Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرام:phoenixx0o0@
(محبوبی برای یک عمر)
(قسمت 1)
من شانگ یو هستم) (قبلا قدیس روح مقدس بودم
(با این حال قبل از ازدواجم)
(توسط خواهر ارشد فرقهم فریب خوردم)
(و نتیجهش این شد)
خواهر
چرا اینجایی؟
همین الان آب محرومیت روح رو نوشیدی
در نتیجه
تا چند لحظه دیگه قدرت روحیت رو از دست میدی
اگه مورد آزار ولگردها قرار بگیری
و باکرگیت رو از دست بدی
فکر میکنی
برادر زی هنگ هنوز هم باهات ازدواج میکنه؟- هیچ جا نمیتونی بری-
(اون روز)
(زیر صخرهها)
(دیدمش)
(چه خبره؟)
(چرا رو سینه یه مرد دراز کشیدم؟)
(این مرد)
(خیلی خوش قیافهست)
کی هستی؟
(باورم نمیشه نابیناست)
(چه حیف)
شانگ یو
پدر
دارم حموم میکنم
لباس عروسی رو جلوی در میذارم
باشه
چطور میتونی با ناجی خودت اینطوری رفتار کنی؟
کلی زحمت کشیدم که
تا اینجا آوردمت
خوشبختانه تو قلمروی ارواح مقدسی
ارواح مقدس؟
تکون نخور مرد جوان نابینا
چشمات آسیب دیده
ولی میتونم برطرفش کنم
کیه؟
اعلیحضرت
بای زه؟
پیامتون رو دریافت کردم
و بلافاصله اومدم
...چشماتون
اول برگردیم
باشه
در پیشگاه خداوند
سوگند میخوریم تا ابد با هم بمونیم
تا وقتی مرگ ما رو از هم جدا کنه
برادر زی هنگ
از حالا به بعد
من همسر شما هستم
درسته
از حالا به بعد
تو مال منی
چرا؟
اگه الان بکشیش
چطور میتونی به بقیه توضیح بدی؟
میخواستم چند روز رو باهاش بگذرونم
و بعد بکشمش
انتظار نداشتم که
حتی خدا بخواد کمکمون کنه
اون روز فهمیدم که
تصادفا یه نفر رو نجات داده
و اون شخص یه اهریمنه
الان
تو قلمروی ما رایحه اهریمنی وجود داره
حتی اگه بمیره
هیچ کس به ما مشکوک نمیشه
چرا باید با شانگ یو ازدواج کنی؟
چون ریشههای معنویم آسیب دیدن نمیتونم قدرتم رو بهبود بدم
با این حال
اتفاقی وارد اتاق مخفی استادم شدم
و متوجه شدم که خون شانگ یو
میتونه همه بیماریها رو درمان کنه و همه چیز رو ترمیم کنه
اگه خونشو خالص کنم
میتونم ریشههام رو ترمیم کنم
چی شده؟
برادر زی هنگ
بیدار شو
برادر زی هنگ
...پدر
پدر
پدر
پدر
پدر بیدار شو
پدر
پدر
استاد
استاد
چه اتفاقی افتاد؟
نمیدونم
انگار خواب دیدم
نمیتونم بگم چی تخیلیه و چی واقعیه
وقتی بیدار شدم
این وضع رو دیدم
میتونم رایحه اهریمنها رو حس کنم
اهریمن؟
اهریمنها
وحشی و
بی رحم هستن
(اهریمنها)
(مجبورتون میکنم بهاشو بدین)
اعلیحضرت
به نحوی تمام ارواح مقدس
از بین رفتن
هیچکس زنده نمونده
ملکه مادر
اخیرا چطور بوده؟
هر دفعه که شما به جنگل تهی اومدین
هیچکس مکان شما رو نمیدونست
نباید درمورد
شیدایی من بفهمه
اطاعت
اینجا قلمروی منه
چطور جرات کردی بدون اجازهم
هیولاهای کوچیکم رو شکار کنی؟
(خودشه)
(باورم نمیشه که اون خدای اهریمنه)
♪متعلق به من نیست♪
♪میدونم امیدم به باد میره♪
♪تنها کاری که از دستم برمیاد افسوس خوردنه♪
♪میدونم مثل یه رویاست♪
♪مثل تخیلی که تحت اراده من نیست♪
♪کی میتونم معنای زندگی رو پیدا کنم♪
♪به تعهدی که دادیم♪
♪ربطی نداره♪
♪زندگی خیلی سخته♪
♪میدونم که جدا میشیم♪
♪ناامید کنندهست اما اهمیتی نمیدم♪
♪حتی اگه تنها امید باقی مونده باشه♪
♪به بهترینها امیدوارم♪
♪امیدوارم کنارم بمونی♪
♪امیدوارم نیازی به نگاه کردن به گذشته نداشته باشم♪
♪بدون هیچ حرفی رفتی♪
♪من تو خاطراتم اسیر شدم♪
♪میدونم که فقط درد به همراه داره♪
♪اما چرا هنوز دارم دعا میکنم♪
♪یه زندگی عالی♪
♪متعلق به من نیست♪
♪میدونم امیدم به باد میره♪
♪تنها کاری که از دستم برمیاد افسوس خوردنه♪
♪میدونم مثل یه رویاست♪
♪مثل تخیلی که تحت اراده من نیست♪
♪کی میتونم معنای زندگی رو پیدا کنم♪
♪به تعهدی که دادیم♪
♪ربطی نداره♪
♪زندگی خیلی سخته♪
♪میدونم که جدا میشیم♪
♪ناامید کنندهست اما اهمیتی نمیدم♪
♪حتی اگه تنها امید باقی مونده باشه♪
♪به بهترینها امیدوارم♪
♪امیدوارم کنارم بمونی♪
♪امیدوارم نیازی به نگاه کردن به گذشته نداشته باشم♪
♪میدونم مثل یه رویاست♪
♪مثل تخیلی که تحت اراده من نیست♪
♪کی میتونم معنای زندگی رو پیدا کنم♪
♪به تعهدی که دادیم♪
♪ربطی نداره♪
♪زندگی خیلی سخته♪
♪میدونم که جدا میشیم♪
♪ناامید کنندهست اما اهمیتی نمیدم♪
♪حتی اگه تنها امید باقی مونده باشه♪
♪به بهترینها امیدوارم♪
♪امیدوارم کنارم بمونی♪
♪امیدوارم نیازی به نگاه کردن به گذشته نداشته باشم♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.