All language subtitles for The.Umbrella.Academy.S01E08.WEB-DL.RMTeam.(fa)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

« ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز »

دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم WwW.DibaMoviez.CoM

« MoieN ترجمه از: مـــعـــیـــن » .:: Moien-ps@yahoo.com ::.

« یک سال پیش » این یکی؟

این یکی؟

این یکی؟

میخوام قصه‌ی اون موقع رو که آکادمی آمبرلا

دزدهای موزه رو شکست داد بشنوم

بازم؟

باشه

یه شب تاریک و طوفانی بود

اون‌ها آروم مثل موش‌ها وارد شدن

یکی به یکی، تو یه خط

...عمو لوترت - منظورت پسر فضائیه -

اون اولی رو پیدا کرد

عمو دیگو دومی رو گیر انداخت

عمو بن، چهار نفرو باهم کله‌پا کرد

ولی عمو کلاوس‌ات یه کم حواسش پرت شد

و من محترمانه از سردسته‌شون خواستم

که اگه میشه چیزی که مال اون نیست رو بذاره سر جاش

و بعدش دزدها رفتن به زندان

و کل شهر به مناسبت این موفقیت برامون یه جشن خیلی مجلل گرفتن

مامانی، چرا خاله وانیا هیچوقت تو قصه‌هات نیست؟

اون باهامون ماموریت نمی‌اومد، عزیزم

چرا نمی‌اومد؟

،خب

اون یه کم با بقیه‌مون فرق داره

خیلی‌خب، دیگه وقت خوابه عزیزم، باشه؟

یه قصه‌ی دیگه بگو، مامانی

میخوام قصه‌ی برج ایفل رو بشنوم

نه، کلیر. از وقت خوابت گذشته

مامانی، لطفاً، فقط یدونه دیگه

فردا برات یکی میخونم

!ولی من خوابم نمیاد - کلیر -

!ولی من یکی میخوام - کلیر -

مامان، زودباش. من یه قصه میخوام

...یه شایعه شندیم ...یه شایعه شنیدم

...که تو خیلی خوابت میاد ...خیلی خوابت میاد

...و میخوای بگیری بخوابی ...میخوای بگیری بخوابی

من خیلی خوابم میاد، مامانی - می‌دونم، عزیزم -

!پاتریک، می‌تونم توضیح بدم. پاتریک

شایعه شنیدم که وارد تیم فوتبال شدم

شایعه شنیدم میخوای دوستم باشی - شایعه شنیدم از بروکلی خوشت میاد -

شایعه شنیدم که منو تنها گذاشتی - شایعه شنیدم دست از گریه برداشتی -

شایعه شنیدم بار اول انجامش دادم - شایعه شنیدم واسه این نقش عالی‌ام -

شایعه شنیدم که دوستم داری

دکتر کوپر، به بخش پرستاری

دکتر کوپر، لطفاً به بخش پرستاری

وانیا؟

هی، بیدار شو

!خدای من، تو به هوش اومدی - آره -

...چـ...چـ...چرا

چرا لباس پوشیدی؟ - دارم از اینجا میرم بیرون -

لازم نیست تحت مراقبتی چیزی باشی؟ - نه، نه، نه -

میخوان که فردا واسه معاینه کلی برگردم

،و برای پیوند چشم آماده بشم ولی فقط همین

خدایا، چشمت، خیلی متأسفم - ...نه، نمیخوام -

...نمیخوام راجع‌بهش حرف بزنم، من فقط

بیا بریم خونه، باشه؟

باشه

خوشحالم که تو حالت خوبه

نمی‌دونم اگه اتفاقی برات می‌افتاد چیکار می‌کردم

ببخشید! آقای پیبادی

دکتر شما رو مرخص نکرده

...فکر کردم - من خوبم، آماده‌ام که برم -

باشه، ولی باید برگه‌های ترخیص داوطلبانه رو امضاء کنین

دیشب سه‌تا مرد بیرون از میخونه صدمه دیده بودن

می‌دونید چه اتفاقی براشون افتاده؟ - ما فقط یکی رو آوردیم -

و دوتای دیگه کجان؟

خب، امدادگرها نتونستن نجاتشون بدن

و اونی که زنده موند چی؟ - وضعش وخیمه -

ولی خداروشکر هنوز باهامونه

فقط منتظریم به هوش بیاد

بیا

...لوتر

!پاشو، پاشو

!صبحونه بخور سرحال شو

اوه، ایناهاش

دیشب یه نفر غیبش زده بود

چه آتیشی داشتی می‌سوزوندی؟

چی؟ هیچی - اوه، نه؟ -

شاید بهتره از اون بپرسم، سلام

بیخیال، اینقدر خجالتی نباش، گنده‌بگ !بهش احتیاج داشتی

به گمونم خانوم‌های زیادی روی کره‌ی ماه نیستن

...و اون‌همه فشاری که روی اون شونه‌های

...بزرگ و پشمالو خوابیده - کلاوس، بسه -

...وایسا. نکنه ...این اولین

!امکان نداره

ما این بحث رو نمی‌کنیم

!اون اولین سکسش رو کرده

!حالا مجبوری باهاش ازدواج کنی

میشه صدات رو بیاری پایین؟

...هی، میدونی، یادمه اولین بارم

اوه، نه، یادم نیست

کلاوس، موضوع چیه؟

چی؟ اوه، مسائل مهم خانوادگی

طبقه‌ی پایین منتظرتم، خب؟

...و لوتر

لفتش نده، خب؟ بجنب، بجنب

بفرما. این حالت رو جا میاره

ایول. خوبه

خدایا. کی رو باید بکشم تا یه فنجون قهوه درست‌حسابی بخورم؟

میشه شروع کنیم، لطفاً؟

کسی بقیه رو ندیده؟ دیگو؟ آلیسون؟ نه؟

...خیلی‌خب، پس این نزدیک‌ترین حد نصابمون

برای برگزاری جلسه‌ست

حالا، گوش کنین

هیچ راه آسونی واسه گفتنش نیست پس همینطوری میریزمش بیرون

این فکر بدی‌ـه

آره

کلاوس - دیشب بابا رو احضار کردم -

فکر کردم گفتی چند ساله نتونستی کسی رو احضار کنی

!آره، میدونم، ولی من هوشیارم. دارا

دیروز پاک شدم، تا با یه آدم خاص صحبت کنم

و بعد آخرش کار به این مکالمه با شخص بابای پیر عزیز کشید

کسی آسپرین نداره؟ - قفسه‌ی بالا، بعد از کلوچه‌ها -

هی، هی، هی قضیه جدی‌ـه، بچه‌ها، خب؟

واقعاً اتفاق افتاده، قسم میخورم

.باشه، قبول. من بازی میکنم اون پیرمرد چه حرفی داشت بزنه؟

خب، اون طبق معمول یه سخنرانی راجع‌به ظاهرم و شکست‌هام تو زندگی تحویلم داد

ور ور ور

غافلگیرم نشدم. حتی اون دنیا هم نتونسته بدگوشتی مثل بابا رو نرم کنه، خب؟

ولی اشاره‌ای به قتل یا دلیل نبودنش نکرد

...چون - صبر کن -

اون خودکشی کرده

واسه بازی‌هات وقت ندارم، کلاوس

دارم واقعیت رو میگم، لوتر دارم واقعیت رو میگم

حالا چرا باید این کارو بکنه؟

گفت این تنها راهی بوده که همه‌ی ما رو دوباره بیاره خونه

نه. بابا همینطوری خودش رو نمی‌کشه

حرف خودته. اون افسرده بود

تمام روز و شب تو دفتر و اتاقش چپیده بود

نه. هیچ اثری نبوده

آدم‌های خودکشی‌گرا تمایلات مشخصی از خودشون بروز میدن، رفتار عجیب

مثل بی‌دلیل فرستادن یه نفر به ماه؟

...به خدا قسم، کلاوس، اگه دروغ بگی - نمیگم. نمیگم -

استاد کلاوس درست میگه

...متأسفانه

من به استاد هارگریوز کمک کردم نقشه‌اش رو به اجرا دربیاره

چی؟ - گریس هم همینطور -

واسه هردومون تصمیم سختی بود

سخت‌تر از اونچه که تصورش رو بکنید

،پیش از مرگ پدرتون

برنامه‌ریزی گریس تنظیم شده بود

برای همین از رسوندن اولین کمک در اون شب سرنوشت‌ساز

عاجز بود

آشغال عوضی

پس فیلم امنیتی‌ای که دیدیم چی؟

قرار بود معمای قتل رو پیش ببره

،پدرتون امیدوار بود که برگشتن به اینجا

...و باهم حل کردنش

دوباره میل تیم بودن رو به شما برگردونه

و برای چه هدفی؟ - برای نجات دنیا، البته -

باشه

اول ماموریت ماه حالا هم این

تو وقتی دنبال جواب می‌گشتم تماشام کردی و هیچی نگفتی

دیگه چیزی نمونده درمیون بذاری، پوگو؟ راز لعنتیِ دیگه‌ای نمونده؟

هی، آروم بگیر، لوتر - نه، آروم نمی‌گیرم -

کسی که همه‌ تو این خانواده بهش اعتماد داشتیم بهمون دروغ گفته

این آرزوی پدرتون موقع مرگ بود، استاد لوتر

...من

من چاره‌ای نداشتم

همیشه چاره‌ای هست

باید فکر کنم

...اتفاقی که

واسه اون مردها افتاد تقصیر تو نبود

تو دیدی چه اتفاقی افتاد

...اون مثل یه موج کشنده

ازم خارج شد

و اون‌ها رو کشت

من اون‌ها رو کشتم

.کار تو یه جور دفاع از خود بود داشتی از من دفاع می‌کردی

من نباید بتونم این کارو بکنم - ولی میتونی -

تو یه قدرت داری، وانیا

یه موهبت داری

مثل قضیه‌ی قایق‌ـه

اگه سعی کنم انجامش بدم، نمیتونم و اگه سعی نکنم، مردم می‌میرن

اینم یه کار دیگه‌اس که نمی‌تونم درست انجام بدم

بس کن، این حرفو نزن

نگو

،این چیزی که داره برات اتفاق میوفته

ترسناکه

ولی شاید بتونیم کنترلش کنیم

کاری کنیم کم‌تر موج کشنده باشه

بیشتر موج آروم

باشه؟

چیزی نیست

!یالا، راه بیوفت

نوچ

اصلاً خوشم نمیاد. حتی یه ذره

ما که عجله نداریم، هیزل

بقیه‌ی عمرمون رو داریم

،حتی با وجود ترافیک

باید بتونیم واسه ناهار خودمون رو به اقامتگاه وادزورث برسونیم

اون‌ها یه طاووس زنده‌ی واقعی اونجا دارن

و از اینجا فقط دو مایل تا یه دونات ‌فروشی گیاهی فاصله هست

چرا باید یه نفر همچین کاری رو با یه دونات خیلی خوشمزه بکنه؟

به نظر میرسه رفتن به این جاهایی که روی نقشه علامت زدی سه سال طول میکشه

و وقت داریم که همشون رو ببینیم

وانیا

هی. معذرت میخوام، خانوم - ...اوه -

.باید ازتون بخوام پشت خط بمونید دیشب اینجا یه حادثه داشتیم

چه جور حادثه‌ای؟ - خانوم. پشت خط، لطفاً -

باشه. خب. ببخشید

یه عالمه چیز روی زمین داریم، خب؟ که باید حواسمون بهش باشه

چه اتفاقی افتاده؟

هنوز در تلاشیم که بفهمیم

به محض این که فهمیدیم، می‌تونید مثل بقیه از توی روزنامه بخونیدش

پس، روز خوبی داشته باشید

...ببین، سرکار، اگه راهی هست که - !لعنتی -

تو آلیسون هارگریوز هستی، آره؟

دو شب پیش تو تلویزیون دیدمت

تو اون فیلم ساندرا بولاک راجع‌به معلم‌های کم‌درآمد که به بانک دستبرد میزنن

آره. خودمم - اوه! وای. سلام -

بخوام روراست باشم، من و زنم شما رو توی کمدی‌های رمانتیک ترجیح میدیم

اوه - "سه‌گانه‌ی "عشق و قرض -

!اوف

از دیدنش خسته نمیشیم

به گوشی، چدر؟

آره، چی گیر آوردی، فرد؟

بیمارستان زنگ زد. مظنون دیشب تازه هوشیاریش رو به دست آورده

دریافت شد. خودم رو می‌رسونم

آلیسون هارگریوز لامصب

وای

زنم باورش نمیشه

بگذریم، مـ...مـ..من باید برم

اوه - ...آم -

مسائل کاری. آره - آره، البته. ببخشید -

درواقع، من واسه همین اینجام

.من دارم راجع‌به یه نقش تحقیق میکنم یه نقش درمورد اجرای قانون

توی خلیج جکپاین؟ ما سال‌هاست اینجا قتلی نداشتیم

اوه، این درمورد یه پلیس تو یه شهر کوچیکه

که دخل یه کارتل مواد مخدر رو میاره

درواقع، شاید بتونم موقعی که

درحال انجام کارهای رسمیِ پلیسی هستی همراهیت کنم؟

.قول میدم....مزاحم کارت نشم ...من فقط

فکر کنم میتونی خیلی کمکم کنی تا شخصیت داستانم رو توسعه بدم

اگه بتونم روزی در زندگیِ این نقش رو تجربه کنم، میدونی

روزی در زندگی، هان؟ [اشاره به فیلمی به همین نام]

راه بیوفت

دنبالم بیا

باید منو از اینجا بیاری بیرون، داداش

نمی‌تونم. امروز بعدازظهر منتقل‌ات میکنن ایالت شمالی

من پچ رو نکشتم - میدونم -

من اونی نیستم که باید قانعش کنی - مزخرفه، خودتم میدونی -

تو اونجا بودی، دیگو

داخل متل

...و اونجا

شما دوتا سابقه‌ی ستیزگرانه‌ای داشتید

خودش این رو گفت؟ - چی رو؟

اون از این کلمه استفاده کرد؟

ستیزگرانه"؟"

اصلاً چه اهمیتی داره؟ - واسه من مهمه -

سوال رو جواب بده

کلمه‌ی خودمه

اون خیلی از بدبختی‌هات رو تحمل کرد

هیچوقت درکش نکردم

...شاید مربوط میشه به

رابطه‌ی ستیزگرانه‌مون

یا شاید اون می‌دونست تو هم به اندازه‌ی خودش به کمک کردن به مردم اهمیت میدی

موفق باشی، دیگو

دوازدهم ژوئن

محیطی کنترل شده

برای بالاترین شدت قدرت‌های شماره هفت، ایده‌آل اثبات شد

اما در مقابله با هرج و مرج قطعی و ناخوانده

اون باید آموزش ببینه تا کنترل رو در شکلی دیگر قرار بده

تمرکز کن، شماره هفت

دوباره

فقط تمرکز کن

روی چی؟ من حتی نمیدونم از کجا شروع کنم

به دیشب فکر کن

داشت چه اتفاقی می‌افتاد؟

باشه

داشتیم از رستوران خارج می‌شدیم

و سه‌تا مرد اونجا بودن

اون‌ها روی ماشینت نشسته بودن و داشتن به ما می‌خندیدن

اون‌ها مست بودن، خیلی مست

...از کنترل خارج شده بودن، و

هی - ...سعی کردی باهاشون حرف بزنی -

بهش دست نزن - اون‌ها گوش نمی‌کردن -

و داشتن بهت صدمه میزدن

صدای لگدهایی که بهت میزدن وحشتناک بود

و من میخواستم جلوشون رو بگیرم ولی من...من نتونستم

احساس بی‌قدرتی کردم

...اون صدای موتور بود که

انگار همه چی ساکت‌تر و ساکت‌تر می‌شد

.به جز صدای موتور ماشین ،اون...اون بلندتر و بلندتر می‌شد

تا این که تنها صدایی بود که می‌شنیدم

و همه‌اش شروع کرد به تشدید شدن توی ذهنم

حس کردم درونم زنده شده

و بعد یهو ریخت بیرون

...وانیا، این - این وحشت آوره -

شگفت انگیزه

خیلی‌خب

هی، پاشو. داریم میریم

کجا؟ - دنیا رو نجات بدیم -

اوه، همش همین؟ عالیه

پس، پوگو گفت بابا خودکشی کرده تا همه‌ی ما رو برگردونه پیش هم، درسته؟

آره، خب؟ - خب این منو به فکر فرو برد -

مجبور شدم بپرم به آینده ،تا بفهمم این کِی اتفاق افتاده

ولی بابا، اون نمی‌تونه سفر در زمان کنه

پس چطور اون دیوونه‌ی عوضی واقعاً می‌دونسته

که خودش رو یک هفته قبل از پایان دنیا بکشه؟

...خب، میدونی

جواب نده. اون کاملاً بدیعی بود

حقیقت اینه که در تمام زندگی‌مون اون داشته بهمون میگفته

که ما قراره دنیا رو از یه آخرالزمان قریب‌الوقوع نجات بدیم

آره، ولی من همیشه فکر می‌کردم اینو واسه این میگه که بترسیم و ظرف‌ها رو بشوریم

منم همینطور. ولی اگه اون پیرمرد واقعاً می‌دونست این اتفاق میوفته چی؟

آره، ولی از کجا می‌دونست؟ - چه میدونم -

،ولی حقیقت سر جاشه نقشه‌ی مسخره‌اش جواب داده

همه‌مون اومدیم خونه

چون ما اینجاییم، شاید باهم دنیا رو هم نجات بدیم

جداً؟ چی، مثلاً ما دو نفر؟ - ...خب، ترجیحاً نه، ولی -

باید با هرچی دارم کار کنم

کجا بودی؟ - زندان -

داستانش مفصله. لوتر کجاست؟ - از صبحونه تاحالا ندیدمش -

،آره. دو روز مونده تا دنیا به پایان برسه

اون از هر فرصتی استفاده میکنه جیم بزنه

لعنتی

آلیسون در خطره

به هرچی اطرافته گوش کن

بعد از 12 روز موفق

شماره هفت مقاومت غیرمنتظره‌ای به تمرین نشون داد

شماره هفت، روی صدای اطرافت تمرکز کن

این یکی از روزهای تعیین شده‌ی تمرین توئه

!شماره هفت

!گستاخی تو غیر قابل ‌قبوله

...به گمونم

این فعلاً به تمرینت خاتمه میده

وانیا

چی میشنوی؟

می‌تونم صدای باد رو بشنوم که کلبه رو به صدا درمیاره

یه سنجاب که با سرعت از درخت بالا میره

آب. آبی که توی نهر جاری شده

خوبه

خوبه

...حالا

سعی کن کاری که دیشب توی پارکینگ کردی رو انجام بدی

با موتور ماشین

بذار تمام صداهای دیگه برن کنار

و روی یکی تمرکز کن

بذار اون یه صدا درونت تشدید بشه

،وانیا، نفس‌بکش. وانیا، نفس‌بکش نفس‌بکش

آفرین

من متوقفش کردم

!متوقفش کردم

توانایی‌ تو به احساساتت گره خورده

چی؟ از کجا میدونی؟

فقط حدس میزنم

.کنار هم میذارمش ولی با عقل جور در میاد، نه؟

مغزت دائماً مورد تحریک قرار می‌گیره

،و واسه تو، وقتی یه احساس قوی پیدا میکنی

صداهای اطرافت یه جورایی به انرژی تبدیل میشن

چیزی نیست

ما خوبیم

ما از خوبم بهتریم

ببین

میخوریم درد از یادمون بره، مگه نه؟ هوم؟

تنهام بذارین

یه دقیقه تنهامون بذارین

باشه. بیا. شاید انقدر همدیگه رو افسرده کنن تا بمیرن

.ببین، بابا اشتباه کرد به تو دروغ گفت به همه‌مون

ببین، من وقتم رو گذاشتم. خب؟

چهار سال اون بالا، تماشا کردم و منتظر شدم چون اون گفته بود دنیا بهم احتیاج داشته

چهار سال با هیچی به جز خمیر سویا و هوای فرآوری شده

چون اونقدر ساده لوح بودم که باور کنم باباها به بچه‌هاشون دروغ نمیگن

ولی حدس بزن چی شد؟

خودمو مسخره کردم

دیگه نیستم

،با همه‌ی این‌ها. با اون، با تو با این خانواده

،میخواین دنیا رو نجات بدین راه باز جاده دراز

من همینجا راحت میشینم ...و آبجوم رو تموم میکنم و

خودمو با الکل خفه میکنم

،میخوای پشت کنی به من

، بچه‌ها

اشکالی نداره

ولی آلیسون لیاقتش بهتر از اینه - آلیسون؟ راجع‌به چی حرف میزنی؟ -

خب، ما به پرونده پلیسیِ هارولد جنکینز دسترسی پیدا کردیم

معلوم شد دوست‌پسر وانیا یه قاتل محکومه

کی انتظار همچین چیزی رو داشت؟

یه کم سخته به کسی اعتماد کنی که مخمل کبریتی می‌پوشه

صبرکن، آلیسون الان کجاست؟

اون تصمیم گرفت بره دنبال هارولد جنکینز

تنهایی

!باید اینو بهش خبر میدادی

خدای من

لعنتی

اگنس: تصمیم گرفتم کارم رو تعطیل کنم زندگی شیرینه. نمیخوام از دستش بدم

دکتر همیلتون، لطفاً به اتاق 4کیو

آقای لانتز؟

آقای لانتز، صدام رو میشنوی؟

...کی، آم

شما کی هستین؟

...من گروهبان چدر هستم، و ایشون

ایشون...دستیارم هستن

فقط چندتا سوال ازتون داشتم - تو دردسر افتادم؟ -

.دردسر نه، همچین چیزی نیست فقط میخواستم ازتون

راجع‌به سانحه‌ی دیشب توی پارکینگ میخونه‌ی برسکین بپرسم

تو یه پلیسی

باید به هر قیمتی ازم محافظت کنی، درسته؟

این وظیفه‌ی قسم خوردمه

سانحه‌ای در کار نبود

منظورت چیه؟

...یه نفر

اجیرمون کرد که یه دعوا راه بندازیم

میخواست جلوی دوست‌دخترش کتکش بزنیم

پیش‌پیش پول خیلی خوبی داد

ما مست کردیم

یه کم زیاده روی کردیم

شروع به اذیت کردن دختره هم کردیم

و بعد، جهنم نازل شد

،مردی که بهتون پول داد چه شکلی بود؟

موی قهوه‌ای، پوست روشن، لاغر اندام؟

آره. آره، خودشه

خب، اون حدس خیلی خوبی بود

این دوست‌دخترشه؟

هی، یه...یه لحظه

هی، خیلی اتفاقی اسم فیلمت

پلیس شهر کوچیک خام مزخرفات سوپراستار هالیوود میشه نیست؟

معذرت میخوام که گمراهت کردم - "گمونم کلمه‌ی درستش میشه "دروغ -

معذرت میخوام که دروغ گفتم

ولی نمی‌دونستم دیگه چطوری جواب بگیرم

این خواهرمه

و فکر میکنم مردی که اون یارو رو انداخته تو این بیمارستان پیششه

باید پیداش کنم

ممکن بود فقط واسه آوردنت با خودم اینجا اخراج بشم

.خواهش‌میکنم. فکر کنم اون در خطره به کمکت احتیاج دارم

.به سوال خانوم جواب بده این همون دوست‌دخترشه؟

ببخشید، ولی دکتر دستور آزمایش‌های بیشتر رو دادن

مجبورید بعداً سوال پیچش کنید

هی

کجا رفتی؟

هیچ‌جا

چطور مگه؟

...متوجه‌ای

امروز به چی رسیدی؟

به قدرتی دسترسی پیدا کردی که تازه فهمیدی داریش

کنترلش کردی و گذاشتی بدون خطر محو بشه

تقریباً بدون خطر

، وانیا، فقط امیدوارم الان بفهمی

که با وجود چیزی که خانواده‌ات ،تمام این سال‌ها بهت گفتن

تو واقعاً خاصی

میدونی، چیزی که واقعاً لازمه انجام بدم تمرینه

درسته. از همون جایی که ول کردیم شروع کنیم؟

نه، ویولون رو میگم. کنسرت فرداست

اوه

چیه؟

ما امروز یه فراشکنی داشتیم، وانیا

این اتفاقی که برات میوفته، مهمه

همینطور موسیقی‌ام

درسته

حق با توئه، البته

آره، برو تمرین کن

اینجا قشنگ به نظر میاد - ...آم -

می‌تونم یه سوال عجیب ازت بپرسم؟

البته

،اگه فقط دو روز از زندگیت مونده بود

کجا میرفتی؟

خب، سوال سختی بود

میتونم اونجا فوراً به شکل مادی برگردم؟

یا...توسط

محدودیت‌های برنامه‌های سفر هوایی مدرن امروزی

و فیزیک زمینی محدود شدم؟

نکته‌ی قابل قبولی‌ـه

بگیم یه روز وقت داشتی به اونجا برسی و یه روز واسه این که زندگیش کنی

اونجا کجا بود؟

خب، این معلومه، احمق‌جون

انتخاب میکنم هرجایی با تو باشم

میخوای قبل از این که بریم وادزورث دیدن پرنده‌ها استراحت کنی؟

چی شده، هیزل؟

واقعاً نمی‌تونم الان توضیح بدم

ولی قبل از این که بتونیم بریم باید ترتیب یه کاری رو بدم

باید بدون من به اقامتگاه بری

بیا

هیزل؟

من نمیخوام بدون تو برم

فردا برمیگردم پیشت

متوجه نمیشم - اینجا جات امنه -

چرا این کارو میکنی، هیزل؟ - نمی‌تونم بهت بگم -

،اگنس، بهت قول میدم به هر قیمتی شده، برمیگردم دنبالت

شده از آسمون سنگ بباره

باید حرفم رو باور کنی

من باورت میکنم

هی، بگی نگی احساس گرسنگی میکنم ساندویچم رو انداختی دور؟

لئونارد؟

لئونارد؟

لئونارد؟

لئونارد؟

!لئونارد

ما کجاییم؟

من یه مکان مخفی فقط برای تو درست کردم

هیچکدوم از خواهر برادر‌هات نمی‌تونن اونجا بازی کنن

دوست داری ببینیش؟

،پیرو رویدادهای هفته‌های اخیر

قراره یه چیز جدید رو امتحان کنیم، شماره هفت

اون یه حادثه بود

متوجه‌ام

تو باید داخل یک محیط کنترل شده بمونی

تحقیقات بیشتری لازمه

تا مشخص بشه رفتارت قابل تعدیل هست یا نه

من می‌ترسم

!لئونار! لئونارد

وانیا

آروم باش

فقط تمرکز کن

به هرچی که اطرافته گوش کن

چی میشنوی؟

بذار تمام صداهای دیگه کنار برن و روی یکی تمرکز کن

بذار اون یک صدا درونت تشدید بشه

هی، دیل؟ - بله؟ -

آقای لانتز رو ندیدی؟

نه، چطور مگه؟

بردمش برای اشعه ایکس و بعدش غیبش زد

.بهتره حراست رو خبر کنی منم گزارشش میدم

باشه - وایسا، یه چیز دیگه -

این زن رو میشناسی؟

اون امروز با آقای پیبادی رفت

صبرکن، امروز؟

وقتی به کلبه سر زدم حتماً اینجا بودن

آره - شاید برگرشتن اونجا -

میرم دنبال خواهرم - صبر کن -

،ما یه قربانی گم شده داریم و این بابا ممکنه خطرناک باشه

میخوام همینجا بمونی

،آلیسون هارگریوز لامصب وای، پسر، وای

وانیا؟ خودتی؟

وانیا، اونجایی. چه خبر شده؟

اینجا چیکار میکنی؟ - اومدم تو رو پیدا کنم. حالت خوبه؟ -

آره

.یه اتفاق عجیبی داره میوفته دلیلش چیه؟

من

منظورت چیه "من" ؟

یعنی...من باعث اون اتفاق‌ها شدم

با قدرت‌هام

معلوم شد تمام این مدت اون‌ها رو داشتم

عجیبه، هان؟

این...این فوق‌العاده‌ست

ولی؟

میشه تو ماشین ادامه‌اش بدیم؟ - چرا؟

از شنیدنش خوشحال نمیشی

خب، این قبلاً هیچوقت جلوت رو نگرفته

لئونارد پیبادی؟

اسم واقعیش هارولد جنکینز ـه

یادته موقعی رو که نتونستم تو کتابخونه هیچی از لئونارد پیدا کنم؟

واسه این که لئونارد پیبادی وجود خارجی نداره

هارولد جنکینز داره

اون دوازده سال زندانی بوده

وقتی سیزده سالش بوده پدرش رو به قتل رسونده

این...احمقانه‌ست

...پدرش یه مهندس بود که توی

.گزارش پلیس تو ماشینمه، وانیا می‌تونم نشونت بدم

من...من متوجه نمیشم

لئونارد، هارولد، میدونم با عقل جور در نمیاد

،و میدونم احمقانه به نظر میاد ولی ما تو خونه‌اش بودیم

اون عکس همه‌مون رو با چشم‌های دراومده داره

چـ...چی؟ ...من

قول میدم همه‌چی رو تو ماشین برات توضیح بدم، ولی اینجا امن نیست

نه، بس کن

...ببین، اِم

نمی‌تونم تصور کنم چقدر ...شنیدنش برات سخته

...احساسی که الان داری، ولی من

...من دوستت دارم، و من

،من فقط میخوام اینجا کنارت باشم به عنوان خواهرت

اصلاً امکان نداره

من دوستش دارم

این‌ها اصلاً با عقل جور در نمیان

...و این قدرت

.نمی‌دونم نمیدونم چه خبر شده

نمی‌دونم چیکار کنم

حالا می‌فهمم

برو

کی گرسنشه؟

غذای مورد علاقه‌ات رو آوردم، ساندویچ پنیر

وقتی ما چهارنفر بودیم

بابا بهمون گفت تو مریضی

باید قرنطینه میشدی

تو خیلی کوچیک بودی

هیچکدوم نمی‌دونستیم که زیر سوال ببریمش

...حالا

باید مثل یه دختر خوب داروهات رو بخوری

این کمک میکنه اعصابت آروم شه

وقتشه، شماره سه

ولی بعد ازم خواست کاری رو بکنم ...که هیچوقت درک نکردم

تا الان

انجامش بده

یه شایعه شنیدم ...یه شایعه شنیدم

تو فکر میکنی معمولی هستی تو فکر میکنی معمولی هستی

اون منو شریک جرمش کرد

تو این کارو باهام کردی؟

...من

من متوجه نبودم - تمام مدت اینو می‌دونستی؟ -

که من قدرت‌هایی داشتم؟

نه، نه، واقعاً نمی‌فهمیدم تا امروز که اومدم، تا دیدمش

.خب، حالا همش منطقی به نظر میاد واسه همین هیچوقت نخواستی اطرافت باشم

!چی؟ نه

نمی‌تونستی خطر کنی و بذاری جایگاهت رو توی خونه تهدید کنم

سلطه‌گری‌ات رو - این حقیقت نداره -

نمی‌تونستی این حقیقت رو تحمل کنی که شاید به نظر بابا من خاص باشم

تو خاص هستی، وانیا. با یا بدون قدرت‌هات - !این حرف رو نزن -

ما یه شانس داریم که از نو شروع کنیم

!تو زندگیم رو نابود کردی

اوه، خواهش‌میکنم، وانیا

.همه چیز روشن شده !می‌تونیم ازش بگذریم

اوه، من دارم میگذرم ولی نه با تو، با لئونارد

منظورت با هارولد ـه - !با لئونارد -

تنها کسی که تاحالا منو بخاطر خودم دوست داشته

تو چشمام نگاه کن و بگو تو الان تهدید نشدی

نمیخوام باهات بحث کنم - !پس برو -

من فقط سعی دارم کمکت کنم - !من کمکت رو نمیخوام -

!وانیا، من دوستت دارم - !به زبون نیارش -

...حالت

حالت خوبه؟

!گفتم برو

لطفاً مجبورم نکن انجامش بدم

...یه شایعه شنیدم

!آلیسون

!نه! نه

!آلیسون

!اوه! آلیسون

...وانیا، صبر کن - !آلیسون -

...من نمی‌خواستم

.من...من نمی‌خواستم متأسفم. متأسفم

...من - کاری رو کردی که مجبور بودی -

وانیا

!وانیا

!ما باید بریم - !نه -

!نمی‌تونم همینطوری ولش کنم - !باید همین الان بریم -

...اوه، نه، نه - !وانیا، بیا -

!نه، نه، نه، نه، نه

!بجنب

هی. میتونی تندتر بری؟

،یه بار دیگه درخواست کن اونوقت با فندک سیگار آتیشت میزنم

!آلیسون! نه

آلیسون

خدای من، آلیسون

...لطفاً نگام کن، خواهش‌میکنم

« MoieN ترجمه و زیرنویس از: مـــعـــیـــن » .:: Moien-ps@yahoo.com ::.

دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم WwW.DibaMoviez.CoM

کانال تلگرام تیم ترجمه‌ی دیباموویز @DibaSub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.