Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
«آنچه گذشت»
شبی اون موجود اومد
دیدم چه اتفاقی برای پدرتون افتاد
دنیس - نه، اشکال نداره -
به کسی چیزی نمیگم
انگار قوی نیستم
خب تو مرده بودی
انتظار نداشته باش سریع مثل قبلت بشی
الیزابت لوتر میشه باهاش حرف بزنی؟
تنها کسی که توی این دنیا براش عزیزه، تویی
لوییس لین هفده سال از زندگی من رو گرفت
هر کاری هم بکنی نمیتونی اون سالها رو برگردونی
باید تقاص پس بده
من نمیذارم همچین کینه و نفرتی توی زندگی پسرم باشه
پس تا ابد از زندگیم بیرون بمون
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
لکس، همهچی مرتبه؟
با الیزابت دعوات شده؟
زمین چی شد؟
امروز صبح قراره به بش و بقیه نشونش بدن
اونها خیلی به جابهجایی دفتر مرکزی راضی نیستن
باهاش کنار میان
شاید ولی بعضی از نگرانیهاشون قابلدرکه
باشه
ولی باید مشکلات منطقه بندی رو حل کنیم
با شهردار لنگ صحبت کردی؟
مطمئنم این مشکلات زیر سر خودشه
کلی سنگ داره زیر چرخمون میندازه
من درستش میکنم
این رو بفرست برای میلتون
بهش بگو تا شب میخوامش
برای چه کاری هستن؟
خودش میدونه
ولی به من نمیگی؟
باشه
میفرستمش برای میلتون
آماندا
دو چیز، زندان رو برام قابل تحمل کردن
یکیش این بود که میخواستم به زندگی دخترم برگردم
اون یکیش هم وفاداری تو بود
تردید نداشته باش
من یه نقشه دارم
میدونم قراره آخر داستان چهطور بشه
«سوپرمن و لوییس»
همه مدارک علیه لوتر رو جمع کردیم؟
پرونده های نظارتی وزارت دفاعه و بقیه چیزهایی که وقتی توی دیلی پلنت
بودیم، جمع کردیم
دست به کار بشیم
میخوام لوتر رو برگردونم زندان
تا هنوز نفس تازه نکرده
ما میریم به گزت - موفق باشید -
اون جانه؟
آره. مال سه ساعت پیشه
اینجا رو ببین
همهش مال امروز صبحه؟
خودت ازش بپرس
برادرت داشت نشونمون مشغول چه کاری بودی
آره. خوابم نمیبرد
توی شیکاگو صدای جیغ و داد شنیدم
تخممرغهامون تموم شده؟
امروز چند تا عملیات نجات انجام دادی؟
سه یا چهار تا
چیز زیادی نبوده
بریم ویکی میز صبحونه بخوریم؟
حتما - هر کی زودتر برسه -
دیگه داره شورش رو در میاره
جان بیش از حد فعاله
باید یهکم آروم بگیره
من باهاش حرف میزنم
مرسی عزیزم
این که از عقب کشیدنت از قهرمانبازی حمایت کردیم دلیل نمیشه
کل روز بشینی تو خونه
ویدیو گیم بازی کنی
شاید ویکی میز نیرو بخواد
شاید کار کردن با سارا بهت حال داد
راست میگه این حرکت دیگه شورش در اومده
بریم اوشکول
دیشب ساعت چند اومدی خونه؟
دیرتر از ساعتی که قرار بود بیام
میگم لازم نیست حتما بیای خونهها
من اینجا تنها ولت نمیکنم
چرا؟ سوفیا که تا آخر هفته پیش باباست
جان هنری رفته متروپلیس
پس مشکلی نداره
خیلی بده که اخیرا زیاد اینجا نمیبینیمش
آره
ولی داریم یه کاریش میکنم
حداقل تو ذوق یه چیزی رو داری
کل زندگی من شده کار و خواب... و باز هم کار
حداقل داری پول در میاری دیگه؟
آره
هی
امشب، من و تو دخترونه بریم بیرون
باشه
خیلی خوشحالم که تو و آقای آیرونز
با همدیگه وقت میگذرونید
بعد از اتفاقاتی که با بابا برات افتاد حقته یه نفسی بکشی
مرسی عزیزم
خواهش میکنم
حالا برم سر کارم که ازش متنفرم
دوستـت دارم
دوستـت دارم
[امیلی فن: فوری بیا دفتر که نیازت داریم]
اوتیس گریشام
میگن لوتر زودتر از حکمش آزادش کرده
تا لوش نده
آره، و این یارو هم برای جان هنری دومی
وکیل گرفت و گذاشتش توی وزارت دفاع
ولی شاید یه شانسی با شریل کیمبل داشته باشیم
پس باید دوباره از سوراخموشـش بکشیمش بیرون
چیه؟ - هیچی -
چند تا از تار موهات سفید شده
چی؟ کجا؟
یه دستهست
یه دسته؟
فقط یهکم خاکستری شده
خوشگل شدی
اوناهاشـش
دستیار لوتره؟
تا جایی که من میدونم اسمی نداره
یکی از سوالهایی که ازش دارم ،همینه
میخوای باهات بیام؟ - نه -
خودم به خانم کت شلواری رسیدگی میکنم
تو پیگیر شریل کیمبل بشو
نگران موهات هم نباش
نیستم
هی
نیم ساعته اونجاست
داره میترسونتم
چی میخواد؟
میگه فقط و فقط باید با خودت حرف بزنه
بهش گفتی باید از قبل
وقت بگیره؟
سعی کردم ولی سرش رو انداخت پایین و رفت توی دفترت
شرمنده که معطل شدی ولی جلسهمون باید بمونه
برای بعدا
کارم یه دقیقه بیشتر طول نمیکشه
چه کاری از دستم ساختهست؟
یه سری کارها که دیگه باید تمومش کنی
منظورت رو نمیفهمـم
این محدودیت های منطقهبندیت
با برنامههای من تداخل داره
میدونم مقررات یهکم سختن
ولی اینجا، امور همینطوریه
دیگه نه
ببخشید؟
من دارم دفتر مرکزی جدیدم رو توی اسمالویل میسازم
هر کاری هم بکنی نمیتونی جلوم رو بگیری
این تهدید بود؟
حقیقت بود
این بحث دیگه تمومه
وظیفهت رو انجام بده شهردار لنگ
وظیفه محافظت از مردم اسمالویل
در برابر امثال توئه
من فقط یه بار میپرسم
خودت جوابم رو میدونی
سیستم امنیتیت
شبیه سیستمیه که یکی از آشناهای قدیمی من ساخته
ولی زمان مرگش که رسید
نتونست ازش محافظت کنه
از دفترم برو بیرون و دیگه هم برنگرد
لوتر چه فکری پیش خودش کرده؟
به نظرش اینجا بهترین جا
برای دفتر مرکزی جدیدمونه
اگه کارمون تجارت کود بود، این حرف درست بود
زمینش ارزون و توسعه نیافتهست
خب دلیل داره
آماندا، غیرممکنه من با عقل سالم
از این ایده حمایت کنم
خواسته لکسه پس بهتره خودت رو راضی کنی
بقیه ما مثل تو با لوتر
جیک تو جیک نیستیم
باید بفهمیم چرا میخواد این کار رو بکنه
خیلی سادهست
لوتر داره میاد اینجا تا خانواده من رو اذیت کنه
چی داره میگه؟
از اینجا برو
من ترتیبش رو میدم - خب بهش بگو -
بهت گفتم برو
زندان بس نبود میخوای تجارتش
هم نابود کنی؟
همه حرفهام حقیقت بود خودت هم میدونی
این صرفا یه تصمیم کاریه
بقیهش یه سری چرندیاته که از خودت در میاری
دقیقا برای لوتر چی کار میکنی؟
برای این اومدی اینجا؟
که شغل و وظیفهم رو بپرسی؟
تو نمیدونی اون چه آدم خطرناکیه
اون پدرم رو کشت
مگه کار اون موجود بزرگ و ترسناک نبود؟
حتما میخوای مرگ سوپرمن یا حتی شوهرت
رو بندازی گردن اون؟
تو بهش نمیچربی
حالا که اون موجود بزرگ و ترسناک رفته
بهنظرم احتمال بردم، زیاده
مهم نیست
لکس روی هر کاری تمرکز کنه به سرانجام میرسونش
برای دخترش که اینطوری نبود
آها پس بهت نگفته
الیزابت اومد اینجا و ازش خواست وارد زندگیش بشه
ولی اون نتونست بیخیال انتقام گرفتن از من بشه
کنترل داره از دست لوتر خارج میشه و اگه مواظب نباشی
اون، تو رو هم با خودش پایین میکشه
این اتفاق هیچوقت نمیافته
تنها کسی که براش مهمه، خودشه
اگه حرفم رو باور نمیکنی خودت ببین
چهطور با دختر خودش رفتار کرده
سوال اصلی اینه که وقتی حرف روی حرفش بیاری
چی میشه
همهچی مرتبه؟
آره، چرا که نه
چرا نباشه؟
نوزده دلار و سی و هشت سنت میشه
بقیهش برای خودت
خیلیخب
سلام کلارک
سلام
...چهط
هی
...نمیدونستم
همهچی مرتبه؟
البته
چرا نباشه؟ - باشه -
دنیس، میشه بسته من رو بیاری؟
البته - مرسی -
لکس لوتر اومد توی دفترم
و سعی کرد با تهدید کاری کنه بهش مجوز ساخت بدم
لانا، حواست بهش باشه اون آدم خطرناکیه
میدونم
لوییس بهم گفته
ولی نمیذارم دفتر مرکزی جدیدش رو توی اسمالویل
بسازه
چی، دفتر مرکزی جدید؟ کجا؟
زمین ایدی منینگ بالای بزرگراه چهل
نمیدونستم اون زمین، فروشیه
نبود ولی اون پیشنهادی بهشون داد
که پنج برابر ارزش اون زمین بود
دارم میرم پیش ایدی تا سعی کنم راضیش کنم تجدیدنظر کنه
تو هم باهام بیا
بیخیال، فکر نکنم کاری از دستم بر بیاد
کلارک، اینجا همه مادرت
رو دوست داشتن
اگه از زبون تو باشه خیلی ارزش داره
باشه، حتما میام
در خدمتم
یادت رفته آدمهای عادی چهطوری غذا میخورن؟
میتونی وسط خوردن نفس هم بگیری ها
صبحونه نخوردم
چرا؟ کجا بودی؟
اوه
تورنتو، سن خوان، گاستونیا
سوپربوی بدجور سرش شلوغ بوده
صحیح. بهتر از سرو کردن تخممرغه که
چون تاحالا نرفتی گاستونیا این حرف رو میزنی
جان، بیشتر مردم اسمالویل
پاشون رو از اینجا بیرون نذاشتن پس خدات رو شکر کن
بهبه
دو تا شاگرد ورزشکارهای موردعلاقهم
برو اون طرف ببینم
بدو
برای فصل جدید فوتبال آمادهاید؟
مربی، من از تیم اخراج شدم
من هم دو ساله فوتبال بازی نکردم
اون رو بذارید به عهده من
...شما دو تا فقط روی
سوپر بودن تمرکز کنید [استفاده از قدرتهاشون]
...مربی، فکر نکنم
به نظر من که این یه فرصت طلاییه
چرا ازش بهره نبریم؟
دلایل زیادی هست
به آیندهش فکر کنید
عناوین دولتی، بورسیه در و دافها
ببین
داداشت پایه حرفهامه
ببین، مربی من باید برم
پس بله رو دادی دیگه؟
عمرا
تو چی، فرفری؟
ببخشید که ناامیدتون میکنم ولی وکلاش
کارهای اداریش رو انجام دادن
من داشتم میرفتم خونهی منیتو
لکس لوتر برای این شهر مضره، ایدی
آره، شایعات رو شنیدم
ولی لوتر اون آدمها رو نکشته
حتی خود لوییس هم این رو گفت
ولی این دلیل نمیشه آدم خوبی باشه
نباید بذاریم امثال اون پاشون به این شهر باز بشه
اون هم بعد از بلاهایی که مورگان اج سرش آورد
آخه من دیگه قرار نیست همچین فرصتی نصیبم بشه
میدونم
و اگه قضیه جدی نبود ما تا اینجا نمیاومدیم
واقعا لوتر همچین آدم بدیه؟
آره
واقعا هست
میدونم رد کردن همچین پولی سخته
ولی در برابر فداکاریهای تو، هیچه
ببخشید چی؟
همه زحماتی که برای این شهر کشیدی
برای... اگه اینقدر نگرانشی
پول، ارزشـش رو نداره
...ایدی، منظورت رو نمیفه
بذارید کتم رو بپوشم باهاتون میام به شهر
و با وکلاش صحبت میکنم
به نظر تو هم انگاری ایدی
میدونست من کی هستم؟
باورت نمیشه چی شده
لوتر داره دفتر مرکزی لوتر کور رو به اسمالویل میبره
دیگه قرار نیست این اتفاق بیفته
از کجا میدونی؟
توی مغازه بریت و دان، لانا رو دیدم
و ازم خواست باهاش برم پیش ایدی منینگ
تا قانعش کنیم، زمین رو نفروشه
جواب داد؟
دارن میرن پیش وکلاش
تا بهش فروش رو لغو کنـن
چهطوری قانعش کردید؟
اونش آسون بود چون میدونست
من سوپرمنم
چی؟
مطمئنم اون تنها کسی نیست که این رو میدونه
چه حسی داری؟
...والا
این رو براتون آوردم
کجا بودی؟
دومین آتیشسوزی امروز رو متوقف کردم
چند جای دیگه رو هم نجات دادم
آخریش توی مونترال بود
شنیدم شیرینیهای خوشمزهای دارن
بشین
اوه
چی کار کردم؟
میخوای اینجا کار کنی؟
تا وقتی که مدرسهها شروع بشه
آخه ما نیرو نمیخوایم
سارا
منظورت چیه؟
از دنیس توی بریت و دان پرسیدی؟
آره
گفت از وقتی جان رفته
مجبور شده بهجاش شیفت وایسته
و از الان دیگه ورود کنتها ممنوعه
صحیح
ببین، سارا من به این کار نیاز دارم
من هم نمیخوام با دوستپسر سابقم همکار باشم
بیخیال
بهخاطر این نیست
تو چته؟
میدونم میخوای از قهرمان بودن یه استراحتی بکنی
ولی تو میتونی پرواز کنی
خب؟
پس میتونی هر جا که میخوای بری و هر کاری که میخوای بکنی
به نظرت من خوشم میاد صبح تا شب سفارش و دستور بگیرم؟
نه ولی گند زدم و الان دارم جبران میکنم
ولی تو میتونی کلی خوش بگذرونی
میتونی بری هر جای دنیا که میخوای و یه کار واسه تابستونت پیدا کنی
اینطوری نیست
من اگه آزادی تو رو داشتم
کلی جاهای جدید میرفتم
سارا، واسه این کار نیازی به قدرت نداری
سارا، نمیشه تجدیدنظر کنی؟
عمرا - خواهش میکنم -
سلام، آقای تیلور بفرمایید بشینید
تجدید نظر کردی؟
اون که امضایی پای اوراق نزده
...ایدی فقط بهش
شما با شرایط موافقت کردید خانم منینگ
ما با هم دست دادیم
میدونم
و متاسفم
ولی نظرم عوض شده
پس بهم اجازه بدید دوباره نظرتون رو برگردونم
یعنی ازم میخواید فعالیتم رو کمتر کنم؟
ازت میخوایم یه تعادل ایجاد کنی
تو که شنواییت خیلی کمتر شده و تو هم که لکس لوتر
دنبالته
ببین، تو خیلی کمک کردی
ولی داری بیش از حد به خودت فشار میاری
اینجاست که اشتباهات رخ میدن
نه، تو کت من نمیره، ایدی
مجبوری
خانم لنگ داره با لوتر بحث میکنه
این به تو ربطی نداره
اون گفت نمیخواد معامله کنه
بهم بگو چی میخوای
میخواد تمومش کنی - عددت رو بگو -
گفتم بسه
تو کار من سرک نکش
پس اون رو ول کن
لانا؟
چیزی نیست، کلارک
آقای لوتر دیگه داره میره
ده میلیون
زمینت رو بهم بده من هم ده میلیون بهت میدم
به بقیه افراد داخل این بار هم همینطور
قبوله؟
به نظر کار درستی نمیاد، ایدی
اگه اینقدر خواهان این زمینه
پس یه جای کار میلنگه
جواب هنوز هم نهست
همونطور که گفتم
دیگه قرار بود بری
چه فکری پیش خودت کرده بودی؟
اصلا قابلقبول نبود
نباید فرصت لغو کردن معامله
رو بهش میدادیم
اینجا زندان نیست، لکس
نمیتونی با زور بقیه رو مجبور به انجام کاری بکنی
به میلتون بگو نصابها رو بفرسته
اصلا میدونی داری چی کار میکنی؟
چون تو تنها کسی نیستی که آیندهبینه
و به نظر من این حرکت اشتباهیه
بهت که گفتم، همهچی تحت کنترله
جدی؟
چون ظاهرا دخترت میخواسته
توی زندگیت باشه ولی تو نتونستی
بیخیال انتقام مسخرهت بشی
به نظرت نباید من این رو میدونستم؟
فرصت نشد بهت بگم
چهطوری جرات کردی به من نگی؟
اون هم بعد از این که تجارتـت رو توی ده سال اخیر ادامه دادم
و میلیونی پول به جیب زدی
حقم بود
تا قرون آخرش
و حالا داری آیندهای که برای خودمون ساختم رو تهدید میکنی
هنوز هم بهم باور داری؟
آماندا؟
نمیدونم
پس تصمیمت رو بگیر
چون باید انتخاب کنی
من یا اونها
نمیتونی بیطرف باشی
وقتش شده بود یکی توی روی اون کچل عنتر
بایسته
قهرمان اصلی، ایدیه
ثروت کلانی رو رد کرد
به نظرت سعی میکنه
زمین یکی دیگه رو بخره؟
نه
اون هم بعد از این که همه توی روش ایستادن
باید میدیدی، سارا
تو عمرم اینقدر به اسمالویل افتخار نکرده بودم
میخوام درباره یه چیزی باهات صحبت کنم
ولی قبل از این که تصمیم بگیری بهم گوش کن
خیلیخب
میخوام سال دیگه رو توی خارج درس بخونم
یعنی خارج از کشور؟
آره، میتونم یه زبان جدید یاد بگیرم با آدمهای جدید آشنا بشم
برای آشنایی با آدمهای جدید
لازم نیست هزاران کیلومتر راه بری
واسه ثبت نام توی دانشگاهم
رزومه خوبی میشه
عضو شدن توی انجمن های مدرسه و ورزش کردن هم این کار رو برات میکنه
مامان، حرفم جدیه
بهنظرم خیلی به نفعمه
این برنامهها خیلی گرونـن
اگه خودم هم کمک کنم، چی؟
میتونم بورسیه بگیرم
اصلا چرا میخوای همچین کاری بکنی؟
احساس میکنم از وقتی با ماشینم تصادف کردم
دارم برای پیدا کردن راهم تاتیتاتی میکنم
ولی به یه چیز بزرگتر لازم دارم یه چیزی که زندگیم رو متحول کنه
آخه نمیدونم بتونم طاقت
بیارم یه سال تموم نباشی
تو فقط شونزده سالته
میتونم هر روز تماس تصویری بگیرم
و برات نامه بنویسم
اصلا کی دیگه نامه مینویسه؟
اصلا کجا میخوای بری؟
توی قلعه بودی؟
میخواستم یهکم تمرین کنم
شرمنده که با گینس تنهات گذاشتم
چی شد؟
حاجی، طرف اصلا نه، حالیش نیست
ازم قول گرفت قبل از این که بهش جواب بدم
بشینم فیلم دانشکده بلوز رو تا آخر ببینم
چی؟ فیلم جیمز ون در بیک؟
آره. عالی بود
همچین بد هم نمیگه
ولی ببین، بهنظرت یهکم
زیادی توی زمینه قهرمانبازی فعالیت نداری؟
آها
پس تو هم با مامان و بابا حرف زدی
...نه، فقط
داداش، تو خیلی کار میکنی
الان میخوای درباره قهرمانبازی نصیحتم کنی؟
نه، فقط میگم بهتره یهکم فعالیتـت رو کمتر کنی
اگه تو بهم کمک میکردی
لازم نبود اینقدر کار کنم
ولی تصمیم گرفتی توی رستوران گارسون باشی
تا جون آدمها رو نجات بدی
برای این که دست به هر کاری میزنم گند میزنم توش
جردن
راستی توی رستوران بهم کار ندادن
گمونم سارا هم باهات همنظره
باورت میشه جان هنری و لانا
یه ماهه که توی رابطهن؟
میدونم، ایشالا شاد باشن
کلارک؟ - چیه؟ -
اون تو داشتی این کار رو میکردی؟
موهات رو رنگ میکردی؟
یهکم
بوش تا اینجا میاد
اونقدر ها هم بد نیست
لازم نیست پنهانش کنی
من از موی جو گندمی خوشم میاد
میدونم
فقط بهنظرم الان وقت مناسبی
برای سفید شدن موهای سوپرمن نیست
بعد از اتفاقاتی که افتاد مردم هنوز نگرانـن
مطمئنی بهخاطر اینه؟
بهخاطر سفیدی مو نیست
بهخاطر اینه که دیگه مثل قبلم قوی نیستم
شنواییم کمتر شده
فکرش رو نمیکردم پیر بشم
حداقل نه به این زودی
تو پیر نیستی یهکم پیرتر شدی
این دو تا با هم فرق دارن
آره ولی من اونی که بودم، نیستم
انسان بودن همینه دیگه
همیشه دوست داشتم با انسانهای عادی فرقی نداشته باشم
...ولی انتظار نداشتم
اینقدر دردسر داشته باشه؟
پیر شدن اونقدرها هم بد نیست
حداقل اینطوری میتونیم با پای هم پیر بشیم
آره، ارزشـش رو داره
امیدوارم
برو رنگ موت رو بشور
بوی گندی میده - آره -
سارا
باید سرت توی کار خودت میبود
مامان
مامان، خوبی؟
فـیـلـمـکـیـو رو توی گوگل سرچ کن :)
همه پنجرهها بازه
بهخاطر گازه
میریم به سارا سر بزنیم
کلارک
اینجا
اوتیس گریشام
حتما لوتر فرستادهش
با بوی گاز بیدار شدم
رفتم توی آشپزخونه و دیدم سیستم امنیتی
غیرفعال شده همون موقع بهم حمله کرد
اسمش اوتیس گریشامه
با لوتر تو حبس بود
پس یعنی لکس لوتر بهخاطر یه زمین میخواست من رو بکشه؟
عزیزم، میتونی برای لانا یهکم آب بیاری؟
آره
لوییس
سارا اینجا بود
میدونم
ولی الان جفتتون در امانید
...اگه بیدار نمیشدم
میدونم چهقدر وحشتناکه ولی دارن
گریشام رو میبرن وزارت دفاع و قول میدم
زیر زبونش رو بکشم
دستش رو انداخته بود دور گردنم
ولی داشت محکم فشار میداد
نمیتونستم نفس بکشم
فکر کردم قراره بمیرم
مطمئنی خوبی؟
دستهات داره میلرزه
نزدیک بود مادرم رو جلوی چشمهام
به قتل برسونـن، طبیعیه
خدا رو شکر بابام مجبورمون میکنه موقع خواب یه چماق بذاریم زیر تختمون
تنها چیزی بود که برای محافظت از خودمون داشتم
منظور بدی نداشتم
اشکال نداره حق با توئه
ما باید سر میرسیدیم،سارا
نه، من شما رو مقصر نمیدونم
نمیشه که شما صبح تا شب دست به سینه منتظر باشید
تا یه اتفاق بدی بیفته
نه ولی من باید گوش میایستادم
اخیرا اینقدر به خودم فشار آوردم
اصلا صدای جیغ مادرت رو نشنیدم
اشکالی نداره
جدی میگم
باشه
خیلیخب
من برم به مامانم سر بزنم
پدرتون کو؟
مگه با تو نیست؟
لوتر
لوتر
لوتر
بیا بیرون
چی شده، ناراحتی؟
چیزی شده؟
میدونیم کار تو بوده
متوجه نمیشم
خانوادهم رو اذیت میکنی پدرزنم رو میکشی
و حالا سعی میکنی دوستم و دختر شونزده سالش رو بکشی
باز هم این اتهامات توخالیتون شروع شد؟
اینقدر با زنت سعی نکن برای من پاپوش درست کنی
دست از دروغ گفتن، بردار
رفیقت اوتیس بازداشت شده به حرفش میاریم
خواهیم دید
این قضیه دیگه تمومه
کارت رو تموم میکنیم
کارم رو تموم میکنید؟
پس سعی کن بدون قدرتهات انجامش بدی
شما هیچ مدرکی علیهم ندارید
و نخواهید داشت
حتی وقتی که دیگه چیزی از خانواده رقتانگیزت نمونده
نه
چراغها
همیشه میدونستم، سوپرمن دروغی بوده
حالا قراره خود واقعیت رو ببینـن
از اینجا برو
و دیگه هم برنگرد
صورتـت هنوز زخمیه
وقتی خورشید طلوع کنه خوب میشه
معمولا تا الان خوب میشد
بهنظرم باید با مادرت دربارهش حرف بزنی
باشه
عالی بود
مثل سگ کتکش زدی انگار مورتال کامبت بود
برنده، کلارک کنت
خیلیخب
فکر نکنم امشب کسی برده باشه
صورت لوتر که میگه تو برنده بودی
اون هم همین رو از پدرتون میخواد
تا مثل اون، پست بشه
حقش بود میخواست خانم لنگ رو بکشه
...اگه یکی حقش باشه مثل سگ کتک بخوره
پسرها
بسه
نباید میرفتم اونجا
چی؟
نه، بابا. این تقصیر من بود
اگه خوابم نبرده بود صدای خانم لنگ رو میشنیدم
یا اگه سعی میکردم گوش بدم
من اشتباه میکردم
من نمیتونم کنار بکشم
با هیچ کاری نکردن همهچی بدتر میشه
اتفاقی که امشب افتاد تقصیر هیچکدومتون نیست
تا وقتی لوتر برمیگرده زندان
همهمون باید آماده باشیم
اگه کاری داشتید ماشینمون اون بیرونه
خوبی؟
نمیدونم چه جوابی بدم
متاسفم
اگه با لوتر در نیفتاده بودم
اون الان داشت دفتر مرکزیش رو توی اسمالویل میساخت
...اگه بلایی سرت میومد
مامان
ببین
میدونم ترسناک بود ولی نباید بذاری امثال اون، برنده بشن
با زور کاری میکنـن بشینی یه جا و کاری از دستـت بر نیاد
راست میگی
راست میگی
نه فقط درباره لوتر
بهنظرم تو باید بری خارج درس بخونی
چی؟
نه
لوتر هنوز اون بیرونه
برای همین باید بری
اگه بلایی سرت بیاد، چی؟
نه، عزیزم من چیزیم نمیشه
الان از همیشه، امنترم
تو خیلی پیشرفت کردی خیلی بهت افتخار میکنم
لیاقتش رو داری
آمادگیش رو داری
جدی؟
مرسی
پس داری از اسمالویل میری؟
برای سال اول
قرار نیست دیگه نبینمتون که
بهم سر میزنید دیگه؟
قطعا
حتما
کجا میری؟
شاید سانتیاگو، شیلی
یا یه جایی توی یونان
میخوای کمکت کنیم تصمیم بگیری؟
یعنی مثلا با خودتون پرواز کنم و برم اونجا؟
تو میگی قدرتهام دارن حیف میشن
چه استفادهای از این بهتر
من هم بدم نمیاد یه استراحت و تفریحی بکنم
اول کجا بریم؟
وایستید
یعنی الان
پرواز کنیم؟
جزایر یونان؟ - آره -
نه
واقعا رفته؟
پسرها دیشب صداش رو توی متروپلیس شنیدن
بهنظرت اون بیخیال شده و رفته؟
فکر نکنم لکس لوتر آدمی باشه
که بتونه بیخیال چیزی بشه
...لانا، دیشب
نه، کلارک خواهش میکنم
نمیخواد معذرت بخوای
فقط قول بده جلوش رو میگیری
قول میدم
خوبه
بهنظرت نقشه بعدیش چیه؟
چراغهای میلتون جواب نداد؟
قویتر از انتظارم بود
بیاحتیاطی کردی
دیگه تکرار نمیشه - لکس -
دیگه تکرار نمیشه تو چرا اینجایی؟
چون تو ازم خواستی انتخاب کنم
من هم تو رو انتخاب میکنم، لکس
انتخابم، همیشه تویی
داری اشتباه میکنی
تنهایی سختم بود
بخیه چشمت رو نمیگم
چی توی فکرت میگذره؟
خب
اولین کاری که باید بکنیم
اینه که یه لباس خفن برات بگیریم
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.