرته.
چ...همین الان؟ پیژامه تنمه
مثل آزمایش اعتیاد یهو جلوت ظاهر میشن
-تا هیچجوره نتونی واسش آماده شی -آره
البته بجز مثانه ی پر از ادرارم
که توی این وضعیت هنر کردم
تا الان تو خودم خالیش نکردم.
یلحظه صبرکن. رویارویی سختی که نیست،هست؟
متاسفانه رویارویی سختیه ریچ.
او پی آر قدرت زیادی تو ساختمونش نگه میداره (مخفف دفتر حرفه ای جوابگوئی)
آخرین باری که یکی از اعضای تیم ما تحت بازبینی بود،
جین دستگیر شد.
-اووه... -اگه این بازبینی رو خراب کنی،
قرادادتو فسخ میکنن و برت میگردونن زندان.
اما هی،تو عاشق زندانی.
خب،من،منظورم اینه که عاشق زندان نیستم.
واقعا،یعنی،خیلی به محلش بستگی داره.
میدونی مثلا رایکر دستمال توالتای دولایه داره.
موفق باشی،ریچ.
نیم لایه
پیغامای بیشتری پیدا کردی؟
کلمه ی بیشتر یکم کم لطفی محسوب میشه
از کجا؟
تتوی سنجاقکو رمز گشایی کردم
هنوز اینو میبینی؟
قراره تبدیل به مشکل شه؟
اگه نفهمن نه.
خب،وقتی بفهمن...یکم،
تحت تنفر دوستات میشه
پیغام ها دقیقا بعد از خونده شدن
حدف میشدن.
اما اگه به فرا اطلاعات سری بزنید،
اینارو پیدا میکنین.
پیغام های بین دو کاربر سنجاقک ۱۶۴ و اطلس ۱۷.
خی چی میگن حالا؟
خب اینجوری بنظر میاد که سنجاقک
درگیر یه سازمان تروریستیه.
یجورایی مربوط به حمله ای میشه که در حال برنامه ریزیشن.
اطلس چی؟
بیشتر اوقات سنجاقک اطلاعات رو بهش گزارش میداده.
چندماه پیش،یهو ساکت شدن...
تا امروز صبح.
سنجاقک تو نیویورکه
نوشته امروز زیر پل پارک آستوری
ملاقات میکنن
و اگه اینجان،ممکنه برای حمله اینجا باشن
نظری ندارید که اینا کین؟
-...احتمالا این یه... -میتونی جستجو رو متوقف کنی
چرا
میدونم سنجاقک۱۶۴ کیه
بوردنه. زنده است.
چطور ممکنه اینو بدونی؟
چون اظلس ۱۷ منم
''نقطه ی کور''
بوردن زنده است؟
چرا بهمون نگفتی؟
نمیتونستم
الان جزو دارایی های سی آی ایه،
و بخاطر همین باهاش رابطه داشتم
من مجری کاراش بودم.
از اولش بگو.
اون،اوم،اون شب توی انبار..
کاملا مطمئن بود که انفجار میکشتش،
اما نکشت.
با وجود سوختگی و زخم شلیک،
تو وضعیت بدی بود.
طب میدانی رو روی خودش انجام داد
و از کشور فرار کرد. سی آی ای تا یکسال
نمیدونست اون زنده است
چطوری پیداش کردی؟
کارت شناسایی که روش داشت اسم مستعار معروفی بود
بیمارستان به رئیس پایگاه بمبئی هشدار داده.
چقدر میکشه تا دوباره اونقدری خوب
بشه که به اف بی آی برگرده
برش نمیگردونیم
و به دفترمرکزی هم خبر نمیدیم که زنده است
بهش یه قرارداد میدیم
-جدی که نمیگی -اوهوم
چندین نفر از مامورای اف بی آی رو کشته...
نقشه یه حمله هسته ای به واشنگتن رو کشید
و طوفان شن هم الان مرده
که این معنیو میده که بوردن
دیگه هیچ ارزش هوشی ای برای اف بی آی نداره
اینکه به اف بی آی تحویلش بدیم
ضرر خالصه،وقتی میتونیم
ازش برای ازبین بردن یکی بدتر استفاده کنیم.
گوران گوروویچ
اون۱۰۰۰۰۰ نفر از مردم خودش رو
نسل کشی کرد
یکی از بدترین قتل عام های تاریخ مدرن
و خبر موثقی داریم که به زودی میخواد
به آمریکا حمله کنه
چی میخواید؟
میخوایم خیلی مخفیانه به یکی از افرادش بپیوندی
و بفهمی گروویچ کجا مخفی شده
و اگه بتونی موقعیت یابیش کنی،
آماده ایم تا پیشنهاد
امنیت مطلق برای جرم هاتو بدیم
نه ممنون
اگه قبول نکنی،یعنی کل زندگیت باید توی انزوا بگذره
یه دادگاه سخت گیرت میاره،و اعدام تزریقی رو برات میبرن. (اعدام به وسیله تزریق مواد مهلک)
سه جای بدنم بخاطر سوختگی
کاملا سوخته و کنده شده
46ساعت طول کشید
چون هی از درد بیهوش میشدم.
آخرین سال زندگیم
تبدیل به عمیق ترین قسمت جهنم شده.
میدونم آرزو داشتی تو اون انفجار بمیرم
منم همین آرزو رو داشتم.
اون دختر زیادی واست خوبه
زنت،کریس
اون کسی بود که مجبورت کرد به دکترهای بدون مرز بپیوندی،درسته؟
از زمان دانشکده پزشکی با اونا کار کرده
میدونی یکی از آخرین گردشاش،خیلی جراحتی بوده
یه شهر ارواح
میدونی وقتی رسیدن اونجا
هیچکس برای نجات دادن نمونده بود
کل روستا قتل عام شدن،
شامل یه مدرسه پر از بچه
کار گروویچ بوده. گوش کن،تو میگی
تمام کارای وحشتناکی که کردی بخاطر زنت بوده.
اگه میتونست چیزی که بهش تبدیل شدی رو ببینه
خجالت زده میشد
این آخرین کاریه که میتونی
انجام بدی تا واقعا بهت افتخار کنه
چطوری وارد شم؟
بوردن کمی بعدش فعالیت مخفیانه شو شروع کرد.
حواسش دقیقا رو گروویچ نبود اما...
اطلاعات خیلی خوبی به سی آی ای داده
پیغام سنجاقک امروز صبح گفت
تو نیویورکه
چرا اینجاست؟
نمیدونم
وقتی اومدم سر این ماموریت
بهش مجری دیگه ای دادن.
کیتون داره سعی میکنه بفهمه چه خبره
اگه بوردن تو خاک آمریکاست،پس باید دستگیرش کنیم
نمیتونید همچین کاری کنید. اگه هنوز جاسوسه،
یه عملیات یک ساله رو خراب میکنید
باید تنهایی باهاش ملاقات کنم
پس چیزی برای صحبت کردن راجبش نداریم
پترسون!
خیلی متاسفم!
اصلا نمیتونی بفهمی
مخفی نگه داشتنش از تو چقدر سخت بود
چقدر برای تو سخت بود؟
هنوز وقتی شبا میخوام بخوابم
دستاش رو روی تنم حس میکنم
چون قبل از اینکه منو بزنه،بهم شلیک کنه،
و یه ردیاب بهم وصل کنه،
بامن توی تخت میخوابید
-میدونم... -تمام این مدت میدونستی
زنده است و هیچی نگفتی
داشتم سعی میکردم ازت محافظت کنم.
فکرمیکردم اگر هیچوقت نفهمی زنده است
برات بهتره
اینکه تو شرایطی که داشت،مرد،منو عذا میداد
تمام چیزی که میخواستم این بود که بفرستمش زندان
تا اون کنترل سلب شده ازم رو
پس بگیرم
یه شانس دیگه داشتی و باید
به من میدادیش
اما بجاش همکاری باهاش رو انتخاب کردی
مجبور بودم. این شغل منه.
تو بهترین دوست منی
هرچیزی که باعث شد بگی نه،
بازم باید بیشتر به من اهمیت میدادی
تا فردا برای هدف آماده ات میکنیم
پت..پترسون چطوره؟
آخخخ!
دیگه هیچوقت اسمشو نیار
آقای دات کام
-میلیسنت ون در وال -خب
برای این بازبینی مشتاق بودم
-چه عالی -اوه لطفا
یه سری چیزا شنیدم
اوه مردم عاشق غیبت کردنن
میدونی.. باور کردن هرچیزی که میشنوی.
همونطور که میدونی،
شما به علت استخدام بدست یه خیانتکار،النور هیرست
تحت تحقیقات قرار گرفتین.
-زن وحشتناکی بود -هوم..
البته نمیدونستم داره چیکار میکنه
یه راهی برای بیرون اومدن از زندان بهم پیشنهاد داد،منم گفتم باشه
این تموم چیزیه که میدونم
خب یه درسی یادگرفتیم:
هیچوقت به یه زنِ موکوتاه اعتماد نکن
حتما...
بله خیلی حکیمانه است
چرا یکم برام از روی که هیرست
دستگیر شد نمیگی؟
اینطور که فهمیدم،ازت برای
اینکه مامورا رو به سمتش بکشونی کمک خواسته
اون خواست،ولی من نکردم
به تیم گفتم که میخواد چیکار کنه
و حتی وقتی پترسون رو زندانی کرده بود
فراریش دادم پس...
-واقعا؟ -بله
و دقیقا چطوری مدیریتش کردی؟
فقط میدونی،کاریه که هر ننه قمری
میتونه انجامش بده،فکرکنم
خوش شانس بودم که اینطوری بود. یعنی،نمیخوام
حوصله تو سرببرم..
هوم
میدونی،همین اطلاعات حوصله سربر
تنها راهین که میتونم باهاش صحت داستاننتو تایید کنم
باید بهت هشدار بدم که دروغ گفتن به من جزو پیشنهادیات نیست
دروغ نمیگم. خب منظورم اینه که
میخوای بدونی چطور انجامش دادم؟
-حتما میتونم بهت بگم -عالیه
اول از رمز کامپیوتر پترسون برای هک سیستم امنیتی
اف بی آی و دانلود یه ویروس استفاده کردم.
-هی از کجا رمز منو میدونی؟ -لطفا
بعد فرستادمش به تونلام،
تونلات؟
خب،تون... تونلامون،میدونی.
دریچه های ساختمون
بعد یه مرد اهداگری بود که
که پرش کردم تو اتاق بسته
و البته تهدید بمب
بیا بیرون!همین حالا! تقلبیه!
میدونی چیه؟ بیا راجبش فکرکنیم،
اگه من پترسونو از ساختمون بیرون نبرده بودم،
پس هیرست هیچوقت دستگیر نمیشد.
پس اینجوری که من میبینم لایق یکم تقدیر هم هستم
توام توی دپارتمانی هستی که حیوان درمانی رو تصویب میکنه؟؟
چی مینویسی؟
فقط دارم حساب میکنم ببینم
تا الان بخاطر این داستانت
چندسال زندان برات میبرن.
حالا برام از ویروس بگو
من...نمی... نمیخوام
همچنین خوشحالم نیستم که مامور زاپاتا
اطلاعات سری رو فاش کرده،
این پرونده اونقدر بغرنج شده که
نگران وساطت های های ترخیش نباشیم
چرا بغرنج؟
جری بوردن یه مامور میدانی به اسم کونور بود
امروز صبح پیداش کردم
که ببینم چرا داراییمون بیرونه
اما نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم
گم شده؟
شده بود. یه جسد توی
توی سطل آشغال بیرون بلگراد پیدا شده (پایتخت صربستان)
کونوره
تونستیم یه فیلم از دوربین امنیتی نزدیک
جایی که رها شده بود گیر بیاریم.
بوردنه. مجری خودش رو کشت.
اینطور بنظر میاد. بیشتر بنظر میاد دگرگون شده باشه
البته که شده. یه تروریسته
در وهله ی اول اصلا نباید بهش اعتماد میکردین
اومدم تا بهتون یه نصیحت دوستانه کنم
اون تروریس معروف نایگل ثورنتون
ای کی ای رابرت
هرکاری که میخواین با این اطلاعات کنین
هیچ ربطی به من نداره
صبرکن..ببینین
داره دقیقا به دوربین نگاه میکنه
میخواسته که پیداش کنیم!
حق با زاپاتاست!
این تنها دوربین امنیتی تو ده مایلی منطقه است
خیلی غیرعادیه که این اتفاق بیفته
که یه جسد رو اونجا رها کنن،مگه اینکه
بوردن از قصد اون منطقه رو انتخاب کرده باشه
خیلی خب،بهش یه شانس
میدیم تا ثابت کنه از ما برنگشته.
زاپاتا به ملاقاتش میره،همراه پشتیبان
اما اگر هرکس احساس خطر کرد،
همونجا دست به کار میشیم،خیلی خب؟
ساعت۱۲:۰۱.
هرلحظه ممکنه برسه
خیلی خب،داره از تپه به سمت غرب میاد
واقعا خودشه
دونفر دارن به سمتت میان.
-اسلحه هاشونو بیرون کشیدن -یه تله است!
اوه زاپاتا همین الان بخواب رو زمین
همه بخوابن رو زمین! اف إی آی!
ولر! داره به سمت تو میاد!
تکون نخور!
تو اینجا چیکار میکنی؟
کاری رو میکنم که تو روز اول ورودت به اف بی آی باید میکردم.
نایجل ثرونتون،تو بازداشتی
بیخیال نایجل
میدونیم که مجری خودت رو کشتی
و به گروویچ ملحق شدی.
چرا منو توی پارک گول زدی؟
من گولت نزدم
اونایی که یهو سر و کله شون پیدا شد رو نمیشناختم
مثل قبل دروغگوی خوبی نیستی
اونم دنبال تو نیومده بودن. دنبال من بودن
فهیمده بودن که برای شما کار میکنم
فیلمت رو که جسد مجری خودت رو میندازی داریم
میدونم
شاخه داره برای حمله جدیدی کار میکنه
یه چیز خیلی بزرگ.
اما به بودن یه موش کثیف بینشون مشکوک شده بودن. (نفوذی یا همون جاسوس)
یه روز به تشکیلات برگشتم و دیدم
کونور هم اونجاست
گیر یه تعقیب افتاده بود
کشتیش تا نتونه پوششت رو خراب کنه؟
نه
از بدبختیش بیرون کشیدمش
یکی از نقش هام توی شاخه...
زنده نگه داشتن زندانی در اثنای شکنجه بود.
دوباره
معلوم شد استعداد عجیبی توی
پیدا کردن نقطه کلیدی
بین هلال زندگی و مرگ دارم.
پس قرار بود کونور رو زنده نگه داری
اما بجاش اجازه دادی سریع بمیره.
بهشون گفتم یه اشتباه بود
که حتما مشکل قلبی داشته
اما میدونستم. اونا دنبالم بودن.
وقتی آوردینم اینجا، تو ژاکتم یه فلش پیدا کردین.
شامل یه کپی از تمام فایل های
تنها کامپیوترِ تشکیلات میشه
همون شب ریختمش تو فلش
و گورمو از اونجا گم کردم
چرا اونارو به طرفِ سنجاقک نفرستادی؟
استفاده از اون میز پیغام ها درحال یکه دنبالمن خیلی خطرناک بود
هی...
چطوری؟
مطمئن نیستم چطورم
توی دوسال اخیر هفت بار آپارتمانم رو عوض کردم
تا جایی رو پیدا کنم که توش احساس امنیت کنم
همش به خودم میگفتم
"دلیلی برای ترسیدن وجود نداره.
بوردن مرده."
میدونی که اگه بخوای میتونی این بار رو از رو شونه ات برداری.
-ما میتنیم حلش کنیم -میدونم
اما اگه شانسی برای ازبین بردن گروویچ هست،
پس منم باید بمونم.
(Zapata) محتویات فلش رو تحلیل میکنیم.
اگه تایید شدن,
دوباره صحبت میکنیم
صبرکن،یچیز دیگه ام هست
باید مامور پترسون رو ببینم
چیزای...زیادی نیستن که شبا بیدار
نگهم میدارن
اما کاری که با پترسون کردم...
چیزایی هست که باید بهش بگم
اینکه کمکت کنه شبا بخوابی تو دایره مسئولیتاش نیست.
حق با کرته،چیزی بهش بدهکار نیستی
تکنسین های صحنه ی جرم
یه گوشی از جنازه یکی از تروریستا پیدا کردن.
یه دستور برای کشتن بوردن دریافت کرده،نه زاپاتا.
داره حقیقت رو میگه
اینطور بنظر میاد. دستور همچنین اینو
میگه که قبل از حمله فردا از سر راه برش دارین.
پس فقط یه روز وقت
برای سردرآوردن از نقشه شون و متوقف کردنش داریم
این راه،تنها نقطه ی دسترسی خواهد بود
خیلی عالیه
قربان،اگه از سوالم ناراحت نمیشین...
-اوهوم؟ -جفتمونم میدونیم که شما
راه خیلی طولانی ای رو برای گرفتن این زمین رفتین.
چرا اینقدر براتون اهمیت داره؟
وقتی جهان رو طوری که از فضا دیده میشیه میبینی،
چی کم داره؟
تمام این خط های کوچیک قراردادی...
مرزها،که بدون درنظر گرفتن صلاح مردمش
تو سرتاسر جهان کشیده شدن
این زمین بخشی از نقشه ی من برای جامعه ی جهانیه
چیزی که ریشه در دلایل داره،نه در حماقت
من به رهبران زیادی که قصد تغییر دنیا رو داشتن خدمت کردم.
اما دست آخر،هیچکدومشون فرقی
با زن و مردهایی که جایگزین میکردن نداشتن
دقیقا
مشکل ما اینکه که فکر میکنیم رهبرِ''درست''
قراره صلح رو به این جهان بیاره
درحالی که تو تاریخ بشریت هیچکس حتی بهش نزدیک هم نشده
مطمئن نیستم که فهیمده باشم
خیلی خب،دوتا بچه
توی حیاط مدرسه وارد درگیری فیزیکی میشن
اگه بچه های دیگه ایم اون اطراف باشن
شاید یه طرف رو انتخاب کنن،اما مبارزه رو متوقف نمیکنن
تنها کسی که مبارزه رو متوقف میکنه معلمه.
حالا توی این جهان مدرن،هیچ معلمی نیست.
به یکی نیاز داریم
معلم کدوم خریه؟
۵۰میلیون سرباز با بودجه ۵ تریلیون
بطرز پر پر و پیمونی به پیمان کاری ارتش پرداخته میشه
کسایی که نه خدمتی به کشور میکنن و نه مسببش میشن
تنهایی اونا موجب جلوگیری از خشونت میشه
یه ارتش حامی صلح
بهتر از ترکیب تمام ارتش های جهانه
ختم به پایان جنگ میشه
-هدف همینه -اما ازکجا
میخواین اینهمه آدم بدون وفاداری به هیچ کشوری پیدا کنین؟
برای حالا،انیجا جاییه که پای زمین وسط میاد.
تام؟تام؟ حالت خوبه؟
دایان؟دایان؟سریع زنگ بزن آمبولانس بیاد!
بیا بریم سر موضوع بعدی:
-میهن پرستیت -عالی شد
-خدا به آمریکا برکت بده،هان؟ -تا حالا از پرچم آمریکا
توی عمل زنا بعنوان
انتقام بتسی تفاله استفاده کردین؟
مشخصا میدونین که کردم،
چون مشخصا میدونین که روز بعدش درخواست
تبدیل اون اسم رو به نام تجاری دادم
-رد شد -میدونم رد شد
این مربوط به هیرست نمیشه
حتی ربطی به ایفای شغلم نداره.
این مربوط به عدم تاییدم
به نظر کاملا سنتی تون که شامل این میشه که
چه کسی باید و چه کسی نباید برای دولت کار کنه.
-حق باتوئه -آهه
هیچ حرمتی برای این دفتر قائل نیستی.
هیچ ادبی نداری و،
تا جایی که میتونم بگم،هیچ اخلاقی نداری.
بخاطر همین پیشنهاد خواهم داد
تا قراردادت لغو شه.
صبرکن،وایسا
میخوای برم گردونی زندان؟
خب ببین چیزی که همین الان گفتی
ممکنه درست باشه و تمام وقت اینجا بودنم
چاپلوسی کرده باشم، اما اینجا منو تغییر داده.
به کارم، به مردم اهمیت میدم
قضیه این نیست که کشورت میتونه چه کاری برات بکنه،
اینه ک تو میتونه چه کاری برای کشورت بکنی.
و برای داشتن موقعیتی توی این مکان به اندازه کافی کاری نکردی
چیه حالا داری از جان اف کندی برام نقل قول میکنی؟
اون که شهوت پرست تر از من بود!
فقط یک نفر از قاتلای گروویچ توی تیراندازی پارک
-زنده موند -میهل
یه سرباز دون پایه توی همون
شاخه ای که بوردن جاسازی شده بود
متاسفانه هنوز زیر تیغ جراحیه
درحال حاضر تنها منبع در دسترسمون همون فلشه
که بطور اساسی بی فایده است.
مثل اینکه فلش توی انتقال داده ها آسیب دیده
فایل های کپی شده از کامپیوتر قبلی کاملا خراب شدن
فقط پر از صفحات بی معنی
پس این آدما فردا دارن برای یه حمله نقشه میکشن
و به بهیچ وجه نمیدونیم کجا؟
و هیچ راهیم برای متوقف کردنش نداریم
برای زمان زیادی ایالات متحده
خودش رو پلیس جهانی فرض کرده
و در مسائلی دخالت کرده که ربطی بهش ندارن.
و وقتشه که ورق برگرده
زمانی که شما دارین این فیلم رو میبینین،اون جزیره
...هیچی به جز یه قبرستان نخواهد بود
میهلِ قاتل جراحیش تموم شد
احوالش خوب نیست. داروهای سنگینی بهش دادن.
اصلا نمیدونه کجاست.
اصلا برای بازپرسی مناسب نیست.
یاشایدم عالیه
سی آی ای از قصد همیشه به افراد مورد بازپرسی
دارو میده
اگه میهل الانشم ناجوره،
پس خیلی خیلی پیشنهاد شده است
پس بجای اینکه بهش بگین فدرالین،
میتونیم وانمود کنیم شریک فتنه ایم
باهاش راجب نقشه ی حمله مون حرف بزنین
باید بوردن رو بیارین
برای میهل فرد آشناییه
اونا باهم کار کردن. به این دروغ کمک میکنه.
آقای جیک من لطفا به تختتون برگردین
همه چی خوبه تام
توی بیمارستانی. بیهوش شدی.
حالم خوبه
مطمئنم هستی،اما فقط محض اطمینان،
از این دکترها خواستم
تا یه چکاب کامل ازت بگیرن
ببین واقعا واجب نیست
اگه این یه...
یه مشکل احتمالی برای همکاریمونه،
یه فسخ قراردار رو امضا میکنم...
نه این نیست...
درباره مشکلات همکاری نیست پسرم
چرا نمیشینی؟
بیا بشین
من نگرانتم
میخوام مطمئن شم حالت خوبه
از کجا شروع کنیم دکتر؟
میهل
میهل،منم،نایجلم.
مشکلی نیست،همین الان بخیه زدنت رو تموم کردم.
چه اتفاقی افتاد؟
یه قطع ارتباط پیش اومد
اون یارو جایی که باید میبود نیومد
هیچوقت توی خوندن خوب نبودم.
گوش کن ازم خواستن برت گردونم به تشکیلات.
میدونی چجوری باید بریم اونجا؟
من اون داستان راجب
قورباغه و عقرب رو دوست داشتم اما...
هیچوقت نفهیمدم چطور تموم میشه.
میهل،مسئله خیلی مهمیه.
گروویچ به ما برای حمله ی فردا احتیاج داره.
تو
تو خیانتکار بودی
نه،نه تو حالت خوب نیست میهل
میکشمت!
جواب نمیده
اگه جواب میخواین،
باید مسکن هارو ازش بیرون بکشین
دردی که توی جگرش بوجود میاد
باعث جا اومدن حالش میشه.
به ارزشی که میتونه داشته باشه فکرکن
اطلاعاتی که میتونه جور کنه.
آخخ!
میتنیم دوز رو کم کنیم...
شکنجه ش که نمیدیم
تمومه،ما باختیم!
برو بیرون!
همین حالا همگی برین بیرون!
هی،هی،هی،هی،هی!
مگه میکروسکوپ چیکارت کرده؟
اوه الان نه ریچ!
واقعا،واقعا داشتم به این فکر میکردم
که اگه میتونستیم این حمله رو متوقف کنیم،
یه هدفی برای همه ی اینا وجود داشت.
برای کاری که بوردن با من کرد،و حالام زاپاتا...
واقعا فکرنکنم بتونیم جلوی این یکیو بگیریم.
دارمی شکست میخوریم، منم نمیتونم...
به هیچکار دیگه ای برای انجام دادن فکرکنم
میشه با من بیای؟
میخوام یچیزی نشونت بدم
قطعا درا بدون سنسور کار نمیکنن.
تا دااا (اصطلاحی که موقع رونمایی از یه چیز جدید استفاده میشه)
حتی نمیدونستم همچین چیزی هست
اوه به سختی کسی میدونه
همینه که مارو اینقدر جادویی میکنه
اونجا،جاییه که جیم چرتای ساعت ۳ شو میزنه
اون گوشه ی گریه برایانه
مثل اتاق نیاز هاست
چرا اینجاییم ریچ؟
چون تو نیاز به یه بازی داری که توش
دوتا بزرگسال درگیر یه مبارزه با چماقای بزرگ میشن
قراره بگیریش
-زود باش خوش میگذره -الان تو حال و هواش نیستم
میدونم،نکته ش هم همینه
آخ!
زود باش
خیلی خب
خوبه تو حال و هواشم نیستی
-اوه نه اوه
افتادی تو رودخونه
اسم اون منطقه رو این گذاشتم چون
یبار گتورید آبی رو ریختم اونجا (نوعی نوشیدنی)
بهترین دوتا از سه تا؟ هوو!
رودخونه...
عقرب و قورباغه اینطوری تموم میشه
داری با خودت حرف میزنی؟
بوردن به میهل گفت که توی تشکیلات
یه قطع ارتباط بوده
و میهل هم گفت که نمیتونه بخونه
باید برعلیه خودش استفادش کنیم
اگه فایل های خراب شده اصلا خراب نشده باشن چی؟
فقط اینطور ساخته شدن
تا بنظر بیان کسی نمیتونه کد رو بفهمه!
-که تو قطعا میفهمی! -توی داستان
عقرب به قورباغه توی آخر داستان
وقتی نیشش میزنه چی میگه؟
''نمیتونم کاریش کنم،طبیعت منه!''
ممنون بابت اتاق نیاز ها!
وقتی دارید به این مدارک نگاه میکنید،
از فایل های خراب شده ی دیگه غیرقابل تشخیصن
یه راه خیلی موثر برای رمز گذاری
برای شکستنش
باید از این نمادها خلاص شی.. اضافی ان.
و حروف باقی مونده همون پیغامن،
اما اوناهم از راه جوانمردانه ای سری شدن.
توی این موقعیت... عبارت کلیدی اینه:
''نمیتونم کاریش کنم،طبیعت منه!''
پس تمام حروف تکرار شده رو
توی الگو های پنج تایی میزاری
با بقیه ی الفبا
بعد،هرچیزی که اون پیغام هتس،
در حروف جفتی الگوش ترجمه میکنی
فلش چیزی راجب حمله یا اینکه
گروویچ چیزی گفته داره؟
درواقع جفتش
انگار نتونسته در مقابل
یه صندلی ردیف اول توی حمله اش مقاومت کنه. (مثل صندلی های ردیف اول نمایش هاو سمینار ها)
پس توی خاک آمریکاس؟
یه شاخه ی فعال توی منطقه جزیره استتن داره
خودشو چند هفته پیش توی
یه کشتی باری برای پیوستن بهشون قاچاق کرد.
شاخه ی اون هواپیماهای خاصی داره
که برای حمل اینا مجهز شدن:
انبار های منفجر شونده...
اونا بمب های بزرگ ارتشی ان
برای منفجر کردن هدف های زیزمینی استفاده میشن
فقط یکیشون برای یه فروپاشی یه بلوک شهری کافیه.
گروویچ ۲۰تا ازاونا داره.وداره برنامه ریزی میکنه
تا فردا روی پنج ابرشهر بندازتشون.
باید ازبین ببریمش. امشب.
هیچ چیز قطعی بخصوصی
توی نتایج آزمایشت نبود
نتیجه آزمایش خونت غیرعادی بود...
تعامل پروتئین زتا
باهاش آشنایی داری؟
شانسی براش شروع دوباره دارم...
و توام همینطور
زیپ،اوم... (مخففش)
بله،اوم...
من پی تی اس دی شدیدی بعد از بودن در جنگ داشتم. (اختلال استرسی پس از ضایعه روانی)
یه روان پزشک سعی کرد با زیپ درمانم کنه.
فهمیدم
خیلی زود با ورقه های ترخیصت برمیگردم
متاسفم،لازم نبود راجب پی تی اس دیم بدونی
از شیاطین درونت خجالت زده نباش.
هممون داریمشون
نمیدونم،
امروز خیلی خودتو به زحمت میندازی.
توی خونه ای بزرگ شدم
که ناپدریم هر روز مادرم رو میزد
کونم پاره شد تا ازونجا دربیام...
به پرینستون رفتم،جایی که اولین بار مادر بلیک رو دیدم.
یه کار رو باهم شروع کردیم
زندگی خیلی نزدیک به عالی بود.
اما...
این خشم عمیق رو درونم داشتم... نسبت به ناپدریم
نسبت به مادرم بخاطر ازدواج با اون مرد،
نسبت به خودم برای اینکه جلوشو نگرفتم
و داشت از درون منو میخورد
و میتونم ببینم که داره توروهم میخوره
و حدس میزنم
مربوط به جریاناتی دور از تر از جنگه
توی خانواده ای نظامی بزرگ شدم
هیچ عشقی وجود نداشت،فقط وفاداری
مادرم بخاطر وفاداریش آزار میدید
ازمون میخواست برای مهربونیش باهم رقابت کنیم
من وفادار بودم
و دست آخر،تنها کسی بودم که وفادار موندم
بهرحال تنهام گذاشتن
میشه یه نصیحتی بهت بکنم؟
اون خشم رو رها کن
مطمئن نیستم بتونم
چون فکرمیکنه اون خشم به جلو میبرتت
نه خشم باعث تحرک وحشتناکی میشه
نمیتونه بهت کمک کنه چیزی رو بسازی
فقط بهت کمک میکنه نابود کنی
تو با دست های بدی توی زندگیت
دست دادی،مثل من
پس اون دست هارو قلم کن
با یکی جدیدش شروع کن
قلعه به شکل سیبل درست شده
پس اگه بگیم گروویچ یجایی نزدیک مرکز مستقر شده اشتباه نکردیم
پس هرمزاحمی باید چندلایه محافظتی
رو رد کنه تا بهش برسه
آره،بیرونی منحصرا با محافظین مسلح پرشده
اما فرای اون باید میدون مین باشه
خیلی وقته اونجا مستقر شدن
پس زن و بچه شونم توی اون تشکیلاته
خیلی اروم میریم
هرچقدر کمتر به گروویچ
احساس خطر بدیم،برامون بهتره
تا جایی که ممکنه از مبارزه تن به تن استفاده کنین
فق در مواقع خیلی ضروری از اسلحه ی گرم استفاده کنین
برای آسیب زدن بهتون اینجا نیومدیم
فقط گروویچ رو میخوایم
میدونید بمب ها کجا نگه داشته میشن؟
میتونم بهتون نشون بدم
جین،تاشا،باهاش برین،مراقب سلاح ها باشین
رید،بریم گروویچ رو بگیریم
چرا کسی از این سلاح ها مراقبت نمیکنه؟
چون آماده ی انفجارن
اگه منفجر شن،کل این قلعه
تبدیل به دهنه آتشفشان میشه
گروویچ یه سوییچ مرگ دستشه.
درگیر نشید! تکرار میکنم درگیرش نشید!
عقب وایسید...
وگرنه انشگتمو فشار میدم و هممون میمیریم
الانشم داره
کرت،میخوایم بمب رو خنثی کنیم
باید سرگرمش کنی.
باید تموم کپسول های انفجاری C4رو ار بین ببریم
دقت کن،تا جایی که میتونی سریع باش
خیلی خب،همه چیو رو کردی
بگو چی میخوای؟
بزارید برم
میتونیم با تلفن به رئیس سی آی ای تماس بگیریم
ممکنه بخوا به صربی ها تحویلت بده
نه
به ارتشت بگو تکون نخورن
و بزارن از اینجا برم بیرون،همین حالا!
-حالا برگردید! -هوو آروم باش
-میتونیم اینکارو کنیم،نه؟ -بله
میتونیم
میزاریم از اینجا بری بیرون آقا...
ولی باید چاشنی رو بدی به ما
میدونی بهترین قسمت
بمب داشتن چیه؟
مذاکره بی مذاکره
آقا...نه!
نه!
جین و زاپاتا،شما خوبین؟
آره،آره،. آره،خوبیم
انبار انفجاری امنه
خیلی خوبه.
ماهم گروویچ رو گرفتیم. تموم شد.
بهتون کمک کردم تا گروویچ رو بگیرید
حالام یمندازینم جلوی گرگا؟
اگه دنبال عذرخواهی هستی
گیرت نمیاد.
برای آدمای زیادی کار کردم
آدمایی که فکرمیکردم میتونم بهشون اعتماد کنم
اما دست آخر،همشون روشونو ازم برگردوندن
کار کردن برای سی آی ای هم برای تو متفاوت نیست!
لااقل بزار با پترسون حرف بزنم!
زاپاتا قرارشو زیرپا گذاشت
داره برای زندگیش میره
میدونم که اونجایی!
پترسون،لطفا!باید باهات حرف بزنم!
مطمئنی چیزی نداری که
بخوای بهش بگی؟
فکرکنم دارم
توی سرم تبدیل به یه هیولای بزرگ افسانه ای شده.
امام حالا که روبرومه
تمام چیزی که میبینم کالبد یک مرد شکسته و ضعیفه
این اتفاقا نباید مفهومی برام داشته باشن
فقط چیزای وحشتناکی که تو گذتشه برام اتفاق افتادن
شاید چیزایی که هیچوقت ازشون راحت نشم
-شاید،اگه... -اشکالی نداره
من چیزی دارم که اون نداره...
یه آینده.
اگه چیزی نمونده،فکرمیکنم یه ضبط برای بیمارستان داریم!
شش رقم... با مرور های گزینشی!
خوش شانسی که پدری داری که خیلی بهت اهمیت میده
وقتی به ای آر آوردنت، (بخش فوریت های پزشکی)
گفتن اطلاعات پزشکی رو فقط به خانواده میدن،پس...
گفتم پدرتم
یکی باید مراقبت باشه
یکی از اینا،به هرکدوم از همکارای
نزدیکم دادم،به حلقه داخلیم
معمولا یه هدیه ی سالگرده
ده سال همکاری
اینو بعنوان سرمایه گذاری برای
ده سال بعد درنظر بگیر
نمیدونم چی باید بگم
ممنون
هنوز برای گردش فردا آماده ای؟
بله قربان
بریم باهم یچیزی بسازیم
قضیه ی اینکاراتون چیه اونوقت؟
قضیه ی ریچ دات کامه
اذیت و آزار جنسی تو حوزه کاری من نیست
بالاخره یه اشتباه متعارف...
اینجاییم تا حمایتمون رو ازش اعلام کنیم
باورم نمیشه اینو میگم
اما لیاقت نگه داشتن این شغل رو داره
شاید یکم کونی باشه
اما کاری که اینجا میکنه کلی جون رو نجات میده
شامل ماهم میشه. حالا اگه باید بریم
رو مختو مستقیم بریم پیش
ژنرال دادستان،اینکارو میکنیم.
فکرکنم میتونم....
تا بازبینی بعدیش این تصمیم رو به تاخیر بندازم
خب،خیلی خوبه. ممنون
نایب رئیس،یه لحظه ببخشید
-خب -همونقدری که حمایت
از جنایت زیردستتون افتخار آمیره
بهتره که خوش نیتی تون برای
دفتر مرکزی رو هم حفظ کنین.
راجب چی حرف میزنین؟
هیرست شماروهم استخدام کرد،یادت میاد؟
بعدی تویی
اینم یه کپی از فایل پرونده
تتوی سنجاقک
گفتم سی آی ای هم یکی میخواد
بله ممنون
هی،رید هنوز چندتا نمونه کیک اضافی
توی یخچال داره،اگه میخوای...
نه
این تنها مقدار رابطه ایه که درحال حاضر میتونم باهات داشته باشم.
-من یه اشتباهی کردم -همچین فکری نمیکنم
فقط به تو بعنوان فردی فکرمیکنم که میتونه مسايل رو از خارج ببینه،
بدون دخالت دوستی و احساسات درش
سی آی ای خیلی خوش شانسه که تورو داره
بهت گفتم نیای
براساس تجاربیم،''نیا''یعنی
"میخوام یه کار احمقانه بکنم
و نمیخوام کسی شاهد باشه."
حالا جدی حالت خوبه؟
چرا موافقت کردم تا مجری بوردن باشم؟
میتونستم به یکی دیگه واگذارش کنم...
...اما نکردم.
چه مرگمه؟
فکرکنم این کارو قبول کردی
چون نمیخواستی اجازه بدی بوردن از دیدت خارج شه.
از بهترین راهی که میتونستی داشتی از پترسون محافظت میکردی.
شاید یه روزی درکش کنه
و میدونی چیه؟ حتی اگه نکنه
اشکال نداره، هنوز منو داری
همه چیز درست میشه
نه قرار نیست...
من عاشقتم
ببخشید من... نباید اینو میگفتم
بطرز عجیبیم حق باتوئه،نباید میگفتی
من نامزد دارم! نمیتونی همینطوری بگی...
دوسال پیش این عشق کجا بود؟
-چی؟ -یادته بوسیدمت
و گفتی تو همچین احساساتیو نسبت بهم نداری
گفتی اونا فقط مثل مسکن بودن برات
باید برم
صبرکن.. رید!
جین! ولر!
پیغامی که رومان امروز صبح برات فرستاد بازش کردم
چی نوشته؟
یه دعوتنامه به مراسمه
به میزبانی دختر کرافورد،بلیک
یه پیغامیم باهاش بود
"برویر بعلاوه کرافورد،مساوی هشتگ کرافورد"?
نمادسازی شطرنجیه
هشتگ ینی مات کردن
داره میگه کرافورد مات شده
-تو مراسم چه خبره؟ -نمیدونم
اما هرچی که هست،رومان فکر میکنه برای
ازبین بردن کرافورد کافیه. فردا.
مترجم Dead son
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.