Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ما را از طریق کانال تلگرامی ِ *** ناسینما *** دنبال کنید http://Telegram.me/NAcinema
یک عاشقانه ی بیرحم
برمبنای نمایشنامه ی ( دختر ِ بی جهیر) از آلکساندر آستروفسکی
نویسنده و کارگردان الدار ریازانف
موسیقی : آندری پترف
آلیسا فرندلیخ در نقش اگدالف
لاریسا گزیِوا در نقش لاریسا
نیکیتا میخالکف در نقش پاراتف
آندری میاگکف در نقش کاراندیشف
الکسی پترنکو در نقش کنارف
ویکتور پروسکورین در نقش وژواتف
مـــعـــرفـــی ، انتـــخــاب فـــیـــلـــم و تـــــرجــــمــــه
MAZDOSHT / مزدُشت
داشتم رود ولگا رو تحسین میکردم هیچوقت از نگاه کردن بهش خسته نمیشم
باعث افتخار بود اگه فردا با من میومدین تئاتر
دارن کامیل رو اجرا میکنن به کارگردانی ِ مادام اسملس کایا
ممنون ولی من و مادرم جایی دعوتیم
میشه بپرسم کی دعوتتون کرده؟
آقای پاراتف
پاراتف؟ شما هم میرین؟
معلومه که میریم
دختر دومم داره میره مطمئن باشین ازش مراقبت میشه شاهزاده
اصلا خودتونو نگران نکنین
من کل تفلیس رو پیش پای دخترتون میریزم
حالا این قفقازیه از کجا اومده؟
یه افسره آوردش به خونه ی اگودالف
به محض اینکه پرنس کوچولو ، الگا رو دید زانوهاش سست شد
دوهفته دستشو میذاشت رو دشنه ش مبادا کسی به دختره نزدیک بشه
مامان جون منو کجا داری میفرستی؟
همه چی درست میشه
اون یه نجیبزاده ست و عاشق توئه
اون یه غریبه ست ، خودم میدونم کاریش نمیشه کرد عزیزم
بین خودامون کسی نیست که ترو بدون پول بخواد
اوه مامان- درست میشه-
کجا داری میری جناب؟- عجله دارم جانم -
اما نمیتونین ! واستین ! این کار قدغنه
کجا داری میری جناب؟
بایست
اجازه ندارین تو اسکله اسب سواری کنین
باید منو ببخشین دیرم شده اسبمو بگیر
شرمنده ، شرمنده
صبح به خیر خانم ها و آقایون
متاسفم دیر کردم خاله تبریک میگم
امیدوارم خوشبخت بشی- ممنون سرگئی سرگویچ -
چرا حسادت میکنی؟
یه سوارکار محشر( گرجی ها معروف به سوارکارن) مثه تو داره همچین دختر محبوبی رو از ما میگیره
اون افراد احمق و مست من گذاشتن تزارویچ گیر کنه تو زمین
سه تا یدک کش آوردیم بکشیمش بیرون اما انجامش دادیم
من همیشه رو ی اسکله احساس غم میکنم بقیه ی مردم میرن اینور اونور و من پشت سر جا می مونم
میخوای ببرمت یه جایی؟
همین الان فقط یه کلمه بگو
تو کلا خل هستیا
بیا دیگه ، ذهنتو یه جلایی بده جراتشو نداری؟
همه از ساحل فاصله بگیرن
چرا داری گریه میکنی مادر؟
برای دیدن ما بیا تفلیس
منو فراموش نکن
حتما برام نامه بنویس ، الگا
برام نامه بنویس لاریسا
تو خونه ی ما همیشه برای همه تون اتاق هست
سرگئی سرگویچ ( پرستوی) شما داره پهلو میگیره
قشنگه ! علاقمند به فروشش هستی؟
هیچوقت! پرستو ی من تو ولگا سریعترینه
سرعت میخوای چیکار؟ تو فقط بار جابجا میکنی
برنامه دارم به جز محموله های دریایی خدمات مسافری هم اضافه کنم
بله با پول میتونی تجارت خوبی راه بندازی ...خوشبخت مردیه که
سرمایه ی زیاد داره
جدیدا دارم کتاب ( پلوتارک جدید ) یا ( زندگی زنان بزرگ) رو میخونم
لاریسا دمیتریونا میشه برام توضیح بدی
چرا زن ها معمولا مردای شیطان صفت رو
به اونایی که نجیب هستن ترجیح میدن؟
منظورت شخص بخصوصیه؟
نه فقط کنجکاو بودم
خواهش میکنم لاریسا دمیتریونا
بکش عقب تر بیا نزدیکتر
بیانزدیکتر- برو جلو گفتم-
فقط یه راه برای انجام دادنش هست
انجام شد
بهم اجازه بدین لاریسا دمیتریونا
ممنون سرگئی سرگویچ
مواظب باش نگاش میکنی گردنت نشکنه
اون مرد بدردت نمیخوره هرچند ممکنه سرگرمت کنه
هیچ خوب نیست که زل میزنی یولی کاپیتانویچ اون به تو تعلق نداره
خب بدرود آقایون- موفق باشی -
پاراتف دوست داره با مْد زندگی کنه
در مورد بقیه ی چیزا مطمئن نیستم ولی اهل مُده
باز کم تحویلم دادی
همه ی پولاتو نگه داشتم مامان
ده کوپک کم دادی
اوه مادر نذار این چیزای جزئی ناراحتت کنه
قیمتا تو بازار سر به فلک کشیده
تو نمیخواد راجع به بازار به من درس بدی
من خودم باز میکنم
چرا سعی نکردی چونه بزنی؟ به غرورت برمیخورد؟
اومدم ! همه بی طاقت شدن
خاریتا ایگناتیونا حالتون چطوره؟
تولد دخترتونو تبریک میگم
وقتی تلگرام ها رو دسته بندی میکردن من اونجا حاضر بودم ...بفرماین اینم
این از طرف آنا ست تو مونت کارلو
و الگا تو تفلیس حتما برای تولد لاریسا ست
خودم شخصا آوردمشون تا مطمئن بشم دیر نمیشه
پس لاریسا دمیتریونا کجاست؟
سرش خیلی شلوغه برای شام منتظرت بودیم
اینجا خواهم بود خب خداحافظ
از طرف الگا برای تولدته- آه بذار ببینم -
همه شون بسلامتی رسیدن خونه و اینم از طرف آناست
از مونته کارلو یه سالی بود ازش نامه ای نداشتیم
مامان گرفتار شدم
شوهرم به تقلب تو قمار متهم شده
ما هیچ پولی نداشتیم که هزینه ی هتل بدیم یا بتونیم برگردیم خونه
میشه 700 روبل برامون بفرستی؟ کمک مون کن التماس میکنم . آنا
باورم نمیشه
مطمئن بودم که با یه خارجی باشه شانس نصیبش میشه
اون فقط یه آدم حقه بازه
چرا سر ِ خونه یه وام نگیریم؟
!دختر باهوش من سالها پیش این کارو کردم
از همونجاست که پولمون اومده دیگه ...هفتصد روبل
بفرما - ممنون آقای وژواتف -
واسیلی دانیلویچ
ماکی پارمیونویچ صبح بخیر قربان
اون قایق رو داری به قیمت خوبی میخری
بله قیمتش خوبه
خب خرید کردن بدرد نمیخوره مگر اینکه بتونی به قیمت خوب خرید کنی
امشب پیش اگودالوف ها همدیگرو می بینیم؟
بله خاریتا ایگناتیونا منو دعوت کرده
پس بریم ماکی پارمینویچ
دختر جذابیه میتونه آواز بخونه و ساز بزنه
کاری میکنن اونجا احساس آزادی کنی
همه جور آدمی میاد پیششون
وقتی ملاقاتت میکنن سعی میکنن بکِشنت به گفت و گو
برای لاریسا یه کادو خریدم
گرون بود؟- پونصدتا-
خب حالا که قایق رو ارزون خریدی میتونی یه کادوی گرون تهیه کنی
دیر کردم؟- بله دیر کردی -
تولدت مبارک لاریسا دمیتریونا
بابت دیرکردنم عذر میخوام مدیرم باعث تاخیرم شد
خوش اومدی کتت رو دربیار - خیلی خیلی ممنون -
خاریتا ایگناتیونا تبریک میگم
...مدیرم
بسلامتی جواهر شهرمون لاریسا دمیتریونا
به سلامتیت
شنیدم لاریسا دمیتریونا صدای قشنگی داره لطفا برامون بخون
با کمال میل آقایون اما الان نه یه کم بعد
خیلی خب منتظر می مونیم اما ما بدون آهنگ نمیریما
لطفا از خودتون پذیرایی کنید خانم ها و آقایون
...داشتم بهش میگفتم
از واسیا بابت کادو تشکر کردی؟
ممنونم . خیلی چیز خوبیه- قابلی نداره واقعا-
قابلی نداره؟ میدونی کادویی مثل این قیمتش چنده؟
دوست دارم پیشنهاد کنم به افتخار شما بنوشیم
آقای کاراندیشف این درخواست مودبانه ای نیست لاریسا دمیتریونا گرفتاره
...و بعدش اون کتابشو برای سواره نظام باز کرد
بعدش خیلی بامزه ست بعدا برات تعریف میکنم
به مهمونامون برس
بازم شامپاین بیار
مهمونای عزیز لطفا میوه میل کنید
...ماکی پارمینویچ
میخوام یه کادوی خیلی خوب به دخترم بدم
اما قیمتش خیلی بالاست واسه من زیاده
چند هست؟
قیمتش 500 روبله
کاشکی 700 روبل بود
درباره ی دخترت چی فکر میکنی؟ چه جور دختریه؟
واقعا در این مورد مطمئن نیستم بهتره خودت قضاوت کنی
لاریسا یه دختر عادی و سربه زیر نیست
نه
اون نازک طبعه - فکر کنم حق با شما باشه -
اون برای درخشیدن بدنیا اومده - بله برای درخشیدن-
من هیچوقت کلمات مناسبی پیدا نمیکنم تا بقدر کافی ازت تشکر کنم
حرفشم نزن
اوه خدایا منو ببخش این کارو واسه خودم نمیکنم
امروز تو دادگاه یه دوبیتی بانمک شنیدم
مستخدم دادگاه می گفتش
بدزد همه چی رو از دَم گناه نداره ، گفتم
گیر که بیفتی اما اونوقت میشی متهم
آره ، وقتی لباس پوشیده بری دادگاه لخت میای بیرون
و بدون کفش
من هیچوقت رشوه قبول نمیکنم
پس فقط با حقوقت زندگی میکنی؟
هیچوقت کسی بهت پیشنهاد رشوه نمیده شغل تو اصلا سودی توش نیست
...اگه بهت پیشنهاد دادن و تو قبول نکردی اونوقت
کجا داری میری؟ همین الان رفتارتو درست کن
سرگئی سرگویچ بالاخره اومدی عزیزم
خانم ها و اقایون عصر بخیر
سلام به تو سرگئی سرگویچ- سلام-
لطفا بیا تو
...خانم ها و آقایون دوست داشتم پیشنهاد بدم بنوشیم به سلامتی
صبر کن
تبریک میگم
میخواستم این یادگاری کوچیکو ، خودم بهت هدیه بدم
تولدت مبارک
ممنونم
پسر کاردرست خودمونه همیشه ما رو سورپریز میکنه . یه پیک بزن
قدردانی تو نشون بده
بیاین بنوشیم برای لاریسا خانم ها و آقایون
اوه این یه سورپریز واقعی بود
قول دادی برامون آواز بخونی شک ندارم همین الان وقتشه
...اگه شما هم بخواین
یه لطفی در حقمون بکن
راحت باشید خانم ها و آقایون
نوازش شده توسط پارچه ای مخملی
از رویاهای دیرین روحی را بیرون میکشم
این چه بود؟ تا حالا چه کسی برده؟
و چه کسی گم شده؟ و چه کسی گم شده؟
وقتی دوباره به تمامش فکر میکنم
دوباره زیستن با دردی که کائنات فرستاده اند
قسم به او که حتا نمیتوانم اسمش را ببرم
قسم به او که حتا نمیتوانم اسمش را ببرم
اصلا عشقی در کار بود؟
چه کسی صیاد است و چه کسی شکار؟
این نقشه ای شیطانی بود
و گربه ی خرخروی تمام خاکستری
چه چیزی میتواند در آن دیده باشد؟ چه نشانه ای؟
در آن دوئل مصالحه ناپذیر
عاقبت چه کسی دست بالا را داشت؟
قلب چه کسی؟ تو؟ من؟ تجدید نیرو کرده بود
قلب چه کسی؟ تو؟ من؟ تجدید نیرو کرده بود
و دیوانه وار جلوتر از همه میتاخت
و با این حال آیا واقعا اینگونه بود؟
این چه اشتیاقیست چه افسوسی ست؟
آیا قرار بود برنده شوم؟ نمیدانم
آیا قرار بود برنده شوم؟ نمیدانم
یا شایدهم شکست من بوده
یا شایدهم شکست من بوده
آفرین
این دختر باید از هر نعمتی برخوردار باشه
یه سنگ قیمتی ( نگین) فقط باید بهترین حلقه رو داشته باشه
و یه زرگر خوب
آقایون بهم اجازه بدین سرگئی سرگویچ پاراتف رو خدمتتون معرفی کنم
لاریسا دمیتریونا ممکنه افتخار اولین رقص رو داشته باشم؟
اسمتون لطفا؟ - ایوان پترویچ سمیونوسکی -
خب من شانسی دارم؟
ایوان پترویچ همه میگن که تو تیرانداز خوبی هستی
میتونی یه استکان رو از فاصله ی 12 قدمی بزنی؟
میزنمش
شاید بتونیم بریم بیرون؟
بیرون سرده- نمیخوای ریسک کنی؟-
ایوان پترویچ این درست نیست
...اما خودت گفتی
این جوری شو امتحان کن لطفا
آقایون این دیوانگیه
سرگئی سرگویچ باید اینجوری حلش کرد؟
برات یه لیوان جدید میخریم خاله
پاراتف همیشه داره یه کار احمقانه ای میکنه
ترسیدی؟ - نه من از هیچی نمیترسم -
ادامه بده شلیک کن
خجالت نکش
لطفا حالا دیگه برگردین داخل میخوایم چایی سِرو کنیم
آفرین
تیراندازی محشری بود تبریک منو بپذیر
حالا میخوام نشون بدم من چه جوری انجامش میدم
این ساعتو تو دستت نگه دار
از فاصله ی 12 قدمی با یه گوله میزنمش
چی شده؟
من نمیدونم تیراندازیت چقدر خوبه
هرطور میل شماست کی میخواد شانس شو امتحان کنه
من
لاریسا دمیتریونا - چی شده سرگئی سرگویچ؟-
نمیترسی؟- هیچ چیز ِ تو منو نمیترسونه -
من اجازه ی این کارو نمیدم - تنهام بذار یولی کاپیتانویچ-
سرگئی سرگویچ خیلی دور نبرش- برو اونور واسیا -
به حرفی که میزنه گوش نده
گوش ندادن به حرفی که میزنه غیر ممکنه
چرا اینقدر بهش اعتماد داری؟ - من همه جوره بهش اعتماد دارم-
! سرگئی سرگویچ خواهش میکنم شلیک نکن !تو ، دل تو سینه ت نداری
شلیک نکن
دخالت نکن وگرنه ممکنه خطا کنم
!سرگئی سرگویچ ، شلیک کن
ساعت خیلی خوبی بود و خیلی گرون
پسر شیطونی هستی خیلی ترسیدم
اینکه چیزی نیست . تو قفقاز ، تموم مدت همین بساط بود
یولی کاپیتانویچ ، فکر کنم دعوت شدیم برای صرف چایی با مربا
از تفنگ نترسیدی؟
مطمئن نیستم
سرگئی سرگیویچ
لاریسا دمیتریونا ، نتونستم پیدات کنم
مادر منو فرستاد دنبال مربا
و تو چیکار میکنی؟ - دارم تستش میکنم . میخوای امتحان کنی؟ -
عاشق این کارم
همه ی مرباها رو که ریختی
سرگئی سرگیویچ کجایی؟
و لاریسا دمیتریونا غیبش زده
خوشمزه ست
اگه میخوای تیراندازی کنی بهتره اول تفنگو پر کنی
به نظر میرسه پرنشده
دستمو زخمی کردم لعنت به همه تون
کجا داری میری؟
اوه ، مامان لطفا جلومو نگیر
کی اون بیرونه؟ پاراتفه ، نه؟
بله
چرا اینجوری نگاهم میکنی؟
فکر میکنی نمیدونم دوست داشتن چه حسیه؟ منم یه زنم
الهی که سرنوشت باهات مهربون باشه
بهتره بری
حواست باشه دیر برنگردی
راه بیفت
دوست داری به پرستوی من یه نگاهی بندازی؟
این آخرین شانسته چون اون داره میره به حوض شناور
بهم گفته بودی که پرستوی تو ، سریعترین کشتی ِ ولگاست
پرستو آماده ی حرکته
ایشون لاریسا دمیتریونا هستن آقای میخین ، کاپیتان
دوست داری یه چرخی رو ولگا بزنی؟
این قلب پرستوئه
بیا پایین
موتورها !کوزمیچ روشن شون کن
قدرتشون 500 اسب بخاره
!راهش بنداز کوزمیچ
این چیزیه که میشه بهش گفت قدرت واقعی
چرا اون توپو آتیش کردن؟
همیشه وقتی من دارم میرم یا میام یه توپ شلیک میکنن
این شیوه ی من برای چاپلوسی از خودمه
بریم رو پل مراقب باش
اینجا خیلی گرمتره
دوست داری ببینی نگه داشتن سکان چه حسی داره؟
درست حدس زدی
یِگور ! سکانو بده به لاریسا دمیتریونا
بله ، بله قربان
من باید چیکار کنم؟
یه دستو میذاری اینور و اون یکی رو هم اینجوری
میتونی شناور سفیدو اونجا ببینی؟
باید سمت راست کشتی باشه
اونی که اونجاست کیه؟
کاپیتان - بله ، بله قربان -
داره دود میفرسته
اون الگای مقدسه
الگای مقدس رو بگیریم لاریسا دمیتریونا؟
اوه بله
پس باید بهش اخطار بدی
دو تا کوتاه و یه بلند
یِگور بیا ، سکان رو بگیر
کافیه لاریسا دمیتریونا این کار مردونه ست
با تمام سرعت به جلو - چشم ، سرگئی سرگویچ -
با تمام سرعت به جلو
سرگئی سرگویچ باید خیلی سریعتر بریم تا بگیریمش
کاپیتان ، ترس ِ لاریسا دمیتریونا اینه که نتونیم بگیریمش
ادامه بده کوزمیچ سرعتو کمی بیشتر کن
سریعتر ! اگه بگیریمش به همه ی خدمه یه سکه ی طلا میدم
ممنون قربان حالا وقت تِیک آفه
دو تا کوتاه و یه بلند
ممکنه کاپیتان؟ - خواهش میکنم ، بفرمایید -
کوزمیچ ، عزیز ، گرفتیمش ممنون
مثه آب خوردن بود خانم
خداحافظ کوزمیچ - خداحافظ خانم -
خب باید گشنه ت باشه
دارم از گشنگی میمیرم
شامو با من میخوری؟- خیلی دوست دارم -
پس بریم به اتاق غذاخوری
درواقع منم گرسنه هستم
شاپرک سفید به سمت ساقه ی نزدیک
زنبور به سمت ِ شبدر ِ بازشده
و خون ِ کولی به سمت ِ خون کولی
جهان پهناور هرگز تمامی ندارد
دنبال کن رد ِ کولی ها را
غرب به خورشید فرونشسته
تا کشتی بادبانی جسم شناور بی خانه را بلند کند
و شرق و غرب یکی هستند
مار زنگی به سوی شکاف صخره
قوچ به سوی جلگه ی سنگی
و دختر کولی به سوی پسر کولی
و هردو ، دیگربار بسوی جاده
و هردو ، دیگربار بسوی جاده
آن بیرون بروی مسیر دریایی ِ پاک
رد کولی ها را دنبال کن
در سراسر دنیا و برگرد
سلام لاریسا دمیتریونا - صبح به خیر -
از منظره ی ولگا لذت میبری؟ - نه ، از کشتی لذت میبرم -
و اون کدوم کِشتیه؟ - پرستو -
غیرممکنه
من تو اداره پست کار میکنم همه چیو میدونم
کالسکه چی
برو سمت ایستگاه
هنوزم میتونی پرستو رو بفروشی
خب ، سرآخر باید بفروشمش
مطمئن نیستم بتونم اموالمو حفظ کنم مدیرا همه شون از دم دزدن
اینروزا نمیتونیم به کسی اعتماد کنیم
این اموال خانوادگیمه متنفرم که از دست بدمش
دارن بهم فشار میارن که همه چیزو بذارم حراج !آشغالا
یه قلم کاغذ داری؟
نه . اینجا برای ما کاربردی نداره
منظورت اینه که واسه مشروب فروختیشون
یه لحظه میای واسیلی؟
میترسم رفتارم با لاریسا خوب نبوده باشه
وقت نداشتم برم دیدنش
به عنوان دوستش ازت میخوام که براش توضیح بدی
که من باید ضرب الاجل میرفتم
به محض اینکه بتونم براش نامه مینویسم
اون آدم با احساسیه درک میکنه
بازم خوب نیست من همچین آدم بی ادبی هستم
خانمها و آقایان همگی سوار شن لطفا ! قطار داره راه میفته
بزودی میبینمت موفق باشین
من چون پروانه ای که بسوی نور کشیده میشود
مجذوب آن سرزمین شدم
سرزمین عشق جاییکه من شاید در آن
محبوبترین دوست نامیده شوم
جایی که هرروزش بهشتی ست
و باران هرگز تند نمیبارد
سرزمین عشق ، جذب میکند
میفریبد
تنها مکانی که انسان میتواند شاد باشد
ولی دیگر بخششی در کار ما نیست
تو هرگز نمی آیی ، بی وقفه دروغ میگویی
من دریافتم که عشق ، جاییست
که هرکس برای خودش آن را تصور میکند
تقصیر من نیست ، بلکه تقصیر تقدیر بد ِ من است
که یک الگوی اعتقادی هستم
سرزمین ِ عشق تنها یک فریب است
تنها یک فریب است
که هر همشهری را میفریبد
چرا گریه؟ چرا احساس ناامنی؟
چرا به تو بی دلیل لبخند زدن؟
سرزمین عشق به معنی ِ بی اعتقادی ست
جایی که هر کسی مرتکب خیانتی میشود
اما علف با رقص ِ پُرتاب و تبی ، نو ، رشد خواهد کرد
از لج تمام آن بد شکلی ها
سرزمین عشق ، سرزمین بهار است
سرزمین بهار
تنها جاییست که انسان میتواند در آن شاد باشد
انسان میتواند در آن شاد باشد
جذاب بود
قشنگ آواز خوندی - ممنونم -
شامپاین ، خانم ها آقایون
فکر کنم داره گریه م میگیره همین الان بهم پیشنهاد داد
اون مرد کیه گولیایف؟
مدیر بانکه فکر کنم اهل مسکو باشه
تهوع آوره
اون آدم پولشو میندازه دور
اینروزا زندگی بدون کالسکه غیر ممکنه
دقیقا - باید یکی بخری-
پول از کجا بیارم؟ خونه مون تو رهنه
اگه سعی کنی تاثیر بذاری رو دخترت ...لاریسا دمیتریونا
بفرما 600 روبل میتونی یه کالسکه ی خوب بخری
خدا بدور . نمیتونم قبول کنم
بگیرش ، ناقابله
اگه لاریسا دمیتریونا پیشنهاد منو قبول کنه
برنامه های بزرگی دارم
و یه آس برای تو - شما بردی پدر -
مرغه داره دونه ها رو پشت بند هم نوک میزنه (مدام میبره)
الگا از تفلیس برامون نامه نوشته
اونجا خیلی ناراحته
خیلی ناراحت
من برای چی زنده ام؟
خودمم نمیدونم
و سورپریز من اینجاست
بیا اینجا . بذار یه کم موزیک گوش بدیم
لاریسا دمیتریونا !بیا ، موزیک
آقایون اجازه بدین از لاریسا دمیتریونا درخواست کنم برامون برقصن
آره بذارین برقصه
از دست همه شون خسته ام
لاریسا دمیتریونا ، الهه ی من منتظرم
ازت استدعا میکنیم
نه نمیخوام برقصم- باید برقصی-
حالشو ندارم- استعدادتو نشون بده-
لطفا به خاطر من انجامش بده جونم
تو زن باشکوهی هستی استدعا میکنم استعدادتو نمایش بده
تمومش کنین ، خانم ها و آقایون
تو آقای گالیایف هستی؟ - بله -
تو بازداشتی- چرا؟ -
مطمئنم خودت دلیلشو میدونی
یه دیقه صبر کنین آقای گالیایف مدیر بانکه
یه صندوقدار . هرچی تو گاوصندوق بوده ورداشته و دررفته
خداحافظ همگی .این آواز قوی من بود (آواز مرگ) منو سرزنش نکنین
حالا کی پول ِ موزیک ما رو میده؟
دفعه بعد الان دستم بنده
میتونین ادامه بدین خانم ها و آقایون
!عجب افتضاحی
بفرما اینو بگیر
خاریتا ایگناتیونا برای شما کمکی ازم ساخته ست؟
ممنونم واسیا اما الان چیکار میتونی بکنی؟
اولش پاراتف بود که تموم خواستگارها رو فراری داد و خودشم غیبش زد
و حالا این صندوقدار وحشتناک
هیچ جا نمیتونیم بریم همه با انگشت بهمون اشاره میکنن
من دیگه اهمیتی نمیدم چیزی حس نمیکنم
همه چی فقط مثل یه رویای طولانی مدت بوده
نگران نباش جونم یه شروع جدید خواهیم داشت
فایده نداره
من هرچی که داشتمو قربانی کردم تا جایی که میتونستم تلاش کردم
پیر که نشدم هنوز خودم میتونم یه مرد خوب پیدا کنم
بعدا یکی رو پیدا کن مامان من به قدر کافی تحقیر شدم
بهتره که تو جوونی تحقیر بشی ولی باقی عمرت رو احترام داشته باشی
اما این یه زندگی دروغیه
بله . تو موقعیت ما لازم نیست خودتو بی گناه جلوه بدی
خیلی خب باشه . من با اولین مردی که بهم درخواست بده ازدواج میکنم
حتا به خودم زحمت نمیدم که بفهمم پولداره یا فقیر
خب ، انتخاب خودته
فقط یه کوپک ، لطفا
کاشکی یکی یه کوپک بهم میداد
بیا تو مامان - نه ، اول تو برو -
بذار کمکت کنم
دستتو بده من
مرسی مامان
بریم کالسکه چی
حدس میزنم سرنوشت من اینجاست
چی؟
خارق العاده ست ازش خوشت میاد؟
معرکه ست
لطفا تو یه بسته ی مناسب بپیچش
خیلی خب قربان
ای شیطون اجازه نیست
مادام میخوام اینو تحویل بدم
لاریسا دمیتریونا - نه -
خودم انجامش میدم
من هنوز ازت یه اشاره ی ظریف هم ندیدم
بعدا ، یولی کاپیتانویچ بعدا
میشه 60 روبل ، ناقابله
عزیز دلم تا من پول اینو میدم تو چرا نمیری یه قدمی بزنی
قبلا که گفتی 50 روبل میشه
از توری بروکسل استفاده کردیم یه کم وسواس به کار بردیم
که به همین خاطرم گرونتره
وقتی داری با همچین مه رویی ازدواج میکنی دیگه چطور روت میشه چونه بزنی؟
باشه . باشه
فقط حواست باشه با روبان ابریشمی بپیچیش
من بیرون منتظرم
میشه عروسمو به شما معرفی کنم؟
تبریک میگم یولی کاپیتانویچ
و به شما هم همچنین بابت همچین انتخاب عاقلانه ای تبریک میگم
منم به عروسی دعوتم؟ - معلومه که دعوتی -
آهای تو ، کالسکه مو بفرست اینجا؟
خیلی برات خوشحالم یولی کاپیتانویچ
موفق باشی واسیا
این کالسکه ی خودته؟- بله از اموال خودمه -
بکش عقب - بیا جلو -
نه ! اینو بگیر
!داری چیکار میکنی؟ نکن خودتو زخمی میکنی
بهت اجازه نمیدم - چرا اینقدر عجله میکنی؟ -
...یولی کاپ
موفق باشی
به نظرم یه کم عجیبه که صداش میکنی واسیا
خیلی خودمونیه
ما از وقتی بچه بودیم همدیگه رو میشناسیم بهش عادت کردم
وقتشه عادتای قدیمی تو بذاری کنار
مسایلی که تو خونه ت داشتی نباید ادامه پیدا کنه
ما هیچ کار اشتباهی نکردیم
تو یه اردو داشتی پر از کولی ها این چیزی بود که تو خونه ت داشتی
فکر میکنی اون نوع زندگی رو دوست داشتم؟
...اگه خوشم میومد که با ازدواج کردن ِ با تو
ازش فرار نمیکردم
به خاطر خصوصیاتت نیست که ترو انتخاب کردم
تو هنوز خصلت هاتو نشونم ندادی
فقط دارم سعی میکنم عاشقت بشم
من سر دوراهی ام ، لطفا کمکم کن
قصد نداشتم اذیتت کنم
درمورد اردوی کولی ها حق داشتی
اما بعضیاشون آدمای خیلی خوب بودن
کی مثلا؟ امیدوارم منظورت سرگئی سرگویچ پاراتف نباشه
قضاوتش کار تو نیست
فکر میکنی باهات خوب برخورد کرده؟
حتا اگه محکومش هم میکردم
بازم اجازه نمیدادم تو بخوای قضاوتش کنی
خبرا رو شنیدی؟ لاریسا دمیتریونا داره ازدواج میکنه
با کی؟ - با کاراندیشف -
اون آدم مسخره- میدونم -
آدم مناسبی نیست براش
فکر میکنی خاریتا اگه آدم بهتری پیدا میکرد دختره رو میداد به این؟
چطور تونست؟ اگودالف ها خانواده ی خوبین
بعد یه دفعه ای آدمی مثل کاراندیشف مطرح میشه
خونه شون همیشه پر از آدمای عزبه
...اونا عاشق دید و بازدیدن اما به عنوان معارفه برای ازدواج
اون دو تا از دختراشو شوهر داده
درسته ، اما الگا دمیتریونا شانس نیاورد
میگن قفقازی ِ کوچولوش از رو حسادت زده یه مَرده رو کشته
شنیدم ... لات و لوت های زیادی تو خونه شون رفت و آمد دارن
بعضی هاشون با تعریف تمجید حوصله ی لاریسا دمیتروینا رو سر میبرن
.بقیه شونم با عزت احترام عین لونه ی زنبور همه وزوز میکنن
نمیذارن آدم یه کلمه باهاش حرف بزنه
دوست دارم باهاش تنها باشم بدون هیچ آدم فضولی
دراینصورت باید ازدواج کنی
هرکسی نمیتونه مثلا خود ِ من ، متاهلم
پس دیگه راهی نداره
دختره خیلی جوونه - اینطور فکر میکنی؟ -
خواستگارای فراوونی داشت اما هیشکی انتخابش نکرد
میخواد بهر قیمتی شده ازدواج کنه حتا با کاراندیشف
عالی میشد اگه یه سفر باهاش میرفتم پاریس ، عروس دنیا
آره ، سفر خوشایندی میشد
خب پس این چیزیه که تو ذهنت داری
خودت برنامه های مشابهی نداشتی؟- بیشتر از حد و اندازه ی منه -
خب ، تو شانس بهتری از من داری جوونی چیز ِ فوق العاده لیه
پرستو رو به قیمت خوبی بدست آوردی ...میتونی از سودش استفاده کنی
هرچیز خوبی قیمت خودشو داره
آره من جوونم اما نمیتونم پولمو تو این جور راه ها مصرف کنم
تبریک میگم بیزینس من ِ خوبی شدی
موشونو آتیش زدی سر و کله شون پیدا شد
اون دختر بیچاره
تو فقر زندگی خواهد کرد با یه شوهر ابله
یا تبدیل میشه به یه آدم عوام یا میمیره
من فکر کنم خیلی زود از شرش خلاص شه
شایدم حق با تو باشه
ایوان ! میخوام شام ِ امشبو تو برام سِرو کنی
در خدمتم قربان
بهتره لباس مناسبتری بپوشی - البته ، یه فراک (کت ِ پشت بلند) -
ماکی پارمیونویچ دوست دارم امشب شام دعوتتون کنم خونه م
خونه ت؟
همونجوریه که تو خونه ی خودمون بود یه مهمونی به افتخار لاریسا
خب تویی که داری دعوت میکنی؟ پس ، باید بیام
میخوام دور تا دور ِ لاریسا دمیتریونا رو فقط افراد سطح بالا بگیرن
منتظرتون باشیم؟ - گفتم که میام-
وقت رفتن به اسکله ست
ماکی پارمیونویچ ما برنامه ی یه جشن عروسی داریم
..هرچند ، قیمتای همه چیز خیلی بالاست ، خصوصا
باشه ، به خونه ت سرمیزنم
تو که بخاطر وُژواتف نیومدی بیرون؟ مگه نه؟
داری حسادت میکنی؟ میشه این مزخرفاتو تموم کنی؟
خیلی حرفت مبتذله من تحمل نمیکنم
نگاه کن ! یه کشتی داره پهلو میگیره
میتونی ببینی کدوم یکیه؟
پرستو
نمیتونم بگم ، خیلی دوره
چی بود؟ توپ ، تیرانداخت؟
توپ در کردن ، باید به افتخار یه تاجر ِ تشنه ی قدرت بوده باشه
منو ترسوند - چرا؟-
پایینو که نگاه میکنم سرم گیج میره
بیا بریم ، بچه بازی درنیار
اون بیرون چه خبره؟ - ارباب برگشته -
تقریبا یه سالی منتظرش بودیم
صبح به خیر قربان - صبح بخیر همگی -
فروختن ِ پرستو ناراحت تون نمیکنه؟
هیچی نمیتونه منو ناراحت کنه
برای من ، هیچ جایی واسه ترسیدن وجود نداره
اگه ببینم به سودمه ، اونوقت هرچیزیو میفروشم
ارباب رسیده
سلام به شما مردها- سلام قربان-
یه آبجو میگیری؟؟ - منتظرتون هستم-
پس بشینیم با هم؟- هروقت که دوست داشتید-
آبجویی که دنبالشیم آبجوی حسابیه
خب ، حالت چطوره؟
واقعا خودتی سرگئی سرگویچ؟
آره ، همه چیرو تغییر دادم یه کار دیگه ، برنامه های دیگه
دارم یه زندگی جدیدو شروع میکنم
سرگئی سرگویچ ، بریم سندها رو امضا کنیم؟
بریم؟
آقایون ، یادم رفت بهتون معرفی کنم
این دوست منه رابینسون
انگلیسی هستی؟
ایشون یه بازیگر شهرستانیه آرکادی شچاستلیوتسف
چرا بهش میگی رابینسون؟
رو عرشه ی یه کشتی بود با دوستش ، یه تاجر
طبعا جفتشون مثل لرد ها مست کرده بودن
واقعا داشته بهشون خوش میگذشته
و مثل اینکه بس شون نبوده واسه همین شروع کردن به نمایش دراماتیک اجرا کردن
تموم لباساشونو درآوردن
یه بالشو پاره کردن
و قِل میخوردن تو پرهای بالش
بعد شروع کردن ادای رقص محلی رو درآوردن
بدرخواست مسافرین ، ولشون کردن تو یه جزیره ی بی آب و علف
ما اتفاقی رفتیم نزدیک این جزیره
دیدمشون که داد میزنن : کمک و دستاشونو تکون میدادن
واسه همین آوردمشون رو کشتی و یه سری از لباسامو بهش دادم
همیشه لباس اضافه دارم
بهمین خاطره که اسمش رابینسونه
!اوه رفقای من سلام ایلیا
همیشه عالی میشه وقتی که کولی ها شانسی پیدا میکنن
با جاری شدن ِ سخاوت ِ عشق برای دیدار ِ دوستان با آهنگ و رقص
قلبهامون فرق نمیذاره
سنت های ما همیشه وادارمون میکنه تا با رفقامون با احترام برخورد کنیم
ما عاشق تموم دوستانمون هستیم
آهنگ مون برای شنیدن همه ست
مِی خوردنامون پایانی نداره
سلام میکنیم به عزیزمون
!سرگئی سرگویچ ، دوست مون
به سلامتی ِ سریاژا به سلامتی سریاژای عزیز
همچین آدم جذابی تا حالا لنگه ش دیده نشده
خوش برگشتین ما در خدمتیم
سلام گاوریلو - خیلی خوشحالم از دیدنتون -
آقایون ، امشب همگی میریم رو کشتی پرستو و مینوشیم
ایلیا ، خونواده ت رو هم همراه بیار یه ارکستر نظامی راه میندازیم
من ترتیب آماده کردن همه ی غذاها رو میدم
همین کارو بکن ! فقط تا ساعت 6 همه چیزو حاضر کن
اگه غذا زیاد باشه که مشکلی نیست اما اگه کافی نباشه خودت پولشو میدی
افتاد
اون موقع نشناختمش اما تازه عاشقش شدم
و منم دعوتتون میکنم به خونه م برای صرف شام
زندگی مجردیم داره تموم میشه این یه فرصته
بله ، آقایون ، من دارم ازدواج میکنم
اون بهرحال پولداره
به عنوان جهیزیه یه معدن طلا گیرم میاد
جهیزیه ی معرکه ایه
حتما هست
جهیزیه ی خوبیه ، اما خیلی برام هزینه ش زیاد بوده
معنیش اینه که خداحافظ آزادی ِ من خداحافظ زندگی ِ شاد
متاسفم ، ما نمیتونیم دعوتت رو قبول کنیم
جای دیگه دعوت شدیم
خودتون یه بهونه ای جور کنین دیگه - نمیشه این کارو بکنیم-
چرا؟
ما شامو پیش ِ نامزد ِ لاریسا دمیتریونا هستیم
لاریسا میخواد ازدواج کنه؟
خب ، بهترم هست
یه ذره جلوش احساس گناه میکردم از این طریق همه چیز حل میشه
فکر کن ! نزدیک بود با لاریسا ازدواج کنم
!چه بلوایی به پا میشد
فقط از خدا میخوام که بهش شادی و سلامتی بده
پایان قسمت اول
یک عاشقانه ی بی رحم قسمت دوم
پس فکر میکنی که داری کار خوبی میکنی
اونم با شوهردادن ِ لاریسا دمیتریونا به یه مردی که هیچ سرمایه و مکنتی نداره
این چیزیه که خودش میخواست
از نظر اون ، داماد آدم احمقی نیست
کی میشناسدش؟ کی بهش توجه میکنه؟
و حالا داره قاطی ِ بهترین محفل ِ ما میشه
!مثلا به خودش اجازه میده منو برای مهمونی دعوت بکنه
اما چیزی که خیلی احمقانه ست اینه که
اصلا به ذهنشم خطور نمیکنه که چه جوری میخواد با همچین زنی زندگی کنه
خب من انتظار دارم خیلی زود ترکش کنه و برگرده همینجا زندگی کنه
هیچ خوب نیست اما منو دخترم میخوایم با چه منبع درآمدی زندگی کنیم؟
چیزی که میتونه کمک کنه ...یه کمک حال ِ دلسوزانه از یه مرد ِ متنفذ ِ پولداره
اگه ما میتونستیم همچین مردی پیدا کنیم
باید هرکاری از دستتون برمیاد برای پیدا کردنش انجام بدین
بله باید انجام بدیم
خانم ، نامزدتون رسیدن
آه ، داشتم از اینجا رد میشدم اما به این دلیل نبود که اومدم اینجا
تو باید لباس عروس مناسبی بخری
برای لاریسا دمیتریونا
منظورم یه دست لباس عروسیه و همه ی متعلقاتش
نباید اجازه بدی شبیه یه دختر معمولی به نظر بیاد
ازت میخوام که همه چیزو از بهترین فروشگاه سفارش بدی قیمتش هرچی که شد
میتونی صورتحسابو برام بفرستی امروزم واسه همین اومدم اینجا
نمیتونم کلمه ای برای تشکر ازت پیدا کنم
نیازی به تشکر از من نیست
خواهش میکنم ، من میخوام فورا برم به خونه ی ییلاقیت
چرا با این عجله؟
میخوام از اینجا دور شم
چی باعث شده بخوای بری؟ از من خجالت میکشی؟
تا حالا باعث نشدی خجالت بکشم
پس چرا از همه قایم میشی؟
من که خیلی احساس خوشحالی میکنم
یه شانسی بهم بده تا از وضعیت موجود لذت ببرم
پس کِی میریم؟
بعد از عروسی اما عروسی همینجا برگزار میشه
نمیخوام مردم بگن که من ، جفت و لنگه ی تو نیستم
یا فقط یه تخته پاره م که افراد در حال غرق بهش چنگ میزنن
حتا اگه حقیقت باشه؟
میتونی این حقیقتو پیش خودت نگه داری
تو گاو بد نیست یه کم کار کنیا
لطفا بهم رحم کن
لااقل جلوی دیگران وانمود کن که عاشق منی
برای چی؟
من غرور دارم ، خودت میدونی
تو فقط به خودت اهمیت میدی؟ کِی میشه که یه نفر واقعا عاشق من باشه؟
همه تون میخواین منو نابود کنین
بیا ، لاریسا مشکل چیه؟
از یه چیزی میترسم
تا جایی که امکان داره بذار اینجا آروم باشه تا موقعی که بخوایم عروسی بگیریم
نه ، تو قراره که بدرخشی جوری که تا حالا ندرخشیدی و همه هم نگاهشون رو تو خواهد بود
آره . منم از هزینه ها کم نمیذارم
من برات یه بازیچه م با من بازی میکنی و بعدشم منو میندازی دور
فقط اگه خبرداشتی که این مهمونی چقدر داره خرج میذاره رو دستم
هیشکی به مهمونی تو واقعا اهمیتی نمیده
من میدم - چرا؟-
چون تا سه سال باید مسخره کردنایِ دوستاتو تحمل کنم
حالا نوبت منه که بهشون بخندم
اگه برنامه ت اینه جر و بحث راه بندازی من و لاریسا نمیایم
لطفا کسی رو دلخور نکن
جر و بحثی تو کار نیست
فقط پیشنهاد میدم به افتخارتون ، مِی بزنیم
و بصورت عمومی ازتو تشکر کنیم
بابت این خوشبختی که بخاطر انتخاب من به عنوان همسرت داری بهم میدی
بخاطر قدردانی هات از من برای باور کردن ِ خلوص و صداقتم
این انتقام من خواهد بود
واسه من که معنی نداره
اون آدمای جلف و لافزن ، حال منو بهم میزنن
!امروز باید ملت رو تو شهر می دیدی
صورتهای خوشحالشون
همه ی درشکه چی ها خل شدن همه خیلی خوشحالن
ارباب اومده
پیشخدمتا تو مهمونخونه دارن خوشحالی میکنن که : ارباب اینجاست
کولی ها دارن تیر در میکنن: ارباب اینجاست
هرچند که ارباب کاملا ورشکسته شده اون آخرین کشتی شو هم فروخته
یه آدم بیکاره ی ولخرج !یه آدم ِ فاسد
!اونوقت کل شهرم شادن ! عجب سلامت عقلی
درباره ی کی داری حرف میزنی؟
سرگئی سرگویچ پاراتف ِ عزیزت
همین الان میخوام برم روستا
چرا میترسی؟- ترسم بخاطر خودم نیست -
پس بخاطر کیه؟ - بخاطر توئه-
بابت من نترس
من خودمو اذیت نمیکنم
حالا دیگه باید برم مهمونامون دارن میان
یه کالسکه میفرستم بیاردت
ممنون بابت ِ خریدتون
دلال گفت میتونیم هر بطری شرابو ده کوپک بخریم
و اونم هر برچسبی که ما بخوایم روش میچسبونه
به ما هم شراب خوبی داد بوی میخک و یه چیز دیگه میده
برو تو کالسکه
اوه رفقای عزیزم
به سمت اگدالف ها
!خانم ، سرگئی سرگویچ پاراتف
مامان ، اینجا ازش پذیرایی کن
چرا اینقدر عصبی هستی؟
لطفا سریعتر از سر بازش کن
!سرگئی سرگویچ ! چه سورپریز فوق العاده ای
چرا اومدی اینجا؟ فقط داشتی رد میشدی؟
نه ، من به یه قصدی برگشتم اینجا و اولین ملاقاتم با شماست
خوش اومدی ، خوش اومدی عوض شدی
ریش هاتو باد برده
باعث شده جوونتر به نظر بیای گرچه مسن تر هم به نظر میای
و شما هم همونجور که همیشه بودین به نظر میاین خاله حتا بهتر
قسم میخورم - تو خیلی حقه بازی -
سرگئی سرگویچ ، عزیزم
چرا اینقدر ناگهانی گذاشتی رفتی؟
یه تلگرام ناگوار دریافت کردم
مجبور بودم عجله ای برم و تلاش کنم اموالمو نجات بدم
ضرر زیادی دیدم
هرچند ، اخلاق خوبمو حفظ میکنم و حس شوخ طبعی مو از دست نمیدم
من که نمیتونم ببینمش
خب ، ممکنه آدم ، همزمان هم ببره و هم ببازه
برنامه ت برای بُرد چیه؟
دوست دارم مراتب احترام خودم به لاریسا دمیتریونا رو بجا بیارم
مطمئن نیستم لاریسا دمیتریونا بخواد ترو ببینه
داخله؟
تو باغه
ممنونم خاله
!عجب شیطانیه
منو نمیشناسی؟
منتظرم نموندی
من خیلی وقت پیش از منتظر ِ تو بودن ، دست کشیدم
چرا دست کشیدی؟
تو خیلی ناگهانی غیبت زد حتا نامه هم برام ننوشتی
نتونستم چیز مناسبی پیدا کنم که برات بنویسم
همین فکرم میکردم
داری ازدواج میکنی ، مگه نه؟
بذار یه چیزی ازت بپرسم خیلی منتظر موندی؟
واقعا برات مهمه؟
چیزی که برام جالبه یه سوال ِ نظریه
...مثلا این که چه مدت
یه زن میتونه عاشق کسی باشه قبل از اینکه فراموشش کنه؟
یه روز بعد از اینکه جدا شدن؟ یه هفته؟ یا شایدم یه ماه؟
من قصد ندارم جوابتو بدم هرجور که دوست داری فکر کن
همیشه با عمیق ترین احترام به تو فکر خواهم کرد
هرچند کلا به زن ها احترام نمیذارم
بعد از کاری که تو کردی
من چی کار کردم؟ تو هیچی حالیت نیست
حالیمه که داری ازدواج میکنی
مجبورم این کارو بکنم
...لاریسا ، من احساس گناه میکنم. من
چی؟ تو چی؟
چی میخواستی بگی؟
...میخواستم ازت بخوام
لاریسا ، منو میبخشی؟
همین حالا بهم بگو
خواهش میکنم بهم بگو . بهت التماس میکنم
عاشقم هستی؟
...بهم بگو
معلومه که هستم این که سوال نداره
ممنونم
اینکه یکی دیگه رو بهم ترجیح دادی
خیلی اذیتم کرده
سرگئی سرگویچ ، بهت اعتماد میکنم که از خلوص نیت من سواستفاده نمیکنی
این کارو نمیکنم لاریسا
من اصول مشخصی دارم ازدواج برای من چیز مقدسیه
بهرحال
خیلی وقته که میشناسمت و فکر میکنم
که همسر آینده ت امتیازهای خوب خیلی زیادی داره
اون فقط یه امتیاز خوب داره
بیشتر نه؟
اما همون یه امتیاز خیلی باارزشه
اون چه امتیازیه؟
اون عاشقمه
چرا داری میدوی؟- بذار رد شم-
بذار بهت معرفی کنم ...یولی کاپیتانویچ ، نامزد
ما همدیگه رو میشناسیم من دوست ِ قدیمی اگدالف ها هستم
چطوری؟
از دیدنت خوشوقتم
حسودیت نمیشه؟
مطمئنم که لاریسا دمیتریونا اهمیتی بهش نمیده
اونایی حسودن که اغلب دلیلی برای حسادت ندارن
میتونم ضمانت کنم یولی کاپیتانویچ هیچوقت حسادت نخواهد کرد
بله ، منم همینطور فکر میکنم ..گرچه شما اگه
بله ، زندگی کردن باهاش چیز وحشتناکیه
آقایون ، دارین درباره ی چی حرف میزنین؟ بیاین موضوع رو عوض کنیم
سرگئی سرگویچ یولی کاپیتانویچ و من بزودی میریم سمت روستا
این محل معرکه رو ترک میکنین؟
من که نمیبینم تو چه چیز معرکه ای اینجا پیدا کردی
خب ، ضربه های متفاوت برای افراد متفاوت ( هرکس یه طبعی داره)
بعضیا شهرو دوست دارن درصورتیکه بعضی ها هم روستا رو دوست دارن
منظورمو میفهمی دیگه ضرب المثلی هست که میگه
یکی هندونه دوست داره یکی هم پاچه ی خوک
از کجا اینهمه ضرب المثل بلدی؟
من عادت دارم با باربر ها قاطی بشم اونا بهم زبون روسی یاد دادن
!تصور کن ، یادگرفتن ِ زبون ِ روسی از باربرها
چراکه نه؟
...چونکه ما به اونا این ( ما) کیه؟-
ما ، آدمای تحصیلکرده نه یه مشت باربر
اونوقت شما فکر میکنی که باربرها چی هستن؟
من باید ازشون دفاع کنم
وقتی دقت کنی میفهمی من خودم یه باربرم
ما اونا رو به عنوان نمونه ی جهالت در نظر میگیریم
دیگه چی آقای کاراندیشف؟
هیچی . چیزی ندارم اضافه کنم
اما من دارم
هنوز کارمون تموم نشده
تو یه عذرخواهی به من بدهکاری
من؟ عذرخواهی از تو؟
آقایون ، واسه الان دیگه بسه
نگران نباش. دعوتش نمیکنم به دوئل نه به این خاطر
نامزدت اینبار زنده می مونه
فقط میخوام یه درسی بهش بدم
به عنوان یه قانون، من هیچوقت کسی رو نمیبخشم
یولی کاپیتانویچ
!فورا عذرخواهی کن دارم بهت دستور میدم
چرا باید عذرخواهی کنم؟ ...نمیفهمم
پیشنهاد میکنم اول یاد بگیری بفهمی
بعدش بیای بحث کنی
سرگئی سرگویچ تروخدا ، بهت التماس میکنم
!خواهش میکنم ! به خاطر من ! ببخشش
باید از خاریتا ایگناتیونا ممنون باشی
میبخشمت
دفعه ی بعد ، عزیز دلم ، حواست باشه داری با کی حرف میزنی
حالا بهت اجازه میدم بری اما دفعه ی دیگه ولت نمیکنم
هیچی نگو
لاریسا دستور بده شامپاین سِرو کنن بلکه اینجا یه کم آرامش پیدا کنیم
یوری کاپیتانویچ لطفا سعی کن خودتو کنترل کنی
حالا بهتره سرگئی سرگویچ رو برای مهمونی دعوت کنی
همین الان میخواستم این کارو بکنم
سرگئی سرگویچ
تمایل دارین امشب شامو ، منزل من صرف کنین؟
با کمال میل
بهرحال کارم با اون بی کله تموم نشده
خب رابینسون ، باید یه لطفی در حقم بکنی
ازت میخوام امشب برای شام با من بیای
خانمها و آقایون ، من امروز آدم خیلی خوشبختی هستم
دوست دارم بنوشیم به سلامتی
خاریتا ایگناتیونا
!ایوان ! شراب ِ بورگاندی
خبر فوق العاده ای دارم برای ریاست دادگاه درخواست دادم
اینجا؟- نه، تو زابولوتیه-
داوطلبای خیلی کمی اونجان واسه همین شاید برنده شی
بله ، تعداد زیادی اونجا نیستن شانس خیلی خوبی دارم
قربان ، بورگاندی میل دارین؟
برچسبش میگه بورگاندیه اما توش شراب ِ ارزونه
مامان جلوشو بگیر - چطوری؟ اونکه بچه نیست-
خیلی خجالت کشیدم
هیچوقت مهمونی در کنار افراد تحصیلکرده ندیده
با اینکه من هیچ کار اشتباهی نکردم اما خیلی احساس تاسف میکنم میخوام بذارم در برم
اونوقت اون جوری وانمود میکنه که انگار اصلا اتفاقی نیفتاده. حتا خوشحالم هست
خواهش میکنم آقایون سیگار ، یکی وردار
باید گرون باشه صد تاش حدود ِ هفت روبله
کیفیت عالی ، بهترین
نه ، سیگار خودمو میکشم
اینا سیگارای خوبین- پس خودت بکش -
هرجور میل تونه ، خواهش میکنم
نه ، اونا واسه من خیلی گرونه
آقای رابینسون ، سیگار میکشی؟
حالا این شد یه سوال بامزه
پس چرا خودت یکی روشن نمیکنی؟
اگه تو یه خونه ی آنچنانی یکی از اینا دود کنم بابتش در ِ کونی میخورم
و منم از موقعی که یه پسر بچه ی کوچولو بودم از در ِ کونی خوردن تنفر داشتم
!کاملا اصله ! میتونی فورا بگی که انگلیسیه
یه لبی تر کنیم- فکر خوبیه-
به سلامتی خانم ها
به سلامتی خانم ها ایوان ، بازم بورگاندی بیار
اون که احمق نیست نمیبینه چه خبره؟
احمق نیست ولی مسلما خودبین هست
چرا دارن مستش میکنن؟
فکر کنم میخوان یه ذره سربه سرش بذارن
ولی دارن عذابم میدن - هیشکی نمیخواد عذابت بده
میبینی ، تو هنوز متاهل نشدی اما الانم داری عذاب میکشی
آقایون من لب به هیچی نزدم
همچین چیزی هیچوقت تو یه مهمونی برام پیش نیومده
چرا آدمای محترمو دعوت میکنید وقتی نمیتونین چیزی واسه خوردن بذارین جلوشون؟
اون یه آدم ِ سبک مغزه آقایون
جدا باید با انصاف باهاش برخورد کنیم چون سبک مغزه
اونوقت اولین کسی هم بود که مست شد
بله ، بهرحال ماهم یه ذره کمکش کردیم
تو وضعیتی شبیه این ما به آدمایی مثه رابینسون نیاز داریم
خب پس تو کسی هستی که این نمایش دلقک بازی رو ترتیب داده
خب این نوشیدنی ِ قاطی دار که اون بهش میگه شراب قابل خوردن نیست
و رابینسون به شراب های خارجی ساخت یوگسلاوی عادت داره
اون این شرابو میخوره اما فقط با میزبانش میزبانی که طعمه رو بلعیده
زیاد طول نمیکشه مست کنه دو پیک و... بعدش تو بهشته
چایی بیار
این چیه اینجا آویزونه؟ شبیه پرده ی تئاتره
آقا مراقب باشید اون پُره
اونا واقعین
سرگئی سرگویچ
بله؟
اینقدر یولی کاپیتانویچو دست ننداز
من همچین کاری نکردم
اون بحثی که قبلا داشتین فراموشت شد؟
خیلی خب اگه تو میخوای همه ی این داستانا رو تمومش میکنم
آره
یولی کاپیتانویچ- چی میخوای؟-
میخوای به سلامتی رفاقت یه پیک با من بزنی؟
آقای وژواتف بیرون منتظرتون هستیم
یه دیقه فقط ، برمیگردیم
ایوان ، کنیاک بیار
اوه نه ! من از استکان های کوچیک متنفرم بزرگترشو بیار
!ایوان ! استکانای بزرگ
چرا بهمون نگفتی کنیاک داری؟
زمان ِ با ارزش زیادی رو از دست دادیم
حالا پاراتف ضربه ی مرگ رو بهش میزنه
ایلیا- بله سرگئی سرگویچ؟ -
گیتار کجاست؟ - یادم رفت برش دارم-
باید یه گیتار داشته باشیم - الساعه میارمش-
از لاریسا دمیتریونا تقاضا میکنم برامون یه آهنگ بخونه و بعدش دیگه ما میریم
بدون لاریسا دمیتریونا رفتن ، اصلا لذتی نداره
...اگه میتونست با ما بیاد
حاضر بودم پول زیادی بابت همراهیش بدم
من راضی ام بودم به هرکدوم از خدمه یکی یه روبل بدم
اگه اون میومد به عرشه ی پرستوی من
موافقم ، منم همین فکرو میکنم
این اصلا ممکن هست؟
رو کره ی زمین هرچیزی ممکنه
بهرحال به رابینسون نیازی نداریم عین یه جونور میگیره مست میکنه
خب نمیبریمش
!لاریسا دمیتریونا ! خوشحالمون کن
میشه لطفا یه آهنگ عاشقانه برامون بخونی؟
یه ساله صدای آواز خوندنتو نشنیدم احتمالا این آخرین شانسی باشه که گیرم میاد
میشه منم ازت درخواست کنم برامون بخونی؟
نه ، نه آقایون چون و چرا نداره
لاریسا دمیتریونا قصد نداره بخونه
از کجا میدونی نمیخونه؟
میشه منو ببخشید آقایون؟ امروز اصلا صدام در نمیاد
خواهش میکنم هر آهنگی که خودت دوست داری
دیدی ؟ بهت که گفتم نمیخواد بخونه
ازمون میخوای که التماس کنیم؟ اگه لازم باشه زانو هم میزنیم
بله من زانو میزنم . خیلی فرزم
نه ، آقایون ، خواهش کردن بی فایده ست من قدغن کردم
وقتی که حقشو پیدا کردی قدغن کن فعلا باید منتظر بمونی
من مطلقا از آواز خوندن منعش میکنم
تو منع میکنی؟- بله-
میخوام آواز بخونم آقایون
میخوای چی بخونی؟ - آهنگ خداحافظی -
و همانطور که میروم خواهم گفت
و همانطور که میروم خواهم گفت
خدانگهدار عشق ، پابند وعده ها نیست
مجنون وار میروم تا که دست یابم
به بلندای جنون ِ ناب
چگونه عاشق شدی؟ ای شریک ِ
ویرانی ِ من ! اما اهمیتی ندارد
چگونه عاشق شدی؟ تو عشق را تباه کردی
راه بهتری نمیشناختی
پس همانگونه که میروم خواهم گفت
معبد هنوز کار را ناقص انجام میدهد
اما دست ها می شَلد چرا که هیچ سهمی از زندگی نیست
و اُریب وار در دسته ای هراسان از پرنده ها
عطرها و صداها جاری میشوند
و همانطور که میروم خواهم گفت
خدانگهدار که عشق را سر ِ پیمان نیست
مجنون وار میروم تا که دست یابم
به بلندای جنون ِ ناب
...و همانطور که میروم خواهم گفت
وقتی آواز میخوندی داشتم به خودم فحش میدادم
اما چرا؟
چون گنجی مثه ترو از دست دادم
تقصیر کی بود؟
خودم ! فقط خودم !تو حتا نمیدونی چقدر مقصر بودم
چرا ترکت کردم؟ و چی بدست آوردم؟
پس چرا این کارو کردی؟
من چیزی خیلی بیشتر از ثروتمو از دست دادم
اما قسم میخورم ...دقایق بیشتری مثل این
...اینجوری با تو بودن اونوقت از همه چی دست میکشیدم
و هیچ چیز نمیتونست جدامون کنه
پس این چیزیه که تو میخوای؟- نگاه کردن به تو-
به آواز تو گوش دادن ، لاریسا
لاریسا فردا دارم میرم
الان چیزی نگو
مهمونی مون الان منتقل میشه رو پرستو
لطفا با ما بیا
روی پرستو؟ من باید همینجا بمونم
اینجا چه کاری هست که انجام بدی؟
فقط صحبت کردن با خاله ی کاراندیشف درباره ی چیدن قارچ
پس کِی میریم؟ - یا الان یا هیچوقت-
پس بیا بریم
آره ، من آماده م
تصمیم گرفتی؟
آره هرجایی که ازم بخوای میام
...آقایون ! بنوشیم به سلامتی
لاریسا دمیتریونا
آقایون شما همگی همین الساعه
استعداد لاریسا دمیتریونا رو تحسین کردین
ممنونم
هرچند استعداد ِ اصلی نامزد من
...استعداد اصلیش
...آقایون میدونم
نمیتونه حرف بزنه
بله ، آقایون ، اون میدونه چطور آدمای با ظرفیت رو
انتخاب و ازشون تقدیر کنه
حالش خوب میشه مستی و راستی
اون میتونه گندمو از کاه جدا کنه
اون دنبال مردی میگشت
نه با استعداد بلکه باوقار
...و اون انتخاب کرد
ترو؟ - بله -
براوو
من برای اینکه مرد مغروری باشم تمام دلایل رو دارم
آقایون اون میاد
من افتخار میکنم ، آقایون
اون منو به کِسای دیگه ترجیح داد
براوو
میخوام در جمع تشکر کنم از
لاریسا دمیتریونا
که با انتخاب کردن من ، به زندگیم بها و ارزش داد
براوو
لاریسا دمیتریونا
واستا ، واستا... یولی کاپیتانویچ
دارم مشروب میخورم
دارم از همه تون میخوام که به سلامتی ِ نامزدم بنوشین
آقایون پیشنهاد میدم یکی دیگه بنوشیم ...پیشنهاد میکنم بنوشیم به سلامتی
یکی از خوشبخت ترین مردای کل دنیا به سلامتی تو یولی
شراب چیزی باقی مونده؟ - بله -
لطفا بگو سِرو کنن - فورا سِرو میشه -
رابینسون چرا داری گریه میکنی؟
اون خیلی زیبا آواز خوند
باید زیادی خورده باشی برو کمکش کن واسه شراب
و زودم برنگرد
اوه نه ، به قدر کافی از این سم خوردی
آقایون ما بی معطلی از اون در میریم
صبر نمیکنی بسلامتی بریم بالا؟
چیزای خوب ، مقدار ِ کمش گوارا تره
لاریسا دمیتریونا ، منتظر شما هستیم
خداحافظ مامان - کجا داری میری؟ -
یا تو هم برای من خوشحال میشی یا تو رود ولگا دنبالم میگردی
حماقت نکن- کسی نمیتونه از سرنوشتش فرار کنه-
!لاریسا ... تو دیوونه ای ... این کارو نکن
نذاری بریا لاریسا صدامو میشنوی؟
همینجا بمون
باید با زور نگهت دارم؟
لطفا صبر کنین شماها دارین کجا میرین؟
آقایون ، من اینجام
کجایی؟
خاله ، نامزدمو ندیدی؟
ایوان ! آقایون کجا رفتن همگی؟
لاریسا دمیتریونا چی؟
به گمونم همه رفتن رو عرشه ی پرستو
منظورت چیه از پرستو؟
وژِواتف بابت خرید ِ کشتی داره جشن میگیره
خرید؟
با خودشون کولی ها رو بردن که موزیک بزنن
کولی چیه؟ لاریسا دمیتریونا هم؟
چطور همچین چیزی ممکنه؟ ...خاریتا ایگناتیونا
دخترت کجاست؟ جوابمو بده
من دخترمو آوردم خونه ی تو ، یولی کاپیتانویچ
تویی که باید بهم بگی دخترم کجاست؟
چرا... همچین... برنامه ای ریختن
همه شون فاسدن ، بی رحمن
خیلی زود جشن گرفتی
آره ، احمقانه ست ، مگه نه؟
من مسخره م
اما میتونی کسی رو بابت مسخره بودن محکوم کنی؟
!خیلی خب ، باشه من اینجوری ام !تو صورتم بخند
ادامه بده ، بخور ، شراب منو بخور
اما قلب ِ یه مردو سوراخ میکنن ...به این خاطر که مسخره ست
به خودت بیا اون ارزش دردسر نداره
و اونا هم یه مشت دزد نیستن
آدمای محترمی ان دوستات هستن
من از هیچی خبر ندارم
شما همه تون از یه قماشین
یادت نره که بهرحال
حتا با حوصله ترین آدم هم میتونه آتیشی بشه
چی برداشته؟ - یه تپانچه-
دیگه ترس و وحشتی نیست نه قانونی نه رحم و بخششی
!بدو ! بگیرش !نگهش دار
!یولی کاپیتانویچ ، واستا
پرستو با اولین مسافرینش حرکت خواهد کرد
و من به پاریس خواهم رفت ، عروس دنیا !چقدر عاشق کشورهای خارجی ام
امروز ، آقایون
امروز یه حس خیلی غریبی دارم
امروز برای اولین بار ، به عنوان مهمان روی پرستو هستم
بیا مشروب بزنیم کاپیتان
ما با تو همه جای ولگا رو گشتیم
ممنونم کاپیتان
میشه آهنگمونو بزنیم ایلیا؟
یه بشکه شراب برای خدمه
سریوژا ، اون گیتارو بده من
زندگی خیلی کوتاهه همونطور که فیلسوفا میگن
ازش بهره ببریم
تا حالا هیچوقت اینقدر گشنه م نبوده بعد از اون مهمونی شام
بهتره فراموش بشه همه ش مربوط به گذشته ست
شاپرک سفید به سمت ساقه ی نزدیک
ماهیخوار سرخ به سمت ِ نیزارش
و دختر کولی به سوی پسر کولی
گره خورده به نسل سرگردان
نشانه ی کولی ها را دنبال کن
شمال ، جایی که کوه های یخ ِ آبیرنگ حرکت میکنند
و کمان ها کهنه اند با شاخه ی یخ زده
و دکل ها گل آلود از جوشن اند
هردو ، دوباره به سمت جاده دوباره
بیرون ، بروی یک مسیر دریایی ِ پاک
رد ِ کولی ها را دنبال کن
در سرتاسر جهان و برگرد
نشان ِ کولی ها را دنبال کن
شرق ، جایی که سکوت سر از تخم در می آورد
کنار موجی ارغوانی روی ساحلی شیری رنگ
در خموشی ِ جنگل های (ماهیم)
نشان کولی ها را دنبال کن
مستقیما به سمت نورهای جنوبی
جایی که باد وحشی جنوبی ، جاروی خداست
سفیدی بنیان برافکن ِ بستر اقیانوس
نشان کولی ها را دنبال کن
غرب بسوی فرونشست ِ خورشید
تا زمانیکه کشتی بادبانی ، جسم شناور ِ بی خانه را بلند میکند
و شرق و غرب یکی هستند
لاریسا دمیتریونا
یه محبتی در حق همه مون بکن برامون برقص
آره لطفا ، ازت خواهش میکنیم
خجالت میکشم - خواهش میکنم ، درخواستمونو رد نکن
همه دارن ازت درخواست میکنن
لاریسا دمیتریونا همین الان باید بری خونه
من برنمیگردم خونه
اما برای تو غیرممکنه که اینجا بمونی
نه ، سرگئی سرگویچ رو هوا حرف نزن
رک جوابمو بده الان من همسرت هستم یا نیستم؟
به شایعاتی فکر کن که اگه نری تو منشا اون شایعات خواهی بود
تو منو آوردی اینجا پس خودتم منو میبری خونه
مادرم منتظره تا بریم برامون دعاشو بخونه
فکر نکنم حق ِ همچین درخواستی رو داشته باشی
تو اون کسی بودی که میگفتی
از همه چیز دست بکش اونوقت من مال تو ام
...شاید بعدا یه موقعی حرفشو بزنیم اما نه الان
همین الان حرف میزنیم
اصرار داری؟ - آره ، اصرار دارم -
خیلی خب
میبینی
وقتی یه مرد دست و پاش بسته ست
تسلیم احساساتش میشه تا نقطه ای که وظایفش رو فراموش میکنه
و زنجیرهایی که مقیدش کردن
...اما بعدش اون چشماشو باز میکنه
و حقیقت ِ هولناک رو میبینه میفهمه که نمیتونه زنجیرها رو پاره کنه
ازدواج کردی؟
نه
پس بقیه ی زنجیرها دست و پاگیر نیستن من زندگی مو با تو قست میکنم
من نامزد کردم
نه
من به این زنجیر بسته شدم
چرا بهم نگفتی؟ ...این بی خداییه
تنها چیزی که دیدم تو بودی نتونستم به هیچ چیز دیگه ای فکر کنم
حرفمو باور کن. دارم حقیقتو میگم
کافیه
لطفا گوش بده - نه ، برو -
میتونم مراقب خودم باشم ...برو
نمیتونم از فکر کردن به لاریسا دمیتریونا دست بردارم
من کاری باهاش نکردیم نباید ما رو سرزنش کرد
اون دختر خودشو تو وضعیت خیلی دشواری پیدا کرد
خب ما رفقاش نه تنها اجازه داریم
بلکه باید بزور خودمونو دخیل ِ سرنوشتش کنیم
منظورت اینه که فرصت مناسبیه که مثلا ببریمش پاریس؟
آره ، چرا که نه؟
خب ، چی جلوتو گرفته؟
تو جلوی منو گرفتی منم جلوی ترو گرفتم
نباید از رقابت بترسی
این مساله اذیتم نمیکنه هرچند باعث ِ رنجشه
چیزها معمولا خیلی روونتر حرکت میکنن وقتی که مسیر ، تمیز باشه
خب ، تو نمیتونی منو تطمیع کنی
رشوه و تطمیع لازم نیست راه های دیگه ای هم واسه تسویه حساب هست
کدومو انتخاب میکنی؟ شیر یا خط؟
اگه بگم شیر ، مطمئنا از دست میدمش تو میخوای شیر رو انتخاب کن
خط
تو بردی
تو با لاریسا میری پاریس
گرچه بازم برنده منم برام هزینه ای نداره
اما یادت باشه ، تو قول دادی باید بکشی کنار
تو یه تاجری باید بدونی معنی قول دادن چیه
داری اذیتم میکنی ماکی پارمیونویچ
من میدونم قول یه تاجر چه معنایی داره
واسیا گم شدم
لاریسا عزیزم نمیدونم چیکار میتونیم بکنیم
!ما مثل برادر خواهریم ، خودت میدونی . کمکم کن
لاریسا دوست دارم کمک کنم اما غیر ممکنه
فقط باهام همدردی کن این تنها چیزیه که میخوام
متاسفم لاریسا نمیتونم
تو هم قید و بند داری؟
بدتر ، دست بند خوردم
چه جور دستبندی؟
من قول دادم . قول ِ یه تاجر
لاریسا دمیتریونا
لطفا به من گوش کن و دلخور نشو
قصدم اصلا رنجوندن تو نیست
تنها چیزی که میخوام خوشبختی توئه
اگه کسی لایقش باشه اون شخص مطمئنا تویی
دوست داری با من بیای پاریس؟
به عروس دنیا؟
برای باقی زندگیتم آسایش رو برات فراهم میکنم
چیزی برای شرمنده بودن وجود نداره هیشکی ترو بابت چیزی سرزنش نمیکنه
میتونم بهت اطمینان بدم حد و مرز ها رو رعایت میکنم
اطمینان پیدا میکنم که خرجی کم نیاری
تا حدی که دشمنانت و اونایی که قضاوتت میکنن مجبور شن لالمونی بگیرن
من هیچوقت تردید نمیکنم که دستمو به سمت تو دراز کنم
اما من الان دیگه متاهلم
بهش فکر کن
اگه تصمیم گرفتی پیشنهادمو قبول کنی
باخبرم کن
چیزای خیلی کمی هست که دور از دسترس من باشه
کاری که تو کردی مستحق مجازاته
اما من تنها کسی هستم که حق داره ترو قضاوت کنه
من تصمیم میگیرم که ترو ببخشم یا نبخشم
تو چرا اینجایی؟
من انتقاممو از تک تک شون میگیرم
تا وقتی که منو بکشن
چیزی که دنبالشی چیه؟
اونا بهت توهین کردن و بهاشو میپردازن
بزرگترین توهین برای من اینه که تو نقش حامی ِ منو بازی کنی
اینطور فکر میکنی؟
کنرف و وژواتف دارن سکه میندازن که کدومشون بهت برسن
شیر یا خط تعیین میکنه این توهین نیست؟
اونا ترو به عنوان یه کالا در نظر میگیرن
!من یه کالا هستم ! عاقبت میفهمیم من چی هستم
من یه کالا هستم ، نه یه موجود ِ انسانی
برو
هر کالایی باید یه صاحبی داشته باشه منم میخوام با کرنف برم
صاحب تو منم - من واسه تو زیادی گرونم -
تا زمانیکه یه کالا هستم ، بهتره گرون باشم
من عاشقتم - نه -
ترو مال خودم میکنم میگیرمت
بذار برم تنهام بذار
تو حالمو بهم میزنی !بهم دست نزن
تو مال منی ... مال من
داری چیکار میکنی؟ سر عقل بیا
برگرد ! من همه چیو می بخشم
اما من خودم ، خودمو نمی بخشم
!بهت التماس میکنم ، ترکم نکن تو میتونی خوشبختم کنی
حاضرم هرچیزی رو به پات بریزم
هر تحقیری رو به جون میخرم
تو برای من خیلی بی ارزشی
چطور میتونم عشقتو بدست بیارم؟ من عاشقتم
داری دروغ میگی ! من دنبال عشق گشتم و جایی نبود
شما مردا منو فقط به عنوان یه بازیچه در نظر میگیرین
من هرگز عشقو پیدا نکردم واسه همین حالا دارم میرم دنبال طلا
برو گمشو من نمیتونم متعلق به تو باشم
من عاشقتم واستا
پشیمون میشی
تو باید مال من باشی - هیچوقت -
پس مال کس دیگه هم نخواهی شد
ممنونم
مـــعـــرفـــی ، انتـــخــاب فـــیـــلـــم و تـــــرجــــمــــه
MAZDOSHT / مزدُشت
ما را از طریق کانال تلگرامی ِ *** ناسینما *** دنبال کنید http://Telegram.me/NAcinema
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.