All language subtitles for Alien.1979.DC.2160p.BluRay.x265.10bit.AAC5.1-JoyAlien.1979.DC.2160p.BluRay.x265.10bit.AAC5.1-Joy

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian Download
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian Download
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

هدف:بازگشت به زمین

نوسترومو ' وسیله نقلیه تجاری ' خدمه: هفت نفر ماموریت: پردازش پالایشگاه 20000000 تنی سنگ معدنی

‫- اونجا بیسكویت داری؟ ‫- اینجا چند تا نون ذرت هست

‫من سردمه

‫- هنوز با مایی برت؟ ‫- درسته.

‫- حس میکنم مرده ام. ‫- هی تا حالا كسی بهت نگفته كه مثل مرده ها هستی ؟

‫اوه آره درسته... من یه چیزی رو فراموش كردم

‫قبل ازاینكه برسیم فكر كنم بهتره ‫در مورد حق و حقوقمون بحث كنیم

‫برت و من فكر میكنیم كه ما ‫حق دریافت کامل سهم ها رو داریم درسته؟ ‫- درسته.

‫درسته... آقای پاركر و من معتقدیم كه هرگزشرایط ‫دریافت پاداش به طور مساوی نبوده.

‫شما طبق قراردادتون پول گیرتون میاد ‫مثل بقیه افراد

‫اره ولی هر كس دیگه ای بیشتر از ما گیرش میاد

‫دالاس مادر میخواد با تو صحبت كنه

‫اره دیدمش.این چراغ زرد فقط با من کار داره

‫لباس بپوش پارکر؟

‫من هنوز قهوه ام رو تموم نکردم. ‫این تنها چیز خوبیه که اینجا داریم.

صبح بخیر ،مادر

رابط 2037 درخواست شما؟

داستان چیه،مادر؟

‫- درسته؟ ‫- باشه.

‫مارو وصل کن.

‫ممنونم.

‫- زمین كجاست؟ ‫- تو باید بدونی

‫اینجا منظومه شمسی نیست

‫بررسی کن.

‫باورم نمیشه

‫با كنترل ترافیك زمین تماس بگیر

‫اینجا وسیله نقلیه باربری تجاری نوسترومو است

‫با شماره ثبت 180924609

‫درحال تماس با كنترل ترافیك آنتارکتیکا (قطب جنوب). ‫صدای من رو می شنوید؟ تمام

‫اینجا وسیله نقلیه باربری تجاری نوسترومو است

‫با شماره ثبت 180924609

‫- هیچ چی. ‫- ادامه بده

‫درحال تماس با كنترل ترافیك آنتارکتیکا (قطب جنوب). ‫صدای من رو می شنوید؟ تمام

‫پیداش كردم. یكمی پایین تر از ستاره زتا2

‫- ما هنوز به مرز خارجی منظومه شمسی نرسیدیم. ‫- باورش سخته

‫ما این بیرون داریم چه غلطی میکنیم؟

‫نمیدونم. ‫راجع به چی داری حرف می زنی؟

‫- این جا منظومه شمسی نیست. ‫- اینو میدونم.

‫تا حالا به این موضوع توجه كردی اونا چرا هیچوقت ‫پایین نمیان؟اینجا جاییه كه باید كار كرد ،درسته ؟

‫به همون دلیلی که ما نصف اونا حقوق و مزایا داریم. ‫اونا از زحمت های ما بهره میبرن . این روش اوناست

‫فكر كنم می دونم چرا اونا پایین نمیان

‫به خاطر تو. ‫تو شخصیت خوبی نداری

‫- عذر می خوام شما جای من نشستید. ‫ممكنه رو صندلیم بشینم؟ ‫- بله البته. ببخشید.

‫چه اتفاقی داره می افته عزیزم؟

‫خوب بعضی از شما متوجه شدین که ما هنوز ‫به خونه نرسیدیم. ما فقط نصف راه رو رفتیم

‫- چی؟ ‫- مادر در برنامه سفر ما وقفه انداخته است

‫چرا؟

‫اون برنامه ریزی شده برای انجام این كار ‫كه تحت این شرایط خاص برنامه ما به تعویق بیافتد

‫- مثلا چه شرایطی؟ ‫- به نظر می رسه به دلیل دریافت یك پیام ‫از یه ناحیه نا معلوم ماموریت دچار وقفه شده

‫- اون می خواهد ما بریم بیرون تا اوضاع رو بررسی كنیم. ‫- دریافت یه پیام؟ اون بیرون؟

‫چه جور پیامی ؟

‫نوعی پیام صوتی كه ‫در هر 12ثانیه تكرار می شود

‫- پیام كمك؟ ‫- نمی دونم

‫- از طرف انسان؟ ‫- معلوم نیست

‫- خب که چی؟ ‫- ما موظف به انجام هستیم طبق قانون ب2

‫- این یه سفینه تجاریه نه سفینه نجات ‫- درسته.

‫اینجور وظایف ‫جزو قرارداد من نیست

‫و دستمزدش چی می شه؟یه کم بهم پول بدین ‫منم خوشحال می شم تا موظف بشم.

‫پس بریم سراغ بحث شرایط پاداش.

‫ببخشید میتونم چیزی بگم؟

‫یک بند در قرارداد هست که مشخصا میگه: ‫"هرگونه پیام سیستماتیک...

‫كه مبنی بر منبع احتمالی حیات هوشمند ‫باشه باید بررسی بشه....

‫میخوام برم خونه و جشن بگیرم

‫میشه فقط به حرفاش گوش بدی؟

‫...جریمه اش هم عدم دریافت سهم و پولتونه."

‫پول بی پول.

‫گرفتی؟

‫- خب آره. ‫- انجامش میدیم

‫انجامش میدیم

میتونیم همه بشنویمش لمبرت ؟

خدای من

شبیه هیچكدوم از سیگنال هایی نیست كه تا حالا شنیدم

شاید یه صداست نه سیگنال خب به زودی میفهمیم

میتونی شفافش كنی ؟

موقعیتش چی بود ؟

6550-90

خب یه چیز دایره شكل پیدا شد

شش دقیقه و 20 ثانیه

39 درجه 2 ثانیه

خیلی خب برام روی نمایشگر بذارش

باشه خب پس اینه

یه سیارك 1200 كیلومتر

كوچیكه چرخش داره ؟

حدود 2 ساعت

جاذبه چی ؟

8.5 واحد

میتونی روش راه بری

شمارش معكوس را برای رسیدن به مدارمورد نظر اعلام کن

12 - 11

الان روی مدار استوایی سیاره هستیم

پایه ها در حال بارگذاری منطقه تحت بررسی

سیستم نمایش دیجیتال مسیر حرکت روشن روی مدار لازم میزان بشه

‫سیستم DOR فعال شد

‫- وضعیت بالابرنده ها؟ ‫- یه بررسی از فشار وارده بهم بده.

‫48 ثانیه و در حال شمارش.

‫آماده جدا شدن سکو باشید.

‫20 ثانیه

‫18, 17...

‫13, 12, 11, 10, 9, 8, 7,

‫6, 5, 4, 3, 2, 1.

‫قفل شدن

‫جدا شدن.

‫خوبه.

‫پول سر جاشه ‫حالا ببرش پایین

‫- چرخش 92 درجه حول محور عمودی سفینه ‫- درگاه رو آماده کن

‫من چیزی دریافت نمیکنم.

‫تلاطم.

‫روی مسیر قفل کن وشناور شو ‫حالا میتونی مارو پایین ببری.

‫تکانهای اولیه در حال تموم شدنه. ‫سفت بچسبین بچه ها. قراره یه کم دست انداز داشته باشه.

‫اون دیگه چی بود؟

‫فشار کم شده. حتما یه محافظ رو از دست دادیم.

‫بیاین با همین ادامه بدیم.

‫من هنوزم چیزی دریافت نمیکنم.

‫در حال پایین رفتن.

‫هنوز در حال پایین رفتن.

‫خودشه مشکلی نیست.

‫ببرش پایین.

‫چراغ های مسیریابی روشن.

‫9, 8, 7...

‫6, 5, 4, 3, 2....

‫1.

‫موتورهای پیشران رو خاموش کن.

‫چی شد؟

‫یکی بهم یه جواب درست و حسابی بده.

‫- بدنه سوراخ شده؟ ‫- من که چیزی نمیبینم. هنوز فشار مناسبه

‫- صفحه نمایش رو روشن کنید ‫- چرا؟

‫واحد كمكی نیروی موتور نابود شده.

‫سه تا ازچهارتا سلول نیرو رو از دست دادیم

‫- فقط همین؟ ‫- نه صبر كن

‫نمیتونیم خارج از اینجا تعمیرش كنیم ‫و باید چند تا از این كانال ها رو بچرخونیم.

‫وقت تعمیراته

‫بهش بگو که تعمیرش کنه.

‫ببین هیچجوری نمیشه خارج از اینجا تعمیرش كنیم ‫ما باید همه كانال ها رو بچرخونیم

‫واسه اون هم باید تعمیر رو شروع كنیم

‫دیگه چی ؟

‫فقط بعضی قطعات خورد شده وجود داره ‫باید تمیزشون كنیم و جایگزین بشن

‫چه مدت طول میکشه که درست بشه؟

‫- ببین... ‫- حدود 17 ساعت ‫بهش بگو

‫حد اقل 25 ساعت طول می كشه

‫شروع كنید.من کار رو تحت نظر دارم

‫- اون برای چی داره میاد این پایین؟ ‫- اون بهتره جلوی دستو پای منو نگیره

‫می خوام ببینم اون چی کار می خواد بکنه؟

‫هنوز هیچ پاسخی دریافت نشده؟

‫نه مطلقا هیچی ‫بجز همون پیام تكراری در هر 12 ثانیه

‫از كانالهای مخابراتی دیگه چیزی دریافت نمی شه

‫همون كانال رو ردیابی كن و گمش نكنی

‫ما با این وضع به هیچ جا نمیرسیم.

‫مادر میگه 20 دقیقه دیگه خورشید طلوع می كنه

‫- منبع ارسال پیام چقدر از ما دوره؟ ‫- شمال شرقی ما است و كمتر از 2 كیلومتر فاصله دارد

‫فاصله پیاده؟

‫- میتونی بگی اتمسفر اینجا چیه؟ ‫- بله.

‫اغلب عناصر لازم و اولیه است

‫نیتروژن خنثی و بلورهای متراكم از دی اكسید كربن و گاز متان

‫- من دارم روی عناصر كمیاب كار می كنم ‫- چیز دیگه ای هست ؟

‫سطح صخره ای و آتشفشانی.

‫و سرمای شدید خیلی پایینتر از حد معمول

‫من می خوام اولین داوطلبی باشم كه میرم بیرون

‫باشه قبوله

‫- تو هم همینطور لمبرت. ‫- گندش بزنن.

‫بهتره اسلحه با خودمون داشته باشیم

‫- من نمی تونم هیچ چیزی رو ببینم ‫- اش ، تصویر ما رو داری؟

‫شما رو خیلی خوب دارم

‫واضح و مشخص ‫خط ارتباطی مون ازاد باشه ، بریم

‫هی ریپلی

‫من یك سوالی ازت دارم

‫اگه اونا چیزی رو كه دنبالشن پیدا کردند ‫ما هم سهم كامل رو میگیریم ؟

‫پارکر نگران نباش هر چیزی كه سمتت بیاد بهت میرسه

‫ببین تا وقتی که این موضوع روشن نشه ‫من هیچ کاری نمیکنم.

‫برت طبق قانون تو هم مثل بقیه سهم می بری

‫- چی؟ ‫- چرا گورتو گم نمیکنی؟

‫- چی؟ ‫- چی گفتی؟

‫اگه شما مشكلی داشتید ‫من در اتاق فرماندهی هستم.

‫هی ریپلی برگرد اینجا

‫- لعنتی. ‫- موضوع چیه؟

‫من هیچ چیزی رو نمی بینم

‫انقدر غرنزن.

‫- من غر زدن رو دوست دارم. ‫- بیا تمومش کن

‫- اش میتونی اینو ببینی ؟ ‫- بله میتونم

‫من تا به حال چیزی شبیه به این ندیدم

‫خیلی عجیب و غریبه

‫درسته.

‫در حال حرکت به سمت موقعیت دوم.

‫اون چیه؟

‫بیاین از اینجا خارج شیم

‫ما این همه راه اومدیم .باید ادامه بدیم ‫مجبوریم ادامه بدیم

‫میشه یه بار دیگه بگی؟

‫لعنتی

‫همونطور كه میبینی توضیح دادنش سخته

‫دارم به مقر فرماندهی برمیگردم.

‫دالاس؟

‫بیا این پایین. ‫اینجا یه چیز متفاوتی وجود داره

‫نمیدونم این چیه ولی اگه بتونیم اون دیوارو ‫بلند کنیم... میتونیم متوجه بشیم.

‫یه جور حیات بیگانه

‫به نظر می رسه كه خیلی وقت پیش مرده

‫فسیل شده.

‫انگار از داخل صندلی رشد کرده.

‫استخوانها به سمت بیرون خم شده اند

‫انگار از داخل منفجر شده.

‫معلوم نیست چی به سر بقیه سرنشینا اومده

‫بیاین از اینجا بریم بیرون.

‫هی دالاس.

‫لمبرت بیا اینجا.

‫بجنبین.

‫- چی شده؟ ‫- ببینین نظرتون چیه؟

‫اش اون پیام ‫مادر قسمتی از اون رو رمزگشایی كرده

‫- به نظر نمیاد درخواست كمك باشه ‫- خب پس چیه؟

‫انگار یه پیام اخطاره

‫- من میرم دنبالشون ‫- چه فایده ای داره؟

‫منظورم اینه كه تا تو به اونا برسی ‫خودشون فهمیدن اون پیام اخطاره یا نیست،درسته ؟

‫اون پایین حالت خوبه؟

‫- چیزی می تونی ببینی؟ ‫- یه جور غاره ولی من...

‫نمیدونم ولی مثل اینه كه اینجا منطقه استوایی باشه

‫این دیگه چیه؟

‫حفره كاملا محفوظ نگه داشته شده

‫و پر از چیزهای چرمی ماننده ‫مثل تخم یا همچین چیزی.

‫یك لایه از مه یا غبار تخمها رو پوشونده ‫که وقتی توسط چیزی قطع میشه واكنش نشون میده

‫کین؟ همتون خوبین؟

‫من خوبم.

‫من خوبم. فقط لیز خوردم.

‫ظاهرا کاملا مهر و موم شده

‫یه لحظه صبر کن داره حرکت میکنه

‫به نظر می رسه زنده است... حیات ارگانیک.

‫- اونجایی ریپلی؟ ‫- من همینجام.

‫- خب ریپلی. من در محفظه داخلی دریچه هستم ‫- باشه.

‫تو اونجایی؟ ‫تمیز شدیم حالا بذار بیایم داخل.

‫- چه اتفاقی برای كین افتاد؟ ‫- یه چیزی خودشو بهش چسبوند

‫چه جور چیزی؟ ‫من یه توضیح واضح میخوام.

‫یه ارگانیسم. محفظه رو باز کن.

‫یه لحظه صبر کن ‫اگه بذاریم اون بیاد تو. سفینه ممکنه آلوده بشه. ‫تو که شرایط قرنطینه رو میدونی ،

‫- 24 ساعت برای گند زدایی ‫- اون ممكنه طی 24 ساعت بمیره.دریچه رو باز كن

‫گوش کن ‫اگه قرنطینه رو بشكنیم ممكنه هممون بمیریم

‫میشه این در لعنتی رو باز كنی؟ ‫باید بیاریمش داخل.

‫نه نمیتونم اینکارو بکنم.

‫اگه شمام جای من بودین ‫همین کارو میکردین.

‫این یه دستوره. ‫همین حالا محفظه رو باز کن. میشنوی؟

‫بله.

‫- این یه دستوره! صدامو میشنوی؟ ‫- میشنوم. جواب منفیه.

‫محفظه داخلی باز شد.

‫خدای من.

‫این دیگه چیه؟

این دیگه چیه ؟

چطوری داره نفس میكشه ؟

هنوز زنده هست یا نه ؟

چرا منجمدش نمی كنید ؟

چرا نمیشه منجمدش كرد ؟

اونجا چه خبره ؟

اینجا چه خبره ؟ جنده لعنتی

تو مارو اونجا ول كردی دور انداختی

ریپلی وقتی یه دستوری میدم انتظار دارم كه اطاعت كنی

حتی اگه خلاف قانون باشه ! تو راست میگی

شاید ریپلی یه هدفی داشته كی میدونست كه اون لعنتی چیه

‫چطوری قراره اونو ازش جدا کنیم؟

‫- چطوری جداش کنیم؟ ‫- فقط یه لحظه. میرم یه تعداد ابزار بیارم.

‫خب اگه اینجا یه برش ایجاد کنم.

‫تا سعی کنم یکی از انگشت ها رو ‫از صورتش جداکنم...

‫میخوای چیکار کنی؟

‫انگشت. سعی میکنم این انگشت رو جدا کنم.

‫این گیره رو میذارم اونجا...

‫- داره پوست سرشو پاره میکنه. ‫- میدونم.

‫اون بدون کندن پوست صورتش جدا نمیشه

‫باید یه نگاهی به داخل بدنش بندازیم.

‫چرا منجمدش نمیکنن؟

‫چرا منجمدش نمیکنین؟

‫خب دیگه می تونی ماسكت رو در بیاری

‫- اون چیه پایین گلوش؟ ‫- فکر کنم اون داره به کین اكسیژن میرسونه

‫اونو فلج كرده و به كما بردتش بعدش اونو زنده نگه میداره

‫این چیه دیگه؟

‫- باید اونو ازش جداكنیم ‫- یه لحظه. یه لحظه.

‫نباید شتابزده عمل كرد

‫ما چیزی درباره اون نمیدونیم

‫فرض كنیم كه اون جونور داره به كین اکسیژن میده ‫اگه اونو ازش جدا كنیم ممکنه باعث کشتنش بشه

‫من مایلم شانسم رو امتحان كنم ‫بیا اینو ببریم

‫- مسئولیتش رو قبول میكنی؟ ‫- بله بله. قبول میكنم ‫بیارش بیرون

‫میخوای کجاش اینکارو انجام بدی؟

‫یه برش درست زیر این برآمدگی ایجاد میکنیم.

‫اینجا؟

‫خدای من.

‫اون لعنتی کل بدنه رو سوراخ میکنه.

‫فکر کنم داره بدنه رو سوراخ میکنه. بجنبین

‫از اینطرف

‫طبقه پایین.

‫ایناهاش.

‫نرو زیرش.

‫به نظر میرسه داره متوقف میشه

‫یك نگاهی بهش بنداز

‫برت! خودكارتو داری؟ ‫سریع بدش به من

‫بجنب ! بجنب!

‫مواظب باش روی دستت نریزه

‫متوقف شده

‫من تا حالا چیزی شبیه به این ندیدم ‫به جز اسید مولکولی.

‫حتما به جای خون اسید داره.

‫اون یه مكانیزم دفاعی شگفت انگیز داره ‫كسی جرات كشتن اونو نداره

‫پس چه بلایی سر كین میاد؟

‫بیا اینم خودکارت.

‫- حالا چیکار کنیم؟ ‫- کین رو بسپرین به اش. شمام برگردین سر کارتون.

‫باشه.

‫امتحانش کن.

‫- لعنتی. مطمئن بودم همینه. ‫- دوباره امتحان کن.

‫احساس میكنم یه ماهه اینجا بودم

‫از همون اول نباید تو این مكان لعنتی فرود میومدیم

‫اصلا نباید روی این سیاره لعنتی فرود میومدیم ‫اینو میدونستم

‫خب هرچی زودتر اینو تعمیر کنیم ‫و از اینجا خارج شیم زودتر میرسیم خونه.

‫اینجا مور مورم میشه

‫شگفت انگیزه. اون چیه؟

‫من میگم اون...

‫هنوز نمیدونم.

‫- چیزی میخوای؟ ‫- بله من...

‫یه گفتگوی كوتاه.كین چطوره؟

‫داره مقاومت میکنه.تغییری نداشته

‫و مهمونمون.

‫همونطور که گفتم هنوز دارم بررسی میکنم.

‫ولی مطمئنم اون یه لایه خارجی ‫از جنس پروتئین و پلی ساکاریدها داره.

‫عادت جالبی داره که پوست اندازی میکنه و ‫اونو با سیلیکون قطبی جایگزین میکنه

‫که مقاومت بالایی دربرابر شرایط ‫محیطی سخت بهش میده.

‫کافیه؟

‫زیادم هست.این یعنی چی؟

‫- خواهش میكنم این كارو نكن،متشكرم ‫- اوه ببخشید

‫این یه ترکیب جالبی از عناصره که ‫اونو به یک جونور کوچولوی محکم تبدیل میکنه

‫و تو گذاشتی بیاد داخل.

‫من داشتم از دستور مافوقم اطاعت میکردم. یادته؟

‫اش وقتی دالاس و كین بیرون از سفینه باشن من افسر ارشدم

‫اوه آره. فراموش كرده بودم

‫تو اصول اولیه علمی قرنطینه رو هم فراموش کردی

‫- نه اونو فراموش نکردم. ‫- میدونم. تو فقط قرنطینه رو شكستی.درسته؟

‫تو خودت با کین چیکار میکردی؟

‫خودت میدونی تنها شانس ‫زنده موندنش این بود كه بیاریمش اینجا

‫متاسفانه تو با نقض قوانین قرنطینه ‫زندگی همه رو به خطر انداختی

‫شاید بهتر بود کین رو بیرون از سفینه ول میکردم.

‫شاید من جون هممون رو به خطر انداختم ‫اما این ریسکی بود که مایل به پذیرفتنش بودم.

‫این ریسک بزرگی واسه یه دانشمنده.

‫این موضوع دقیقا برخلاف آیین نامه نیست.درسته؟

‫منم به اندازه تو مسئولیت هام رو به عهده میگیرم.

‫تو كار خودتو انجام بده ‫و بذار منم كار خودمو بكنم،باشه؟

‫- دالاس كجاست؟ ‫- داخل شاتل.

‫دالاس

‫فكر كنم بهتره به وضعیت كین یه نگاهی بندازی

‫- چرا؟ ‫- یه اتفاقی افتاده.

‫- جدیه؟ ‫- جالبه.

‫ریپلی همین حالا بیا درمانگاه.

‫- کجاست؟ ‫- نمیدونم.

‫- باید سعی كنیم پیداش كنیم ‫- بیاین بررسی کنیم.

‫دالاس لطفا مواظب باش

‫ببخشید

‫نه این گوشه نیست

‫یكی از اینارو داشته باش. محض احتیاط.

‫کین؟ دالاس؟

‫حالت خوبه؟

‫- من ندیدمش. اون بالا بود؟ ‫- چی؟ یه جایی اون بالا بود.

‫- خدای من. ‫- میشه اون لعنتی رو بپوشونی؟

‫- زنده است. ‫- این یه حرکت واکنشیه.

‫خوب ما باید به این یه نگاهی بندازیم

‫ببخشید

‫- به نظر میرسه كه مرده ‫- خوبه. بیاین از شرش خلاص شیم.

‫ریپلی... به خاطر خدا ما برای اولین بار ‫ با چنین مخلوقی مواجه شدیم

‫باید با خودمون ببریمش و روش آزمایش بشه...

‫اش شوخیت گرفته؟این موجود خونش از اسیده. ‫كی می دونه كه وقتی میمیره چه کارایی میکنه؟

‫فکر کنم اشکالی نداشته باشه ‫که فرض کنیم که این زامبی نیست

‫دالاس باید ببریمش.

‫فعلا قرار نیست باهاش استیک درست کنم ‫ولی دانشمندمون تویی.

‫- تصمیمش با خودته ‫- دالاس

‫- نمیتونی نظرم رو عوض کنی... ‫- نمیخوام نظرت رو عوض کنم.

‫فقط ازت میخوام گوش کنی...

‫- فقط بهم بگو چطور تونستی تصمیم گیری ‫این موضوع مهم رو به اش واگذار كنی؟ ‫- من فقط مدیر سفینه ام.

‫هر چیزی که ربطی به امور علمی داشته باشه ‫اش حرف آخر رو میزنه.

‫- چطور میشه؟ ‫- میشه عزیزم. چون این چیزیه كه كمپانی میخواد

‫- از كی تا حالا این یه دستورالعمل استاندارد شده؟ ‫- دستورالعمل استاندارد انجام دادن اون چیزیه كه اونا میگن.

‫- تعمیرات به كجا رسید؟ دارن چیکار میکنن؟ ‫- دیگه تقریبا تموم شده

‫- چرا بهم نگفتی پس؟ ‫- هنوز ی چیزایی مونده تا انجام بدیم

‫مثلا چی؟

‫ما در عرشه های B و C کور هستیم ‫و سیستم ذخیره انرژی منفجر شده...

‫مزخرفه. میتونیم بدون اون هم پرواز كنیم

‫- آره میتونیم فكر می كنی این ایده خوبیه؟ ‫- ببین. من فقط می خوام از این جهنم خارج بشم

‫دوباره تو هواکشها گرد و خاک رفته ‫موتور شماره 2 خیلی داغه

‫به خاطر خدا فقط واسه 2 دقیقه روش تف کن

‫موتورها داغ هستن و دارن داغتر می شن

‫موتورخونه. وضعیت قرمزه

‫- یك كیلومتر تا صعود ‫- جاذبه مصنوعی رو برقرار کن

‫- برقرار شد. ‫- دارم تغییر مسیر میدم.

‫گاز "CNG" رو مهار کن.

‫- ارابه های فرود رو جمع کن ‫- ارابه های فرود جمع شدن

‫مثل آب خوردن.

‫وقتی ما چیزی رو تعمیر می كنیم خراب بشو نیست ‫درسته برت؟

‫درسته.

‫به نظرم کاری که باید بکنیم اینه که باید منجمدش کنیم. ‫اگه مریضی گرفته چرا در همون مراحل اولیه متوقفش نکنیم؟

‫- وقتی رسیدیم خونه میتونیم ببریمش پیش دکتر. ‫- درسته.

‫هر وقتی كه چیزی میگه تو میگی "درسته" برت ‫اینو میدونستی ؟

‫درسته.

‫پارکر، کارمندت به خوبی از تو پیروی میکنه و میگه درسته مثل یه طوطی

‫-اینو میگی طوطی؟ ‫-باشه

‫ببند دهنتو دیگه

‫-کین میشه بری به قرنطینه؟ ‫-ما هم میایم

‫-چطوره درباره چیزی‌ که عصبانی تون کرده٬ حرف بزنیم؟ ‫-میشه ولم کنی لطفاً؟

‫بر طبق محاسبات من زمانی که گذشته

‫-کوتاهش کن ، چقدر تا زمین مونده؟ ‫-ده دقیقه

‫-یا خدا ‫-بسیار خوب

‫بله؟

‫-دالاس، فکر کنم باید بری کین رو ببینی ‫-اوضاعش بهتر شده؟

‫-بهتره که تو بری و ببینیش ‫-ما داریم میایم

‫باشه

‫احساست چیه؟

‫-چطوری ؟ ‫-عالیم، سوال احمقانه بعدی ؟

‫ممنونم

‫از سیاره چیزی‌ یادت میاد؟

‫آخرین چیزی که یادت میاد چیه؟

‫خواب های وحشتناک درباره یه چیزی....

‫بیخیال ، ما کجاییم؟

‫همین جا ‫تو راه خونمون

‫برگشت به فریزینوس قدیمی

‫من باید یه چیزی بخورم ‫منم میخوام

‫یه وعده دیگه قبل خواب، ‫من حساب میکنم

‫اینم زنگ تفریح

‫اولین کاری که بعد رسیدن میکنم اینکه ‫یه غذای درست حسابی میخورم

‫میتونم تحملش کنم، غذای بدتر از اینم ‫ خوردم ولی بعدش مزه اش بهتر شد

‫همه چی داره تموم میشه ‫انگار که فردایی نیست

‫من احتمالاً یه چیز دیگه میخورم ‫الان فقط دارم فکر میکنم

‫تو باید بدونی، باید بدونی ‫که از چی درست شده

‫نمیخوام بدونم از چی درست شده ‫من اینو میخورم

‫مشکل چیه؟ ‫غذاش به اون بدی نیست

‫غذا گیر کرده؟

‫چی؟ چی؟

‫جدیه

‫قاشق رو بیار

‫بزار تو دهنش ‫دارم تلاش میکنم

‫وای خدا

‫بهش دست نزن ‫دست نزن

‫دالاس؟ ‫آره

‫خبری بود؟ ‫نه توچی؟

‫چیزی نیست

‫چیزی‌ دیدی؟ ‫نه

‫دریچه داخلی مهر و موم شده

‫کسی نمیخواد صحبتی داشته باشه؟

‫این فقط یه وسیله معمولی مثل همونی ‫که برای حیوانات استفاده میشه

‫یه باتری قابل حمل داره و از جاهای ‫دیگه اینجا عایق شده

‫فقط مطمئن باشید که کسی دستش ‫رو به آخرش نزنه

‫بهش آسیبی نمیزنه ولی ‫حداقلش ما تلاشمون رو کردیم

‫ولی براش درس عبرتی میشه

‫حالا باید پیداش کنیم

‫من فکرشو کردم براش این وسیله ردیابی ‫رو ساختم که اجسام حرکت کننده رو پیدا میکنه

‫محدوده خیلی زیادی رو پوشش نمیده ‫ولی وقتی نزدیکش بشیم آلارم میده

‫چجوری کار میکنه؟

‫تغییرات کوچک در مولکول های هوا

‫یه پیش نمایش به من نشون بده

‫مییینی و دوباره...

‫فهمیدم

‫دو تا تیم میشیم ،منو ، لمبرت و اش ‫ریپلی تو با پارکر و برت

‫هر کسی دیدش بگیرتش و بندازه ‫توی توری که پارکر ساخته

‫پارکر، نمیخوام قهرمان ‫بازی دربیاری، باشه؟

‫بگیریمش، بندازیمش تو محفظه هوا ‫و از شرش خلاص شیم

‫راه ها به عرشه باز اند ‫ازتون میخوام با هم در ارتباط باشیم

‫بریم

‫فکر کردم که ۱۲ تا ماژول رو درست کردیم

‫ ولی نمیدونم چرا اینجوری شده

‫مدار ها حتماً ازبین رفتند

‫خوب ما اینجا چی داریم؟ ‫میشه لطفاً چراغ رو اینجا نگه داری؟

‫باشه

‫نمیدونم این کار میکنه یا نه؟

‫بزارش اینجا ‫باشه

‫عایق رو چکش کن

‫لعنت

‫بر طبق این ،اون ۵‌ متر با ما فاصله داره

‫تغییرات جزیی در مولکولهای هوا، ‫چه هیجان انگیز!

‫توی ۵ متری ماست

‫مراقب باش

‫با اون منو نترسون ‫بچه ها کنار هم باشید

‫چی؟

‫اون توی مخزنه

‫کدومش؟

‫اینجاست٬ بگیرش

‫گرفتم

‫صبر کن

‫بسیار خوب ‫وقتی که من بگم

‫بسیار خوب، حالا ‫آروم

‫نزار در بره ‫داری چه غلطی میکنی؟

‫این گربه هست

‫باید بگیریمش که دوباره اشتباهی ‫با دستگاه شناسایی نشه

‫برو و بگیرش، مرد

‫وقتی گرفتیش ،ما میریم

‫بیا پیشی

‫بیا اینجا پیشی

‫پیشی گه، جونز؟

‫جونز؟

‫بیا جونز

‫جونز؟

‫بیا اینجا پیشی

‫بیا جونز

‫جونز

‫بیا پیشی

‫پیشی

‫بیا پیشی

‫جونز

‫پیشی

‫جونز؟

‫بیا جونز ‫آفرین پیشی خوب

‫بیا عزیزم

‫به این میگن پیشی

‫بیا من بهت آسیب نمیزنم

‫هر چی که بود ، بزرگ بود

‫مطمئنی که به مخزن هوایی رفته؟

‫اون توی کانال های خنک کننده ناپدید شده

‫سوال نپرسید، اون از طریق راه های ‫هوایی جابه جا میشه

‫میخواست برت رو زنده بگیره؟

‫چی؟ ‫یعنی برت زندست؟

‫نه منظورم اینه فکرشو نمیکنم

‫میدونی از این مخزن هوایی میشه ‫به نفع خودمون استفاده کنیم

‫از اینجا خارج میشه و به مخزن اصلی هوا ‫میرسه، فقط هم یه دروازه اصلی داره

‫میتونیم ازش حفاظت کنیم و اونو به ‫طرفش هدایت کنیم و بفرستیمش بیرون

‫این مادر جنده خیلی بزرگه

‫مثل آدم میمونه ‫خیلی بزرگه

‫پسر کین!

‫اش٬ گروه تحقیقات باید کمکمون کنه، ‫چه راهی برای منحرف کردنش هست؟

‫بله خوب با توجه به جو اینجا، ‫و در نظر گرفتن ما به عنوان غذا

‫تنها چیزی که دربارش نمیدونیم گرما هستش

‫باشه گرما چی ؟ اگه تغییرش بدیم چی؟ ‫بیا انجامش بدیم بیشتر حیوانات از گرما ‫عقب نشینی میکنند

‫آره ، باشه پارکر؛ میتونی ‫سه یا چهار تا وسیله آتش افروز بسازی؟

‫به من ۲۰ دقیقه وقت بده، من انجامش میدم

‫پس کی بره به دریچه؟ ‫من میرم

‫نه

‫تو با اش به اولین مخزن هوایی اصلی برید

‫پارکر ، لمبرت شما به دروازه برید

‫من توی اولین اتصالم ‫دالاس، من سر جام هستم

‫پارکر؟ ‫بله

‫لمبرت؟ ‫منم توی موقعیتم، دارم سعی میکنم تو رادار پیدات کنم

‫مخزن هوایی بازه ‫باشه ریپلی

‫آماده ام

‫الان تو رادار میبینمت

‫در ورودی به سومین اتصال رو باز کن

‫خیله خب من دارم میرم

‫ریپلی ‫بله؟

‫حفره های پشت منو ببند

‫دارم میرم

‫دالاس وایستا، فکر کنم تو رادار دیدمش

‫آره تو رادار دارمش ‫کجا؟

‫یه جایی نزدیکه سومین اتصاله

‫باشه دارم میرم

‫درست همون جاست ‫مراقب باش

‫بسیار خوب، به سومین اتصال رسیدم ، ‫میخوام برم پایین

‫چه مرگشه؟

‫دالاس ، یه دقیقه سر جات بمون

‫من سیگنال رو گم کردم ‫چی؟

‫مطمئنی؟

‫مطمئنی اونجا نیست؟ ‫باید یه جایی همون اطراف باشه

‫دوباره چک کن ‫شاید تداخل پیدا کرده

‫مطمئنی که خبری ازش نیست؟ ‫منظورم اینه که اون همونجاست

‫یه جایی همون اطرافه

‫دالاس؟

‫باشه

‫کسی نیست لمبرت؟ ‫من میخوام برم بیرون

‫وای خدا، داره مستقیم میاد طرفت

‫برو ، از اونجا برو بیرون ‫حرکت کن

‫حرکن کن دالاس ‫برو

‫نه از سمت دیگه

‫دالاس؟

‫نه ‫آروم باش ٬دالاس؟

‫ما اینو درازکش پیداش کردیم

‫اثری از خون نیست

‫نه دالاس

‫هیچی

‫نمیخوام کسی هیچی بگه ‫دارم فکر میکنم

‫اگه کسی ایده ای نداره ‫ما با نقشه دالاس پیش میریم

‫بعدش چی؟ مثل بقیه بمیریم؟ ‫تو عقل نداری

‫تو ایده بهتری داری؟ ‫من میگم سفینه رو ول کنیم بریم

‫ما با سفینه نجات درمیریم و شانسمون رو ‫امتحان میکنیم تا سرآخر یکی پیدامون کنه

‫سفینه برای چهارتا جا نداره ‫خوب پس چرا قرعه نندازیم؟

‫من نمیخوام قرعه بندازم ‫میخوام برم اون موجود لعنتی رو بکشم

‫خوب چطوره بکشیمش ،ما میدونیم که با مخازن هوایی جابه جا میشه

‫میشه به من گوش بدی پارکر؟ ‫خفه شو

‫ببینم چی میگی ،میشنوم

‫اون از راه های هوایی جا به جا میشه ‫این رو نمیدونیم

‫این تنها راهه ‫ما باید جفتی کار کنیم

‫ما قدم به قدم میریم و هر سوراخ و ‫محفظه ای رو میگردیم

‫تا به گوشه ببریمش و از سفینه ‫بندازیمش بیرون

‫این برات قابل قبوله؟

‫اگه کشتن منظورته، آره

‫مطلقاً معنیش کشتنه

‫اما ما باید با هم بمونیم

‫اسلحه هامون چطوره ؟ ‫خوبه فقط این یکی باید پر بشه

‫میشه لطفاً بیاریش؟

‫اش باهاش برو ‫نه خودم از پسش برمیام

‫دنبالم نیا

‫اش؟

‫تو یا مادر نظری ندارید؟

‫نه، ما هنوز در حال تطبیق ایم

‫تو چی ؟ ‫در حال تطبیقی؟

‫باورش خیلی سخته

‫ازم میخوای چیکار کنم؟ ‫هیچی ، کاری رو که همیشه میکردی

‫من الان به مادر دسترسی دارم و خودم ‫جواب سوالامو میگیرم

‫بسیار خوب

ناتوان از جواب دادن

رابط 2037 آماده برای پرسش درخواست توضیح درباره ی ناتوانی علم در خنثی کردن بیگانه

قابل مشاهده فقط توسط افسر علم (افسر علم:اش)

در خواست بهبود عدم وجود بهبود دستور ویژه 937

فرمان اظطراری لغو 100375 دستور ویژه 937 چیست؟

تغییر مسیر نوسترومو به مختصات جدید بررسی شکل زندگی، نمونه جمع آوری شده

سایر ملاحظات در اولویت ثانویه خدمه پرخرجند. (خدمه بی مصرفند بیخیالشون)

اولویت اول (مطمئن شدن از بازگشت ارگانیسم(نمونه برای تجزیه و تحلیل

‫یه توجیهی براش وجود داره میدونی

‫نمیخوام توجیه مزخرفت رو بشنوم

‫پارکر؟لمبرت؟

‫اش

‫درو باز کن

‫اش

‫در رو باز میکنی؟

‫بزار بیام داخل

‫چه غلطی داری میکنی؟

‫بلندش کن

‫اون آدم ماشینیه!

‫یا عیسی...

‫اون یه رباته ‫اش یه ربات لعنتیه

‫خدا

‫کثافت

‫کمکم کنید خاموشش کنم

‫وای خدا

‫یا خدا

‫چرا سازمان برامون ربات فرستاده؟

‫او می‌خواستند از بیگانه به عنوان ‫اسلحه استفاده کنند

‫او تمام مدت داشت ازش مواظبت میکرد

‫وصلش میکنی؟ ‫نمیدونم...

‫چون شاید بدونه چطوری بکشیمش

‫اش٬ صدامو میشنوی؟

‫اش؟

‫صداتو میشنوم

‫مأموریت ویژت چی بود؟

‫تو میدونی ، فکر کردم برات قابل فهم بود

‫چی بود؟ ‫برگردوندن شکل زندگی قبلی، اولویت اول

‫همه اولویت های دیگه باطل اند

‫سازمان لعنتی، چی به سر جونمون میاد٬ ‫مادر جنده؟

‫تکرار میکنم، بقیه اولویت ها باطل اند

‫چطوری بکشیمش؟ ‫باید یه راهی باشه

‫چجوری انجامش بدیم؟ ‫تو نمیتونی

‫مزخرفه

‫هنوز تو نمیدونی که با چی ‫سروکار داری؟

‫موجود کامل

‫یه ساختار کامله با یه ذره خصومت

‫تو ستایشش میکنی

‫من خلوصش‌ رو ستایش میکنم

‫یه بازمانده...

‫بی ادب با وجدان ، احترام

‫یا توهمات اخلاقی

‫ازش زیادی شنیدم و ازت ‫میخوام که اتصال رو قطعش کنی

‫آخرین کلام

‫نمیتونم درباره شانست دروغ بگم اما...

‫تو همدردی منو داری

‫ما سفینه رو نابود میکنیم ‫و با سفینه نجات میریم

‫سفینه رو میترکونیم ‫خوبه

‫بیا

‫وقتی داریم اتصال رو جدا میکنیم ‫چه قدر قبل از انفجار سفینه وقت داریم؟

‫ده دقیقه ‫مزخرفه

‫اگه تا ده دقیقه از اینجا بیرون نریم ‫دیگه نیازی به خروج نداریم

‫ما به خنک کننده برای ‫سیستم هوایی نیاز داریم

‫شما دو تا برید سراغ خنک کننده و ‫منم میرم سراغ سفینه نجات

‫هفت دقیقه بهت وقت میدم

‫بیاید اینجا و منم اتصال رو میبندم ‫و اونو می‌فرستیم فضا

‫حاضری؟ ‫مراقب خودت باش

‫هفت دقیقه

‫آروم باش

‫جونز؟

‫خوب، بطری ها رو چک کن

‫جونز

‫چطور پیش میری؟ ‫خوبه

‫باشه ادامه بده

‫جونز؟

‫پیشی پیشی

‫بیا جونز

‫جونز

‫بیا اینجا پسر

‫پیشی خوب

‫جونز

‫جونز

‫بیا اینجا عزیزم

‫جونز

‫لعنتی

‫الان دارمت

‫بیا عزیزم، پیشی خوب

‫وای خدای من...

‫از سر راه برو کنار ‫نمیتونم

‫از سر راهش برو کنار! ‫اون ما رو میکشه

‫نمیتونم!

‫به خاطر خدا از سر راه برین کنار ‫پارکر؟ لمبرت؟

‫از سر راه برو کنار

‫لمبرت؟ ‫لمبرت؟

‫کارتو میسازم!

‫پارکر؟

‫خطر

‫سیستم اضطراری تخریب خودکار فعال شد

‫سفینه در ده دقیقه دیگر منفجر خواهد شد

‫پنج دقیقه تا لحظه خنثی کردن ‫عملیات انفجار باقی است

دالاس؟

برت

منو بکش

منو بکش

‫سه دقیقه تا لحظه خنثی کردن ‫عملیات انفجار باقی است

‫یک دقیقه تا لحظه خنثی کردن ‫عملیات انفجار باقی است

‫29, 28,

‫27,

‫26, 25,

‫24,

‫23, 22,

‫21, 20 ثانیه

‫19, 18,

‫17, 16,

‫15, 14, 13,

‫12,

‫11, 10 ثانیه

‫9, 8,

‫7, 6,

‫5, 4,

‫3, 2,

‫1.

‫عملیات انفجار سفینه متوقف شد

‫مادر! من سیستم خنک کننده رو ‫دوباره راه اندازی کردم

‫مادر!

‫سفینه در طی ۵ دقیقه در زمان تی ‫خود به خودی نابود خواهد شد

‫کثافت

‫لعنتی

‫جونز

‫میدونی که باید تا یک ‫دقیقه دیگه سفینه رو ترک کنی

‫سفینه تا یک دقیقه دیگه به صورت ‫خودکار نابود میشه

‫30 ثانیه تا موعد

‫29, 28,

‫27, 26,

‫25, 24,

‫23, 22,

‫21, 20 ثانیه

‫19, 18,

‫17, 16,

‫15, 14,

‫13, 12, 11,

‫10 ثانیه

‫9, 8,

‫7, 6,

‫5, 4,

‫3, 2, 1.

‫گرفتمت

‫مادرخراب

‫بسیار خوب

‫باشه منم خوشحالم دیدمت

‫همه چی مرتبه

‫بیا

‫تو ستاره شانس منی

‫خوش شانس ، خوش شانس، خوش شانس

‫باشه

‫بیا

‫تو باعث شانس منی

‫تو...

‫ستاره شانس منی

‫تو ستاره شانس منی

‫تو شانس منی

‫آخرین گزارش از سفینه فضایی تجاری ‫نوستراموس،

‫افسر سوم گزارش میده

‫بقیه افراد خدمه...

‫کین، لمبرت ، پارکر، برت، اش‌ و ‫کاپیتان دالاس از بین رفتند

‫محموله و سفینه نابود شدند

‫باید تا ۶ هفته به مرز برسم

‫با کمی شانس شاید ‫سازمان منو پیدا کنه

‫ریپلی هستم آخرین باز مانده نوستراموس

‫پایان پیام

‫بیا گربه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.