Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.DibaMoviez.Com
:مترجمین ناصر اسماعیلی و آرین دراما
...خیلی وقت پیش
رجی
چه شیک شدی
گفتم بهتره که
برای این مناسبت یه چیز خاص بخرم
همونطوری که درخواست کرده بودی
نمیدونستم حوصله موسیقی زدن داری
ندارم
میخوام با خودت ببریش
نه عشق من
خواهش میکنم
...یکی رو پیدا کن
که به اندازه من دوستش داشته باشه
نمیتونم ترکت کنم
باید یه راه دیگهای باشه
نیست
من اینجا میمیرم
ولی تو نه
من اجازهشو نمیدم
دنیا به تو نیاز داره، رجی
حالا برو
!بعدی
نام؟
سوکلوف
!بعدی
نام؟ - مکگوایر -
!بعدی
نام؟ - پیتر -
!بعدی
نام؟
رجینالد هارگریوز
برای فروش توسط صاحب مغازه جی. کینگ
امروز
اینجا چه خبره؟
...اون انفجارات - وانیا -
باید خارج از آکادمی یه جایی پناه بگیریم
!مامانو فراموش نکن
...باشه
پوگو
...من - !برو -
!فورا
تو میتونی. عجله کن
،برای اینکه عازم ماموریت بشی باید قدرت خاص داشته باشی وانیا
وانیا! چی میخوای؟
!برو بیرون
!مامان
کجاست؟ - !مامان -
!مامان
!دیگو
!دیگو
!دیگو
!دیگو
لعنتی
!یالا، عجله کن دیگو
صاف وایستین. با همهتونم
بابا؟
منو فراموش کردی
فراموش نکردم
،لبخند نزنین به روبهرو نگاه کنین
سریع باشین - !بابا -
!بابا
!بابا
!حرف نباشه
!صاف وایستین
خانم وانیا
!دیگه کافیه
...خانم وانیا
درک میکنم که خیلی ناراحت باشین
...ولی میتونم بهتون اطمینان بدم
،که هیچکدوم از برادران و خواهرانت
مسئول اتفاقی که تو کودکی برات افتاد نیستن
تو میدونستی؟
...پدرت کشف کرد
که تو قادر به انجام کارهای بزرگی هستی
مثل برادرها و خواهرهات
...ولی قدرتهای تو
بیش از حد قوی بودن
فقط میخواست از تو در مقابل خودت محافظت کنه
همینطورم از برادرها و خواهرهات
...تو
میدونستی؟
بله خانم وانیا
میدونستم
حالت خوبه؟ حالت خوبه؟
!جونمو نجات دادی - آره ایول -
!لعنتی. مامان! مامان
!مامان! بیا بیرون - !مامان! فورا بیا بیرون -
!دارم میام دنبالت - !نه! دیگو -
!نه
!دیگو - !خواهش میکنم! مامان -
!برگرد
!مامان
!مامان
!مامان
!مامان
بیا اینجا کلاوس. بهم کمک کن بگردم - دیگو -
تمومش کن دیگه. بسه - ...نه چی... چکار میکنی -
ولم کن. چکار میکنی؟ - بسه. بسه -
...اون رفته. اون
...دیگه مُرده. باشه؟ اون
میخوای چکار کنی؟ ...میخوای
پشتتو بهش بکنی؟
نه - پوگو چی میشه؟ -
زنده نموند
چی؟
وانیا کشتش
...ولی وانیا همچین کاری نمیکنه - نه خودم دیدم -
قبل اینکه بیایم بیرون
اول مامان. حالا هم پوگو
بچهها
.خودشه. قیامت هنوز ادامه داره دنیا امروز به پایان میرسه
فکر میکردم گفتی تموم شده
اشتباه میکردم
این روزنامه رو توی روزی که در آینده گیر افتاده بودم پیدا کردم
تیترش تغییر نکرده - هیچ معنی خاصی نداره -
ممکنه زمان از وقتی که این روزنامه امروز صبح منتشر شده
تغییر کرده باشه - به حرفم گوش نمیکنین -
،وقتی پیداش کردم حدس میردم اینجا
با همهجای دیگه نابود بشه
ولی ما الان اینجاییم. ماه هنوز میدرخشه و زمین سرجاشه
ولی آکادمی نه
گیج شدم - !پس به حرفم گوش کن احمق -
وانیا قبل از قیامت آکادمی رو نابود میکنه
،من فکر میکردم دلیلش هرولد جنکینز باشه ولی اون فقط فیتیلهش بود
وانیا بمبه
وانیا مسبب قیامته
باید پیداش کنیم
باید فورا بریم
!توی سوپراستار همدیگه رو میبینیم. برین
...این دو نفر رو باش
یک ماموریت یک روزه برای نابودی شماره پنج بهتون داده شد
،بهجاش یه راننده کامیون، یه خدمتکار و یه پلیس کشتین
،دوتا ساختمون رو نابود کردین
و باعث جلب توجه ناخواسته به خودتون و کمیسیون شدین
،بدتر از همهی اینا شماره پنج هنوز زندهست
آزاده و داره سعی میکنه جلوی قیامت رو بگیره
شدیم شبیه یه باند خلافکار
که حتی یک تیرشون به هدف نمیخوره
حالا شاید من کامل قضیه رو درک نمیکنم
...ولی به نظرم ...و این فقط یه پیشنهاده
ولی به نظرم باید توضیح بدین
پنج تنها کار نمیکنه
نیروی کمکی داره
خانوادهش
داری میگی شما دو نفر
از پس یه مشت خواهربرادر بیاحساس برنمیاین؟
فکر کنم منظور چاچا اینه که ...یک سری
همم؟
رخداد غیرمنتظره از جانب خانواده مذکور
منجر به تغییر نقشهی اصلیمون شد
،میدونی
ما تو کمیسیون یه ضربالمثل داریم
البته هیچکدومتون عبری بلد نیستین
باشه. ترجمه میکنم
"یعنی "تخممرغ فکر میکنه از مرغ باهوشتره
کاری که بهتون گفته شده رو انجام بدین
پس باید همدیگه رو میکشتیم
دوباره بگو؟
از طرف شما به هر دو نفرمون پیغام فرستاده شده بود
که اون یکی دیگه رو نابود کنیم
...من هیچوقت
کارش خوبه
کارش خوبه
صبرکنین، من متوجه نمیشم - البته که نمیشی -
.من هیچوقت اون پیغامها رو نفرستادم کار شماره پنج بود
تقلبین. تا اینطوری شما رو از خط خارج کنن
پس شما از دست ما عصبانی نیستین
مایلم اینطور فکر کنم که تعهدتون
به همکاریتون، منجر به گرفتن تصمیم استراتژیک
نکشتن همدیگه شد
پس به خاطر این همکاری
بهتون یک ماموریت جدید میدم
ماموریتی که جایی برای تفسیر یا بحث نداره
...به هر قیمتی که شده
از وانیا هارگریوز محافظت کنین
بعدش چی؟ - بعدش تو، هیزل -
اجازه داری از کمیسیون استعفا بدی
...و باقی عمرت رو با این
خانوم دوناتفروش بگذرونی
در هر دورهی زمانی که خودت بخوای
البته این خانوم تا زمان اتمام ماموریتتون
تحت محافظت من میمونه
و چی گیر من میاد؟
یک همکار جدید
بعلاوه تمام جرائم، جریمهها و تخلفاتت
از سابقهت حذف میشن
اگه ماموریت رو انجام ندین تمام قرارهامون لغو میشه
شیرینی؟
!برو کنار زنیکه
ببین، خیلی بدم میاد اینو بگم
ولی همه باید آماده بشن
برای چی؟ - تا هرکاری لازمه برای متوقف کردن وانیا انجام بدیم -
...من
شاید چارهی دیگهای نداشته باشیم آلیسون - چرت میگی -
همیشه گزینههای مختلف هست - آره؟ مثل چی؟ -
نمیدونم
،ببین، هر تصمیمی که بگیریم باید وانیا رو پیدا کنیم
.و سریع هم اینکارو بکنیم ممکنه هرجایی باشه
یا... اینجا
نگاه کنین
.درسته کنسرتش امشبه
سلام
ببخشید مزاحم شدم، ولی مدیرم میگه
اگه بولینگ بازی نمیکنین باید برین
نوبت کیه؟
...برای
اون خواهر ماست
فقط ماییم که میتونیم جلوش رو بگیریم
ما بخاطر بابا مسئولیت داریم
بخاطر بابا؟ ...نه، من به اندازه کافی شنیدم
اون همه چیزو قربانی کرد تا ما رو دوباره باهم متحد کنه
سر این مورد با لوتر موافقم
نمیتونیم بهش فرصت دفاع کردن رو بدیم
جون چندین میلیارد نفر در خطره
دیگه بحث نجات جون یک نفر نیست
میگم بچهها... شاید از دست منم کمکی بر بیاد
الان وقتش نیست - بذار حرفشو بزنه -
امروز جونمو نجات داد
واقعا؟
واقعیت داره؟ - ...آره من -
اعتبار نجاتشو به اسم خودم زدم
...ولی در حقیقت قهرمان واقعی
بِن بود
امروز... گوش کنین
امروز، به صورتم مشت زد
و قبلش توی خونه، اون بود که جون دیگو رو نجات داد
نه من
باورنکردنی هستی کلاوس - مدرک میخواین؟ -
باشه... بهتون مدرک میدم
باشه، وقت نمایشه جیگر
!بگیرش
امکانش هست بشه این صدایی که تو سرت
مدام دنبال توجه هست رو خفه کرد؟
میدونی، قبل اینکه سکس داشته باشی خیلی بیشتر باهات حال میکردم
...که البته یه چیز کاملا
تقصیر خودت نبود، چونکه اون خیلی بالا بود، درسته؟
...و... دختره فکر کرد اون یه چیز پشمالوی
!بسه - باشه -
آلیسون، صبرکن
!ببخشید
...ببخشید، امروز تولد پسرم کنی هستش و
به پسرتون بیشتر خوش نمیگذره اگه با بچههای همسن خودش بازی کنه؟
البته اگه 2تا باباهات مشکلی ندارن
!ترجیح میدم به جاش پامو بخورم
بریم کنی
،اگه قرار بود با یه مرد دوست بشم
تو آخرین مردی بودی که باهاش دوست میشدم
!از خداتم باشه منو گیر بیاری
چطوری منو پیدا کرد؟
اجازه هست؟ - بفرمایین -
کارش خوبه
خدای من
"زمان رو به جلو ادامه میدهد... یا نمیدهد؟" رین کوئیل، اتاق 12
خیلی خب. اول از همه خودم اعتراف میکنم
که اوضاع واقعا از کنترل خارج شد
.مشت زده شد شلیک شد
ولی من حاضرم ببخشم و فراموش کنم - خیلی لطف داری -
.ببین، حق با "تربیتکننده" بود ما فرصت کشتن همدیگه رو داشتیم
بهمون دستور داده شده بود که همدیگه رو بکشیم
.و اینکارو نکردیم این خودش معنی داره، درسته؟
حاضری تمام این خوش نیتی رو بیخیال بشی؟
مهم نیست
پیشنهاد تربیتکننده واقعی نبود
معلومه که هست
.قرارهای شفاهی هم غیرقابل فسخ هستن یه نگاه به کتاب قوانین بنداز
ما مسبب کلی مشکل شدیم
متوجه نشدی یه چیزی نیست؟
ما کیف نداریم
ولمون کرده تا بمیریم
ببین
وانیا اوناهاش
خواهر برادرات شاید بیشتر از همیشه تو این ماموریت بوده باشن
،پس همینطور که منتظری
آماده باش که درسهات رو تنهایی بخونی
فهمیدی؟
خیلیخب
مطالعات امشبم در رابطه با موسیقیه
خواستم ببینم میشه قرض بگیرمش؟
بگیرش و برو
زیباست، مگه نه؟
آره، همینطوره وانیا
نواختن باهاش رو یاد میگیرم
میخوام خارقالعاده باشم
،تمام قلبت رو براش بذار عزیزم
و قول میدم، یه روز میشی
گوش کن، الان نمیتونیم اینکارو بکنیم
خیلی متاسفم، هیچوقت نباید ...با اون دختر میخوابیدم
زنه
...ببین
تازه فهمیدم که بابا بدون هیچ دلیلی منو به ماه فرستاد
خیلیخب؟
و خیلی احساس تنهایی و سردرگمی میکنم
کلاوس دروغ نمیگفت، من مست شده بودم
...منظورم اینه
.واقعاً مست بودم
همراه با قرصها
...میدونی، چون یه پارتی شلوغ بود، و ...تا حالا یه پارتی شلوغ نرفته بودم، و
...خب، اونا... راستش خیلی معرکهان
به صدات نیاز دارم
سلام؟
سلام، کلیر؟
آره، عمو لوتر هستم
!پسر فضایی
آره، آره... پسر فضایی
من اونی هستم که مامانت داستانهاش رو برات گفته
آره آره، منم همه چی رو دربارهت میدونم
و میدونی کلیر، از روزی که دنیا اومدی، منتظر دیدنت بودم
،خب... اون الان اینجا پیشمه
و... واقعاً میخواد باهات حرف بزنه کلیر
...ولی نمیتونه، چون
...گلوش چرک کرده، ولی
،مامانت میخواد که بهت بگم کلیر ،اون... میگه که دوستت داره
بیشتر از هر چیزی تو کل دنیا
...و اون - !نه -
لعنتی
...کجا
وایسا وایسا. هی هی
...مامانت میگه
...میگه
دلم برات تنگ شده"
هر روزی که پیشت نیستم دلم برات تنگ میشه
،میدونم که ناامیدت کردم
ولی هر کاری برات میکنم
تو باعث میشی بخوام هر روز بیدار بشم
و هر شب تو رویاهام هستی
"توی دنیا برای مهمترین انسانی
...این
.این حرفیه که مامانت میگه
آره، آره قول میدم
به زودی میاد خونه
ببین
وانیا پیاده شد
اینجا جاییه که تو پیاده میشی
...ای مادر
خیلیخب، پنج کجاست؟ - رفت -
ای خدا... کجا رفت؟ - نگفت -
.خب، منتظرش نمیمونیم کنسرت نیم ساعت دیگه شروع میشه
خیلیخب، نقشه چیه؟ - ...خب، فکر میکنم که -
میریم به تئاتر ایکاروس
این یه موقعیته، نه یه نقشه
چی؟ فقط همین رو داری؟
،ببین، میخوای شماره یک باشی، باش
،ولی باید همه بدونیم برنامه چیه
چون الان، هر کس یه برنامهای داره
حق با توئه
نیاز به یه نقشه داریم
!بخوابید
اینا دیگه کی هستن؟ - !شاید برا تولد کنی اومدن -
!نه، کاملاً مطمئنم اومدن سراغ ما
!دارن خروجی رو میبندن - خب، الان نقشه چیه لوتر؟ -
!مسیرهای بولینگ! بریم
!بجنبین بریم
پنج، منتظرت بودم
حتما خیلی پیراشکی دوست داری
!کمکم کن
یه مدت گذشته
سه روز - برای تو شاید -
ولی برا من از وقتی اون شلوارکهای .نازنین رو دیدم، حیلی طولانیتر بوده
خب، فرصت درمان خودت رو داشتی
...خوشبختانه برای جفتمون، زمان
تنها چیزیه که سازمان من کلی ازش رو داره
راستی پیامت رو گرفتم
بستهبندیش خوب بود، ولی زیادتر از پروتُکلهای کمیسیون بود
...از وقتی
از اینجا رفتی کمیسیون تغییرات زیادی داشته
آسیب زیادی به کمیسیون زدی
،چمدونها همه نابود شدن
...کارکنان کاملاً آموزشدیده هم
.که کُشتی بماند
،هر چی باشه
...یه سازمان به چه درد میخوره اگه - چی میخوای؟ -
که خوشحال باشم
...تا یه زندگی
...بی قید داشته باشم، تا
.کاری که مافوقهام میخوان رو بکنم
،ولی... بودنت در اینجا
.همهی اینا رو پیچیده میکنه
میلیاردها نفر امشب قراره بمیرن
میتونی تغییرش بدی - امشب، فردا -
فرق چندانی نمیکنن
مهمترین دلیل وجود کمیسیون رو فراموش کردی؟
هر چی شد شد، یا اونطور که من دوست دارم بگم، هرچه پیش آید خوش آید
به هر زبونی بگی چرنده
چرا گفتی بیام اینجا؟
میخوام یه حق انتخاب بهت بدم
...همه امشب میمیرن، ولی
،بر خلاف بقیهی دنیا
.تو یه راه فرار داری
میتونی خانوادهت رو رها کنی ،و بری به زمان آخرالزمان
،چند دههای بگذرونی
،شاید دوباره برگشتم و بهت یه کار پیشنهاد دادم
،یا میتونی اینجا بمونی
...با خانوادهت، و
مرگ مهیبی داشته باشی
در همین حین که داری گزینههات ،رو سبک سنگین میکنی
بدون که خواهر برادرات دارن بدون تو برا زندگیشون میجنگن
منو آوردی اینجا تا از اونا دور کنی
از دیدنت خوشحال شدم پنج
!نوش
باید تنها برم
آلیسون، نمیتونم بذارم اینکارو کنی، باشه؟
اون دیوانه شده - موسیقی رو میشنوین؟ -
شروع شده
واقعآً فکر کردی که اون گوش میده؟
بعد از همهی اتفاقاتی که افتاد؟
وقت اینکارها رو نداریم
باشه
داری از اون بعنوان یه حواسپرتی استفاده میکنی، مگه نه؟
این بهترین شانسمون برای از کار انداختن وانیا ست
بعدآً ازمون تشکر میکنه
خب، نقشه چیه؟ - تو بیرون منتظر بمون -
چی؟ - آره، تو نگهبانی میدی -
نگهبانی؟
به این زودی برگشتی؟
و منو بگو که فکر میکردم باهوشه تویی
چقدر ناامید شدم
ببخشید که مجبور شدی اینو ببینی
،اگه میخوای تصمیمت برای بودن با من رو تغییر بدی
.درک میکنم
.هر کسی تو گذشتهش استباهی داره
!برید! برید برید برید
قویتر از اونیه که انتظار داشتیم - آره -
آره، ما خوبیم، ممنون که پرسیدی
ببین، یه بار نزدیک بود از دستت بدم، باشه؟ .نمیخواستم دوباره هم از دستت بدم
خب، عنصر غافلگیری که به فنا رفت. دیگه چی داری؟
چرت نگو آلیسون. یه چیزی بهمون بگو که ندونیم
داره دربارهی ویولن حرف میزنه
انرژیش رو با اون انتقال میده
،اگه بتونیم ازش بگیریمش و نذاریم بنوازه .شاید یه شانسی داشته باشیم
پس کلاوس کدوم گوریه؟ مثلاً نگهبان گذاشتیمش
آره، تعجب کردی؟ - چرا نشستین اینجا؟ -
!بشین پنج
من جعفری نخواستم - صدای شلیک شنیدی؟ -
چی؟
!لعنتی
!وقتش الانه یارو. برو! برو - شلیکها چی؟ -
!بس کن مرد. ما نگهبانیم مثلاً
!پنج، چه... فکر کردم ما رو ول کردی
یه ماموریت داشتم
این وضع خوب نیست
اینارو میشناسی؟ - آره میشناسم -
و؟
خب... بدبخت شدیم
!بچهها، چاچا
...چاچا اومده، اون - !بشین کلاوس -
!بشین
وای خدای من
خودشه، بن
حالا کی نگهبانه؟
...دوستدخترت پچ
چه چیزی ازش رو خوشت میاد؟
به مردم اعتقاد داشت
همیشه درونشون خوبی میدید
مطمئنم خیلی افتخار میکنه وقتی بفهمه .بخاطر اون داری هیزل و چاچا رو میکشی
خوب برگشتی. کجا بودی؟
خاطر یکی رو زنده میکردم
خب چطوری میخواین اینو تموم کنین؟
محاصرهش میکنیم
خیلیخب؟ از همه طرف میریم سراغش
پس یه ماموریت خودکشی هست
.آره، ولی یکیمون میتونه بره داخل .تنها شانسی هست که داریم
همگی پایهایم؟ - آره -
خیلیخب
آلیسون؟
برو چپ. منم راست
شما از جلو برین
متاسفم. وقتی نیست آلیسون
،اگه کنسرتش رو تموم کنه دنیا آتیش میگیره
!حالا
زندهست؟
آره - هست؟ آره؟ -
خدا رو شکر - موفق شدیم. دنیا رو نجات دادیم -
پسر
بچهها؟
اون سنگ بزرگ از ماه رو میبینید که داره به سمت ما میاد؟
خوب نیست
...پس همینه ها؟ خیلی
.دنیا رو نجات دادیم
کاش سِر رجینالد الان پیشمون بود، ها؟
آکادمی آمبرلا
یه شکست بزرگ
حداقل در این پایان بعنوان یه خانواده کنار همیم
میتونه پایان نباشه
چی؟ چی میگی پنج؟
.فکر میکنم یه راه فرار بلدم .ولی باید بهم اعتماد کنین
آره، اینطور فکر نمیکنم - نه -
،خب پس، باید سرنوشتمون رو قبول کنیم
،چون کمتر از یک دقیقهی دیگه .همه نیست میشیم
خب نقشهت چیه؟
از تواناییم برای سفر در زمان استفاده میکنیم
ولی این دفعه، شما رو با خودم میبرم
میتونی اینکارو بکنی؟ - نمیدونم. قبلآً امتحان نکردم -
بدتر از این اتفاق هم مگه ممکنه بیفته؟
دارین بهش نگاه میکنین. یه ،پیرمرد 58 ساله در بدن یه بچه
پس کجاش رو دیدین؟
چی میشه مگه؟ من هستم - آره، به درک. هستم -
منم. آلیسون؟
بن چطور؟ - عالیه آره، اونم هست -
خیلیخب عالیه. لوتر، وانیا رو بگیر
وایسا، باید ببریمش؟
...آخه اگه اون دلیل آخرالزمانه
ما بمب رو با خودمون نمیبریم؟ - ،آخرالزمان همیشه میتونه اتفاق بیفته -
،و وانیا همیشه دلیلش خواهد بود .مگه اینکه ببریم و درمانش کنیم
!داره جواب میده
!محکم بگیرید! الان اوضاع بیریخت میشه
Drama ترجمه از ناصر اسماعیلی و آرین
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.DibaMoviez.Com
کانال تلگرام تیم ترجمهی دیباموویز @DibaSub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.