All language subtitles for Game of Thrones S04 E01 720p (Bia2Movies)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آنچه در " بازی تاج ها و تخت ها" گذشت

میخوام که حقیقت رو درباره ی "جافری" به من بگی

اون یک هیولاست

به همراه "تایرل" ها در کنارمون

هیچ کَس تا یک قرن دیگه به فکر شورش نخواهد افتاد

"سر "دونتوس" از خاندان"هالارد

سر "مرین" ؟ به سر "دونتوس" کمک کنید روز نامگذاری منو جشن بگیره

کشتن مردی در روز نامگذاریتون بد یُمنی میاره

تو دلقک جدیدی من خواهی بود

ممنون ، عالی جناب

میدونی برای متحد کردن 90 قبیله چی نیازه ؟

بهشون گفتم ، هممون میمیریم

اگه به جنوب نریم

بزار ما بریم ، پدرم هر چیزی که بخوای بهت میده

به اندازه ای هست که برای خودم یه سر دیگه بخرم ؟

پاک" ها ؟"

اربابان رو بکشید ، سربازان رو بکشین

ما باید برای "سانسا استارک" یک شوهر پیدا کنیم

تریون چیزی که بهش پیشنهاد شده رو انجام میده تو هم با سر "لارس" ازدواج میکنی

من مثل یه سری اسب ماده برای تولید مثل نیستم تو دختر من هستی

احساسات من نسبت به تو عوض نشده اند

من بانوی تو نیستم ، فاحشه ی تو هستم

اون یک کلاغه ، اون از پشت بهمون خنجر خواهد زد

بکشش

شمشیر کوچولوی خوبیه نه

شاید لای دندونامو باهاش تمیز کنم

پات مشکلی داره پسر ؟

باید منو کول کنین

راب ؟

لنستر" ها آرزو های خوبشونو برات فرستادن

خیلی دیره

میدونی که چاره ای نداشتم

"تو هیچی نمیدونی ، "جان اسنو

تو رسیدی خونه

-= www.OpenSubtitles.org =-

هادي فارسي: ترجمه و زمانبندي کامل Hadi.Farsi@Yahoo.Com اگه از زیرنویس خوشتون اومد منتظر زیرنویس قسمت های بعدی باشین

تقدیم به تمام پارسی زبانان

* دو شمشیر *

باشکوهه

به نظر تازه ساخته شده

همینطوره

هیچ کس از زمان نابودی "والریا" شمشیر "والریا"یی نساخته

3تا آهنگر زنده هستند که میدونن چطور فولاد"والریا"یی رو دوباره به کار بگیرن

بهترینشون تو "والانتیس" بود

که با دعوت من به سرزمین پادشاهی ( پایتخت ) اومد

این اندازه فولاد "والریا"یی رو از کجا آوردی ؟

از کسی که دیگه نیازی بهش نداشت

خیلی وقت بود که یکی از اینها رو تو خانواده میخواستیم

و حالا 2 تا ازش داریم 2تا ؟

شمشیر اصلی به طور نامعقولی بزرگ بود

و فولاد بسیار زیادی برای 2 تا شمشیر داشت

خوب ممنون ، باشکوهه

باید دست چپتو تمرین بدی

هر شمشیر زن نجیب زاده ای میدونه که چطور از هر دو دست استفاده کنه

تو به اون خوبی نخواهی بود

نه

اما تا زمانی که از هر کس دیگه ای بهتر باشم گمان میکنم که اهمیتی نداره

تو نمیتونی در گارد پادشاهی با یک دست خدمت کنی

این کجا نوشته شده ؟ من میتونم و میکنم

پیمان گارد پادشاهی تا آخر زندگیه

جنگ تمومه ، پادشاه هم در امانه

پادشاه هیچ وقت در امان نیست

فقط تو این شهر چند نفر دوست دارن که سر پادشاه رو روی نیزه ببینن ؟

شوالیه های دیگه زمانی که تو زندانی بودی از پادشاه محافظت کردند

و زمانی که تو به خونه بری اونا به این کارشون ادامه میدن

خونه ؟ تو به "کستلی راک" بر میگردی

و به جای من حکمرانی میکنی

تو فرمانروای "کستلی راک" هستی

من دست پادشاه هستم ، جای من اینجاست * مشاور پادشاه و بالاترین مقام در قصر بعد از پادشاه *

تا قبل از اینکه بمیرم دیگه چشم دیدن "راک" رو ندارم

میدونی منو چی صدا میزنن ؟

قاتل پادشاه ، پیمان شکن ، مردی بی شرافت

حالا ازم میخوای که یک پیمان دوم دیگه رو هم بشکنم

تو هیچ چیزی رو نخواهی شکست

روندی برای رها کردن گارد پادشاهی از وظیفه هاش هست

که پادشاه این امتیاز ویژه رو اعمال میکنه

!نه نه ؟

نه

گمان نمیکنم که ازت سوالی پرسیده باشم

این جواب منه

... اگر فکر میکنی که شرافت خونینت مقدمه برخانوادت

شرافت خونین من به اندازه ی کافی صدمه خورده

با این حال جوابم نه ـه ، من "کستلی راک" رو نمیخوام همسر نمیخوام ، بچه نمیخوام

تو چی میخوای ؟

یه نیمه شام سبک خوب مشد

40سال تلاش کردم که بهت یاد بدم

اگه تا به حال یاد نگرفتی ، هرگز یاد نخواهی گرفت

برو

اگه خدمت کردن به عنوان یک گارد پادشاهی مجلل نهایت جاه طلبیته ... برو ... خدمت کن

گمان میکنم که میخواین شمشیر رو پس بگیرین

پیش خودت نگهش دار

مردی بی خانواده که تک دست شده به تمام کمکی که بدست میاره نیاز داره

برای کردن یه بز چند تا مرد "دورنیش"ی لازمه ؟

خواهشا از این حرفا نزن

به نظر من مکان هوشمندانه برای ملاقات مسافران ، میخانه است

اونطوری یکی از گروه ها دیر میکنه

! و اونیکی گروه میتونه داخل میخانه آبجو بخوره

ما منتظر شاهزاده ی "دورن" هستیم ! نه یکی از رفیقای شمشیر فروش تو

اگه اون لعنتی انقدر شخص مهمیه چطور میشه که اونا تو رو فرستادن تا ملاقاتش کنی ؟

بین "مارتل" های "دورن" و "لنستر" ها دشمنی ای وجود داره که سال ها وجود داشته

و فقط محظ احتیاط میگم ، "مارتل" های "دورن" دنبال اینن که خون یه سری "لنستر" رو بریزن

ممکنه خون تو باشه ، ها ؟

نیازی به سوئ ظن نیست خیر سرم یه سیاستمدار کامل هستم

اوه

اوه ، بفرمایین

علائم رمزی رو میتونی بخونی ؟

توپ های زرد ؟

لیمو های وحشی روی زمینه ی ارغوانی

"خاندان "دالت" از "لمن وود

یک کرکس که بچه ای رو در چنگال هاش داره "خاندان "بلک مانت

یک جمجمه ی برجسته ، یه سری مردان چوبی و قبر پادشاهان

این پسره خاندان" دورنیش"یِ خودش رو میشناسه

من به یه علامت نیاز دارم

و خاندان "مارتل" ... یک خورشید قرمز ِ سوراخ شده با یک نیزه ؟

من اونو نمیبینم ، ارباب

خوش آمدید ، اربابان

عالی جناب "جافری" به نامشان به شما خوش آمد عرض میکنند

پدر و ارباب من ، دست پادشاه ایشان هم سلام و احترامشون رو میرسونن

"من "تریون لنستر" هستم از "کستلی راک

مسئول مالی

ببخشید

در دسته ی شما شاهزاده "دورین" رو نمیبینم

سلامتی شاهزاده ایشان رو مجبور به ماندن در "سان اسپیر" کرده

ایشان برادرشون ، شاهزاده"اوبرین" رو میفرستند

تا به جای ایشان در جشن عروسی سلطنتی حضور داشته باشند

بله ، پادشاه از لذت بردن از گروهی از مبارزان که هم آوازه ی شاهزاده "اوبرن" هستند خوشحال خواهند شد

در ضیافت جشن عروسیشون

جدا ؟

و شاهزاده "اوبرن" کجاست ؟

قبل از طلوع آفتاب رسیدند

شاهزاده ی ما آدم مراسم های خوش امد گویی نیست

خیلی خوب ، اربابان ؟ این مردان خوب از نگهبانان شهر شما رو تا محل سکونتتون در "برج سرخ" همراهی میکنن

شما باید بعد از چنین سفر طولانی ای خسته باشین

یه سیاستمدار کامل بود دیگه !؟

حالا میریم کجا ؟

ما باید شاهزاده "اوبرن" رو قبل از این که یه نفر یا چندین نفر رو بکشه پیدا کنیم

نقشه ات برای پیدا کردن یه مرد "دورنیش"ی توی یه شهر به این بزرگی چیه ؟

... تو برای نیمی از "وستروس" مشهور هستی

... همین الان بعد از دوهفته پیمایش جاده های بد به پایتخت رسیدی

کجا میری ؟

... من احتمالا میرفتم میخوابیدم ، چون !دارم پیر میشم

این یکی رو نگا

! چقدر دوست داشتنیه

زیباست

اما رنگ و رو رفته است

تو پایتخت رنگ و رو رفته شو دوست دارن نشون میده ه تو کشتزار ها کار نمیکنن

من باعث ترست میشم ؟

خوشت میاد ؟

کمروئه ، آدم کمرو منو خسته میکنه

تو یکم شَری ، مگه نه ؟

فکر کنم ازت خوشش میاد

اون چیز خوشمزه ایه

تو کمرو نیستی ، هستی ؟

کمرو نیست

زَنا رو دوست داری ؟

آره وقتی مثل اون نگاه میکنن ، ارباب

این یکی کارشو به خوبی بلده

خیلی خوبه، بانوی من

من یه بانو نیستم

شرایطی از ادب و نزاکت در این محل وجود داره

یه دروغه ، هرجا

چرا از کلمات درست استفاده نمیکنی ؟

من یه حرومزاده هستم

اون یه فاحشه است ، و تو چی هستی ؟

! یه دلال محبت

هر کدوم از بقیه ؟

دوتا دخترا میتونن برن

تو بمون

متاسفانه من یک عرضه نیستم ، ارباب * چیزی برای استفاده مثل فاحشه ها *

هر کسی که برای "انگشت کوچیکه" کار میکنه یه عرضه است

لباساتو درار ، یه کمی اینجا هستیم

ارباب ؟ من یک شاهزاده ام پسر

تاحالا با یه شاهزاده بودی ؟

نمیتونم بگم که بودم

قیمت من به شدت بالاس

لباساتو درار

چطوری دوست داری ؟

به شیوه ی خودم

♪ و سپس زبان به صحبت گشود ، و سپس زبان به صحبت گشود ♪

♪"ارباب "کست میر ♪

♪و حالا بارون♪ اوبرن ؟

♪بر سر عمارتش اشک میریزد♪ اوبرن" ؟ نکن اینکارو"

♪بدون هیچ کسی برای شنیدن♪

♪بله ، و حالا باران بر سر عمارتش اشک میریزد♪

♪و نه روحی است برای شنیدن♪

گم شدی ، رفیق ؟

بابت خیره شدنم منو ببخشین

جایی که من اهلش هستم "لنستر" های زیادی نمیبینم

منم تو پایتخت زیاد ، "دورنیش" ی نمیبینم

ما از این بو خوشمون نمیاد

با من بیا ، محبوبم یا خدایان ، این یکی رو نگا

اربابان ؟ اگه دنبال من بیاین من ترتیب اتاق شخصی رو براتون میدم

چرا زنی مثل این رو پای یه مرد "دورنیش" ی دارین هدر میکنین؟

براش یه بُز تر و تمیز و یه بطری روغن زیتون بیارین

میدونی چرا تمام دنیا از یه لنستر متنفرن ؟

شما فکر میکنین که طلاتون ، شیر هاتون

و شیر های طلاییتون باعث میشه که بهتر از بقیه باشین

میشه یه رازی رو بهت بگم ؟

تو یه شیر طلایی نیستی

تو فقط یه مرد کوچولوی همجنسبازی که در یک رویارویی خیلی کُند هستی

شمشیر بلند گزینه ی بدی برای محل های بسته است

وقتی که تیغه ی خنجرم رو بیرون بکشم دوستت شروع به خونریزی میکنه

متاسفانه خیلی زیاد هم خونریزی میکنه تو مُچ رگ های خیلی زیادی هست

اگه بدون درنگ بهش کمک کنی زنده میمونه

... خوب ... تصمیمات

شاهزاده "اوبرن" ... ورود بدون اجازه مون رو ببخشین

شنیدیم که ممکنه دردسری ... به وجود بیاد

معذرت میخوام عشقم

من اینجا هستم که ورودتون به پایتخت رو خوشامد بگم

الاریا ساند" ... معشوق من"

یکی از دارایی های پادشاه ... عمو کوتوله

"تیرین" ... پسر "تایون لنستر"

اگر هر کاری هست که میتونم ... در راستای راحتیتون برای اقامت در سرزمین پادشاهی

تو چی هستی ؟ قاتل استخدام شده اش ؟

اونطوری شروع شد ، بله ، حالا من یک شوالیه هستم

اون چطور اتفاق افتاد ؟

گمون کنم آدم های درست رو کشتم

یه چند تا دیگه دختر لازم داریم ، دختر ، درسته ؟

شما شرکت نمیکنین ؟

اوه ، من شرکت میکردم ، حالا ازدواج کردم

شاهزاده "اوبرن" ؟ اگه ممکنه چند کلام خصوصی باهاتون صحبت کنم

به نظر میرسه که به اشتباه به فاحشه خونه ی "لنستر" ها سر زدم

اوه ، همه نوعشون این اشتباه رو میکنن !حتی مردان "دورنیش"ی

پادشاه بسیار سپاسگذار هستند که شما تمام این راه رو برای جشن عروسیشون سفر کردین

بیا حقیقت رو بگیم ، به "جافری" توهین شده

به هر حال ، من تنها فرزند دوم هستم

خوب ، منم از جانب یه پسر دوم دارم صحبت میکنم

من با این کاربرد که توهین خانواده باشم بزرگ شدم

چرا به سرزمین پادشاهی اومدین شاهزاده "اوبرن" ؟

من به جشن عروسی سلطنتی دعوت شدم

فکر کردم که داریم حقیقت رو میگیم

آخرین باری که تو پایتخت بودم خیلی سال پیش بود

یه عروسی دیگه بود

خواهرم "الیا" و "ریگار تارگرین" ... آخرین اژدها

خواهرم عاشقش بود ، بچه هاش رو به دنیا آورد

قنداقشون کرد ، راشون انداخت با سینه ی خودش بهشون غذا داد

الیا" اجازه نمیداد که دایه هاش دست بهشون بزنن"

و "ریگار تارگرین" زیبا و نجیب زاده

به خاطر یه زن دیگه اونو ترک کرد

که باعث آغاز جنگی شد و اون جنگ درست در اینجا به پایان رسید

وقتی که ارتش پدرت شهر رو گرفت

در حقیقت من حضور نداشتم

و اون بچه هارو سلاخی کرد

خواهرزاده هام * دختر و پسر *

اونا رو بین خودشون تقسیم کردن و عبای "لنستر" ها رو دورشون پیچوندن

و خواهرم ، میدونی چه بلایی سرش آوردن ؟

دارم ازت سوال میپرسم

شایعاتی شنیدم

منم شنیدم

"شایعه ای که همیشه میشنوم اینه که "گریگور کلیگین ِ کوه

به "الیا" تجاوز کرد و با شمشیر بزرگش اونو از وسط نصف کرد

من اونجا نبودم ، نمیدونم چه اتفاقی افتاد

اگه "کوه" خواهر منو کشته باشه

پدر تو دستور رو داده

به پدرت بگو که من اینجام

و بهش بگو که لنستر ها تنها کسانی نیستند که دین هاشون رو پرداخت میکنن

هــیـــس

هــیـــس ، هــیـــس

"اونا اژدها هستن "کالیسی

ممکن نیست که رام بشن

نه حتی توسط مادرشون

سر "برستن" ؟ عالی جناب ؟

داریو ناهاریس" کجاس ؟"

گری ورم" کجاس ؟" گری ورم : کرم خاکستری

در حال قمار ، عالی جناب

در حال قمار ؟

میسا ؟ ... میسا ؟ ... میسا ؟... میسا ؟

چقدر وقته که مشغولن ؟

از نیمه شب عالی جناب

سر "ورم" از اون چیزی که به نظر میرسه قوی تره

اما دارم میبینم که بازوهاش داره شروع میکنه به لرزیدن

جایزه ی برد این رقابت احمقانه چیه ؟

"افتخار همراهی با شما در مسیر "مرین

اون افتخار برای سر "جورا" و سر "برستن"ـه

به خاطر اینکه هیچ کدومشون امروز صبح من رو منتظر نزاشتن

شما 2 تا به عقب حرکت میکنین و از چارپایان محافظت میکنین

نفر اخر که شمشیرش رو نگه داشته باشه میتونه یه ملکه ی جدید پیدا کنه و براش بجنگه

از این دختره خوشت میاد ؟

باید آزار دهنده باشه

"تو یه مرد باهوش نیستی ، "داریو ناهاریس

ترجیح میدم مُخ نداشته باشم

!و همینطور 2 تا تخم

شما باید چیزی بخورین

کبوتر مغز پخت ؟

نه ممنون

کیک لیمویی ؟

نه ممنون

شما عاشق کیک لیمویی هستین

بهش بگو که به خوردن نیاز داره

بانوی من ، شما قطعا نیاز به خوردن دارین

نیازی به خوردن ندارم

ممکنه با همسرم چند لحظه تنها باشم ؟

اون نیاز به خوردن داره

نمیتونم بزارم از گرسنگی بمیری

قسم خوردم که ازت محافظت کنم

بانوی من

من شوهرت هستم ، بزار کمکت کنم

چطور میتونی کمکم کنی ؟

نمیدونم ، اما میتونم تلاشم رو بکنم

تمام شب بیدار دراز میکشم ، در حالی که به سایه بان خیره شدم

در این فکر که اونا چطور مردن

میتونم براتون عصاره ی "نایت شید" بیارم تا کمکتون کنه بخوابین * نوعی گیاه *

میدونی اونا با برادرم چی کار کردن ؟

چطور سر گرگ ترسناکش رو به جنازه اش دوختن ؟ * دایر ولف : نژادی از گرگ ها *

و مادرم

میگن که اونا گردنشو تا استخون بریدن و جنازه اش رو به داخل رودخونه انداختن

اتفاقی که برای خانوادت افتاد یک جنایت وحشتناک بود

من برادرت رو نمیشناختم اما به نظر مرد خوبی میومد ، اما من نمیشناختمش

از طرف دیگه ، مادرت

من اونو تحسین میکردم

میخواست که منو اعدام کنه

اما من اونو تحسین میکردم

زن قوی ای بود

و وقتی که زمان محافظت از بچه هاش به وسط میومد زن درنده ای بود

سانسا ؟

اگه مادرت بود ازت میخواست که ادامه بدی

میدونی که این حقیقته

میشه منو عفو کنین ارباب ؟ مایلم به جنگل خدایان برم

البته ، البته ، دعا کردن میتونه کمک کننده باشه من میشنوم

من دیگه دعا نمیکنم

این تنها جاییه که میتونم برم که مردم باهام صحبت نکنن

شیر من ؟

داری چی کار میکنی ؟

به نظر میرسه دارم چی کار میکنم ؟ ...بیا اینجا

چند بار بهت گفتم ؟ تو نمیتونی منو اینجا ببینی

میدونم ، میدونم

ما به مکان خطرناکی اومدیم

منو فراموش کردی ؟ میدونی چقدر وقته گذشته ؟

البته که فراموش نکرده ام

من تو رو میخوام

تو منو نمیخوای ؟

اوضاع الان یکم وخیمه

کدوم اوضاع ؟

خواهر زاده ی پادشاه من میخواد منو بکشه

همسرم ازم متنفره چون پدرم خانواده اش رو قتل عام کرده

اوبرن مارتل" میخواد هرکی که فامیلیش "لنستر"ـه بکشه"

باید ... آروم ... شی

نمیخوای آروم شی ؟

مشکل چیه ؟ بهت گفتم

الان زمان خوبی نیست همیچ وقت زمان خوبی نیست

تو الان اون بچه عروستو دار شی ؟

عاشقشی ؟ عاشقشم ؟

من به سختی میشناسمش ، اون یه بچه است

اون منو تحقیر میکنه این جواب نبود

معلومه که عاشقش نیستم

تو سعی کردی منو با کشتی بفرستی برم

با کشتی بفرستمت بری ؟

سعی کردی بهم الماس بدی و مجبورم کنی ناپدید شم

داری درمورد چی صحبت میکنی ؟

اگه میخوای ترکت کنم ، فقط بگو

بگو هـــیِـــس

نمیدونم داری راجع بع چی صحبت میکنی

ازم میخوای بمونم ؟

یه کار هنری ، واقعا

استادکاریش عالیه

خیلی دوستش داری میتونی دست خودت رو قطع کنی و برش داری

چه ناسپاسی ای ! با زرگز روز ها صرف ساخت این کردم

اطلاعات رو به طور دقیق داری میگیری روز ها ؟

بهترین قسمت های بعد از ظهر

بفرما ، چه حسی داره ؟

یه چنگک کاربردی تر بود

من فکر میکنم برازنده است

بابت کمکت تو اون یکی موضوع ممنون

نشانه ها فروکش کردن ؟

"کاملا از بین رفتن ، من مدیون شمام استاد "کایبون

استاد که نه عالی جناب اما هروقت بتونم خوشحال میشم کمکی کنم

مرد کوچولوی پیر

نسبتا بهش علاقه مند شدم

آدم کاملا با استعدادی ، میدونی؟

چه نشانه هایی ؟

نشانه هایی که مربوط به تو نمیشن

میزاری بهت دست بزنه ؟

حسودی میکنی؟

!غافلگیر شدم

تو هیچ وقت به "پایسل" اجازه ی نزدیک شدن ندادی

فکر کردی میزارم اون آدم شهوتران پیر بهم دست بزنه ؟

بوی گربه مرده میده

مطمئن نیستم که تاحالا یه گربه ی مرده رو بو کرده باشم

خوب ، اونا بوی "پایسل" رو میدن

بیش از سابق مشروب میخوری

بله چرا ؟

"خوب پس بزار ببینیم ، تو یه داد و بیداد رو با "ند استارک تو کوچه ها شروع کردی و بعدش از پایتخت ناپدید شدی

شوهرم توی یه حادثه ی شکار غم انگیز مرد

باید برات خیلی آسیب زا بوده باشه

تنها دخترم با کشتی به "دورن" فرستاده شد

توسط یه محاصره عذاب کشیدیم

یه محاصره ی نسبتا کوچولو

محاصره ی نسبتا کوچیکی که انتظار نداشتم زنده بمونم

و الان هم در زُمره ی ازدواج بزرگترین پسرم با هرزه ی کوچولوی بدجنس از "هایگاردن" هستم

در حالی که باید با برادرش ازدواج کنم

یه بالش گاز گیر ، خوب * کم سن و سال *

امروز پدر من رو رد کرد

اون نمیتونه تو رو رد کنه تو تنها چیزی هستی که اون داره

تو داری "ترین" رو فراموش میکنی

تو که واقعا نقشه ای برای موندن تو گارد پادشاهی نداری ، داری ؟

موندن در گارد پادشاهی یعنی اینکه من اینجا زندگی میکنم

در "برج سرخ" با تو

الا نه ... من میخوام

الان نه ! پس کی ، من هفته هاست که برگشتم

یه چیزی تغییر کرده همه چیز تغییر کرده

تو بعد از این همه وقت بدون عذرخواهی میای

اونم با یک دست و انتظار داری که همه چیز مثل قبل باشه؟

ازم میخوای بابت چی عذر خواهی کنم ؟

برای ترک کردن من

فکر میکنی من میخواستم که منو زندانی کنن

نمیدونم چی میخواستی تو اینجا نبودی

تو منو تنها گذاشتی

هر روز که زندانی بودم داشتم طرح فرارم رو میریختم

هر روز ، من آدما رو کشتم تا اینجا با تو باشم

!خیلی طولش دادی ... من

داری چی میگی ؟ !دارم میگم که خیلی طولش دادی

برو گمشو بیا تو

ببخشید عالی جناب

بهم گفتین که به محض اینکه چیز مهمی بود بیام

برنامه ات اینه که تمام کلاغا رو خودت به تنهایی بکشی ؟

برنامه ی تو اینه که اینحا بشینی و تا زمستون تخماتو بخارونی ؟

ما منتظظر دستورات "منس" میشیم

موقع ماه کامل یه نفر رو به بالای دیوار فرستادی

اگه تا الان برنگشته ، دیگه برنمیگرده

و چیزی که تو میخوای چیه ؟

رو دیوار قلعه ی سیاه با این تعداد پیشروی کنیم ؟

کلاغ خوشگلت گفت که هزار نفر اونجا جا گرفتن

اره خوب ، اون یه دروغگوئه

یه دروغگوئه !!! ؟

نباید میگفتی یه دروغگو "بود" ؟

تو گفتی 3 تا تیر بهش زدی

زدم

من دیدم که از 180 متری یه تیر رو تو چشم یه خرگوش کاشتی

اگه اون پسر هنوز داره راه میره به این خاطره که تو بهش اجازه دادی بره

! تنس

بدجوری از "تنس" متنفرم

تو رو "منس" فرستاده ؟

چطور مارو پیدا کردی ؟

از جنوب اومدی نه از شمال

یه میون بُر زدیم

یه نیمچه شامی تو روستای پایین اون راه خوردیم

چرا گوشت های منطقه ی اینجا مزه ی خیلی بهتری نسبت به گوشت منطقه ی ما در کنار دیوار دارن ؟

از خودتون پذیرایی کنین

شاید این پایین همه چیز بهتر تغذیه میشه

چاق و تنبل

واسه ما آسون تره ؟

ما رو ندیدین که داریم میایم ؟

وارگ" تونو از دست دادین ؟" * وارگ : نوعی گرگ شیطانی *

و اون بچه کلاغی که با خودتون داشتین

اونم از دست دادین ؟

من به "منس" جواب میدم

من به تو جواب نمیدم

اون مال توئه ؟

من مال هیچکس نیستم

2تا لاغر و استخوونی

نه شبیه اون کلاغا تو قلعه ی سیاه

بهشون فکر کن ، افتاده باشی تو انبار غذاشون

گوشتای ران و سوسیس های خونی رو بتپونی تو صورتشون بهترو چاق تر شی

و مخطط

"میدونم که ما تفاوقت هایی داشتیم "تورمند

اما فقط یک بار ، قبل از اینکه بمیری

!!! باید یک بار کلاغ رو امتحان کنی

بکشین

رها کنین

آخرین باری که دیدمش

تو حیاط در "وینترفل" بود

گفتش که دفعه ی بعدی که ببینمت

کاملا سیاه پوش خواهی شد

تمام عمرم به "راب" حسودیم میشد

اونطوری که پدرم به اون نگاه میکرد

من اونو میخواستم

تو همه چیز از من بهتر بود

مبارزه ، شکار

سوارکاری

!و دخترا

یا خدایان ، دخترا عاشقش بودن

میخواستم ازش متنفر باشم اما هرگز نتونستم

من بعضی وقتا میخوام که از تو متنفر باشم

خوب ، تو در همه چیز از من بهتری

"به جز "خوندن

اونا ... اونا برای تو آماده ان

اون میخواسته منو برای مدت کوتاهی به دار بکشه حالا فرصتشو داره

هیچ کس نمیخواد تو رو دار بزنه تو کار اشتباهی انجام ندادی

من کارهای اشتباه زیادی انجام دادم

پس اغرار میکنی که تو "کورین هاف هند" رو کشتی ؟ * کورین هاف هند : کورین نصفه دست *

من نکشتمش

نه ، تو شمشیرت رو تو بدن یکی از برادرات نگهبانان شب کردی

تو به این چی میگی ؟

اون ازم خواست که بکشمش

پسری حرومزاده از یه خائن

انتظار چی رو داری ؟

هاف هند" اعتقاد داشت که تنها فرصت ما" برای متوقف کردن "منس" اینه که مردی رو وارد ارتشش کنیم

جوری درباره ی "هاف هند" صحبت نکن انگار که میشناسیش

اون برادر من بود پس میدونستی که اون هر کاری برای دفاع از دیوار میکرد

قوم آزاد زنده زنده تو آب میجوشوندنش ... اما اجازه دادن به من برای کشتنش

قوم آزاد ؟ ... بهش گوش کنین

اون الان حتی مثل اون وحشی ها صحبت میکنه

بله که مثل یه وحشی صحبت میکنم ، من با وحشی ها غذا خوردم ... از دیوار با وحشی ها بالا رفتم ، من

من با یک دختر وحشی خوابیدم

پس اغرار به شکستن پیمان هات میکنی ؟

اغرار میکنم

قانون ، قانونه ، این پسر باید بمیره

اگر سر هر نگهبانی رو که با دختری میخوابه قطع کنیم

دیوار توسط مردان بی سر اداره میشد

بین قایمکی فرار کردن و رفتن به فاحشه خونه ی شهر و خوابیدن با دشمن تفاوتی وجود داره

زمانی که ما اینجا به مذاکره درباره ی قوانینی که من شکستم نشستیم

منس ریدر" با یک ارتش 100 هزار نفری" بر روی دیوار پیش روی میکنه

غیر ممکنه

نمیشه 50 تا وحشی رو بزاری کنار هم قبل از اینکه اونا شروع به کشتن همدیگه کنن

100هزار نفر ، اون ده ها قبیله رو متحد کرده

هورن فوت" ها ، قبیله ی " آیس ریور"ها" اون غول هایی داره که براش میجنگن

غول ها !!!؟

تا حالا اونطرف دیوار بودی سِر ؟

من نگهبانی شهر سرزمین پادشاهان رو فرماندگی کردم ، پسر

و الان اینجایی

نباید تو کارت خیلی خوب بوده باشی

چطور جرات میکنی ؟

از قبل یه گروه از وحشی ها در جنوب دیوار هستن

"به رهبری "تورمند جاینتس بین

من "وارگ" اونا و سه نفر دیگه از اونارو کشتم

اونا منو تیر بارونم کردن

دستوراتشون اینه که از جنوب به قلعه ی سیاه حمله کنن

وقتی که "منس" از شمال بهش حمله میکنه

علامت حمله آتشی بزرگ خواهد بود

منس" گفت که این بزرگترین آتشی خواهد" بود که شمال تا به حال به خودش دیده

این حقیقته

همه ی حقیقت

قصد دارین منو اعدام کنین یا آزادم که برم ؟

هیچ کدوم از ما آزاد نیستیم ما مردام نگهبان شب هستیم

اما سر تو رو امروز قطع نمیکنیم

برو

"من نقش فرمانده ی اینجا رو بازی میکنم استاد "آئمون

بله بازی میکنین

و من به اون حرومزاده اعتماد ندارم

اون حقیقت رو گفت

و شما همیشه میدونین که چه وقتی یک مرد داره دروغ میگه ؟ این قدرت جادویی رو چطور بدست آوردین ؟

من تو سرزمین پادشاهی بزرگ شدم

نه ... نه

تو یه ملکه ای نه یه گاو نر

پدربزرگت یک گردنبند به من داد

درست مثل این ، تو 51 مین مراسم نامگذاریم

عروسی 14 روز دیگه است ، مادربزرگ

تو نمیتونی به همه چیز نه بگی

بی منطقه عزیزان کوچک من

برین و با جواهرساز های سرزمین پادشاهی صحبت کنین

بگین کی هستین ، کی فرستادتتون

اونی که برای من بهترین گردنبند رو بیاره

یکی مثل ان گردنبند رو مال خودش میکنه

مارجری تایرل" که از همین الان تا 14 روز دیگر به" ماه سپتامبر قدم میزاره ، هزار ترانه خواهد نواخت

حالا چقدر غمگین میشه که اون آشغالی رو مثل اون بندازه گردنش

شاید فقط باید اجازه بدم "جافری" برام انتخابش کنه

در آخر با یه نخ از سر گنجشک های مرده دور گردنم

تو میبینی ، حتی اینجا ، حتی با من

وسط حرفم

بانوی من ... بانوی من

لطفا بابت قطع کردن حرفتون عفوم کنین

اسم من "برین" از "تارث"ـه

ما میدونیم کی هستی ، همه چیز رو درباره ات شنیدیم

اما شنیدن فقط یک چیزه

تو تنها حیرت آور نیستی ؟

کاملا منحصر به فرد

شنیدم که نوه ی منو مثل یه پسر کوچولوی احمق به خاک کوبیدی

بانوی من ، میدونم که الان زمان پر مشغله ایه برای شما

اما میتونم یه چند لحظه باهاتون صحبت کنم ؟

!!! جرات نداری رد کنی

یک سایه ؟

"سایه ای با چهره ی "استنس برٍثین

برای شما به تمام خدایان قسم میخورم استنس" بود"

اون شمشیرش رو تو قلب "رنلی" فرو کرد

و ناپدید شد

یه روز ، بانوی من ، انتقام پادشاهمون رو میگیرم

جافری" الان پادشاهمونه"

قصد بی احترامی نداشتم

و بی احترامی هم نکردی

البته که تمام گارد پادشاهی در حال انجام ماموریت خواهند بود

سر "بورس" اینجا مستقر میشه سر "پرستن" اینجا مستقر میشه

در کنار مراسم سرگرمی اولیه

عالی جناب ؟

آره ، آره ، ... یک محافظ برای هر چیز ... ادامه بدین

سر "مرین" از بانو "مارجری و "تامن" محافظت میکنه

من همیشه از شخص پادشاه محافظت کردم ، ارباب

از همون زمان غیبتتون

"و من بابتش ازتون ممنونم ، سر "مرین

همه چیز خوبه ، انتظار هیچ دردسری ندارم

مردم پادشاهشونو دوست دارن

اونا میدونن که کی غذاشون رو تامین میکنه

"من شنیدم "مارجری تایرل

با اجازه ی من

اونا میدونن که من شهر رو نجات دادم اونا میدونن که من جنگ رو بردم

جنگ با پیروزی به پایان نرسیده نه تازمانی که "استنس " زنده است

من "استنس" رو در "بلک واتر" شکست دادم

افسوس که برای کمک نبودی ، دایی

معذرت میخوام عالی جناب ، نسبتا مشغول بودم

مشغول اسیری بودی

پس این "کتاب مشهور برادران"ـه؟

تمام کار های خوب و بد تمام گاردهای پادشاهی

"سر "آرتور دین" ... "شمشیر صبح

حمله به "کینگز وود" و "برادر هوود" رو رهبری کرد

و شوالیه های خندان رو در جنگ تن به تن شکست داد

سر "دانکن"" قد بلند

"4صفحه برای سر "دانکن

باید مرد کاملی بوده باشه

اینطور میگن

"سر "جیمی لنستر

یکی یادش رفته تمام کارهای خوب و بد تو رو یادداشت کنه

هنوز زمان هست هنوز هست ؟

برای یه شوالیه ی 40 ساله با یک دست ؟

با اون چطور میتونی از من محافظت کنی ؟

من الان از دست چپم استفاده میکنم ، عالی جناب

از یه مبارزه تاثیرش بیشتره * مبارزه هایی که تو کتاب نوشتن *

تا حالا در "مرین" بودی ؟

"چندین مرتبه سرورم ، با ارباب "کرزنس

و ؟

میگن که هزار برده در راه ساختن اون هرم مردند

و حالا یک لشکر از برده های سابق در حال پیشروی به سمت دروازه هاش هستند

فکر میکنی ارباب بزرگ نگرانه ؟

اگه باهوش باشن ، سرورم

بهت گفته شد که پشت گروه بیای

بله ، ملکه

اما باید راجع به چیزی مهم باهاتون صحبت کنم

موضوعی از استراتژی

سرورم

خیلی خوب ، این موضوع استراتژی چیه ؟

یک رز تاریکی

میخوای به جای سوار بودن بر اسب پشت گروه راه بیای ؟

"و به این یکی میگن "لیدیز لیس

دوست داری بدون کفش راه بیای ؟

شما باید راجع به سرزمینی که حکومت میکنین بدونین

گیاهانش ، رودخانه هاش ، جاده هاش ، مردمش

چای درست شده از رز تاریکی باعث سبک شدن تب میشه همه تو "مرین" این رو میدونن

مخصوصا برده ها که مجبورن چای درست کنن

اگه میخوای ازت پیروی کنن باید قسمتی از دنیای اونا بشی

استراتژی

طلای شادی

چای از این درست نمیشه

زیباست اما سمی

تو یک قمار باز هستی ، مگه نه ؟

سرورم

در هر مایل از اینجا تا "مرین" یکی از این علامت گذار ها هست

از این جا تا "مرین" چند مایله ؟

163مایل عالی جناب

به افرادمون میگم که جلو جلو برن و دفنشون کنم شما نیازی نیست که اینا رو ببینین

همچین کاری نمیکنی

من تک تک چهره هاشون رو میبینم

قبل از دفن کردنش گردنبندش رو درارین * گردنبند بردگی *

اوناهاش

بله ، اوناهاش

و ؟ تو یه قولی دادی

برگردوندن دخترهای "استارک" به مادرشون که الان مرده

تا امنیتشون رو تضمین کنی

خوب "آریا استارک" از زمانی که پدرش کشته شد دیده نشده

فکر میکنی کجاس ؟ پول من همراه یه مرده است * به آریا به عنوان پول فکر میکنن *

مرگ ، امنیتِ قطعیه ، نظرت همین نیس ؟

و "سانسا استارک" الان دیگه "سانسا لنستر"ـه

با یکم بغرنجی

بغرنجی تو رو از یک سوگند رها نمیکنه

میخوای چی کار کنم ؟ زن داداشم رو بدزدم ؟

و کجا ببرمش ؟ کجا جاش از اینجا امن تره ؟

تو چشمام نگاه کن و بگو که فکر میکنی جاش تو سرزمین پادشاهی امنه

مطمئنی که ما با هم نسبتی نداریم ؟

از زمانی که برگشتم ، هر "لنستر"ی که دیدم تمام بدبختی و بیچارگیش رو سر من خالی کرده

شاید تو هم یه "لنستر" باشی

موهاشو که داری اگه قیافه اش رو نداشته باشی

مشکلی نیست ، مشکلی نیست

مستی ؟ بله

دلیل خوبی برای مست بودن دارم

زمانی من یک شوالیه بودم ، حالا فقط یه احمق دلقکم

منو نمیشناسین ؟

سر "دونتوس" ... مراسم روز نام گذاری پادشاه

متاسفم ، باید به یاد میداشتم

نمیتونم معذرت خواهیتونو رو قبول کنم

ممکنه یک احمق دلقک باشم ، اما دارم به عنوان یه احمق زندگی میکنم ... به لطف شما

هرکی بود همون کارو میکرد

اما فقط شما کردین

هرگز نمیتونم کارتون رو جبران کنم

شما زندگیم رو به من بخشیدین ... اما این

این ارزشش بیش از زندگی منه

این متعلق به مادرم و مادرش قبل از اون بود

خاندان "هالارد" زمانی قدرتمند بود ، در حال قیام بود

این تنها چیزیه که از اون روزها به جا مونده

به لطف چند تا مست چاق غمگین مثل من

نمیتونم قبولش کنم

این نهایت لطف شما رو میرسونه ، اما نمیتونم

من چیز دیگه ای که برام باقی مونده باشه ندارم

همش همینه

بگیرش ، بنداز گردنت

بزار اسم من لحظه ای دیگه در زیر نور خورشید باشه قبل از اینکه از دنیا ناپدید بشه

"من اونو با غرور به گردنم میندازم سر "دونتوس

کی قراره من اسب خودم رو داشته باشم ؟

بانوی کوچک یه اسب کوچک میخواد

بانوی کوچک میخواد از بوی بد تو دور شه

اداره کردن اسب ها آسون نیست

حتی اگه بودن ، فکر میکنی من تو رو روی اسب خودت میزارم ؟

تماشا کنم تنها چیز با ارزشی که تو دنیا دارم فرار کنه ؟

چرا هیچ پولی نداری ؟

قبل از اینکه اونجارو ترک کنی چیزی از "جافری" ندزدیدی ؟

نه

تو خیلی باهوش نیستی ، مگه نه ؟

من دزد نیستم

تو با کشتن پسر های کوچیک مشکلی نداری اما دزدی برات کار پست تریه ؟

یه مرد باید برای خودش رمزی داشته باشه

فکر میکنی میخوام فرار کنم ؟

کجا برم ؟

تا شب بدون تو میمیرم

خانواده ام مردن ، من هیچ کس رو ندارم

تو یه خاله تو "ویل" داری

خاله ی ثروتمندت

وقتی که تورو بهش بفروشم ، شاید انقدری براش باقی مونده باشه که اون اسب کوچولو که انقدر دنبالشی رو برات بخره

من گرسنه مه ، تو گرسنه ته

5اسب ، 5 مرد

بیش از اونی هستن که من حس کنم با معده ی خالی میتونم بکشمشون

من اونو میشناسم

کوچیکه ، اسمش "پلیور"ـه

اون مارو دستگیر کرد و به "هرنهال" برد

اون "لومی" رو کشت

لومی" دیگه چه کوفتیه ؟"

دوستم بود

پلیور" شمشیر منو دزدید و درست فرو کرد تو گردنش"

هنوز اونو داره

چی رو داره ؟

"شمشیرم ... "نیدل * نیدل : سوزن *

نیدل" ! ... قطعا برای شمشیرت اسم گذاشتی"

اکثر مردم برای شمشیر هاشون اسم میزارن

اکثر احمق ها

... داری چی کار برگرد اینجا

برادرم اون شمشیر رو بهم داد

برگرد اینجا اون دوستم رو کشت

حتی اگه دوستت رو خورده باشه اهمیتی نمیدم

ما اون تو نمیریم

یالا ، براش دست بزن

بیا اینجا

بیا یکم حال کنیم ولش کن

بیا اینجا

خواهش میکنم ، اون دختر خوبیه

دهنتو ببند و برامون آبجوی بیشتری بریز

و ممکنه وقتی کارمون باهاش تموم شد با خودمون نبریمش

من تو رو میشناسم

تو سگ شکاری هستی

برای دوست جدیدمون یکم آبجو بریز

چی تو رو تا این جای شمال کشونده ؟

میتونم همین سوال رو از تو بپرسم

این بالاها چی کار میکنی ؟

فقط در حال برقراری صلح پادشاه

نیازی نیست ، جنگ تمومه

خوب شنیدم که ، "استنس" تو گ"بلک واتر" شکست خورد

راب استارک" در "تویینز" کشته شد" و من کجای تمام این داستانم ؟

بیخ ریش برادرت

قصد اهانت ندارم اهانتی نشد

آدم خوبیه ، "کوه" رو میگم

تو کار خودش بهترینه

اما ، شکنجه ، شکنجه ، شکنجه ، شکنجه

وقتِ کافی برای زورکی به مردم چیزی رو فهموندن میگذرونی

شروع به حس کردن یه نجار میکنی که صندلی میسازه

بدست آوردن شادی ازش

و زندگی بدون کمی شادی چیه ؟

اما نیازی نیست که اینو به تو بگم

اون مشکلی نداره ، بهترشم داشتم

میدونی چیه ؟

باید با ما بیای

همنوعای اون ، اونا همیشه یه چیزی مخفی تو یه جا دارن

طلا ، نقره ، دخترای بیشتر

همیشه چیزی هست اگه بدونی چطوری به حرفشون بیاری

و از این جور آدما از اینجا تا سرزمین پادشاهی زیاده

میتونی اینکار رو به تنهایی انجام بدی

ما قطعا انجام دادیم

من به سرزمین پادشاهی نمیرم

درموردش فکر کن ، میتونیم هرکاری میخوایم بکنیم هر جا میخوایم بریم

اینها رنگهای پادشاه هستن

الان هیچ کس سر راهش نیست

که یعنی هیچ کس سر راه ما نیست

لعنت به پادشاه

وقتی که شنیدم سگ "جافری" دمشو گذاشته بود رو کولش و از جنگ "بلک واتر" فرار کرد

باور نکردم

اما الان تو اینجایی الان من اینجام

یدونه از اون جیگرا برام بیار

پولی داری که بابتش بدی ؟ تو بابتش پول دادی ؟

نه

اما ما مردان پادشاه هستیم

پس ، پول دارین ؟

حتی یه پنی ، اما هنوز اون جیگر رو بدست میارم

الان بهت میگم

باهات معاوضه میکنیم

یکی از جیگرای کوچیک ما در عوض جیگر تو

بابت دوستت بله رو بگو

آروم باشین اونجا ، مشتری گنده ای داریم

تو یه آدم وراجی

گوش کردن به وراج ها منو تشنه میکنه

و گرسنه

فکر میکنم که الان 2 تا جیگر میخوام

به نظر نمیرسه که موقعیت رو فهمیده باشی

میفهمم ، اگه کلمه ی دیگه ای از اون گاله ی گشادت بیرون بریزه

تو این اتاق هر چی جیگر هست میخورم

تو زندگیت رو برای پادشاه گذروندی

میخوای برای چندتا جیگر بمیری ؟

یکی قراره بمیره

واسه پات مشکلی پیش اومده پسر ؟

چی ؟ منظورت چیه ؟

میتونی راه بری ؟ ... باید کولت کنم ؟

کولم کنی ؟

شمشیر کوچولوی خوبیه

!!! شاید لای دندونامو باهاش تمیز کنم

نسخه های دیگر این سریال هم به زودی هماهنگ میشه

امیدوارم از دیدن این قسمت لذت برده باشین منتظر زیرنویس قسمت های بعدی باشین هادي فارسي: ترجمه و زمانبندي کامل Hadi.Farsi@Yahoo.Com

-= www.OpenSubtitles.org =-

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.