All language subtitles for The Eye 3 - Infinity (2005) 1080p 720p WEB-DL YIFY

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

behroz3666 :مترجم OUTRAGE :زمان‌بندی

اين چيه؟ خيلي بزرگه

واو ضربه خوبي بود

رسيديم؟

آره بزن بريم

حرکت کن

خنده داره .. .

چرا اينجا وايسادي

باي

اوه لعنتي

اوه لعنتي تو احمقي تو نميتوني از اين درست استفاده کني

قطع کن باشه باشه

گوش ميکني

بدش من

الان بهترين زمان براي تعريف داستان ترسناکه

همه گوش کنن

درسته

اين درباره....

دوستان عموي کي روزنامه فروشي داره

روئييايي

ساعت 4 صبح بود

هنوز تاريک بود

اون طبغ معمول روزنامه ها رو جا به جا ميکرد

چطوري آقاي چان

لطف داري

يه آمبولانس خبر کن

مادربزرگ

اون بيهوش شده

اين کجاش ترسناکه

لعنتي نه

به مال من گوش کن

اين داستان اتفاقي هست که براي خواهر دوستم افتاد

از دوستان برادرم

اين قسمتي از زندگي جوردن فريمن هست

غروب دوسال قبل بود

سرد بود

هشت درجه سليسيوس بود

خواهر دوستم تا ساعت 2 صبح.

صداي مردمي رو بيرون ميشنيد

اون فکر ميکرد...کدوم غريبه اي

تو اين هواي سرد و

يخ رده کار کنه

تا اينکه اون بلند شد تا يه نگاهي کنه

اون اشتباه بدي انجام داد

چونکه . . .

يه سرباز ژاپني اونجا بود

اون اونجا فرياد ميکشيد

اون شمشير سامورايي روبيرون کشيده بود و.

به طرف اون حمله کرد

دختره رو کشت؟

نه

اون بعد از اون ديوونه شد

گوش کن

اين داستان واقعيه

منبع ميگه به داستان ارواح گوش بديد و

اون خفه شد و مرد

صبر کن تو خيلي سريع اونو کشتي

بيا

براي داستان ترسناک تو بايد دست بزنيم

صريح بگم. خالي بندي بود؟

شما بچه ها بايد چندبار اينو بخونين

اين چيه؟

ها؟

اين ده راهه.

روبرو شدن با روح ها هست اين مراسم قديمي تايلند هست

شما اين کتاب رو همه جا نميتوني پيدا کنين

يه شب که توي اتوبوس بودم کتاب فروشي ديدم

بعدش پياده شدم

کتاب ميگه داستان رو تو تاريکي باز کنين

رفتم به سمت کتاب فروشي

کسي نيست؟ سلام

با (ده روش)روبرو شدم

اين چقدره؟

من ميخوام به شما تخفيف بدم

500 درصد چطوره؟

داري شوخي ميکني؟

خيلي ارزونه چشم؟

اونوقت من تمام مبلغ رو پرداخت کردم

اينم 500 شما

گوش کن,

کتاب رو باز نکن

واگر نه دچار نفرين ميشين

شما پشيمون ميشين که حرف منو باور نکردين

من نميتونستم از اين بدبختي دوري کنم

صفحه بعدي رو هرگز نخون

قيمت 100 تا

فرخته شد پنجاه تا؟ عوضي

احمق

حتي يه پيرمرد ميتونه تورو گول بزنه

مرد اين کتاب چيز مزخرفي بود

ايين صحيح پرستش بود

اولين نفر تو جراهي قرنيه بود

تمام زنها وقتيکه حامله شدن ميخوان خودکشي کنن

من فکر ميکنم

من ميخواستم بيشتر در مورد اين قضيه بدونم

ميبيني؟

اين ديگه چيه؟ يوگا؟

اين روشيه که مردم تايلد براي احضار روح استفاده ميکردن

چانگ وي

چرا يه روش ديگه رو انتخواب نميکني

بزار ببينم

تو تاريکي موهاتو شونه نکن

ميخواي روح از تو آينه ظاهر بشه

بعدي

اون هميشه از چشمهاش بد استفاده ميکنه

کتاب ميگه

خاک قبرستان رو به چشمات بمال

تا دنياي ارواح رو ببيني

مطمئنن روش ساده اي بود

البته ساده بود

چتر رو. باز کن

تومطمعني اين درسته

خيلي بدجنسي

فرض کنين ما دنبال دستورالعمل بريم

ما حتما با روح ها روبرو ميشيم

منوط به اينکه

اين بازيه متفاوتيه

اين موفقيت متفاوتيه

پس چراسعي نميکنيم بريم بيرون

لعنتي درسته

ما يقينا بايد اين بازي رو تو شب تمام کنيم

خوب چرا نه؟

مطمئنا اين روش موفقيت

ما هميشه نميتونيم ببينيمشون

درسته

با دقت گوش کنين

دوباره بازي رو شروع ميکنيم

شما نميتونين از بازي خارج بشين

جز اينکه, دچار بدبختبي شده باشين

شما به من گوش کنين

حالا شروع ميکنيم

اجازه بده از روشي که از همه راحتتره شروع کنيم

آيينه ارواح

تايلنديه آيينه ارواح

چينيه

همه شبيه همه

اين يعني پيغام ميگه دعوت از روح

جس اون رفت

احمق اين شوخي نيست

خدايا اون اينجاست حرکت نکن

ريک

چان

چرا منو صدا ميزدي؟ آه

هي

مامان چرا اومدي بالا

شما دوستامو ترسوندي

درسته

شما بچه ها ميخواين خودتون روبکشين

ديروقته حالا برو تو رختخواب

بسيار خوب

ببخشيد بچه ها

اون بايد استراحت کنه بهتره بريم

پس مادرت آدم سخت گيريه ؟

نه اون خيلي مهربونه

وقت نهار دير نکني

مردم تايلند اعتقاد دارن

بيرون ريختن زباله تو چهارراه بديومنه

فهميدم

نيمه شب ميريم به چهارراه بعدي و

به اندازه سه نفر غذا و کاسه و چوب غذا مياريم

هدفت چيه

روح هاي گرسنه

با کاسه و چوب غذا ميخواي چيکار کني

روح هاي گرسنه توش غذا ميخورن

مطمعني کار درستيه؟

البته به من اعتماد کن

وقتي اونا رو ديديم جيغ نزنيها

ببين چي دارم ميگم فقط قبل از من فرار نکن

تو شروع کن واينسا

چرا وايسادي روحها دارن تورو نگاه ميکنن

تو که نميخواي ريسک کني باشه؟

ضربه بزن

اون چيه؟

اون چيه؟

آروم باش ادامه بده

چي ميبيني؟

اون چيه؟ چي روي زمينه؟

چي داري ميبيني

من چيزي نميبينم

اون چيه؟ چيزي ميبيني

خونسرد باش

ادامه بده

چي؟

چي شده؟ چي مييني؟

چي ميبيني؟ حالا چي؟

ديدمش

ادامه بده

خونسرد باش ادامه بده

چي شده؟

ادامه بده

من چيزي نميبينم

هي من هيچي نميبينم

اين چيه که تو ميبيني جفي؟

همه جا هستن ولي هيجا نيستن

اين خوب نيست همه ميبينن غير از من

من بهت ميگم چي از روح ها ميبينم

اينجا يه روش ديگه هم هست

شما پسرهاي جوان نميخواين بس کنين

ما امشب داشتيم روح ها رو ميديديم

بازيه غائب موشک

بايد نصفه شب به همراه يه گربه سياه جستجو کنيم

روح ها پيش ما ميان و.

ما اونها رو ميبينيم

پس ما با يه گربه سياه ميريم

گربه ميتونه روح ها رو مجبور کنه که خودشون رو به ما نشون بدن

ما فقط بايد بخوايم که پيداش کنيم

ما ميتونيم روح رو ببينيم

من ميرم بريم

من رفتم

بابا چرا اين آب بو ميده؟ بابا

اون از کجا اومد؟

چرا حالا؟

من فکر ميکنم يه روح گرفتم

خوبه خوبه من دارم با يه گربه ميام

کدوم راه

کوفي کوفي

کوفي

به نظر مياد مرده

گربه هم مرده؟

اين چه سواليه الان ميپرسي؟ چه اتفاقي افتاده کوفي؟

چي شده؟ اون کدوم جهنمي رفت؟

کوفي کوفي

کوفي بازي تموم شده بيا بيرون

کوفي يه حرفي بزن

کوفي کوفي

کوفي

کوفي

سلام؟ کوفي کوفي سلام؟

آپريل تو خوبي تلفنت زنگ ميخورد

نه زنگ نميخورد

نگران نباش پليس پيداش ميکنه

ما حتما کوفي رو پيدا ميکنيم

اين تغصير همه شماست

شما بهتره زودتر برگردين هنگ کنگ

پليس نميتونه الان کمکي کننه

ولي عمه فقط به من گوش کن

من فکر نميکنم شما بتونيد از خودتون مراقبت کنين

ماسک چشم

آپريل

نکن

آپريل

آپريل تو خوبي؟

آپريل چشماتو ببند بازشون نکن

محکم ببندشون به من گوش کن

حالا چشمتو باز کن

ما پيشتيم حالت خوبه

صبر کنين فقط چند ثانيه

خيلي خوب حالا تو ميتوني چشمهاتو باز کني

سلام آپريل آپريل تو حالت خوبه

اون صدمه ديده

من ترسيده بودم چشمام نميديد

چطور

چشمام بيحرکت بود و از کاسه در اومده بود

نگران نباش الان همه چيز مرتبه

بچه ها شما خيلي خوش شانس بودين که سالم هستين

اون اشتباه کرد که وارد اون جاي جهنمي شد

اگه اون اينکارو ميکرد نميتونست ديگه برگرده

چانگ وي تو ميدوني که نبايد با آتش بازي کني

شما ديگه بچه نيستين

عمه چي گفت؟

اون ميخواد بدونه کوفي الان کجاست؟

مادرم منو به خاطر ياد دان به شما براي.

استفاده از خاک قبرستان سرزنش ميکنه

من باعث شدم که تو تله بيفتي

معزرت ميخوام

من هرگز فکر نميکردم همچين چيزي از توئ اون بيرون بياد

اونا مال يه دنياي ديگن

متوجه شدين؟

اپريل وارد يه دنياي ديگه شد

جاهاي ناشناخته زيادي وجود داره

آپريل خوشانس بود که تو برزخ نيافتاد

وقتي بچه بودم منم مثل اين خانم جوان بودم

اون به اشتباه وارد برزخ شد

منو بيارين بيرون منو بيارين بيرون

حالا شما فهميدين

هميشه از جادوي سياه دوري کنين

وقتيکه کسي به شما کمک نکنه

شما نميتونين زنده از اينجا بيرون برين

ولي کوفي الان کجاست

کي ميدونه؟

فقط ديگه به اونجا نرو همين حالا برگرد به هنگ کنگ

نه من موفق نشدم من موفق نشدم کوفي رو از اونجابيرون بيارم

دختر عمو

اگه ما بريم اين نامرديه

پس ما نبايد اين کارو بکنيم

ولي اونوقت

تاکسي امادست

ما ميتونيم درمورد يه روش ديگه صحبت کنيم

شما دوستانتون رو خبر کنين

من نميخوام درموردش صحبت کنم فردا ما برميگرديم هنگ کنگ

اون نبايد به هيچ کدوم از ما زنگ بزنه

شايد اون فقط ميخواد ما فراموش کنيم که چه اتفاقي افتاده

منم همينطور

ولي من ميدونم اين امکان نداره

چون براي دو هفته اول چانگوي همش زنگ ميزد

ما جرات نميکرديم در مورد آپريل سوال کنيم

تعجب ميکنم اون چطور

من وانمود ميکنم همه چي عاديه...من ميرو به مدرسه

بازي ميکنم, ميخورم, بيرون ميرم

لعنتي درسته همه چيز عاديه

تا کي ميخواي وانمود کني

آقا

کسي هست؟

ده روش

آيينه ارواح

اون هميشه ميترسه که از اون بازيه شيطانيي استفاده کنه

احمق

شانه کردن در نيمه شب

فانوس ممنوعه

چيکار ميکني؟

اين فقط يه توپه

خم شو نگاه کن

يه مزاحم جواب بده شايد ضروري باشه

بسيار خوب

تدي؟ الان من ميتونم اون رو ببينم

تو دوباره روح ها رو ميبيني؟ اونا الان کجان؟

سمت راست در روبروي من

نوشيدني ميخورن

اونجا واقعا يه روح داره توپ بازي ميکنه

فقط تمومش کن حالا

تو مطمئني؟

صد در صد

من خيلي خيلي مطمئنم

بعد . .من . .بعد

چرند نگو و تمومش کن

خيلي خوب باشه

خوب من بايد برم

کجا ميخواي بري؟

مي؟ چانگ وي هستم آپريل نا پديد شده

چي؟

دو نفر ناپديد شدن

بچه ها مادرم ميخواد شما مواظب باشين

آقا شما ميخواين کارت ويزيت من رو ببينيد

تو شيطون کوچولو

ببخشيد

من فکر کردم تو يه روحي

گريه نکن ببخشيد

پس روح ها کجان؟

شلوغ نکنيد

چيکار ميخواي بکني

من کجا هستم؟

اينجا خطرناکه

تدي

خدايا شکرت تو اينجايي

گريه نکن... اول بشين

ما غذاي مرده ها هستيم

من روحها رو هميشه ميديدم

مشگل ما فقط تو تايلند تموم نميشه

يادت مياد چانگ وي چي ميگفت

يک بار ما بازي رو شروع کرديم

ما تا وقتي که بازي تموم بشه نميتونيم از بازي خارج بشيم

ببينيد احتمالا ما بايد برگرديم تايلند

بعدش ما ميتونيم همه چيزو درست کنيم

آي؟ اون دختر کجا رفت؟

تو اونجا چي ميبيني؟

دوست من همون دختره که همراه من اومد

از تايلند

ما همه جا با هم ميريم, يادتونه?

بسيار خوب حالا بريم بيرون

من فکر ميکنم .. .تو هم مثل من

تنها اومدي اداخل

چرا تو مثل اينها مواظب نوارها نيستي؟

به من نگو

اون اينجاست

ولي من نميتونم اونو الان اينجا ببينم

دولا شو و بين پاهاتو نگاه کن

ولي چطوري؟

دولا شو

ب

يشتر

ما نبايد اين کارو بکنيم ريسکش زياده

زندگيه ما در هر صورت در خطره

اين روش ممکنه اخرين کار ما باشه

دختر عمو

اجازه بده کمي فکر کنيم

شما نميخواين با من بياين درسته؟

صبر کنيد

اون نميدونه من چي ميخوام

من هستم

آخر مرز

مرگ

تو به طرف مرگ فرستاده ميشي

شما اگه ميخوايد بازي مرگ رو برنده بشين بايد لباس مراسم تدفين بپوشيد

و پس از اون شما ميتونيد وارد برزخ بشين

زمانت کمه تو بايد بري

من سعي ميکنم زنگرو بزنم

وارد نور سفيد رنگ بشو و از اونجا خارج شو

اين تنها راه نجاته

وگرنه تو ديگه هيچ وقت نميتوني برگردي

لعنتي

من نميتونم بخوابم

چيه که کشيده ميشه

خوب پس.

من ميام کمکت

ما کجا هستيم؟ نميدونم

لعنتي

من قسم ميخورم که ترسيدم - I---

منم ترسيدم

صبر کن

يه روح

ولي اون يه

اين عاليه

من نميخوام فضولي کنم ولي اونا نگرانم ميکنن

اون يکي خيلي مهربون و قشنگه

هي به نظر مياد دوستانت از اونجا خارج شدن

اونجا

اونجا

اون بالا

يه چيزي درست نيست

و اونا اصلا رفتارشون دوستانه نيست

سريع يه مقدار فکر کن

نميتونم

چانگ وي در مورد اين چي گفت

روح ها از نفس ميترسن

اون اينجاست

خوب

کارت خوب بود

مرد . تو بوي گند ميدي

رسيديم بيان

اونا دست از سر ما بر نميدارن

تو داري چي ميگي تد؟

ما بايد استراحت کنيم

پس چي ميگي

با دقت دختر عمو

من ميرم

کوفي

خدا رو شکر خوبي بالاخره پيدات کرديم

آروم باش دختر تا يک ساعت ديگه به کسي نگو منو ديدي

بقيه بچه ها کجان

گوش کن تو به طرف ماه برو ماه؟

ما گمت کرديم

يه روح راهتو بست وقتي ما ديديمت

ما بازي مرگ رو انجام دادميم به خاطر تو به برزخ اومديم

ها؟ . . .اين

اينجا برزخه؟

آره

همه چي تمومه! من خيلي احمقم

همينجا

کوفي تو تازه اينجا اومدي

يه مقدار باد بزن

باد بزنم؟

اره

چي؟ داري چي ميگي؟

اونا از اين ميترسن

ولي چرا؟

من ديگه بيشتر از اين نميتونم از نفس افتادم

سورپرايزتو بهشون نشون بده

تو ميتوني بازم بگوزي نميتوني

کوفي

کجا ميري؟ آپريل؟

من برميگردم پيش تو آپريل؟

کوفي اين آپريله

آپريل من اينجام

کوفي؟ اين تويي؟

بله اين آپريله

بله اين آپريله

کوفي . . . آپريل

بيا اينجا عجله کن

پشت سرت رو نگاه نکن

تو ميدونستي؟

ميدونم

تو ميدونستي؟ ما در اماني

اين چونگ وايه . اين

اون اينجا بود؟

اون پيش ما زنگ ميزنه تا ما از طريق نور سفيد از اينجا بريم بيرون

واقعا؟

بله

اونجاست بزن از اينجا بريم حالا

چرا نور سفيد؟ چرا زنگ؟

چرا ميخواين برين من تازه اونو ديدم

چطوري ميخواي از اينجا بري؟

کوفي

من فکر کردم مردي

چرا من . ..

مامان . سريعتر چي ميگي

دختر عمو ميخواي چيکار کني؟ ما نميتونيم بمونيم

هي

فقط برو

چانگ واي

چانگ واي

عمه

تدي

من بهت گفتم

نميتوني به اين نفرين پيروز بشي

ده روش

آيينه ارواح

اتو اون کتابو انتخاب کردي

ميخواي من بهت تخفيف بدم؟

دوستش داري؟

behroz3666 :مترجم OUTRAGE :زمان‌بندی

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.