All language subtitles for Dr.Death.S02E01.1080p.WEB.h264-ETHEL[Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

سی‌نما تقدیم می‌کند www.30nama.com

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

اگرچه این نمایش بر اساس ] ،رویدادهای واقعی است

بخش‌های خاصی فقط برای اهداف نمایشی داستان‌پردازی شده‌اند

[ و قصد ندارند شخص یا نهاد واقعی را منعکس کنند

!ننگ! ننگ! ننگ

مردم امروز اینجا جمع شدن

برای شنیدن حکم نهایی تحقیقات پلیس سوئد

،درمورد جراح مشهور پائولو ماکیارینی

که به قصور پزشکی متهم شده

مسئولان امیدوارن

که امروز کیفرخواستی برای این پرونده

که در جامعه‌ی پزشکی جهانی به سرعت مشهور شده صادر بشه

به من اعتماد داری؟

«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB

« پـزشـک مـرگ »

لندن، سال ۲۰۱۱ ] کسایا شُرتن، بیمار شماره‌ی ۱ [ نای اهدایی

!اوه - !وای خدایا -

سلام، کسایا

سلول‌سازی مجدد کامل شد، دکتر

عالیه

حالا ازت می‌خوام که ۱۰۰ به پایین بشماری

چاقو

[ نیویورک، سال ۲۰۱۳ ]

اون مثل یه زن سفیدپوست از میشیگان نمی‌رقصه، درسته؟

نه، نه، اون خیلی خوبه

من نیومدم اینجا که درمورد سیاست حرف بزنم

بنیتا؟ - بله؟ -

دخترمون رو دیدی؟

بدید بالا! اومم

!تولدت مبارک - !تولدت مبارک -

گوشیت زنگ می‌خوره

اوه

سلام؟

همیشه اطرافت خیلی شلوغه، بی

مردی می‌گه که ساعت ۱ صبح منو می‌کشونه به بیمارستان

چی شده؟

از اون بپرس

سلام

حالش خوبه؟ - آره -

ایشون زن شماست؟ - زن سابق -

،باشه، خب

جان بعد از اینکه بیهوش توی آپارتمانش پیدا شد، اینجا بستری شد

،من به متخصص سرطان‌شناسی شما پیام دادم

اما این احتمالاً ناشی از تومور مغزیه

پس این یعنی درمان موثر نیست؟

معنای قطعی‌ای نداره

اما دکترتون درمورد پیش‌آگهی شما باهاتون صحبت کرده؟

آره، می‌دونیم. شانسم خیلی کمه

۶درصد. ۶ درصد

این عددیه که همیشه ،دوست دارن ازش استفاده کنن

اما بالاخره یه نفر باید جزء اون ۶ درصد باشه، درسته؟

درسته

خب، من می‌رم آزمایش‌های خونتون رو بررسی می‌کنم

فقط، آه، همین‌جا منتظر بمونید - آره، همین‌جا می‌مونم -

خوشگل شدی، بی

امشب تولد کیمی بود

خب، من تو رو از یه هفته خماری وحشتناک نجات دادم

آره - خواهش می‌کنم -

خب به لیزی چی بگیم؟

منتظر می‌مونیم

تو به تازگی این دور از درمان رو شروع کردی

،هنوز جواب هیچ‌سوالی رو نداریم

پس فکر می‌کنم باید صبر کنیم - باشه -

باشه. آره

...اما، بنیتا

من مریضم

یه نفر باید جزء اون ۶ درصد باشه، جان

صبح بخیر، بنیتا - صبح بخیر، لری -

این برای منه، درسته؟ - آره -

ممنون

صبح بخیر، بنیتا - صبح بخیر -

اوه، چندتا پیشنهاد برات دارم - عالیه -

موقع ناهار؟ - حتماً -

توی رستوران همین‌جا همو ببینیم؟ - اه. اون‌موقع می‌بینمت -

اوه، داستان فراری من رو آماده کردی؟ - ...اوه -

فردا می‌خوامش. جدی می‌گم

آه، صبح شما بخیر - مشروب زیادی مصرف کردم -

آره، همینطوره

شرمنده که مجبور شدم برم - وای، خدا، لطفاً -

...نیاز نیست

من شرمنده‌ام

حالش چطوره؟ - مثل همیشه -

می‌تونیم بی‌خیال این همدردی کردن‌ها بشیم [ بنیتا الکساندر، تهیه‌کننده‌ی اخبار ]

حتماً، هرچی که تو بخوای [ دستاورد معرکه در روزنامه‌نگاری ]

اوه، اون خوشگله

اونا وسایل جانن

ازم خواست که ازشون ...مراقبت کنم تا زمانی که، می‌دونی

اونا رو خیلی دوست داره

کار خوبه. کار خوبه. کار خوبه

دریافت شد. کار خوبه

سعی می‌کردم برای برنامه‌ی تلویزیونی ،که دارم تولیدش می‌کنم

یه دیدگاه برای این گزارش پزشکی تهیه کنم

پزشکی نسلی؟

پزشکی بازساختی - حتماً -

من این گزارش رو توی «تایمز» خوندم

درمورد یه دختر کوچولو که به یه نای جدید نیاز داره

و خانواده‌ش با یه دکتر توی اروپا کار می‌کنن

که در حال توسعه‌ی اندام‌های مصنوعیه

معجزات پزشکی؟

«اوه، از اون کلمه متنفرم... «معجزه

من از این مرد متنفر نیستم - اون همون دکتریه که می‌گم -

اون در واقع یه رزومه‌ی خیلی چشمگیر داره

،در سراسر جهان کار کرده

،توی مجله‌ی «لنست» منتشر شده

کمک هزینه‌ی تحقیقاتی از کارولینسکا دریافت کرده

همین موسسه جایزه‌ی نوبل رو می‌ده

هوم - و اون ایتالیاییه -

اومم. روما یا آلیو گاردن؟

نمی‌دونم

...پس

امروز کیا رو داریم؟

اوه. بینا

نازه - ...پس این دختر کوچولو -

اون توی شهر کوچیکِ یانگ‌سان-گو زندگی می‌کنه

کشور کره؟ - آره -

اما برای عمل جراحیش به ایالات متحده میاد... اونه

اون «هانا وارن»ـه

این داستان واقعاً خوبه، بی

همینطوره، نه؟ - اوهوم -

...ازش خوشم میاد. این

واقعاً امیدوارکننده‌ست

[ استکهلم، سال ۲۰۱۲ ]

آره، این ارزش ناهار نخوردن رو داره

خفه شو. این یارو نابغه‌ست

مطالب رو خوندی؟ - مشغولشونم -

واقعاً جالبه

مشکلی داری باهاش؟ - یه کمی -

فکر کنم اینه که اینجاست - آه، این یکی، آره -

باشه - هیمنه -

همه‌چی خوبه؟ - آره، همه‌چی خوبه، آره -

کار می‌کنه - عالیه. ممنون -

باشه، عالیه

اوه، همکاران، ظهر بخیر

دیدن چنین طیف وسیعی از حوزه‌های مختلف

که امروز در اینجا حضور دارن خیلی عالیه

فقط کاش چندتا از ارائه‌های خودم

می‌تونستن چنین جمعیتی رو جذب کنن

حالا، مطمئنم که همه‌تون

مشتاق شنیدن حرف‌های عضو جدید کارولینسکا هستید

،اون یه استاد، محقق ...و جراح قفسه سینه‌ست

دکتر پائولو ماکیارینی

ممنون، رئیس هدلی

من فقط خوشحالم که می‌تونم

توی این موسسه‌ی معرکه کار کنم

خداوند نفس حیات را در آدم دمید»

«...و او تبدیل به انسان شد

پیدایش ۲:۷

،نفس جوهره‌ی زندگیه

تنها چیزی که به طور طبیعی

برای همه‌مون از بدو تولد به وجود میاد... نفس کشیدنه

،وقتی بیمار یه نای آسیب دیده داره

متاسفانه گزینه‌های ما خیلی محدود بودن

نای‌شکافی به بیماران ،کمک می‌کنه تا زنده بمونن، آره

اما با چه کیفیتی از زندگی؟

تمرکز تحقیقات من روی پیوند نای

...با کمک سلول‌های بنیادیه

که اخیراً بهشون سلول‌های خدایی» گفته می‌شه»

ما نای اهدایی رو از یه جسد برمی‌داریم

و اون رو از سلول‌های اهداکننده جدا می‌کنیم

بعدش اون عضو رو ،با سلول‌های بنیادی بیمار مجدداً پیوند می‌زنیم

و اون رو برای کاشت آماده می‌کنیم

من با موفقیت این شیوه رو

برای چندین بیمار در سراسر جهان ...به کار بردم

اخیراً برای یه بیمار ۱۹ ساله

به اسم کسایا شرتن در لندن

سرطان سیستیک آدنوئید اون تشخیص داده شد

و فقط چند ماه دیگه فرصت داشت

،الان، بعد از گذشت دو ماه از عمل

اون سالمه و از نای اهداییش راضیه

،این یه مرحله‌ی هیجان‌انگیزه

اما هنوز یه روند خیلی ناقصه

چرا؟ به خاطر اهداکنندگان

ما همیشه باید منتظر یه نای با اندازه‌ی مناسب باشیم

پس فکر کردم، اگه از اون مرحله بگذریم چی؟

و همین کار رو هم کردیم

ما تونستیم با توسعه‌ی نای‌های بیوسنتزی

اهداکنندگان رو ...به طور کامل حذف کنیم

به صورت سفارشی برای تناسب با هر بیماری طراحی شدن

،با استفاده از یه فرآیند مشابه

نای رو با سلول‌های بنیادی بیمار ،پیوند می‌زنیم

اون رو به یه عضو زنده تبدیل می‌کنیم

آزمایش‌هایی که روی خوک‌ها انجام دادیم نتایج باورنکردنی داشتن

به اون خوک‌های خوشحال نگاه کنید

،و این باعث شده ما امروز اینجا باشیم

جایی که خوشحالم تا اعلام کنم

...که در مرحله‌ی پایانی کارمون هستیم

اولین پیوند بیوسنتزی انسانی

که اینجا در کارولینسکا انجام می‌شه

،وقتی که نای رو فتح کردیم

،می‌تونیم کارمون رو به دریچه‌های قلب

رگ‌های خونی، اصلاً همه‌ی اندام‌ها گسترش بدیم

پتانسیل این فناوری بی‌پایانه

یک لحظه خرید یک اندام پرینت‌شده سه بعدی رو تصور کنید

،اونم از توی یه قفسه

مثل خرید مواد غذایی از یه سوپرمارکت

دنیایی رو تصور کنید که توی اون

هیچ انسانی هیچ‌وقت در انتظار عضو اهدایی نمی‌میره

...اینو تصور کنید

...آینده‌ی پزشکی

آینده‌ای که با ما با هم می‌سازیم

ممنون

آه، دکتر لاسبری، بذارید معرفی‌تون کنم

دکتر ماکیارینی - اوه، لطفاً منو پائولو صدا بزن -

پائولو، از آشنایی باهات خیلی خوشحالم - ممنون -

،از زمان اولین پیوند نایژه شما در بارسلونا

تحقیقات شما رو از نزدیک دنبال می‌کردم

اوه، ممنون. خیلی تملق‌آمیزه

اوه، دکتر لاسبری جراح قلب و قفسه‌ی سینه‌ست

اون روی تحقیقات بازسازی سلول‌های بنیادی کار می‌کنه

اوه - ...تمرکز من ترمیم عروقه -

بازسازی عروق خونی

،من پیشرفت‌هایی داشتم

اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که یه پیوند مصنوعی رو مجدداً سلول‌گذاری کنم

داربست‌ها رو برای ایجاد کردن نفودپذیری غضروف نای واقعی می‌سازید؟

دقیقاً

پس اساساً بدن رو فریب می‌دید

تا فکر کنه عضو مصنوعی از قبل بخشی از بدنه

خب، من واقعاً اینطوری ،به این موضوع فکر نکرده بودم

اما، آره، دقیقاً همین‌طوره، آره

هوشمندانه‌ست - اوه -

...کاربردهای گسترده‌ی فناوری مثل این

چطور... چطور اونا رو فریب می‌دید؟

،علی الخصوص

چطور یه سلول مصنوعی ،رگ‌های خونی و لایه‌های بازال ایجاد می‌کنه

و باکتری‌ها رو دفع می‌کنه؟

،و ایشون دکتر «گاملی»ـه

ایشون هم یکی از جراحان قلب ماست

ایشون مسئول مراقبت‌های بعد از عمل

برای بیماراییه که به کارولینسکا میارید

چه خبر؟ - خیلی خوشحالم که می‌بینمت -

،دکتر گاملی، اگه دوست داری می‌تونم دوباره این تحقیق رو توضیح بدم

این کار لطف شما رو می‌رسونه

آره، خب، ما امیدواریم که تحقیقات دکتر ماکیارینی

کارولینسکا رو به عنوان رهبر جهانی در پزشکی بازساختی معرفی کنه

شاید حتی نوبل رو به خونه بیاره

اوه، ما تازه اول کارمون هستیم

اما پیامدهای پیوندهای آینده

تاریخ‌ساز هستن

دکتر لاسبری، شما علاقه‌مند هستید

که توی اولین بیمار پیوندی کمک کنید؟

من باشم از کلمه‌ی «علاقه‌مند» استفاده نمی‌کنم

پس تمومه

.اوه، واقعاً ممنون باعث افتخارمه

به تیم خوش اومدی

این سوال رو دارم که، همونطور ،که به تحقیقات من مربوط می‌شه

چطور پیوندها به سلول‌های جان‌دار تبدیل می‌شن؟

چطور زنده می‌شن؟

...این، اوه

مثل جادوئه

بنیتا

قرار بود ساعت ۳ اینجا باشی، دکتر ماکیارینی

،خیلی متاسفم. من داشتم میومدم و از روی یه پل رد شدم

،که قرار بود منو به بروکلین ببره

زمانی که در واقع من خودم توی بروکلین بودم

،پس اون پل منو به استتن‌آیلند برد

که خیلی جالب اما خیلی دور بود

پس من واقعاً متأسفم که منتظر نگهت داشتم

حدس می‌زنم تصور کردن تو با اون موتور

که از روی پل ورازانو رد می‌شی مجازات کافی باشه

اسمش پل ورازانوست؟

چیزی براتون بیارم، جناب؟ - یه اسپرسو با شکر -

...شکر معمولی یا

اوه، شرمنده

آه، آره

باشه

یعنی شکر به شرطی که شیرین باشه همون شکره، باشه؟

خیلی ممنون

به چند زبان صحبت می‌کنی، دکتر ماکیارینی؟

.آم، یکی رو خوب صحبت می‌کنم شیش‌تای دیگه رو خیلی ضعیف

کدومش خوبه؟ - هیچ‌کس بهم نمی‌گه -

اون رو همه‌جا می‌بری؟

اون اجاره‌ایه... لذت ناپسنده

چرا ناپسند؟

موتور سواری می‌کنی؟

اوه، خیلی وقت پیش آره

خب، شاید دوباره موتور سواری کنی

همونطور که پشت گوشی گفتم

من در حال تولید ،یه برنامه‌ی ویژه‌ی پزشکی بازساختی‌ام

و درمورد جراحی آینده‌ی شما

روی هانا وارن خیلی علاقه‌مندم

این اشکالی نداره؟ - نه -

درموردش بهم بگو

اون با یه ناهنجاری مادرزادی

به اسم آژنزی نای متولد شد

خیلی کم اتفاق می‌افته - اومم -

،نای اون هیچ‌وقت به طور کامل رشد نکرده

پس اون هیچ‌وقت نتونسته خودش نفس بکشه

اون هیچ‌وقت نتونسته حتی بیمارستان رو ترک کنه

یه حادثه‌ی غم‌انگیزه

اون روی تخت گیر کرده ...و نمی‌تونسته

،بیرون بره، بازی کنه

...بدوه، آب‌نبات چوبی بخوره

نمی‌تونسته بچگی کنه

بچه داری؟

یه دختر ۹ ساله دارم

می‌تونی تصور کنی

که دخترت هیچ‌وقت طعم آب‌نبات چوبی رو نچشه؟

نه، نمی‌تونم - آره، هانا نمی‌تونه -

...اشکالی نداره اگه ما

بریم بیرون قدم بزنیم؟

حتماً - آره -

فکر می‌کنم بهتر باشه. آره - باشه -

پس این اولین پیوند نای مصنوعی ،توی ایالات متحده‌ست

و تو شیکاگو رو به خاطر پزشک اطفال هانا انتخاب کردی؟

آره. اون توی ،یه بیمارستان کاتولیک کار می‌کنه

و اونا بودجه‌ی این عمل رو تامین می‌کنن

کلیسای کاتولیک با حمایت از تحقیقات سلول‌های بنیادی مشکلی نداره؟

...خب، در واقع، اوه یه کمیسیون توی واتیکان وجود داره

که توی تحقیقات سلول‌های بنیادی نقش داره

واقعاً؟ - آره -

فقط همین نیست

اونا واقعاً می‌خوان به هانا کمک کنن

اونا معتقدن که اون توسط خدا برای ما فرستاده شده

برای یه معجزه براتون فرستاده شده؟

این همون چیزیه که تو می‌خوای باهاش شناخته بشی... اینکه معجزه می‌کنی؟

...خب

...این کمی... یه‌کم

کلمه‌ای که اینجا استفاده می‌کنید چیه؟ آم، شعاری؟

شعاری، آره - شعاری، آره -

فقط کمی شعارگونه به نظر می‌رسه، دکتر ماکیارینی

خیلی زیاده - پس، هرچند -

،قبلاً این عمل رو انجام دادی

هانا جوون‌ترین بیماری می‌شه

که پیوند بیوسنتزی دریافت کرده

درسته

باعث نمی‌شه تردید کنی؟

من اخیراً توی این فکر بودم ،که تمام حرفه‌ام

شاید حتی تمام زندگیم

...منو به اینجا رسونده

،به این دختر کوچولو

که قطعاً بیش‌تر از هر کسی به این نیاز داره

این هنوز یه عمل جراحی آزمایشیه

آره، جدیده. پیچیده‌ست

کمی بحث برانگیزه

باید خیلی سخت بجنگیم

تا مجوز فعالیت در اینجا در ایالات متحده رو بگیریم

اما بدون اون عمل، هانا قطعاً می‌میره

پس، اگه یه فرصت برای نجات ،یه نفر وجود داشته باشه

به نظرم ارزش خطر کردن رو داره

،خب من دارم یه داستان می‌سازم

و می‌خوام سفر هانا محور اون باشه

در واقع، امیدوار بودم که بتونی کاری کنی

من مستقیماً با خانواده‌ی وارن در ارتباط باشم

باشه، ببینم چی‌کار می‌تونم بکنم - عالیه -

،خیلی‌خب، آقای دکتر الان رسماً ساعت کاری تموم شده

باید برم سراغ دخترم

اسمش چیه؟ - اسمش لیزیه -

لیزی - اومم -

خب، امیدوارم دفعه‌ی بعد که همو می‌بینیم

بیشتر در مورد اون بشنوم

امیدوارم دفعه‌ی بعد که همو می‌بینیم به موقع بیایی

باشه

[ تحقیقات سلول‌های بنیادی واتیکان ]

تامین مالی تحقیقات ] [ سلول‌های بنیادی توسط واتیکان

ها

باشه، رانندگی ماشین، بوق، بیب‌بیب

ماشین، ترافیک؟ ترافیک! ترافیک

باشه، ترافیک - خیلی‌خب، باشه -

صبر کن، چی شد؟

نون کره‌ای؟ نون تست؟

کره بادام‌زمینی؟

!ترافیک... ترافیک کره بادام‌زمینی

باشه، وقت تموم شد

!راهبندان - !اوه -

!راهبندان

ترافیک کره بادام‌زمینی رو دوست داشتم

اما اون داشت می‌گفت آره

خیلی‌خب، برای یکی ازمون وقت خوابه

مامان

نه، نیم ساعت بیش‌تر بهت وقت دادم، بچه‌جون

بیا اینجا

مامان، نمی‌تونم نفس بکشم

می‌دونم، اما صبح که از خواب بیدار می‌شی

من توی فرودگاهم

و لورا تو رو می‌بره مدرسه

چرا نمی‌شه بابا منو ببره؟

چون هنوز حالش خوب نشده

اما به محض اینکه برگشتم به دیدنش می‌ریم

بهت قول می‌دم، باشه؟

،خیلی‌خب، مسواک، پیژامه شستشو، تخت، لطفاً

یک دقیقه دیگه میام

شب بخیر

من یه هیولائم - بس کن -

تا کی قراره توی شیکاگو باشی؟

خیلی طولانی

،فکر می‌کنی رفتن آسون‌تر می‌شه

اما نمی‌شه

خب، شاید بتونی با دکتر بازی کردن حواس خودت رو پرت کنی

آه، بس کن

اون مجرده؟ - طلاق گرفته -

آه، می‌بینی؟ رفتی آمارش رو درآوردی

مسخره نباش. اون یه منبعه

حتی یه منبع دکتر جذاب هم

ارزش اخراج شدن رو نداره

اوه، اگه بتونم کنار ،اوبامای جذاب خودم رو کنترل کنم

می‌تونم خودم رو کنار یه دکتر جذاب هم کنترل کنم

می‌دونم، می‌دونم. شوخی می‌کنم

آدم با منبع خودش نمی‌خوابه

ممنون - خب، اون منبع من نیست -

،پس، اگه به یه مترجم ایتالیایی نیاز داری

فقط از من پیشش تعریف کن

اوه - اگه بحثش پیش اومد -

اگه بحثش پیش اومد - منم همین رو می‌گم -

آره

هی، این شبیه صدای مسواک زدن نیست

باشه، باشه

جان چطوره؟

می‌دونی

بدتر می‌شه؟

نمی‌دونم می‌خوام چی‌کار کنم، کیم

...تو مادر عالی‌ای هستی، بی. فقط

از غرایزت پیروی کن

فکر نمی‌کنم توی چنین مواردی

غریزه داشته باشم

[ استکهلم، سال ۲۰۱۲ ]

!سلام، هنریک

زلاتان! تو دیشب گل برتری رو به ثمر رسوندی

میکیِ شماره‌ی هفت، چرا نمی‌خوری؟

سونسون... دانشمند

ماکیارینی... نابغه

خب، این یک راه جالب برای سلام کردنه

سلام، من پائولوئم

خیلی نابغه نیستم

آندرس سونسون، خیلی دانشمند نیستم

آدم مزخرفیه

،اوه، از آشنایی باهات خوشحالم دکتر ماکیارینی

ممنون

کل ساختمون درمورد اومدن شما صحبت می‌کنن

شرمنده که سخنرانی رو از دست دادم

متاسفانه من اینجا مشغول دوستام بودم

مطالعه‌ی قلبه - آره، آره، اصلاً -

در واقع از آشنایی باهات خیلی خوشحالم

من تحقیقاتت در مورد عملکرد سلول‌های پیش‌ساز

...در بازسازی پوست رو خوندم

خیلی جالب بودن - ممنون -

پس اینا دوستاتن - آره -

اریک، گونار

پس براشون اسم می‌ذاری - !آه، مچم رو گرفتی -

...خب، من

،می‌دونم شاید نباید بذارم

اما اینکه تمام روز ،توی این آزمایشگاه می‌شینم

،همه به سرعت تبدیل به اعداد سویه‌های ژنی توی مغز می‌شن

به راحتی می‌شه فراموش کرد که با زندگی و مرگ واقعی سروکار داریم

پس برای موش‌ها اسم می‌ذارم

.این مایکل شماره‌ی هفته اون یه‌کم ناقلاست

اشتهاش رو از دست داده

،پس، دکتر، آم

خیلی ببخشید که فوراً اومدم تا یه لطفی در حقم بکنی، اما الان اینجام

نه، اوه، لطفاً

می‌خواستم بدونم علاقه‌مند به همکاری

در آزمایشات موش‌ها برای آزمایش نای‌های ما هستی؟

...وای. من

...اوه، باعث افتخارمه. من

،اما اگه درست شنیده باشم

شما قبلاً آزمایشات روی خوک‌ها رو تکمیل کردید

،آره، و نتیجه‌شون خیلی خوب بود

اما، می‌دونی هر چی آزمایشات بیش‌تر باشن، بهتره

کاملاً موافقم

آه، روش‌شناسی هنر گمشده‌ایه

پس علاقه‌مند به انجام آزمایشات هستی؟

کاملاً. باعث افتخارمه

آره، فوق‌العاده‌ست. به تیم خوش اومدی

آه

[ شیکاگو، سال ۲۰۱۳ ]

سلام

سلام

کلید کارتی من کار نمی‌کنه - مال منم همینطور -

خب، اون خانم گفت که سریع برمی‌گرده

نمی‌دونم... گفتم حداقل

در این مدت کمی کارهام رو جلو ببرم

قمار؟ - چی؟ -

قماربازی؟ - وای، نه. نه -

اینا... اینا کارت‌های گفتگو هستن

یعنی چی؟

یه جورایی شروع‌کننده‌های مکالمه‌ان

اجازه هست؟ - آره، آره -

من... وقتی جوون بودم اونا رو پیدا کردم

فکر کنم مال مادربزرگم بودن

...خانواده‌ی من یه‌کمی

اما اونا یه جورایی سلاح مخفی من برای مصاحبه‌ان

اومم، که اینطور؟ - اوهوم -

آره، مردم وقتی باید به سوالات پاسخ بدن مضطرب می‌شن

آه، البته

و این یه جورایی مثل یه بازی کوچیک می‌مونه

من فقط می‌گم، یه کارت انتخاب کن

نمی‌دونم. فکر می‌کنم جواب می‌ده

آه، مطمئنم که همینطوره

،سوژه‌های تو خیلی آرومن

انگار اصلاً جلوی دوربین هم نیستن

ممنون - آره -

می‌دونی، تو جلوی دوربین خیلی خوبی

نه، نه، اولش نبودم

می‌تونم از کارت‌هات استفاده کنم

در واقع، استفاده کردم

قبلاً یکی ازشون رو برای تو استفاده کردم

واقعاً؟ - اوهوم -

اومم، آره

اگه می‌تونستی برای» یه چیز مشهور باشی، اون چیه»؟

و تو اصلاً جواب سوال رو ندادی

و قصد جواب دادنش رو هم ندارم - باشه -

خب، پس یه کارت دیگه انتخاب کن

بردار

«درباره ترس کودکیت برام یه داستان بگو»

باشه

خب، وقتی من یه پسر جوون بودم زندگی سخت بود

،مادرم ایتالیاییه

اما خودم واقعاً هیچ‌وقت احساس ایتالیایی بودن نکردم

فقط ما دو نفر بودیم

ما اغلب جابه‌جا می‌شدیم

اسپانیا، البته، اما قبل از اون سوئیس بود

و احساس تنهایی داشتم

...اون احساس، ترس من بود

،مهاجر بودن، دست کم گرفته شدن منزوی بودن

من اون احساس رو برای مدت خیلی طولانی حفظ کردم

و... و هیچ‌وقت نمی‌خواستم دیگه اونطور احساسی داشته باشم

خانم، خیلی بابت تاخیر معذرت می‌خوام

اوه، ممنون - خواهش می‌کنم -

اوه، خانم، ببخشید، می‌شه لطفاً به من هم کمک کنید؟

اوه، بله، البته - ممنون -

فکر کردم می‌خوای بگی عنکبوت یا چیزی

اومم

آره، صورتی اینه

هانا وارن، بیمار شماره‌ی ۵ ] [ نای بیوسنتزی یا باید اون کار رو بکنیم؟

اون، آم... وقتی به دنیا اومد کبود بود

و آه، ما... ما فقط التماسش کردیم

گفتیم گریه کن، دختر، گریه کن

و اونا تونستن یه سوراخ کوچیک پیدا کنن

،که به ریه‌هاش منتهی می‌شه

اما گفتن که اون هیچ‌وقت نمی‌تونه ،بیمارستان رو ترک کنه، می‌دونی،

اینکه زنده نمی‌مونه

..پس من... من شروع کردم به

جستجو کردن توی گوگل ،درمورد جراحی‌های نای

و روز به روز مطالب بیش‌تری

درباره‌ی پیوندهای نوآورانه‌ی ...دکتر ماکیارینی می‌دیدم

می‌دونی، مرد معجزه‌بخش

پس اون فقط به یه چیز نیاز داره، درسته؟

آره

و اونم یه لوله‌ی نای‌ـه

و بعدش همه‌چی درست می‌شه، باشه؟

ما اون رو برای چند روز دیگه تحت نظر داریم

درحالی که نای رو آماده می‌کنیم

...ما در مورد جزئیات صحبت کردیم

به صورت مفصل، خطرات

این یه جراحی خیلی سخته

ما همه چیز رو امتحان کردیم

شما تنها کسی بودید که مایل بودید

شما تنها کسی بودید که بهمون امید دادید

شما کسی هستید که به اون فرصتی برای زندگی کردن می‌ده

آره

من نهایت تلاشم رو می‌کنم

باور کنید - باشه -

هوم - آره، ممنون -

هوم؟

سلام، هانا

درسته؟ هوم، هانا؟

هوم؟

زمانی که سفر می‌کنم یه سنتی دارم

دوست دارم پائیا بخورم

یه جورایی مثل یه حرکت برای شانس خوبه

منو یاد خونه می‌ندازه

به هر حال، یه رستوران خوب همین نزدیکیه

شاید بخوای همراهم بیایی؟

آره

آره؟ - عالی به نظر می‌رسه -

هی، بچه‌ها؟ - هوم؟ -

می‌خواید امشب برای شام با دکتر بیرون بریم؟

چرا که نه، خوبه - بریم -

باشه، آره، فقط آدرس رو برام بفرست

باشه - آره -

خیلی‌خب، بزنید بریم

امشب چیزی نخوردی

داشتی غذا خوردن منو تماشا می‌کردی؟

نه، داشتم غذا نخوردنت رو تماشا می‌کردم

کاری هست که بتونم

برای از بین بردن ناراحتیت انجام بدم؟

از کجا می‌دونی من ناراحتم؟

هر کسی که واقعاً نگاه کنه می‌تونه بفهمه

قضیه درباره‌ی شوهر سابقم، جانه

با سردردها شروع شد

...و بعدش غش کردن و فراموشی و

و بعدش مدام کلمه‌ی «علاج‌ناپذیر» رو می‌گفتن

گلیوبلاستوما؟ - آره -

قابل جراحیه؟

...نه، تومور خیلی عمیق توی

نه، نیست

متاسفم

...و، می‌دونی، شرایط دخترمون

لیزی - لیزی، آره -

،می‌دونی، با اینکه ما با هم نیستیم

همیشه سه نفر بودیم

اومم، می‌فهمم

من دوتا بچه دارم

الان بزرگ شدن، اما وقتی من ،و مادرشون از هم طلاق گرفتیم

سخت بود

اما، می‌دونی، بچه‌ها خیلی قوی‌تر از چیزی‌ان که ما فکر می‌کنیم

هانا رو ببین

...من فقط شک دارم که

بهش چی بگم، اگه اصلاً قراره بهش بگم

و بعدش عصبانی می‌شم

چون نمی‌خوام چیزی بهش بگم، می‌دونی؟

،و بعدش با خودم می‌گم ،شاید نباید بگم

چون من خیلی تحقیق کردم

...و، می‌دونی، ۶ درصد

اونا مدام بهمون می‌گن ۶ درصد

بالاخره یه نفر باید جزء اون ۶ درصد باشه، درسته؟

...بنیتا

...من مرگ‌های خیلی زیادی رو دیدم

ناگهانی، مورد انتظار، قطعی

،تو دخترت رو می‌شناسی پس خودت می‌دونی بهترین کار چیه

...اما اینکه آدم بتونه خداحافظی کنه

این یه هدیه‌ست

سلام - سلام، خوش اومدی -

توی اتاقشه

!مامان، زود اومدی خونه

.آره. فقط امروز اینجام فردا باید برگردم

،وای خدا، پس باید اینو بهت بگم

چون دیشب که داشتیم حرف می‌زدیم

می‌خواستم اینو بهت بگم

اما می‌خواستم ببینم امروز چه اتفاقی می‌افته

تا بتونم کل ماجرا رو برات تعریف کنم

خیلی مشتاقم که همه‌ش رو بشنوم

اما اول، می‌خوام درمورد بابات باهات صحبت کنم

باشه

باشه

اولین در که اونجاست

تق‌تق

سلام، عزیزم

،واسیلیف به اورلوف پاس می‌ده دوباره برمی‌گردونه به اورلوف [ استکهلم، سال ۲۰۱۲ ]

داری می‌بازی؟ - سلام، بالاخره اومدی -

نه، نه، نه، ما جلوییم

اون حرومزاده‌های روسی نمی‌تونن جلوی زلاتان رو بگیرن

به سلامتی - به سلامتی -

!ساعات تخفیف‌دار شب چهارشنبه مبارک - آبروی آدم رو می‌بری -

اومم

ماریا؟

می‌خوای ازش بخوام باهات قرار بذاره؟

...نه، نکن - هی، هی، هی -

برای من و ویلما خوبه

که یه زوج برای شام کنارمون باشن

...خب، من اون شب سرم شلوغه، پس

اوه، ممنون

شنیدم که به تیم تحقیقاتی ماکیارینی ملحق شدی

آره، آزمایشات جدید روی موش‌ها

...اون، آه - چی؟ -

...خب، من فکر می‌کردم که هدف

...ساعات تخفیف‌دار شب چهارشنبه

اینه که مجبور نیستیم درمورد کار صحبت کنیم

من یه مرد پیچیده‌ام، آندرس

ببخشید. شرمنده بابت نوع حرف زدنم

ماکیارینی

آره، کار اون هیجان‌انگیزه، نه؟

بدک نیست

بدک نیست»؟»

عدم علاقه تو قطعاً جالب نیست

تو فکر می‌کنی همه بدک نیستن

علم ماجرا به نظر درست نیست

،خب، می‌دونی

این دقیقاً علم تو نیست... ناراحت نشی

گفتم ناراحت نشی

اعتراف می‌کنم که متوجه نمی‌شم

درک نمی‌کنم که چطور یه نای پلاستیکی

می‌تونه منبع خون خودش رو تولید کنه

خب، با سلول‌های بنیادی - قضیه همینه -

،تحقیقات سلول‌های بنیادی ...پزشکی بازساختی

مثل یه مسابقه‌ی تسلیحاتیه

همه در حال تقلا برای ،بیش‌ترین حق ثبت اختراع

بیش‌ترین کمک هزینه‌ان، اینکه کی می‌تونه بیش‌ترین درآمد رو داشته باشه

.پزشکی اینطوری نیست نباید اینطوری باشه

،اگه اون دنیا رو می‌خواستم می‌تونستم توی نیوجرسی بمونم

صد در صد پنالتی بود

...اوه، ببخشید، تو داشتی با من حرف می‌زدی؟

اومم

هی، من در مورد علم باهات موافقم

اما روش کار همینه

رقابت باعث پیشرفت می‌شه

...الان یه سانتر زیبا روی دروازه

!من... هی، اوه، هی

خیلی‌خب

من آرومم

می‌خوام گرمش کنم چون سرده

ببین، سرده

باشه، هانا، نفس بکش

با من نفس بکش

می‌خوای اون رو هم بررسی کنم؟

آره؟

اومم

می‌خوای اون رو دربیارم؟

هوم؟ آره؟

هوم؟

فردا درش میارم، باشه؟

سلام

می‌شه یه لیوان مالبک آماده کنی

تا ببرم توی اتاقم، لطفاً؟

ممنون - حتماً -

سلام - سلام -

اون پرونده‌ی هاناست؟

آره

فقط دوباره جزئیات رو مرور می‌کنم

به نظر می‌رسه که تشریفات زیادی داری

نمی‌دونستم که جراح‌ها اینقدر خرافاتی‌ان

بیشتر شبیه دعا کردنه

مهم نیست چند بار این ،جراحی رو انجام می‌دم

همیشه مضطرب می‌شم

،فکر می‌کنی آماده‌ای

اما همیشه ممکنه چیزی وجود داشته باشه که تو جا انداخته باشی

که می‌تونه به قیمت یه زندگی تموم بشه

...من

نمی‌تونم استرسش رو تصور کنم

...زندگی یه نفر توی دستات باشه

،اما الان مدتیه که تو رو تماشا می‌کنم

...آدم‌های اطرافت، بیمارهات

تو واقعاً بهشون امید می‌دی

اونا بهت اعتماد دارن

شاید تو هم باید به خودت اعتماد کنی

شب بخیر، دکتر

چاقو

سلام

حالش خوبه؟

عمل جراحی خوب پیش رفت

اوه

،هیچ عوارضی وجود نداشت

اما مدتی دیگه بی‌هوش می‌مونه

الان چی‌کار کنیم؟

الان منتظر می‌مونیم

باشه، هانا، یه نفس عمیق بکش

یکی دیگه

خب الان چه احساسی داری، ها؟

!خوبه

احساس خوبی داره

ما یه هدیه کوچیک برات آوردیم

نگاه کن، ببین

آه، اون چیه؟

اوه، وای

بخور، عزیزم. آره

خوبه

مزه‌ش خوبه، آره؟ - اوه -

عاشقشه

مزه‌ش خوبه

سلام - سلام -

سلام

یخ تو دستات داری، ها؟ - آها، آره -

...امروز

شبیه هر چیزی که تا حالا دیدم نبود

...من

پس از پایان داستانت راضی هستی؟

امیدوارکننده‌ست، همون چیزی که من امیدوار بودم باشه، آره

...کاری که انجام دادی

یه معجزه بود

...می‌خواستم ازت تشکر کنم

به خاطر حرفی که شب قبل از جراحی بهم گفتی

...اون کلمات

اونا مهم‌تر از چیزی بودن که تصور می‌کنی

پائولو، نباید این کار رو بکنم

لندن، سال ۲۰۱۱ ] کسایا شُرتن، بیمار شماره‌ی ۱ [ دوماه بعد از جراحی

«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB

ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama

بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.