Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تبدیل زیرنویس از هارد ساب : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani
باز همان خواب دیدم
راز پشت خوابی که دیدم نمیتونم ببینم
صحبت های شیخ یادت میاد کدامش
وقت تمامه باید برگردم کایسری چکار دارید
یک انسان با دانش شدى جلال الدين
میوههای علم تو داری برداشت میکنی
دلیلی برای ماندن ندارم برای همین میروم
حالم را به تو و قلمم را به خداوندگار میسپارم
در باز کنید
بزار بروم
به رفتنت راضی شدم نشدی برای همین نمیتوانم بروم
تو رو خدا بزار برم شاید اگر نزاری بروم اون نمیاد
کی میخواد بیاد - یک شیر به این شهر میاید
در یک شهر دو شیر جا نمیشود
برای همین میروم
من میروم که اون بتواند بیاید
حالا بهم بگو به رفتنم راضی هستی
راضیم
شاید دلیل این خواب ها آمدن شیر هست شاید راز دیگری هم دارد
شیخ ما گفته بود در یک شهر دو شیر جا نمیشوند
اون رفت شما یک شیر شدید
اگر اون آمده باشه حتما دو شیر رو به رو خواهند شد
در یک شهر دو شیر نمیشود برای همین خون کی ریخته میشه و این خون روی کی خواهد ریخت
میشه ببینم
كيميا.... خانمم خوبی
كيميا من ببريد خونه - من بگیرید
خضر هستی
من خضر باشم
موسى من کجاست
تو خضر باشی موسی تو پیدا میکنی
تو خضر باشی موسی تو پیدا میکنی
اروم باش
برو حکیم صدا کن - چیشده
میدونستم که نمیگفتم حکیم بگی بیاد
اول نوشتههای عطار بخوانیم و بعد شرح بدهیم
هرکی در دریا اتحاد غرق بشود اون هرکی میخواد باشد اون آدم نشده است
میخواد فرد مهمی باشد یا ناقصی
هر کسی خورشید گمشدهای در عالم داشته باشه در نهایت روزی میاید و بر روی آن میتابد
هر کسی خورشیدش پیدا کند بداند از خوب و بد رهایی میابد
تو
تو
تو
و تو
برای تو هر خوبی و بدی وجود دارد اگر تو غیب بشوی همه چیز پوچ و بیهوده هست
اگر تو در خودت باشی فقط خوب و بد میبینی اینطوری را هم طولانی میشه
تو اول نبودی
در وجود خود باقی ماندی
کاش مثل روز اولمان میماندیم (عالم زر)
یعنی وجود نداشتیم نیست میبودیم
عاری از تمام خوی های بد
بعد از آن
خاک بشو
شنیدیم که
آقا زاهد عابدی هستند
اگر اینطور هست سوالی بپرسیم و جهالت ما رفع کنید - چه سوالی هست
حضرت محمد بزرگتر هست یا بایزید
این چه سوالی هست
البته که حضرت محمد
پس چرا حضرت محمد میگفت خدایا ما بندگان خوبی برای تو نبودیم ولی
بایزید بسطامی میگفت من بپرستید چون در سینه من چیزی جز خدا نیست
پولت نمیگیری
پول تو از گلوی ما پایین نمیرود
چرا
پول آدم کوری که خودش زاهد میدونه
حلال نیست
این کیه -گفته بود کی هست ولی نمیدونم بگم یا نه
بگو کی هست - خضر هست
مهمان دارید منتظر شما هستند
کی هست - شیخ ادبالی و حسام الدین
شيخ بنظرتون درسته این با مولانا در میان بزارید
شيخ بنظرتون درسته این با مولانا در میان بزارید
حسام الدین تو میخوای بگی من اشتباه میکنم نه حتی بهش فکر نکردم
ولی نمیتونم مطمئن بشم - پس تسلیم باش
ببینیم این تسلیم بودن ما به کجا میبره
سلام علیکم علیکم سلام... خوش آمدید صفا آوردید
خوش باشید
تا به الان درباره شما چیزای مثبتی شنیدیم ولی تا الان اشنایی قسمت نشد
الان قسمت شد بیاییم - خوشحال شدم
ولی دلیل دیگه ای هم داره مگه نه؟
درسته بله بخاطر یک دعوت به کونیا آمدم
ما وقت کردیم با کسی که دعوت مون کرده صحبتی بکنیم
ایشون از من خواسته ای داشتند میخواهند با دخترم ازدواج کنند
کی هست امیر اصفهانی
نمیتونم تصمیم بگیرم شما اصفهانی چطور میبیـنید
میخوام بپرم ولی اجازه نمیده میتونم برم
اره ولی مواظب باش - باشه
قبل پریدن یکم شربت بخوریم
علاء الدين
علاء الدين
نخور
خوبی؟ خوردی
خوبی
10کارهای دولتی در دولت کارهای مدرسی در مدرسه
برای کارهای دولتی قلبم بسته هست.... چرا چون باید با عقل پیش برد
قلب با ایمان
اما اگر بازم ازم توصیه ای میخواهید
میگم منتظر بمونید - منتظر چی بمانم
اون ببینید متوجه میشید منتظر چی بودید
باشه اگر اینطور بشیم ما هم میگیم چیزی که شیخ ادبالی دنبالش بوده چیز با ارزشی نبوده
اما اگر متوجه بشید چیزی که منتظر بودید اون هست
اون موقع یعنی تمام شدن یکی چیزی و طلوع چیز جدید نزدیک هست
ايو الله
عمر ببرید - اینطوری نمیتونیم..... اون نباید بمیره
راهی پیدا کنید زودباشید
افسون خانم
اینهایی که خواندید برای یک فانی هست و وقتی تو اینها خواندی یعنی فانی به باکی رسیده
اما چون بی سر صدا بوده گفتم اینها با حکمت برام نوشته
Aتا وقتی تو دیدم متوجه شدم این چشم ها چیزی ندیدن
بعد از رو به رو شدن با تو اولین چیزی که توجه ام جلب کرد افسون چشمات بود
وقتی درد دوری از اون چشم ها میکشیدم از طرفی هم در آرامش بودم
با برادرانی که مادر پدر ما باهم فرق داشت ولی در این راه مقدس باهم جنگیدیم و جان دادیم
با همه برادران از این جنگ به آن جنگ رفتیم از خدا میخواهم ما پیروز کنه
و میدونم خدا همیشه با ما هست
تا مجنون نشی نمیتونی فرهاد ببینی
قلبم درگیر عشقی شده که هم فرهاد شدم هم مجنون
هم شیرین شدم هم لیلا ولیکن وصلت ما قسمت نبود
این نامه فرستادم که در های قلب تو زنجیر نبندی
خدا شما هم در این دنیا و هم اون دنیا به وصلت برساند
عمر اتبابک
یک راهی پیدا کن دشمن به عقب بفرستیم
با دعا نمیتونی بجنگی میخوای برنده بشی باید دعا فراموش کنی
راه شکست دشمن ها پیدا کردی
از باهم بودن زوج به وجود میاد؟
در معنا یا ماده؟
معنا
اونجا نمیشود
ولی از زوج بودن اتحاد به وجود می اید
عاليه
به سوال پرسیدن ادامه میدی یا میگی کی هستی
آدم های کونیا عجیب هستند ما در تبریز
چهل روز و چهل شب با کسانی که سر سفره ما نشستند صحبت میکنیم
نمیپرسیم کی هستند
از صحبت شما مشخصه تبریزی هستید از لباس تون هم معلومه تاجر هستید
من تاجر نیستم
چرا مثل تاجرها پوشیدید - اینم راز ما باشد
اجازه بدهید یک سوال دیگر دارم ال دیگر دارم
بفرمایید
عالم ترین آدم این کونیا کی هست اسلام ان - نظر مردم یا من؟
تو
تو
مولانا جلال الدين
نظر مردم؟ - مولانا جلال الدين
اون صدر الدین خواهید دید ولی بخواهید هم نمیتوانید
چرا نمیتوانم به بغداد رفتند
اونجا زندگی میکنند
پس
مولانا بالاتر از صدرالدین میبینی
حاشا همچین چیزی نگفتم پس چرا قبلش اسم مولانا گفتی
من تابع اون هستم
پس مولانا شیخ تو هست - درسته
بهت چی یاد داده از کی یاد داده
تو خواندن نوشتن بلد نیستی
پس
شیخ مولانا کی هست
سعيد بورهان الدين ترنوزی و پدرش
بها الدين
اگر در مدت طولانی در آتش بزاری
صورت آن سرخ نمیشود؟
TURKDLASLI@ : کانال تلگرام
اصفهانی آمدند - بیاد داخل
سلطانم من
یکی یا کسانی من و پسرم
صاحب بعدی تاج تخت خواست بکشد
بعد همچین چیزی عمل میخوام نه حرف
سلطانم - جز یک نفر نمیخوام به حرف دیگری گوش بدهم
کسی که میخوام حرفش گوش بدهم کسی هست که اون زهر میخواست بدهد بخورم
میخوام چشمای اون ببینم میخوام اسمی که اون میده بشنوم
حالا اون بهم بدید اصفهانی
سلطانم
حرف های من به شما نباید کسی بداند چشم -
باید یکی برام پیدا کنید ولی باید زود انجام بدید
پیدا کردینش به قیمت جون تون ازش محافظت خواهید کرد چشم سلطانم
چطور هستی خانم - خوبم کیمیا
خوبم
کی زنه رفت - خیلی نیست
چرا میخندی
كریمان من میکشد
چیزی نمیشه بگو
من بلند كن
بگو چرا میخندی - مژدگونی چی میدید
بگو چی میخواهی
تبسم صورت شما کافی هست چیز دیگه ای نمیخواهم
بگو
زنه گفت حامله هستید
كيميا
بهترین خبر بهم گفتی
امیدوارم خبری که دوست داری بشنوی - آمین
خانم کجا... منتظر خداوندگار باشم - خیلی تا شب مانده
اشکال نداره منتظر میمونم
سلطانم طبق درخواست شما هر کسی در اشپزخانه بود بازجویی کردم گفتند کسی جز خدمتکارها داخل نیامده
اگر وقت بیشتری بهم بدهید خائن پیدا میکنیم
سلطانم
تمام افراد عمارت جمع کنید چشم
شما هم بمونید
آمدنش و رفتنش عجیب بود
ولی اینکه خواست عالم ترین آدم کونیا بشناسه مشکوکم کرد
اون شیر همون هست
لباسش مانند تاجرها بود
پس بریم خودمان ببینیم سوال بپرسیم
ولی نه ردی ازش هست نه خونه ای داره
تاجرها کجا میمانند
کاروانسراها
فهمیدیم که قدرتمندترین زهر در این شهر تو درست میکنی
درسته سلطانم
برای یک نفر هم این اواخر یک زهر آماده کردی
از کسایی که از تو پرسیدند هم اینطور گفتی
بله گفتم
کی این زهر از شما خواست
نه اسمش گفت نه صورتش نشان داد
ولی چیزی گفت که از گفتن میترسم - نترس بگو
بهت چیگفت
بهم گفت من سایه شیطان هستم
پس سایه شیطان حتی خود شيطان وارد عمارت شده
اونم با زهری که تو درست کردی
هر زهری آخرش صاحب خودش میکشه
قلب کسی که زهر آماده میکنه به اندازه کسی که ازش استفاده میکنه خطرناکه
سلطانم هرکاری ازم خواستند انجام دادم - درسته
چون خیلی قوی بود بیشترم گرفتی
زهر تو داشت من و پسرم میکشت - سلطانم
من همچین چیزی نمیخواهم
اتش ذاتش سوزاندن نیست ولی هرکسی بهش دست بزنه میسوزانه
تو به اتیش دست زدی
پس خودت خواستی بسوزی
جلادها بیایند
سلطانم بهم رحم کنید تو رو خدا
سلطانم رحم کنید بهم
بهم رحم کنید
این کار شما نه عالیجناب جنت مكان كيقباد و نه کیخسرو این کار را کرده است
صاحب تاج تخت شدن
شیرها مانند انسان ها دو جنس دارند
یکی مرد هست یکی زن
یکی وجودش کافیهست
اون یکی پنجه اش
جلوی پنجه من نیا
سلطانم نمیخوام بمیرم بهم رحم کنید التماس میکنم
سلطانم نکنید التماس میکنم
بهم رحم کنید
خسته نباشید
اینجا یک تبریزی هست کجاست بالا
ممنون
مولانا جلال الدين
شنیدم که مولانا جلال الدين عالم ترین فرد این شهر هست
پس به این سوالم جواب بدهید
حضرت محمد بزرگتر هست
یا بایزید بسطامی
مصطفی(ص) بالاتر از همه تمام پیامبران هست
پس چرا وقتی حضرت محمد میفرمود خدایا ما بندگان خوبی برای تو نبودیم
بايزيد بسطامی میگفت من بپرسید چون در سینه ام کسی جز خداوند نیست
بایزید بسطامی از عالمان بالا مرتبه هست
ولی وقتی به مقامش رسید نشست ولی رسول اکرم هر روز مقامش بالاتر میرفت
وقتی میدید هر مقامی که میاد از قبلی پایین تر هست
برای همین استغفار کرده هست که خدایا من را ببخش
ما انطور که باید تورا نشناختیم
بفرما مهمان ما باش - میشیم
میشم ولی
قبل از مهمان کردن من باید یک چیزی بدانی
چیهست
اوستایی که این درست کرده تمام مهارتش نشان داده
کاری که ازش انتظار میرفت انجام داده
داخلش هم پر هست
اگر با تو بیایم
حال تو اینطور میشود
حالا بهم بگو مولانا
هنوز میخوای با تو بیام هنوز من دعوت میکنی
تبدیل زیرنویس از هارد ساب : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.